الرئيسية  اتصل بنا  خارطة الموقع   
 
 
  إرسل لنا كتاب | أخبرنا عن خطأ  
أ ب ت  ...




كتابخانه ابن طاووس- اتان گلبرگ

كتابخانه ابن طاووس

اتان گلبرگ


[ 3 ]

كتابخانه ابن طاووس واحوال وآثار أو مؤلف: إتان گلبرگ مترجمان: سيد على قرائي رسول جعفريان

[ 7 ]

بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه ناشر زماني كه با نام اين كتاب در ليست كتابهاى بعضى مراكز انتشاراتي بزرگ خارج از كشور برخورد كردم علاقمند شدم تا بى درنگ در خواست خريد آن را نمايم، به دنبال اين در خواست وپس از چند روز كتاب به كتابخانه رسيد. با ملاحظة كار مؤلف آقاى " إتان كلبرگ " روشن شد كه كتاب از چند نظر قابل توجه است، نخست آنكه: به لحاظ تتبع وتحقيق يكى از كارهاى خوبى است كه تا كنون در اين زمينه انجام شده است. دوم آنكه: در سراسر كتاب حداكثر بى طرفي رعايت شده است. سوم: اين كاربا وجود محدوديت موضوع گام مهمى در كتابشناسى اسلامي بويژه شيعه مى باشد. پس از بررسى كتاب با همفكرى دوستان تصميم گرفته شد تا به كار ترجمه اين اثر كه متناسب با كار ونام كتابخانه است پرداخته شود وبحمد الله بنا به پيشنهاد اينجانب برادر عزيزمان جناب آقاى رسول جعفريان موافقت كردند تا با همكارى دوست دانشور خود آقاى مهندس سيد على قرائي متن انگليسى كتاب رابه فارسي ترجمه نمايند، كتابخانه نيز مصمم شد تا در آستانه برگزارى كنگره هزاره شيخ بزرگوار مفيد اعلى الله مقامه الشريف آن را چاپ ومنتشر سازد. با تشكر فراوان از اين دو عزيز كه درمدت زماني نسبتا كوتاه ترجمه اين كتاب را آماده كردند. قم - دكتر سيد محمود مرعشى نجفى متولى وسرپرست كتابخانه وواحدهاى تابعه

[ 9 ]

بسم الله الرحمن الرحيم والحمد لله رب العالمين پيشگفتار مترجمان باسپاس از خداوند متعال براى توفيق ترجمه اين اثر چند نكته را ياد آور مى شويم: أ: بايد توجه داشت كه كتاب به لحاظ توجه نسبتا استثنايى خود به موضوعي خاص، كتابي با ارزش بوده ودر زمينه كتابشناسى اثرى نوين وتلاشى سودمند به شمار مى آيد. تحقيق، تتبع ودقت مؤلف از جاى جاى آن نمايان است. نگاهى گذرا به كتاب مى تواند دامنه ووسعت كار را از يك سو ودقت وعمق آن رااز سوى ديگر آشكار سازد. دراين باره با توجه به اينكه كتاب در منظر خوانندگان عزيز است توضيح بيشترى نمى دهيم، در عين حال از احترام مؤلف به ابن طاووس وامانتدارى وى درنقلها و بى طرفي أو در طرح مباحث ستايش مى كنيم. ب: با توجه به فرصت كوتاهى كه براى ترجمه در اختيار داشتيم - وتصميم بر آن بود تا زمان برگزارى كنگره هزاره شيخ مفيد (فروردين 1372) به انجام رسد - فرصت

[ 10 ]

مراجعه براى بررسى مواردي كه احتمالا مى توانست توضيح بيشترى داشته به دست دهد، در اختيار ما نبود. در عين حال تنها در موارد بسيار اندكى در صورتي كه در همان حين ترجمه امكان مراجعه أي بوده ونكته أي به نظرمان آمده در پاورقى با علامت o آورده ايم، طبعا مى توان در بسيارى از موارد با پيگيرى بيشتر مسايل تازه أي را مطرح كرد بويژه كه مؤلف نسخه هاي فراوان خطى آثار ابن طاووس راكه در كتابخانه هاي ايران بوده در اختيار نداشته است. ج: در ترجمه شماره صفحات متن انگليسى را در كنار صفحات آورده ايم، اين مسأله بيشتر به دليل حفظ دقت در فهرستهايى از كتاب بوده كه براساس صفحات تنظيم شده است، فوايد ديگراين امر از نظر دانش پژوهان مخفى نيست. د: در " فهرست " كه باب چهارم كتاب را تشكيل مى دهد، به دلايل متعدد ترتيب الفبايى آن را كه بر اساس حروف لاتين بود تغيير نداديم، يكى از اين دلايل آن بود كه مؤلف اولين بارى كه اثر مؤلفي را مطرح كرده مآخذ شرح حال وى رانيز آورده وطبعا تغيير دادن ترتيب آن، مشكلات ديگرى را پديد مى آورد. براى جبران آن، فهرست آثار را براساس الفباى فارسي تنظيم كرده ودر فهارس پايانى كتاب آورده ايم. همين امر در مورد آثار خود ابن طاووس (باب دوم) نيز صادق است. اگر كتاب با دو نام يا بيشتر شهرت دارد در فهرست الفبايى همه آنها آمده وبا عنواني كه كتاب در ذيل آن عنوان شناسانده شده، ارجاع داده شده است. ه‍: فهارس كتاب (به جز فهرست اعلام، امكنه ومفاهيم) تا آنجا كه مربوط به " فهرست " (باب چهارم) مى شود براساس شماره رديف كتاب در همان فهرست است، اما درصورتى كه كتابي شماره نداشته با علامت " ص "، صفحه كتاب را مشخص كرده ايم كه طبعا منظور صفحه شمارى انگليسى در كنار صفحات كتاب است. و: مؤلف درآغاز باب چهارم درباره علايمي كه در فهرست به كار برده به تفصيل سخن گفته است، در عين حال به اختصار در آغاز كتاب نيز از آن علايم ياد كرده كه درهمين جا بدان اشاره مى كنيم: تأليفاتي كه ابن طاووس مع الواسطة از آنها استفاده كرده است.

[ 11 ]

* تأليفاتي كه بخشى از آنها در منابع ديگر (غير از كتابهاى ابن طاووس) باقى مانده است. يك ستاره در مورد آثار ابن طاووس به اين معناست كه بخشى از كتاب (اعم از آنكه يك جلد يا يك نقل مستقيم باشد) باقى مانده است (نه به طور كامل). * * تأليفاتي كه هيچ بخشى از آنها درمنابع ديگر باقى نمانده است. [ اگر ستاره روى آثار ابن طاووس باشد نشانگر نسخه خطى آن اثر است كه مؤلف از آنها استفاده كرده يك ستاره نسخه اول، دو ستاره نسخه دوم وسه ستاره نسخه سوم، مشخصات اين نسخه ها در كتابنامه ابن طاووس در قسمت فهارس كتاب آمده است ]. + براى تأليفاتي است كه مؤلفان آنها غير امامى هستند. ؟ تأليفاتي كه يا مجهول المؤلف بوده ويا وضعيت [ مذهبي ] مؤلفي كه ابن طاووس براى آنها ياد كرده براى ما ناشناخته است. براى كتابي كه كلمه به كلمه از آنها نقل نشده بلكه تنها به آنها اشاره شده يا از آنها نقل به معنى شده به كار رفته است. - > اين علامت كه در ادامه آن نام كتاب آمده، اختصاص به مواردي دارد كه كتابي در همين فهرست آمده وبدان ارجاع شده است. درباره مؤلف يعنى آقاى كلبرگ نيز بايد گفت كه ايشان به سال 1943 متولد شده وتحصيلات خود را در برخى از دنشگاههاى فلسطين اشغالي وآكسفورد به انجام رسانده است. ايشان پيش از اين دو كتاب منتشر كرده يكى تصحيح " جوامع آداب الصوفية " و " عيوب النفس ومداواته " (هر دو از أبو عبد الرحمن سلمى) در يك مجلد (قدس 1976)، وديگرى كتابي باعنوان " عقيده وقانون در تشيع امامى " (1991 ,.) aldershot به علاوه، مقالات متعددى از ايشان در برخى از نشريات مختلف به چاپ رسيده است. (تا كنون حدود 25 مقاله)، مقالاتي نيز در دائرة المعارف ايرانيكا، دائرة المعارف اسلام چ 2 ودائرة المعارف اديان از وى به چاپ رسيده است. در حال حاضر مؤلف در دانشگاه hebrew در فلسطين اشغالي مشغول تدريس وتحقيق مى باشد.

[ 12 ]

در پايان از لطف حضرت حجة الاسلام والمسلمين دكتر سيد محمود مرعشى كه پيگير مستمر ترجمه اين اثر بود وبراى چاپ سريع آن اقدام كردند سپاسگزارى مى كنيم. از دوستان عزيزى كه كار حروفچينى وصفحه بندى كتاب را با صبر وحوصله انجام دادند برادران جاويدى، عزيزى، آزادى نژاد وفتح اللهى تشكر مى كنيم. سيد على قرائي - رسول جعفريان 22 بهمن 1371

[ 13 ]

پيشگفتار مؤلف در تاريخ ادبيات شيعه دوازده امامى شخصيت برجسته رضى الدين على بن موسى بن طاووس جايگاه ويژه أي را به خود اختصاص داده است. أو متعلق به خاندانى سرشناس ومردى پرهيزگار وعالمي بزرگ بود، همچنين أو در جريان رخدادهاى خطيرى كه در تاريخ اسلامي روى داد داراى نقشى محدود - اما قابل ملاحظة - بود. با اين حال اهميت ابن طاووس بيش از اين است، أو نماينده آخرين نسلى است كه بيشتر ادبيات متقدم شيعي را كه بعدا به صورت غير قابل برگشتى از ميان رفت، در اختيار داشت. تأليفات برجاى مانده وى تا حدودى به ما كمك مى كند تا كتابخانه أو را باز سازى كرده ودرباره علائق وآفاق فكرى يك عالم مسلمان را در آخرين سالهاى دوره عباسي آگاهيهايى بدست آوريم. به علاوه تعداد زيادي از متون شيعي وسنى كه وى در نوشته هايش به آنها ارجاع داده وبيشتر آنها بدست ما نرسيده اطلاعات با ارزش و منحصر بفردى را بطور عموم درباره ادبيات عربي قرون ميانه در دسترس ما قرار مى دهد. اطلاعات فنى كه وى عرضه كرده در دوره ومحيط وى همانندى نداشته و داراى جزئياتي نظير قدمت كتابها، قطع واندازه نسخه هايى است كه وى از آنها بهره برده است. ابن طاووس يك نمونه كم نظير است از شخصي بخصوص با كتابخانه أي خاص كه مى توان در روش كار وى مطالعه كرده وبه كمك آن فضاى كلى محيط وى را ارزيابى كرد.

[ 14 ]

در حالى كه ابن طاووس در جهان تشيع شهرت بسزائى دارد، براى جهان دانش غربي بطور نسبي ناشناخته است. وستنفلد () wustenfeld كه نام وى را درنسخه أي ملاحظة كرده وظاهرا اولين دانشمند غربي است كه از أو نام برده از أو با عبارت " شخصي ناشناخته با نام على بن موسى... ابن طاووس " ياد كرده است. (1) همچنين وى براى ahlwardt ناشناخته بوده است. (2) نه در چاپ اول ونه چاپ دوم دائرة المعارف اسلام هيچ مدخلى درباره ابن طاووس نيامده است. كتاب die zwolfer - schti ' a از rudolph strothmann كه بيش از شصت وپنج سال پيش تأليف شده تنها نوشته عمده أي است كه درباره ابن طاووس نگاشته شده وتنها يك تأليف أو درآن مورد بررسى تفصيلي قرار گرفته است. (3) تعدادى از دانشمندان مسلمان نسبت به اهميت منحصر به فرد بودن ميراث ادبى ابن طاووس آگاه بوده (4) وگامهاى اوليه براى بدست آوردن دفاين آن برداشته شده است. (5) هدف اين بررسى نيز پيشبرد كاردر همين مسير است. به اميد ارائه تصويري جامع از جهان ابن طاووس تا حد ممكن. من برآنم تا از كسانى كه به صورتهاى مختلف درآفرينش اين اثر سهمي داشته اند سپاسگزارى كنم. frank stewart تمام متن را به دقت خوانده وهمانند گذشته درباره شكل ومحتواى كتاب پيشنهادات وتذكرات ذى قيمتي را عرضه كرد. gerd grabhoff نكات متعدد مربوط به هيئت ونجوم را روشن كرده ودرحل مشكلات فنى در تهيه متن


; 1. f. wustenfeld , der tod des husein ben , ali und die rache , gottingen , 3881 , p. vi. see also p. 1 , n. 1 - lbn tawus , k al - luhuf 2. w. ahlwardt verzeichnis der arabischen handschriften der koniglichen bibliothek zu berlin , 7891 - 99 , viii , p. 684) in the descripton of ms. berlin 7712 , consisting of ibn tawuss taraif 3. z. matar , thefaraj al - mahmum of ibn tawus a thirteenth century work on astroiogy. 3 1986 berlin and astrologers vork university بخش عمده اين پايان نامه شامل ترجمه وشرح ابواب 5 - 8 كتاب فرج المهموم مى باشد. 4. نك‍: محمد رضا الشبيبي، مورخ العراق ابن الفوطى، بغداد 2 / 1، 1378، صص 229 - 240، مقدمه حامد الخفاف بر فتح الابواب صص 29 - 30، مقدمه محققان بر: اليقين 2 صص 36 - 38. 5. براى جزئيات بيشتر نك‍: آغاز باب سوم.

[ 15 ]

حروفچينى شده راهگشا بوده است michael cook بخش قابل ملاحظة أي ازكتاب را با دقت موشكا فانه مورد بررسى قرار داده وبا تذكرات خود، تا حدودى بربهبودى متن افزوده است. wilferd madelung مرا از تعداد زيادي از كتابهاى مهم آگاه ساخته و برخى از افرادي را كه در متن از آنها ياد شده براى من شناسانده است. Yohanan Friedmann همواره مترصد چاپهاى جديد آثار ابن طاووس بوده ومرا در كشفيات خود سهيم ساخته است. افراد زير نيز سخاوتمندانه سؤالات مراپاسخ داده اند و بدين ترتيب با ياد از آنان، از آنها سپاسگزارى مى كنم: , michel abitbol , reuven amitai - prwiss , meir bar - asher , malachi beit - arie , gerhard bowering , william c - chittick , patricia crone , daniel gimaret , simon hopkins , david king , ella landau - tasseror , richard h - rouse - sabine schmidtke , sarah stroumsa , david wasserstein and jast witkam werner diem وكامران امير ارجمند در جريان بازديد من از كتابخانه شيعي در بخش مطالعات شرقي در دانشگاه كلن به من كمك كردند همچنين gail levin در jewish national وكتابخانه دانشگاه در قدس. ونيز عاليه حاجى وجلال بدخشانى و ديگر اعضاي كتابخانه مؤسسه مطالعات اسماعيلي در لندن , dougland , s. crow tamer duke - cohan و nurit tsafrir در آمريكا و yehuda litani در قدس. من از محيط دوستانه انستيتوى مطالعات پيشرفته پرنستون فراوان بهره بردم بطورى كه قسمتي از اين تحقيق در سالهاى 1986 - 1987 در آنجا انجام شد. بيشتر از همه مديون همسرم bat - sheva وفرزندانم ophir و yaron هستم. آنان صبورانه زحمت آماده سازى اين كتاب را تحمل كردند. اين كتاب را به عنوان نشانه كوچكى از تشكر و سپاس خودم، به آنان تقديم مى كنم.

[ 17 ]

باب اول زندگى وانديشه

[ 19 ]

فصل اول: زندگى رضى الدين أبو القاسم على بن سعد الدين أبي ابراهيم موسى بن جعفر بن محمد بن احمد بن محمد بن طاووس (طاؤوس) در 15 محرم سال 589 (1) هجري در شهر حله به دنيا آمد. از طرف پدر، نسبش رابه حسن بن على (ع) مى رساند واز طرف مادر به امام حسين (ع) (2) به همين دليل لقب وى ذو الحسبين بود. (3) جد مادرى أو مؤلف ومحدث ورام بن ابى فراس النخعي (م 2 محرم 605 در حله) (4) وجده مادرى أو دختر يا نواده أبو


(1) كشف المحجه ص 4. تاريخ رجب 587 كه على بن انجب ابن الساعي (م 674، مق‍: - > تاريخ [ ابن الساعي ] ارائه داده اشتباه است، گر چه گفته شده كه أو آنرا از خود ابن طاووس بدست آورده (نك‍: ابن زهره، غاية ص 58، مق‍: مقدمه محمد مهدى الخراسان بر چاپ دوم فلاح السائل ص 5 پاورقى 1) كلمه " سبع " در 587 مى تواند به جاى " تسع " خوانده شده باشد اما نمى توان رجب را به محرم اشتباه گرفت. (2) كشف المحجة ص 118، ابن عنبة، عمدة الطالب ص 156. (3) فلاح السائل صص 2 / 1، 264 / 240، جمال الاسبوع ص 2، كشف المحجة ص 193، مهج الدعوات ص 342، فرج المهموم ص 1، اليقين صص 5 / 122، 45 / 209. (4) درباره أو نك‍: منتجب الدين صص 195 - 196 ش 522، ابن الاثير، كامل 12 / 282، ابن الساعي، الجامع المختصر في عنوان التواريخ وعيون السير ج 9 تحقيق مصطفى جواد، بغداد 1353 صص 271 - 272، رياض العلماء 5 / 282 - 286، روضات 8 / 177 - 179، الانوار الساطعة صص 197 - 198، بروكلمان، ذيل 1 / 709. درباره اينكه ورام از اعقاب يكى از افراد قبيله جاوان كردى است نك‍: مصطفى جواد: جاوان، القبيلة الكردية المنسية ومشاهير

[ 20 ]

جعفر طوسى (5) است كه ابن طاووس غالبا به وى با عنوان " جدى " اشاره مى كند (ظاهرا بمعناي نياى من نه جد من) (6). يكى از اجداد أو أبو عبد الله محمد بن اسحاق بن الحسن (زندگى احتمالا در اوايل قرن چهارم) از اولين كسانى بوده كه مقام نقابت را در " سوراء " (سورا) بر عهده داشته است. (7) أو را طاووس مى خواندند از آن روى كه قيافه اش زيبا و پاهايش نازيبا بود (يا بدين دليل كه زيبايى وحماقت در وى جمع شده بود !)، وخانواده وى باهمين لقب شهرت يافتند. (8) برخى از اعقاب وى، بعدا به حله وبغداد مهاجرت كردند. (9) ابن طاووس در حله رشد يافت وتحصيلات آغازين خود را در آنجا گذراند. روشن است كه وى در سال 602 در حله بوده است. (10) أو از نزد پدرش سعد الدين موسى كه ما درباره وى، تقريبا چيزى نمى دانيم درس خواند، همانطور كه خود مى گويد: پدر و نيز جد وى ورام، بيشترين نفوذ را بر وى در سالهاى رشدش داشته اند وبه أو فضيلت، تقوى وتواضع را ياد داده اند. (11) پدر أو كه " كتاب المقنعه " مفيد (12) را به وى معرفى كرد بايد شخصي با علائق عالمانه باشد. وى در هنگام وفات، احاديثي را كه جمع آورى كرده وبر صفحات متفرقه نگاشته بود از خود بر جاى گذاشت. ابن طاووس اين مواد را


الجوانيين، مجلة المجمع العلمي العراقى 4 / 1، 1375، صص 84 - 121، در صص 114 - 116، الشبيبي، مورخ العراقى ابن الفوطى ج 2 / 1، بغداد 1378 صص 188 - 189، مصطفى جواد، مورخ العراق ابن الفوطى، مجلة المجمع العلمي العراقى 6، 1378 صص 371 - 547، در ص 404 پاورقى 3، الثقات العيون ص 327 پاورقى 1. (5) براى نسبت دقيق نك‍: بحثي كه در مستدرك الوسائل، چاپ سنگى، ج 3 ص 471، ذريعه 2 / 310 پاورقى آمده است. (6) به عنوان مثال نك‍: فتح الابواب ص 237، فلاح السائل صص 14 - 15 / 11 - 12 , 194 / 178، اقبال صص 334 / 87 - 88 (ابن طاووس در آنجا، طوسى را اين گونه توصيف مى كند: جد پدرم به توسط مادر أو. (7) بحار الانوار 107 / 44، روضات 4 / 325. مق‍: ياقوت، البلدان 3 / 278. (8) رياض 1 / 73، روضات 4 / 325. (9). ابن عنبه، عمدة الطالب ص 156. در اينجا اشاره به " سوراء المدينة " است كه ظاهرا اسم ديگرى براى سوراء است. (10). مق‍: فرج المهموم ص 146. (11). كشف المحجة ص 109. (12). اقبال الاعمال ص 334 / 87، الانوار الساطعة ص 185، نك‍: - > كتاب المقنعة. (*)

[ 21 ]

در چهار مجلد فراهم آورده وبراى هر جلد خطبه أي ساخته وعنواني به مجموع آنها داد. اين تأليف كه به نام " كتاب فرحة الناظر وبهجة الخواطر " ناميده مى شود يكى از تأليفات نخستين وى مى باشد. بنابر اين بايد پدر وى، در وقتى كه أو جوان بوده فوت كرده باشد. (13) ديگر اساتيد نخستين وى عبارت بودند از أبو الحسن على به يحيى الخياط (يا حناط) السوراوى الحلى كه از أو در ربيع الاول 609 اجازه أي دريافت كرد (14) و ديگرى حسين بن احمد السوراوى كه زير نظر وى برخى از تأليفات أبو جعفر طوسى را تعلم كرد، أو در جمادى الثاني 609 به ابن طاووس اجازه داد. (15) ابن طاووس از وطن خود به بغداد رفت. اين بعد از ازدواج وى با زهرا خاتون دختر وزير شيعي ناصر بن مهدى (م 617) بود. (16) انديشه اين ازدواج از پدر ومادر وى بود. (17) ابن طاووس به اين ازدواج چندان راغب نبود با اين تصور كه وصلت با اين خانواده


(13). مق‍: ابن طاووس، كتاب فرحة الناظر. اسماعيل بغدادي، تاريخ در گذاشت موسى را در حدود 620 نوشته بدون ياد از منبع اين تاريخ (هدية العارفين، استانبول 1951 - 1955 ج 2 ص 479). تنها چيزى كه با يقين مى توان گفت اين كه والدين ابن طاووس در سال 635 در گذشته بودند. وى در فلاح (كه آنرا در همان سال يا سال پيشين شروع كرده) اشاره به قبر آنها در نجف كرده وآرزوى خود را براى خاكسپارى در كنار آنها ياد مى كند (نك‍: فلاح ص 74 / 71 واز آنجا الانوار الساطعة ص 185، مق‍: كشف المحجة ص 111). (14). فلاح السائل صص 14 - 15 / 12، 180 / 165، اقبال صص 522 / 308، 527 / 312، جمال الاسبوع ص 23، اليقين صص 79 - 80 / 280. مق‍: فتح الابواب ص 264 (لنا منه اجازة بكل ما ويرويه). درباره على بن يحيى نك‍: رياض 4 / 286 - 288، الانوار الساطعة صص 118 - 119. (15). فلاح السائل صص 14 / 12 (واز آنجا: روضات 4 / 333)، 180 / 165، اقبال ص 674 / 461، جمال الاسبوع ص 23، اليقين ص 79 / 280 (در آنجا تاريخ اجازه جمادى الثاني 607 آمده است). درباره حسين بن احمد نك‍: رياض 2 / 20 - 21، الانوار الساطعة 45 - 46. (16) كشف المحجة ص 111. ابن مهدى (قبل از بركنارى وى توسط خليفه الناصر) پست هاي مهمى در فاصله سالهاى 597 - 604 داشته از جمله وزارت در سال 602 - 604،. نك‍: ابن طقطقى، الفخري، بيروت 1386 صص 325 - 326، ابن زهره، غايه صص 62 - 63، harmann در كتاب nasir صص 145 - 151. (17). محتملا ابن مهدى اهداف خاص خود را از اين ازدواج داشته، چرا كه ادعاى علوى بودن وى در معرض ترديد قرار داشته است (وكان يدعى انه شريف علوى وقد طعن في نسبه، نك‍: أبو شامة ص 124) ازدواج دختر أو در خانواده أي معتبر، تنها مى توانسته آبرو واعتبار أو را بالا برد.

[ 22 ]

أو را به مسائل دنيوى خواهد كشاند. بعد از اين وى به حرم موسى بن جعفر (ع) رفت تا در اين باره استخاره كند وتا زمان به دست آوردن پاسخ مبنى بر درستي اين ازدواج در آنجا باقى ماند. (18) تاريخ دقيق ازدواج وى را نمى توان تعيين كرد. از يك سو، مى دانيم كه ابن طاووس در سال 603 در بغداد بوده، (19) اما روشن نيست كه اين تنها يك سفر بوده يا به عنوان يك داماد جديد در آنجا زندگى مى كرده است. از سوى ديگر گزارش شده است كه وى تقريبا براى پانزده سال در بغداد مانده است. (20) اگر اين گزارش درست باشد أو نمى توانسته پيش از اواسط دهه 620 در آنجا سكونت گزيده باشد، زيرا (همانطور كه نشان خواهيم داد) وى دار الخلافة را در سال 641 يا اندكى قبل از آن ترك كرده است. در آن صورت ازدواج أو نيز نمى توانسته پيش از اواسط دهه 620 باشد. درباره همسر واولاد احتمالي وى چيزى نمى دانيم. تنها چيزى كه روشن است اين كه وى در سال 649 كه كشف المحجة را نگاشته همسرش زنده نبوده وفرزندان وى را ام ولدهاى وى بدنيا آورده بودند. (21) ابن طاووس بعد از استقرار در بغداد، با عده أي از مقامات رسمى محلى كه تعدادى شيعه بوده يا گرايش شيعي داشتند آشنا شد. أو بويژه با مؤيد الدين محمد بن احمد ابن العلقمي (م 656) استاذ الدار (وزير آخرين خليفه عباسي مستعصم) (22)، روابط تزديكى داشت. وى با يكى از برادران ابن علقمي وفرزند أو عز الدين أبو الفضل محمد بن محمد صاحب المخزن دوست بوده است. (23) ابن طاووس به مستنصر عباسي (خلافت از 623 - 640) آن مقدار نزديك بود كه مى توانست براى كمك مالى براى دو عالم نجوم شناس نيازمند: بدر الاعجمي وكثير الدين محمود بن محمد وساطت موفقيت آميز


(18) كشف المحجة ص 111. درباره استخاره نك‍: - ابن طاووس، كتاب فتح الابواب. (19). أو (مهج الدعوات ص 212) مى نويسد كه در بغداد، در آن سال، تأليفي به خط عبد السلام بصرى ديده است (نك‍: - > كتاب اخبار وانشادات). (20). اين نكته مبتنى بر مطلبي است از شهيد اول (نك‍: بحار 107 / 45، روضات 4 / 338). (21). كشف المحجة ص 138، مق‍: دائرة المعارف چ 1 مقاله " ام الولد " [ از ] j. schacht دركشف المحجة ص 111 كلمات رضوان الله عليها رابعد از نام زهرا خاتون مى افزايد. (22). المضايقة ص 35 / 347. (23) بحار 107 / 44، الانوار الساطعة ص 150. (*)

[ 23 ]

كند. (24) آنگونه كه ابن طاووس المستنصر براى أو در جانب شرقي خانه أي فراهم كرد. در همين خانه (در نزديكى مأمونيه در درب البدريين) (25) بود كه عالم شيعي اسعد بن عبد القاهر الاصفهانى را كه از أو روايت مى كند در صفر سال 635 ملاقات كرد. (26) اسعد بن عبد القاهر همراه با محمد بن جعفر بن هبة الدين نما (م 645) (27) از راويان


(24). فرج المهموم صص 126 - 127. نيز نك‍: الانوار ص 24، 178 - 179. (25). درباره " مأمونية " نك‍ به عنوان مثال: ياقوت البدان ج 5 ص 44 زير مورد، 1924 g. le strange baghdad during the abbasid caliphate , oxford , index زير مورد من غير از اين اشاره به درب البدريين نديده ام. اين نام نشانگر اين است كه اين منطقه از نزديك باب بدر يعنى جايى كه يكى از دروازهاى قصر بوده (le strange در) baghdad صص 270 - 271، مق‍: الحوادث الجامعه صص 2، 104، 124، 133) شروع مى شده واز وسط محله بدريه مى گذشته است (مق‍: ابن الاثير، لباب ج 1 ص 127، الحوادث الجامعه صص 2، 72، 89، 90، 130، 132، 161، 166، 169) (به علاوه محلاتي كه در نزديك آن قرار داشته مثل: المقتديه، مق‍: پايين). ابن طاووس در اليقين ص 79 / 179، به سكونت خود در دارالحوبه (يا حربة) اشاره مى كند. اين نام، ناشناخته است (آيا مى توان اين اسم را به صورت دار الحربيه اصلاح كرد، به اين معنى كه به محله حربيه شمال بغداد منتهى مى شده است ؟)، اما بايد همان درب البدريين باشد چون وى اشاره به همان ملاقات با اسعد بن عبد القاهر مى كند كه آنرا در اليقين (ص 181 / 473) ياد كرده است. ابن طاووس (نك‍: فتح الابواب ص 233 واز آنجا روضات ج 4 ص 328) مى گويد: زماني كه أو در قسمت غربي بغداد بوده كسى به دنبال وى مى گشته است، اما اين لزوما به اين معنى نيست كه وى در آنجا زندگى مى كرده است. مق‍: حيات صفى الدين أبو جعفر محمد بن معد كه مورد عنايت خليفه الناصر بود، وزير مؤيد الدين القمى به أو اصرار كرد تا از حله به بغداد بيايد ووى را در يكى از خانه هاي خود در دار الخلافة سكونت داد (يا به أو بخشيد) (ابن زهره، غاية ص 83). (26). فلاح السائل ص 15 / 12 (از آنجا: روضات ج 4 ص 334)، جمال الاسبوع صص 169 - 170، سعد السعود صص 232 - 233، اليقين صص 79 / 279، 181 / 473. مق‍: اقبال ص 674 / 461، جمال الاسبوع ص 172. نامه كامل وى را أبو السعادات عماد الدين اسعد بن عبد القاهر بن اسعد بن محمد بن هبة الله بن حمزه عماد الدين الاصفهانى ياد كرده اند. بجاى " ابن اسعد " " بن سفرويه " (سفروه، سقروه، شفروه، شقروه) ضبط شده كه يا مربوط به لقب جد (پدرى) أو ويا جد (اعلاى) أبو السعادات است. تاريخ وفات وى روشن نيست. در اعيان الشيعه ج 9 ص 143 143، صفر 635 آمده است. اما اين بايد نتيجه اختلاط با تاريخي باشد كه ابن طاووس در آن تاريخ از وى روايت كرده است. براى اطلاعات بيشتر نك‍: رياض 1 / 81 - 82، روضات 1 / 102. ابن طاووس دو تأليف اسعد را روايت كرده، نك‍: - > كتاب الفائق على الاربعين، و - > كتاب رشح الوالاء. (27). درباره أو نك‍: عاملي، امل الامل 2 / 310، الانوار الساطعة صص 154 - 155، نيز نك‍: الاجازات صص 18 - 19 / 43. (*)

[ 24 ]

مهم كتاب " فتح الابواب " ابن طاووس است. (28) آشنايى ابن طاووس با ابن نما از دوره جوانى بود، زماني كه ابن نما درس فقه به وى آموخته واجازه روايت كتب مختلف را، كه در ميان آنها بخش نخست " كتاب النهاية " شيخ طوسى بود، به وى داد. (29) علماى ديگرى كه ابن طاووس نزد آنها درس خواند عبارتند از: تاج الدين حسن بن على الدربى، (30) نجيب الدين محمد السوراوى، 31 صفى الدين محمد بن معد بن على الموسوي كه از وى " المواليد " (32) ابن خشاب را در دهه آخر صفر 616 روايت كرده، (33) شمس الدين فخار بن معد بن فخار الموسوي (م 630) كه از أو احاديث مروى از خليفه الناصر را روايت كرده است، (34) كمال الدين حيدر بن محمد بن زيد الحسينى كه از وى در 16 جمادى الثاني 620 روايت كرده است، (35) سديد الدين سالم بن محفوظ بن عزيزه (يا: عزيزه) الحلى كه به أو دو كتاب تبصره وبخشى از متن كلامي " المنهاج " را درس داد، (36) جبرائيل بن احمد السوراوى، (37) على بن الحسين بن احمد بن على بن ابراهيم بن محمد


(28). نك‍: فتح الابواب ص 328 (فهرست اعلام). (29). نك‍: كشف ص 130، - > كتاب النهاية. (30). فرحة الغرى صص 62، 90، 111، الانوار الساطعة صص 38، 40. (31). الانوار الساطعة صص 158 - 159. به گفته رياض (5 / 375 - 376)، نام صحيح وى يحيى بن محمد بن يحيى بن الفرج السوراوى است. (32). نك‍: فهرست زير همين عنوان. (33). اليقين ص 178 / 468، نيز نك‍: فرحة الغرى ص 52 محمد بن معد كه به عنوان محدث و نسابه معروف بود، عمر طولاني داشته است، نك‍: ابن زهره، غايه صص 83 - 86، رياض 5 / 183، الانوار الساطعة ص 175، مقدمه محقق كتاب بر كشف المحجة ص ك. ابن طاووس تعليقي از أو نقل مى كند، نك‍: فهرست. (34). نك‍: - > فضايل امير المؤمنين. درباره فخار (فخار يا فخار) نك‍: رياض 4 / 319 - 331، روضات 5 / 346 - 349 اعيان 42 / 262 - 263، الانوار الساطعة صص 129 - 130، الخراسان در مقدمه بر فلاح 2 (ص 8) مى گويد: فخار در دهه آخر صفر سال 616 به ابن طاووس اجازه داده است. شاهد الخرسان در اليقين ص 135 / 381 آمده است اما چنين تاريخي در آنجا نيامده است. الخرسان بايد اطلاعاتى كه درباره محمد به معد آمده با فخار بن معد اشتباه كرده باشد. (35). اليقين ص 187 / 485، الانوار الساطعة صص 57 - 58. (36). رياض 2 / 412، الانوار الساطعة صص 71 - 72. (37). فلاح صص 269 - 270 / 244 - 245 (ما وجدناه بخط جبرائيل بن احمد السوراوى رحمه الله ونحن نروى عنه كل ما رواه (*)

[ 25 ]

أبو الحسن العلوى الجوانى، (38) حسين بن عبد الكريم الغروى، (39) ومحيى الدين محمد بن عبد الله بن على بن زهره الحلبي. (40) ابن طاووس شيوخ غير امامى نيز داشته، وى روايت خود از آنها را چنين توجيه مى كند كه نقل از آنها براى شيعه بدليل مصلحتي است كه در روايت از آنها وجود دارد. (41) از جمله آنها: محمد بن محمود ابن النجار (م 643) كه ابن طاووس ذيل تاريخ بغداد أو را روايت وتلخيص كرده است، (42) ديگرى مؤيد الدين محمد بن محمد القمى بود كه در عهد وزارتش اجازه روايت از خود به أو داده است. (43) المستنصر چند بار كوشيد تا ابن طاووس را به سياست بكشاند، أو مى خواست تا به توسط قمى وزير وديگر امراء به أو مقام نقابت تمامى طالبي ها واگذار كند. اين اصرار چند سال ادامه داشته اما وى از پذيرفتن آن سرباز زده است. (44) اين پيشنهاد مى بايست ميان سالهاى 623 (شروع خلافت مستنصر) و 629 (سال بركنارى واعدام القمى) بوده


(38). فلاح صص 246 / 223 - 224، ابن طاووس كتابي [ نامه أي، في كتابه الينا ] كه على به أو نوشته نقل مى كند. افندي (رياض 3 / 418) اين عبارت را از فلاح السائل نقل مى كند واز آن استنباط مى كند كه على شيخ يا استاد ابن طاووس بوده باشد. (39). فرحة الغرى صص 144، 145، الانوار الساطعة ص 49. (40). فرحة الغرى صص 36، 136، نامه دانشوران (درباره آن مق‍: Storey ج 1 / 2 صص 1173 - 1174، ذريعة 24 / 21 ش 110) 1 / 162، الانوار الساطعة صص 160 - 161. نيز نك‍: رياض 5 / 114. اين ادعاى آقا بزرگ (الانوار ص 136) كه قريش بن السبيع (سبيع) العلوى را بايد يكى از شيوخ ابن طاووس بشمار آورد، نتوانستم به اثبات برسانم. نك‍ - > كتاب فضل العقيق. (41). الاجازات ص 19 / 43. (42). نك‍ - > ابن طاووس، كتاب التحصيل، - > ذيل تاريخ بغداد، سعد السعود ص 73. ابن طاووس از وى اجازاى براى روايت " الجمع بين الصحيحين " حميدي نيز دريافت كرد (فتح الابواب ص 149). (43). نك‍ - > فرج المهموم ص 187. در آنجا القمى به عنوان صاحب الوزير ناصر بن المهدى توصيف شده است. املاى " كثير القمى " كه در فرج المهموم آمده خطاست، درست آن كه در فرج المهموم * (برگ 125 - پ) آمده الوزير الكبير القمى است. براى " القمى " نك‍: الحوادث الجامعه صص 33 - 35، Hartmann، الناصر صص 151 - 152. (44). كشف صص 112 - 114، مق‍: بحار 107 / 44، روضات 4 / 338 واز آنجا: 92.. Strothmann , p در ابن عنبه، العمدة، ابن عنبه آنگونه كه در نامه دانشوران 1 / 176 نقل شده، خليفه پيشنهاد كننده را اشتباها الناصر لدين الله ياد كرده است. (*)

[ 26 ]

باشد. (45) المستنصر نيزبدون موفقيت كوشيد تا ابن طاووس را وادار به دادن فتوى كند. (46) همچنين در اينكه وى را به عنوان سفير خود نزد حاكم مغول بفرستد ناكام ماند. (47) وى در باره اينكه در چه موقعيتي از أو چنين در خواستى كرده اند، اشاره نمى كند اما محتمل است كه بعد از شكست نيروهاى مسلمان بدست مغولان در نبرد خانقين در پايان سال 635 بوده است. (48) در پايان جنگ، سفير جورماغون، امير مغول قفقاز، به بغداد آمد (ربيع الثاني 636) وخليفه أو را با سفير خود جعفر بن محمد بن احمد بن عباس البطائحى، ناظر التركات، فرستاد، أو كه در نزديك قزوين با جور ماغون ملاقات كرد و


(45). حادثه أي كه اربلى در كشف الغمه 3 / 283 - 286 بيان كرده وخواند مير (حبيب السير، تهران 1333 ش، 2 / 107 - 108) آن رابازگو مى كند مربوط به همان سالهاست: يك نفر به نام اسماعيل بن حسن الهرقلى كه از دملى در ران چپ خود رنج مى برد به حله آمد واز ابن طاووس يارى خواست، ابن طاووس (كه بايد براى سر زدن به وطن خود رفته باشد) أو را نزد اطباى محلى فرستاد وآنها گفتند كه تنها راه علاج در آوردن دمل است اما اين عمل مى تواند منتهى به مرگ اسماعيل شود. ابن طاووس وى را به بغداد برد اما اطباى آنجا نيز همين عقيده را داشتند. اسماعيل به سامرا رفت تا در مشهد ائمه [ ع ] دعا كند. در آنجا به پيرمردى برخورد كرد كه وى را معالجه كرد وخود را به عنوان امام دوازدهم معرفى نمود. وقتى اين خبر به بغداد رسيد، القمى وزير از ابن طاووس خواست تا در اين داستان تحقيق كند. ابن طاووس با گروهى به ديدار اسماعيل رفت ووقتي ديد كه دمل كاملا از بين رفته (معجزه أي كه تنها امام مى توانست آنرا انجام دهد) بيهوش شد. پس از آن بن طاووس، اسماعيل را نزد القمى برد واو نيز وى را نزد المستنصر برد. (46). كشف المحجة صص 111 - 112. (47). كشف المحجة صص 113 - 114. رفتار دوستانه المستنصر نسبت به ابن طاووس، با توجه به سياست خشن ضد شيعه أو كه گزارش شده، قابل ملاحظة است (مق‍: ابن فضل الله العمرى، مسالك الابصار في ممالك الامصار، تحقيق: فؤاد سزگين از انتشارات مؤسسه تاريخ علوم عربي - اسلامي، سرى c چاپ عكسي ج 46 كتاب يازده، فرانكفورت 1988 ص 197). در مقابل ابن طاووس، أبو حفص عمر السهروردى (م 632) پذيرفت تا مأموريتهاى سياسي را از طرف خليفه عباسي (الناصر) انجام دهد. نك‍: Hartmann، الناصر ص 245 - 250، (عوارف المعارف) , R. Gramlich , die Gaben der Erkenntnisse desumar as - Suhrawardt. 13 - 9. Wiesbeden , 8791. , pp (48). درباره اين جنگ نك‍: ابن العبرى، مختصر تاريخ الدول، بيروت (بى تا) [ 1978 - 1979 ]، ص 251، الحوادث الجامعه صص 109 - 113، مق‍: (المقريزى، كتاب السلوك لمعرفة دول الملوك ج 1 / 2، تحقيق: محمد مصطفى زياده، قاهره 1936 ص 273 (در ذيل حوادث سال 636) درباره خانقين نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " خانقين " [ از:. ] P. Schwarz جورماغون (جورمون). م

[ 27 ]

در سال بعد بازگشت. (49) محتمل است كه بطائحى را بعد از امتناع ابن طاووس برگزيده باشند. احتمالا ابن طاووس در سال 638 هنوز در بغداد بوده است، زيرا وى از سفري به سامرا در 13 ذى قعده آن سال سخن مى گويد ومحتمل است كه اين سفر را از دار الخلافه انجام داده باشد، (50) اما در سال 641 أو به حله بازگشته بود. وى شهر را با دوست واستاد خود محمد بن محمد القاضى الآوي الاعجمي (م 654) براى زيارت نجف در 17 جمادى الثاني 641 ترك كرد ودر آنجا در كنار روضه حضرت على [ ع ] يك كشف عرفاني براى وى رخ داد [ فورد على من فضل الله واقباله، والمكاشفة ما كدت ان اسقط إلى الارض ]. (51) در نيمه آخر سال 642 أو به بازديدى كه در دوره سكونت در بغداد از حله كرده اشاره مى كند. (52) اما اينكه چه چيز ابن طاووس را وادار به ترك بغداد كرده معلوم نيست. ممكن است به دليل مرگ المستنصر ونيز خواست خود وى در داشتن يك زندگى ساكت به دور از حيله هاي شيطاني (چنانكه أو بغداد را اين


(49). الحوادث الجامعه صص 113 - 114، ناظر تركات بايد مسئول ديوان التركات الحشريه باشد و اين مسئوليت در اختيار گرفتن زمينهاى بدون وارث بوده، واين املاك مربوط به دولت مى بوده است. يكى از اين مأموران أبو محمد عبد العزيز بن دلف البغدادي (م 26 صفر 637) بوده كه پسرش جانشين وى گرديد، نك‍: ابن رجب، ذيل ج 2 صص 218 - 219 واز آن: Hartmann، الناصر 211، مورد ديگرى كه مسئول اين املاك بود (تولى الناظر في التركات) أبو سعد محمد بن سعيد بن محمد بن عمر الرزاز (م 3 ذى الحجة 572) بود، نك‍ - > ابن الدبيثى، ذيل تاريخ مدينة السلام بغداد، تحقيق: بشار عواد معروف ج 1، بغداد 1974 صص 280 - 281، المنتظم 10 / 268. مق‍: Dozy زير مورد " حشر ". درباره جورماغون نك‍: اشپولر، تاريخ مغول در ايران (متن آلمانى) چ سوم، برلين 1968 فهرست اعلام. (50). مهج الدعوات ص 296 واز آنجا: نامه دانشوران 1 / 167. (51). المضايقة صص 36 / 348 - 349، مق‍: كشف ص 115. درباره الآوي، نك‍: بحار ج 107 صص 34 - 35، رياض 5 / 157، روضات 6 / 320 - 323، الانوار الساطعة صص 172 - 173. أو زماني به توسط يكى از امراى جورماغون زندانى شد. نك‍: علامه حلى، منهاج الصلاح (مق‍: ذريعه 23 / 164 ش 8510، Schmidtke صص 115 - 116) واز آنجا: نوري، جنة الماوى، بحار 53 / 199 - 336 در ص 221. ابن طاووس در اقبال ص 687 / 469 أو را با عبارت " برادر من " ياد مى كند. (52). فتح الابواب ص 223. (*)

[ 28 ]

چنين توصيف مى كند) (53) بوده باشد. فرزند بزرگ وى محمد المصطفى در 9 محرم 643 د رحله دو ساعت وپنج دقيقه (بعد مضى ساعتين وخمس دقايق) بعد از غروب آفتاب به دنيا آمد. (54) در آن زمان، احمد برادر ابن طاووس نيز در همانجا زندگى مى كرده است. (55) بعد از آن، ابن طاووس به نجف رفته وسه سال در آنجا ماند. (56) در آنجا فرزند دوم وى على در 8 محرم 647 دو ساعت وشانزده دقيقه بعداز غروب به دنيا آمد. (57) بعد از آن با رفتن به كربلا، وى كوشيد تا از اجتماع فاصله بيشترى گرفته وبه اين قصد همان مدت در آنجا بماند. (58) در كربلا بود كه كشف المحجة را نوشته وفرج المهموم (23 محرم 650) (59) واقبال (در 13 جمادى الاول 650) را تكميل كرد. (60) ظاهرا أو از 645 تا 648 در نجف واز 649 تا 652 در كربلا بوده است. بعد از اقامت در كربلا بر آن بود تا سه سالى نيز به سامرا كه نقطه دورترى بوده - همچون ديرى در بيابان - برود. (61) همانگونه كه ابن طاووس مى گويد أو تا جايى كه خود مى دانست، [ أو مى خواست ] اولين شخصي باشد كه با خانواده خود در


(53). كشف ص 111 (محل حبائل الشيطان). (54). كشف صص 4، 151، التشريف ص 5. درباره اينكه غروب، شروع روز اسلامي است نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ميقات " [ از:. ] D. A. King (55). أو حل الاشكال في معرفة الرجال را در 23 ربيع الثاني 644 در حله، در خانه أي در كنار خانه أي كه مربوط به ورام جد أو بود تكميل كرد. (رياض 1 / 74، ذريعه 3 / 386، 7 / 85، به نقل از: التحرير الطاووسي از حسن بن شهيد ثانى. (56). كشف ص 118. (57). كشف ص 4، عبارت چنين است: بعد مضى ثانيتين وستة عشرة من يوم الجمعه ثامن محرم. اما آنگونه كه پروفسور (D. A. King در تماس شخصي) به من گفت، ثانتين بايد، تصحيف شده ساعتين باشد. به گفته وى، ممكن است ابن طاووس براى تعيين وقت از روى ستارگان از زيج استفاده كرده باشد به اين صورت كه ارتفاع ستاره را بوسيله اسطرلاب گرفته وآنرا با جدولهاى زيج (براى تعيين وقت) تطبيق داده باشد. من از پرفسور King متشكرم كه اين مسأله را روشن كرد. ممكن است ملاحظات طالع شناسانه خاصى در اين دقت ابن طاووس در ثبت تاريخ تولد فرزندان وى نهفته باشد، مق‍: كشف المحجة ص 137. (58). كشف ص 118. (59). فرج المهموم ص 260. (60). اقبال ص 225 / 728، نيز نك‍: باب دوم فصل دوم. (61). كشف ص 118. (*)

[ 29 ]

عتبات سه گانه شيعه مانده باشد (62) بازگشت أو را به بغداد در سال 652 مى توان به عنوان اولين قسمت سفر أو به سامرا تصور كرد. اما به عللى نامشخص أو در دار الخلافة ماند. ظاهرا أو خانه قديمي خود را نگاه داشته بود. (63) در 21 محرم 655 وى گزارش مى كند كه در خانه خود در المقتديه بوده است. (64) اين محله د ر شمال باب بدر قرار داشته وبه همين دليل، اين اشاره، محتملا به همان خانه درب البدريين مى باشد. ابن طاووس در جريان سقوط بغداد به دست مغولان در آن شهر بود. أو مى گويد: در همين روز است كه دولت عباسي خاتمه يافت. آن شب ترسناك بوده اما به أو وخانواده اش صدمه أي نرسيده است. (65) بعد از آنكه هلاكو داخل شهر شد، گفته مى شود كه علما را در المستنصريه جمع كرد واز آنان خواست تا درباره اينكه كداميك از حاكم عادل كافر يا حاكم ظالم مسلمان افضل هستند، فتوى بدهند. در ابتدا علما از دادن جواب ابا كردند به استثناى ابن طاووس كه ضمن نوشته أي تأييد كرد كه حاكم كافر عادل بهتر است. شايد بدليل ترس از هلاكو ويا به احترام أو، ديگران از وى تبعيت كرده وآن سند را امضاء كردند. (66) هلاكو برخورد خوبى با ابن طاووس داشت. وى در 10 صفر 656، ابن طاووس


(62). كشف صص 118 - 119. (63). فرج المهموم ص 147. (64). اقبال ص 56 / 585. در اقبال نام محله تصحيف شده است. در اقبال 1: المفيدية ودر چ 2 " المقيدية " آمده است. درباره المقتدية نك‍: ياقوت، البلدان 4 / 315 (زير مورد قراح) Le Strange، بغداد صص 283 - 286. نيز در ارتباط با أبو تميم معد بن الحسين الموسوي (م 617) كه خانه وى در المقتديه، زماني به عنوان مهمانسراى رسمى دولتي مورد استفاده بوده بدان اشاره شده است، نك‍: الحوادث الجامعه صص 77، 88 - 89، 119، 165. مق‍: ابن الساعي، الجامع المختصر ج 9 ص 38. (65). اقبال ص 57 (المفيدية) / 586 (مقيديه) در همين تاريخ است كه شكافى در برج العجمي بوجود آمد، مغولان را قادر به دسترسى به استحكامات كرده وتسليم واقعى 6 روز بعد از آن صورت گرفت. نك‍: 1335 - 1258 , R. Wu , The Fall of Baghdad and the Mongol Rule in al - irag تز دكترا، دانشگاه 1974 Utah صص 86 - 87. من از دكتر R. Amitai - preiss براى اين ارجاع متشكرم. (66). ابن طقطقى، الفخري ص 17، براى بحثي روشنگر منشأ ومعناي ديدگاهى كه در فتوى منعكس شده نك‍:) * (J. Sadan , " Community and Extra - community as a Legal and Literary

[ 30 ]

را احضار كرده وبه وى ودوستان أو امان داد. ابن طاووس هزار نفر را جمع كرده ودر حفاظت افرادي كه هلاكو فرستاده بود به حله رفت. (67) وى نمى توانست زياد در آنجا مانده باشد زيرا وى مى گويد در نهم محرم 658 در خانه اش در نجف بوده است. (68) اندكى بعد از آن، ابن طاووس بار ديگر در بغداد بود (69) (أو در 14 ربيع الاول 658 در خانه اش در مقتديه بود). در آن تاريخ، أو اجازه أي براى نقل تأليفي (تشريف بتعريف وقت التكليف) كه به تازگى تمام كرده بود، داد (70) برگشت أو به دار الخلافة، محتملا مربوط به تعيين وى توسط هلاكو به عنوان نقيب علويان بوده است، اين تعيين به نقل ابن طاووس در 656 رخ داده است. (71) اين تاريخ باگزارشى كه ابن طاووس در سال 661 نقيب النقباى انتصابى علويان عراق شده ناسازگار است. (72) شايد دو منصب بوده، يكى تعيين وى به عنوان نقيب علويان بغداد (اين باگزارشى كه " ابن طاووس نقابت طالبيان بغداد را داشت " سازگار است) وديگرى تعيين بعدى أو به عنوان نقيب النقباى همه علويان عراق. (73) اين امر سازگار بانقلى است كه درباره ابن طاووس آمده: أو كه برمتكاى سبزى تكيه زده - رنگ سبز علوى كه جاى رنگ سياه عباسي را گرفته بود - وبه شعر على


. 115 - 102. Problem ,) Ios , 01 , 0891 , pp متن ابن طقطقى در صص 114 - 115 تحليل شده است (بجاى رشيد الدين، رضى الدين بخوانيد). (67). اقبال ص 59 / 588. (Strothmann ص 9 2) در گفته خود كه ابن طاووس در زمان سقوط بغداد در نجف بوده اشتباه كرده است. شايد جمله أي در روضات (4 / 338) كه ابن طاووس در نجف بود، و " في دولة المغول " به بغداد برگشته أو را گمراه كرده باشد. (68). تشريف ص 5. (69). مق‍: بحار 107 / 45. (70). تشريف ص 17 (بجاى المفيدية بخوانيد المقتديه). (71) الولاية على العلويين، به احتمال زياد برابر با عنوان " ولاية النقابة على ذوى الانساب " كه عنوان رسمى نقيب بوده مى باشد. (مق‍: Hartmann، الناصر ص 153 پاورقى 144)، اقبال صص 58 / 586، 71 / 600. (72). الحوادث الجامعه ص 350، Strothmann ص 93، مق‍: L. Massignon در " " Cadis et naqtbs baghdadie ns در مجله WZKM، 51، 1948 صص 106 - 115 ص 115 پاورقى 1. (73). ابن زهره، غايه ص 58. (*)

[ 31 ]

بن حمزه، كه وى را با على بن موسى الرضا [ ع ] مقايسه مى كند، گوش مى كرد. (74) موضع ابن طاووس در برابر مغولان چه بوده است ؟ در اين باره مواد اندكى وجود دارد كه بتوان به آنها استناد كرد. دراقبال نسبت به حاكم مغول (ملك الارض) تشكر كرده ومى گويد كه براى أو دعا خواهد كرد. (75) وى خود را نسبت به تعيينش براى نقابت از سوى هلاكو بى تفاوت مى داند. ابن طاووس يكى از كتابهاى خودش را به توسط صاحب ديوان براى هلاكو فرستاد. (76) بر خلاف، شاهدى از ابن عنبه (828) د ردست داريم (با اذعان به اينكه منبعي متأخر است) كه ابن طاووس در ابتدا بر آن بوده تا اين منصب را نيز نپذيرد اما بعد از اينكه نصير الدين طوسى از قصد وى آگاه شد، به وى هشدار داد كه اين تصميم منجر به قتل وى خواهد شد. (77) ابن عنبه د ر تأليف فارسي خود الفصول الفخريه، مى نويسد كه ابن طاووس توسط هلاكو به اجبار واكراه نقيب النقبا شد. (78) اگر


(74). ابن زهره، غاية ص 146، گرچه گزارشات مربوطه محل رخداد را نمى گويد، محتملا در بغداد روى داده است. " مرتبه " بيشتر در مراسم وتشريفات مورد استفاده قرار مى گرفته است. مق‍: 69 - 51. J. Sadan , " A propos de martaba , " REI , 14 , 3791 , pp وهمان مؤلف در: 1976 , Le mobilier au Proche - Orient medieval , Leiden فهرست، زير مورد، بر خلاف گفته اشپولر، علوى نقيب موصل كه عده أي از مسيحيان به خانه اش پناه بردند ابن طاووس نبوده است. (576.) Ber Hebraeus , Chronicon syriacon , ed. P. Bedjan , Paris , 0981 , p مق‍: Strothmann ص 94، (242.) Die Mongolen in Iran , p (75). اقبال صص 59 / 588، 71 / 600. (76). اين عنوان شمس الدين جوينى (م 683) است. نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " جوينى، شمس الدين " [ از: ] B. Spuler در آنجا ابن طاووس مى نويسد: العلاء صاحب ديوان المماك المعظمة الشمسي (الملاحم والفتن ص 156 / 172)، شايد اين اشاره به برادر جوينى، علاء الدين عطاملك (م 681) باشد، مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله جوينى، علاء الدين از: ([.) W. Barthold - ] J. A. Boyle من به Dr. R. Amitai - Preiss بخاطر اشارات مفيدى كه در اين باره كرده متشكرم. نيز نك‍: الشبيبي، مؤرخ العراق ابن الفوطى ج 2 / 1 ص 230. (77). نامه دانشوران 1 / 176 - 177 به نقل از ابن عنبه در عمده، مق‍: الانوار الساطعة ص 116. اين مواد در چاپهاى " عمده " كه من ملاحظة كردم نيامده (بمبئى، 1318، نجف 1380، بيروت 1390) واحتمالا از نسخه طولاني تر اين تأليف اخذ شده كه گفته مى شود به صورت نسخه خطى باقى مانده است. مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن عنبه " از [ ; ] b. scarcia amoretti چاپ بمبئى 1318 داراى متن كوتاه ترى است نه طولاني تر آنطور كه در اين مقاله فرض شده است. (78). ابن عنبه، فصول الفخريه صص 131 - 132. -

[ 32 ]

اين مطلب درست باشد، بايد نظريه strothmann را كه ابن طاووس اين منصب رابا رغبت در سايه حكومت مغول پذيرفته رد كنيم. وى بعد از احراز اين منصب، بنظر مى رسد كه پذيرفت تا در شرايط جديد بر وى واجب بوده كه چنين منصبى را داشته باشد. اين عقيده، أو را به مرور زمان وادار كرد تا در اين انديشه باشد كه امور بزرگترى در انتظار اوست، همانطور كه در اقبال (79) گزارش مى كند، وى در كتاب ملاحم بطائني (زندگى در نيمه نخست قرن سوم) روايت امام صادق [ ع ] را خوانده بود كه بعد از نابودى دولت عباسي، شخصي عادل از اهل البيت بر امت محمد [ ص ] حكومت خواهد كرد وبعد از آن قائم [ ع ] ظهور خواهد كرد. (80) ابن طاووس معتقد (وغلب ظنى وعرفت) واميدوار بود كه أو همان شخص عادل باشد. چون وى به هر حال، يكى از اعقاب امام موسى بن جعفر [ ع ] بوده ومقام ولايت بر علويان (الولاية على العلويين) داشت. اين انديشه در 12 ربيع الاول 662 در فكر أو ظهور كرده است. ابن عنبه ياد آور شده است كه بعد از تعيين أو به عنوان نقيب از طرف هلاكو، وى سه سال ويازده ماه عهده دار اين مقام بوده وپس از آن در حالى كه هنوز اين سمت را داشت در گذشت. (81) اين مطلب وقتى معنا مى دهد كه اولا تعيينى كه ابن عنبه از آن سخن مى گويد در سال 661 باشد وثانيا اين كه ابن طاووس اين مقام را در اوائل محرم آن سال بدست آورده باشد. (82) اين را بايد خاطر نشان كرد كه اطلاعات ابن عنبه بطور كامل در منابع ديگر نيامده است. در برخى منابع، از اينكه ابن طاووس اين مقام را


. در نسخه خطى عمدة الطالب (كتابخانه آية الله مرعشى بدون شماره) نيز اين مطلب آمده [ فتقلد نقابة النقباء كارها ]. م (79). اقبال صص 71 / 599 - 600. (80). براى يك روايت مشابه مق‍: البحراني، الكشكول ج 3 صص 187 - 188، 323 - 324. در اين روايت امام على [ ع ] پيشگويى مى كند كه يك شاه ترك (مغول) دولت عباسي را نابود خواهد كرد وقدرت را به شخصي عادل از آل پيغمبر واگذار خواهد كرد. گفته مى شود اين شخص يا مهدى موعود [ ع ] است يا بنيانگذار خاندان صفوي (كه به نام وارث نهايى دولت مغول فرض شده است).. در اين باره نيز نك‍: اربلى، كشف 2 / 285 (چاپ دو جلدى تبريز 1381). م (81). نامه دانشوران 1 / 177 به نقل از عمده. (82). در هر حال تنها سه سال وده ماه ميان تعيين ابن طاووس ودرگذشت وى وجود دارد. (*)

[ 33 ]

در سه سال ويازده ماه داشته سخن بميان آمده اما اينكه در وقتى كه اين مقام را داشته در گذشته باشد، نيامده است. (83) اطلاعاتى كه درمنابع ديگر آمده با سخن ابن عنبه منافات دارد. تاج الدين ابن زهره گزارش كرده است كه ابن طاووس از مقام نقيب النقباء در اواخر زندگيش بركنار شد. (84) اگر اين گزارش درست باشد محتمل است كه اين بر كنارى در شرايطي كه درباره آن چيزى نمى دانيم (85) موجب اين گفته شده كه بر اساس آن، وى و برادرش احمد كشته وشهيد شدند. (86) امكان دارد كه نخستين مؤلفي كه به عنوان شهيد به ابن طاووس اشاره مى كند محمد بن مكى العاملي (م 786) است كه خودش بعد از وفات بخاطر اعدام وى توسط سلطان مملوكي برقوق (87) به عنوان شهيد اول شناخته شد. آنچه در باره سالهاى آخر زندگى ابن طاووس مى دانيم ناچيز است. وى اولين بخش كتاب ملاحم را در 15 محرم 663 د رخانه اش در حله، زماني كه در سفر زيارتي از بغداد به نجف و كربلا در آنجا توقف كرد، تكميل نموده است. (88) أو به تعدادى از شاگردان در جمادى الاول 664 اجازه داده است. (89) ابن طاووس درصبح دوشنبه پنجم ذى قعده سال 664 در بغداد وفات يافت. (90) آرزوى وى به دفن شدن در نجف برآورده گرديد. (91)


(83). بحار 107 / 45، روضات 4 / 338 strothmann ص 93. (84). ابن زهره، غاية ص 58، عبارتي كه آمده چنين است: " كفت يده " همان عبارت همانجا درباره محمد المصطفى فرزند ابن طاووس نيز بكار رفته است. مى گويد: أو را نقيب تعيين كرده وبعد: كفت يده عن ذلك. اين عبارت به معناى " عزل " استفاده مى شود، به عنوان مثال نك‍: الحوادث الجامعه صص 356 (ولما كفت يده انقطع في داره "، 292 (ثم عزل فانقطع في بيته). (85). آيا حكام مغول از افكار أو درباره آينده آگاهى يافته اند ؟ (86). البحراني، الكشكول 1 / 307 (به نقل از كتابي از بعض الفضلاء)، رياض 1 / 74. (87). ذكرى الشيعه في احكام الشريعه، ج 1، تهران 1271 ص 119. احتمالا مقصود از بعض الفضلا در پاورقى شماره قبل شهيد اول باشد. (88). الملاحم والفتن صص 81 / 82 / 92. بدين جهت بايد أو خانه قديمي را در حله نگه داشته باشد يا اجازه داده باشد اعضاي خانواده اش در آنجا زندگى كنند. در المضايقة كه د ر 18 ربيع الثاني 661 تكميل شد، (نك‍: باب دوم فصل دوم) ابن طاووس " از خانه أي كه اكنون در آن زندگى مى كنم " ياد مى كند. نك‍: المضايقة ص 3 8 / 351. (89). ذريعه 1 / 222، - ابن طاووس، اجازه (براى قسينى). براى ليستى از شاگردان ابن طاووس نك‍: الخرسان، مقدمه براى چاپ دوم فلاح السائل صص 9 - 10، الانوار الساطعة ص 117. مشهورترين آنها علامه حلى بود. مق‍: schmidtke ص 18. (90). اختر شناسانى كه از آنها پرسيده بود تا چه مدت زنده خواهد بود، چندان دروغ نگفتند، بيشتر (*)

[ 34 ]

هيچ گزارشى در باره اينكه ابن طاووس عراق را جز براى زيارت مكه در سال 627 ترك كرده باشد، وجود ندارد. (92) در الامان كه به احتمال در بازگشت به بغداد نوشته شده (93) أو مى گويد: سفرهاى أو در شمال از سامرا ودر جنوب از نجف فراتر نمى رود (94) ونشانه أي از اينكه اين الگو در سالهاى بعد عوض شده است وجود ندارد. اطلاعي از اينكه وى دوباره به حج رفته در دست نيست زيرا اين كار خطرناكى د رآن زمان بوده ودر برخى مواقع هيچ كاروانى از عراق بيرون نمى رفته است. ظاهرا وضع مالى ابن طاووس مناسب بوده است. در وصيت وى به فرزندش محمد مى گويد كه در تأسى به سنت رسول خدا [ ص ] وعلى [ ع ] هيچ طلا ونقره أي براى فرزندانش به ارث نخواهد گذاشت. (95) وبجاى آن تنها املاك وزمينهايى كه در سالهاى متمادي خريدارى كرده بود باقى خواهد گذاشت. 95 وى تأكيد مى كند كه ثروت في حد نفسه مذموم نيست تا زماني كه انسان با اين آگاهى وعلم عمل كند كه همه املاك از آن


گفتند 75 سال شمسي ويكى 74 سال شمسي. دو نفر ديگر بيش از هشتاد سال شمسي مهلت دادند نك‍: فرج المهموم صص 150 - 151. (91). درباره تقاضاى ابن طاووس نك‍: فلاح صص 73 - 74 / 71. كسانى كه قبل از ابن طاووس خواستند تا اجسادشان براى تدفين به يكى از عتبات شيعه برده شود فراوان بودند، نك‍: الشبيبي، مورخ العراق ابن الفوطى ج 2 / 1 صص 92 - 97. منابع اوليه صريحا مى گويند ابن طاووس د ر نجف دفن شده است نك‍: الحوادث الجامعه ص 356، بحار الانوار 107 / 45، 206 - 207، 208 (به نقل از شهيد اول). مؤلفان بعدى كمتر در اين باره يقين دارند. بحراني مى گويد: اكنون محل دفن روشن نيست (لؤلؤة البحرين، نجف 1386 ص 241 واز آنجا: روضات 4 / 338، نيز نك‍: نامه دانشوران 1 / 177). قبر مشهورى منسوب به على بن طاووس (اشاره به خود أو يا فرزند أو على) در حله وجود دارد، مق‍: مقدمه محققين بر چاپ دوم اليقين ص 112، كركوش 1 / 26 (با دو عكس قبر، بين صفحات 24 - 25). نوري طبرسي از عقيده أي ياد مى كند كه اين قبر ابن طاووس است اما خود ترديد دارد (مستدرك چ سنگى 3 / 472، مق‍: قمى، فوائد الرضوية ص 337). (92). فلاح صص 70 - 71 / 68 - 274 69 / 248. درباره حج از عراق در آن سال نك‍: الحوادث الجامعه ص 16. در دوره المستنصر، ابن طاووس براى زيارت قبر امام رضا اجازه يافت، اما وقتى كه به أو گفته شد در اين سفر ماموريت ديپلماتيك را نيز انجام دهد، نرفت، مق‍: كشف المحجة ص 148. (93). نك‍: باب دوم فصل دوم. (94). الامان صص 143 / 150 - 151. (95). كشف صص 122 - 123. (*)

[ 35 ]

خداوند است. (96) ابن طاووس در نسلهاى بعدى به عنوان " صاحب الكرامات " معروف شد. أو خود از حوادث معجزه آسايى كه برايش رخ داده مواردي را نقل مى كند. ونيز گزارش شده كه باامام دوازدهم [ ع ] در تماس مستقيم بوده است. (97) گفته مى شود كه علم به اسم اعظم به أو اعطاء گرديد اما اجازه اينكه آن را به فرزندانش بياموزد داده نشد. ابن طاووس به فرزندانش مى گويد كه اسم اعظم همچون مرواريدهاى درخشان در نوشته هاي وى پراكنده بوده وآنان با خواندن مكرر آنها مى توانند آن را كشف كنند. (98) ابن طاووس سه برادر داشت اما درباره سن آنها چيزى نمى دانيم. (99) يكى شرف الدين أبو الفضل محمد بود كه د رسقوط بغداد در سال 656 كشته شد واعقابي از خود برجاى نگذاشت. (100) برادر ديگر وى عز الدين الحسن، دو سال قبل از آن در گذشت. (101) از سه پسر عز الدين در منابع ياد شده است: أبو الحسن سعد الدين موسى كه به عنوان " زاهد "


(96). كشف صص 123 - 125.. ابن عنبه نيز (نجف 1380 ص 191) أو را صاحب الكرامات مى شناساند. م (97). نك‍: الضايقه 39 / 353، مهج الدعوات ص 296، روضات 4 / 328 ومواردى كه در: المستدرك چاپ سنگى 3 / 467 - 469 گرد آورى شده است. ابن طاووس در فرج المهموم * برگهاى 174 - پ إلى 176 - ر / [ ند فرج المهموم ص 259 ] درباره تعداد اشخاصى كه حضرت مهدى (عج) را ملاقات كرده يا از آن حضرت پيامهايى را دريافت كرده اند ياد مى كند، ولى در اين عبارت، أو از تجربه هاي خود در اين باره چيزى نمى گويد. به اين عبارت در عاملي، اثبات 7 / 362 - 363 اشاره شده است. (98). نامه دانشوران 1 / 163 (به نقل از آنچه كه احتمالا نقل از متن طولاني عمده ابن عنبه است).. همانطور كه مؤلف حدس زده اين عبارت در نسخه خطى عمدة الطالب كبير (قم كتابخانه آية الله مرعشى بدون ش) صص 624 - 625 آمده است [ ويقال انه كان يعرف اسم الله الاعظم فيحكى عنه انه قال لولديه: انه استخرت الله مرارا حتى اعلكما اياه فنهيت عن ذلك وانه لمكتوب في كتبي التى في خزانتى فعليكم بمطالعة الكتب ]. م (99). مق‍: ابن عنبه، عمده صص 156 - 157، روضات 1 / 75. (100). الحوادث الجامعه ص 328، مصطفى جواد: مورخ العراق ص 400 به نقل از: نسخه خطى العسجد المسبوك فيمن ولى اليمن من الملوك از أبو الحسن الخزرجي (م 812)، نك‍: بروكلمان 2 / 235، كه ظاهرا منبع أو تاريخ ابن الساعي بوده است. مق‍: الانوار الساطعة ص 176. (101). نك‍: اعيان ج 23 / 329 - 330. (*)

[ 37 ]

توصيف شده است، (102) قوام الدين أبو طاهر احمد (م 704) كه در دوره هاي ارغون (حكومت 683 - 690) وگيخاتو (690 - 694) امير الحاج بوده است، (103) ومجد الدين محمد كه مقام مبرزى در جامعه امامية داشته است. زماني كه هلاكو قبل از سقوط بغداد به شهر نزديك شد وى به همراه پدر علامه حلى وابن ابى العز فقيه (104) به ديدار أو رفت. آنها به هلاكو گفتند كه بر مبناى پيشگويى على عليه السلام، أو به دولت عباسي پايان خواهد داد. (105) مجد الدين، مبلغ زيادي پول نزد هلاكو فرستاده، أو " كتاب البشارة " را به نام وى نوشت وبدين صورت توانست حله والنيل ونجف وكربلا را از غارت وويرانى نجات دهد. مجد الدين به عنوان نقيب بلاد فراتيه (البلاد الفراتية) تعيين شد (106) اما اندكى بعد از آن در گذشت. (107) برادر سوم، مؤلف وشاعر جمال الدين أبو الفضايل احمد پدر غياث الدين عبد الكريم (م 693) بود كه به نوبه خود كتابهاى چندى نگاشته است. (108) جمال الدين پيش از برگشتن به حله، به مصر سفر كرد. بعد از پيروزى مغول، نصر الدين طوسى وى را نزد حاكم مغول آورده، ووى، ملك بزرگى (ضيعة) در حله به أو داد ووى بسيار


(102). ابن الفوطى، تلخيص مجمع الاداب في معجم الالقاب تحقيق: مصطفى جواد ج 4 / 1، بغداد 1382، ص 110. (103). ابن الفوطى، تلخيص مجمع الاداب ج 4 / 4، دمشق 1387، صص 757، 762، كركوش تاريخ الحله 1 / 88. مق‍: ابن بطوطة، الرحله، قاهره 1346، 1 / 110. (104). درباره أو نك‍: الانوار الساطعة صص 165 - 166. (105). الحلى، كشف اليقين، ايران 17 1298 - 18، مق‍: الحوادث الجامعه ص 330. نيز نك‍: strothmann صص 42 - 47، schmidtke ص 15 وارجاعاتي كه در پاورقى ش 10 آمده است. (106). " البلاد الفراتية "، اين اصطلاح با " الاعمال الفراتية " يكى است كه شامل " عانه، الحادثه، هيت، الانبار، الحله، الكوفه وقوسان " مى شده است (الحوادث الجامعه ص 303، مق‍: همان صص 319، 332). (107). ابن عنبه، عمده ص 157. مق‍: الحوادث الجامعه صص 330 - 331، 336، كركوش 1 / 74، الانوار الساطعة ص 1 57. (108). غياث الدين در صفر 663 از ابن طاووس روايت كرده است، نك‍: فرحة الغرى ص 36. نيز نك‍: فرحة الغرى صص 52، 57، 62، 72، 90، 111، 112، 136، 144، 145، نك‍ بطور كلى: ابن فوطى، تلخيص مجمع الاداب ج 4 / 2 صص 1194 - 1195، روضات ج 4 صص 221 - 224، اعيان 38 / 80، الانوار الساطعة ص 91 - 92. (*)

[ 38 ]

ثروتمند شد. وى در حله بسال 673 در گذشت. (109) ظاهرا تقسيم چهارگانه حديث به صحيح، حسن، موثق وضعيف درادب شيعه، گويا توسط جمال الدين احمد مطرح شده وبه دست شاگردش علامه حلى تشريح گرديد. (110) جمال الدين درباره برخى از مسائل عقيدتي، آراء ويژه أي داشته است. أو بر ضد اين عقيده عام امامية استدلال كرد كه اعقاب فاطمه همچون زيد بن على [ ع ] كه بر ضد حكام قيام كردند. د رجهنم قرار نمى گيرند اگر چه بر خطا باشند، از آن روى كه اعقاب فاطمه آتش را لمس نخواهند كرد. (111) ابن طاووس علاوه بر دو پسر، چهار دختر داشته است. (112) اسامى دو نفر از آنها ثبت نشده، دو تاى ديگر يكى شرف الاشرف (113) وفاطمة (114) بوده اند. اين دو دختر بزرگتر از پسران بوده اند: در سعد السعود كه در سال 651 تأليف شده، ابن طاووس با افتخار مى گويد هردو دخترش قرآن را حفظ كرده اند. شرف الاشرف در آن موقع دوازده سال وفاطمة كمتر از نه سال داشته است. ابن طاووس دو نسخه قرآن را براى اين دو دختر وصيت كرد. (115) بزرگترين پسر ابن طاووس، جلال الدين بود كه از وى با جلال الدين (و صفى الدين) محمد (م 680) نقيب بغداد ومشهد [ نجف ] - قبل از بركنارى اش - ياد


(109). الحوادث الجامعه صص 382، 480، ابن داود، الرجال صص 45 - 47، ابن زهره، غايه ص 57، ابن عنبه، عمده ص 156 - 157، التفرشى، نقد الرجال، تهران 1318، ص 191، عاملي، امل الامل 2 / 29 - 30، رياض 1 / 73 - 77، يوسف البحراني، لؤلؤة البحرين صص 243 - 245، روضات 1 / 66 - 68، كركوش 1 / 26 - 30، 88، قمى، فوائد صص 39 - 40، اعيان 10 / 275 - 285، الانوار الساطعة صص 13 - 14. در مستدرك چ سنگى 3 / 466 تاريخ وفات أو 677 ضبط شده است. براى چاپ اخير زهرة الرياض (كه مجموعه أي از حكم، ادعيه و وصاياست، مق‍: ذريعه 12 / 74 ش. 510) أو نك‍: تراثنا 5 / 1 محرم - ربيع الاول 1410 صص 139 - 238 (تحقيق: اسد مولوى). (110). مدرسي ص 48 ش 2. (111). ابن زهره، غايه ص 128. (112) المضايقة ص 40 / 354. (113). الامان ص 116 / 128، كشف المحجة ص 86، سعد السعود ص 26. (114). سعد السعود ص 27. (115). سعد السعود صص 26، 27. وى همان زمان، تصميم گرفت تا كتابهاى ديگر را براى دو فرزند پسر واولاد پسر احتمالي آينده وصيت كند " چون آنها بيش از دختران به كتابها نياز دارند " (كشف ص 35). (*)

[ 39 ]

شده است. (116) أو فرزندى از خود برجاى نگذاشت. برادر كوچك محمد، كه (مانند پدر) أبو القاسم على ناميده مى شده، بعد از فوت برادرش محمد، به عنوان نقيب تعيين شد. (117) محتملا وى براى مدتي در " البطائح " زندگى مى كرده است. (118) على گرايشات علمي پدر را به ارث برده و " زوائد الفوائد " را نگاشت. (119) أو در جستجوى مواد انساب به آذربايجان و سلطانيه سفر كرد. (120) همچنين وى به اين عنوان توصيف شده كه از شاعر (ظاهرا يهودى) عفيف الدين أبو على فرج بن حزقيل بن الفرج الاسرائيلي اليعقوبي، جزئيات اصول دين (يهودى ؟) (اشياء تتعلق بالاصول) پرسيده است. (121) على كه در رمضان 711 در گذشت، (122) فرزندى با نام قوام الدين احمد داشته كه أو نيز دو پسر داشت: عمر ونجم الدين أبو بكر عبد الله. أبو بكر اولادي نداشته وچيزى درباره عمر نمى دانيم. ابن عنبه مى گويد اگر أو نيز بدون فرزند در گذشته باشد. ابن بدين معناست كه خاندان ابن طاووس بكلى منقرض شده است. (123)


(116). ابن زهره، غاية ص 58، مق‍: الانوار الساطعة ص 164. درهمان عبارت گفته شده است كه محمد پيشنهاد نقابت را كه جوينى صاحب ديوان كرده بود نپذيرفت. محتملا اين پيشنهاد نقابت همه عراق بوده است. مق‍: مقدمه صادق بحر العلوم بر غايه ص 35. (117). ابن زهره، غايه صص 74 - 75. (118). نك‍: - ديوان النسب. (119). نك‍: ذريعه 12 / 59 وبحثى كه در باب دوم فصل سوم آمده است. مق‍: روضات 4 / 224، 338، 355 - 356، الانوار الساطعة ص 107. (120). الشبيبي، مورخ العراق ابن الفوطى ج 2 / 1 ص 230 پاورقى 1 به نقل از الفوطى كه مى گويد: در دو سفر در سال 701 و 704 از اين نوع، با على همراه بوده است. (121). ابن الفوطى،، تلخيص مجمع الاداب ج 4 / 1 صص 509 - 510، عفيف الدين در اين كتاب اين چنين توصيف شده: به تاريخ آنان علم داشته وبيشتر تورات را در حفظ دارد. (122). نك‍: مقدمه محققين بر اليقين 2 ص 85 به نقل از تلخيص مجمع الادب 5 / 489. (123). ابن عنبه، عمده ص 157، رياض 1 / 75. در منابع از دوپسر غياث الدين با نامهاى أبو الفضل محمد (نك‍: رياض 3 / 164) ودومى (هم نام با ابن طاووس) رضى الدين أبو القاسم على (زنده در 701) ياد شده است. نك‍: رياض 4 / 123 - 124 واز آنجا كركوش 1 / 31.. توضيحات بيشترى درباره خاندان ابن طاووس در نسخه خطى عمدة الطالب كبير صص 626 - 627 (كتابخانه آية الله مرعشى [ ش ند ] آمده است. م (*)

[ 40 ]

كتابخانه ابن طاووس فصل دوم: انديشه strothmann در اثر خود با عنوان die zwolfer - scht , a نصير الدين طوسى، " مرد سياست وعمل " را با ابن طاووس كه داراى " شخصيتي متواضع، گمنام وتجسم جريان تسليم وسكوت () quietism شيعي كه زندگى بى حادثه وانزوا گرايانه أي داشته " در كنار يكديگر گذاشته است. (124) گرچه اين مبالغه است اما بطور عموم توصيفي مناسب براى دوره أي پيش از آمدن مغولهاست. موضع ابن طاووس را درباره دنيا، از وصيت وى به محمد كه دركشف المحجة آمده به خوبى مى توان ديد. اختلاط در جامعه كه وى آنرا (داء معضل) مى خواند انديشه انسان را از خداوند منحرف مى كند وبه همين دليل، چنين فعاليتي را بايد به حداقل رساند. (125) ظاهرا اشاره ابن طاووس به اين است كه حكم امر به معروف ونهى از منكر تنها در قلب بايد انجام شود زيرا، اگر كسى بر ضد بى عدالتي هاي مردم سخن بگويد آنها دشمن أو خواهند شد ودشمنى آنها، أو را از توجه به خداوند باز مى دارد. از طرف ديگر اگر بخواهد با تملق آنها را خوشحال كند، آنان بجاى خدا، خداى شما خواهند شد. زيرا نظر مردم درباره أو مهمتر از نظرى است كه خدواند د ر باره أو دارد. (126) ابن طاووس بويژه به فرزندش اخطار مى كند كه از اشتباه اختلاط با حكام بر حذر باشد (127) ونيز گناهكاران، وبراى أو توضيح مى دهد كه خود چگونه از پذيرفتن دعوت حكام ووزراء امتناع كرده است. (128) وى مى گويد كه درجوانى بعد از استخاره به


(124). strothmann صص 7، 88، 1 10. (125). كشف صص 101 - 102. (126). همان ص 102. [ وان نافقتهم ودارتهم، صاروا آلهة من دون مولاك... وان اطلاعهم عليك كان اهم لديك من اطلاعه عليك ]. (127). همان صص 102 - 03. (128). همان صص 106 - 107. (*)

[ 41 ]

ملاقاتهايى دست زده اما اكنون مى داند كه استخاره د راين شرايط باعث هدايت اطمينان بخشى نمى شود. (129) وتنها وقتى بايد با مردم همسخن شود كه مزاحم عبادت أو نشوند. (130) تقواى ابن طاووس از بسيارى از عبارات تأليف أو مى درخشد. (131) به عنوان مثال پدر بزرگ أو ورام، دستور داده بود تا نگين انگشترى كه بر روى آن حكاكى شده بود پس از مرگ، د ر دهانش گذاشته شود. ابن طاووس چنين سنگى را براى چنين هدفي تهيه كرده بود. مقصود وى آن بود تا در وقت جواب دادن به دو ملك نكير ومنكر د ر دهانش باشد. (132) ابن طاووس كفن خود را آماده كرده وبه آن خيره مى شد وروز رستاخيز را در پيش چشم خود مجسم مى كرد. (133) دلمشغولى أو به مرگ از عبارات مختلف كشف به دست مى آيد. (124) زماني كه ابن طاووس كوچك بود، ورام به وى گفته بود كه هر كارى انجام مى دهد بدرستى انجام دهد. همچنين ورام به أو گفته بود كه از استاد خود حمصي (135) شنيده است كه امامية ديگر فقيهى نداشته است كه مسايل را بطور تحقيقي بررسى كند (مفتي على التحقيق) وهمه آنها تنها آگاهيهاى گذشته رانقل (حاك) مى كنند.


(129). همان ص 107. (130). همان ص 108. (131). علامه حلى از أو با عنوان " متقى ترين شخص نسل خود " ياد مى كند. نك‍: منهاج الصلاح واز آنجا در: عاملي، امل الامل 2 / 207، روضات 4 / 328، المستدرك، 3 / 469. (132). فلاح ص 75 / 72 از آنجا: رياض 5 / 285، بحار 82 / 51، روضات 4 / 337، المستدرك 2 / 477، يوسف بحراني كه اين قصه را نقل كرده (الكشكول ج 2، نجف 1381، ص 148) افزوده است كه ابن طاووس براى اين رسم به حديثى استناد نمى كرده بلكه از جد خود اطاعت مى كرده است. (133). فلاح ص 68 / 70. (134). به عنوان مثال: كشف صص 87، 97 - 98. نيز نك‍: فرج المهموم ص 151. ابن طاووس مى گويد كه علاقه داشت تا از خدا تعجيل در مرگ خود را بخواهد اما اين كار را نمى كند چون اين كار بايد به خدا واگذار شود. (135). يعنى سديد الدين محمود بن على الحمصى (يا: حمصي) (م اوايل قرن هفتم) نك‍: منتجب الدين ص 164، عاملي، امل 2 / 316، رياض 5 / 2. 2 - 203، روضاتت 7 / 158 - 164، اعيان 48 / 4 - 5. در رياض نسب درست وى را حمصي كه اشاره به يكى از شهرهاى سوريه است مى داند. براى نظر مخالف نك‍: روضات 7 / 163 - 164). (*)

[ 42 ]

ابن طاووس كمبود اين گونه علما را اين چنين توجيه مى كند كه فاصله زماني زياد با زماني كه مردم تماس مستقيم با ائمه [ ع ] داشته اند سبب چنين كمبودى مى باشد. نظر ابن طاووس درباره معاصرانش ستايش آميز نيست. أو مى گويد امروز تنها كارى كه فقيه مى كند اين است كه پاسخ سؤالات را با تكرار آراء متقدمان مى دهد واين كار ساده أي است كه هر كسى مى تواند انجام بدهد. ابن طاووس مى گويد: وى در طى يكسال تحصيل فقه، بيش از همشاگردى هاي خود (درحله) كه تحصيل را چند سال پيش از وى آغاز كرده بودند درس را فراگرفت، وى مى گويد: سبب اين بود كه اينان هر كدام تنها يك كتاب را مى خواندند اما أو چندين كتاب فقهى را در اختيار داشته كه متعلق به ورام بوده است. ابن طاووس عادت داشت تا شب را بيدار بماند، وى آنچه كه همشاگردان وى خوانده بودند همه اش را خوانده وبا كتابهاى ورام مقايسه مى كرد وفتاواى مختلف مؤلفان متعددى را ياد داشت مى نمود. صبح فردا وى از هم بحثان خود مى خواست تا درباره مسايل فقهى كه أو آنها را فرا گرفته با وى بحث كنند. (137) گر چه وى تصريح نمى كند اما روشن است كه با معلومات فراوان أو، آنان در برابرش شانسى نداشتند. اين تمرين اوليه در مباحث فقهى، آمادگى خوبى براى مناظره در زمينه هاي ديگر بود. (138) ابن طاووس مى گويد كه دو سال ونيمى كه به فقه اختصاص داده كافى بوده وديگر نمى خواهد بيش از اين وقتى براى آن بگذارد. وى به فرزند خود مى گويد: اگر مى خواهد فقه بياموزد بايد از شيوه پدر پيروى كند وكتب أبو جعفر طوسى را بخواند واين درسهارا زير نظر استاد با تقوايى كه براى خدا تدريس مى كند نه براى تدريس، فرابگيرد. (139) وى در اجازات 140 مجددا همان موضع خود را درباره فقه روشن مى كند. أو مى گويد از فقه احتراز كرده وتنها يك كتا ب را (غياث سلطان الورى) درباره مسايل


(136). كشف ص 127. (137). همان صص 129 - 130. (138). مق‍: ".) 931 (. kohlberg , " polemic كشف صص 127، 129. (140). الاجازات ص 18 / 42، روضات 4 / 326. (*)

[ 43 ]

فقهى نوشته است، أو توضيح مى دهد كه نمى خواهد پاسخ به سؤالهاى فقهى بدهد زيرا جواب درست دربين علماى شيعه مورد اختلاف بود واو مى خواسته از دادن جوابهايى كه احتمالا مشتمل بر نقطه نظرات خطا باشد پرهيز كند. (141) همينطور در كشف مى گويد: أو نمى خواهد فتوا بدهد از آن روى كه مى ترسد فتوا مبنايى نداشته وبه هواى رياست خواهى باشد. در واقع، ابن طاووس يك رساله فقهى ديگر هم باعنوان " مضايقه " نوشت. در اينجا هم هدف خود را اين چنين توصيف كرده كه تنها احاديث مربوطه را آورده واين را براى محققان باقى بگذارد تا خود از آن احاديث استنباط كنند (من كلف به من اهل النظر والامانات) (142). اين تصادفي نيست كه دو تأليف فقهى وى مربوط به موضوعي بودند كه به قلب أو نزديك بود يعنى: نماز. تأكيد ابن طاووس بر اهميت زياد حديث (143) براى روشن ساختن احكام فقهى، مورد پشتيبانى برخى از اخباري هاي عهد صفوي قرار گرفت. 144 ابن طاووس از نوشتن كتاب كلامي نيز دورى مى گزيد زيرا به اين نكته رسيد كه مسلمانان عادى، به سختى از دانش كتاب كلام معرفتي بدست مى آورند و چنانكه انبياء نشان داده اند، حق را مى توان بدون تمسك به مجادلات كلامي دين را به مردم تعليم داد. (145) وى مى افزايد: تنها تأليف وى در اين موضوع شفاء العقول من داء


(141). كشف صص 109 - 110. مق‍: اجازه أو به يوسف بن حاكم د ر بحار ج 107 ص 46. نيز نك‍: arjomand ص 207. (142). المضايقة ص 31 / 833. نيز نك‍: باب دوم فصل دوم. يوسف بحراني (م 1186) در ضمن شرح حال هاشم بن سليمان الكتكانى البحراني (م 1107) ياد آور مى شود كه أو هيچ فتوايى نداده وكتابهاى أو بيشتر گردآورى است " نمى دانم آيا اين بدليل عدم توان أو در استفاده از تعقل بوده يا اين كه از روى تقوى از افتاء پرهيز داشته، همانطور كه درباره ابن طاووس گزارش شده است " نك‍: لؤلؤة البحرين ص 63. بايد خاطر نشان كرد كه هاشم بحراني كتاب التنبيهات را تأليف كرده كه مشتمل بر استنباطات أو در همه ابواب فقه بوده است. (نك‍: رياض 5 / 300 - 301، دائرة المعارف ايرانيكا مقاله: بحراني، هاشم [ از:.) w. madelung (143). كه شامل " اخبار آحاد " نيز مى شود: نك‍: فرج المهموم صص 42 - 43 درآنجا شريف مرتضى را بدليل رد خبر واحد مورد انتقاد قرار مى دهد. مق‍: - كتاب العدة. (144). مق‍: - ابن طاووس، كتاب كشف المحجه. بطور كلى نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " اخباريه " از: (.) e. ohlberg (145). الاجازات ص 18 / 43. (*)

[ 44 ]

الفضول (مفقود) است. (146) رد علم كلام از سوى ابن طاووس، همراه با موضع انتقاد آميز وى از معتزله بود. أو تأكيد مى كند كه اين موضع از جهل سرچشمه نمى گيرد. أو كتب كلام را مطالعه كرده (كه احتمالا شامل كتب معتزله نيز مى شده) بود. (147) مشكل معتزله اين بود كه عقايد آنان از يقين به دور ودر معرض رد مخالفان قرار داشت. (148) براى ابن طاووس، معرفت خداوند، از خود خداوند به دست آمده واز تولد در انسان حضور دارد. اين فطرت (149) انسان را وادار مى كند تا به وجود خداوند پى ببرد. انسان خدا را در نتيجه عنايت وتفضل خداوند مى شناسد نه به توسط كسب ونظر. بدين ترتيب وى ادعاى معتزله را كه " نظر براى معرفت خدا ضروري است " رد كرده واستدلال مى كند كه اين معرفت را مى توان بدون مباحث بغرنج كلامي به دست آورد. (150) ابن طاووس، نفوذ معتزله را مضر مى داند زيرا آنها عقايد بديهى را به مسايل مشكل ونامفهوم تبديل مى كنند وبى دليل شك وترديد را د ر قلوب مؤمنان وارد مى كنند. (151) بدين جهت براى نشان دادن راه به حق جويان (مسترشدان)، نيازى به دانش كلام نيست، بايد به آنان مطالبي درباره رسول خدا [ ص ] وائمه [ ع ] و شيعيان ياد داد. با اين حال ابن طاووس بطور كلى كلام را كنار نمى گذارد، زماني كه مؤمنى وظايف دينى خود را انجام دهد، وعلم كلام را بطور حكيمانه بكار برد مى تواند از آن در رد عقايد اهل ضلال بهره برد. (152) اما با وجود اين، براى ابن طاووس، شخصا موضوع علم كلام جاذبه نداشت. أو مى گويد: وى از تأليفات كلامي پرهيز داشته زيرا


(146). نيز نك: باب دوم فصل دوم. (147). كشف ص 17. (148). همان صص 9 - 10. (149). يا آنطور كه ابن طاووس آنرا در مواردي مى خواند " الفطرة الاوليه ": كشف ص 10 سطر 4، ص 12 سطر 8، ص 23 سطور 9 - 10، ص 24 سطور 12 - 13. (150). كشف صص 10 - 13، 17، مق‍: جمال الاسبوع صص 4 - 6 درهمان حال معرفت فطرى انسان براى كشف مشيت تفصيلي خداوند ناكافى است وبه همين دليل واسطه أي به صورت امام لازم است. (كشف ص 33، مق‍: فلاح صص 4 / 5 / 3 - 4). (51). كشف صص 17 - 22. (152). همان صص 23 - 24. (*)

[ 45 ]

آنها تنها براى كسانى كه درگير مجادلات كلامي هستند مفيد فايده بوده اند. (153) گر چه ابن طاووس در هيچ مورد شرحي منظم از عقايد خود را عرضه نمى كند، تصوير كلى كه از نوشته هايش بدست مى آيد، تصوير مردى است با افكاري روشن در باره همه مسايل مهمى كه در انديشه شيعه دوازده امامى وجود دارد. به عنوان مثال درباره عصمت انبياء وائمه، وى معتقد است كه آنان كاملا از گناهان كبيره وصغيره مبرا بوده ونصوصى را كه در ظاهر با اين عقيده منافات داشت، تفسير مى كرد. (154) همينطور، نقلهايى كه رسول خدا [ ص ] را كمتر از يك فرد كامل نشان مى داد، رد مى نمود. (155) درباره موضوع چگونگى وفات ائمه، گفته اند كه ابن طاووس اين عقيده را كه امام رضا [ ع ] بدست مأمون شهيد شده، رد كرده است. بدين ترتيب از عقيده مشهورى كه همه ائمه وفات غير طبيعي داشته اند فاصله گرفته است. (156) عقيده ابن طاووس به اينكه احاديث امام منبع اصلى دانش دين است، به علاوه پرهيز وى از فقه ومخالفت با كلام وبويژه با معتزله، از جمله ويژگيهاى اخباري هاي دوره صفوي است. برخورد مخالفت آميز آشكار وى با تسنن، اختلاف روشنى با برخورد مدارا گونه أبو جعفر طوسى بويژه استاد أو شريف مرتضى دارد. اين موضوع ياد آور تشيع قبل از آل بويه است. أو همچنين پيشگام مواضع مجلسي وديگر علماى عهد صفوي است. تأكيد ابن طاووس بر زيارات وپافشارى بر اهميت روزهاى ياد بود شيعي ونمازهاى مستحب وديگر اعمال عبادي، نشان دهنده عناصر توده أي وعمومي () popular در انديشه اوست. بويژه نكته قابل توجه، دفاع وى از كارهايى نظير


(153). الاجازات ص 18 / 43. شباهت با بعضى از آراء غزالي درباره علم كلام قابل توجه است. مق‍:. 390 - 373. lazarus - yafeh , studies , pp (154). نك‍: سعد السعود ص 82، به آن اشاره شده در: جوامع الجامع. براى ابن طاووس پذيرش تفسير يك دعاى امام كاظم [ ع ] كه در آن امام از معصيت خداوند، استغفار مى كند، دشوار بود. ابن طاووس در جواب سؤال ابن علقمي مى گويد: امام خواسته است تا ديگران توبه را بياموزند يا آنكه كلمات آن حضرت از روى تواضع است. اما ابن طاووس از اين پاسخهاى خود مطمئن نبود. اين داستان را على بن عيسى اربلى نقل كرده وتفسير خود را ارائه مى دهد (اربلى، كشف ج 3 صص 42 - 44). (155). نك‍ - المراد من الجياد، - كتاب المرشد. (156). اربلى، كشف 3 / 72. مق‍: بحار 49 / 311 - 312. (*)

[ 46 ]

استخاره با رقاع، 157 استفاده از تعويذ براى معالجه امراض، 158 به علاوه استفاده وتوسل به اختر شناسى است. (159) در حال حاضر آگاهيهاى كافى درباره شيعه دوازده امامى در اواخر عهد عباسي نداريم، بررسى نقش ابن طاووس در دايره وسيع تر كارى است كه براى آينده باقى مى ماند.


(157). نك‍: الامان صص 84 - 86 / 97 - 99، فتح الابواب صص 271 - 279، 286 - 293. (158). نك‍: الامان صص 77 - 78 / 91، كشف ص 133. (159). بسيارى از معاصران ابن طاووس اختر شناسى را بكار مى بردند. به عنوان مثال: نك‍: الشبيبي، مورخ العراق ابن الفوطى ج 2 / 1 صص 224 - 233. (*)

[ 47 ]

باب دوم آثار ابن طاووس

[ 49 ]

فصل اول: منابع ابن طاووس شمار قابل توجهي تأليف در موضوعات مختلف از خود بر جاى گذاشته كه مهمترين آنها در حديث، ادعيه، مناظره، تاريخ وشرح حال است. اولين فهرست تأليفات وى در كشف المحجة آمده است. اين فهرست شامل دوازده عنوان از كتابهاى اوست (كشف المحجة صص 137 - 139). يكى از آنها (مهمات)، مشتمل بر مجموعه أي از چند كتاب مى باشد (نك‍: بعداز اين). از ارجاعات كشف بدست مى آيد كه اين فهرست در زمان نگارش كامل نبوده است. در آنجا به تأليفاتي اشاره مى كند كه در اين فهرست نيامده است. ليست طولاني ترى در " الاجازات " آمده، وى در آنجا بسيارى از تأليفاتي كه قبل از حدود سال 650 تأليف كرده بر مى شمرد. اين فهرست نيز كامل نيست. ابن طاووس (در الاجازات 18 / 42) مى گويد: أو برخى " مختصرات " نوشته كه عناوين آنها را بياد ندارد (مق‍: كشف ص 139) ونيز اين كه رساله ها وخطابه هاي مختلفى تأليف كرده كه سر جمع مجلداتي را تشكيل مى دهد. به علاوه تعداد زيادي از " اجوبه " و " مواعظ " را نوشته كه از هيچكدام در اجازات ياد نشده است. دوعدداز عناوينى كه دركشف آمده، دراين فهرست نيامده است. ما اطلاعي نداريم كه ابن طاووس فهرستى در اين حد، در سالهاى بعد نوشته باشد. فهرستهايى كه در كشف و

[ 50 ]

اجازات آمده، مورد استفاده شيخ حر عاملي در تنظيم فهرست تأليفات ابن طاووس در امل الامل قرار گرفته است. فهرستهاى جديدتر را در پايان اين باب ياد كرده ايم. در اين باب كوشش شده تا همه اطلاعاتى كه درباره تأليفات وى در دسترس است گرد آورى شود. رموزى كه در اينجا استفاده كرده ايم همانهاست كه در فهرست (باب چهارم فصل اول) بكار برده شده است جز آنكه ستاره هايى كه قبل از عناوين در اين باب آمده معناى ديگرى دارد، يك ستاره * نشاندهنده تأليفاتي است كه بطور كامل باقى نمانده، صرفنظر از آنكه بخش باقى مانده تنها يك نقل باشد يا چند جلد. دوستاره * * نشاندهنده تأليفاتي است كه يا اساسا گم شده يا هنوز يافت نشده ومن تا كنون نقل قول مستقيمى از آن بدست نياورده ام. فصل دوم: فهرست آثار ابن طاووس 1. الامان من اخطار الاسفار والزمان ذريعة 2 / 343 ش 1365. نك‍: بروكلمان 1 / 657 ش 1 (به نقل از نسخه هاي india office وموزه بريتانيا، بعلاوه نسخه هاي كه در ذريعه از آنها ياد شده است)، ذيل 1 / 912 (به نقل از نسخه موصل، مق‍: داود چلبى الموصلي، كتاب مخطوطات الموصل، بغداد 1346 ص 22 ش 23). اين كتاب درباره امور متفرقه مربوط يه سفر بوده (به عنوان مثال كيفيت پوشيدن لباس، برداشتن توشه، چگونگى محافظت خود از خطر ومرض، وادعيه براى مراحل


. نام ديگرى كه براى اين تأليف ابن طاووس ياد شده " امان الاخطار في وظايف الاسفار " است نسخه از آن كه تحت همين عنوان شناسانده شده در كتابخانه ملى به شماره 815 / 4 (فهرست ج 8 ص 318) موجود است. م (*)

[ 51 ]

مختلف سفر) ومحتملا انگيزه نگارش آن، سفرهاى خود ابن طاووس بود است (مق‍: الامان ص 117 / 129، 143 / 150 - 151). در ذريعه از دو نسخه ياد شده وبه چاپ اول (= نجف 1370) آن اشاره نشده زيرا در آن زمان هنوز به چاپ نرسيده بود. در الامان هيچ نوع جزئياتي درباره نسخه هاي مورد استفاده داده نشده است، الامان 2 (قم 1409) مبتنى بر دو نسخه است (اينها غير از نسخه هايى است كه در ذريعه ياد شده): يكى نسخه مرعشى 116 و ديگرى: دانشگاه تهران 1828. نسخه دوم آغاز ندارد (واز سطر 12 ص 26 الامان 2 آغاز مى شود، گرچه به اين مسال در جاى خود اشاره نشده است). نسخه دوم توسط حسين بن عمار البصري (ناشناخته) كتابت شده است. دانش پژوه (در فهرست دانشگاه تهران ج 8 تهران 1339 ش. ص 426)، آقا بزرگ (الانوار الساطعة ص 51) وجواد الشهرستاني (مقدمه الامان 2 ص 9) اظهار مى دارند كه بر اساس نوشته البصري، وى كتاب را در چهارشنبه 14 ربيع الاول 632 به اتمام رسانده واز اينجا به اين نتيجه رسيده اند كه الامان بايد قبل از اين تاريخ تأليف شده باشد. درباره اين تاريخ چند مسأله جدى وجود دارد. اولا اينكه در ليستى كه در الاجازات آمده، از الامان ياد نشده است (گر چه اين به معناى آن نيست كه اجازات قبل از آن تأليف شده باشد). ثانيا ابن طاووس در الامان به تأليفات مختلفى كه بعد از سال 632 تأليف كرده مثل فرج المهموم وفتح الابواب اشاره كرده ومثلا درباره فرج المهموم سفارش مى كند كه در سفر بايد همراه باشد، ثالثا اينكه أو (الامان 116 / 128) به زماني اشاره مى كند كه وى با خانواده خود در نجف زندگى مى كرده واين محتملا بين سالهاى 645 و 648 بوده است. ونكته آخر اينكه: همانطور كه از عكس آخرين صفحه نسخه تهران مى توان ديد (مقدمه محقق بر الامان 2 ص 13) تاريخ ذكر شده 24 (نه 14) ربيع الاول است كه در سال 632 در يكشنبه بوده (يك روز قبل يا يك روز بعد از يكشنيه) ونه چهار شنبه. (براى حساب روزهاى هفته در تقويم اسلامي نك‍:. 39 - 36. grohmann , chronologie , pp


. الامان 1 به معناى چ اول والامان 2 يعنى چ دوم. اين مسأله در مورد ديگر كتابها صادق مى باشد. (*)

[ 52 ]

نيز مق‍: wustenfeld - mahler و , h - h goldstine , b new and full moons 1001 / c / to a / d / 1561 , philadelphia / 187 / 3791 , p بدين ترتيب ممكن است حدس زد كه 632، بايد 732 خوانده شود " ستمائة " به راحتي مى تواند به جاى " سبعمائة " اشتباه گرفته شود و 24 ربيع الاول در روز سه شنبه اتفاق افتاده (بافرض يك روز قبل يا بعد از آن) است. (احتمال ديگر اين است كه 24 ربيع الاول 932 باشد). چون ابن طاووس مى گويد كه در زمان نگارش در بغداد بسر مى برده (الامان 143 / 150) بدين ترتيب بايستى فرض كرد كه الامان بعد از برگشت به در الخلافة در سال 652 نوشته شده است. (سفر كربلا به بغداد باكشتى كه در الامان 117 / 129 آمده مى تواند همان سفر بازگشت وى به بغداد باشد). الامان با عنوان " نشر الامان في الاسفار والاوطان " در قرن دهم توسط على بن الحسن الزواره أي به فارسي ترجمه شده است (درباه أو نك‍: storey ج 1 / 1 صص 14 - 15، قمى، الكنى والالقاب 2 / 273 - 274)، نك‍: ذريعه 24 / 158 ش 818. نسخه هاي الامان در برخى موارد بانسخه أي كه در دسترس من است متفاوت مى باشد. (مق‍: - كنوز النجاح، - صحيفة الرضا) [ در فهرست، باب چهارم فصل اول ]. 2. * * انوار اخبار ابى عمرو الزاهد ذريعه 1 / 366 ش 1916، 20 / 167 ش 2424. الاجازات [ ند 18 / 41. عبارت وى در الاجازات 2 بدين صورت است: وجمعت كتابا اخترته من كتاب ابى عمرو الزاهد سميته كتاب: انوار اخبار ابى عمر الزاهد. عنواني كه در ذريعه ج 20 آمده: " المختار من اخبار ابى عمر والزاهد " است. عنواني كه در فهرست الخرسان آمده (در مقدمه


. كتاب الامان توسط اسد الله بن على بن محمد حسيني مرعشى معروف به شاه مير متولى آستانه و متوفاى 963 يا 966 با عنوان " مختصر امان الاخطار = منتخب الامان الاخطار " تلخيص شده و نسخه أي از آن به شماره 1998 در كتابخانه مدرسه فيضيه (فهرست 1 / 231) موجود است. م (*)

[ 53 ]

فلاح 2 ص 16 ش 3) به اين صورت است: الاختيارات من كتاب ابى عمر والزاهد المطرز (همين صورت در ذريعه ج 1). در عاملي، امل 2 / 206 بدين صورت يادشده: كتاب اخترته من كتاب ابى عمرو الزاهد. محتملا اين كتاب تلخيص " المناقب " أبو عمر (يا: عمرو) الزاهد غلام ثعلب (م. ح. 345) (نك‍: فهرست، زير همين عنوان، مق‍: سزگين ج 8 ص 158) است. 3. * انوار الباهره في انتصار العترة الطاهره ذريعة 2 / 418 ش 1656. الملاحم والفتن 93 / 104، التحصين 531، اليقين 5 - 8 / 122 - 125، 207 / 525. اين تأليف (درباره آن نك‍: مقدمه اليقين 2 صص 38 - 42) درباره موضوعاتي شبيه " اليقين " است. به همين جهت، ابن طاووس خطبه آنرا در مقدمه اليقين (اليقين 6 - 8 / 123 - 125) آورده است. وى در اين خطبه مى گويد: أو وقتى كه بيش از هفتاد سال داشت آنرا نوشت يعنى در 659 يا بعد از آن. (نه بعد از 662)، نك‍: اليقين 8 / 125، التحصين ص 531. در ابتداء عنوان انوار چنين بوده است: التصريح بالنص الصريح (يا الصحيح) من رب العالمين وسيد المرسلين على على بن ابى طالب بامير المؤمنين " (اليقين 6 / 122). احمد بن طاووس در بناء المقالة الفاطمية (ص 135) از نامه أي كه از برادرخود دريافت كرده نقل مى كند كه در آن ابن طاووس از كتابي كه داراى هفت كراريس ومشتمل بر 105 روايت در فضايل على عليه السلام به روايت 18 نفر از محدثان بوده ياد مى كند. چون اين تفصيلات با دو تأليف ديگرى كه وى درباره على عليه السلام نوشته (التحصين واليقين) تطبيق نمى كند مى تواند توصيف انوار باشد. (ولى نك‍: بحث ذيل اليقين). ابن طاووس در الملاحم عبارتي از انوار ياد مى كند كه مربوط به تمجيد اهل سنت از طبري است.

[ 54 ]

4. كتاب الاسرار المودعة في ساعات الليل والنهار ذريعه 1 / 396 ش 2060، 2 / 56 [ ش ند ]، 12 / 101 ش 663. الامان 76 / 90، 89 / 101، 130 / 140. به گفته آقا بزرگ، اين تأليف مى تواند همان كتاب الساعات يا كتاب ادعيه الساعات كه كفعمي در چند نوشته خود به ابن طاووس نسبت مى دهد، باشد (به عنوان مثال نك‍: جنه ص 772). به آقا بزرگ گفته شده كه نسخه أي از اين تأليف در يك كتابخانه خصوصي وجود دارد اما أو خود آنرا نديده است (ذريعه 1 / 396). محمد بن صالح (يعنى محمد بن احمد بن صالح السيبى القسينى، نك‍: رياض 5 / 25 و 110) در اجازه خود مى گويد كه أو در جمادى الاول 664 كتاب الاسرار في ساعات الليل والنهار را همراه المحاسبة بر ابن طاووس قرائت كرده است، (قرأ على بن طاووس) نك‍: بحار 109 / 18، عاملي، امل 2 / 206، ذريعه 2 / 56 (به نقل از اجازه حسن بن شهيد ثانى). 5. * اسرار الصلاة (يا: صلوات) وانوار الدعوات ذريعه 2 / 49 ش 199، 20 / 170 [ ش ند ]. فلاح السائل 9 / [ ند 7 ]. نك‍: بروكلمان ج 1 ص 657 ش 19 (به نقل از ذريعه). عنوان جانشين كه ابن طاووس داده " مختار الدعوات واسرار الصلاة " مى باشد. اين كتاب بر مبناى تقسيم پنج جزئي مهمات، جلد آخر آن مى باشد (نك‍: بعداز اين). به احتمال اين تأليفي جداى از كتاب السعادات بالعبادات است كه آخرين جلد مهمات (برمبناى تقسيم ده جلدى آن) مى باشد. اساس اين حدس اين است كه ابن طاووس وقتى از كتاب السعادات نقل مى كند مى گويد: اگر خدا به وى توفيق تأليف اسرار الصلاة رابدهد آنرا در زندگى خود مخفى نگاه خواهد داشت (فلاح 1) تا كسى كه صاحب اجازه است (امام دوازدهم ؟ در خواب يا ملاقات حقيقي ؟) به أو اجازه دهد كه قبل از مرگ اسرار آن را فاش سازد. ابن طاووس نمى گويد چرا أو خواسته تأليف را مخفى كند، تنها مى توان حدس زد كه أو مى خواسته تا در آن، از موضوعات حساسى چون اسم اعظم ياد كند (مق‍: باب اول فصل اول) يا

[ 55 ]

مى خواسته جنبه هاي ضد صحابي برخى از ادعيه را ياد كند (مق‍: - كتاب رشح الولاء). آقا بزرگ، كراسه أي از ابتداى اسرار الصلاة را در مجموعه أي خطى در كتابخانه حسن الصدر ديده كه ابن طاووس قصد خود را داير بر اخفاى اين تأليف اظهار مى كند. ديگر مواد نقل شده از آقا بزرگ از اين كراسه، در مقدمه ابن طاووس بر فلاح السائل [ نيز ] آمده است. 6. البهجة ل‍ (يا: ب‍) ثمرات المهجة (في مهمات الاولاد وذكر اولادي) ذريعه 3 / 159 ش 562 الاجازات 18 / 41، كشف المحجة 17، 86، 111، (127)، 138 سعد السعود 79 نك‍: عاملي، امل 2 / 206. تاريخ اين تأليف (كه عنوان آن در كشف ص 111 وسعد السعود " البهجة " آمده است) را بايد بعد از 643 دانست زيرا اين كتاب براى فرزند بزرگ ابن طاووس، محمد نگاشته شده است (نك‍: روضات 4 / 224). ابن طاووس در اجازات مى گويد كه: اين كتاب درباره امور فرزندان است (يتعلق بمهمات اولادي). نقلى كه در كشف 17 (كه از بخش ابتدايى بهجة گرفته شده) مطالعات ابن طاووس را در دانش كلام وتصميم وى بر اين كه عمر خود را درمطالعه در اين دانش صرف نكند توصيف مى كند. موارد ديگر نقل شده مربوط به شرايط ازدواج أو (كشف ص 111)، مسايل اوايل زندگى، تدريس ومطالعات، خواستن اولاد واين است كه چگونه خداوند بوسيله امهات اولاد به وى فرزند عنايت كرده است (كشف ص 138). (آيا ممكن است كه مهمات در اين عنوان تصحيف امهات باشد ؟) در كشف 127، ورام جد ابن طاووس از استاد خود حمصي نقل مى كند كه أو از نبودن فقهايى كه مسايل را بطور عميق بحث كنند شكوه مى كرد، در دنباله آن، سخن ابن طاووس آمده كه امروز نيز فقها بيش از نقل


. كتابي با عنوان " منتخبات اسرار الصلاة " به ابن طاووس نسبت داده شده ونسخه أي از آن در مجموعه 4338 از برگ 179 تا 264 در كتابخانه مجلس (فهرست ج 12 ص 37) موجود است. نسخه از سده دهم هجري است. م (*)

[ 56 ]

آراء گذشتگان، كارى نمى توانند بكنند. اين عبارت در كشف به صورت نقل قول از " بهجة " نيامده اما به همين صورت شهيد ثانى زين الدين بن على العاملي شهيد (م 965) آنرا (از كشف المحجة در " الدارية في علم الحديث " نجف (بى تا) [ حدود 1950 ] صص 28 - 29 واز آنجا روضات 7 / 161) نقل مى كند. اگر بر مبناى اين نقلها ارزيابى شود، بهجه (شايد بيش از كشف) داراى مواد زندگينامه أي وى بوده كه در تأليفات آن دوره امرى عادى نبوده است. همانطور كه در ذريعه آمده " الكنتورى " (ص 89 ش 404) در يكى دانستن بهجه وكشف اشتباه كرده است. 7. * البشارت بقضاء الحاجات على يد الائمة عليهم السلام بعد الممات ذريعه 3 / 111 ش 374. الامان 78 / 91، الاقبال 72 / 600، 687 / 469، كشف المحجة 34. اين يكى از تأليفاتي است كه ابن طاووس سفارش مى كند كه انسان بايد آنرا در سفر همراه داشته باشد (نك‍: الامان). عنوان كتاب در اقبال وكشف " البشارات " آمده است ابن طاووس در اقبال (687 / 469) از سفر زيارتي خود به مشهد امام على [ ع ] ياد مى كند. گويا اين تأليف در دسترس كمال الدين محمد بن معين الدين محمد الفسوى ميرزا كمالا (زندگى در اوايل قرن 12) (درباره أو نك‍: k / - h / pampus die theologische enzyklopadie bihar al - anwar des muhammad baqir (92 / al - maglist) 7301 - 0111 = 7291 - a 9961 / d / (, bonn , 0791 , p داماد محمد تقى مجلسي، بوده است. زيرا در تأليف رجالى كه وى براى يكى از بستگانش نگاشته خواندن آنرا سفارش مى كند (به نقل از ذريعه كه از اين تأليف با عنوان مجموعه رجاليه ياد مى كند، نيز مق‍: آقا بزرگ: مصفى المقال تهران 1378 صص 376 - 378). قطعه أي از تأليفي با عنوان كتاب البشاره در مختصر علامه حلى ص 212 آمده است (نك‍: - كتاب - [ جعفر بن محمد بن مالك ]، مق‍: عاملي، امل 2 / 206، ذريعه


. ظاهرا مقصود مؤلف آن است كه در نسخه شهيد از كشف اين نقل از بهجه نقل شده است. (*)

[ 57 ]

3 / 113 ش 383). علامه مؤلف را با نام رضى الدين على بن طاووس ياد مى كند و اين محتملا اشاره به كتاب البشارات است، اما بعيد مى نمايد تأليفي كه حلى از آن نقل مى كند كتاب البشاره مجد الدين فرزند برادر ابن طاووس باشد (مق‍: ذريعه 3 / 114 ش 384). 8. الدروع الواقية من الاخطار فيما يعمل في شهر كل يوم على التكرار (يا فيما يعمل مثله كل شهر على التكرار). ذريعه 8 / 146 ش 567. الامان 77 / 90 - 91، فلاح 8 / 6 (الاجازات 18 / 41)، اقبال 23 / 553، 121 / 637، 177 - / 683، 221 - 222 / 724 - 725، 257 / / 22، 333 / 87، 355 / 109، 520 / 305، جمال الاسبوع 357. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 15 (در آنجا عنوان كتاب به اشتباه الدر الواقية آمده است). ابن طاووس آنرا جزء پنجم مهمات ياد كرده (الدروع * برگ 3 - پ، امثال 23 / 553، 121 / 637، 177 / 683، 221 - 222 / 724 - 725) ومى گويد (الدروع * برگ 3 - ر): كه آنرا بعد ازاتمام چهار جزء نخست نگاشته است، يعنى دو جزء فلاح السائل، كتاب زهرة الربيع وجمال الاسبوع. ابن طاووس عنوان " الدروع الواقية " را در وقت شمارش اجزاء مهمات در الاجازات (18 / 41) ياد نمى كند، وبه جاى آن به صلوات والمهمات للاسبوع اشاره مى كند كه مى تواند عنوان ديگرى براى الدروع باشد. " دروع " مشتمل بر ادعيه أي است كه روز مخصوص هر ماه تكرار شود. اين مطلب از عنوان جايگزين (كتاب عمل الشهر) معلوم است، نامى كه در اقبال (به استثناى اقبال


. در نسخه نام آن چنين آمده: الدروع الواقية من الاخطار فيما يعمل مثله في ايام كل شهر على التكرار. نسخه هايى از آن به شماره هاي 12157 (كتابت 977) 3317 (1084) 6893 (1093) در كتابخانه رضوى موجود است. همچنين نسخه أي به شماره 442 (كتابت 964) در كتابخانه مرعشى نگهدارى مى شود (نسخه ديگرى در همين كتابخانه به شماره 1567 موجود است). م (*)

[ 58 ]

23 / 553) وجماع الاسبوع بدان اشاره مى كند. اين را نبايد با كتاب " عمل شهر رمضان " كه عنوان ديگرى براى " مضمار " است اشتباه كرد، به گفته مجلسي (بحار 94 / 224، 324) بيشتر مواد " دروع " را رضى الدين على بن يوسف برادر علامه حلى براى كتا ب " العدد القويه " (كه مجلسي بخش دوم آن را در دست داشته، بحار 97 / 224، 98 / 191) استفاده كرده است. اين تأليف از لحاظ سبك مورد تقليد مؤلفان متأخر بوده است (روضات 3 / 265). خصوصيتى كه " دروع " در آن با " زائر " و (تاحد كمترى با) جمال ولهوف مشترك است اين كه ابن طاووس غالبا منابع خود را ياد نمى كند. (نوري طبرسي استدلال مى كند كه اين تنها درباره زائر ولهوف صادق است كه هر دو از نخستين تأليفات وى به شمار مى آيند، مستدرك چ سنگى 3 / 470.) آقا بزرگ از چند نسخه خطى براى " دروع " ياد مى كند اما از چاپ تهران 1303، ياد نمى كند (ديده نشد، مق‍: مشار، مؤلفين صص 413 - 417 در ص 414). چاپ ديگرى از دروع مبتنى برسه نسخه (يكى از مرعشى ودو تا از آستانه مشهد) در قم (در سلسله مصادر بحار الانوار) در دست انتشار است. نك‍: تراثنا 5 / 1، ص 252). من نسخه موجود در كتابخانه مؤسسه بررسيهاى اسماعيلي در لندن را ملاحظة كردم (نسخه [ عربي ] 803، 117 برگ، نك‍: a / gacek , catalogue of arabic monuscripts in the library of the institute of / ([ 18 ] 16 - 15 / ismaili studies , vol / 2 , pp از مادلونگ كه مرانسبت به وجود اين نسخه آگاه ساخته متشكرم، ونيز از دكتر a / haji و j / badakhshani به دليل قرار دادن ميكرو فيلم آن در اختيار من تشكر مى كنم. اين نسخه داراى 27 باب در برابر 120 بابى است كه اين تأليف به گفته الامان (77 / 90) بر آن مشتمل است. نشانه هاي ديگرى وجود دارد كه " دروع " به شكل تأليف نخستين باقى نمانده وتوسط كفعمي تغييراتي در آن داده شده است (دروع * برگهاى 10 - ر الى 12 - ر، 109 - ر الى 110 - ر، مق‍: - علل الشرايع، - مكارم الاخلاق) وموادى كه گفته شده در اصل بوده، مفقود مى باشد (مق‍: الكراجكى - فهرست، ناشناخته - تفسير [ عن ] اهل البيت عليهم السلام). بعيد مى نمايد كه " دروع " كمتر از يك پنجم

[ 59 ]

ابواب متن اصلى باشد، محتملا ابن طاووس (يا شخص ديگرى) مواد آنرا همراه با تلخيص 120 باب به بخشهاى بزرگتر، از نو ترتيب داده است. 9. * فلاح السائل ونحاج المسائل (يا مسائل) في عمل اليوم والليل ذريعه / 16 / 302 ش 1330. الامان 76 / 90، 79 / 92، 128 / 139، 130 / 140، فتح الابواب 212، الدروع * برگ 3 - ر، 116 - پ، الاجازات 18 / 41، اقبال 222 / 725، 236 / 9، 308 / 67، 484 / 270، 508 / 287، 553 / 336، 556 / 339 639 / 428، جمال الاسبوع 174، 179، 185، 190 - 191، 224 - 226، 228، 230، 365 357، 410 - 412، 417، 441، 505، كشف المحجة 173، مهج الدعوات 145، 272 - 273، محاسبة النفس 29 - 30 / 17. اين تأليف در آعاز " مهمات " قرار داشته. مشتمل بر دو جزء شامل 43 فصل بوده است. اولين جزء مشتمل برسى فصل وشامل ادعيه أي بود كه بايد ميان ظهر وشب خوانده شود، جزء دوم مشتمل بر ادعيه أي بود كه از وقت بيدار شدن براى نماز شب تا قبل از ظهر بايد خوانده شود (نك‍: عناوين فصول در ابتداى فلاح السائل ونيز الامان 79 / 92). جزء دوم محتملا مفقود شده است (احتمالا به استثناى چند قطعه آن) (مق‍: مستدرك چ سنگى 3 / 291، 361). من به مجموع تأليف با عنوان " فلاح السائل " وبه جزء اول آن با عنوان " فلاح 1 " اشاره خواهم كرد. ابن طاووس، فلاح السائل را چنين توصيف


. كتابي با عنوان اختيارات الايام (به عربي) به روايت ابن طاووس در مجموعه 603 كتابخانه مجلس شوراى اسلامي شماره 2 (فهرست 1 / 391) از ص 474 - 501 موجود است. با اين عنوان در ذريعه كتابي به فارسي به محمد صادق بن معز الدين (آقا بزرگ عصر أو را نمى داند) نسبت داده شده كه با استفاده از دروع وافزودن فوايدى آن را نگاشته است. به نوشته آقا بزرگ مؤلف اهل فضل واحتمالا معاصر مجلسي بوده است. م. در نسخه أي از دروع (442 مرعشى برگ 28 - ر) به اشتباه عنوان " فلاح المسائل ونجاح السائل " آمده است. ايضا به همين صورت در فهرستواره نسخه هاي خطى مجموعه مشكوة ص 235. م (* ]

[ 60 ]

مى كند كه بيش از 60 كراسه دارد (نك‍: دروع *). فلاح 1 در فتح الابواب، اقبال (222 / 725، 484 / 270، 553 / 336، 639 / 428) وجمال الاسبوع (365، 410) به عنوان جزء اول مهمات شناسانده شده است. فلاح السائل در الامان (76 / 90، 79 / 92)، اقبال (236 / 9، 308 / 67، 508 / 287، 556 / 339) جمال الاسبوع (185، 190، 224، 226، 228، 357، 410 - 412، 417، 441 - 442، 505) ومهج الدعوات (145) به عنوان " كتاب (في) عمل اليوم والليلة " ياد شده است. كتاب النجاح في الادعية بنا به گفته رياض (ج 3 / 113، نيز نك‍: ذريعه 5 / 250 ش 1202، ج 24 / 63 ش 311) تأليفي از ابن طاووس است كه عبد الرحمن بن يحيى البحراني (زندگى در قرن 11) در " جوامع السعادات في فنون الدعوات " (نسخه خطى آن موجود است) از آن استفاده كرده ومحتملا عنوان ديگرى براى فلاح السائل مى باشد. ابن طاووس اظهار مى دارد كه بعضى از مواد اين تأليف را از اسعد بن عبد القاهر اصفهاني در دوره ملاقات آنان در صفر 635، در بغداد روايت كرده است (فلاح 15 / 12). حداقل دريك مورد مطلبي در اين كتاب افزوده شده است: ابن طاووس د ر فلاح السائل 116 - 117 / 109 عبارتي را از تفسير طبري نقل مى كند كه آنرا دو سال بعد از تأليف كتاب ديده است. فلاح 1 در تهران به سال 1382 منتشر شده است. اين چاپ مبتنى بر دو نسخه خطى است كه هر دو از قرن حاضر هستند (نك‍: فلاح السائل چ 1 ص 291) چاپ نجف 1385 چاپ ديگرى ازهمان چاپ اول (نك‍: فلاح السائل چ 2 مقدمه محقق ص 20). آن چاپ داراى همان متن نخستين است جز آن كه عباراتي از مقدمه ابن طاووس كه مربوط به دو گونه تقسيم اجزاء مهمات است از آن حذف شده است. برخى از مواد فلاح جزء اول در هيچ كدام از اين چاپها نيامده، اما مى توان از موارد نقل شده در بحار ومستدرك آنها را مشخص كرد. (نك‍: به عنوان مثال - كتاب ادب الامام والمأموم - كتاب الامامة، مق‍: - الامالى [ الطوسى ]. جاى دقيق موارد مفقود شده أي را كه مى توان مشخص كرد در فهرست مشخص كرده ايم.) آقا بزرگ از تعدادى از نسخه هاي خطى فلاح جزء اول ياد مى كند. اين نسخه ها ظاهرا غير از نسخه هايى است

[ 61 ]

كه در چاپهاى فرح مورد استفاده قرار گرفته است (مق‍: - اصل [ عبد الله بن حماد انصاري ].) آنچه از محتواى برخى از نقلهاى بحار بدست مى آيد اين است كه جزء دوم در دسترس مجلسي بوده است. نمونه چنين نقلى در بحار 86 / 129، 162 - 164، آمده كه مشتمل بر ادعيه مربوط به فجر مى باشد. نيز نك‍: - كتاب قصص الانبياء (الراوندي). 10. كتاب فرج المهموم في معرفة (نهج يا منهج) الحلال والحرم من علم النجوم ذريعه 16 / 156 ش 424. الامان 89 / 101. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 10. اين تأليف باعناوين ديگرى نيز معروف است از جمله: فرج المهموم في تاريخ علماء النجوم. ابن طاووس د رانتهاى آن، مى گويد كه كتاب را در 20 محرم 650 در كربلا به اتمام رسانده است (نك‍: فرج المهموم 260). اين تاريخ مشكلاتي دارد زيرا ابن تاووس در فرج الهموم ص 146 (= فرج الهموم * برگ 98 - پ) به انتقال خود به بغداد در سال 652 اشاره مى كند. اين سبب شده تا محمد رضا الشبيبي (مورخ العراق، ابن الفوطى ج 2 / 1 ص 236) درباره تاريخي كه در پايان فرج المهموم آمده ترديد كند واحتمال بدهد كه كتا ب درحول وحوش سقوط بغداد نوشته شده است. گرچه اين احتمال ناممكن نيست اما به دو جهت بايد آن را نامحتمل دانست: يكى اين كه مى دانيم كه ابن طاووس در 650 در كربلا زندگى مى كرده ومشكل است چنين تصور كنيم كه تاريخ ومحل هر دو آنگونه كه در فرح المهموم (ص 260) آمده، اشتباه باشد. ثانيا ابن طاووس در كشف (كه در 649 نوشته شده) اظهار مى دارد كه در نظر دارد كتابي درباره اينكه اختر شناسى در اصل علم درستي است (علم صحيح في اصله) تأليف كند، اين اشاره روشنى است به آنچه در قالب " فرج المهموم " در آمده است (كشف ص 137). آنچه از تأليفات ديگر وى به دست مى آيد (به عنوان مثال الاجازات) اين كه ابن طاووس عموما در اجراى برنامه هايى كه اعلام مى كند


. نسخه أي از آن در كتابخانه مجلس به شماره 1253 (فهرست 4 / 33) موجود است. م (*)

[ 62 ]

تأخير روا نمى دارد، به همين دليل، ساده تر است كه فرض كنيم كه أو برنامه خود را اندكى بعد از تصور آن به انجام رسانده نه آنكه بعد از يك دهه يا ديرتر از آن. اين بيشتر محتمل است كه عبارتي كه در باره حركت به بغداد است بعدا به كتاب ضميمه شده باشد. (همانند ديگر افزوده هايى كه احيانا در برخى از تأليفات ديگر وى صورت گرفته است). از اين كتاب حداقل دو نسخه خطى باقى مانده است يكى در كتابخانه رضوى (رياضي 143، نك‍: فهرست كتب كتابخانه مباركه آستان قدس رضوى، مشهد، 1345 ج 3 ص 344) ونسخه ديگر درنجف. نسخه چاپى بر اساس نسخه خطى نجف بوده است (نك‍: matar صص 34 - 36)، وهمينطور است نقلهاى ذريعه از اين تأليف. (مق‍: ذريعه 16 / 156 ش 424، - كتاب في المسائل ابتداء الاعمال). مجلسي و افندي بايد نسخه هايى در اختيار مى داشته اند كه در مواردي با نسخه هاي نجف ومشهد مختلف بوده است (مق‍: - كتاب قصص الانبياء [ الراوندي ]، - كتاب مختصر المنتخب [ به ترتيب ]). براى جزئيات بيشتر درباره اين تأليف نك‍: matar 11. * * كتاب فرحة الناظر وبهجة الخواطر (يا: خاطر) ذريعه 16 / 161 ش 438. الاجازات 18 / 39. نك‍: عاملي، امل 2 / 205. ابن طاووس اين كتاب را به عنوان يكى از تأليفات اوليه خود ياد مى كند. عنوان در الاجازات، به اشتباه " فرحة الناس " آمده است. اسماعيل بغدادي از آن با عنوان تنبيه الخاطر ونزهة الناظر ياد كرده ومى افزايد برخى آنرا به ورام بن ابى فراس نسبت مى دهند (هدية العارفين، استانبول 5 - 1951 ج 2 ص 479). روشن است كه اين نتيجه خلط اين تأليف با تأليف معروف ورام (نك‍: - مجموع) است. براى جزئيات بيشتر نك‍: باب اول فصل اول.


. شماره نسخه مذكور 5370 است كه د ر فهرست الفبايى (ص 427) به اشتباه با عنوان فرج المهموم ياد شده. نسخه ديگرى ازآ ن به شماره 815 در كتابخانه دانشگاه تهران (فهرست ج 3 ص 598) موجود است. م (*)

[ 63 ]

12. كتاب فتح الابواب بين ذوى الالباب و (بين) رب الارباب (في الاستخارة وما فيها من وجوه الصواب) ذريعه 2 / 20 [ ش ند ]، ج 16 / 103 ش 127. الامان 9 / 24، 84 - 85 / 97، الاجازات 18 / 40، كشف المحجة 101، 121، 133، 138، 139. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 12 (در آنجا با عنوان " فتح الابواب في الاستعاره " آمده است)، stothmann صص 130، 1 33، 139. تاريخ شروع تأليف اين كتاب سه شنبه 24 رجب 642 (نك‍: فتح الابواب ص 113، 224) واتمام آن يكشنبه 5 جمادى الاول 648 بوده است (نك‍: فتح ص 310). كتاب شامل مطالبي است در دفاع از استخاره ونشان دادن استفادهاى مختلفى كه مى شود از آن كرد. (نك‍: دائرة المعارف چ 1 مقاله " استخاره " [ از:) ] i / goldziher چ 2 مقاله: استخاره از: [ ] t / fahd، نك‍: b / langner , untersuchungezur historischen volkskunde agyptens nach / (85 - 81 / mamlukischen ouellen , berlin , 3891 , pp در حالى كه ابن طاووس متوجه خطرات سوء استفاده از استخاره بود (مق‍: كشف ص 107)، اما خود از آن بهره مى برد. به نمونه هايى كه strothmann از استمداد وى از استخاره ارائه داده مى توانيم اين مواد را نيز ضميمه كنيم: استخاره قبل از ازدواج (كشف ص 111)، شروع كتاب جديد (فتح الابواب 113، كشف 5، الملاحم والفتن 15 / 17، التحصين 532) جواب به مخالف سنى (اليقين 8 / 125)، معالجه يك مرض (كشف 133) وتعيين تاريخ يك سفر زيارتي (المضايقة 36 / 349، مق‍: كشف 148). تحقيق الخفاف مبتنى برسه نسخه است (نك‍: مقدمه محقق صص 95 - 97)


. درفهرست نسخه هاي خطى دانشكده الهيات (ص 740) با ياد از رساله أي در استخاره از قول مؤلف آمده كه به كتاب " فتح الغيب " سيد بن طاووس استناد كرده وچون آنرا ناقص ديده اين رساله را نوشته است. م (*)

[ 64 ]

آقا بزرگ درباره دو نسخه آنها آگاهى داشته (دانشگاه تهران ومشهد) واز چهار نسخه ديگر آن نقل مى كند. وى همچنين از ترجمه فارسي آن نيز كه باقى مانده ياد مى كند. برخى از مواردي كه در بحار از فتح الابواب نقل شده در نسخه چاپى نيست (نك‍: - كتاب [ فضل ] الدعاء [ سعد بن عبد الله ]). 13. * فتح (محجوب) الجواب الباهر في (شرح وجوب) خلق الكافر ذريعه 16 / 108 ش 149. الاجازات 18 / 40، كشف 131، 138. عنوان اين كتاب كاملا روشن نيست. د ر " اجازات " دنباله كلمه محجوب " ايد " آمده است. نسخه ديگرى كه آقا بزرگ ملاحظة كرده عنوان كتاب به اين صورت آمده: " كتاب فتح المحجوب وهو الجواب الباهر و... ". اين باعث شده تا آقا بزرگ حدس بزند كه ابن طاووس به اين تأليف دو عنوان على البدل داده است. ابن طاووس مى گويد: من كسى را نمى شناسم كه پيش از من چنين كتابي تأليف كرده باشد، وى جزئيات بيشترى به دست نمى دهد. دركشف 131 نقلى از خطبه على [ ع ] آمده كه در ابتداى فتح الجواب بوده است. در اين خطبه تفسير پيامبر [ ص ] وائمه [ ع ] به عنوان تنها تفسير درست از قرآن معرفى شده است. به گفته آقا بزرگ اين تأليف، در دست ميرزا كمالا بوده زيرا وى مطالعه آنرا سفارش مى كند (مق‍: > ابن طاووس، كتاب البشارات). شواهد متضادى وجود دارد كه آيا كتاب در دست حر عاملي (م 1104) بوده است يا نه. از يك سو در اجازه خود به محمد فاضل المشهدي (بحار 11 0 / 117) أو اجازه روايت اين تأليف را به وى مى دهد (كه از آن به عنوان الجواب الباهر في خلق الكافر نام مى برد). از سوى ديگر در نامه خود با عنوان " خلق الكافر " (كه به صورت نسخه خطى موجود است، مق‍: ذريعه 7 / 246 ش 1191) مى گويد كه آن را نديده است. آيا مى توان گفت كه أو بعد از نوشتن خلق الكافر، آن كتاب را ديده است ؟ نامه حر عاملي داراى رواياتي است كه بحث درباره


. عنوان ترجمه چنين است " نشر الامان في الاسفار والاوطان " از على به حسن زواره أي (ذريعه 24 / 158) (*)

[ 65 ]

مسائل كلامي مربوط به قضا وقدر را ممنوع مى كند. مى توان تصور كرد كه متن ابن طاووس نيز مربوط به چنين مسايلى بوده است. 14. كتاب غياث سلطان الورى لسكان الثرى ذريعه 16 / 73 ش 366. فتح الابواب 182، فلاح السائل 127 / 119، 144 / 133، 156 / 144، الاجازات 18 / 40، 42، كشف المحجة 138، اللهوف 20 - 21 / 25، فرج المهموم 42 - 43. ابن طاووس د راجازات مى گويد: اين تأليف مربوط به قضاى نماز ميت است و مى افزايد كتاب داراى موادى است كه فكر نمى كند دركتاب ديگرى وجود داشته باشد. وى مى گويد: كه كتاب داراى اطلاعاتى درباره كلينى وكتاب كافى اوست. به موارد زير اشاره شده است:: فلاح 127 / 119: درباره اهميت انجام نماز در وقت آن، فلاح 144 / 133: معناى باطني اذان، فرج المهموم: درباره صحت احكامي كه بر اخبار آحاد مبتنى است، كشف: درباره انجام نماز براى ميت. مطلب نقل شده در لهوف، بيان طريق مؤلف به امالي ابن بابويه است. ونقلى كه در فلاح 156 / 144 آمده داراى نقلهايى از مطالبي است كه طوسى در فهرست درباره ابن بابويه آورده است. ابن طاووس در " اجازات 18 / 42 " اين كتاب را تنها اثر فقهى خود مى داند. همانطور كه گذشت، وى بعدا حداقل يك اثر فقهى ديگر با عنوان " المضايقة " نوشت. به دليل مشابهتى كه ميان موضوع اين دو كتاب است، گاه باهم اشتباه مى شود. عبارتي از المضايقة (36 - 39 / 348 - 353) به نقل از " فوائد المدنية " استر آبادى د رجنة الماوى نوري طبرسي آمده (در بحار 53 / 208 - 213) ودر آنجا وانمود شده كه اين عبارت ازغياث مى باشد. بر عكس افندي عبارتي از غياث را به عنوان قطعه أي از مضايقه آورده است (نك‍: - > كتاب المنسك). همينطور آقا بزرگ گاه بين دو كتاب خلط مى كند: (نك‍: - > كتاب الامالى [ الناطق بالحق ]، > كتاب النقض على من اظهر الخلاف). تركيبي از دو عنوان نيز ثبت شده است. چند نسخه از غياث باقى مانده كه هيچكدام آنها در

[ 66 ]

دسترس من نبوده است. من به جاى آن، بر نقلى از اين تأليف در ذكرى الشيعة في احكام الشريعه (تهران 1271 صص 73 - 75) متكى بوده ام. تمامى اين نقل را مجلسي در بحار 88 / 309 - 316 وقسمتي از آن را حر عاملي در وسائل ج 3 صص 366 - 369 آورده است. اين قطعه به عنوان " قبس من كتاب غياث سلطان الورى " به توسط مدرسة الامام المهدى [ عج ] (قم 1408) بانزهة الناظر وتنبيه الخاطر مؤلف قرن پنجم حسين بن محمد بن الحسن الحلواني (با ترتيب صفحات مستقل) چاپ شده است. اين كه اين تنها يك قطعه از كتاب است از اينجا بدست مى آيد كه برخى از عبارات غياث كه ابن طاووس نقل يا بدان اشاره مى كند در اين قطعه نيامده است. 15. * * الابانة في معرفة (اسماء) كتب الخزانة ذريعه 1 / 58 ش 290. سعد السعود 4، 24 - 25. اين كتاب فهرست كتابخانه ابن طاووس بوده است. عبد العزيز طباطبايى در " اهل البيت " 1 / 4، 1406 ص 91 ش 1 عنوان آن را اقليد الخزانة ياد مى كند (كه در جايى ثبت نشده است). الابانه پيش از سعد السعود نوشته شده (تأليف آن در ذى قعده 651 آغاز شده) و در الاجازات ازآن ياد نشده است. اگر اين عدم ذكر به دليل عدم تأليف ابانه قبل از اجازات باشد، (چنانچه محتمل است) درآن صورت ابانه د راواخر 650 يا درسال بعد نوشته شده است. براى جزئيات بيشتر نك‍: باب سوم فصل دوم. 16. * * كتاب اغاثة الداعي واعانة الساعي ذريعه 2 / 249 ش 999. اقبال 418 / 187، مهج الدعوات 103، 145، 294، 320 - 321. مورد نقل شده در اقبال مشتمل بر دو دعا معروف به " دعاء المصحف الشريف " است. اين دعا در وقتى كه قرآن بر سر گذاشته شده خوانده مى شود. در مهج 294، كتاب اغاثه به عنوان كتابي كه مشتمل بر دعاهايى با انشاء حضرت مهدى (عج) است توصيف شده

[ 67 ]

است. 17. * كتاب الاحتساب على الالباب ذريعه 1 / 284 ش 1488. نقلى از تأليفي با اين اسم ومنسوب به " ابن طاووس رحمه الله " به توسط " البلد " كفعمي در بحار 95 / 164 نقل شده است. گرچه گفته نشده كه كتاب از كدام عضو فاميل ابن طاووس است اما چون مربوط به ادعيه است محتمل مى نمايد كه مربوط به مؤلف ما مى باشد. دعاى نقل شده بايد " إذا الحت به الحاجه " خوانده شود. اين عبارت در " البلد " (كفعمي) تهران 1383 نيامده است. در اين چاپ بابى به عنوان (ادعية الحوائج) در ص 155 آمده كه مى توان فرض كرد اين عبارت قبلا در حاشيه اين باب آمده بوده است. آقابزرگ تنها از كتاب الاحتساب آگاهى دارد كه آنرابه عنوان تأليفي گمنام درباره ادعيه توصيف مى كند. أو بايد از فهرست منابع بلد اخذ كرده باشد كه تنها اطلاعات داده شده در آنجا همان عنوان است. نام اين تأليف در ديگر فهارس تأليفات ابن طاووس نيامده است. 18. * اجازه (براى قسينى) ذريعه 1 / 222 ش 1165. اين اجازه كه تاريخ جمادى الاول 664 را دارد، براى روايت " الاسرار المودعة " مى باشد. مجيزين عبارتند از: شمس الدين محمد بن احمد بن صالح القسينى وپسران أو: جعفر، على وابراهيم به علاوه محمد بن حاتم الشامي (زندگى در نيمه دوم قرن هفتم، مق‍: رياض 5 / 389 - 390)، احمد بن محمد العلوى النسابة (مق: رياض 1 / 63)، نجم الدين أبو نصر محمد الموسوي وصفى الدين محمد بشير العلوى الحسينى مق: رياض 5 / 45). نك‍: الانوار الساطعة صص 2، 10، 31، 148، 149، 153 - 154 و 175. به گفته آ قا بزرگ اين اجازه را شمس الدين قسينى در اجازه خود به نجم الدين

[ 68 ]

طومان بن احمد العالمي ياد كرده كه به نوبه خود در اجازه صاحب المعالم (يعنى جمال الدين أبو منصور الحسن بن زين الدين الشهيد الثاني م. 11. 1، نك‍: ذريعه 21 / 198 ش 4595، مدرسي ص 8 وفهرست اعلام) آمده است. 19. * كتاب الاجازات (لكشف طرق المفازات) فيما يخصنى (يا: يحصى) من الاجازات ذريعه 1 / 127 ش 610، ص 222 ش 1164. اقبال 12 / 542، 147 / 658، مهج الدعوات 213، اليقين 34 / 183، 38 / 193، 45 / 210، 56 / 236، 74 / 271، 94 / 307. آغاز اين تأليف در بحار (چاپ سنگى ج 25 صص 17 - 19 = بحار چ جديد 107 / 37 - 44)، از نسخه أي كه شهيد اول كتابت كرده بود باقى مانده است. ابن طاووس ضمن آن، از فتح الابواب (پايان تأليف در 648) وكشف (پايان تأليف در 649) ياد كرده ومى گويد: أو كار تأليف " مضمار " و " مسالك المحتاج " را كه از " مهمات " است آغاز كرده است، به اقبال نيز به عنوان اثرى كه در دست تكميل است اشاره مى كند. بدين ترتيب مى توان نتيجه گرفت كه اجازات د ر اواخر سال 649 يا اوائل 650 تأليف شده باشد. اين تأليف مشتمل بر طرق ابن طاووس به تعدادى از مصنفات بوده است: الكتاب المعرفة از رواجنى (اليقين 74 / 271)، تأليف حسين بن سعيد الاهوازي (اليقين 94 / 307)، المعرفة ثقفي (اليقين 38 / 193)، تاريخ الطبري (اقبال 12 / 542)، كتاب التنزيل في النص على امير المؤمنين [ ع ] از ابن الثلج (اليقين 45 / 210)، حديث الولاية ابن عقده (اليقين 34 / 183)، تاريخ بغداد خطيب بغدادي (مهج الدعوات 213)، مائة حديث ابن شاذان (اليقين 56 / 236)، دعايى براى نيمه رجب (اقبال 147 / 658). هيچكدام از اين طرق در قطعه أي كه در بحار محفوظ مانده نيامده است. آقا بزرگ فرض كرده است كه اين اجازات با آنچه كه ابن طاووس به جمال الدين يوسف بن حاتم شامى داده يكى است كه قطعه أي از آن توسط شمس الدين محمد الجبعى از

[ 69 ]

نسخه أي كه توسط شهيد اول كتابت شده بود نقل واز آنجا به بحار منتقل شده است (بحار 107 / 45 - 47). واين حقيقت كه قطعه باقى مانده، در اجازات 18 / 42 - 43 آمده اين فرض آقا بزرگ را تأييد مى كند وبه نظر مى رسد كه قطعات ديگرى از كتاب اجازات (يا شايد تمام تأليف ؟) در دسترس شهيد ثانى بوده است، نك‍: اجازه أو به حسين بن عبد الصمد (م 984) پدر شيخ بهائي (بحار 108 / 170، بحراني، كشكول 2 / 223). نيز مق‍: - > اصل (روايت شد توسط حسن بن محبوب)، - > كتاب مدينة العلم. 20. كتاب الاقبال بالاعمال الحسنة فيما (نذكره مما) يعمل مرة في السنة (يا ميقتا واحدا كل سنة) (12) ذريعه 2 / 246 ش 178. الامان 77 / 91، فلاح السائل 8 / 6 (اجازات 18 / 41)، جمال الاسبوع 159 كشف المحجة 156، سعد السعود 69، 294. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 17 (با ياد از نسخه buhar ش 75 ودو نسخه چاپى تهران). اين تأليف كه در تقسيم پنج جلدى مهمات، جزء چهارم آن بوده در الاجازات به عنوان " ما يكون في السنة مرة واحدة " بدان اشاره شده است. در الامان آمده است كه مشتمل بر دو مجلد است (مجلدان)، اولى ادعيه براى ماههاى شوال تا ذى حجه ودوم ادعيه براى محرم تا شعبان. در جمال وكشف آمده است كه جلد دوم اقبال در دست تهيه است (در جمال آمده: من بعضى از اين اسناد را در شروع عمل رجب [ يعنى: اقبال ] ذكر خواهم كرد. در كشف مى گويد: من [ در بخشى ] ادعيه محرم را در جزء دوم [ يعنى: اقبال ] ذكر خواهم كرد). ابن طاووس در سعد السعود (ص 69) به جزء اول اقبال اشاره مى كند (شوال - ذى حجه). در دوره أي، ضمن روايت كتاب، " مضمار " جزئي از كتاب اقبال در آمده است (نك‍: - > ابن طاووس مضمار). در برابر مضمار، كتاب اللطيف


. در موردى از آن با عنوان " الاقبال لصانح [ شايد: لصالح ] الاعمال " نك‍: فهرست نسخه هاي خطى كتابخانه ملى 8 / 14. نسخه رضوى به شماره 3319 (كتابت 957) ونسخه ملك به شماره 1015 (كتابت 1091) مى باشد. م (*)

[ 70 ]

في التصنيف في شرح السعادة بشهادة صاحب المقام الشريف، كه باب " عمل يوم عاشوراء " را تشكليل مى دهد (اقبال 33 - 37 / 562 - 567) هرگز تأليف مستقلى نبوده است (مق‍: ذريعه 18 / 326 ش 304). بر مبناى آنچه در اقبال (225 / 728) آمده، ابن طاووس املاى اين تأليف را در دوشنبه 13 جمادى الاول 605 تمام كرده است. اين اشتباهي است كه strothmann (ص 131 پاورقى 9) متوجه شده است. حدس وى به جاى تاريخ فوق، 645 مى باشد به اين دليل كه اين تنها سال زندگى ابن طاووس (به استثناى 605) است كه باعدد 5 تمام مى شده ودر آن 13 جمادى الاول، مطابق دوشنبه بوده است. اما وى احتمال ديگر را ملاحظة نكرده وآن تبديل خمس به خمسين است (يعنى: 650). اين از نسخه أي كه از آن در ذريعه نقل شده تأييد مى شود، در آنجا خاطرنشان كرده كه ابن طاووس در حالى كه شصت سال داشته (649) تأليف آن را آغاز كرده است. به گفته - wustenfeeld 31 , mahler جمادى الاول 650 در روز دوشنبه رخ داده است. (نيز مق‍: (188 / h / h / goldstine , new and full moons p اقبال در كربلا به اتمام رسيد جايى كه وى كشف وفرج المهموم رانيز در آنجا تأليف كرده. ابن طاووس در سال 656، در آخر باب محرم، بابى درباره سقوط عباسي ها افزوده است. أو باب ديگرى در 13 ربيع الاول 662 به كتاب افزوده زماني كه أو در اين انديشه بود كه خود وى همان شخصي از اهل بيت است كه امت را بعد از بنى عباس رهبرى خواهدكرد (اقبال 71 / 599 - 600، نك‍: باب اول فصل اول). دستكارى ديگرى نيز از وى در اقبال 267 / 15 وجود دارد. أو در آنجا مى گويد: ما تعليقه شگفتى را در يك كتاب قديمي كه در 14 صفر 660 بدستمان رسيد بعد از تأليف اين كتاب، بدست آورديم. همينطور أو در اقبال (441 / 212) از دعايى كه در رمضان اندكى پس از تأليف كتاب، خوانده ياد كرده است. احتمالا اضافات ديگرى نيز در آن وجود دارد كه خود به صراحت از آن ياد نكرده است (نك‍: - > مجموعه مولانا زين العابدين، - > المصباح [ ابن باقى ]).

[ 71 ]

به احتمال، اقبال خالي از افزوده ديگران نيز نمى باشد. مجلسي (در بحار ج 95 صص 227 - 228) ضمن ياد از دعاى امام حسين [ ع ] در روز عرفه (نك‍: اقبال 557 - 566 / 3 39 - 350) مى گويد: قسمت پايانى آن عباراتي صوفيانه است كه با ادعيه ائمه [ ع ] سازگارى ندارد ودر روايت ديگرى از اين دعا در زائر ابن طاووس و " البلد " كفعمي وحتى برخى از نسخه هاي خود اقبال نيامده است. مجلسي معتقد است كه اين بخش از طرف شيخي صوفي يا در تأليفي بوده كه ابن طاووس از آن نقل كرده يا (به احتمال بيشتر) مستقيما در اقبال، افزوده شده است. دو چاپ سنگى اقبال ملاحظة شد: [ ايران ] 1314 [ = اقبال 1 ]، تهران 1320 و تجديد چاپ 1390 و 1407 [ = اقبال 2 ]. بايد چند نكته را ياد آور شويم: 1: آنكه نسخه هاي موجود مضمار فاقد آغاز است ومتن از نيمه باب اول شروع مى شود. در اينجا 37 باب وجود دارد كه هر كدام از آنان داراى چندين فصل است اين واقعيت كه ابتداى مضمار ونيز عنوان آن در نسخه هاي موجود اقبال وجود ندارد نشانگر آنست كه در زماني بدين توجه نداشته اند كه مضمار تأليف مستقلى بوده است و اين مى تواند شمول اقبال را بر آن توجيه كند. در اقبال 2 " بسمله " را قبل از متن مضمار افزوده اند ولى در همان جا دراقبال 1 " بسمله " وجود ندارد. 2: در اقبال 1 (اما نه چ 2) جدول محتواى مضمار آمده است (صص 300 - 301). مؤلف آن محمد مهدى الاصفهانى اين كار را به دليل آنكه ابتداى مضمار (كه احتمالا چنين فهرستى را داشته همانطور كه ديگر تأليفات ابن طاووس آن را دارد) را در دست نداشته انجام داده است، اين جدول كامل نيست ودر سى ودومين باب (از تمامى


. متن اين دعا را ابن عطاء الله الاسكندرى (م 709) در الحكم العطائية [ شرح الحكم العطائية بيروت، دار المعرفة ص 462 ] آورده كه برخى در اصل دعا از انشاء خود وى مى دانند وطبعا بر اين باورند كه كسى كه آنرا در اقبال وارد كرده كسى جز ابن طاووس (م 664) بوده است. اين در صورتي است كه ثابت شود دعا از انشاء خود ابن عطاء الله است در اين باره نك‍: , 1 / w / chitick , ashadhili presence in sht , ite islam , / sophia perennis , vol / i , no / 100 - 97 / 5791 , pp ونيز (*) م / 71 , 128 / w / chittic , asht , ite anthology , p

[ 72 ]

37 باب) قطع مى شود. 3: ترتيب محتواى آن بدين صورت است: الف - محرم تا شعبان: اقبال چ 1، صص 2 - 225 = اقبال چ 2، صص 532 - 728، ب رمضان (يعنى: مضمار): اقبال چ 1، صص 226 - 515 = اقبال چ 2، صص 2 - 300، ج - شوال تا ذى الحجه: اقبال چ 1، صص 516 - 716 = اقبال چ 2، صص 302 - 531. تصميم نهادن مضمار در آغاز. اقبال 2 از سوى محقق صورت گرفته وتوجيه أو براى اين كار اهميت خاص ماه رمضان است. أو ادعا مى كند كه در اصل، كتاب از محرم آغاز مى شده (چنانكه در اقبال 1)، وى در اين باره اشتباه مى كند زيرا همانطور كه نشان داديم ابن طاووس تأكيد مى كند كه اولين جزء شوال تا ذى الحجه را در بردارد ودومين جزء محرم تا شعبان (الامان 77 / 91، اقبال 3 / 533). بنابر اين اقبال چاپ دوم (با اينكه مضمار را در آغاز آورده) با ترتيب اصلى كتاب موافقت دارد. آقا بزرگ در مواردي نسخه ديگرى از اقبال را ياد مى كند، نك‍: - > كتاب الدعاء (الاشترى)، - > كتاب الدعا والزيارة، - > الكافي في الاستدلال، - > كتاب الوسائل إلى المسائل: گرچه وى دراين باره جزئياتي بدست نمى دهد، اما بايد از نسخه هاي چاپى ديگرى استفاده كرده باشد. افندي در رياض از نسخه أي از اقبال با عباراتي جداى از نسخه هاي چاپى استفاده كرده است. (نك‍: - > كتاب في احوال الائمه، - > كتاب المواليد [ الجهضمى / ابن ابى الثلج ]). 21. * كتاب الاصطفاء في اخبار (يا: تاريخ، يا: تواريخ) الملوك والخلفاء ذريعه 2 / 121 ش 486. كشف المحجة 3، 34، 112، 114، 118، 132، 138، مهج الدعوات 276. عنوان كامل آن در كشف 138 ومهج 276 (كشف با " تاريخ " ومهج با " اخبار ") آمده است. در همه موارد عنوان كتا ب " الاصطفاء " آمده وبه استثناى مهج الدعوات * برگ


. در پايان معرفى اقبال گفتنى است كه رساله أي با عنوان آداب واعمال نوروز برگرفته از اقبال به شماره 10300 (كتابت 1281) در كتابخانه رضوى [ ع ] نگهدارى مى شود. م. چاپ جديدى از " اقبال " با تحقيق آقاى قيومى اصفهاني در قم در دست انتشار است. م (*)

[ 73 ]

154 - پ كه " الاصفياء " آمده است. آنچه كه از عنوان ونقلها بدست مى آيد اين است كه اين تأليف مشتمل بر تاريخ عمومى همراه با جزئياتي در باره اجداد) مق‍: كشف 3) ابن طاووس وحيات وى بوده است. ابن طاووس در مهج به حوادثى مربوط به امام دوازدهم [ ع ] اشاره مى كند (مق‍: - > كتاب الوزراء [ فناخسرو ]) ودر كشف 132 اهميت علم انساب را براى علويان مورد تأكيد قرار داده، ابن طاووس در كشف 112 و 114 در ارتباط با خوددارى خود از پذيرفتن مقام مفتى براى مستنصر ومسائل مربوطه سخن گفته است. دركشف 118 به حركت ابن طاووس از حله به نجف اشاره شده است بطوريكه وى سه سال را دور از انظار عمومى بسر برده است. ما از كشف مى دانيم كه بعد از نجف سه سال به كربلا رفته ودر موقع نوشتن كشف (سال 649) أو هنوز سه سال سكونت در كربلا را پايان نبرده بود، بنابراين (اصطفاء) بايد در پايان دوره گوشه گيرى أو در نجف ويا اندكى بعداز حركت به كربلا نوشته شده باشد يعنى حدود 646 - 647. ظاهرا شيخ حر عاملي توانسته است نسخه أي از اين تأليف را ببيند (نك‍: اجازات الشيخ محمد الحر العاملي لمولى... محمد فاضل المشهدي در بحار 107 / 117). 22. جمال الاسبوع في (يا: ب‍) كمال العمل المشروع ذريعه 5 / 129 ش 534. الامان 77 / 90، الدروع * برگ 3 - ر، فلاح السائل 8 / 6، الاجازات 18 / 41، اقبال 98 / 623، 212 / 715، 256 / 22، 631 / 421، 659 / 449، 661 / 451، مهج الدعوات 145، محاسبة النفس 22 / 23 / 11 - 12. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 14 (درآنجا عنوان " اعمال الاسبوع " آمده است). در محاسبة النفس به جاى " العمل " العلم " آمده است. در الامان 77 / 90 " عمل " به جاى " العمل " آمده است. عنوان درست در الامان * برگ 52 - پ ياد شده است. در اقبال 256 / 22 آن را " عمل الاسبوع " ياد كرده است. در الاجازات به اين تأليف باعنوان " مجلد في عمل ليلة الجمعة ويومها " ياد مى كند. اين تأليف كه چهارمين مجلد بر مبناى تقسيم ده مجلدى مهمات مى باشد داراى 49 باب است. نه باب نخست آن (صص 15 -

[ 74 ]

182) مشتمل بر ادعيه روزهاى هفته است. بعد از آن كه قسمت عمده كتاب قرار دارد (182 - 541) مربوط به روز جمعه وادعيه مختلف آن مى باشد. ابن طاووس منابعي را كه ادعيه را از آن گرفته ياد نمى كند (نيز مق‍: - > ابن طاووس، الدروع). ابن طاووس كتاب " جمال " را مثل همچون تأليفات ديگر، با توصيف محتواى آن آغاز مى كند. اين روش را با ياد آورى اين كه مقاصد ومفاهيمي (معاني) كه در اين كتاب آمده همچون مرواريدى در صدف توضيح مى باشد، پنهان مى دهد. زماني كه در يك باب معاني زياد باشد از نظر پنهان مى ماند وتنها با زحمت زياد مى توان آنها رابدست آورد. به همين دليل شمارش آن معاني، يافتن آنها را آسان مى سازد وخواننده را به عمل براى كسب رضاى خداوند (با پيروى از سفارشاتى كه در كتاب آمده) كمك مى كند (نك‍: جمال ص 8). آقا بزرگ اشاره به نسخه أي از جمال نكرده است. چاپى كه در اين جا استفاده كرده ايم چاپ سنگى تهران 1330 (با ترجمه فارسي از شيخ عباس قمى در حاشيه) مى باشد، مق‍: مشار، فهرست ص 1286). آل ياسين (درمجلة المجمع العلمي العراقى 12 ص 203) ومحققين اليقين 2 (در ص 103) نيز همان چاپ 1330 تهران را ياد مى كنند (ديده نشد). چاپ 1330 ناقص است وعبارتي كه در مهج بدان اشاره شده در آن نمى باشد، مق‍ - > كنوز النجاح. 23. * * كتاب الكرامات ذريعه 17 / 289 ش 343. الامان 115 - 116 / 127 - 128. موارد نقل شده درباره مؤمنانى است كه در وقت نماز يا زيارت قبر امام حسين [ ع ] مار يا شير به آنها آسيب نرسانده است. اين مواد، نقل به معنى شده زيرا ابن طاووس نسخه


. چاپ جديدى از اين كتاب با تحقيق، قيومى اصفهاني (تهران 1371) منتشر شده است. مبناى اين چاپ نيزنسخه چاپى 1330 به ضميمه نقلهايى بوده كه در آثار ديگر آمده ومحقق آنها را بدست آورده است. م (*)

[ 75 ]

كتاب الكرامات را در وقت نوشتن الامان در دست نداشته است، نك‍ - > كتاب السفر. 24. كتاب كشف المحجة لثمرة المهجة ذريعه 18 / 58 ش 662. الاجازات 18 / 41 - 42. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 913 ش 16 (در آنجا عنوان كتاب " كشف المخرجة [ كذا في الاصل ] لثمرة المهجة " آمده است. عنوان كتاب در اجازات 1 به اشتباه كشف المهجة ودر چ 2 كشف الحجة آمده است. o ابن طاووس اين كتاب را به عنوان رساله أي كه 170 قائمه طول دارد توصيف كرده (مق‍: كشف المحجة كه داراى 196 صفحه و 19 سطر در هر صفحه است) ومى افزايد: به آن عنوان ديگرى نيز داده است: " اسعاد ثمرة الفؤاد على سعادة الدنيا والمعاد ". (در عاملي، امل الامل 2 / 206 وازآنجا در روضات 4 / 327 اين دو عنوان به عنوان دو تأليف مستقل ياد شده است.) ابن طاووس تأليف كشف را در 15 محر 649 (شصتمين سالگرد تولد خودش) در كربلا آغاز كرده ودر اواخر همان سال به اتمام رسانده است. اين تأليف كه به فرزندانش محمد وعلى (در آن زمان هنوز كودك خردسالى بوده اند) هديه شده داراى اجازه أي نيز براى آنها مى باشد (مق‍: ذريعه 1 / 222 ش 1163). اين كتاب منبع مهمى درباره زندگى وانديشه ابن طاووس مى باشد. همينطور درباره كتابخانه وى جزئياتي را در اختيار ما مى گذارد. براى اطلاعات بيشتر نك‍: kohlberg درمقاله:. polemic آقا بزرگ هيچ نسخه أي از اين تأليف را نشناسانده وتنها از چاپ 1306 ايران ياد مى كند. oo مشار از چندين ترجمه فارسي آن ياد مى كند (فهرست صص 1306، 2484). فيض كاشانى (م 1091) مؤلف اخباري معروف در برخى از كتابهايش از كشف نقل مى كند (به عنوان مثال: كتاب الاصول الاصيله تحقيق: جلال الدين ارموى محدث،


. o سيد على خان مدنى با اشاره با گزيده فيض، از كتاب ابن طاووس باعنوان كشف الحجه ياد كرده. نك‍: فهرست ميكروفيلم هاي دانشگاه تهران 1 / 366. م. oo چاپ جديدى از آن با تحقيق محمد الحسون (قم 1412) انتشار يافته است وى در مقدمه صص 34 - 36 نسخه هاي مورد استفاده خود را برشمرده است. م (*)

[ 76 ]

تهران 1349 ش، ص 175، المحجة البيضاء، تحقيق: على اكبر غفاري، تهران 1339 - 1342 ش، ج 1 صص 190، 209 - 210. علم اليقين في اصول الدين المهجة تحقيق: محسن بيدار فر، [ تهران 8531) 1 (] o ش 1400 صص 24 - 26، 704 - 705، 738 - 739، 741 - 743)، همچنين تلخيصي با عنوان " تسيهل السبيل بالحجة في انتخاب كشف المحجة لثمرة المهجة " تأليف كرده است (كه با تحف العقول ابن شعبه، چاپ سنگى [ ايران ] 1303 صص 309 - 320 چاپ شده است، چاپ جديدى از آن در قم در سال 1407 از آن منتشر شده است). فيض در اين تأليف برخى از نكاتي نقل شده را شرح مى دهد. وى در شرح خود رد علم كلام را از سوى ابن طاووس به نظر تأييد مى نگرد ودر ظاهرا وى را به عنوان نماينده آراء اخباري مى شناسد. 25. * * لباب المسرة من كتاب (مزار) ابن ابى قرة ذريعه 18 / 274 [ ش ند ]، 281 ش 110. در ذريه عنوان كتاب به اشتباه " لباب المستره " آمده است. تا آنجا كه از عنوان كتاب بر مى آيد، بايد تلخيص كتاب " المزار ابن ابى قره " باشد. عبد الكريم برادر زاده ابن طاووس، در كتاب الغرى (ص 151) اين تأليف را به وى نسبت مى دهد. نيز نك‍: - > كتاب المسرة. مق‍: فهرست الخرسان (در مقدمه وى بر فلاح 2) ص 18 ش 46. 26. كتاب اللهوف (يا: الملهوف) على قتلى الطفوف ذريعه 18 / 389 ش 576، 22 / 223 [ ش ند ] الاجازات 18 / 42، اقبال 32 / 562، كشف المحجة 138. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 5. به گفته آقا بزرگ عنوان " لهوف " معروفتر از " ملهوف " است. احتمالا همين تأليف است كه حر عاملي در اجازه خود به محمد فاضل المشهدي (بحار 110 / 117) در ميان آثار ابن طاووس، كه اجازه روايت آنها را به وى داده به آن با عنوان " مقتل الحسين " ياد مى كند. لهوف درباره رخدادهايى است كه به


. o قم (نه تهران). م (*)

[ 77 ]

حادثه كربلا منتهى شده، همچنين اصل جنگ ورخدادهاى بعدى آن. بيشتر داستان را يك راوي ناشناخته نقل مى كند. هدف وى اين بود كه لهوف در عاشورا خوانده شود (نك‍: اقبال). اگر كسى بدان دسترسى نداشته باشد، وى پيشنهاد مى كند همان مطالبي كه در اقبال (يعنى: اللطيف في التصنيف) آمده خوانده شود. لهوف يكى از معروفترين تأليفات ابن طاووس در آمد. چند چاپ از آن وجود دارد وچند بار نيز به فارسي ترجمه شده است (نك‍: ذريعه 18 / 296 ش 188، 26 / 201 ش 17 - 1، مشار، مؤلفين 4 / 416، فهرست 1307 - 1308، مق‍: ارجمند ص 165) براى اطلاعات بيشتر نك‍: - > ابن طاووس، المصرع الشين في قتل الحسين [ ع ]. 27. * * كتاب المنامات الصادقات ذريعه 22 / 338 ش 7345. الامان 78 / 91. گرچه نام مؤلف ياد نشده، آقا بزرگ حدس زده كه مؤلف ابن طاووس باشد. درستي اين حدس چنين تأييد مى شود كه كتابي كه بعدا ياد شده (آن هم بدون نام مؤلف) كتاب البشارات ابن طاووس مى باشد. از عنوان كتاب چنين بر مى آيد كه اين تأليف مشتمل بر خوابهايى بوده (از أئمه يا افراد متقى ديگر ؟) كه محقق شده است. (در مقابل احلام، يعنى خواب هاي شيطاني)، مق‍ بطور كلى: m. j. kister " the interpretion of dreams: an unknown manuscript of ibn 103 - 67. qutaybas ibarat al - ruya , ios , 4 , 4791 , pp 28. * * مسالك (يا: مسلك يا: سالك) المحتاج إلى (معرفة) مناسك (يا: الله ونسك) الحاج (يا: الحجاج) ذريعه 22 / 380 [ ش ند ] 21 / 23 ش 3763 فلاح السائل 6 / 8، الاجازات 18 / 41، اقبال 520 / 306، كشف 145. اين اثر، هفتمين مجلد در تقسيم بندى ده جلدى مهمات مى باشد. ابن طاووس در

[ 78 ]

اجازات، اقبال وكشف مى گويد كه وى تأليف اين كتاب را آغاز كرده ومى افزايد (در كشف) كه آن درباره فرايض حج خواهد بود. در اقبال مى افزايد كه وى به دليل نامشخصى (لبعض الاعذار) اتمام آن را به تأخير انداخته است. 29. المصرع الشين في قتل الحسين [ ع ] [ در جايى از آن ياد نشده است. ] تنها شاهد روشنى كه تاكنون درباره تأليف اين كتاب توسط ابن طاووس وجود دارد نسخه خطى ليدن 792 (= 959. ] 2 [ or برگهاى 34 - پ إلى 140 - ر) است كه f / wustenfeld در: der tod des husein ben alt and die rache , p / vi آنرا معرفى كرده است. مق‍: با p / voorhoeve , handlist of arabic manusripts in the library of the university of / 201 / leiden and other cohections in the netherlands , the hague , 0891 , p (من از dr. j. j. witkam و dr. r. e. landau - tasseron بخاطر كمكشان براى بدست آوردن ميكروفيلم از اين كتاب متشكرم). اين يكى از نسخه هايى است كه wustenfeld و u. sezgin آنها را بررسى كرده اند وهمه آنها محتوى تأليفي درباره امام حسين [ ع ] منسوب به أبو مخنف بوده اند. اين تأليف با چندين عنوان معروف است از جمله: مقتل الحسين، اخبار مقتل الحسين، مصرع الحسين وما جرى له (ذريعه 22 / 27 ش 5859، سزگين 1 / 308 - 309)، اين كتاب درميان مؤلفان امامى مذهب شناخته شده است: نجاشى (ص 320 ش 875) به آن باعنوان كتاب قتل الحسين [ ع ] اشاره كرده است. اين كتاب در نجف (1347 وافست آن در بيروت 1971) با عنوان مقتل الحسين ومصرع اهل البيت واصحابه في كربلا به چاپ رسيده است (مق‍: 119 /.) u / sezgin , abu mihnaf , p وستنفلد براين باور است كه بخشهايى از قسمت اول اين تأليف مى تواند بر مبناى تأليف أبو مخنف بوده باشد ونيمه دوم مشتمل بر جزئيات افزوده تخيلي بعدى است (u / sezgin /) der tod , pp / v - vi بااستفاده از روشهاى مختلفى به نتيجه مشابهى دست يافته به اين صورت كه مقتل الحسين منسوب به

[ 79 ]

أبو مخنف مشتمل بر عباراتي موضعگيرانه است كه كتاب هشام كلبى را كه خود اساس كتاب أبو مخنف تأليف شده، شكل داده است (123 - 119 /.) abu mihnaf , pp وستنفلد ياد آور شده كه نسخه ليدن، در ميان نسخه هايى كه مربوط به أبو مخنف بوده ووى بررسى كرده، تنها نسخه أي كه ابن طاووس را به عنوان جامع آن كتاب مى شناساند. مقايسه لهوف با نسخه ليدن نشان مى دهد كه گرچه مربوط به همان سلسله حوادث اند اما دو تأليف متفاوت مى باشند. ابن طاووس در لهوف منابع خود را نمى شناساند (مق‍: - > ابن طاووس، الدروع)، وكساني را كه به عنوان منبع معرفى مى كند بيشتر شيعه اند، و كوچكترين اشاره أي نيز به أبو مخنف در آن نيست. در برابر، نسخه ليدن تماما بر مقتل منسوب به أبو مخنف متكى است به استثناى آنكه در مواردي از أبو عبد الرحمان عبد الله احمد بن حنبل (م 290) نقل مى كند (به عنوان مثال: برگهاى 48 - ر، پ، 58 - ر، 72 - پ، 76 - ر الى 77 - ر). تنها نقطه أي كه اين دو (لهوف بانسخه ليدن) بايكديگر تطبيق مى كنند بخش دوم مقدمه است (نسخه ليدن برگهاى 34 - پ الى 35 پ، لهوف 5 - 10 / 5 - 11). ازميان اين اختلافات (كه اكثرا ناشى از سقط يا قراءات مختلف است) ميان دو متن، برخى موارد منعكس كننده تلاش عمدي (ناسخ ؟) براى تخفيف گرايش شيعي آن است. به اين صورت كه در لهوف (ص 9 / 10) از " مولانا " الصادق نقل مى كند، درنسخه ليدن (برگ 35 - پ) " جعفر الصادق رضى الله عنه " را ياد مى كند و روايتي كه در لهوف از اهل بيت پيامبر [ ص ] نقل شده در نسخه ليدن از خود پيامبر [ ص ] نقل شده است. بعد از كلمات: (و) قال على بن موسى بن جعفر بن محمد بن ابن طاووس (در لهوف: + الحسينى) جامع هذا الكتاب، هر دو متن روش جداگانه أي را در پيش مى گيرند. آنچه مى تواند رخ داده باشد يكى از احتمالات زير است: الف: ابن طاووس متن نسخه منسوب به أبو مخنف را تأليف كرده ومقدمه خود را برآن افزوده است. أو بعدا برخى از مواد مقدمه را براى خطبه لهوف استفاده كرده است. ب: ابن طاووس در ابتداء، لهوف را نگاشته وبعدا قسمتهايى از خطبه را براى مقدمه نسخه ليدن منسوب به أبو مخنف استفاده كرده است (همانطورى كه از موارد

[ 80 ]

" الانوار الباهرة " و " اليقين " بر مى آيد ابن طاووس ابائى نداشته كه موادى از مقدمه را در جاى ديگرى كه موضوع مشابه بوده استفاده كند). بايد ياد آورى شود كه منابع شرح حال، تأليفي از ابن طاووس [ بر اساس ] متن أبو مخنف را يادآور نمى شوند. حر عاملي كه تنها مؤلفي است كه مقتل الحسين را به ابن طاووس نسبت مى دهد به احتمال مقصودش لهوف است نه تأليف منسوب به أبو مخنف (نك‍: بحار 110 / 117، مق‍: - > ابن طاووس، كتاب اللهوف). عبارت پايانى نسخه ليدن داراى عناصر شيعي است كه بدون سانسور مانده است. اين عبارت (برگهاى 145 - پ الى 146 - ر)، با آنچه كه وستنفلد (ص 147) از نسخه هاي مشابه آورده متفاوت است عبارتي كه وى آورده چنين است: " درود خدا بر سيد ما محمد وخاندان محترم ومحبوب أو وتمامي اصحابش، ولعنت خدواند بر ظالمان از اولين تا آخرين " وخاتمه آنچه در نسخه آمده چنين است: " درود خدا بر أو (حسين عليه السلام) وخاندان پاك وخوب أو ولعنت خدا بركسانى كه در حق آنان ظلم كردند وحق وى را در خلافت غصب كردند (وحقهم من الخلافة) وآنان را از نوشيدن آب منع كردند، آنها براى هميشه وهميشه در آتش دوزخ بمانند ". اين خاتمه (همچون مقدمه) ممكن است توسط ابن طاووس نوشته شده باشد. اولين تلاش براى تعيين رابطه بين نسخه ليدن وديگر متون منسوب به أبو مخنف از سوى وستنفلد در der tod , pp / v - viii انجام شده است. روشن است كه كار بيشترى در اين باره بايد صورت گيرد. فعلا اين احتمال را نمى توان رد كرد كه متن ابن طاووس نيز مبنايى براى تأليف منسوب به أبو مخنف بوده است. ahlwardt در verzeichnis ج 20 صص 36 - 38 از دو نسخه [ ديده نشد ] ياد كرده كه مى تواند در مسائلي كه در اينجا مورد بحث قرار گرفته مؤثر باشد. اولين نسخه (برلين 9027) اين عنوان را دارد: " تاريخ مقتل الحسين وما جرى من الحرب "، مؤلف آن ابن طاووس شناسانده شده است. در برگ 4 - ر عنوان كتاب چنين آمده: كتاب الملهوف على قتل (كذا في الاصل) الطفوف. نسخه دوم (برلين 9028) با عنوان كتاب الملهوف على قتلى الطفوف را دارد. در اينجا


. عين عبارت عربي در اختيار نبود. م (* ]

[ 81 ]

نامى از مؤلف به ميان نيامده و ahlwa rdt ياد آور شده است كه متن اين نسخه از متن نسخه 9027 برلين متفاوت است وداستان آن بيشتر بر مبناى أبو مخنف مى باشد. 30. * كتاب المزار ذريعه 20 / 319 ش 3195. به گفته آقا بزرگ اين تأليف در آغاز زائر ياد شده وبه همين دليل پيش از آن تأليف شده است در زائر * به اين كتاب اشاره نشده است. آقا بزرگ به برخى اختلافات ميان مزار و زائر اشاره مى كند مثل اضافه بابى در باره آداب سفر در زائر، اما ظاهرا اين دو تأليف در مواد بسيارى مشترك هستند. عبد الكريم برادر زاده ابن طاووس در الغرى (ص 94) از " مزار " نقل مى كند. آقا بزرگ از نسخه ناقصى (كه آغاز وانجام نداشته) آگاهى داده (در كتابخانه حسن صدر) كه محتملا متعلق به دوره ابن طاووس است. ظاهرا محسن الامين و شيخ عباس قمى نسخه أي از مزار را در دسترس داشته اند زيرا متن زياراتي را از كتاب مزار كه بايد بر مزار امام حسين [ ع ] در كربلا ومرقد امام جواد [ ع ] در كاظمين خوانده شود، از ان نقل مى كنند، نك‍: محسن الامين، مفتاح الجنات، دمشق 1352، چاپ مجدد در بيروت 1389، ج 2 صص 138 - 142، 336 - 337، قمى، مفاتيح صص 797 - 799، 895 - 897 ونيز نك‍: - > كتاب المزار، - > كتاب الزيارات و الفضائل. 31. * كتاب المضمار للسياق (يا مضمار السباق) واللحاق بصوم شهر اطلاق الارزاق وعتاق (يا: عتق) الاعناق (عنوان ديگر: مضمار السبق في ميدان الصدق) ذريعه 21 / 135 ش 4199. الامان 22 - 23 / 3 6، 77 / 91، فلاح 8 / 6، الاجازات 18 / 41، اقبال 12 / 541، 24 / 554، 118 / 635، 63 3 / 422، 639 / 428، 661 / 451 712 / 494، كشف 144. اين كتاب ششمين جلد از تقسيم بندى ده جلدى مهمات ومشتمل بر ادعيه ماه رمضان

[ 82 ]

است، ابن طاووس در كشف درباره اين كتاب مى گويد: در دست تأليف است، ودر الاجازات مى گويد: كار تأليف آن را آغاز كرده است. در اقبال (قسمتهايى كه مشتمل بر اقبال اصلى است) از اين كتاب نقل مى كند (به اسم يا به عنوان ششمين جلد از مهمات). در الامان (77 / 91) سفارش مى كند كه مسافر اين كتاب را در سفرهايى كه چندين ماه يا بيشتر به طول مى انجامد همراه ببرد. كلمه " مضمار " كه اشاره به وقتى است كه در آن اسب را براى مسابقه يا حمله بر ضد دشمن آماده مى كنند، از همان آغاز براى رمضان استفاده مى شده است، به عنوان مثال نك‍: روايتي از الحسن (يا: الحسين) بن على [ ع ] كه در اقبال (492 / 275) از كتاب الازمنة مرزبانى و [ كتاب ] من لا يحضره الفقيه ابن بابويه (= تحقيق: على اكبر غفاري، تهران 4 - 1392 ج 2 ص 113) نقل كرده است، مق‍: المفيد، مسار الشيعه، قاهره 1313 ص 26، الجنة ص 513. همان گونه كه پيش از اين ياد آور شديم در دوره أي از روايت كتاب مضمار، آن را در اقبال قرار داده اند، بطورى كه از آن زمان به بعد عنوان اقبال را براى متن مركب از اقبال اصل ومضمار به كار مى برند. چيزى را كه مى توان اثبات كرد، اينكه آخرين مؤلفي كه به مضمار به عنوان كتاب مستقل اشاره كرده كفعمي بوده است (نك‍: فهرست منابع الجنة). مجلسي، حر عاملي ونعمت الله الجزائري، همگى، مضمار را بخشى از اقبال فرض كرده اند (نك‍: محسن الامين، الصحيفة السجادية الخامسة، دمشق 1330 ص 405). 32. مصباح (يا: منهاج) الزائر وجناح المسافر ذريعه 21 / 107 ش 4155، 23 / 161 ش 8496. الامان 33 - 34 / 47، 121 - 122 / 132 - 133 /، 125 / 136، الاجازات 18 / 39، اقبال 37 - 38 / 567، 134 - 135 / 649، 166 / 675، 223 / 726، 489 / 274، 632 / 422، 686 / 469، 688 / 470، جمال الاسبوع 180، 232، كشف 139، اللهوف 10 - 11 / 11. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 913 ش 17. ابن طاووس در لهوف مى گويد: كتاب زائر، مصباحي است براى انجام دادن درست زيارات، أو مى افزايد: از تأليف لهوف نظير همين

[ 83 ]

هدف را در نظر دارد. ابن طاووس در اقبال (489 / 274) مى گويد: زائر براى همراه بردن به زيارت در گرفته شده است. شاهدى كه براى تاريخ احتمالي تأليف اين كتاب وجود دارد در زائر * 394 آمده است. وى در آنجا از " اجازه أي " (در روى يك نسخه " كامل الزيارات ابن قولويه ") چنين مى گويد: كه تا سال 618، 252 سال قمرى از آن گذشته است (تاريخها الى سنة ثمانى عشرة وستمائة مائتان وواثنان وخمسون سنة هلالية). (براى اصطلاح سال قمرى نك‍: 354 / , neugebauer , p براى اصطلاح هلاليه [ براى سال هلالي ] نك‍: 30 /.) grohmann , chronologie , p در ذريعه 21، زائر به عنوان نخستين تأليف ابن طاووس توصيف شده است. مبناى اين اظهار نظر، گفتار ابن طاووس در كشف است كه " زائر " را در وقتى كه نوشتن آغاز كرده تأليف كرده (في بداية ما شرعت في التأليف، در اجازات: في بداية التكليف) واينكه آن كتاب خالي از اسرار الهى است (احتمالا اشاره به تأويل معاني باطني ادعيه مختلف). به هر روى آقا بزرگ در ذريعه ج 23 چنين حدس مى زند كه تأليفي قبل از منهاح الزائر داشته كه آن نيز مربوط به زيارت جهت خواندن در كنار قبور ائمه [ ع ] بوده است. براى اين حدس، وى به عبارتي در آغاز زائر استناد مى كند (در نسخه أي كه من نديدم)، متأسفانه آقا بزرگ آن عبارت را بازگو نمى كند وتنها مى گويد " در آغاز مصباح الزائر جمله أي است كه ازآن بدست مى آيد (ما يظهر منه) كه وى كتابي قبل از مصباح تأليف كرده است ". شواهدي كه در دست است از آن بدست مى آيد كه مصباح الزائر ومنهاج الزائر دو عنوان يك تأليف است، به همين دليل است كه در اجازات 1 به منهاج الزائر اشاره شده ودر چ 2 در همانجا مصباح الزائر آمده است (ونيز در اشارات ديگر به اين تأليف در بخشى از نوشته هاي ابن طاووس كه ملاحظة شده است.) در اصل، مصباح سه جلد ومشتمل بر زياراتي است كه بايد در كنار قبور ائمه خوانده شود (نك‍: اجازات، جمال الاسبوع 232، عاملي، امل 2 / 205). در مقابل، " زائر " * (كه مشتمل بر زياراتي است براى خواندن در كنار قبور پيامبر، ائمه وديگر اهل بيت) داراى بيست فصل بوده ودرباره آن نامى از مجلدات نيامده است. اين

[ 84 ]

مى تواند نشان دهنده ترتيب مختلف متن آن باشد اما اين احتمال نيز وجود دارد كه نسخه خطى زائر * تحرير ديگرى (محتملا تلخيص شده) از اصل كتاب باشد. اين كه چنين تحريري از كتاب وجود دارد چيزى است كه " حسين على محفوظ " در " ادب الدعا " متذكر شده است (بدون ذكر شاهد) (البلاغ 1 / 6، 1386، صص 56 - 86 ص 63). وى در آنجا ميان مصباح الزائر الصغير (= زائر * ؟) ومصباح الزائر الكبير ومنهاج الزائر و جناح المسافر سه جلدى (به احتمال زياد همان مصباح الزائر كبير مى باشد) تفاوت مى گذارد. مقابله اين نسخه با نسخه هاي ديگر ونسخه مصباح الزائر چاپ آل البيت در بيروت، مى تواند تصوير روشن ترى در اختيار ما بگذارد. شواهدي كه تا كنون در دست است قابل ارائه يك نتيجه گيرى قطعي نيست. از يك سو قرائني در دست است كه زائر * مشتمل بر تمام زائر مى باشد: همه نقلهايى كه ابن طاووس از زائر در تأليفات ديگر كرده در زائر * وجود دارد ودر مقدمه خود كه در زائر * (13) آمده أو توضيح مى دهد كه چرا چنين تأليف طولاني ادعيه را نگاشته، أو وعده مى دهد كه در صورت ممكن متن مختصري از همين كتاب بنويسد. از سوى ديگر جمله أي در آغاز زائر كه آقا بزرگ بدان اشاره مى كند در زائر * وجود ندارد. همينطور است نقلهايى كه از كتاب الزيارات والفضائل ابن دواد قمى در كشكول بحراني آمده است (گرچه يقيني نيست كه اين مواد از زائر گرفته شده باشد). محسن الامين در جلد 2 مفتاح الجنات، قطعاتي از اين تأليف نقل مى كند. اين قطعات مشتمل بر ادعيه وزياراتي است كه بايد در مكان هاي زير خوانده شود: مرقد امام على [ ع ] [ صص 53، 67 - 70، 291 - 296 ]، مسجد كوفه (صص 76 - 77، 82) مرقد على بن عقيل در كوفه (صص 90 - 92)، مسجد سهله (ص 95)، قبور سفيران امام دوازدهم [ ع ] در بغداد (صص 145 - 146)، قبر سلمان فارسي در مدائن (صص 147 - 150)، قبر قاسم بن موسى كاظم [ ع ]) درنزديكى حله (ص 151)، قبر سيده نرجس (مادر امام دوازدهم [ ع ]) درسامراء (صص 158 - 159)، قبر سيده حكيمه (دختر امام محمد جواد [ ع ]) در سامراء (صص 159 - 160)، محل غايب شدن امام مهدى [ ع ] در سامراء (صص 181 - 189). نيز نك‍: 2 / 274، 3 / 15.

[ 85 ]

يكى از ويژگيهاى زائر اين است كه در بيشتر موارد منبع خود را ياد نمى كند. بنظر مى رسد كه در ميان كتابهايى كه وى منابع خود را در آنها ياد نمى كند، زائر تشخص بيشترى داشته باشد (مق‍: - > ابن طاووس، الدروع) وگاهى از مؤلف ياد مى كند بدون آنكه از تأليف وى ياد كند. به عنوان مثال در زائر * (110) نقلى از محمد بن احمد بن داود قمى آمده است. وقتى وى همين قطعه را د راقبال نقل مى كند وى از اصل كتاب وى كه " كمال الزيارات " است ياد مى كند. در جاى ديگر (زائر * 162) مى گويد: متن زيارتي كه در كنار مرقد امام حسين [ ع ] بايد خوانده شود (نقل شده در زائر * 162 - 182) شريف مرتضى نيز آورده است اما اشاره نمى كند كه در كدام تأليف مرتضى. همينطور أو از " العمرى النسابة " نقل مى كند (زائر * 227) اما در اينجا نيز نمى گويد كه وى از كدام تأليف أو نقل مى كند، در نتيجه مجلسي در همه جا يقين ندارد كه ابن طاووس براى يك دعاى مخصوص از چه منابعي استفاده كرده است (به عنوان مثال نك‍: سخن وى در بحار 102 / 187). در همان حال ابن طاووس اين را تصريح مى كند كه متون زيارات در " زائر " از روايت پيشين گرفته شده است (مث‍، نك‍: زائر * 222، 311). خوانسارى مى گويد: زماني كه ابن طاووس زائر را نگاشت بر اين باور بود كه أو حق اين را دارد كه آداب سفرهاى زيارتي وزيارت مسجد كوفه را وضع كند، دستور العمل هايى كه در تأليفات پيشين شيعي نيامده وبرگفته هاي ائمه [ ع ] مبتنى نبوده است (روضات 4 / 330). ميرزا حسين نوري اين انتقاد (كه واقعا انتقاد است) را رد مى كند وخاطر نشان مى كند كه همه دستوارتى كه در زائر آمده مؤلفان پيشين همچون شيخ مفيد وابن مشهدى در مزار ياد كرده اند (مستدرك چ سنگى 3 / 470). o 33. مهج الدعوات ومنهج العنايات ذريعه 23 / 287 ش 9009. سعد السعود 175.


. o برخى از نسخه هاي خطى مصباح الزائر عبارتنداز: نسخه مرعشى 160 (كتابت در 1087)، مدرسه سپهسالار 8437، دانشكده الهيات دانشگاه تهران 189. م

[ 86 ]

براى اين كتاب دعا نك‍: بروكلمان 1 / 657 ش 2 (با ياد از نسخه خطى پاريس و) patna ذيل 1 / 912 ش 2). بنابر گفته آقا بزرگ در بعضى از نسخه هاي مهج آمده است كه اين تأليف در هفتم جمادى الاول 662 به اتمام رسيده است. اين كه در سعد از آن ياد شده، شايد بتوان به اين صورت توجيه كرد (برخلاف بسيارى از تأليفات ابن طاووس) كه مهج در يك زمان بسيار طولاني نوشته شده است، قرائن داخلي در اثبات اين حدس وجود دارد. جمله أي در مهج الدعوات (ص 84) محتملا در سال 650 نوشته شده است (نك‍: > كتاب عتق [ شماره 313 ]). ابن طاووس در جاى ديگر (مهج ص 29، 342) به در گذشت محمد بن محمد الاوى كه در 654 رخ داده اشاره مى كند ومى گويد (مهج ص 347) كه كتابخانه أو (يعنى: ابن طاووس) داراى بيش از هفتاد مجلد ادعيه است - اضافه برشصت واندى كتاب كه در كشف بدان اشاره كرده -. حداقل در مهج يك بار مطالبي افزوده شده است: نك‍: > شرح الدعاء الجوشن. از يك ترجمه فارسي كه بوسيله على بن محمد بن اسد الله الاصفهانى صورت گرفته در روضات 4 / 213 ياد شده است. براى ترجمه ديگر نك‍: مشار، فهرست ص 1313. o اضافه برچند نسخه خطى، من از چاپ سنگى 1323 استفاده كرده ام كه همراه با " مجتنى " چاپ شده است (با صفحه شمارى مستقل). چاپ هاي ديگر عبارتند از چاپ بمبئى 1299 وايران 1318 (هيچكدام ديده نشد). 34. محاسبة النفس ذريعه 22 / 121 ش 2210، ص 122 [ ش ند ]. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 13. اين تأليف مختصر كه مجلسي مكرر در بحار از


. دو ترجمه يكى از على نقى ؟ وديگرى [ مجهول المترجم ] به شماره هاي 3117 و 3330 + 3329 (به ترتيب) در كتابخانه رضوى (فهرست الفبايى ص 571) نگهدارى مى شود. دو نسخه ديگربه شماره 2626 وشماره 6741 در كتابخانه آية الله مرعشى موجود است. ترجمه هاي ديگرى از آن در ذريعه ياد شده است. يك ترجمه بدون نام مترجم در فهرست دانشگاه 1 / 40 شناسانده شده است. ترجمه ديگرى از آن بدون نام مترجم) در كتابخانه وزيرى يزد (فهرست ج 1 ص 69) موجود است. م (*)

[ 87 ]

آن استفاده كرده باعنوان " محاسبة الملائكة الكرام آخر كل يوم من الذنوب والاثام " (ذريعه) نيز شهرت دارد. اين كتاب همانگونه كه از عنوان آن بدست مى آيد مربوط به حسابرسى درونى در آمادگى براى روز محاسبه الهى است (براى اصطلاح " محاسبة " مق‍: 542: van Ess Dis Gedandanwelt des Harit al، 191. Massignon Essai pp (143 - 139. pp بويژه، 1961 Muhasibl Bonn اين موضوعي است كه ابن طاووس در تأليفات ديگر مورد توجه قرار داده است (مث‍: نك‍: فلاح 216 - 217 / 198، كشف 91 - 92) درباره تاريخ تأليف محاسبه چيزى نمى توان گفت جز آنكه به احتمال بعد از جمال نوشته شده چرا كه در آن به جمال اشاره شده است (نك‍: محاسبه 22 - 23 / 11 - 12)، در چاپ هاي آن جزئياتي درباره نسخه هاي مورد استفاده ارائه نمى دهند. بنابر اين روشن نيست كه بر اساس نسخه مشهد چاپ شده باشد (اخلاق 46) (ديده نشده مق‍: فهرست كتب كتابخانه مباركه آستانه قدس رضوى 2 / 346). *. كتاب (ال‍) مهمات (في [ يا: ل‍) صلاح المتعبد) و (ال‍) تتمات (لمصباح المتهجد) ذريعه 23 / 298 ش 9056. فتح الابواب 222، 295، 298. الاجازات 18 / 40 - 41، اقبال 12 / 541، 23 / 553، 236 / 9، 308 / 67، 484 / 270، 553 / 336، 639 / 428، جمال الاسبوع 7، كشف 32، 87 - 88، 91 - 121، 131، 137 - 138، 140، 152، 173، مهج 273، 294، 348، 358 سعد السعود 176، عنوان كامل در اجازات، جمال الاسبوع 7، 541 ومهج 358 آمده است. ازكتاب " المهمات والتتمات " در اقبال 484 / 270. 553 / 336، كشف 32، 87، 91، 92، 121، 131، 137، 173، وسعد السعود ياد شده است. در اقبال 236 / 9،


. از اين كتاب باعنوان " المحاسبة للملائكة الحفظة الكرام وتطهير الصحائف من الاثام " ياد شده است، نك‍: نسخه مرعشى [ ش 442 ] برگ 29 - ر. م. نسخه هاي آن در كتابخانه رضوى با شماره هاي 6511 (كتابت در 1110) ض 9736 (كتابت در 1280) و 3488 (بى تا) وجود دارد. م (*)

[ 88 ]

639 / 428 ومهج 348 " كتاب المهمات " آمده است در كشف 88 " كتاب التتمات و المهمات " آمده است در مهج 273، 294 " كتاب المهمات والسمات " (كذا في الاصل) آمده است. تقسيم پنج جلدى فلاح السائل (9) 1 زهرة الربيع (59) 2 الشروع (و...) 3 الاقبال (20) 4 اسرار الصلوات (5) 5 تقسيم ده جلدى فلاح السائل (9) 2 - 1 زهرة الربيع (59) 3 جمال الاسبوع (22) 4 الدروع (8) 5 المضار (31) 6 مسالك (28) 7 الاقبال (20) 9 - 8 السعادات (43) 10 در فتح الابواب ص 222 (ونيز ص 212 " كتاب تتمات مصباح المتهجد و مهمات في صلاح المتعبد " آمده است. همانطور كه عنوان نشان مى دهد مهمات به عنوان متمم " المصباح المتهجد الكبير " شيخ طوسى طرح ريزى شده ومشتمل بر ادعيه براى " وقت هاي " مختلف و مواعظ ورواياتي براى سلوك در اين وقتها بوده است. ساختار آن در مقدمه جزء اول فلاح بدست داده شده است، دو روايت از اين تركيب در دست است: يكى (فلاح 7 - 8 / 6 - 7) كتاب را به ده جلد تقسيم مى كند كه به عنوان " مجلدات " اشاره شده است. دومي (كه فقط در چ 1 فلاح 8 - 9) نقل شده) آن را به پنج جلد تقسيم مى كند كه باعنوان " اجزاء " به آن اشاره مى كند. اين اصطلاح را در باب بعدى مورد بحث قرار داده ايم. رابطه ميان اين دو روايت از اين متن چنين است: مجلدات 1 - 2 = جزء 1 = فلاح السائل.


. نام كتاب به همين شكل در فهرست كتابخانه مجلس 4 / 33 (ذيل شرحي درباره نسخه أي از فلاح) آمده است. م (*)

[ 89 ]

مجلد 3 = جزء 2 = زهرة البيع مجلد 4 (جمال) و 5 (الدروع) احتمالا با جزء سوم كه داراى عنوان " كتاب الشروع في زيارات وزيادات صلوات ودعوات الاسبوع في الليل و النهار ودروع واقيه من الاخطار فيما يستمر عمله في كل [ + يوم ] على التكرار " مجلدات 6 (مضمار) و 7 (كتاب المسالك [ چاپ شده: السالك ] المحتاج إلى معرفة مناسك الحجاج) برابرى در تقسيم بر مبناى " اجزاء " (پنج جزئي) ندارند. مجلد 8 و 9 = جزء 4 = دو بخش اقبال، مجلد 10 (كتاب السعادات بالعبادات التى ليس له وقت محتوم في الروايات) گويا متفاوت از جزء پنج مى باشد جزء پنجم داراى عنوان " اسرار الصلاة (الصلوات) وانوار الدعوات " يا " مختار الدعوات واسرار الصلاة " بوده وابن طاووس در نظر داشته است كه آن را تا زمان در گذشت خود مخفى نگاه دارد ملخص اين مطالب در جدول 2 آمده است (عددي كه در بين پرانتز آمده مربوط به رديف آن كتاب در فهرست تأليفات ابن طاووس است)، تقسيم پنج جزئي بر مبناى روشنى قرار دارد، اولين جزء مشتمل بر ادعيه روزانه (24 ساعت) جزء دوم مشتمل بر ادعيه هفتگى جزء سوم ماهانه جزء چهارم سالانه است جزء پنجم معناى باطني برخى از ادعيه را شرح مى دهد. تفاوت عمده ميان اين تقسيم وتقسيم ده جلدى اين است كه دومي مشتمل بر دعاهاى بيشترى براى دو عيد بزرگ مسلمانان است. تقسيم پنج جزئي محتملا منعكس كننده طرح اصلى ابن طاووس است. در قطعه أي از اسرار الصلاة كه آقا بزرگ ياد آورد شده به اين تقسيم اشاره شده است. غير از اين موارد ابن طاووس در جاى ديگرى به آن اشاره نكرده است. در همه تأليفات ديگر أو كه ملاحظة شد، تنها به تقسيم ده جلدى اشاره مى كند. بايد خاطر نشان كرد كه أو اصطلاح " جزء " را (بيش از مجلد) بعضا براى اشاره به يكى از اين ده جلد استفاده مى كند. جلدهاى 1، 4 - 6 - 8 - 9 (از تقسم ده جلدى) باقى مانده است آنچه كه مسأله را پيچيده تر مى كند اين است كه ابن طاووس در اجازات 18 / 41 (واز آنجا عاملي، امل 2 / 205) مى گويد: آن را زماني تأليف كرده كه مهمات را در دست تأليف داشته است. وى مجلدات را بدين صورت توصيف مى كند: الف: مجلداتي كه تأليف آنها به اتمام رسيده وآنها عبارتند از: فلاح السائل ونجاح المسائل في

[ 90 ]

عمل اليوم والليل، مجلدى با عنواني ادعية الا سابع (بيع) (يعنى: زهرة الربيع) مجلدات في صلوات ومهمات للاسبوع (ظاهرا اشاره به " دروع " است، امل به جاى مجلدات، مجلدان دارد، احتمالا درست آن مجلد است)، مجلدى با عنوان " عمل في ليلة الجمعه و يومها " (يعني: جمال) مجلدى با عنوان " في اسرار (ال‍) دعوات ل‍ (يا: و) قضاء الحاجات و مالا يستغنى المحتاج إليه في اكثر الاوقات " (كذا في البحار، در بحار چاپ سنگى اينطور آمده: وما لا يستغنى لاستدراك الدلالات. در امل بدين صورت آمده: ومالا يستغنى عنه) (= مجلد ده ؟) ب: مجلداتي كه هنوز تكميل نشده است، همه اينها در مقابل مجلداتي كه در الف آمده مربوط به مواردي است كه سالى يكبار عمل مى شود. آنها عبارتند از مجلدى درباره رمضان (كتاب مضمار السبق) مجلدى درباره حج (كتاب مسالك المحتاج) ومجلدي با عنوان عمل السنة (= اقبال) كه ابن طاووس درباه آن مى گويد اتمام آن به زودي انجام خواهد يافت. أو حدس مى زند كه بعد از اتمام اين طرح، مجموعا ده مجلد خواهد شد. همينطور در كشف 137 - 138 مى گويد: پنج مجلد آن تمام شده وتمام تأليف مشتمل بر بيش از ده مجلد خواهد بود (در عبارت چاپى آمده: اكثر من عشرين مجلدات [ كذا في الاصل ] كه احتمالا اشتباه است). روشن است كه مهمات كار بزرگى بوده وآقا بزرگ در اداى حق ابن طاووس گزاف نگفته آنجا كه مى گويد (ذريعه 2 / 265) كه همه شيعيان مديون اين تأليف هستند وتأليفات بعدى در دعا بر آن متكى بوده ووام دار آن هستند. 35. المجتنى من الدعا المجتبى ذريعه 20 / 1 ش 1683. نك‍: بروكلمان. ذيل 1 / 912 ش 6. اين مجموعه دعا از كارهاى متأخر مؤلف است. ابن طاووس در ضمن آن به در گذشت دوست خود محمد بن محمد الآوي (م 654) اشاره مى كند (المجتنى 29). به نظر مى رسد كه آن را به عنوان متمم مهج الدعوات نوشته باشد. در واقع نوري طبرسي ميان اين دو كتاب خلط كرده واز المجتنى نقل كرده وآن را مهج


. در نسخه چاپى (1412 قم. ص 194) عشر مجلدات آمده است. م (*)

[ 91 ]

الدعوات مى نامد (مستدرك 12 / 143) همينطور كاتب المجتنى * در پايان كتاب (برگ 217 - رمورخه 25 رجب 992) آن را " كتاب مهج الدعوات " مى نامد، 36. * * مختصر كتاب ابن حبيب مهج الدعوات 355. ابن طاووس در اين تأليف تعدادى از داستانهاى دوره جاهلي واسلامى را نقل مى كند تا نشان دهد قبول دعا در ماههاى ذى قعده ورجب بشتر است. احتمالا تأليفي كه اين مختصر آن است " كتاب من استجيب (يا: استجيبت) دعوته " ابن حبيب مى باشد (نك‍: - > كتاب [ محمد بن حبيب ]). 37. * كتاب المنتقى في (يا: من) العوذ والرقى ذريعه 23 / 8 ش 7824، الامان 71 / 82 - 83، 77 - 78 / 91، كشف 136، ابن طاووس در كشف مى گويد: اين تأليف موارد استفاده جايز كلمات وتعويذات را بيان مى كند. أو مى افزايد كه كتابخانه أو چند تأليف در باره اين موضوع دارد. أو در الامان 77 - 78 / 91 سفارش مى كند كه مسافران اين تأليف را همراه خود داشته باشند. اگر بيمارى يا حوادث غير منتظره أي براى آنها رخ دهد به آن محتاج خواهند شد. الامان 71 / 82 - 83 مشتمل بر متن تعويذى است كه انسان بايد در عمامه خود بگذارد. به گفته آقا بزرگ، ميرزا كمالا در مجموعه خود خواندن اين متن را سفارش مى كند واين


. نام ديگرى آن " المجتنى من ادعية المجتبى " است. نسخه أي از آن به شماره 942 در كتابخانه ملى (فهرست 8 / 438) موجود است. نسخه هاي ديگرى آن عبارتند از 560، 3481 (كتابت) 1072)، 4209) كتابت 1024) مرعشى. نسخه هاي 13118 (كتابت 1062) 3404 (1098) 3267 (بى تا) 3403 (1300) كتابخانه رضوى ونيز نسخه 442 مرعشى. م. در عبارت ابن طاووس نيامده است كه كتاب موارد استفاده تعويذات و... را بيان مى كند بلكه مى گويد أو كتابي با نام (المنتقى " در اين باره تأليف كرده اما خود نتوانسته همه موارد ذكر شده را تجربه كند. أو به فرزندش توصيه مى كند تا در راستاى طاعت خداوند وجلب رضاى أو آنها را تجربه كند آنچه حق است نگاه دارد وآنچه باطل است دور بريزد (ص 193 چاپ 1412 قم). (*)

[ 92 ]

نشان مى دهد كه منتقى تا زمان أو باقى بوده است. 38. المواسعة والمضايقة ذريعه 23 / 222 [ ش ند ]. نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 913 ش 18. عنوان مطابق ذريعه است. دو اصطلاح فوق نشان دهنده دو نظر متضاد درباره كسى است كه نماز را در وقت خود انجام نداده است. طرفداران " مواسعه " معتقدند كه در وقت نماز بعدى اول بايد نماز همان وقت را بخواند بعد از آن نماز قضاء را طرفداران " مضايقه " نظر مخالف اين را دارند (مث‍: شهيد اول، ذكرى الشيعة في احكام الشريعه 1 / 139 - 132 حلى تبصره ص 59) اين رساله در 18 ربيع الثاني 661 به اتمام رسيده است (المضايقة 39 / 354) اين كتاب بطور كامل در الفوائد المدينة استرآبادى - ص 30 - 40 [ = المضايقة 1 ]) درج شده است. عنوان كتاب در آنجا " رساله ابن طاووس " شناسانده شده است. اين كتاب با عنوان " رسالة عدم مضايقة الفوائت " با تحقيق: محمد على طباطبائي المراغى در مجله تراثنا 2 / 2 - 3 (ربيع الثاني رمضان 1407) صص 331 - 359 به چاپ رسيده است اين تحقيق بر مبناى يك نسخه است. ظاهرا محقق آگاهى از درج آن در الفوائد المدنية نداشته است. علامه مجلسي كه بخشهاى قابل ملاحظة أي از آن را نقل مى كند با عنوان " رسالة المواسعة في القضاء " (بحار 88 / 299)، " رسالة عدم مضايقة الفوائت " (بحار 91 / 384) " رسالة في عدم المضايقة في فوائت الصلوات " (بحار 88 / 327) به آن اشاره مى كند. ابن طاووس مى گويد: در اين تأليفات رواياتي درباره مضايقه (ما رويته [ مضايقه 1: + أو رأيته ] من الاحاديث في تحقيق المضايقة في فوائت الصلوات [ مضايقه 1: الصلاة ] گرآورى كرده بدون آنكه حكمي در اين باره له يا عليه صادر كند (مضايقه 31 / 338) با اين حال به نظر مى رسد كه أو طرفدار مواسعه بوده است: در مضايقه 33 / 344 أو از امام صادق [ ع ] روايت مى كند كسى كه در حال نماز به ياد آورد كه


. دونسخه از اين كتاب به شماره هاي 4001 و 5151 در كتابخانه آية الله مرعشى نگهدارى مى شود. نسخه ديگرى در مجلس به شماره 1329 موجود است. م (*)

[ 93 ]

نمازى را نخوانده بايد اين نماز را تمام كند وبعدا قضاى آن نماز را بجارى آورد. در واقع يوسف بحراني، ابن طاووس را در اين رساله مدافع مواسعه دانسته ومى كوشد تا اين موضع را رد كند، نك‍: الحدائق ج 6 نجف 1379 صص 359 - 365. مضايقه مشتمل بر جزئياتي در باره زندگى خود ابن طاووس است مثل بيان زيارتي كه ابن طاووس در 641 از نجف داشته (مضايقه 36 - 39 / 348 - 353) به علاوه داستانهايى از افرادي كه حضرت مهدى [ ع ] را ملاقات كرده اند در آن آمده است. 39. * * كتاب القبس الواضح من كتاب الجليس الصالح ذريعه 17 / 36 ش 197. الاجازات 18 / 41 در الاجازات 18 / 41 بجاى " القبس " اشتباها " النفيس " آمده است به گفته آقا بزرگ اين تأليف از كتاب الجليس والانيس (كه با عنوان الجليس الصالح الكافي والانيس الناصح الشافي نيز معروف است) از أبو الفرج المعافى بن زكريا (م 390) اقتباس شده است (مق‍: ذريعه 5 / 128 ش 530 سزگين 1 / 522 - 523). 40. * ربيع الالباب ذريعه 10 / 75 ش 130. الاجازات 18 / 41 كشف 125 - 126. 138. بنابر آنچه در اجازات 1 (عبارت اجازات 2 در اينجا تصحيف شده است) آمده اين تأليف مشتمل بر احوال اخيار وپاكان بوده است (آثار الاخيار وفوائد الاتقياء) ابن طاووس در اجازات (واز آنجا عاملي، امل 2 / 205) وكشف 138 مى گويد تا كنون 6 مجلد را تأليف كرده است. در كشف 125 آمده است كه آغاز جلد ششم رواياتي درباره سخاوت ائمة [ ع ] است. قطعه أي از اين كتاب را على بن عبد الكريم بن


. عبارت چنين است: وقد ذكرت طرفا من يسارهم وايثارهم صلوات الله عليهم في اوائل... " تعبير ديگر وى (در ص 195 چاپ 1412 قم) آنجا مى گويد تا كنون شش مجلد نوشته شده اين (*)

[ 94 ]

عبد الحميد الحسينى معاصر شهيد اول (مق‍: رياض 4 / 124 - 130) در كتاب " السلطان المفرج عن اهل الايمان " نقل كرده است (مق‍: ذريعه 12 / 217 ش 1439) واز آنجا بحار 52 / 75 - 77. گويا حر عاملي توانسته است نسخه أي از اين كتاب را ببينيد (نك‍: اجازات الشيخ محمد الحر العاملي لمولى... محمد فاضل المشهدي در بحار 110 / 117) به گفته آقا بزرگ از وجود نسخه أي از اين كتاب اطلاعي در دست نيست. 41. * رى (يا: رى) الضمآن من مروى محمد بن عبد الله بن سليمان ذريعه 11 / 342 ش 2038. اليقين 184 / 478. اين كتاب مى بايد مشتمل بر رواياتي در فضائل امام على [ ع ] به روايت عبد الله بن سليمان الحضرمي معروف به اين مطين (م 297) باشد (مق‍: سزگين 1 / 163، مسند على بن ابي طالب). يكى از اين روايات در " اليقين " نقل شده است، 42. * روح الاسرار وروح الاسمار (يا: الابكار) ذريعه 11 / 262 ش 1598. الاجازات 18 / 39 - 40. ابن طاووس اين كتاب را از تأليفات اوليه خود توصيف كرده ومى گويد كه آن را به در خواست محمد بن عبد الله بن على بن زهرة الحلبي، زماني كه در سفر زيارتي مكه در خانه ابن طاووس در حله توقف كرده. تأليف كرده است. 43. * كتاب السعادات بالعبادات التى ليس لها اوقات معينات (يا: وقت محتوم معلوم في الروايات) ذريعه (2 / 45 ش 177. 12 / 179 ش 1188. الامان 69 - 71 / 81 - 82، 75 - 76 / 89. 90. فلاح 8 / 6 - 7 اقبال


است كه كتاب محتوى " روايات وحكايات في معاني مهمات ومرادات " است. م (*)

[ 95 ]

64 / 592 مهج 103 سعد السعود 137. اين آخرين جلد مهمات بر مبناى تقسيم ده مجلدى آن است. عنوان كتاب در مهج 103 " كتاب السعادة " ودر مهج * * برگ 50 - پ، مهج * * * برگ 69 - ر، وبحار 95 / 390 عنوان را " كتاب السعادات " ياد مى كند. در مهج * برگ 60 - ر عنوان سقط شده است. عنوان " كتاب السعادات والعبادات " در سعد 137 آمده وهمانجا ابن طاووس مى گويد: آن كتاب داراى مطالبي در باره تقيه است. ابن طاووس در اقبال مى گويد: وى در اين تأليف دعاهاى شكر را در روز اول ربيع الاول به دليل به سلامت رسيدن رسول خدا [ ص ] از مكه به مدينه خواهد آورد. بنابر اين اقبال پيش از كتاب السعادات نگاشته شده واين ترتيب موافق تقسيم ده جلدى مهمات است. گويا سعد متأخر از آن است ومعناي آن اين است كه اين كتاب به احتمال در اواخر 650 يا اوايل 651 تأليف شده است. همانطور كه پيش از اين ياد آور شديم (ابن طاووس. كتاب المهمات) ظاهرا كتاب السعادات تأليفي جدا از كتاب " اسرار الصلاة: (يا: صلوات) وانوار الدعوات " است كه آخرين مجلد در تقسيم پنج جزئي مهمات است. عبد الرحيم بن يحيى بن الحسن البحراني در كتاب جوامع السعادات (رياض 3 / 113) ومحمد بن محمد الطبيب در " انيس الزاهدين " از كتاب السعادات نقل كرده اند. به نظر مى رسد كه هر دو مؤلف مزبور در قرن دهم زندگى مى كرده اند " ذريعه 2 / 460 ش 1785، 5 / 250 ش 1202) مجلسي دعايى از اين تأليف را به واسطه يك تأليف شيعي كه نامى از آن نبرده نقل مى كند (بحار 91 / 250 - 251) 44 - سعد السعود للنفوس المنضود ذريعه 12 / 182 ش 1210.


. دقت كوتاهى در معناى عنوان نشان مى دهد كه نام كتاب نبايد بدين صورت باشد زيرا منضود [ به معناى چيده شده ] ربطي به نفوس ندارد. نام دقيق كتاب در خود متن آمده است [ سعد السعود للنفوس، (ال‍) منضود من كتب وقف على بن موسى بن طاووس ] در اين عنوان چيده شدن به كتابهاى كتابخانه ابن طاووس بر مى گردد [ عنوان در برگ نخست نسخه 4920 مرعشى ونيز نسخه چاپى آمده است ]. م [ *)

[ 96 ]

نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 912 ش 11. تأليف اين كتاب كه به عنوان متمم " ابانه " طرح ريزى شده بود در ذى قعده 651 آغاز شده است. ابن طاووس در نظر داشته تا بيش از يك مجلد را بنويسد (مق‍: سعد 298) اما ظاهرا هدفش محقق نشده است. براى جزئيات بيشتر نك‍: باب بعدى ونيز ". Kohlberg " Polemic در ذريعه از چند نسخه اين كتاب ياد شده است (بايد نسخه 4920 مرعشى [ ديده نشده ] راضميمه كرده. مق‍ مرعشى فهرست نسخه هاي خطى كتابخانه آية الله مرعشى ج 13 قم 1365 ش. صص 107 - 108) اما نسخه چاپى (نجف 1369) ياد نشده است. اين چاپ مبتنى برنسخه ناقصى است. كه درباره آن نسخه توضيحاتي بدست داده نشده است (مق‍: سعد 298) نقلهايى از سعد كه در ذريعه آمده بعضا با عبارات سعد چاپى متفاوت است (نك‍: مث‍ - > آى القران المنزله، - > كتاب تفسير القرآن وتأويله) در فهرست (بعدى ما از منابع ابن طاووس) همه ارجاعات به ص 5 - 25 سعد. مربوط به فهرست مطالبي است كه ابن طاووس در صفحات آغازين سعد آورده است. (در سعد 22 سقطى در فهرست مطالب وجود دارد كه مربوط به تأليفاتي است كه در سعد 252 - 260 آمده است.) سعد يكى از تأليفاتي است كه مورد استفاده مستدرك قرار گرفته است. اما در وسائل حر عاملي از آن استفاده نشده است (نك‍: مستدرك چ سنگى 3 / 370). 45. * شرح نهج البلاغه ذريعه 14 / 140 ش 1982 اين عنوان در كنتورى (ص 359 ش 2017) واز آنجا در مستدرك (چ سنگى 3 / 514) آمده است. محققين اليقين 2 (ص 104) مى گويند: اين تأليف در چند نسخه موجود است اما جزئيات بيشترى از آن بدست نمى دهند. كنتورى نيز منبع خود را بيان نمى كند. بنابر اين اظهارى درباره اينكه اين كتاب باقى مانده است يانه، تا بدست آمدن


. نسخه چاپى علاوه سقط ها واختلاف قرائت، چهار برگ از انتهاى نسخه مرعشى را ندارد. در آغاز اين نسخه وقفنامه أي از علامه مجلسي آمده ودر انتهاى آن گفته شده با نسخه أي مقابله شده كه آن نسخه بانسخه أي به خط مؤلف مقابله شده بوده است. م (*)

[ 97 ]

جزئيات بيشتر، نمى تواند كرد. 46. * * شفاء العقول من داء (يا: عن دلو) الفضول في علم الاصول ذريعه 14 / 205 ش 2201. الاجازات 18 / 43. ابن طاووس اين كتاب را به عنوان مقدمه علم كلام تأليف كرده وآن را به عجله وبدون دقت هميشگى خود نوشته است (ارتجالا). أو مى گويد كه اين تنها كتاب كلامي اوست زيرا همه انبياء بدون دانش كلام رسالت خود را انجام داده اند واو از آنان متابعت مى كند. نيز نك‍: اجازه أو به يوسف بن حاتم در بحار 107 / 46 - 47. مق‍: باب اول. فصل دوم. 47. * كتاب التحصيل من التذييل ذريعه 3 / 395 ش 1422. اقبال 181 / 685. 196 / 701 مهج 318 الملاحم والفتن 125 - 126 / 138. 160 / 177. 166 - 167 / 183 - 184 محاسبة النفس 22 / 11 المجتنى 20. آقا بزرگ اطمينان ندارد كه آيا اين كتاب، كتاب دعاست يا شرح حال. در واقع اين كتاب تلخيص كتاب " ذيل تاريخ بغداد " ابن النجار بوده است (نك‍: فهرست) موارد زير از آن نقل شده است: اقبال 181 / 685: جزء سوم، شرح حال حسين بن محمد بن خالويه، اقبال 196 / 701: جزء دوم، شرح حال احمد بن المبارك بن منصور، مهج: جزء چهارم شرح حال المبارك بن عبد الرحمن. الملاحم والفتن 125 - 126 / 136: مجلد اول شرح حال محمد بن حمزة بن محمد... بن على بن ابي طالب [ ع ]، الملاحم والفتن 160 / 177: مجلد چهارم، شرح حال رضية بنت ابى على، الملاحم والفتن 167 / 183 مجلد دوم شرح حال اسماعيل بن احمد بن عمر، الملاحم والفتن 167 / 184: مجلد سوم شرح حال الضحاك بن محمد بن هبة الله، محاسبة النفس: جزء

[ 98 ]

دوم، شرح حال محمد بن حسن بن محمد العطار، المجتنى: مجلد اول شرح حال على بن محمد بن على. آنچه از اين كتاب برمى آيد اين است كه الف: ابن طاووس در اينجا و گاهى در موارد ديگر دو اصطلاح مجلد وجزء را على البدل بكار مى برد. ب: شرح حال افراد به ترتيب حروف الفبا بوده است (گرچه وجود يك على در مجلد اول اشكال ايجاد مى كند) به استثناى اينكه (همانطور كه در تاريخ خطيب آمد) اشخاصى كه نامشان محمد است در آغاز وزنان در پايان تأليف آمده اند ج: كتاب تحصيل مشتمل بر چهار مجلد بوده است. كفعمي در منابع " البلد " (ص 503) و " الجنة " (ص 773) از آن ياد كرده است. 48. التحصين ل‍ (يا: في) (يا: من) اسرار ما زاد من اخبار (يا: على) كتاب اليقين. ذريعه 3 / 398 ش 1431. مجلسي اين تأليف را در ميان منابع بحار (1 / 13) ياد كرده است. متن نسخه التحصين كه در مجموعه أي در كتابخانه آية الله مرعشى (ش 4636) بوده به توسط محققان اليقين 2، با متن اليقين چاپ شده است. اين كتاب مشتمل بر پنچاه وشش روايت در فضيلت امام على [ ع ] است كه تقريبا بطور كامل از كتاب " نور الهدى والمنجى من الردى " از الحسين بن على طاهر احمد الجوابى (يا: جوانى) (زندگى در قرن چهارم ؟) (نك‍: فهرست) گرفته شده است. محققان اليقين 2 بر اين باورند كه تمامى متن كتاب نور الهدى در تحصين درج شده است (نك‍: مقدمه اليقين صص 60 - 61) آقا بزرگ من گويد ابن طاووس كتاب جوانى را بعد از تأليف اليقين ملاحظة كرده وبه دنبال آن تحصين را تأليف وبه اليقين ضميمه كرده است. از آنجا كه اليقين ميان سالهاى 659 - 662 تأليف شده، آقا بزرگ حدس مى زند كه تحصين در نزديكى وفات ابن طاووس تأليف شده و مى تواند آخرين كتاب أو باشد گرچه اين گمان ناممكن نيست اما بايد خاطر نشان كرد كه ملاحم همزمان با تحصين تأليف شده ومى تواند مدتي پس از آن به اتمام رسيده باشد.


. نك‍: نسخه شماره 4636 مرعشى. م (*)

[ 99 ]

49. * * كتاب التمام لمهام شهر الصيام الامان 77 / 91. اين مجموعه ادعيه براى رمضان است كه ابن طاووس سفارش مى كند تامسافر براى سفرهايى كه چندين ماه بطول مى انجامد همراه داشته باشد. 50. * تقريب السالك إلى خدمة المالك فلاح 270 / 245. روايتي كه از آن نقل شده مربوط به تقواى امامان [ ع ] مى باشد. 51. الطرائف في (معرفة) مذاهب الطوائف ذريعه 15 / 154 ش 1012. الاجازات 18 / 40. اقبال 66 / 595، 670 / 458، 683 - 684 / 466 - 467، 754 / 526 جمال 505. كشف 36. 38، 41، 51 - 53، 56، 62 - 63، 73، 135، 138، سعد 69، 70، 73، 91، 99، 102، 180 - 181، 294، 298، الطرف من الانباء 4، اليقين 78 / 278، نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 3. براى اين كتاب مناظره أي ضد سنى نك‍: " Kohlberg " Polemic اين كتاب در ميان تأليفات ابن طاووس در اين كه نام مستعار " عبد المحمود بن داود عضو اهل الذمه " در آن آمده، منحصر به فرد است. بنا به كفته شهيد ثانى (م 966) اين اسم بدين معناست كه هركسى عبد خداى محمود است. وداود در اينجا مقصود داود بن حسن يكى از اجداد ابن طاووس ونوه حسن بن على [ ع ] و برادر رضاعي امام صادق [ ع ] بوده است (نك‍: ابن عنبه، عمده ص 155، وص 10 از مقدمه محقق بر طرائف 1). در برخى از نسخه هاي خطى، نام عبد المحمود بن داود المضرى آمده است، اين نسبت ظاهرا اشاره به اين است كه همه اعقاب بنى هاشم به قبيله مضر تعلق دارند (نك‍: نامه دانشوران ج 1 ص 177. نسبت " المعرفى " كه بروكلمان بجاى مضرى ياد كرده [ ذيل ج 1 ] ناشى از نادرست خواندن كلمه " مضرى " است). فرض

[ 100 ]

Ahlwardt در شناساندن نسخه ء برلين 2177 از طرائف اين است كه ابن طاووس مؤلف و عبد المحمود ويراستار كتاب مى باشد (نك‍: Verzeichnis ج 8 ص 486). استفاده غير عادى از نام مستعار مى تواند ناشى از تقيه باشد. كتاب، بيان كننده ء عواطف شديد ضد سنى بوده ومى توانسته براى ابن طاووس مشكلاتي را با حكومت بنى عباس بوجود آورد. نكته ء ديگرى كه مسأله ء تقيه را تثبيت مى كند اين است كه: ابن طاووس در " طرف " به طرائف اشاره مى كند اما روشن نمى كند كه وى نويسنده ء آن است بلكه تنها سفارش به خواندن آن به خواننده ها دارد. حر عاملي شك ندارد كه استفاده از اسم مستعار براى تقيه بوده است " زيرا أو بيشتر در همان بلد خلفاى عباسي بسر مى برده است " (اثبات 4 / 36، نيز نك‍: 3 / 165). همچنين حدس زده شده كه ابن طاووس نويسندگى خود نسبت به طرائف را، هم در طرائف وهم در طرف به اين دليل كه آنها قبل از هجوم مغول تأليف شده بود، پنهان كرده است (ذريعه 15 / 162). اما اين حدس با اين مطلب كه ابن طاووس نويسندگى خود را نسبت به طرائف در چند نوشته كه پيش از سال 656 (قبل از سقوط بغداد) نوشته اعتراف مى كند - جمال، كشف، اجازات، اقبال وسعد السعود - سازگارى ندارد. در مورد كشف مى توان استدلال كرده كه چون به عنوان وصيتى براى فرزندان نگاشته، از اين كه كتاب در دسترس مخالفان قرار گيرد خطري در ميان نبوده. است اما مشكل بتوان همين استدلال را درباره ء سعد كرد كتابي كه به عنوان راهنماى كتابخانه ء ابن طاووس نوشته شده بود. همينطور درباره ء جمال واقبال نيز اين استدلال بى ثمر است زيرا آنها كتب ادعيه أي هستند كه بطور طبيعي براى مخاطبان زيادي در نظر گرفته شده اند. حدس من اين است كه طرائف (ونيز طرف) در دوران سكونت طولاني ابن طاووس در بغداد نوشته شده وبعد از آن كه وى بغداد را براى حصون شيعي حله، نجف وكربلا ترك كرده احساس كرده كه نام بردن از خود درتأليف طرائف، ديگر خطري ندارد. (فرضيه ء


. همين شيوه را برادر ابن طاووس يعنى جمال الدين احمد در كتاب عين الغبرة في غبن العترة " در پيش گرفته ودر آنجا به رسم تقيه عناوين كتاب را با قال " عبد الله بن اسماعيل " بيان كرده. نك‍: فهرست مجلس ج 13 ص 239. م (*)

[ 101 ]

ديگر مى تواند اين باشد كه ابن طاووس نام مستعار را به عنوان يك وسيله ء ادبى براى افزودن بر جذابيت كتاب استفاده كرده باشد. اين بايد جالب باشد كه يك ذمى در مناظرات ميان مسلمين چه چيز براى گفتن دارد.) احمد برادر ابن طاووس در " بناء المقالة الفاطمية " (ص 173) كه اندكى قبل يا بعد از وفات ابن طاووس نوشته شده (ظاهرا بدليل احترام به خواهش قبلى ابن طاووس)، در وقت نقل از آن، مؤلف را نمى شناساند (متن نقل شده درطرائف 104 / 25 آمده است). يك تاريخ احتمالي در باره ء آغاز تأليف طرائف، ذى قعده سال 633 مى باشد. ابن طاووس در آن ماه، در بغداد اجازه أي از ابن النجار براى روايت الجمع بين الصحيحين الحميدى كتابي كه مرتب از آن درطرائف نقل شده دريافت كرده است. در اجازات، به طرائف به عنوان كتابي كه مشتمل بر دوجلد است اشاره مى كند. اين تقسيم درطرائف 2 نيامده اما درطرائف 1 ونسخه هايى كه مورد استفاده قرار گرفته، آمده است. دامنه ء مخالفتي كه طرائف در حلقه هاي سنى بوجود آورد از نقلى كه درباره ء محمد بن ابى بكربن ابى القاسم الهمداني الدمشقي (م 16 صفر 721) عالم سنى كه به تشيع امامى گرويد مى توان معين كرد. وى نسخه أي از طرائف راآماده كرد كه نام مؤلف در آن عبد الحميد (كذا في الاصل) بن داود المضرى (اگر مصرى را كه در آنجا آمده چنين بخوانيم) آمده بود. زماني كه اين نسخه در دمشق كشف شد (در سال 750) آن را تأليف خود محمد بن ابى بكر پنداشتند وچون درباره ء آن حكم كردند كه داراى مطالبي در دفاع از دين يهود واديان ديگر وحمله برضد اسلام است، آن را نزد قاضى تقى الدين سبكى بردند وگفته شده كه أو كتاب را پاره كرده (قطعه في الليل وغسله بالماء) وبه آب شست. از شستن كتاب مى توان حدس زد كه كتاب از چرم بوده وتقطيع آن مى تواند به معناى جدا كردن اوراق آن باشد (نك‍: ابن حجر عسقلاني: الدرر الكامنة في اعيان المائة الثامنة، تحقيق محمد سيد جاد الحق، قاهره 1385 - 7، ج 4 صص 30 - 31، نيز مق‍: ابن كثير ج 14 صص 100 - 101، شذرات ج 6 صص 55 - 56، حقايق صص 180 - 181).

[ 102 ]

يك نسخه خطى طرائف مورخه ء 908 در كتابخانه شيخ محمد حسين بن سليمان الاعلمي در كربلا وجود دارد. نك‍: سلمان هادى الطعمة، المخطوطات العربيه في خزانة كربلا (مجلة معهد المخطوطات العربيه، 27، 1983، صص 547 - 596 در ص 580). اين نسخه قديمي تر از نسخه أي است كه آقابزرگ ملاحظة كرده وتاريخ كتابت آن در 976 مى باشد. از اين كتاب ترجمه هاي فارسي چندى نيز وجود دارد. قديمي ترين آنها با نام " طراوة اللطائف في ترجمة الطرائف " از على بن الحسن الزواره أي است كه براى شاه طهماسب (حكومت از 930 - 984) نوشته است (نك‍: كنتورى ص 377 ش 2095، storey ج 1 / 1 ص 15). از ترجمه ء محمد صادق طبسى واعظ (تهران 1301، مق‍: مشار، فهرست ص 1298) براى اختلافات عبارات ملاحظة شد (= طرائف فارسي). پاسخى از يك فرد ناشناس به طرائف بانام " النكت واللطائف في نقض كتاب الطرائف " وجود دارد..) g. Vajda and Y. Sauvan , Catalogue des manuscrits arabes , II / paris 3 , 5891 , p. 49 97 423 , no. 1641 , fols b b. تاريخي كه بر روى نسخه آمده شعبان 1127 مى باشد. من از Dr. M. Bar - Asher به خاطر بدست آوردن يك كپى متشكرم). مجلسي اختلاف (نواقص) ميان نسخه هاي طرائف را متذكر شده است. بعد از نقل قطعه أي طولاني از " نديم الفريد " از ابن مسكويه (نك‍: فهرست) مى گويد: اين متن را در برخى از نسخه هاي طرائف يافته است گرچه دربيشتر نسخه ها وجود ندارد (بحار 49 / 215 نقل شده به توسط مادلونگ در " " Documents ص 340. ونيز نك‍: بحار 35 / 224، مق‍: عاملي، امل 2 / 205). چاپ سنگى طرائف (= طرائف 2) هم ناقص وهم خواندن آن دشوار است. در


. نسخه أي از طرائف در كتابخانه ملك به شماره ء 2428 موجود است كه از روى نسخه أي با تاريخ 15 ذى حجه 701 كتابت شده است. م. نسخه أي از آن به شماره ء 1081 در كتابخانه ء آية الله مرعشى ونسخه أي به شماره ء 2475 در كتابخانه ء ملك موجود است. م (*)

[ 103 ]

اين چاپ 171 - 175 (در خاتمه ء كتاب) اشتباها 172 - 176 چاپ شده است. من از صفحه شمارى درست استفاده كرده ام. همچنين عبارت طرائف 2 ص 171 سطر 14 تا ص 173 سطر 5 با طرائف 2 ص 173 سطر 5 تا ص 174 سطر 8 عمدتا شبيه يكديگر است. چاپ 1400 قم (= طرائف 1) گرچه ظاهرا ناقص است (داراى متنى كه در اليقين 78 / 278 بدان اشاره شده نيست) بسيار بهتر وداراى مواد اضافي زيادي است. برخى از اين مواد در تأليفات ديگر ابن طاووس نقل شده است: متنى كه از طرائف در اقبال ص 758 / 529 نقل شده در طرائف 1 وجود دارد (ودر نسخه هاي خطى مختلف) اما در طرائف 2 نيست. آقابزرگ بايستى از نسخه أي كه درمواردى با نسخه هاي در دسترس من متفاوت است استفاده كرده باشد، مق‍: - > كتاب العمدة في الاصول. 52. * كتاب التراجم فيما نذكره عن الحاكم الامان 30 - 31 / 43 - 44. ابن طاووس روايتي از جزء دوم اين تأليف نقل مى كند. در اين حديث، رسول خدا [ ص ] به شخصي كه آماده سفر است ياد مى دهد تا چند ركعت نماز [ كه در آن فاتحه الكتاب و سوره توحيد خوانده شود، در خانه خود ] بخواند. 53. * كتاب التعريف للمولد الشريف ذريعه 4 / 215 ش 1075. اقبال 69 - 70 / 598 - 599، 74 / 603، 598 / 623، 185 / 689، 199 / 703. از مواردي كه در اقبال آمده مى توان بدست آورد كه اين كتاب در باره ء تاريخ تولد و وفات پيامبر [ ص ] واهل بيت [ ع ] بوده است. اين تواريخ براى ياد بودها ومراسم اهميت داشته وبه همين دليل لازم بود تا به دقت تعيين شود، به ويژه كه هم درداخل جامعه ء شيعه وهم در ميان شيعه وسنى اختلاف نظر طولاني در باره ء آنها وجود داشت (مق‍: - >


. آنچه در كروشه آمده از مترجم است. (*)

[ 104 ]

حدائق الرياض). موارد نقل شده عبارتند از: در اقبال 69 / 598 آمده است كه درگذشت امام عسكري [ ع ] در هشتم ربيع الاول [ 260 ] بوده است. در اقبال 70 / 599 آمده است كه روز تولد رسول خدا [ ص ] دوازدهم ربيع الاول دانسته شده است. در اقبال 74 / 603 اشاره به اختلاف ميان امامية در باره ء روز تولد رسول خدا [ ص ] [ 12 يا 17 ربيع الاول ] شده است. در اقبال 98 / 623 آمده است كه فاطمه [ س ] در سوم جمادى الثاني رحلت كرد. دراقبال 185 / 689 آمده است كه امام حسين [ ع ] درسوم شعبان بدنيا آمد. ابن طاووس مى گويد: مناقشه در باره ء تاريخ تولد امام حسين [ ع ] وكتابهايى كه در اين باره اظهار نظر كرده در " التعريف " مطرح شده است. در اقبال 199 / 703 اشاره به تولد حضرت مهدى [ ع ] در نيمه ء شعبان وچندين فصل در باره ء چگونگى تولد آن حضرت شده است. (آنچه از اقبال 69 - 70 / 598 - 599 در بحار 50 / 335 نقل شده به اشتباه به محمد بن جرير طبري نسبت داده شده است در حالى كه نسبت درست در بحار 95 / 355 جايى كه همان مورد تكرار شده آمده است). 54. التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ذريعه 4 / 189 ش 944، 14 / 113 ش 181، 22 / 189 [ ش ند ]. الملاحم والفتن 127 / 141، 181 / 198. ابن طاووس اين عنوان را در آغاز بخش سوم وآخرين بخش ملاحم ياد كرده است (الملاحم والفتن 127 / 141). اين عنوان به اختصار در عبارت پايان كتاب توسط كاتب چنين آمده است: (تم الكتاب الملتقط الملحق باجزاء كتاب التشريف في المنن للسيد رضى الدين على بن طاووس) (الملاحم والفتن 181 / 198). اين تأليف چند بار چاپ شده است (نجف 1365، 1368، بيروت 1398 و 1408). همه ء اين چاپها با عنوان الملاحم والفتن (في ظهور الغائب المنتظر) به چاپ رسيده است. روشن نيست كه آيا اين عنوان، عنوان جانشينى است كه ابن طاووس به كتاب داده يا شخص ديگرى آن را ساخته است. ابن طاووس، همانگونه كه يادآور شديم، نخستين بخش آن را در دوشنبه 15

[ 105 ]

محرم 663 در حله به اتمام رسانده است. در چاپهاى قابل دسترس، تاريخي كه در آن، بخش دوم به اتمام رسيده (وكان آخر تعليقه) پنج شنبه 13 ذى حجه 682 مى باشد كه به روشنى خطاست (بجاى 662 ؟) (الملاحم والفتن 126 / 139). هيچ‌گونه جزئياتي در باره ء تأليف بخش سوم بدست نيامده است. همه ء فصول عمدتا مشتمل برگزيده أي از كتابهايى است باعنوان كتاب الفتن از نعيم بن حماد، أبو صالح السليلى وزكريا بن يحيى النيشابوري، به ترتيب، (نك‍ - > فهرست). به دنبال آن، ملتقطي آمده كه به پايان كتاب ضميمه شده است (الملاحم والفتن 151 - 181 / 167 - 198) (نه بعد از هربخش " تشريف " آنگونه كه الخرسان در مقدمه ء فلاح 2 ص 19 گفته است). بسيارى از حكايات ورواياتي كه در اين كتاب آمده مربوط به " فتن " مى باشد. انضمام اين ملتقط به اصل كتاب كار معقولى به نظر مى رسد. ابن طاووس ظاهرا در ابتداء در نظر نداشته تا آن را به ملاحم ضميمه سازد، أو در حين توصيف محتواى اصل كتاب يادى از ملتقط نمى كند (الملاحم 14 - 15 / 16 - 17). اما از شواهد داخلي به اثبات رسيده است كه ابن طاووس (نه تلخيص كننده) آن را بدين گونه شكل بخشيده وملتقط را به ملاحم منضم ساخته است: در يك مورد در ملتقط (الملاحم 156 / 172) أو به حكايتي در باره ء طول حكومت فرعون اشاره مى كند ودر باره ء آن مى گويد پيش از اين همين مطلب در كتاب آمده است. اين ارجاع به احتمال قوى اشاره به الملاحم ص 105 / 116 - 117 مى باشد. ظاهرا آغاز ملتقط سقط شده است. نسخه أي از ملاحم كه به خط خود ابن طاووس بوده در دست برادر زاده اش عبد الكريم قرار داشته ووى حواشى خود را بر آن افزوده است. غياث الدين عبد الكريم بن على بن يحيى الحلى عالم امامى در سال 705 آن نسخه را خريدارى كرد وپس از وفات وى در 750 به فرزندش عبد الرحيم رسيد وبعد از وى در دسترس نوه ء أو لطف الله (م. ح. 800) قرار گرفت (رياض 3 / 181 - 182 ; حقائق 117 - 119). اين نسخه را عبد الله افندي ديده واو دستخط زيباى عبد الكريم را با دستخط بد عمويش مقايسه مى كند (رياض 3 / 169، چون اين يكى از آخرين تأليفات ابن طاووس بوده، اين گفته درباره ء دستخط مى توانست نشانگر از پيرى اوبوده باشد). به گفته ء آقابزرگ اين نسخه ء

[ 106 ]

دستنويس (كه اندكى خوردگى يافته) امروز در تستر در دست اعقاب سيد نعمت الله جزائري موجود است (حقايق ص 190). اين تنها تأليف ابن طاووس است كه نسخه أي از خط خود وى باقى مانده است. ارجاعاتى كه در ذريعه از ملاحم آمده مربوط به نسخه أي است كه آقابزرگ در دست داشته واز نسخه ء دستنويس مؤلف، استنساخ شده بوده است. اين يكى از دو نسخه أي بود كه در تهيه چاپ اول ملاحم از آن استفاده شده است (نك‍: مقدمه ء محقق ص 11). ملاحم 2 (بيروت 1408) بر مبناى چ نجف مى باشد. 55. التشريف بتعريف وقت التكليف ذريعه 26 / 210 ش 1064. ابن طاووس اين تأليف را در پانزده همين سالگرد تولد فرزندش محمد يعنى 9 محرم 658 تأليف كرده است (التشريف ص 5). ابن طاووس تأكيد مى كند كه انسان بايد روزى كه به تكليف مى رسد جشن بگيرد. أو مى گويد: پيش از اين اهميت كافى به " موقع تكليف " داده نمى شده وبه خويشاوندان خود توصيه مى كند با سپاس از خداوند ودادن صدقه به اين " موقعيت " اهميت بدهند (التشريف ص 5، 7، 15 - 16). ابن طاووس پيش از آن نيز به اين نكته اشاره كرده (كشف 29، 31) وتعهد كرده بود در صورتي كه فرزندش پانزده ساله شده واو زنده باشد يكصد وپنجاه دينار صدقه بدهد (ده دينار براى هر سال زندگى محمد) (كشف 87). كتاب " تشريف " در روز چهارشنبه 14 ربيع الثاني 658 وروز سه شنبه 7 جمادى الاول 658 در خانه ء ابن طاووس در مقتديه بر تعدادى از علما قرائت شده است. به اين عالمان اجازه ء روايت همه ء كتب ابن طاووس داده شده بود. نسخه ء دستنويس در دست شهيد ثانى بوده ووى ازآن، نسخه أي براى خود استنساخ كرده است (تاريخ اتمام


. نسخه أي از " الملاحم والفتن " از سده ء هفتم كه نسخه مؤلف دانسته شده (وظاهرا همان نسخه ء مورد بحث درمتن است) به شماره ء 5227 در كتابخانه ء دانشگاه تهران نگهدارى مى شود نك‍: فهرست نسخه هاي خطى دانشگاه ج 15 ص 4165. م (*)

[ 107 ]

15 ذى حجه 941). دو نسخه كه برمبناى نسخه ء شهيد ثانى نوشته شده در دسترس باقى مانده است. اولى را شاگرد بهاء الدين عاملي يعنى بهاء الدين على بن يونس الحسينى التفرشى نوشته ودر سال 1026 به اتمام رسانده بود. نسخه ء دوم را محمد بن محمد بن الحسن معروف به ابن قاسم الحسينى العيناثى العاملي (در باره ء وى نك‍: رياض 5 / 164 - 165) به سال 1098 (يا به گفته ء آقابزرگ در سال 1059) نوشته است. هر دو نسخه در كتابخانه ء محدث ارموى بوده است (نك‍: الانوار الساطعة صص 50 - 51، 52 - 53). چاپ 1341 شمسي تهران (كه هنوز آقابزرگ بدان دسترسى نداشته) برمبناى نسخه ء العيناثى مى باشد وهمراه بايك ترجمه ء فارسي است. اين كتاب دريك مجلد با ترجمه أي از كشف المحجة تحت عنوان " راهنماى سعادت " منتشر شده است. من به پروفسور Y. Friedmann به دليل آنكه توجه مرا به اين كتاب جلب كرده مديون هستم. 56. * * كتاب التوفيق للوفاء بعد (ال‍) تفريق (يا: تصريف، يا: تعريف) دار الفناء ذريعه 4 / 500 ش 2241. كشف المحجة 139. نك‍: العاملي، امل 2 / 206، به گفته ء آقا بزرگ اين كتاب در دسترس ميرزا كمالا بوده است. 57. كتاب طرف (من) الانباء والمناقب في شرف سيد الانبياء و (عترته) الاطايب ذريعه 15 / 161 ش 1053. الاجازات 18 / 40، كشف 139. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 4. عنوان كتاب در امل 2 / 205، طرف من الانباء و


. نسخه أي از " التشريف بوقت التكليف " در مجموعه 1751 كتابخانه ء آية الله گلپايگانى موجود است، بر روى اين رساله يادداشتى از شيخ حرعاملى به خط خود أو در انتقاد از محتواى رساله مذكور در حدود 20 سطر موجود است، بر اساس آنچه در فهرست اين كتابخانه (ج 3 ص 43) آمده چند اجازه از ابن طاووس در اين مجموعه آمده است. م (*)

[ 108 ]

المناقب في التصريح بالوصية والخلافة لعلى بن ابي طالب عليه السلام آمده است. آقا بزرگ از نسخه أي از مشهد مورخه 987 وچاپ نجف 1369 ياد مى كند. من چ نجف 1349 را مورد استفاده قرار داده ام. همانطور كه آقابزرگ يادآور شده، ابن طاووس دراين تأليف هويت خود را آشكار نمى كند وتنها مى گويد: آن را كسى نوشته كه خداوند به أو نيكي كرده (بعض من احسن الله إليه) ; طرف متمم مواد طرائف است (طرف ص 4) اما ابن طاووس در اجازات وكشف، اعتراف مى كند كه اين كتاب از وى بوده وآن را چنين توصيف مى كند كه كتاب مربوط به موقعيت والاى رسول خدا [ ص ]، خاندان أو ووصيت آن حضرت به امير مؤمنان [ ع ] است. مق‍: عاملي، اثبات 1 / 56 كه آنجا كتاب الطرف به عنوان تتمه ء طرائف توصيف شده است. بيشتر كتاب مشتمل بر نقلهايى از " كتاب الوصية " عيسى بن مستفاد است (نك‍ - > فهرست). براى جزئيات بيشتر نك‍: ". Kohlberg , " polemic 58. اليقين ب‍ (يا: في) اختصاص مولانا على بامرة المؤمنين ذريعه 18 / 69 ش 720 ; 25 / 279 ش 115. الملاحم والفتن 140 / 155. نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 912 ش 9. همانطور كه پيش از اين يادآور شديم، ابن طاووس زماني كه الانوار الباهره (مقدمه آن در اليقين نقل شده) را نگاشته بيش از هفتاد سال سن داشته (التحصين 531 ; اليقين 8 / 125) ; واليقين پيش از ملاحم نوشته شده است. بنابر اين، اليقين بين 659، 662 نوشته شده باشد. اين كتاب يكى از منابع مستدرك است كه در وسايل عاملي مورد استفاده قرار نگرفته است. در مستدرك (چ سنگى ج 3 ص 370) عنوان آن " كتاب اليقين و (بجاى " أو ") كشف اليقين باختصاص مولانا امير المؤمنين بامرة المؤمنين " آمده است. بنابراين، ظاهرا دو عنوان جانشين وجود داشته است. در بحار اين كتاب باعنوان " كشف اليقين " معرفى شده وبه همين دليل علامت اختصاري (رمز) آن " شف " آمده


نسخه أي از آن در كتابخانه ء آية الله مرعشى به شماره 4067 نگهدارى مى شود. (*)

[ 109 ]

است. زماني كه مجلسي از كتاب علامه حلى با همان عنوان نقل مى كند، براى پرهيز از اشتباه، عنوان كامل كتاب را مى آورد. نوري طبرسي بعضا رموز " شف " و " كشف " را با يكديگر خلط مى كند (رمز اخير را مجلسي براى اشاره به كشف الغمه اربلى به كار مى برد) وبنابراين وقتى به توسط بحار نقل مى كند، قطعاتي از اربلى را به " اليقين " نسبت مى دهد (مث‍: مستدرك 5 / 232). چاپ 1369 نجف (= اليقين 1) بر مبناى دونسخه مى باشد (نك‍: اليقين 1 ص 207). آقابزرگ به اين چاپ اشاره نمى كند اما بجاى آن از چند نسخه ء خطى كه بعضى با اليقين 1 اختلاف قرائت دارند ياد مى كند (نك‍: مث‍: - > كتاب اسماء مولانا على [ ع ] [ ناشناخته ]، - > حجة التفضيل، - > كتاب مولد مولانا على بالبيت). چاپ محقق بيروت 1410 (= اليقين 2) مبتنى برسه نسخه (كه غير از دو نسخه ء مورد استفاده در اليقين 1 است) بوده والتحصين نيز به آن ضميمه شده است. بر روى هم محققان چ 2 (در صص 53 - 54) پانزده نسخه باقى مانده اليقين را شناسانده اند. ابن طاووس در اليقين اظهار مى كند كه أو تنها از راويان غير شيعي نقل كرده و بالنتيجه بيشتر منابع مورد استفاده وى سنى مى باشد. منابع شيعي براى رواياتي استفاده شده كه ابن طاووس اسانيد آنها را غير شيعي تلقى مى كند. ابن طاووس كلمه ء غير شيعي را در محدودترين معنا تفسير مى كند، بنابراين حتى اگر همه ء افراد سند غير از راوي نخست شيعي باشند وى حديث را مى آورد. نك‍: مث‍: - > الانتصار - > كتاب المواليد (ابن الخشاب). ابن طاووس يادآور مى شود (اليقين 203 / 519) كه همه ء كتابهايى كه در اليقين از آنها نقل كرده در كتابخانه ء أو وجود داشته ووقف فرزندان پسر خود كرده است (وقفناها). نيز نك‍: باب سوم، فصل دوم. چندين شاهد براى اينكه تمامى چاپها مشتمل بر متن كامل نيست وجود دارد. ابن طاووس در اليقين 5 / 122 مى گويد: اليقين را با فهرست تفصيلي ابواب آغاز خواهد كرد اما چنين فهرستى در اين چاپها نيامده است. أو در اليقين 79 / 279 از يك اشاره پيشين به ابن جحام ياد مى كند كه از نسخه هاي چاپى سقط شده است. اربلى (م

[ 110 ]

693) درفصلى از كشف الغمه ء خود كه در سوم شعبان 678 به اتمام رسيده (مق‍: ج 2 ص 70) از آغاز اليقين نقل مى كند (ج 1 صص 340 - 348). اين نقل داراى عباراتي است كه در نسخه هاي چاپى اليقين نيامده است. مهمترين شاهد بالقوه بر موارد سقط شده از اليقين چاپى، مطلبي است كه ابن طاووس در مقدمه ء التحصين (نك‍: التحصين ص 531) آورده است. درآنجا كتابي را توصيف مى كند (آن كتاب ظاهرا اليقين مى باشد) كه مشتمل بر 309 روايت است كه از امام على [ ع ] با عنوان " امير المؤمنين " ودر 51 روايت باعنوان " امام المتقين " ودر 41 روايت با عنوان " يعسوب المؤمنين " ياد شده است. عنوان هاي برابر كه در اليقين چاپى آمده به ترتيب 177، 24 و 19 مى باشد. اما عبارت تحصين خالي از ابهام نيست ومى تواند عدد مذكور در آنجا جمع روايات موجود در " اليقين " و " الانوار الباهره " باشد. آنچه كه به هر حال مورد توجه است اين كه تقريبا همه نقلهاى متعدد از " اليقين " در بحار، درنسخه ء چاپى اليقين وجود دارد ; بنابر اين به احتمال نسخه هايى كه در دسترس علامه مجلسي بوده از آنچه براى چاپها استفاده شده چندان متفاوت نبوده است. 59. * * زهرة الربيع في ادعية الاسابيع ذريعه 12 / 73 ش 509. الامان 77 / 90 ; الدروع * برگ 3 - ر ; فلاح 7 / 6 ; الاجازات 18 / 41 ; جمال الاسبوع 245 ; مهج 258 / 265، 272 - 273. همانطور كه در فلاح وجمال الاسبوع آمده اين سومين مجلد در تقسيم ده مجلدى " مهمات " است. در اجازات (ودر: عاملي، امل ج 2 ص 205) به عنوان " مجلد في ادعية الاسابيع " ياد شده است. ابن طاووس در الامان سفارش مى كند كه اين كتاب به همراه " جمال " در سفرهايى كه يك هفته به طول مى انجامد همراه مسافر باشد. بنابر اين روشن


. ظاهرا جز ابن الفوطى در الحوادث الجامعه (ذيل حوادث سنه 693) كسى وفات اربلى را 693 ندانسته است. ديگر مصادر همگى وفات وى را 692 دانسته اند ; نك‍: مقدمة عبد الله الجبوري بر رسالة الطيف اربلى (بغداد 1388) ص 17. م (*)

[ 111 ]

است كه زهرة الربيع مشتمل بر دعاهاى روزهاى هفته بوده به استثناى جمعه كه عمده ادعيه ء جمال، در باره ء آن بوده است. زهرة الربيع تقريبا به اندازه ء حجم جمال بوده است. (ابن طاووس در دروع *، زهرة الربيع را به اين شكل توصيف مى كند كه مشتمل بر بيش از سى ودو كراسه است وجمال را مشتمل بر سى كراسه ياد كرده است). اكنون تنها يك سوم جمال مربوط به روزهاى غير جمعه است واگر همه زهرة الربيع در باره ء اين دعاها باشد، تعداد زيادترى از آنچه در جمال بوده در برداشته است. بنا به آنچه در جمال آمده، پايان " زهرة الربيع " مشتمل بر اين هشدار به مؤمنان بوده كه با خواندن همان دعاهايى كه رسول خدا واهل بيت [ ع ] مى خوانند نپندارند كه در عبادت با آنان برابر هستند. محمد [ ص ] واهل بيت [ ع ] خدا را تنها به خاطر خدا عبادت مى كردند اما ديگر انسانها به اميد ثواب در دنيا وآخرت يا پرهيز از عذاب به عبادت خدا مى پردازند. در مهج به نقل از اين كتاب راويتي در باره ء عبادات امام جواد [ ع ] و هادى [ ع ] آمده. كتاب مزبور در دست حر عاملي قرار داشته است (نك‍: اجازه الشيخ محمد الحر العاملي لمولا... محمد فاضل المشهدي، بحار 110 / 117). فصل سوم: برخى از عناوين ديگر براى داشتن يك تصوير كامل بايد عناوين زير مورد توجه قرار گيرد: (1) مشار (مؤلفين ج 4 ص 415) در فهرست تأليفات چاپ شده ابن طاووس به چاپ تهران 1379 ق كتاب " مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة " اشاره مى كند (نك‍ فهرست). اين تأليف عموما به امام صادق [ ع ] منسوب مى شود ودليلي وجود ندارد تا آن را به ابن طاووس نسبت دهيم. (2) در بروكلمان، ذيل 1 / 912 - 913 اشتباها سه تأليف متعلق به ديگران را به ابن طاووس نسبت مى دهد: اول: عدة الداعي از ابن فهد حلى (م 841) (موجود) ; دوم:

[ 112 ]

بشرى (بروكلمان، ذيل: به اشتباه بشر) المحققين في الفقه، وسوم: الملاذ في الفقه. اين دو كتاب اخير از برادر ابن طاووس يعنى جمال الدين احمد بوده وهمانگونه كه بروكلمان بدرستى يادآور شده هيچكدام ازآنها موجود نيست (مق‍: ذريعه 3 / 120 ش 407، 22 / 192 ش 6649). (3) كتاب " ربيع الشيعه " كه برخى از علماى امامى آن را به ابن طاووس نسبت مى دهند، در واقع عنوان ديگرى از اعلام الورى از فضل بن حسن طبرسي (م 548) است (مق‍: ذريعه 10 / 75 ش 131 ومقدمه ء الخرسان بر چاپ 1390 اعلام الورى صص 29 - 31). ميرداماد در " رواشح " قطعه أي نقل كرده كه در باره ء آن مى گويد از ربيع الشيعه ابن طاووس اخذ شده است. اين قطعه در اعلام (ص 370) آمده است. مجلسي نيز كه ربيع الشيعه را به ابن طاووس منسوب مى كند مى گويد: أو از نقل از آن خوددارى كرده زيرا مطابق (لموافقته) ابواب وترتيب اعلام مى باشد (في جميع الابواب والترتيب) ; اين چيزى است كه مجلسي از آن تعجب كرده است (بحار 1 / 31 واز آنجا: قمى، فوائد ص 332). توجيه احتمالي (مستدرك چ سنگى 3 / 469) اين است كه ابن طاووس نسخه أي از اعلام را بدست آورده كه فاقد خطبه بوده است. أو با اين تأليف آشنا نبوده بهمين دليل آن را استنساخ كرده است. بعد از درگذشت وى اين كتاب را ميان كتابهاى أو يافته اند كسانى كه آن را يافته اند ; چنين فرض كرده اند كه ابن طاووس آن را نگاشته است وخطبه أي كه ابن طاووس در آغاز كتابهايش مى نگاشته بر آن افزوده اند. آنچه قابل توجه است اين كه ابن طاووس (حداقل در تأليفاتي كه من ديده ام) در هيچ مورد از اعلام ياد نمى كند. اين را نيز بايد يادآور شد كه نسخه ء British Library به شماره 521 , 13. Or كه در Manuscriprs List of Oriental با عنوان " ربيع الشيعه " كه مؤلف آن ناشناخته توصيف شده نسخه ء ناتمامى از اعلام الورى طبرسي است. (انتهاى نسخه ء مزبور در نيمه ء بابى است كه درباره ء امام صادق [ ع ] مى باشد).


نسخه ء از ربيع الشيعه با نسبت به ابن طاووس [ ! ] در كتابخانه ء ملك به شماره 1902 (كتابت 947) وشماره 6644 دانشگاه تهران موجود است. م (*)

[ 113 ]

(4) ابن طاووس در اقبال 519 / 305 بدون هيچگونه توضيحي از عنوان " الزوائد والفوائد في عمل شرح الصيام " ياد مى كند. مجلسي (بحار 98 / 351 - 355) نيز به نوبه خود از كتاب " كتاب الزوائد الفوائد " ابن طاووس نقل مى كند (از نام كوچك ياد نمى كند) ; اين نقل شامل قطعه أي در اين باره اين است كه نهم ربيع الاول (تاريخي كه برخى آن را تاريخ قتل عمر مى دانند) براى اهل بيت روز عيد مى باشد (افضل الاعياد) (مق‍ - > كتب اصحابنا القميين). آغاز اين قطعه (كه در اقبال چاپى نيامده) در مستدرك 2 / 522 نيز نقل شده است. از آنجا كه مجلسي ونورى طبرسي مطلبي در باره ء هويت مؤلف بدست نمى دهند، طبيعي است كه از ابن طاووس دانسته شود. اما چنين نيست ; همانطور كه در باب پيشين يادآور شديم، على فرزند ابن طاووس (كه بابا پدرش دراسم وكنيه ولقب مشترك بود) كتابي باعنوان " زوائد الفوائد " تأليف كرده است، مق‍: نقلهايى در بحار 59 / 57 - 90 ; مستدرك 8 / 146 - 157. آقابزرگ درباره ء عنواني كه در اقبال آمده چنين حدس مى زند كه نام كتاب نيست بلكه توصيف منافع خواندن كتابي است كه ابن طاووس درباره ء ماه رمضان (يعنى: مضمار) نوشته است. (5) ابن طاووس علاوه بر دادن عناوين مختلف به يك كتاب (مثلا در باره ء كشف)، گاهى عناوينى را براى فصول تأليفات خود ابداع مى كند، برخى اوقات، اين عناوين به اشتباه عنوان كتابي مستقل تصور مى شود. اين به ويژه در اقبال قابل توجه است. اولين مورد آن (به استثناى دعايى براى هفدهم ربيع الاول در اقبال 84 - 87 / 611 - 615 كه در باره ء آن گفته شده از " كتب الاعمال الصالحات وذخائر المهمات والدعوات الراجحات " اخذ شده) در اقبال 136 / 651 آمده، در آنجا با نقل حديثى از رسول خدا [ ص ] درباره ء دعا درپنجم رجب آمده است كه آن را از " كتب الاسباب إلى رضا ملك يوم الحساب " گرفته شده است. عناوين مشابه دراقبال 138 - 142 / 652 - 655، 156 - 161 / 664 - 669، 163 / 671، 173 - 174 / 681، 177 - 178 / 683 - 684، 196 / 699 (؟) در باره ء دعاهاى روزهاى مختلف ماه رجب و


نسخه أي از كتاب زوائد الفوائد على فرزند ابن طاووس در دانشگاه تهران (فهرست 1 / 128) موجود است. م (*)

[ 114 ]

سه روزاول ماه شعبان آمده است. اين روش همانطور كه بطور ناگهانى آغاز شده ناگهان قطع شده وعبارتي شبيه (وجدناه مرويا عن النبي [ ص ]) بجاى آن آمده است. ارجاعاتى در فلاح 84 / 81 به " بشارات المقبل المسعود من اهل اللحود " ودر فلاح 273 / 248 به " بعض ايات المتوكلين على مالك يوم الدين " مى تواند از همين قبيل باشد. فصل چهارم: فهرست هاي پيشين از تأليفات ابن طاوس كوششهاى قبلى براى تأليف فهرستى از آثار ابن طاووس عبارتند از: آل ياسين در مجلة المجمع العلمي العراقى 12، 1384، صص 201 - 207 ; الخرسان در مقدمه فلاح 2 صص 18 - 19 ; محمد باقر ومحمد صادق انصاري درمقدمه اليقين 2 صص 100 - 108. فهرست آل ياسين مشتمل بر چهل وهشت عنوان است. يازده عنوان فهرست ما كه در آنجا نيامده عبارتند از شماره هاي 7 (آل ياسين اشتباها فرض كرده كه بشارات همان " اصطفاء " است)، 17، 18، 27، 29، 30، 36، 38، 45، 50، 55.


در باره ء كتابهاى منسوب بايد از " الزام النواصب بامامة على بن ابى طالب " ياد كرد. نسخه أي از آن به شماره 499 / 4 در كتابخانه ء ملى آمده وبه سيد بن طاووس منسوب شده است. درذريعه (2 / 219 - 290 ش 1170) از اين عنوان ياد شده وگفته است كه اين كتاب را شيخ حر به عنوان مجهول المؤلف ياد كرده است. همچنين از كشف الحجب نقل شده كه برخى آن را به ابن طاووس نسبت داده اند اما شيخ سليمان ماحوزى (م 1121) در رساله أي كه درباره ء علماى بحرين نوشته تصريح كرده كه كتاب از شيخ مفلح بن حسن الصيمري است. در فهرست الفبائى نسخه هايى خطى كتابخانه ء رضوى اين كتاب به سه تن منسوب شده: ابن طاووس، ابراهيم قطيفي و مفلح صيمرى. نسخه ء آن به شماره ء 339 در آن كتابخانه موجود است. عنوان ديگرى كه به ابن طاووس منسوب شده ترجمه أي از " رساله أي دراخلاق " است كه به شماره ء 10833 (كتابت 1287) در فهرست الفبائى كتابخانه ء رضوى تحت عنوان " ترجمه ء رساله در اخلاق " شناسانده شده است. (معلوم نشد اين رساله چيست). م (*)

[ 115 ]

فهرست خرسان مشتمل بر شصت عنوان مى باشد. شماره 24 (ربيع الشيعه) از ابن طاووس نيست (همانطور كه خود خرسان نيز يادآور شده است) ; 5 (اسرار الدعوات) كه احتمالا با 28 (السعادات) يكى است ; و 32 (صلوات ومهمات) كه با 22 (الدروع) يكى است ; 21 (جمال) = 35 (عمل ليلة الجمعه ويومها) ; 41 (فلاح السائل) = 42 (الفلاح والنجاح في عمل اليوم والليلة) ; 48 (محاسبة الملائكة الكرام) = 49 محاسبة النفس) ; 55 (الملتقط) تأليف مستقلى نيست. با اين توضيحات 53 عنوان باقى ماند. شش تأليف در فهرست ما كه خرسان از آن ياد نكرده عبارتند از شماره هاي 17، 18، 29، 30، 52. فهرست محمد باقر ومحمد صادق انصاري مشتمل بر 57 عنوان است. در ميان اينها شماره هاي 23 (ربيع الشيعه) 56 (مهمات) را نبايد به حساب آورد ; 11 (اسرار الدعوات) = 28 (السعادات) ; 21 (الدروع) = 32 (صلوات ومهمات للاسبوع) ; 20 (جمال) = 35 (عمل ليلة الجمعة ويومها) ; 47 (محاسبة الملائكة الكرام) = 48 (محاسبة النفس). هشت تأليف فهرست فعلى كه در فهرست آنها نيامده عبارتند از شماره هاي 7 (دو محقق اشتباه آل ياسين را در فرض كردن بشارت با اصطفاء مرتكب شده اند) 17، 18، 27، 29، 30، 36، 38. فصل پنجم تاريخ گذارى موقت مؤلفات ابن طاووس مشكلات روشنى در سر راه تهيه تاريخ گذارى كتابهاى ابن طاووس وجود دارد. علاوه بر كمبود عمومى آگاهيها در باره ء تاريخ تأليف بسيارى از كتابها، تأليفاتي نيز وجود دارند كه در دوراني طولاني تأليف شده اند (گرچه ظاهرا چنين امرى غالب نبوده است) ; در كنار اين مشكل دستكارى [ واصلاحات مجدد در كتابها ] نيز وجود دارد.

[ 116 ]

آنچه در ذيل آمده تنها تلخيص مطالبي است كه در طى باب گذشته آورده ايم. به تأليفات با شماره هاي آنها در فهرست مؤلفات اشاره شده است. الف: تأليفات آغازين مؤلف (تا سال 626): 11، 30، 32، 42. ب: 626 تا حدود 650 (تكميل اجازات): 2، 5 - 9، 12 - 14، 16 (؟)، 19، 21، 22، 24، 26، 28، 31، 36 (؟)، 37، 39، 40، 46، 47، 49 (؟)، 50، 51، 52 (؟)، 53، 56، 57، 59. ج: تأليفات بعدى (حدود 650 - 657): 1، 4، 10، 15، 20، 23 (؟)، 27 (؟)، 34 (؟)، 43، 44، د: آخرين تأليفات (658 - 664): 3، 18، 33 (؟)، 35 (؟)، 38، 48، 54، 55، 58. ه‍: تاريخ نامعلوم: 17، 25، 29، 41، 45. فصل ششم موارد نقل شده از تأليفات ابن طاووس در آثار بعدى گرچه بسيارى از تأليفات ابن طاووس در زمان خود وى كاملا شهرت داشته، ظاهرا تنها از تعداد اندكى از آنها توسط علماى امامى درحدود يك قرن بعد از وفات أو مورد استفاده قرار گرفته است. مث‍: نك‍: - > ابن طاووس، كتاب البشارات. در قرن نهم على بن يونس العاملي البياضى (م 877) از طرائف وطرف در (الصراط المستقيم " استفاده كرده است (نك‍: صراط 1 / 4) ; بسيارى از منابعي كه در اين دو تأليف از آنها نقل شده در فهرست كتبي كه بياضى مع الواسطة از آنها نقل مى كند آمده است واو احتمالا به توسط ابن طاووس از آنها نقل كرده است. مؤلفي كه بيشترين استفاده را از تأليفات ابن طاووس درقرن نهم كرده عبارت

[ 117 ]

است از شاگرد بياضى يعنى تقى الدين ابراهيم بن على بن حسن العاملي الكفعمي (زنده در 895 ; نك‍: شرح حال وى در رياض 1 / 21 - 25). كفعمي (نيز در باره ء أو نك‍: باب سوم فصل هشتم) حداقل هفت تأليف ابن طاووس را دردست داشته است: فتح الابواب (نقل شده مث‍: در: الجنة صص 392 - 393 = الجنة * برگ 107 پ)، الدروع (نقل شده، مث‍: در: الجنة ص = 206 الجنة * برگ 56 - ر)، * الاقبال، المضمار (كه ذيل عنوان جانشين " كتاب عمل شرح رمضان " آمده) مهج، المجتنى وزائر. كفعمي كتابي با عنوان " ملحقة الدروع الواقية " تأليف كرده كه در بحار از آن نقل شده است (ذريعه 22 / 199 ش 6687). وى از اغاثة الداعي نيز نقل مى كند اما ترديد دارد كه تأليف مزبور را ديده است يانه زيرا دوقطعه ازآن درمهج نيز وجود دارد. (الجنة ص 87 [ حاشيه ] = الجنة * برگ 23 پ = مهج 145 ; الجنة 309 = الجنة * برگ 84 ر = مهج 320 - 321). تأليفات ابن طاووس (اصل عربي با ترجمه ء فارسي) بويژه در دوره ء صفوي شهرت يافتند. نقلهاى زيادي از بسيارى از تأليفات وى در آثار علماى بزرگ امامى اين دوره كاملا مشهود است. يكى ازنخستين كسانى كه ازابن طاووس نقل كرده، شرف الدين على الحسينى الاستر آبادي النجفي (زندگى در قرن دهم ; نك‍: رياض 4 / 66 - 69 ; اعيان ج 36 ص 50 - 52) است. كتاب تأويل الايات الظاهره في فضائل العترة الطاهره أو مشتمل برنقلهاى گسترده وارجاعاتي به سعد السعود (نك‍: نجفى صص 111، 113، 121، 123 - 124، 145، 153، 157، 207، 233 - 235، 265، 267، 483، 554)، اليقين (نجفى صص 121، 180، 230 228، 267 - 275، 280، 554، 739) ونيز طرائف (نجفى صص 111، 157 ; نيز نك‍ - > تأويل ما نزل) مى باشد. ديگران عبارتند از: بهاء الدين عاملي (مق‍: C. E. Bosworth , Baha ' al - Din al - ' Amili , and his Literary Anthologies. 46. Manchester , 9891 , p وحر عاملي. شيخ حر عامل در وسائل (نك‍: فهرست منابع أو درج 1 / 1 ص 6، ج 9 / 3


نسخه أي از كتاب الدروع به شماره ء 442 مرعشى، محتوى يك دستكارى از كفعمي نيز مى باشد. در برگ 82 پ، 83 ر كفعمي با عنوان " قال كاتب هذا الكتاب " روايتي را كه ابن طاووس بدان اشاره كرده اما متن آن را نياورده نقل مى كند (مؤلف ما به اين نكته توجه داشته است.). م (*)

[ 118 ]

ص 45) مستقيما از فتح الابواب، الامان، الدروع، غياث، اقبال، كشف، لهوف (با عنوان ملهوف)، محاسبه، طرف، زائر وجمال (اخيرى فقط در فهرستى كه ج 1 / 1 آمده ذكر شده) نقل مى كند. پنج عدد از اين تأليفات: امان، اقبال، كشف، لهوف وطرف در فهرست منابعي كه در " اثبات " مستقيما از آنها نقل شده آمده است ; تأليفات اضافي ديگرى كه آنجا ياد شده عبارتند از: مهج، فرج المهموم، سعد السعود، طرائف واليقين (نك‍: اثبات 1 / 56 - 59). بيشتر اين تأليفات در اجازه أو به محمد فاضل مشهدى نيز ياد شده (بحار 110 / 117) وبه علاوه از " الاصطفاء "، " الجواب الباهر في خلق الكافر " " ربيع الالباب " و " زهرة الربيع " نيز ياد شده است (ونيز كتاب التتمات والمهمات كه نبايد آن را كتاب مستقلى تصور كرد). بر روى هم از دوازده تأليف ابن طاووس در آثار حر عاملي ياد شده است. نقلهاى مجلسي در بحار بيش از هر مؤلف ديگرى بجز علامه حلى - از آثار ابن طاووس است. همانطور كه قبلا يادآور شديم محسن فيض كاشانى، تلخيصي از كشف نوشت كه نشانگر علاقه ء ويژه أي است كه اخباري ها به برخى از آثار وى داشته اند. مؤلفين كتب ادعيه امامية از كفعمي تا زمان حاضر به ويژه متكى بر ابن طاووس هستند وبطور گسترده از ادعيه أي كه أو در آثار خود حفظ كرد نقل مى كنند. در نهايت بايد يادآور شويم كه عناوين چند كتاب ابن طاووس را حاجى خليفه ياد كرده است. wustenfeld در Der Tod des Husein ben. ' Ali und die Rache , p. l. n. l برمبناى فهرست فلوگل (شماره 4574) براين باور است كه كشف الظنون داراى عناوين چهار اثر از ابن طاووس است. اما اطلاعاتى كه فلوگل در فهرست داده گمراه كننده است. أو يكى از شروح بر " العمدة في فروع الشافية " از أبو بكر محمد بن احمد بن الشاشى (م 507) را به ابن طاووس نسبت مى دهد ; چنين نسبتى در كتاب حاجى خليفه نيامده است (مق‍: فلوگل ج 4 صص 263 - 264 = استانبول ج 2 صص 1169


يادآورى اين نكته نيز بى ثمر نيست كه فرزند فيض، علم الهدى نيز درمجموعه أي كه درسال 1069 به عنوان منتخبات گردآورى كرده قسمت آخر را به منتخبي از " مهج الدعوات " اختصاص داده است. نك‍: فهرست نسخه هاي خطى كتابخانه ء ملى ج 3 صص 369 - 370. م (*)

[ 119 ]

1170) ; الامان را بدرستى شناسانده (فلوگل ج 1 صص 433 - 434، ش 1245 = استانبول ج 1 ص 166) ونيز مهج را ومورد " منهج الدعوات ومبهج [ كذا في الاصل ] العنايات " (فلوگل ج 6 ص 219، ش 1327 = استانبول ج 2 صص 1881) را تأليفي مجزا تلقى كرده ومتوجه نشده كه اين عنوان تصحيف " مهج الدعوات ومنهج العنايات " است كه از همين كتاب درآنجا ياد شده است (فلوگل ج 6 ص 273 ش 13456 = چاپ استانبول ج 2 ص 1911). به علاوه الامان ومهج، حاجى خليفه از عناوين الدروع (فلوگل ج 3 ص 224 ش 5052 = استانبول ج 1 ص 752)، محاسبه (كه از آن با عنوان محاسبة النفس من اجزاء الحديث = الاحاديث ياد شده) (فلوگل ج 5 ص 411 ش 11488 = استانبول ج 2 ص 1608)، وزهرة الربيع (كه باعنوان " مجلد لبعض الشيعه " شناسانده شده است) (فلوگل ج 3 ص 551 ش 6916 = استانبول ج 2 ص 962) ياد كرده است. تنها در چاپ استانبول از محاسبه ودروع به عنوان تأليفات ابن طاووس ياد شده است وتنها آنجاست كه (درعنوانى كه مربوط به اين دوتأليف است) به ابن طاووس به عنوان مؤلف لهوف و جمال به ترتيب اشاره شده است. روشن نيست كه حاجى خليفه اين دوتأليف را ديده باشد. تنها چيزى كه مى توان گفت اين است كه أو با الامان والدروع آشنا بوده بطورى كه آغاز نسخه ء هر دو درهر دو چاپ كتاب أو نقل شده است.

[ 121 ]

باب سوم كتابخانه

[ 123 ]

تنها تحقيقي كه در زمينه ء كتابخانه ابن طاووس انتشار يافته مقاله أي است ازمحمد حسن آل ياسين كه در مجله المجمع العلمي العراقى 1 به چاپ رسيده است. نويسنده در اين مقاله عناوينى كه در تأليفات ابن طاووس از آنها ياد شده به ترتيب الفبا فهرست كرده است. بدليل محدوديت صفحاتي كه دراختيار وى بوده، محلى را كه هر عنوان در آن آمده مشخص نمى كند. 2 هيچ‌گونه جزئياتي در باره عناوين وى يا مؤلفين آنها داده نشده واشاره أي به اينكه كداميك باقى مانده صورت نگرفته است. به علاوه فهرست وى گرچه قابل توجه است 3 اما مشتمل بر همه عناوينى كه مى توان از آثار ابن طاووس بدست آورد، نيست. در مقاله أي از حسين على محفوظ كه در 1966 انتشار يافته اشاره به بررسى ديگرى دراين باره شده است. أو ازكتابى باعنوان " كتاب الخزانة الطاووسية " خود كه


1. السيد على آل طاووس (589 - 664 ه‍): حياته - مؤلفاته - خزانة كتبه، مجلة المجمع العلمي العراقى 12، 1384، صص 192، 213 ; 13، 1385، صص 276 - 309 نيز نك‍: باب پيشين.. اين رساله بصورت مستقل (باشماره گذارى از ص 1 - 58) نيز به چاپ رسيده است. (مطبعة المجمع العلمي العراقى 1384 م) ; بايد افزود كه در زمينه ياد از مؤلفات شيعي كتابخانه ء ابن طاووس، آقابزرگ نيز تلاش گسترده أي كرده، تلاشى كه مؤلف نيز با استناد به آن در ذيل همان عناوين در فهرست، از وى قدردانى كرده است. م 2. مق‍. آل ياسين، همان مجله 12 ص 209 پاورقى 1. 3. آن فهرست مشتمل بر 488 عنوان به علاوه نه كتابي است كه ابن طاووس در كتابخانه هاي عمومى مطالعه كرده است. ظاهرا فرض آل ياسين اين است كه جز در مواردي كه ابن طاووس خود مشخص كرده، كتابها از كتابخانه ء خود وى بوده است. (*)

[ 124 ]

هنوز انتشار نيافته ياد مى كند. 4 ظاهرا اين كتاب تاكنون به چاپ نرسيده است. 5 فصل اول: درآمد همانطورى كه مشهور است بسيارى از علماى اسلام دردوره هاي مختلف در " عشق به كتاب " 6 شهرت داشته اند ; كتابخانه هاي عمومى وخصوصي به عنوان شاخص فرهنگ شناخته شده اند. 7 گفته شده است كه كتابخانه هاي عمومى بزرگى در بخشهاى شرقي وغربي جهان اسلام داراى دهها حتى صدها وهزارها كتاب بوده اند. احمد بن على القلقشندى (م 821) 8 دانشمند مصرى، از كتابخانه عباسيان كه در حمله هلاكو نابود شد ياد مى كند وآنرا داراى موقعيتي افتخار انگيز درميان ديگر كتابخانه هاي مسلمانان مى داند. 9 بعد از آن از كتابخانه خلفاى فاطمي در قاهره ياد مى كند كه گفته


4. محفوظ، " ادب الدعا "، البلاغ 1 / 6، 1386 صص 56 - 86 در ص 68 پاورقى 11. 5. الخفاف در مقدمه ء خود بر " فتح الابواب " ص 30 به كتاب محفوظ اشاره مى كند. وى با اينكه از اين بررسى باعنوان " المكتبة الطاووسية " ياد مى كند فرضش همين است كه تاكنون چاپ نشده است. 6. نه فقط عشق به كتابهاى معروف ; نك‍: , U. Haarmann , " The Libarary ofa Fourteenth Century Jerusalem Scholar " Der lslam. 333 - 327. 16 , 4891 , pp 7. براى يك تلخيص مفيد وكتابنامه ء گسترده بعضى از موضوعاتي كه در اينجا به اختصار آمده نك‍: " Endress , " Handschriftenkunde 8. صبح الاعشى، قاهره 8 - 1331، ج 1 صص 466 - 467 واز آنجا Grohmann ص 432. 9. شايد اشاره قلقشندى مربوط به كتابخانه ء مستنصريه باشد. زماني كه اين مدرسه در سال 631 تأسيس شد گفته مى شود كه مستنصر كتابخانه آنرا بانزديك به هشتاد هزار مجلد كتاب بنياد نهاد، بطوريكه نياز به يكصدو شصت كارگر براى انتقال آن بوده است. نك‍: الحوادث الجامعة ص 54، عواد، خزائن صص 163 - 171. ابن عنبه كه اين تعداد را در عمدة الطالب (ص 169) نقل مى كند مى افزايد: ظاهرا امروز چيزى از آن باقى نمانده است. اينكه قلقشندى اين كتابخانه را قبل از كتابخانه فاطميان ياد مى كند، محتملا نشانگر اين است كه بنا برمنابع أو، داراى كتاب بيشترى (*)

[ 125 ]

مى شود داراى دويست هزار وحتى ششصد ويك هزار جلد كتاب بوده است. 10 كتابخانه معروف ديگر قرون ميانه، كتابخانه الحكم دوم (م 366) درقرطبه بوده كه گفته مى شود داراى چهارصد هزار جلد كتاب بوده است. 11 گفته مى شود دارالعلمى كه به توسط سابور (شاپور) ابن اردشير (م 416) (وزير بهاء الدولة بويهى) در كرخ تأسيس شد، داراى بيش از ده هزار (وبنا به گفته ء ديگران صد تا صدو چهل هزار) جلد كتاب بوده است كه از جمله مشتمل بر يكصد نسخه نفيس قرآن به خط بنو مقله معروف بوده است. اين كتابخانه در دوره ء ورود طغرل بيك در بغداد درسال 451، به آتش سوخت. 12 ياقوت معاصر مسن تر ابن طاووس مى گويد: وقتى وى مرو را درسال 616 ترك كرد ده كتابخانه ء وقفى درشهر وجود داشت كه يكى ازآنها بانام " عزيزيه " داراى دوازه هزار جلد كتاب بوده است. 13 به علاوه اشارات ديگرى به كتابخانه ها وجود دارد كه در مساجد مى بوده است. 14 درميان اشخاصى كه كتاب گردآورى مى كرده اند، يك مثال معروف، واقدى


. نسبت به كتابخانه ء فاطميان بوده است.. [ محتمل است كه انگيزه هاي مذهبي نيز دراين تقدم تأخر مؤثر بوده است. م ] 10. Grohmann ص 434. 11. همان ص 436. 12. ابن اثير، الكامل ج 10 صص 7 - 8 (ذيل سال 451). اين تاريخ را (Eche صص 116 - 117) پذيرفته وتاريخ 447 را كه ياقوت آورده رد مى كند (نك‍: البلدان ج 1 ص 531). مق‍: Grohmann ص 438 ; pinto صص 224 و 225 ; عواد، خزائن ص 144 - 145 ; 55. J. L. Kraemer , Humanism in the Renaissance of lslam , Leiden , 6891 , p وارجاعاتي كه در آنجا آمده است. 13. ياقوت، البلدان ج 5 ص 114 ; نقل شده در: lslamic Abdul Latif Ibn Dohaish , " Growth and Development of lslamic Libraries " , The 289. Islamic quartrterly , 13 / 3 , 7891 , pp. 712 - 922 , at p. 912 = Der lslam , 66 , 9891 , pp. 291. - 203 , at p 14. بطور كلى نك‍: دائرة المعارف چ 2 [ ج 5 ص 1125 ] مقاله " مدرسه " از [ J. pedersen - ] G. Makdisi و Muhammad Makki Sibai , Mosque Libraries: an 1987 , Uork) * (Historical Study , London and New

[ 126 ]

مورخ است كه گفته شده در زمان وفاتش به سال 207، ششصد صندوق (قمطر) كتاب داشته كه هريك از آنها را دو نفر حمل مى كرده اند. 15 كتابخانه ء ابن حنبل نزديك به دوازده ونيم بار شتر بوده است. 16 وكتابخانه ء معاصر وى يحيى بن معين (م 233)، مشتمل بريكصدو چهارده (ياصد وسى) صندوق وچهار بلوني (الحباب) بزرگ بوده است. 17 تعداد كتابهاى كتابخانه ء أبو الفضل ابن العميد (م 360) به شهادت كتابدار أو مسكويه 18 بيش از يكصد بار شتر بوده است. كتابخانه ء فرزند معز الدولة در بصره مشتمل بر حدود پانزده هزار جلد بود به علاوه تعداد زيادي جزوه وتأليفات فاقد جلد. 19 گفته مى شود كه " القاضى الفاضل عبد الرحيم البيسانى " (م 596) وزير صلاح الدين، هفتاد هزار جلد كتاب در موضوعات مختلف گردآورى كرد. 20 همچنين گزارش شده (با اندكى مبالغه) كه برادر قاضى مذكور دويست هزار عنوان را كه هر عنوان داراى چندين نسخه بوده، فراهم آورد. 21 ابن قفطى (م 646) يكى از گرد آورندگان پروپاقرض كتاب بوده كه گفته شده (با اندكى مبالغه) وى بزرگترين گردآورنده كتاب بوده آنگونه كه در هيچ زماني نظير نداشته است. علت نيز اين بوده كه أو به نقاط دور دست مسافرت مى كرد و حاضر بود تا مبالغ زيادي را دراين كار صرف كند. توانائى أو براين كار ناشى از آن


15. ابن نديم صص 111 ; Grohmann ص 439 ; مق‍: الذهبي، ميزان الاعتدال تحقيق: البجاوى، قاهره 1382 ج 3 ص 665. نيز نك‍: Tradition , Chicago , 7691 , N. Abbot , studies in Arabic Litrary papyri , vol. I: qur , anic commentary and during the Early Litrary Papyri , vol. II: Qur ' anic Commentary and ' p. 15 ; Muhammad Faris Jamil , Islamic Wiraqah ' Stationery. 171. Middle Ages. Ph. D dissertation , University of Chicago , 4891 , p 16. Abbott، ج 2 ص 51 ; براى اندازه بار شتر نك‍: R. W. Bulliet , The Camel and the " " Loads , size of Wheel , Cambridge , Mass. , 5791 , index , under (من براى اين ارجاع از پروفسور Frank H. Stewart متشكرم). 17. تاريخ بغداد 14 / 183 ; ابن خلكان 4 / 140 ; Abbott ج 2 ص 51. ; 174. Mez , The Renaissance of Islam , London , 7391 , p 218. pinto , p 18. (به نقل از تجارب الامم مسكويه) 19. Grohmann ص 438. 20. صفدى، ج 18، ص 341. 21. همان، ج 18، ص 336. (*)

[ 127 ]

بود كه وى ازدواج نكرده واولادي نداشت. أو كتابهاى خود را براى الملك الناصر حاكم حلب وقف كرد. گفته مى شود كه قيمت آنها حدود پنجاه هزار دينار بوده است. 22 كتابخانه ء أبو الحسن سعيد السامري طبيب (اعدام شده در 649) مشتمل بر ده هزار مجلد كتاب بوده است. 23 كتابخانه علماى شيعي نيز كمتر از عالمان سنى نبوده است. زماني كه اين عقده (م 333) مؤلف زيدي جارودي مى خواست كتابهايش را به خانه جديد منتقل كند قبول كرد تا هر به كارگر يك دانق (= يك ششم درهم) براى حمل هر محموله أي بدهد. مجموعه ء كتابهاى وى نزديك به ششصد محموله بوده ومبلغى كه وى پرداخته يكصد دينار بوده است. 24 از آنجا كه نمى دانيم هر كارگر چه مقدار كتاب حمل مى كرده، برآورد تعداد كتابهاى أو ممكن نيست. تنها چيزى كه مى توان فهميد (اگر بتوان آمارى كه در روايت آمده پذيرفت) اينكه كتابخانه بايد مشتمل بر چند هزار جلد كتاب باشد. چنين معروف است كه كتابخانه صاحب بن عباد (م 385) كه گرايش شيعي داشته است، داراى تعداد زيادي كتاب در حدود دويست وشش هزار جلد كتاب بوده كه براى انتقال آنها به چهارصد (يا هفتصد) شتر نياز بوده است. 25 شريف مرتضى در هنگام وفات (سال 436) كتابخانه أي از خود برجاى گذاشت كه به گفته برخى مشتمل بر سى هزار جزء 26 وبه گفته ء ديگران هشتاد هزار مجلد بوده است. 27 روشن است كه نمى توان اين ارقام را به سادگى پذيرفت. آنچه لازم است وجود


22. الحوادث الجامعة، ص 238 ; الكتبى، ج 3، ص 118. 23. Grohmann ص 441. 24. تاريخ بغداد، ج 5 ص 18. مق‍: المنتظم ج 6، ص 337 ; شذرات ج 2، ص 332. 25. ياقوت، الادباء 6 / 259 ; ابن خلكان 1 / 231 ; روضات 4 / 296 ; Mez , Renaissance ص 174 ; Kraemer در Humanism ص 262 وارجاعات همانجا. 26. ابن زهره، الغاية ص 76. 27. عاملي، امل 2 / 184 به نقل از أبو القاسم على التنوخى (م محرم 447) دوست سيد مرتضى ; ابن عنبه، عمده ص 169. عبارت ابن عنبه كه در اين چاپ (ونيز چ نجف 1380 صص 206 ودر نقل آن عواد، الخزائن صص 234 - 235) آمده درست نيست ; عبارت صحيح از عمده در روضات (4 / 296) آمده است. (*)

[ 128 ]

شواهد دقيقي براى تعداد دقيق كتابهاى درون اين كتابخانه هاست كه ترجيحا در شكل فهرست باشد. چنين فهرستهايى براى كتابخانه هاي خصوصي وعمومي وجود داشته است اما در باره فهارسي كه در شش قرن نخست اسلامي نوشته شده اطلاعي نداريم كه باقى مانده است يانه. 28 نمونه ء اين فهرست ها از كتابخانه هاي خصوصي كه از آنها در منابع ياد شده (اما باقى نمانده) عبارتند از: كتابخانه صاحب بن عباد كه فهرست آن مشتمل بر ده مجلد بوده است ; 29 فهرست كتابخانه عضد الدولة ; 30 فهرست كتابخانه ء ابن قفطى. كتابخانه هاي عمومى معروفى كه از فهارس آنها ياد شده عبارتند از: كتابخانه ء " حكم دوم " در قرطبه، كه گفته شده، فهرست دواوين آن، تنها شامل چهل وچهار جزء بيست


28. نمونه ء قديمي (تا آنجا كه من از آن آگاهى دارم) كه باقى مانده (غير از سعد السعود ابن طاووس، درباره آن نك‍: بعد ازاين) عبارت است از: فهرست كتابخانه مسجد قيروان مورخه 693 ; اين فهرست با فهرست قديمي تر اما بدون تاريخ مقايسه شده. نك‍: ابراهيم شبوح، " سبحل قديم لمكتبة جامع القيروان " مجله معهد المخطوطات العربية، 2، 1956، صص 339 - 372 در ص 342. يك نسخه ء خطى كه داراى تاريخ 694 بوده وعنوان " المنتخب مما في خزائن الكتب بحلب دارد، موجود است. همانطور كه از عنوان آن بر مى آيد مشتمل بر منتخب كتابهايى است كه در كتابخانه هاي حلب بوده نه يك كتابخانه ء خصوصي: (نك‍:) Sbat عناوينى از اين نسخه خطى را كه ابن طاووس نيز بدان اشاره كرده در فهرست آورده ايم. براى فهارس كتابخانه هاي عمومى عثماني نك‍: I. E Erunsal " Catalogues and Cataloguing in the 349 - 333. pp , 1987 , 37 , Ottoman Libraries " Libri به گفته Erunsal قديمي ترين صورت موجودي كه بدست ما رسيده، متعلق به سال 1430 م است. وقديمي ترين فهرست كامل مربوط به كتابخانه مسجد فاتح است كه در سال 1560 م تأليف شده است. بايد درباره فهرست كتاب هاي مربوط به اشخاص خصوصي از قرون نخستين اسلامي، به جز آنچه در ميان اسناد Geniza كشف شده (مق‍: مث‍: D. Z. H. Baneth , " A Doctor , s Library " in Egypt at the Time of maimonides. 185 - 171. [ , Tarbiz , 03 , 1275 / 1691 , pp در زبان عربي ] وبويژه N. Allony , Ha sifriyyah ka Yehudit be Arzot ha Mizrah bi Ymei ha Beinayim [ كتابخانه ء يهودى در شرق قرون ميانه ] تحقيق: M. Sokolow بيت المقدس [ در دست انتشار ]) تحقيق شود. 29. ياقوت، الادباء، 6 / 259 ; صص 211 - 262 Kraemer در. Humanism 30 المقدسي، احسن التقاسيم تحقق: M. J. pe Goeje ليدن، 1906 ص 449 ; Mez در Renaissance صص 172 - 173 ; Kraemer در Humanism ص 275. (*)

[ 129 ]

ورقى بوده است ; 31 به علاوه كتابخانه هاي رى 32 وبخارا. البته فهارس كسانى كه كتابها را ديده يا چيزى درباره آن شنيده اند وجود دارد، همينطور فهارس كتابهايى كه خود خوانده يا براى روايت آنها اجازه گرفته اند (مث‍: مشيخه ها) ; 33 روشن است كه مؤلفان اين فهارس، همه كتابهايى را كه نام برده اند نديده اند. 34 فصل دوم: كتابخانه ابن طاووس با توجه توضيحاتي كه در درآمد گذشت بايد اهميت كتابخانه ابن طاووس را مورد بررسى قرار داد. ورام جد ابن طاووس (براى نخستين بار) أو را به دنياى كتاب آشنا كرد. 35 همانطورى كه ابن طاووس گفته، زماني كه وى سيزده ساله بود، ورام نسخه أي از كتاب " التعليق العراقى " الحمصى را براى أو آورد (كتابي كه ورام براى آن ارزش زيادي قائل بود) وبه أو دستور داد تا آنرا حفظ كند. 36 تعدادى از كتابهاى فقهى از كتابخانه ورام كه به توسط مادر ابن طاووس به وى انتقال يافت، از اولين كتابهايى است كه أو بدست


31. المقرى، نفح الطيب من غصن الاندلس الرطيب تحقيق: محيى الدين عبد الحميد، بيروت 9 - 1367، ج 1، ص 362. مق‍: Mez در Renaissance ص 172. به گفته ابن حزم در " جمهرة " ص 110 هر جزء مشتمل بر پنجاه برگ بوده است اما دقيق بودن اين سخن مورد اشكال است. نك‍: Koningsveld ص 69 ش 89. 32. Pinto ص 230 ; براى نمونه هاي بيشتر نك‍: lbn Dohaish در " " Growth صص 220 - 221 = 292 - 293. 33. نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " [ " Bibliography از: ; ] J. D. Pearson ومقاله فهرسه [ از:. ] ch. Pellat 34. مث‍: نك‍: سخن نجاشى بعد از شمارش كتابهاى عبد العزيز بن يحيى الجلودى (م 332): " اينها كتابهاى أبو احمد جلودي هستند كه [ عناوين آنها را ] ما در فهرست ها ملاحظة كرده ايم. من برخى از اين كتابها را ديده ام " (نجاشى ص 244). 35. مق‍: كشف ص 129. 36. نك‍: فرج المهموم صص 38، 146 ; - > التعليق العراقى. (*)

[ 130 ]

آورده است. 37 ابن طاووس در طول حيات خود با استنساخ كتابها (توسط خود يا ديگرى) يا با خريدن آنها بروسعت كتابخانه اش مى افزود. 38 أو حاضر بود مبالغ زيادي را براى كتابهاى با ارزش بپردازد همچون زماني كه وى صد دينار به ورثه على بن الحسن بن محمد المرتضى براى سه جلد " كتاب ديوان النسب " پرداخت كرد. 39 اين مبلغ قابل ملاحظة أي بود بويژه اگر ما از آگاهى هايى كه ياقوت درباره قيمت كتاب ارائه داده ياد كنيم. بر طبق گفته ء وى در آن روزگار هر كتاب يك دينار بوده است. 40 ابن طاووس، در خريدن كتابهائى كه محتواى آنها را نادرست مى انگاشته تأمل مى كرده است. 41 ابن طاووس در توصيف كتابخانه ء خود براى فرزندش محمد مى گويد: اين


37. كشف ص 129. 38. ابن طاووس همچون كتاب دوستانى چون مسكويه، ابن سينا، وابن ساعى (مق‍: Pinto صص 231 - 232)، هيچگاه به عنوان كتابدار در كتابخانه عمومى كار نكرده است. 39 نك‍: - > كتاب ديوان النسب. ظاهرا خريد كتابها از ورثه ء علماى درگذشته يك سنت عادى بوده است. گفته مى شود أبو العلاء همداني (م 569) براى تهيه پول براى خريد كتابهاى ورثه ء ابن الجوالقى (م 539 ; مق‍: دائرة المعارف مقاله: " [ " al - Djawaliki از: ] H. Fleisch پياده از بغداد به همدان رفت، خانه خود را فروخت وپياده به بغداد برگشت واين همه را دريك هفته انجام داد (ابن رجب، ذيل ج 1 ص 328). گفته مى شود عبد الله بن احمد بن خشاب نسخه نويس وكتاب دوست، مكرر كتابهاى علماى درگذشته را مى خريد (ابن رجب، ذيل ج 1 ص 319 ; صفدى ج 17، ص 15. مق‍: دمياطي، مستفاد ص 258). ابن خشاب بعضى از روشهاى نادرست نيز داشته است مثلا مخفيانه ورقى از كتاب جدا مى كرده ومدعى مى شد كه كتاب ناقص است پس ازآن كتاب را ارزان مى خريده است. وقتى كه كتاب امانتي از وى طلب مى شد ادعا مى كرد كه كتاب در ميان كتابهايش گم شده ويافتن آن ناممكن است (ياقوت، الادباء ج 12، ص 51 ; سيوطى، نعية ج 2، ص 30 ; مق‍: ابن قفطى، كتاب انباه الرواة على انباء النجاة تحقيق: أبو الفضل ابراهيم، قاهره ج 2 ص 1371، ص 101). 40. ياقوت، البلدان ج 5 ص 114. اين عبارت تعدادى از دانشمندان مورد توجه قرار داده اند از جمله (Mez ص 172 پاورقى 3)، (Grohmann ص 439)، و (Pinto ص 215). البته برخى از كتابها قيمت بالاترى داشته است. احمد بن ابى مسعود الرصافي الكاتب (م 627). كه استثناءا خطى زيبا داشته، نسخه أي از نهج البلاغه را كه آماده كرده بود براى فروش عرضه كرد وحاضر نشد كه به پنج دينار بفروشد. درهمان زمان پانزده دينار براى چند ورق (قوائم) به خط ابن بواب پيشنهاد شد. (الحوادث الجامعه صص 18 - 19) براى نوسان قيمت كتابها نك‍: Pinto صص 214 - 215 وبويژه: E. Ashtor , Histoire des prix et des salaires dans l , Orient. " S. v. " livres , prix Medieval , Paris , 9691 , index 41. نك‍ - > كتاب الملح. (*)

[ 131 ]

كتابخانه داراى كتابهاى بسيارى درباره اصول دين، نبوت، امامت، زهد، فقه، تاريخ، تفسير قرآن، ادعيه (بيش از شصت جلد)، انساب، طب، صرف ونحو، شعر، كيميا، تعويذات، رمل ونجوم است. 42 همانطور كه قبلا يادآور شديم كتاب " الابانه في معرفة (اسماء) كتب الخزانة "، فهرست كتابخانه ابن طاووس، باقى نمانده وسعد السعود كه دراصل به صورت يك طرح چندى جلدى (براى شناساندن محتواى كتابهاى كتابخانه) برنامه ريزى شده بود ظاهرا هيچگاه كامل نشد. از مجلد باقى مانده سعد مى توان مشاهده كرد كه طرح اصلى بسيار بلند پروازانه بوده است. وى مى خواسته براساس فصول الابانه، هر عنواني از كتابهاى كتابخانه خود را توصيف واهميت آن را آشكار كرده واسرار آنرا ظاهر كند. 43 در حقيقت آنچه أو آغاز كرد توصيف نسخه هاي خطى كتابخانه ونقل قطعات منتخب هر تأليف بود. كتابهايى كه داراى چند جلد بودند، بطور عادت از هر جزئي از آن گزينش مى گرديد. انتخاب قطعات يا براساس ويژگى كتاب بوده ويا (براساس آنچه در بيشتر موارد آمده) مواردي بوده كه ابن طاووس قصد توضيح ونقد آنرا داشته است، بطوريكه حواشى أو غالبا طولاني تر از قطعات نقل شده مى باشد. اطلاعاتى كه در سعد در باره محتواى هر كتابي داده شده، ظاهرا كاملتر از مطالبي است كه در فهارس پيش از وى آمده (براساس آنچه از شواهد موجود بر مى آيد) ; آن فهارس، چيزى بيش از عناوين كتاب را ياد نمى كرده اند. سعد السعود آنگونه كه بدست ما رسيد، شامل دو باب است. باب نخست (كه سى ونه صفحه متن نسخه چاپى را در بردارد) مشتمل بر توصيفات و نقلهائى از چند متن مقدس اند: تعدادى از مصاحف قرآن با ترجمه عربي توارت و اناجيل، زبور داود ودوصحيفه منسوب به ادريس (ع) 44. باب دوم كه نسبتا طولاني تر است (235 صفحه از نسخه ء چاپى) مربوط به تأليفاتي در


42. كشف صص 128 - 137 43. سعد السعود ص 4. 44. همان صص 25 - 63. (* ]

[ 132 ]

باره تفسير قرآن وامور مربوط به آن مى باشد. از مقايسه ميان دو باب وتوصيف كتابخانه ء أو دركشف بدست مى آيد كه تأليفات ذكر شده در سعد السعود، تنها بخشى كوچكى از كتابخانه ء أو مى باشند. 45 براساس تنها سخنى كه به صراحت در اين باره آمده كتابخانه ابن طاووس در سال 650، مشتمل بر نزديك به 1500 عنوان كتاب بوده است. اين تعداد را محمد بن مكى العاملي شهيد اول (م 786) در سال 776 در دوران اقامت در حله يادداشت كرده بود. 46 شهيد اول منبع آگاهى خود را ياد نكرده است. بعيد مى نمايد كه منبع وى يك منبع شفاهى باشد زيرا محتمل نيست كه كسى تا يك قرن بعد، تعداد كتابهاى كتابخانه أي را در سال مخصوصي بداند. بنابراين شهيد اول بايد از منبعي مكتوب، بى واسطه يا مع الواسطة نقل كرده باشد كه محتملا متنى مفقود از خود ابن طاووس است. چنين كتابي مى تواند " الابانه " باشد زيرا يك فهرست، طبيعي ترين وسيله براى اين نوع آگاهى است و الابانه، همانگونه كه يادآور شديم در حدود سال 650 نوشته شده است. اگر اين فرض درست باشد، بر رقمي كه شهيد اول براى كتابهاى كتابخانه ء ابن طاووس ياد كرده بيشتر مى توان اعتماد كرد تا ارقامى كه براى ديگر كتابخانه ها داده شده است. آنچه ما از خود ابن طاووس مى دانيم اين است كه در اواخر حيات وى (در تاريخي كه نمى توان بايقين


45. همان صص 64 - 298. ترتيب فهرست بر مبناى موضوع، مطابق با سنتى است كه در بسيارى از كتابخانه هاي ديگر از جمله مستنصريه بكار مى رفته است (مق‍: Pinto ص 229). ممكن است كه كتابها در قفسه ها روى همين مبنا منظم مى شده است (مثلا به جاى تنظيم بر اساس اندازه ء كتاب)، نهادن كتابهاى مقدس در آغاز فهرست مى تواند نشانگر سنت همان دوران باشد ; بهر روى رعايت اين شيوه در فهارس، عادت فهارس كتابخانه هاي اروپا در قرون ميانه بوده است. مق‍: 302. Th. Gottlieb , Ueber Mittelalterliche Bibliotheken , Leipzig , 0981 , p 46. جمله شهيد اول در مجموعه أي كه به نام " مجموعه الشهيد " شهرت داشته ووى در حله استنساخ كرده آمده است (نك‍: ذريعه 20 / 112 ش 1266) ; شمس الدين محمد بن على بن الحسن الجبعى (يا: الجباعى) (م 866) پدر بزرگ بهاء الدين عاملي در سال 861 آن مجموعه را استنساخ كرده ونسخه ء أو به عنوان " مجموعة الجبعى " (يا جباعى) شهرت دارد (ذريعه 20 / 77 ش 1996). جمله شهيد در ذريعه 2 / 264 - 265 نقل شده است.. نسخه أي ازاين مجموعه در كتابخانه ء ملك موجوداست كه بنده عكس آنرانزد جناب آقاى رضا مختارى ملاحظة كردم. (*)

[ 133 ]

آنرا معين كرد) كتابخانه اش مشتمل بربيش از هفتاد مجلد ادعيه بوده است. 47 اين تعداد يازده درصد بالاتر از تعدادى است كه خود وى در سال 650 نوشته است. بنابراين فرض كه اين منعكس كننده افزايش كلى در تعداد عناوين كتابخانه باشد، (اين تنها يك فرض حدسى است كه خالي از خطا نيست) كل عناوين مى تواند نزديك به 1650 عنوان برسد. با ارزش ترين مطالب درباره ء كتابخانه ء ابن طاووس، مطالبي است كه مى توان از نوشته هاي خود وى استخراج كرد. همانطور كه از " فهرست " * مى توان ملاحظة كرد، در نوشته هاي أو (آنچه من ملاحظة كردم) به نزديك به 670 عنوان كتاب ارجاع داده شده يا مطلبي از آنها نقل شده است. * * اين تأليفات را مى توان به سه دسته تقسيم كرد: الف: تأليفاتي كه ابن طاووس به صراحت آنها را متعلق به كتابخانه خود دانسته ; بيشتر اينها در دو كتاب وى " سعد " و " اليقين " آمده است. در باره كتاب نخست لازم نيست چيزى بر مطالب گذشته بيفزايم. اما در باره اليقين، ابن طاووس تصريح مى كند كه همه ء كتابهايى كه در آن ياد شده در كتابخانه ء أو موجود بوده ووى آنها را براى فرزندان پسر خويش وقف كرده است (وقفناها). 48 ب: تأليفاتي كه ابن طاووس اظهار مى دارد كه آنها را از ساير كتابخانه ها وام گرفته يا در همان كتابخانه مطالعه كرده است. از شانزده كتاب بدينگونه ياد شده كه برخى از آنها را مى توان فرض كرد كه ابن طاووس از روى آنها استنساخ كرده وبر كتابخانه ء خود افزوده است. 49 ج: تأليفاتي كه ابن طاووس در غير سعد واليقين


47. مهج الدعوات ص 347 ; مق‍: - > ابن طاووس، مهج الدعوات. *. مقصود فهرستى است كه باب دوم كتاب را تشكيل مى دهد. م * *. با توجه به آنكه ابن طاووس در آثار برجاى مانده ء خود (يك سوم مؤلفات وى) به 670 عنوان كتاب ارجاع داده به دو نكته مى توان توجه كرد يكى از اينكه به همين قياس بايد گفت وى در تمامى مؤلفات خود به تعداد زيادترى (شايد هزار يا بيشتر) ارجاع داده است ثانيا اينكه اگر كسى در نوشته هايش به هزار كتاب ارجاع داده باشد بطور طبيعي بايد پذيرفت كه لااقل كتابخانه ء أو سه برابر آن بوده است چون قاعدتا از تعداد زيادي تأليفات استفاده نمى شود اين براى هر كتابخانه ء خصوصي قابل تصور است. م 48. اليقين ص 303 / 519 ; مق‍: - > ابن طاووس: اليقين. 49. بيشتر اين كتابها در كتابخانه هاي بغداد قرار داشت: نظاميه (الملاحم ص 15 / 17 ; طرائف ص 12 / 4) از جمله بخش قديمي آن (طرائف ص 420 / [ ند 127 ] ; اليقين 63 / 252، (*)

[ 134 ]

آورده وهيچ توضيحي در باره آنها نداده است. از بسيارى از اين تأليفات در سعد و اليقين نيز ياد شده است وبنابراين مربوط به كتابخانه أو بوده است. 50 گمان معقول اين است كه تعداد قابل توجهي از كتابهايى كه در تأليفات خود به جز سعد واليقين از آنها نقل كرده ودر اين دو كتاب از آنها ياد نشده، در ملكيت أو بوده است. اگر اين حدس درست باشد مى توان گفت ابن طاووس اكثريت كتابهايى كه در " فهرست " آمده مالك بوده است. بنابراين " فهرست "، مشتمل بر عناوين كتابهايى است كه متعلق به كتابخانه ء وى بوده يا آنها را در جائى ديگر ملاحظة كرده است. تعداد تأليفاتي كه أو از آنها در نوشته هاي برجاى مانده نقل كرده، بطور قابل ملاحظة أي بيش از كتابهايى است كه معاصران وى - چه سنى، چه شيعه - از آنها نقل كرده اند. 51 گرچه كتابخانه ء ابن طاووس داراى تأليفاتي در باره همه رشته هاي عمده علوم


. 125 / 362 ; براى " الخزانة النظامية العتيقة نك‍ - > كتاب الاربعين [ ابن ابى الفوارس ]) ; مستنصريه (اقبال 521 / 306 - 307) ; وقف الزيدى (طرائف 6 / 2) ; تربة الاخلاطية (طرائف ص 424 / [ ند 128 ]) وكتابخانه ء مدرسه ء ام الخليفة الناصر (اليقين ص 197 / 506) كه هر دو درناحيه غربي شهر قرار داشتند. چهار كتاب مربوط به كتابخانه ء " مشهد على بن ابي طالب " در نجف بوده است (فرج المهموم 92 ; سعد السعود 32 ; طرائف 137 / [ ند 33 ]، 138 / [ ند 33 ]). سه كتاب ديگر از كتابخانه ء امام كاظم عليه السلام (به ظن قوى در كاظمين (اقبال 71 / 599 - 600) ; در وقفى بانام " الطاهر " در كوفه (سعد 39) ودر كتابخانه ء فرزندان ورام بن ابى فراس (از محل ياد نشده) به ترتيب بوده است (سعد 40). ابن طاووس به نسخه هائى از كتابخانه ء حافظيه (سعد 570)، كتابخانه ء مدرسه أي با نام " التركي " در واسط (الملاحم ص 15 / 17) وكتابخانه ء " الظافرية " (كذا في الاصل (اليقين 142 / 393) اشاره مى كند. ظاهرا أو اين كتابخانه ها را نديده است. براى جزئيات بيشتر نك‍: " فهرست ". ونيز مق‍: آل ياسين صص 307 - 308. 50. مث‍: تفسير القمى در فرج المهموم صص 25 - 27 بدون اشاره به محل نسخه ء آن ; وچنين است تفسير ابن عقده كه درمحاسبة النفس ص 17 / 7 از آن نقل شده است. از هر دو تأليف مذكور در سعد السعود ياد شده است. از تأليفاتي چند در اليقين نقل شده واز همانها جاى ديگر بدون توضيح ياد شده است ; مث‍: از الخصائص العلويه " نطنزى " در مهج الدعوات صص 214 - 215 نقل شده است ; از دلائل الامامة طبري در شش كتاب مختلف به علاوه اليقين از آن ياد شده است. حلية الاولياء أبو نعيم كه درپنج كتاب ديگر از آن نقل شده والجمع بين الصحيحين الحميدى كه در چهار كتاب ديگر از آن نقل شده است. 51. از آنجا كه كمتر از نصف نوشته هاي ابن طاووس باقى مانده است نمى توان به تمامى عناوينى كه أو از آنها يادكرده آگاهى يابيم ; اماآنچه براساس شواهد موجود مى توان گفت اين است كه نتيجه باآنچه شهيد آورده متفاوت نخواهد بود. (*)

[ 135 ]

زمان وى بوده، اما همه رشته هابطور مساوى در نقلهاى باقى مانده در كتابها نمود ندارد. اين بطور خاص مى تواند ناشى از اين باشد كه برخى از كتابها وى، بيش از ديگر كتابهاى أو برجاى مانده است. در عين حال، اين مطلب منعكس كننده ء علائق خاص ابن طاووس نيز مى باشد. بنابراين، اين حقيقت كه كلام وفقه براى أو جذابيتى نداشته در تعداد نسبتا اندك نقلهائى كه در باره اين موضوعات آمده انعكاس يافته است ; از سوى ديگر علاقه ء گسترده أو به ادب سنى (حداقل تااندازه أي به خاطر درگير شدن وى درمناظره باسنيان) نه تنها سبب شد تا وى تعداد زيادي از متون اهل سنت را در كتابخانه اش نگهدارى كند بلكه از بسيارى از آنها در آثار خود نقل كند. در واقع، از عناوينى كه در نوشته هاي برجاى مانده ابن طاووس آمده، نزديك به 220 (حدود يك سوم) آثار سنى هستند و مى دانيم كه بسيارى از اين كتابها، جزو كتابخانه أو بوده است. 52 ابن طاووس از آثار معاصران خود آگاه بوده است. برخى از كتابهايى كه أو از آنها نقل كرده عبارتند از: معجم البلدان ياقوت 53 (م 626)، تاريخ ابن اثير (م 630)، عوارف المعارف أبو حفص سهروردي (م 632)، مطالب السئول في مناقب آل الرسول از محمد بن طلحه الحلبي (م 652) وتاريخ ابن الساعي (م 674) كه ابن طاووس بااو آشنائى داشته است. 54 براى بدست آوردن وسعت كتابخانه ء وى بايد به دوامر توجه كرد. اولين مسأله توجه به تعداد مجلدات (بيش ازتوجه به عناوين) است. آنچه مى توانيم برآن تكيه كنيم علاوه بر آگاهيهايى كه ابن طاووس بدست داده اطلاعاتى است كه ما درباره تعداد كتابهاى وى دردست داريم. به عنوان مثال أو از يك نسخه ء ده جلدى تفسير جبائى كه در مالكيت وى بوده


52. در سعد السعود، نسبت متون سنى به شيعه حدود سه به يك مى باشد كه منعكس كننده ء غالب بودن تفاسير سنى در كتابخانه اوست. اليقين كه به هدف " مناظره " تأليف شده، غالبا مشتمل بر متون سنى است. 53. گرچه از معجم الادباى أو نقلى نياورده همانطور كه الشبيبي خاطر نشان كرده است (مورخ العراق ابن الفوطى ج 2 / 1 ص 240). 54. نك‍ " فهرست " ذيل همين عنوان. (*)

[ 136 ]

ياد مى كند ; وما مى توانيم حدس بزنيم كه نسخه أو از تأليفاتي چون تفسير طبري مشتمل بر چندين مجلد بوده است. در برابر، ابن طاووس از چندين تأليف مختصرتر (رساله) در كتابخانه اش ياد مى كند كه در يك مجلد صحافي شده بود (همانطور كه معمول بوده است) نمى توان با دقت نسبت مجلدات را به عناوين مشخص كرد. آنچه را كه مى توان حدس زد اين است كه تعداد مجلدات چندان اختلافي با تعداد عناوين نداشته است. 55 دومين مسأله مربوط به اصطلاح " جزء " است ; اين كلمه مى تواند اشاره به يكى از موارد زير باشد ; الف: مجموعه أي از اوراق (كه اغلب حدود بيست برگ [ = 40 صفحه ] داشته) كه يك جزوه مستقل را تشكيل مى داده است (عموما جلد شده). ب: يك رساله كه بارساله هاي ديگر در يك مجموعه ء مجلد آمده است. 56 ج: مجلدى كه داراى چند رساله باشد. اصطلاح مجلد كه عنوان نسخه خطى جلد شده است مى تواند اشاره به الف يا ج باشد. زماني كه ابن طاووس از جزء ياد مى كند، هميشه نمى توان فهميد كه دقيقا چه چيز را درذهن داشته است. يكى از نمونه مشكلاتي كه بعضا بوجود آمده ومى توان آنرا ملاحظة كرد عبارت است از بحث ابن طاووس در " جامع علم القرآن " أبو القاسم بلخى. أو با ياد از " جزء اول " آغاز مى كند كه ظاهرا " جلد اول " بوده است. 57 پس از آن توضيح مى دهد كه أو از " مجلد سوم " اين تأليف، نقل خواهد كرد (زيرا ما جزء دوم را نداريم). 58 در اين مورد نيز بايد " جزء " مشتمل بر جلد مستقلى باشد. در مقابل، أو " جزء چهارم " را با [ جزء ] دوم مجلد سوم برابر مى داند. 59 بدين ترتيب بدست مى آيد كه جلد سوم مشتمل بر


55. گرچه گاهى ابن طاووس تأليفي كه جزو مجموعه أي باشد مشخص مى كند وچنانچه بيش از يك نسخه از آن تأليف را داشته باشد يادآور مى شود، امكان آن هست كه در همه موارد از اين شيوه پيروى نكرده باشد. 56. براى دو معناى اين اصطلاح، نك‍: بحث در 89. Koningsveld , pp. 86 - 07 , n 57. سعد صص 129 - 193. 58. همان ص 194. 59. همان ص 195 (*).

[ 137 ]

دو جزء بوده است. 60 كتابخانه ء ابن طاووس را نمى توان با كتابخانه هاي بزرگ بغداد در قرن هفتم كه بسيار از آن بزرگتر بودند مقايسه كرد. اما باتوجه به معيارهاى موجود شرق در آن زمان بايد يك مجموعه شخصي قابل توجهي بوده باشد ; همينطور درمقايسه با كتابخانه هاي مؤسسات غربي آن زمان، بسيار گسترده تر بوده است. 61 ظاهرا كتابخانه ء وى از كتابخانه ء ابن النجار (643) استادش، بزرگتر بوده است. ابن النجار دو كتابخانه را (وقف خزانتين من الكتب) براى كتابخانه ء نظاميه وقف كرده است. (قيمت مجموع آنها را يك هزار دينار برآورد كرده اند). 62 همينطور نبايد كتابخانه ء ابن طاووس به اندازه كتابخانه ء اختصاصى وزير ابن العلقمي (كه در 644 تأسيس شد) بوده باشد تعداد كتابهاى آن شامل ده هزار عنوان نفيس بوده است. 63 كتابخانه ء ابن علقمي همراه دهها كتابخانه ديگر بغداد در جريان حمله مغول از بين رفت. قسمتي سوزانده شد وبخشى به آب ريخته شد. 64 اين از خوش شانسى ابن طاووس است كه كتابخانه اش از آسيب محفوظ مانده است. 65


60. نيز نك‍: - > ابن طاووس، كتاب المهمات براى نمونه استفاده از اصطلاح جزء به معنى مجلد. 61. براى مث‍: عددي كه براى تعداد مجلدات در كتابخانه هاي بنديكت در فرانسه قرن سيزدهم ميلادي آمده ميان 150 تا 458 مى باشد نك‍: A. Vernet) ed. (, Histoire des bibliotheques francaises , vol. l: les bibliotheques. 45. Medievales ; du Vl siecle a 0351 , paris , 9891 , p براى وسعت كتابخانه هاي افراد يهودى كتاب دوست نك‍: A. Marx , " Some Jewish llectors " , in his Studies in Jewish History and. 237 - 198. Booklore , New York , 4491 , pp من اين ارجاع را مديون پروفسور S. Hopkins هستم) ; Allony , The Jewish Library in the East بزرگترين مجموعه كه Allony بدان اشاره كرده مشتمل بر 120 كتاب بوده است. 62. ابن كثير ج 13 ص 169 ; عواد، الخزائن ص 149. اگر گفته ء ياقوت در باره ء قيمت كتاب را به عنوان شاهد معتبرى به حساب آوريم اين كتابخانه مشتمل برهزار كتاب بوده است. 63. ابن طقطقى، الفخري ص 337 ; مق‍: الحوادث الجامعة 209. 64. Grohmann صص 438 - 439. 65. كتابهاى سنى در پى دگرگونى وخرابى اوضاع كه ناشى از حمله ء مغول بود، در قياس باكتابهاى شيعي كمتر آسيب ديدند. زيرا اين كتابها توسط تعداد بيشترى از عالمان نگهدارى مى شده وتعداد زيادي ازآنها بيرون از منطقه تحت حكومت مغولان زندگى مى كردند. (*)

[ 138 ]

ابن طاووس كتابخانه خود را به فرزندانش محمد وعلى سپرد كه هر دو به ارزش آنها واقف بودند. 66 بعد از درگذشت على فرزند دوم وى، چيزى در باره ء كتابخانه ء وى شنيده نشده است. 67 تنها مى توان اثر برخى از كتابها را بطور انفرادي دنبال كرد. دونمونه عبارتند از: " كتاب خطب لمولانا امير المؤمنين " ودومين جلد " تأويل ما نزل من القرآن الكريم في النبي " 68 ابن جحام، كه نسخه هاي هر دو داراى حواشى ابن طاووس بوده اند و براين اساس مى توانسته اند در ملكيت وى بوده باشند. الحسن بن سليمان الحلى (زنده در 802) 69 كه اين نسخه ها را ديده، آنها را جهت " مختصر بصائر الدرجات " خود، مورد استفاده قرارداده است. 70 به علاوه، دستنويس دوتأليف ابن طاووس (كه به ظن قوى جزو كتابخانه ء أو بوده است) نيز براى نسلهاى بعد شناخته شده بوده است. اين دو كتاب عبارتند از: " الملاحم " وتاليفي ناشناخته كه احتمالا " مزار " مى باشد. 71 فصل سوم: روش ابن طاووس در ارجاعات ابن طاووس زماني كه به قطعه ء خاصى ارجاع مى دهد، بعضا بر حافظه خود تكيه (


66. مق‍: - > كتاب ديوان النسب. 67. سخن عواد (خزائن صص 270 - 271) دائر براينكه برخى از مجموعه هاي ابن طاووس به كتابخانه ء عبد الكريم بن طاووس (693) راه يافت نادرست است. اشتباه ناشى از اين فرض عواد است كه عبد الكريم نوه ء ابن طاووس بوده ; در حالى كه وى برادر زاده ء أو بوده است. ابن الفوطى كه شاگرد عبد الكريم بوده، خاطر نشان مى كند كه أو كتاب " الدر النظيم في ذكر من تسمى (يا: يسمى) بعبد الكريم " را بويژه براى كتابخانه ء استاد خود نوشته است. نك‍: ابن الفوطى، تلخيص مجمع الادب ج 4 / 2 صص 1195 ; مق‍: ذريعه ج 8 ص 83 ش 305. 68. نك‍: بحثي كه در " فهرست " آمده است. 69. در باره أو نك‍: رياض ج 1 صص 193 - 196 ; روضات ج 2 صص 293 - 294. 70. نجف 1370 صص 172 - 174، 195 - 202، 205 - 211. 71. نك‍: - > ابن طاووس، كتاب التشريف بالمنن ; - > كتاب الزيارات والفضائل [ بترتيب ]. (*)

[ 139 ]

فصل سوم: روش ابن طاووس در ارجاعات ابن طاووس زماني كه به قطعه ء خاصى ارجاع مى دهد، بعضا بر حافظه خود تكيه مى كند ; آنجا كه مى گويد: من عين كلمات را به ياد ندارم بنابراين آنرا نقل به معنى مى كنم. 72 وى از كتاب خاصى نقل مى كند بعد از آن خاطر نشان مى كند: نقلى كه درادامه آمده، مربوط به آن كتاب نيست (ولى در تأليف ديگرى آمده كه احتمالا در آن لحظه نمى تواند آنرا بياد آورد واز حافظه نقل مى كند: مث‍: وسنذكر من غير التبيان (تفسير شيخ طوسى) 73 ; وفي الحديث من غير الكشاف (تفسير زمخشرى) 74 ; ورأيت في غير هذا التفسير (اشاره به تفسير منسوب به امام باقر [ ع ] 75) ; من غير كتاب الطرازى (در ادامه نقلى از كتاب " الدعاء والزياره " از طرازى) ; 76 من غير كتاب معاويه بن حكيم (يا حكيم) 77 ; من غير كتاب مدينة العلم ; 78 من غير كتاب ابن بابويه (يعنى كتاب من لا يحضره الفقيه كه قبل از اين جمله از آن نقل شده است) ; 79 وذكر غير الثعلبي (بجاى: الثعالبي) (در ادامه ء نقل از كتاب " يتيمة الدهر "). 80


72. الامان ص 115 / 127. 73. سعد السعود ص 66. 74. همان ص 138. 75. همان ص 123. 76. جمال الاسبوع ص 33. 77. فرج المهموم ص 99. 78. بحار ج 81 ص 23 [ ند فرج المهموم ص 62 / 53 ]. 79. الامان ص 33 / 46. اين قطعه در واقع در ثواب الاعمال ابن بابويه آمده است. 80. طرائف ص 533 / 166 ; كلمه " غير " از چاپ دوم طرائف سقط شده است. براى روش مشابه نك‍: ياقوت، الادباء ج 18 ص 40 (آغاز شرح حال طبري): بعد از آنكه در آغاز از أبو بكر خطيب (الخطبب البغدادي در تاريخ بغداد) نقل مى كند مى افزايد: قال غير الخطيب... (*)

[ 140 ]

در اكثريت قاطعي از موارد، وى از كتابي كه نزد أو بوده نقل مى كند. همانطور كه معروف است مؤلفان مسلمان قرون ميانه، در هنگام نقل از يك كتاب، از روى عادت، عنوان، وبعضا بخش يا جلدى كه نقل از آن صورت گرفته ياد مى كرده اند. همانطور كه Rosental خاطر نشان كرده، پيش از " دوره چاپ " هيج توجيهي براى ارجاع دقيق تر وجود نداشته است. مفصل ترين ارجاع كه وى ارائه داده مربوط است به يعقوب بن سقلاب (يا سقلاب) (م 625) طبيب ملكى واستاد ابى اصيبعه است كه از متن جالينوس با ياد از برگ، نقل كرده است، 81 اما ابن طاووس، زماني كه به نسخه خاصى ارجاع مى دهد از اين فراتر مى رود، احتمالا براى استفاده كسانى كه خواستار ملاحظة ورجوع به اين نسخه ها در كتابخانه اش بوده اند. به عنوان مثال، وى به " نيمه ء دوم كتاب، بعد از يك سوم آن " ارجاع مى دهد. 82 ابن طاووس غالبا نه فقط جلد وكراسه 83 را ياد مى كند


81. , 1974 , F. Rosenthal , The Technique and Approach of Muslim Scholarship , Rome 39 - 37. pp در باره ء يعقوب نيز نك‍: Ayyubid Damascus: Muwaffaq al Din E. Kohlberg and B. Z. Kedar , " A Melkite Physician in Frankish Jerusalem and ; 126 - 113. 22 , 8891 , pp , Yaqyb b. Siqlab , " Asian and African Studies ترجمه ء انگليسى اين قطعه كه روزنتال بدان اشاره كرده در ص 122 آمده است (سطور 14 - 12 از پايين صفحه اينطور بايد خوانده شود: the text of Galen " Then he cited in full Galen ' s commentary on the relevant chapter. l used to check (. " verbatim ' s commentary only to discover that Ya ' qub had quoted all ofit اكنون تاريخ تولد يعقوب را مى توان بطور قطعي سال 561 دانست ; نك‍: ابن فضل الله العمرى، مسالك الابصار في ممالك الامصار، تحقيق: فؤاد سزگين، انتشارات مؤسسه ء تاريخ علوم عربي - اسلامي، سرى 30 چاپ فاكسميل ج 46 كتاب 9 فرانكفورت 1988 ص 281. مق‍:. 116. " A Melkite Physician , " p وضعيت شمارش صفحات درنسخه هاي عبرانى قرون ميانه، چندان متفاوت نبوده است. نك‍: 66 - 65 , 60. Beit - Arie , pp 82. الامان ص 3 / 19. 83. درشرق، كراسه را عادتا (نه هميشه) پنج برگ تاشده مى دانسته اند (ده ورق)، در حالى كه كراسه ها در غرب غالبا مشتمل بر چهار برگ تا خورده (هشت ورق) بود. گرچه دراينجا يك استاندارد خاصى وجود ندارد. نك‍: (*)

[ 141 ]

بلكه به برگ 84 (قائمه) كراسه ورو يا پشت آن (الوجهة الاولى يا الوجهة الثانيه) نيز اشاره مى كند. در مواردي شماره سطر را نيز ياد مى كند: مث‍: " [ اين آيه قرآن ] از پايان سطر هفتم تا آغاز سطر دهم مى باشد " 85 " [ اين آيات قرآني ] از جزء بيست وهفتم، از اولين سطر رو تا اولين سطر پشت نقل شده است ". 86 با اينكه ابن طاووس از اين روش، بطور گسترده ومستمرا بيش از هر شخص ديگرى (كه قبل از أو بوده وآثارش بدست ما رسيده) استفاده كرده اما أو اولين كسى نبوده كه آنرا بكار برده باشد. قبل از وى يحيى بن الحسن ابن البطريق (م 600 يا شعبان 606) چنين مى كرده وابن طاووس بطور مستقيم متأثر از أو بوده است. سه تن از شاگردان وى (أبو الحسن على بن يحيى الخياط، محمد بن عبد الله بن على بن زهرة الحلبي وفخار بن معد الموسوي) از شيوخ ابن طاووس بوده اند. 87 ابن بطريق در " عمده " (ونيز در كتاب بعدى أو الخصائص)، در ظاهر بااشاره به نسخه هايى كه در اختيارش بوده بعضا، نه تنها جلد را بلكه شماره كراسه را نيز در مورد كتاب مسلم وبخاري والجمع بين الصحاح السته عبدرى اشاره مى كند. در مواردي، در اشاره به قطعه أي كه نزديك به آغاز يا پايان جلد، است شماره برگ را نيز ياد مى كند. 88 ابن طاووس در طرائف برخى از


. J. J. Witkam , Arabic ; 47 - 43. Collections Beit Arie , Hebre Codicology , pp Manuscripts in the Library of the University of Leiden and Other , 1982 , in the Netherlands: a General lntroduction to the Catalogue , Leiden. 280. p. 41. cf. Endress , p *. مؤلف بجاى برگ رو يا پشت، الف وب آورده اما ما همان اصطلاح رايج رو (مخفف آن: ر) و پشت (مخفف آن: پ) را آورده ايم. 84. بطور نادر: صفحه، چنانكه در سعد السعود ص 39 سطر 11 آمده. 85. سعد السعود ص 25 ; نيز نك‍: همان ص 26 - 31، 221، 222، 240. مق‍: مث‍: - > تفسير [ الفراء ]. 86. سعد السعود ص 31. 87. مق‍: رياض ج 5، ص 354، 358 ; الثقات صص 337 - 338. 88. مث‍: عمده، ص 48 واز آنجا طرائف 115 / 28. به نقل از ج 4 صحيح مسلم. 18 قائمه از آغاز، عمده ص 162 به نقل ج 3 صحيح مسلم 13 قائمه از پايان آن ; عمده ص 209 به نقل از ج 4، 20 قائمه از پايان آن. (*)

[ 142 ]

اين ارجاعات را كه " عمده " منبع عمده آن مى باشد نقل مى كند. 89 فصل چهارم: قطع وقالب كتاب ابن طاووس به قالب وقطع نسخه هايى كه در اختيار داشت، توجه داشته است. 90 يك نسخه را باعنوان " مجلدة صغيرة القالب " مى شناسد ; 91 اما غالبا عبارتهاى دقيق ترى را بكار مى برد. سه نسخه داراى قطع " نصف " بوده اند كه أو آنها را باعبارت " نصف الورقة " و " نصف الورقة الكبيرة " ياد مى كند. 92 يكى از نسخه ها (ى مربوط به قرآن) " ثلث " مى باشد. 93 پنچ نسخه داراى قطع " ربع " بوده اند. 94 هفت نسخه به قطع " ثمن " (يا ثمن الورقة الكبيرة) 95 ودو نسخه در قطع " نصف الثمن " 96 وچهار نسخه در قطع " طالبي "


89. نك‍: - > كتاب عمده و - > صحيحين بخارى ومسلم. 90. براى اصطلاح " قطع " نك‍:: 2. Karabacek , p. 341 ; S. D. Goitein , A Mediterranean Society , vol. 232. Berkeley , 1791 , p , The Communtiy در متونى كه بررسى شده كلمه ء " قطع " دو بار آمده است: يك دفعه تنها (سعد ص 25)، بار ديگر با قالب: كتاب قالبه قطع نصف الورقة (فرج المهموم ص 92 نك‍ - > كتاب فضائل امير المؤمنين [ النيسابوري ]). در موارد ديگر " قالب " بكار رفته است. 91. سعد السعود ص 223 ; نك‍: - > رساله في مدح الاقل. 92. سعد صص 90 (نصف) 102 (نصف الورقة)، هر دو اشاره به نسخه ء كتاب تأويل ما نزل است ; فرج المهموم ص 92، سعد ص 64 (نصف الورقة الكبيرة) اشاره به نسخه ء التبيان طوسى ; مق‍: - > كتاب ديوان النسب. 93. سعد ص 25. 94. سعد صص 26 (يك نسخه از قرآن)، 32 (نك‍: - > صحائف ادريس)، 109 (نك‍: - > مختصر كتاب محمد بن العباس)، 117 (نك‍: - > تفسير القرآن [ ابن عقده ])، 231 (نك‍: - > كتاب تفسير القرآن [ ش 577 ]). 95. سعد صص 25 (يك نسخه از قرآن)، 47 (نك‍: - > زبور داود)، هر دو باعنوان " ثمن الورقة الكبيرة " شناسانده شده، سعد صص 39 (نك‍ - > سنن ادريس)، 121 (نك‍ - > مجلد عتيق (*)

[ 143 ]

(اصطلاحي كه درجاى ديگر نديده ام) بوده اند. 97 در جائى كه نسخه أي مطابق با هيچكدام از قالبهاى مذكور نباشد با عبارتهايى نظير " كمتر از يك ثمن " 98 ويا " بيشتر از يك ربع " 99 و " بيش از يك ربع وكمتر از نصف " 100 توصيف مى كند. مى توان گفت كه اندازه ورق كاغذى كه براى اكثر اين نسخه ها استفاده مى شده عراقى بوده كه اندازه هاي آن تا حدودى مشهور مى باشند. 101 آنچه وضوح كمترى دارد مفهوم دقيق اين اصطلاحات است. اين اندازه ها حداقل دو توضيح مى تواند داشته باشد: الف: اين اصطلاحات كه به صورت كسر آمده اشاره به نحوه ء تاكردن ورق كاغذ به صورت دوورقى مى باشد بنابراين نصف بايد ورقى باشد كه يك بار تاشده است. ربع ورقى كه دوبار تاشده، ثمن ورقى كه سه بار تاشده باشد. اگر چنين باشد اين اصطلاحات با folio و quarto و octavo مطابقت خواهد داشت. اشكالي كه اين توصيف دارد اين است كه هيچگونه توضيحي را براى دو سوم 102 ويك ششم (سدس) بدست نمى دهد. ب: اينكه اين اصطلاحات مربوط به تناسب دو ورقى ها نسبت به ورق اصلى است. در اين صورت " ربع " به معناى اندازه أي است كه بعد از قطع كردن ورقه ء اصلى به يك چهارم در طول وعرض خواهد بود. امتياز اين توضيح اين است كه همه ء فرمها كه به صورت كسر آمده، به همين صورت مى توان فهميد. همچنين وضعيت نسخه هايى را كه بصورت


- > تفسير [ الباقر ]) ; 247 (نك‍: - > ياقوتات الصراط) اليقين ص 139 (نك‍: - > روايه). 96. مهج الدعوات صص 97 (نك‍: - > كتاب [ ش 304 ])، 201 (نك‍: - > [ دعا ] [ الاسكندرى ]) 97. المضايقة ص 33 / 344 (نك‍: - > منتخب من كتاب زاد المسافر) ; مهج الدعوات ص 196 (نك‍: - > كتاب عتق [ ش 311 ]) ; سعد السعود صص 120 (نك‍: - > تفسير [ عن ] اهل البيت عليهم السلام)، 253 (نك‍: - > اعراب القرآن). 98. اقبال ص 306 / 65، المجتنى ص 20 (ظاهرا هر دو اشاره به يك نسخه است ; نك‍: - > كتاب [ ش 303 ] ; مهج الدعوات ص 295 (قالبه اقل من الثمن نحو السدس ; نك‍: - > مجموع الادعية المستجابات). 99. فرج المهموم ص 177 (نك‍: - > مجموع عتيق [ ش 343 ]). 100. سعد ص 111 (نك‍: ذكر ما نزل). 101. نك‍: Karabacek صص 143، 153 - 158، كه اندازه ها را 3 / 73 + 9 / 109 سانتيمتر مى دهد. 102. كه گفته مى شود بزرگترين اندازه بوده است ; نك‍: زيات ص 632. (*)

[ 144 ]

بزرگتر يا كوچكتر از يك قطع مخصوص توصيف شده اند براى ما روشن مى كند: به اين صورت كه در اندازه ء معمول برش نداده اند يا بعدا اندازه آنها (مثلا در صحافي) كوچك شده است. (يك نظر ديگر مى تواند اين باشد كه اندازه هاي غير دقيق [ معمول ] مربوط به خارج از عراق كه اندازه هاي متفاوت داشته اند بوده اند. اما الف وب هيچكدام يك پاسخ قانع كننده أي براى مشكل توصيف نسخه ها با عبارات " كوچكتر از يك هشتم " يا " حدود يك ششم " 103 بدست مى دهد. تنها مى توان حدس زد كه اين عبارت اشتباه بوده و عبارت درست اين است: " كوچكتر از يك ششم وحدود يك هشتم ". روشن است كه براى فهميدن درست اين اصطلاحات تحقيق بيشترى لازم است. 104 فصل پنجم: تاريخ گذارى نسخه ها ابن طاووس علاقمند است تا به برخى از نسخه ها باعنوان " عتيق " اشاره كند تا بتواند آن را به عنوان يك نسخه ء ويژه وبا اهميت بشناساند. اما اين كلمه اصطلاح چندان دقيق نيست زيراگاه درباره ء نسخه هايى كه نسبتا جديد است همين اصطلاح را بكار مى برد. مثلا درباره ء نسخه أي كه حدود دويست سال وحتى در يك مورد كمتر از يكصد وبيست سال 105 قبل از وى كتابت شده بود همين اصطلاح را بكار مى برد. اما هر بار كه براى وى ممكن باشد تاريخ دقيق آنرا ياد مى كند قديمي ترين نسخه أي كه در تأليفات أو ياد شده به حدود 400 سال قبل بر مى گردد. يك نسخه (كه آنرا به عنوان " نسخة


103. مهج الدعوات ص 295 ; همچنين در نسخه هاي " مهج " كه من ملاحظة كردم ونيز در بحار 95 / 450. 104. من از پرفسور Malachi Beit - Arie وپرفسور Richard H. Rouse براى بحث درباره ء برخى از اين مباحث متشكرم. 105. در مورد مختصر المعارف (نك‍: فهرست). (*)

[ 145 ]

عتيقة جدا " توصيف مى كند) تاريخ 229 دارد. اين نسخه مشتمل بر تأليفي با عنوان " الامامة من الاخبار والروايات عن رسول الله وعن الصحابة والتابعين بالاسانيد الصحاح " است كه احتمالا أبو جعفر محمد بن الحسين بن ابى الخطاب زيد الزيات الهمداني (م 262) آنرا تأليف كرده است. اگر اين نسخه روى كاغذ نوشته شده باشد (نه روى مثلا پوست يا چرم) 106 اين نسخه مقدم بر قديمي ترين نسخه ء كاغذى در عربي است كه تاريخ گذارى شده وما از آن آگاهى داريم. 107 دو نسخه از آنها كه اندكى بعد از آن نسخه تاريخ گذارى شده يكى مورخه 238 است كه محتوى " كتاب التجمل " از مؤلفي گمنام از قرن سوم مى باشد. ديگرى تاريخ شوال 251 را دارد كه محتوى تأليفي است با عنوان


106. نك‍: مث‍: توصيف ابن طاووس ازنسخه خاصى كه ازپوست (رق) يا كاغذ خراسان بوده است (سعد 111 نقل شده در - > ذكر ما نزل من القرآن في رسول الله [ ص ]). نيز نك‍: زيات ص 625 - 629 از آنجا كه پوست بطور روشنى از كاغذ قابل تمييز است شايد مقصود وى اين بوده كه از پوست وكاغذ هر دو در ساختن آن استفاده مى شده است. در باره اين سنت نك‍: Koningsveld صص 22 - 24 ; Beit - Arie صص 37 - 40 ; , (N. Allony , " Books and Their Manufacture in Mediaeval Palestine ") in Hebrew , Shalem: Studies in the History of the Jews in Eretz - lsrael , vol. 4 , ed , J. Hacker. 3. Jerusalem , 4475 / 4891. pp. 1 - 52. at p اين نيز محتمل است كه عبارت سعد السعود در اينجا تصحيف شده باشد. 107. براى تاريخ رواج كاغذ نك‍: مث‍: Karabacek صص 90 - 91، 114، 121 ;. Hillenbrand , Princeton , 4891 , pp. 16 - 56 ; Jamil J. Pedersen , The Arabic Book , tr. G. French , ed. pp. 572 - 672 ; El , art. " Kaghad " with an introduction by R , lslamic Wiraqah , pp. 221 - 621 ; Endress. () Ci. Huart - A. Grohmann Juynboll با اشاره به نسخه ليدن از غريب الحديث أبو عبيد كه گفته شده در 252 كتابت شده مى گويد: قديمي ترين نسخه كاغذى باتاريخ ثبت شده همين كتاب است. Century of lslamic Society , ed. G. H. A.) " On the Origins of Arabic Prose: Reflections on Authenticity , " Studeis on the First , 1982 Juynboll Carbondale and Edwardsville. 259 552 , n. 5 (. pp. 161 - 571 , 542 - at p براساس گفته عواد (اقدام ص 77) قديمي ترين اين گونه نسخه ها كه باقى مانده نسخه آداب الفلاسفة حنين بن اسحاق (م 260) است كه تاريخ 246 بر روى آن است. نسخه قديمي تر با تاريخ 233 توسط Beit - Arie گزارش شده است نك‍: Codicology , p. 111 () Hebrew آنچنان كه S. Hopkins در Early Arabic , Oxford , 4891 , p. xli Studies in the Grammar of گفته است كه قديمي ترين نمونه كاغذ كه نوشته عربي برروى آن آمده متعلق به اواخر قرن دوم هجري مى باشد. (*)

[ 146 ]

" اعلام الرسول " از مأمون عباسي. بسيارى از نسخه هاي ديگر در كتابخانه ابن طاووس متعلق به قرن سوم وچهارم بوده اند. علاوه بر ياد از تاريخ نسخه، ابن طاووس در بسيارى از موارد اگر نسخه، دستنويس مؤلف باشد آنرا يادآورى مى كند. در تأليفاتي كه ملاحظة شد، وى هشت مورد از اين دست را معرفى كرده كه يكى از آنها (" الرسالة الموضحة " از المظفر بن جعفر، زنده در نيمه اول قرن چهارم) در كتابخانه ء نظاميه عتيق بوده وديگر نسخه ها متعلق به خود وى بوده است. 108 علاوه براين، ابن طاووس مالك نسخه أي از " نهج النجاة في فضائل امير المؤمنين والائمه الطاهرين من ذريته " از حسين بن محمد بن حسن الحلواني (زنده در 481 ؟) بوده كه درباره آن مى گويد: احتمالا دستنويس خود مؤلف است. همچنين نسخه أي باعنوان " الرواية " از ابن سماك (م 344) ; وى تنها مؤلف سنى در " فهرست " است كه خط مؤلف در برخى از صفحات آن موجود بوده است. بدين ترتيب تعداد نسخه هاي دستنويس مؤلف (قطعي يا احتمالي) به ده مى رسد. احتمال وجود نسخه هاي ديگرى كه به خط مؤلفشان در كتابخانه ء وى بوده اين عدد را بالاتر مى برد. 109


108. هفت كتاب ديگر عبارتند از: كتاب عمل ذى الحجة از اشناسى ; كتاب عمل شهر رمضان از النهدي ; كتاب الدعاء والزيارة از طرازى ; كتاب خطب مولانا على [ ع ] از جلودي ; مصباح المتهجد الكبير از شيخ طوسى ; تاريخ الوزراء از عبد الرحمن بن المبارك، كتاب تشجير تهذيب الانساب ازشيخ الشرف. 109. ابن طاووس درعلاقه به نسخه هاي دستنويس تنها نبوده است. براى اهميتي كه اين چنين نسخه هايى براى دوستداران كتاب در اسپانيا داشته نك‍: , Disertaciones y J. Riber Y Tarrago " Bibliofilos Y bibliotecas en la Espana musulmana " , in his. 212 , 195.) * (opusculos , Madrid , 8291 , I , pp. 181 - 822 , at pp

[ 147 ]

فصل ششم روش كار ابن طاووس به عنوان يك نويسنده توضيح جالبى را از روش كار خود بدست مى دهد. ظاهرا روش سنتى اين بوده است كه مؤلف مسوده ء كتاب را آماده مى كرده آنگاه مسوده به كاتب داده مى شده تا از آن نسخه أي بنويسد سپس آن را به مؤلف باز مى گردانده تا از آن نسخه ء خوبى را آماده كند. ابن طاووس توضيح مى دهد كه بخاطر درگير شدن با مسائل ديگر نتوانسته از اين شيوه ء معمول پيروى كند. به جاى آن، وى از كار يك ناسخ بهره مى گرفته كه ظاهرا در طى كار در خانه وى بسر مى برده است: (كان عندنا ناسخ). از ناسخ بدين ترتيب استفاده مى شده است: الف: ابن طاووس انديشه ء خود را بر روى تكه هاي كاغذ (رقعيات) مى نوشته وناسخ فورا آنرا كتابت مى كرده است. ب: در وقت نقل از متون مكتوب، يا از كتاب اصلى براى ناسخ املا مى كرده يا قطعه أي مورد نظر را به وى نشان مى داده وناسخ خود آن را مى نوشته است. بدين ترتيب نياز به مسوده نبوده است. اوراقى را كه ناسخ بر روى آنها مى نوشته ترتيب خاصى نداشته ومى توان آنها را با فيش هاي امروزى مقايسه كرد. قدم بعدى اين بوده است كه ابن طاووس برگ كامل (قائمة) را مى گرفته ومتن مورد نظر را در آن مى نوشته وآنرا به كاتب مى سپرده تا آنرا بنويسد همينطور قائمه به قائمه جلو مى رفته وآنها را بدست كاتب مى سپرده واو نيز به ترتيب مى نوشته است. بدين ترتيب كار بصورت نهائي (احتمالا با تجديد نظر) در مى آمده است. ابن طاووس مى بايد ازنقصان چنين روشى آگاه بوده باشد بطوريكه حاصل چنين روشى تهيه تنها يك نسخه كامل از متن در ترتيب درست آن بود ; أو يادآور مى شود كه اگر نقصانى درمتن آخر وجود دارد بخاطر پيروى أو از اين روش است. 110 اين مساله سبب شده تا ابن طاووس بگويد " مبيضه أي " كه ناسخ آماده كرده


110. فلاح 15 / 12 - 13 (وازآنجا روضات 4 / 334)، اقبال 224 / 728، [ ند 760 ] / 531، (*)

[ 148 ]

مساوى با " مسوده " كتاب بوده است. * ابن طاووس در مواردي در يك نسخه أي كه در دسترس أو بوده مطالبي را يادداشت مى كرده تا براى نقلهاى بعدى از آن قسمت استفاده كند. 111 ابن طاووس در نقل از منابع وسواس خاص خود در رعايت امانت داشته است. وى قبل از نقل متن دعائي ويژه ء استخاره كه زماني خودش بر روى نسخه أي از مصباح شيخ طوسى نوشته بود مى گويد: من اكنون به ياد نمى آورم كه چه كسى آنرا براى من روايت كرده ويا از كجا آنرا نوشته ام. 112 أو توجه خواننده را به اين حقيقت جلب مى كند كه يك تأليف مى تواند چند تحرير داشته باشد واين مى تواند باعث اختلاف نسخه در آن كتاب باشد. 113 ابن طاووس روشن مى كند كه چه زماني مواد را تأليف كرده ويا چه زماني از يك منبع متقدم نقل مى كند. نمونه ء آن ادعيه زيادي هستند كه در كتابهاى وى پراكنده اند. تنها اندكى از ادعيه از خود وى هستند. وى اين موارد را باعبارتى نظير " دعا ورد / دعوات وردت على خاطري " 114، " دعا من خاطري " 115 " الفاظ من خاطري " 116 " دعا اورده الله عزوجل على خاطرنا " 117، " دعا انشأناه " 118 را روشن مى كند. به جز اين موارد تصريح شده، ادعيه از منابع ديگر گرفته شده اند هر چند أو در همه جا منبع آنها را


اين توضيحات درباره ء روش كار أو در باره ء " مجلدات مهمات " صادق است اما وى آنرا براى مهج (نك‍: مهج ص 347) واحتمالا براى تأليفات ديگرى بكار برده است. *. ابن طاووس در صفحه ء آخر نسخه ء خطى (سعد) 4920 مرعشى (در نسخه چاپى نجف سقط شده) در اين باره مى گويد: اقول وهذا كتابنا صنفناه كساير كتبنا التى صنفناها على عادتنا من غير مسودات على جارى العادات وهذه مسودته هي مبيضة فان وجد احد فيه غلطا في معنى أو لفظ فلا عجب من هذه الحال والانسان ضعيف بشهادة القرآن الصادر على اصدق مقال. م 111. مق‍ - > تأويل ما نزل. 112. فتح الابواب ص 265 واز آنجا بحار 91 / 239. 113. نك‍: مث‍: فتح الابواب ص 287 ; طرائف صص 12 / 4، 14 / 5. 114. نك‍: مهج صص 302، 336، 337 ; مق‍: مهج ص 348. 115. نك‍: همان ص 303. 116. نك‍: همان ص 336. 117. نك‍: همان صص 348 - 355 (آخرين دعا در مهج). 118. نك‍: اقبال صص 362 / 115 مربوط به دعائي براى وقت افطار در روزهاى ماه رمضان (دعا در اقبال صص 362 - 363 / 115 آمده است ; 520 / 305 مربوط به دعائي براى آغاز خاص هر ماه (دعا در اقبال ص 520 / 305 - 306 آمده است). گفته مى شود كه در الدروع نيز آمده اما از الدروع * سقط شده است). (*)

[ 149 ]

مشخص نمى كند 119 (بويژه در تأليفات اوليه). ابن طاووس انديشه ء عمل گرا داشته (:) practical turn of mind در يك مورد يك آيه قرآني را نقل كرده ومى گويد: منبعي كه از آن آيه را نقل كرده تنها بخشى از آيه را آورده است. أو مى گويد: وى تمام آيه را مى آورد تا كسانى كه آن را حفظ ندارند بتوانند آنرا نقل كنند. 120 وى در مواردي، اطلاعاتى را كه پيش از آن آورده تلخيص مى كند تاخواننده مجبور نشود براى يافتن آن به جستجو بپردازد. 121 ويا متن ادعيه أي كه در جلد ديگرى آمده، براى نفع كسانى كه آن را ندارند تكرار مى كند. 122 فصل هفتم: منابع مورد استفاده ء ابن طاووس ما از باقى ماندن بيش از يك سوم منابعي كه وى در تأليفاتش از آنها نقل مى كند آگاهى نداريم. براى بسيارى از اين تأليفات، تنها منبع اطلاعاتى نوشته ء ابن طاووس است ودر مواردي تنها موارد نقل شده از آن كتابها، نقل ابن طاووس است. از فهرست مفاهيم مى توان انديشه أي از وسعت موضوعاتي كه در اين تأليفات مورد توجه قرار گرفته بدست آورد. موارد زير (كه با متون شيعي آغاز مى شود) دورنمائى است از تأليفاتي كه از آنها


119. مق‍: توضيح أو در مصباح الزائر * ص 121: ما آنرا همانگونه كه يافته ايم نوشته ايم [ يعنى: متن زيارتي كه در كنار مشهد على [ ع ] خوانده مى شود ] ; همچنين مصباح الزائر * صص 222، 313. براى جزئيات بيشتر نك‍: ذريعه 8 / 177 - 179 ; مستدرك چ سنگى 3 / 469 - 471. ابن طاووس در مواردي در اقبال، ادعيه أي براى ماه رمضان نقل مى كند كه آنرا در " كتب اصحابنا العتيقة " يافته است ; نك‍: اقبال صص 387 / 151، 389 / 158، 391 / 163، 417 / 187، 421 / 191، 425 / 196، 432 / 203، 435 / 207، 444 / 216، 450 / 227، 455 / 237. 120. نك‍: الامان ص 118 / 130. 121. نك‍: همان صص 130 / 141، 132 / 142 ; مق‍: مصباح الزائر * ص 206. 122. نك‍: اقبال ص 383 / 143. (*)

[ 150 ]

نقل كرده است. 123 يك " اصل " مجموعه ء رواياتي است كه يكى از صحابه ء امام براى نخستين بار كتابت وتدوين مى كند. بنابر تاريخ شيعي، چهارصد عدد از تأليفات در دوران ائمه [ ع ] نوشته شده بودند. از اين اصول تنها شانزده مورد بطور كامل باقى مانده اند. 124 يكى از اين اصول كه بدست ما نرسيده " اصل عبد الله بن حماد انصاري " مى باشد كه در نيمه دوم قرن دوم مى زيسته واز اصحاب امام صادق [ ع ] وامام كاظم [ ع ] بوده است در هفت تأليف ابن طاووس از اين " اصل " ياد شده است. تأليف ديگر، از دوران پيش از غيبت كه ابن طاووس از آن نقل كرده " قصص الانبياء " محمد بن خالد برقى است كه در ميانه ء قرن سوم مى زيسته است. اين عنوان در فهارس كتب امامى نيامده ونقل ابن طاووس از آن، تاكنون، تنها شاهد وجود آن مى باشد. سه مؤلف بارز شيعي از قرن چهارم وپنجم مورد استناد قرار گرفته اند. قديمي ترين آنها محمد بن يعقوب كلينى (م 329) است كه كتاب الكافي وى قديمي ترين كتب اربعه ء فقه شيعي است. ابن طاووس از " كافى " كه تنها تأليف كلينى است كه بطور كامل باقى مانده است، مكرر نقل مى كند. به علاوه، ابن طاووس نقلهاى طولاني از تألف ديگر كلينى " الرسائل " مى آورد. اين نقلها عمدتا مشتمل بر مكتوباتي است كه امام على [ ع ] امام حسين [ ع ] وامام جواد [ ع ] به برخى ازشيعيان خود نوشته اند ابن طاووس كتاب " تعبير الرؤيا " ى كلينى را نيز در دست داشته است. دومين مؤلف محمد بن على بن بابويه (م 381) است كه يكى از پركارترين مؤلفان اوائل دوره " بويه " مى باشد. ابن طاووس به بيست تأليف وى اشاره مى كند. ابن بابويه نيز نظير كلينى، مجموعه روايات فقهى را در كتاب باعنوان " من لا يحضره الفقيه " * تأليف كرده كه به عنوان دومين كتاب از كتب اربعه محسوب مى شده است. وى صاحب كتاب " مدينة العلم " است كه پنجمين كتاب عمده در فقه شيعي محسوب مى شده است. اين كتاب كه در زمان


123. جزئيات تأليفاتي كه در اينجا ياد شده را مى توان در محل مناسب خود در " فهرست " يافت. 124. براى جزئيات بيشتر نك‍: " Kohlberg , " Usul *. كلمه ء " كتاب " بر خلاف بيشتر موارد، جزو نام كتاب مذكور از ابن بابويه مى باشد. يعنى در صورتي كه كلمه ء كتاب خوانده نشود، عنوان مفهوم ندارد. (*)

[ 151 ]

مجلسي نيزگم شده تلقى مى شده، دردسترس ابن طاووس بوده است. بيشتر احاديثي كه وى از آن نقل كرده به ظاهر از " كتاب الصلاة " گرفته است. سومين مؤلف عبارت است از الشيخ المفيد (م 413) كه از نوزده تأليف وى ياد شده است. در ميان تأليفات أو يكى " مسار الشيعه " است كه تأليفي كوتاه در اعياد و يادبودهاى شعيى مى باشد. اين تأليف باقى مانده است. شيخ مفيد تأليف ديگرى در همين موضوع با عنوان " حدائق الرياض وزهرة المرتاض " نوشته است كه ظاهرا تأليف بزرگترى بوده است. شرح حال نويسان مفيد از عنوان اين تأليف آگاه بوده اند اما معلوم نيست كه كسى جز ابن طاووس از آن نقل كرده باشد مقايسه ميان نقلهايى از " حدائق " با " مسار الشيعه " نشان مى دهد كه بسيارى از قطعه هاي نقل شده دو تأليف همانند هستند اما بعضا تفاوتهايى نيز ميان آنها وجود دارد. همانطور كه پيش از اين يادآور شديم ابن طاووس كاملا با ادب سنى مأنوس بوده است. أو مكرر از كتابهاى سنيان همچون " كشاف " زمخشرى وبيشتر صحاح سته، تاريخ طبري وتاريخ بغداد خطيب نقل مى كند. در اين كه قطعاتي از كتابهاى مفقود سنى باقى مانده ما مديون وى هستيم. يك مورد، عبارت است از تفسير أبو على الجبائى (م 303) معتزلي بصرى معروف واستاد أبو الحسن اشعرى. ديگرى عبارت است ازكتاب " نقوش الخواتيم " جاحظ ; نقلهايى از اين كتاب توسط علماى شيعي متقدم همانند ابن شهرآشوب نقل شده اما ازباقى ماندن اين تأليف آگاهى نداريم. ابن طاووس قطعه أي از كتابي با عنوان " المراد من الجياد " از واعظ معروف حنبلي ابن الجوزى نقل مى كند كه ابن طاووس تنها اندكى بعد از وفات وى (597) وارد بغداد شده است. ظاهرا اين تأليف در هيچكدام از فهارس تأليفات ابن الجوزى ياد نشده است. ابن طاووس درچندين مورد، نام مؤلف را ياد كرده اما از عنوان كتاب ياد نمى كند. در بعضى اوقات مى توان عنوان آن كتاب را بطور يقيني تعيين كرد اما در برخى موارد تنها مى توان حدس زد. نمونه ء اول زماني است كه ابن طاووس قطعاتي از " كتاب نعمان شرح حال نويس خلفاى مصرى " ياد مى كند. همه ءاين قطعات در حقيقت در

[ 152 ]

" المجالس والمسايرات " قاضى نعمان مؤلف فاطمي (م 363) وجود دارد. مثال دوم در موردى است كه ابن طاووس دو قطعه از " كتاب مورخ ولغوى محمد بن حبيب " (م 245) نقل مى كند. ابن طاووس درنسخه أي كه در سال 373 استنساخ شده بود استفاده كرده كه ظاهرا عنوان تأليف بر روى آن نيامده بوده است. اين دو قطعه مربوط به دعاهايى است كه خداوند اجابت كرده است. بنابراين محتمل است كه آنها را از " كتاب من استجيب (ت) دعوته "، كتاب مفقود محمد بن حبيب نقل شده باشد. در باره برخى از تأليفات باقى مانده، ابن طاووس به تحريرهائى از آنها دسترسى داشته كه اكنون در دسترس ما نيست يك نمونه " اوائل المقالات " شيخ مفيد است. هيچكدام از كتابهايى كه ابن طاووس نقل كرده به زبان فارسي نيست. در يك مورد مى گويد: أو تأليفي را كه اصل آن فارسي بوده ديده وآنرا براى ترجمه داده است. 125 در مورد ديگرى از يك ترجمه عربي كه در اصل فارسي بوده نقل مى كند. 126 قرائني براى تقويت اين نظر وجود دارد كه وى فارسي نمى دانسته است. اما اين مسأله چندان قطعي نيست وآن اينكه اگر هم فارسي نمى دانسته لازمه اش اين نيست كه كتابخانه ء وى هيچ تأليفي در آن زبان نداشته باشد. فصل هشتم: ابن طاووس وكفعمى در فاصله ء ميان در گذشت ابن طاووس وروى كار آمدن صفويه، نويسنده أي كه بيشترين ارجاع را به منابع مورد استفاده ابن طاووس مى دهد كفعمي است. 127 أو نه فقط


125. نك‍ - > كتاب نزهة الكرام. 126. نك‍ - > احكام جاماسب ; مق‍: - > كتاب حماقة الاباحة. 127. در باره ء كفعمي علاوه بر ارجاعاتى كه درباب دوم فصل هشتم آمده نك‍: عاملي، امل 1 / 28 - 29 ; روضات 1 / 20 - 24 ; قمى، فوائد 7 - 8 ; اعيان 5 / 336 - 358 ; بروكلمان، ذيل (*)

[ 153 ]

استفاده ء گسترده أي از تأليفات ابن طاووس مى كرد بلكه أو نيز مثل ابن طاووس، به كتابهاى دعا اشتياق وافرى داشت. دو كتاب مشهور أو عمدتا درموضوع " دعا " هستند يكى " جنة الامان الواقية " (كه با عنوان " مصباح " نيز معروف است) كه در 895 به اتمام رسيد وديگرى " البلد الامين " كه تأليف آن در 868 پايان يافت. كفعمي بر هر دو كتاب " حاشيه " نوشت كه مشتمل بر شرح متن (كه به آن به عنوان " اصل " اشاره شده) ومواد اضافي بود. چاپ سنگى " الجنة " (نجف وتهران 1349 در 774 صفحه) وسه نسخه آن در كتابخانه ء دانشگاه پرينستون (سرى جديد 454 شماره هاي قفسه 536، 985 [ = جنة *) و 1516) مشتمل بر اصل وحواشي است. 128 چاپ سنگى " البلد " (تهران 1383 در 613 صفحه) در كنار اصل، تنها مشتمل بر منتخباتي از حواشى است. 129 آنچه درباره اين كتاب سبب شگفتى است اينكه اكثر منابعي كه در آنجا مورد ارجاع قرار گرفته منابع ابن طاووس است. ما از اين كه آنها در دسترس مؤلفان متأخر بوده آگاهى نداريم. 130 طبعا اين سؤال مطرح مى شود كه آيا كفعمي دسترسى به اين منابع داشته است ؟ مشكلى كه وجود دارد اين است كه وى منابعي كه بى واسطه يا مع الواسطة مورد استفاده قرار داده تفاوتى نمى گذارد 131 در ابتدا چنين بنظر مى آيد كه أو دسترسى به منابعي


2 / 133. 128. Mach , Handlist ص 105. از شش نسخه أي كه آنجا ذيل شماره 454 آمده تنها سه نسخه اول داراى متن كامل جنة باحواشى مى باشند (شماره 1516 كامل نيست زيرا اولين برگ آن سقط شده است). همانطورى كه در Handlist متذكر شده نسخه 1040 مشتمل برمتن ملخص كوتاه است. دونسخه ديگر 170 و 746 مشتمل بر الجنة نيست بلكه تلخيص آن مى باشد كه با عنوان الجنة الواقية والجنه الباقيه (مق‍: ذريعه 5 / 161 ش 656) آمده كه نسبت آن به كفعمي قطعي نيست (نك‍: بحار 1 / 17 ; رياض 1 / 23 - 24. بر طبق گفته ء Handlist نسخه شماره 170 منسوب به ميرداماد شده است اما ميرداماد تنها كاتب آن مى باشد (مق‍: ذريعه 5 / 162). حواشى الجنة * بسيار خوانا مى باشد وبرشهاى اطراف صفحه كمترين اثر را بر آن گذاشته است اما ترتيب صفحات آن، بويژه بعد از برگ 10 دقيق نيست وبعد از آن شماره گذارى نشده است. 129. اين قطعات مشتمل بر بعضى (وظاهرا نه همه) حواشى براى صفحات 1 - 12 مى باشد وهمه حواشى براى صص 241 - 271 مى باشد ; حواشى بقيه كتاب در آن نيامده است. 130. در جنة از اين منابع (هم در اصل وهم در حواشى نقل شده است. در بلد، عمدتا در حواشى از آن نقل شده است. 131. تعدادى از علماى امامية از جمله البياضى در صراط المستقيم وحر عاملي در وسائل وكتب ديگر بين اين دو دسته ء منابع فرق نهاده اند. نك‍: صراط 1 / 4 - 11، عاملي، وسايل 1 / 1 ص 4 - 8، (*)

[ 154 ]

كه نقل كرده داشته است. اظهارات آقابزرگ كه بطور غالب منبع خاصى راكه ابن طاووس از آن نقل كرده وكفعمى نيز بدان اشاره كرده مى آورد، مؤيد همين نظر است. اما بررسى دقيق جنه وبلد نشان مى دهد كه بسيارى از نقلهاى آن كلمه به كلمه در تأليفات ابن طاووس آمده وغالبا قبل وبعد از آن نقلهايى از تأليفات خود ابن طاووس كه اين منابع در آنها آمده، آورده شده است (اكثرا مهج والمجتني) ; گرچه اين بطور قطعي ثابت نمى كند كه كفعمي اصل اين تأليفات را نديده اما نشان مى دهد كه أو برخى از آنها را به توسط ابن طاووس نقل كرده است. 132 در برابر اين موارد، مواردي وجود دارد كه كفعمي تصريح مى كند كه أو متن خاصى را ديده است. 133 صرفنظر از اين موارد، نمى توان به عنوان يك قاعده مشخص كرد كه كدام منبع را كفعمي خود ملاحظة كرده است. در خاتمه ء حواشى الجنة، 134 وى فهرستى از كتابهايى كه از آنها نقل شده بدست مى دهد ودرباره ء آنها مى گويد كه أو آنها را از مناطق واماكن مختلفى فراهم آورده است (جمعتها من اماكن متعدده ومواطن متبدده). 135 در اين فهرست 239 عنوان كتاب آمده است. كفعمي مى افزايد: از كتابهاى ديگر نيز


. 9 / 3 صص 36 - 49. مق‍: 138.. Kohlberg , " Usul " , p به عنوان مثال، در مورد صراط، بسيارى از نقلها كه با واسطه از آن نقل شده، همان كتابهايى است كه ابن طاووس در دو تأليفي كه بياضى آنها را ديده آورده است يعنى طرائف وطرف. 132. براى بعضى نمونه ها نك‍: موارد ذيل در فهرست: - > البهى، - > كتاب دفع المهوم ; - > كتاب (فضل) الدعاء (سعد بن عبد الله) ; - > كتاب صفين (الجلودى) ; - > كتاب التجمل (ش 586 ; و - > كتاب الوسائل إلى المسائل. 133. نك‍: توضيحات أو " من در كتاب قصص الانبياء سعيد بن هبة الله راوندى ديده ام " (جنة 295) ; و: " من در كتاب خواص القرآن " ديده ام (جنة 48)، " من به خط شهيد [ يعنى شهيداول ] ديده ام " (جنة 48) ; " من همين دعا را در تفسير طبرسي ديده ام " (جنة 296). در مورد كتاب المستغيثين ابن بشكوال، كفعى روايت دعائي را كه در آنجا آمده با روايتي كه " كتاب الحيوان " دميري آمده مقايسه كرده ومى گويد آنها همانند هستند، ولى آن دوبار روايت ابن طاووس در المجتنى اختلاف دارند (بلد 522). 134. الجنة ص 772 - 773. 135. همان ص 770 ; مق‍: گفته أو در جنة ص 472 درآغاز كتاب زيارات: اين ها [ زيارات ] از كتابهاى متعدد ومحلهاى متفرق گردآورى شده است (وهى مجموع من كتب متعددة ومظان متبدده). يكى از اين محلهاى بايد كربلا باشد كه گفته مى شود خزانه ء كتابخانه ء عمومى آن منبعي براى بسيارى از كتابهايش بوده است ; نك‍: رياض 1 / 21. (*)

[ 155 ]

استفاده كرده كه در فهرست نيامده است. فهرست مشابهى كه در آن حدود 260 عنوان آمده در " بلد " ياد شده است. 136 مى توان - البته با تأمل - مقصود از عبارت جنه را اين دانست كه هم شامل كتابهايى است كه أو ديده وهم منابعي است كه غير مستقيم ازآنها نقل كرده است. اين ترديد در صورتي كه ميان اين دو نوع منبع تفاوت گذاشته مى شد از ميان مى رفت. عدم تمايزميان منابع مورد استفاده سبب شده تا نتوان، همچون موارد ديگر، براى شناخت كتابهايى كه تا قرن نهم باقى مانده اظهار نظر قطعي كرد.


136. بلد صص 501 - 503 ; مق‍: ذريعه 3 / 143 ش 493. (*)

[ 157 ]

باب چهارم " فهرست " كتابهاى كتابخانه ابن طاووس

[ 159 ]

فصل اول: درآمد قسمت مهم اين فصل - كه ازآن با عنوان " فهرست " ياد خواهيم كرد - مبتنى بر بيست وسه كتاب ابن طاووس است (اگر " المضمار " كه قسمتي از اقبال است ونيز ملتقط كه ضميمه الملاحم والفتن شده، به صورت جداگانه حساب شود به بيست وپنج مى رسد). اين تأليفات همانهاست كه علامه ء مجلسي در بحار از آنها بهره گرفته (نك‍: بحار الانوار چ سنگى 1 / 7 چاپ جديد 1 / 12 - 13) جز آنكه وى از كتاب " الملاحم " و " تشريف " بهره نبرده است. اين فهرست نتيجه ء تلاشى است براى شناخت تمامى كتابهايى كه وى در اين بيست وسه تأليف خود از آنها نام برده ونقل كرده است. آنچه را ما استثناء كرده ايم - جز قرآن - نوشته هاي خود ابن طاووس است ; زيرا پيش از اين، در باره آنها مستقلا بحث كرديم (نك‍: باب دوم). همانگونه كه درباب دوم گذشت دو نوشته ء وى كه اين فهرست بر آنها مبتنى است يكى اجازات وديگر فلاح السائل بطور كامل بدست ما نرسيده وتنها خلاصه أي از نوشته ديگر وى " غياث " در دسترس ما قرار گرفته است. بعلاوه، سه كتاب ديگر وى را من نديده ام: اسرار المودعة (كه معلوم نيست نسخه أي از آن باقى مانده باشد)، اسرار الصلوة وكتاب المزار. آقابزرگ قسمتهايى ازدوكتاب اخير را ديده وازنوشته أو چنين بنظر

[ 160 ]

مى رسد كه مقدار باقى مانده شامل مطالبي است كه حداقل بخشى از آن با آنچه در فلاح السائل آمده يكسان است وبيشتر مواد مزار در زائر نيز آمده است. آثار چاپ شده ء ابن طاووس نيز نقائصى دارد. چند كتاب وى به تازگى با تحقيق چاپ شده كه از نظر تحقيق كيفيت آنها مختلف است. اينها عبارتند از: الامان 2، فتح الابواب، رسالة في المضايقة في فوات الصلوة 2، واليقين 2. چاپهاى پيشين كه عموما كيفيت پايينى دارند، برخى داراى اشتباهات وسقطهايى هستند ; اين بويژه در باره ء فرج المهموم، سعد السعود وطرائف درست مى نمايد. از دو نوشته ء وى، از نسخه ء خطى آنها بهره برديم: يكى از آنها " الدروع " است كه نتوانستم به نسخه ء چاپى آن (تهران 1323 ق) دسترسى پيدا كنم ودومى " زائر " ; اين كتاب چاپ نشده است. (تحقيق جديد الدروع وزائر در دست چاپ است نك‍: باب دوم، فصل دوم). نسخه هاي خطى " الامان "، " مهج الدعوات "، " المجتنى "، " فرج المهموم " و " الطرائف " در دسترس ما بوده است، به علاوه چاپ سنگى ترجمه ء فارسي طرائف. ازاينها براى قرائت موارد مشتبه ونيز جهت اطلاعات بيشتر بهره برده ايم. از تأليفات ابن طاووس بجاى ذكر نام كامل آنها، به اختصار ياد كرده ايم، مثل فلاح (بجاى فلاح السائل) واجازات. براى هر كدام از چاپها يا نسخه هاي خطى كه در اين فهرست استفاده كرديم علائم اختصاري گذاشته ايم. در مورد نسخه هاي خطى، يك يا چند ستاره در كنار علائم اختصاري آورده ايم. زماني كه به يكى از دو چاپ كتاب اشاره كرده ايم چاپ مورد نظر را با عددي كه روى علامت اختصاري آمده مشخص مى كنيم. عدد 1 چاپ اول وعدد 2، چاپ دوم را نشان مى دهد كه در علائم آمده است. به عنوان مثال فلاح 1 يعنى چاپ 1382 تهران از فلاح جزء اول. فلاح 2 يعنى چاپ 1385. وزماني كه فقط فلاح بدون شماره مى آيد يعنى هر دو چاپ كتاب فلاح. شماره صفحات در ارجاعات، براساس ترتيبي است كه چاپهاى كتاب را درعلائم اختصاري داده ايم. عناوين كتابها به ترتيب الفبا تنظم شده * واصول كار به ترتيب زير است:


. ترتيب كتاب براساس الفباى انگليسى بوده است. ما ترتيب كتاب را بهم نزده ودرپايان فهرستى (*)

[ 161 ]

الف: هر كتاب با شماره ء خاص خود مشخص شده ; اين در صورتي كه آن كتاب مستقيما مورد استفاده ابن طاووس قرار گرفته باشد. حتى اگر از يك كتاب دو نسخه داشته باشد (مث‍: نك‍: نكت في اعجاز القرآن) فقط يك شماره بر آن مى گذاريم ; اما در صورتي كه با واسطه از آن كتاب استفاده كرده شماره أي براى آن قرار نداده وبا علامت (*) آنرا مشخص مى كنيم. در باره ء مواردي از عناوين كتابهايى كه احيانا در افزوده هاي ديگران در آثار ابن طاووس آمده به همين ترتيب عمل خواهيم كرد. همينطور براى عناوينى كه علماى بعدى به اشتباه گفته اند كه به ابن طاووس از آنها يادكرده است. ونيز براى عناوين (بسيار اندك) كه كسانى به نقل از ابن طاووس از آنها ياد كرده اند وما نتوانستيم اثبات كنيم كه ابن طاووس از آنها ياد كرده است. ونيز براى عناوينى كه به تأليف مستقلى اشاره نمى كند. (مث‍: نك‍: - > مناجات) ب: اما علامت مواردي كه نشانگر اهميت احتمالي نصوصى است كه ابن طاووس آنها را حفظ كرده است: يك (*) دو مطلب تا حدودى متفاوت را نشان مى دهد: يكى تأليفات مفقود شده كه قسمتهايى از آنها بوسيله ابن طاووس ومنابعي كه بر أو متكى نيستند (يا حداقل نمى توانيم اتكاى آنها را بر وى اثبات كنيم) آمده است ; دوم تأليفاتي كه قسمتهاى عمده آنها از باقى مانده وابن طاووس بخشهايى از آنرا كه در دسترس ما نبوده، نقل كرده است. دو ستاره (* *) نشانگر تأليفاتي است كه تا آنجا كه من مى دانم يا مفقود شده اند (اگر چه برخى از آنها در زمان صفوي موجود بوده است) يا هنوز خبر قطعي از آنها دردست نيست ; همچنين دو ستاره علامت براى تأليفاتي است كه ابن طاووس قطعاتي از آنها نقل كرده يا در منابعي كه از أو گرفته اند آمده واين موارد تنها موادى هستند كه از آن كتابها باقى مانده است. در موارد مشكوك اين علائم را در پرانتز


الفبائى كتابها را براساس ترتيب الفباى فارسي آورده ايم. به علاوه مؤلف درميان دو فهرست، كتابهايى كه بانام ديگر شهرت داشته با = = > به محل اصلى ارجاع داده ; ما اين موارد را حذف كرده ودر فهرست الفبائى مؤلفات محل اصلى رامشخص كرده ايم. (*)

[ 162 ]

قرارداده ايم. ج: علائم وابستگى مذهبي نويسنده. بر روى عناوين تأليفاتي كه نويسنده غير امامى مذهب بوده علامت مثبت (+) آمده است ; درموارد اختلافي نيز ازهمين علامت استفاده شده ; در توضيحات مربوط به هر كتاب به آن اختلاف اشاره شده است. براى تأليفات (بسيار اندك) زيدي واسماعيلي علامت خاصى نگذاشته ايم اما باعلامت + همراه با توضيحات وضعيت آنها را روشن كرده ايم. تأليفات مجهول المؤلف يا تأليفات كسانى را كه شخصيت آنها براى ما مجهول است با علامت سؤال (؟) مشخص كرده ايم. مگر آنكه اطلاعات كافى براى تعيين هويت فرقه أي مؤلف در دست داشته باشيم. د: علامتى براى مشخص كردن اينكه ابن طاووس كلمه به كلمه نقل كرده نگذاشته ايم ; عناوين كتابهايى كه ابن طاووس از آنها ياد كرد اما كلمه به كلمه از آن نقل نمى كند (گرچه از آنها نقل به معنى كرده باشد) با علامت (-) مشخص كرده ايم. ه‍: عنوان: مواردي كه ابن طاووس كتابي را توصيف كرده يا از آن نقل مى كند بدون آنكه از نام كتاب ياد كند، عنوان آنها را (اگر قابل استخراج باشد) درقلاب [ ] قرار مى دهيم. ح: مؤلف: قسمتي از نام مؤلف كه در فهرست پايانى كتاب از وى ياد كرده ايم با حروف سياه چاپ شده است. ط: اشاره به " ذريعه " در مواردي كه ذريعه از آن كتاب ياد كرده در ذيل عناوين خواهيم داشت. ى: ارجاعات مربوط به هر كتاب كه در تأليفات ابن طاووس آمده ومن آنها راديده ام،

[ 163 ]

ونيز (درصورت عدم چنين ارجاعاتى) مواردي از ارجاعات كه دركتابهاى بعدى به نقل از وى آمده [ مثلا اگر افندي بگويد در دروع از آن كتاب ياد شده اما من آنرا نيابم، مورد را در ذيل عنوان ياد خواهم كرد ]. در ذيل عنوان خواهد آمد. مواردي كه ابن طاووس عينا نقل كرده يا نقل به معنى كرده ويابدان اشاره كرده غالبا كوتاه است. خط تيره بين دو شماره صفحه، نشانگر يك مطلب پيوسته يا چند مطلب پيوسته باموادى در ميان آنها در آن صفحات است. زماني كه يك مورد خاص در يكى از چاپهاى ابن طاووس آمده اما در چاپ ديگر نباشد، صفحه أي را كه آن مورد بايستى در آن ذكر مى شد در قلاب باعلامت [ ند ] مشخص كرده ايم ; شماره صفحات كتابهاى ابن طاووس وذريعه را باعنوان ص يا صص مشخص نكرده ايم. * ك: منابع شرح حال مؤلف هر كتاب را، وقتى براى اولين بار نامش به ميان آيد مى آوريم. ل: توضيحات بيشتر: اگر تأليفي موجود باشد، محل موارد نقل شده توسط ابن طاووس در آن كتاب غالبا مشخص كرده ايم (اگرچه چنين ارجاعاتى را اصولا براى كتابهاى چند جلدى كه فراوان از آنها نقل شده، نظير كتاب " كافى " نياورده ايم) مثلا فرج المهموم 207 = مروج الذهب 4 / 442 ; يعنى اين مورد نقل شده در فرج المهموم در مروج الذهب 4 / 442 آمده است. در مواردي كه يك كتاب با دو نام شهرت دارد يك نام آن آمده وبا علامت = = > به نام ديگر همان كتاب كه ذيل آن توضيحات آمده ارجاع داده شده است. * * در پايان،


. درترجمه نيز چنين شده جز آنكه براى مشخص كردن جلد وصفحات بسيارى از كتابهاى ديگر را نيز از علامت ج ص استفاده نكرده ايم مگر آنكه ارجاع به صورتي بوده كه ايجاد مشكل مى كرده. در موارد عادى شماره ء جلد را در آغاز بدنبال آن مميز (/) وبعد شماره ء صفحه را آورده ايم. علامت ديگر كه بكار برده ايم " مث‍ " است كه اشاره به " به عنوان مثال " مى باشد. همچنين " مق‍ " به معناى مقايسه كنيد مى باشد. م * *. همانطور كه گفتيم ما اين موارد را درمتن فهرست حذف ودرفهرست مؤلفات آورده ايم. م (*)

[ 164 ]

پس از اين فهرست، فهرست نام مؤلفان، موضوعات وكرونولوژى تأليف كتابها (بر اساس ذكر قرن وشماره كتابهايى كه در آن قرن تأليف شده) آورده ايم. فصل دوم: فهرست 1. * * كتاب الابواب الدافعة يا الدامغة / أبو بشر احمد بن ابراهيم (بن احمد) ابن معلى العمى البصري (زنده درسال 350 ه‍) الامان 84 / 96. درباره مؤلف نك‍: ابن نديم ص 247 ; نجاشى ص 96 ش 239 ; طوسى، فهرست ص 58 ش 90 (نقل شده در: ياقوت، الادباء 2 / 225 - 226) ; معالم العلماء ص 18 ش 81 ; تنقيح المقال ش 264 ; اعيان 7 / 365 - 367 ; - > اخبار على بن محمد. در الامان * (برگ 58 ر) * نسبت أو به اشتباه " قمى " آمده است مورد نقل شده در الامان 1 محرف آمده است: ورأيت في كتاب عتق النسمة من كتاب الابواب الدامغة. آنچه كه درست مى نمايد در الامان 2 آمده است: " ورأيت في كتاب عتيق، تسميته كتاب الابواب الدافعة ". نظير آن در حاشيه ء نسخه ء خطى الامان آمده جز آنكه بجاى دافعه، دامغه آمده است. در الامان * * برگ 33 پ والامان * * * برگ 62 / پ، " الدامغة " آمده كه در حاشيه به " دافعه " تصحيح شده است. از كتاب الابواب الدافعه درفهرست آثار العمى ياد نشده است. در نقل قول ابن طاووس، فاطمه بنت اسد مادر على بن ابى طالب [ ع ] از تهيدستى أبو طالب ياد كرده و اينكه عباس وپيغمبر [ ص ] براى انتخاب فرزندان أبو طالب جهت نگهدارى ميان آنها قرعه كشى كردند وبدين صورت تصميم گرفته شد تا پيغمبر [ ص ]، على [ ع ] را نگاه دارد ;


. " ر " و " پ " در برگ نسخه هاي خطى به معناى " رو " وصفحه " پشت " مى باشد. (*)

[ 165 ]

أو بدست پيغمبر تربيت شده واولين كسى بود كه ايمان آورد. 2. كتاب الآداب الدينية / أبو على الفضل بن الحسن بن الفضل الطبرسي (م 548) ذريعه 1 / 18 ش 89 الامان 46 - 49 / 59 - 62، 91 / 102، 130 / 141 الاقبال 359 - 360 / 112 - 113 كشف المحجة 140 درباره ء مؤلف نك‍: الثقات 216 - 217. در مورد تلفظ طبرسي كه منسوب به طبرس (تفرش نزديك قم) است نك‍: كريمان 1 / 166 - 205. در كشف، كتاب مذكور را به عنوان كتاب دعا ياد كرده اما از موارد نقل شده كه در الامان روشن است كه كتاب شامل توصيه هاي اخلاقي در زمينه هاي مختلف مى باشد. قسمتي از عبارتي كه در الامان ص 46 تا 49 / 59 - 62 نقل شده در اقبال نيز آمده است. آقابزرگ اشاره كرده است كه الاداب الدينيه مورد استفاده ء فرزند مؤلف أبو نصر حسن بن فضل (كه در ميانه قرن ششم زنده بوده) در مكارم الاخلاق بوده ونسخه هاي خطى متعددى از آن در دسترس است. نك‍: كريمان 1 / 261 - 263. بر اساس گفته ء محققان الامان، نسخه ء مشهد " الآداب الدينيه " داراى همه موارد نقل شده در الامان است ; همان محقق به چاپ اين كتاب نيز اشاره كرده اند بدون آنكه جزئيات آنرا گزارش كنند (مستدرك 3 / 266، 278، 283، 313 - 315، 461). 3. * * كتاب آداب الامام والمأموم / أبو محمد جعفر بن احمد بن على (يا: على بن احمد) القمى ابن الرازي (زنده در ميانه ء قرن چهارم) ذريعه ج 1 / 386 ش 1987 بحار 86 / 22 = مستدرك 5 / 51 - 52 [ ند، فلاح ] در باره ء مؤلف نك‍: طوسى، رجال ص 457 ش 1 ; روضات 2 / 172 - 173 ; مستدرك (چ سنگى) 3 / 308 - 309 ; اعيان 15 / 348 - 353. وى شيخ ابن بابويه بوده اما از

[ 166 ]

همو نقل مى كرده است. موردى كه ابن طاووس نقل كرده روايتي است از امام باقر [ ع ] در باره بالا بردن دست در تكبيرات ثلاثه بعد از سلام نماز. همين مطلب در روضات (احتمالا از بحار) 2 / 172 - 173 ومستدرك (چ سنگى) 3 / 308 وذريعه آمده است. اين، يكى از نقلهايى است كه در فلاح نيامده وتنها در نقلهايى كه ازآن دربحار شده ومنابعي كه مستند به آن است آمده است. براى موارد ديگر نك‍: - > كتاب الادعية المروية، - > كتاب فضل العتيق، - > ربيع الابرار. 4. + - آداب الكتاب / أبو بكر محمد بن يحيى بن عبد الله الصولى (م 335 يا 336) ذريعه ج 1 / 378 ش 1995. اقبال 170 / 399. در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان، 1 / 149 - 150، ذيل 1 / 218 - 219 ; شرح حال نويسان امامى مذهب (بر خلاف شرح حال نگاران اهل سنت) صولي را شيعي مى دانند. وى در كتاب معالم ص 152 از جمله شعراى شيعي دانسته شده كه تقيه مى كردند (آقا بزرگ كلمه " متقون " را به اين معنا گرفته). در رياض (5 / 425) واعيان (47 / 147 - 149) از وى ياد شده است. اين كتاب (كه آنرا باعنوان آداب الكاتب هم خوانده اند) به چاپ رسيده است. (آداب الكتاب، تحقيق م. بهجت، قاهره 1341 / 1922). نسخه ابن طاووس اولين رساله در مجلدى بوده كه نظر وى بيش از دويست سال قدمت داشته است ; آخرين رساله در آن مجموعه " كتاب الجواهر " ابراهيم بن اسحاق صولي بوده است (نك‍: همين فهرست ذيل همين عنوان). ابن طاووس دعاى كوتاهى از امام على [ ع ] نقل كرده كه در اين مجلد آمده بدون آنكه اشاره كند كه از كدام رساله اين دعا را برگرفته است. 5. * * ؟ كتاب ادب الوزراء / احمد بن جعفر بن شاذان (زنده در ميانه قرن سوم ؟) ذريعه ج 1 / 388 ش 2000 اقبال 524 / 309، 541 - 542 / 325

[ 167 ]

آقابزرگ مى گويد: درباره مؤلف چيزى نمى دانيم اما فرض را بر تشيع وى مى گذارد (نك‍: اعيان 3 / 464) ; مى توان حدس زد كه پدر مؤلف، أبو الفضل جعفر بن شاذان معروف به شاذويه بوده كه براساس گفته ء خطيب (تاريخ بغداد 7 / 181) از أبو حذيفه موسى بن مسعود بصرى (م 220، نك‍: تهذيب 10 / 370 - 371) روايت مى كرده ; همچنانكه أبو عبد الله بن محمد بن مخلد (متولد 233 ومتوفاى 6 جمادى الثاني 331 ; نك‍: تاريخ بغداد 3 / 310 - 311) از وى روايت مى كند. اگر اين حدس درست باشد، مؤلف ما احتمالا در ميانه ء قرن سوم مى زيسته. دراقبال 541 - 542 / 325، كه به اين كتاب به عنوان " كتاب احمد بن جعفر بن شاذان " اشاره شده مطلبي درباره فضيلت شب عرفه نقل شده است. موردى كه در اقبال آمده از بابى تحت عنوان " شهور العرب " نقل شده است. اين نقل مشتمل برحديثى ازپيامبر [ ص ] است كه شب پانزدهم ذى قعده به عنوان شب مبارك وبا فضيلتي توصيف شده است. 6. * * + عدد سور القرآن وعدد آياته وعدد كلماته وحروفه ونصفه واثلاثه واخماسه واسداسه واسباعه واثمانه واتساعه واعشاره واجزاء عشرين واجزاء ثلاثين / أبو جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادى (م. ج. 290) سعد السعود 24، 278 - 279. مؤلف، زيدي مذهب، مفسر قرآن، محدث ومورخ بوده است (Madelung , Qasim فهرست اعلام ذيل نام وى ; سزگين 1 / 563 وارجاعات همانجا). اين كتاب كه به نام " جزء " بدان اشاره شده (در سعد 278 به اشتباه " جنود " آمده)، در فهرست آثار مرادى نيامده است ; ممكن است كه قسمتي از تفسير الكبير يا تفسير الصغير أو بوده كه ابن نديم (ص 244) از آنها ياد كرده است. ابن طاووس از صفحه ء نخست نقل كرده كه مشتمل بر تفصيلاتي در باره تعداد آيات، كلمات وحروف قرآن بوده است ; كلمات " واجزاء عشرين " درسعد ص 24 نيامده ; درص 278 بجاى عشرين، اشتباها " سليم " آمده است. مجموعه أي كه ابن طاووس از آن استفاده كرده داراى كتاب ديگرى نيز ازمرادى بانام " اختلاف المصاحف " (نك‍: همين فهرست ذيل همين عنوان) بوده است.

[ 168 ]

7. (*) + كتاب الادعية المروية من (عن) الحضرة النبوية / أبو سعيد (يا: سعد) عبد الكريم ابن محمد بن مظفر (منصور) التميمي السمعاني (م 562) ذريعه 1 / 400 ش 2082 بحار 93 / 321 = مستدرك 5 / 190 [ ند فلاح ] المجتنى من الدعاء المجتبى 28 - 29 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 401 - 402 ذيل، 1 / 564 - 565. معلمي در مقدمه خود بر چاپ " الانساب " سمعاني (1 / 25) از قول ابن النجار، فهرستى از تأليفات سمعاني كه خود وى نوشته ارائه مى دهد. دراين فهرست تأليفي كه ابن طاووس نقل كرده باعنوان " الدعوات المروية " عن الحضرة النبوية آمده كه طول آن 15 طاقه [ كراسه ؟ ] شناسانده شده است ; نك‍: سبكى (4 / 260). كفعمي در فهرست منابع " البلد " از اين كتاب با عنوان " الادعية المروية " ياد كرده بدون آنكه نامى از مؤلف آن به ميان آورد. آقا بزرگ كه از اين عنوان تنها به توسط فهرست كفعمي آگاهى داشته فرض را بر آن گذاشته كه كتاب از يك نويسنده شيعي است ولذا در ذريعه از آن ياد كرده است. (در حقيقت عنوان كامل كتاب ومؤلف در حاشيه ء البلد ص 28 آمده است) مق‍: Strothmann ص 150 ; بروكلمان 1 / 401 - 1 402 / 565 ش 7. بروكلمان از نسخه أي ازاين كتاب (53.) Berl. pers ياد كرده كه من نتوانستم مشخصات آن را به دست آورم. موارد نقل شده در المجتنى، بحار وحاشية البلد شامل پنج روايت از پيامبر [ ص ] درباره ء دعا است. 8. + كتاب الاغانى / على بن الحسين أبو الفرج الاصفهانى (م 356) طرائف 29 - 30 / 9 درباره ء مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله ء " أبو الفرج اصفهاني " [ از:. ] M. Nallino خبرى كه نقل شده (= الاغانى، قاهره 1345، 7 / 243 - 244) متعلق به ده بيت شعر (كه هر بيت با " ما " تمام مى شود) از سيد حميري (م 173) است كه درآن بنى تيم بنى

[ 169 ]

عددي رابه دليل غصب خلافت از بنى هاشم مورد انتقاد قرار داده وخليفه مهدى رابه ندادن جائزه به آنها فرا مى خواند. نك‍: ديوان السيد الحميرى تحقيق: شاكر هادى شكر، بيروت (بى تا) صص 377 - 378 وارجاعاتي كه در آنجا آمده. 9. * كتاب الاغسال / أبو عبد الله احمد بن محمد بن عبيدالله بن الحسن (الحسين) بن عياش الجوهرى (م 401) ذريعه 2 / 252 ش 1015 اقبال 255 / 21 درباره ء مؤلف نك‍: نجاشى صص 85 - 86 ش 207 ; طوسى، فهرست صص 61 - 62 ش 99 ; معالم العلماء ص 20 ش 90 ; تنقيح المقال ش 498 ; اعيان 9 / 486 - 489 ; سزگين 1 / 549. از اين كتاب طوسى در فهرست (ص 61 ش 99)، نجاشى ص 86 ش 207)، معالم العلماء (ص 20 ش 90)، رياض العلماء (4 / 31) ; ياد كرده اند ذريعه (به تبع نجاشى وكفعمى) آنرا " اغسال المسنونه " ناميده است. همانگونه كه از نام كتاب (كه در منابع " البلد " ص 502 ياد شده) بر مى آيد. مربوط به انواع غسلهاست. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ ربيع الثاني 427 بهره برده است. مورد نقل شده مشتمل بر خطبه پيامبر [ ص ] در شب نخست رمضان است. براى نقل قولهاى ديگر از اين تأليف (كه در اقبال نيامده) نك‍: مث‍: جنة الامان الواقيه صص 12 (حواشى)، 170، 397، 398 (حواشى)، 472 (حواشى)، وكتاب منتقى الجمان از حسن فرزند شهيد ثانى (مق‍: ذريعه 23 / 5 ش 7821) بحار (از منتقى الجمان) 81 / 109، مق‍: - > مقتضب الاثر. 10. * * احاديث / أبو القاسم عبد الواحد بن عبد الله بن يونس الموصلي (زنده در 326) سعد السعود 236 درباره ء مؤلف نك‍: طوسى، رجال ص 481 ش 27 ; نوابغ الرواة ص 159. ابن طاووس مجموعه أي در اختيار داشته كه اين كتاب در آن بوده است. (رساله هاي ديگر اين

[ 170 ]

مجموعه كه وى از آنها نقل كرده عبارت است " فضائل امير المؤمنين " أبو بكر شافعي، " ما نزل من القرآن " الجلودى، و " كتاب تجزية القرآن " منادى. نك‍: همين فهرست ذيل همين عناوين). احتمالا عنوان اين تأليف " احاديث " نبوده بلكه اشاره به محتواى آن دارد. دو مورد نقل شده مربوط به امام كاظم [ ع ] وامام جواد [ ع ] است. نخستين نقل در بحار (4 / 258) از سعد السعود نقل شده ; در آنجا اين كتاب به عنوان " كتاب عبد الواحد بن عبد الله بن يونس موصلي " ناميده شده است. 11. * * ؟ احكام جاماسب الحكيم / ناشناخته (قرن ششم) الملاحم والفتن 162 - 163 / 179. اين كتاب مى بايستى يكى از رسائل نجومى باشد كه در دوره ء اسلامي نگاشته شده وبه جاماسب منسوب شده است. جاماسب معار زردتشت ومشاور گشتاسب بوده است. نك‍: , " Festgabe fur Hans Wehr , " S. Grotzfeld , " Daniyal in der arabischen Legenden ; 82. ed. W. Fischer , Wiesbaden , 9691 , pp. 27 - 58 , at p Ullmann، صص 183 - 184، 295 - 296 ; سزگين 7 / 86 - 88) سه تحرير از اين رساله در دست است (Ullmann صص 295 - 296). دو عدداز آنها به مواردي كه ابن طاووس از آن نقل كرده شباهت دارند الف: كتاب حكيم جاماسب " درفارسى (نسخه پاريس، فارسي 908 = [ 380 متمم ] برگ هاي 14 - 63) كه پيش ازنيمه ء قرن ششم تأليف نشده است (نك‍: , 003 , at pp. E. Blochet 267. 872 - 282 (. " Etudes sur le gnosticisme musulman , " ROS , 4 , 1991 - 2 , pp ب: " كتاب احكام القرانات وما يحدث فيها " (فهرست پاريس، عربي 3 / 2487 برگهاى 39 - 55 ; نك‍: Blochet ص 282 - 287 ; سزگين 7 / 88 ش 1). Blochet يادآورى كرده است كه اصل نسخه متعلق به كتابخانه خليفه الناصر بوده وتاريخ آنرا ميان سالهاى 1134 و 1139 م دانسته است. بعلاوه نام كاتب ناخواناست. هيچكدام از اين دو كتاب باكتابى كه ابن طاووس ازآن نقل كرده همسان نيست. من از دكتر S. Stroumsa

[ 171 ]

سپاسگزارم كه نسخه هاي پاريس را با منقولات ابن طاووس تطبيق كرده است. ابن طاووس از پسر عم جوان خود أبو منصور (مق‍: با رياض 5 / 517 به نقل از ملاحم) نقل مى كند كه أو نسخه ء ناقص ترجمه ء عربي اصل فارسي را با تاريخ 556 كه بدست محمد بن محمد بن محمد بن عبد الرحمان الانماطى كتابت شده بدست آورده است. ابن طاووس از اين تأليف نقل كرده اما روشن نيست كه آيا آنرا شخصا ديده يا تنها آنچه را پسر عمش نقل كرده نوشته است. موردى را كه ابن طاووس نقل كرده، مشتمل برحوادثى است كه در سه قران آخرى قرانات دوازده گانه قمرى رخ خواهد داد. (براى اين اصطلاح نك‍: دائرة المعارف مقاله " قران " از: [. ] D. Pingree اين حوادث به نزول عيسى، احياى دين وعبادت خداوند (نزل عيسى عليه السلام من السماء وتجدد الاديان و يعبد [ بجاى وعبد ؟ ] الرحمن). در اين مورد، تمايلات شيعي وجود ندارد اما دربرابر، موردى كه برادر ابن طاووس، احمد از يكى از كتابهاى جاماسب نقل كرده (بناء المقالة الفاطمية ص 57) تمايل كاملا شيعي دارد زيرا بيان مى كند كه چگونه اصحاب پيامبر [ ص ] باوصى أو مخالفت خواهند كرد. اما روشن نيست كه اين كتاب، باكتابى كه ابن طاووس از آن نقل كرده، يكى باشد. جاماسب در نقل ديگرى نيز كه جنبه ء شيعي دارد ظاهر مى شود ; اين نقل را ابن طاووس (الملاحم 165 / 182) از مناقب ابن شهرآشوب (از قسمت آخرين آن كه باقى نمانده) آورده است. دراين مورد به نقل از أبو معشر آمده: جاماست وزردتشت بيش از هزار سال پيش از پيامبر [ ص ]، پيشگويى (حكما) كردند كه قدرتي كه حق طالبي هاست از آنان گرفته خواهد شد اما آنها، در نهايت آن را بدست خواهند آورد. 12. * * كتاب في احوال الائمة / حسين بن خزيمة (زنده در قرن پنجم ؟) اقبال افندي (رياض 2 / 90 واز أو: اعيان 26 / 20) با فرض اينكه مؤلف معاصر طوسى بوده، گويا به استناد يكى ازنسخه هاي اقبال غير ازاقبالى كه در دسترس ما قرار دارد، مى گويد: اقبال نقلى از " كتاب في احوال الائمة " از حسين بن خزيمة دارد ونيزاشاره أي به " كتاب

[ 172 ]

المواليد " أو. مق‍: تسترى، قاموس الرجال 3 / 283. در اقبال (ص 69 / 598) تنها نامى از حسين بن خزيمه به ميان آمده واشاره أي به كتاب المواليد نشده (محتملا خطا از كاتب بوده است) وهمچنين ياد از " كتاب في احوال الائمة " نشده است. 13. * * + كتاب الاخبار ابى عمرو محمد بن عبد الواحد... عن ثعلب / أبو عمر (عمرو) محمد بن عبد الواحد الزاهد غلام (صاحب) ثعلب (م. ح. 345) طرائف 299 - 300 / [ ند 85 ] در باره ء مؤلف نك‍: سزگين 8 / 154 - 158 ابن نديم (ص 82) أو را به عنوان يك ضد علوى شديد توصيف مى كند. [ وكان نهاية في النصب والميل على على عليه السلام ] اما در برخى از منابع ديگر أو را امامى دانسته اند (رياض 5 / 479 واز أو: ذريعه 2 / 68 ش 273). محتملا اين همان كتاب المناقب أو مى باشد (نك‍: همين فهرست ذيل همين عنوان). مورد نقل شده (بحار 35 / 144 - 145) اشاره به كمك أبو طالب نسبت به پيامبر [ ص ] در نشر دعوت ميان بنى هاشم دارد. 14. * * ؟ اخبار الاخيار عند ركوب البحار / ناشناخته الامان 104 / 116 محققان الامان 2 آنرا به عنوان كتاب ناشناخته تصور كرده اند (مق‍: الامان 2 ص 228). محتمل است كه اين عنوان، توصيف محتواى كتاب باشد. مورد نقل شده دعايى است كه سبب آرام شدن درياى طوفانى مى شود. 15. * * اخبار على بن محمد بن احمد صاحب الزنج بالبصرة / أبو بشر احمد بن ابراهيم (بن احمد) بن معلى العمى البصري (زنده در 350) ذريعه 1 / 336 ش 1758. فرج المهوم 213 - 214 در هر دو نسخه چاپى وخطى فرج المهموم (برگ 143 - ر) عنوان " على بن احمد "

[ 173 ]

آمده وبجاى العمى، به اشتباه القمى ثبت شده است. در نجاشى (ص 96 ش 239)، طوسى، فهرست (ص 58 ش 90) وبه تبع آن ياقوت، الادباء (2 / 225 - 226) ومعالم العلماء (ص 18 ش 81) عنوان تأليف به صورت " كتاب اخبار صاحب الزنج " ذكر شده است، موردى كه در فرج المهموم آمده، بنظر مى رسد، تنها قسمت باقى مانده اين كتاب باشد. (A. Popovic كه دركتاب La revolte des esclaves en lraq au lll / lX siecle پاريس 1976 صص 172 - 173) از وجود آن قطعه آگاهى نداشت، از نقلى باقى مانده در آن كتاب خبر نداشته است. اين مورد از انتهاى بخش دوم (در فرج المهموم) يا سوم (در فرج المهموم *) آن كتاب گرفته شده است. در آنجا مغيرة بن محمد المهدى نجومى نشان مى دهد كه تاريخ وكيفيت مرگ على بن محمد را بدرستى پيشگويى كرده است (2 صفر 270). گفته شده است كه على بن محمد را خفه كردند ; در اين جهت، اين نقل قول با نقلهاى ديگرى كه درباره قتل وى آمده متفاوت است (مقايسه كنيد، Popovic صص 191 - 193) ونشانگر يك گزارش مستقل تاريخي است. منبع مؤلف براى قيام صاحب الزنج، پدر بزرگ (يا جد اعلاى أو) معلى بن اسد است، كسى كه أو را حسين بن عبيدالله الغضائري (م 411) به عنوان همكار نزديك صاحب الزنج مى شناسند (نجاشى ص 96) ; ونك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " على بن محمد الزنجي " [ از: ; ] B. Lewis صفدى، 21 / 405 - 413 ومنابعي كه در آنجا ياد شده است. 16. * * + اخبار وانشادات / روايت شده از: أبو الحسن محمد بن يوسف بن موسى الناقط (م رمضان 367) مهج الدعوات 212 - 213 نام مؤلف در تاريخ بغداد (3 / 408) أبو الحسن محمد بن يوسف بن موسى الوراق معروف به ابن صباغ ياد شده است گرچه وى احتمالا طرفدار علويان بوده اما در هيچ موردى از وى به عنوان شيعه ياد نشده است. ابن طاووس مى نويسد أو نسخه أي از اين كتاب را در بغداد در سال 603 (مق‍: باب اول فصل اول) به خط أبو احمد عبد السلام بن الحسين بن محمد البصري (م 19 محرم 405) ديده است [ نك‍: Eche صص 109 -

[ 174 ]

110 و 348 - 349 ] ; اين شخص كتابدار دار الكتب (دار العلم سابور بن اردشير ; مق‍: Eche ص 145) بوده است. نجاشى أو را به شيخ الادب ملقب ساخته (ص 85 ش 205 در آنجا از وى باعنوان رواى تأليفات احمد بن عبد الله بن احمد الدوري ياد مى كند) ; ابن طاووس شرح حال أو را (مهج الدعوات 213) از تاريخ بغداد (11 / 57 - 58) ياد كرده است. مورد نقل شده بيان مى كند كه چگونه امام صادق [ ع ] واسماعيل با كمك خداوند از دست مأموراني كه منصور براى قتل آنان فرستاده بود نجات يافتند. 17. * * + كتاب في اخبار المهدى ونعوته وحقيقة مخرجه وثبوته / أبو نعيم احمد بن عبد الله بن احمد الاصفهانى (م 430) ذريعه 10 / 38 ش 208 اقبال 200 / 704 كشف المحجة 53 سعد السعود 191 طرائف 179 / 45، 181 - 183 / [ ند 45 ]، 186 / [ ند 46 ] در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 445 - 446 ذيل 1 / 616 - 617. ابن طاوس (طرائف 2 ص 181) وبرادرش احمد (بناء المقالة الفاطمية ص 123) تأكيد بر آن دارند كه أبو نعيم شيعه نبوده ; در برابر، خوانسارى (روضات 1 / 272) براين باور است كه أبو نعيم شيعه بوده كه تظاهر به سنى گرى مى كرده است. * به عنوان فوق الذكر در كشف المحجة آمده ; عنوان كتاب در طرائف 179 / 45 وطرائف 1 ص 181 (ونيز در رياض 1 / 272 وذريعه) " كتاب ذكر المهدي ونعوته وحقيقة مخرجه وثبوته " ياد شده است. در طرائف 1 ص 186 با عنوان " كتاب اخبار المهدى " ودر صراط (2 / 220 مق‍: همان 2 / 261) با عنوان " كتاب نعوت المهدى وخروجه وما يكون في زمانه ومدته " ياد شده است. اقبال وسعد السعود عنوان كتاب را ياد نكرده اند. ابن


با انتشار كتاب أبو نعيم تحت عنوان " الامامة والرد على الرافضة " (تحقيق: على بن محمد بن ناصر الفقيهى، مدينه 1407) وضعيت مذهبي أبو نعيم بهتر روشن مى شود. م (*)

[ 175 ]

طاووس مى نويسد: اين كتاب داراى 26 برگ است (طرائف 1 ص 179). از نوشته أو چنين بر مى آيد كه داراى 156 حديث بوده كه در دو قسمت آمده: چهل ونه حديث پيامبر در باره مهدى [ ع ] و 107 روايت ديگر در باره همان موضوع (طرائف 1 صص 181 - 183 مق‍: صراط 2 / 220). موارد نقل شده تنها در طرائف 1 (صص 181 - 183) آمده وآن عمدتا توصيفي است از قسمت دوم كتاب اصفهاني. خوانسارى (روضات 1 / 272 - 273) حدس مى زند كه كتاب ذكر المهدى [ ع ] با " اربعون حديثا " أبو نعيم يكى باشد. اين حدس نادرست است چرا كه چهل حديث أبو نعيم به طور كامل در كشف الغمه اربلى 3 / 257 - 265 ونامه دانشوران [ قم 1379 ] 7 / 8 - 21 نقل شده وقسمتي از آن با مطالبي ديگر در " العرف الوردى في اخبار المهدى " سيوطى نقل شده است (كتاب مذكور سيوطى با " الحاوى في الفتاوى " أو چاپ بيروت 1395، 2 / 57 - 85 چاپ شده است ; مق‍: " Gilliot , " Textes صص 348) ; اين نقلها با شرحي كه از كتاب ذكر المهدي در طرائف 1 نقل شده مطابقت نمى كند. 18. * اخبار الزهراء فاطمه [ س ] / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 1 / 331 [ ش ند ]، 344 [ ش ند ] اليقين 157 - 160 / 424 - 427 در باره ء مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن بابويه " [ از: فيضى ]، سزگين 1 / 544 - 549. ابن طاووس يك روايت طولاني از وى نقل كرده كه ضمن آن رسول خدا [ ص ] به امت خود مى گويد: خداوند در معراج بدو امر كرد تا فاطمه [ س ] را به عقد على [ ع ] درآورد. اين نقل دوبار به نقل از اليقين در بحار (18 / 397 - 400 ; 40 / 18 - 21) آمده است. همانگونه كه در باب دوم فصل دوم وباب سوم وفصل دوم گذشت، ابن طاووس تأكيد مى كند كه " اليقين " را از خبار راويان ومؤلفان غير شيعي فراهم آورده است. در باره ء نقل اين خبر از ابن بابويه [ شيعي ]، وى چنين توجيه مى كند كه ابن بابويه خبر مذكور را از منابع سنى گرفته است. قسمتي از همين نقل (گويا از اليقين) در عاملي، اثبات الهداة 3 / 663 وبا اختلاف اندكى درحلى، المحتضر صص 143 - 146 آمده است.

[ 176 ]

درنسخه ء چاپى المحتضر منبع حلى ياد نشده است. مجلسي (بحار 18 / 400) آنرا با عنوان كتاب المعراج مى شناساند كه يكى ديگر از تأليفات مفقود ابن بابويه است. بنظر مى آيد كه ابن بابويه، اين مطلب را در دو تأليف خود آورده بوده است. ابن طاووس از يكى وحلى از ديگرى آن مطلب را بر گرفته است. كتاب اخبار الزهراء با نام اخبار فاطمه [ س ] نيز معروف است (بحار 43 / 40 - 45 از مناقب ابن شهرآشوب). محتمل است كه اين همان كتاب مولد فاطمه [ س ] (مق‍: ذريعه 23 / 275 ش 8960) باشد كه ابن شهرآشوب در مناقب (مث‍: 3 / 130) از آن نقل مى كند. * 19. * * + - كتاب اعلام الرسول / المأمون (أبو العباس عبد الله بن هارون، خليفه هفتم عباسي م 218) طرائف 424 / [ ند 128 ] اين عنوان در طرائف * * برگ 146 - پ " كتاب اعلام رسول الله [ ص ] " آمده. محتملا اين همان رساله في اعلام النبوة است كه ابن نديم (ص 129) از آن ياد كرده است. ابن طاووس آنرا از تأليف مأمون نقل نكرده، بلكه از برگى از چرم (ورقة من رق) كه بدان ضميمه شده نقل كرده ودر آن روايتي آمده كه عمر به فضيلت امام على [ ع ] اعتراف كرده است. نسخه أي كه ابن طاووس ملاحظة كرده در شوال 251 كتابت شده بوده ودر كتابخانه رباط به نام " تربة الاخلاطية " كه در سمت غرب بوده بود قرار داشته است. به گفته ء صفدى، خليفه الناصر، حكم ساختن اين رباط را داده وگفته است تا قبه أي بر قبر همسرش با نام خلاطيه (م 584) بسازند ; وى كتابهاى با ارزشى را نيز براى آن وقف نمود (نك‍: Eche ص 198، Hartmann در كتاب الناصر ص 126). بهاء الدين أبو الفضايل الميهنى (م 614) سمت " شيخ رباط اخلاطية " را از سال 589 تا وفاتش بر عهده داشت ; نك‍: سبط بن الجوزى، مرات الزمان صص 422، 586.


اين كتاب همچنين از مصادر كشف الغمه ء اربلى (1 / 458 - 460، 499 - 502 چاپ دو جلدى) مى باشد. ]

[ 177 ]

20. * * - كتاب الاعمال المعروف بالسجل / أبو العباس الفضل بن ابى سهل بن نوبخت (زنده در اوايل قرن سوم) ذريعه 12 / 148 ش 991 فرج المهموم 125 عباس اقبال (خاندان نوبختى صص 13 - 14، 20) يادآور شده كه ابن نديم، نام پدر مؤلف يعنى أبو سهل را فضل ياد كرده، اما اين نادرست است. همين فضل است كه برخى از رسائل نجومى أو را ابن طاووس نام برده است (اقبال عناوين اين رسائل را نكرده است). براى جزئيات بيشتر نك‍: - > كتاب في المسائل وابتداء الاعمال. 21. * * كتاب عمل ذى الحجة / أبو على الحسن بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن اشناس (اشناس) الاشناسى البزاز (البزار) (م ذى قعده 439) ذريعه 15 / 344 ش 2204 اقبال 532 - 537 / 317 - 321، 540 - 541 / 324 - 325، 545 / 329 - 330، 552 - 553 / 335 - 336، 713 - 740 / 496 - 513. درباره مؤلف (كه يكى از شيوخ أبو جعفر طوسى است) نك‍: تاريخ بغداد 7 / 425 - 426 ونقل أو در: ابن اثير، اللباب 1 / 66 - 67 (در آنجا وى را " رافضي خبيث " خوانده است) ; رياض 1 / 311 - 314 ; اعيان 23 / 70 - 76 ; النابس ص 54. ابن طاووس از نسخه أي به خط مؤلف وبا تاريخ 437 بهره برده است. نكته جالب اينكه ابن طاووس روايتي طولاني از خبر مباهله را به طور كامل نقل كرده است (اقبال 713 - 740 / 496 - 513) ; اين نقل دربحار (2 / 286 - 325 باب المباهلة) نيز آمده است. اين نقل ازكتاب المباهلة ء مفقود شده ء أبو الفضل محمد بن عبد الله بن عبد المطلب شيباني (زنده در قرن چهارم، نك‍: به همين فهرست تحت عنوان الامالى) نقل شده است. محتملا ماسينيون دراين استدلال كه تأليف شيباني غير ازكتاب المباهلة محمد بن على شلمغانى (م 322 ; مق‍: ذريعه 19 / 47 ش 244) نبوده ونيز اين كه شيباني اين حقيقت را مخفى كرده ودليل آن نيز شهرت شلمغانى به عنوان يك شيعه غالى بوده است، برصواب است.

[ 178 ]

(نك‍: Y. Moubarac , l , Beirut , 3691 , " La Mubahala de Medine. et l ' hyyperdulie de Fatima , " Opera Minora , ed. (563. pp. 055 - 075 , at p گفته مى شود زماني كه شلمغانى در معلثايا (نزديك موصل) مخفى بوده تأليفات خود را به شيباني روايت كرده است (نجاشى ص 379). 22. * * عمل رجب وشعبان و (شهر) رمضان / أبو عبد الله احمد بن محمد بن عبيدالله بن حسن (حسين) بن عياش الجوهرى (م 401) ذريعه 15 / 344 ش 2206، 2207 ; ص 346 ش 2219 اقبال 146 / 658 مهج الدعوات 46 - 69 نام مؤلف در مهج الدعوات ومهج الدعوات * * * (برگ 22 - ر) احمد بن محمد بن عبد الله بن عباس (در مهج الدعوات *: عياس) ياد شده است. در اقبال، عنوان كتاب " عمل رجب " آمده ونامى از مؤلف به ميان نيامده است. كلمه ء " شهر " در عنوان ياد شده در مهج الدعوات * نيامده ; گويا ابن طاووس عنوان فوق را يك كتاب دانسته اما نجاشى (وبه تبع وى، ذريعه) طوسى وابن شهرآشوب سه عنوان مختلف را يادكرده اند: كتاب عمل رجب، كتاب عمل شعبان، كتاب عمل شهر رمضان. محتملا كتاب سه بخش بوده كه جمعا يك تأليف را تشكيل مى داده است. مورد نقل شده در مهج الدعوات مشتمل بر ادعيه ء قنوت است كه امامان آنرا انشاء كرده اند. در آنجا تنها از امام على [ ع ] ياد نشده است. موردى كه در اقبال آمده روايتي نبوى است در باره ء فضيلت دعا در نيمه ء رجب. 23. * * كتاب عمل شهر رمضان / على بن عبد الواحد بن على بن جعفر النهدي الخمرى (حميري) (زنده در ميانه يا اواخر قرن چهارم) ذريعه 5 / 344 ش 2208، 21 / 42، ش 3873 اقبال 227 - 228 / 3، 241 - 243 / 12 - 13، 253 / 20، 257 / 22،

[ 179 ]

257 - 260 / 25 24، 332 - 333 / 87، 337 - 341 / 89 - 93، 415، 416 / 185 - 186، 424 / 195، 440 - 441 / 211 - 212، 444 / 216، 446 / 220، 449 - 450 / 226 براساس گفته افندي (رياض 4 / 138) مؤلف معاصر مسن تر ابن بابويه بوده (در حدود 311 - 381) ومحتملا تا مدتي پس از آن زنده بوده چرا كه نجاشى (متولد 372) ظاهرا مستقيما از أو روايت مى كرده است (نك‍: نجاشى ص 91 ش 225 ونك‍: ذيل نام احمد بن اسحاق ص 137 ش 354، حكم بن ايمن ; النابس ص 124). دراقبال ص 227 / 3 عنوان كتاب " الكتاب المشتهر المأثور من العمل في الشهور من عمل شهر رمضان " (مق‍: اعيان 41 / 346) آمده ; محتملا اين عنوان كامل كتاب است ; در اين صورت " كتاب عمل شهر رمضان " جزئي از آن خواهد بود (نك‍: رياض 4 / 138 - 139). ابن طاووس مى نويسد: از نسخه أي دستنوشته مؤلف بهره برده است. موارد نقل شده مربوط به دعاهاى رمضان واحاديثي در فضيلت آن است. 24. * * كتاب عمل شهر رمضان / محمد بن على بن محمد ابن ابى قرء (زندگى در اوايل قرن پنجم) ذريعه 15 / 345 ش 2210 فلاح السائل 45 / 39، 61 - 62 / 52 - 53، اقبال 239 / 11، 244 / 14، 260 - 279 / 25 - 42، 296 - 301 / 58 - 62، 318 - 320 / 76 - 78، 330 - 331 / 85 - 86، 334 / 87، 363 - 370 / 116 - 118 و 121، 372 - 381 / 130 - 139 و 141، 385 - 386 / 148، 387 - 388 / 151 - 152، 389 - 390 / 155 - 156، 394 - 395 / 163 - 164، 419 / 187 - 188، 421 - 422 / 191، 427 - 428 / 198، 432 - 433 / 203 - 204، 439 - 440 / 211، 444 - 445 / 217، 446 - 447 / 220 - 221، 448 - 449 / 223، 450 - 451 / 227 - 228، 452 - 453 / 230 - 231، 454 / 234، 458 / 239

[ 180 ]

- 240، 487 - 489 / 272 - 273، 492 - 495 / 275 - 278، 497 / 279 - 280، 504 / 285. نام مؤلف به چند صورت آمده ; ابن طاووس وى را محمد بن ابى قرة ناميده ; افندي (رياض 5 / 493) أو را محمد بن على بن محمد بن محمد بن ابى قرة خوانده (مق‍: ذريعه 15 / 345) واو را يكى از شيوخ نجاشى دانسته است (مق‍: ذريعه ذيل: عمل الجمعة). نجاشى (ص 398 ش 1066) نام أو را أبو الفرج محمد بن على بن يعقوب بن اسحاق بن ابى قرة القنائى ياد كرده (براى اين نسبت رك‍: ياقوت، البلدان، 4 / 399 ; ابن اثير، اللباب 3 / 57) ; اين نسبت در جاى ديگرى القنانى (مق‍: تنقيح ش 11، 132، 11، 155)، العنانى والعيناثى آمده است. نجاشى كتاب " عمل الشهور " را ازوى ياد كرده كه كتاب عمل شهر رمضان، محتملا جزئي از آن بوده است. در ذريعه احتمال داده شده كه كتاب عمل شهر رمضان جزئي ازكتاب المسرة بوده است، اما شاهدى براى اين احتمال ذكر نشده است. اين نيز روشن نيست كه ابن ابى قرة يا كسى ديگر كتابي با نام كتاب المسره نگاشته باشد. مواردي كه در فلاح واقبال آمده مشتمل بر ادعيه ء شب هاي ماه رمضان است. كتاب الدعاء كه در ذريعه 8 / 184 ش 733 آمده به احتمال زياد همان كتاب عمل شهر رمضان است. نك‍ - > كتاب (جامع) في العمل، - > كتاب المسرة، - > كتاب المتهجد. 25. * * عمل يوم الجمعه / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 24 / 16 ش 83 جمال الاسبوع 201 - 207 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 434 ذيل 1 / 602. محتملا اين عنوان اشاره است به: " الرسالة الناصرية في عمل ليلة الجمعة ويومها " (مستدرك چ سنگى 3 / 497). كراجكى اين كتاب را براى ناصر الدولة امير دمشق نوشته است. اين رساله محتملا جزئي از الناصرية في اعمال اليوم والليلة كراجكى بوده (نك‍: ذريعه) ; مورد نقل شده دعاى شب جمعه است.

[ 181 ]

26. الامالى / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 2 / 315 ش 1251 ; 15 / 245 (ش ند) ; 19 / 354 (ش ند). فلاح السائل 78 / 75، 79 / 76، 101 / 96، 125 - 126 / 117، 158 / 145 - 146، 189 - 191 / 173 - 175، 232 / 212، 268 - 269 / 243 - 244، اقبال 14 - 15 / 544 - 545، 116 / 634، 135 - 142 / 649 - 655، 146 - 658، 156 - 162 / 665 - 670، 165 - 166 / 673 - 674، 173 - 175 / 681 - 682، 179 - 180 / 684 - 685، 185 / 689، 187 - 190 / 690 - 693، 217 - 221 / 719 - 724، 303 / 64 جمال الاسبوع 449، اللهوف 21 - 22 / 25 - 26. براى بحث در اين زمينه نك‍: - > كتاب العرض على المجالس 27. الامالى / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 2 / 315 ش 1252 فلاح السائل 167 / 154، 215 / 197 اقبال [ ند 492 ] / 275 (حاشيه) محاسبة النفس 14 - 15 / 5، المجتنى 6 در باره ء مؤلف نك‍: مكدرموت فلاح 167 / 154 = امالي، نجف 1367 ص 54 = تحقيق: حسين استاد ولى وعلى اكبر غفاري، قم 1403، صص 91 - 92 ; فلاح 215 / 197 = محاسبة النفس = امالي صص 1 / 1 - 2 ; اقبال 2 = امالي ص 136 / 232 ; المجتنى = امالي صص 98 / 165 - 166.

[ 182 ]

28. * * الامالى / محمد بن ابى عبد الله (م 312 ؟) فتح الابواب 245 - 248، فرج المهموم 86 مؤلف كتاب كه ابن طاووس وى را شيعي دانسته محتملا أبو الحسين محمد بن جعفر بن محمد بن عون الاسدي الكوفى (م دهم جمادى الاول 312) كه به نام محمد بن ابى عبد الله معروف است (نجاشى ص 373 ش 1020 ; تنقيح ش 10263 ; هيچ نوع تأليفي باعنوان امالي به وى نسبت داده نشده است). اگر نظر فوق درست باشد نسخه أي كه ابن طاووس از آن استفاده كرده محتملا دستنوشته مؤلف بوده زيرا تاريخ آن 309 بوده است. موردى كه در فتح الابواب آمده درباره معجزه أي از امام سجاد [ ع ] است. ابن طاووس در فرج المهموم روايتي از روضه كافى (= الكافي 8 / 195 - 196) نقل مى كند كه در آن امام صادق [ ع ] به شاگرد خود عبد الرحمن بن سيابه اظهار مى دارد كه دانش نجوم دانش مشروعي است ; پس از آن ابن طاووس اظهار مى دارد همين نقل در الامالى محمد بن ابى عبد الله آمده است. 29. * (*) + كتاب الامالى / الناطق بالحق أبو طالب بن يحيى بن الحسين بن هارون البطحانى (م. ح. 424) ذريعه 2 / 312 ش 1242 ص 317 ش 1256، ص 318 ش 1257 بحار 70 / 72 [ ند فلاح ] اقبال 24 - 25 / 554، 53 / 582 - 583، 196 / 701، 364 / 116، المضايقة والمواسعة 33 / 344 محاسبة النفس 13 - 14 / 5 نام مؤلف در اقبال ومحاسبة النفس، يحيى بن الحسين (يا اشتباها الحسن) ابن هارون الحسينى (الحسنى) آمده است. نام كوچك أو در رسالة المضايقة اشتباها على ضبط شده ; وهمين اشتباه در رياض (3 / 422 - 423 وذريعه (2 / 312 كه ضمن آن

[ 183 ]

مضايقه رابا غياس خلط كرده است) تكرار شده است ; در هردومنبع على بن الحسين را غير از يحيى بن الحسين تصور كرده اند (مق‍: رياض 5 / 332 - 333 ور ك‍: ذريعه). عمده ء موارد نقل شده مشتمل بر احاديث نبوى در باره فضايل دعا در مواقع مختلف است. در يك مورد (اقبال 53 / 582 - 583) ابراهيم بن عبد الله بن الحسين مى گويد: أو نمى داند آيا برادرش محمد (نفس زكيه) همان مهدى موعود است كه خداوند در باره اش با پيامبر [ ص ] سخن گفته يانه. (بطور كلى مق‍: , tr. J. Ryckman Leiden , C 0691. Van Arendonk , Les debuts de L ' imamat Zaidite au Y ' emen فهرست اعلام، ذيل نام ابراهيم بن عبد الله). مورد نقل شده، استناد ابن طاووس به اين نكته است كه اگر چه برخى از حسنى ها خود را مهدى مى خوانند مقصود آنها مهدى موعود نبوده است. آقابزرگ دو احتمال در باره مؤلف الامالى داده ; يكى يحيى بن الحسين بن هارون الحسنى كه در باره أو عملا چيزى نمى دانيم جز آنكه أو در سال 305 روايت مى كرده ومحتملا زيدي بوده است (نك‍: ذريعه 2 / 317 ش 1254). اگر همو مؤلف بوده، نقلهاى ابن طاووس تنها نقلهاى باقى مانده از كتاب أو ونشانه ء نگارش كتاب امالي توسط اوست. اما اين احتمال با ملاحظة ء اين حقيقت كه حديثى در رسالة المضايقة از منصور بن راميش (المضايقة: رامش) (يعنى أبو منصور نيشابورى كه در سال 427 وفات يافت) نقل شده، رد مى شود (تاريخ بغداد 13 / 86) ; در اين صورت احتمال دوم باقى مى ماند كه الناطق بالحق أبو طالب بن يحيى بن الحسين بن هارون البطحانى (م. ح. 424) امام زيديان طبرستان بوده است (نك‍:.) Madelung , Qasim , index كتاب الامالى وى (در بروكلمان نيامده مق‍: بروكلمان 1 / 507 ذيل 1 / 697) با تلخيص قاضى يمنى جعفر بن احمد بن عبد السلام بن ابى يحيى (م. 573) با عنوان " كتاب تيسير المطالب في (يا: من) امالي الناطق بالحق ابى طالب (نسخه ليدن شماره 6353. , Or ونسخه , Ambrosiana شماره 465 = D شماره كاتولوگ 721، 1571 Ambrosiana ج 2 [ نك‍:. O Lofgren و R. Traini در كتاب فهرست نسخه هاي خطى عربي كتابخانه آمبروزيانا، Vicenza 1975 - 1981 ] وتعدادى از نسخه ها درمسجد جامع كبير صنعا ; مق‍: " فهرست

[ 184 ]

المخطوطات المكتبة العربية في جامع الكبير بصنعا " تحقيق: محمد سعيد المليح واحمد محمد عيسوى، قاهره 1978، صص 70 - 71) باتحقيق: يحيى عبد الكريم الفضيل به چاپ رسيده است (بيروت 1395) ; مق‍: , W. Madelung " Zu einigen Werken des Imams Abu Talib " anNatiq bi lHaqq درمجله Der lslam شماره 63 سال 1986 صص 5 - 10. با اين حال كتاب " تيسير " مشتمل برموارد نقل شده ابن طاووس نيست. در اين صورت بايد چنين فرض كرد كه سيد بن طاووس از تلخيص ديگر امالي بطحاني (مفقود ؟) بهره برده است. 30. * * الامالى / أبو المفضل محمد بن عبد الله بن محمد بن عبيدالله بن البهلول بن همام بن المطلب الشيباني (م 387) ذريعه 2 / 314 ش 1250 فلاح السائل 151 / 139 - 140، 162 / 149، 166 / 153، 171 - 172 / 158، 177 / 163، 168 - 199 / 182، 233 / 212 - 213، 256 - 257 / 232 - 233، 281 - 284 / 255 - 257، 286 - 288 / 259 - 260. اقبال 24 / 553 - 554، 238 / 10، 250 - 251 / 18، 257 - 258 / 22 - 23، 387 / 151، 424 / 195، 441 / 212، 481 - 484 / 267 - 270، 538 - 539 / 322 - 323 جمال الاسبوع 281 - 283، 285 - 295، 401، 408، 410، 446، 447، 449، 450 مهج الدعوات 139 - 141، 143 درباره ء مؤلف (كه در سن نود سالگى درگذشت). نك‍: تاريخ بغداد 5 / 466 - 468 ; نجاشى ص 396 ش 1059 (مق‍: ص 254 ش 665) ; رياض 5 / 515 ; نوابغ الرواة صص 280 - 281. ابن طاووس نام وى را محمد بن عبد الله (المطلب)، محمد بن

[ 185 ]

(عبد الله بن) المطلب يا محمد بن عبد المطلب ياد كرده است. نجاشى (متولد 372) كه بى واسطه وبا واسطه از شيباني نقل كرده، أو را به تخليط در اواخر عمر متهم كرده است. اگر آنچه را نجاشى در باره ء عناوين بعضى از تأليفات وى آورده مبناى قضاوت قرار دهيم، ظاهرا زماني شيباني مرام زيدي را پذيرفته است. اما روشن نيست كه نجاشى به اين دليل وى را متهم كرده باشد. در كتابهاى غير شيعي، شيباني به جعل حديث به نفع رافضه متهم شده است (تاريخ بغداد 5 / 467). نجاشى از كتاب امالي ياد نكرده، اما از كتاب الدعاء وى يادكرده كه محتملا همين كتاب باشد. ابن شهرآشوب در مناقب (3 / 176، 276) از امالي نقل كرده است. همچنين كفعمي زايد در البلد (ص 502) درفهرست منابع از آن ياد كرده است. اين كتاب محتملا در دست هاشم البحراني (م 1107) قرار داشته ووى از آن در كتاب " مدينة المعاجز " (تهران 1300 ص 273) نقل كرده است. عنوان كتاب تنها در كتاب اقبال ص 250 / 18 ومهج 139 آمده است. هر دو مورد از جزء سوم كتاب گرفته شده ; در ساير موارد، ابن طاووس اين تعبير را بكار مى برد " روينا باسنادنا إلى الشيباني " يا " حث أبو المفضل محمد بن عبد الله " ; اين حتمال وجود دارد كه در اين موارد نيز أو از همان " امالي " نقل مى كند. بيشتر موارد نقل شده يا مشتمل برادعيه هستند (مث‍: نك‍: اقبال 250 - 251 / 18، 257 - 258 / 22 - 23. دعاهايى براى هلال ماه رمضان ; اقبال 481 - 484 / 267 - 270، دعاى امام على [ ع ] براى ختم قرآن ; مهج الدعوات 139 - 141، دعايى كه پيامبر [ ص ] به حضرت فاطمه [ س ] تعليم داد ; مهج الدعوات 143، دعايى كه امام حسن [ ع ] در وقت رفتن به ملاقات معاويه خواند.) يا كيفيت خواندن دعا وادعيه ويژه را بيان مى كنند. موارد ديگر نيز در باره همين موضع است نظير آنچه در اقبال ص 238 / 10، 424 / 195، 441 / 212 فضيلت زيارت قبر امام حسين [ ع ] را مورد بحث قرار مى دهد. 31. * الامالى / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 2 / 313 ش 1248

[ 186 ]

فلاح السائل 194 / 178 درباره ء مؤلف نك‍: مث‍: طوسى، فهرست صص 192 - 194 ش 713 ; اعيان 44 / 33 - 53 ; النابس صص 161 - 162. در نقلى كه آقابزرگ تلخيص كرده (ذريعه 2 / 309 ش 1236) ابن طاووس گفته است كه أو نسخه أي دو جلدى از امالي داشته كه به خط حسين بن (هبة الله بن) رطبه (در باره ء وى نك‍: الثقات العيون ص 83) وديگران بوده است. آقابزرگ منبع نقل خود را كه تخليص كرده، ياد نكرده اما محتملا منبع همان جزء اول فلاح است كه ابن طاووس ضمن آن تعدادى از تأليفات طوسى را بيان مى كند (فلاح صص 13 - 15 / 11 - 12) ; آقابزرگ از مطلبي كه تخليص كرده ودر فلاح نيست (مق‍: - > ابن طاووس، فلاح السائل) جهت رد نسبت امالي به فرزند طوسى أبو على حسن بن محمد (زنده در 515، نك‍: الثقات 66 - 67) استفاده كرده است. * (مق‍: اعيان 44 / 48). مورد نقل شده ء ابن طاووس كه مشتمل بر ادعيه حضرت يوسف [ ع ] در زندان است، گويا در چاپ تهران 1313 ونجف 1384 از امالي وجود ندارد. همانگونه كه آقابزرگ يادآور شده، چاپ تهران كامل نيست ; همين مطلب در باره چاپ نجف نيز صادق است. آقابزرگ يادآور شده كه موارد اضافي فراوانى در نسخه أي از " امالي " در يك كتابخانه خصوصي در زنجان وجود دارد. 32. * * + كتاب عمليات الموصلة إلى رب الارضين والسماوات / أبو المفضل يوسف


نسخه أي از امالي به شماره 1314 در كتابخانه ملك وجود دارد. در معرفى اين نسخه در فهرست كتابخانه ملك (1 / 47) توضيحاتي آمده كه ذكر آنها در اينجا سودمند مى نمايد: در ص 4 نسخه 1314 طريق روايت اين كتاب كه على بن طاووس بر نسخه خود نوشته بوده است آمده است و أو گفته بوده است كه من آنرا از پدرم روايت مى كنم كه أو از شيخ حسين بن رطبه سوراوى واو از شيخ أبو الحسن فرزند شيخ طوسى روايت كرده بوده است ومن بر پدرم خوانده ام ودركتاب اجازه ام يادداشت كرده ام واو اجازه روايت داده است ومن به پسرم محمد ودو خواهرش كه حافظ وكاتب اند اجازه داده ام واين مجلد هجده جزو است واين همان است كه در دست همگان است وروى هم اين كتاب بيست وهفت جزو است وهمه نزد من است به خط شيخ حسين بن رطبه ونسخه ء من از روى خط ابن ادريس نوشته شده است. م (*)

[ 187 ]

بن محمد بن احمد معروف بابن الخوارزمي (زنده در قرن ششم) ذريعه 15 / 348 ش 2233 المجتنى 25 - 28 آقابزرگ تأليفي را با اين نام بدون ذكر نام مؤلف ياد كرده وگفته است كه اين كتاب مورد استناد كفعمي در جنه والبلد قرار گرفته است. افندي (رياض 5 / 402) كه عنوان كامل كتاب را از المجتنى نقل كرده، احتمال مى دهد كه نويسنده سنى باشد. اين مى تواند درست باشد. اين خوارزمى حديث نبوى را نقل كرده كه آنرا در دمشق در 536 از برهان الدين بلخى (يعنى أبو الحسن على بن الحسن بن محمد بن شاذان [ م شعبان 548 ] ; نك‍: ابن عساكر تاريخ 12 / 20 ; ابن ابى الوفاء 1 / 359 - 360 ; لكهنوى صص 120 - 121) شنيده است. برهان الدين نيز به عنوان شيعي شناخته نمى شود ; وى در حلب اذان شيعي را تحريم كرده بود (يعنى: جمله حى على خير العمل) (نك‍: شذرات الذهب 4 / 148 ; مق‍: ابن عساكر). مورد نقل شده در المجتنى روايتي از پيامبر [ ص ] است كه در آن ثواب قرائت سوره اخلاص را بعد از هر نماز يادآور مى شوند. 33. * * كتاب الانبياء والاوصياء من آدم إلى مهدى [ ع ] / محمد بن على (شلمغانى) (م 322 ؟) فرج المهموم 111 در فرج المهموم از مؤلف تنها با عنوان محمد بن على ياد شده ; محتمل است كه اين اشاره به شلمغانى غالى باشد (نك‍: نجاشى 378 ش 1029 ; نوابغ ص 289) ; اولا نام تأليف آنگونه كه در فرج المهموم آمده مى تواند عنوان كامل تأليف (در جاى ديگر شناخته نشده) شلمغانى يعنى " كتاب الاوصياء " باشد (در باره ء آن نك‍: نجاشى وذريعه 2 / 478 ش 1873 ; مق‍: , G. Levi della Vida در: " Un ' antica 1964 , 14 , opera sconosciuta di controversia si ' ita , " AlUON صص 233 - 244 درصص 240 - 244) ; ثانيااز آنجا كه شلمغانى نزد شيعيان امامية

[ 188 ]

به دليل داشتن عقايد انحرافي منفور بوده، محتمل چنين مى نمايد كه ابن طاووس به عمد نام كامل وى را نياورده است (مق‍ - > كتاب العمل في ذى الحجة). مورد نقل شده مربوط به ملاقات زين العابدين [ ع ] ويك نجوم شناس است كه ضمن آن امام سجاد [ ع ] تسلط خود را بر غيب ثابت مى كند. همان نقل (به توسط فرج المهموم) در بحار 46 / 42 ; 57 / 338 آمده است. 34. * * ؟ انفاس المحامد ونفائس الجواهر / ابن سهله طرائف 239 / 64 در طرائف * برگ 60 - رو طرائف * * برگ 76 - پ، ابن سهلوه (سهلويه ؟) رابه عنوان مؤلف اين كتاب مى شناساند. اين در حالى است كه متن طرائف 1 نامشخص است (و روى مثل ذلك صاحب كتاب انفاس المحامل ونفائس الجواهر عن ابن سهلوه). متن در طرائف 2 چنين است: وروى مثل ذلك صاحب كتاب انفاس الجواهر ; در نقلى از طرائف در اثبات 4 / 272، عنوان " كتاب اساس الجواهر " آمده است. كلمه ء المحامل (شكل تحريف شده المحامد) تنها در طرائف 1 آمده است. نويسنده شناخته شده نيست. در طرائف ترجمه فارسي (ص 112) آمده است كه نسخه در مدرسه نظاميه وجود دارد. مورد نقل شده در باره تهديد عمر در مورد سوزاندن خانه حضرت فاطمه [ ع ] است در صورتي كه افرادي كه داخل آن هستند (يعنى على، عباس وزبير) بيرون نيايند وبا أبو بيكر بيعت نكنند. همان نقل (به احتمال توسط طرائف) در حلى، نهج الحق (ص 271 - 272 واز آنجا در بحار 28 / 338 - 340) آمده است. در آنجا از مؤلف ياد نشده ونام تأليف " كتاب المحاسن وانفاس الجواهر " آمده است. * * + كتاب الانواع / أبو حنيفة احمد بن داود الدينورى (م. ح. 282) فرج المهموم 205 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 127 - 128 ذيل 1 / 187 ; سزگين 6 / 158 - 159 ; 7 / 349 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " الدينورى " از [. ] B. Lewin براى سيستم انواع نك‍:

[ 189 ]

دائرة المعارف چ 2 مقاله: " انواع " [ از: ; ] Ch. Pellat همانگونه كه سزگين يادآور شده چند قطعه از كتاب دينورى در منابع متفرقه آمده اند. مورد نقل شده در فرج المهموم از ربيع الابرار (نك‍: 1 / 103 - 104 ; مق‍: سزگين 6 / 158) است. 35. * * + - الانواع / احمد بن عبد الله الثقفى (م 319) ذريعه 2 / 409 ش 1634 فرج المهموم 203 در فرج المهموم * (برگ 136 - ر) به جاى ثقفي اشتباها " مقفى " آمده است. ابن نديم (ص 166) نام مؤلف را أبو العباس احمد بن عبيدالله بن محمد بن عمار (عماد) الثقفى الكوفى ياد كرده است. ابن طاووس أو را شيعه نمى داند اما از عناوين برخى از مؤلفات وى كه ابن نديم فهرست كرده، چنين بر مى آيد كه أو بايد جانبدار امام على [ ع ] باشد. نك‍: نوابغ ص 31. مق‍: 321.. Matar / ArOr , p 36. * + الانوار / أبو القاسم اسماعيل بن عباد بن العباس الطالقاني معروف به صاحب بن عباد (م 385) ذريعه 2 / 411 ش 1639 سعد السعود 136 اليقين 174 - 175 / 457 - 458 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف ج 2 مقاله: " ابن عباد " (از:.) Cl. Cahen Ch. Pellat افندي، رياض (1 / 84 - 91) صاحب را به عنوان يك عجمى امامى شيعي توصيف كرده كه عرب را بر غير عرب ترجيح مى داده است. افندي بر اين باور است كه صاحب معتزلي نبوده است ; اما از آنجا كه اشاعره ميان اصول شيعي ومعتزلي نمى توانستند تفاوتى بگذارند أو را معتزلي معرفى كرده اند. ابن طاووس به حقيقت نزديكتر است آنجا كه وى را به عنوان يك معتزلي مى شناساند كه برخى از عقايد شيعه رابرگرفته است (اليقين 174 / 457).

[ 190 ]

در رياض، از كتاب الانوار ياد شده است اما درمعالم از آن ياد نشده است. با اين حال آيا ابن شهرآشوب از آن خبرى داشته است ؟ وى در مناقب روايات چندى از " الانوار " آورده اما از مؤلف ياد نكرده است (1 / 140 ; 3 / 66، 202، 209، 415، 441). موارد نقل شده مربوط به فضائل امام على [ ع ]، امام حسين [ ع ] وامام كاظم [ ع ] است. تأليف مورد بحث يا انوار صاحب است يا " الانوار في تاريخ الائمة الابرار " از أبو الحسن على بن هبة الله بن عثمان الموصلي مؤلف قرن ششم (مق‍: منتجب الدين صص 109 - 110). در اليقين، صاحب برخى از القاب امام على [ ع ] را ذكر كرده كه بدان معروف بوده است. مورد نقل شده در سعد السعود در باره ء شجاعت امام حسين [ ع ] در كربلا است. 37. * * ؟ كتاب العقبة / ناشناخته سعد السعود 135 عنوان فوق اشاره به توطئه ء قتل پيامبر [ ص ] در مراجعت از تبوك وجلوگيرى از خلافت امام على [ ع ] دارد (نك‍: Kohlberg در " " Sahaba صص 152 - 156). 38. * * + - كتاب الاقضية / أبو على الحسين بن على بن يزيد الكرابيسى (م 245 يا 248) طرائف 460 / 141 در باره ء مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الكرابيسى " [ از: ; ] Brokelmann سزگين 1 / 599 - 600. آغاز جمله كه در آن نام مؤلف آمده، در طرائف 2 نيامده اما در طرائف 1 ذكر شده است. همچنين در طرائف * (برگ 124 - پ). ابن طاووس مؤلف را به عنوان " من كبار رجال الاربعة المذاهب " ياد مى كند. اين تأليف با عنوان كتاب القضاء در اختيار ابن حجر عسقلاني (م 852) بوده است. وى از آن به عنوان يك مجلد بزرگ مشتمل بر روايات، مناظرات با مخالفان وآگاهيهاى مفيد ديگر ياد مى كند (لسان الميزان 2 / 372 ; مق‍: سزگين 1 / 600). ابن طاووس مى گويد: اين تأليف اسامى شش تن

[ 191 ]

از اصحاب وشش تن از تابعين را ياد مى كند كه به جايز بودن متعه در حيات پيامبر [ ص ] و پس از آن بوده در صراط المستقيم بياضى 1 / 9 اين تأليف ضمن منابعي كه با واسطه مورد مراجعه قرار گرفته، ياد شده، نام مؤلف الحسن بن يزيد آمده است. در صراط 3 / 275 - 276 كه اشاره به مطلب نقل شده از كتاب الاقضيه (كه در طرائف ص 460 / 141 آمده) كرده، نام مؤلف الحسن بن على بن يزيد آمده است. ابن طاووس در طرائف 205 / 53، مطلبي از كتاب كرابيسى در باره ابتداى اصطلاح سنى نقل كرده است. اين نقل را به احتمال از كتاب الاقضيه بر گرفته است. 39. * - الآراء والديانات / أبو محمد الحسن بن موسى النوبختى (زنده در 310) ذريعه 1 / 34 ش 165 فرج المهموم 121 در باره ء مؤلف نك‍: سزگين 1 / 539 - 540 ; 3 / 155. از اين تأليف كه نا تمام بر جاى مانده، تنها قطعه هايى باقى مانده است. مثلا در: ابن جوزي، تلبيس ابليس. نك‍: اقبال: خاندان نوبختى ص 136 - 140 ; مقدمه H. Ritter برچاپ فرق الشيعه نوبختى، صص يا - زاى [ = 17 ]، كاف - باء تا كاف - زاى [ = 22 - 27 ]. ابن طاووس اظهار مى كند: أو نسخه أي از اين كتاب را دارد. نك‍ - > كتاب الرد على ابى على الجبائى. 40. + كتاب العرائس في المجالس ويواقيت التيجان في قصص القرآن / أبو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم الثعلبي (م 427) فرج المهموم 21 - 22، 27 سعد السعود 21، 24، 240 - 241 درباره ء مؤلف وعناوين مختلف اين تأليف نك‍: بروكلمان 1 / 429 ذيل 1 / 592. (Sbath ص 35 ش 626) عنوان كتاب را العرائس والقصص آورده است. در فرج المهموم نام مؤلف به اشتباه محمد بن ابراهيم وايضا همان ص 42 به عنوان الثعالبي اشاره شده است. عنواني را كه در اينجا آورده ايم در فرج المهموم ص 21 (فرج

[ 192 ]

المهموم * برگ 14 - ر) سعد ص 21 و 240 آمده است. مورد فرج المهموم ص 27 كتاب العرائس والمجالس آمده ودر سعد ص 42 كتاب العرائس. عنوان " يواقيت التيجان " گويا براى اين تأليف ثبت نشده است. در فرج المهموم ص 21 - 22 = ثعلبى، قصص ص 42 (ادريس) ; فرج المهموم 27 = ثعلبى، قصص ص 148 (موسى) ; سعد 42 = ثعلبى، قصص ص 85 (هاجر وسارا) ; سعد 240 - 241 (فرم 8 برگ 1 - ر سطر 14) = ثعلبى قصص ص 145 (ذوالكفل). 41. كتاب الاربعين / منتجب الدين أبو عبد الله (يا: أبو جعفر) محمد بن (ابى) مسلم بن ابى الفوارس الرازي (زنده در 586) ذريعه 1 / 427 ش 2184 اليقين 63 - 74 / 252 - 270، 142 - 148 / 394 - 404 اگر گفته هاي ابن طاووس را مبنا قرار دهيم بايد بگوييم كه مؤلف كتاب، شيعه أي بوده كه از راويان سنى نيز روايت مى كرده است. أو در چند شهر ومنطقه، حديث شنيده ويا روايت نقل كرده است: شيراز (در محرم 540) (اليقين 65 / 254، 142 / 394) ; كازرون (در 19 رجب 571) اليقين (73 / 268) ; خانه خود كه در منطقه درب البصريين بغداد (در ربيع الاول 581) (اليقين 72 / 266 و 268 و 142 / 394، 145 / 398) ومسجد ماردين (در ربيع الاول 586). (اليقين 147 / 404). آقابزرگ (به پيروى از اربلى در كشف الغمه) عنوان كتاب را الاربعون حديثا في المناقب ناميده است. حدودا يك سوم احاديث اين كتاب (سيزده از چهل حديث) در اليقين آمده است. ابن طاووس (اليقين 63 / 252، 67 / 258، 68 / 260 يادآورى كرده كه نسخه اصل در كتابخانه ء مدرسه نظاميه بغداد (الخزانة النظامية العتيقة) موجود است. اين اشاره بدان است كه كتابخانه ء اصلى نظاميه غير از كتابخانه ء نوبنياد الناصر است كه به نام ناصريه شناخته مى شود. مق‍: عواد، خزائن صص 148 - 149 ; Eche صص 170 - 172 ; Hartmann، صص 199 - 200 به كتابخانه ء قديمي با نام دار الكتاب العتيق بالمدرسة النظامية. Nasir نك‍ ; مث‍: ابن الساعي، الجامع المختصر في عنوان التواريخ و

[ 193 ]

عيون السير ج 9 تحقيق مصطفى جواد، بغداد 1353 ص 160 در باره وفات (8 جمادى الثاني 601) أبو جعفر عمر بن ابى بكر بن عبيدالله الدباس (اين اسم در: منذري، التكلمة ص 101 با اين عنوان آمده: أبو حفص عمر بن ابى بكر عبد الله بن ابى سادات البغدادي الدباس) كه به عنوان " مشرف " كتابخانه ء قديمي كار مى كرده است (مق‍: سيوطى بغية 2 / 219). از آنجايى كه همه كتابهايى كه ابن طاووس از آنها در اليقين نقل كرده جزو كتابخانه ء وى بوده است بايد قاعدتا نسخه أي از كتاب الاربعين را كه برگرفته از نسخه ء اصلى آن در نظاميه بوده در اختيار داشته باشد. براساس آنچه محققان اليقين 2 (ص 252 ش 1) اظهار داشته اند نسخه ء كاملى از اين كتاب در مشهد وجود دارد كه تنها چند صفحه از ميانه ء آن ناقص است. 42. * * + كتاب الاربعين في الادعية المأثورة عن سيد المرسلين / محمود بن ابى سعيد بن طاهر السجزى (زنده در ربيع الاول 587) فتح الابواب 151 - 158 گويا ابن طاووس، السجزى را نمى شناخته اما وى براى آگاهى هاي بيشتر به يك فرد ناشناخته اما مورد اعتماد مراجعه كرده كه أو سجزى را فردي پرهيزگار ونويسنده پركار حنفى شناسانده است. مورد نقل شده روايت دوم از كتاب الاربعين است كه درباره استخاره مى باشد ; اين روايت همراه با شرحي از السجزى (كه شامل يك نقل از كتاب فردوس الاخبار ديلمى [ مق‍: - > الفردوس ] است) مى باشد. سجزى اين حديث را در ربيع الاول 587 از امام ركن الدين روايت كرده است. 43. كتاب الاربعين عن الاربعين / أبو سعيد محمد بن احمد بن الحسين النيشابوري (زنده در نيمه اول قرن پنجم) ذريعه 1 / 432 ش 2201 اليقين 197 / 506 منتجب الدين (ص 157 واز أو: عاملي، امل الامل 2 / 240، النابس ص 149، ذريعه)

[ 194 ]

نويسنده را بعنوان جد أبو الفتوح الحسين بن على بن محمد رازى مفسر شناسانده واز كتاب باعنوان " كتاب الاربعين (ذريعه: الاربعون حديثا) عن الاربعين في فضائل امير المؤمنين ". چند نسخه از اين كتاب موجود است (ذريعه، ذيل بروكلمان 1 / 708). 44. * + كتاب الاربعين في مناقب امير المؤمنين / أبو المؤيد الموفق بن احمد بن محمد (يا: اسحاق) المكى الخوارزمي خطيب (يا: اخطب) خوارزم (م 11 صفر 568) طرائف 138 / [ ند 33 ] 411 - 412 / 124 درباره اين نويسنده حنفى نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 623، " De unbekannte schriftsteller al - Mawaffaq , 1988 , 66 , al - Hasl , " Der lslam وارجاعات همانجا:. 813 , pp 823. 113 - 033 , at , p در باره ء اختلافي كه در نام جد مؤلف وجود دارد نك‍: به مقدمه ء الخرسان بر چاپ مناقب نجف 1385 (ص 15 ش 1). خرسان (در ص 23) يادآور شده كه مناقب با عنوان كتاب فضائل امير المؤمنين آمده وهمينطور در مواردي اين عنوان باعنوان كتاب ديگر خوارزمى " كتاب الاربعين في مناقب النبي الامين ووصيه امير المؤمنين " خلط مى شود. أو افزوده است كه اين اشتباه باعث شده تا برخى از مواد از كتاب نخست به كتاب دوم أو نسبت داده شود. اطلاعات بيشترى را عبد العزيز طباطبائي در باره ء كتاب المناقب بدست داده است. أو نقلى را از كتاب مقتل الحسين (نجف 1367 ج 1 ص 50) خوارزمى نقل كرده كه خوارزمى ضمن آن به يك مجموعه خودش در باره فضائل على [ ع ] با عنوان الاربعون اشاره كرده است. طباطبائي عنوان كامل آن را چنين شناسانده " كتاب الاربعين في فضائل امير المؤمنين " ويادآور شده (بدون ذكر شاهدى) كه اين گويا مشتمل بر بيش از چهل حديث مى باشد (طباطبائي، اهل البيت، تراثنا 1 / 1، 1405 ص 21). بنابراين در اينجا دو كتاب وجود دارد يكى با عنوان المناقب يا كتاب فضائل امير المؤمنين و ديگرى با عنوان كتاب الاربعين في مناقب النبي الامين ووصيه امير المؤمنين يا كتاب الاربعين في فضائل امير المؤمنين. كتاب دوم مورد استفاده شرح حال نويس زمخشرى، الاندرسبانى قرار گرفته است (نك‍: يافى ص 370) ; همچنين يكى از ماخذ ابن

[ 195 ]

شهرآشوب در مناقب (1 / 125) وبرهان أو (مق‍: طرائف 81 / 20) بوده است. به نظر مى رسد كه اين كتاب مفقود شده است (حر عاملي با واسطه از آن نقل كرده در حالى كه از كتاب مناقب خوارزمى مستقيما نقل كرده است ; نك‍: اثبات 1 / 65، 67). ابن طاووس در طرائف 1، ص 138 بدون آنكه از كتاب الاربعين نقل كند از آن ياد كرده است. موردى كه در طرائف ص 411 - 413 / 124 - 125 نقل شده قسمتي از خطبه أي است كه امام على [ ع ] قبل از انتخاب عثمان ايراد كرده است. همين متن (با همان اسناد) در مناقب خوارزمى (ص 224) وجود دارد. ممكن است ابن طاووس از كسانى باشد كه مناقب / فضائل را با الاربعين يكى مى دانسته است ; در تصور نخست بنظر مى آيد كه اين قابل جمع با اين حقيقت نباشد كه طرائف ص 413 - 416 / 125 - 126، كه فورا بعد از طرائف ص 411 - 413 / 124 - 125 آمده، از خوارزمى نقل شده باشد اما در نسخه چاپى مناقب نيامده است. ابن طاووس توضيح نمى دهد كه اين نقل را از كدام كتاب خوارزمى نقل كرده است. هرچند لزوما از اربعين نقل نكرده است. آنگونه كه خواهيم گفت نسخه چاپى مناقب شامل متن كامل كتاب نيست. اين امكان نيز وجود دارد كه وى از تأليف سومى از خوارزمى استفاده نموده است. 45. + كتاب الاربعين (في) المنتقى من مناقب امير المؤمنين / أبو الخير احمد بن اسماعيل بن يوسف القزويني الشافعي (م 589 يا 590) اليقين 195 / 503، 197 / 506 در باره مؤلف نك‍: قزويني 2 / 144 - 148 ; صفدى 6 / 253 - 255 ; ابن قاضى شهبه 2 / 28 - 29. نسخه اصل (آنچه را كه ابن طاووس مى بايست كپى آنرا در كتابخانه خود داشته باشد، مق‍: - > كتاب الاربعين [ ابن ابى الفوارس ]) در " مدرسه ام الخليفة الناصر " قرار داشته است. اين مدرسه به دستور مادر خليفه الناصر، زمرد خاتون (م 599) در كنار رباط ومقبره أي در غرب بغداد بنا شده بود (نك‍: Hartmann در كتاب Nasir صص 180، 301). كتاب الاربعين اخيرا به چاپ رسيد (عبد العزيز طباطبائي، تراثنا 1 / 1، 1405

[ 196 ]

صص 95 - 128). حديث نقل شده در اليقين (همان حديثى نقل شده در اليقين ص 195 / 503، 197 / 506) در ص 113 همين چاپ آمده است. 46. + كتاب الاربعين في اصول الدين / أبو عبد الله محمد بن عمر بن حسين فخر الدين الرازي (م. ح. 606) سعد السعود 296 طرائف 335 - 337 [ ند 97 ]، 515 - 520 / 158 - 161 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 666 - 669 ذيل 1 / 920 - 924. ابن طاووس كه از اين اثر باعنوان كتاب الاربعين ياد مى كند اين سخن رازى را آورده كه كتاب را به عنوان دستور العملي براى فرزندش نوشته است (طرائف 515 / 158 = كتاب الاربعين، حيدر آباد 1353 ص 3). ابن طاووس در طرايف 1 ص 335 - 336، به مسأله بيست و سوم اشاره مى كند (= اربعين صص 237 - 244) ودر طرائف 1 ص 336 - 337 آغاز مسأله بيست وچهارم را گزارش كرده است (اربعين ص 244). هر دو مورد با حمله به رازى همراه است. موردى در طرائف صص 515 - 518 / 158 - 160 (= اربعين صص 465 - 468) كه از بابى درباره ء برترين صحابه نقل شده، امام على [ ع ] را به عنوان اعلم توصيف مى كند. (جمله أي در سعد ص 296 از همين مورد گرفته شده است.) نقل طرائف صص 518 - 520 / 160 - 161 (= اربعين صص 474 - 476) در صدد اثبات افضليت امام على [ ع ] مى باشد. خواننده هاي طرايف ممكن است به اين باور برسند كه اين مطالب، عقايد رازى را منعكس مى كند، اما واقعيت بر خلاف آن است. در اربعين، رازى صريحا اين عقيده را به عنوان آراى شيعه مى شناساند وپس از آن در رد آنها مى كوشد. روشن نيست كه ابن طاووس عمدا اين مطلب را ذكر نكرده يا خواسته تا آنرا مخفى نگاه دارد تا " اين عالم بزرگ اشعرى " (رازى در طرائف ص 349 / 100، 354 / 102 و 158 / 515 به اين الفاظ توصيف شده است) را در باره فضيلت امام على [ ع ] با شيعه هم عقيده بشناساند. در واقع مؤلفان مختلف شيعي، رازى را به دليل داشتن عقايدش در باره ء امام على [ ع ] مورد انتقاد قرار داده اند ; مث‍: برهان الدين محمد بن

[ 197 ]

محمد بن على الهمداني القزويني شاگرد منتجب الدين وخواجه نصير الدين طوسى در " كتاب تخصيص البراهين نقض المسألة في الامامة من كتاب الاربعين تصنيف فخر الدين الرازي " (ذريعه 4 / 4 ش 8). علامه ء حلى اين كتاب را مى شناخته (نك‍: الاجازة الكبيرة لبنى زهرة الحلبي، بحار 107 / 128) اما نشانى وجود ندارد كه ابن طاووس از آن آگاهى داشته باشد. براى حمله شديد مجلسي به عنوان " الرازي الناصبي " نك‍: بحار الانوار 35 / 383 - 385. گاهى نيز أو را " فخر هم الرازي " (مث‍: بحار 35 / 394) و " امام النواصب " (بحار 36 / 33) مى خواند 47. * * كتاب العرض على المجالس / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 2 / 315 ش 1251، 15 / 245 [ ش ند ] فلاح السائل 266 / 241 - 242 ارتباط ميان امالي ابن بابويه والعرض على المجالس (يا: عرض المجالس) نياز به شرح بيشترى دارد ; قديمي ترين فهرست آثار ابن بابويه فهرستى است كه نجاشى وطوسى بدست داده اند ; طوسى از هيچكدام از اين عناوين ياد نكرده اما نجاشى (ص 389) تنها از كتاب العرض على (في) المجالس آگاهى داده است. نخستين مؤلفي كه به امالي اشاره كرده ابن شهرآشوب در معالم (صص 111 - 112 ش 764) است ; ابن شهرآشوب از العرض نيز ياد كرده (كه محتملا به اشتباه) در نسخه چاپى " العوض عن المجالس " آمده است (معالم ص 112). عنواني كه ما ياد كرده ايم در فلاح ص 266 / 241 آمده است. عنوان " مجالس " اولين بار در دوره ء صفوي ياد شده وبه صورت يك عنوان جانشين براى " امالي " بكار رفته است. مجلسي در مقدمه ء بحار به تأليف ابن بابويه با عنوان كتاب الامالى يا المجالس (بحار 1 / 6) اشاره كرده ودر طول كتاب نام آنرا هر بار با يكى از آنها رد آورده، از اولى با رمز " لى "، واز دومي باعنوان " مجالس صدوق " يا " كتاب المجالس " ياد كرده است ; براى مثال بحار 10 / 393 - 405 (باب 25 = امالي صص 571 - 584 (مجلس 93). محقق بحار نشان داده است كه نقلهاى متعددى از مجالس صدوق در نسخه چاپى امالي آمده است. مواردي را نيز مى توان نشان داد كه

[ 198 ]

محقق اشاره به امالي نكرده است. به همين ترتيب " مجالس " در بحار 61 / 182 = امالي صص 133 - 136 ; مجالس در بحار 62 / 82 = امالي ص 594 ; مجالس در بحار 62 / 115 = امالي ص 382 سطر چهارم. حر عاملي معاصر مجلسي، اظهار مى دارد كه مجالس عنوان جانشين امالي است (امل الامل 2 / 284 ; اثبات ج 1 صص 54، 125 و ج 3 ص 375 ; وسائل ج 1 باب اول ص 4، ج 9 باب سوم ص 37) ; گويا نظر يوسف بحراني نيز همين بوده است. حديثى كه وى در " درر " (ص 94) خود از مجالس نقل كرده، در امالي صص 129 - 131 نسخه ء چاپى آمده است. بعد از آن اين كاربرد معمول گرديد (به عنوان مثال نك‍: كنتورى ص 59 ش 278 ; ذريعه 2 / 215). مراجعه به عناوينى كه نسخه هاي مختلف اين تأليف است (عمدتا ازدوره ء صفوي است وسزگين 1 / 545 ش 2 آنها را شناسانده) مفيد خواهد بود. مجلسي از كتاب عرض المجالس مستقيما نقل نكرده است ; در يك مورد (بحار 81 / 57) اشاره به مطلبي كرده كه شهيد اول، شهيد ثانى ومحمد بن على عاملي صاحب مدارك (م 1011) از آن نقل كرده اند. مجلسي يادآور شده است كه وى نتوانست اين مطلب را در نسخه هاي امالي كه دردست داشته بيابد ; اين مى تواند به دو دليل باشد كه وى نخستين آنها را ترجيح مى دهد: يكى اينكه اين كتاب، كتابي جز امالي است ; دوم آنكه همان امالي است اما اين مورد از نسخه هاي در دسترس سقط شده است. درستي ترجيح مجلسي از اشاره حر عاملي در وسائل روشن مى شود ; در آنجا امالي از جمله كتابهايى است كه مستقيما از آنها نقل شده اما از " عرض " با واسطه (وسائل ج 1 باب اول ص 7، ج 9 باب سوم ص 48) ; اين نشان آن است كه حر عاملي همچون مجلسي دسترسى به نسخه ء " عرض " نداشته. گويا تمامى مؤلفان دوره ء صفوي باواسطه از اين كتاب نقل مى كنند. جز آنان كه ياد كرديم، ديگر مؤلفان عبارتند از: ميرداماد در الرواشح صص 106، 126 - 127). ابن طاووس آخرين مؤلفي است كه مى توان با اطمينان نشان داد كه مستقيما از اين تأليف نقل كرده است، موارد نقل شده در آثار ابن طاووس، مؤيد اين ادعاست كه العرض جز كتاب امالي است. ابن طاووس هميشه امالي را با همين عنوان ياد مى كندو

[ 199 ]

نقلهاى أو از اين منبع در نسخه ء چاپى امالي موجود است ; در برابر تنها نقل أو از عرض در نسخه ء چاپى امالي نيامده است. محتملا امالي وعرض دو نوشته ء مستقل هستند كه تنها يكى از آنها باقى مانده است. وبه احتمال عنوان مجالس در اثر خلط امالي وعرض بدان نسبت داده شده، واين خلط، پس از آنكه عرض مفقود شده به راحتي صورت گرفته است. به هر روى، آقا بزرگ آنجا كه امالي وعرض را يكى مى داند احتمالا در اشتباه است (ذريعه 15 / 245 [ ش ند ]). نك‍: - > عيون الجواهر. 48. + كتاب اسباب النزول / أبو الحسن على بن احمد النيشابوري الواحدى (م 468) اقبال الاعمال 758 / 529 سعد السعود 19، 222 - 223، طرائف 97 - 98 / [ ند 24 ] درباره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 524 ذيل 1 / 730 - 731. براى بحث در باره ء اين تأليف نك‍: در 5 - 4.. Rippin , " Asbab " , pp موارد نقل شده (به لفظ يا معنى) مشتمل بر تفسير آيه 179 آل عمران (سعد السعود = الواحدى، اسباب النزول، قاهره 1387 صص 75 - 76)، آيه اول سوره ممتحنه (طرائف = اسباب النزول صص 239 - 240)، آيه اول سوره الانسان (اقبال = اسباب النزول صص 251 - 252 ; در آنجا در قياس با آنچه در اقبال آمده، حضرت فاطمه [ ع ] با حسنين [ ع ] صريحا ذكر نشده اند). 49. * * + كتاب اسباب نزول القرآن / أبو المجد بن رشاده الواعظ الواسطي (زنده در اواخر قرن ششم) طرائف 306 / [ ند 87 ] در باره ء زمان حيات وى مى توان به مطلبي در كتاب الحجة فخر بن معد الموسوي (م 630) (ص 53 واز أو: بحار 35 / 178) استناد كرد. در آنجا أبو الحسن على بن ابى المجد الواعظ الواسطي از پدر خود در رمضان 599 روايت مى كند. مورد نقل شده در

[ 200 ]

طرائف (واز أو در: بحار 35 / 152) مربوط به آيه 56 قصص مى باشد. 50. * * اصل / أبو الفرج ابان بن محمد السندي البزاز البجلى (زنده در نيمه ء اول قرن سوم) ذريعه 2 / 136 ش 505 اقبال الاعمال 56 - 53 / 582 كشف المحجة 156 نك‍:. 143.. Kohlberg , " Usul " , p مورد نقل شده در اقبال، روايت امام صادق [ ع ] در باره ء ظهور حضرت مهدى [ ع ] است. در كشف المحجة تعدادى از بنى الحسن شهادت مى دهند كه مهدى از نسل جعفر صادق [ ع ] خواهد بود. 51. * اصل (يا: كتاب) / أبو محمد عبد الله بن حماد الانصاري نزيل قم (زندگى در نيمه ء دوم قرن دوم هجري) ذريعه 2 / 138 ش 515 ; 6 / 344 ش 2025 ; 26 / 48 ش 225 ; الامان 3 / 19 فلاح السائل 13 / 11 اقبال الاعمال 38 / 568، 490 / 274 كشف المحجة 18 - 19، 124 (؟) مهج الدعوات 71، 357 - 358 سعد السعود 80 طرائف 1 برگ 135 - ر / طرائف 2 برگ 173 پ [ ند طرائف 496 / 154 ] نك‍: 143.. Kohlberg , " Usul , " p در اقبال ص 38 / 568 نام مؤلف بدين صورت آمده: أبو عبد الله بن حماد ; اين عنوان در رياض نيز آمده (5 / 475) ; در مهج الدعوات * * برگ 47 - ر أبو عبد الله بن حمادى نوشته شده است. براساس آنچه نجاشى (ص 218 ش 568) آورده عبد الله بن حماد دو كتاب نوشته است كه يكى از آنها كوچكتر از ديگرى

[ 201 ]

بوده است ; اين روشن نيست كه ابن طاووس كداميك از دو كتاب را دراختيار داشته است. آقابزرگ (ذريعه 6 / 344 ش 2025) از " كتاب الحديث " عبد الله بن حماد الانصاري نزيل قم باتذكر اينكه در فلاح السائل وكشف بدان مراجعه شده ياد كرده است. به هر روى عنواني در فلاح وكشف نيامده وارجاع تنها به " اصل " داده شده است. كتاب عبد الله بن حماد در فهرست منابع البلد (ص 503) آمده است. ابن طاووس دركشف ص 18، انصاري را به عنوان صحابي امام كاظم [ ع ] شناسانده وگفته است كه أو ازنسخه أي ازكتاب استفاده مى كرده كه در سال 376 بر هارون بن موسى التلعكبرى خوانده شده است. روايتي كه در الامان نقل شده بر گرفته از نيمه ء دوم كتاب است وتا يك سوم آن ومربوط به بهترين دعاها مى باشد. ابن طاووس گفته است كه مورد نقل شده در فلاح السائل همان است كه تلعكبرى در اواخر جزء ششم كتاب الانصاري نقل كرده است. معناى اين سخن اين است كه آن نقلها بخشى از كتاب انصاري نبوده است ; در واقع مورد نقل شده مشتمل بر آن است كه احمد بن هلال (در فلاح اشتباها هليل آمده) كرخى (م 267، يعنى سالها بعد از انصاري) غالى بودن محمد بن سنان (م 220) را تكذيب مى كند. (احمد بن هلال عبرتائى [ يا: الكرخي ] خود متهم به غلو بوده است ; نك‍: قهپائى 1 / 171 - 173 ; تنقيح ش 553 ; تسترى، قاموس 1 / 442 - 448). مورد نقل شده در اقبال ص 490 / 274 كه از ثلث اول نيمه دوم كتاب گرفته شده، مشتمل بر حديثى در باره ء پرداخت فطره در عيد فطر است. در حالى كه اقبال ص 38 / 568 مربوط به فضيلت زيارت قبر امام حسين [ ع ] است. در مورد نقل شده در كشف 18 - 19 (از آنجا در بحار 2 / 137 - 138) امام صادق [ ع ] از پذيرفتن مؤمن الطاق در حضور خود خوددارى مى كند زيرا أو بدون اذن امام مشغول مناظره بوده است (مق‍: 161..) Kohlberg , Bara ' a , p در كشف المحجة ص 124، در آمد ساليانه ء حضرت زهرا [ ع ] از فدك 24 هزار دينار توصيف شده است ; اين از طريق انصاري نقل شده اما يادآور نشده كه از كدام كتاب انصاري بوده است. مورد نقل شده در مهج الدعوات ص 71 (از جزء پنجم) مشتمل بر دعاى پيامبر [ ص ] در روز احزاب است (جنگ خندق) است. در مهج الدعوات ص 357، (از جزء پنجم) روايتي درباره ء

[ 202 ]

موسى است كه بنى اسرائيل رادرماه حزيران مورد لعنت قرار داده در نتيجه ء آن سيصد هزار نفر آنان طى بيست وچهار ساعت از بين رفتند. روايتي ديگر در باره حزيران در مهج الدعوات ص 358 نقل شده است. مورد نقل شده در سعد ص 80 تفسير آيه 32 فاطر مى باشد. مورد نقل شده در طرائف * وطرائف * * مربوط به اظهار ترديد در پاكى نسب طلحه است. در اينجا تشيع نويسنده يادآورى نشده است. 52. * * اصل / روايت شده أبو محمد عبد الله بن محمد اليمنى (زندگى در ميانه ء قرن سوم) جمال الاسبوع 483 - 494 نام روايت كننده به صورت أبو محمد عبد الله بن محمد اليمنى آمده (جمال ص 492) (يا: العابد، جمال الاسبوع 483 - 484) ; أو بيشتر به عنوان صحابي امام عسكري [ ع ]، أبو محمد عبد الله بن محمد الشامي الدمشقي (طوسى، رجال، ص 434 ش 21 ; تنقيح، ش 7049 بايد شناخته شود تا صحابي امام كاظم [ ع ] يعنى عبد الله بن محمد الشعيرى اليماني (مق‍: طوسى، رجال ص 356 ش 41 ; تنقيح ش 7050). در جمال ص 492 از دو نسخه اين كتاب ياد شده كه اولين اين دو را أبو جعفر طوسى تصحيح كرده [ ودومى نسخه ء عتيقي بوده ] است. موارد نقل شده مشتمل بر ادعيه أي [ الصلوات على النبي والائمة ] است براى پيامبر [ ص ] وائمه كه امام عسكري [ ع ] در سال 255 براى يكى از صحابه خود املاء كرده است. 53. * * اصل / أبو جعفر احمد بن الحسين بن عمر بن يزيد (يا: بريده) الصيقل (زندگى در اواخر قرن دوم) ذريعه 2 / 139 ش 518 اللهوف 55 - 56 / 63 - 65 نك‍: 143.. Kohlberg , " Usul " , p ابن طاووس از نسخه أي بهره برده كه متعلق به احمد بن محمد بن داود قمى (م 368 ; مق‍: - > كتاب الزيارات والفضائل) بوده است. درمورد نقل شده، محمد بن حنفيه بدون موفقيت بر آن است تا امام حسين [ ع ] را از خروج از

[ 203 ]

مكه به كربلا منع كند. 54. * * اصل / أبو الحسن على بن اسماعيل بن شعيب بن ميثم بن يحيى التمار الكوفى الميثمى (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 2 / 164 ش 605 غياث سلطان الورى 7 اقبال الاعمال 304 / 64 در باره ء مؤلف كه متكلم بوده وبا أبو هذيل ونظام مناظراتي داشته، نك‍: نجاشى 251 ش 661 ; 122.. Madelung , " Contribution " p نسبت ميثمى در غياث واقبال آمده اما در منابع شرح حال پيش از آن نيامده شده است. در غياث به اين تأليف به عنوان " اصل كتابه " ودر اقبال به صورت " كتاب اصله " اشاره است. درجاى ديگرى، اصلى به أو نسبت داده نشده است. مورد نقل شده در اقبال، روايتي در باره امام سجاد [ ع ] نقل مى كند كه هر روز ماه رمضان يك درهم صدقه مى داده تامطمئن باشد كه شب قدر صدقه داده باشد. ابن طاووس شرحي ارائه داده تا اين شبهه را در باره ء امام سجاد [ ع ] كه شب قدر را مى دانسته يا نه، بر طرف كند. 55. * * اصل / أبو الفضل عمار بن موسى الساباطى (زندگى درنيمه ء قرن دوم) غياث سلطان الورى 4 درباره ء مؤلف نك‍: نجاشى ص 290 ش 779 ; قهپائى 4 / 244 - 245. تنها ابن طاووس، اصل به أو نسبت مى دهد محتمل است با كتابي كه شيخ طوسى به أو نسبت داده يكى باشد [ له كتاب كبير جيد معتمد ] (فهرست ص 147 ش 527). 56. * * اصل / روايت شده ء أبو على الحسن بن محبوب السراد الكوفى (م 224) ذريعه 6 / 322 ش 1812 (ذيل: كتاب الحديث) فتح الابواب 260 - 261

[ 204 ]

بحار الانوار ج 2 ص 161 [ ند: الاجازات ] اقبال 324 - 325 / 81 - 82 در باره ء مؤلف نك‍: كشى صص 488 - 489 ; طوسى، فهرست صص 75 - 76 ش 162. اين تأليف به معناى اصطلاحي اصل نيست. مق‍: 68. Kolhberg , " Usul " , pp. 631 - 731 , n در اقبال اين تأليف به عنوان " اصل " شناسانده شده است، ابن طاووس مى گويد از نسخه أي كه تاريخ 373 بر آن بوده بهره برده است. مورد نقل شده دعاى سحرماه رمضان است. در يكى از عبارتهاى فتح الابواب نيز، به اين تأليف، به عنوان اصل اشاره شده است. اين عبارت در فتح الابواب نيامده، اما در بحار 91 / 257 آمده است ; ابن طاووس در فتح مى گويد: نسخه ء مورد استفاده تاريخ ربيع الاول 314 را داشته است. در اين صورت أو دو نسخه مختلف از اين تأليف را ملاحظة كرده است. مورد نقل شده در اجازات (بحار ازمنية المريد شهيد ثانى) مشتمل برروايتى از امام صادق [ ع ] از كتاب حسن محبوب است كه احتمالا (ونه قطعا) همان كتاب " اصل " مى باشد. 57. * * اصل / هشام بن سالم الجواليقى (زندگى در ميانه ء قرن دوم) ذريعه 2 / 167 ش 617 ; 6 / 371 ش 2326 غياث سلطان الورى 5 اقبال 104 / 627 نك‍: 144.. Kolhberg , " Usul ". p درباره ء آراء اين متكلم مقتدم شيعي نك‍: Madelung. 125 - 122 , " Contribution " , pp ابن طاووس از نسخه مورخه 373 بهره برده است. مورد نقل شده روايتي از هشام است كه مستقيما از امام صادق [ ع ] نقل مى كند. 58. * * اصل / أبو المغراء حميد بن المثنى العجلى (زنده در اواخر قرن دوم) ذريعه 11 / 148 ش 565 ; 6 / 327 ش 1857 الملاحم والفتن 174 / 191

[ 205 ]

نك‍: 144.. Kolhberg , " Usul " , p ابن طاووس از اين تأليف با عنوان كتاب ابى المغراء من اصول الشيعه ياد كرده است. مورد نقل شده اين است كه أبو المغراء با واسطه ء منصور بن حازم (قهپائى 6 / 142 - 143) از امام صادق [ ع ] روايت مى كند. 59. * * اصل / حسين بن سيف بن عميرة الكندى العدوى (زنده در ميانه ء قرن دوم) ذريعه 6 / 324 ش 1825 (ذيل: كتاب الحديث) فلاح السائل 100 - 101 / 95 - 96 نك‍: 145. Kolhberg , " Usul " , p مورد نقل شده، روايتي است به نقل از امام صادق [ ع ]. 60. * * اصل / مسعدة بن زياد الربعي (زنده در ميانه ء قرن دوم) ذريعه 2 / 166 ص 614 بحار 86 / 280 [ ند فلاح 227 / 207 ] مهج الدعوات 14 / 5 نك‍: 146. Kolhberg , " Usul " p موارد نقل شده روايتي است (از امام باقر [ ع ] در اهميت دعا) كه در هر دو كتاب آمده است. ابن طاووس از اين تأليف با عنوان " كتاب " ياد مى كند با اضافه اين نكته كه اين يكى از اصول شيعه مى باشد. محتملا اين شاره به " كتاب في الحلال والحرام " مسعده مى باشد كه نجاشى (ص 415 ش 1109) به وى نسبت داده است. 61. * * (اصل / معاوية بن حكيم (يا: حكيم) (زنده در اوائل قرن سوم) فرج المهموم 91 - 92 نك‍: 113. Kolhberg , " Usul " , p. 841 , n. a گفته شده كه معاويه بيست وچهار اصل را روايت كرده است (نجاشى ص 412 ش 1098)، اما ظاهرا " اصلى " را تأليف نكرده است. بنابراين ابن طاووس بايد از اصلى استفاده كرده باشد كه معاويه روايت كرده باشد. أو به اين تأليف با عنوان " كتاب اصله " اشاره مى كند. در فرج المهموم ص 99 نقلى آمده

[ 206 ]

باعنوان " من غير كتاب معاوية بن حكيم " ; اين نشانگر آنست كه پيش از آن نقلى از كتاب اصل وى داشته است (مق‍: بحار 58 / 249). 62. * * اصل / محمد بن ابى عمير (زندگى دراوائل قرن سوم) فتح الابواب 148 - 149، 233 جمال الاسبوع 419 فرج المهموم 87 نك‍: , " p. 841 , n. a 311 , p. 351 , n. Kolhberg 631 , " Usul در فتح الابواب 233 وفرج المهموم، به اين تأليف باعنوان " كتاب اصل " اشاره شده است. دو روايت در فتح الابواب مربوط به فضيلت استخاره است. روايت نقل شده در جمال الاسبوع در باره ء ثواب دعاى روز جمعه تأكيد مى كند. مورد نقل شده در فرج المهموم متخصصان در علم نجوم را به عنوان " خاندانى در هند وخاندانى در عرب " (يعنى: بنى هاشم) معرفى مى كند. 63. * * اصل / محمد بن يحيى بن سلمان (يا: سليمان) الخثعمي اخو مغلس (زندگى در اواسط قرن دوم) ذريعه 6 / 365 ش 2261 (ذيل: كتاب الحديث) فرج المهموم 86 در باره ء مؤلف نك‍: نجاشى ص 359 ش 963 ; طوسى، فهرست، ص 180 ش 643. در فرج المهموم نام أو به اشتباه " اخوفعلس " آمده است. تنها ابن طاووس به " اصل " أو اشاره كرده ; محتملا اين تأليف همان " كتاب " است كه در مصادر ديگر آمده است. مورد نقل شده روايتي از امام صادق [ ع ] است كه موارد استفاده ء جايز از علم نجوم را شرح مى دهد. 64. * * اصل / ربيع بن محمد بن عمر الموصلي الاصم (زندگى در ميانه ء قرن دوم) ذريعه 2 / 150 ش 574، 6 / 331 ش 1896

[ 207 ]

فلاح السائل 194 / 178، 221 / 202، 224 / 204. محاسبة النفس 30 / 17 نك‍: 146.. Kolhberg , " Usul " , p در باره مؤلف (كه نام وى اشتباها در محاسبة النفس به عنوان الربيع بن محمد المستكين آمده) نيز نك‍: تنقيح ش 4020. ابن طاووس به اين تأليف با عنوان " كتاب " (فلاح 194 / 178، محاسبة النفس) يا به عنوان يك " كتاب اصل " (فلاح 221 / 202، 224 / 204) اشاره مى كند. ادعيه ء مختلفى از يوسف [ ع ] (فلاح 194 / 178)، پيامبر [ ص ] (فلاح 221 / 202 = محاسبة النفس)، وامام صادق [ ع ] (فلاح 224 / 204) نقل شده است. 65. * اصل / عبيدالله بن على بن ابى شعبة الحلبي (م قبل از 148) ذريعه 26 / 48 ش 226 اقبال 240 / 11 المضايقة 31 / 340 - 341 نك‍: 34. ' Madelung , " lsma ' ili Law " , pp و , 84. Kolhberg 53 , " Usul " ' , p. 931 , n 147. p از اين اثر به عنوان " كتاب " (در اقبال) و " كتاب اصل " (المضايقة) يا يك " اصل " (بحار 88 / 299، مستدرك الوسائل 3 / 148 هر دو از مضايقه) ياد شده است. 66. * * اصل / يونس بن بكير (زنده در اوايل قرن سوم) مهج الدعوات 253 - 256 نك‍: 113 Kolhberg , " Usul " , p. 841 , n. a در نسخه ء مهج الدعوات ومهج الدعوات * (برگ 142 - ر) ومهج الدعوات * * * (برگ 119 - ر) واز آن تنقيح شماره 13346 اين تأليف با عنوان " كتاب اصل " ياد شده ; در مهج الدعوات * * (برگ 153 - ر) با عنوان " كتاب " ياد شده، همانطور كه ظاهرا در ديگر منابع چنين آمده است. اين مطلب كه ابن طاووس كلمه اصل را به عنوان يك اصطلاح بكار برده باشد قابل بحث است. در مورد نقل شده امام رضا [ ع ] دعايى را به يونس تعليم داده تا در وقت سختى آنرا بخواند.

[ 208 ]

67. * * اصل / أبو محمد زكريا بن محمد المؤمن (م اوايل قرن سوم) فلاح 270 - 271 / 246 نك‍: 147. Kolhberg , " Usul " , p ابن طاووس، از اين تأليف به عنوان " كتاب " ياد كرده. مورد نقل شده روايتي از امام صادق [ ع ] است. 68. * * اصل / ناشناخته فتح الابواب 132، 148، 256 مهج الدعوات 313 - 315 اين تأليف كه در 11 ربيع الاول 314 كتابت شده (فتح الابواب ص 132، 259، مهج الدعوات)، در مهج الدعوات با عنوان " اصل عتيق " توصيف شده واين محتملا همان كتابي است كه در فتح الابواب ص 148 به عنوان " اصل عتيق " به آن اشاره شده است. موارد نقل شده درفتح الابواب درباره استخاره است ; مورد نقل شده در مهج مشتمل بر دعايى است كه پيامبر [ ص ] به سلمان فارسي ياد داده است. 69. * * اصل / ناشناخته مهج الدعوات 175 ابن طاووس دعايى را از امام باقر [ ع ] از كتابي كه آن را به عنوان " اصل من كتب اصحابنا " ناميده نقل كرده است. 70. * * كتاب اصل جامع / ناشناخته (قرن دوم ؟) فلاح السائل 161 / 149 ابن طاووس اين تأليف را مربوط به اموري مى داند كه مؤمن دربرآوردن نيازهايش (در اداى فرايض) درشب وروز بدان نياز دارد. روايت نقل شده مربوط به تأليف أبو ايوب است كه احتمالا مقصود ابراهيم بن عثمان (عيسى) أبو ايوب الخزار (زندگى در اواسط قرن دوم) است. اگر چنين باشد مى تواند اصل همو باشد ; در جاى ديگر، ابن طاووس به

[ 209 ]

اصل أبو ايوب اشاره كرده وعنوان جانشين يعنى " كتاب " را بكار مى برد (مق‍: , Kolhberg 145. ;) " Usul " , p بنابراين هويت اين " كتاب اصل جامع " ناشناخته مى ماند. 71. * * + كتاب الاسماء / سليمان بن مقاتل طرائف 353 - 354 / 101 - 102 عنوان تأليف ومؤلف كه ابن طاووس آورده ناشناخته اند. ممكن است گفته شود كه نام مؤلف در طرائف تحريف شده ومقاتل بن سليمان (م 150) مفسر معروف قرآن بوده است (سزگين 1 / 36 - 37) ; اما كتابي بااين عنوان به وى نسبت داده نشده است. موارد نقل شده مشتمل بر روايات " تشبيه " به صورت زننده است (مث‍: خداوند خود را از عرق اسبان خلق كرده است وداراى موهاى كوتاه ودريا نيز آب دهان اوست) كه مؤلف آنرا به " دسته أي بزرگ " نسبت مى دهد. (جماعة يكثر [ در اصل: تكثر ] عددهم) ; در انوار النعانيه جزائري اين دسته را همان حنبلي هاي دانسته است (جزائري، انوار 2 / 268). روشن نيست كه مؤلف با عقايد اين گروه هم عقيده است يانه ; اگر باشد بطور قطع أو مقاتل بن سليمان نيست ; گرچه اتهامات تشبيه عليه مقاتل توسط برخى از اصحاب ملل و نحل مطرح شده است (عبد الله بن شحاته در مقدمه خود بر تحقيق " الاشباه والنظائر " مقاتل اين مسألة را رد كرده است ; الاشباه والنظائر، قاهره 1395 ص 50 - 53). موارد نقل شده در طرائف و (احتمالا از آن) در صراط المستقيم 3 / 225 آمده است. 72. * * كتاب اسماء مولانا على [ ع ] / أبو طالب عبد الله (يا: عبيدالله) بن ابى زيد احمد بن يعقوب الانباري (م 356) ذريعه 2 / 65 ش 26 اليقين 50 / 221 در باره ء مؤلف نك‍: ش تنقيح 6716. آقابزرگ به تبع نجاشى (ص 233 ش 617) عنوان كتاب را " كتاب اسماء امير المؤمنين " ياد مى كند. ابن طاووس از نسخه أي كه گويا در حيات مؤلف نوشته شده، بهره برده است.

[ 210 ]

73. * * ؟ كتاب اسماء مولانا على [ ع ] / ناشناخته (قرن سوم ؟) ذريعه 2 / 64 ش 263 اليقين 149 - 150 / 407 - 409، 191 / 493 عنوان كتاب در بحار 38 / 126، به نقل از اليقين (نك‍: اليقين ص 191 / 493) آمده است. آقابزرگ عنوان كتاب را اسماء امير المؤمنين [ ع ] ياد كرده است. در اليقين ص 149 / 407 اين تأليف با عنوان اصل ياد شده است. ابن طاووس نسخه أي كه تاريخ 379 بر آن بوده مورد استفاده قرار داده است. آقابزرگ (ذريعه 2 / 64 ش 262) از تأليفي كه مؤلف آن ناشناخته است، با همين عنوان ياد مى كند كه به اظهار وى در اوائل اليقين از آن ياد شده است. چنين تأليفي در اوايل اليقين ياد نشده است. محتملا اين از مواردي باشد كه از نسخه أي كه با اليقين چاپى اختلاف داشته استفاده كرده است (مق‍: باب دوم فصل دوم). امكان اين نيز وجود دارد كه مقصود آقابزرگ اليقين ص 8 / 125 باشد، ولى ابن طاووس در آنجا بطور عموم از تأليفات اهل سنت در اين موضوع ياد مى كند بدون آنكه به تأليف خاصى اشاره كند. اولين رواى در روايت اليقين ص 150 / 408 - 409 حسن بن على بن زكريا مى باشد ; أو مى تواند أبو سعيد حسن بن على بن زكريا العدوى البصري باشد كه بيش از يكصد سال عمر كرده ودر 318 يا 319 در گذشته است (تاريخ بغداد 7 / 381 - 384) 74. * * ؟ كتاب اسماء رجال ابى عبد الله عليه السلام / ناشناخته اقبال 305 / 65 ابن طاووس (از جزء پنجم) اين تأليف، روايت در باره ليلة القدر با سند اسماعيل بن جعفر الصادق عن الصادق عن الباقر [ ع ] آورده است. محتملا اين تأليف با كتاب الرجال ابن عقده يكى است (نك‍: همين فهرست ذيل همين عنوان). 75. + كتاب اسرار النجوم / أبو معشر جعفر بن محمد بن عمر البلخى (م 272) فرج المهموم 82، 161، 165

[ 211 ]

در باره ء مؤلف نك‍: سزگين 5 / 274 - 275 ; 6 / 156 - 157 ; 7 / 139 - 151. عنوان فوق در فرج المهموم ص 82 آمده. در فرج المهموم 161 و 165 عنوان " كتاب الاسرار " آمده است. محتملا اين تأليف همان " كتاب ابى معشر في اسرار علم النجوم " است. (مق‍: سزگين 7 / 147 ش 18) كه عمدتا مشتمل بر پاسخ به سؤالاتي است كه شاگرد أبو مشعر، أبو سعيد شاذان بن بحر از وى پرسيده است (كه از وى در فرج المهموم ص 161 و 163 ياد شده است). تأليفي كه ابن طاووس از آن نقل مى كند مى تواند " الاسرار النجومية " أبو معشر باشد (مق‍: سزگين 7 / 146 ش 13) آنگونه كه (Matar ص 342) پيشنهاد كرده ; بايد تا مقايسه نقلهاى ابن طاووس با نسخه هاي موجود كتاب أبو معشر از صدور حكم قطعي خوددارى كرد. فرج المهموم ص 157 - 165 شامل نقلهايى است از منابعي مختلف در باره ء مهارت أبو معشر در اختر شناسى. 76. + - الآثار المتخيله في الجو / أبو الخير الحسن بن سوار بن بابا ابن خمار (م اوائل قرن پنجم) فرج المهموم 203 عنوان فوق در فرج المهموم * برگ 136 - ر آمده است. در فرج المهموم " الآثار المخبئة بالجو " ياد شده است. به گفته ء سزگين (7 / 284) عنوان كامل كتاب " مقالة في الآثار المتخيلة في الجو من البخار المائى وهى الهاله والقوس الشموس والقضبان " يعنى: انعكاسات جوى كه به علت بخارها به وجود آمده وبه صورت هاله، رنگين كمان و نيازك در مى آيد. * براى اين اصطلاحات نك‍: ارسطور 371 372 Meteorologica , a b مق‍: C. Petraitis The Arabic در: Version of Aristotle ' s Meteorology بيروت 1967 صص 88 - 89، 97. P. L. Schoonheim چاپ جديدى از ترجمه ء عربي ولاتين كتاب Meteorologica را از ابن بطريق و Gerard of Cremona به ترتيب در سلسله Latinus Aristoteles Semitico ارائه مى دهد.


. الف ولام " القوس " بايد زائد باشد، درباره ء اين اصطلاحات نك‍: ابن سينا، الشفاء، طبيعيات، صص 260، 263 - 268. م (*)

[ 212 ]

ابن خمار، طبيب، فيلسوف ومترجم سرياني به عربي بود. نك‍: ارجاعات سزگين 3 / 322 - 323 ; 7 / 284 ; مق‍: Matar / ArOr ص 322. در فرج المهموم و فرج المهموم * نام أو حسن بن سيار آمده است. آثار أو در چندين نسخه موجود است. 77. + الاوائل / أبو هلال عسكري (م 395) اقبال الاعمال 673 - 674 / 460 - 461 فرج المهموم 210 سعد السعود 139 طرائف 60 / 16، 209 / [ ند 55 ]، 218 / [ ند 56 ]، 252 / 69، 305 - 306 / 87، 416 - 417 / [ ند 126 ]، 468 - 469 / [ ند 144 ] طرائف 1 برگ 144 - پ تا 145 - ر / طرائف * * برگ 185 - پ [ ند طرائف 523 / 162 ]، 552 / 174 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 132 ذيل 1 / 193 - 194 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " العسكري " [ از:. ] J. W. Fuck عنوان كتاب در طرائف 252 / 69 " كتاب اخبار الاوائل " آمده. اين عنوان در: حلى، نهج، (صص 357 - 358) نيز آمده ; أو همان مورد نقل شده در طرائف ص 252 را احتمالا از همو آورده است. همانگونه كه F. Rosenthal در (دائرة المعارف چاپ دوم مقاله " اوائل ") يادآورى كرده، تأليف عسكري، اولين مورد باقى مانده در اين موضوع است كه بدست مارسيده است. * تعدادى از نسخه هاي خطى ونيز چاپ ناقصى از اين كتاب توسط بروكلمان شناسانده شده است. متن كامل كتاب باتحقيق وليد قصاب ومحمد المصرى دردسترس قرار دارد (رياض 1400 - 1401). گرچه ابن طاووس دراقبال وطرائف * (وطرائف * *) عسكري را به عنوان يك مخالف سرسخت شيعه مى شناساند (من المخالفين المعاندين / من المعاندين لاهل البيت)، اما كتاب اوائل در ميان شيعه رواج عمومى داشته است. كمال الدين عبد الرحمن


كتاب الاوائل از ابن ابى عاصم (م 287) قاعدتا پيش از كتاب عسكري تأليف شده وبدست ما رسيده است. (بيروت 1405) (*)

[ 213 ]

بن محمد بن ابراهيم العتائقى الحلى آنرا تلخيص كرده است (نك‍: ذريعه 2 / 481 ش 1889 در آنجا عنوان كتاب " الاوليات " آمده است). مورد نقل شده در اقبال = طرائف * وطرائف * * درباره أبو الهيثم بن التيهان صحابي (اول من ضرب على يد رسول الله) مى باشد = الاوائل ج 1 ص 306 ; مورد نقل شده در فرج المهموم 210 درباره خالد بن يزيد بن معاويه است به اينكه (اول من ترجم له كتب الطب والنجوم) = اوائل 2 / 129 (مق‍: جاحظ، البيان والتبيين، تحقيق عبد السلام محمد هارون، قاهره 1388 ج 1 ص 328 ; در باره خالد نك‍: سزگين 3 / 6، 174 - 175 ; 4 / 120 - 126 ; 5 / 15 ; 7 / 98 وبويژه: : M. Ullmann , " Halidibn Yazid und die Alchemie ; (218 - 181. no. 55 , 8791 , pp Eine Legende " , Der Lslam مورد نقل شده در سعد السعود درباره كشته شدن عمرو بن عبدود توسط امام على [ ع ] است ; اين مورد بطور كامل در طرائف ص 60 / 16 آمده است. (اول من قال جعلت فداك، على) = اوائل ج 2 ص 199 ; مورد نقل شده در طرائف 1 ص 209 در باره ء بعضى از كارهاى عبد الله بن عمر است = اوائل ج 1 ص 309 ; مورد نقل شده در طرائف 1 ص 218 در باره ء انس بن مالك است = اوائل ج 1 ص 309 ; مورد نقل شده در طرائف 252 / 69 در باره ء عمر بن عبد العزيز است كه براى اولين بار فدك را به وارثان فاطمه [ ع ] باز گرداند = اوائل ج 1 ص 357 ; مورد نقل شده در طرائف ص 305 - 306 / 87 در باره ء اولين نماز جماعتي است كه رسول الله [ ص ] اقامه كرده است = اوائل ج 1 ص 168 ; مورد نقل شده در طرائف 1 ص 416 - 417 در باره اولين خطبه امام على [ ع ] است = اوائل ج 1 صص 284 - 285 ; مورد نقل شده در طرائف 1 ص 468 - 469 در باره عمر است كه اولين كسى بوده كه قاعده عول را در ارث پايه گذارى كرده است (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " =) ] Ed. [ " ' Awl اوائل ج 1 ص 256 ; مورد نقل شده در طرائف 552 / 174 در باره ء عمر است به عنوان اولين كسى كه چهار تكبير در نماز ميت گفته ياد شده است = اوائل ج 1 ص 242.

[ 214 ]

78. * * ؟ كتاب اوائل الاشتباه / ناشناخته طرائف 503 / [ ند 157 ] احتمالا اين تأليف مربوط به همان موضوع اوائل است. در اين نقل (در طرائف * و طرائف * * نيامده اما در طرائف وترجمه فارسي آن ص 242) آمده است كه معاويه اولين كسى بوده كه سعى ميان صفا ومروه را بر مركب انجام داده است ; واولين كسى بوده است كه اعلام كرده آوازه خوانى وخوردن نبيذ حلال مى باشد، ونيز اولين كسى بود كه خاك (طين) خورده است وخوردن آنرا حلال دانسته است. همچنين وى متهم شده كه با كندن چاهى به قصد آنكه عايشه در آن افتد، سبب مرگ أو شده است. 79. * اوائل المقالات / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 2 / 472 ش 1844 فرج المهموم 37 - 38، 74 در باره ء اين تأليف نك‍: دائرة المعارف ايرانيكا، مقاله " اوائل المقالات " [ از:. ] M. J. McDermott به گفته ء آقابزرگ (ذريعه 21 / 388 ش 5593)، مفيد كتابي با عنوان " كتاب المقالات " نگاشته كه غير از اوائل المقالات مى باشد (مكدرموت متذكر آن نشده است) ; در نگاه نخست به نظر مى رسد كه ابن طاووس از اين تأليف در فرج المهموم ص 37 - 38 نقل كرده است، أو منبع خود را " كتاب المقالات " ذكر مى كند. اما در فرج المهموم ص 74 به نقلى اشاره مى كند كه پيش از آن آورده ومربوط به اوائل المقالات بوده است. فضل الله زنجاني از كتاب فرج المهموم، اين نقل را به عنوان ضميمه آورده است (صص 117 - 119 افست در 1403، بيروت صص 164 - 165) ; زنجاني اظهار مى دارد كه آنرا در نسخه هاي موجود اوائل نيافته است. سه قرن پيش، مجلسي در وضعيت مشابهى قرار داشته است ; أو مى گويد: (در نقل از فرج المهموم در بحار 58 / 278 - 279) نتوانسته آنرا در نسخه هاي قابل دسترس بيابد موارد ديگرى كه اوائل المقالات را به عنوان " المقالات " (يا كتاب المقالات) معرفى كرده نك‍: الحلى، محتضر صص 1 - 2 (= اوائل صص 46 - 47) ; بحار الانوار 26 / 84 - 85 (=

[ 215 ]

اوائل صص 39 - 42) ; بحار 60 / 99 (= اوائل ص 80)، 195 (= اوائل صص 81 - 83) بعد از مورد نقل شده در فرج المهموم ص 37 - 39، ابن طاووس به شرح آن پرداخته است (فرج المهموم 38 - 41). 80. + كتاب عوارف المعارف / شهاب الدين أبو حفص عمر بن محمد بن عبد الله السهروردى (م 632) ذريعه 15 / 355 ش 2275 الامان 41 / 54 - 55، مصباح الزائر * 14 - 15 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 569 - 571، ذيل 1 / 788 - 790. در باره ء اين تأليف نك‍: دائرة المعارف مقاله: " عوارف المعارف " [ از:. ] W. C. Chittick مورد نقل شده در الامان وزائر * (واز زائر در بحار 100 / 103) يك حديث است (در باره ء پنج چيزى كه مسافر بايد همراه خود داشته باشد) ودر هر دو مورد " مؤلف " باعنوان " صاحب كتاب عوارف المعارف " شناسانده شده است. اين تأليف (بدون ياد از مؤلف) در فهرست منابعي آمده كه شيخ حر عاملي با واسطه از آن نقل مى كند (وسائل ج 1 باب اول ص 8، ج 9 باب سوم ص 48) آمده است ; در اصل، حديثى كه شيخ حر در وسائل ج 5 باب اول ص 312 نقل كرده به توسط الامان نقل شده است. آقابزرگ فرض را بر آن نهاده كه عوارف ذكر شده در وسائل (والامان) غير از كتاب مشهور سهروردي است. اما اين طور نيست. حديثى كه در الامان ومصباح الزائر نقل شده در نسخه ء چاپى بيروت 1966 عوارف ص 135 آمده است (مترجم: R. Gramilich با عنوان , (Die Gaben der Erkenntnisse des ' Umar as - Suhrawardi ,) ' Awarif al Ma ' arif. (133. Wiesbaden , 8791 , p (چاپ بيروت اوائل، به اشتباه آنرا به عموى سهروردي، أبو النجيب عبدالقاهر بن عبد الله السهروردى م 563 نسبت مى دهد.)

[ 216 ]

81. + الاوراق / أبو بكر محمد بن يحيى بن عبد الله الصولى (م 335 يا 336) ذريعه 2 / 475 ش 1856 فرج المهموم 207 طرائف 30 / 10، 275 / 77 - 78 (اشتباها شماره صفحه 78، 79 آمده) عنوان كامل كتاب چنين است: الاوراق في اخبار آل العباس واشعارهم. ابن طاووس در فرج المهموم ص 207، از پايان كتاب به اخبار المكتفى (خلافت 289 - 295) اشاره مى كند. (در فرج المهموم * به جاى المكتفى، المتقى آمده اما به احتمال اين نادرست است ; ابن طاووس به اسامى منجمينى كه صولي ذكر كرده اشاره مى كند. هيچ‌كدام از اين افراد در متن منتشر شده صولي در باره المتقى نيامده است) ; ابن طاووس درطرائف 30 / 10، 275 / 77 - 78 اشعاري از مأمون در مدح امام على [ ع ] آورده است. موارد فرج المهموم وطرائف، در بخشهاى چاپ شده اوراق نيامده است. اينها عبارتند از: قسم اخبار الشعراء (لندن، قاهره 1934)، اخبار الراضي والمتقي (قاهره 1354) (ترجمه فرانسوى از M. Canard، الجزائر 1946 - 1950)، اشعار اولاد الخلفا واخبارهم (لندن 1936)، همه اينها با تحقيق J. Heyworth Dunne منتشر شده است. وى در مقدمه خود بر اشعار اولاد الخلفا ص 10 اظهار مى دارد: " آقاى Belaieu در نظر دارد نسخه لنينگراد مربوط به دوره 227 - 256 را تحقيق كند ومن اميدوارم كه بخش چهارم اين تأليف را كه مربوط به سالهاى 295 - 318 است يعنى مرگ مكتفى و حكومت مقتدر، در اوائل سال آينده منتشر كنم ". گويا هيچكدام از اين دو كار هنوز جامه عمل نپوشيده است. همچنين نك‍: - > ادب الكتاب. 82. * * كتاب الاوصياء وذكر الوصايا / على بن محمد بن زياد الصيمري (م 280) ذريعه 2 / 478 ش 1872 مهج الدعوات 273 - 276 فرج المهموم 36 - 37 درباره ء مؤلف نك‍: تنقيح ش 8473 (در آن اشاره به نقلهاى مهج وفرج المهموم شده

[ 217 ]

است.) ; اعيان 42 ص 28. اين تأليف از منابع اوليه درباره ء غيبت امام دوازدهم [ ع ] است. براساس گفته ء ابن طاووس، كتاب الاوصياء در كتابخانه ء مؤلف، پس از مرگ أو يافت شده است. ابن طاووس بر اين باور است كه نسخه ء وى از آن تأليف، محتملا در حيات صيمرى نوشته شده گرچه مى گويد: تاريخي كه بر آن آمده ناخواناست. كتاب " الاوصياء " داراى براهين نجومى (دلالة النجوم) بوده كه براساس آن مهدى [ ع ] برجهان حكومت خواهد كرد. موارد نقل شده در مهج الدعوات، كوششهاى عباسيان بر كشتن امام عسكري [ ع ] را توصيف مى كند. 83. * * آى القرآن المنزلة في امير المؤمنين على بن ابى طالب [ ع ] / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 26 / 214 ش 1085 سعد السعود 11، 116 مورد نقل شده در سعد 116 (وبه نقل از سعد در بحار 53 / 93) باعنوان " كتاب ما نزل من القرآن في اهل البيت " آمده است ; در ذريعه (براساس نسخه أي از سعد) عنوان چنين است: تيسير أي القرآن المنزلة... ابن طاووس در باره هويت مؤلف مطمئن نيست (سعد ص 116 آمده: ذكر انها تأليف المفيد) ; محتملا اين تأليف همان تأليف " كتاب في امامة امير المؤمنين من القرآن " باشد (نجاشى ص 400 واز أو ذريعه 2 / 341 ش 1358، McDermott ص 34 ش 87). مورد نقل شده از جلد نخست كراسه دهم پايين برگ چهارم برگ رو گرفته شده وتفسير آيه 38 سوره نحل مى باشد. همان مورد (با اندكى اختلاف) در كافى ودر تفسير عياشي آمده (هر دو در بحار 53 / 92 - 93، برهان 2 / 368 روايت شده است). 84. * * كتاب الازمنة / أبو عبيدالله محمد بن عمران بن موسى المرزبانى (م 384) ذريعه 1 / 531 ش 2594 اقبال الاعمال 25 / 554، 492 / 275،

[ 218 ]

محاسبة النفس 19 - 20 / 9 در باره ء مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " المرزبانى " [ از: ; ] R. Sellheim صفدى (4 / 236) كتاب الازمنة را در آثار مرزبانى آورده است. هر سه مورد نقل شده (وهمه از جلد هفتم) مربوط به فضيلت روزه در زمانهاى مختلف است: در رمضان (اقبال 492 / 275 به نقل از حسن بن على [ ع ])، در محرم (اقبال 25 / 554 به نقل از پيامبر [ ص ])، ودر روزهاى دو شنبه وپنجشنبه (محاسبة النفس به نقل از پيامبر [ ص ]). 85. * * ؟ كتاب البدء / ناشناخته سعد السعود 40 در سعد عنوان " كتاب البداء " آمده، اما از آنجا كه نقل مشتمل بر روايتي از امام صادق [ ع ] است كه حضرت آدم [ ع ] 936 سال زندگى كرده، مى توان با ظن قوى اظهار كرد كه از تأليفي در باره تاريخ گرفته شده (بدء به معناى شروع است، چنانكه در " البدء و التاريخ " مطهر بن طاهر مقدسي.) بيش از آنكه كتابي در باره عقيد بداء باشد. (در باره بداء نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " بداء از [ از: (.) ] l. Goldziher -) A. S. Tritton 86. * ؟ كتاب بعض سير الائمة عليهم السلام / ناشناخته (اواخر قرن سوم) ذريعه 3 / 129 ش 439 فلاح السائل 69 - 70 / 68 المجتنى 5 آقابزرگ كه بدرستى متذكر شده است كه اين تأليف در فهرست منابع كفعمي در البلد (ص 503) آمده، گويا به اين مطلب پى نبرده كه در المجتنى نيز از آن نقل شده است (كفعمي محتملا از أو گرفته است) ; دو مورد نقل در المجتنى، يكى قصه أي در باره سربازى است تحت فرمان اسحاق بن عمران (فرماندار كوفه تا 303، م 306 ; نك‍: Rosenthal در Return ص 162 ش 778) ; اين سرباز، على بن الحسن (يا: الحسين، المجتنى * * برگ 127 - رو 128 - پ) المقرى (احتمالا با أبو الحسين المقرى على بن

[ 219 ]

الحسن بن بيان الباقلانى م 284 يكى است ; نك‍: تاريخ بغداد 11 / 375) را اذيت كرده وعلى أو را دشنام داد، پس از چند روز اسحاق بن عمران بر سرباز خشم گرفته ودستور كشتن أو را صادر كرد. از آنجا كه مؤلف اين تأليف، اين روايت را از على بن الحسن نقل مى كند، بايد معاصر وى بوده باشد. نقل دوم شامل متن دعايى از امام صادق [ ع ] است در لعنت ونفرين بر داود بن على عباسي كه سبب مرگ وى شد. متنى در فلاح السائل از كتاب " سير الائمه " نقل شده است، عنواني كه در رياض (6 / 46) در فهرست تأليفات مجهول المؤلف آمده است محتملا همين كتاب بعض سير الائمة است. درحديثى كه ابن طاووس نقل كرده، امام صادق [ ع ] از پدرش روايت مى كند كه قبل از رحلت، وصاياى دقيقي كرده تا در چه نوع پارچه أي وى را تكفين كنند. اين روايت (به توسط فلاح السائل جزء اول) در بحار 81 / 329 ومستدرك 2 / 221 نقل شده است ; در چاپ سنگى بحار (ج 18 / 1 ص 168 كه اشتباها 248 چاپ شده) عنوان " كتاب سر الائمة " آمده است. گويا اين اشتباه باشد. 87. * * البهار / أبو محمد الحسين بن سعيد بن حماد الاهوازي (زنده در 300) ذريعه 3 / 157 ش 552 اليقين 93 - 96 / 307 - 313 درباره ء مؤلف نك‍: سزگين 1 / 539. نجاشى وطوسى، هيچكدام از آن تأليف ياد نكرده واولين بار در اليقين از آن نقل شده است. ابن طاووس از نسخه أي كه اجازه أي با تاريخ صفر 439 بر آن بوده، استفاده كرده است. موارد نقل شده مشتمل بر رواياتي در فضايل امام على [ ع ] همراه باانتقاد شديد از خلفاى ثلاثه مى باشد. برخى از موارد (اليقين) در بحار 37 / 318 - 319، 322 ودر عاملي، اثبات 3 / 362 - 363 نقل شده است. در اثبات (اشتباها ؟) " كتاب النهار آمده " است. در " مجموعه يهودا " در كتابخانه دانشگاه پرينستون، كتاب البحار في اللغة از أبو الحسن اهوازي (3752 [ ms. Garrett شماره قفسه 3586 ] وجود دارد. در كاتولوگ ماخ، به مورد ذريعه در باره كتاب البحار حسين بن سعيد اهوازي اشاره أي كرده و

[ 220 ]

يادآور شده است كه اشاره به موضوع كتاب ندارد. مقايسه بين نسخه خطى با موارد نقل شده در اليقين نشان مى دهد كه آنها دوتأليف مختلف واحتمالا از دو مؤلف مى باشند. 88. * ؟ البهى لدعوات النبي [ ص ] / الحافظ أبو محمد الخرمى (زندگى در اواسط قرن ششم) ذريعه 24 / 431 ش 2259 مهج الدعوات 317 - 318 عنوان كتاب ونام مؤلف مطابق با مهج الدعوات است. در مهج الدعوات * برگ 176 - ر / مهج الدعوات * * برگ 186 - پ / مهج الدعوات * * * برگ 148 - ر، ازكتاب و مؤلف با عنوان " كتاب النهى لدعوات النبي " [ ص ] از أبو محمد الجزمى ياد شده است (مهج الدعوات * * الجزنى آمده). همان عنوان دركفعمى، جنه ص 308 (ظاهرا از مهج) آمده است. نسبت مؤلف در آنجا الحرمى آمده است. عنوان كتاب النهى در فهرست منابع جنه (ص 773) والبلد (ص 503 واز آنجا در ذريعه) آمده است. تنها چيزى كه از مؤلف مى دانيم اين كه أو از عبد السلام بن محمد بن الحسن بن على الخوارزمي الاندرسبانى نقل مى كند (ظاهرا اين عنوان درستي است براى اندرسپانى ; در مهج الدعوات اندرسفان ; در بحار الاندرستانى ; (مق‍: 453.) Le Strange , Lands , p عبد السلام معاصر جوان زمخشرى بوده وشرح حال وى را نگاشته (اين شرح توسط A. B. Khalidov در لنينگراد 1979 چاپ شده ; چاپ مكرر آن توسط عبد الكريم يافى صورت گرفته است [ في سيرة الزمخشري جار الله RAAD، 57، 1982 صص 365 - 382 ] ; من براى اين ارجاعات وتلفظ درست اندرسبانى مديون پرفسور مادلونگ هستم). مورد نقل شده در مهج الدعوات مربوط به اسم اعظم خداوند است ; اين نقل در بحار 93 / 224 آمده در آنجا از كتاب باعنوان البهى لدعوات النبي از أبو محمد حزمى ياد شده است. برخى از موارد نقل شده در المجتنى از كتاب البهى در جنه (ص 308 = جنه * برگ 83 - پ) ودر صفوة الصفات كفعمي (مق‍: ذريعه 15 / 50 ش 325) آمده همانطور كه در بحار 93 / 231 آمده است.

[ 221 ]

89. * + البصائر / أبو حيان على بن محمد بن العباس التوحيدي (م. ح. 380 يا بعد از 400) فرج المهموم 160 - 161، 163 - 165 در باره ء مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 283، ذيل 1 / 435 - 436. عنوان فوق در فرج المهموم و (sbath ص 11 شماره 196) آمده است. عنوان كتاب در بروكلمان و ذيل، كتاب البصائر والبشائر (يا: الذخائر) آمده است. اين عنوان وعناوين ديگر را وداد القاضى، در مقدمه تحقيق كتاب مورد بحث قرار داده است (البصائر والذخائر بيروت 1408 ج 9 ص 229 - 231). ابن طاووس يادآور شده است كه سه مورد نقل از چهار نقل در فرج المهموم (شامل فصل سوم فرج المهموم ص 163، چنانكه از متن مطابق آن در فرج المهموم * برگ 109 - ر مى توان ملاحظة كرد)، از جزء سوم تأليف گرفته شده و در باره تخصص أبو معشر در اخترشناسى است. بدين ترتيب: فرج المهموم ص 160 - 161 = البصائر 3 / 67 ش 197، فرج المهموم 163 = البصائر 3 / 66 ش 192 ; فرج المهموم ص 163 - 165 = البصائر ج 3 ص 63 - 64 ش 191. مورد دوم در فرج المهموم ص 165 (در باره محمد بن عبد الله بن طاهر) در چاپ وداد القاضى از البصائر موجود نيست وبايستى به فهرست نقلهاى بصائر اضافه شود كه در نسخه هاي مورد مراجعه البصائر وجود نداشته است (مق‍: البصائر 9 / 307 - 309). 90. + بيان العلم اللدنى / أبو حامد الغزالي (م 505) سعد السعود 284 طرائف 136 / [ ند 33 ] درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله الغزالي [ از:. ] W. Montgomery Watt عنوان فوق درسعد آمده است. در طرائف با عنوان رسالة العلم اللدنى ياد شده است. در طرائف * برگ 30 - پ تا 31 - ر / طرائف * * برگ 38 - پ، عنوان كتاب: رساله في العلم اللدنى ياد شده است. در باره صحت نسبت كتاب به غزالي نك‍: Bouyges Allard

[ 222 ]

صص 124 - 125 (بويژه ص 125 ش 1) ; بدوى، مؤلفات ص 270 - 271 ; Lazarus Yafeh در Studies، index ذيل عنوان " الرسالة اللدينة " ; مورد نقل شده (در باره ء علم امام على [ ع ]) در سعد السعود وطرائف (با اختلافات جزئي) در ص 44 [ چاپ قاهره 1343 ] آمده است. 91. * * كتاب البداية / أبو الحسن سليمان (يا: سلمان) بن الحسن بن سليمان (يا: سلمان) الصهرشتى (يا: صهرشتى) (زندگى در ميانه قرن پنجم) ذريعه 3 / 57 ش 154 اقبال 166 / 675 درباره ء مؤلف نك‍: رياض 2 / 445 - 449 ; قمى، الكنى 2 / 400 ; تنقيح ش 5189 ; اعيان 35 / 306 - 310 ; النابس ص 88 ; سيد محسن امين در اعيان اظهار داشته كه تلفظ درست صهرشتى بوده وآنچه را كه در رياض، تنقيح ونابس به عنوان صهرشتى آمده نادرست است. مق‍: ذريعه 2 / 118 - 119 ; 17 / 30. مورد اقبال مربوط به دعايى خاص روز 27 رجب است كه همان روز مبعث مى باشد. 92. * بشارة المصطفى لشيعة المرتضى / أبو جعفر محمد بن ابى القاسم على بن محمد بن على الطبري (زنده در 553) ذريعه 3 / 117 ش 398 اقبال الاعمال 226 - 227 / 2 - 3 در باره ء مؤلف (كه نام وى در اقبال محمد بن ابى القاسم الطبري آمده) نك‍: منتجب الدين ص 163 ش 388 ; معالم العلماء ص 119 ش 789 (در آنجا اشاره به كتاب البشارات شده است) ; رياض 5 / 17 - 18 ; ثقات العيون ص 242، 278. در بروكلمان وذيل آن 1 / 218 بشارة المصطفى منسوب به طبري مورخ شده است. سزگين (1 / 540) اشتباه وى را يادآور شده اما خود اشتباه ديگرى را مرتكب شده چرا كه كتاب را به أبو جعفر محمد بن جرير طبري مؤلف كتاب " دلائل الامامه، منسوب كرده است. مق‍: Rosenthal

[ 223 ]

در Tabari ص 119، Gilliot در " " Tabari ص 76 وبحثى كه ذيل عنوان كتاب " حديث الولاية " در همين فهرست آمده. همانطور كه آقابزرگ يادآور شده، از آنجا كه خطبه ء پيامبر [ ص ] در آغاز ماه رمضان، آن گونه كه در اقبال نقل شده در متن باقى مانده البشاره وجود ندارد، نشان مى دهد كه متن موجود ناقص است. در واقع چاپ محقق اين كتاب (نجف 1383) داراى يازده جزء مى باشد وگفته شده كه متن اصلى هفده جزء بوده است (عاملي، امل الامل 2 / 234 واز آن رياض 5 / 17 ; روشن نيست كه آيا شيخ حر اصل كتاب را ديده است يانه). 93. * + البلغاء / محمد بن على صاحب الغزالي (م 561) اقبال الاعمال 758 / 528 طرائف 109 / 27 تنها دو جمله از اين منبع نقل شده كه هر دو در كتاب اقبال وطرائف (در طرائف * دوبار در برگ 25 - ر و 25 - پ) آمده است ; همچنين در ابن بطريق عمدة ص 182) و خصائص (ص 103 [ در آنجا كلمه بالبلغاء نيامده ] = تحقيق: المحمودى ص 163) و (به توسط طرائف وعمده) در بحار 35 / 248 - 249. در همه اين منابع، آنچه از بلغاء نقل شده، نقلى است از تفسير ثعلبى در تفسير (الكشف والبيان أو) آيه اول تا نهم سوره انسان. مورد نقل شده از الكشف در ارتباط با گرسنگى است كه اهل بيت [ ع ] متحمل آن شدند ; اين نقل در منابع مختلف آمده از جمله كشاف زمخشرى ومفاتيح رازى ونيز تأليفات شيعي. ابن بطريق وابن طاووس، اظهار مى دارند كه، مؤلف بلغاء اطلاعاتى بر آنچه ثعلبى داده افزوده است كه از آسمان مائده أي براى اهل بيت [ ع ] آمده كه هفت روز از آن استفاده كردند. در باره ء هويت مؤلف مشكلاتي وجود دارد. در اقبال وطرائف / طرائف * / طرائف * *، از أو با عنوان محمد بن على الغزالي ياد شده است. بياضى در فهرست منابعي كه مع الواسطة ازآنها نقل كرده (صراط 1 / 6) اين تأليف را به محمد بن على (بدون ذكر

[ 224 ]

نسبت) منسوب كرده است. در صراط 1 / 183، نقلى را آورده كه در اقبال وجود دارد ومؤلف را محمد بن على صاحب الغزالي مى شناساند ; همان نقل را ابن بطريق در هر دو تأليف خود آورده است. عنوان دوم درست تر مى نمايد زيرا از يك طرف نام محمد بن على الغزالي ظاهرا در جائى نيامده واز طرف ديگر غزالي تنها يك شاگرد با نام محمد ابن على داشته كه ظاهرا أبو سعيد محمد بن على بن عبد الله ابن حمدان الجاوانى الحلوى العراقى (م 561) مى باشد ; أو زماني كه جوان بود براى تحصيل به بغداد آمد ونزد استاد درس خواند (سبكى 4 / 88، صفدى 4 / 155، بروكلمان 1 / 332 - 333، ذيل 1 / 493) ; اما كتابي با عنوان بلغاء به أو نسبت داده نشده است. 94. + كتاب برء الساعة / أبو بكر محمد بن زكريا الرازي (م 313) ذريعه 3 / 84 ش 254 الامان 78 / 91، 143 - 151 / 152 - 161 در باره مؤلف نك‍: سزگين 3 / 274 - 294. ابن طاووس اين رساله (در باره امراضي كه مى توان در يك ساعت آنها را معالجه كرد) را چنين توصيف كرده كه پنج برگ بوده (الامان 78 / 91) ومتن آن به طور كامل در الامان (144 - 151 / 152 - 161) نقل شده است (مطلبي كه ذريعه بدرستى يادآور شده اما سزگين متذكر آن نشده است). همين متن بطور مستقل درنسخه هاي خطى وچاپى وجود دارد ; مق‍: Ullmann در Medizin ص 135 ; سزگين 3 / 284 ش 8 (بايد به اينها نسخه كتابخانه دانشگاه پرينستون New 129 [ Series شماره قفسه 548 ] رااضافه كنيم). در الامان 78 / 91، عنوان كتاب " برء ساعة " آمده (همچنين در الامان 2 والامان * ; در الامان * * والامان * * * ساعة والساعة هردو آمده است) ويادآور شده كه تأليف به نام " الكناش " معروف است. اين عنوان به تأليف ديگرى رازى يعنى المنصوري اشاره دارد. مق‍: Ullmann در Medizin ص 132 ; سزگين 3 / 281 - 283 ش 2 ; در مورد متن نك‍: فهرست نسخه هاي خطى كتابخانه ء دانشگاه پرينستون 515 (New Series شماره قفسه 968).

[ 225 ]

95. كتاب البرهان في اسباب نزول القرآن / محمد بن على المازاندرانى ابن شهرآشوب (م 588) ذريعه 2 / 12 ش 37 طرائف 80 - 81 / 20 - 21، 431 - 432 / [ ند 130 ] در باره مؤلف نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 715 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن شهرآشوب " [ از:. ] B. Scarcia Amoretti اين عنوان تنها در برخى از نسخه هاي طرائف ثبت شده است (طرائف 80 / 20 طرائف * برگ 19 - پ، 116 - ر). در طرائف 1 ص 431 كتاب اسباب نزول القرآن آمده ودر (Sbath ص 11 ش 205) بيان التنزيل آمده است. ابن طاووس، مؤلف را محمد بن على المازندرانى مى شناساند ونه باعنوان " ابن شهرآشوب " كه براى نسلهاى بعد شناخته شده بوده (همچنين نك‍:.) Sbath ابن شهرآشوب تأليف خود را به عنوان الاسباب والنزول على مذهب آل الرسول (معالم ص 119 ش 791 وبه نقل از أو: ذريعه ; مق‍: روضات 6 / 290) يا به عبارت كوتاه تر: الاسباب والنزول (مناقب 1 / 12 - 13) ناميده است. اين تأليف، احتمالا موجود است. محسن امين (اعيان 46 / 136) اظهار مى دارد كه در كتابخانه حسينيه نجف نسخه أي از تأليف ابن شهرآشوب را باعنوان " كتاب اسباب نزول القرآن " ديده است. دو مورد نقل شده درطرائف مشتمل بر تفسير آيات 18 سوره اسراء و 180 سوره بقره است. در هر دو مورد ابن شهرآشوب تأكيد مى كند كه اين مواد درمنابع مختلف اهل سنت وجود دارد. مق‍: 6. Rippin , " Asbab " , p 96. * * ؟ (كتب) الدعوات / ناشناخته ذريعه 8 / 176 - 179 اقبال الاعمال 105 - 106 / 627 - 628، 301 - 302 / 62 - 63، 472 - 476 / 256 - 260، 479 - 480 / 261 - 262، 542 - 545 / 325 - 329، 609 - 612 / 397 - 400، 662 / 452 - 453، 747 - 754 / 519 - 525

[ 226 ]

جمال الاسبوع 186 - 189 از مواردي كه از اين تأليف نقل شده چنين بدست مى آيد كه ابن طاووس مجموعه أي مشتمل بر تأليفاتي در ادعيه در اختيار داشته است. عبارت " كتب " كه جمع كتاب است بدين شكل توجيه مى شود (مق‍: - > [ كتب ] العبادات) ; عبارت ابن طاووس اين فرض را تقويت مى كند " ما وجدناه في نسخة عتيقة من كتب الدعوات " (اقبال 479 / 261). متنى كه دراقبال 662 / 452 ازكتب الدعوات گرفته شده مربوط به يك جزء است كه مشتمل بر ادعيه أي است با خط أبو غالب الزرارى (م 368) كه حسين بن عبيدالله الغضائري (م 411) از شيخ خود زيد بن جعفر العلوى المحمدى (زندگى در اوائل قرن پنجم ; نك‍: رياض 2 / 359 - 360، در آنجا أو را زيدي معرفى كرده است ; النابس ص 82) روايت كرده است. حاصل آنكه توان گفت نيمه دوم قرن چهارم، اولين تاريخ براى كتب الدعوات مى تواند باشد (يا حداقل براى يكى از اجزاء آن) ; محتمل است كه ادعيه ء مختلفى كه دراقبال از " كتب اصحابنا العتيقة " آمده، از همين مجموعه باشد. نك‍: - > كتاب عتيق فيه دعوات وروايات من طريق اصحابنا. 97. * ؟ كتاب دفع الهموم والاحزان وقمع الغموم والاشجان / احمد بن داود النعماني ذريعه 8 / 233 ش 970، 18 / 69 ش 716 الامان 114 - 115 / 126 - 127 مهج الدعوات 103، 304 المجتنى 1 - 5 عنوان كامل كتاب در المجتنى آمده (مق‍: Strothmann صص 104، 118 ش 10 و 121) ; از اين كتاب درجائى ديگر با عنوان كتاب " دفع المهموم والاحزان " ياد شده است. همه نقلها از جزء چهارم تأليف گرفته شده است. در الامان ومهج الدعوات ص 103 همسان بوده ومشتمل بر دعايى است كه امام على [ ع ] در صفين بعد از آنكه ابن عباس خوف خود را از دشمنانى كه در اطرافش بودند اظهار كرد، براى وى خواند. موارد ديگر نيز مشتمل بر دعاهايى براى زمان گرفتارى است. دعايى كه درمهج الدعوات

[ 227 ]

ص 304 آمده، گفته شده كه حضرت نوح [ ع ] در اوج طوفان آنرا خوانده است. موارد نقل شده در المجتنى (ونك‍: روضات 4 / 330) مشتمل بر دعاهاى حضرت يعقوب [ ع ] ويوسف [ ع ] وحضرت محمد [ ص ] وامام على [ ع ] وامام حسن [ ع ] وتوبة العنبري (م 131 ; نك‍: ابن سعد 7 / 240 - 241 تهذيب 1 / 515 - 516) مى باشد. كفعمي در جنه (مث‍: ص 204 = جنه * برگ 55 - پ ; صص 232 - 233 = جنه * برگ 62 - پ 63 - ر) والبلد (مث‍: ص 523، وبه نقل أو ذريعه 18، دفع بجاى كشف آمده) مواردي را نقل كرده است. درباره مؤلف اطلاعي در دست نيست (مق‍: اعيان 8 / 265) ونداشتن سند، يافتن تاريخ تقريبي آنرا نيز ناممكن مى سازد در رياض 2 / 270 از أو با عنوان داود بن احمد بن داود وبه عنوان يك شيعه ياد شده است. 98. * كتاب الدلائل / أبو العباس عبد الله بن جعفر بن الحسين الحميرى القمى (زنده در 297) ذريعه 8 / 273 ش 1001 الامان 51 / 65، 116 - 117 / 128 - 129، فتح الابواب 243 - 244 كشف المهجه 35 محاسبة النفس 17 / 7 - 8 فرج المهموم 2، 97 - 98، 119، 222 - 223، 226 - 227، 229 - 233، 244 - 245، 247 - 248 نجفى ص 482 = بحار 3 / 220 [ ند سعد السعود 79 ] در باره ء مؤلف نك‍: سزگين 1 / 165. اين تأليف ذيل نام حميري درنجاشى (ص 219 ش 573) طوسى (فهرست ص 132 ش 441) ياد شده است. ابن طاووس، به آن با عنوان " باب " يا " جزء " اشاره مى كند. بدين ترتيب " كتاب الدلائل في دلائل الصادق " (فرج المهموم ص 2) ; " كتاب دلائل الرضا " (الامان 116 / 128) ونيز جزء اول (الامان ص 51 / 65) وجزء دوم (فرج المهموم صص 2، 247) ; نقلى كه از جزء نخستين آمده

[ 228 ]

مربوط به پيامبر [ ص ] وآنچه در دومين آمده مربوط به امام صادق [ ع ] وامام مهدى [ ع ] است. بنابراين دو جزء (دو جلد) بوده كه نخستين آنها مشتمل بر ابوابى راجع به پيامبر [ ص ] وپنج امام اول ودومين آن درباره هفت امام آخر بوده است. نسخه أي كه در اختيار ابن طاووس بوده در دست الحسين بن عبد الله الغضائري بوده است (فرج المهموم ص 97، 229). تقريبا همه ء موارد نقل شده درباره ء معجزات پيامبر [ ص ] و امامان [ ع ] است. درسعد كتاب الدلائل را منبعي براى تفسير " الذين اصطفينا... " كه در سوره فاطر آيه 32 آمده به اينكه آيه مربوط به تمام اولاد پيامبر [ ص ] است قرار داده است ; اين جمله در سعد نيست اما در نقل نجفى وبحار الانوار آمده است. نام كتاب الدلائل در كشف الغمه اربلى ج 2 / 349 ; 3 / 89، 152 - 153، 174 - 175، 206 - 217، ودر صراط 1 / 104 آمده است ; به گفته ء آقابزرگ، كتاب در اوائل قرن دوازدهم موجود بوده است. نك‍ - > قرب الاسناد. 99. * * كتاب الدلائل / أبو عبد الله محمد بن ابراهيم بن جعفر النعماني ابن زينب (م. ح. 360) ذريعه 8 / 237 ش 1005 الامان 119 / 131 فرج المهموم 95 - 96 درباره مؤلف وتأليف وى نك‍: سزگين 1 / 543 ; Bar Asher صص 62 - 68. طوسى در فهرست از أو ياد نكرده، اما نجاشى (ص 383 شما 1043) وابن شهرآشوب (معالم ص 118 ش 783) به كتاب دلائل أو اشاره نكرده اند. گويا ابن طاووس تنها مؤلفي است كه مستقيما از آن نقل مى كند. مورد نقل شده كه در فرج المهموم آمده حاكى از مهارت امام رضا [ ع ] در علم نجوم است. اين نقل از جزء نهم كه مربوط به دلائل فوق طبيعي است كه ثابت مى كند امام رضا [ ع ] امام هشتم بوده است. مى توان حدس زد كه اولين باب مربوط به دلائل پيامبر [ ص ] وبقيه ابواب مربوط به ساير امامان به ترتيب امامت آنها بوده چرا كه موردى كه در الامان آمده (دعايى است ازامام صادق [ ع ] (كه در وقت

[ 229 ]

قرار گرفتن در برابر شير خوانده مى شود) در جزء هفتم كتاب بوده است (گرچه ابن طاووس اشاره أي نكرده است). 100. * كتاب دلائل الامامة (يا: الائمة) / محمد بن جرير بن رستم الطبري (زندگى نيمه اول قرن پنجم) ذريعه 8 / 241 ش 1018 الامان 52 - 60 / 66 - 73، 124 - 125 / 135 اقبال 69 / 598، 233 / 6 كشف المحجة 35 لهوف 53 - 54 / 61 - 62 فرج المهموم 102 - 107، 223 - 224، 227 - 234، 239 - 247 طرائف * برگ 144 - ر، پ، طرائف * * برگ 185 - ر، پ [ ند طرائف 523 / 162 ] اليقين 50 - 53 / 222 - 223 در بارمؤلف نك‍: سزگين 1 / 540 ; Rosenthal در. Tabari ص 119. گرچه اسم أو در بيشتر نقلهاى ابن طاووس به عنوان محمد بن جرير (ابن رستم، الامان 124، اقبال 233، لهوف، فرج المهموم 227، 229، 231، 232، 233، طرائف * واليقين) شناسانده شده، در مواردي نيز به عنوان محمد بن رستم (فرج المهموم 223) يا محمد بن رستم بن جرير (الامان 52 كشف المحجة، فرج المهموم 102) از وى ياد شده است. چندان روشن نيست كه ابن اسامى مختلف ناشى از خود ابن طاووس است يا كاتبان كتابهاى وى. در كشف المحجة، فرج المهموم ص 223 واليقين، به ابن تأليف باعنوان " كتاب الدلائل " اشاره شده است. بخش نخست كتاب دست ما نرسيده (مجلسي نيز آن بخش را در دست نداشته است). ازآغاز آنچه برجاى مانده چنين نقصى بدست مى آيد. اين آغاز از اواسط فصل مربوط به حضرت فاطمه [ ع ] آغاز مى شود. آنچه كه بدست نيامده (علاوه برابتداى اين فصل) فصلهاى مربوط به حضرت محمد [ ص ] وامام على [ ع ]

[ 230 ]

مى باشد. اين فصول در دسترس ابن طاووس قرار داشته ووى بايد از نخستين مؤلفاني بوده باشد كه از اين كتاب نقل كرده است. وى داستان معراج واعطاى لقب امير المؤمنين به امام در حيات پيامبر [ ص ] را ياد مى كند (اليقين 50 - 53 / 222 - 227) كه هر دو متعلق به جلد اول كتاب (جلد يا جزء ; گويا در نسخه ء ابن طاووس هر فصلى به صورت يك جلد مجزا بوده است) (اقبال 233 / 6) است ; وى از جلد دوم برخى از معجزاتي كه بدست امام على [ ع ] انجام شده، آورده است (فرج المهموم 102 - 107) ; هيچكدام از اين نقلها درنسخه ء چاپى نيامده است. نقلهاى ديگر همه درنسخه ء چاپى وجود دارد. فرج صص 223 - 224 = دلائل ص 67 (امام حسن [ ع ]) ; لهوف = دلائل ص 74 ; فرج المهموم 227 = دلائل ص 75 (امام حسين [ ع ]) ; الامان صص 124 - 125 / 135 = دلائل ص 93 ; فرج المهموم 228 = دلائل ص 90 (امام زين العابدين [ ع ]) ; الامان 52 - 60 / 66 - 73 = دلائل صص 104 - 109 (امام باقر [ ع ]) ; فرج المهموم صص 229 - 230 = دلائل ص 118 (امام صادق [ ع ]) ; فرج المهموم ص 231 = دلائل 171 (امام كاظم [ ع ]) ; فرج المهموم صص 221 - 232 = دلائل صص 186 - 187 (امام رضا [ ع ]) ; فرج المهموم 232 = دلائل ص 210 (امام جواد [ ع ]) ; فرج المهموم ص 233 - 234 = دلائل صص 221 - 222 امام هادى [ ع ]) ; اقبال ص 69 / 598 = دلائل ص 223 (امام عسكري [ ع ]) ; فرج المهموم 239 - 247 مشتمل بر نقلهايى از فصلى راجع به امام دوازدهم [ ع ] فرج المهموم 239 - 244 = دلائل ص 228 - 286 ; فرج المهموم 244 - 245 = دلائل ص 288 ; فرج المهموم 245 - 247 = دلائل صص 304 - 306) ; مورد نقل شده در طرائف * / طرائف * * (در آنجا عنوان تأليف نيامده) تلخيصي است از نقلهايى كه بطور كامل در فرج المهموم 104 - 107 آمده است. مق‍ - > مشهد عود در همين فهرست. در باره ء ارتباط ميان كتاب دلائل الامامه وكتاب المسترشد في الامامه دشوراى هايى وجود دارد. نجاشى (376 ش 1024) تنها از كتاب دوم ياد كرده وآن را به محمد بن جرير بن رستم طبري منسوب مى كند. همين سبب شده تا مجلسي (بحار 1 / 39 - 40) گمان كند هر دو عنوان متعلق به يك تأليف است. محقق بى نام در مقدمه ء

[ 231 ]

كتاب الدلائل (نجف 1369) از اين نظر دفاع كرده است ; وى بر آن است كه اينها دو جزء يك تأليف بوده اند كه هر كدام عنوان مختلفى داشته اند. در واقع، همانگونه كه در ذريعه (21 / 9 ش 3690) آمده، اينها دو تأليف مختلف از دو نويسنده است كه داراى يك نام مى باشند. نخستين آنها ابن جرير (مؤلف مسترشد) در نيمه اول قرن چهارم مى زيسته ; درست يك قرن پيش از ابن جرير دوم (مؤلف دلائل). (آگاهيهاى داده شده توسط سزگين نيز بايد اصلاح شود.) كتاب المسترشد في الامامه چاپ شده است (نجف بى تا). 101. + - دلائل النبوة / أبو بكر احمد بن الحسين بن على البيهقى (م 458) طرائف 58 / 15 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " البيهقى " [ از: ; ] J. Robson درباره تأليف نك‍: بروكلمان 1 / 447 ذيل 1 / 619. شهرت آن در ميان عالمان شيعي از نقلهاى متعددى كه از آن شده، بدست مى آيد. مثلا در طبرسي، اعلام الورى (صص 8، 17، 37 - 38، 40 - 41، 47، 52 - 54، 68 - 69، 123 - 124، 220). آخرين چاپ كتاب با تحقيق عبدالمعطى قلعه جى منتشر شده است بيروت، 1405، 7 ج). مورد نقل شده كه در طرائف تلخيص شده در 4 / 209 - 212 آمده است. اين نقل مربوط به حديث پيامبر [ ص ] در شب غزوه ء خيبراست كه پرچم را در دست كسى خواهد داد كه أو خدا را دوست دارد وخدا نيز أو را (يعنى: امام على [ ع ]) 102. * * ؟ كتاب دلائل النبوه / أبو القاسم الحسين بن محمد السكوني (قرن چهارم ؟) فرج المهموم 29 نسخه ء مورد استفاده ابن طاووس، نسخه ء دستنويس مؤلف بوده كه تاريخ سماع 12 رمضان 422 بر آن بوده است. سكوني كه ابن طاووس وى را جامع اين كتاب ياد كرده (جمع ابى القاسم السكوني) ناشناخته است. من تمايل بدان دارم تا كتاب را روايت سكوني از ابن بابويه بدانم زيرا در مورد نقل شده، آنگونه كه در بحار 15 / 180 -

[ 232 ]

181، 58 / 239 آمده، سكوني از محمد بن على بن الحسين (كه نام ابن بابويه است) روايت مى كند ; اما نامى كه در فرج المهموم ص 29 آمده الشريف أبو عبد الله (كنيه ابن بابويه ابن جعفر است) محمد بن على بن حسين بن على بن عبد الرحمن (ناشناخته) مى باشد. در اين نقل، حسان بن ثابت روايت كرده است كه چگونه وى در سن هفت يا هشت سالگى در مدينه يك يهودى را ديد كه بعد از مشاهده ستارگان گفت: بعثت پيامبر [ ص ] در آن شب آغاز خواهد شد. همان قصه با اسناد مشابهى در أبو نعيم، دلائل ص 16 آمده است. 103. + - دلائل القبلة / أبو العباس احمد بن ابى احمد الفقيه الطبري البغدادي ابن القاص (م 335) الامان ص 81 / 94 درباره مؤلف (كه نام أو در الامان احمد بن ابى احمد الفقيه آمده) نك‍: سزگين 1 / 496 - 497. تأليف با عنوان كتاب المعرفة (نك‍: صفا، تعريف بعض المخطوطات مكتبتي، المشرق 16، 1913 صص 435 - 446 در صص 439 - 442) ونيز با عنوان " عجائب السموات والارض " (در نسخه ء 13315 Br. Lib Or كه بايد به سزگين افزوده شود) شناخته مى شود. ابن طاووس توصيه كرده كه انسان بايد اين كتاب را براى كمكى كه به شناخت قبله مى كند در مسافرت همراه داشته باشد. سزگين دو نسخه از كتاب را (به صوررت فاكسميلى) به چاپ رسانده يكى (نسخه احمد تيمور بلدان، ش 103) در: , Zeitschrift fur Geschichte der Arabisch _ Islamischen Wissenschaften 4، 1987 - 1988 صص 7 - 91 (بخش عربي) ودومى (نسخه ولى الدين شماره 2453 برگ هاي 147 - 169 پ) در همان نشريه، 5، 1989 صص 7 - 53 (بخش عربي). 104. * * الدلالة بالسمع على ان النجوم دلائل على حادثات / أبو القاسم على بن الحسين بن موسى الشريف المرتضى (م 436)

[ 233 ]

فرج المهموم 54 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف ايرانيكا مقاله " علم الهدى " [ از:. ] W. Madelung عنوان فوق محتملا توصيف محتواى آن است تا عنوان آن. مورد نقل شده پاسخ مرتضى به پرسشى است با همين عنوان، كه آيا نصى وجود دارد كه بتوان حوادث را از روى مشاهده ستارگان پيش بينى كرد ؟ اين متن (نقل شده در بحال 58 / 289 - 290) جزئي از مجلدى بوده كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته ومشتمل بر تأليفاتي از مفيد و مرتضى بوده است (نيز مق‍ - > مسأله في قول النبي: على اقضاكم)، كاتب نسخه " المسائل السالاريه " كه براى متن چاپى رسائل الشريف المرتضى استفاده شده، اين نقل را از فرج المهموم آورده وبه المسائل السالاريه اضافه كرده است (رسائل الشريف المرتضى ج 2 ص 311 - 312). 105. * ؟ - كتاب دانيال / ناشناخته ذريعه 22 / 188 ش 6627 كشف المحجة ص 61 عنوان كتاب در كشف چنين آمده: كتاب دانيال المختصر من كتاب الملاحم. گويا اين عنوان تحريف شده أي است ; احتمالا عنوان درست آن مى تواند چنين باشد: الكتاب المختصر من كتاب الملاحم لدانيال. در خاتمه بحار الانوار (110 / 172) افندي، به نقل از كشف، عنوان كتاب را " كتاب الملاحم لدانيال " (ذريعه نيز) ياد كرده وبراى متن كشف، دو تفسير پيشنهاد مى كند (الف) اين كه ابن طاووس خلاصه أي از كتاب دانيال را آورده (براى اين تفسير در كشف مؤيدي وجود ندارد) ; (ب) اين كه نسخه أي از كتاب دانيال در كتابخانه ابن طاووس وجود داشته (اين صريحا در كشف آمده است با اين كلمات: وهو عندنا الان) ; افندي مى افزايد: أو نسخه أي از كتاب الملاحم را براى مجلسي خريدارى كرده است. (آقا بزرگ عبارت كشف المحجة را به خطا تفسير به اين كرده است كه ابن طاووس، كتاب دانيال يا خلاصه آن را در دست داشته است). چند تأليف درباره ملاحم با عنوان " كتاب ملحمة دانيال " باقى مانده است

[ 234 ]

(ملحمه يعنى پيشگوئى راجع به آخر الزمان ; مق‍: WKAS ذيل مورد). اين تأليفات نشان مى دهد كه چگونه مى توان حوادث آينده را از روى پديده هاي نجومى وآسمانى پيشگوئى كرد ; مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " دانيال " (از:) G. Vajda، " ملحمه " (از:) T. Fahd وارجاعاتي كه در آنجا داده شده است. با آنكه متن نقل شده در كشف المحجة (كه نقل به معناى اصل است) متعلق به علائم آخر الزمان است، اما عناصر نجومى وآسمانى در آن وجود ندارد. ضمن آن نقل آمده است كه أبو بكر وعمر از كتاب دانيال كه در اختيار يهود بوده، اطلاع از حكومت پيامبر [ ص ] يافته واينكه پس از رحلت ايشان، قدرت به جاى آنكه به على [ ع ] برسد به شخصي از بنى تيم وآنگاه به شخصي از بنى عدى خواهد رسيد. آنان با آگاهى از اينكه اين اطلاعات بر آنان منطبق است، به اسلام گرويدند تا آن قدرتي را كه دانيال متذكر شده بدست آورند (نقل شده در: بحار چ سنگى ج 8 ص 251). اين يك تحرير شيعي از كتاب دانيال است ومحتملا با متنى كه پيشگويى حكومت ناصر اطروش (م 304) را كرده يكى است ; نك‍: المحلى كتاب الحدائق الورديه در: 213.. Madelung , Zaydi Imams , p همانگونه كه گذشت افندي نسخه أي از اين كتاب دانيال شيعي كشف كرده است اما هيچ نشانى بر باقى ماندن اين كتاب وجود ندارد. اين كتاب غير از نسخه هاي خطى ملحمة دانيال است كه (Ullmann ص 293) وسزگين (7 / 312 - 317) بدان اشاره كرده اند ونيز غير ملحمة دانيال ناشناخته أي است كه با مقدمه شاگرد مجلسي، نعمت الله جزائري (نجف [ بى تا ]) به چاپ رسيده است. اين متن با ترجمه انگلسى از A. Fodor با عنوان زير چاپ شده است. , " Malhamat Daniyal " , The Muslim East , Studies in Honour of Julius Germanus. 133 - 85. ed. Gy. Kaldy - Nagy , Bedapest , 4791 , pp بيست وشش صفحه افست عكس چاپ نجف نيز در آن آمده است. - > مق‍: ". G. Vajada " Quelques Obsevations Sur la Malhamat Daniyal در مجله Arabica، 23، 1976 صص 84 - 87) ; اين از نوع كتابهايى كه مربوط به

[ 235 ]

پديده هاي آسمانى است مى باشد وهيچگونه ويژگى شيعي ندارد. تأليف ديگر از اين نوع، كتاب دانيالى است كه راوندى در قصص الانبياء صص 232 - 237 از آن نقل كرده واز وى در بحار 58 / 330 - 334 ; جزائري، انوار 2 / 121 - 125 ; بحراني، كشكول 1 / 387 - 391 آمده است. 106. * + ذيل (يا: تذليل) تاريخ بغداد / أبو عبد الله محمد بن محمود بن الحسن ابن النجار البغدادي الشافعي (م 643) الامان 107 - 108 / 118 - 119، 129 - 130 / 140 بحار الانوار 76 / 205 [ ند فلاح 275 / 249 ] اقبال الاعمال 56 - 57 / 585 - 586، 181 / 685 لهوف 124 - 125 / 140 - 141، 154 - 155 / 173 - 174 مهج الدعوات 214، 320 الملاحم والفتن 125 - 126 / 138، 160 / 177، 166 - 167 / 183 محاسبة النفس 22 / 11، المجتنى 21 فرج المهموم 110 - 111 طرائف 98 - 99 / [ ند 24 ]، 110 - 111 / [ ند 27 ] اليقين 26 / 166، 30 / 174، 187 / 485، 192 / 494 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن النجار " (.) C. E. Farah ابن طاووس (همانگونه كه در باب اول فصل اول گذشت) شاگرد ابن نجار بوده ومكرر به أو به عنوان " شيخ المحدثين ببغداد " اشاره مى كند. اين تأليف كه با عنوان كتاب التذييل نيز معروف وادامه تاريخ بغداد خطيب بغدادي است، تنها قسمتي از آن باقى مانده است ; مق‍: بروكلمان، ذيل 1 / 563 ; C. E. Farah در مقاله: 1964 , 84 , C. E. Farah , " Ibn - al - Najjar: ANeglected Arabic Historian " , JAOS , 1977 , 54 , pp. 022 - 032 , at pp. 722 - 922 ; " J. Van Ess , " Safadi - Spliter " , Der Islam

[ 236 ]

. 77. pp. 77 - 801 , at pp مجيد الذهبي مقاله: المجلد العاشر لذيل تاريخ لمدينة السلام، مجلة معهد المخطوطات العربية، ش 26، 1982 صص 745 - 7774. در يك مورد (لهوف 124 / 140) ابن طاووس از شرح حال فاطمه فرزند أبو العباس از جلد سى ام كتاب نقل مى كند. با فرض آنكه شرح حال زنان در آخر كتاب مى آيد (همانند تاريخ بغداد) مى توان پذيرفت كه كتاب مشتمل بر سى جلد بوده (همانگونه كه سبكى [ ج 5 ص 41 ] اظهار كرده است ; تعداد مجلداتي كه در ملحقات ابن الفوطى ص 205 وابن كثير 13 / 169 آمده شانزده جلد مى باشد) اين مجلدات بايد بسيار بزرگ باشند زيرا چاپ پنج جلدى حيدر آباد 1987 - 86 تنها مشتمل بر بخشى از حرف " عين " است. متن نقل شده در لهوف ص 154 - 155 / 173 - 174 كه از شرح حال على بن نصر شوكي گرفته شده، در چاپ حيدر آباد ج 4 ص 247 آمده است ; ديگر نقلها از مجلدات غير موجود مى باشد. بنابه آنچه در اقبال ص 57 / 585 آمده، ابن طاووس از نسخه أي استفاده كرده كه آخرين خليفه عباسي مستعصم (خلافت 640 - 656) براى " رباط " مادر خود وقف كرده بود. ابن طاووس، از اين تأليف هم براى مطالب شرح حال وهم براى احاديث با گرايش علوى استفاده كرده است ; به عنوان مثال براى قسمت دوم نك‍: الامان 107 - 108 / 118 - 119 كه در 54. Kohlberg , " Antediluvian " , p مورد بحث قرار گرفته است. ابن طاووس بعضا از ذيل، به توسط خلاصه ء خود با عنوان " التحصيل من التذييل " نقل مى كند (نك‍: باب دوم فصل دوم). 107. * * ؟ ذكر الايات التى نزلت في امير المؤمنين على بن ابى طالب وتفسير معناها / ناشناخته (قرن چهارم) ذريعه 10 / 33 ش 159 سعد السعود 11، 113 - 116 اليقين 133 - 135 / 376 - 380، 161 - 162 / 431 عنوان فوق، در سعد آمده است. آقا بزرگ آنرا عنوان كتاب خاصى دانسته است. اما به

[ 237 ]

ظن قوى توصيف محتوى كتاب است. در اليقين عنوان كتاب " نسخة فيه ذكر اسماء على " آمده اس‍ ت ; همان نقل كه در سعد (كراسه ششم برگ 6 - پ) واليقين 133 - 135 / 376 - 380 آمده بعنوان حديث البساط شناخته مى شود. مجلسي متن مورد مذكور را از اليقين نقل كرده (بحار 39 / 138 - 141) ويادآورى كرده (ص 141) كه در سعد از يك منبع ناشناخته (بعض الكتب المعتبرة) با همان اسناد آمده است. گرچه احتمالا مجلسي متوجه اين نكته نشده اما واضح است هر دو نقل در سعد واليقين از يك كتاب بوده است. ابن طاووس با بيان آغاز نسخه در هر دو تأليف اين مسأله را ثابت كرده است. اسناد از نوع روايات جابر از امام باقر [ ع ] است (مق‍: Kohlberg , " Unusual ".) isnad اولين نام آن محمد بن احمد كه به احتمال همان محمد بن احمد بن يحيى الاشعري القمى (زندگى در اواخر قرن سوم) مى باشد ; أو به نوبه خود از دو واسطه از عبد الله بن موسى الكاظم نقل كرده است. دوره حيات مؤلف را موقتا مى توان نيمه ء اول قرن چهارم دانست. حديث نقل شده در اليقين ص 161 - 162 / 431 تفسير آيه 3 سوره روم مى باشد. 108 * * ؟ ذكر ما نزل من القرآن في رسول الله وفي على وفي اهل البيت وفي شيعتهم وتأويل ذلك / ناشناخته (قرن چهارم ؟) ذريعه 10 / 36 ش 184 سعد السعود 11، 111 - 112 مورد نقل شده در سعد در بحال 36 / 26 - 27 ذيل عنوان " كتاب ما نزل... " نقل شده است. عنوان كتاب در ذريعه " ذكر ما نزل من القرآن في رسول الله واهل البيت " ياد شده است. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ محرم 406 استفاده كرده وقطع كتاب را " بزرگتر از ربع وكوچكتر از نصف " توصيف مى كند كه از پوست يا كاغذ خراسان ساخته شده بوده است (نك‍: بحثي كه در باب سوم فصل پنجم آمده است). مورد نقل شده كه از جزء اول (برگ 37 - ر) اخذ واز شعبى نقل شده روايتي است مشتمل بر سخنان متبادله ميان پيامبر [ ص ] وعلى [ ع ] بعد از زخمى شدن على [ ع ] در احد ; در آنجا آمده است كه آيه

[ 238 ]

146 آل عمران اشاره به اين رخداد دارد. همان داستان (اما با اسناد ديگرى) در نقلى از كتاب ابن دأب (م 171 مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن دأب " [ از:) ] Ch. Pellat در اختصاص مفيد * ص 138 نقل شده است. 109. * + كتاب ذكر منقبة المطهرين اهل بيت محمد سيد الاولين والاخرين / أبو نعيم احمد بن عبد الله بن احمد الاصفهانى (م 430) ذريعه 23 / 149 ش 8453 اليقين 29 - 30 / 173 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 445 - 446 ذيل 1 / 616 - 617. درآنجا از اين تأليف ياد نشده ; در اليقين 1 بجاى " المطهرين " " المظهرين " چاپ شده است. اين عنوان به چند صورت آمده " منقبة المطهرين " (ابن شهر آشوب، مناقب 2 / 5، 256، صراط 1 / 153)، " في فضائل امير المؤمنين " (ابن شهر آشوب، مناقب 2 / 173)، " منقبة المطهرين (يا " الطاهرين) ومرتبة الطيبين " (معالم ص 25 ش 123 واز آنجا: ذريعه ; روضات 1 / 273). در معالم اين عنوان ميان تأليفات أبو نعيم مربوط به امام على [ ع ] آمده است. از اين تأليف حيدر بن محمد الحسينى شاگرد ابن شهر آشوب در كتاب الغرر والدرر (مفقود ؟) نقل مى كند (نك‍: مث‍: بحار 35 / 316، 330، 333، مق‍: ذريعه 16 / 43 ش 180) وگاه ابن البطريق در العمدة. 110. * * + ذكر الروايات عن النبي [ ص ] انه قال لامير المؤمنين على بن ابى طالب: انت منى بمنزلة هارون من موسى (وغيره) / أبو القاسم على بن المحسن بن على التنوخى (م محرم 447) طرائف 53 - 54 / 14 درباره مؤلف نك‍: صفدى 21 / 401 - 404 وارجاعات همانجا. هيچكدام از اين


. درباره ء عدم صحت انتساب اختصاص به مفيد نك‍: شبيرى، مجله نور علم ش 40 صص 82 - 60 و ش 42 صص 150 - 174. (*)

[ 239 ]

مآخذ از اين كتاب ياد نكرده اند، وگويا تنها از طريق ابن طاووس ما از آن آگاهى داريم. در عاملي، اثبات (4 / 45) كه اين نقل از طرائف در آن آمده در عنوان كتاب بجاى " روايات " " الروايات " آمده است. در طرايف 2 (ودر اثبات) نام پدر مؤلف " الحسن " آمده است ; اما صورت صحيح آن در طرائف 1 وبحار 37 / 268 آمده است. ابن طاووس از نسخه أي استفاده كرده كه 30 برگ داشته كه تاريخ روايتي در آن به سال 445 بوده است. أو اين تأليف را چنين توصيف مى كند كه در آن حديث انت منى از سى نفر از صحابه روايت شده است (اسامى آنها را نيز ذكر مى كند). مؤلف كه فرزند تنوخي (م 384) معروف مى باشد به يك عنوان معتزلي (ياقوت، الادباء 5 / 301) ويك شيعي مبرز (صفدى 21 / 402: كان شيعيا معتزليا ; همينطور شذرات 3 / 276: كان راية الرفض والاعتزال) * شناخته مى شود ; در برابر، ابن طاووس أو را به عنوان يك سنى مبرز توصيف مى كند (من اعيان رجالهم). 111. * * ؟ ذكر رتبة ابى طالب في قريش ومراتب ولده في بنى هاشم / أبو الحسن (يا: الحسين) النسابة (زندگى در اواخر قرن سوم ؟) ذريعه 10 / 77 ش 139 اليقين 186 / 484، 195 / 502 عنوان فوق همان است كه در اليقين 195 / 502 آمده ; در اليقين 186 / 486، عنوان كتاب " رتبة ابن طالب " وغيره آمده است. آقا بزرگ (به اشتباه) بجاى " في قريش " " و قريش " آورده است. اين كتاب در شوال 310 تأليف (يا كتابت) شده است. كنيه أو در اليقين أبو الحسن آمده ودر بحار (كه در آنجا هر دو نقل به توسط اليقين آمده) ; (40 / 24 - 25) أبو الحسين آمده است. مؤلف (كه محتملا همان أبو الحسين القاسم الموسوي النسابة است كه در 364. Sellheim , Handschrften , p از أو ياد شده) از نسابه ديگرى با نام أبو عبد الله محمد بن صالح بن مهران البصري معروف به ابن نطاح كه مورخ قابلى نيز بوده، روايت مى كرده است ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن النطاح " (از:


. ذهبي در ميزان الاعتدال (ج 2 ص 152) بجاى " راية " آورده است: كان رأيه الرفض والاعتزال. م (*)

[ 240 ]

.) F. Omar متن نقل شده روايتي از رسول خدا [ ص ] است كه خطاب به امام على [ ع ] مى گويد أو امير المؤمنين بوده واولين كسى است كه روز قيامت با رسول خدا [ ص ] مصافحه خواهد كرد. 112. * + الدراية في (ل‍) حديث الولاية / أبو سعد (يا: سعيد) مسعود بن ناصر بن ابى زيد السجستاني (يا: السبحزى) الركاب (م 477 يا 478) ذريعه 8 / 56 ش 167 اقبال 663 / 453، 666 / 457 سعد السعود 71 طرائف 15 / 5 اليقين 27 - 28 درباره مؤلف نك‍: السمعاني 7 / 86 ; ذهبي، تذكره صص 8 - 1216 ; على الحسينى الميلاني، خلاصة عبقات الانوار (تهران 5 - 1404) 4 / 100 - 102. براساس روايت ابن جوزي (المنتظم 9 / 13) ذهبي (ص 1217) وابن حجر (لسان 6 / 33) سجستاني به عنوان قدري شناسانده شده. در اقبال عنوان فردي ضد علوى (المخالف لاهل البيت في عقيدته) اما فردي مورد اعتماد معرفى شده است. آقا بزرگ أو را معتزلي فرض كرده كه تشيع خود را پنهان مى كرده است. عنوان كتاب در اقبال 1 ص 663 " كتاب دراية حديث الولاية " ودر اليقين " كتاب الولاية " آمده است. اين تأليف كه متعلق به حديث غدير است بنابه توصيف ابن طاووس داراى هفده جزء (اقبال 663 / 453) ومشتمل بر مجلدى داراى بيست كراسه (اقبال 666 / 457) بوده است. از اين كتاب در اجازه علامه حلى به بنو زهرة (الاجازة الكبيرة لبنى زهرة الحلبي در بحار 107 / 84 ; (محقق كتاب [ در پاورقى 3 ] مى گويد: أو نتوانسته درباره مؤلف اطلاعي كسب كند) ياد شده است در طرائف 15 / 5، قسمتي از مقدمه " العمدة " ابن بطريق نقل شده است. در آنجا كتاب الولاية يكى از منابع كتاب ابن بطريق ذكر شده است. همچنين نك‍: الاميني، الغدير 1 / 155.

[ 241 ]

113. * [ ديوان ] / أبو القاسم على بن الحسين بن موسى الشريف المرتضى (م 436) ذريعه 9 [ جزء سوم ] / 735 ش 5050 لهوف 4 / 3 - 4 ابن طاووس چند بيت شعر (درباره ء حادثه كربلا) از آن گرفته بدون آنكه به ديوان اشاره كند، شايد از حافظه نقل كرده باشد. علاوه بر آن تعدادى از اشعار، گويا از همان مرثيه در مناقب ابن شهر آشوب (3 / 235 - 236) وجود دارد. اين اشعار در ديوان شريف مرتضى تحقيق رشيد الصفار، قاهره 1378، نيامده است. ابن طاووس به ندرت از ديوانها در آثار باقى مانده اش ياد مى كند. 114. * * كتاب ديوان النسب / أبو القاسم على بن الحسن بن محمد بن على المرتضى (زندگى در اوائل قرن هفتم) ذريعه 9 [ جزء چهارم ] / 1184 ش 6743 كشف المحجة 132 فرج المهموم 22، 35، 52، 149 گرچه ابن طاووس در كشف المحجة نام مؤلف را نياورده، در فرج المهموم از أو با عنوان على بن مرتضى (فرج المهموم 22، 35) ياد كرده وبدرستى أو را از اعقاب الشريف المرتضى مى شناساند (فرج المهموم 52، مق‍: Matar ص 363 ونيز نك‍: ابن عنبه، عمدة الطالب صص 169 - 170 = چاپ نجف صص 206 - 207). افندي (رياض 4 / 263) عنوان اين تأليف را يادآورد شده اما اظهار مى كند كه درباره آن چيزى نمى داند. به واقع، ديوان النسب سرگذشتى غير عادى داشته است. براساس داستانى كه ابن زهره (غاية الاختصار صص 74 - 76) از أبو القاسم على بن احمد العبيدلى شنيده، اين تأليف داراى مطاعن زيادي درباره طالبي ها وعباسي ها بوده است. زماني كه مؤلف بيمار شد، بر نسخه خود چنين نوشت: اين تأليف مشتمل بر اموري است كه أو در آنها تحقيق نكرده واز رواى موثقي نشنيده است. اگر بهبود يابد آنرا تنقيح كرده وصرفا

[ 242 ]

مطالب درست را نگاه خواهد داشت ; در صورتي كه بميرد بايد به دجله انداخته شود. وى بلا فاصله درگذشت، زماني كه خبر مرگ وى به ابن طاووس (كه ابن زهره أو را به عنوان كسى كه علاقمند به كتب، مخصوصا از اين نوع بوده، ياد كرده است) رسيد أو به ديدار وارثان رفته وبه آنها صد دينار پيشنهاد كرده وبا اصرار نسخه را از آنان گرفت. اندكى قبل از وفات ابن طاووس، وى به فرزند خود مصطفى دستور داد تا كتاب را در دجله بيندازد اما مصطفى آنرا تا اندكى پيش از وفات خود نگاه داشت. آنگاه به برادر خود كه أو را على بن احمد، به عنوان " نقيب فعلى رضى الدين على " معرفى مى كند، دستور داد تا در دجله بيندازد. اما على نيز از اسلاف خود مطيع تر نبوده واين تأليف در خانه ء وى ماند. على بن احمد كه كتاب را در آنجا ديد، آن را به عنوان كتابي كه در سه جلد در قطع نصف بوده ونخستين آنها به بنى الحسن دومي به بنى الحسين وسومى به ديگر طالبيان وعباسيان اختصاص داشته توصيف كرده است (همچنين مق‍: كشف المحجة، ابن عنبه، عمده). ابن طاووس نقلهاى متعددى از ديوان النسب آورده ; در دو مورد (هر دو از انتهاى جلد سوم) به تورات استناد كرده كه ادريس نخستين كسى بوده كه از نى به عنوان قلم استفاده كرده ونيز اولين كسى بوده كه حركت ستارگان را محاسبه كرده است (يا اولين كسى بوده كه زايجه [ ] horoscpe مى كشيده) (اول من حسب حساب النجوم) (فرج المهموم ص 22) واينكه در سلطنت كسرى تولد رسول خدا [ ص ] توسط محاسبات نجومى پيشگويى شده بود (فرج المهموم ص 35). (براى ادريس / هرمس مق‍: Ullmann، فهرست، ذيل مورد " هرمس " بويژه ص 373). موارد نقل شده در فرج المهموم صص 52 و 149 (دومي از بخش اول) مربوط به طالع وزايجه ء شريف مرتضى وبرخى از خاندان أو مى باشد. 115. - كتاب الديات / روايت شده ء ظريف بن ناصح (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 2 / 159 ش 595 (ذيل اصل)، 8 / 286 [ شماره ند ] الملاحم والفتن 105 / 117

[ 243 ]

درباره ء تأليف نك‍: سزگين 1 / 537 ; 159 - 158.. Kohlberg , " Usul , p گفته شده كه ظريف بن ناصح كه ابن طاووس أو را مؤلف كتاب الديات مى داند، از عبد الله بن سعيد بن حيان بن ابجر (يا: بن الجبر) (م 240) واو به نوبه خود از امام على [ ع ] به توسط چندين نفر روايت كرده است. اين تأليف به عنوان " كتاب عبد الله بن ابجر " نيز شهرت دارد ; نك‍: نجاشى ص 209 ش 553، ص 217 ش 565 ; طوسى، فهرست ص 116 ش 375 ; همين متن در كتاب الاصول السته عشرة، تحقيق حسن مصطفوى، قم، 1405 صص 134 - 148 چاپ شده است. ابن طاووس مى گويد أو مجموعه أي در اختيار دارد كه از كتاب الديات آغاز مى شود. 116. * * ؟ كتاب الدعا / عبدالقاهر (يا: القادر) بن ابى القاسم الاشترى ذريعه 8 / 182 ش 720 اقبال 23 / 553 مؤلف (آقا بزرگ هر دو نام وى را آورده) ناشناخته است. عنواني كه در اينجا آمده، در ذريعه ياد شده ودر اقبال تنها با عنوان " كتاب " بدان اشاره شده است. اين نشان مى دهد كه آقا بزرگ از نسخه ء ديگر اقبال استفاده كرده است (مق‍: - > ابن طاووس، كتاب الاقبال). مورد نقل شده مربوط به دعاى شب اول محرم است. 117. * * ؟ [ دعا ] / محمد بن عبد الله (يا: عبيدالله) الاسكندرى (زندگى در اواسط قرن دوم) مهج الدعوات 18 - 23، 201 - 211 اسكندري خود را (مهج الدعوات 18 و 201) از نزديكان منصور خليفه عباسي واز علاقمندان به امام صادق [ ع ] مى داند. مورد نقل شده دو روايت مختلف دعايى است از امام ششم [ ع ] كه آن حضرت را از توطئه قتل توسط منصور نجات داد. اولين روايت (مهج ص 18 - 23) از على بن عبد الصمد (درباره ء أو نك‍: منتجب الدين ص 139 ش 322 واز آنجا: ثقات العيون صص 193 - 194) است ; دومين آنها كه اندكى

[ 244 ]

طولاني تر است، در آخر مجموعه أي كه به " قطع نصف الثمن " بوده واولين كتاب آن " كتاب التنبيه لمن يتفكر فيه " (نك‍: همين فهرست ذيل همين مورد) بوده، نقل شده است. *. * * [ كتاب الدعاء ] / زيد بن جعفر العلوى الشريف أبو الحسين المحمدى (زنده در اوائل قرن پنجم) اقبال 662 / 452 آقا بزرگ در النابس ص 82، عنوان فوق را از اقبال استنباط مى كند. در آنجا تنها اشاره أي به كتاب زيد بن جعفر كه مشتمل بر دعايى است براى شب غدير، وجود دارد. عنوان كتاب زيد بن جعفر هر چه باشد، ابن طاووس مستقيما از آن نقل نكرده بلكه به توسط " (كتب) الدعوات " (نك‍: همين فهرست ذيل همين مورد) نقل كرده است. دعاهايى كه در جمال الاسبوع 40 - 42، 385 - 393، 512 - 519، مهج الدعوات 114 - 119 آمده واز زيد بن جعفر روايت شده، محتملا از همين كتاب أو به توسط (كتب) الدعوات اخذ شده است. 118. دعاء / على بن الحسين زين العابدين [ ع ] (م 94 يا 95) ذريعه 1 / 396 ش 2059 ; 8 / 102 ش 801 اقبال 573 - 583 / 358 - 369 درباره مؤلف كه امام چهارم شيعيان دوازده امامى است نك‍: سزگين 1 / 526 - 528. مورد نقل شده مشتمل بر دعاى آن امام است براى وقوف در روز عرفه. اين دعا در صحيفه سجاديه نيامده وگويا جزء مجموعة مولانا زين العابدين [ ع ] نيز كه نقلهايى از آن در اقبال 1 نيامده، نيست. (نك‍: همين فهرست ذيل همين عنوان). 119. * * كتاب الدعاء والذكر / أبو محمد حسين بن سعيد بن حماد الاهوازي (زنده در 300) ذريعه 8 / 195 ش 763

[ 245 ]

مهج الدعوات 70 - 71 و 102، المجتنى 15 - 17 نام مؤلف در مهج الدعوات 70 / مهج الدعوات * برگ 41 - پ / مهج الدعوات * * برگ 46 - پ / مهج الدعوات * * * برگ 34 - ر، أبو الحسين بن سعيد آمده است. اين عنوان (بدون ياد از نام مولف) در فهرست منابع " البلد " (ص 502) آمده است ; در مهج الدعوات ص 71 والمجتني، به عنوان " كتاب الدعاء " آمده است. موارد نقل شده، مشتمل بر دعاى رسول خدا [ ص ] در روز احزاب (مهج 70 - 71) ودعاي امام على [ ع ] در روز صفين (مهج ص 102) ودعائي براى مرض الخنازير (المجتنى) است. 120. * * + كتاب دعاء الهداة إلى اداء حق الموالاة / الحاكم أبو القاسم عبيدالله بن عبد الله الحسكاني الحذاء (م بعد از 470) ذريعه 8 / 196 ش 765 اقبال 663 / 453، 671 / 459 كلمه ء موالاة در اقبال 2 ص 453 نيامده است، (اما در اقبال 1 ص 663 آمده). عنواني كه در اقبال آمده بر عنواني كه در: عاملي، اثبات (4 / 61، 63 كه آنجا اين نقل از اقبال آورده شده) آمده ترجيح دارد ; يعنى " دعاة الهداة إلى اداء حق الولاة ". موارد نقل شده مربوط به حديث غدير است. اين مطابق با آگاهيهايى است كه حسكانى در كتاب شواهد التنزيل 1 / 190 مى دهد. در آنجا كتاب الدعاء الهداة إلى اداء حق المولاة را چنين توصيف كرده كه داراى 10 جزء ومشتمل بر اسانيد حديث غدير است. كتاب دعاء الهداة ميان تأليفات حسكانى در معالم (ص 78 ش 527) نيامده است. همچنين نك‍: امينى، الغدير 1 / 156. ابن طاووس حسكانى را سنى مى داند. افندي برخلاف أو، وى را شيعه أي مى داند كه تقيه مى كرده است (رياض 3 / 299 ; نك‍ به طور كلى 3 / 256 - 257، 296 - 300). اين حقيقت كه نام حسكانى در معالم آمده، موضع افندي را تقويت مى كند. اما رأى ابن طاووس مى تواند درست باشد زيرا اگر حسكانى مى خواست عقايد شيعه خود را

[ 246 ]

پنهان كند، بايد شدت طرفدارى از امام على [ ع ] را به اين وضوح، در شواهد التنزيل بروز نمى داد ; بنابراين شرح حال هاي معمولي كه از اين عالم در دست است واو را به عنوان حنفى مى شناسد بايد به عنوان يك حقيقت نه موضع ظاهري أو مورد استناد واقع شود. (مق‍: فارسي، سياق تاريخ نيشابور برگ 76 - ر، Bulliet , Patricians صص 229 - 230). 121. * * كتاب الدعاء والزيارة / محمد بن على بن محمد الطرازى (زنده در نيمه ء اول قرن پنجم) ذريعه 8 / 195 ش 764 اقبال 99 - 102 / 624، 128 - 130 / 643 - 644، 140 - 141 / 654 - 655، 162، 163 / 670 - 671، 167 / 675، 169 - 171 / 677 - 678، 183 - 184 / 687 - 688، 193 - 194 / 697 - 699، 212 - 213 / 715 - 716، 427 - 428 / 200 - 201، 554 - 555 / 337، 682 / 466، 690 - 699 / 472 - 481 جمال الاسبوع 32 - 33 در اقبال وجمال الاسبوع از اين تأليف با عنوان " كتاب " ياد شده است. عنواني كه در اينجا آمده از آقا بزرگ (ذريعه، النابس ص 176) كه از نسخه ديگر اقبال استفاده كرده، نقل شده است. آگاهيهايى كه از وى در دست بوده (نام وى در جمال الاسبوع على بن محمد الطرازى آمده) بوسيله آقا بزرگ (النابس صص 175 - 176) گردآورى شده است ; وى (ذريعه) تأكيد مى كند كه از اين مؤلف تنها در آثار ابن طاووس نقل شده است. نسخه ء مورد استفاده ابن طاووس دستنويس مؤلف بوده است (اقبال 212 / 715). 122. * * + درة الاكليل في تتمة التذييل / أبو الحسن محمد بن احمد بن عمر بن حسين بن خلف القطيعى الحنبلى (م ربيع الثاني 634) فرج المهموم 30 - 31، 209

[ 247 ]

نام مؤلف تنها در فرج المهموم ص 30 آمده ; در آنجا نام جد وى به اشتباه " عمرو " ياد شده است. درباره قطيعي نك‍: ياقوت (م 626) البلدان (4 / 377)، ذيل مورد قطيعة العجم ; در آنجا يادآورى كرده است كه وى در حال حاضر زنده است) ; ذهبي، سير 23 / 8 - 11 وارجاعات همانجا ; ابن رجب، ذيل 2 / 212 - 214 ; ابن حجر، لسان 5 / 55 - 56 (واز آنجا: اعيان 8 / 303) ; شذرات 5 / 162 - 163 (واز آنجا: اعيان 2 / 138) (در آنجا نام مؤلف احمد بن محمد آمده است). وى در مستنصريه استاد حديث بوده است (ابن رجب، ذيل 2 / 213)، ومحتملا ابن طاووس در آنجا وى را ملاقات كرده است. درة الاكليل (كه به احتمال ناتمام مانده) به عنوان تاريخ چهار جلدى بغداد وادامه ء تاريخ عبد الكريم سمعاني (م 562) كه خود متمم تاريخ بغداد خطيب بوده، شناسانده شده است (مق‍: بركلمان 1 / 402). ابن نجار (به نقل ذهبي) مى گويد: أو در اين كتاب اشتباهات فراوانى ديده واز مؤلف بدليل عدم دقت ونكته سنجى انتقاد مى كند. ابن طاووس، نقلى از شرح حال عبد الاول بن عيسى بن شعيب آورده كه در جلد سوم كتاب بوده است. در اين مورد، هرقل از ستاره ها درباره ء آمدن رسول خدا [ ص ] آگاه شده است. 123. * * + كتاب دستور المذكرين ومنشور المتعبدين / أبو موسى محمد بن ابى بكر (يا: عمر) بن ابى عيسى المدنى (يا: مدينى) (م 581) ذريعه 8 / 166 ش 679 اقبال 25 - 26 / 554 - 556، 160 / 668، 175 / 682، 307 / 66 - 67، 519 - 521 / 304 - 305، 523 / 308. درباره مؤلف نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 604. حاجى خليفه (1 / 754) نام وى را أبو موسى المدينى محمد بن عمر الحافظ ياد مى كند. گويا اين كتاب درباره ء دعاهاى روزها ومواقع مختلف سال بوده است. آنگونه كه از اسناد ومتون نقل شده در آن بدست مى آيد گويا تمايل صريح شيعي نداشته (گرچه مشتمل بر روايتي بوده كه استحباب ادعيه را در شب عاشورا متذكر مى شده است).

[ 248 ]

124. * * + - فضائح المعتزلة / أبو منصور عبدالقاهر بن طاهر البغدادي (م 429) طرائف 357 / 103 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " البغدادي " (از:.) A. S. Tritton اين كتاب به عنوان مثال ياد شده در: سبكى 3 / 239، كتبي 2 / 239، كتبي 2 / 372. اين كتاب محتملا با " فضائح القدرية " البغدادي كه با آن در الفرق بين الفرق، قاهره 1367 ص 110 اشاره شده، يكى بوده است. ابن طاووس مى گويد در اين تأليف، همانگونه كه در الفرق بين الفرق بغدادي هست، امور عظيمه أي را به معتزله نسبت مى دهد. *. * كتاب الفضائل يا الروضة في الفضائل والمعجزات / أبو عبد الله الحسين بن حمدان الخصيبى الجنبلانى (يا: جنبلائى) (م 346 يا ربيع الاول 358) ذريعه 11 / 281 ش 1720 ; 16 / 249 ش 993 مؤلف بنيانگذار حقيقي فرقه نصيريه بوده است. (نك‍: 260 - 244. H. Halm , " Das ' Buch der Schatten , ' " Der Islam , 55 , 7891 , pp درباره ء شرح حال وى نك‍: همان صص 258 - 260)، اين تأليف در فهارس معمول كتب خصيبى نيامده است (و Halm نيز متذكر آن نشده است). در اينجا اندكى ابهام وجوددارد كه آيا دو عنوان مربوط به يك تأليف است يا دو تأليف ; من بيشتر ما يلم تا آنها را مربوط به يك تأليف بدانم. هر دو عنوان، به احتمال، تنها در يك منبع يعنى اثبات (نك‍: به ذيل همين بحث) آمده است. به نظر نمى رسد كه شيخ حر عاملي به دو تأليف ناشناخته خصيبى اشاره كرده باشد. آقا بزرگ كه به اين احتمال تمايل دارد بر اين باور است كه از اين تأليف در اقبال ياد شده اما اشاره به محل آن در اقبال چاپى نشده است گرچه محتمل است كه نسخه أي كه در اختيار آقا بزرگ بوده با نسخه ء چاپى متفاوت باشد، اما احتمال قوى تر آنست كه از مطلبي كه در رياض (2 / 50 واز أو در اعيان 25 / 348) آمده استنباط نادرستى كرده باشد. آن مطلب را مى توان بدين صورت معنى كرد: " يكى از تأليفات خصيبى " الهداية في الفضائل " است [ كه تأليفي است جداى از تأليفي كه در بالا آورديم ]... شيخ معاصر ما [ يعنى حر عاملي ] در كتاب الهداة [ اثبات

[ 249 ]

الهداة ] في [ بجاى ب‍، مق: ذريعه 25 / 161، ش ند ] النصوص والمعجزات، از أو [ خصيبى ] ياد مى كند. ودر آنجا اين تأليف [ يعنى كتاب الهداية في الفضائل ] را به أو منسوب كرده واز آن نقل مى كند. ابن طاووس در آغاز كتاب الاقبال از أو با عنوان الحسين بن حمدان بن الخطيب [ نك‍: اقبال 69 / 598 در آنجا نام أو ميان رواتي آمده كه تاريخ رحلت امام عسكري [ ع ] را هشتم ربيع الاول ذكر مى كنند ] ياد مى كند ; اين [ يعنى ابن الخطيب بجاى الخصيبى ] مى تواند از اشتباه كاتب باشد ; فتأمل. أو [ يعنى حر عاملي نه ابن طاووس ] در آن [ يعنى اثبات الهداة ] [ به خصيبى ] كتاب الروضة في الفضائل را منسوب مى كند وگاهى كتاب الفضائل را [ گويا به اين معنى كه حر عاملي به كتاب خصيبى به دو عنوان مختلف اشاره كرده است ] منسوب مى كند ; ولى در جاى ديگر اثبات، حر عاملي مى گويد: كتاب الروضة في الفضائل به ابن بابويه منسوب شده است. شايد اين دو [ يعنى كتاب الروضة خصيبى والروضه منسوب به ابن بابويه ] يك تأليف هستند ". اين عبارت نياز به توضيح دارد. در واقع اثبات از كتاب الروضة في الفضائل خصيبى (2 / 170 - 174) وكتاب الفضائل أو (3 / 100 - 101) (عنوان دوم، آنگونه كه من از عبارت افندي مى فهمم تنها مخفف اولى است) نقل مى كند. فهرست منابع اثبات كه كامل نيست (مق‍: ذريعه 1 / 111 ش 541) هيچكدام از اين عناوين منسوب به خصيبى را ندارد. (در واقع در ليست منابع يك تأليف يعنى كتاب الهداية في الفضائل به خصيبى منسوب شده [ نك‍: اثبات 1 / 58 ] كه از آن مرتب نقل شده است [ اثبات 1 / 58 ; 3 / 636 - 637، 4 / 147 - 148، 196 - 197، 261 - 263، 343 - 344 ; 7 / 142 - 143 ].) در فهرست منابع اثبات كتابي با عنوان " كتاب الروضة في الفضائل " آمده كه حر عاملي متذكر منسوب بودن آن به ابن بابويه مى شود (اثبات (1 / 54). حر عاملي كه نسخه أي از اين كتاب را داشته (نك‍: عاملي، امل الامل 2 / 284) بدرستى در باره ء ادعاى نسبت كتاب شك داشته است (عاملي، امل الامل 2 / 365) آيا مى توان گفت، همانگونه كه افندي مى گويد، وى اين كتاب را تأليف خصيبى مى دانسته است ؟ چنين سخنى محتمل بنظر نمى آيد، زماني كه أو از تأليف منسوب به ابن بابويه نقل

[ 250 ]

مى كند كاملا با دقت آنرا " الروضة في الفضائل المنسوب إلى (الصدوق) ابن بابويه " مى نامد (نك‍: اثبات 1 / 352 - 355، 518 - 525 ; 2 / 413 - 419 ; 3 / 361 - 375 ; 4 / 456 - 471، 5 / 365 - 366) ; وگويا هيچ دليلى وجود ندارد كه يكباره از اين روش خود دست بردارد. كتاب الروضه منسوب به ابن بابويه، اكنون موجود است (مق‍: ذريعه 11 / 282 ش 1721) ويكى از منابع بحار بوده است. مجلسي بطور قطعي ثابت كرد كه اين كتاب، متنى از قرن هفتم است (بحار 1 / 14) وبنابراين نمى تواند تأليف خصيبى بوده باشد ; خلاصه اينكه نقلهايى كه در اثبات آمده تنها نشانى است براى اينكه خصيبى كتابي با عنوان " كتاب الفضائل " يا " كتاب الروضة في الفضائل " داشته است. گويا هيچ شاهدى در دست نيست تا نشان دهد ابن طاووس از آن يادى كرده باشد. 125. * + فضائل على [ ع ] / أبو عمرو عثمان بن احمد بن عبد الله بن يزيد الدقاق ابن السماك (م 344) طرائف 81 / 20 اليقين 19 - 20 / 151، 153، 180 - 181 / 472، 200 / 512 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 185 - 186. عنوان تأليف در اليقين 200 / 512 به عنوان " فضائل امير المؤمنين " آمده است. اطلاعي درباره ء اينكه كتاب باقى مانده يا نه در دست نيست. ابن طاووس از نسخه ء مورخه ء ذى حجه ء 340 بهره برده كه داراى مطالبي (و شايد حواشى) با خط مؤلف (وعلى بعض اجزاءها خطه) بوده است. در طرائف اشاره أي (به توسط برهان ابن شهر آشوب) به كتابي از أبو عمرو عثمان بن احمد شده است كه محتملا " فضائل على " مى باشد. 126. * * + فضائل على [ ع ] / أبو العباس احمد بن محمد بن سعيد ابن عقدة (م 333) ذريعه 5 / 102 ش 424 ; 16 / 254 ش 1016 اليقين 33 - 34 / 180 - 182

[ 251 ]

درباره ء اين مؤلف زيدي جارودي نك‍: سزگين 1 / 182 ; درباره ء كتابخانه ء أو نك‍: باب سوم فصل اول. در اليقين فضائل على [ ع ]، به عنوان يك جزء توصيف شده كه عبد الواحد بن محمد بن عبد الله الفارسى روايت كرده وآنرا در تاريخ ذى حجه 406 املاء كرده است. اليقين تنها منبعي است كه از اين تأليف ياد مى كند. 127. + فضائل على بن ابى طالب ومراتب امير المؤمنين [ ع ] / أبو القاسم اسماعيل (بن على) بن احمد البستى (م. ح. 420) ذريعه 20 / 289 ش 3015 اليقين (96 - 97 - 314 - 315، 202 / 517 درباره مؤلف كه زيدي معتزلي است نك‍: كحاله 2 / 279، سزگين 1 / 626. نام أو در اليقين (وايضا در ابن المرتضى، طبقات ص 117) اسماعيل بن احمد آمده است ; بنظر مى رسد احمد نام پدر بزرگ أو بوده است. عنواني كه در اينجا آورده ايم در اليقين 96 / 314 آمده است، اين تأليف با عنوان " كتاب المراتب " (نك‍: ابن شهر آشوب، مناقب 2 / 173) وبه عنوان " كتاب مراتب (يا: فضائل) امير المؤمنين على بن ابى طالب " نيز شناخته مى شود (نك‍: اليقين 97 / 315). آقا بزرگ (كه از ابن طاووس سخنى نمى گويد) از كتاب، با عنوان " المراتب " ياد كرده است. نسخه ء ابن طاووس، از روى نسخه أي از كتابخانه أي بود كه ضياء الدين أبو محمد عبد الملك بن محمد الهمذانى در مسجد قديم همذان ساخته بود. تعدادى از نسخه هاي اين تأليف باقى مانده اند ; نك‍: طباطبائي، اهل البيت، تراثنا 5 / 2، صص 108 - 131 در صص 127 - 128. 128. * * + فضائل امير المؤمنين / أبو عبد الله احمد بن محمد الطبري الخليلى معروف به غلام خليل (م 275) ذريعه 16 / 255 ش 1017 اليقين 97 - 125 / 316 - 391 درباره مؤلف نك‍: اعيان 9 / 455 - 461. ابن طاووس از نسخه أي استفاده كرده كه در

[ 252 ]

قاهره، در ربيع الثاني 411 نوشته شده بود. وى چندين روايت درباره ء فضائل امام على [ ع ] نقل مى كند كه ميان آنها روايتي طولاني درباره ء غدير وجود دارد. چندين روايت از اين كتاب به توسط اليقين در بحار الانوار چاپ سنگى ج 8 صص 215 - 216، 465، و (نيز گويا به توسط اليقين) در عاملي، اثبات (3 / 240 - 241) آمده است. در اثبات (1 / 73) اين كتاب ميان منابع سنى آمده كه حر عاملي به واسطه از آنها نقل مى كند. 129. * * + فضائل امير المؤمنين / الناصر (خليفه عباسي) (م 622) ذريعه 16 / 255 ش 1018 اليقين 135 - 137 / 381 - 383 اين عنوان مطابق با ذريعه (به نقل از نسخه اليقين) است. در اليقين به اين تأليف به عنوان " رواية الخليفه الناصر من بنى العباس وفضائل لمولانا على " [ ع ] اشاره شده است. در بحار 37 / 325، از اين تأليف با عنوان " كتاب " ياد شده است. جالب اينكه حر عاملي به نقل از اليقين آن را " كتاب فضائل العباس وعلى " خوانده است (اثبات 4 / 171). ابن طاووس اين تأليف را از فخار بن معد بن فخار الموسوي (م 630) (درباره ء أو نك‍: باب اول فصل اول) روايت مى كند، واو به نوبه خود از الناصر روايت كرده است. بنابراين روشن است كه الناصر به علماى امامية همانند علماى سنت اجازه مى داده است. درباره ء نقل حديث از الناصر نك‍: Hartmann در Nasir صص 206 - 232. سندى كه در اليقين آمده مشتمل بر اسامى تعدادى از روات الناصر مى باشد. مى توان آن را به فهرستى كه G. Vajda در مقاله: - 173. " Une liste d ' atuorites du calife al - Nasir li - din Allah " , Arabica , 6 , 9591 , pp. 177 شناسانده افزود. موارد نقل شده مشتمل بر رواياتي درباره ء نامگذارى على [ ع ] به امير المؤمنين مى باشد. 130. * * ؟ كتاب فضائل امير المؤمنين [ ع ] / أبو القاسم على بن عبد العزيز بن محمد

[ 253 ]

النيشابوري (زندگى در اوايل قرن سوم ؟) فرج المهموم 92 - 93 نك‍: تنقيح ش 8351: در آنجا كسانى با نام على بن عبد العزيز ذكر شده اند كه همگى ناشناخته اند. مؤلف تأليفي كه ابن طاووس از أو نقل مى كند در رياض 4 / 122 به عنوان يك عالم متقدم (من قدماء العلماء) آمده است. سندى كه در مورد نقل شده آمده، از شخصي بنام على بن احمد آغاز مى شود كه از ابراهيم بن فضل (الهاشمي المدنى از اصحاب امام صادق [ ع ] ; مق‍: طوسى، رجال ص 144 ش 25) نقل مى كند. اگر مؤلف بدون واسطه از على بن احمد روايت كرده باشد (اين سخنى است كه به درستي نمى توان اثبات كرد) مى توان حدس زد. أو در اوايل قرن سوم زندگى مى كرده است. بهر روى غير محتمل است كه أو على بن عبد العزيز الكوفى باشد كه شاگرد امام پنجم وششم [ ع ] بوده و نجاشى (ص 276 ش 725) كتابي به أو نسبت مى دهد. يك عبد العزيز بن محمد بن اسحاق النيشابوري (زنده در 330) در تاريخ بغداد 10 / 455 ياد شده است، اما شاهدى مبنى بر ارتباط أو با مؤلف وجود ندارد. ابن طاووس از نسخه ء عتيقي در قطع نصف (قطع نصف الورقة) استفاده كرده كه آن را در كتابخانه على بن ابي طالب [ ع ] در نجف يافته است. متن نقل شده مشتمل بر مباحثه امام صادق [ ع ] وفردى يمنى است كه ضمن آن امام آگاهى خود را درباره ء اخترشناسى ثابت مى كند. ابن طاووس مى گويد نقل ديگرى از اين روايت در كتاب عبد الله بن القاسم الحضرمي وجود دارد. 131. * * + فضائل امير المؤمنين على بن ابي طالب وفاطمة والحسن والحسين / روايت شده ء أبو بكر محمد بن عبد الله بن ابراهيم بن عبدويه الشافعي البغدادي البزاز (م 354) سعد السعود 20، 236 - 237 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 191 (در سعد السعود بجاى عبدويه، عبد الله آمده است). مؤلف را نمى توان داراى تمايلات ضد سنى دانست ; زماني كه آل بويه روايت احاديث در فضائل صحابه را ممنوع كردند واعلاميه أي بر ضد صحابه بر روى درهاى مساجد نصب كردند، أبو بكر با روايت احاديث فضائل صحابه در مسجد، با اين تصميم به

[ 254 ]

مخالفت برخاست (صفدى 3 / 347 ; مق‍: تاريخ بغداد 5 / 456 - 457) ; با اين وجود، أو احاديثي از امام هفتم [ ع ] روايت كرده است. " مسند موسى الكاظم بن جعفر بن محمد " از أو باقى است (نك‍: سزگين). كتاب الفضائل در مجموعه أي قرار داشته كه بخش نخست " ما نزل من القرآن في امير المؤمنين [ ع ] " جلودي در آن بوده است (نك‍: همين فهرست ذيل همين مورد). 132. * * + كتاب فضائل القرآن / أبو بكر عبد الله بن محمد بن عبيدالله ابن ابى الدنيا (م 281) طرائف 116 - 117 / [ ند 28 ] درباره ء أو نك‍: بروكلمان 1 / 153 ذيل 1 / 247 - 248 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن ابى الدنيا " [ از:. ] A. Dietrich مورد نقل شده مشتمل بر سه روايت از حديث ثقلين است. هر سه مورد (به توسط طرائف) در بحار الانوار 23 / 109 - 110، عاملي، اثبات 3 / 168 نقل شده است. به گفته ء صلاح الدين منجد (معجم مصنفات ابن ابى الدنيا در مجله ء RAAD ش 49، 1974 صص 5779 - 594 در ص 590) آگاهى درباره ء باقى ماندن اين تأليف در دست نيست. 133. * + - فضائل الصحابة / أبو سعيد (يا: سعد) عبد الكريم بن محمد بن المظفر (يا: منصور) التميمي السمعاني (م 562) طرائف 154 / 38 در طرائف، از اين كتاب با عنوان " الفضائل " اشاره شده واز مؤلف آن با عنوان سمعاني ياد شده است. عنوان كامل (وگاهى نام كامل مؤلف) در مناقب ابن شهر آشوب (مث‍: 1 / 10، 203، 289 ; 356 ; 2 / 75، 208، 237، 256 ; 3 / 6، 82، 111، 153، 155 - 156، 189) آمده است. اين تأليف در شرح حال سمعاني در روضات 5 / 100 آمده است گرچه در فهرست ابن نجار از تأليفات سمعاني (در مقدمه ء محقق بر سمعاني 1 / 24 - 28) وشرح حال وى در طبقات سبكى نيامده است. گويا آن كتاب در

[ 255 ]

دست هاشم بحراني بوده وظاهرا بلا واسطه از آن نقل مى كند (نك‍: معاجز ص 260). * * * + - فضائل الصحابة / عبد العزيز العكبرى (زندگى در قرن چهارم ؟) طرائف 179 / [ ند 45 ] هويت مؤلف نامشخص است، البته تمايل به اين مطلب هست كه أو را يا أبو بكر عبد العزيز بن جعفر الحنبلى معروف به غلام الخلال (نك‍: ابن ابى يعلى 2 / 119 - 127 ; تاريخ بغداد 10 / 459 - 460) ويا: ابن بطة العكبرى (م 387) (نك‍ - > كتاب الابانه) بدانيم. گويا اولى به عكبرى معروف نبوده ونام ابن بطه، عبيدالله است وكتابي باعنوان فضائل الصحابة به هيچكدام نسبت داده نشده است. اين تأليف در طرائف به توسط " كشف المخفي " ابن بطريق ياد شده ودر آنجا گفته شده كه داراى هفت روايت درباره ء حضرت مهدى [ ع ] است. به گفته ء ابن بطريق همه ء روايات آن از مسند احمد بن حنبل گرفته شده است. * * + - فضائل الصحابة / محمد بن الصباح الزعفراني طرائف 81 / 20 نام كتاب در طرائف، الفضائل آمده است. عنوان كامل آن در مناقب ابن شهر آشوب (1 / 10، 297، 3 / 107) آمده است. آنجا كه نجاشى (ص 365 ش 985) كتاب محمد بن صباح را ذكر مى كند محتملا اشاره به زعفراني باشد. اين شخص (محمد بن صباح) از اصحاب امام كاظم [ ع ] بوده است (طوسى، رجال ص 360، ش 29). هويت مؤلف نامشخص است ; شايد أو پدر أبو على الحسن بن محمد بن الصباح الزعفراني (م 260) شاگرد شافعي بوده است (درباره أو نك‍: سبكى 1 / 250 - 251 ; تهذيب 2 / 318 - 319 ; سزگين 1 / 491 - 492) ; اما چون ابن طاووس مؤلف فضائل را سنى ياد مى كند به احتمال مقصودش همين شاگرد (شافعي) است (با فرض اينكه " الحسن بن " از طرائف 81 / 20 افتاده است). اين مسأله با اين حقيقت پيچيده تر مى شود كه شرح حال نويسان عناوين تأليفات الحسن زعفراني را ياد نمى كنند (مق‍: سزگين 1 / 492).

[ 256 ]

ابن طاووس از اين تأليف، به توسط برهان ابن شهر آشوب نقل مى كند. 134. * * فضل العقيق والتختم به / أبو محمد قريش بن السبيع (يا: سبيع) بن (ال‍) مهناء العلوى المدنى (م 620) ذريعه 16 / 270 ش 1134 الامان 38 - 39 / 51 - 52 بحار الانوار 92 / 321 = مستدرك 3 / 293 [ ند فلاح ]. مؤلف در كودكى از مدينه به بغداد آمده وبراى مدتي كتابدار كتابخانه ء تربت سلجوقيه بوده است. نك‍: انوار ص 136 (به نقل از جلد منتشر نشده وافى صفدى) ; رياض 4 / 394 - 395، از آنجا اعيان 43 / 20. صفدى اشاره بدين دارد كه قريش شيعه أي بوده كه تظاهر به تسنن مى كرده است (كان يظهر التسنن) ; در حقيقت افندي وآقا بزرگ در كتابهاى خود أو را شيعه به شمار مى آورند. آقا بزرگ به امان وفلاح السائل استناد مى كند ; قريش استاد ابن طاووس بوده است اما من نتوانستم اين را اثبات كنم. نيز نك‍: - > كتاب المرشد. مورد نقل شده در فضيلت انگشترى هاي داراى عقيقي است كه انسان را از هر نوع خطري حفظ كرده ورضايت خداى را فراهم مى سازد. علاوه بر نقلى كه در بحار آمده، در رياض، مستدرك چاپ سنگى (چ 3 ص 483) وذريعه نيز آمده كه در فلاح السائل از آن نقل شده است. 135. * كتاب (فضل) الدعا / أبو القاسم سعد بن عبد الله بن ابى خلف الاشعري القمى (م 299 يا 301) ذريعه 8 / 182 ش 715 الامان 3 / 19 فتح الابواب 132، 139، 142 - 143، 250 (ش 1) بحار الانوار 86 ص 268 [ ند فلاح 222 / 202 ]

[ 257 ]

اقبال 639 - 641 / 428 - 429 مهج الدعوات 97 - 101، 134 - 139، 145 - 149، 158، 172 - 174، 256 - 258، 303، 309 - 310، 324 درباره مؤلف نك‍: نجاشى صص 177 - 178 ش 467 ; طوسى، فهرست صص 105 - 106 ش 318 ; معالم ص 54، ش 358. در الامان 1 / والامان * برگ 4 - رو الامان * * برگ 1 - پ، نام مؤلف به اشتبباه سعد الله بن عبد الله آمده ; نام درست وى در الامان 2 والامان * * * (برگ 3 - پ) آمده است. نه طوسى ونه ابن شهر آشوب كتابي از سعد بن عبد الله درباره ء دعا ياد نكرده اند ; برعكس نجاشى (تنها در ميان شرح حال نويسان متقدم امامى) در اين باره از دو كتاب وى ياد كرده: كتاب الدعاء (ص 178) وكتاب فضل الدعاء والذكر (ص 177) ابن طاووس از سه عنوان ياد كرده " كتاب الدعاء " " فضل الدعاء " (تنها اين كتاب در فهرست منابع البلد ص 502 آمده) وكتاب الادعية. تصور اين است كه اين عناوين مربوط به يك كتاب است (به احتمال كتاب فضل الدعاء والذكر كه نجاشى از آن ياد كرده)، گرچه اين احتمال وجود دارد كه ابن طاووس بيش از يك كتاب از سعد بن عبد الله ديده باشد. مواردي كه گفته شد از كتاب فضل الدعاء گرفته شده، عبارتند از: بحار [ ند فلاح ]، اقبال، مهج الدعوات صص 134 - 139، 172 - 174، 256، 258، 303، 309 - 310 آمده است. از كتاب الدعاء در الامان، فتح الابواب ص 139، مهج صص 97 - 101 واز كتاب الادعية در فتح الابواب صص 132، 142 - 143 ياد شده است. در فتح الابواب ص 250 (ش 1) ومهج ص 158 ارجاع به كتاب سعد بن عبد الله داده شده در حاليكه در مهج ص 145 - 149، 324، تنها از نام وى ياد شده است. حميد الخفاف محقق فتح الابواب، در ص 250 (ش 1) خاطر نشان كرده است كه متن نقل شده در بحار 91 / 282 از كتاب سعد بن عبد الله (كه أو آن را كتاب الدعاء مى داند) به توسط ابواب، در هيچ يك از سه نسخه هايى كه در اختيار محقق بود، وجود ندارد ; أو (در مقدمه صص 96 - 97) نيز توضيح بيشترى داده است كه يكى از اين نسخه ها (مرعشى 2255) فاقد نقلهايى است كه از كتاب الدعاء آمده است.

[ 258 ]

در الامان، امام صادق [ ع ] روايتي براى زرارة بن اعين بيان مى كند كه مشتمل بر اين است كه بهترين دعا آن است كه بى اختيار اظهار شود. موارد نقل شده در فتح الابواب درباره ء استخاره است. در بحار الانوار [ ند فلاح ] امام باقر [ ع ]، فضائل تكرار " الله اكبر " را شرح مى دهد ونقلى كه در اقبال آمده، دعايى براى عيد فطر است. مواردي كه در مهج الدعوات آمده، ادعيه أي است از حضرت آدم [ ع ] (مهج الدعوات ص 303) ; از امام على [ ع ] (مهج 97 - 101 [ صفين ]، 134 - 139، 145 - 149 [ روايت ديگر از دعاء العشرات است ]) ; زين العابدين [ ع ] (مهج ص 158)، امام باقر [ ع ] (مهج صص 172 - 174 [ دعاء الجامع ]، 324) ; امام رضا [ ع ] (مهج صص 309 - 310، 324). تعدداى از موارد نقل شده را كفعمي، احتمالا به توسط ابن طاووس نقل كرده است (به عنوان مثال: الجنه صص 292 - 293 [ حاشيه ] = الجنة * برگ 79 - پ [ حاشيه ] = مهج ص 158 ; الجنة ص 297 [ حاشيه ] = الجنة * برگ 80 - ر [ حاشيه ] = مهج ص 309 - 310). 136. * كتاب فضل الدعاء / محمد بن الحسن بن فروخ الصفار القمى (م 290) ذريعه 16 / 267 ش 111 اقبال 180 - 181 / 685 مهج الدعوات 172، 174 - 175، 186 - 187، 316 - 317 (320 - 321) محاسبة النفس 15 / 5 - 6، 35 / 21 اين تأليف با كتاب الدعاء مؤلف كه نجاشى (ص 354) ياد كرده يكى است ; در واقع با عنوان دوم است كه مجلسي (بحار 93 / 234) نقلى از مهج ص 35 / 21 را ذكر مى كند. اين تأليف (با عنوان كتاب فضل الدعاء) در فهرست منابع البلد كفعمي (ص 502) آمده است. مواردي از كتاب الدعاء در عدة الداعي (ص 29) ابن فهد حلى (م 841) آمده است ; اما روشن نيست كه أو مستقيما از تأليف صفار نقل كرده يا نه.

[ 259 ]

137. * * كتاب الفائق على (عن) الاربعين / أبو السعادات اسعد بن عبدالقاهر الاصفهانى (زندگى در اوائل قرن هفتم) ذريعه 16 / 90 ش 33 طرائف 138 / [ ند 33 ]، 263 - 266 / 74 - 75 درباره ء مؤلف نك‍: باب اول فصل اول. عنوان كتاب در رياض (1 / 82) با عنوان " كتاب الفائق على الاربعين في فضائل (ذريعه: مناقب) امير المؤمنين " آمده است. ابن طاووس از نسخه أي در كتابخانه ء امير المؤمنين در نجف استفاده كرده است. خلاصه أي از متن نقل شده در طرايف 263 - 266 / 74 - 75 (به توسط طرائف) در انوار النعمانية جزائري 1 / 95 - 96 آمده است. عاملي (اثبات 4 / 55) مورد نقل شده ء در طرائف 2 / 138 را همانند آقا بزرگ نقل به معنى كرده است. متن نقل شده در طرائف 1 ص 138، در عاملي، اثبات 4 / 55 آمده است. در جمله أي كه خواهد آمد، كلماتي كه در كروشه آمده تنها در طرائف 1 ص 263 آمده است: ما ذكره الشيخ [ اسعد بن سقروه في كتاب الفايق عن الاربعين عن الشيخ ] المعظم عندهم... أبو [ كذا في الاصل ] بكر احمد بن موسى بن مردويه الاصفهانى في كتاب المناقب. عمده ء نقل مشتمل بر خطبه ء حضرت فاطمه [ ع ] است كه بعد ازگرفتن فدك از آن حضرت، ايراد شده است. 138. + كتاب الفائق في غريب الحديث / أبو القاسم محمود بن عمربن محمد (احمد) الزمخشري (م 538) اقبال 197 / 702 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 344 - 350، ذيل 1 / 507 - 513 ; نيز نك‍: Sbath (ص 38 ش 674). عنواني كه در اقبال آمده كتاب الفائق است. مور نقل شده مشتمل بر نقل به معناى قصه أي زير كلمه " حشى " (قاهره، 7 - 1364، 1 / 263 = 1 / 286 در قاهره 1399 تحقيق على محمد البجاوى ومحمد أبو الفضل ابراهيم). ابن شهر آشوب در مناقب، از اين كتاب در موارد متعددى نقل كرده وآگاهى زير عنوان رسالة الفائق (نك‍: 1 / 45) از آن ياد مى كند

[ 260 ]

139. + الفائق في الاصول / ركن الدين محمود بن عبد الله (يا: عبيدالله يا محمد) بن احمد ابن الملاحمى الخوارزمي (م 636) فرج المهموم 214 طرائف 104 - 105 / 25 - 26، 256 / 71، 313 / 89، 326 - 327 / 94 - 95، 344 / 98، 355 / 102، 500 - 501 / 156 درباره ء ابن الملاحمى كه دربيشتر عقايدش پيرو متكلم بصرى أبو الحسين بصرى (م 436) بوده، نك‍: مقدمه M. J. McDermott و W. Madelung بر تصحيح بخش باقى مانده كتاب ملاحمى با عنوان " كتاب المعتمد في اصول الدين "، لندن 1991 صص 3 - 5. همانگونه كه در مقدمه آمده، نام پدر ابن الملاحمى چندان مشخص نيست كه كداميك از عبد الله، عبيدالله ومحمد است. تحقيقي از كتاب الفائق توسط مادلونگ و مكدر موت در دست انتشار است. من از Dr. Schmidtke براى اطلاعاتى كه درباره ء نشر اين كتابها واز استاد مادلونگ بدليل فرستادن فتوكپى صفحات مقدمه بر تحقيق كتاب المعتمد متشكرم. ابن طاووس كه نام پدر مؤلف را محمد بن عبد الله بن احمد الخوارزمي ياد كرده، أو را به عنوان يك سنى (طرائف 326 / 94) ويك معتزلي مبرز (فرج المهموم، طرائف 355 / 102) ومدافع اخترشناسى (فرج المهموم) ياد مى كند. أو مى نويسد كه پدر بزرگ وى ورام براى فائق (كه عنوان كامل آن در طرائف ص 104 / 25، 256 / 71 ياد شده) ارزش زيادي قائل بوده است (فرج المهموم 214). ابن طاووس از يك نسخه عتيق كه خط مؤلف در آخر آن بوده، استفاده كرده است (فرج المهموم). موارد نقل شده در طرائف مشتمل بر حمله ابن الملاحمى بر معتقدان به جبر است. همانگونه كه ابن طاووس خاطر نشان كرده، موارد نقل شده در فرج المهموم وطرائف صص 104 - 105 / 25 - 26، 500 - 501 / 156 ازبابى متعلق به معجزات رسول خدا [ ص ] گرفته شده است. در نسخه فايق در صنعا (الجامع الكبير، كلام 53) نقلهايى كه در طرائف آمده بدين شرح است: فرج المهموم 214 = برگ 174 - پ، طرائف 104 - 105 = برگ 173 - ر - پ ; طرائف 256 = برگ 166 - ر ; طرائف 313 = برگ 250 -

[ 261 ]

پ ; طرائف 326 - 327 = برگ 87 - ر - پ ; طرائف 344 = برگ 88 - پ، طرائف 355 = برگ 249 - ر، طرائف 500 - 501 = برگ 173 - پ ; من از استادان Madelung و Schmidtke براى تطبيق اين نقلها با نسخه ء خطى مديون هستم. تعدادى از موارد نقل شده در طرائف، به توسط همان در بحار چ سنگى 8 / 458 آمده است. بر اساس گفته (Dr. Schmidtke در اظهارات شفاهى)، علامه ء حلى بايستى نسخه أي از كتاب الفائق ابن ملاحمى را در اختيار مى داشته زيرا تقريبا يقيني است كه أو از اين تأليف نقل مى كند. شواهد بيشتر اين نظر در حلى، نهج الصدق (صص 358 - 359) وجود دارد كه نقل قول مستقيم از فائق دارد. تنها قسمتي از اين نقل در نسخه هاي موجود طرائف (ص 256 / 71) وجود دارد ولذا به احتمال قوى علامه حلى مستقيما از ابن ملاحمى نقل كرده تا با واسطه ء ابن طاووس. مؤلف كتاب النكت واللطائف (مق‍: - > ابن طاووس، طرائف)، ظاهرا از هويت ابن ملاحمى آگاهى نداشته ; أو مى گويد (برگ 68 - ر) مطلبي كه در طرائف 104 - 105 / 25 - 26 آمده، نوشته زمخشرى است. أو بايد الفائق في الاصول را با الفائق في غريب الحديث زمخشرى مخلوط كرده باشد (نك‍: همين فهرست ذيل همين مورد). 140. * كتاب الفاخر المختصر من كتاب تخيير الاحكام / أبو الفضل محمد بن احمد بن ابراهيم بن سليم الجعفي الكوفى الصابونى (زندگى در نيمه ء اول قرن چهارم). ذريعه 3 / 375 [ ش ند ] ; 4 / 15 ش 42 ; 16 / 92 ش 47 غياث سلطان الورى 9 المضايقة 31 / 339 فرج المهموم 144 بر اساس گفته ء نجاشى (ص 374 ش 1022) صابوني در مصر زندگى مى كرده وقبلا شيعه زيدي بوده كه امامى شده است. نيز نك‍: معالم ص 135 ش 922 ; رياض 5 / 490 - 491. عنوان فوق در المضايقة 2 آمده است. عنوان كتاب در غياث، الفاخر آمده و نام مؤلف ياد نشده است. محسن الامين (اعيان 43 / 232 نقل از مقابس الانوار اسد الله

[ 262 ]

بن اسماعيل الدزفولي [ م 1237 ]) وآقا بزرگ (ذريعه ج 6) عنوان تأليف را " الفاخر في الفقه " ياد كرده وياد آورى مى كنند (به پيروى از ابن طاووس) كه اين كتاب تلخيص تأليف ديگر صابوني با نام تخيير (يا: تخير، تحبير، تحرير) الاحكام است. در فرج المهموم ص 144 كه در آنجا از اين تأليف ياد شده اما نقل نشده، عنوان آن كتاب الفاخر المختصر من كتاب تحبير (فرج المهموم * برگ 96 - پ: تخير) الاحكام الشريعة مى باشد ومؤلف آن به عنوان نجوم شناس شيعي ونويسنده در دانش نجوم ياد شده (من العارفين بالنجوم من الشيعة والمصنفين فيها). در مضايقه 1 به اين تأليف با عنوان كتاب المقاصد المختصر من كتاب تحرير الاحكام اشاره شده است. عنوان كتاب در بحار 88 / 327، به نقل از مضايقه، كتاب الفاخر المختصر من كتاب بحر الاحكام آمده است. گفته مى شود كه محمد بن عمر (اشاره به الكشى [ زندگى در ميانه قرن چهارم ] يا الجعابى [ م 355 ]) آن را روايت كرده كه تنها روايات صحيح ائمه را آورده است (ظاهرا به اين معنى كه مواد زيدي آن را حذف كرده است). مورد نقل شده مربوط به قضاى نماز است. براى نقلهاى ديگر ازالفاخر نك‍: بحر العلوم 3 / 201 - 203. مق‍: بطور كلى: مدرسي ص 39. 141. * * + فرائد القرآن وادلته / عبد الجبار بن احمد بن اسد آبادى (م 415). سعد السعود 16 / 183 - 192. درباره ء أو نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عبد الجبار بن احمد " (از: ;) S. M. Stern سزگين 1 / 624 - 626. در سعد السعود ص 16 بجاى فرائد، فوائد آمده است. ابن طاووس از آن به عنوان تفسير عبد الجبار نيز ياد مى كند. عنوان فرائد القرآن در ذيل نام عبد الجبار، نه در سزگين آمده ونه در فهرست تأليفات عبد الجبار كه عبد الكريم عثمان در مقدمه ء كتاب شرح اصول الخمسه (قاهره 1384) مانكديم ترتيب داده است (عثمان به خطا اين تأليف را به عبد الجبار نسبت داده ; نك‍: _ D. Gimaret , " Les usul al - hamsa du Qadi Abd al - Gabbar et leurs commentai. 96 - 47. res , " Annales islamologiques , 51 , 9791 , pp

[ 263 ]

وى ثابت مى كند كه عنوان درست تأليف مانكديم " تعليق شرح الاصول الخمسه " است). فهرست عثمان داراى دو عنوان مربوطه است: التفسير الكبير والمحيط في التفسير (صص 20، 23). فوائد مى تواند يكى از اين دو تأليف يا تأليف ديگرى باشد. امكان دارد كه التفسير والمحيط نيز دو عنوان همان تأليف باشند (امكاني كه عثمان مطرح كرده است ص 20) كه در آن صورت فرايد مى تواند يا عنوان سومى براى همان تأليف باشد يا عنوان تأليفي مستقل. آنچه كه مى توان با يقين بيشتر گفت اين است كه با متشابه القرآن و تنزيه القرآن عن المطاعن يكى نيست زيرا هيچكدام از نقلهاى سعد السعود در اين دو تأليف وجود ندارد. عمده مطالب سعد، رد ابن طاووس بر قاضى عبد الجبار است. در عين حال ابن طاووس أو را اندكى بهتر از استادش جبائى در تفسيرش (سعد ص 184) مى داند. ابن طاووس تعدادى از مجلدات فرائد را در اختيار داشته اما مى گويد أو نتوانست نسخه أي از جزء اول آن را بدست آورد (سعد ص 184). موارد نقل شده به شرح زير است: سعد ص 184 = جزء دوم، كراسه پنجم برگ 9 - ر (آيه 204 / بقره) ; سعد ص 186 = جزء سوم كراسه ششم برگ 2 - ر (آيه 75 / آل عمران) ; سعد صص 186 - 187 = جزء چهارم كراسه آخر برگ 2 - ر - پ (آيه 157 / نساء) سعد ص 188 = جزء پنجم برگ اول - پ (آيه 1 / فرقان) ; سعد صص 189 - 190 = جزءهفتم كراسه سوم برگ 7 - پ (آيه 30 / توبه، سعد ص 190 = جزء نهم كراسه سوم برگ 7 - پ (آيه 33 / نور) ; سعد ص 191 = جزء دهم كراسه اول برگ 3 - پ (آيه 4 / محمد). 142 + الفرج بعد الشدة / أبو على المحسن بن على بن محمد التنوخى (م 384) ذريعه 6 / 155 ش 418 الامان 78 / 91 فرج المهموم 193 درباره ء أو نك‍: بروكلمان 1 / 161 - 162، ذيل 1 / 252 - 253. همچنين نك‍: Sbath (ص 38 ش 686). در الامان ازاين كتاب ياد شده اما نامى از مؤلف به ميان نيامده است.

[ 264 ]

مورد نقل شده در فرج المهموم، نقل به معناى داستانى است كه در الفرج بعد الشده تحقيق عبود شالجى بيروت 4 1398 / 206 - 207 آمده است. راوي داستان أبو عبد الله الحسين بن محمد بن عبيدالله الدقاق معروف به ابن العسكري (م 24 شوال 375 ; نك‍: تاريخ بغداد 8 / 100 - 101) است ; نام أو در فرج المهموم وفرج المهموم * (129 - ر) الحسين بن محمد بن عبد الرزاق آمده است. 143. + - كتاب الفرق بين الفرق / أبو منصور عبدالقاهر بن طاهر البغدادي (م 429) طرائف 357 / 103 نك‍ - > فضائح المعتزلة. 144. الفهرست / أبو الفرج محمد بن اسحاق ابن النديم (م 380) ذريعه 16 / 372 ش 1728 اقبال 232 / 6 فرج المهموم 124، 127 - 129، 132، 146، 157 - 158، 203، 207 اليقين 38 / 193 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن النديم " [ از: ; ] J. W. Fuck سزگين 1 / 385 - 388. براى تاريخ درگذشت أو نك‍: 432 - 428. R. Sellheim , " Das Todesdatum des Ibn al - Nadim , " IOS , 2 , 2791 , pp همچنين نك‍: 712 , Sbath p. 04 , no، در آنجا نام اين تأليف " فهرست الكتب " آمده است. ابن طاووس از تعدادى از شرح حال ها نقل ويا به آنها اشاره مى كند. وى در اقبال و فرج المهموم صص 128 - 129 از (يعقوب بن اسحاق الكندى) ياد كرده = ابن نديم صص 315 - 320 (در اقبال نسبت أو قندى آمده ودر فرج المهموم اسحاق بن يعقوب آمده است) ; در فرج المهموم 124 از (محمد بن مسعود العياشي) ياد شده = ابن نديم صص 244 - 246 ; در فرج المهموم صص 127 - 128 از (على بن احمد العمرانى) ياد شده = ابن نديم ص 341 ; در فرج المهموم 132 از (أبو على بن ابى قرة) ياد شده = ابن

[ 265 ]

نديم ص 337 (در فرج المهموم وفرج المهموم * برگ 88 - ر نام وى ابن قره آمده) ; در فرج المهموم ص 146 از (جابر بن حيان) ياد شده = ابن نديم صص 420 - 423 ; فرج المهموم صص 157 - 158 از (أبو معشر جعفر بن محمد البلخى) ياد شده = ابن نديم صص 335 - 336 ; در فرج المهموم 203 از (ثابت بن قرة) ياد شده = ابن نديم ص 331 ; در فرج المهموم ص 207 از به مطلبي از ابن نديم صص 303 - 304 اشاره مى كند ; در اليقين از (أبو اسحاق ابراهيم بن محمد الثقفى الاصفهانى) ياد مى كند = ابن نديم ص 279. در برخى موارد ابن طاووس نمى گويد به كدام بخش ابن نديم اشاره مى كند ومحلى كه بدان ارجاع داده جزء چهارم است (اقبال، فرج المهموم ص 132، 157 - 158، اليقين). اين مواد در فن اول ودوم مقاله هفتم، تحقيق تجدد آمده است. نقلى كه در اليقين آمده، بدين جهت از نقلهاى ديگر متفاوت است كه ابتداى آن در متن موجود ابن نديم آمده وبقيه آن نقل به معناى ترجمه ء ثقفي از رجال نجاشى است. به احتمال تبديل يك مرتبه أي عبارت از نقل از ابن نديم به نقل از نجاشى نشانگر مطلبي سقط شده از اليقين است. اين احتمال با اين مطلب تأييد مى شود كه ابن طاووس به كتاب نجاشى با عنوان " فهرست " اشاره مى كند. 145. * * + الفهرست / جابر بن حيان (زندگى در نيمه ء دوم قرن دوم) ذريعه 16 / 382 ش 1775 فرج المهموم 146 درباره ء جابر وتأليفات وى نك‍: سزگين 3 / 211 - 223 (طب) ; 4 / 132 - 269 (كيميا) ; 330 - 331 (گياه شناسى) ; 5 / 219 - 225 (رياضيات) ; 6 / 129 - 134 (علم نجوم) ; 7 / 108 - 110 (اختر شناسى) ; اعيان 15 / 115 - 141 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " جابر بن حيان " (از: [) P. Kraus - ] M. Plessner به گفته ابن نديم (ص 421) جابر دو فهرست از تأليفات خود را نوشت (هيچكدام باقى نمانده است) يكى به نام " الكبير " مشتمل بر تمام رسائل أو، وديگرى " الصغير " مشتمل بر تأليفات أو راجع به كيميا. نك‍: بحث درباره وى در: P. Kraus، جابر بن حيان، قاهره 3 - 1942، 1 / 19

[ 266 ]

مقدمه وص 3 - 4. متن نقل شده در فرج المهموم ظاهرا تصحيف شده است. در آن گفته شده كه نجاشى از جابر ياد كرده است. اين نسبت بايد مربوط به مؤلف رجال باشد اما در اين كتاب از جابر ياد نشده است. محتملا اين اشاره بر تأليف (مفقود) نجاشى در اخترشناسى (مفقود) با عنوان " كتاب مختصر الانوار ومواضع النجوم التى سمتها العرب " (نك‍: نجاشى ص 101 ش 253 ; مق‍: ذريعه 20 / 180 ش 2491 به نقل از نجاشى. در آن بجاى انوار، انواء آمده است). در ادامه آن جمله أي از باب الاشربه (در فرج المهموم * برگ 98 - ر: الا سرب [ كذا في الاصل ]) نقل شده است. روشن نيست كه از كدام كتاب اين مطلب نقل شده گرچه محتواى جمله نشان مى دهد كه بايد از يك تأليف اخترشناسى اخذ شده باشد (عبارت چنين است: ان الطالع في الفلك لا يكذب في الدلالة على ما يدل ابدا) در اعيان 15 / 117 اين عبارت از فرج المهموم بدون قسمت دشوار آن است. 146. * * الفهرست / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 16 / 393 ش 1840 [ ند الدروع * برگ 114 - پ ] محتملا مى توان ميان دو تأليف فرق گذاشت: الف: " فهرست " ; نوشته كراجكى كه ضمن آن تأليفات مؤلفين مختلف (وبه احتمال خودش) را نوشته است. تنها شاهد بر اين تأليف، عبارتي است در الدروع كه تعدادى از مؤلفين از آن ياد كرده اند. حر عاملي (امل الامل 2 / 288) بر اين باور است كه ابن طاووس در انتهاى الدروع مطلبي درباره ء أبو محمد جعفر بن احمد القمى از اين فهرست نقل مى كند (نيز نك‍: المستدرك چ سنگى ج 3 صص 308، 499 ; اعيان 15 / 350، ذريعه 1 / 386 ش 1987 ; النابس ص 179). به نوشته ء اعيان اين مطلب به دنبال نقلى از كتاب " زهد النبي " القمى آمده است. بهرروى در الدروع * در ادامه ء نقل كه در برگ 114 - پ پايان مى يابد، اشاره أي به " فهرست " نشده است. ب: فهرست تصانيف الكراجكى از يكى از معاصرين كراجكى كه از نظر آقا بزرگ مى تواند از موسى فرزند كراجكى باشد (مق‍: ذريعه 11 / 298

[ 267 ]

ش 1787). گويا اين تأليف بوده كه ابن طاووس در فرج المهموم ص 124 از آن ياد مى كند آنجا كه مى نويسد: فهرست كتابهاى أو (كراجكى) مشتمل بر تأليفاتي (در علم نجوم) جز آنچه من بدان اشاره كردم مى باشد اما من آنها را نديدم (بخوانيد " ولم اقف عليها " بجاى " عليه " كه در فرج المهموم وفرج المهموم * (برگ 83 - پ) آمده است). 147. الفهرست / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي (م 460) ذريعه 16 / 384 ش 1790 فتح الابواب 138، 182، 242 - 243، 249، 251، 261، 262 - 268 فلاح السائل 14 / 11 - 12، 156 / 144، 183 / 168 اقبال 244 / 13 المضايقة 31 / 340 فرج المهموم 97، 122، 124 (طرائف 194 - 195 / [ ند 50 ]) اليقين 74 / 271 اين عنوان در فهرست (Sbath ص 40 ش 713) آمده است. ابن طاووس نيز كه با عنوان " كتاب فهرست المصنفين " از آن ياد كرده (فتح الابواب ص 182) بعضا نام تأليف را ياد نمى كند (فتح 138، 251). أو از اين كتاب در موارد متعدد نقل ياد مى كند: فتح 138 (هارون بن خارجه) = فهرست ص 210 ش 786 ; فتح 182 (محمد بن يعقوب الكليني) = فهرست 165 - 166 ش 603 ; فتح 242 - 243 (عبد الله بن جعفر حميري) = فهرست 132 ش 441 ; فتح 249 (معاويه بن مسيره) = فهرست 199 ش 742 ; فتح 251، 261 (الحسن بن محبوب السراد) = فهرست 75 - 76 ش 162 ; فتح 261 - 262 (الحسين بن سعيد الاهوازي) = فهرست 87 - 88 ش 231 ; فتح 268 (عمرو بن ميمون ابى المقدام) = فهرست 141 ش 493 ; فلاح 156 / 144 (محمد بن على ابن بابويه) = فهرست 188 - 190 ش 709 ; فلاح 183 / 168 (احمد بن عبد الله بن خانبه) = فهرست 54 ش 79 ; اقبال (على بن الحسن بن فضال) = فهرست 122 ش 393 ;

[ 268 ]

مضايقه (عبيدالله بن على الحلبي) = فهرست 136 - 137 ش 467 ; فرج المهموم 97 (عبد الله بن جعفر الحميرى) = فهرست 132 ش 441 ; فرج المهموم 122 (احمد بن محمد بن خالد البرقى) = فهرست 48 - 50 ش 65 ; فرج المهموم 124 (محمد بن مسعود العياشي) = فهرست ص 167 - 169 ش 605 ; اليقين (عباد بن يعقوب الرواجنى) = فهرست 149 - 150 ش 541. ابن طاووس در فلاح 14 / 11 - 12 طرق روايت خود را از فهرست ياد مى كند. ابن طاووس در طرائف (به احتمال به علت تقيه) از مؤلف وتأليف ياد نمى كند و تنها مى گويد: قرأت في كتاب لا يتهم مصنفه. اين اشاره به احتمال زياد، به تأليف طوسى است زيرا مطلبي كه بدنبال اين جمله آمده نقل به معناى مطلبي است كه ذيل شرح حال صفوان بن يحيى در فهرست (ص 113 ش 358) آمده است. 148. * * - فهرست تصانيف الكراجكى / ناشناخته (قرن پنجم) ذريعه 16 / 379 ش 1764 فرج المهموم 124 نك‍: بحث ذيل عنوان فهرست كراجكى. 149. * * ؟ فيما نزل من القرآن في رسول الله وعلى واهل البيت [ ع ] / ناشناخته سعد السعود 70 ابن طاووس از آن به عنوان نسخه أي از خزانه ء حافظيه ياد كرده است (فمن ذلك من الخزانة الفاطمية). نبايد حافظيه تصحيف حاكميه يعنى كتابخانه معروف خليفه ء فاطمي الحاكم باشد زيرا در جاى ديگرى ابن طاووس به خزينة الحافظ الخليفه بمصر اشاره مى كند (نك‍: - > كتاب المناقب [ ش 352 ])، كه احتمالا همان حافظيه است. من در جايى اشاره أي به اين كتابخانه نديده ام. خليفه فوق الذكر بايد حاكم فاطمي الحافظ (م 544)، نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله: " الحافظ " [ از:) ] A. M. Magued باشد. ابن طاووس از جزء اول آن، تفسير آيه 67 سوره مائده را نقل مى كند.

[ 269 ]

150. فقه القرآن / قطب الدين سعيد بن هبة الله الراوندي (م 573) ذريعه 1 / 42 ش 204 ; 16 / 295 [ ش ند ] سعد السعود، 12، 126 - 128 درباره مؤلف نك‍: رياض 2 / 419 - 437 ; روضات 4 / 5 - 9 ; اعيان 35 / 16 - 24، 116 - 120. به گفته ء اعيان (35 / 16 مق‍: رياض 2 / 419) هبة الله جد قطب الدين بوده است. نام كامل وى سعيد بن عبد الله بن هبة الله بن الحسن مى باشد. در سعد ص 126 نام مؤلف سعيد بن هبة الله أبو الحسن الراوندي آمده ودر ص 127 الشيخ السعيد هبة الله الراوندي آمده است. در جاى ديگر به اشتباه هبة الله سعيد ذكر شده است (نك‍: فهرست اعلام همين كتاب ذيل: الراوندي، سعيد). دشوار بتوان ثابت كرد كه اين خطا از ابن طاووس است يا كاتب. آقا بزرگ (ذريعه 7 / 146 ; 14 / 110) اشتباه را از كاتب مى داند وافندى (رياض 5 / 313 - 314) از اولى طرفدارى مى كند به اين تصور كه ابن طاووس بطور غير عمدي نام پدر وپسر را جاى هم نگاشته باشد. بايد ياد آورى كرد كه يكى از فرزندان مؤلف هبة الله بوده ويك مؤلف سنى كه نامش ياد نشده، نه فقط اين تأليف را بلكه " الخرائج " و " قصص الانبياء " وتأليفات ديگر را به هبة الله (اشاره به پدر يا پسر ذيل نامى اشتباه) منسوب مى كند (روضات 4 / 7 ; خوانسارى بر اين باور است كه اين بدليل يقيني نبودن نام پدر وى مى باشد). نسخه مورد استفاده ابن طاووس دو جلد بوده (نسخه چاپى آن نيز همينطور است). موارد زير از اين كتاب نقل شده ; سعد ص 126 (جزء اول [ اينجا به معناى جلد ] كراسه هشتم برگ 6 - ر) = راوندى، فقه، 1 / 98 (آيه 114 بقره) ; سعد 127 (جزء دوم كرراسه پانزدهم پايين برگ 10 - پ) = راوندى، فقه 2 / 266 - 267 (آيه 145 سوره انعام). گاهى در ميان نقلها توضيحات نقد گونه ابن طاووس نيز آمده است. 151. - * * كتاب الفرق (الفرق ؟) / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 16 / 174 ش 524 سعد السعود 79

[ 270 ]

از اين تأليف در نجاشى (ص 389) ياد شده است. ابن طاووس به اين كتاب به عنوان يكى از منابعي كه كلمات " الذين اصطفينا " را در آيه 32 سوره فاطر به همه ذريه رسول خدا [ ص ] تفسير كرده اشاره مى كند. اين عبارت (به نقل از سعد) در نجفى ص 482، بحار الانوار 23 / 219 - 220 آمده است. 152. * + الفردوس / أبو شجاع شيرويه بن شهردار بن شيرويه بن فنا خسرو الديلمى (م 509) ذريعه 16 / 164 (ش ند) فتح الابواب 156 اقبال 248 / 16، 305 / 65 طرائف 16 / 5، 74 / 19، 176 / 44، 178 / 45، 179 / [ ند 45 ]، 186 / [ ند 46 ]، 405 / 123، 525 / 163، 551 / 172 و 174 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 419 - 420، ذيل 1 / 586. آقا بزرگ برسنى بودن أو تأكيد كرده گرچه أو مناقب امام على [ ع ] را ثبت مى كند. فردوس مجموعه احاديثي است كه از مآخذ مختلف گردآورى شده منجمله شهاب الاخبار از محمد بن سلامة القضاعى (م 454) (نك‍ - > كتاب شهاب). اين احاديث بر اساس حروف تهجى وبر طبق اولين حرف از اولين كلمه متن تنظيم شده است (بدون توجه به الف ولام اولين كلمات). اما در محدوده همان حرف، رعايت ترتيب بر اساس حروف تهجى نشده است. اين كتاب يكى از مآخذ ابن بطريق در كتاب العمدة وخصائص اوست. كتاب مزبور با دو تحقيق نشر شده يكى با تحقيق محمد سعيد ابن بسيونى زغلول، بيروت 1406 (6 جلد) كه با عنوان الفردوس بالمأثور الخطاب (يا: فردوس الاخبار بالمأثور الخطاب) چاپ شده است. تحقيق ديگر بوسيله فواز احمد الزمرلى ومحمد المعتصم بالله البغدادي، بيروت 1407 (5 جلد) كه با عنوان كتاب فردوس الاخبار منتشر شده است (همان متن چاپ شده زغلول). ابن طاووس اين كتاب را عموما به فرزند مؤلف أبو منصور شهردار بن شيرويه (م

[ 271 ]

558 ; نك‍: سبكى 4 / 229 - 230) نسبت داده است واو را " ابن شيرويه الديلمى " يا (در اقبال 248 / 16 و 305 / 65) " شهردار بن شيرويه الديلمى " ناميده است (بايد توجه داشت كه ابن شيرويه هم نام پدر أبو شجاع است وهم نام فرزند وى). أبو منصور مجددا فردوس را بر اساس نام راوي آن مرتب كرد وكار خود را " مسند الفردوس " ناميد (اين كار موجود است ; نك‍: مقدمه زغلول بر تحقيق الفردوس ج 1 صص م ع [ = 13 - 15 ]). در وهله ء اول ممكن است چنين تصور شود كه ابن طاووس كه تأليف را به فرزند نسبت داده بدان دليل بوده كه از مسند استفاده كرده وآنرا با فردوس خلط كرده است ; اما اين درست نيست زيرا وى در طرائف 74 / 19 از " قافيه واو " كتاب نقل مى كند. در اين انتساب ابن طاووس از ابن بطريق پيروى كرده است (نك‍: العمدة ص 6 خصائص صص 7 - 8، مق‍: با مطالب نقل شده در خصائص ص 77، 141 [ از باب الف ] 79 [ قافيه واو ] 116 [ باب صاد ] و 145 [ باب لام ] ونقل هاي مشابه در عمده صص 45، 157). اين نسبت دادن به فرزند مى تواند ناشى از اين امر باشد كه فرزند مؤلف، كتاب پدر را روايت كرده است (به علاوه ء ترتيب مجدد آن بر حسب نام راوي). ابن طاووس همه جا با عنوان الفردوس از آن ياد مى كند جز در طرائف 551 / 172 كه نامى از كتاب به ميان نمى آورد. (در فتح الابواب ص 156 با عنوان فردوس الاخبار آمده اما در آنجا ابن طاووس به واسطه منبع ديگرى نقل كرده يعنى " كتاب الاربعين في الادعية " از سجزى.) موارد نقل شده بدين ترتيب است: اقبال 248 / 16 = فردوس، تحقيق زغلول 1 / 322 - 323 ش 1277 ; اقبال 305 / 65 = فردوس 3 / 458 ش 5416 ; طرائف 16 / 5 = فردوس 3 / 283 ش 4851 ; طرائف 176 / 44 = فردوس 4 / 223 ش 6670 ; طرائف 178 / 45 = فردوس 4 / 222 ش 6668 ; طرائف 405 / 123 = فردوس 2 / 421 ش 3866 ; طرائف 525 / 163 = فردوس 2 / 63 ش 2357. موارد نقل شده در طرائف 1 / 186 وطرائف 551 / 172 نقل به معنى شده است: مورد نقل شده در طرائف 74 / 19 در نسخ چاپى نيامده است.

[ 272 ]

153. * * + - كتاب الفتن / أبو العلاء الحسن بن احمد بن الحسن العطار الحافظ الهمداني (م 569) طرائف 186 / [ ند 46 ] درباره مؤلف نك‍: المنتظم 10 / 248 ; ياقوت، ادباء 8 / 5 - 52 ; سبط بن الجوزى، مرآت ص 300 ; ذهبي، تذكرة 4 / 8 - 1324 ; دمياطي، مستفاد صص 207 - 208، صفدى 11 / 384 - 385 وارجاعاتي كه در آنجا داده شده است ; ابن رجب، ذيل 1 / 324 - 329 ; بروكلما ذيل 1 / 724 ; 2 / 975، 981. اختلاف نظرهايى درباره ء مذهب مؤلف وجود دارد ; بر اساس گفته ابن رجب أو حنبلي بوده ; برخى از عالمان شيعي كه شامل ابن شهر آشوب (مق‍: مناقب 1 / 12) وابن طاووس (طرائف 1) نيز مى شود أو را بطور عموم سنى دانسته اند ; ديگر شيعيان أو را يكى از خود خوانده اند (نك‍: منتجب الدين صص 65 - 66 ش 142 واز آنجا: رياض 1 / 151 ; اعيان 20 / 468 - 470). نام وى در طرائف أبو العلاء الحافظ آمده است. از كتاب الفتن در جاى ديگرى ياد نشده است. ابن طاووس (در عبارتي كه به نقل از طرائف در بحال 52 / 303 آمده) اين كتاب را يكى از منابع روايتي مى داند كه مى گويد اندكى قبل از ظهور مهدى [ ع ]، يكى از ملائكه نام وى را ندا خواهد داد. 154. + كتاب الفتن / نعيم بن حماد المروزى الخزاعى (م 228) الملاحم والفتن 14 - 22 / 16 - 25، 24 - 81 / 27 - 92، 126 / 138. طرائف 186 / [ ند 46 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 104 - 105 ; در مجله Bibliatheca Islamica يك آگهى درباره ء اينكه كتاب الفتن با تحقيق L. Conrad در دست انتشار است آمده است. نقلهاى زيادي از اين تأليف در بخش اول كتاب ملاحم آمده است. حديث نقل شده در ملاحم ص 37 - 38 / 42 - 43 گفته شده از كتاب مناقب نعيم است اما اين بايد غلط چاپى باشد. در نسخه خطى كتاب الفتن در كتابخانه بريتانيا (9449.) Or همين متن در برگ 62 - پ آمده است. بخشى از احاديث نقل شده در ارتباط با سقوط عباسيان است كه براى

[ 273 ]

ابن طاووس جاذبه خاصى داشته است زيرا وى بخش نخست ملاحم را تنها بعد از 6 سال از سقوط بغداد نوشته است. در طرائف 1 (ص 186) از كتاب الفتن ابن تميمي ياد شده وهمان عبارت در طرائف * (برگ 44 - پ) وطرائف * * (برگ 56 - پ) از " كتاب المعين " از ابن التميم نقل شده است. روشن است كه اين متن تحريف شده است و احتمالا اين ارجاع مربوط به كتاب نعيم است. ابن طاووس مى گويد كه اين تأليف مشتمل بر احاديث چندى است درباره ملكى كه نام مهدى [ ع ] را در وقت ظهور ندا خواهد داد. اين گونه احاديث در مواضع مختلفى در كتاب الفتن نعيم يافت مى شود (نك‍: بويژه الملاحم والفتن ص 47 - 49 / 53 - 56). 155. * + كتاب الفتن / أبو صالح السليلى بن احمد بن عيسى بن (ال‍) شيخ الحسائي (يا: الحساني) (زندگى اوائل قرن چهارم) ذريعه 16 / 112 ش 174 الملاحم والفتن 15 / 17، 83 - 93 / 93 - 104، 95 - 126 / 106 - 139 نسب مؤلف به اشتباه الحسالى يا السائى (در ذريعه) آمده است ; از نسب وى چنين بدست مى آيد كه وى نوه ء عيسى بن (ال‍) شيخ بن السليل (م 269) (درباره أو نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عيسى بن الشيخ " [ از: ] M. Canard وفرزند احمد بن عيسى (م 285) است كه مدتي حاكم ديار بكر بوده است. هيچ شاهدى مبنى بر اينكه أو همان محمد بن احمد است كه براى مدت كوتاهى قبل از تسليم شدن به خليفه المعتضد در سال 286 جانشين پدرش به عنوان حاكم ديار بكر بوده وجود ندارد. مؤلف گرچه سنى بوده اما احيانا از عالمان شيعه نقل مى كرده است. نقلهايى از اين تأليف، قسمت عمده أي از بخش دوم كتاب ملاحم را تشكيل مى دهد. ابن طاووس در ملاحم والفتن (15 / 17، 84 / 94) مى گويد كه وى از نسخه دستنويس مؤلف كه در مدرسه أي مشهور به تركي (يا: مزكى)، در بخش غربي واسط، استفاده كرده است (مق‍ 40..) Le Strange , Lands , P تاريخ نسخه ء دستنويس مؤلف 307 بوده ; اين به احتمال اشتباه است زيرا سليلى به تخريب مسجد براثا در بغداد به

[ 274 ]

دست حنبلي ها، در سال 312 ياد مى كند (الملاحم والفتن 106 / 118). سليلى كتاب السقيفة نيز داشته كه نقلهايى از آن را الحسن بن ابى الحسن الديلمى (زندگى در اوائل قرن هشتم) در غرر الاخبار خود آورده است ; مق‍: ذريعه 12 / 206 ش 1360. 156. * * + كتاب الفتن / أبو يحيى زكريا بن يحيى (بن عيسى) بن الحارث البزاز (البزار) النيشابوري (م 298) ملاحم والفتن 15 / 17، 128 - 150 / 141 - 165 درباره مؤلف نك‍: نيسابور برگ 22 - ر ; ابن ابى الوفاء 1 / 245 ; كحاله 4 / 184. نقلهايى از اين تأليف، بخش سوم ملاحم را تشكيل مى دهد. ابن طاووس از نسخه أي كه تاريخ ربيع الاول 391 بر آن بوده واز كتابخانه نظاميه به عاريت گرفته بود استفاده كرده است (ملاحم ص 15 / 17، 128 / 142). 157. * + كتاب الفتيا / أبو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ (م محرم 255) طرائف 483 / 149 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الجاحظ " (از:) Ch. Pellat متنى كه در طرائف 2 آمده تحريف شده است به اين صورت: وقد ذكر الحافظ في كتاب الفتيا. متن چاپ شده در طرائف 1 چنين است: وقد ذكر النظام في كتاب الفتيا. علت انتساب تأليف به نظام اين بوده است كه كتاب الفتيا نقلهاى زيادي از كتاب النكث نظام داشته است. نك‍: J. Van Ess , Das Kitab an - Nakt des Nazzam und seine Rezeption im Kitab , 136. al - Futya des Gahiz , Gottingen , 2791 ; cf. Ch. Pellat , " Nouvel essai , " P. 64. no ابن طاووس به بحث نظام درباره تناقض ميان استدلال أبو بكر كه خليفه بايد از قريش باشد وآنچه را كه عمر در شورا گفت كه اگر سالم مولى حذيفه (نك‍: ابن عبدالبصر صص 567 - 569) زنده بود بدون شك أو را جانشين خود مى كردم اشاره كرده است. اين نقل در نوشته فان اس نيامده است. نقلهاى ديگر در مناقب شهر آشوب 2 / 180 (= van Ess ص 38، ولى از منبع ديگر)، 183 (با تلخيص عبارت در صراط 2 / 17) (در

[ 275 ]

van Ess نيامده است) آمده است. 158. * كتاب الغارات / أبو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال الثقفى (م 283) ذريعه 16 / 1 ش 1 طرائف 420 - 422 / [ ند 127 ] درباره مؤلف كه از مذهب زيدي به تشيع امامى گرديده نك‍: سزگين 1 / 321. ابن طاووس طبق عادت خود وقتى از متون شيعي در طرائف نقل مى كند نام مؤلف را نمى آورد. أو از نسخه أي كه در كتابخانه قديم نظاميه كه تاريخ 13 شوال 355 بر آن بوده استفاده كرده است. متن نقل شده (به روايت ابن عباس) مشتمل بر خطبه على عليه السلام معروف به الشقشقيه است (مق‍: Lane ذيل مورد). (ابن طاووس روايت ديگرى از اين خطبه رااز معاني الاخبار [ طرائف 417 - 419 / 127 ] ابن بابويه آورده واشاره مى كند كه اين خطبه در نهج البلاغه [ 419 / 127 ] آمده است. (مق‍: قمى، سفينه 1 / 708 وارجاعات همانجا ; امينى، الغدير 7 / 82 - 85). اين متن از كتاب مقتل على بن ابى طالب [ ع ] نقل شده كه ابن طاووس آنرا جلد دوم كتاب الغارات توصيف مى كند. در نسخه هاي چاپى كتاب الغارات چنين جلد دومي وجود ندارد (تحقيق: جلال الدين محدث، تهران، 1395 ; تحقيق: عبد الزهراء الحسينى، بيروت، 1407) ; مطالبي كه ابن طاووس نقل كرده در اين نسخه هاي چاپى وجود ندارد ; همچنين است نقلى از كتاب مقتل على بن ابي طالب كه عبد الكريم برادرزاده ابن طاووس آورده است (غرى ص 18 ; عبد الكريم از همان نسخه أي استفاده كرده كه ابن طاووس ; چون أو نيز تاريخ نسخه را 355 ذكر مى كند) ; از طرف ديگر نجاشى وطوسى، " كتاب مقتل امير المؤمنين " [ ع ] (كه همان " كتاب مقتل على بن ابي طالب " [ ع ] مى باشد) را تأليفي جداى از كتاب الغارات ذكر مى كنند واين نظريه أي است كه عموما پذيرفته شده است (مق‍: ذريعه 22 ص 30 ش 5882 ; مقدمه محدث بر الغارات صص سز - سح [ = 67 - 68 ]). در اينجا دو احتمال وجود دارد، يكى اينكه آنچه ابن طاووس مى گويد درست است. در اين صورت آنچه ما از الغارات در اختيار داريم تنها بخش نخست آن است. دوم اينكه أو اشتباه كرده

[ 276 ]

(شايد بدان جهت كه دو تأليف در يك مجموعه بوده يا بدليل نشانه أي [ ؟ ] كه بر روى نسخه بوده كه سبب اين اشتباه شده است). در اين صورت آنچه وجود ندارد تأليف مستقلى بنام مقتل على بن ابي طالب [ ع ] خواهد بود. (در آن صورت اين كتاب بجاى الغارات بايد در اين فهرست ذكر شود). * + - غريب الحديث / أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبه (م 276) طرائف 179 / [ ند 45 ] درباره مؤلف نك‍: , G. Lecomte , Ibn Qutayba) mort en 672 - 988 (: l ' homme , son oeuvre , ses idees ; 1965 , Damascuus ودائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن قتيبه: (از:.) G. Leconte درباره ء اين تأليف نك‍: Lecomte صص 147 - 151. عنوان تأليف در طرائف به توسط ابن بطريق در كشف المخفي نقل شده ودر آنجا آمده است كه كتاب داراى شش روايت درباره ء مهدى [ ع ] است. 159. * + غريب القرآن / أبو عبيدة معمر بن المثنى (م مبيان 207 - 213) سعد السعود 253 - 258 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 102 - 103، ذيل 1 / 162، سزگين 8 / 67 - 71 ; 9 / 65 - 66. همچنين نك‍: (Sbath ص 37 ش 661). سزگين در 9 / 66 ش 1، ياد آور شده است كه كتاب " مجاز القرآن " أبو عبيدة به " معاني القرآن " نيز ناميده شده است. سزگين در ص 18 مقدمه تحقيق مجاز القرآن (قاهره ج 1 سال 1374، ج 2 سال 1381) افزوده است كه عنوان غريب القرآن نيز مربوط به همين تأليف است. اين با نقل ابن طاووس نيز تأييد مى شود ; أو ابتداء از كتاب مجاز القرآن نقل مى كند (سعد السعود 253) وبعد از آن (سعد 254) به اين صورت بدان اشاره مى كند: الجزء الثاني من غريب القرآن لابي عبيده بن المثنى وهو من كتاب المجاز.

[ 277 ]

ابن طاووس مالك نسخه أي بوده كه به احتمال در حيات مؤلف نوشته شده ; أو نقلى را از هريك از ده جزء آن نقل مى كند. در بين مورد اول ودوم مطالبي از " اعراب القرآن " (ناشناخته) مى آورد (نك‍ همين فهرست ذيل همين عنوان). در اصل اين مطالب، به احتمال، قبل از نقل وى از غريب بوده است. سعد 253 (جزء اول برگ 6 - ر) = مجاز 1 / 51 (آيه 116 بقره) ; سعد 254 (جزء دوم) = مجاز 1 / 126 (آيه 36 نساء) ; سعد السعود 254 (جزء سوم برگ 1 - پ سطر 12) = مجاز 1 / 210 (آيه اول اعراف) ; سعد السعود 254 (جزء چهارم برگ اول - ر سطر 11) (آيه 41 انفال) (در مجاز نيامده) ; سعد السعود 255 (جزء پنجم برگ دوم) = مجاز 1 / 344 با اختلاف قابل توجه) (آيه 43 ابراهيم) ; سعد السعود 255 (جزء ششم برگ 3 - پ) = مجاز 2 / 1 (با اندكى اختلاف) (آيه 5 مريم) ; سعد السعود 256 (جزء هفتم برگ 2 - ر) = مجاز 2 / 87 (برخى عبارات سعد السعود درمجاز نيامده است) (آيه 64 شعراء) ; سعد السعود 256 - 257 (جزء هشتم برگ 5 - ر) = مجاز 2 / 177 - 178 (آيه 10 ص) ; سعد السعود 257 (جزء نهم برگ 3 - ر) = مجاز 2 / 195 (آيه 80 مؤمنون)، سعد 258 (جزء دهم برگ 1 - پ) = مجاز 2 / 306 (آيه 2 زلزال ; در سعد به اشتباه آمده است كه اين نقل از اول تفسير سوره الذاريات گرفته شده ; روشن نيست كه اشتباه از ابن طاووس است يا كاتب). 160. * * غريب القرآن / أبو عبد الرحمن عبد الله بن ابى محمد يحيى بن المبارك بن المغيرة العدوى اليزيدى (زنده در 207) سعد السعود 21، 248 درباره مؤلف نك‍: سزگين 9 / 135. در سعد ص 248 نام وى عبد الله بن ابى احمد (بجاى ابى محمد) " اليزيدى " ودر ص 21 به اشتباه " العزيزي " آمده است. از اين كتاب در ابن نديم ص 56 وتاريخ بغداد 10 / 199 ياد شده است. به پدر يزيدي، أبو محمد يحيى بن المبارك اليزيدى النحوي (م 202) كه نديم مأمون بوده، كتابي با همين عنوان منسوب شده است (نك‍: ابن خير ص 67 ; سزگين 9 / 63 - 64). اين امكان وجود دارد

[ 278 ]

كه فرزند، كتاب پدر راروايت كرده باشد، اما چون ظاهرا هيچكدام از اين دو كتاب باقى نمانده نمى توان چنين مطلبي را اثبات كرد. سعد 248 = برگ 10 - ر (آيه 213 بقره). 161. * * غريب القرآن ب‍ (يا: ل‍) شواهد الشعر / عبد الرحمن بن محمد الازدي (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 16 / 48 ش 197 سعد السعود 19، 221 عنوان تأليف ونام مؤلف از سعد گرفته شده ; در ذريعه " غريب القرآن " آمده است. در طوسى شرح زير را ارائه مى دهد: (فهرست ص 45 ش 61 ; مق‍: معالم ص 27 ش 139) ابان بن تغلب (م 141) كتاب غريب القرآن كه شواهدي از شعر داشت تأليف نمود. تأليفات ديگرى (گويا تفسيرى، گرچه طوسى ظاهرا آنرا تصريح نكرده) به توسط محمد بن السائب الكلبى (م 146) (مق‍: - > تفسير [ الكلبى ]) وابو روق عطيه بن الحارث (در باره ء وى نك‍: ابن سعد 6 / 369، در آنجا أو را صاحب التفسير مى نامد ; تهذيب 7 / 224 ; در رجال ابن داود [ ص 234 ] أو را به عنوان تابعي متمايل به امام على [ ع ] وبا نسبت همداني توصيف شده است ; نيز مق‍: قزويني 1 / 118) تأليف شده است. عبد الرحمن بن محمد ازدى كوفى اين چند كتاب را در يك كتاب (كه طوسى به آن به " عنوان المشترك " اشاره مى كند) فراهم آورده وموارد اتفاق واختلاف اين سه مؤلف را شرح داده است. گزارش نجاشى (ص 12 ش 7) مختصرتر است ; أو تنها يادآور شده است كه هر سه كتاب (كتاب تفسير ابان، كلبى وابو روق) در يك كتاب گردآورى شده اما مؤلف را محمد بن عبد الرحمن بن فنتى مى نامد (روشن نيست كه كداميك از اين اسامى درست است. من همان را كه ابن طاووس ياد كرده در عنوان اين شماره آوردم). تأليفي كه نجاشى وطوسى از آن ياد كرده اند در سعد ص 19، 221 نقل شده است. نقل سعد 221 از جزء دوم كراسه اول برگ 5 - ر (28 مريم آيه: يا اخت هارون) اخذ شده است.

[ 279 ]

162. + كتاب الغريبين، غريب القرآن والسنة / أبو عبيد احمد بن محمد بن محمد بن ابى عبيد العبدى الهروي الفشانى (البشانى) صاحب الازهرى (م رجب 401) سعد السعود 23، 275 - 278 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 224 - 226 ; نيز نك‍: (sbath ص 37 ش 670) ; نام وى در سعد، با تحريف اندكى احمد بن محمد بن ابى عبيد الازهرى آمده است. لقب صاحب الازهرى متعلق به استاد هروى، أبو منصور الازهرى (م 370) است. در سعد عنوان تأليف (درباره آن نك‍: سزگين 8 / 225 - 226) بدون كلمه ء الغريبين آمده است. ابن طاووس يك نسخه مشتمل بر پنج مجلد كه هر كدام داراى يك جزء بوده در اختيار داشته است. ابتداى غريبين (تا آخر حرف " ج ") به روايت أبو سعد احمد بن محمد بن احمد المالينى الشافعي (م 412 ; مق‍: سزگين 1 / 674) به چاپ رسيده است (تحقيق: محمود محمد الطناحى، قاهره، 1390). اين كتاب در حوزه علمي امامية رواج داشته است. نقل هايى از اين كتاب توسط ابن شهر آشوب در مناقب (3 / 10، 110 ; موارد نقل شده غير از مواردي است كه ابن طاووس نقل كرده) وميرداماد در رواشح (ص 170) زير عنوان [ كتاب ] غريب القرآن و الحديث آورده است ; خوانسارى در روضات (1 / 241) آن را به عنوان كتابي معروف توصيف مى كند) به احتمال، سخن الحسين بن عبد الصمد الحارثى (م 984) كه گفته است بهترين آنچه عامه [ درباره غريب ] نوشته اند كتاب الغريبين يعنى غريب القرآن و الحديث مى باشد، اشاره به همين كتاب است (الدرايه، تهران، 1306 ص 116). كفعمي كتاب هروى را تلخيص كرده است (نك‍: رياض 1 / 23). موارد نقل شده بدين شرح است: سعد 275 = جزء اول كراسه نهم برگ 5 - ر = غريبين ج 1 ص 213 (درباره كلمات لوط: هؤلاء بناتى ذيل آيات 78 هود و 71 حجر.) ; سعد / 276 = جزء دوم برگ 2 - ر سطر هشتم (آيه 88 ص) ; سعد / 276 = جزء سوم برگ 3 - ر سطر چهارم (درشرح كلمات امام على [ ع ] كه فرمود: وان نمنعه نركب اعجاز الابل، همين نقل از غريبين در ابن ابى الحديد 1 / 195 آمده است ; مق‍: Lane ذيل مورد " عجز ") ; سعد / 277 = جزء چهارم، كراسه دوم برگ 6 (آيه 98

[ 280 ]

انعام) ; سعد / 277 - 278 = جزء پنجم كراسه ششم برگ 2 - پ (شرح حديث نبوى: النظر إلى وجه على عبادة). جملاتي از ابن طاووس در بين اين نقلها وجود دارد. 163. - كتاب الغيبة / أبو عبد الله محمد بن ابراهيم بن جعفر النعماني ابن زينب (م. ح. 360) ذريعه 16 / 79 ش 398 كشف المحجة 53 ابن طاووس اين كتاب را در ميان كتب امامية كه درباره غيبت امام دوازدهم [ ع ] نوشته شده ياد كرده است. 164. كتاب الغيبة / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 16 / 79 ش 399 فلاح 74 / 71 - 72 مهج الدعوات 274 ابن طاووس از نسخه أي كه تاريخ 471 بر روى آن بوده استفاده كرده است (مهج الدعوات / مهج الدعوات * * برگ 164 - ر / مهج الدعوات * * * برگ 128 - ر ; مهج الدعوات * برگ 153 - پ تاريخ را 472 ذكر كرده است). فلاح = الغيبة ص 222 ; مهج الدعوات = الغيبة ص 124. 165. * الغرر / أبو الفضل جعفر بن الفضل بن جعفر بن الفرات معروف به ابن حنزابه (م 391) طرائف 239 / 64، 245 / 67 در همه نسخه هاي طرائف كه مورد بررسى قرار گرفت نام مؤلف تحريف شده است. در طرائف 239 / 64 (وطرائف * برگ 60 - ر / طرائف * * برگ 76 - ر) نام وى " ابن جيرانه " آمده وهمينطور در عاملي، اثبات (1 / 70) ; در اثبات (4 / 281) در نقل اين

[ 281 ]

مورد، ابن جبير ياد شده. در ترجمه فارسي همان صفحه ابن جرير آمده ; در طرائف 245 / 67 (= طرائف * برگ 62 - ر / طرائف * * برگ 79 - ر) به أو با عنوان صاحب الغرر اشاره شده است (يا اشتباها الغريب) ; هويت واقعى أو را مى توان از معالم ابن شهر آشوب (ص 32 ش 172) بدست آورد ; در آنجا به أبو الفضل جعفر بن فرات معروف به ابن حنزابه (در چاپ: خنزابه) كتابي با نام " كتاب الغرر " نسبت داده شده است. درباره اين وزير آل اخشيد نك‍: ابن خلكان 1 / 346 - 350 وارجاعات همانجا ; اعيان 16 / 88 - 95 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن فرات " (از:) D. Sourdel درج 3 ص ب 768. مورد طرائف 239 / 64 (در طرائف ص 245 / 67 بدان اشاره شده) مربوط به تهديد عمر به آتش زدن خانه حضرت فاطمه [ س ] است اگر على واتباع أو با أبو بكر بيعت نكنند. اين نقل (به توسط طرائف ؟) در حلى، نهج ص 271، واز آنجا در بحار 28 / 339 نقل شده است. عبارت ديگر در مناقب ابن شهر آشوب (3 / 209) نقل شده كه در آنجا نام مؤلف ابن حيزانه آمده است. 166. * + غرر المعارف / أبو الحسن محمد بن عبد الملك بن ابراهيم الهمذانى (همداني ؟) الفرضى الشافعي (م 521) طرائف 551 / 174 الهمذانى بيشتر به جهت تكلمه ء تاريخ الطبري شناخته شده است (مق‍: سزگين 1 / 327 ; - > تاريخ [ الهمذانى ]) ; گويا ابن طاووس تنها مؤلفي است كه از غرر المعارف ياد كرده است. با اين حال اين كتاب را مى توان شناخت زيرا ابن طاووس مى گويد كه اين كتاب به " عنوان السير " نيز معروف است. اين عنوان به عنوان مثال در صفدى (4 / 38) حاجى خليفه (2 / 1175) وبرخى عبارات آن توسط معاصر جوان تر ابن طاووس، ابن خلكان (م 681) (وفيات 2 / 116 ; 5 / 105 و 119) نقل شده است. اين روشن نيست كه آيا " عنوان السير " همان متممي است كه همذانى بر تأليف صولي درباره وزراء نوشته است يا نه (مق‍: 489 - 488 , 412.) O. Rosenthal , Historiography , pp به هر روى اين كتاب غير از كتاب " المعارف المتأخرة " همذانى است كه نقلهايى از آن نيز در ابن خلكان

[ 282 ]

(1 / 303 ; 5 / 268) آمده است. در مورد نقل شده در طرائف، گفته شده كه خليفه ء عباسي القادر (خلافت 381 - 422) پنج تكبير بر جنازه ء خليفه ء پيش از خود الطائع (خلافت 363 - 381) بعد از مرگ أو در روز عيد فطر 393 خوانده است. در فرج المهموم ص 210 از يك " ابن همداني " ياد شده كه در آنجا أو داستانى درباره نوبخت والمنصور را از كتابي ناشناخته نقل مى كند. شايد أو با نويسنده غرر يكى باشد. 167. * * حدائق الرياض وزهرة المرتاض ونور المسترشد / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 6 / 286 ش 1549 اقبال 23 - 25 / 553 - 554، 55 - 56 / 584، 63 - 64 / 592، 70 / 598 - 599، 72 / 600 - 601، 74 - 75 / 603، 92 / 618، 95 / 621، 99 / 623، 159 / 667، 523 / 308، 759 / 529 درباره اين تأليف نك‍: McDermott، (ص 31 [ شماره ندارد ]) ; وى اطلاعات اندكى در باره مطالب آن داده است. ابن طاووس در اقبال 523 / 308 مى گويد: أو از نسخه أي كه در حيات مفيد نوشته شده استفاده كرده است. در موارد نقل شده، شيخ مفيد از استحباب روزه در مواقع مختلف به عنوان شكر براى خداوند سخن مى گويد. اين موارد به شرح زير است: روزهاى مختلفى در ماه محرم (اقبال 24 / 554)، بويژه روز اول محرم كه خداوند دعاى زكريا را اجابت كرد (اقبال 23 - 24 / 553 = مفيد " مسار " ص 41)، سوم محرم كه در آن يوسف از چاه نجات يافت (اقبال 25 / 554 = مسار ص 41)، وبيست ويكم محرم بياد ازدواج على [ ع ] و فاطمه [ س ] در سال سوم هجرت (اقبال 55 - 56 / 584 = مسار ص 43) ; اولين روز ربيع الاول بياد هجرت رسول خدا [ ص ] از مكه به مدينه در سال 13 مبعث (اقبال ص 63 / 592 = مسار ص 44) ; دهم ربيع الاول كه در آن رسول خدا [ ص ] در سن 25 سالگى با خديجه ازدواج كرد (اقبال 70 / 598 - 599 = مسار ص 46) ; 12

[ 283 ]

ربيع الاول بياد ورود رسول خدا [ ص ] به مدينه (اقبال 70 / 599 = مسار صص 45 46. در آنجا شيخ مفيد يادآور شده [ ص 44 ] است كه اين در سال سيزدهم بعثت رسول خدا [ ص ] رخ داده است) كه مصادف است با پايان حكومت آل مروان (سال آن به اشتباه 82 ذكر شده ; تاريخ درست 132 است كه در مسار ص 46 آمده است) ; 14 ربيع الاول كه در آن يزيد مرده است (سال 64) (اقبال 72 / 600 - 601 = مسار ص 46) ; هفدهم ربيع الاول روز تولد رسول خدا [ ص ] (اقبال 74 - 75 / 603 = مسار صص 46 - 47) ; دهم ربيع الثاني روز تولد امام يازدهم [ ع ] (درسال 232) (اقبال 92 / 618 = مسار ص 47) ; نيمه جمادى الاول روز تولد امام زين العابدين [ ع ] (در سال 36) (اقبال 95 / 621 = مسار ص 47) ; بيستم جمادى الثاني روز تولد حضرت فاطمه [ س ] (سال دوم مبعث (اقبال 99 / 623 = مسار ص 48) ; بيست ودوم رجب مرگ معاويه (در سال 60) با عبارت " يكى از فراعنه اين امت " (اقبال 159 / 667 ; مفيد در مسار ص 51 اين تاريخ را 23 رجب سال 60 ياد مى كند وبدون توصيف معاويه به فرعون، سالگرد مرگ أو را روز جشن براى مؤمنان وغم واندوه براى كافران ياد مى كند) ; بيست وپنجم ذى حجه كه در آن سوره ء " هل اتى " كه مربوط به على وفاطمة وحسن وحسين [ عليهم السلام ] است نازل شده (اقبال 759 / 529 = مسار ص 41) ; بيست ونهم ذى حجه كه در آن روز يكى از دشمنان خدا ورسول، مرده است (اقبال 759 / 529). ابن طاووس در اين عبارت، از هويت اين دشمن اظهار تجاهل مى كند ولى ممكن است أو تقيه كرده باشد زيرا وى مسار را در دست داشته كه در آن (ص 41) 29 ذى حجة سال 23 تاريخ فوت عمر بن خطاب ياد شده است (همچنين نك‍: - > كتب اصحابنا القميين) ودر آخر روايتي در اقبال ص 523 / 308 براى فضيلت روزه در ماه حرام براى سه روز متوالى آمده است. از اين روايات چنين بدست مى آيد كه حداقل بخشى از كتاب حدائق از نظر محتوى مشابه " مسار الشيعه " بوده است، گرچه اين دو، دو تأليف مختلف هستند. چرا كه اولا مورد نقل شده در اقبال 24 - 25 / 554 (اولين مورد) و 523 / 308 در مسار نيامده است ومورد نقل شده در اقبال ص 795 / 529 (مورد دوم) به صورت ديگرى

[ 284 ]

نقل شده است. ثانيا روزه براى بعضى از اوقات تنها در حدائق سفارش شده است. ثالثا ابن طاووس ميان اين دو تأليف تفاوت روشنى قائل شده ودر اقبال ص 75 (سطر 6) / 603 (سطر - 3) بعد از نقل از حدائق مى گويد: در كتاب التواريخ الشرعية [ = مسار الشيعه ] مفيد همين اطلاعات را بدست مى دهد ; در اقبال ص 64 / 592 وى مى كوشد تا تناقض ظاهري ميان اطلاعاتى كه در دو منبع درباره تاريخ هجرت پيامبر [ ص ] آمده را جمع كند. ظاهرا افندي بر مبناى گفته اقبال تأكيد مى كند كه گرچه حدائق بر اساس الگوى مسار نوشته شده، اما تأليفي ديگر وبزرگتر است (رياض 5 / 179). 168. * * + كتاب الحذف والاضمار / أبو العباس احمد بن يحيى بن احمد بن زيد ابن ناقة (يا: ناقد) المقرى (م 559) سعد السعود 20، 228 مؤلف كه تنها از أو با عنوان احمد بن ناقة المقرى ياد شده (سعد 20 اشتباها " المغربي ") يك فقيه حنفى ونحوى بوده است. نك‍: ابن ابى الوفاء 1 / 131 ; اصفهان خريدة ج 4 / 1 ص 275 ; صفدى 8 / 231 - 232 ; سيوطى، بغيه 1 / 395 ; اين تأليف در هيچكدام از اين منابع نيامده است. مورد نقل شده از جزء دوم كتاب نقل شده ومشتمل بر تفسير آيه " وكذلك بعثناهم " (آيه 19 / كهف) مى باشد. اين تفسير مربوط به مفاهيم حذف و اضمار است كه در عنوان ياد شده است (گرچه هيچكدام از اين اصطلاحات صريحا در مورد نقل شده نيامده است). مق‍: Lane زير مورد ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " اضمار " [ از: ; ] H. Fleisch K. Versteegh , " Grammar and Exegesis: The Origins of Kufan Grammar and , 233 - 231. 242 the Tafsir Muqatil , " Der Islam , 76 , 0991 , pp. 602 - at pp در آنجا " اضمار " را ellipsis معنى كرده است. 169. * * + حديث سفيان الثوري / أبو القاسم سليمان بن احمد الطبراني (م 360) طرائف 111 / [ ند 27 ]، 548 / 171 و 173

[ 285 ]

درباره ء مؤلف نك‍: سزگين 1 / 195 - 197. در طرائف 548 / 171، نام وى نيامده است. كتابي با عنوان " حديث الثوري " كه مشتمل بر ده جزء است در فهرست تأليفات طبراني كه در " جزء فيه ذكر ابى القاسم سليمان بن احمد بن ايوب الطبراني " تأليف أبو زكريا يحيى بن عبد الوهاب بن ابى عبد الله بن منده (م 511، مق‍: بروكلمان ذيل 1 / 279 ; سزگين 1 / 195) چاپ شده است. اين تأليف با آخرين جلد كتاب معجم الكبير طبراني تحقيق: سلفى، موصل 1404 (ج 25 صص 329 - 368 ; نك‍: 362 براى عنوان حديث الثوري) چاپ شده است. حديث نبوى كه در طرائف 1 ص 111 نقل شده مربوط به فضائل حضرت فاطمه [ س ] است ; در طرائف 548 / 171 و 173 پيامبر انصار را توصيه مى كند تا شاخه سبزى از درخت خرما بر قبر مؤمنين بگذارند. (درباره اين رسم كه معروف به تخضير است مق‍: " , pp. 36 - 46) Kohlberg , " Antediluvian 170. * - حديث الولاية / أبو العباس احمد بن محمد بن سعيد ابن عقده (م 333) ذريعه 6 / 378 ش 2376 ; 25 / 142 ش 830 الامان 91 / 103 اقبال 663 / 453، 669 / 457 طرائف 140 - 142 / 33 اليقين 34 - 35 / 183 - 184 عنوان كتاب در اقبال 2 ص 457 وطرائف 2 نيامده است. اما در طرائف 1 ص 140 (= طرائف * برگ 31 - پ، برگ 32 - پ / طرائف * * برگ 39 - پ و 40 - پ) آمده است. نجاشى (ص 94) از آن با عنوان " كتاب الولاية ومن روى غدير خم " ياد كرده است. در الامان با عنوان كتاب الولاية ياد شده است. به گفته ابن حجر عسقلاني (تهذيب 7 / 339) اين كتاب حداقل مشتمل بر هفتاد سند براى حديث غدير خم بوده است. ابن شهر آشوب (مناقب 2 / 228) وابن طاووس (طرائف 142 / 33) گفته اند كه تعداد اسناد 105 بوده است. ابن طاووس اسامى 95 نفر از صحابه را كه در تأليف ابن عقده

[ 286 ]

اين حديث را روايت كرده اند ياد مى كند. نسخه خطى كه ابن طاووس استفاده كرده، در سال 330 كتابت شده (اقبال 363 / 453) وداراى خط شيخ طوسى وديگران بر آن بوده است. همين كتاب در دسترس شاگرد معروف ابن طاووس يعنى علامه حلى بوده است (نك‍: الاجازة الكبيرة لبنى زهرة الحلبي، بحار الانوار 108 / 116 - 118). نيز نك‍: امينى، الغدير 1 / 153. 171. * * + - كتاب حديث الولاية (يا: الرد على الحرقوصية) أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) ذريعه 10 / 193 ش 483 اقبال 663 / 453، 669 / 457 طرائف 142 / 33، 154 / 38 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 323 - 328 وارجاعاتي كه بعد از اين خواهد آمد. حديث الولاية يكى از تأليفاتي است كه به طبري منسوب بوده ودرباره موضوعاتي است كه شيعه بدان علاقه ويژه أي دارد. * بعضى از اين تأليفات در برخى از نوشته هاي اخير از F. Rosenthal و C. Gilliot مورد بحث قرار گرفته است. عناوين شيعي كه در اين كتابها مورد بحث قرار گرفته عبارتند از: 1 - " كتاب فضائل على " (نك‍: كتاب Rosenthal با عنوان Tabari صص 91 - 92 ; Gilliot در مقاله " " Tabari صص 63 - 66) ; 2 - " كتاب (احاديث يا حديث) غدير خم " (در Rosenthal كتاب Tabari ص 92 - 93، Gilliot مقاله " " Tabari صص 63 - 66) ; 3 - " الرد على الحرقوصية " (Rosenthal كتاب Tabari صص 123 - 124 ; Gilliot مقاله " " Tabari صص 74 - 76) ; 4 - " كتاب فضائل العباس " (Rosenthal در كتاب Tabari صص 90 - 91 ; Gilliot ص 67) ; 5 - " المسترشد (في الامامة) " (Rosenthal در كتاب Tabari صص 118 - 120 ; Gilliot در مقاله " " Tabari ص 76) ; 6 - " بشارات المصطفى " (Rosenthal در كتاب Tabari ص 119، Gilliot در مقاله " " Tabari ص 76). همانگونه كه معروف است اين دو تأليف اخير


نك‍: طباطبائي، تراثنا 5 / 4 صص 171 - 173. (*)

[ 287 ]

را طبراى مورخ ننوشته است (مق‍: - > بشارات المصطفى، - > كتاب دلائل الامامة) و اين را Rosenthal و Gilliot تأييد كرده اند. درباره سه عنوان نخست، مسائل مختلفى قابل طرح است. روزنتال عللى كه طبري را وادار به تأليف كتابي درباره فضائل على [ ع ] كرد مورد بحث قرار داده ونشان مى دهد كه كتاب غدير خم مى تواند جزئي از كتاب فضائل على [ ع ] باشد. Gilliot در اين نتيجه گيرى با وى همراه است اما توافق كمترى ميان اين دو نويسنده درباره عنوان " الرد على الحرقوصيه " وجود دارد. روزنتال مشكلاتي را كه مربوط به انتساب اين تأليف به طبري است مطرح مى كند اما نتيجه مى گيرد كه دلائل كافى براى رد نسبت آن به طبري وجود ندارد. أو در ادامه مى نويسد: اين غير محتمل نيست اگر بگوييم الرد على الحرقوصية جزئي از كتاب فضائل بوده است. Gilliot كه عمدتا تحليلش بر عبارات " تبصرة العوام " ابن داعى است به اين نتيجه مى رسد كه اين " الرد " از آن تأليفاتي است كه به غلط به طبري نسبت داده شده است. (نك‍: Gilliot مقاله " " Tabari صص 74 - 76). مواردي كه ابن طاووس فراهم كرده ما را قادر مى سازد تا بحث را يك قدم جلوتر ببريم. أو در طرائف دوبار به كتاب الولاية اشاره مى كند (طرائف 1 / 142 به عنوان حديث الولاية ; در طرائف 1 ص 33 اشتباها " كتاب الولاة ") وآن را چنين توصيف مى كند كه هفتاد وپنج سند براى حديث غدير خم آورده است. نام مؤلف " محمد بن جرير الطبري صاحب التاريخ " ياد مى كند. كتاب الولاية يك عنوان جانشين براى " حديث (يا: كتاب) غدير خم " است كه ابن شهر آشوب به آن تصريح كرده است (معالم ص 106 ش 715 ; همچنين نك‍: ابن بطريق، العمدة ص 55) ; ابن شهر آشوب چندين مورد را از كتاب الولاية نقل مى كند (نك‍: مناقب 2 / 122 - 123، 247 - 248، 265، 268 ; 3 / 21) با اين تذكر كه كتاب بيش از هفتاد اسناد براى حديث غدير دارد (مناقب 2 / 228). در يكى از نسخه هاي طرائف كه على الحسينى الميلاني در خلاصة عبقات الانوار ج 6 تهران 5 - 1404 ص 90 بدان استناد كرده ابن طاووس (بعد از عبارت طرائف ص 142 / 33) مى گويد: " من در تأليفي كه طبري درباره صحت حديث غدير نوشته ديدم كه نام كتاب " الرد على الحرقوصية " است يعنى حنابله ; [ آنها

[ 288 ]

بدين نام هم معروف بودند ] زيرا احمد بن حنبل از نژاد حرقوص بن زهير الخارجي بوده است. برخى مى گويند طبري اين عنوان را آورده زيرا بربهارى حنبلي [ م 329 ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " بربهارى " (از: ]) H. Laoust حديث غدير را مورد خدشه قرار داده بود ". در اقبال (ص 663 / 453) ابن طاووس مى گويد: " [ در ميان دلائلي كه رسول خدا [ ص ] حضرت على [ ع ] را به عنوان امام نصب كرد: يكى ] روايت محمد بن جرير الطبري صاحب التاريخ الكبير در كتابي با عنوان " الرد على الحرقوفيه " است ; وى در اين تأليف روايت غدير را كه مربوط به نصب امام على [ ع ] به عنوان ولى از طرف پيامبر [ ص ] [ وتاييد ] مقام شامخ أو است از هفتاد وپنج طريق روايت كرده است ". أو اين تأليف (كه درباره آن ابن طاووس مى گويد كه فعلا نسخه أي از آن در دست ندارد [ اقبال 663 / 453 ]) را چنين توصيف مى كند (اقبال 669 / 457) كه مشتمل بر يك مجلد است. ابن كثير (11 / 147) شايد به نسخه ديگرى اشاره كرده آنجا كه مى گويد أو كتاب طبري مورخ را ديده كه مشتمل بر دو مجلد بزرگ درباره حديث غدير بوده است (وقد رأيت له كتابا جمع فيه احاديث غدير خم في مجلدين ضخمين). اين كه كتاب (حديث) الولاية والرد على الحرقوصية يك تأليف باشند در سخن نعمت الله جزائري نيز مورد تأييد قرار گرفته است. أو مى گويد محمد بن جرير طبري صاحب تاريخ از هفتاد وپنج طريق روايت كرده ; أو كتابي مستقل در اين باره نوشته وآنرا الرد على الحرقوصية ناميده وخاطرنشان كرده كه اين را در رد بر حرقوصيه (للرد على الحرقوصيه) تأليف كرده يعنى حنابله [ آنها بدين عنوان ناميده شده اند زيرا ] احمد بن حنبل نواده حرقوص بن زهير بوده است (جزائري، انوار 1 / 128) ; در حقيقت گرچه " حرقوص " نامى در ميان اجداد احمد بن حنبل بوده (نك‍: ارجاعاتى كه Gilliot در ص 86 ش 86 داده) اما اين حرقوص غير از حرقوص بن زهير خارجي است. روزنتال و Gilliot اين را كه حرقوص (مگس يا پشه) به عنوان تمسخر باشد مطرح كرده اند وروزنتال حدس مى زند كه آنرا به ناقد طبري أبو بكر بن ابى داود سجستاني (يعنى عبد الله بن سليمان بن الاشعث) (م 18 ذى حجة 316 ; مق‍: تاريخ بغداد 9 / 464 - 468) اطلاق كرده اند. اصل حرقوصيه هر چه باشد دو نكته را مى توان اثبات كرد: الف: ابن طاووس (و

[ 289 ]

شايد معاصران طبري هم) آنرا عنوان حنابله مى دانسته اند. اين تفسيرى است كه ماسينيون پيشنهاد كرده وبروكلمان پذيرفته است (مق‍:.) Gilliot سزگين (پيرو آقا بزرگ اين تفسير را رد مى كند ومى گويد: حرقوص بن زهير (يعنى حرقوص بن زهير السعدى معروف به ذوالخويصره التميمي) از خوارجى بود كه در سال 37 كشته شد. (در واقع أو در نهراوان در سال 38 كشته شده است ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " حرقوص بن زهير السعدى " [ از:. ] L. V. eccia Vaglieri عبارت طرائف وانوار النعمانية (كتاب اخير به نوشته هاي قبلى بويژه طرائف وتبصرة العوام ابن داعى [ تهران 1304 ص 40 = تحقيق اقبال ص 106 ; نك‍ بحث Gilliot درباره ابن داعى ]) نشان مى دهد كه خارجي بودن حرقوص بن زهير سعدى متناقض (آنگونه كه سزگين ادعا كرده) با اطلاق حرقوصية بر حنابله نيست. ب: اينكه رد بر حرقوصيه محتملا تأليف طبري بوده (چنانكه نجاشى ص 322 ش 879 معتقد است) نه محمد بن جرير بن رستم طبري شيعي چنانكه آقا بزرگ وسزگين به تبع وى مطرح كرده اند (سزگين 1 / 328 ش 2). تأليف ديگرى كه ابن طاووس از آن نقل كرده " عيون اخبار بنى هاشم " طبري مى باشد (ملاحم 93 - 95 / 104 - 106 ; نك‍: همين فهرست ذيل همين مورد) ; به گفته ابن طاووس وى آنرا براى على بن عيسى بن جراح (م 234) وزير المقتدر نوشته است ; (نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " على بن عيسى " [ از: Sourdel ; ] H. Bowen در Vizirat فهرست اعلام آن). اين محتمل است زيرا امكان دارد كه أو در بين آشنايان طبري بوده باشد (Sourdel ج 2 ص 525 ; Rosenthal كتاب Tabari ص 73). ابن طاووس از نسخه أي كه بنا به حدس أو در حيات طبري نوشته شده است استفاده كرده است. متن نقل شده، نقل مناظره أي است ميان بنى هاشم ومعاويه ; در آنجا معاويه ادعاى بنى هاشم را در باره خلافت رد مى كند ودر برابر، عبد الله بن عباس به أو پاسخ مى دهد. آهنگ دليل ابن عباس مطابق با تبليغات بنى عباس است ; ابن عباس مى گويد: امام يكى از ميان ماست و عيسى [ ع ] پشت سر أو نماز خواهد خواند واگر مى خواستم از أو نام مى بردم (مق‍: , Leiden , 3891 , pp. 28 - 38 (M. Sharon , Black Banners from the East مورد مزبور، اين احتمال را مطرح مى كند كه " تأليف " مذكور همان فضائل العباس

[ 290 ]

است كه ياقوت آنرا با فضائل على بن ابى طالب ذكر مى كند (ياقوت، الادباء 17 / 80 - 81 واز أو Rosenthal و.) Gilliot از آنچه ما درباره كسانى كه كتاب " عيون اخبار بنى هاشم " و " فضائل العباس " به آنها تقديم شده يا به نام آنها تأليف شده مى دانيم چنين بدست مى آيد كه اين دو نام يك كتاب مى باشد. همانطور كه گفته شده " عيون " براى وزير على بن عيسى نوشته شده، برطبق گفته Gilliot كتاب فضائل العباس را نيز دستگاه خلافت درخواست كرده است. مسأله ديگرى كه در گفته ياقوت مطرح شده اين كه تأليفات مختلف طبري در باره فضائل ناتمام مانده است. زيرا ابن طاووس اشاره به ناتمام بودن حديث الولاية و " عيون " نمى كند (همانگونه كه Rosenthal در كتاب Tabari ص 93 حدس زده محتمل است كه طبري بر آن بوده تا تأليفات مختلف فضائل را راجع به اشخاص يا گروهها در يك كتاب جمع آورى كند واين كه ياقوت از ناتمام بودن فضائل سخن گفته به همين معناست كه آنها را در يك كتاب فراهم نياورده است. تأليف ديگر مربوط به فضائل على [ ع ] كه ابن طاووس به طبري منسوب داشته كتاب مناقب اهل بيت [ ع ] مى باشد (نك‍: به همين فهرست ذيل همين عنوان). خلاصه اين كه طبري چندين كتاب درباره ء فضائل صحابه ء مختلف نوشته وبرآن بوده تا آنها را در يك مجلد فضائل گردآورى كند. اين تأليفات مشتمل است بر: فضائل على [ ع ]، حديث (يا: كتاب) الولاية (نيز معروف به حديث غدير خم والرد على الحرقوصية)، فضائل العباس (كه محتملا با عنوان عيون اخبار بنى هاشم يكى باشد) و شايد هم مناقب اهل البيت. ظاهرا حديث الولاية تأليف مستقلى بوده اما محتمل است كه طبري در ذهنش بود تا آن را در " فضائل على " بگنجاند بطورى كه تأليف عمومى ترى بنام فضائل باشد. ظاهرا جريان اين كتابها محدود به دواير شيعي بوده وحتى در آنجا هم چندان شناخته شده نبوده وعمدتا بخاطر ابن طاووس است كه ما از آن چيزى مى دانيم. 172. * * كتاب الحلال الحرام / أبو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد الثقفى (م 283) ؟

[ 291 ]

ذريعه 7 / 61 ش 323 اقبال 246 / 15 محتملا حدس آقا بزرگ در اينكه ابن طاووس نام مؤلف را به اشتباه آورده درست مى نمايد. ابن طاووس نام وى را اسحاق بن ابراهيم ثقفي آورده است. شرح حال نگاران با اين نام آشنا نيستند. مامقانى (تنقيح ش 640) وتسترى (قاموس 1 / 474 - 475 [ چاپ جديد 1 / 727 - 728 ]) به اين عبارت در اقبال، براى تنها شاهد بر وجود مؤلف اشاره كرده اند. تسترى امكان اشتباه بودن عبارت را داده است. بايد خاطرنشان كرد كه كتاب الحلال والحرام در نجاشى (صص 16 - 18 ش 19) يا معالم (ص 3 - 4 ش 1) در ميان تأليفات ابراهيم بن محمد ثقفي نيامده است. شايد اين كتاب همان عنوان جامع في الفقه والاحكام باشد كه نجاشى (ص 17) ياد كرده است. ابن طاووس كه نسخه زيباى عتيقي (نسخه عتيقة عندنا الان مليحة) را در دست داشته روايتي را كه ثقفي از امام صادق [ ع ] با دو واسطه نقل كرده آورده است. 173. + كتاب حماقة اهل الاباحة / أبو حامد غزالي (م 505). طرائف 341 / [ ند 97 ] اين كتاب، جدلى عليه صوفيان افراطي است وبيشتر بنام (بيان) فضائح الاباحية (نك‍: Bouyges - Allard ص 60 ش 1 وص 118 ش 174 ; بدوى، مؤلفات ص 340 ش 20) شهرت دارد. عنوان، آنگونه كه ابن طاووس ياد كرده توسط جميل عظم در كتاب عقود الجوهر في تراجم من لهم خمسون تصنيفا فمائة فاكثر، بيروت 1326 ص 8 (واز آنجا Bouyges - Allard ص 118 ش 2) آمده است. كتاب عظم مشتمل بر عناوينى است كه از ذيل كشف الظنون گرفته شده است. كشف الظنون داراى چندين متمم است (مق‍: مقدمه محققين بر: حاجى خليفه، كشف الظنون 1 / 10) وعظم نمى گويد كه از كدام ذيل گرفته است. مشهورترين اين ذيول، ايضاح المكنون از اسماعيل بغدادي است اشاره أي به حماقة اهل الاباحه ندارد. يك متن فارسي از اين كتاب مبتنى بر نسخه أي منحصر به فرد بوده (كتابخانه

[ 292 ]

مسجد فاتح شماره نسخه 5426) با عنوان زير توسط O. Pretzl ترجمه وچاپ شده است:) Die Streitschrift des Gazali gegen die Ibahija , Sitzungsberichte derBayerisch en Akademie der Wissenschaften , Philosophisch - historische Abteilung , Heft . (1933 , 7 , Munich نقلى كه در طرائف آمده پاسخ غزالي به اولين اشكال اباحيه است (الجواب عن شبهتهم الاولى) ; متن كامل شبهه وجواب غزالي در چاپ فوق الذكر در صص 8 - 10 (فارسي) = صص 28 - 30 (آلمانى) آمده است. اين تأليف را بروكلمان نياورده ونقل طرائف تا جائى كه مى دانم تنها شاهد بر وجود متن عربي آن مى باشد. اين مورد نقل شده سؤالي درباره زبان اصلى متن تأليف شده مطرح مى كند زيرا مترجم آلمانى و E. Glassen در:) Der mittlete Weg: Studien zur Religionspilitik und Religiositat der spateren (175 - 174. Abbasiden - Zeit , Wiesbaden , 1891 , P. 88 , n. 52 , pp تنها از متن فارسي آن آگاه بوده اند وطبيعتا آنرا اصل تصور كرده اند. در واقع اگر اين درست باشد (و Glassen دلايل نسبتا محكمى را در تأييد اين مطرح مى كند) نقلى كه در طرائف آمده نشان مى دهد كه ترجمه عربي متن در زمان ابن طاووس وجود داشته (همانطور كه در التبر المسبوك چنين است ; نك‍: ذيل همين مورد) يا ابن طاووس آن مطلب را ترجمه كرده (يا كسى را براى ترجمه آن گمارده) است (مق‍: باب سوم فصل هفتم) ; اگر اصل كتاب عربي باشد آخرين تاريخ براى ترجمه بايد 727 بوده باشد واين تاريخي است كه بر نسخه چاپ شده وجود دارد (نك‍: مقدمه محقق ص 18). 174. + حقائق التفسير / أبو عبد الرحمن السلمى (م 412) سعد السعود 18، 217 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 671 - 674 ; ونك‍: مقدمه من بر چاپ " جوامع آداب الصوفية " وكتاب " عيوب النفس ومداواتها " از سلمى، قدس، 1976. در سعد السعود ص 18، به اشتباه كلمه " حدائق " بجاى " حقايق " آمده است. ابن طاووس تنها جلد اول كتاب را در دست داشته است. أو از كراسه دوم برگ 8 - ر، تفسير آيه " يا

[ 293 ]

بنى اسرائيل اذكروا نعمتي التى انعمت عليكم " (آيات 40، 47، 122 سوره بقره) را نقل مى كند. اين روايت به عنوان پنجاه وپنجمين روايت در تفسير سوره بقره در اين كتاب است كه توسط G. Bowering دردست انتشار است (= نسخه 9433. Br. Lib. Or برگ 11 - پ). من از پروفسور Bowering متشكرم كه اجازه داد متن حروفچينى شده أو را ملاحظة كنم. مق‍: - > زيادات حقائق التفسير. 175. * ؟ الحاويه [ يا الهاوية ] في مذمات معاوية / ناشناخته طرائف * برگ 128 - ر / طرائف * * برگ 164 - پ [ ند طرائف 471 / 144 ] عنوان فوق در طرائف * وطرائف * * آمده است وعنوان هاويه در، علامه، نهج (ص 312 واز آنجا بحار الانوار چ سنگى 8 / 566) آمده است. براى عنوان دوم مق‍: " الهاويه في احوال (يا: تاريخ) يزيد بن معاويه " از حسين بن احمد براقى (م 1332)، (مق‍ ذريعه 25 / 157 ش 40). ابن طاووس محتملا به خاطر تقيه يا بى اطلاعي، نام مؤلف را ياد نكرده است (ونيز علامه حلى). مورد طرائف معاويه را شخص كثيفى مى شناساند كه اگر صعصعة (ابن صوحان مق‍: به عنوان مثال طبري تاريخ، فهرست اعلام ذيل صعصعه، كشى صص 64 - 65 ; مفيد، اختصاص صص 116 - 118) وضعيت أو را برملا نمى كرد در حال ناپاكى امامت نماز مى كرد. در نقل علامه، معاويه متهم به كشتن چهل هزار نفر از مهاجر وانصار واولاد آنهاست. 176. * * هداية المسترشد / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 25 / 191 ش 209 فتح الابواب 177، 242 مورد نقل شده در ابواب 242 (كه در ص 177 بدان اشاره شده ودر بحار 91 / 280 نقل شده است) مربوط به احكام استخاره مى باشد ; حامد الخفاف چنين مفروض داشته كه كتاب مربوط به ادعيه وعبادات بوده است (مقدمه فتح الابواب ص 94). آقا بزرگ درباره باقى ماندن كتاب چيزى نگفته اما ظاهرا شاهدى بر باقى ماندن آن وجود ندارد.

[ 294 ]

177. + حلية الاولياء / أبو نعيم احمد بن عبد الله بن احمد الاصفهانى (م 430) ذريعه 7 / 81 ش 431 الامان 83 - 84 / 96، 123 - 124 / 134 بحار الانوار 82 / 224 = مستدرك. 3 / 102 [ ند فلاح ] ; بحار 86 / 280 [ ند فلاح 227 / 207 ] مهج الدعوات 307 ملاحم والفتن 25 / 29 طرائف 58 / 15، 459 / 141، 536 / 167، 542 / 170 اليقين 93 / 305 - 306، 186 / 483 همانگونه كه خوانسارى (روضات 1 / 272) خاطرنشان كرده اين تأليف در حلقات شيعي شهرت داشته ; ابن طاووس در برخى موارد محل نقل را نشان مى دهد: از جلد دوم (الامان 123 - 124 / 134)، از جلد پنجم (مهج الدعوات وملاحم والفتن) واز آخرين جلد الامان (83 - 84 / 96). 178. * * + - كتاب حساب ترتيب دساتير الكواكب السبعه / الشريف أبو القاسم على بن القاسم القصرى ذريعه 7 / 8 ش 26 فرج المهموم 128 ابن طاووس اين تأليف را در ميان كتب نجومى متعلق به دانشمندان دوره عباسي كه در دست وى بوده ياد مى كند. مطلب بيشترى درباره هويت مؤلف ياد نشده ; در فرج المهموم * برگ 85 - پ (وذريعه) عنوان آن " كتاب حساب ترتيب وسائر (براى: دساتير ؟) الكواكب السبعه " آمده است. در فرج المهموم نسخه چاپى عنوان آن " كتاب ترتيب حساب دساتر الكواكب السبعة " آمده است. 179. * * ؟ حجة التفضيل / ابن الاثير (زندگى در اواخر قرن سوم يا اواسط قرن پنجم ؟)

[ 295 ]

ذريعه 6 / 260 ش 1421 اليقين 137 - 138 / 384 - 386 در اليقين عنوان كامل تأليف " حجة التفصيل (همينطور در بحار 37 / 325) وشرح حذيفة بن اليمان بتسمية مولانا على بامير المؤمنين في زمان صاحب الرسالة صلوات الله عليه وآله بزيادة في التفصيل " ياد شده است. آقا بزرگ به نقل از يك نسخه اليقين، عنوان را حجة التفضيل ونام مؤلف را " الاثير " ياد مى كند. شيخ حر عاملي (در فهرست كتابهايى كه مع الواسطة از آن نقل كرده) به عنوان كتاب حجة التفضيل لابن اثير (اثبات 1 / 74) بدان اشاره كرده است. اين تأليف ظاهرا مربوط به فضائل على [ ع ] بوده است. دو روايت مختلف درباره ء نسخه ء مورد استفاده ابن طاووس آمده. در اليقين 469 ياد شده در حالى كه آقا بزرگ 369 ذكر مى كند (ذريعه ونابس ص 13) در رجب 472 أبو على الحسن فرزند شيخ طوسى ستايشى درباره مؤلف به نسخه افزوده است همانطور كه سه نفر عالم ديگر بعد از وى چنين كردند. حدس آقا بزرگ اين است كه اين تأليف با كتاب " حقائق التفضيل في تأويل التنزيل " از أبو محمد جعفر بن ورقاء (درباره أو نك‍: نجاشى 124 ش 319) يكى باشد. تأليف جعفر را أبو احمد اسماعيل بن يحيى بن احمد العباسي (زندگى در اوائل قرن چهارم) روايت كرده است (مق‍: طوسى، رجال ص 468 ش 37) ; بنابراين جعفر احتمالا معاصر مسن تر أو بوده است. اسنادي كه در اليقين آمده به شرح زير است: محمد بن الحسين الواسطي عن ابراهيم بن سعيد عن الحسن بن زياد الانماطى عن محمد بن عبيد الانصاري عن أبو هارون العبدى عن ربيعة السعدى. اين اسناد در تعيين زمان حيات مؤلف كمكى نمى كند. اگر مؤلف جعفر بن ورقاء (يا يكى از معاصران وى) باشد اولين اسم، محتملا اشاره به محمد بن الحسن (نه " الحسين " آنچنان كه در اليقين آمده) الواسطي است كه در اواسط قرن سوم مى زيسته (مق‍: طوسى، رجال ص 408 ش 30). 180. * * كتاب الحسينى / أبو عبد الله جعفر بن محمد بن احمد بن العباس الدوريستى (زنده در 473)

[ 296 ]

ذريعه 7 / 14 ش 58 اقبال 116 / 634، 161 - 162 / 669 - 670، 165 - 166 / 673 - 644، 173 - 174 / 681 - 682، 442 - 443 / 213 - 214، 460 - 461 / 241 - 242، 463 / 243. مؤلف كتاب (درباره أو نك‍: نابس صص 43 - 44) از علماى بزرگ امامى عهد بويه همچون مفيد، مرتضى وشيخ طوسى روايت مى كرد ; موارد نقل شده مشتمل بر احاديث نبوى درباره فضيلت دعا در روزهاى مختلف رجب المرجب ورمضان المبارك ويا متن دعاهاست. افندي (رياض 1 / 111) ظاهرا تنها به واسطه اقبال از اين كتاب آگاه بوده است. 181. * * (كتب) العبادات / ناشناخته اقبال 26 / 556، 105 - 106 / 628، 108 / 629، 112 / 632، 122 / 637، 135 - 136 / 649 - 650، 180 / 685، 661 - 662 / 451 - 452، 699 - 709 / 481 - 491، 747 - 754 / 519 - 525 جمال الاسبوع 154 - 159، 167 - 169 در جمال الاسبوع از اين تأليف با عنوان " كتب عبادات وصلوات عن النبي والائمة " ياد شده است. از موارد نقل شده بدست مى آيد كه ابن طاووس مجموعه أي را كه مشتمل بر تعدادى از تأليفات (يا: ابواب) مربوط به عبادات بوده استفاده كرده واحتمالا بكاربردن " كتب " به همين دليل است (مق‍: - > [ كتب ] الدعوات). در جاى ديگرى أو به كتاب العبادات اشاره كرده واحتمالا مقصود وى يكى از متون اين مجموعه باشد (اقبال 135 / 649 ; مق‍: اقبال 699 / 481: نسخة عتيقة من كتب العبادات ; اقبال 26 / 556، 135 / 650: بعض كتب العبادات). نسخه فوق الذكر متعلق به دوستى بوده كه وى از أو نام نبرده (اقبال 122) / 637) وابن طاووس براى خود استنساخ كرده است (اقبال 112 / 632). ابن طاووس همچنين از شخصي ياد مى كند كه از خط أو اين روايت را نقل كرده با اضافه اينكه آن شخص اسناد برخى از ادعيه را حذف كرده است (جمال

[ 297 ]

الاسبوع 155)، يا اينكه آخر حديث خاصى را نقل نكرده است (جمال الاسبوع 157). مورد نقل شده در جمال الاسبوع مربوط به تفاصيل ركعات نوافل است كه در هر شب و روز بايد اقامه شود. نقلهاى اقبال مشتمل بر دعاهايى براى مواقع مختلف ونيز رواياتي در فضيلت اين دعاهاست. بنابراين چنين به نظر مى آيد كه فرق چندانى ميان محتواى كتب العبادات وكتب الدعوات نبوده است. 182. + كتاب الابانه / أبو عبد الله عبيدالله بن محمد ابن بطة العكبرى (م 387) طرائف 205 / 53، 551 / 174 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 514 - 515. ابن طاووس در طرائف 551 / 174 بدون آنكه از ابن بطه ياد كند از كتاب وى نقل كرده است. محتملا هر دو نقل از كتاب مفصل تر عقايد ابن بطه با نام الابانة الكبرى (يا: الكبيرة) گرفته شده است. اين كتاب بر خلاف الابانه الصغيرة (= كتاب الشرح والابانه على اصول السنة والديانة) كه بوسيله دو نفر يكى H. Lauust با عنوان La Professien de foi d ' Ibn Batta دشمق 1958 و ديگرى رضا بن نعسان معطى (مكه 1404) منتشر شده، تنها بخشى از آن باقى مانده است (نك‍: , 10 , 9791 , J. Van Ess , " Bibliographische Notizen zur islanischen Theologie , " Wo - 128. pp. 45 - 06 , at pp. 75 - 85 , 11 , 0891 , pp. 221 - 431 , at pp. 031 - 431 , 61 , 5891 , pp. (51 - 49. 531 , at pp. 821 - 131 ; Mutis introduction , pp موضوعات دو مورد نقل شده عبارت است از اصطلاح اهل السنة والجماعة (در طرائف 205 / 53) وجواز بيش از چهار تكبير بر ميت ; هردو موضوع در ابانة الصغيره مورد بحث قرار گرفته اما عين عبارت نقل شده در اين كتاب نيست. مؤلف امامى ديگرى كه با " ابانة الكبرى: آشنا بوده ابن شهر آشوب است ; وى در مناقب تعداد فراوانى نقل به معنى از آن كتاب دارد كه اكثر آنها متعلق به فضائل امام على [ ع ] هستند (ج 1 صص 12، 220، 230، 249 - 250، 288، 297، 311، 313، 368، 371، 372، 388، ج 2 صص 4، 30، 35، 37 - 38، 61 - 62، 99، 115، 176، 216 - 217، 236 - 237، 244، 258، 286، 318 - 319، 368 -

[ 298 ]

369، 372، ج 3 صص 5 - 6، 8 - 10، 13، 18، 21، 25، 31، 57، 82، 104، 106 - 107، 110 - 111، 123، 136، 143، 153 - 156، 160، 162 - 163، 165 - 166، 189، 213 - 214، 218 - 221، 224، 230، 431). ابانة الكبرى در سه جلد در دسترس محمد بن عبد المحسن ابن الدوالبى البغدادي الحنبلى (م 728) بوده است ; نك‍: محمد بن رافع السلامى، تاريخ علماء بغداد المسمى منتخب المختار، تحقيق عباس العزاوى، بغداد، 1357 ص 189. 183. * + كتاب العبر / عبيدالله (يا: عبد الله) بن محمد بن على بن عبد العزيز حاجب النعمان (م محرم 483) ذريعه 15 / 211 [ ش ند ] المجتنى 17 - 18 آقا بزرگ نام مؤلف را ياد نكرده وتنها مى نويسد: كتاب العبر يكى از منابع " البلد " كفعمي بوده است (مق: البلد ص 502). محتملا كفعمي به توسط ابن طاووس از آن نقل كرده است. درباره مؤلف (كه نام وى را [ Strothmann ص 105 ] " عبد الله بن محمد بن على " بدون اطلاعات بيشتر ياد مى كند) نك‍: ابن نجار 2 / 140 (به نقل از أبو غالب شجاع بن فارس الذهلى [ م 507 ] ظاهرا از: الذيل على تاريخ بغداد ابن نجار). أو نوه ء شاعر على بن عبد العزيز بن ابراهيم " ابن حاجب النعمان " (م 423 ; نك‍: ياقوت، الادباء 14 / 35 - 39 ; صفدى 2 / 246 ; سزگين 2 / 598) بوده است. ظاهرا ابن طاووس وكفعمى تنها مؤلفينى هستند كه به " كتاب العبر " اشاره مى كنند ; از حاجب النعمان (كه نام وى در المجتنى * برگ 206 - پ صاحب النعمان آمده) در منابع ديگر شيعي ياد نشده است. در نقلهايى كه آمده، حاجب النعمان داستانى را كه از قاضى القضاة ما وردى (م 450) شنيده ودو گواهى كه به چشم آن را ديده اند نقل مى كند. اين داستان مربوط به وصفى است كه در آن جلال الدولة بويهى وزير خود " كبوش " را اعدام كرده است. 184. * * + - الابصار / أبو الحسن ثابت بن قرة الحرانى (م 288)

[ 299 ]

فرج المهموم 202 درباره مؤلف نك‍: سزگين 6 / 163 - 170 ; 7 / 151 - 152. كتاب الابصار كه تنها توسط فرج المهموم از آن اطلاع داريم (مق‍: سزگين 7 / 152 ش 6) يكى از دو كتاب ثابت بن قره است كه در اختيار ابن طاووس بوده است. همچنين نك‍: - > كتاب (ثابت بن قرة). 185. + - الايضاح في شرح المقامات ! أبو الفتح ناصر بن ابى المكارم عبد السيد المطرزى الخوارزمي (م 610) طرائف 138 / 33 درباره مؤلف كه معتزلي حنفى بوده نك‍: دمياطي، مستفاد صص 404 - 405 ; بروكلمان 1 / 350 - 352 ذيل 1 / 514 - 515. كتاب ايضاح، تفسيرى بر مقامات حريري (م 516) (بروكلمان 1 / 327) است ; عنوان كتاب در (Sbath ص 31 ش 566) " شرح مقامات الحريري " آمده است. اين كتاب با چاپ سنگى 1272 [ بى نا ] در دست است. 186. كتاب الاهليلجه / جعفر الصادق [ ع ] (م 148) (منسوب) ذريعه 2 / 484 [ ش ند ] الامان 78 / 91 كشف المحجة 9 فرج المهموم 11 - 21، 46، 77 درباره حضرت صادق [ ع ] امام ششم شيعيان نك‍: سزگين 1 / 528 - 531. درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 530 ش 9، ص 534 ; ونك‍: - 222. Halm , " Das Buch der Schatten ' , " Der Islam , 55 , 7891 , pp. 912 - 562 , at pp 223. در معالم ص 124 ش 836، اين كتاب ضمن تأليفات مفضل بر عمر جعفى (زندگى در اوائل قرن دوم) آمده ; عنوان كتاب در آنجا " كتاب الاهليلجة من املاء الصادق عليه

[ 300 ]

السلام في التوحيد " آمده كه نشان مى دهد مفضل آنرا از امام ششم [ ع ] نقل كرده است. اما ابن طاووس يادآور اين نكته نشده وتنها از " كتاب الاهليلجة " سخن مى گويد كه در آن امام صادق [ ع ] در مناظره با يك هندي درباره علم خداوند غلبه كرد. (الامان ; مق‍: Matar صص 57 - 59). اين تأليف جداى از " توحيد " است كه منسوب به مفضل مى باشد (كتاب التوحيد والاهليلجة كه در سزگين آمده گويا دراثر ادغام اين دو عنوان است). مجلسي هر دو را بطور كامل نقل كرده (توحيد در بحار 3 / 57 - 151 واهليلجه در بحار 3 / 152 - 198). آنها (با كتاب مصباح الشريعة) در مجموعه أي در كتابخانه پرينستون New Series 1307 Shelf mark به شرح زير آمده است: توحيد المفضل (527) ms New Series برگهاى 1 - پ تا 170 ر ; مصباح الشريعة.) ms 744 New Series برگهاى 171 - پ تا 309 - پ ; اهليلجة (328) ms. New Series برگهاى 310 - پ تا 389 - پ (در برگ نخست مجموعه، اشتباها " الاهليلجيه " آمده همچنين نك‍: - > كتاب (المفضل بن عمر الجعفي). در الامان، كتاب اهليلجه با كتاب المفضل بن عمر ومصباح الشريعة، ميان كتبي ياد شده كه مسافر بايد همراه خود داشته باشد. عنوان " اهليلجه " اشاره به ميوه درختى است كه براى مقاصد طبى توسط طبيب هندي كه با امام مناظره كرده استفاده مى شده است. امام صادق [ ع ] اهليلجه را به عنوان نقطه شروع دو برهان براى اثبات وجود خداوند استفاده مى كند (برگهاى 313 - ر به بعد، 352 - ر به بعد) ; متنى كه در فرج المهموم 11 - 20 آمده (با كمى اختلاف) دربرگهاى 342 - ر تا 352 - پ آمده است ; همچنين برگهاى 352 - ر تا 361 - پ مشتمل بر متنى است كه ابن طاووس آنرادر فرج المهموم ص 20 (سطر 2 تا 5) نقل به معنى مى كند. عبارت نقل شده در فرج المهموم ص 21 سطرهاى 4 - 6 مطابق با برگ 381 - پ سطرهاى 2 - 6 مى باشد. 187. - كتاب الاحتجاج / أبو منصور احمد بن على بن ابى طالب الطبرسي (زندگى در اوائل قرن ششم)

[ 301 ]

ذريعه 1 / 281 ش 1472 كشف المحجة 35، 61 درباره مؤلف نك‍: رياض 1 / 48 - 51 ; اعيان 9 / 97 - 101 ; ثقات صص 11 - 12، بروكلمان ذيل 1 / 709 ; براى نسبت أو به طبرسي نك‍: كريمان 1 / 180 - 181 ; مق‍: - > كتاب الاداب الدينيه. ابن شهر آشوب شاگرد طبرسي از كتاب احتجاج نقل كرده است (مناقب 1 / 14). ابن طاووس كه آنرا در تأليفاتي ياد كرده كه قصد دارد براى محمد فرزندش وصيت كند به عبارتي اشاره مى كند كه مهدى مى گويد: أبو بكر وعمر تنها براى بدست آوردن قدرت مسلمان شدند (نك‍: طبرسي، الاحتجاج، بيروت 1403 ص 465). 188. + احياء علوم الدين / أبو حامد الغزالي (م 505) طرائف 189 / 47 - 48، 290 / 81، 292 / 82، 320 - 321 / 92، 339 - 341 / [ ند 97 ]، 364 / 106، 374 / 112، 470 / [ ند 144 ]، 486 / 150 ابن طاووس اين كتاب را به عنوان بزرگترين تأليف غزالي درباره زهد توصيف مى كند و به استثناى (طرائف 364 / 106) يك مورد، در همه موارد به محل مورد نقل شده اشاره مى كند: طرائف 189 / 47 - 48 از كتاب العزله (نك‍: 2 / 222، بيروت [ بى تا ])، 189 / 48 از كتاب الحلال والحرام (= احياء 2 / 152)، 290 / 81 و 292 / 82 از كتاب النكاح (= احياء 2 / 44 43)، 320 - 321 / 92 از كتاب الرجاء والخوف (= احياء 4 / 159 - 160)، 339 - 340 / [ ند 97 ]، 374 / 112 و 470 / [ ند 144 ] از كتاب قواعد العقائد (= احياء 1 / 111، 93، 124 به ترتيب)، 341 / [ ند 97 ] از كتاب النية والاخلاص (= احياء 4 / 373)، 470 / [ ند 144 ] از كتاب اسرار الطهارة (= احياء 1 / 126)، 486 / 150 از ذم البخل وذم حب الدنيا (= احياء 3 / 266). ابن طاووس غالبا براى اثبات نكات اختلافي بدان استناد مى كند. 189. + اختلاف الفقهاء / أبو جعفر احمد بن محمد الطحاوي (م 321)

[ 302 ]

طرائف 538 - 539 / 168 درباره مؤلف نك‍: سزگين 439 - 442 در آنجا از تعدادى از نسخ اين تأليف ياد شده است (ص 441 ش 5). مورد نقل شده درباره نهادن درست دست در وقت نماز است. 190. اختلاف المصاحف / أبو جعفر محمد بن منصور بن يزيد المرادى (م. ح. 290) سعد السعود 24، 278 مق‍ - > عدد سور القرآن. اين كتاب در روايت محمد بن بن مروان (يعنى: أبو عبد الله محمد بن زيد بن على بن جعفر بن محمد بن مروان الابزارى الانصاري م 377 ; نك‍: سزگين 1 / 203) به عنوان جزء توصيف شده است. ظاهرا اين تأليف در جاى ديگرى نيامده است. ابن طاووس عبارتي را از سطر پنجم صفحه اول نسخه كتاب نقل به معنى مى كند. اين عبارت توصيف مصحفهاى متعددى است كه در زمان عثمان بوده است. 191. كتاب اختيار الرجال / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 1 / 365 ش 1912 ; 10 / 141 ش 262 الامان 115 / 127 فلاح السائل 113 / 107 فرج المهموم 130 - 131 اليقين 139 - 140 / 388 اين اثر تلخيص " كتاب معرفة الناقلين عن الائمة الصادقين " از أبو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز الكشى (الكشى) (زندگى در نيمه اول قرن چهارم) مى باشد. تلخيص مزبور، تنها چيزى است كه از آن كتاب باقى مانده است ; مق‍: دائرة المعارف ج 2 مقاله " الكشى (از:.) W. Madelung ابن طاووس در فرج المهموم تصريح مى كند كه از تلخيص نقل مى كند. در موارد ديگر أو به كشى (اليقين) يا " كتاب كشى " (فلاح) يا به " كتاب الرجال " (الامان) اشاره مى كند. همه موارد نقل شده در تلخيص شيخ طوسى آمده اند اما اين امكان را كه ابن طاووس تأليف اصلى را ديده باشد نمى توان منتفى دانست.

[ 303 ]

در فرج المهموم مى گويد أو از نسخه أي از اختيار الرجال كه بخش آغازين آن بدست يكى از شاگردان طوسى نوشته شده بود، استفاده كرده است. به گفته ء اين شاگرد، شيخ طوسى املاء اين تأليف را در نجف، بسال 26 صفر 456 شروع كرد. شيخ طوسى درباره تلخيص خود مى گويد: من اين روايات را از كتاب الرجال أبو عمرو ومحمد بن عمر بن عبد العزيز تلخيص كرده وانتخاب نموده ام (واخترت ما [ بايد مما باشد ؟ ] فيها) (فرج المهموم ص 131 ; در چاپ بى تاريخ نجف به عنوان رجال الكشى نيامده است). ابن طاووس گفته ء فوق را بدين معنى تفسير مى كند كه شيخ همه احاديثي را كه در اختيار آورده تأييد كرده است. پس از آن ابن طاووس شرح حال كوتاه أبو خالد سجستاني (= كشى ص 509) آورده است. ابن طاووس در فلاح السائل مى گويد برخى از مواد كشى بر مبناى تقيه بوده ومى افزايد: اين نكته را قبلا در فلاح السائل به تفصيل بيان كرده است. تنها عبارت مربوط به اين مسأله، در فلاح 10 / 8 آمده ; ابن طاووس در آنجا به اصحابي از ائمه اشاره مى كند كه گفته هاي آنها را بايد از موارد تقيه دانست گرچه در آنجا صريحا از كشى نام نبرده است. در اليقين، عنوان كتاب ياد نشده اما روايتي درباره مقلب شدن امام على [ ع ] به امير المؤمنين نقل شده است. اين روايت در كشى صص 86 - 87 آمده است. ابن طاووس در الامان به عبارتي اشاره مى كند كه پيش از آن در " كتاب الكرامات " نقل كرده است (مق‍: باب دوم فصل دوم). أو مى افزايد آنرا نقل به معنى خواهد كرد زيرا فعلا كلمات دقيق آنرا نمى تواند بخاطر آورد. اين نقل كه ابن طاووس بدان اشاره مى كند دركشى ص 88 آمده است. 192. * * + - كتاب الاختيارات / أبو موسى القرشى فرج المهموم 204 مؤلف ناشناخته است. اين كتاب از جمله كتابهاى اختر شناسى مؤلفان سنى است كه در دست ابن طاووس بوده است. براى اصطلاح اختيارات نك‍: 358 Ullmann , p و دائرة المعارف چ 2 مقاله " اختيارات " [ از:. ] T. Fahd

[ 304 ]

193. + كتاب اخوان الصفا / جمعى از علماى اسماعيلي (اواسط قرن چهارم) ذريعه 1 / 383 ش 1980 فرج المهموم 116 - 117 بطور عموم نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " اخوان الصفا " (از:.) Y. Marquet ابن طاووس به اين تأليف به عنوان كتابي اشاره مى كند كه نوشته يك مؤلف است (وذكر مصنف كتاب اخوان الصفا) ; آنچنان كه أو يادآورده شده نقل وى از جلد اول كتاب ومربوط به فوائد اختر شناسى است (نك‍: رسائل اخوان الصفا، قاهره، 1347، ج 1 صص 107 - 108). 194. * - كتاب العلل / أبو الحسن على بن ابراهيم بن هاشم القمى (زنده در 307) ذريعه 15 / 312 ش 1997 فرج المهموم 55 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 45 - 46 ; 41 - 40.. Bar - Asher , pp ابن طاووس نسخه أي در اختيار داشت كه عمدتا بدست الصفى محمد بن معد الموسوي (نك‍ - > تعليق) كتابت شده وكتاب العلل در اين مجموعه اولين تأليف بوده است. در مآخذ شرح حال معمول وى، كتابي با اين نام به على بن ابراهيم نسبت داده نشده ونسبت اين كتاب به أو (همانطورى كه ابن طاووس معتقد است) بطور عموم مورد قبول نبوده است. مجلسي ابتداء اين تأليف را به محمد بن على نسبت داد (بحار 1 / 8 ; وهمين نسبت در عاملي، اثبات 1 / 58 [ در آنجا با عنوان " كتاب علل الاشياء " ] آمده است). اما بعدا (بحار 1 / 28) ابراز عقيده كرده است كه مؤلف محمد بن على بن ابراهيم بن محمد الهمذانى (زندگى در اواخر قرن سوم ; مق‍: نجاشى ص 344 ش 928) مى باشد ; آقا بزرگ نيز همين نظر را دارد. علامه مجلسي وشيخ حر نسخه هايى از اين تأليف را در اختيار داشته اند ومجلسي به وفور در بحار از آن استفاده كرده است. 195. علل الشرايع / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381)

[ 305 ]

ذريعه 15 / 313 ش 2005 الدروع * برگ 10 - پ إلى 11 - ر محاسبة النفس 24 / 12 طرائف 251 - 252 / 69 عنوان كتاب در محاسبة النفس وطرائف، كتاب العلل آمده است. روايتي كه در " محاسبه " آمده، مربوط به بالا رفتن اعمال صالح انسان در آخرين پنجشنبه هر ماه است (= علل الشرايع، نجف، 1385 ص 381). احاديثي كه در طرائف آمده، عللى را ذكر مى كند كه باعث صرفنظر كردن امام على [ ع ] از فدك شد (= علل صص 154 - 155). مورد الدروع * (در آنجا به كتاب به عنوان كتاب علل الشرائع والاحكام اشاره شده) (= علل ص 380) جزئي از افزوده كفعمي به كتاب الدروع ابن طاووس است (مق‍ - > ابن طاووس، الدروع). 196. * * علل الشريعة / أبو عبد الله الحسين بن على بن شيبان القزويني (زندگى در اواسط قرن چهارم) ذريعه 15 / 314 ش 2006 الدروع * برگ 110 - ر، پ درباره مؤلف نك‍: رياض 2 / 153 - 154 ; نوابه ص 117. بر اساس اين منابع، وى استاد شيخ مفيد بوده واز على بن ابى سهل قزويني روايت مى كند. در واقع روايتي كه در " الدروع " نقل شده همان است كه ابن طاووس در محاسبة النفس 24 / 12 - 13 از علل الشريعة قزويني نقل كرده است ; به هر روى، همانطور كه رياض يادآور شده اين امكان وجود دارد كه حسين بن على قزويني اشتباها به جاى على بن ابى سهل قزويني آمده باشد وتأليفى كه در الدروع از آن نقل شده، همان علل الشريعة على قزويني باشد. 197. * علل الشريعة / أبو الحسن على بن ابى سهل حاتم بن ابى حاتم القزويني الحاتمى (زنده در 350)

[ 306 ]

ذريعه 15 / 312 ش 1995 اقبال 228 - 229 / 4 محاسبة النفس 24 / 12 - 13 فرج المهموم 214 - 215 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 263 ش 688 ; رياض 3 / 384 - 386 ; نوابغ صص 176 - 177. در فرج المهموم نام مؤلف به عنوان علم بن حاتم آمده ; نام صحيح وى در فرج المهموم * برگ 143 - پ ياد شده است. اين كتاب احتمالا با كتاب علل الشريعة قزويني كه در معالم (ص 69 ش 471) ياد شده وبا علل الشرائع كه ابن شهرآشوب در مناقب (3 / 334 - 335، 384) از آن ياد كرده يكى است. در نجاشى، محاسبة النفس وذريعه با عنوان " كتاب العلل " بدان اشاره شده ; ابن طاووس در اقبال به توسط أبو جعفر طوسى از آن نقل مى كند. روايتي كه در محاسبة النفس آمده در اين باره است كه اعمال صالح انسان در آخرين پنجشنبه ء هر ماه بالا مى رود. در فرج المهموم روايتي از امام صادق [ ع ] آمده كه نشان مى دهد اختر شناسى دانش مجازى است. 198. + كتاب الجام العوام عن علم الكلام / أبو حامد الغزالي (م 505) طرائف 6 / 2 در طرائف 2 (ونيز طرائف * برگ 2 - پ / طرائف * * برگ 2 - پ) اين عنوان چند بار تكرار شده وكلمه ء نخست آن بطور متناوب الجام والزام آمده است. كلمه ء الزام ظاهرا در جاى ديگرى ثبت نشده است (مق‍: Bouyges - Allard صص 80 - 82 ; بدوى، مؤلفات صص 231 - 233). در طرائف 1 اين عنوان يك بار با عنوان " الجام " آمده است. ابن طاووس به عقيده أي اشاره مى كند كه اين كتاب را آخرين تأليف غزالي مى داند ; برخى از علماى معاصر نيز همچون Bouyges بر همين باورند. اما ابن طاووس خود بر اين باور است كه آخرين تأليف غزالي " منهاج العابدين " بوده است. (نك‍ - > منهاج العابدين در همين فهرست) ; اما از سخنان وى درباره الجام بدست مى آيد كه وى نيز اين كتاب را از آخرين كارهاى أو مى داند.

[ 307 ]

نسخه ء مورد استفاده ابن طاووس برگرفته نسخه " وقف الزيدى " بوده است يعنى كتابخانه أي كه عالم شافعي الشريف الزيدى أبو الحسن على بن احمد (م 576) وقف كرده بود (مق‍: Eche صص 185 - 186) ; ابن طاووس جمله أي از ابتداى تأليف نقل مى كند كه در آن گفته شده حق با سلف است (= الجام العوام، قاهره، 1351 ص 5). 199. * * + - كتاب في علم الاسطرلاب / أبو الحسين البزاز الاصفهانى فرج المهموم ص 207 (Matar / Aror ص 320) چنين حدس مى زنند كه مؤلف همان محدث أبو الحسين محمد بن المظفر بن موسى بن عيسى البزاز باشد (م 379 ; نك‍: سزگين 1 / 204 - 205). ولى Matar يادآور مى شود كه اين دانشمند هيچ كجا نه به عنوان متخصص در اختر شناسى يا نجوم ياد شده ونه به عنوان اصفهاني ; بنابراين، هويت درست وى ناشناخته مى ماند. 200. + - كتاب في علم الاسطرلاب / على بن عيسى (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 15 / 343 ش 2195 فرج المهموم 204 اين تأليف به عنوان " رسالة في معرفة علم الاسطرلاب " (نك‍: سزگين 6 / 144 ش 1) يا: كتاب العمل بالاسطرلاب (همينطور در ذريعه) معروف است. با اين عنوان دوم بود كه تحقيق آن توسط L. Cheikho در مجله ء المشرق، 16، 1913 صص 29 - 46) صورت گرفته وتوسط C. Schoy با عنوان زير ترجمه شده است: 254 - 239. " Ali iban Isa , das Astrolab und sein Gebrauch " , Isis , 9 , 7291 , pp مؤلف به عيسى بن على نيز معروف است. 201. * * كتاب الامامة / أبو يوسف يعقوب بن نعيم بن القرقارة الكاتب (زندگى در اوائل قرن سوم)

[ 308 ]

ذريعه 2 / 339 ش 1355 بحار 80 / 346 = مستدرك 1 / 354 [ ند فلاح ] الملاحم 167 - 174 / 184 - 191 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 449 ش 1213 ; تنقيح ش 13290 (يعقوب بن نعيم بن قرقار). ابن طاووس در جزء اول فلاح أو را به عنوان يكى از بارزترين اصحاب امام رضا [ ع ] مى شناساند. روايات نقل شده در ملاحم (جائى كه با عنوان " كتاب " بدان اشاره شده) از بخش آخر كتاب نقل شده ومربوط به ياران حضرت مهدى [ ع ] مى باشد. ابن طاووس مى گويد: نسخه أي كه وى از آن استفاده كرده (وروى آن خط فضل الله راوندى بوده) احتمالا در حيات مؤلف كتابت شده است. 202. * * الامامة من الاخبار والروايات عن رسول الله وعن الصحابة والتابعين بالاسانيد الصحاح / ناشناخته (قرن سوم) ذريعه 2 / 322 ش 1274، 334 ش 1331 اليقين 53 - 56 / 228 - 235 آقا بزرگ (ذريعه 2 / 322) ياد آورد مى شود كه كتاب الامامه كه در اليقين از آن نقل شده توسط يك نويسنده ء متقدم شيعي نوشته شده است. در ذريعه 2 / 334 به صورت احتمال اين كتاب (بر اساس اسنادي كه ابن طاووس آورده) به أبو جعفر محمد بن الحسين بن ابى الخطاب زيد الزيات الهمداني نسبت داده شده، كسى كه در سال 262 (ظاهرا در سن پيرى ; مق‍: قهپائى 5 / 195 - 196) درگذشته است. نك‍: نجاشى ص 334 ش 897 ; در آنجا كتاب الامامه ضمن كتابهايى كه به أو منسوب شده آمده است. ابن طاووس از نسخه أي كه تاريخ رمضان 229 بر روى آن بوده استفاده كرده است. 203. + كتاب انباه الرواة على انباء النجاة / أبو الحسن على بن يوسف الشيباني ابن القفطى (م 646) الملاحم 22 - 23 / 25 - 26

[ 309 ]

درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 396 - 397، ذيل 1 / 559 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " (" Iban al - kifti از:.) A. Dietrich اين كتاب با عناوين متعدد شهرت دارد محتملا قبل از سال 626 نوشته شده است. نك‍: مقدمه محمد أبو الفضل ابراهيم محقق كتاب (انباه ج 1 - 3، قاهره 74 - 1369، 1 / 27). در (Sbath ص 3 ش 43) عنوان كتاب اخبار النحويين آمده است. در الملاحم عنوان " كتاب ابناء (كذا في الاصل) النحاة " آمده ونام مؤلف (ظاهرا به دليل نقصانى كه در نسخه بوده) به صورت مقطوع به صورت " ابن يوسف شيبباني " ياد شده است. متن نقل شده در ج 1 ص 11 - 12 تحقيق ابراهيم آمده است. 204. + الانجيل فرج المهموم 28 سعد السعود 8، 53 - 63 درباره ء ترجمه هاي عربي انجيل نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " انجيل " (از: Carra de) Vaux - ] G. C. Anawati در ج 3 ص 1205 b وكتابنامه همانجا. مجلدى كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته شامل اناجيل چهارگانه بوده است (انجيل عيسى وهى اربع اناجيل). ترجمه عربي انجيل از سرياني (بنا به گفته ابن طاووس) در دوره حكومت مأمون صورت گرفته است. براى برخى قطعات نقل شده (نه همه آنها) كراسه، برگ و شماره صفحه داده شده است. موارد زير نقل شده است: 1 از انجيل الاول (= متى): الف: سعد 53 - 55 (كراسه اول برگ 1 - پ) = متى 1. 17 - 3. 11 ; ب: سعد 55 - 56 (كراسه اول پايين برگ 6 - پ) = متى 5. 27 - 30 ; ج: سعد 56 (كراسه اول برگ 9 - پ) = متى 6. 25 - 28 ; د: سعد 56 (كراسه اول برگ 10 - ر) = متى 6. 34 - 7. 2 ; ه‍: سعد 56 (كراسه اول برگ 10) = متى 7. 9 - 11 ; و: سعد 56 (كراسه دوم برگ 2 - پ) = متى 8. 21 - 27 ; ز: سعد 56 - 57 (كراسه دوم برگ 8 - پ) = متى 12. 9 - 13 ; ح: سعد 57 (كراسه سوم برگ 2 - پ) = متى 14. 3 -

[ 310 ]

13 ; ط: سعد 57 (برگ 7) = متى 17. 10 ; ى: سعد 57 (برگ 33) = متى 21. 4 - 5 ; ك: سعد 58 (برگ 34) = متى 21. 32 - 44 ; ل: سعد 59 (برگ 40) = متى 24. 36 - 41 ; م: سعد 59 (برگ 44) = متى 25. 20 - 35 (نقل به معنى) ; ن: سعد 60 - 61 = متى 26. 36 - 59 (قطعات منتخبه) ; ق: سعد 61 = متى 27. 27 - 60 (نقل به معنى). 2 - از انجيل الثالث (= لوقا): الف: سعد 61 (برگ 8) = لوقا 3. 23 ; ب: سعد 61 (برگ 60) = لوقا 23. 53 - 54 ; ج: سعد 61 - 62 (آخرين برگ) = لوقا 24. 50 - 51. 3 - از انجيل الرابع (= يوحنا): الف: سعد 61 (برگ 32 - پ) = يوحنا 14. 15 - 16 ; ب: سعد 61 (پايين برگ 33 - ر) = يوحنا 14. 22 - 26 ; ج: سعد 62 (برگ 34 - پ) = يوحنا 15. 26 - 16. 1 ; د: سعد 63 (برگ 35 - ر) = يوحنا 16. 6 - 9 ; ه‍: سعد 63 (برگ 35) = يوحنا 16. 12 - 14. ابن طاووس برخى از اين نقلها را به عنوان شاهدى بر نبوت پيامبر [ ص ] مى آورد ; وى در فرج المهموم 28 مى گويد: أو در آغاز انجيل [ اوائل الانجيل ] توضيحي به عربي درباره ء علاماتي كه سبب شد تا منجمان تولد حضرت مسيح [ ع ] را پيش بينى كنند يافته است. 205. * + - كتاب الانصاف / أبو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ (م محرم 255) طرائف 294 / 83 در طرائف 2 بجاى جاحظ، حافظ آمده است. ابن طاووس مى گويد كه جاحظ در اين كتاب كسانى را كه ادعا مى كنند عايشه برتر يا برابر با خديجه است شديدا محكوم مى كند. اين عبارت (ظاهرا به نقل از طرائف) در حلى، نهج ص 370 آمده است. Pellat كتاب انصاف را در " " Essai و " " Niuvel essai ياد نكرده است. 206. * * - الانصاف / أبو القاسم على بن الحسين بن موسى الشريف المرتضى (م 436). ذريعه 2 / 395 ش 1586

[ 311 ]

اليقين 174 / 457 بنابه گفته ء ابن طاووس، سيد مرتضى در " انصاف "، صاحب بن عباد را به عنوان معتزلي معرفى كرده ودفاع وى از جاحظ (نام درست وى در اليقين 1 وذريعه آمده ; در اليقين 2 الحافظ آمده است) را رد كرده است. به نظر مى رسد نقل ابن طاووس، تنها اشاره به اين كتاب باشد. 207. كتاب عقاب الاعمال / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 15 / 280 ش 1828 فلاح 127 / 119 لهوف 122 - 124 / 137 - 140 مطلب نقل شده در فلاح = عقاب الاعمال، نجف 1392 ص 228 (درباره ء عقاب كسى كه نماز را سبك شمرده است). مطلب نقل شده در لهوف = عقاب الاعمال صص 216 - 217 (روايتي درباره ء عقاب قاتلان امام حسين [ ع ]). 208. + العقد الفريد / أبو عمرو احمد بن محمد ابن عبدربه (م 328) فلاح 269 / 244 كشف 67 - 68 لهوف 83 - 84 / 94 - 95 طرائف 27 - 28 / 8 - 9، 205 / 53، 239 / 64، 401 - 402 / 122، 416 - 417 / 126 - 127، 423 / 128، 467 - 468 / 143 - 144، 482 - 483 / 148 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 161، ذيل 1 / 250 - 251، دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن عبدربه " [ از: ] C. Brockelmann ونك‍: W. Werkmeister , Quellenuntersuchungen zum Kitab al - Iqd al - farid des. 1983 , Andalusiers Ibn Abdrabbih) 642 / 068 - 823 / 049 (, Berlin

[ 312 ]

ابن طاووس ابن عبدربه را به عنوان معتزلي ومخالف بارز شيعه مى شناساند (طرائف 239 / 64). در نقل هاي ابن طاووس از عقد الفريد كاربرد " مجلد " و " جزء " به صورت دو عنوان جانشين كاملا روشن است. طرائف 27 / 8 - 9 (الجزء الاول) = عقد، قاهره 1316 ج 1 ص 115 ; طرائف 27 / 9 = عقد 1 / 114 ; طرائف 28 / 9 = عقد 1 / 116 ; طرائف 205 / 53 = عقد 2 ! 211 ; طرائف 239 / 64 (الجزء الرابع) = عقد 2 / 176 (عمر تهديد مى كند كه خانه فاطمه [ ع ] را با همه كسانى كه در آن هستند و از بيعت با أبو بكر خوددارى مى كنند آتش خواهد زد. اين نقل همچنين در كشف 67 و طرائف 401 / 122 آمده است) ; طرائف 402 / 122 (المجلد الرابع) = عقد 2 ! 178 (قسمت آخر نقل ابن طاووس در چاپ قاهره 1316 نيامده است) ; طرائف 416 - 417 / 126 - 127 (الجزء الرابع) = عقد 2 / 114 ; طرائف 423 / 128 (المجلد الرابع) = عقد 2 / 202 ; طرائف 423 / 128 (مورد دوم) (المجلد الرابع) = عقد 2 / 184 ; طرائف 467 / 143 (المجلد الاول) = عقد 1 / 15 ; طرائف 468 / 144 (المجلد الثاني) = عقد 1 / 173 ; طرائف 482 - 483 / 148 (المجلد الرابع) = عقد 2 / 182 ; لهوف = فلاح (الجزء الرابع) = عقد 2 / 220 (امام سجاد [ ع ] توضيح مى دهد كه به چه دليل پدرش فرزندان كمى داشت: اشتغال أو به دعا وى را از توجه به زن باز مى داشت). مورد كشف ص 68 اشاره به مطلبي است كه در عقد 2 / 178 - 179 آمده است. از اين نقلها چنين بدست مى آيد كه نسخه ابن طاووس شش جلد بوده است بطوريكه حدودا هر دو جلد آن، منطبق با يك جلد از سه جلد چاپ 1316 قاهره بوده است. 209. كتاب الاقتصاد / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 2 / 269 ش 1089 فتح الابواب 177، 241 طرائف 142 / 33

[ 313 ]

عنوان كامل كتاب " الاقتصاد فيما يتعلق بالاعتقاد " است، در مورد طرائف گفته شده است كه حديث غدير به توسط 125 اسناد روايت شده است (= الاقتصاد ص 345). مورد نقل شده در فتح الابواب دعاى استخاره مى باشد (= الاقتصاد ص 416). 210. + اعراب القرآن / أبو اسحاق ابراهيم بن السرى الزجاج (م 311) سعد السعود 23 / 274 - 275 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 99 - 101. اين كتاب با عنوان " معاني القرآن " (واعرابه) " نيز شهرت دارد (مق‍: سزگين 1 / 49 ; 8 / 100). ابن طاووس تفسير زجاج را از آيه دوم سوره فاتحه تأييد مى كند. تفسير اين آيه در نسخه ابن طاووس در برگ 3 - ر سطر 26 بوده است. 211. * * ؟ اعراب القرآن / ناشناخته سعد السعود 253 - 254 نسخه ء ابن طاووس كه داراى قطع طالبي بوده با توضيح سوره (28) قصص آغاز مى شده است. ابن طاووس بحث درباره معناى عبارت " الكتاب المبين " كه در آيه دوم سوره قصص آمده نقل مى كند. نيز مق‍: - > غريب القرآن (أبو عبيدة). 212. + كتاب اعراب ثلاثين سورة من القرآن / أبو عبد الله الحسين بن احمد ابن خالويه النحوي (م 370) ذريعه 2 / 235 ش 930 سعد السعود 259 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 178 - 180 ; 9 / 169 - 171. درباره اين تأليف (كه به عنوان " الطارقية " نيز شهرت دارد) نك‍: سزگين 9 / 170 - 171. اين مؤلف غالبا شافعي دانسته شده است (نك‍: مث‍: سبكى 2 / 212 - 213) گرچه برخى از مؤلفان شيعي تأكيد بر شيعه بودن وى دارند (نك‍: مث‍: رياض 2 / 23 ; اعيان 25 / 45). ابن طاووس تفسير آيه

[ 314 ]

هفتم سوره فاتحه را نقل مى كند كه در برگ 19 - پ نسخه أو بوده است (= كتاب اعراب ثلاثين سورة من القرآن تحقيق: عبد الرحيم محمود، قاهره 1360 ص 32). أو اين ادعاى ابن خالويه را كه قرائت اصلى كلمه " عليهم " عليهم بوده مورد اشكال قرار مى دهد. 213. الارشاد في معرفة حجج الله على العباد / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 1 / 509 ش 2506 فلاح السائل 72 / 70 اقبال 69 / 598 اين تأليف مربوط به شرح حال امامان [ ع ] است ; مق‍: مكدر موت ص 28 ش 3. فلاح = مفيد، الارشاد ص 302 (ترجمه I. K. A. Howard ص 457) ; اقبال = مفيد، الارشاد ص 335 (ترجمه Howard ص 507). 214. * + - الارشاد إلى تصحيح المبادى / أبو الريحان محمد بن احمد البيرونى الخوارزمي (م 440) فرج المهموم 206 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " البيرونى " [ از:. ] D. J. Biolot ابن طاووس اين كتاب رادر ميان آثار نجومى كه نسخه أي از آنها را داشته ياد مى كند. تنها قطعاتي از الارشاد بيرونى باقى مانده است ; نك‍: سزگين 7 / 190 ش 4. در فرج المهموم * برگ 138 - ر دو سطرسقط شده از جمله عنوان كتاب " الزيج المخترع " ازحسين بن مصباح (كه درست قبل از ارشاد ياد شده است) وسطري كه نام البيرونى در آن بوده است. 215. كتاب الاشراف في عامة (عام) فرائض (اهل) الاسلام / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 2 / 102 ش 401

[ 315 ]

اقبال 554 / 337 ابن طاووس عنوان را كتاب الاشراف ياد كرده. چند نسخه از اين تأليف وجود دارد (نك‍: مدرسي ص 62 ; مق‍: ذريعه ; مكدر موت ص 28 ش 6 ; سزگين 1 / 551 ش 13). متنى كه در اقبال آمده درباره ادعيه روز عرفه (نهم ذى حجه) مى باشد. 216. + الاستيعاب / أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد ابن عبد البر النمري (م 463) فلاح السائل 74 - 75 / 72 سعد السعود 170، 284، 286، 296 طرائف 137 / 33، 180 / [ ند 45 ]، 485 - 486 / 150، 498 / 155، طرائف * برگ 127 - پ / طرائف * * برگ 164 - ر [ ند طرائف 471 / 144 ] درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 453 - 454، ذيل 1 / 628 - 629. ابن طاووس أو را به عنوان كسى كه در ضديت با امام على [ ع ] معروف است توصيف مى كند (سعد 284). وى از استيعاب براى اهداف مناظره أي استفاده مى كند. قطعاتي كه نقل شده از شرح حال عثمان (سعد 170، طرائف 498 / 155 = ابن عبد البر صص 8 - 1047 به ترتيب. [ نقل به معنى ]) ; امام على [ ع ] (سعد 170، 284 [ از جزء سوم ]، طرائف 137 / 33 = ابن عبد البر صص 1121، 1107، 1115 به ترتيب) ; عبد الرحمن بن عوف (طرائف 485 - 486 / 150 در تحقيق البجاوى نيامده است ; محققين طرائف 1 اظهار مى كنند كه اين قطعه در حاشيه چاپ ديگرى كه آن را نشاسانده اند آمده است) ; سلمان فارسي (طرائف * برگ 128 - پ / طرائف * * برگ 164 - ر = ابن عبد البر ص 635) و عبد الله بن عباس (سعد 296 = ابن عبد البر ص 934). در طرائف 180 / [ ند 45 ] به اين تأليف به توسط " كشف المخفي " ابن بطريق ارجاع داده شده كه داراى دو روايت درباره حضرت مهدى [ ع ] است. 217. - الاستبصار / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460)

[ 316 ]

ذريعه 2 / 14 ش 43 فتح الابواب 289 ابن طاووس يادآور مى شود كه اين تأليف (كه يكى از كتب اربعه امامية است ; مق‍: مدرسي صص 4 - 5) مشتمل بر بحث در احاديث متعارض است. ابن طاووس از اينكه طوسى در استبصار از موضوع استخاره با رقاع (طلب خير از خداوند براى رسيدن يك تصميم از ميان چند كار بايد انجام داد با نوشتن آنها روى چند برگ) اشاره نمى كند چنين استنباط مى كند كه اختلافي درباره اين موضوع نبوده است. 218. - كتاب الاستيفاء / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 2 / 36 ش 141 طرائف 31 / 10 ابن طاووس كتاب استيفاء را چنين توصيف مى كند كه داراى شواهد قانع كننده أي است در اين باره كه امام على [ ع ] به نص، جانشين رسول خدا [ ص ] بوده است. همانطور كه آقا بزرگ يادآور شد، اين تأليف در فهرست منافع " صراط " آمده. در آنجا بدنبال اين كتاب از تلخيص الشافي طوسى ياد شده است (نك‍: صراط 1 / 4). آقا بزرگ چنين استنباط مى كند كه بياضى به دو تأليف مختلف اشاره مى كند از اينرو وى چنين مى انگارد كه عنوان " الاسيتفاء في تلخيص الشافي " كه در صفحه عنوان برخى أو نسخ " تلخيص الشافي " آمده ساخته ء ناسخى است كه توهم وى ناشى از كاربرد كلمه استيفاء در مقدمه تلخيص الشافي توسط طوسى است ; قطعه أي كه در طرائف آمده اين فرض را مورد ترديد قرار مى دهد. اولا توصيف ابن طاووس از محتواى " استيفاء " با تخليص الشافي نيز منطبق است ; ثانيا اين نكته قابل توجه است كه ابن طاووس استيفاء را بلا فاصله بعد از " الشافي " شريف مرتضى (كه تلخيص الشافي، تلخيص آن مى باشد) ياد كرده وهر دو تأليف را (با تأليفات ديگر) به عنوان اينكه مشتمل بر دلايلي در عقيده امامت در امامية است توصيف مى كند. بنابراين ظن قوى اين است كه عنوان " الاستيفاء في تلخيص الشافي " عنوان جانشين " تلخيص الشافي " مى باشد (كه شايد خود طوسى آن را داده باشد)

[ 317 ]

ومتن بياضى را بايد بر همين مبنا اصلاح كرد (مثلا با اضافه " أو " بين دو عنوان). 219. الاستنصار ب‍ (يا: في) النص على الائمة الاطهار / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 2 / 16 ش 44، 34 [ ش ند ] اليقين 132 - 133 / 374 - 375 اين تأليف كه با عنوان " الاستبصار " نيز معروف است (مق‍: مستدرك چ سنگى 3 / 498) درسال 1346 در نجف چاپ شده است. ابن طاووس كه (همانطور كه در باب دوم فصل دوم گذشت) در اليقين، خود را محدود به نقل روايات غير شيعي مى كند، براى نقل روايت از كتاب مذكور چنين استدلال مى كند كه روايت نبوى كه از " الاستنصار " نقل كرده (درباره ء دوازده تن بودن ائمه) به عنوان روايت غير شيعي تلقى مى شود ; اين گفته تنها به اين معنى درست است كه راوي اين حديث ابن عباس مى باشد. افراد ديگرى كه نامشان در اسناد آمده شيعه هستند (نك‍: ص 20 در چ نجف). * 220. * + كتاب الاعتقاد / أبو اسماعيل عبد الله بن محمد بن على الانصاري الهروي الحنبلى (م 481) طرائف 345 - 347 / 98 - 99، 374 / 111 - 112 درباره مؤلف نك‍: ابن رجب، ذيل 1 / 50 - 68 ; دائرة المعارف مقاله " الانصاري الهروي " (از:.) S. de Beaurecueil بياضى (صراط 3 / 244) عبارت تلخيص شده طرائف (345 / 98) را مى آورد ودرباره آن مى گويد: از كتاب عبد الله هروى درباره عقايد حنبلي اخذ شده است. (ابن طاووس اين قطعه را به عنوان شاهدى بر مشبهى بودن حنابله نقل مى كند.) همچنين بياضى مورد نقل شده در طرائف 374 / 111 - 112 را مى آورد كه در آن هروى مى گويد: همه صحابه عادل هستند وكسى كه در وثاقت آنها ترديد كند بر اسلام طعنه زده است (صراط 3 / 230). از آنجا كه بياضى از " الاعتقاد " به


. اين كتاب با تحقيق جديد توسط بنياد بعثت در دست انتشار است. (*)

[ 318 ]

واسطه نقل مى كند (صراط 1 / 9 ش 142) ممكن است از طرائف استفاده كرده باشد. نعمت الله جزائري كه همان قطعه طرائف (345 - 346 / 98) را نقل مى كند به اين تأليف به عنوان " كتاب الاعتقادات " اشاره كرده ومؤلف آنرا اسماعيل الهروي مى داند (جزائري، انوار 2 / 266). كتاب الاعتقاد در شرح حال هاي عادى موجود براى هروى ثبت نشده است. احتمالا با يكى از سه كتابي كه به گفته ء سبكى درباره ء تشبيه مى بوده يكى مى باشد. عناوين اين تأليفات براساس آنچه سبكى (3 / 117) آورده عبارتند از: كتاب ذم الكلام ; كتاب الفاروق في الصفات ; كتاب الاربعين. هيچكدام از اينها باقى نمانده است. 221. * + اعتقاد اهل السنة / أبو الفضل عبد العزيز بن على بن عبد العزيز الاشنهى (م 550) طرائف 58 / 15 عنوان كتاب در طرائف " الاعتقاد " آمده واز مؤلف با عنوان " الاشبهى " ياد شده است. نام درست وى ونيز عنوان كامل كتابش در مناقب ابن شهر آشوب آمده كه همچنين داراى نقلهاى متعددى از آن است (ج 1 صص 12، 346، 386، ج 2 صص 33، 260، 318، ج 3 صص 27، 102، 107، 114، 143، 147، 164). مؤلف آن دانشمند شافعي ومتخصص احكام ارث واز شهر " اشنو " در آذربايجان بوده است (مق‍: ياقوت، البلدان 1 / 201 - 202 ; L. W. Adamdc ] ed. [ , Historical Gazetteer of Iran , vol. I: Tehran and Northwestern. (675 - 674. Iran , Graz , 6791 , pp نك‍: سبكى 4 / 255 ; ابن قاضى شهبه 1 / 317 - 318. در شرح حال هاي كه براى أو آمده از كتاب اعتقاد ياد نشده است. 222. + - كتاب جداول تقريبات الميل والممر السيار وبعض الثوابت / الحسين بن احمد الصوفى الكرماني (زندگى در اوائل قرن سوم ؟)

[ 319 ]

فرج المهموم 203 درباره مؤلف نك‍: سزگين 6 / 282. بنابر حدس سزگين، احتمالا كرماني پيش از قرن پنجم مى زيسته است. آنچه از عنوان " زيج " أو استفاده مى شود (نك‍: - > الزيج المأمونى الرصدى) با دقت بيشترى مى توان أو را معاصر مأمون دانست. كتاب الجداول از جمله كتابهاى نجومى بوده كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته است. فرج المهموم * برگ 136 - پ بجاى " الممر السيار "، " الممر السيارة " دارد ; سزگين " ممر السيارات " را پيشنهاد مى كند. براى " ممر " بطور عموم نك‍: E. s. Kennedy , " The Sasanian Astrinimical Handbook zij - i shah and the 262 - 246. Astrilogical Doctrine of ' Transit) mamarr (, " JAOS , 87 , 8591 , pp , 1983 , reprinted in E. S. Kennedy , Studies in the Islamic Exact Sciences , Beirut , pp. 913 - 533 ; D. Pingree , The Thousands of Abu Mashar , index ; P. Kunitzsch Mittelalterliche astronomisch - astrologische Glossare mit arabischen - Fachausdrucken , Bayerische Akademic der Wissenschaften , Philosphisch. 38 , 27. historische Klasse , Sitzungsberichte , 7791 , Heft 5 , Munich , 7791 , pp 223. كتاب الجعفريات / مروى توسط أبو على محمد بن محمد ابن الاشعث الكوفى (زنده در 350) ذريعه 2 / 109 ش 436، 5 / 112 [ ش ند ]، 11 / 258 ش 1576 فلاح السائل 214 - 215 / 196 الاقبال 228 / 3 جمال الاسبوع 419 - 420 عنوان در اقبال آمده است، " جعفر " كه در عنوان آمده همان جعفر الصادق [ ع ] است، كه در همه اسانيد از وى ياد شده است. اين كتاب با عنوان " الاشعثيات " (به نام راوي) معروف است. عنوان " كتاب رواية الابناء عن الاباء من آل رسول الله (يا من اهل البيت) " در فلاح (بجاى انبياء، " ابناء " بخوانيد) وجمال آمده است. اين كتاب (كه طوسى در رجال ص 501 ش 63 با عنوان نسخه از آن ياد كرده ; مق‍: 4.) Kohlberg , " Usul , p. 921 , n

[ 320 ]

در سال 314 به وسيله ابن اشعث (درباره أو نك‍: تنقيح ش 11318) از واسطه قبل از خود موسى بن اسماعيل نوه ء امام كاظم [ ع ] روايت شده است. براى جزئيات بيشتر درباره اين كتاب نك‍: مستدرك چ سنگى 3 / 291 - 296 ; وبحث Madelung در: 34 - 33. " Ismaili Law " , pp وملحقي كه در Religious Schools and Sects in Medievel Islam از أو آمده است. كتاب الجعفريات (بنام الاشعثيات) در نسخه چاپى كه باقرب الاسناد حميري (با صفحه شمارى مستقل) در يك مجلد چاپ شده در دسترس است (تهران 1370). اين تأليف مشتمل بر ابواب مختلف فقه امامية است. ابن طاووس در اقبال، آنرا اينگونه توصيف مى كند كه شامل هزار روايت با اسناد واحد (از امام كاظم [ ع ] به ائمه پيشين وازآنها به امام على [ ع ]) مى باشد. در برخى روايات امام على [ ع ] از رسول خدا [ ص ] نقل مى كند. نسخه ابن طاووس بايد چند جزء داشته باشد. وى در جمال از " الجزء العاشر " نقل مى كند. سه موردى كه ابن طاووس نقل كرده در نسخه چاپى به صورت ذيل آمده است: اقبال = اشعثيات ص 59 ; جمال = اشعثيات ص 227 ; فلاح = اشعثيات ص 237. 224. + الجليس الصالح والانيس الناصح / أبو الفرج المعافى بن زكريا بن يحيى النهرواني (م 390) ذريعه 5 / 128 ش 530 فرج المهموم ص 171 - 172 درباره مؤلف نك‍: سزگين 522 - 523. آقا بزرگ (به پيروى از حاجى خليفه) عنوان را " الجليس الصالح الكافي والانيس الناصح الشافي " ياد مى كند. پس از آن به خبرى در تاريخ بغداد 13 / 231 كه معافى تعداد زيادي از فضائل امام على [ ع ] را روايت كرده استناد كرده وچنين استنباط مى كند كه مذهب وى با عقيده شيعه موافق بوده است. مورد نقل شده توصيف اين است كه چگونه محمد بن عبد الله بن طاهر (م 253) در شب درگذشت خود وقتى به ستاره ها مى نگريست، از آنها چنين دريافت كه قبل از صبح خواهد مرد (= الجليس الصالح تحقيق: محمد مرسى الخولى، بيروت 3 - 1981 ج 2

[ 321 ]

صص 115 - 116). محمد بن عبد الله از سال 237 تا پايان حياتش حاكم بغداد بوده است. نك‍: دائرة المعارف چ 1 مقاله " محمد بن عبد الله " (از) K. V. Zettrsteen مق‍: C. E. Bosworth " The Tahirids and Arabic Culture " , JSS , 41 , 9691 , pp. 54 - 97 , at 69 - 68. pp 225. + الجمع بين الصحيحين / أبو عبد الله محمد بن ابى نصر فتوح بن عبد الله الحميدى (م 488) فتح الابواب 149 - 150 كشف المحجة 77 سعد السعود 64 - 65، 296 - 297 طرائف 12 - 14 / 4 - 5، 23 / 7، 45 / 13، 51 / 14، 57 / 15، 68 - 69 [ ند 18 ]، 77 - 78 / 20، 85 / 21 - 22، 122 / 29، 128 - 129 / 31، 153 / 37، 161 - 163 / 40، 169 / 42 - 43، 171 - 172 / 43، 179 / [ ند 45 ]، 192 / 49، 199 / 51، 204 - 208 / 53 - 54، 210 - 215 / 55 - 56، 218 - 228 / 56 - 61، 230 / 61، 233 - 234 / 62، 237 - 238 / 63 - 64، 244 / 66، 250 / 69، 255 / 70، 257 / 71، 259 - 262 / 72 - 73، 270 / 76، 283 / 78، 285 - 287 / 79 - 80، 289 / 81، 291 - 297 / 81 - 84، 300 - 301 / 85، 322 - 325 / 93 - 94، 347 - 353 / 99 - 101، 360 - 372 / 105 - 111، 375 - 380 / 112 - 114، 382 - 383 / 115، 385 / 116، 389 - 394 / 117 - 119، 398 / 120، 401 / 121، 403 - 404 / 122، 407 / 124، 432 - 433 / 130 - 131، 435 - 448 / 132 - 136، 451 - 459 / 138 - 141، 461 - 464 / 141 - 142، 466 / 143، 471 - 472 / 144 - 145، 474 - 477 / 145 - 146، 479 / 147، 481 / 148، 483 / 149، 488 - 490 / 151، 500 / 155 - 156، 502 / 156، 506 / 157، 528

[ 322 ]

- 534 / 164 - 166، 536 - 538 / 167 - 168، 540 - 549 / 169 - 173 ; 551 - 552 / 174 - 175 اليقين 204 - 205 / 521 - 522 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 413، ذيل 1 / 578 - 579 (كه آنجا تعدادى از نسخه هاي خطى وچاپ 1928 حلب ياد شده است [ ديده نشد ]) در ذى قعده 633، زماني كه ابن طاووس در بغداد بسر مى برده، أو اجازه أي براى روايت اين كتاب از ابن النجار دريافت كرد (نك‍: فتح الابواب 149). ابن النجار به اين تأليف به عنوان " تجريد الصحيحين للبخاري ومسلم والجمع بينهما " ياد كرده است (نك‍: دمياطي، مستفاد ص 124). ابن طاووس در اليقين از نسخه أي نقل مى كند كه داراى برخى از اجازات مورخه 541 بوده است. استفاده أو از " الجمع " اساسا براى مقاصد مناظره أي است. اين تأليف مشتمل بر احاديثي است از دو كتابي كه بيشترين احترام را در جهان سنت دارند واين براى ابن طاووس مهم بوده است كه نشان دهد اين دو كتاب داراى تعداد زيادي از فضائل امام على [ ع ] هستند. بعضى از نقل ها از " الجمع " در طرائف، به توسط " العمدة " ابن بطريق نقل شده است. 226. + الجمع بين الصحاح الستة / أبو الحسن رزين بن معاوية بن عمار العبدرى السرقسطى الاندلسي (م 524 يا 535) اقبال 756 / 526 طرائف 14 / 5، 38 - 41 / 12 - 13، 48 - 50 / 13، 53 / 14، 57 / 15، 64 / 17، 68 - 70 [ ند 18 ]، 72 / 18، 102 / 25، 113 / 48، 115 / 28، 153 / 37، 159 / 39، 171 / 42، 175 - 177 / 44 - 45، 179 / [ ند 45 ] 201 / 52، 203 / 52 - 53، 262 - 263 / 73، 397 / 120. درباره مؤلف نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 630. پنج كتاب از شش كتابي كه در عنوان بدان اشاره شده، مربوط به شش كتاب معروف حديث اند ; ششمين آنها " مؤطاء " مالك است (كه غالبا در بين مؤلفان مالكى) بجاى سنن ابن ماجه (در شمار صحاح ستة) قرار مى گيرد

[ 323 ]

(نك‍: اين بطريق العمدة ص 3 واز آنجا طرائف 14 / 5 ; مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " حديث " [ از: ] J. Robson درج 3 ص 24.) b تأليف عبدرى (كه به صورت نسخه خطى) باقى مانده با عنوان كتاب " التجريد في جمع الموطاء والصحاح الخمسة " نيز معروف است (بروكلمان، ذيل) وعنوان ديگر آن " تجريد الصحاح الستة في الحديث " مى باشد (حاجى خليفه 1 / 345). نسخه أي كه ابن طاووس از آن نقل كرده مشتمل بر چهار جزء بوده است (طرائف 113 / 28، 115 / 28). برخى از موارد نقل شده در طرائف به توسط " العمدة " ابن بطريق مى باشد. احمد برادر ابن طاووس نيز از اين تأليف در " بناء المقالة الفاطمية " (صص 28، 144، 147 - 148، 163) نقل مى كند همانطور كه علامه حلى از آن نقل مى كند (مث‍: نهج صص 214 - 220 بطور پراكنده) 227. + - كتاب جمع المصاحف / أبو بكر عبد الله ابن ابى داود سليمان بن الاشعث السجستاني (م 316) فلاح السائل 94 / 89 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 174 - 175. اين كتاب غالبا با عنوان " كتاب المصاحف " شناخته مى شود. با همين نام توسط A. Jeffery با عنوان زير به چاپ رسيده است: , 1937 Leiden , Materials for the History of the Text of the Quran ابن طاووس قرائت آيه 238 سوره بقره (حافظوا على الصلوات والصلوة الوسطى) را از مصاحف عايشه وحفصة نقل مى كند (نك‍: تحقيق: Jeffery صص 83 - 88). * (*) كتاب الجامع / أبو جعفر محمد بن احمد بن يحيى بن عمران الاشعري القمى (زندگى در اواخر قرن سوم) ذريعه 5 / 29 ش 133 (زير عنوان الجامع في الحديث). اقبال 160 / 668

[ 324 ]

درباره مؤلف نك‍: نجاشى صص 348 - 349 ش 939 ; طوسى، فهرست صص 174 - 175 ش 623 ; تنقيح ش 10356. از كتاب الجامع در منابع شرح حال مؤلف ياد نشده ومحتملا همين سبب شده كه آقا بزرگ چنين حدس زند كه كتاب مزبور همان " نوادر الحكمة " اشعرى است (نك‍: فهرست ذيل مورد). نقل اقبال از آن، به واسطه كتاب المرشد ابن بابويه مى باشد. 228. * الجامع / أبو جعفر محمد بن الحسن بن احمد ابن الوليد القمى (م 343) ذريعه 5 / 29 ش 134 اقبال 240 / 11، 434 - 435 / 207 كشف المحجة 35 فرج المهموم 139 - 140 درباره مؤلف كه يكى از عالمان برجسته قم بوده نك‍: نجاشى ص 383 ش 1042 ; طوسى، فهرست ص 188 ش 708 ; تنقيح ش 10534. طوسى اين تأليف را با عنوان كتاب الجامع مى شناساند عنوان آن در ذريعه " الجامع في الحديث " آمده است ; آقا بزرگ يادآورد مى شود كه طوسى در تهذيب الاحكام درباب " زيارة الرضا [ ع ] " از آن نقل مى كند ; واينكه اين تأليف، ظاهرا هنوز در دسترس ميرزا كمالا بوده كه از آن در " مجموعه " خود ستايش مى كند مق‍: 133 - 132. Kohlberg , " Usul " , pp براى بحثي كه درباره ء تأليفاتي از نوع " جامع " است. در اقبال 240 / 11 آمده است كه رسول خدا [ ص ] نماز نافله رمضان را نمى خواند. ابن طاووس مى گويد: آيا اين را بايد موردى براى تقيه ياد كرده يا اشتباه محدثان. در اقبال 434 - 435 / 207 (به نقل از جزء سوم)، زرارة بن اعين مى گويد: ماه رمضان مشتمل بر بيست ونه روز بوده است. در كشف (واز آنجا بحار 2 / 150) امام صادق [ ع ] تأكيد مى كند كه علم را بايد نوشت ومنتشر كرد. داستانى كه در فرج المهموم آمده، حسن بن سهل (م 236 ; مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الحسن بن سهل " [ از:) ] D. Sourdel را از پيروان امام رضا [ ع ] مى داند.

[ 325 ]

329. * * ؟ كتاب (جامع) في العمل / محمد بن على بن محمد (= ابن ابى قرة ؟) فتح الابواب 198 - 203، 205 - 206 عنواني كه ذكر شده فرضى است. در فتح 198 عبارت چنين است: ذكر الشيخ محمد بن على بن محمد في كتاب له في العمل. بعد از آن يك دعاى استخاره منسوب به امام صادق [ ع ] نقل مى شود (نقل شده در: جزائري، انوار 1 / 195 - 196، مستدرك 8 / 124 - 125). در فتح 205 (واز آنجا بحار 91 / 275 - 276) عبارت چنين است: " روى محمد بن على بن محمد في كتاب جامع له " در ادامه، دعايى از حضرت مهدى [ ع ] كه ضمن آن اسماء حسنى را كه خداوند با آن خوانده مى شود ودعا كننده پس از خواندن به تصميم درستي مى رسد، آمده است (استخارة الاسماء التى عليها العمل). به احتمال در اين دو عبارت اشاره به يك تأليف شده است. هويت مؤلف نامشخص وبه احتمال ابن ابى قره است ; اگر چنين باشد تأليف مورد بحث مى تواند كتاب " عمل الشهور " كه نجاشى (ص 398 ش 1066) از آن ياد كرده باشد. مق‍: - > كتاب عمل شهر رمضان. 230. * * + جامع الدعوات / نصر بن يعقوب الدينورى (زندگى در اوائل قرن پنجم) اقبال 139 / 653 جمال الاسبوع 228 در اقبال 1 بجاى نصر، نضر آمده است. به احتمال، مؤلف (كه نامش در جمال نيامده) را بايد با أبو سعيد (يا سعد) نصر بن يعقوب الدينورى كه در سال 397 تأليف خود را درباره تعبير خواب به خليفه القادر تقديم كرده يكى دانست (كتاب القادرى في التعبير) ; نك‍: بروكلمان 1 / 282 ذيل 1 / 433. ظاهرا " جامع الدعوات " درجاى ديگرى ثبت نشده است. حديث نبوى كه در اقبال نقل شده درباره رحمت خداوند در شب دهم ذى قعده نسبت به مردم مى باشد. 231. * + جامع علم القرآن / أبو القاسم عبد الله بن احمد بن محمود الكعبي البلخى (م

[ 326 ]

319) ذريعه 26 / 249 ش 1255 سعد السعود 16، 107، 192 - 209 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 622، 623 ; دائرة المعارف ايرانيكا مقاله " أبو القاسم كعبي " [ از:. ] J. van Ess ابن طاووس كه به اين تأليف با عنوان " تفسير بلخى " اشاره مى كند، مى گويد داراى 32 جزء بوده است. از ارجاعات أو چنين بدست مى آيد كه در برخى موارد، هر جزء مشتمل بر يك جلد بوده ودر موارد ديگر تعدادى از اجزاء با هم يك مجلد را تشكيل مى داده اند. ما نه از تعداد جلدهاى كه أو در اختيار داشته خبر داريم ونه اينكه چقدر از متن كتاب در اختيارش بوده است. تنها يك بار أو از نداشتن جزء خاصى سخن مى گويد (سعد ص 194: ما نذكره من المجلد الثالث في تفسير البلخى لان الجزء الثاني ما حصل عندنا). در بيشتر موارد ابن طاووس از تفسير وى نقد مى كند. موارد ذيل نقد شده اند: سعد 192 - 193 = جزء اول (اينجا به معناى جلد)، كراسه اول برگهاى 6 - پ، 7 - ر (قسمتي از مقدمه) ; سعد 193 = جزء اول، كراسه دوم برگ 6 - پ، كراسه سوم برگ 3 ; سعد 194 = ج 3 (مجلد)، كراسه چهارم برگهاى 5 - پ تا 6 - ر (آيه 195 بقره) ; سعد 195 - 196 = جزء چهارم يعنى جزء دوم جلد (مجلد) سوم، كراسه ششم برگهاى 2 - ر (آيه 260 بقره)، 5 - ر (آيه 262 بقره) ; سعد 197 = جزئي كه از جزء سابق الذكر متفاوت است كه به آن " الجزء الرابع " اشاره شده، كراسه دوم برگ 7 - ر (آيه 137 نساء) ; سعد 197 = جزء هفتم برگ 1 (آيه 64 يونس) ; سعد 197 - 198 = جزء نهم برگ 3 - پ تا 4 - ر (آيه 18 مائده) ; سعد 200 = جزء دهم كراسه هشتم برگ 8 - پ (آيه 94 انعام) ; سعد 200 - 201 = جزء يازدهم برگهاى 1 - 2 (آيه 121 انعام) ; سعد 201 = جزء دوازدهم كراسه سوم برگ 4 - ر، پ (آيه 172 اعراف) ; سعد 203 = جزء بيست ويكم برگ 1 - پ (آيه 77 فرقان) ; سعد 203 جزء بيست ودوم، كراسه اول برگ 1 - پ (آيه 26 عنكبوت) ; سعد 204 = جزء بيست وسوم، كراسه اول برگ 5 (آيه 33 احزاب)، كراسه سوم برگ 6 - ر (آيه

[ 327 ]

56 احزاب) ; سعد 205 = جزء بيست وچهارم، برگ 3 - ر (آيه 45 يس) ; سعد 205 = مجلد فاقد شماره، جزئي كه با سوره ص آغاز شده وبا آيه 20 (يا: 34) احقاف پايان مى يابد، كراسه چهارم (آيه 7 غافر) ; سعد 206 = همان مجلد فاقد شماره، جزء مشتمل بر سوره هاي محمد تا الرحمن، برگ 12 - پ (آيه 1 فتح) ; سعد 208 = جزء 31 كراسه سوم صفحه آخر (آيه 8 جن) ; سعد 208 - 209 = جزء سى ودوم، كراسه دوم برگ 1 - پ (آيه 2 النباء). شيخ طوسى در تبيان قطعاتي از اين تأليف نقل مى كند (مق‍: تبيان 1 / 1). 232. * * + - كتاب جميع ما استخرجته من آراء العلماء في ممازجة الكواكب واعمالها / الفضل بن يحيى طاباد فرج المهموم 206 در فرج المهموم * برگ 138 - ر، بجاى " في ممازجة "، " وممازجات " وبجاى " طاباد "، " طاباو " آمده است. ظاهرا چيزى درباره مؤلف دانسته نيست ; مق‍: سزگين 7 / 196 به نقل از فرج المهموم 206. 233. * + الجامع الصغير / أبو هاشم عبد السلام بن محمد بن عبد الوهاب الجبائى (م 321). طرائف 449 / 137 درباره مؤلف نك‍: 1 / 623 - 624. ابن نديم (ص 222) از اين تأليف ياد كرده است. مورد نقل شده كه مربوط به " جيش اسامة بن زيد " در زمان وفات رسول خدا [ ص ] مى باشد با هيچكدام از قطعاتي كه Gimaret در " " Materiaux صص 316 - 317 از اين تأليف نقل كرده، يكى نيست. از اين قطعات، بدست مى آيد كه اين كتاب در " كلام " بوده است. 234. * * الجامع الصغير / يونس بن عبد الرحمن مولى على بن يقطين (م 208)

[ 328 ]

فرج المهموم 2، 23 - 24 سعد السعود 79 - 80 درباره مؤلف نك‍: كشى صص 409 - 419 ; نجاشى صص 446 - 448 ش 1208 ; طوسى، فهرست صص 215 - 218 ش 810. ظاهرا اين تأليف را شرح حال نويسان مؤلف ياد نكرده اند (مگر آنكه اين كتاب را با جامع الآثار چهار جزئي كه طوسى از آن ياد كرده يكى بدانيم ; مق‍: ذريعه 5 / 30 ش 142). ضمن تأليفات يونس كه در فهرست نجاشى آمده از " كتاب الجامع الكبير في الفقه " ياد شده است (مق‍: ذريعه 5 / 69 ش 268) اما از الجامع الصغير أو ياد نشده است. مورد نقل شده در فرج المهموم ص 2 و صص 23 - 24 يك حديث (با اندكى اختلاف) نقل شده كه ضمن آن امام على [ ع ] به عنوان اعلم مردم در دانش نجوم توصيف شده است. در مورد سعد 79 اين تأليف (در كنار چند تأليف ديگر) به عنوان كتابهايى كه مشتمل بر تفسير آيه 32 سوره فاطر هستند ياد شده است. 235. * * + كتاب جامع في وقف القارى للقرآن / ناشناخته (مروى از أبو زرعة) سعد السعود 24، 283 اين كتاب از جمله چند كتاب يك مجموعه است كه بر مبناى مواد املاء شده أبو زرعة عبد الرحمن بن محمد بن بحلة المقرئ (ناشناخته ; به نظر نمى آيد كه با أبو زرعة عبد الرحمن بن عمرو بن عبد الله الدمشقي مورخ م 280 ; مق‍: سزگين 1 / 302 يكى باشد) تنظيم شده بوده است. اين تأليف مربوط به " وقف " هائى بوده كه در قرائت قرآن وجود دارد. ابن طاووس از آخرين صفحه متن نقل مى كند. نك‍ - > كتاب (ناشناخته) (مروى عن أبو زرعة). 236. * * + - كتاب الجواباب الحاضرة في علل زيج عبد الله بن احمد بن الحسن / أبو على محمد بن عبد العزيز الهاشمي (زندگى در نيمه اول قرن چهارم) فرج المهموم 128

[ 329 ]

اين عنوان در فرج المهموم * برگ 85 - پ آمده است ; مق‍: Matar ص 376. عنوان مذكور را به صورت زير مى توان ترجمه كرد: " جواب هاي آماده به اشتباهات زيج عبد الله بن احمد بن الحسن " ; عنوان در فرج المهموم 128 (احتمالا به اشتباه) " في علاج عبد الله بن احمد بن الحسن " آمده است. اين سبب شده (به اشتباه ؟) كه سزگين تأليف هاشمى را با اين عبارت توصيف كند: " يك رساله اخترشناسى كه أو در آن درباره معالجه طبى شخصي با نام عبد الله بن احمد بن الحسن پيشگوئيهاى دارد (سزگين 7 / 167). مؤلف (كه ابن طاووس أو را به عنوان يك عباسي توصيف مى كند) رياضي دان ومنجم بوده است (سزگين 5 / 305 ; 6 / 204 - 205). أو " تعليل زيج الخوارزمي " (درباره اشتباهات زيج خوارزمى) را نيز نوشته است (سزگين 6 / 204). ظاهرا " جوابات الحاضره " نيز از همين نوع بوده است. احتمالا عبد الله بن احمد بن الحسن را بايد با أبو القاسم عبد الله (يا: عبيدالله) بن الحسن معروف به غلام زحل (م 376) (مق‍: 333. ; Ullmann p سزگين 7 / 168) يكى دانست گرچه همه آثار منسوب به " غلام زحل " درباره علم نجوم () astrology هستند نه علم هيئت (.) astronomy 237. * * ؟ - كتاب الجواهر / ابراهيم بن اسحاق الصولى ذريعه 5 / 256 ش 1222 اقبال 399 / 170 ابن طاووس اين كتاب را به عنوان آخرين كتاب در يك مجموعه ياد مى كند كه دويست سال قدمت داشته ونخستين كتاب آن " ادب الكتاب " صولي است. هيچيك از نام و عنوان كتاب، در منابع شرح حال نيامده است. آقا بزرگ موقتا اين تأليف رابا " جواهر الاسرار " ابراهيم بن اسحاق الاحمري (زندگى در قرن سوم) يكى مى داند (مق‍: ذريعه 5 / 261 ش 1254 ; اعيان 5 / 96 94). 238. + - جوامع علم (يا: علوم) النجوم واصول الحركات السماوية / أبو العباس احمد بن محمد بن كثير الفرقانى (زندگى در اواسط قرن سوم)

[ 330 ]

فرج المهموم 206 در باره ء مؤلف نك‍: Ul lmann ص 351 ; DSB ج 4 صص 541 - 545 مقاله " الفرغانى " (از: ;) A. I. Sabra سزگين 5 / 259 - 260 ; 6 / 149 - 151 (با جزئياتي درباره جوامع در ص 150 ش 1). نسخه ابن طاووس داراى سى فصل بوده است. 239. جوامع الجامع في تفسير القرآن / أبو على الفضل بن الحسن بن الفضل الطبرسي (م 548). ذريعه 5 / 248 ش 1195 دروع * برگ 11 - ر، پ فلاح السائل 115 / 108، 265 / 241 سعد السعود 9، 79، 80 - 83، 88 اين كتاب ملخص دو تفسير پيشين مؤلف است يعنى مجمع البيان والكافي الشافي. كتاب مذكور در مدت يك سال نوشته شده ودر 24 محرم 543 پايان يافته است (نك‍: كريمان 1 / 271 - 281). قطعات ذيل نقل شده اند: سعد 79 (ج 1، كراسه دهم برگ 5 - پ) = طبرسي، جوامع * صص 56 - 57 (آيات 33 - 34 آل عمرران) ; سعد 80 (جلد دوم كراسه هشتم برگ 2 - ر) = جوامع ص 205 (آيه 44 هود). در فلاح وسعد 88 عنوان آن " تفسير القرآن " آمده است كه به احتمال مقصود ابن طاووس، جوامع است نه " مجمع البيان ". بنابراين فلاح السائل 115 / 108 = جوامع 435 (آيه 55 زخرف) ; فلاح السائل 265 / 241 = جوامع 515 (آيه 2 مزمل) ; سعد السعود 88 = جوامع 350 (آيه 83 قصص). عنوان در سعد 81 - 82 " جمع الجوامع " آمده كه در برخى موارد (به اشتباه [ به گفته ذريعه 5 / 138 وكريمان ]) به جوامع اطلاق شده است. در واقع، سعد 81 - 82 (جلد سوم كراسه يازدهم برگ 7 - ر) = جوامع 404 (آيه 17


ظاهرا مؤلف از چاپ جديد آن به تحقيق دكتر گرجى كه توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده آگاهى نداشته است. م (*)

[ 331 ]

ص). متنى كه در دروع * از تفسير طبرسي نقل شده گويا از افزوده مى باشد. ابن طاووس، تفسير طبرسي راشرح كرده وبعضا از آن انتقاد مى كند ; به عنوان مثال در آيه 17 سوره ص، حضرت داود [ ع ] به عنوان اواب توصيف شده كه طبرسي آنرا به معناى " پشت كردن به آنچه خداوند دوست ندارد ورو كردن به آنچه رضاى خدا در آن است " گرفته است. ابن طاووس به اين تفسير اعتراض دارد زيرا معنى ضمنى آن يعنى اين كه حضرت داود اعمال مذموم انجام داده با عقيده عصمت انبياء ناسازگار است. ابن طاووس تفسيرى ارائه مى دهد كه با عقيده عصمت سازگار است. 240. - الجمل والعقود / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 5 / 145 ش 615 كشف المحجه 129 - 130 ابن طاووس اين كتاب را به عنوان نخستين كتاب فقهى كه آن را خوانده ياد مى كند. اين قابل درك است زيرا " جمل " تأليفي است كوتاه كه مقدمه خوبى براى موضوع عبادات و فروع فقه مى باشد نيز نك‍: مدرسي صص 63 - 64. 241. * * جزء / مروى از أبو العباس محمد بن جعفر بن الحسن الرزاز (زندگى در اواخر قرن سوم) اليقين 174 / 456 درباره ء " الرزاز " مق‍: قهپائى 5 / 175 ; 114. ابن طاووس يك نسخه قديمي از اين تأليف داشته كه داراى احاديثي درباره ناميده شدن امام على [ ع ] به امير المؤمنين توسط رسول خدا [ ص ] بوده است. 242. * * ؟ جزء / مروى از أبو الحسن (بن على) بن محمد بن عبد الوهاب (زنده در 340) فرج المهموم 225 - 226

[ 332 ]

احتمالا راوي يكى از فرزندان أبو احمد على بن محمد بن عبد الوهاب بن بجله الكاتب المروزى (م 291) بوده است ; مق‍: تاريخ بغداد 12 / 61 - 62. آگاهى هايى كه در فرج المهموم آمده كاملا روشن نيست. ابن طاووس در آغاز مى گويد قطعه نقل شده (كه در آن امام حسن [ ع ] آگاهى از غيب را به معاويه ثابت مى كند) از جزئي مربوط به مجلدى بوده كه اولين تأليف آن " مختصر فيه ادعية وعوذ " بوده است. اين مختصر را محمد بن على بن الحسين بن مهزيار درسال 448 كتابت كرده بود. اما بعد از نقل آن مورد، ابن طاووس چنين اشاره مى كند كه از " مختصر " نقل شده ومى افزايد: تعدادى از كلمات از مختصر سقط شده است. پس ازآن، متن را از روايت ابن عياش جوهرى تكميل مى كند. بنابراين دو احتمال وجود دارد: يا اينكه ابن طاووس به اشتباه به جزء به عنوان مختصر اشاره مى كند ويا اينكه هر دو عنوان مربوط به يك تأليف اند (كه در اين صورت - > " مختصر فيه ادعية وعوذ " را بايد از فهرست حذف كرد). قطعه أي كه در فرج المهموم نقل شده در بحال 43 / 329 آمده است. 243. * * + جزء / مروى از أبو العلاء الحسن بن احمد بن الحسن العطار الحافظ الهمذانى (م 569) سعد السعود 191 اليقين 186 - 187 / 485 - 486 در بحار 38 / 125 (به نقل از اليقين) به اين تأليف با عنوان " كتاب " اشاره شده است. بنا به گفته ء ابن طاووس اين " جزء بيش از ده برگ (قوائم) ومربوط به تولد امام على [ ع ] (مولد مولانا امير المؤمنين [ ع ]) بوده است (در " آل ياسين " ش 458 همين را عنوان تأليف دانسته است). در سعد عنواني نيامده وابن طاووس تنها مى گويد: أبو العلاء روايتي مبنى براينكه عيسى [ ع ] " دجال " را خواهد كشت روايت كرده است. اين ارجاع مى تواند به تأليف ديگرى باشد. 244. * * + جزء / مروى از قاضى أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن الحسين الجعفي

[ 333 ]

معروف به ابن الهروانى (يا الهراوى) (م رجب 402) اليقين 166 - 173 بر روى اين " جزء " سماعي كه تاريخ جمادى الثاني 402 را داشته بوده است. درباره ء راوي كه كوفى وحنفى بوده نك‍: تاريخ بغداد 5 / 472 - 473 ; سمعاني 13 / 402 - 403 ; ابن ابى الوفاء 2 / 65. سه مورد نقل شده مشتمل بر روايات ملاحم وفتن (حديث الرايات)، وخطبه ء ابى بن كعب وبريدة الاسلمي در دفاع از حق على [ ع ] مى باشد. 245. + جزء / مروى بوسيله أبو بكر احمد بن جعفر بن حمدان بن مالك القطيعى (م 368) اليقين 166 / 442 در اليقين 1 " قطيفي " آمده وعنوان درست در اليقين 2 آمده وهمين قطعه دربحار 8 / 5 نقل شده است. درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 200. اين بايد تحقيق شود كه نسخه ظاهريه با عنوان " الجزء المعروف بالف دينار " (نك‍: سزگين) همين تأليفي است كه ابن طاووس از آن نقل كرده يا نه. 246. * * ؟ جزء / مروى از جعفر بن الحسين بن عبدربه اليقين 173 - 174 / 454 - 455 اين جزء (كه رواى آن ناشناخته است) در همان مجلدى كه جزء مروى از ابن الهروانى در آن بوده قرار داشت (نك‍: فهرست ذيل مورد) ; قطعه نقل شده توضيح مى دهد كه چگونه يك يهودى بعد از مشاهده معجزه أي از امام على [ ع ] اسلام آورد. 247. * * + جزء / ناشناخته (قرن چهارم ؟) اليقين 165 / 440 - 441 حديثى كه از اين جزء روايت شده (درباره ناميدن امام على [ ع ] به امير المؤمنين توسط جبرئيل است) به روايت أبو بكر بن ابى داود السجستاني (م 316) مى باشد.

[ 334 ]

248. + جزء في فضل امير المؤمنين على بن ابي طالب [ ع ] / أبو على الحسن بن ابى البركات على بن الحسن بن على بن عمار (م 568 ؟) ذريعه 5 / 102 ش 425 اليقين 141 / 391 - 392 مجلسي در بحار 37 / 47 وعاملي، اثبات 4 / 172 (هر دو به نقل از اليقين) از اين تأليف با عنوان " كتاب " ياد مى كنند. عنوان آن در ذريعه " جزء في فضائل على [ ع ] " آمده است. بنابه گفته اليقين، اين تأليف محتوى دوازده حديث بوده است. نسخه ء ابن طاووس توسط على بن احمد بن ابى الحسن (يا: حسين) البوارحى (كذا في الاصل) (البوازجى ؟) از روى دستنوشته ء مؤلف كتابت شده بوده است. احتمالا مؤلف " الحسن بن على بن الحسن بن على بن عمر بن على الانصاري المغربي " بود كه در بطليوس " بدجز " به دنيا آمده بود. وى به شرق مهاجرت كرده ودرسن هشتاد سالگى در سال 568 وفات كرد (نك‍: صفدى 12 / 145 - 146 ; ابن الاثير، اللباب 1 / 130 ; سمعاني 2 / 259 - 260 تاريخ وفات أو را 548 ياد كرده اما لباب آن را رد كرده است). بايد يادآور شد كه نام پدر مغربي در هيچ جا به عنوان أبو البركات نيامده است ونام جد اعلاى أو در اليقين عمار ياد شده (نه عمر) ; همچنين مؤلف، در اليقين، از پدر خود در 7 شوال 501 زماني كه المغربي سيزده ساله بود روايت مى كند. 249. الكافي / أبو جعفر محمد بن يعقوب الكليني (م 329) ذريعه 17 / 245 ش 96 فتح الابواب 182 - 183، 185 - 186، 227 - 228، 232، 292، 305 الدروع * برگهاى 7 - ر، پ، 10 - ر فلاح السائل 12 / 9 - 10، 73 / 70، 97 / 92، 104 / 99، 108 / 102، 124 / 116، 135 132 / 124 - 126، 158 - 161 / 146 - 149، 165 - 167 / 152 - 154، 187 - 188 / 172 171 بحار 87 / 80 - 81 [ ند فلاح 195 / 179 ] فلاح 211 - 212 / 193 - 194،

[ 335 ]

220 - 221 / 201 - 202، 227 / 207، 231 / 210 غياث سلطان الورى 5، 8 اقبال 69 / 598، 104 / 627، 167 / 675 - 676، 229 - 230 / 4 - 5، 245 - 246 / 15، 248 - 249 / 17، 254 - 255 / 21، 303 - 305 / 64 - 65، 325 - 326 / 82 - 83، 332 / 76، 337 - 341 / 89 - 93، 355 / 109، 423 - 424 / 194 - 195، 525 / 310، 546 / 330، 548 / 331 - 332 جمال الاسبوع 362، 367، 443 - 445، 520 - 521 كشف المحجة 35 مهج الدعوات 212، 332 محاسبة النفس 13 / 4 - 5، 15 - 16 / 6، 25 - 26 / 14، 30 / 17 فرج المهموم 85 - 91، 117 - 118 اين قديمي ترين كتاب از كتب اربعه است ودر همان زمان در كتابخانه أبو غالب زرارى (م 368) بوده است (نك‍: رسالة ابن غالب زرارى الى ابنه، * بحراني، الكشكول 1 / 197 ; مق‍: 135..) Kohlberg , " Usul , " p شيخ طوسى اولين بار بطور گسترده از آن در تأليفات فقهى خود نقل كرده است ; مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الكليني " (از:. W.) Madelung بعد از آن " طبرسي " از آن براى شرح حال امامان بهره گرفت (نك‍: طبرسي، اعلام صص 207، 216 - 217، 257 - 258، 265 - 266، 273 - 274، 280 - 283، 289، 300، 315 - 320، 326، 345 - 350، 359 - 361، 365 - 366، 368 - 371، 375 - 380، 386 - 390، 421 - 422، 445 - 449، 452 - 453). تأليفات ابن طاووس نشانگر استمرار شهرت الكافي است. ابن طاووس در بيشتر موارد عنوان يا بابى كه از آن نقل مى كند به دست داده است. عناوين خاصى كه ياد شده عبارتند از: كتاب الدعاء، كتاب فضل القرآن، كتاب الحج، كتاب الحجة، كتاب الايمان و الكفر، كتاب الجنائز، كتاب الصلاة وكتاب الصيام (يا: الصوم). جلد هشتمين وآخرين


چاپ جديد اين رساله با تحقيق سيد محمد رضا جلالى (قم 1369) منتشر شده است. م (*)

[ 336 ]

جلد با عنوان " الروضة " ياد شده است. در ارزيابى اجمالي ابن طاووس از كلينى (كشف 159) أو تاريخ درگذشت وى را 328 مى داند. اين با آنچه كه در فهرست طوسى (صص 165 - 166 ش 603) آمده موافق مى باشد ومخالف با (آنچه معتبرتر است) تاريخ 329 است كه نجاشى (صص 377 - 378 ش 1026) وطوسى در رجال (ص 495 ش 27) بدست داده اند. مق‍: اقبال 254 / 21 ; در آنجا ابن طاووس همه ء تأليفات كلينى را معتبر دانسته است. 250. * * - الكافي في الاستدلال / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 17 / 245 ش 93 اقبال 232 / 6 عنوان مذكور در اقبال ورياض (5 / 141، به نقل از اقبال) آمده است. آقا بزرگ با استناد به نسخه ديگرى از اقبال، عنوان را " الكافي في الاستدلال بصحة الرؤيا ودخول النقص " ياد مى كند. اين تأليف با اسامى ديگرى نيز معروف است از جمله: الكافي بصحة القول برؤية الهلال. اين كتاب كه در مصر تأليف شده مشتمل بر صد برگ بوده است (مستدرك چ سنگى 3 / 498). بنا به گفته ء اقبال 232 / 6، وى در كتابي كه پيشتر نگاشته (ابن طاووس آنرا نمى شناساند اما به احتمال قريب به يقين " مختصر البيان عن دلالة شهر رمضان " مى باشد. نك‍: ذريعه 20 / 183 ش 2498 ; - > كتاب [ الكراجكى ]) از اين نظر ابن قولويه دفاع كرده است كه ماه رمضان هميشه سى روز مى باشد. وى (كراجكى) در كافى خود به هر روى اين نظر را رد كرده وگفته است كه آغاز ماه رمضان بوسيله رؤيت ثابت مى شود و اين نشان مى دهد كه اين ماه مى تواند سى يا بيست ونه روز باشد. مق‍: بطور كلى دائرة المعارف چ 2 مقاله " هلال " [ از:. ] J. Schacht 251. كمال (يا: اكمال) الدين وتمام (يا: اتمام) النعمة / أبو جعفر محمد بن على ابن

[ 337 ]

بابويه (م 381) ذريعه 2 / 283 ش 1147 ; 16 / 80 ش 402، 18 / 137 [ ش ند ] كشف المحجة 53 مهج الدعوات 332 - 333 فرج المهموم 187 - 189 سعد السعود 233 - 235 طرائف 183 / [ ند 45 ] اين تأليف با چند عنوان ياد شده: كتاب الغيبة (كشف 53، مهج 332، فرج المهموم 188) ; الكمال في الغيبة (فرج المهموم ص 187) ; كمال النعمة و [ كذا في الاصل ] في الغيبة، (فرج المهموم * برگ 124 - پ)، كمال الدين وتمام النعمة (طرائف * برگ 43 - ر، پ، طرائف * * برگ 55 - ر) في الغيبة (سعد 233) ; واكمال الدين واتمام النعمة (طرائف 1). ابن طاووس در سعد 233 از اين كتاب به توسط روايت شفاهى از استاد خود اسعد به عبدالقاهر الاصفهانى نقل مى كند در صورتي كه در سعد 234 بنظر مى رسد كه بطور مستقيم از آن نقل مى كند. در كشف وطرائف 1 گفته شده است كه اين تأليف رواياتي درباره حضرت مهدى [ ع ] دارد اما روايتي از آن نقل نكرده است (مق‍: طبرسي، اعلام، كه در آنجا اين كتاب منبع مهمى درباره " مهدى " [ ع ] است ; نك‍: صص 390 - 490، 418 - 420، 439 - 440، 450 - 451، 453 - 454). 252. * * كتاب كمال شهر رمضان / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 18 / 340 ش 384 فلاح 12 - 13 / 10 اقبال 231 - 232 / 5 - 6، 243 / 13 اين عنوان درفلاح واقبال 243 / 13 آمده است (در اقبال 1 ص 243 به اشتباه " عمل " به جاى " كمال " آمده است). در اقبال 231 - 232 / 5 - 6 عنوان " لمح البرهان " ياد شده ; آقا بزرگ (كه به لمح البرهان في عدم نقصان شهر رمضان اشاره كرده) فرض كرده

[ 338 ]

است كه كمال شهر رمضان ولمح البرهان دو عنوان يك كتاب هستند. احتمالا أو در اين اظهار نظر محق باشد اما اندك ترديدي باقى مى ماند زيرا وقتى ابن طاووس در اقبال 243 / 13 به " كمال " ارجاع مى دهد نمى گويد كه أو پيش از آن در اين تأليف از آن نقل كرده گرچه وى پيش از آن از لمح البرهان نقل كرده است (اقبال 231 - 232 / 5 - 6). در اقبال 231 / 5 از قول مفيد آمده است كه كتاب را در 363 نوشته است ; به گفته ء ابن طاووس مفيد در " لمح " از موضع ابن قولويه وديگران كه ماه رمضان هميشه سى روز است دفاع كرده است. بعدها مفيد موضع خود را عوض كرده ودر " مصابيح النور " با محمد بن احمد بن داود القمى موافقت كرد كه ماه رمضان با رؤيت هلال آغاز مى شود ومى تواند بيست ونه يا سى روز باشد (نك‍: اقبال 232 / 6). متن نقل شده در اقبال 243 / 13 تصحيف شده است. بجاى نام مؤلف، كلمه " الفئتين " آمده ودر حاشيه آمده كه " كذا في النسخ ". اما هويت أو را مى توان از روى فلاح اثبات كرد ; در آنجاهمان قطعه أي كه در اقبال 243 / 13 آمده نقل شده است. در اين نقل، مفيد از محمد بن سنان (م 220 ; مق‍:) Strothmann , index به بزرگى ياد مى كند. مامقانى كه اين قطعه را نقل كرده (تنقيح ش 10820) به اين تأليف با عنوان " كمال شهر رمضان ونقصانه " اشاره مى كند. نيز نك‍: McDermott ص 36، ش 106 (به نقل از ذريعه تنها از " لمح البرهان " ياد شده است). 253. كتاب (كمال) (يا: كامل) الزيارات (يا: الزيارة) / أبو القاسم جعفر بن محمد بن جعفر ابن قولويه (م 368 يا 369). ذريعه 17 / 255 ش 139 اقبال 206 / 701 مصباح الزائر * 293 - 297، 394 - 396 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 544 ; نام وى در اقبال تنها أبو القاسم آمده ونام كامل وى در حاشيه اقبال 1 (ونيز در مصباح الزائر *) ياد شده است. عنوان كتاب در اقبال " كتاب الزيارات " (همانطور كه در نجاشى) ودر مصباح الزائر * " كمال الزيارات " آمده است.

[ 339 ]

روايت نقل شده در اقبال (از امام صادق [ ع ]) مربوط است به فضيلت احياى شب نيمه شعبان با نماز خواندن در كربلا (= ابن قولويه، كامل الزيارات، تحقيق: عبد الحسين الاميني التبريزي، نجف 1356 ص 181). مورد نقل شده در مصباح الزائر * 293 - 297 مشتمل بر زيارتي است كه بايد در مشهد امام رضا [ ع ] خواند (= كامل الزيارات صص 309 - 313). مورد نقل شده در مصباح الزائر * 394 - 396 مشتمل بر احاديثي درباره ء زيارت قبر امام حسين [ ع ] است. اين روايات در كامل الزيارات در صص 51، 50، 104، 106 - 107، 127، 129 - 130، 135، 137 - 138، 193، 330 به ترتيب آمده است. 254. + الكامل / أبو العباس محمد بن يزيد المبرد (م 285) طرائف 401 / 121 - 122 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 109 - 110 ; ذيل 1 / 168 - 169. عنوان تأليف در (Sbath ص 41 ش 734) الكامل في الادب ياد شده ; قطعه نقل شده (سخنان انتقاد آميز أبو بكر از مهاجرين) در 1 / 5 چ Wright از كامل آمده است (لايپزيك 92 - 1864). 255. * كنز الفوائد / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 18 / 161 ش 1195 فلاح 23 - 25 / 20 فرج المهموم 60 - 74 التحصين 567 همانطورى كه عبد الله نعمة در چاپ كنز (بيروت 1405) يادآور شده نقلهايى كه در فلاح 1 وفرج المهموم آمده در نسخه هاي باقى مانده كراجكى نيامده است. نعمه اين قطعات را در پايان چاپ خود آورده ; اولى را از " الانوار " شيخ عباس قمى (نك‍: ص 142 - 143 در چاپ بى تاريخ مشهد) (كنز 2 / 223 - 224) ودومى را از فرج المهموم (كنز 2 / 224 - 238) نقل كرده است. شيخ عباس قمى نمى گويد كه اين قطعه

[ 340 ]

را از كجا نقل كرده ولى ممكن است أو از جزء اول فلاح برگرفته باشد گرچه امكان اخذ از نسخه أي از كنز كه داراى اين عبارت بوده را نمى توان منتفى دانست. مورد نقل شده در فرج المهموم دربحار 58 / 293 - 298 نقل به معنى شده است. در اينجا نيز ناممكن است روشن كرد كه آيا مجلسي از نسخه أي از كنز كه مشتمل بر اين قطعه بوده استفاده كرده يا از فرج المهموم. حدس " نعمه " اين است (مقدمه كنز 1 / 25 ش 75) كه مورد نقل شده درفرج المهموم (60 - 74) در واقع مشتمل بر قطعه بزرگى از " رسالة في الرد على المنجمين " كراجكى است كه يكى از چندين تأليف أو بوده كه در كنز درج شده است. مق‍: مستدرك چ سنگى 3 / 499. ابن طاووس در التحصين 567 به روايتي كه پيش از آن در اليقين نقل كرده ارجاع مى دهد ودرباره آن مى گويد كه آن را از كنز الفوائد نقل كرده ; اما در القين حديث مورد نظر از " المائة حديث " ابن شاذان (نك‍: فهرست ذيل مورد ; مق‍: اليقين 57 - 58 / 239 - 240) نقل شده است. 256. * * ؟ كتاب كنز اليواقيت / أبو الفضل بن محمد الهروي (م. ح. 420 ؟) ذريعه 18 / 170 ش 1236 اقبال 416 - 417 / 186 آقا بزرگ عنوان را " كنز اليواقيت في الادعية والاعمال " ياد مى كند. ابهاماتى در هويت مؤلف وجود دارد. حاجى خليفه تأليفي با عنوان كنز اليواقيت ياد كرده بدون ياد از مؤلف (2 / 1520 = تحقيق فلوگل 5 / 258). نسخه 340 , 11. Br. Lib. Or مشتمل بر كتاب كنز اليواقيت عبد الكريم بن هوازن القشيرى است (مق‍: بروكلمان، ذيل 3 / 1232 [ 772 ]) ; اما اين نسخه فاقد نقل اقبال است وواضح است كه تأليف ديگرى است. اين نامحتمل است كه مؤلف تأليفي كه ابن طاووس از آن نقل كرده عبد الله بن محمد الانصاري (م 481) باشد (درباره أو نك‍: - > كتاب الاعتقاد) ; علاوه بر اينكه نام أو كاملا متفاوت است، روشن نيست كه أو تأليفي با اين عنوان نوشته باشد. همين اشكالات بر أبو الفضل اسماعيل بن احمد بن محمد السمسار الهروي (زنده در 437) كه در تاريخ

[ 341 ]

بغداد 6 / 314 - 315 از أو ياد شده نيز منطبق است. محتمل ترين كانديدا براى اين كتاب أبو الفضل محمد بن احمد بن محمد الحافظ الهروي الجارودي (م. ح. 420 ; نك‍: فارسي، سياق، برگ 4 - ر، پ ; سمعاني 3 / 167 ; ابن اثير، لباب 1 / 249 - 250) مى باشد. ولى ما از تأليفاتي كه احتمالا داشته آگاهى نداريم. ابن طاووس چهار حديث نبوى وروايتي از امام باقر [ ع ] را درباره فضيلت شب قدر نقل مى كند. 257. + الكشف والبيان في تفسير القرآن / أبو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم الثعلبي (م 427) اقبال 669 - 671 / 457 - 459، 756 / 526 سعد السعود 72 طرائف 17 - 21 / 6 - 7، 37 / 11 - 12، 39 - 40 / 12 - 13، 45 - 48 / 13، 50 / 13، 58 - 59 / 15 - 16، 69 - 70 / [ ند 18 ]، 79 / 20، 83 - 84 / 21، 9 - 101 / 24، 107 - 109 / 26 - 27، 112 - 113 / 27 - 28، 121 - 123 / 29، 125 / 30، 127 - 128 / 30 - 31، 131 / 31، 135 - 136 / 33، 145 / 34، 151 - 153 / 37، 159 - 160 / 39، 162 / 40، 169 / 42، 176 - 177 / 44 - 45، 179 / [ ند 45 ]، 203 / 53، 263 / 74، 301 - 302 / 85، 395 / 119 - 120، 397 / 120، 441 / 134، 460 / 141 - 142، 490 - 491 / 152. درباره اين تأليف (كه تعدادى از نسخه هاي آن باقى مانده) نك‍: بروكلمان 1 / 429، ذيل 1 / 592. مقدمه آن توسط I. Goldfeld تحقيق شده است) Qur , anic Commentary in the Eastern Islamic Tradition of the First Four. (1984 , Centuries of the Hijta , Acre در اقبال وسعد از آن با عنوان تفسير ثعلبى ياد شده، همانطور كه غالبا در طرائف نيز با همين عنوان آمده است. مؤلفين شيعه بدليل تمايلات علوى آن، از آن استفاده كرده اند ; اين كتاب همراه " الوسيط في تفسير القرآن " منبع مهمى براى كتاب عين العبرة في غبن

[ 342 ]

العتره از احمد برادر ابن طاووس است (نجف 1369). برخى از نقلهاى طرائف از اين كتاب به توسط ابن بطريق در عمده مى باشد. نيز نك‍: - > مختصر تفسير الثعلبي. 258. * كشف المخفي (يا: الخفى) في مناقب المهدى / أبو الحسن يحيى بن الحسن بن الحسين الحلى الواسطي ابن البطريق (م 600 يا شعبان 606) ذريعه 18 / 59 ش 665 ; 26 / 313 ش 1574 طرائف 179 - 180 / 45 درباره مؤلف نك‍: عاملي، امل 2 / 345 ; رياض 5 / 345 - 359 ; روضات 8 / 196 - 197 ; مستدرك چ سنگى 3 / 476 ; الثقات 337 - 338 ; نيز مق‍: باب سوم فصل سوم. عنوان كتاب در طرائف به صورت فوق ونيز المخفي عن اخبار المهدى " آمده است. عنوان ديگر عبارت است از " المخفي في مناقب المهدى " (ذريعه 26 / به نقل از ج 3 رياض الابرار في مناقب الائمة الاطهار از نعمة الله جزائري). ابن طاووس درباره ء آن مى گويد كه مشتمل بر 110 (درطرائف چ 2: 120) حديث درباره ء حضرت مهدى (عج) از مصادر اهل سنت است. وى به علت تقيه يا عدم آگاهى، نامى از مؤلف به ميان نياورده وتنها مى گويد كه كتابي شيعي مى باشد. هويت مؤلف (كه در ذريعه نيامده) براى نسلهاى بعدى نامعلوم بوده است. در رياض (6 / 48) كتاب كشف در فهرست تأليفات فاقد نام مؤلف آمده است. محمد بن عبد النبي النيشابوري اخباري (م 1233) اين كتاب را به عنوان نمونه يك تأليف سنى درباره حضرت مهدى (عج) ياد مى كند (روضات 7 / 135). اين كتاب در فهرست تأليفات ابن بطريق در عاملي امل، 2 / 345 نيامده است. نام مؤلف در پاورقى محقق بر طرائف 1 ص 179 آمده اما از منبع آن ياد نشده است. شواهد مناسبي براى پذيرش اينكه كتاب از ابن بطريق است وجود دارد: * در طرائف 1 ص 179 - 180 (= طرائف * برگ 42 - ر، پ / طرائف * * برگهاى 53 - پ إلى 54 - ر) وهمينطور در نسخه أي كه بياضى (صراط 2 / 243) به آن اشاره كرده ونيز


. در فهرست تأليفات ابن بطريق كه در آغاز چاپ جديد عمده (تهران 1371) صص 30 - 31 آمده از كشف المخفي ياد نشده است. م (*)

[ 343 ]

آنچه مجلسي (بحار 51 / 105 - 106) وآقا بزرگ از جزئيات منابع مورد استفاده كشف ياد كرده اند (اين مواد از طرائف 2 سقط شده) نشان مى دهد كه بيشتر اين منابع از جمله " كتاب المصابيح " بغوى و " الجمع بين الصحاح الستة " از عبدرى مورد استفاده ابن بطريق در العمدة والخصائص بوده است. 259. + الكشاف عن حقائق التنزيل / أبو القاسم محمود بن عمر بن محمد (يا: احمد) الزمخشري (م 538) اقبال 671 / 458 - 459، 740 - 741 / 513 - 514، 756 / 526، 758 / 528 - 529 فرج المهموم 28 سعد السعود 13 - 14، 43، 65، 79، 91، 128 - 142، 145، 162، 175 طرائف 42 - 43 / [ ند 13 ]، 47 / [ ند 13 ]، 109 - 110 / [ ند 27 ] 303 / [ ند 86 ]، 380 / [ ند 114 ]، 389 / [ ند 117 ]، 471 / [ ند 144 ] همينطور نك‍: (Sbath ص 41 ش 737) ; در آنجا از اين كتاب با عنوان " الكشاف في تفسير القرآن " ياد شده است. در سعد 128 آمده كه زمخشرى به كتاب خود عنوان " الكشاف عن حقائق التنزيل وعنوان التأويل في وجوه التأويل " داده است. ابن طاووس درباره زمخشرى مى گويد: وى گرچه يك عالم بارز سنى (من اعيان رجال اهل الخلاف) بوده اما تمايل به انصاف (يميل إلى الانصاف) (سعد 131) (همچنين سعد 162: لا يخفى فضله عند ذوى الانصاف) داشته است. (مق‍: قضاوت تند علامه حلى درباره وى (وكان من اشد الناس عنادا لاهل البيت) (نهج ص 227). ابن طاووس نسخه أي 9 جلدى از كشاف داشته ; برخى از اين جلدها بايد حجم قابل ملاحظة أي داشته باشد. أو از كراسه هيجدهم جلد ششم نقل مى كند (سعد ص 137 - 138، آيه 16 نمل)، كراسه نوزدهم جلد اول (سعد 129 - 130، آيه 238 بقره) و كراسه بيستم جلد چهارم (سعد 135 - 136، آيه 27 ابراهيم). ابن طاووس در سعد 128 - 142 يك تا سه قطعه از هر جلد نقل ودر ادامه توضيحاتي درباره آن آورده

[ 344 ]

است. مورد نقل شده در اقبال 740 - 741 / 513 - 514 وطرائف 1 ص 42 - 43، هر دو مشتمل بر تفسير زمخشرى از آيه مباهله (آل عمران / 61) مى باشد. در طرائف 1 ص 303 عنوان آن " كتاب الاكتاب " (كذا في الاصل) آمده است. اين اشتباه بايد در آغاز صورت گرفته باشد چون در نقل بحار (35 / 148) از آن نيز آمده است. دو بيت أبو طالب كه ازآنجا نقل شده، در تفسير زمخشرى از آيه 26 انعام آمده است (الكشاف، قاهره 1385، 2 / 12) وازآنجا اين دو بيت (با سه آيه فوق الذكر) در سعد 133 نقل شده است. 260. * الخرائج والجرائح / قطب الدين سعد بن هبة الله راوندى (م 573) ذريعه 7 / 145 ش 802 جمال الاسبوع 27 - 28 كشف المحجة 35 / 153 - 154 فرج المهموم 222 - 223، 227 - 229، 234 - 239، 248 - 258 نام مؤلف در كشف، " هبة الله الراوندي " (كشف ص 35) و " هبة الله بن سعيد الراوندي (كشف 153) آمده است. (نك‍: - > فقه القرآن). نام كتاب در كشف 35 " كتاب المعجزات " آمده است. موارد نقل شده معجزات رسول خدا [ ص ] (فرج المهموم 222 - 223)، امام على [ ع ] (فرج المهموم 223)، امام حسين [ ع ] (فرج المهموم 227 - 228)، امام سجاد [ ع ] (فرج المهموم 228)، امام باقر [ ع ] (فرج المهموم 229) امام هادى [ ع ] (جمال، كشف، فرج المهموم 234 - 236) امام عسكري [ ع ] (فرج المهموم 237 - 239) وحضرت مهدى (عج) (فرج المهموم 239، 248 - 258) مى باشد. نسخه ءابن طاووس بايد اندكى از چاپ سنگى الخرائج (بمبئى 1301) اختلاف داشته باشد: اولا: دو مورد نقل شده (كشف 153 - 154، فرج المهموم 222 - 223) در آن چاپ نيامده است ; ومورد سوم (فرج المهموم 248 - 252) بطور ملخص آمده است (نك‍: الخرائج 69 - 70). ثانيا: نسخه ابن طاووس به اجزائي تقسيم شده بوده است (در فرج المهموم 248، 253، 256، 258، أو به الجزء الاول درفرج المهموم 257

[ 345 ]

به الجزء الثاني اشاره مى كند) واين تقسيم در چاپ بمبئى كه متن به بيست باب تقسيم شده نيامده است. ثالثا: ترتيب برخى از مواد متفاوت است: اولين مورد نقل شده در فرج المهموم 258 كه به گفته ابن طاووس متعلق به جزء اول است، در چاپ بمبئى (ص 129) بعد از مورد نقل شده از جزء دوم كه درفرج المهموم 257 - 258 نقل شده، آمده است. ولى اكثر موادى كه ابن طاووس نقل كرده در چاپ بمبئى وجود دارد: جمال الاسبوع 27 - 28 = الخرائج 58 - 59 ; فرج المهموم 227 - 228 = الخرائج 24 - 25 فرج المهموم 228 = الخرائج 90 ; فرج المهموم 229 = الخرائج 93 - 94 فرج المهموم 234 - 236 = الخرائج 55 - 56 ; فرج المهموم 237 - 239 = الخرائج 61 ; فرج المهموم 248 = الخرائج 56 ; فرج المهموم 253 - 254 = الخرائج 71 ; فرج المهموم 254 - 255 = الخرائج 71، 72 ; فرج المهموم 256 = الخرائج 73 ; فرج المهموم 257 - 258 = الخرائج 111 - 112 ; فرج المهموم 258 = الخرائج 129 ; فرج المهموم 258 (مورد نقل شده دوم) = الخرائج 128. * 261. + خريدة القصر في فضل فضلاء العصر / محمد بن محمد عماد الدين الكاتب الاصفهانى (م 597) اليقين 25 - 26 / 164 - 166 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عماد الدين " (از:.) H. Masse اين تأليف با عنوان " خريدة القصر وجريدة اهل العصر " نيز شهرت دارد (بروكلمان 1 / 385). ابن طاووس كه نام مؤلف را ياد نكرده شرح حال أبو المؤيد الموفق بن احمد الخوارزمي (568) را ازآن نقل كرده است. اين شرح حال، احتمالا در بخش دوم (هنوز به چاپ نرسيده) كه مربوط به شعراى فارسي زبان قرن ششم مى باشد (مق‍: مقدمه شكرى فيصل به تحقيق بخش خريده درباره شعراى شامى، دمشق 1375، 1 / 6) وجود دارد.


گويا مؤلف از چاپ سه جلدى كامل كتاب (تحقيق: مؤسسه الامام المهدى قم 1409) خبر نداشته است. (*)

[ 346 ]

* + - الخصائص / الطبري ذريعه 7 / 163 ش 880 طرائف 81 / 20 آقا بزرگ يادآورد نمى شود كه اين عنوان در طرائف آمده است ; بجاى آن به نقلى از آن در كشف اليقين علامه حلى اشاره مى كند ومى گويد اين كتاب يا " فضائل امير المؤمنين " از احمد بن محمد الطبري الخليلى (نك‍: فهرست ذيل مورد) است ويا " فضائل على بن ابي طالب " [ ع ] از محمد بن جريرطبرى مورخ (مق‍: بحث در - > كتاب حديث الولاية). در طرائف از اين كتاب به توسط كتاب البرهان ابن شهر آشوب نقل شده است. 262. خصائص الائمة / أبو الحسن محمد بن الحسين بن موسى الشريف الرضى (م 406) ذريعه 17 / 164، ش 884 الطرف 24 - 27 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 398 ش 1065 ; بروكلمان 1 / 81، ذيل 1 / 131 - 132. خصائص از جمله مشتمل بر سه حديثى است كه به توسط عيسى بن مستفاد روايت شده (كه احتمالا سيد رضى از كتاب الوصية عيسى گرفته باشد) ودر طرف نقل شده است. دو حديث (خصائص صص 41 - 43 = الطرف 24 - 27 واز آنجا، صراط 2 / 92 - 95، بحار 22 / 482 - 484) صريحا در طرف، از تأليف رضى نقل شده است. ابن طاووس با نقل حديث سوم (خصائص صص 43 - 46 = طرف 31 - 36) يادآور نمى شود كه از كدام منبع آنرا نقل مى كند ; اما چون قبل وبعد از اين حديث، موادى آمده كه در الخصائص نبوده وظاهرا از كتاب الوصية عيسى گرفته شده، به احتمال اين حديث از كتاب الوصية است نه خصائص. 263. * + الخصائص العلوية على جميع (يا: سائر) البرية والماثر العلوية لسيد البرية (يا: الذرية) / أبو الفتح (أبو عبد الله) محمد بن (احمد بن) على بن ابراهيم الكاتب الاصفهانى

[ 347 ]

النطنزى (م. ح 550) ذريعه 7 / 170 ش 899 مهج الدعوات 214 - 215 اليقين 30 - 33 / 174 - 179، 176 / 461 - 462، 179 - 180 / 469 - 471، 191 - 192 / 494 - 495 درباره مؤلف نك‍: سمعاني 13 / 137 - 138 ; صفدى 4 / 161 - 162. ابن طاووس گاه به مؤلف با لقب " نادرة الفلك " اشاره مى كند. بنابر آنچه در اليقين 179 / 469 آمده، وى سنى بوده است (من افضل علمائهم). اين نظر را ابن شهر آشوب (مناقب 1 / 12) وابن داود (رجال 498 ; مق‍: تذكرة المجتهدين از يحيى المفتى البحراني نسخه ء 8518. B. Lib. Or برگ 78 - ر) تأييد مى كنند. حدس آقا بزرگ (ذريعه 7 / 172 - 174) اين است كه مؤلف شيعه أي بوده كه تقيه مى كرده است. كتاب خصاص العلويه منبع مهمى براى مناقب ابن شهر آشوب بوده است. (ج 1 / 12، 290 - 291، 296، 383 ج 2 / 3، 12، 37، 67، 80 78، 86، 102 - 103، 114، 122 - 123، 143، 173، 208، 256، 271، 289، 307، ج 3 / 5، 13، 19، 57، 136، 160، 162، 217 - 218، 220 - 221). 264. * * الخلاف الذى تجدد بين الشيخ المفيد والمرتضى / قطب الدين سعيد بن هبة الله الراوندي (م 573) ذريعه 1 / 361 ش 1901 كشف المحجة 20 فرج المهموم 41 - 42 اين عبارت در كشف (ونيز در بحار 2 / 138 به نقل از كشف) آمده است. اما روشن نيست كه با عنوان اصلى مطابقت داشته باشد. اين تأليف (كه بنابر كشف وفرج المهموم


. اين كتاب، همچنين مورد استفاده معاصر جوان تر ابن طاووس يعنى على بن عيسى اربلى در كشف الغمه 1 / 86 - 87 (چاپ دو جلدى تبريز 1381) قرار گرفته است. م (*)

[ 348 ]

در مالكيت ابن طاووس بوده) چنين وصف شده است كه داراى بيش ازنود (بنابر فرج المهموم ; در كشف " حدود 95 " آمده ; روضات 4 / 6 ; اعيان 35 / 21 هر دو به نقل از كشف 95 گفته اند) مسأله عقيدتي وكلامي را كه شريف مرتضى با استادش در مورد آنها اختلاف نظر داشته فهرست كرده است. اين تأليف بايد كوتاه باشد: در كشف به عنوان اينكه مجموع آن يك كراسه بوده توصيف شده ; درفرج المهموم تنها بدان اشاره شده اما نقلى از آن نيامده است. عنواني كه در ذريعه آمده چنين است: الاختلافات بين الشيخ... المفيد... والسيد الشريف المرتضى... في بعض المسائل الكلامية. براى عنوان ديگر با اندكى اختلاف نك‍: اعيان 35 / 20 (كه مثل ذريعه بر مبناى كشف مى باشد). در كشف به مؤلف با عنوان " قطب الدين راوندى كه نامش سعيد بن هبة الله " اشاره شده است. نك‍: - > فقه القرآن. 265. الخصال / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 7 / 162 ش 876 اقبال 231 / 5 - 6 كشف المحجة 72 فرج المهموم 98 - 99، 101، 129 ابن طاووس در كشف مى گويد: أو نسخه ء اين تأليف را در " چندين مجلد " (يا " در ميان تعدادى از مجلدات " ؟) (في جملة المجلدات) در اختيار دارد. در فرج المهموم ص 98 عبارت روشنترى آمده، در آنجا مورد نقل شده را به عنوان اين كه ازجزء دوم (به معناى مجلد ؟) نسخه دو جلدى (في الجزء الثاني من اصل مجلدين) نقل مى كند، ياد كرده است. (چاپ نجف 1391 خصال مشتمل بر دو جزء است كه با هم يك مجلد 62 صفحه أي را تشكيل مى دهد.) اقبال = خصال ص 499 ; فرج المهموم 98 - 99 = خصال ص 460 - 462 فرج المهموم 101 = خصال 385 ; فرج المهموم 129 به نقلى كه در صفحات 98، 99 آمده اشاره دارد.

[ 349 ]

266. * * ؟ كتاب خطب لمولانا امير المؤمنين [ ع ] / ناشناخته ذريعه 7 / 190 ش 967 حلى، المختصر صص 195 - 202 گرچه اين عنوان در هيچكدام از نوشته هاي در دسترس ابن طاووس نيامده، محتمل است كه ابن طاووس نسخه أي از اين تأليف را دردست داشته وپس از آن به الحسن بن سليمان الحلى رسيده باشد. به گفته ء حلى (المختصرص 195)، ابن طاووس بر روى نسخه اين كتاب نوشته بود أو بر اين باور است كه اين تأليف مدت زماني پس از سال 200 تأليف شده باشد. متن نقل شده (المختصر ص 195 - 202) مشتمل بر خطبه ء على عليه السلام است كه معروف به " المخزون " مى باشد (درباره ء آن نك‍: ذريعه 7 / 205 ش 1006). اما اين امكان نيز وجود دارد كه ابن طاووس اين يادداشت را بر نسخه أي كه از آن كتابخانه أي يا دوستى بوده نوشته باشد نه اينكه مال خود وى باشد. 267. * كتاب خطب مولانا على [ ع ] / أبو احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد الجلودى الازدي البصري (م 332) ذريعه 7 / 190 ش 968 محاسبة النفس 28 / 15 - 16 مؤلف، مورخ بصرى شناخته شده أي بوده كه در حدود دويست تأليف داشته وظاهرا هيچكدام باقى نمانده است (نجاشى 240 - 244 ش 640 ; طوسى، فهرست 149 ش 536). تاريخ سال وفات وى در " محاسبة " 302 آمده است ; اما آقا بزرگ يادآور شده كه اين اشتباهي است كه به دليل سقط كلمه " وثلاثين " پيش آمده است (عبارت در محاسبة النفس 1 چنين است: سنة اثنين [ كذا في الاصل ] والثلاثمأة ; در محاسبة النفس 2: سنة اثنتين وثلاثمأة). ابن طاووس از نسخه دستنويس اين مؤلف استفاده كرده (كه عنوان آن درذريعه وبحار 5 / 330 ; 58 / 56 " خطب امير المؤمنين [ ع ] آمده است). مورد نقل شده عبارت است از جواب امام على [ ع ] به سؤال " ابن الكواء " درباره " بيت المعمور " كه موازي كعبه است. از اين تأليف در حلى، محتضر صص 87 - 89، 98 نقل شده و

[ 350 ]

بخشى از آن نقل، در بحار 26 / 152 - 153 آمده است. 268. + كفاية الطالب في مناقب على بن ابي طالب [ ع ] / أبو عبد الله محمد بن يوسف بن محمد الگنجى الشافعي (م 658) اليقين 162 - 165 / 432 - 439، 177 / 466، 198 - 199 / 509 - 510 گرچه گنجى شافعي بوده اما به شدت متمايل به امام على [ ع ] بوده همانطور كه اين گرايش در كتاب أو به روشنى قابل مشاهده است. در واقع تمايل أو به تشيع، باعث شده تا تشيع وى را علت قتلش در مسجد دمشق ياد كنند (أبو شامة ص 208 ; صفدى 5 / 254). در تأليف ديگرش " كتاب البيان في اخبار صاحب الزمان " گنجى اين عقيده شيعي را كه امام دوازدهم [ ع ] همان مهدى منتظر (عج) است مورد تأييد قرار داد (نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " المهدى " [ از:. ] W. Madelung كفاية الطالب منبع مهمى براى اربلى شد (مث‍: كشف 1 / 139، 152 - 154، 161، 170 - 171، 367 - 373، ج 2 / 2، ج 3 / 265 - 283). گنجى اين كتاب را در دو مجلس كه در 16 جمادى الثاني 648 تمام شد براى أو روايت كرد (اربلى، كشف 1 / 108). موارد نقل شده بدين ترتيب است: اليقين 162 / 432 - 433 = كفاية الطالب تحقيق: محمد هادى الاميني، نجف 1390 ص 76 ; اليقين 162 - 163 / 434 - 435 = كفايه 183 - 184 ; اليقين 163 - 164 / 436 - 437 = كفايه 211 - 212 ; اليقين 164 - 165 / 438 - 439 = كفايه 321 - 322 ; اليقين 177 / 466 = كفايه 189 - 190 ; اليقين 198 - 199 / 509 = كفايه 187 ; اليقين 199 / 510 = كفايه 216. 269. * كتاب / عبد الله بن بكير بن اعين بن سنسن الشيباني (زندگى در اواسط قرن دوم) كشف المحجة 125 از كتاب اين مؤلف در نجاشى ياد شده (ص 222 ش 581) ; مورد نقل شده مربوط به دارايى امام سجاد [ ع ] است. براى قطعات ديگرى از اين تأليف (كه غير از مورد كشف

[ 351 ]

است) نك‍: ابن ادريس، السرائر ص 490 270. * * كتاب / عبد الله بن القاسم الحضرمي الكوفى (زندگى در اواخر قرن دوم) فرج المهموم 92 - 93 از " كتاب " اين مؤلف در نجاشى، كه حضرمى را به تمايلات غلو متهم مى كند، ياد شده است (ص 226 ش 594). ابن طاووس اين تأليف را با اين عبارت مى شناساند: ورويت هذا الحديث باسانيد إلى ابان بن تغلب عن الصادق (عليه السلام) من كتاب عبد الله بن القاسم الحضرمي من كتاب اصله. كلمه " اصل " كه در آخر اين عبارت آمده، يا اشاره به تأليف از ابان با اين عنوان دارد (مق‍: 143.) Kohlberg , " Usel , p، يا به كتاب الحضرمي. درصورتى كه از حضرمى باشد اين تنها آگاهى است كه تا به امروز از كتاب حضرمى به عنوان اصل در دسترس ما قرار دارد: مق‍: - > كتاب فضائل امير المؤمنين (النيشابوري). 271. (* *) ؟ كتاب / أبو العباس احمد بن محمد فرج المهموم 186 محتمل است كه مؤلف ابن عقده (م 333) يا أبو العباس احمد بن محمد الفرغانى (كه در اين صورت تأليف مورد بحث مى تواند " جوامع علم النجوم " باشد ; نك‍: فهرست ذيل همين مورد) ويا أبو العباس احمد بن محمد بن نوح السيرافى (م اواسط قرن پنجم ; نك‍: طوسى، فهرست صص 65 - 66 ش 117 ; تنقيح ش 523) باشد. نسخه آن به خط شيخ طوسى بوده است. مورد نقل شده (صفحه ما قبل آخر، كراسه ششم) مشتمل بر يك پيش بينى اخترشناسانه است كه محقق شده است. 272. * * كتاب / أبو عبد الله موسى بن القاسم بن معاويه بن وهب البجلى المجلى (م اوائل قرن سوم) الملاحم والفتن 96 / 107 ابن طاووس به اين تأليف با عنوان " اصل " اشاره مى كند اما ترديد وجود دارد كه وى اين

[ 352 ]

كلمه را به معناى مصطلح آن بكار برده باشد. أو دو روايت به نفع عمر بن عبد العزيز نقل مى كند وپس از آن بخشى از شرح حال مؤلف را از نجاشى (ص 405 ش 1073) نقل مى كند. روشن نيست تأليفي كه از آن نقل شده كداميك از تأليفاتي است كه نجاشى و طوسى (فهرتس 194 ش 717) از أو ياد كرده اند. ابن طاووس تأكيد مى كند كه أو كاملا موافق ستايشى است كه از خليفه اموى (عمر بن عبد العزيز) شده است. مق‍: بطور كلى:. 154 - 153. Kohlberg , " Interpretations , " pp 273. (*) (+) - كتاب / الشريف أبو عبد الله محمد بن على بن الحسن الحسنى البطحائي (زندگى در نيمه نخست قرن پنجم) اقبال 688 / 469 - 470 ابن طاووس در ضمن بحث از روز غدير خم، تعدادى از رخدادهاى معجزه آسايى را روايت مى كند كه وى در وقت زيارت امام على [ ع ] آنها را مشاهده كرده ; ويادآور مى شود كه براى بيان همه ء آن معجزات كه آشكارا در آنجا اتفاق افتاده به مجلدى بزرگ نياز است. أو مى افزايد: تأليفي از اين معجزات را أبو (در اقبال اشتباها " ابن ") عبد الله محمد بن على بن الحسن بن عبد الرحمن الحسنى نوشته واسناد همه رواياتي كه در آنجا نقل شده آورده است. ابن طاووس مى گويد براى وى آسان خواهد بود كه كتاب مشابهى تأليف كند اما اظهار مى كند كه چنين كارى ضروري نيست زيرا بيان أو از معجزاتي كه شخصا مشاهده كرده بسيار جالبتر از بيان حوادثى است كه ديگران مشاهده كرده اند. درباره ء مؤلفي كه مورد اشاره ابن طاووس است نك‍: النابس صص 170 - 172 و ارجاعات همانجا. فرض آقا بزرگ اين است كه مؤلف يك شيعه دوازده امامى بوده است. اما چند نفر از اعضاي خانواده اش زيدي بوده اند (نك‍: النابس ص 121 - 122) و أو خود مى توانسته زيدي باشد. وى چند كتاب نوشته از جمله " فضل الكوفه " كه نسخه خطى جزء نخست آن باقى مانده ونيز " فضل زيارة الحسين " كه نسخه خطى آن باقى مانده است. كتاب " فضل الكوفة " مى تواند مورد نظر ابن طاووس بوده باشد زيرا (بنا به

[ 353 ]

نقلهايى كه در الغرى ص 29، 139 - 140 آمده) اين كتاب مشتمل بر نقلهايى درباره امام على [ ع ] وقبر آن حضرت بوده است. 274. * + كتاب / أبو مخنف لوط بن يحيى الازدي (م 157) طرائف * برگ 137 - ر، پ / طرائف * * برگ 176 - پ [ ند طرائف 504 / 157 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 308 - 309. ابن طاووس اين كتاب را به عنوان " كتاب عتيق " توصيف مى كند كه داراى متن نامه هاي متبادله بين امام على [ ع ] ومعاويه بوده است. اولين نقل مشتمل بر نامه معاويه به زبير است كه در آن با زبير بيعت كرده واو و طلحه را تحريك مى كند تا مجازات قاتلان عثمان راخواستار شوند. پس از آن طلحه و زبير از امام على [ ع ] مى خواهند تا براى انجام عمره به مكه بروند. امام گرچه از مكر آنها آگاه است با رفتن آنها موافقت مى كند. اين نقل دربرگ سوم بخش مربوط به نامه هاي امام على [ ع ] به معاويه آمده است. در متن اصلى بعد از هر نامه امام، نامه أي از معاويه آمده بود. مورد نقل شده را از أبو مخنف از عبد الرحمن بن مسعود (درباره أو نك‍: مث‍: تاريخ بغداد 10 / 205) روايت كرده است. در مورد دوم، معاويه در نامه أي به ابن عباس از أو مى خواهد تا مردم با ابن عباس بيعت كنند ; اما ابن عباس پاسخ مى دهد، مردم به كسى كه بهتر از أو است بيعت كرده اند يعنى امام على عليه السلام. اين احتمال وجود دارد كه تأليف مورد بحث " كتاب الجمل " أبو مخنف باشد كه ابن ابى الحديد درشرح نهج البلاغه وطبرى بلا واسطه (وبه احتمال به توسط كتاب الجمل مدائنى) قطعاتي از آن نقل كرده اند. براى فهرست قطعات نقل شده نك‍: 103 - 102. U. Sezgin , Abu Mihnaf , pp اولين مورد نقل شده در طرائف بدون نقل منبع در ابن ابى الحديد 1 / 231 - 233 درست بعد از قطعه ديگر كه يادآور مى شود آنرا از الجمل أبو مخنف گرفته، آمده است. بنابراين مى توان فرض كرد كه مورد اول نيز ازتأليف أبو مخنف گرفته شده وبايد آنرا به قطعات نقل شده در شرح نهج البلاغه كه سزگين جمع آورى كرده افزود.

[ 354 ]

275. * * كتاب / علاء بن رزين (زندگى ميانه قرن دوم) ذريعه 2 / 164 ش 604 غياث سلطان الورى 9 درباره مؤلف نك‍: نجاشى 298 ش 811 ; طوسى، فهرست 142 ش 500. ظاهرا آقا بزرگ تنها كسى است كه به اين تأليف با عنوان " اصل " اشاره كرده است ; نك‍:. 143. Kohlberg , " Usul , " p * * كتاب / القاضى أبو الحسن على بن محمد بن عبد الله القزويني (زندگى در ميانه قرن چهارم) مهج الدعوات 325 - 331 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 267 ش 693 ; نوابغ الرواة ص 202. مورد نقل شده مشتمل بر دعايى است كه شريف رضى آنرا كشف واستنساخ كرده است. 276. * * ؟ كتاب / أبو الحسن بكر بن محمد الشامي اليقين 148 - 149 / 405 - 406 عنوان " كتاب " در بحار 26 / 285 - 286 به نقل از اليقين، آمده است. در اليقين تنها يك روايت از الشامي نقل شده است. در مورد نقل شده امام على [ ع ] بيان مى كند كه چگونه أو را در جريان معراج رسول خدا [ ص ] " سيد الوصيين " خواندند. هويت مؤلف روشن نيست. ظاهرا أو نبايد أبو محمد بكر بن محمد الازدي (كه " اصلى " به أو منسوب است) از اصحاب امام رضا [ ع ] ويا أبو عثمان بكر بن محمد بن حبيب المازنى (م 248) باشد. از اين هر دو نجاشى ياد كرده است. اولين راوي در اسناد، أبو عمر (يا: عمرو) محمد بن صالح التمار است كه به احتمال، زمان حياتش بسيار مقدم تر از آن است كه أبو عبد الله محمد بن صالح التمار المدنى (م 168) باشد (صفدى 3 / 154 ; تهذيب 9 / 225). بكر بن محمد از محمد بن الحسين الطائى (ناشناخته) نيز روايت مى كند.

[ 355 ]

* * كتاب / أبو جعفر محمد بن الحسين بن على بن سفيان البزوفرى (زندگى در اواخر قرن چهارم) مصباح الزائر * 334 - 341 درباره مؤلف (كه يكى از شيوخ شيخ مفيده بوده) نك‍: نوابغ ص 265 - 266. مورد نقل شده مشتمل بر دعاى ندبه است كه گفته مى شود از انشاى امام دوازدهم (عج) است. اين دعا از يك كتاب ناشناخته از ابن ابى قرة (به نقل از كتاب بزوفرى) اخذ شده است. 277. * كتاب / أبو جعفر احمد بن محمد بن عمرو بن ابى نصر البزنطى (م 221) محاسبة النفس 37 - 38 / 22 - 23 متن نقل شده مشتمل بر سه روايت كوتاه است كه مشتمل بر جملاتي براى طلب كمك از خداوند است. در اينجا چند مسأله وجود دارد ; الف: ابن طاووس از مؤلف تنها با عنوان " البزنطى " ياد مى كند ; البته هويت أو تقريبا يقيني است زيرا تنها مؤلف متقدم كه با اين عنوان معروف است همان احمد بن محمد فوق الذكر است كه يكى از اصحاب امام هشتم ونهم [ ع ] بوده است (نجاشى ص 75 ش 180). ب: در محاسبة النفس، قطعه أي كه در آن ابن طاووس منبع خود را براى اين سه روايت مى شناساند داراى يك سقط مى باشد اما آنرا به توسط نقل اين قطعه در بحار (93 / 234) مى توان اصلاح كرد. ج: براى ابن طاووس روشن نبوده (وبراى ما نيز روشن نيست) كه منبع مورد استفاده ء تأليف " البزنطى " بوده است ; آنچنانكه ابن طاووس توضيح مى دهد در پايان نسخه " مناسك الزيارات " شيخ مفيد " تعليقه أي " وجود داشته كه مشتمل بر موادى از " كتاب " البزنطى بوده است. آخرين مورد در اين تعليقه، مشتمل بر تعدادى از روايات كوتاه (از جمله همان موارد نقل شده) بوده كه از " باب (در بحار به اشتباه " كتاب " آمده) الدعاء


. ابن طاووس دعاى ندبه را در اقبال ص 295 و 449 نيز آورده كه قاعدتا بايد از همين كتاب باشد وايضا فرزند أو جمال الدين در زوائد الفوائد. م. درباره دعاى ندبه وسند آن نك‍: استادى، تحقيقي درباره دعاى ندبه " ده رساله " صص 281 - 318 قم 1370. م (*)

[ 356 ]

المستجاب " گرفته شده بود. ابن طاووس اين باب را در نسخه كتاب بزنطى كه در دسترس وى بوده نيافته وبه همين دليل نمى دانست كه آيا موارد جزو كتاب بزنطى بوده است يا نه. (اگر اين مواد در واقع جزو كتاب بزنطى نبوده، در آن صورت بايد يك علامت منفى به عنوان مورد 277 افزود.) د: روشن نيست كه كداميك از مؤلفات بزنطى مورد اشاره بوده ; محتمل است كه يكى از سه كتابي بوده كه نجاشى از آن ياد كرده: كتاب الجامع (كه قطعاتي از آن در السرائر ابن ادريس نقل شده) ودو تأليف ديگر با عنوان " كتاب النوادر ". 278. كتاب / غياث بن ابراهيم التميمي الاسيدى (زندگى در نيمه دوم قرن دوم) فلاح السائل 82 / 79 درباره مؤلف نك‍: 36 - 35.. Madelung , " Ismaili Law " , pp كتاب مورد بحث مى تواند كتاب فقهى " غياث " با عنوان " كتاب مبوب في الحلال والحرام " (مق‍: نجاشى 305 ش 833) باشد. در روايتي كه نقل شده امام على [ ع ] آداب مربوط به " تعزيت " را بيان مى كند. اين روايت در بحار 82 / 88 ومستدرك 2 / 351 به توسط فلاح نقل شده است. 279. * * كتاب / حفص بن البخترى (زندگى در نيمه دوم قرن دوم) الاجازات 19 / 44 نك‍: 144.. Kohlberg , " Usul , p گرچه ابن طاووس به اين تأليف با عنوان " كتاب " اشاره مى كند ; به احمتال بايد آنرا با " اصل " كه شيخ طوسى (فهرست 91 ش 244) وابن شهر آشوب (معالم ص 43 ش 281) از مؤلف ياد كرده اند يكى دانست. در مورد نقل شده امام صادق [ ع ] توضيح مى دهد كه روايتي از اوست بايد همچون روايت رسول خدا [ ص ] تلقى گردد.

[ 357 ]

280. * * كتاب / حماد بن عثمان (ذى) الناب بن عمرو الفزارى (م 190) غياث سلطان الورى 6، 9 الملاحم والفتن 96 - 97 / 107 - 108 درباره مؤلف وكتابش نك‍: نجاشى ص 143 ش 371 ; طوسى، فهرست ص 89 ش 241. ابن طاووس در " ملاحم " به اين تأليف با عنوان " من اصول اصحابنا " اشاره مى كند اما در جاى ديگرى آنرا " اصل " به معناى مصطلح ندانسته اند (مق‍: " Kohlberg , " Usul 113 p. n 841 , a در آنجا عبارت رابايد به اين صورت تصحيح كرد: صص 96 - 97 بجاى ص 139). مورد نقل شده در ملاحم تصوير مساعدي از عمر بن عبد العزيز بدست داده است. دو روايت نقل شده غياث درباره " القضاء عن الميت " مى باشد. 281. * كتاب / حريز بن عبد الله السجستاني (زندگى در اواسط قرن دوم) ذريعه 2 / 145 ش 546 - 549 فلاح 86 - 82 درباره مؤلف نك‍: 149 - 144.. Kohlberg , " Usul , " p نيز مق‍: ابن بابويه، الامالى صص 370 - 371. روايت نقل شده درباره تجويز سه روز سوگوارى (مأتم) بعد از فوت است. 282. * + - كتاب / محمد بن الحسين بن محمد القاضى أبو يعلى ابن الفراء الحنبلى (م 458) طرائف 345 - 98 درباره مؤلف (كه نام أو در طرائف ابن الفراء الحنبلى آمده) نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن الفراء " [ از:. ] H. Laoust ابن طاووس مى گويد اين كتاب از چنان عقائد تشبيهي پر است كه وى نمى تواند از آن نقل كند. اين احتمالا اشاره به تحرير مفصلترى از " كتاب المعتمد في اصول الدين " باشد كه ابن الجوزى در " دفع شبهات التشبيه " (بى جا 1345) نقلهايى از آن بدست داده است. (من براى اين ارجاع مديون پروفسور M. A. CooK

[ 358 ]

هستم.) ظاهرا تنها، تحرير كوتاه معتمد باقيمانده است (تحقيق: حداد، بيروت 1974). 283. * * كتاب / أبو جعفر احمد بن عبد الله (يا: عبد ربه) بن مهران الكرخي معروف به ابن خانبه (زندگى در ميانه قرن سوم) فلاح السائل 183 - 185 / 168 - 170، 248 / 226، 288 - 289 / 261 - 262. درباره كلمه " خانبه " نك‍: تنقيح ش 380. همانطور كه از نام وى بر مى آيد ابن خانبه ايراني بوده است (من العجم) (كشى ص 474). بنابر آنچه در فلاح ص 183 / 168 آمده كتاب أو به امام عسكري [ ع ] عرضه شده وآن حضرت محتوايش را تأييد كردند. اين مى تواند همان " كتاب التأديب " = " كتاب يوم وليله " از ابن خانبه باشد (مق‍: نجاشى ص 91 ش 226 ; طوسى، فهرست ص 54 ش 79 ; ذريعه 3 / 210 ش 774). (نكته قابل توجه اين كه گفته شده كه " كتاب يوم وليله " يونس بن عبد الرحمن شيخ ابن خانبه نيز مورد تأييد قرار گرفت ; نك‍: كشى ص 410 ; نجاشى ص 447 ش 1208 به نقل از " مصباح النور " شيخ مفيد.) بنابر آنچه در فلاح 183 / 168 آمده كتاب ابن خانبه، كتاب دعا بوده است. قطعات نقل شده، اين مطلب را تأييد مى كند. دريك عبارت متفاوتي كه در فلاح 289 / 261 (واز آنجا: بحار 76 / 217) آمده به اين تأليف با عنوان " ممليات " نيز ياد شده است. 284. * * كتاب / ابراهيم بن محمد الاشعري القمى (زندگى در اوائل قرن سوم) كشف المحجة 125 به احتمال اين كتابي است كه ابراهيم با برادرش الفضل آنرا نوشته است (مق‍: نجاشى صص 24 - 25 ش 42 ; طوسى، فهرست ص 35 ش 14 ; تنقيح ش 171). در مورد نقل شده آمده است كه حسن بن على [ ع ] دو زمين را براى اداى دين هشتصد هزار درهمى باقى مانده از پدرش، فروخت.

[ 359 ]

285. * * كتاب / أبو ايوب ابراهيم بن عثمان (يا: عيسى) الخزاز: (يا: الخراز) الكوفى (زندگى در ميانه قرن دوم) ذريعه 2 / 136 ش 509 فلاح السائل 93 / 89 سعد السعود 80 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 20 ش 25 ; طوسى، فهرست ص 35 ش 13 ; تنقيح ش 141. در سعد السعود، نسبت مؤلف به اشتباه " الجزار " آمده است. در بحار 23 / 220 " الخزاز " آمده است. برخى (از جمله آقا بزرگ) اين تأليف را " اصل " دانسته اند ; مق‍: 145.. Kohlberg , " Usul , " p مورد سعد، تفسير آية 32 فاطر است. مورد فلاح مشتمل بر قرائتي از آيه 238 سوره بقره است كه ضمن آن كلمه " وصلوة العصر " بعد از " والصلوة الوسطى " افزوده شده است. اين قرائت در تفاسير متقدم اعم از شيعي وغير شيعي ثبت شده است. درباره تفاسير شيعي نك‍: مث‍: تفسير القمى 1 / 79 (بجاى صلوة بخوانيد " وصلوة ") ; عياشي، تفسير 1 / 127. * 1 286. * * كتاب / أبو محمد جعفر بن احمد بن على (يا: على بن احمد) القمى ابن الرازي (زندگى در ميانه قرن چهارم) اقبال 244 / 14 ابن طاووس بر اين گمان (نه يقين) است كه كتابي كه از آن نقل مى كند از أبو محمد (اقبال 1: بن) جعفر بن احمد القمى است. مورد نقل شده مربوط به فضيلت غسل در نخستين شب ماه رمضان است. نيز نك‍: - > المنبئ. 287. * * كتاب / جعفر بن محمد بن مالك (زندگى در اواخر قرن سوم) فلاح السائل 97 / 92 كتاب البشارة.


. در مصادر اهل سنت نك‍: ابن ابى داود، المصاحف صص 93 - 95. م (*)

[ 360 ]

درباره مؤلف نك‍: اعيان 16 / 237 - 242. در قطعه نقل شده در فلاح، امام باقر [ ع ] فضيلت دعا در وقت زوال را بيان مى كند. در مورد نقل شده در كتاب البشاره چنانكه در حلى، المختصر ص 212 وازآنجا: بحار 53 / 116 (مق‍: - > ابن طاووس، كتاب البشارات) آمده است، حمران بن اعين مى گويد: دنيا براى صد هزار سال باقى خواهد ماند. در بيست هزار سال نخست غير شعيان (سائر الناس) مسلط خواهند بود اما براى هشتاد هزار سال پس از آن خاندان پيامبر [ ص ] حكومت خواهند كرد. روشن نيست كه آيا هر دو نقل از همان تأليف جعفر بن محمد اخذ شده يا نه. دو عنوان مربوطه كه در نجاشى (ص 122 ش 313) ياد شده عبارتند از: كتاب غرر الاخبار، وكتاب اخبار الائمة ومواليدهم. 288. * كتاب / سليمان بن صالح الجصاص الكوفى (زندگى در ميانه ء قرن دوم) فرج المهموم 101 - 102 درباره مؤلف نك‍: تنقيح ش 5214 ; نجاشى (ص 184 ش 486) وطوسى (فهرست ص 108 ش 331) هر دو يك " كتاب " به أو نسبت مى دهند. ابن طاووس از نسخه أي كه براى هارون بن موسى التلعكبرى خوانده شده بود استفاده كرده است. مورد نقل شده مشتمل بر تفسير آيه 75 انعام است. 289. * * (+) كتاب / أبو بكر محمد بن على بن ياسر الانصاري الجبائى (زندگى در اواخر قرن چهارم) اليقين 35 / 185 مؤلف از أبو الفرج احمد بن جعفر النسائي (م 366) (درباره ء أو نك‍: تاريخ بغداد 4 / 72 - 73) روايت مى كرده است. 290. * * - كتاب / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) اقبال 232 / 6

[ 361 ]

احتمالا اين همان " مختصر البيان عن دلالة شهر رمضان " مى باشد. مق‍: الكراجكى - > الكافي في الاستدلال ; - > كتاب في النجوم. 291. * * كتاب / أبو سيار مسمع (يا: كردين) بن عبد الملك بن مسمع بن مالك بن مسمع بن شيبان (زندگى در ميانه قرن دوم) فلاح 187 / 172 لقب مسمع " كردين " بوده است. در فلاح (وبحار 86 / 210 از جزء اول فلاح) نام أو به اشتباه " كردين بن مسمع " آمده است. أو رئيس قبيله بكر بن وائل بصره بوده ودر سال 145 به قيام ابراهيم بن عبد الله برادر محمد نفس زكيه (ابن حزم، جمهرة ص 320) پيوست. نجاشى (ص 420 ش 1124) وطوسى (فهرست صص 158 - 159 ش 584) يك " كتاب "، به مسمع نسبت مى دهند. 292. - كتاب / المفضل بن عمر الجعفي (زندگى در ميانه قرن دوم) ذريعه 4 / 482 ش 2156 (در ذيل توحيد) الامان 78 / 91 كشف المحجة 9 ابن طاووس به كتابي كه امام صادق [ ع ] بر مفضل بن عمر املاء كرده بود اشاره مى كند و آنرا مربوط به خلق عالم توسط خداوند (فيما خلق الله جل جلاله من الاثار) (كشف) و حكمت أو در خلق دنيا ونماياندن اسرار آن (في معرفة وجوه الحكمة في انشاء العالم السفلى واظهار اسراره) (الامان) مى داند. اين توصيف با محتواى " توحيد المفضل " منطبق است. (درباره آن نك‍: سزگين 1 / 530 ش 9 ص 534 ; (222. 265 Halm , " Das Buch der Schatten , ' " Der Islam , 55 , 8791 , pp. 912 - at p مجلسي (بحار 1 / 14) وآقا بزرگ (ذريعه 4 / 482 ش 2156) اين را مسلم دانسته اند كه اين همان تأليفي است كه ابن طاووس بدان اشاره كرده اند. اين كتاب با عنوان " توحيد المفضل " (نجف 1375) ونيز با عنوان " من امالي الامام جعفر الصادق " [ ع ] (4 جلد)

[ 362 ]

تحقيق محمد الخليلى (نجف 4 - 1383) به چاپ رسيده است. نيز نك‍: - > كتاب الاهليلجة. 293. * * كتاب / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) فرج المهموم 236 - 237 ابن طاووس از كتاب ناشناخته شيخ مفيد كه به خط مؤلف بوده نقل مى كند. مورد نقل شده معجزه أي از امام حسن عسكري [ ع ] است ; مفيد اين روايت را از محمد بن هارون التلعكبرى در 17 محرم 410 در كرخ شنيده است. * 294. * * - كتاب / محمد بن على بن رباح (زندگى در قرن سوم ؟) نجفى ص 482 = بحار 23 / 220 [ ند: سعد 79 ] مؤلف را به احتمال بايد همان محمد بن على بن عمر بن رباح (يا: رياح) يكى از نوادگان زيدي بترى عمر بن رباح (يا: رياح) (درباره ء أو مق‍: نوبختى، فرق صص 52 - 53 ; سعد بن عبد الله ص 75 ; كشى ص 205) وپدر احمد دانست كه طوسى (رجال ص 454 ش 95) وى را راوي موثق معرفى كرده است. ابن طاووس اين كتاب را در ميان تأليفات متعددى ياد مى كند كه " الذين اصطفينا " را در آيه 32 سوره فاطر، منطبق بر همه ذريه پيامبر [ ص ]، مى دانند. مورد نقل شده از سعد چاپى سقط شده ودر اينجا از سعد (نسخه نجفى) وبحار نقل شده است. 295. * * + كتاب / أبو جعفر محمد بن حبيب (م 245) اقبال 521 / 306 - 307 مهج الدعوات 355


. مؤلف در شماره 399 از كتاب ديگر مفيد با عنوان " مولد النبي ومولد الاوصياء " ياد كرده و از آن معجزه أي از امام حسن [ ع ] نقل مى كند. آيا ممكن است كه اين " كتاب " همان باشد وابن طاووس نام آن را نياورده باشد ؟ يك شاهد ضعيف آنست كه نقل آمده در شماره 399 ايضا از فرج المهموم ص 224 است واينجا از همان ص 236. م (*)

[ 363 ]

درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 105، ذيل 1 / 165 - 166 ; آقا بزرگ تمايلات علوى أو را ياد آور شده است (ذريعه 20 / 139 ش 2299 ذيل كتاب المحبر). ابن طاووس در اقبال بلا واسطه از اين تأليف نقل كرده واز نسخه مدرسه مستنصريه كه عمر بن ثابت (درباره أو نك‍: تاريخ بغداد 111 / 270 - 271) در رمضان 373 آنرا كتابت كرده بود، استفاده كرده است. دو مورد نقل شده مربوط به اجابت يك دعا از طرف خداوند است. تأليف مورد نظر مى تواند " كتاب من استجيب (ت) دعوته " باشد (در ابن نديم ص 119 از آن ياد شده ; ياقوت، الادباء 18 / 116). ابن طاووس در مهج به قطعه أي از كتاب ابن حبيب اشاره مى كند كه آن را تلخيص كرده است (نك‍: - > ابن طاووس، مختصر كتاب ابن حبيب) ; روشن نيست كه آيا أو از تلخيص خود نقل مى كند يا از تأليف اصلى. در آن قطعه آمده است كه ماههاى ذى قعده ورجب بهترين ماهها براى استجابت دعا هستند ; بنابراين تأليف مورد بحث مى تواند " كتاب من استجيب (ت) دعوته " باشد. 296. * * كتاب / أبو الفضل محمد بن احمد بن ابراهيم بن سليم الجعفي الكوفى الصابونى (زندگى در نيمه اول قرن چهارم) مهج الدعوات 332 مورد نقل شده مشتتمل بر دعايى براى زمان غيبت است. نيز نك‍: - > كتاب الفاخر. 297. * * كتاب / أبو محمد صفوان بن يحيى البجلى بياع السابرى (م 210) فلاح السائل 223 / 204 نسبت سابرى اشاره به يك نوع لباس ظريف يا نوعي از خرماست ; مق‍: Lane زير مورد. مؤلف كه يكى از وكلاى امام رضا [ ع ] بوده، بدليل تقوايش مورد ستايش فراوانى قرار گرفته است نك‍: تنقيح ش 5780 (به نقل از منابع متقدم). روشن نيست كه آنچه در اينجا آمده مربوط به كداميك از كتابهايى است كه نجاشى (ص 197 ش 524) وطوسى (فهرست ص 113 ش 358) از أو ياد كرده اند. در مورد نقل شده امام صادق [ ع ] شرح

[ 364 ]

مى دهد كه چرا حضرت نوح [ ع ] " عبدا شكورا " (3 / اسراء) خوانده شده است. 298. * * كتاب / أبو عبد الله محمد بن احمد بن عبد الله بن قضاعى الصفوانى (زنده در 346) اقبال 711 - 712 / 493 - 494 درباره مؤلف نك‍: ابن نديم ص 247 ; نجاشى ص 393 ش 1050 ; تنقيح ش 10325 ; نوابغ صص 238 - 239. متن نقل شده مشتمل بر زيارتي است كه بايد در مشهد على [ ع ] در روز غدير خوانده شود. 299. * ؟ كتاب / أبو عبد الله محمد بن على السراج طرائف 36 / 11 مؤلف ناشناخته است. مورد نقل شده روايتي از عبد الله بن مسعود است كه مشتمل بر تفسيرى شيعي از آيه 25 انفال مى باشد. بدنبال آن اظهار تأسف ابن مسعود از عدم كمك به امام على [ ع ] است. اين روايت به نقل از طرائف در بحار (38 / 156) ; برهان (2 / 72) وعاملي، اثبات (4 / 276، در آنجا مؤلف را " محمد بن على بن السراج " ناميده) نقل شده است. قطعه ديگرى را ابن شهر آشوب (مناقب 3 / 17) از " كتاب ابى عبد الله محمد بن السراج " كه احتمالا همان تأليف مورد استناد در طرائف است، نقل كرده است. 300. * * ؟ - كتاب / طاهر بن عبد الله كتاب البشارة ابن طاووس (گويا از حافظه خود) مى گويد أو بر اين باور است كه در اين كتاب روايتي طولاني تر از روايتي كه أو در " كتاب البشارة " از " كتاب " جعفر بن محمد بن مالك آورده يافته است (نك‍: فهرست زير همين مورد). نك‍: حلى، المختصر ص 212 واز آنجا: بحار 53 / 116 (درآنجا بجاى " طهر " طاهر خوانده شود). به دليل گرايش شيعي

[ 365 ]

روشنى كه در آن نقل وجود دارد، بعيد به نظر مى رسد كه نويسنده قاضى شافعي أبو الطيب طاهر بن عبد الله بن طاهر بن عمر الطبري (م ربيع الاول 450) (مق‍: تاريخ بغداد 9 / 358 - 360) باشد. 301. (* *) + - كتاب / أبو الحسن ثابت بن قرة الحرانى (م 288) فرج المهموم 202 اين يكى از دو كتاب اين مؤلف بوده كه در دست ابن طاووس قرار داشته است نك‍: الابصار). از آنجا كه جزئيات ديگرى داده نشده نمى شود بطور قاطع ثابت كرد كه اين كتاب باقى مانده است يا نه. 302. * * كتاب / عمر بن اذينة الكوفى (زندگى در ميانه قرن دوم) فلاح 93 / 88 درباره مؤلف نك‍: كشى ص 284 ; تنقيح ش 8968. برخى بر اين باورند كه عمر نام پدرش بوده ونام خودش محمد (يا: احمد) بن عمر (بن محمد بن عبد الرحمن) بن اذينة بوده است. گفته شده است كه أو از دست مهدى عباسي به يمن گريخت ودر آنجا درگذشت. شيخ طوسى (فهرست ص 143 ش 504) به يك تحرير طولاني ومختصر از كتاب أو ياد مى كند. در مورد نقل شده (نيز در مستدرك 3 / 20) " الصلوة الوسطى " به نماز ظهر تفسير شده است. 303. * * ؟ كتاب / ناشناخته اقبال 306 / 65 - 66 المجتنى 20 - 21 يقيني نيست كه قطعات مزبور از همان نسخه گرفته شده باشند. متنى كه در اقبال نقل شده به نوشته ابن طاووس از " كراسه هاي قديمي است كه بدست ما رسيده است " (كراريس عتيقة وصلت الينا) كه در آن به نام مؤلف اشاره نشده زيرا برخى از اوراق (ظاهرا از

[ 366 ]

آغاز) سقط شده بوده است. اين قطعه مشتمل بر دعايى است براى ليلة القدر كه رسول خدا [ ص ] به ابن عباس تعليم فرمود. نسخه أي كه در المجتنى از آن نقل شده با عبارت " كتابي كم حجم وبا جلد كاغذى كه اكنون در دست ماست " توصيف شده (كتاب عندنا الان التى جلده كاغذ) كه مشتمل بر حدود سه كراسه بوده است. در مورد نقل شده أبو الظاهرية (يعنى حدير بن كريب الحضرمي م 129 ; نك‍: ابن سعد 7 / 450) ملاقاتي را كه با گروهى از ملائكه در مسجد الاقصى داشته بيان مى كند. اين داستان در كتاب " فضايل البيت المقدس " از أبو بكر محمد بن احمد الواسطي (تحقيق: I. Hasson، قدس 1979 صص 42 - 43 ش 58 وارجاعات ديگر در همانجا) تنها شاهد در تأييد اين كه هر دو نقل از يك نسخه نقل شده اين كه هم در اقبال وهم در المجتنى، قطع آن نسخه بصورت غير عادى " كمتر از يك هشتم " (اقل [ يا: اصغر ] من الثمن) ياد شده است. 304. * * + كتاب / ناشناخته مهج الدعوات 97 اين نسخه در قطعه " نصف ثمن الروقة " به خط باقلانى (م 403) كه ابن طاووس به أو با عنوان " ابن الباقلانى المتكلم النحوي " اشاره مى كند (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الباقلانى " [ از:) ] R. J. McCarthy بوده است. در پايان نسخه (در بحار 94 / 236 " في آخر كتاب " بجاى " في كتاب آخر ") دعايى كه امام على [ ع ] به مرد بيمارى در خواب تعليم داده بود، آمده بود. اين دعا با خط ديگر جز خط اصل كتاب نوشته شده بود. اين دعا همان است كه ابن طاووس نقل مى كند. 305. * * ؟ كتاب / ناشناخته مهج الدعوات 342 - 347 متن نقل شده مشتمل بر دعايى است مشهور به دعاء العبرات ; دوست ابن طاووس " محمد بن محمد القاضى الآوي " آنرا در نسخه أي يافته وبراى خود استنساخ كرده بود. پس از

[ 367 ]

آن اصل كتاب مفقود شد. ابن طاووس نوشته آوى را نديده اما تحرير ديگرى از اين دعا را در نسخه أي كه بخش از آن را آب خراب كرده بود، ديده بود. اين نسخه را ابن الوزير الوراق به وى نشان داده بود كه آنرا براى احمد بن محمد المقرى الاعرج (چنين است در مهج * * برگ 198 - پ ; ازمهج الدعوات " احمد بن " سقط شده) به يك درهم ونيم خريدارى كرده بود. ظاهرا اين واقعه زماني كه آوى هنوز زنده بود رخ داده بود. بعد از درگذشت آوى، ابن طاووس تحرير سومى از اين دعا را كشف كرد كه اين بار در مجلدى بود كه چيزهاى ديگرى نيز در آن بود. اين مجلد همان مجلدى بود كه در اختيارش قرار داشت. ابن طاووس دعاء العبرات را ابتداء از تحريري كه در نسخه ابن الوزير يافته، روايت كرده (مهج 339 - 342) وبعد از آن روايت مزبور را از نسخه خودش (مهج 342 - 347) نقل مى كند. 306. * * ؟ كتاب / ناشناخته المجتنى 29 - 36 ابن طاووس دو دعاء معروف به دعاء الطير الابيض الرومي (المجتنى 29 - 30) ودعاء الشيخ (المجتنى 30 - 36) را از نسخه أي كه در دست محمد بن محمد القاضى الآوي ديده (كه از آن نسخه أي براى خود استنساخ كرده ؟) نقل مى كند. 307. * * ؟ كتاب / ناشناخته فرج المهموم 218 - 219 اين كتاب در دانش نجوم بوده است. ابن طاووس قطعه أي را به انگيزه آشكار ساختن جهل مؤلف در علم نجوم نقل مى كند واظهار مى دارد كه أو نام وى را پنهان مى دارد چرا كه در غير اين صورت مردم أو را بخاطر نادانى اش سرزنش خواهند كرد. 308. * * ؟ كتاب / ناشناخته (مروى از أبو زرعة) سعد السعود 24، 281 - 282

[ 368 ]

اين تأليف به نوشته مؤلف آن مطالبي بوده كه از مجلس أبو زرعة عبد الرحمن بن محمد بن بحلة المقرئ برگرفته است [ من كتاب مجلد يقول مصنفه في خطبة هذا الكتاب جمعت فيه ما استفدت من مجلس الشيخ... ] (نك‍: - > كتاب جامع في وقف القارى للقرآن). مورد نقل شده درباره اتفاق واختلاف نظر درباره تقسيم سوره وآيات به مكى ومدنى است. 309. * * ؟ كتاب / ناشناخته اليقين 156 - 157 / 421 - 423 ابن طاووس حديثى درفضيلت امير المؤمنين [ ع ] از منبعي ناشناخته به خط محمد بن المشهدي (محمد بن جعفر بن على ابن المشهدي [ زندگى در ميانه قرن ششم ] ; مق‍: - > كتاب المزار) نقل مى كند. آغاز اسناد، از جمله جزئياتي درباره ابن المشهدي، از نسخه هايى كه در تهيه اليقين چاپى ازآن استفاده شده سقط شده است. اما در نقلهايى كه از اليقين در بحار 102 / 26 (واز آنجا در اليقين 2 ص 421 پاورقى 1) آمده، موجود است. 310. * * ؟ كتاب / ناشناخته (اوائل قرن چهارم) اليقين 160 - 161 / 428 - 429، 198 / 508 اين نسخه كه تاريخ محرم 308 را داشته آخرين رساله در مجموعه أي بوده كه كتاب ناشناخته ء " كتاب روح (يا: روح) (قدس) النفوس " در آغاز آن قرار داشته است. ابن طاووس مجموعه را به عنوان " كتاب عتيق " يا " مجلد عتيق " يا " نسخه ء عتيقة " اشاره مى كند وآخرين رساله آن را بدين صورت توصيف مى كند كه با حديث المؤاخاة آغاز مى شده است. أو از اين تأليف چند حديث درفضيلت امام على [ ع ] روايت مى كند. براى جزئيات بيشتر نك‍: - > كتاب روح (القدس) النفوس. 311. * * ؟ كتاب عتيق / (استنساخ شده توسط ؟) الحسين بن على بن هند (زنده درشوال

[ 369 ]

396) مهج الدعوات 192 - 201، 278 - 280 سه مورد از اين كتاب نقل شده است. دو مورد اول (مهج 192 - 198، 198 - 201) بيان مى كنند كه چگونه امام صادق [ ع ] توسط منصور به بغداد احضار شد. يك بار قبل و يك بار بعد از شهادت محمد نفس زكيه وبرادرش ابراهيم ; ودر هر بار امام دعايى خوانده اند كه متن آنها در اينجا نقل شده است. مورد نقل شده در مهج 278 - 280، متن دعايى است كه شيعه مصرى محمد بن على العلوى الحسينى از امام مهدى [ ع ] در خواب فرا گرفته است. اين خواب را الحسينى بعد از فرار از مصر ديده است. فرار أو از مصر زماني پيش آمد كه يكى از مخالفان در نزد احمد بن طولون (م 270) از أو سعايت كرد. (نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " احمد بن طولون " [ از:. ] Zaky M. Hassan اين نسخه در قطع " طالبي " (مهج 196) به توسط الحسين بن على بن هند در شوال 396 كتابت شده بود اما روشن نيست كه آيا همو مؤلف آن نيز بوده يا نه ; در رياض (2 / 165 واز آنجا اعيان 27 / 93) آمده است كه درباره أو چيزى جز اينكه نامش در مهج آمده نمى دانيم ; اما از موارد نقل شده مطلبي را درباره أو مى توان بدست آورد وآن اينكه شيخ أو أبو الحسن محمد بن احمد بن عبد الله بن صفوة الهمذانى است كه در " المصيصة " (در جنوب تركيه) روايت نخست را در شوال 369 براى وى روايت كرده است. 312. * * ؟ كتاب عتيق / ناشناخته اقبال 246 - 247 / 15 - 16 اين نسخه در 14 صفر 660 (يعنى قبل از اتمام اقبال) بدست ابن طاووس رسيد. ابن طاووس، تعليقه أي از آن كتاب را كه درباره روش تعيين آغاز ماه رمضان بوده نقل كرده است. 313. * * ؟ كتاب عتيق / ناشناخته

[ 370 ]

مهج الدعوات 84 - 88 فرج المهموم 22 - 23، 110 اين روشن نيست كه اين نقلها از يك يا دو وحتى سه كتاب مختلف گرفته شده باشد. ابن طاووس نسخه أي راكه در مهج از آن نقل شده چنين توصيف مى كند كه (در سال 650) بيش از 200 سال قدمت داشته است. مورد نقل شده عبارت از دعايى است كه جبرئيل به رسول خدا [ ص ] تعليم داد. دو نقلى كه در فرج المهموم آمده مربوط به دانش نجوم است. راوي اول " عطا " (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عطاء بن ابى رباح " [ از:) ] Schacht وراوي دوم الوليد بن جميع (يا: جميع ؟) (بجاى الوليد بن جميل ؟ مق‍: تهذيب 11 / 132 - 133) است. 314. * * كتاب عتيق فيه دعوات وروايات من طريق اصحابنا / ناشناخته فتح الابواب 263 اقبال 251 / 19 عنوان مذكور در فتح آمده است. در اقبال با عنوان " كتاب عتيق بدعوات من طرق اصحابنا كأنه من اصولهم " (درباره ارتباط بين ادعيه واصول مق‍: ذريعه 8 / 177) ياد شده است. مورد نقل شده در فتح درباره ء روش استخاره با رقاع است. مورد نقل شده در اقبال دعايى است براى آغاز ماه رمضان. اين كتاب احتمالا بخشى از " (كتاب) الدعوات " بوده است. نك‍: فهرست زير همين عنوان. 315. * * ؟ كتاب عتيق فيه خطبة امير المؤمنين [ ع ] القاصعة / ناشناخته ذريعه 7 / 204 ش 1003 اليقين 152 - 153 / 414 - 415، 196 / 504 - 505 خطبه قاصعه (كه آنرا به معاني مختلفى چون: مكرر، كشتن وسيراب كردن ترجمه مى كنند) طولاني ترين خطبه امام على [ ع ] شناخته مى شود ; درباره متن آن (با تفسير) نك‍: ابن ابى الحديد 13 / 127 - 295.

[ 371 ]

در اليقين 1 تاريخ نسخه 88 (كذا في الاصل) آمده كه آشكارا خطاست. بنابر نسخه اليقين كه آقا بزرگ ديده تاريخ اين كتاب، 280 بوده است. تاريخ 188 (كه در حاشيه [ به خط مجلسي ؟ ] آمده ; نك‍: بحار 18 / 121 پاورقى 2) محتمل مى نمايد اگر اشاره به تأليف باشد نه تاريخ كتابت ; زيرا اولين راوي در اسناد (عبد الله بن جعفر بن عبد الرحمن أبو محمد الزهري المدنى) در سال 170 وفات يافته است (مق‍: تهذيب 5 / 171 - 173). نسخه اليقين در مشهد، تاريخ 208 دارد كه محققين اليقين 2 (ص 504 پاورقى 2) آنرا قرائت درست دانسته اند. محققين اليقين 2 چنين فرض كرده اند كه اين با " مجموع عتيق " كه در اليقين 141 - 142 آمده يكى است (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان ; اليقين 2، ص 414 پاورقى 1). تنها شاهد در تأييد اين فرض، سخن ابن طاووس (در اليقين 152 / 414) است كه أو قبلا " الكتاب العتيق الذى فيه خطبته عليه السلام القاصعة " را ياد كرده است ; اما " مجموع عتيق " چنين توصيف شده كه تنها دويست سال قدمت داشته يعنى متأخر از اين نسخه بوده است ; به علاوه ابن طاووس در اليقين (152 / 414) مى گويد: أو پيش از اين گفته است كه اولين راوي در اسناد " الكتاب العتيق " عبد الله بن جعفر الزهري مى باشد ; اين نام در اليقين 141 - 142 / 393 نيامده اما در اليقين 196 / 504 - 505 ياد شده است. توضيح مقبولتر آنست كه ابن طاووس به اشتباه گمان كرده كه نقلى در اليقين 196 / 504 - 505 آمده را قبل از اليقين 152 - 153 / 414 - 415 نوشته است. 316. * * ؟ كتاب عتيق من وقف ام الخليفة الناصر / ناشناخته مهج الدعوات 186 درباره ء زمرد خاتون مادر الناصر (م 599) وموقوفات أو نك‍:. Hartmann , Nasir , pp 181 - 180. همانطور كه از عنوان بدست مى آيد نسخه اصل جزو كتابخانه ابن طاووس نبوده اما احتمالا أو از روى آن استنساخ كرده باشد. آن نسخه از رخدادهاى جنگ حره آغاز مى شده وداراى داستانى بود كه ضمن آن امام صادق [ ع ] بيان مى كند كه چگونه أو با خواندن آيه " انا انزلناه في ليلة القدر " از مرگ بدست منصور نجات يافت.

[ 372 ]

317. * * كتاب فيه مسائل جماعة من اعيان الاصحاب / ناشناخته اقبال 463 / 243 مورد نقل شده مشتمل بر پاسخ يكى از ائمه به پرسشى درباره پايان ماه رمضان است. 318. * * ؟ كتاب فيه مواليد الخلفاء والملوك وكثير من العلماء / ناشناخته فرج المهموم 125 - 126 ابن طاووس درباره آن مى گويد " اين كتاب در مالكيت ما قرار دارد " در مورد نقل شده تاريخ تولد دانشمند نجومى ابن الاعلم (م 375 ; نك‍: - > الزيج) سه شنبه 13 ربيع الثاني 324 دانسته شده است. 319. (* *) ؟ كتاب مشتمل على احراز جليلة / ناشناخته الامان 71 - 74 / 83 - 88 عنوان كتاب ياد نشده است ; ابن طاووس متنى را نقل مى كند كه بر روى چهار تعويذ (عوذ) نوشته شده بود. اينها براى آويختن بر حيوانات سوارى براى حفاظت آنها و مالكين شان از ضرر بوده است. 320. كنوز النجاح / أبو على الفضل بن الحسن بن الفضل الطبرسي (م 548) ذريعه 18 / 175 ش 1269 مهج الدعوات 294 - 295 المجتنى 22 - 24 اين كتاب دعا است. آقا بزرگ يادآور مى شود كه اين كتاب به حسن فرزند أبو على نيز منسوب است. اما مهج را به عنوان شاهدى براى اينكه مؤلف پدر اوست ياد مى كند. در رياض (3 / 407 ; 4 / 347) آمده است كه مؤلف أبو الفضل على بن الحسن نوه أبو على

[ 373 ]

است. * 1 نيز نك‍: كريمان 1 / 283. اين تأليف در فهرست منابع " البلد " (ص 503 وجنة ص 773) آمده است. نوري طبرسي نسخه أي از اين تأليف را در اختيار داشته (مستدرك چ سنگى 3 / 487) واحتمالا أو از همين نسخه در " دار السلام " خود نقل مى كند (مق‍: ذريعه) ; بنابراين، اين تأليف باقى مانده است. بنابه گفته رياض (4 / 347) در الامان از كنوز نقل شده است. نوري طبرسي نيز همين را گفته (مستدرك چ سنگى 3 / 373) مى افزايد از كنوز در مهج وجمال نيز نقل شده است (اما از المجتنى ياد نمى كند). نقلى از اين تأليف در الامان وجمال الاسبوع نيامده است. 321. * * كتب اصحابنا القميين / ناشناخته اقبال 71 / 599، 525 / 310، 529 / 314، 542 / 325 ابن طاووس در اقبال چندين بار به يك يا چند تأليف از اصحاب قمى يا ايراني شيعي ناشناخته اشاره مى كند: كتب اصحابنا القميين (اقبال 542 / 325) ; كتب الشيعة القميين (اقبال 529 / 314) ; كتب اصحابنا من العجم (اقبال 71 / 599) ; بعض [ بمعناي يك ؟ ] تصانيف اصحابنا من العجم (اقبال 525 - 310). از موارد نقل شده چنين بدست مى آيد كه ابن طاووس (مثلا [ در: كتب ] الدعوات) از مجموعه أي كه مشتمل بر تأليفات متعددى بوده استفاده كرده بدون آنكه نام هر تأليف خاصى را كه از آن نقل مى كند بدست بدهد. موارد نقل شده بيشتر مشتمل بر دعاهايى براى مواقع مختلف است. ابن طاووس دريك مورد (اقبال 69 / 597) يادآور مى شود كه گروهى از " العجم والاخوان " (شيعيان ايراني وعرب ؟) نهم ربيع الاول را روز سرور مى دانند زيرا در اين روز يكى از دشمنان خدا ورسول درگذشته است (يعنى خليفه دوم). ابن طاووس مى افزايد أو نتوانسته است بر اين نظر مؤيدي بيابد جز نقلى كه ابن بابويه روايت كرده است (در تأليفي كه آنرا نمى شناساند). تاريخ قتل عمر كه ظاهرا ابن طاووس پذيرفته 29 ذى حجه مى باشد (نك‍: - > حدائق الرياض) اما در زمان صفوي نهم ربيع الاول به عنوان تاريخ درست پذيرفته


. افندي در تعليقة امل الامل (قم 1400) ص 228، اين كتاب را منسوب به أبو على فضل بن حسن كرده است. م (*)

[ 374 ]

شده بود (نك‍: بحثي در بحار چ سنگى 8 / 314 - 316). 322. * * + كتاب لطايف المعارف / أبو بكر عبد الله بن محمد بن طاهر الطريثيثى (م 503) ذريعه 18 / 322 ش 287 فرج المهموم 22 طرائف 496 / 154 اين عنوان در طرائف 2 نيامده اما در طرائف 1 / طرائف * برگ 135 - ر / طرائف * * برگ 173 - پ (ونيز در صراط 3 / 32) آمده است. نام مؤلف (در نسخه هاي طرائف كه ملاحظة شد) القاضى أبو بكر عبد الله بن محمد بن طاهر آمده است. نسبت أو تنها در فرج المهموم آمده كه اشتباها " الطربثى " (فرج المهموم) يا الطرثينى (فرج المهموم * برگ 14 - پ) ياد شده است. افندي (رياض 3 / 245) به مورد در فرج المهموم (درباره هرمس / ادريس به عنوان اولين عالم نجوم) اشاره مى كند اما درباره مؤلف چيزى نمى داند. شرح حال " الطريثيثى " در دمياطي، مستفاد ص 273 - 274 وصفدي 17 - 534 - 535 (كه در هر دو ارجاعات بيشترى داده شده) آمده است. نسبت أو مربوط به شهرى است در جنوب غربي نيشابور كه با عنوان " طرشيز " [ ترشيز ] نيز شهرت دارد (مق‍: ابن اثير، اللباب 2 / 281 ; 141..) Bulliet , Patricians , p تنها تأليف طريثيثى كه صفدى (ونيز ابن قفطى، انباه الواة 2 / 130) از آن ياد مى كند كتاب " الموازنة بين ابى طاهر وظاهر " مى باشد. آيا ممكن است كه ابن طاووس از كتاب مشهور لطايف المعارف از أبو منصور ثعالبي (م 429) نقل كرده وبه اشتباه آنرا به طريثيثى منسوب ساخته باشد ؟ متنى كه درفرج المهموم ص 22 آمده در تأليف ثعالبي نيز آمده است:) ed. p. de Jong , Leiden , 7681 , p. 4 = tr. C. E. Bosworth , The Book Of Curious 39 - 38. and Entertaining Information , Edinburgh , 8691 , pp ولى مورد نقل شده در طرائف (درباره ء كتك خوردن ابن مسعود توسط عثمان)

[ 375 ]

در لطايف نيامده است. در واقع نامحتمل است كه ثعالبي كه به طرفدارى از عثمان شهرت داشته مورد اخير را (كه بياضى آنرا با اندكى اختلاف نقل مى كند ; نك‍: صراط 3 / 32) نقل كرده باشد. بنابراين شواهد خوبى وجود دارد تا نشان دهد ابن طاووس اين تأليف ناشناخته طريثيثى را در دست داشته است. 323. + كتاب اللؤلؤئيات / أبو مطيع مكحول بن فضل الله النسفى (م 318 يا 319) بحار الانوار 80 / 346 = مستدرك 1 / 354 [ ند فلاح ]، بحار الانوار 84 / 248 = مستدرك 4 / 93 - 94 [ ند فلاح 161 / 148 ]. نخستين مورد نقل شده توصيف مى كند كه چگونه امام حسن [ ع ] در وقت نماز برخود مى لرزيد ورنگ رخسارش ديگرگون مى شد. نقل دوم نيز نظير همين مطلب را درباره ء پدرش امام على [ ع ] نقل مى كند. گرچه ابن طاووس نام مؤلف را ياد نمى كند ترديدي درباره أو وجود ندارد: هر دو مورد نقل شده در برگ 46 - پ (در " باب الخشوع في الصلاة والمحافظة عليها ") نسخه بى آغاز كتابخانه دانشگاه پرينستون از اللؤلوئيات أبو مطيع ([ 776) Garrett 1562 ] shelf number آمده است. نيز نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 293 ; سزگين 1 / 602 ; در آنجا تعدادى از نسخه هاي اين تأليف ياد شده است (اما نه نسخه پرينستون). براى جزئيات بيشتر درباره مؤلف نك‍: " M. Birnad , " Le Kitab al - raddala l - bida d ' Abu Muti Makhul al - Nssafi . 45 - 40. Annales islamologiques , 61 , 0891 , pp. 93 - 131 , at pp 324. * * ما نزل من القرآن في امير المؤمنين على بن ابي طالب [ ع ] / أبو احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد الجلودى الازدي البصري (م 332) ذريعه 19 / 28 ش 145 سعد السعود 20، 235 - 236 عنوان اين تأليف در بحار 26 - 222 (به نقل از سعد 236) " كتاب ما نزل من القرآن في

[ 376 ]

اهل البيت: آمده است. در نجاشى (ص 241) با عنوان كتاب ما نزل فيه من القرآن (اشاره به امام على [ ع ]) آمده است. مورد نقل شده در سعد 235 - 236 از جزء اول اخذ شده است. اين تأليف در مجلدى بود كه تأليفات ديگرى از مؤلفان نيز بوده در آن قرار داشته است (مق‍: - > احاديث). * * كتاب ما للشيعة بعد على [ ع ] / أبو احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد الجلودى الازدي البصري (م 332) ذريعه 19 / 26 ش 130 محاسبة النفس بنابه گفته ء آقا بزرگ به اين تأليف در محاسبه اشاره شده اما در نسخه چاپى چنين اشاره أي وجود ندارد. آيا ممكن است كه اين عنوان، عنوان ديگر كتاب " خطب مولانا على " جلودي باشد ؟ (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان.) 325. * * ؟ كتاب معالم الدين / أبو طاهر محمد بن الحسن (يا: الحسين) البرسى ذريعه 21 / 198 ش 4596 اقبال 130 - 131 / 644 - 646 لهوف 89 - 90 / 101 - 102، 111 - 112 / 127 مؤلف ناشناخته است. نسبت أو به اختلاف " البرسى " (در عاملي، اثبات 1 / 62 ; 7 / 122)، القرسى، الترسى (در لهوف 1 ولهوف 2 ص 127) والنرسى (در لهوف 2 ص 102) آمده است. دراقبال از نام أو ياد نشده. آقا بزرگ أو را از قدما مى داند. در رياض (6 / 47 و 48)، معالم، در فهرست تأليفات گمنام ياد شده است. مورد نقل شده در اقبال (كه از پايان معالم گرفته شده) مشتمل بر دعايى از حضرت مهدى [ ع ] براى ماه رجب است. مورد نقل شده در لهوف 89 - 90 / 101 - 102 مشتمل بر كلام امام باقر [ ع ] است كه امام حسين [ ع ] لقاء خدا را بر فتح بر دشمن ترجيح داد. مورد نقل شده در لهوف 111 - 112 / 127 (واز لهوف در عاملي، اثبات

[ 377 ]

7 / 122 - 123) مشتمل بر روايتي درباره گريستن ملائكه در شهادت امام حسين [ ع ] است. 326. كتاب معالم العلماء / محمد بن على المازندرانى ابن شهرآشوب (م 588) ذريعه 21 / 201 ش 4606 فرج المهموم 132، 144 ابن طاووس اطلاعات مربوط به " الحسن بن احمد بن محمد بن عاصم العاصمى المحدث الكوفى "، دانشمند نجومى و " كشاجم " شاعر را از معالم نقل مى كند. هر دو آگاهى مزبور در نسخه چاپى معالم (ص 16 ش 67، ص 149 [ ش ند ]) آمده اما نام منجم مزبور در آنجا " احمد بن محمد بن عاصم بن (بجاى: أبو) عبد الله العاصمى " آمده است. شيخ طوسى نيز أو را به عنوان " احمد بن محمد بن عاصم أبو عبد الله " مى شناساند (فهرست ص 56 ش 85 ; رجال ص 454 ش 97). مورد نقل شده در فرج المهموم ظاهرا تنها اشاره به فرزندى با نام حسن مى باشد (مق‍: سزگين 7 / 167 ; Matar ص 389). 327. كتاب معاني الاخبار / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 21 / 204 ش 4622 فتح الابواب 136 - 137 فلاح السائل 94 - 95 / 89 - 90، 95 / 90، 119 - 120 / 112 - 113، 144 - 150 / 123 - 139. غياث سلطان الورى 10 طرائف 417 - 419 / 127 ابن طاووس در طرائف همانطور كه عادت أو در اين تأليف است نه از مؤلف ياد مى كند ونه از شيعي بودن تأليف مزبور سخن مى گويد. أو خطبه امام على [ ع ] معروف به " شقشقية (= معاني الاخبار تحقيق: محمد مهدى الخرسان نجف 1391 صص 343 - 344 ; مق‍: Lane زير مورد) را نقل كرده ومى گويد عبارتهاى مشكل آنرا الحسن بن

[ 378 ]

عبد الله بن سعيد [ طرائف 2 به اشتباه: المحسن بن مسعود ] العسكري مؤلف كتاب " المواعظ والزواجر " كه مخالف بارز اهل بيت بوده، شرح كرده است. اين اشاره به سخن ابن بابويه است كه: من از الحسن بن عبد الله بن سعيد العسكري خواستم تا اين خبر را براى ما توضيح دهد (معاني الاخبار ص 344 ; اين توضيح در صص 344 - 347 آمده است). ابن طاووس سه علت براى ترجيح اين روايت خطبه امام على [ ع ] بر آنچه در نهج البلاغه (به عنوان خطبه سوم) آمده ياد مى كند: اولا: روايت معاني الاخبار در برابر نهج البلاغه داراى اسناد است ; ثانيا: روايت معاني را يك مؤلف ضد شيعي تفسير كرده و بطور ضمنى صحت آنرا تأييد نموده است ; ثالثا: روايت معاني اقدم از روايت نهج است وتاريخ درگذشت مؤلف ونيز نسخه معاني كه ابن طاووس استفاده كرده وآنرا 331 ياد مى كند، هر دو بر تولد شريف رضى (359) مؤلف نهج البلاغه (وحتى تولد برادر بزرگ أو شريف مرتضى [ 355 ]) تقدم دارد (طرائف 419 - 420) [ طرائف 2 ص 127 / طرائف * طرائف * *)). نكته أي كه درباره اسناد گفته شده روشن است ; اما علل ديگرى كه وى ياد كرده مشكلاتي دارند: فرض ضد شيعي بودن عسكري با اينكه أو چندين بار به عنوان راوي ابن بابويه ظاهرمى شود سازگار نيست ; اين سبب شده تا برخى از علما در اينكه شيخ ابن بابويه همان مؤلف " المواعظ والزواجر " (م ذى حجه 382) باشد ترديد كنند. نك‍: نوابغ صص 88 - 90 ; رياض 1 - 200 - 201 ; اعيان 22 / 140 - 154. آنچه بر مشكل مى افزايد ادعاى ابن طاووس درباره تاريخ وفات صدوق است. همانطورى كه از نقلهاى أو از " معاني " در تأليفات غير طرائف بدست مى آيد، أو از هويت مؤلف آگاهى داشته و به سختى مى توان گفت أو از اين كه ابن بابويه در 381 يعنى 22 سال بعد از تولد رضى درگذشته بى اطلاع بوده است. شايد بتوان گفت كه ابن طاووس تاريخ ابن بابويه با پدرش على بن الحسين كه در 329 درگذشت اشتباه كرده اما اين نظر چندان محتمل نيست. همينطور پذيرش سخن وى درباره نسخه معاني كه در سال 331 نوشته شده دشوار مى نمايد. مى توان بر اساس شواهد داخلي اثبات كرد كه معاني ابن بابويه پس از 354 به

[ 379 ]

اتمام رسيد است (مق‍: مقدمه الخراسان بر چاپ معاني ص 30). آيا مى توان گفت كه تاريخ مزبور بر نسخه چندان مشخص نبوده وهمين سبب اشتباه ابن طاووس شده است ؟ (قرائت مقبولتر مى تواند 361 باشد ; وقتى " ثلاثين " بر طبق عادت بدون علائم نوشته شود وبدون " الف " ميانى، براحتى با " ستين " اشتباه مى شود.) ابن طاووس در كوشش خود براى اثبات اين كه خطبه در كتابهاى پيش از نهج البلاغه آمده تنها نبود. ابن ابى الحديد (1 / 205 - 206) وعلى بن ميثم بحراني (م 679) (در شرح نهج البلاغه، تهران 84 - 1378 ج 1 صص 252 - 253) هر دو از چنين كتابهايى آگاهى داشته اند. ابن ابى الحديد به برخى از تأليفات أبو القاسم بلخى (م 319) اشاره مى كند واو وبحراني نيز از كتاب الانصاف أبو جعفر بن قبه شاگرد بلخى ياد مى كنند. بحراني نسخه أي از كتاب الانصاف را ديده كه در آن خط وزير أبو الحسن على بن محمد بن الفرات (م 312) بوده است ; اما تنها اين ابن طاووس است كه به معاني الاخبار استناد كرده است ; نيز مق‍: الاميني، الغدير 7 / 82 - 85. نقلهاى ديگر از معاني مشكلى ندارند. آنها عبارتنداز: فتح الابواب = معاني 142 - 143 ; فلاح 119 - 120 / 112 = معاني 114 - 115 ; فلاح 120 / 112 - 113 = معاني 170 ; فلاح 94 / 89 = معاني 314 ; فلاح 95 / 90 اشاره دارد به معاني صص 313 - 315 (بابى درباره " الصلوة الوسطى ") ; فلاح 144 - 150 / 133 - 139 (در اينجا تنها نام مؤلف آمده است) = معاني 34 - 39 ; غياث 10 = معاني 39. 328. * * + معاني القرآن / أبو الحسن على بن سليمان الاخفش الاصغر (م 315) سعد السعود 22، 252 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 174 ; كتابي با عنوان " تفسير معاني القرآن " بين تأليفات وى ياد شده (كحاله 7 / 104) اما ظاهرا بدست ما نرسيده است. ابن طاووس با توضيح اخفش از كلمه " درى " در آيه 35 / نور مناقشه مى كند. 329. * * ؟ معاني القرآن / محمد بن جعفر المروزى (زندگى در ميانه قرن چهارم ؟)

[ 380 ]

سعد السعود 20، 231 - 232 نام مؤلف در سعد 20 " جعفر بن محمد بن المروزى " آمده است. شايد بتوان أو رابا أبو الفتح محمد بن جعفر بن محمد الهمداني (يا همذانى) الوداعى المراغى (زنده در 371 ; نك‍: تاريخ بغداد 2 / 152 - 153) يكى دانست. نجاشى (ص 394 ش 1053 و از آنجا: تنقيح ش 10499) كتابي با عنوان " كتاب ذكر المجاز من القرآن " (مق‍: ذريعه 19 / 351 ش 1566) بدو منسوب مى كند. اين مى توان همان تأليفي باشد كه ابن طاووس بدان اشاره كرده است. مورد نقل شده از آغاز صفحه دوم جزء چهارم اخذ شده است. 330. * * كتاب المبعث وغزوات النبي [ ص ] / أبو الحسن على بن ابراهيم بن هاشم القمى (زنده در 307) ذريعه 21 / 289 ش 5110 الامان 52 / 65، 82 / 95 عنوان آن در الامان 82 / 95 " كتاب المبعث " آمده است. اين تأليف، محتملا همان كتاب المغازى مؤلف است كه نجاشى (ص 260 ش 680 واز آنجا: ذريعه) وطوسى (فهرست ص 119 ش 382) از أو ياد كرده اند. ابن طاووس از نسخه أي كه تاريخ 400 بر آن بوده استفاده كرده وآنرا به عنوان جزئي از كتابخانه أي كه براى فرزندانش وقف كرده توصيف مى كند. مورد نقل شده در الامان 52 / 65 (كه در تفسير قمى 1 / 267 نيز آمده) شرح مى دهد كه چگونه رسول خدا [ ص ] دربدر با پرتاب كردن سنگريزه به صورت قريش، آنها را شكست داد. نقل الامان 82 / 95 مربوط است به سريه عبد الله بن عتيك يعنى مأموريت أو براى به قتل رساندن أبو رافع ابن ابى الحقيق يهودى ; در روايتي كه قمى نقل مى كند آمده است: با قرعه معين شد كه عبد الله بن انيس، ابن ابى الحقيق را به تقل خواهد رساند. اين شرح مخالف با نقلهاى رايج (مث‍: ابن اسحاق، البخاري، الطبري، بحار 20 / 302 - 304) آن حادثه اند ; بنابر آن نقلها، چنين تصميمي اخذ نشده بود.

[ 381 ]

برخى از مواد مربوط به سيره، از كتاب على بن ابراهيم قمى در اعلام الورى طبرسي (صص 12، 36 - 37، 39 - 40، 48، 54 - 61، 69 - 72) آمده است. اين بايد بررسى شود كه آيا مواد مزبور از تفسير قمى است يا نه. اگر پاسخ منفى باشد منبع وى مى تواند كتاب المبعث قمى باشد. 331. * * المبسوط في الانساب (يا: النسب) / أبو الحسن نجم الدين على بن ابى الغنائم محمد بن على بن محمد العلوى العمرى النسابة (زنده در 443) ذريعه 19 / 53 ش 281 اقبال 147 / 658 فرج المهموم 125 درباره مؤلف نك‍: ابن عنبه، العمدة ص 296 = چ نجف 368 ; رياض 4 / 231 - 235 ; درجات صص 484 - 485 ; النابس ص 128 ; 363. ; Sellheim , Handschriften , p مقدمه آية الله شهاب الدين المرعشي النجفي بر " المجدي في انساب الطالبين " تحقيق: احمد مهدوي دامغانى، قم 1409. در اقبال به أو به عنوان بهترين نسب شناس عصر خويش اشاره شده است. نيز نك‍: - > كتاب الشافي في النسب. اين عنوان در اقبال (نيز در بحار 98 / 398) " المبسوط في الانساب " ودر فرج المهموم * (برگ 84 - ر) " المبسوط في النسب " ودرفرج المهموم با عنوان " المبسوط " آمده است. ابن طاووس درفرج المهموم اشاره به شرح حال دانشمند نجومى ابن الاعلم مى كند. مورد نقل شده در اقبال متشمل بر بخشى از شرح حال " داود بن الحسن بن الحسن بن على بن ابي طالب " [ ع ] مى باشد. 332. المبسوط في الفقه / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 19 / 54 ش 283 فتح الابواب 177، 241 كشف المحجة 130 عنوان كتاب در فتح وكشف " المبسوط " آمده است. ابن طاووس در كشف، اين كتاب را

[ 382 ]

يكى از اولين كتابهاى فقهى كه آن را خوانده ياد مى كند. أو در فتح 177 به نقلى كه در فتح ص 241 گذشته ومشتمل بر روايتي درباره استخاره است چنين اشاره مى كند كه از جلد اول كتاب گرفته شده است (= المبسوط 1 / 133 تهران 8 - 1387). مق‍: مدرسي ص 64. 333. * كتاب مدينة العلم / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 20 / 251 ش 2830 فلاح 69 / 67 - 68، 72 / 70، 78 / 75، 85 - 86 / 81 - 82، 95 / 90، 127 / 119، 155 / 143. بحار الانوار 81 / 23 = مستدرك 2 / 498، 517، 520 [ ند فلاح 53 / 62 ]، بحار الانوار 81 / 31 = مستدرك 2 / 521 - 522 = مستدرك 9 / 163 [ ند فلاح ] الاجازات 19 / 44 بحار الانوار 2 / 161 [ ند اجازات ] اين تأليف را بيشتر به عنوان پنجمين كتاب عمده در فقه شييعى (در كنار كتب اربعه) مى شناسند. شيخ طوسى (فهرست ص 189) آنرا به عنوان كتابي بزرگتر از من لا يحضره الفقيه توصيف مى كند وابن شهر آشوب (معالم ص 112) مى گويد: آن كتاب داراى 10 جزء است. علامه حلى از اين تأليف نقل مى كند (نك‍: مث‍: منتهى المطلب تهران بى تا [ 1333 ؟ ]، 1 / 202 - 203 واز آنجا: مستدرك 3 / 130). محتملا اين كتاب در دسترس حسين بن عبد الصمد الحارثى (م 984) پدر بهاء الدين عاملي كه از آن در كتاب الدرايه (ص 69، 70 ; مق‍: ذريعه ; اعيان 26 / 262) ياد مى كند (ولى نقل نمى كند) قرار داشته است. آقا بزرگ تنها از يك مؤلف (به علاوه ابن طاووس) ياد مى كند كه از اين تأليف نقل كرده است ; أو يوسف بن حاتم الشامي شاگرد ابن طاووس است كه در كتاب " الدر النظيم " كه قطعاتي از آن در نسخه أي باقى مانده (ذريعه 8 / 86 ش 308) از كتاب مدينة العلم نقل كرده است. كتاب مدينة العلم در زمان مجلسي گمشده تلقى شده و كوششهاى گسترده أو براى يافتن نسخه أي از آن به نتيجه نرسيد. موارد زير از آن نقل شده است: فلاح 69 / 67 - 68: درباره تهيه كفن خود ;

[ 383 ]

فلاح 72 / 70: درباره فضيلت انديشه درباره كفن خود ; فلاح 78 / 75: درباره غسل يك مؤمن فوت شده ; فلاح 85 - 86 / 81 - 82: درباره اينكه آيا ميت مى شنود يا نه (ترجمه فارسي اين روايت توسط جزء اول فلاح در اللؤلؤ والمرجان [ در فاسى ; نك‍: ذريعه 18 / 388 ش 572 ] تهران 1337 ش، ص 119) ; فلاح 95 / 90: صلوة الوسطى به نماز ظهر تفسير شده است ; فلاح 127 / 119: كسى كه نماز را با تأخير انجام دهد از شفاعت رسول خدا [ ص ] بهره مند نخواهد شد ; فلاح 155 / 143: حديثى در فضيلت نماز اول وقت. در بحال 81 / 23 (از اولين جزء مدينة العلم) اشاره به حديث امام صادق [ ع ] درباره انواع غسل ها دارد. حديث نقل شده در بحار 2 / 161 (كه در محتوى شبيه حديث ياد شده در اجازات است) از اجازات به توسط منية المريد شهيد ثانى نقل شده است. درباره حديث ديگرى از مدينة العلم كه به توسط منبعي ناشناخته نقل شده نك‍: بحار 59 / 252. 334. كتاب المحاسن / احمد بن محمد البرقى (م 274 يا 280) ذريعه 20 / 122 ش 2214 الامان 22 / 35 - 36، 24 - 25 / 38، 29 - 30 / 42 - 43، 40 - 42 / 53 - 56، 87 - 88 / 99 - 100، 91 / 102 - 103، 97 - 98 / 108 - 109، 100 / 112، 103 /، 114، 110 - 112 / 121 - 123، 115 / 127، 119 / 130 - 131، 126 - 128 / 137 - 138 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2، متمم مقاله " البرقى " [ از:. ] Ch. Pellat به استثناى الامان 115 / 127 كه نتوانستم آنرا پيدا كنم، همه احاديثي كه الامان نقل شده در كتاب السفر المحاسن (صص 345 - 380 چ تهران 1370) يافت مى شود. اين احاديث تقريبا يك ششم 160 حديثى كه " كتاب السفر " بر آن مشتمل است را تشكيل مى دهد. 335. + [ المجالس والمسايرات ] / القاضى النعمان بن محمد (م 363) ذريعه 19 / 356 ش 1588 ; ص 372 ش 1660

[ 384 ]

كشف المحجة 156 فرج المهموم 6 - 7، 173 - 174 درباره مؤلف نك‍:. 68 - 48. L. K. Poonawala , Biobibliography of Ismaili Lirerature , Malibu , 7791 , pp ابن طاووس از اين عنوان ياد نكرده است وى تنها در فرج المهموم 173 - 174 مى گويد كه اين عبارات از تأليف نعمان در ستايش از دولت فاطميان اخذ شده ودر فرج المهموم 6 - 7 بطور كلى مى گويد كه اين عبارات از كتاب نعمان، زندگى نامه نويس خلفاى مصرى گرفته شده است. اما همه موارد نقل شده در: قاضى نعمان، المجالس و المسايرات آمده است (درباره آن نك‍: 62 - 61..) Poonawala , pp اين موارد عبارتند از: فرج المهموم 6 - 7 = المجالس والمسايرات تحقيق: الحبيب الفقى، ابراهيم شبوح و محمد اليعلاوى، تونس 1978 ص 440 ; فرج المهموم 173 سطور 3 - 6 = مجالس 439 ; فرج المهموم 173 (سطور 7 - 8) = مجالس 148 ; فرج المهموم 173 - 174 = مجالس 431 - 432 ; فرج المهموم 174 (نقل به معنى) از مجالس صص 325 - 327). اين موارد عمدتا مربوط به تخصص المعز در علم نجوم مى باشد. حدس Matar (ص 348). كه مؤلف أبو اسحاق بن سعيد النعماني الحبال (م 482) وتأليف مورد بحث " وفيات قوم من المصريين ونفر سواهم " باشد (مق‍: بروكلمان، ذيل 1 / 572) اشتباه است. ابن طاووس مورد نقل شده در كشف را بدين صورت توصيف مى كند كه از " كتاب تبيين صراط الخلفاء المصريين " گرفته است (از نام مؤلف ياد نكرده است). گرچه اين عنوان گويا در جاى ديگرى ثبت نشده، به احتمال، عنوان ديگر المجالس و المسايرات مى باشد (كشف 156 = مجالس ص 427: از معز فاطمي نقل شده است كه بعد از اينكه " قائم " كنار كعبه مردم را مورد خطاب قرار دهد، عدالت را به جهان باز خواهد گرداند). 336. * * ؟ مجموع / احمد بن الحسين بن سليمان

[ 385 ]

مهج الدعوات 102 مؤلف ناشناخته است. (اين كه أو احمد بن حسين بن سليمان المغربي كه صفدى [ 4 / 359 ] از أو ياد كرده باشد نامحتمل مى نمايد). مورد نقل شده مشتمل بر دعايى از رسول خدا [ ص ] است. 337. * مجموع / محمد بن محمد بن عبد الله بن فاطر (زندگى در اوائل قرن ششم) ذريعه 20 / 53 ش 1879 مهج الدعوات 333 - 336 درباره مؤلف نك‍: الثقات ص 285. ابن طاووس مى گويد: أو از نسخه أي كه به خط مؤلف بوده استفاده كرده واز آن دو دعا راكه با اسناد قمى نقل شده بود آورده است. كتابي با عنوان " كتاب مجموع ابن فاطر " در فهرست منابع البلد (ص 503) كفعمي آمده است. 338. * * ؟ مجموع / محمد بن الحسين المرزبان (زندگى در قرن ششم ؟) الملاحم والفتن 152 - 160 / 168 - 172، 174 - 177 نام مؤلف با چند عنوان ياد شده: محمد بن الحسين المرزبان (الملاحم 152 - 168)، محمد بن الحسين المرزبانى (الملاحم 153 / 169، 158 / 175 ; مق‍: ارجاع آقا بزرگ به مجموعة المرزبانى ذريعه 4 / 189)، ومحمد بن الحسين بن المرزبان (الملاحم 157 / 174). محتملا بتوانيم أو را أبو جعفر محمد بن المرزبان كه قطب الدين سعيد الراوندي در كتاب " قصص الانبياء " (ص 117) (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان ; مق‍: الثقات ص 288) از أو روايت كرده يكى بدانيم. بسيارى از اخباري كه از اين " مجموع " نقل شده درباره فضايل امام على [ ع ] وديگر ائمه [ ع ] است. 339. * مجموع / ورام ابن ابى فراس (م 605) ذريعه 4 / 442 [ ش ند ]، 20 / 109 [ ش ند ]، 24 / 130 ش 650

[ 386 ]

فلاح السائل 120 - 121 / 113 اليقين 184 - 185 / 479 - 480 عنوان فوق در اليقين آمده است. درفلاح به اين تأليف، با عنوان " كتاب " (ونيز در كشكول بهاء الدين العاملي ; نك‍: 46.) Bosworth , Baha al - Din al - Amili , p اشاره شده است. اين معروفترين تأليف ورام جد مادرى ابن طاووس بوده است (نك‍: باب اول فصل اول). عنوان كتاب بيشتر با عنوان " مجموعه " يا " تنبيه الخواطر (يا: خاطر) ونزهة الناظر " (عناوين ديگر: نزهة الناظر ; نزهة النواظر وتنبيه الخواطر في الترغيب والترهيب و المواعظ والزواجر) شهرت دارد (نك‍: مث‍: رياض 5 / 203، 284). موارد نقل شده در فلاح واليقين، در نسخه چاپى تنبيه الخواطر (تهران 1376) نيامده است. بنابرگفته رياض (5 / 286) از اين كتاب يك تحرير مفصل ويك تحرير مختصر وجود داشته است. ابن طاووس بايد از تحرير مفصل آن (احتمالا گمشده ؟) بهره برده باشد ونسخه چاپى (به احتمال) بر مبناى تحرير مختصر مى باشد. مورد نقل شده در فلاح (نقل به معنى) مربوط به يك فرد متقى است كه براى سى سال در صف اول عباد نماز خوانده بود. أو حادثه أي را تعريف مى كند كه به وى نشان داد كه أو اين كار را براى خدا نمى كرده بلكه به هدف ريا واعجاب مردم چنين كرده است. مورد نقل شده در اليقين (روايت از نوع روايات ملاحم درباره حضرت محمد [ ص ]، صالح [ ع ] وحمزه عموى رسول خدا [ ص ] وامام على [ ع ] است ; مق‍: اليقين 18 - 19 / 149 - 150) را، ورام از تلخيص ابن الحداد الحنبلى از تاريخ بغداد خطيب نقل كرده است. ابن طاووس نيز روايت كاملتر همين خبر را از تاريخ بغداد نقل مى كند. أو مى گويد: نمى داند كه ابن الحداد از كدام نسخه استفاده كرده اما نسخه أي كه خود أو (ابن طاووس) دارد كاملتر است (اليقين 19 / 150). 340. * * مجموع الادعية المستجابات عن النبي والائمة / ناشناخته مهج الدعوات 295 - 296 قطع اين نسخه با عنوان " كمتر از يك هشتم وحدود يك ششم " (اقل من الثمن نحو

[ 387 ]

السدس) توصيف شده است ; اين به احتمال اشتباه بوده وعبارت درست آن: كمتر از يك ششم وحدود يك هشتم مى باشد (نك‍: بحث درباب سوم فصل چهارم). مورد نقل شده يك دعاى كوتاه است وروشن نيست كه اين تأليف همان " مجموع " كه در مهج 324 - 325 بدان اشاره شده، باشد. 341. * * ؟ مجموع عتيق / ناشناخته مهج الدعوات 331 - 332 اين ناممكن است كه گفته شود اين همان نسخه أي است كه در مورد 340 بدان اشاره شده است. مورد نقل شده (از آنجا در: بحار 95 / 233 - 234) شرح مى دهد كه چگونه امام سجاد [ ع ] عموزاده خود الحسن بن الحسن را با تعليم دعاى خاصى از تازيانه خوردن نجات داد. 342. * * ؟ مجموع عتيق / ناشناخته فرج المهموم 137 - 138 مورد نقل شده مربوط به مهارت پوران دختر حسن بن سهل (م 271 همسر مأمون) در علم نجوم است (نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " بوران " [ از:. ] D. Sourdel 343. * * ؟ مجموع عتيق / ناشناخته فرج المهموم 177 - 180 ابن طاووس قطع اين نسخه را بزرگتر از ربع توصيف مى كند. مورد نقل شده مشتمل بر داستانى است كه مهارت صاحب بن عباد را در علم نجوم نشان مى دهد. 344. * * ؟ مجموع عتيق / ناشناخته اليقين 141 - 142 / 393 ابن طاووس قدمت اين نسخه را دويست سال تخمين مى زند ومى افزايد كه متعلق به

[ 388 ]

كتابخانه ظافرية بوده است (به احتمال بعدا جزو كتابخانه وى شده است.) آيا مى توان گفت اين اشاره به كتابخانه الظافر فاطمي (حكومت از 544 - 549) مى باشد ؟ ظاهرا از چنين كتابخانه أي در منابع ياد نشده است. اين مجموع مشتمل بر اخباري در فضائل امام على [ ع ] بوده است. روايتي كه ابن طاووس از آن نقل كرده بيست ورق قبل از پايان كتاب بوده است. مق‍: - > كتاب عتيق فيه خطبة امير المؤمنين. 345. * [ مجموع الدعوات ] / أبو الحسين محمد بن هارون بن موسى التلعكبرى (زندگى در اواخر قرن چهارم) ذريعه 20 / 54 ش 1882 مهج الدعوات 175 - 184 درباره مؤلف نك‍: النابس صص 188 - 189. گاهى اين تأليف را به پدر أو هارون بن موسى (م 385) محدث معروف منسوب مى كنند. درباره عنوان نك‍: بحار 1 / 33 واز آنجا رياض 5 / 294 - 295. گرچه اين در تأليفاتي از ابن طاووس كه من ملاحظة كرده ام ثبت نشده، مى تواند با " مجموع " كه به خط أبو الحسين محمد بن هارون التلعكبرى كه در مهج ص 184 آمده، يكى باشد. بسيارى از ادعيه كه در فتح، فلاح، اقبال واجازات به روايت أبو الحسين التلعكبرى آمده، به احتمال از همين تأليف اخذ شده باشد. در فهرست منابع البلد (ص 503) به آن، با عنوان " كتاب مجموع التلعكبرى " اشاره شده وبه احتمال با " الكتاب العتيق " كه در بحار (نك‍: بحار 1 / 33، از آنجا رياض) آمده يكى است. 346. * مجموعة مولانا زين العابدين / على بن الحسين زين العابدين [ ع ] (م 94 يا 95) اقبال 2، 145 - 147، 149 - 150، 154 - 155، 157 - 158، 161 - 163، 166، 189 - 190، 194 193، 202 - 203، 206، 215 - 216، 219 - 220، 222 - 223، 225 - 226، 229 - 230، 232 - 233، 236 - 237، 243 - 248، 264 - 266

[ 389 ]

چند مجموعه دعا منسوب به امام زين العابدين [ ع ] وجوددارد كه معروفترين آنها " الصحيفة السجاديه " كه به عنوان " الصحيفة السجادية الاولى " نيز معروف است، مى باشد. مجموعة مولانا زين العابدين، يكى از اين مجموعه هاست. گويا آنچه از آن باقى مانده مواردي است كه در اقبال (ومنابعي كه از آن اخذ مى كنند) آمده است. محسن الامين كه به اين مجموعه به عنوان " الصحيفة السجاديه الخامسة " اشاره مى كند (براى تمييز آن از ديگر مجموعه هاي دعا كه از امام زين العابدين آمده)، موارد نقل شده را در كتابي با همين عنوان گنجانده است (دمشق 1330). (من براى اين ارجاع مديون پروفسور W. C. Chittick مى باشم). مواردي كه مستقيما از اقبال اخذ شده در صص 397 - 484 كتاب محسن الامين نقل ومورد بحث قرار گرفته است. اين موارد تنها در اقبال 2 نيامده بلكه (به گفته الامين، الصحيفة السجادية الخامسة ص 405) در نسخه هاي مختلف اقبال (وونيز در زوائد الفوائد على فرزند ابن طاووس) آمده است ; اما آن موارد در اقبال 1 نيامده اند (وهمچنين نقلهايى از المصباح ابن باقى ; نك‍: فهرست ذيل همين عنوان).. مكارم الاخلاق / أبو نصر الحسن بن الفضل بن الحسن الطبرسي (زندگى در ميانه قرن ششم) ذريعه 22 / 146 ش 6442 الدروع * برگهاى 109 - پ تا 110 - ر اين موارد، جزئي از افزوده هاي كفعمي مى باشد (نك‍: - > ابن طاووس، الدروع). 347. * * كتاب الملاحم / الحسن بن حمزه البطائني (زندگى در نيمه نخست قرن سوم) ذريعه 22 / 188 ش 6625 اقبال 71 / 599 - 600 مؤلف يكى از اصحاب واقفى امام رضا [ ع ] بوده است (نك‍: كشى ص 462 ; نجاشى صص 36 - 37 ش 73 ; طوسى، فهرست ص 79 ش 178). نجاشى يك " كتاب الفتن

[ 390 ]

وهو كتاب الملاحم " را در ميان تأليفات أو ثبت مى كند. ابن طاووس از نسخه أي متعلق به كتابخانه امام الكاظم [ ع ] استفاده كرده است. براى جزئيات بيشتر نك‍: باب اول فصل اول. 348. * + كتاب الملاحم / أبو الحسين احمد بن جعفر بن محمد بن عبد (يا: عبيد) الله المنادى (م 334 يا 336) ذريعه 22 / 187 ش 6623 اقبال 200 / 704 الملاحم والفتن 38 / 43 طرائف 180 - 181 / [ ند 45 ]، 186 / [ ند 46 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 44 وارجاعات همانجا (ونيز: صفدى 6 / 290). ابن طاووس در اقبال مى گويد: اهل سنت، المنادى را موثق مى دانند ; در سعد 237 أو سنى مى داند (من رجال الجمهور). ابن نديم (ص 41) بيش از يكصد وبيست تأليف را به أو نسبت مى دهد كه بيشتر آنها مربوط به علوم قرآني مى باشد. ابن ابى يعلى (2 / 3) تعدادى در حدود 400 تأليف را از أو ياد مى كند. همه موارد از كتاب الفتن كه ابن طاووس از آن نقل يا بدان اشاره كرده مربوط به حضرت مهدى [ ع ] مى باشد. كتاب الملاحم به احتمال قريب به يقين، همان " كتاب المفيض (همينطور در طرائف / طرائف * *) (درطرائف 1 وترجمه فارسي طرائف ص 79 " مقتص " ; در صراط 2 / 220: " فيض ") على محدثي الاعوام (ل‍) نبأ ملاحم غابر الايام " (يا: " انام "، چنين است در طرائف * *) مى باشد كه در طرائف 1 صص 180 - 181 / طرائف * برگ 42 - پ / طرائف * * برگ 54 - ر (نه در ذريعه) از آن نقل شده است. بنابر نسخه ابن طاووس، اين تأليف در سال 330 به اتمام رسيده بود. نسخه وى داراى اجازات متفرقي بوده كه تاريخ يكى از آنها ذى قعده 480 بود. ابن طاووس به هيجده حديث نبوى كه در آنجا آمده اشاره مى كند كه همه آنها مربوط به ظهور مهدى [ ع ] در آينده مى باشند. ابن طاووس علاوه بر نقل مستقيم از كتاب الملاحم، اين كتاب را در بين منابع كشف المخفي (طرائف 1 ص 180 / طرائف * برگ 42 - ر، پ / طرائف * * برگ 54 - ر)

[ 391 ]

ياد مى كند. كتاب الملاحم (با هيچ عنواني) در بيشتر فهارس معمولي از كتب المنادى نيامده است. مواردي (زير عنوان كتاب الملاحم) به توسط يوسف بن يحيى السلمى (م 685) در عقد الدرر في اخبار المنتظر (نك‍: فهرست اعلام چ بيروت 1403) نقل شده وبه احتمال قطعات ديگر در كتب ديگر موجود مى باشد. در يك مورد، رسول خدا [ ص ] مى فرمايد: مهدى [ ع ] از ذريه حضرت فاطمه [ س ] خواهد بود (السلمى ص 22). به اين نقل در طرائف 1 ص 181 اشاره شده است. 349. من لا يحضره الفقيه / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 22 / 232 / ش 6841 الامان 19 - 20 / 32، 32 - 33 / 46، 42 - 43 / 59، 101 - 103 / 112 و 114. فتح الابواب 253 الدروع * برگ 9 - ر، پ فلاح 127 / 119، 156 / 144 غياث سلطان الورى 3، 10 اقبال 23 / 553، 116 - 117 / 634 - 635، 178 - 180 / 684 - 685، 220 / 723، 228 - 230 / 4 - 5، 232 - 233 / 6، 236 - 237 / 9، 240 / 11، 251 / 18، 282 - 284 / 45 - 46، 303 - 304 / 64 - 65، 325 / 82، 355 / 109، 423 - 424 / 194 - 195، 429 - 430 / 200، 490 - 492 / 274 - 275، 496 / 279، 525 / 310، 533 / 317 - 318، 547 / 331، 634 / 423، 660 / 450 كشف المحجة 122 - 123 فرج المهموم 123 - 124، 129 سعد 84

[ 392 ]

اين دومين كتاب از كتب اربعه شيعه امامية است. موارد نقل شده در الامان از ابواب السفر در " كتاب الحج " (دومين جلد تأليف ابن بابويه) گرفته شده است. بيشتر موارد ديگر از ابواب كتاب الصلاة از جلد اول اخذ شده است. 350. * * + - من قدمه علمه / هلال بن المحسن بن ابراهيم الصابى (448) الملاحم والفتن 155 / 171 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 394 - 395، ذيل 1 / 556 - 557 ; دائرة المعارف چ 2، مقاله " هلال الصابى " [ از. ] D. Sourdel اين عنوان در ليست تأليفات أو ثبت نشده است. ابن طاووس در آغاز (از " مجموع " محمد بن الحسين المرزبان) داستان دو زنى كه يكى از آنها فرزند پسر آورد وديگرى فرزند دختر، نقل مى كند. هر كدام از اين دو زن مدعى پسر بوده واز پذيرفتن دختر ابا داشتند. عمر نتوانست دعواى آنان را حل وفصل كند ; موضوع نزد امام على [ ع ] آورده شد. امام به يكى از آنها دستور داد تا پياله أي را با شير خود پر سازد. شير را وزن كرد. همين كار در مورد زن ديگر تكرار كردند. زنى كه شير أو سنگين تر بود مادر پسر اعلام شد. پس از آن ابن طاووس مى گويد: در نوشته صابى آمده است كه از يك " كاتب " دراين باره سؤال شد ; أو در پاسخ حكم امام على [ ع ] را نقل كرد. 351. (*) + المناقب / أبو المؤيد الموفق بن احمد بن محمد (يا: اسحاق) المكى الخوارزمي خطيب (يا: اخطب) خوارزم (م 11 صفر 568) ذريعه 22 / 315 ش 7253 اقبال 758 / 528 سعد السعود 139 طرائف 60 / 16، 86 - 87 / 22، 109 / 26، 131 / 32، 154 - / 38، 172 - 174 / 43 - 44، 241 /، 65، 254 / 70، 282 / 78، [ 413 - 416 / 125 - 126 ]، 521 - 522 / 161 - 162.

[ 393 ]

اليقين 20 - 27 / 154 - 167، 176 - 177 / 461 و 463، 181 - 182 / 474 عنوان " المناقب " در سعد 139، طرائف 86 - 87 / 22، 521 - 522 / 161 - 162 (فيما صنفه من المناقب)، اليقين 22 / 159، 23 / 161، 176 / 461 و 463 آمده است ; در اليقين 26 / 166 با عنوان " الكتاب الذى صنفه في فضائل مولانا على " [ ع ] به آن اشاره شده است. ابن طاووس در موارد ديگر به " كتاب " خوارزمى اشاره كرده ويا تنها خاطر نشان مى كند كه خوارزمى روايت مورد نظر را نقل كرده است. ابن طاووس و ابن القفطى اولين مؤلفاني هستند كه از المناقب نقل كرده اند (نك‍: مقدمه الخرسان بر " المناقب چ نجف 1385 صص 27 - 28). بيشتر موارد نقل شده در چاپ نجف مناقب وجود دارد. آنها عبارتند از: سعد 139 = طرائف 60 / 16 = مناقب 58 ; طرائف 86 - 87 / 22 = مناقب 215 - 217 ; اقبال وطرائف 109 / 27 = (اشاره به) مناقب 189 - 192 ; طرائف 154 / 38 = مناقب 28 - 29 ; طرائف 155 / 38 = مناقب 36 - 37 ; طرائف 254 / 70 = مناقب 235 ; طرائف 282 / 78 = مناقب 283 ; طرائف 521 - 522 = مناقب 23 - 24 ; اليقين 20 - 21 / 154 = مناقب 227 = 228 ; اليقين 21 / 155 - 156 = مناقب 32 - 33 ; اليقين 22 / 157 - 158 = مناقب 259 - 260 ; اليقين 22 - 23 / 159 - 160 = مناقب 215 ; اليقين 23 - 24 / 161 = مناقب 86 ; اليقين 24 - 25 / 162 - 163 = مناقب 231 ; اليقين 25 - 26 / 164 - 165 = مناقب 63 - 64 / 248، اليقين 26 - 27 / 166 - 167 = مناقب ص 42. تنها تعدادى از احاديث در اين نسخه چاپى وجود ندارد. آن احاديث طرائف 131 / 32، 172 - 174 / 43 - 44، 241 / 65 = اليقين 181 - 182 / 474، طرائف 413 - 416 / 125 - 126 وجود دارد. يك توضيح بديهى اينكه نسخه چاپى مشتمل بر تمام متن نيست ; اما اين نيز ممكن است كه ابن طاووس مواد مزبور را از تأليفات ديگر خوارزمى اخذ كرده باشد (در همه اين موارد أو به " كتاب " اشاره مى كند بدون آنكه اطلاعات بيشترى بدهد) ; بدين ترتيب دو نقلى كه در طراف 172 - 174 / 43 - 44 آمده اند در مقتل الحسين خوارزمى 1 / 94 - 96

[ 394 ]

موجود است وموارد نقل شده در طرائف 413 - 416 / 125 - 126 مى تواند از كتاب الاربعين (نك‍: - > فهرست ذيل همين عنوان) خوارزمى اخذ شده باشد. * 352. * ؟ كتاب المناقب / أبو عمر (يا: عمرو) محمد بن عبد الواحد الزاهد غلام (يا: صاحب) ثعلب (م. ح. 345) ذريعه 22 / 316 ش 7257 الملاحم والفتن 23 - 24 / 26 - 27 محاسبة النفس 28 - 29 / 16 - 17 سعد السعود 284 - 285 طرائف 41 / [ ند 13 ] اين مى تواند كتابي باشد كه ابن طاووس آن را تلخيص كرده است (نك‍: - > ابن طاووس، انوار اخبار ابى عمرو الزاهد). در محاسبة النفس، سعد وطرائف، به اين تأليف با عنوان " كتاب " اشاره شده ودر ملاحم عنوان آن " مناقب الامام الهاشمي ابى الحسن على بن ابي طالب " آمده است. در محاسبه، نام أبو عمر به اشتباه " ابن عمر " آمده است ودر طرائف 1 / طرائف * (برگ 10 - پ) " أبو عمير " آمده است ; در ملاحم وطرائف 1 / طرائف * أو راوي اين تأليف توصيف شده است. ابن طاووس از نسخه أي قديمي (طرائف) كه به احتمال در دوره حيات مؤلف نبشته شده بود (ملاحم، محاسبه) استفاده كرده وآن نسخه زماني متعلق به خزانة الحافظ الخليفه بمصر (محاسبه) بوده است (در باره آن نك‍: - > فيما نزل من القرآن). همه موارد نقل شده مربوط به فضائل امام على [ ع ] است. نيز نك‍: - > كتاب اخبار ابى عمرو. 353. * + كتاب المناقب / أبو بكر احمد بن موسى ابن مردويه الاصفهانى (م 24 رمضان 410)


درباره منابع شرح حال، چاپها ونسخه هاي مناقب خوارزمى نك‍: طباطبائي تراثنا 6 / 4 ص 74 - 80 ش 529. م (*)

[ 395 ]

ذريعه 22 / 322 ش 7277 طرائف 23 - 26 / 7 - 8، 41 / [ ند 13 ]، 46 / [ ند 13 ]، 66 / [ ند 18 ]، 87 - 88 / 22، 102 - 103 / 26، 137 / 33، 146 - 147 / 35، 154 - 156 / 38، 241 / 65، 254 - 255 / 70، 263 - 266 / 74 - 75، 411 - 413 / 124 - 125، 427 - 428 / 129، 508 / 158 اليقين 9 - 18 / 129 - 148، 176 / 461، 182 - 183 / 475 - 476، 190 / 491، 193 - 195 / 498 - 501، 205 - 206 / 523 - 524 درباره مؤلف (كه ابن طاووس أو را در اليقين 9 / 129 با نام " احمد بن مردويه مشهور به ملك الحفاظ وطراز المحدثين " ناميده) نك‍: سزگين 1 / 225. (نبايد أو را با أبو بكر بن مروديه كه در سال 352 [ نك‍: ياقوت، البلدان 1 / 181 ] در اسكاف درگذشت، ونام نخست وى، محمد بود [ مق‍: سمعاني 1 / 234 ] اشتباه كرد.) مؤلفان شيعي در اين كه ابن مردويه سنى بوده با شرح حال نگاران سنى (درباره آنها نك‍: ارجاعات سزگين) توافق دارند. ابن شهر آشوب (كه از مناقب ابن مردويه نقل مى كند ; مق‍: 1 / 12) أو را " عامى مذهب " مى نامد (معالم ص 138 ش 957) وابن طاووس أو را به عنوان " من مخالفى اهل البيت " (طرائف 23 / 7) و " من اعيان رجال الاربعة المذاهب " (طرائف 137 / 33) ياد مى كند. اربلى با اين رأى بايد موافق بوده باشد زيرا وى، با اينكه ابن مردويه را بدليل تلاش فراوانش براى جمع آورى فضائل اهل بيت ستوده، از وى به دليل گنجاندن موادى كه براى شيعيان قابل قبول نيست خرده گيرى مى كند (اربلى، كشف 1 / 326). ابن شهر آشوب (معالم ص 138 ش 957) كه كتاب مناقب را به عنوان " يك كتاب بزرگ در فضائل امير المؤمنين " توصيف مى كند آنرا با عنوان " مناقب امير المؤمنين (معالم، واز آنجا ذريعه) و " مناقب مولانا على " (اليقين صص 205، 206) نيز ياد مى كند. ابن طاووس چنين بدست آورده است كه كتاب مزبور مشتمل بر 182 روايت در فضائل امير المؤمنين [ ع ] مى باشد (طرائف 137 / 33). وى علاوه بر نقلهاى مستقيم از آن، يك مورد نيز به واسطه " كتاب الفائق على الاربعين " از اسعد بن

[ 396 ]

عبدالقاهر نقل مى كند (طرائف 1 ص 263 ; اين مورد در محل آن در طرائف 2 [ ص 74 ] نيامده است). ابن طاووس توضيع نمى دهد كه براى اولين بار چه زماني وى به اين كتاب دسترسى پيدا كرد. بلكه تنها به اين نكته اشاره دارد كه بعدا نسخه أي براى خود بدست آورد كه سه جلد داشته است * (طرائف 137 / [ ند 33 ]). 354. (*) + - مناقب اهل البيت / أبو عبد الله احمد بن محمد بن حنبل (م 241) طرائف 137 / [ ند 33 ] درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 (از: ;) H. Laoust سزگين 1 / 502 - 509. ابن طاووس اين تأليف را به عنوان كتابي بزرگ كه داراى احاديثي درباره نصب امام على [ ع ] به خلافت است توصيف كرده ومى گويد: آنرا مى توان در كتابخانه على بن ابى طالب [ ع ] در الغرى (نجف) يافت. ظاهرا تأليفي با اين عنوان از احمد بن حنبل، در جاى ديگر، ثبت نشده است اما ممكن است كه ابن طاووس از جزئي از يك تأليف بزرگتر ابن حنبل را نقل كرده باشد. در اينجا دو احتمال وجود دارد ; اول، المسند. احاديثي درباره اهل بيت از اين تأليف، به صورت جزوه هاي مستقلى از زمان ابن طاووس وجود داشته واحتمالا وى به يكى از اين جزوه ها اشاره كرده است. دوم: فضائل الصحابة (تحقيق: وصى الله محمد عباس، بيروت 1403). اين تأليف داراى بابى تحت عنوان " فضائل على " است كه داراى احاديثي درباره ء اهل بيت مى باشد (تحقيق: عباس ج 2 صص 563 - 728). اين بايد روشن شود كه آيا اين باب همان كتاب فضائل على عليه السلام است كه ابن ابى الحديد (مق‍: سزگين 1 / 508 ش 21) از آن نقل كرده ونيز اينكه آيا فضائل الصحابة همان كتاب فضائلي است كه ابن نديم (ص 285) از آن ياد كرده وسبط ابن جوزي در تذكره (مث‍: صص 19، 20) از آن نقل كرده است يا نه. 355. * + مناقب اهل البيت / القاضى أبو الحسن على بن محمد بن محمد بن الطيب


درباره آن نك‍: طباطبائي، تراثنا 6 / 33 ص 98 ش 527. م (*)

[ 397 ]

الجلابى الشافعي ابن المغازلى (م صفر 483) اقبال 756 / 526 سعد السعود 72 - 73 طرائف 16 - 20 / 65، 22 - 23 / 7، 35 / 11، 37 / 12، 40 / 12، 49 - 53 / 13 - 14، 57 - 15، 61 - 65 / 16 - 17، 68 - 69 / [ ند 18 ]، 72 - 79 / 18 - 20، 82 - 86 / 21 - 22، 88 / 22، 99 - 100 / 24، 106 - 107 / 26، 111 - 112 / 27، 115 - 116 / 28، 132 - 133 / 32، 142 - 149 / 33 - 36، 157 / 38، 177 / 45، 201 / 52، 307 /، 87، 405 / 123، 427 / 129 اليقين 185 - 186 / 481 - 482، 190 / 490 - 491 درباره مؤلف كه شافعي است نك‍: سمعاني 3 / 44 6 ش 1023 ; صفدى 22 / 133 - 134 ; الاميني، الغدير 1 / 112 ; * مؤلف " نكت واللطائف " (مق‍: - > ابن طاووس، طرائف) ادعا مى كند (برگ 60 - پ، 65 - پ، 67 - ر) كه ابن المغازلى يا شيعه أي بوده كه تقيه مى كرده ويا يك " قاصى " بود كه فهم حديث نداشته وبنابراين احاديثي كه أو روايت مى كند نبايد معتبر دانست. مناقب منبع مهمى براى " الخصائص " (نك‍: ص 8) ابن بطريق است. در طرائف برخى از احاديث اين كتاب به توسط " العمدة " ابن بطريق نقل شده است. اين كتاب زير عنوان گمراه كننده " مناقب امير المؤمنين على بن ابي طالب " (بيروت 1400) انتشار يافته است. اين عنوان را محقق بى نام كتاب ساخته است. عنوان تأليف بر روى نسخه أي كه اين چاپ بر مبناى آن صورت گرفته " كتاب المناقب " بوده است (نك‍: صص 262 - 263). ابن المغازى در مقدمه خود تصريح مى كند (صص 16 - 17) كه اين تأليف درباره فضائل امام على [ ع ] وديگر اهل بيت رسول خدا [ ص ] است. محققين طرائف 1 واليقين 2 در پاورقى ها از چاپ ديگرى (جزئياتي درباره آن نيامده) نقل مى كنند. مواردي كه در


. شرحال مستقلى از ابن المغازلى با عنوان " الميزان القاسط في ترجمة مورخ واسط " به قلم آية الله مرعشى در مقدمه چاپ 1394 مناقب آمده است. م [ *)

[ 398 ]

طرائف (صص 22 / 7، 37 / 12، 148، 149 / 36، 177 / 45 و 427 / 129) آمده در اين دو چاپ نيامده است. * 4 356. * * + مناقب اهل البيت [ ع ] / أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) ذريعه 22 / 324 ش 7290 طرف 37 - 38 اليقين 47 - 50 / 215 - 220، 108 / 335، 183 / 447، 188 - 189 / 487 - 488 گرچه ابن طاووس تأكيد مى كند كه مؤلف آن مورخ سنى معروف است (اليقين 47 - 50 / 215، 108 / 335) آقا بزرگ متمايل به اين عقيده است كه مؤلف محمد بن جرير بن رستم الطبري (مؤلف المسترشد في الامامة) شيعي (زندگى در اوائل قرن چهارم) مى باشد. ظاهرا هيچ منبعي حدس آقا بزرگ را تأييد نمى كند. گرچه شرح حال هايى كه براى طبري مورخ آمده كتابي با عنوان " مناقب اهل بيت " براى أو ياد نمى كنند اين كتاب مى تواند يكى از تأليفات فضائل كه مى دانيم أو تأليف كرده باشد (مق‍: ; 93 - 90 Rosenthal , Tabare , pp - > كتاب حديث الولاية). در واقع شواهد خوبى براى رد كردن نظر ابن طاووس در باره مؤلف آن وجود ندارد ; وى توضيح مى دهد كه تأليف طبري به چند باب منقسم بوده كه ترتيب الفبائى داشته است (رتبه ابوابا على حروف المعجم) (طرف 37 ; مق‍: اليقين 47 / 215 ; صراط 2 / 19). از موارد نقل شده چنين بدست مى آيد كه اين ترتيب بر اساس اسامى روات بوده وهر بابى مربوط به حرفي از حروف الفباء بوده است. مثلا نقلى كه در اليقين 183 / 477 آمده از باب الهاء گرفته شده است. آنچنانكه ابن طاووس نقل مى كند، طبري در آغاز تأليف خطاب به يك راوي ناشناخته در مسجد الرصافة در بغداد شرح مى دهد كه كتاب متعلق به فضائل اهل بيت وداراى


. درباره مصادر شرح حال ابن المغازلى، نسخه هاي خطى مناقب وچاپهاى آن نك‍: طباطبائي، تراثنا 6 / 3 صص 100 - 105 ش 528. (*)

[ 399 ]

رواياتي از راويان كوفى، بصرى مكى وشامي است. وى مى افزايد: أو روايات درباره فضائل اهل بيت را از ديگران جدا كرده است (اليقين 47 / 215) ; عبارت اخير با آن نقلى كه درباره طبري آمده كه وى سر آن داشت تا فضائل افراد مختلف را گردآورى كند منطبق مى باشد. در اليقين (47 - 50 / 215 - 220) سه روايت نقل شده كه در آنها به امام على [ ع ]، به عنوان " امير المؤمنين " اشاره شده است. ابن طاووس در اليقين 108 / 335 مى گويد: طبري در مناقب خود خبرى را درباره دوازده تن از صحابه آورده كه أبو بكر را براى گرفتن خلافت پس از رسول خدا [ ص ] مورد انتقاد قرار داده اند. در اليقين 183 / 477، سلمان فارسي مى گويد: أو از رسول خدا [ ص ] شنيده است كه درباره على [ ع ] فرمود: على امام المتقين وقائد الغر المحجلين وهو الامير من بعدى. روايت مشابهى از سلمان در اليقين 188 - 189 / 487 - 488 نقل شده است. در طرف، رسول خدا [ ص ] هفده روز قبل از وفات ولايت امام على [ ع ] را مجددا وبا شدت مورد تأكيد قرار دارد واين كار در حضور أبو بكر، عمر وديگر صحابه به انجام شد. ابن طاووس بيشتر اين احاديث را با سند كامل آن نقل مى كند اما اين براى تعيين هويت مؤلف چندان بكار نمى آيد زيرا هيچكدام از افرادي كه در اين سند به عنوان شيخ مؤلف ياد شده اند قابل شناسائى نيستند. مؤلفين بعدى از اين تأليف به توسط ابن طاووس روايت مى كنند وبعضا اشتباهاتي رخ مى دهد. به عنوان مثال عاملي، حديثى را كه در اليقين 48 / 216 آمده، به عنوان حديثى كه در تاريخ طبري آمده نقل مى كند (اثبات 4 / 167). 357. * مناقب آل ابي طالب / محمد بن على المازندرانى ابن شهر آشوب (م 588) ذريعه 22 / 318 ش 7264 اقبال 69 / 598 الملاحم 164 - 166 / 181 - 183 درباره اين تأليف نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 710. از سخن ابن طاووس چنين بدست

[ 400 ]

مى آيد كه تأليف اصلى مشتمل بر هشت مجلد مستقل بوده واين مجلدات به صورت دو جلد در نسخه أي كه أو ملاحظة كرده در آمده است (ملاحم 166 - 182). در ملاحم سه مورد از مجلد هشتم آمده است. آنها مربوط به حضرت مهدى [ ع ] وعلامات ظهور آن حضرت هستند. ظاهرا ابن طاووس تنها منبع درباره باب مربوط به حضرت مهدى در المناقب است وهمانطور كه آقا بزرگ يادآور شده اين باب از نسخه هاي موجود مناقب از جمله نسخه مورخه 777 سقط شده است. در اقبال، به " مناقب " با عنوان يكى از منابعي كه تاريخ وفات امام عسكري [ ع ] را هشتم ربيع الاول 260 ياد كرده استناد شده است (مق‍: ابن شهر آشوب، مناقب 3 / 524) ; متن عبارت چنين است: وكذلك قال ابن شهر آشوب في المواليد المناقب. كلمه " المواليد " به اشتباه در اينجا آمده است * (علت آن اين است كه دو تأليفي كه درست قبل از اين كتاب آمده نامشان كتاب المواليد است). عبارت مزبور، آقا بزرگ را به اين اشتباه انداخته كه تأليف مذكور " كتاب المواليد " از ابن شهر آشوب است (مق‍: ذريعه 23 / 233 ش 8779). 358. * * مناقب على بن ابي طالب وفضائل بنى هاشم / محمد بن يوسف المقرئ الفراء (زنده در 281) اليقين 200 - 202 / 513 - 516 نسبت الفراء در بحار 38 / 227 (به نقل از اليقين) آمده است. اين نسبت در اليقين 1 " الغرا " ودر اليقين 2 " القراء " آمده است. احتمالا نويسنده محمد بن يوسف الرازي المقرى است. كه نجاشى از أو در ترجمه ابان بن تغلب به اينكه: در تاريخ 281 روايت كرده، ياد كرده است * * (ص 11 ش 7 ; مق‍: تنقح ش 11544). ابن طاووس از نسخه أي كه در حدود 300 سال پيش از وى كتابت شده بوده استفاده كرده است (يا حدود سال 300 كتابت شده) (نسخه عتيقة يقارب تاريخها ثلاثمائة سنة).


. ممكن است مقصود ابن طاووس بخش مواليد مربوط به هر امام در كتاب مناقب باشد. م * *. درباره ء وى نك‍: طباطبائي، تراثنا 7 / 1 ص 106 ش 549. م (*)

[ 401 ]

359. * * مناقب النبي والائمة / عبد الرشيد بن الحسين بن محمد الاستر آبادي (زندگى در اوائل قرن چهارم) ذريعه 22 / 335 ش 7332 سعد السعود 23 / 273 مورد نقل شده از كراسه چهارم برگ 2 - ر مى باشد. در اين نقل، امام رضا [ ع ] اين را كه مقصود از آيه اول سوره يس (كلمه " يس ") رسول خدا [ ص ] باشد رد كرده ومقصود از آنرا " خاندان پيغمبر " ذكر مى كند. چيزى درباره مؤلف نمى دانيم جز آنكه از محمد بن عبد الله الحميرى روايت كرده است (سعد السعود ص 273). افندي مى گويد كه أو شيعه بوده وفرض أو بر اين است (رياض 3 / 116 واز آنجا: اعيان 38 / 23) كه " مناقب " تأليف مستقلى از استرآبادى بوده كه بخشى از " كتاب تأويل (ال‍) آيات (التى) تعلق بها اهل الضلال " نبوده است (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان). تنها شاهد افندي عبارت " سعد " است كه چندان روشن نيست. 360. * * + - المنار في علم مواقيت الليل والنهار / المبارك بن الحسين بن طراد الماردينى ابن المنجم (م 571) فرج المهموم 206 در فرج المهموم * برگ 138 - ر، بجاى " المنار " " المناء به " آمده است. اين كتاب كه ابن طاووس مى گويد در دست أو بوده، ظاهرا در جاى ديگرى ثبت نشده است. درباره مؤلف نك‍: المنتظم 190 / 261 ; ابن رجب، ذيل 1 / 334 - 335 ; شذرات 4 / 240. ابن رجب وابن العماد نام أو را " المبارك بن الحسن بن طراد الباماوردى (بجاى " الباوردى " ؟ فرج المهموم * برگ 138 - ر: الينا ما وردى) الفرضى أبو النجم بن ابى السادات " معروف به ابن مقابله (ابن الجوزى وابن العماد: ابن القابلة) ياد مى كنند. مؤلف به عنوان اينكه در چند رشته علمي از جمله: جبر ووقت شناسى [ عارفا بمواقيت الشمس والقمر ] مهارت داشته توصيف شده است. نيز نك‍: Matar / Aror ص 321.

[ 402 ]

361. - مناسك الزيارة (يا: الزيارات) / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) محاسبة النفس 37 / 22 - 23 اين تأليف مى تواند همان " كتاب المزار الصغير " مفيد باشد (ذريعه 20 / 322 [ ش ند ]، مكدر موت ص 36 ش 110) كه به نوبه خود با كتاب المزار (ذريعه 20 / 325 ش 3226، سزگين 1 / 551 ش 8) يكى است. ابن طاووس از يك " ملحق " ناشناخته أي كه به كتاب مفيد ضميمه شده بود نقل مى كند. مق‍: - > كتاب (البزنطى). 362. * * كتاب المناسك / أبو القاسم الحسين بن (ابى) الحسن العلوى الكوكبى (زندگى در قرن چهارم) ذريعه 23 / 22 ش 7889 غياث سلطان الورى 5 - 6 درباره مؤلف نك‍: نوابغ ص 109. ابن طاووس در فلاح 285 / 258 به أو به عنوان ابن اخى الكوكبى اشاره مى كند ; به احتمال معناى اين جمله آنست كه أو برادر زاده أبو الحسن احمد بن على بن محمد الكوكبى (م 358) كه در زمان حكومت معز الدولة، نقيب النقباء در بغداد بوده مى باشد (مق‍: قمى، الكنى 3 / 108 ; 295..) Busse , p افندي به اشتباه نقل غياث را به " المضايقة " نسبت مى دهد (رياض 2 / 62). 363. (+) - مقالة في فتح الباب / أبو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل السجزى (م 415) ذريعه 21 / 403 ش 5690 فرج المهموم 127 درباره مؤلف نك‍: سزگين 6 / 224 - 226 ; 7 / 177 - 182، 333 - 334. ابن طاووس از قولى كه سجزى را شيعه مى داند ياد مى كند، اما ظاهرا وى مطمئن نيست كه اين قول درست باشد. اين كتاب همان " كتاب معرفة فتح الابواب " سجزى است كه نسخه خطى آن موجود است (سزگين 7 / 180 - 181 ش 12). از عبارت فرج المهموم چنين

[ 403 ]

بدست مى آيد كه ابن طاووس اين تأليف را به پدر أبو سعيد نسبت مى دهد اما اين نسبت مشكلاتي دارد (مق‍: - > كتاب الزائرجات). 364. + مقاتل الطالبيين / على بن الحسين أبو الفرج الاصفهانى (م 356) ذريعه 21 / 376 ش 5538 اقبال 152 / 581 الاجازات 171 - 172 ابن طاووس در الاجازات، از اين تأليف براى شواهدي كه امام حسين [ ع ] در روز جمعه (نه دوشنبه كه برخى گفته اند) به شهادت رسيد استفاده مى كند ; مق‍: مقاتل الطالبيين تحقيق: احمد صقر، قاهره 1368 صص 78 - 79. در اقبال از عنوان ياد نشده ومورد نقل شده ; در آنجا، در ص 193 چاپ صقر آمده است. * 365. * * ؟ المقتل / ناشناخته به نقل از امام صادق [ ع ] اللهوف 23 - 25 / 28 - 30 در روايت نقل شده (به روايت اسلم يعنى: اسلم بن عمران التجيبى المصرى)، أبو ايوب انصاري آيه " ولا تلقوا بايديكم إلى التهلكة " [ بقره / 195 ] را به عنوان توصيه أي بر اينكه نبايد جهاد را ترك كرد مورد استناد قرار مى دهد. اين روايت در تأليفات تفسيرى شيعي ثبت نشده اما (با اندكى اختلاف عبارت) در تفسير طبري از اين آيه آمده است (جامع 2 / 204). 366. * + مقتل الحسين / أبو عبيدة معمر بن المثنى (م ميان 207 - 213) ذريعه 22 / 28 ش 5873 (زير عنوان: مقتل ابى عبد الله الحسين عليه السلام) لهوف 54 - 55 / 62 - 63


. درباره منابع شرح مؤلف، نسخه هاي مقاتل وچاپهاى آن نك‍: تراثنا طباطبائي 206 صص 58 - 64 ش 493. م (*)

[ 404 ]

از اين تأليف در بروكلمان (1 / 102 - 103، ذيل 1 / 162) ياد نشده است. از عبارت لهوف كاملا روشن نيست كه اين اثر تأليف مستقلى است: وروى معمر بن مثنى في مقتل الحسين فقال ما هذا لفظه... ; مورد نقل شده درباره ورود عمر بن سعد بن ابى وقاص [ در روز ترويه ] به مكه به عنوان فرمانده لشگرى است كه يزيد به معاويه بر ضد امام حسين [ ع ] فرستاده بود. * ابن طاووس در مصباح الزائر * (ص 213) مى گويد: قرائت مقتل حسين بخشى از مراسم عاشوراء مى باشد اما اينكه أو متن خاصى را در نظر داشته روشن نمى كند. 367. * + مراتب العلوم وترتيب السعادات / أبو على احمد بن محمد بن يعقوب (ابن) مسكويه (م 421) ذريعه 20 / 291 ش 3022 فرج المهموم 205، 208 اين تأليف در ذيل نام مسكويه در بروكلمان، ذيل (1 / 582 - 584 ; مق‍: , Arkoun 107.) Contribution , p نيامده است. آقا بزرگ وسزگين (7 / 16) هر دو نام كتاب را از فرج المهموم نقل مى كنند اما آگاه نيستند كه نام ديگر رساله مسكويه (كه ثبت نشده) " ترتيب السعادات " (نك‍: ; ] p. 31. no. 332 [ Sbath وى عنوان را به اشتباه " ترتيب العادات " خوانده وبه همين جهت آنرا به habitudes ترجمه كرده است [ ص 67 ]) يا " ترتيب السعادت ومنازل العلوم " مى باشد (كه درباره آن نك‍: ذريعه 4 / 66 ش 275 ; ; 232 - 231. ArKoun , Contribution , pp. 7001 - 801 ; gutas , " Paul the Persian , " pp ; 14. idim , " Notes and Texts " , p مقدمه امامى به چاپ تجارب الامم مسكويه، تهران 1987 ج 1 ص 23). Arkoun (ص 107) تاريخ تأليف " ترتيب " را در بين سالهاى 355 - 360 ياد مى كند. اين رساله در تهران، 1314 (صص 422 - 462) در حواشى چاپ سنگى رسائل ملا صدرا و تأليفات ديگر ودر قاهره 1335 و 1346 (اين چاپ مبتنى بر چاپ 1335 است اما


. درباره اين كتاب نك‍: طباطبائي، تراثنا 2 / 6 ص 75 ش 504. م

[ 405 ]

ترتيب صفحات باآن متفاوت است) به چاپ رسيده است. چاپ 1346 داراى مقدمه أي است (صص 2 - 30) از على الطوبجى كه بدنبال آن متن رساله (به عنوان " كتاب السعادة ") در صص 31 - 61 آمده است. متن آن مبتنى بر مجموعه ابن سينا در دار الكتب قاهره است كه Gutas در " " Nores and Texts آنرا تحليل كرده است. ترتيب السعادات مربوط به مراتب سعادت انسانى است. آنچنان كه (Gutas در:. 232 - 231.) " Paul the Persian , " pp ياد آورد مى شود اين رساله داراى دو بخش است كه اولين بخش مربوط به طبيعت سعادت واقسام آن ودومى طبقه بندى بخشهاى فلسفه ارسطو است. بنابراين عنوان " ترتيب السعادات ومنازل العلوم " ظاهرا درست تر از عنواني است كه در فرج المهموم آمده است. درفرج المهموم 205 تنها به اين كتاب اشاره شده است. مورد نقل شده در فرج المهموم 208 ظاهرا از بخش اول اخذ شده زيرا در آن آمده كه شاهان براى غلبه بر ناخوشى چه كارهايى انجام مى داده اند. اين قطعه در چاپهاى تهران وقاهره نيامده است. Arkoun كه از چاپ 1346 استفاده كرده مى گويد " متنى كه در اختيار ما قرار دارد ظاهرا متن كاملى است " اما در واقع چنين نيست. اين بايد روشن شود كه مورد نقل شده در فرج المهموم 208 درنسخه ديار بكر كه Gutas (1. ;) " Paul the persian , " p. 132 , n نام كتاب در اين نسخه " كتاب ترتيب السعادة " آمده است) بدان اشاره كرده وجود دارد يا نه. * - المعرفة / أبو عبد الله محمد بن اسحاق بن محمد بن يحيى ابن مندة (م 395) طرائف 81 / 20 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 214 - 215. اين تأليف مى تواند همان " معرفة الصحابة " كه يكى از مناقب ابن شهرآشوب (1 / 10) است باشد. كتاب مزبور در چندين نسخه موجود است (سزگين 1 / 215 ش 1). در طرائف از اين كتاب به توسط " البرهان " ابن شهر آشوب نقل شده ودر " اعلام الورى " طبرسي (ص 53) ودر مقتل الحسين خوارزمى (نجف 1367 ج 1 ص 83) از آن ياد شده است.

[ 406 ]

368. * + كتاب المعرفة / أبو سعيد عباد بن يعقوب الرواجنى (م 250) ذريعه 21 / 244 ش 4841 اليقين 74 - 78 / 271 - 278 درباره مؤلف وآراء متضاد درباره مذهب أو نك‍: 133.. Kohlberg , " Usul , p. 151 , n ابن طاووس اين قول طوسى را كه رواجنى عامى المذهب بوده تأييد مى كند. بياضى با واسطه از اين تأليف نقل كرده است (صراط 1 / 10 ش 168 [ بجاى " مندوع "، يعقوب بخوانيد ] ; صراط 2 / 102 - 103 روايت تلخيص شده اليقين 76 - 78 / 275 - 277). 369. * كتاب المعرفة / أبو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد الثقفى (م 283) ذريعه 21 / 243 ش 4836 كشف المحجة 35، 71 سعد السعود 70، 135 طرائف 481 / [ ند 148 ] اليقين 38 - 45 / 193 - 209 اين تأليف چنان تعصب شيعي داشته كه علماى كوفه (جائى كه ثقفي از آنجا بود) كه متمايل به امام على [ ع ] بوده اما در اين گرايش محتاط بودند، اجازه روايت اين كتاب را به أو ندادند. أو پس از حركت به اصفهان فرصت روايت آنرا يافت ; اين جزئيات را ابن طاووس بدست داده (اليقين 38 / 193) كه به احتمال قوى عبارات نجاشى (ص 17 ش 19) را در اين باره نقل به معنى كرده است (مق‍: 53. Kohlberg , " Sahaba " , p. 251 , n و بحث ذيل عنوان فهرست ابن نديم در همين " فهرست "). ابن طاووس يك نسخه چهار جزئي را در اختيار داشته كه ظاهرا در دوره حيات مؤلف كتابت شده بود (اليقين 38 / 193). ابن طاووس به عبارتي درباره توطئه قتل پيامبر [ ص ] اشاره مى كند (سعد 70) و مى افزايد كه در اين عبارت اسامى توطئه گران آشكارا آمده است (سعد 135، مق‍: ".) Kohlberg , " Sahaba مورد نقل شده در كشف 71 اشاره به خبرى (از جزء چهارم)

[ 407 ]

است كه جسد رسول خدا [ ص ] پس از وفات آن حضرت سه روز دفن نشده روى زمين باقى ماند. در طرائف 1 اشاره به جزء سوم كتاب شده كه داراى رواياتي (به روايت راويان اهل سنت) درباره انتقادات تند از همه افراد شركت كننده در شورى بجز امام على [ ع ] است. موارد نقل شده در اليقين مشتمل بر متن سيزده روايت در فضيلت امام على [ ع ] است كه دو روايت آن با دو اسناد مختلف آمده كه مجموعا پانزده حديث مى شود (مق‍: اليقين 45 / 209) ; بنابرگفته (اليقين 38 / [ ند 193 ]) اين روايات از جزء اول نقل شده است. نقل ديگر از كتاب المعرفة كه مشتمل بر تمجيد رسول خدا [ ص ] از امام على [ ع ] در جريان فتح خيبر است، به توسط طبرسي در اعلام الورى (صص 186 - 187) نقل شده است. 370. + كتاب المصابيح / أبو محمد الحسين بن مسعود الفراء البغوي (م 510 يا 516) طرائف 175 - 178 / 44 - 45، 180 / [ ند 45 ] درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 447 - 449 ; ذيل 1 / 620 - 622. عنوان كتاب ونام مؤلف در طرائف آمده اما نسبت بغوى در آنجا نيامده است. * 9 امروزه اين تأليف بيشتر با عنوان " مصابيح السنة " شهرت دارد. موادى كه در طرائف 175 - 178 / 44 - 45 نقل شده در " باب اشراط الساعه " مصابيح السنه (قاهره [ بى تا ]) آمده است: طرائف 175 - 176 / 44 = مصابيح 2 / 193 ; طرائف 177 - 178 / 45 وطرائف 178 / 45 = مصابيح 2 / 194. در طرائف 180 / [ ند 45 ] از اين تأليف به توسط كشف المخفي ابن بطريق اشاره شده است. 371. + كتاب المصابيح / أبو العباس احمد بن ابراهيم الحسنى (زندگى در ميانه قرن چهارم)


. اربلى معاصر جوانتر ابن طاووس از اين كتاب با عنوان " شرح السنة " نقل كرده واز نويسنده نيز با عنوان " بغوى " ياد كرده است. نك‍: كشف الغمه ج 1 ص 122. م (*)

[ 408 ]

ذريعه 21 / 79 ش 4036 اقبال 52 - 54 / 581 - 583 لهوف 128 - 129 / 145 - 146 عنوان كتاب در لهوف بدون نام مؤلف آمده است. در بعضى از منابع شيعي (از جمله ابن طاووس) نسبت مؤلف اشتباها " الحسينى " آمده است ; نك‍: مث‍: نقل عبارت فهرست منتجب الدين كه در بحار 105 / 210 آمده است (واز آنجا: رياض 1 / 29 ; اعيان 7 / 374). (در چ 1406 فهرست منتجب الدين ص 21 نسبت أو صحيح آمده است.) ظاهرا مؤلفان امامى از هويت أو آگاهى نداشته اند. در واقع أو استاد سه نفر از امامان زيدي از جمله أبو طالب الناطق بالحق (م 424) بوده است ; نك‍: Madelung , Qasim 172 , 86. pp كتاب المصابيح كتابي در شرح حال امامان زيدي متقدم است وچند نسخه از آن در دسترس است (بروكلمان، ذيل 1 / 556). زندگى نامه يحيى بن عبد الله وناصر اطروش دو امام زيدي، كه در بخش دوم (كه به توسط أبو الحسن على بن بلال شاگرد أبو العباس به اتمام رسيد) كتاب آمده توسط مادلونگ به چاپ رسيده است ; نك‍: تأليف أو 17 - 16. Zaydi Imans , pp، صص 53 - 75 (عربي). روايات نقل شده در اقبال يك تصوير مساعد از عبد الله بن حسن وفرزندش محمد (نفس زكيه) بدست مى دهد. در مورد لهوف اسامى فرزندان حسن بن على [ ع ] كه در كربلا شركت داشتند آمده است. * - مصابيح النور في (علامات) اوائل الشهور / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 21 / 92 ش 4091 اقبال 232 / 6 عنوان كتاب در اقبال " كتاب مصابيح النور " آمده است. عنوان كتاب در معالم (ص 114 ش 765) " مصابيح النور في اوائل الشهور " آمده است. نك‍: - > كتاب كمال شهر رمضان. از عبارت اقبال چنين بنظر مى رسد كه ابن طاووس مصابيح را نديده وتنها

[ 409 ]

ارجاع مفيد به اين كتاب را (در منبع ديگرى) يافته است. (" من يافتم كه شيخ ما مفيد راهى را كه در لمح البرهان اظهار كرده پس گرفته وگفته است كه وى كتابي با عنوان مصابيح النور تأليف كرده كه موضع احمد بن محمد بن داود كه رمضان مانند هرماه ديگر كم وزياد مى شود [ الزيادة والنقصان ] را پذيرفته است " به عبارت ديگر رمضان مى تواند 29 يا 30 روز باشد. كلمه " نقصان " اين است كه يك ماه مى تواند 29 روز باشد نه اينكه نقصى در مدت روزه باشد كه با گرفتن روزه در اول ماه آينده كامل شود). شيخ مفيد تلخيص مصابيح را نوشت كه بطور كامل در " الدر المنثور من المأثور و غير المأثور " تأليف يكى از نوادگان شهيد ثانى با نام على بن محمد بن الحسن العاملي (م 1103) (قم 1398 ج 1 صص 122 - 134) درج شده است. شيخ مفيد در اين تلخيص عنوان طولاني تر كتاب را " مصابيح النور في علامات اوائل الشهور " ياد كرده (نك‍: الدر المنثور 1 / 132 ; مق‍: ص 128) ومى گويد كه آن كتاب داراى حدود يكصد وپنجاه برگ است (الدر المنثور 1 / 122 - 123). نيز نك‍: مكدر موت ص 39 ش 150 واشاره مفيد به اين تأليف در المسائل السروية (نقل شده توسط مكدر موت صص 307 - 308). ارجاعات بيشترى در رسالة العددية مفيد وجود دارد (نك‍: ذريعه). 372. * المسائل / على بن جعفر (الصادق [ ع ]) (م 210) ذريعه 20 / 360 ش 3406 غياث سلطان الورى 4 درباره مؤلف نك‍: كشى صص 364 - 365 ; نجاشى ص 251 - 252 ش 662 ; طوسى، فهرست صص 117 - 118 ش 379. اين تأليف مشتمل بر سؤالاتي بوده كه على بن جعفر از برادرش موسى الكاظم [ ع ] پرسيده است. قطعاتي از آن در برخى از منابع متأخر نقل شده است (مث‍: بحراني، كشكول ج 3 ص 166 به نقل از: كتاب مسكن الشجون، نعمت الله جزائري). اما تاكنون شواهدي بر باقى ماندن آن به دست نيامده است. *


. در اين باره نك‍: مسائل على بن جعفر ومستدركاتها (مشهد 1409). (*)

[ 410 ]

373. * * كتاب المسائل / على بن يقطين (م 182) ذريعه 20 / 369 ش 3459 غياث سلطان الورى 7 درباره مؤلف نك‍: كشى صص 365 - 371 ; نجاشى ص 273 ش 715 ; طوسى، فهرست صص 120 - 121 ش 3390 ; 2. 18. Madelung , " Treatise , " p. with n اين تأليف مشتمل بر سؤالات على بن يقطين از امام موسى الكاظم [ ع ] بوده است. 374. * * كتاب المسائل واجوبتها من [ كذا في الاصل ] الائمة / ناشناخته ذريعه 20 / 330 ش 3251 اقبال 98 / 623 عنوان فوق در اقبال وبحار 100 / 198 آمده است. آقا بزرگ از اين تأليف از طريق اقبال آگاهى دارد اما عنوان را " كتاب المسائل عن الائمة واجوبتها منهم " ناميده است. در مورد نقل شده امام هادى [ ع ] به پرسش گرى مى گويند حضرت فاطمه [ س ] در كنار رسول خدا [ ص ] دفن شده است بنابراين ممكن است كه " كتاب مسائل الرجال " الهادى [ ع ] (نك‍: فهرست ذيل مورد) جزئي از اين تأليف بوده باشد. در رياض 6 / 47 حدس زده شده كه اين كتاب تأليف كلينى است ; به احتمال، افندي بر اين باور بوده كه كتاب المسائل همان كتاب الرسائل كلينى است (نك‍: فهرست ذيل مورد كتاب الرسائل) اما شاهدى براى تأييد آن نياورده است. 375. * * - كتاب في المسائل وابتداء الاعمال / أبو العباس الفضل بن ابى سهل النوبخت (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 12 / 148 ش 991 فرج المهموم 125 عنوان فوق درفرج المهموم * برگ 83 - پ آمده (جز كلمه " كتاب ") ; بلا فاصله پس از آن عبارت " المعروف بالسجل " آمده كه طبعا اين فرض را بوجود مى آورد كه " سجل "

[ 411 ]

عنوان جانشين براى تأليف مزبور بوده است. اين فرض (كه Matar ص 369 اخذ كرده) را عنواني كه در ذريعه آمده تقويت مى كند: " كتاب السجل في المسائل وابتداء الاعمال ". ظاهرا آقا بزرگ از نسخه أي در نجف كه مبناى فرج المهموم چاپى است استفاده كرده است (مق‍: ذريعه 16 / 156 ش 424 ; Matar ص 36). اما اين حقيقت كه أو عنوان متفاوتي را آورده بدين معناست كه فرج المهموم چاپى در اين قسمت از نسخه خطى متفاوت بوده ويا اينكه (كه احتمالش بيشتر است) أو نام كتاب را با ترتيب مجدد بر اساس آنچه نام اصلى مى دانسته نوشته است [ كلمه " سجل " را از انتهاى عبارت به آغاز آن آورده است ]. بهر روى اين محتمل مى نمايد كه " سجل " وكتاب في المسائل دو تأليف مستقل بوده است (واگر چنين باشد، عنوان " سجل " بايد در فهرست بصورت مستقل ياد شود). اين فرض بر اين حقيقت است كه در ادامه كلمات " المعروف بالسجل " (هم در فرج المهموم چاپى وهم فرج المهموم *) عبارت " وهو كتابه الثاني " آمده واين عبارت در اين صورت معنى دارد كه اينها دو كتاب باشند. مؤيد ديگرى در فرج المهموم ص 125 آمده كه عبارت آن چنين است: " كتاب في المسائلة وابتداء الاعمال الاعمال المعروف بالسجل " ; شايد كلمه كتاب را بايد ميان دو " الاعمال " نهاد ; سزگين نيز متن ابن طاووس را به عنوان اين كه اشاره به دو كتاب است تلقى مى كند (سزگين 7 / 114 ش 10، 11). احتمال ديگر اين است كه تأليف نخست " كتاب المسائل " ودومى " ابتداء الاعمال المعروف بالسجل " بوده است. در اين صورت " الاعمال " دوم اشتباه خواهد بود. درباره اصطلاح " ابتداء الاعمال " مق‍: سزگين 7 / 33. 376. * * مسائل عن الرضا / الصباح بن نضر (يا: نصر) الهندي (زندگى در اوائل قرن سوم) ذريعه 20 / 349 ش 3355، ص 354 ش 3381 فرج المهموم 94 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 202 ش 539. عنوان كتاب در نجاشى وابن طاووس مشابه است. در ذريعه " مسائل الرضا " (يعنى سؤالاتي كه از امام هشتم [ ع ] شده است) و

[ 412 ]

" مسائل الصباح بن نصر الهندي عن الرضا " آمده است. ابن طاووس از اين تأليف به روايت محمد بن احمد الصفوانى وابو العباس بن نوح (شايد مقصود أبو العباس احمد بن على بن نوح باشد كه نجاشى در ص 393 در پايان حال الصفوانى أو را به عنوان استاد خود [ شيخي ] ياد كرده است) نقل مى كند. ابن طاووس نسخه أي از اين تأليف را داشته كه ظاهرا در دوره حيات اين دو راوي كتابت شده بوده است. مورد فرج المهموم (نقل شده در مستدرك 13 / 100) مشتمل بر روايتي از امام رضا [ ع ] درباره علم نجوم است. 377. * * كتاب مسائل الرجال / أبو الحسن على بن محمد الهادى [ ع ] (امام دهم م 254) الامان 45 / 58 اقبال 236 - 236 / 8 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " العسكري " [ از:. ] B Liwis عنوان كتاب در الامان واقبال چنين است: " كتاب مسائل الرجال مولانا ابى الحسن على بن محمد الهادى [ ع ] ". روايت نقل شده در الامان در اقبال نيز آمده است. در رياض (6 / 47) اين كتاب با " كتاب المسائل واجوبتها " (نك‍: فهرست ذيل مورد) يكى دانسته شده است. 378. * المسائل السلاريه (يا: السلاريه) / أبو القاسم على بن الحسين بن موسى الشريف المرتضى (م 436) ذريعه 5 / 223 ش 1061 ; 20 / 352 ش 3373 فرج المهموم 41، 43 - 53 اين تأليف كه با عنوان " جوابات (يا: اجوبه) المسائل السلاريه " ياد شده مشتمل بر جوابهاى شريف مرتضى به پرسشهاى شاگرد خود سلار بن عبد العزيز الديلمى (م 448) بوده است (درباره أو نك‍: مدرسي، فهرست اعلام ذيل مورد). قسمتي كه ابن طاووس از آن نقل كرده مربوط به رد علم نجوم توسط شريف مرتضى است. اين رد در بحار

[ 413 ]

58 / 281 - 289 نيز نقل شده وبه عنوان " مسألة في الرد على المنجمين " در رسائل الشريف المرتضى 2 / 301 - 311 به چاپ رسيده است. به گفته ء مجلسي (بحار 58 / 281 ; نيز مق‍: رسائل الشريف المرتضى 2 / 301) اين متن در " كتاب الغرر و الدرر " مرتضى آمده اما در نسخه هاي چاپى الغرر نيامده است (قاهره 1325 [ افست قم 1403 ]، قاهره 1373). به احتمال اين مسأله در بخش پنجم اين تأليف (گمشده ؟) آمده باشد كه ضميمه غرر بوده است (به گفته ء بحر العلوم 3 / 146). موارد نقل شده در فرج المهموم 43 - 56 مشتمل برقطعات طولاني از اين تأليف است كه در ميان آنها توضيحاتي از ابن طاووس نيز آمده است. براى اطلاعات بيشتر نك‍: - > الدلالة بالسمع. 379. * * - مسألة في عصمة الانبياء / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) اقبال 282 / 44 - 45 اين عنوان در جاى ديگر نيامده ومكدر موت نيز از آن ياد نكرده است. اين تأليف اولين رساله در مجموعه كوچكى بوده كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته است. 380. * * - مسألة في قول النبي: على اقضاكم / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) فرج المهموم 53 - 54 اين عنوان در جاى ديگرى ثبت نشده ومكدر موت نيز از آن ياد نكرده است. ابن طاووس اين " مسأله " را اولين تأليف در مجلدى كه مالك آن بوده ومشتمل بر تأليفاتي از شيخ مفيد وشريف مرتضى بوده قرار داشته است. گرچه وى مشخص نمى كند كه كداميك از اين دو اين " مسأله " را نوشته محتمل است كه اين رساله همان تأليف مفيد كه با عنوان " مسألة في اقضي الصحابة " مشهور است باشد (ذريعه 20 / 384 ش 3551 ; مكدر موت ص 36 ش 117). 381. * * + مسانيد المأمون / أبو زكريا يحيى بن منده الثقفى الاصفهانى الحافظ (زندگى در ميانه قرن سوم)

[ 414 ]

طرائف 61 / 16 نام پدر مؤلف در طرائف * برگ 15 - ر / حاشيه طرائف * * برگ 17 - پ (به اشتباه ؟) منذر آمده است. أبو نعيم اصفهاني در كتاب " ذكر اخبار اصبهان " () ed. S. Dedering ليدن، 1931 - 4، ج 2 ص 359، از مؤلف ياد كرده است. احتمالا أو پدر أبو عبد الله محمد (م رجب 301 ; مق‍: ذهبي، تذكرة 2 / 741 - 742) وجد اعلاى محمد بن اسحاق بن محمد بن يحيى ابن منده (م 395 ; نك‍: سزگين 1 / 214 - 215) مى باشد. در اين باره ترديد همچنان باقى است زيرا هيچكدام از افراد خانواده به عنوان " ثقفي " شهرت ندارند. ظاهرا هيچ اشاره ديگرى به اين تأليف يا تأليف ديگرى از أو نشده است. مورد نقل شده مشتمل بر نقل حديث " سد الابواب " مى باشد كه بر اساس آن رسول خدا [ ص ] فرمود تا همه درهايى كه از خانه ها به مسجد نبوى باز بود بسته شود مگر در خانه على [ ع ]. اين اسناد (كه در اصل يك اسناد خانواده بنى عباس است) از ابراهيم بن سعيد الجوهرى (م 247 يا 253 ; مق‍: تاريخ بغداد 6 / 93 - 95) آغاز شده وبا واسطه خلفاى عباسي " المأمون، الرشيد، المهدى، المنصور " وبعض از اجداد آنها به " عبد الله بن عباس " مى رسد. 382. مسار الشيعة في التواريخ الشرعية / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 20 / 375 ش 3503 اقبال 28 / 558، 64 / 592، 75 / 603، 165 / 673، 169 / 677، 373 / 130، 382 / 141 ابن طاووس از نسخه أي كه در حيات مؤلف كتابت شده بود استفاده كرده است (اقبال 165 / 673). عنوان كتاب در اقبال " التواريخ الشرعية " آمده است ; در بحار 1 / 7 " رسالة مسار الشيعة في مختصر التواريخ الشرعية " آمده است. نك‍: سزگين 1 / 551 ش 9، مكدر موت 29 ش 21. اين كتاب چند بار به چاپ رسيده است ; آقا بزرگ از چ قاهره 1313 وايران 1315 (كه هر دو در سزگين ومكدر موت نيامده) ياد مى كند. چاپ قاهره (با عنوان " مسار الشيعة ") بعد از " توضيح المقاصد " بهاء الدين عاملي با صفحه

[ 415 ]

شمارى پيوسته آمده است: صص 24 - 25 (= پايان كتاب). مورد نقل شده در اقبال 28 / 558 در ص 42 مسار آمده است ; در آنجا آمده كه هر كس شب عاشورا در حرم امام حسين [ ع ] بگذراند با شهداء وآغشته به خون امام حسين [ ع ] محشور خواهد شد. اقبال 64 / 592 (= مسار ص 44): در اولين شب ربيع الاول، سيزدهمين سال بعثت، رسول خدا [ ص ] از مكه به مدينه رفت. اقبال 75 / 603 (= مسار صص 46 - 47): رسول خدا [ ص ] در روز هفدهم ربيع الاول به دنيا آمد. اقبال 165 / 673 (= مسار صص 51 - 52): بعثت رسول خدا [ ص ] در 27 رجب رخ داده است ; هر شخصي كه در آن روز روزه بدارد ثواب شصت سال روزه را خواهد داشت. اقبال 169 / 677 (= مسار ص 52): فهرستى از نمازهايى كه در روز 27 رجب بايد انجام داد. اقبال 373 / 130 (= مسار 27): مأمون روز ششم رمضان با امام رضا [ ع ] بيعت كرد. اقبال 382 / 141 (= مسار 28): انجيل (در مسار آمده: بر عيسى) در دوازدهم رمضان نازل شد. نيز نك‍: - > حدائق الرياض. 383. * * كتاب المسرة / محمد بن على بن محمد ابن ابى قرة (زندگى در اوائل قرن پنجم) ذريعه 20 / 320 ش 3202 ; 21 / 18 ش 3736 اقبال 686، 688 - 689 / 496 - 471 نجاشى (ص 398 ش 1066) در ميان آثار ابن ابى قره از كتابي با عنوان فوق ياد نمى كند. در واقع تنها شاهد براى وجود كتابي با اين نام عبارت اقبال است كه آن نيز قطعي نيست. عبارت نقد شده در اقبال 688 / 469 چنين است: وروينا من كتاب المسرة من كتاب ابن ابى قرة (متن يك زيارت). در اقبال 688 / 470 آمده: من (در اقبال 2: " في ") كتاب المسرة من كتاب مزار ابن ابى قرة (متن زيارت مشهد على [ ع ] در روز غدير خم). اين عبارت براى افندي وآقا بزرگ مبهم بوده است ; زيرا شاهد ديگرى بر وجود اين كتاب در دست نبوده ودر واقع برخى از قرائن عليه وجود چنين تأليفي در دست بوده است (مثل عدم ياد از آن در فهرست نجاشى). راه حل افندي اين بود كه اين

[ 416 ]

كتاب را در رديف كتب ناشناخته ياد كند (رياض 6 / 48) وپيشنهاد آقا بزرگ اين است كه " كتاب المزار " ابن ابى قرة (مثل " كتاب عمل شهر رمضان " أو) بخشى از كتاب المسرة بوده باشد. يك راه حل ديگر اين كه كلمه ء " كتاب " (در كتاب المسرة) را " لباب " بدانيم و اينطور بخوانيم " وروينا في لباب المسرة من كتاب ابن ابى قرة " يا فرض كنيم كلمه ء " لباب " (كه در عربي نظير " كتاب " است) سقط شده وعبارت را چنين بخوانيم " وروينا في كتاب لباب المسرة... ; در اين صورت اين اشاره به تأليف خود ابن طاووس است كه برادر زاده ء أو يعنى عبد الكريم آنرا به عنوان كتاب " لباب المسرة من كتاب ابن ابى قرة القنانى " مى نامد (الغرى ص 51 ; نك‍: باب دوم فصل دوم). مؤيد اين پيشنهاد اين است كه كلمه ء " المسرة " و " قره " هم قافيه خواهند بود اين هم قافيه بودن مشكل مى تواند صرف اتفاق باشد زيرا ابن ابى قره نمى توانست مايل به تأليف كتابي باشد كه با نام خود أو هم قافيه باشد. ما بايد چنين فرض كنيم كه نام أو جزو عنوان تأليف بوده است. با توجه به اين مطلب، ترديد اندكى باقى مى ماند كه كتاب مورد بحث لباب المسرة ابن طاووس باشد. اگر چنين باشد عنوان مذكور بايد از اين فهرست حذف شود. 384. * * كتاب مشايخ خواص من الشيع لمولانا ابى الحسن على بن محمد ومولانا الحسن بن على العسكريين / ناشناخته (قرن سوم ؟) بحار 85 / 31 [ ند فلاح ] عنوان مذكور (نيز در بحار چ سنگى ج 18 / 2 ص 338) معناى روشنى ندارد شايد آغاز آن چنين بوده: كتاب مسائل مشايخ (... يا: خواص) من الشيعة (مق‍: - > مسائل الرجال). چند تأليف (كه هيچكدام باقى نمانده) به عنوان مسائل ابى الحسن العسكري [ ع ] (ذريعه 20 / 334 ش 6 - 3665) يا " مسائل ابى محمد الحسن العسكري [ ع ] (ذريعه 20 / 334 ش 3264، 71 - 3268) وجود داشته است ; اگر چنين فرض كنيم كه اين تأليفات از اصحاب ائمه مذكور بوده، به احتمال متعلق به قرن سوم مى باشند. مورد نقل شده مربوط به فضيلت تلاوت سوره ء قدر واخلاص است.

[ 417 ]

385. * * + كتاب مشايخ الشيعة / أبو العباس احمد بن محمد بن سعيد ابن عقده (م 333) [ ذريعه 14 / 271 ش 2549 ] فتح الابواب 159 - 160 جمال الاسبوع 471 - 483 عنوان كتاب در فتح الابواب " كتاب تسمية المشايخ " آمده است. اين تأليف مى تواند " كتاب الشيعة من اصحاب الحديث " باشد كه نجاشى (ص 94 واز آنجا ذريعه) وطوسى (فهرست ص 57 ش 86) از آن ياد كرده اند. مورد نقل شده در جمال الاسبوع مشتمل بر دعايى است (فيه دعاء والصلوة) براى پيامبر [ ص ] كه عبد الله بن جعفر الصادق [ ع ] به محمد بن اشعث تعليم داده است. مورد نقل شده در فتح الابواب، از بابى درباره ء ادريس كه متعلق به جزء ششم بوده اخذ شده است. 386. * * ؟ - مشهد عود (؟) / محمد بن جرير بن رستم الطبري (زندگى در نيمه ء نخست قرن پنجم) (؟) طرائف * برگ 144 - ر، پ [ ند طرائف 523 / 162 / طرائف * * برگ 185 - ر ] عبارت نقل شده (كه با اندكى اختلاف در ترجمه ء فارسي طرائف 255 نيز آمده) چنان تصحيف شده كه تقريبا غير قابل فهم است. عنوان مذكور (اگر عنواني باشد) مشكل مى توان آن را بمعناي " ظاهر پيرمرد " معنى كرد (مق‍: Lane زير عنوان " عود ") ; در ترجمه ء فارسي طرائف " مشهد عون " آمده كه كمتر از آن معناى روشنى مى دهد. مؤلف يا محمد بن جرير طبري امامى است يا كسى كه نام أو از عبارت بدرستى بدست نمى آمده است. احتمالا آنچه از اين عبارت بدست مى آيد اين است كه تأليف مذكور روايت طولاني خبرى است كه در تأليف ديگر محمد بن جرير الطبري نيز آمده است. اين خبر (كه نقل به معنى شده) درباره ء ملاقاتي كه امام على [ ع ] با يك منجم در راه نهروان داشته مى باشد. متن اين خبر همانطور كه در " دلائل الامامة " طبري آمده در فرج المهموم 104 - 107 نقل شده است. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ جمادى الثاني 475 ياد مى كند اما

[ 418 ]

روشن نيست كه اين اشاره به نسخه أي از دلائل الامامة است يا كتاب " مشهد عود ". 387. * * ؟ مشجرة / ابن ميمون النسابة الواسطي اقبال 147 / 654 ظاهرا مؤلف همان أبو الحارث محمد بن محمد بن يحيى بن هبة الله بن ميمون واسطى مى باشد كه ابن عنبه در " فصول الفخريه " (ص 171)، از أو ياد كرده است (مق‍: ابن عنبه، العمدة ص 147 = چاپ نجف ص 180). از أو در " المجدي في انساب الطالبيين " العمرى النسابة (زنده در 443) ياد نشده ومى توان به همين دليل أو را متأخر از العمرى دانست. مشجرة (يا: مشجر) اصطلاحي عمومى است براى تأليفات " نسب شناسى " كه در آن احفاد را پيش از اجداد ياد مى كنند ; در برابر آن اصطلاح " مبسوط " قرار دارد. نك‍: مث‍: ابن زهرة، غاية صص 9 - 10، 49. 388. * كتاب المشيخة / أبو على الحسن بن محبوب السراد الكوفى (م 224) ذريعه 21 / 69 ش 3995 الامان 83 / 95 فتح الابواب 271 فلاح السائل 157 / 145، 282 / 255 بحار 93 / 293 [ ند فلاح ] غياث سلطان الورى 6 الملاحم 151 / 167 محاسبة النفس 36 - 37 / 22 مورد نقل شده در الامان در فتح الابواب نيز آمده است. در اين نقل امام صادق [ ع ] درستي قرعه را براى رسيدن به يك تصميم مشخص وطبعا درست بيان مى كند. ابن طاووس در الملاحم خطبه أي از امام على [ ع ] نقل مى كند كه آنرا در جزء اول كتاب يافته است. در مورد فلاح 157 / 145، امام صادق [ ع ] روش درست بجاى آوردن نمازهاى واجب را بيان مى كند. مورد فلاح 282 / 255، مشتمل بر دعايى است كه انسان بايد

[ 419 ]

آنرا در وقت سرگردانى واضطراب بخواند ; در اينجا از نام مؤلف ياد نشده اما نوري مؤلف را حسن بن محبوب دانسته است (مستدرك 5 / 45). مورد نقل شده در بحار، از دعايى از امام كاظم [ ع ] كه آن حضرت به اصحابش تعليم فرمود ياد شده كه باعث مرگ منصور شد. مورد غياث مربوط به وظايف مختلفى است كه از طرف ميت مى توان انجام داد. مورد نقل شده در محاسبة النفس، دعايى است كه امام باقر [ ع ] به يكى از اصحاب خود، تعليم مى دهد. نقلهاى ديگر (جداى ازآنچه ابن طاووس نقل كرده) به عنوان مثال در الغرى ص 101 ; اربلى، كشف 3 / 319 ; المحقق جعفر بن الحسن الحلى، المعتبر ج 1 قم 1364 ش ص 215 ; الحلى، مختصر صص 169 - 170، 194 - 195 آمده است. 389. + مطالب السؤول في مناقب (آل) الرسول / أبو سالم كمال الدين محمد بن طلحة بن محمد العدوى الحلبي (م 652) اليقين 92 - 93 / 304 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 607 - 608، ذيل 1 / 838 - 839. مورد اليقين در " مطالب " چ نجف 1371 ص 60 آمده است. مؤلف عالم شافعي ووزير قبلى الملك السعيد أرتقى حاكم ماردين بوده است. تأليف مزبور كه در رجب 650 به اتمام رسيد (روضات 5 / 259 ; بجاى " خمس " " خمسين " بخوانيد) يك نمونه از موارد مؤلفان متقدم سنى است كه از عقيده امامى كه مهدى [ ع ] همان امام دوازدهم است دفاع كرده است * (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " المهدى " [ از: ] W. Madelung ج 5 ص 1236.) b ابن الخشاب مى تواند مثال متقدم ترى در اين مورد باشد (نك‍: كتاب المواليد) اما برخى وى را امامى دانسته اند. از آنجا كه كتاب اليقين ابن طاووس ارتباطى با " مهدى " [ ع ] نداشت از اين منبع با ارزش براى مناظره، بهره أي نبرد ; بجاى آن، روايتي از آن نقل مى كند (كه از حلية الاولياء أبو نعيم اخذ شده) كه در آن پيامبر [ ص ] القاب


. اربلى به همين دليل از وى در برابر كسان ديگر ستايش كرده است، نك‍: كشف الغمه 2 ص 306 (طبع دو جلدى). م (*)

[ 420 ]

مختلفى از جمله " امير المؤمنين " به امام على [ ع ] داده است. 390. + كتاب المثالب / أبو المنذر هشام بن محمد بن السائب ابن الكلبى (م 204) ذريعه 19 / 74 ش 396 طرائف 406 / 123، 469 / 144، 495 - 496 / 153 - 154، 499 / 155، 501 / 156 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 268 - 271. درباره ء اين عنوان نك‍: W. Caskel , Gamharat an - nasab: das genealogische Werk dws Hisam ibn 80. Muhammad al - Kalbi , I , Leiden , 6691 , p اين كتاب به احتمال " همان كتاب مثالب العرب " است (سزگين 1 / 270 ش 4). موارد نقل شده درباره ء وصف وضع نامناسب أبو بكر پيش از اسلام (طرائف 406 / 123) وروشهاى غير اخلاقي برخى از اجداد عمر (طرائف 469 / 144)، طلحه (طرائف 495 / 153 - 154)، عثمان (طرائف 499 / 155) ومعاويه (طرائف 501 / 156) مى باشد. 391. * * كتاب الموالى (يا: المولى) / محمد بن معية (زندگى در نيمه ء دوم قرن ششم) فرج المهموم 203، 206 سعد السعود 143 عنوان كتاب در سعد " كتاب المولى " ودر فرج المهموم " كتاب الموالى " آمده است. " بنو معيه " خاندانى محترم از علويان بوده اند * (ابن عنبه، الفصول الفخريه ص 127). ابن طاووس، مؤلف كتاب الموالى را محمد بن معيه (در فرج المهموم، به اشتباه " معنيه " آمده) مى شناساند ; أو به احتمال " مجد الدين محمد بن الحسن بن معيه " است كه از ابن شهر آشوب روايت مى كرده است (روضات 6 / 322، 329). اين تأليف درباره ء


. درباره ء وجه نامگذارى به معيه نك‍: مقدمه آيت الله مرعشى بر كتاب " لباب الانساب " (قم 1410) ج 1 صص 75 - 76 نيز نك‍: ص 40 - 41. م (*)

[ 421 ]

" موالى " [ قبايل ] مختلف از جمله ابان مولاى عثمان (سعد 143) وعلقمة بن ابى علقمة مولاى عايشه (فرج المهموم 206) بوده است. كتابي با همين عنوان (با دو تحرير) به أبو سعيد محمد بن احمد النيشابوري منسوب شده است (مق‍: - > كتاب الاربعين عن الاربعين). نك‍: عاملي، 2 / 240. 392. * * ؟ - كتاب المواليد / حسين بن خزيمه (زندگى در قرن پنجم ؟) اقبال 69 / 598 تنها اين عبارت در اقبال آمده: وكذلك قال حسين بن خزيمه. از عنوان كتاب افندي ياد كرده است (رياض 2 / 90 واز آنجا: اعيان 26 / 20). كلمه ء " المواليد " در يك سطر پايين تر آمده است (كه جاى آن، آنجا نيست ; مق‍: - > مناقب آل ابى طالب) ; اين كلمه ء دراصل بايد پيش از نام " حسين " آمده باشد وبه احتمال در نسخه أي كه افندي ملاحظة كرده چنين بوده است. مورد اقبال مربوط به تاريخ وفات امام عسكري [ ع ] است (هشتم ربيع الاول). نيز نك‍: - > كتاب في احوال الائمة. 393. + كتاب المواليد / أبو بكر محمد بن احمد بن محمد بن عبد الله ابن ابى الثلج (م 322 يا 325) يا: نصر (يا: نضر) بن على الجهضمى (م 250) ذريعه 3 / 212 ش 783 ; 4 / 473 [ ش ند ] ; 23 / 235 [ ش ند ] اقبال 69 / 598 مهج الدعوات 276 - 277 طرائف 175 / 43، 184 / 46 عنوان بالا در اقبال آمده است. اين كتاب با عناوين " تاريخ آل الرسول (ذريعه 3 / 212) و " تاريخ اهل البيت من آل الرسول (يا: رسول الله) " (طرائف)، و " مواليد الائمة " (مهج) و " تاريخ الائمة " (ذريعه 4 / 473) نيز مشهور است. * ابن طاووس


. براى اسامى بيشتر نك‍ مقدمه محقق بر اين كتاب با عنوان " تاريخ اهل البيت " (تحقيق: السيد محمد رضا جلالى قم 1410) ص 49. م (*)

[ 422 ]

كتاب المواليد را به جهضمى منسوب مى كند. در اين نسبت ترديد وجود دارد. زيرا مطالبي كه ابن طاووس از اين كتاب به آن اشاره مى كند مربوط به مسائلي است كه مربوط به زماني پس از درگذشت جهضمى است ; از جمله تاريخ وفات امام عسكري [ ع ] (در 260) (اقبال) ; ونيز اسامى دوازده امام ونواب اربعه (طرائف). اين بدين معنى است كه يا بخش مربوط به ائمه ونواب را مؤلفي ديگر بر اصل كتاب افزوده يا آنكه تأليف مزبور را شخصي متأخر از جهضمى تأليف كرده است. آقا بزرگ (ذريعه 4 / 473) شاهدى براى احتمال دوم بدست مى دهد. أو نسخه أي از اين تأليف ديده كه مؤلف محمد بن احمد بن محمد ابن ابى الثلج (م 322 بنابر تاريخ بغداد 1 / 338 ; يا م 325 بنابر قول طوسى، رجال ص 502 ش 64) بوده است. جهضمى در اين نسخه ء در برخى از اسانيد به عنوان راوي آمده است. اما در ذريعه (23 / 235) بار ديگر جهضمى به عنوان مؤلف اين كتاب شناسانده شده است ودر نهايت عبد العزيز طباطبائي (اهل البيت 1 / 2، 1406 ص 53) اظهار مى دارد كه اين تأليف در مجموعه أي در تهران با عنوان " تاريخ الائمة " باقى مانده است. در اين نسخه ء از جهضمى به عنوان مولف ياد شده است. خلاصه اينكه " كتاب المواليد " كه ابن طاووس ديده يا تأليف جهضمى بوده وابن ابى الثلج مطالبي در تكميل آن بر آن افزوده بوده ويا آنكه مؤلف ابن ابى الثلج بوده وبه اشتباه به جهضمى نسبت داده شده است. قضاوت قطعي بايد موكول به بررسى نسخه هاي موجود شود. * 4 گرايش مذهبي ابن ابى الثلج چندان روشن نيست. در برخى از منابع أو را سنى ويكى از اتباع متقدم مذهب " جريريه " شناسانده اند (مق‍: 65. ;) Rosenthal , Tabari , p اما در منابع شيعي، وى شيعه ويكى از شيوخ هارون التلعكبرى دانسته شده است (نجاشى ص 381 ش 1037 ; طوسى، فهرست ص 183 ش 663 ; طوسى، رجال ص 502). گرايش مذهبي جهضمى نيز مبهم است ; ابن طاووس (طرائف) أو را سنى ودشمن اهل بيت مى شناساند ; وى براى تأييد اين نظر خود (مهج) عبارتي از تاريخ بغداد (مق‍: 13 / 287 - 289) نقل مى كند كه در آنجا آمده است: متوكل نزديك بود كه جهضمى


. درباره ء مؤلف كتاب كه جهضمى يا ابن ابى الثلج يا شخص ديگرى است نك‍: مقدمه محقق بر چاپ همين كتاب صص 51 - 58. م (*)

[ 423 ]

را بدليل رافضي بودن هزار تازيانه بزند اما پس از آنكه جعفر بن عبد الواحد اصرار بر تسنن وى كرد، از اين كار خوددارى ورزيد. (در برابر آقا بزرگ [ ذريعه 3 / 212 ] همين نقل را شاهدى بر تشيع جهضمى مى داند.) افندي (رياض 5 / 245) از سخن ابن طاووس در مهج ياد كرده اما يادآور مى شود كه دراقبال به جهضمى به عنوان امامى مذهب اشاره شده است. اما چنين اشاره أي در اقبال چاپى وجود ندارد ; همينطور اين گفته ء افندي كه در آغاز اقبال كتاب المواليد به جهضمى نسبت داده شده، در نسخه ء چاپى نيست (مق‍: - > ابن طاووس، كتاب الاقبال). 394. + كتاب المواليد / أبو محمد عبد الله بن احمد ابن الخشاب (م 567) ذريعه 3 / 217 ش 805 ; 23 / 233 ش 8778 ص 236 [ ش ند ] اقبال 69 / 598 طرائف 175 / 43 اليقين 178 - 179 / 467 - 468 عنوان فوق در اقبال آمده است. ديگر عناوينى كه براى اين كتاب ياد شده عبارتند: تاريخ الائمة، تاريخ مواليد ووفات اهل البيت واين دفنوا (طرائف)، كتاب مواليد ووفيات اهل البيت واين دفنوا (اليقين)، مواليد اهل البيت (حاجى خليفه 2 / 1894)، مواليد اهل البيت وانسابهم ووفياتهم * (ذريعه 23) ; درباره ء مؤلف نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 493 - 494 ; صفدى 17 / 14 - 16 وارجاعاتي كه در آنجا آمده است. نام مؤلف در اقبال " الخشاب " (بدون ابن) ودر طرائف " ابن الخشاب الحنبلى النحوي " آمده است. اين كتاب (ذيل عنوان تاريخ الائمة) يكى از منابع بحار (1 / 20 ; مق‍: رياض 3 / 184 ; 6 / 47، اعيان 38 / 14) مى باشد. بنا به گفته ء آقا بزرگ نسخه ء خطى اين كتاب باقى مانده است. هر چند مؤلف را حنبلي دانسته اند، تأليف مزبور عمدتا در منابع امامى ياد شده


. بنابه گفته ء محقق " تاريخ اهل البيت " (مورد شماره 393) كتاب ابن خشاب، همان كتاب المواليد است كه به جهضمى يا ابن ابى الثلج منسوب است نك‍: تاريخ اهل البيت صص 43 - 48. م (*)

[ 424 ]

است (مث‍: اربلى، كشف 1 / 14، 65 ; 2 / 75، 317 ; اربلى براى روايت اين تأليف اجازه أي از على بن محمد بن محمد بن ابى سعد بن الوضاح الشهرايانى الحنبلى [ م 3 صفر 672 ] دريافت كرده است ; مق‍: ابن رجب، ذيل 2 / 282 - 284). ممكن است اين مطلب باعث شده تا افندي ابن خشاب را امامى بداند * (رياض 3 / 184). ابن طاووس كه در طرائف أو را حنبلي مى شناساند احتمالا تغيير عقيده داده است: در اليقين تأكيد مى كند كه روايتي كه أو نقل مى كند داراى اسناد سنى است. اين تعبير از سوى ابن طاووس تنها زماني بكار مى رود كه فرض بر شيعه بودن مؤلف است (گرچه اسناد آن سنى باشد) ; اين توضيح بدان دليل است كه وى در تأليف خود (اليقين) بنا را به نقل تمامى مواد از طرق اهل سنت گذاشته است (نك‍: - > ابن طاووس، اليقين). 395. + - كتاب المواليد / أبو على يحيى بن غالب (يا: اسماعيل بن محمد) الخياط (م. ح. 220) فرج المهموم 206 درباره مؤلف كه فردي نجومى وشاگرد ما شاء الله (م. ح. 200) بوده، نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الخياط " [ از: (. ] H. Suter -) J. Samso ابن طاووس كه از أو با عنوان " الشيخ أبو على المعروف بالخياط " ياد مى كند كتاب المواليد را در ميان تأليفات منجمين سنى كه نسخه أي از آنها در اختيار وى بوده ياد مى كند. درباره ء نسخه هاي اين تأليف نك‍: سزگين 7 / 120 ش 1. براى اصطلاح " مواليد " در علم نجوم نك‍: 357.. Ullmann , p 396. + - كتاب المواليد / أبو حفص عمر بن فرخان الطبري (م اوائل قرن سوم) فرج المهموم 204 درباره مؤلف نك‍: 13 ;) D. Pingree (935 - 835 / DSB سزگين 6 / 135، 7 / 111 - 113. ابن طاووس مى نويسد: عمر تأليفات زيادي نوشته كه از آنها، تنها كتاب المواليد را دارد. درباره ء نسخه ء اين كتاب نك‍: سزگين 7 / 112 ش 3. همچنين نك‍:


. اربلى نيز ابن الخشاب را از " جمهور " به حساب آورده است نك‍: كشف 1 / 449 (تبريز 1381). م (*)

[ 425 ]

, D Pingree , " The Liber Universus of Umar Ibn al - FarruKhan al - Tabari , " JHAS. 12 - 8. I , 7791 , pp 397. (+) - كتاب المواليد والاختيارات / أبو الحسن على بن احمد العمرانى (م 344) ذريعه 23 / 237 ش 8793 فرج المهموم 127 - 128 مؤلف رياضي دان ونجوم شناس واهل موصل بوده است (سزگين 5 / 291 ; 7 / 166). ابن طاووس كه منبع آگاهى اش درباره ء مؤلف، فهرست اين نديم بوده نظرى را كه درباره ء تشيع وى بوده نقل مى كند (قيل) اما نظرى درباره ء آن نمى دهد. بنابر گفته ء سزگين 7 / 166 (كه آنجا عنوان تأليف " كتاب الاختيارات " آمده) چندين نسخه از ترجمه ء لاتين اين تأليف در دست است. 398. * كتاب مولد مولانا على بالبيت / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 23 / 274 ش 8956 اليقين 37 - 38 / 191 - 192 عنوان مذكور اشاره به اين عقيده شيعه است كه امام على [ ع ] در كعبه بدنيا آمده. * آقا بزرگ (ظاهرا به استناد نسخه أي غير از آنچه براى اليقين چاپى استفاده شده) عنوان كتاب را از اليقين " كتاب مولد امير المؤمنين " ياد مى كند كه مطابق با عنوان ذكر شده توسط نجاشى (ص 392) وابن شهر آشوب (مناقب 2 / 91) است. 399. * * كتاب مولد النبي ومولد (يا: مواليد) الاوصياء / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413)


. اين تنها عقيده شيعه نيست بلكه همانطوريكه حاكم نيشابورى (المستدرك على الصحيحين 3 / 483) مى گويد اين نقل خبرى است متواتر (وقد تواترت الاخبار ان فاطمة بنت اسد ولدت امير المؤمنين على بن ابي طالب - كرم الله وجهه - في جوف الكعبه). درباره ء طرق اين حديث نك‍: الاردوبادى، على وليد الكعبه (قم 1412). م (*)

[ 426 ]

ذريعه 23 / 277 ش 8967 اقبال 69 / 598 لهوف 57 - 60 / 66 - 69 فرج المهموم 224 ازاين تأليف در مكدر موت ياد نشده است. عنوان آن در اقبال وفرج المهموم چنين است: كتاب مولد النبي و (مواليد) الاوصياء ; در فرج المهموم * برگ 150 - ر: " كتاب مولد النبي ومولد الاوصياء " آمده است. آقا بزرگ عنوان را " مولد النبي والائمة " ياد كرده وبر اين باور است كه احمد بن سليمان بن على البحراني (زندگى در اوائل قرن دوازدهم) در " عقد اللئالى " (درباره ء آن نك‍: ذريعه 15 / 295 ش 1897) از اين تأليف نقل كرده است. بنابر آنچه در فرج المهموم 224 آمده، شيخ مفيد در اين تأليف معجزاتي از ائمه را كه در ارشاد از آن ياد نكرده، آورده است ; ابن طاووس بعد از آن معجزه أي از امام حسن [ ع ] را نقل مى كند. در مورد لهوف از ملاقات امام حسين [ ع ] با گروهى از ملائكه وجن در راه مدينه به مكه در آغاز سفر به كربلا ياد شده است. 400. كتاب المزار / محمد بن جعفر بن على ابن المشهدي (زندگى در اواسط قرن ششم) ذريعه 20 / 324 ش 2325 كتاب المزار درباره مؤلف نك‍: الثقات صص 252 - 253. بنابه گفته ء مستدرك چ سنگى 3 / 368، ابن طاووس از اين تأليف در كتاب المزار خود (نك‍: باب دوم فصل دوم) نقل كرده است. كتاب ابن المشهدي كه از آن با عنوان " المزار الكبير " ياد شده (مث‍: بحار 1 / 18 ; 100 / 101) مورد استفاده عبد الكريم برادر زاده ء ابن طاووس در الغرى (ص 93 - 98) قرار گرفته است. نسخه ء خطى آن باقى مانده است. 401. المائة حديث / أبو الحسن محمد بن احمد بن على بن الحسن بن شاذان القمى (زندگى در اوائل قرن پنجم)

[ 427 ]

ذريعه 2 / 494 ش 1942 ; 16 / 251 ش 1002 ; 19 / 2 ش 10 ; 22 / 316 ش 7254 اليقين 56 - 63 / 236 - 251 اين كتاب مشتمل بر يكصد حديث در فضيلت امام على [ ع ] است. درباره ء مؤلف كه شيخ كراجكى ونجاشى بوده نك‍: النابس صص 150 - 151 ; ذريعه 19 / 2. اين تأليف با عنوان " مائة منقبة "، " مناقب " و " فضائل " (يا: فضائل ابن شاذان) نيز شهرت دارد. در مواردي اين تأليف را با " كتاب ايضاح دفائن النواصب " ابن شاذان يكى مى دانند (نك‍: مث‍: مستدرك چ سنگى 3 / 500) اما تعدادى از محققان اين نظر را نمى پذيرند (نك‍: بحث در اين باره: ذريعه 2 / 494 ; 19 / 2 ; مق‍: ذريعه 16 / 251). اين تأليف با عنوان " مائة منقبة " دوبار چاپ شده است. بار نخست در ايران 1349 (همراه با طرف ابن طاووس با شمارش صفحات مستقل). واخيرا در قم 1407 (تحقيق: محمد باقر المرتضى). احاديث چاپ قم، همانند آنچه در اليقين آمده داراى اسناد كامل مى باشد. اين اسانيد در چاپ نخست نيامده است. مناقب ذيل در اليقين آمده است: شماره هاي 9 (اليقين 56 - 57 / 236 - 237 = ابن شاذان صص 6 - 7 [ چ 1349 ] / 28 [ چ قم ])، 17 (اليقين 57 / 238 = ابن شاذان صص 11 / 36 - 37 البته با شماره 16)، 24 (اليقين 57 - 58 / 239 - 240 = ابن شاذان صص 16 - 17 / 49 - 50)، 26 (اليقين 58 - 59 / 241 - 242 = ابن شاذان صص 17 - 18 / 51 - 53)، 32 (اليقين 59 / 243 = ابن شاذان صص 20 - 21 / 57 - 58 البته با شماره منقبه 31)، 41 (اليقين 60 / 244 - 245 = ابن شاذان صص 28 - 29 / 71 - 72)، 43 (اليقين 60 - 61 / 246 - 247 = ابن شاذان صص 30 - 31 / 74 - 76)، 65 (اليقين 61 - 62 / 248 = ابن شاذان صص 41 / 133 - 134)، 69 (اليقين 62 / 249 = ابن شاذان 43 / 137)، 81 (اليقين 62 - 63 / 250 = ابن شاذان صص 48 - 49 / 149)، 96 (اليقين 63 / 251 = ابن شاذان صص 56 - 57 / 171 - 172).

[ 428 ]

402. * * + كتاب ملل الاسلام وقصص الانبياء / أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) (؟) سعد السعود 20، 238 - 240 عنوان فوق تعجب برانگير است زيرا به دو موضوع مستقل وبى ارتباط با هم اشاره دارد. اما ابن طاووس به وضوح عنوان را بطورى كه مربوط به تأليف است تلقى مى كند ; بهر روى مورد نقل شده (از كراسه چهارم برگ 5 - پ كه از سطر هفتم آغاز مى شود) از مقوله قصص الانبياء بوده وبا آغاز نبوت حضرت نوح ارتباط دارد. مطالبي كه در اين نقل آمده، در تاريخ طبري نيامده ودر برخى از جزئيات با عبارات مشابه در ديگر كتابهاى قصص الانبياء متفاوت است. در بحار 11 / 341 - 342 آمده است كه وى، اين نقل از " كتاب القصص " طبري است. نه به طبري مورخ ونه به هم نامهاى شيعي وى، كتابي با اين عنوان كه در سعد يا بحار آمده نسبت داده نشده هيچكدام از اين دو عنوان در Rosenthal , Tabari و " Gilliot , " Tabari نيامده است. از آنجا كه اين نقل داراى هيچ عنصر شيعي نيست نسبت آن به طبري مؤرخ را نمى توان منتفى دانست. آقا بزرگ (ذريعه 17 / 102 ش 561) از چاپ سنگى يك متن فارسي با عنوان " قصص الانبياء " ياد مى كند كه با عبارت " قال أبو محمد جرير " آغاز مى شود. آقا بزرگ در اين باره مى گويد: محتملا اشاره به محمد بن جرير طبري است. 403. * * ؟ من اخبار آل ابي طالب / ناشناخته (نيمه ء نخست قرن سوم) كشف المحجة 124 روشن نيست كه آيا اين عنوان در نسخه ء بوده يا ابن طاووس آنرا در وصف كتاب گفته ء است. اين حقيقت كه مجلسي به تأليف مزبور با عنوان " بعض كتب المناقب " ياد مى كند (بحار 41 / 43) احتمال دوم را تأييد مى كند. " اصل " (به معناى نسخه ء اصلى يا منبعي كه ابن طاووس نسخه ء خود را استنساخ كرده) دارى تاريخ 237 بوده است [ ووجدت في اصل تاريخ كتابته... ]. ابن طاووس آنرا در اولين كتابي كه در دسترس أو بوده استنساخ كرده است. (اول كتاب عندي الان) ; ظاهرا اين نسخه در حاشيه اين كتاب ويا در

[ 429 ]

صفحات سفيدى كه در آن بوده نوشته شده است. تاريخ نسخه ء مزبور احتمال يكى بودن آن را با تأليف گمشده ابن بابويه تحت عنوان " اخبار ابي طالب وعبد المطلب وعبد الله و آمنه بنت وهب " (مق‍: ذريعه 1 / 317 ش 1637) منتفى مى كند. اين تأليف را عبيدالله بن محمد بن [ ابى ] محمد (ناشناخته ; كلمه ء " ابى " در كشف نيامده اما در نقل اين قطعه در " تسهيل السبيل " فيض كاشانى ([ قم 1407 ص 38 ] آمده است) روايت كرده است. سه قطعه ء كوتاه نقل شده، مقدار دارائى امام على [ ع ] را مشخص مى كند. 404. + منهاج العابدين / أبو حامد الغزالي (م 505) طرائف 340 / [ ند 97 ]، 396 / [ ند 120 ] ابن طاووس اين كتاب را آخرين تأليف غزالي توصيف مى كند (مق‍: - > كتاب الجام العوام). Bouyges كه اين نظر را نقل كرده، تمايل بدين عقيده دارد كه غزالي مؤلف منهاج العابدين نبوده است (84 - 82. ; Bouyes - Allard , pp مق‍: بدوى، مؤلفات صص 234 - 238). هر دو نقل مربوط به مفهوم " تفويض " است: طرائف 1 ص 340 = منهاج العابدين، قاهره 1392 ص 142 ; طرائف 1 ص 396 = منهاج العابدين صص 156 - 157. منهاج العابدين كه در) p. 84 , no. 658 (Sbath از آن ياد شده تأليف ديگرى است (همانطور كه بدوى، مؤلفات صص 248 - 250 بدرستى متذكر آن شده است) و با منهاج العابدين يكى نيست آنطور كه) P. 311 , no. 451 (Bouyges - Allard فرض كرده اند. 405. منهاج البرائة في شرح نهج البلاغة / قطب الدين سعيد بن هبة الله الراوندي (م 573) ذريعه 23 / 157 ش 8483 طرائف 483 - 484 / 149 نسبت مؤلف در طرائف 2 وطرائف * (برگ 131 - پ)، به اشتباه " الرازي " آمده است ;

[ 430 ]

در طرائف * * (برگ 169 - ر) در حاشيه " الرازي " آمده اما در متن الراوندي ياد شده (چنانكه در طرائف 1) است. در روضات (4 / 6) اين كتاب را كه نسخه ء آن موجود است مشتمل بر دو مجلد توصيف كرده است. مورد نقل شده مربوط به گفتگوى امام على [ ع ] وعباس بن عبد المطلب در هنگام " شورى " است. 406. المصباح / على بن الحسين بن حسان بن باقى القرشى (زنده در 653) ذريعه 1 / 364 ش 1909 ; 21 / 99 [ ش ند ] اقبال 2 / 108 - 109، 119 - 120، 122 - 123، 127، 129، 131 - 140، 142، 144 - 145، 149، 153 - 154، 157، 161، 165 - 166، 189، 192 - 193، 205 - 206، 214 - 215، 218 - 219، 224 - 225، 229، 232، 235 - 236، 262 - 264 درباره مؤلف (كه ابن طاووس نام أو را على بن الحسين ابن الباقي [ اقبال 2 ص 137 ] ياد مى كند) نك‍: رياض 3 / 419 - 420 ; 6 / 10 - 11. مصباح كتاب دعايى است كه برگرفته از مصباح المتهجد شيخ طوسى است به همين دليل عنوان ديگر آن " اختيار " (يا الاختيار من المصباح) مى باشد. عنوان كتاب (به صورت: المصباح) تنها يكبار در اقبال 2 (ص 108) آمده است. موارد نقل شده از اين تأليف در اقبال 1 نيامده است. علت آن مى تواند تاريخ تأليف آن باشد كه رياض (3 / 420) آنرا سال 653 يعنى سه سال بعد از اتمام اقبال ياد مى كند. ابن طاووس (يا شخصي ديگر) بايد اين موارد را از " مصباح " در " اقبال " درج كرده باشد اما اين موارد در همه نسخه هاي اقبال حفظ نشده است. همينطور نقلهايى از " مجموعة مولانا زين العابدين " (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان) به احتمال بعدا بر كتاب افزوده شده است. از مصباح (كه نسخه ء آن باقى مانده)، غالبا در " الجنة " و " البلد " كفعمي ونيز مستدرك نوري نقل شده است. 407. مصباح المتهجد الكبير / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460)

[ 431 ]

ذريعه 21 / 118 ش 4210 فتح الابواب 164 - 165، 169، 186 - 188، 228، 249 - 250 فلاح 7 / 5، 45 - 46 / 39، 142 - 144 / 132 - 133، بحار 87 / صص 55 - 56، 59 - 60 / [ ند فلاح ] اقبال 61 / 589، 64 / 592، 121 - 122 / 637، 130 - 134 / 643 - 649، 238 - 239 / 10 - 11، 320 - 324 / 78 - 81، 335 / 88، 396 - 399 / 167 - 170، 527 - 528 / 312 - 313، 531 - 533 / 316 - 318، 538 / 322، 546 / 330، 757 - 758 / 526 - 528. جمال الاسبوع 23 - 24، 134 - 154، 530 طرائف 422 / 127 - 128 مصباح الزائر * 198 - 199، 206 - 207 اين كتاب دعا با عنوان " المصباح الكبير " (چنانكه در فتح الابواب 164 - 165، 228، 249 - 250، فلاح 7 / 5، اقبال 335 / 88 ومصباح الزائر *) و " مصباح المتهجد في عبادات السنة (طرائف 422 / 127) نيز شهرت دارد. در طرائف نام مؤلف نيامده است (احتمالا به علت تقيه). ابن طاووس در فلاح 7 / 5 - 6 از اين تأليف تمجيد كرده و توضيح مى دهد كه مهمات أو تتمه آن مى باشد (مق‍: باب دوم فصل دوم). در مصباح الزائر * آمده است: از نسخه أي كه شيخ طوسى آن را تصحيح كرده استفاده كرده است. * 408. مصباح المتهجد الصغير / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 21 / 118 ش 4209 فتح الابواب 188 مصباح الزائر * 207


. تحقيق جديد اين كتاب به همت مؤسسة فقه الشيعة (بيروت 1411، 920 صص) منتشر شده است. (*)

[ 432 ]

اين تأليف (كه نسخه ء آن موجود است) همانطور كه از عنوان جانشين آن (كه در فتح الابواب آمده) " مختصر المصباح الكبير " بدست مى آيد، تلخيص مصباح الكبير طوسى است ; اما ظاهرا مواردي كه در مصباح الكبير نيامده در اين تأليف وجود دارد: ابن طاووس در مصباح الزائر * (كه به نقل از زائر دربحار 101 ص 303 آمده) توضيح مى دهد كه أو از المصباح الصغير، متن دو زيارت كه بايد در كنار مشهد حسين [ ع ] در روز عاشورا خوانده شود نقل كرده زيرا اين دو زيارت در المصباح الكبير نيامده است. 409. - كتاب مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة / منسوب به امام جعفر صادق [ ع ] (م 148) ذريعه 21 / 110 ش 4167 الامان 78 / 91 - 92 اين تأليف (درباره ء آن نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 104 ; سزگين 1 / 529 ش 1) يكى از كتبي است كه ابن طاووس سفارش مى كند تا انسان در سفر همراه داشته باشد. نوري (مستدرك چ سنگى 3 / 328) مى گويد: تا جايى أو مى داند ابن طاووس نخستين مؤلفي است كه هم به اين كتاب اشاره كرده وهم آنرا به امام صادق [ ع ] منسوب كرده است. بنا به گفته ء آقا بزرگ گفته ء شده است كه " سليمان الماحوزى " (م 1121 ; نك‍: اعيان 35 / 337 - 357) از استاد خود " مجلسي " شنيد كه أو اين تأليف را به " شقيق البلخى " (م 153) منسوب مى كند. اين تأليف داراى يك صد فصل كوتاه است كه هر كدام درباره ء موضوعي مستقل مى باشد. چاپهاى متعددى از اين كتاب در دست است (مث‍: بيروت 1380، تهران 1363 ش با ترجمه ء فارسي از حسن مصطفوى). همانطور كه پيش از اين يادآور شديم (باب دوم فصل سوم) هيچ شاهدى بر اينكه ابن طاووس مؤلف اين كتاب باشد وجود ندارد. 410. + - كتاب المعمرين / أبو حاتم سهل بن محمد السجستاني (م 255) طرائف 186 / [ ند 46 ]

[ 433 ]

درباره ء مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " أبو حاتم السجستاني " [ از:. ] B. Lewin ابن طاووس مى گويد اين كتاب را ديده ودرباره ء اسامى كسانى است كه عمر طولاني كرده اند. مق‍: چاپ 1899 ,. I. Goldziher , Leiden * * كتاب المباهلة / أبو المفضل محمد بن عبد الله بن محمد بن عبيدالله بن البهلول بن همام بن المطلب الشيباني (م 387) ذريعه 19 / 47 ش 243 اقبال 713 - 740 / 496 - 513 نك‍: الاشناسى - > كتاب عمل ذى الحجة. ظاهرا ابن طاووس به توسط اشناسى از اين كتاب نقل كرده گرچه اين احتمال وجود دارد كه مستقيما از آن نقل كرده باشد. 411. * * كتاب المبتداء / محمد بن خالد بن عبد الرحمن البرقى (زندگى در ميانه قرن سوم) سعد السعود 43 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2، متمم، مقاله " البرقى " [ از:. ] Ch. Pellat اين عنوان نه در فهارس كتب برقى آمده ونه در ميان كتابهايى كه " كتاب المحاسن " (تأليفي كه گاهى به محمد بن خالد اما اغلب به فرزندش احمد نسبت داده مى شود نك‍: فهرست، ذيل مورد) را تشكيل مى داده ياد شده است. اين احتمال را كه كتاب المبتدأ همان كتاب " قصص الانبياء " (نك‍: فهرست ذيل مورد) برقى باشد نمى توان منتفى دانست همانطور كه " قصص الانبياء " كه به " وهب بن منبه " (يا نوه أو) منسوب است احتمالا همان تأليفي است كه با عنوان " كتاب المبتدأ " شهرت دارد (نك‍: , 23 R. G. Khoury , Wahb b Munabbih: Der Hiedelberger Papyrus PSR Heid Arab 205 - 204. Wiesbaden , 2791 , pp مق‍: عنوان بعدى). فرض ديگر اين است كه اين، عنوان ديگر " كتاب التبيان " است كه مسعودي در فهرست كتب تاريخ (نك‍: مروج 1 / 13) به احمد بن محمد البرقى نسبت

[ 434 ]

مى دهد. ابن طاووس موردى را نقل مى كند كه زماني كه برادران حضرت يوسف أو را فروختند سيزده ساله بود. + - كتاب المبتدأ / محمد بن عبد الله الكسائي طرائف 179 - 180 / [ ند 45 ] درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الكسائي " [ از:. ] T. Nagel اين تأليف، غالبا با عنوان " قصص الانبياء " شهرت دارد. در طرائف، به توسط كشف المخفي ابن بطريق به آن اشاره شده وگفته ء شده است كه داراى دو روايت درباره ء مهدى [ ع ]، سفياني ودجال است. موارد مربوط به علائم آخر الزمان كه در اين كتاب آمده در آخرين باب قصص الانبياء (309 - 307. 1922) ed. I. Eisenberg , Leiden , pp وجود دارد. به گفته ء Nagel قديمي ترين نسخه ء اين تأليف مربوط به اوائل قرن هفتم مى باشد ; ابن بطريق به احتمال، يكى از نخستين مؤلفاني است كه بدان اشاره كرده است. 412. * + كتاب المبتدأ / وهب بن منبه (م 110) ذريعه 19 / 47 ش 250 الملاحم والفتن 105 / 116 فرج المهموم 28 طرائف 360 - 361 / [ ند 105 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 305 - 307. اين تأليف (درباره ء آن نك‍: سزگين 1 / 306 ش 2 ; (205 - 204 , 188 - 186 , 184..) R. G. Khoury , Wahb b. Munabbih , pp يكى از منابع مناقب (1 / 9) ابن شهر آشوب است. ابن طاووس در مورد فرج المهموم بيانى درباره ء علائم نجومى (دلالة النجوم) مبنى بر پيشگويى تولد حضرت موسى [ ع ] از جزء اول آورده وبر اين باور است كه اين بيان كاملتر از توضيحي است كه در قصص ثعلبى آمده است. مورد " ملاحم " در اين باره است كه دولت فرعون حدود چهار صد سال دوام آورده است ; در آغاز نبوت حصرت موسى [ ع ]، بنى اسرائيل حدود

[ 435 ]

يكصد وپنجاه سال زجر كشيده بودند. مورد طرائف توضيح مى دهد كه چگونه پس از آنكه سه روز حضرت موسى [ ع ] ناپديد شد، بنى اسرائيل صدايى از ميان ابرها شنيدند كه مرگ موسى [ ع ] را اعلام مى كرد. 413. + - المدخل / النقاش فرج المهموم 204 نسخه أي از اين كتاب در مالكيت ابن طاووس بوده است. (Matar ص 141) حدس زده كه مؤلف اين كتاب همان ابراهيم بن يحيى النقاش القرطبى الزرقلى (زنده در 488) باشد نك‍: DSB , XIV , pp. 295 - 595 , art. " al - Zarqali " ] J. Vernet [ ; E. S. Kenndy , " A Survey Society , 65 / 2 , 6591 , pp. 321 - 541 , at pp. 821 - 921 , no. 42 (of Islamic Astromomical Tables " , Transactions of the American Philosphical اين حدس، بهر روى مبنايى جز اينكه هر دو منجم به " النقاش " شهرت داشته اند ندارد. بنابراين هويت مؤلف ناشناخته باقى مى ماند. 414. - كتاب المدخل إلى علم النجوم / أبو نصر الحسن بن على المنجم القمى (زندگى درقرن چهارم). ذريعه 20 / 247 ش 2805 فرج المهموم 127 ابن طاووس نسخه أي از اين تأليف نجومى را در اختيار داشته است. درباره مؤلف نك‍: سزگين 7 / 174 - 175. نام مؤلف در فرج المهموم * برگ 85 - ر آمده است. در فرج المهوم كتاب المدخل في علم النجوم از " نصر بن الحسن القمى " دانسته شده است. بنا به گفته ء حاجى خليفه (2 / 1642) اين تأليف در 357 نوشته شده است. 415. + - مغيث الخلق في معرفة الاحق / أبو المعالى عبد الملك بن عبد الله بن يوسف امام الحرمين الجوينى (م 478)

[ 436 ]

طرائف 357 / [ ند 103 ] درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 486 - 488، ذيل 1 / 671 - 673 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " الجوينى " (از: [.) C. Brockelmann - ] L. Gadet از اين تأليف (كه درباره ء اثبات درستي آراء فقه شافعي است) ابن خلكان (3 / 169 زير عنوان " مغيث الخلق في اختيار الاحق ") ياد كرده است. ابن طاووس ياد آور مى شود كه در آن انتقادات فراوانى از أبو حنيفة وجود دارد. + المغنى في احكام النجوم / ابن هبنتا (زنده در 318) فرج المهموم 66 - 67 مؤلف يك دانشمند نجومى مسيحي بوده است ; نك‍: DSB , VI , p. 183 , art " Ibn (; Hibinta ") D. Pingree سزگين 7 / صص 162 - 164، 331 - 332. ابن طاووس از اين كتاب (كه نسخه ء آن موجود است) توسط كنز الفوائد كراجكى نقل كرده است. كراجكى كه با عنوان " المغنى " بدان اشاره مى كند مى گويد كه وى نسخه ء دستنويس مؤلف آنرا در دار العلم قاهره ديده است (كنز 2 / 229). اين گفته ء سزگين (7 / 162) كه ابن طاووس نسخه ء دستنويس مؤلف را ملاحظة كرده بايد تصحيح شود. درباره ء " دار العلم " كه معروفترين كتابخانه ء دولت فاطمي بوده نك‍: 97 - 74.. Eche , pp 416. + - كتاب المغرب / أبو الفتح ناصر بن ابى المكارم عبد السيد المطرزى الخوارزمي (م 610) طرائف 138 / 33 اين تأليف (درباره ء آن نك‍: بروكلمان 1 / 352) تلخيص " المعرب في اللغة " (مفقود) از مطرزى است با افزودن مواد جديدى به آن. از آن با عنوان " كتاب المعرب والمغرب " (طرائف * * برگ 39 - ر) وبصورت تصحيف شده با عنوان " الغرب والمغرب (طرائف 1، بحار 40 / 73) نيز ياد شده است. عنوان آن در طرائف 2 نيامده است. اين كتاب با عنوان " المغرب في ترتيب المعرب " (تحقيق: محمود فاخورى وعبد الحميد

[ 437 ]

مختار، حلب، ج 1، 1399 ; ج 2، 1402) منتشرشده است. 417. * + المغرب عن سيرة ملك المغرب / ناشناخته (اواخر قرن ششم ؟) المجتنى 6 اين تأليف مى تواند همان كتاب " المعرب عن سيرة ملك المغرب " باشد كه ابن خلكان (م 681) نسخه ء دستنويس يك جلدى آن را كه به خط مولف بوده ودر اول ذى قعده 579 درموصل به اتمام رسيده ملاحظة كرده است ; نك‍: ابن خلكان 7 / 112 - 113 و قطعه از آن كه در صص 113 - 125 آمده است. ترجمه ء بخشهايى از اين قطعه در: Cotpus of Early Arabic Sources for West African History , tr J. F. P. Hopkins. ed. and annotated by N. Levtzion and J. F. P. Hopkins , Cambridge , 1891 , pp 165 - 164 آمده (در آنجا " كتاب المغرب عن سيره ملوك المغرب " ضبط شده) است. (من براى اين ارجاع مديون پروفسور M. Abitbol هستم). در آغاز شايد چنين بنظر آيد كه اين تأليف را با كتاب " المغرب (يا معرب) في اخبار محاسن اهل المغرب " از ابن اليسع الغافقي يكى بدانيم (نك‍: , F Pons Boigues , Los historiadoresy geogtafos arabigo - espanole , Amsterdam ; (196. 2791 , p. 242 , no (من به خاطر اين ارجاع مديون دكتر D. Wasserstein هستم). اما از آنجا كه ابن اليسع در 575 درگذشته چنين اتحادى درصورتى ممكن خواهد بود كه تاريخ دستنويس مؤلف كه ابن خلكان ياد كرده اشتباه باشد. آنچه از قطعه نقل شده در ابن خلكان بدست مى آيد " ملك " مورد بحث مى تواند " يوسف تاشفين " (م سوم محرم 500) باشد كه أو را با عنوان " ملك المغرب " (ابن خلكان 7 / 113) و " ملك المغرب والاندلس " (ابن خلكان 7 / 125 ; مق‍: ابن الاثير، الكامل 10 / 417) ياد مى كنند. مورد نقل شده در المجتنى، خبرى است درباره ء عقبة بن عامر كه در دوره خلافت عثمان فرماندهى سپاهى كه افريقية را فتح كرده بر عهده داشته است. عقبه كه نسبت به محل تأسيس شهر قيروان در محل تعيين شده خرسند نبود آنرا در محل ديگرى تأسيس

[ 438 ]

كرد (جايى كه اكنون شهر قيروان قرار دارد). زماني كه به أو گفته ء شد اين محل بيشه أي براى جانوران وحشى است أو دعا كرد بطورى كه پس از آن حيوانات، آنجا را ترك كردند. اين نقل در كتابهاى متعددى آمده است (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " القيروان " [ از:) 628 - 528 / 4 ] M. Talbi اما هيچكدام از اين منافع كه ملاحظة شده روايت ابن طاووس را نياورده اند. در برخى نقلها عقبة بن نافع آمده نه " عقبة بن عامر " ; (نك‍: ابن عبد الحكم (م 257) فتوح مصر، تحقيق: , 1922 , Ch. C. Torrey , New Haven 196. ; p عبد الله المالكى، رياض النفوس في طبقات علماء القيروان وافريقيه ج 1 تحقيق: حسين مؤنس، قاهره 1951 صص 20 - 21 ; ابن عذارى (م. نزديك به اواخر قرن هفتم)، كتاب البيان المغرب في اخبار الاندلس والمغرب ج 1 تحقيق: G. S. Colin and 1948 , E. Livi - Provencal , Leiden ج 1 ص 20 ; مق‍: البكري، معجم ما استعجم ج 3 تحقيق: مصطفى السقاء، قاهره 1368 ص 1105. أبو العرب التميمي (م 333) روايتي نقل كرده كه در آن از ابن نافع وابن عامر هر دو ياد شده است (طبقات علماء افريقية و تونس تحقيق: على الشابى ونعيم حسن اليافى، تونس 1968 صص 56 - 58) اما حتى رواياتي كه در آن از " ابن عامر " ياد شده با متن مورد استفاده ابن طاووس هماهنگ نيست. 418. * + - كتاب المحبر / أبو جعفر محمد بن حبيب (م 245) ذريعه 20 / 139 ش 2299 طرائف 460 / 141 عنوان اين تأليف در طرائف 2 وطرائف * * برگ 160 - پ، " كتاب المجير " ودر طرائف * 124 - پ " كتاب المحبرة " آمده است. ابن طاووس اشاره به بخشى مى كند كه در آن شش نفر از صحابه وشش تن از تابعين بر اين باورند كه " متعه " مشروع است. در نسخه ء چاپى المحبر (تحقيق: I. Lichtenstaedter، حيدر آباد 1361 ص 289) تنها از پنج صحابي ياد شده كه چنين عقيده أي داشته اند اما از هيچ تابعي ياد نشده است. بنابراين

[ 439 ]

به نظر مى رسد ابن طاووس نسخه أي از اين تأليف در دست داشته كه از تنها نسخه ء موجود در موزه بريتانيا كه محقق براساس آن كتاب را به چاپ رسانده متفاوت بوده است (مق‍: توضيحات محقق در صص 511 - 515). 419. - كتاب المهذب / عبد العزيز ابن البراج الشامي الطرابلسي (م 481) ذريعه 23 / 294 ش 9038 فتح الابواب 248 درباره مؤلف نك‍: النابس ص 107 ; درباره اين تأليف نك‍: مدرسي ص 63. ابن طاووس به قطعه أي درباره استخاره اشاره مى كند (مق‍: چاپ قم 1406 از مهذب ج 1 صص 149 - 150). 420. * * مجلد عتيق / ناشناخته سعد السعود 121 اين نسخه كه در قطع " ثمن " بوده مشتمل بر قراءات آيات قرآني توسط رسول خدا [ ص ] وهفت امام نخست وزيد بن على بوده است. مورد نقل شده كه از كراسه سوم برگ 3 - پ مى باشد، مشتمل بر قرائت امام صادق [ ع ] از آيه 92 سوره آل عمران است. 421. * + معجم البلدان / ياقوت بن عبد الله الرومي الحموى (م 626) الامان 105 - 106 / 117 - 118 الملاحم والفتن 61 / 69، 105 / 117، 156 - 157 / 172 - 174، 161 - 162 / 178 اربلى، كشف، ج 1 صص 340 - 341 / [ ند اليقين 9 ] درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 630 - 632، ذيل 1 / 880. مورد نقل شده در الامان (از الامان در بحار 76 / 256 نقل شده) از مجلد هفتم گرفته شده ومشتمل بر روايت محمد بن سائب كلبى درباره ديدارى است كه در حيره داشته است ; اين نقل در هيچكدام از چاپ فلوگل وچاپ بيروت از معجم (نه معجم الادباى ياقوت) نيامده

[ 440 ]

است. مورد نقل شده در " ملاحم " 61 / 69 = معجم (چ بيروت)، 1 / 523 (زير عنوان " البيداء ") ; ملاحم 105 / 117 (به نقل از مجلد چهاردهم) = معجم 5 / 140 (زير عنوان " مصر ") ; ملاحم 156 - 157 / 172 - 173 (به نقل از مجلد هشتم) = معجم 3 / 210 (زير عنوان " سردوس ") (اين نقل در محلام 1 با ترتيب غلط چاپ شده ; ترتيب درست در ملاحم 2 آمده است) ; ملاحم 157 / 173 - 174 = معجم 2 / 10 (زير عنوان " تبت ") ; ملاحم 161 - 162 / 178 (به نقل از مجلد سيزدهم) = معجم 5 / 80 - 81 (زير عنوان " مدينة النحاس " ; در ملاحم، به اشتباه " مدينة النجاشي " آمده است) ; اربلى [ ند اليقين ] = معجم 1 / 181 (زير عنوان " اسكاف "). 422. + كتاب المعجم الكبير / أبو القاسم سليمان بن احمد الطبراني (م 360) فلاح 72 / 69 - 70 بنابه گفته ء ابن طاووس، مورد نقل شده از جزء دوم اخذ شده است. اين نقل در اين باره است كه چگونه حذيفة بن اليمان كسانى را براى خريدن كفن فرستاد وزماني كه آنها پارچه هاي كفن را با قيمت سيصد درهم آوردند گفت اين چيزى نيست كه أو مى خواسته است وبجاى آن گفت تا دو قطعه كرباس برايش بياورند. اين روايت در طبراني، المعجم الكبير، تحقيق حمدى عبد المجيد السلفي، موصل 1404 ج 3 ص 163 ش 3006 آمده است (در اين چاپ بايد " ثلاث درهم " [ كذا في الاصل ] را به " ثلاثمائة درهم " و " حسنتين " را به " خشنتين " بنابر عبارت فلاح تصحيح كرد). ابن طاووس مى گويد: طبراني روايات طولاني تر اين نقل را آورده ودو عدد از اين روايات در نسخه چاپى بلا فاصله بعد از روايات ياد شده در فلاح آمده است (ج 3 صص 163 - 164 ش 3007 - 3008). هر باب از چاپ سلفى اختصاص به روايات نبوى نقل شده از يك صحابي دارد. در برخى موارد پيش از حديث، موادى در شرح حال آن صحابه آمده ; در اين موارد قسمت شرح حال را با نام همان صحابه، عنوان كرده وبراى احاديث عنوان " المسند " (يا: ما اسند) گذاشته كه پس از آن نام صحابي آمده است (مث‍: مسند على [ ع ]). باب مربوط به

[ 441 ]

حذيفة بن اليمان بدين صورت است. پس از بخش مربوط به شرح حال (ج 3 صص 161 - 167 ش 2999 - 3017) " مسند حذيفة بن اليمان " (ج 3 ص 167 - 170 ش 3018 - 3027) آمده است. اگر چه مورد نقل شده در فلاح از بخش شرح حال نقل شده، ابن طاووس مى گويد كه آنرا در " مسند حذيفة بن اليمان " يافته است. اين نشان مى دهد كه يا نسخه مورد استفاده داراى عناوين مستقل از مسند براى بخش شرح حال نبوده يا ابن طاووس اين تقسيم بندى را رعايت نكرده است. 323. + كتاب المجتنى / أبو بكر محمد بن الحسن ابن دريد (م 321) طرائف 198 - 199 [ ند 51 ] درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن دريد " [ از:. ] J. W. Fuck عنوان كتاب به اشتباه در طرائف * (برگ 48 - ر) وترجمه ء فارسي طرائف (ص 89) " كتاب الحجتين " ودرطرائف * * (برگ 61 - پ) " كتاب المجتبى " آمده است. خطبه امام حسن [ ع ] كه در اين نسخه هاي طرائف نقل شده در نسخ چاپى كتاب المجتنى آمده است (در ص 36 چاپ حيدر آباد 1342 = صص 45 - 46 ; چاپ حيدر آباد 1362). 424. * * + مختصر الاربعين في مناقب اهل البيت الطاهرين / يوسف بن احمد بن ابراهيم بن محمد البغدادي (م 585) ذريعه 20 / 178 ش 2474 اليقين 191 / 492 درباره مؤلف نك‍: ذهبي، تذكره 4 / 1356 - 1357 (نام مؤلف در آنجا أبو يعقوب يوسف بن احمد بن ابراهيم الصوفى الشيرازي آمده است) ; شذرات 4 / 284. آقا بزرگ حزئياتى درباره وى بدست نداده گرچه ياد از آن در ذريعه، بدين معنى است كه مؤلف را شيعه مى دانسته است. * ابن طاووس حديث چهارم اين تأليف را نقل مى كند.


. به نظر مى رسد قصه آقا بزرگ براى ذكر آثار شيعي در ذريعه (حداقل) در مورد آثارى كه اهل سنت درباره اهل بيت [ ع ] نوشته اند، مستثنى باشد. بنابراين بدين معنى نيست كه آقا بزرگ وى را (*)

[ 442 ]

425. * * - مختصر الفرائض الشرعية / أبو الصلاح تقى الدين بن نجم الدين الحلبي (م 446) فتح الابواب 248 درباره مؤلف نك‍: النابس ص 39. ظاهرا اين تأليف مختصر كتاب " الفرائض الشرعية " از شيخ مفيد است (مق‍: ذريعه 16 ص 149 ش 385) كه استاد حلبى بوده است (مق‍: مدرسي ص 43). ظاهرا ما تنها از طريق فتح الابواب از اين تأليف آگاهيم (مق‍: رياض 1 / 100) كه از آنجا در بحار 91 / 280 نقل شده است. ابن طاووس به يك استخاره كه در اين مختصر آمده اشاره مى كند. 426. * * ؟ مختصر فيه / ادعية وعوذ / ناشناخته (قرن پنجم) (اقبال) 49 - 52 / 578 - 581 فرج المهموم 225 بنابر آنچه در فرج المهموم آمده اين اولين رساله در يك مجموعه أي بوده كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته است. در اقبال يك " تعزيت " نقل شده كه امام صادق [ ع ] آنرا بعد از زندانى شده خاندان بنى الحسن براى آنها نوشته است. گفته ء شده كه اين تعزيه از متنى (اصل صحيح) با تاريخ صفر 448 به خط محمد بن على بن مهجناب البزاز (درباره أو نك‍: النابس 181) گرفته شده است. نسخه مورد بحث، به احتمال همان نسخه أي است كه در فرج المهموم از آن ياد شده است. در اين مورد، البزاز همان محمد بن على بن الحسين بن مهزيار مى باشد (نك‍: - > جزء [ روايت شده توسط أبو الحسن (بن على) بن محمد بن عبد الوهاب ]). 427. * + كتاب مختصر الاستيعاب / أبو نعيم (يعنى احمد بن عبد الله الاصفهانى م 430 يا: يا عبيدالله بن الحسن الاصفهانى م 517) ذريعه 20 / 178 ش 2476


شيعه مى دانسته است. م (*)

[ 443 ]

طرائف 101 / 24 عنوان فوق در روضات (1 / 273) آمده ; در اينجا دو سؤال مطرح است نخست آنكه استيعابي كه أبو نعيم تلخيص كرده تأليف چه كسى بوده است ؟ دوم آنكه أبو نعيم مذكور چه كسى است ؟ در ميان چندين كتابي كه " استيعاب " ناميده مى شود (مق‍: حاجى خليفه 1 / 81، بروكلمان،) index آنچه در اينجا مناسب مى نمايد " استيعاب " ابن عبد البر (368 - 463) در شرح حال صحابه است. در واقع مورد طرائف را، ابن بطريق نيز نقل كرده است (نك‍: الخصائص ص 98) ; ابن بطريق مى گويد آنرا از " كتاب الاستيعاب / لابن عبد البر النمري المغربي الاندلسي " اخذ كرده واينكه أبو نعيم نيز آنرا نقل كرده است (وقد خرجه ايضا أبو نعيم). مشكل اين است كه اين نقل داراى صبغه شيعي روشنى است: در آنجا از قول رسول خدا [ ص ] آمده كه در معراج، خداوند أو را با انبياء در يكجا جمع كرد وفرمود از آنان سؤال كن كه به چه چيز مبعوث شده اند آنها گفتند به سه چيز: توحيد، اقرار به نبوت تو وولايت على بن ابي طالب [ ع ]. بنابراين غير محتمل است كه مالكى متعصبي چون ابن عبد البر تمايلي به نقل آن داشته باشد ودر واقع اين روايت در چاپ البجاوى از " استيعاب " موجود نيست وتوان گفت كه مختصر داراى موادى بوده كه در اصل استيعاب نبوده يا آنكه نسخه چاپى استيعاب در برگيرنده تمام متن نيست ; اين حدس ها گرچه ناممكن نيست قانع كننده نيز به نظر نمى رسد. درباره مسأله دوم، خوانسارى (ازآنجا در ذريعه) چنين حدس مى زند كه مؤلف أبو نعيم اصفهاني (336 - 430) مى باشد كسى كه بخاطر كتاب حلية الاولياء شهرت دارد. حدس خوانسارى بر مبناى اطلاعي از يك كتاب ناشناخته است (على ما يظهر من بعض الكتب) احتمالا اين كتاب مورد نظر طرائف است كه ابن طاووس متن تفسير آيه 45 سوره زخرف را از " أبو نعيم المحدث في كتابه الذى استخرجه من كتاب استيعاب " نقل مى كند. اين متن به احتمال از طرائف در صراط 1 / 293 آمده است. گرچه در هيچ كجا كتابي با نام " مختصر الاستيعاب " به أبو نعيم نسبت داده نشده، بطور اصولي اين ممكن است كه أو تلخيصي از كتاب معاصر جوان خود داشته باشد. احتمال ديگر " عبيد الله بن الحسن بن احمد أبو نعيم اصفهاني محدث " (517) مى تواند باشد (درباره أو

[ 444 ]

نك‍: صريفيتى. نيسابور برگ 87 - ر ; المنتظم 9 / 247 ; ابن الاثير، الكامل 10 / 617. ذهبي، تذكرة 4 / 6 - 1265، ذهبي، سير اعلام النبلاء 19 / 486 - 488، شذرات الذهب 4 / 56 ; كحاله 6 / 38). اما به أو نيز همانند همنام خود، كتابي با نام مختصر الاستيعاب منسوب نيست. 428. * * مختصر كتاب محمد بن العباس (بن على) بن مروان / ناشناخته ذريعه 20 / 190 ش 2520 سعد السعود 11، 109 - 111 ابن طاووس به اين تأليف با عنوان " كتاب التفسير " نيز اشاره مى كند. اين كتاب تلخيص يك جلدى (در قطع ربع) از " تأويل ما نزل من القرآن الكريم في النبي " (نك‍: فهرست زير همين عنوان) از ابن جحام است. مورد نقل شده تفسير آيه 29 سوره رعد است. 429. * مختصر كتاب تهذيب الشيعة لاحكام الشريعة / أبو على محمد بن احمد ابن الجنيد الاسكافي (م 381) ذريعه 20 / 176 ش 2471 اقبال 246 / 15 اين تأليف كه با عنوان " المختصر الاحمدي للفقه المحمدى " نيز معروف است (معالم ص 97 ش 665) تلخيصي است كه ابن جنيد از كتاب طولاني تر خود " تهذيب الشيعة لاحكام الشريعة " (درباره آن نك‍: نجاشى 385 - 387) تأليف كرده است. همانگونه كه محمد مهدى بن مرتضى بحر العلوم (1155 - 1212) در شرح حال مفصل خود از ابن جنيد (بحر العلوم 2 / 205 - 225 در ص 206) خاطر نشان كرده كتاب تهذيب الشيعة مشتمل بربيست مجلد بوده ونسل هاي بعدى تنها با مختصر آن را مى شناخته اند. عبارات


. يك احتمال نيز (گرچه ضعيف) اين است كه عبارت را بدينگونه معنى كنيم: " از جمله روايتي است كه أبو نعيم در كتابش آورده روايتي كه آنرا از كتاب استيعاب نقل كرده است " در اين صورت اساسا بحثي از تلخيص استيعاب پيش نخواهد آمد. م (*)

[ 445 ]

آغازين آنرا كنتورى (صص 494 - 495 ش 2773) نقل كرده است اما روشن نيست كه أو از منبعي متقدم نقل كرده يا از نسخه " مختصر " ; اگر از نسخه گرفته باشد اين احتمال وجود دارد كه بخشى از آن باقى مانده باشد. مورد نقل شده از كتاب الصوم نقل شده ; درباره روش فقهى ابن جنيد نك‍: مدرسي صص 35 - 39. 430. * * + مختصر المعارف / القاضى أبو العباس احمد بن محمد الجرجاني (م 482) طرائف 188 - 189 / 47 - 48 درباره مؤلف نك‍: سبكى 3 / 31 - 32 ; اسنوى، طبقات 1 / 340 - 341 ; بروكلمان 1 / 342، ذيل 1 / 505 ; اين عنوان در جاى ديگرى نيامده است. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ جمادى الاول 523 استفاده كرده واز آن با عنوان " نسخه عتيقه " اشاره مى كند. مورد نقل از عنوان " مالك بن انس " است كه در اواخر كتاب بوده است. 431. * * ؟ مختصر المنتخب / نا شناخته ذريعه 20 / 212 ش 2632 اقبال 16 - 23 / 545 - 552، 27 - 31 / 556 - 561، 41 - 43 / 571 - 573، 58 - 59 / 587، 68 - 69 / 596 - 597، 89 - 97 / 616 - 622، 106 - 108 / 628 - 629، 123 - 128 / 638 - 642، 635 - 639 / 423 - 428 فرج المهموم 22 ابن طاووس، از اين كتاب دعا با عنوان " مختصر المنتخب في الادعية " و " كتاب المختصر من كتاب المنتخب " ياد مى كند. در جمله أي در رياض (6 / 45) كه از فرج المهموم نقل شده (اما در فرج المهموم چاپى وخطى * [ برگ 14 - پ ]) نيامده، ابن طاووس مى گويد: مؤلف را نمى شناسد. در واقع اين تأليف در فهرست تأليفات ناشناخته در رياض (6 / 47) آمده است. دعاهاى نقل شده در اقبال دعاهايى هستند كه در موارد مختلف بايد خوانده شود: آغاز محرم (اقبال 16 - 23 / 545 - 552) ; روز عاشورا (اقبال 27 -

[ 446 ]

31 / 556 - 561) ; زيارت قبر امام حسين [ ع ] (اقبال 41 - 43 / 571 - 573) ; آغاز صفر (اقبال / 58 - 59 / 587) آغاز ربيع الاول (اقبال 68 - 69 / 596 - 597) ; آغاز ربيع الثاني وجمادى الاول (اقبال 89 - 97 / 616 - 622) شب اول رجب (اقبال 106 - 108 / 628 - 629) ; در روزهاى ماه رجب (اقبال 123 - 128 / 638 - 642) ; وعيدقربان (اقبال 635 - 639 / 423 - 428). در مورد فرج المهموم گفته شده كه از دعاهاى روزانه ماه رجب از كتاب المنتخب اخذ شده است. اين جمله در دعاى مربوطه كه در اقبال نيز نقل شده آمده است جز آنكه در اقبال " كتاب المختصر في المنتخب " آمده. بنابر اين محتمل است كه كتاب المنتخب كه در فرج المهموم ياد شده، همان مختصر المنتخب باشد. مورد نقل شده در اقبال 58 / 587 و 68 / 596 از " كتاب المنتخب " نقل شده ودر اينجا نيز مى تواند اشاره به كتاب مورد بحث باشد. 432. * * ؟ مختصر تفسير الثعلبي / ناشناخته سعد السعود 18، 216 - 217 بايد ميان اين تأليف، با تحرير كامل ثعلبى با عنوان الكشف والبيان (نك‍: فهرست زير عنوان) فرق گذاشت ; موارد نقل شده عبارتند از: سعد 216 = جزء اول كراسه هفتم برگ 2 - ر (آيه 207 بقره) ; سعد 217 = جزء دوم از آغاز تفسير سوره نور. 433. * * + كتاب الملح / أبو عبد الله الحسين بن احمد ابن خالويه النحوي (م 370) ذريعه 22 / 197 ش 6676 فرج المهموم 183 - 184 اين عنوان در ميان كتابهاى ابن خالويه در فهرست نجاشى آمده ونه در جاى ديگرى ثبت شده است (مق‍: سزگين 7 / 356 - 357 ; 8 / 178 - 180، 9 / 169 - 171). ابن طاووس مى گويد اين كتاب را الحسن بن على المدائني معروف به " ابن بنت الكئال " (در باره افراد ديگر خانواده وى نك‍: الثقات صص 208، 229) به وى داده است. أو را نبايد با الحسن بن على المدائني نحوى (م 27 جمادى الاول 379) اشتباه كرد (مق‍:

[ 447 ]

ياقوت، الادباء 9 / 27)، با معذرت از (Matar ص 394). ابن طاووس مى افزايد أو از خريدن كتاب الملح كراهت داشته چرا كه هزليات زيادي در آن بوده است ; اما از آنجا كه وى از آن نقل كرده قاعدتا بايد بر كراهت خود غلبه كرده باشد. عبارت نقل شده خالي از هزليات ومربوط به نامه أي است كه يكى از شاهان هند به عمر بن عبد العزيز فرستاده ونيز شرح حال پادشاه مذكور Matar در ص 394 - 395 به داستان مشابهى در كتاب " عجائب الهند " بزرگ بن شهريار بن رامهرمزى (تحقيق و ترجمه 3 - 6 2) L. M. Devic Leiden 3881 - PP اشاره كرده است. 434. * * + كتاب الملحق بتاريخ الطبري / أبو بكر احمد بن كامل بن خلف بن شجرة البغدادي الشجرى (م 350) فلاح 71 - 72 / 69 اليقين 188 / 487 در باره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 523 - 524 ; Rosenthal Tabari فهرست اعلام زير مورد " ابن كامل " (در اليقين بجاى " سخره " " شجره " بخوانيد.) أو از پيروان قديمي مذهب فقهى طبري (جريريه) بوده اما ظاهرا بعدا از آن دست شسته است. روزنتال اهميت ابن كامل را در ارتباط با جزئيات زندگى وتأليفات طبري ياد آور شده است. كتاب أو درباره طبري منبع مهمى براى ياقوت در نگارش زندگينامه طبري بوده است (الادباء 18 / 40 - 94 ; بويژه به گفته ء ياقوت در ص 94 توجه كنيد). ظاهرا ياقوت ملحق ابن كامل را در دسترس نداشته وعنوان مذكور نيز در جايى ثبت نشده است احتمالا اين اشاره به " كتاب التاريخ " است كه ابن نديم (ص 35) واز آنجا ياقوت، الادباء 4 / 105 وصفدي 7 / 298 از آن ياد كرده است. احتمالا ابن كامل در ملحق، زير عنوان طبري، موادى از كتابي كه درباره طبري نوشته نقل كرده باشد. عبارتي كه در فلاح نقل شده از بخشى درباره حوادث سال 310 اخذ شده ومربوط به خاكسپارى طبري مى باشد. متنى كه در اليقين آمده مشتمل بر جمله أي است كه چگونه مردم ماهها بعد از در گذشت طبري نزد قبر وى دعا مى كردند.

[ 448 ]

اين جزئيات در تاريخ بغداد 2 / 166 واز آنجا ياقوت، الادباء 18 / 40 آمده است. * * + مناجات / روايت شده ء أبو عبد الله الحسين بن محمد ابن خالويه اقبال 181 - 183 / 685 - 687 مورد نقل شده مناجاتي از امام على [ ع ] وديگر ائمه است كه در ماه شعبان مى خوانده اند. به احتمال عنوان فوق، عنوان تأليف مستقلى نيست ; نك‍: اعيان 25 / 56 * * ؟ مناجات / ناشناخته المجتنى 21 - 22 ابن طاووس، تعدادى از آياتى كه مى توان آنها را به صورت مناجات خواند از آن نقل كرده است. عنوان فوق نيز عنوان تأليف نيست ; با معذرت از (Strothmann ص 105). 435. * * ؟ كتاب المنجمين / محمود بن محمد بن الفضل (زندگى در نيمه دوم قرن سوم ؟) فرج المهموم 215 در فرج المهموم برگ 144 - ر عنوان اين تأليف " كتاب المتفجعين " (كذا في الاصل) و نام مؤلف " محمود الفضل " آمده است. مورد نقل شده (كه تنها يك مورد است بر خلاف سزگين 7 / 16) از جزء پنجم تأليف (يا بنابر فرج المهموم * از جزء ششم - ولى نه از چهارم، با معذرت از سزگين) اخذ شده است ; در اين مورد آمده است كه " ما شاء الله منجم " بدرستى پيشگويى كرد كه خليفه " المهدى " همان سال در هنگامى كه امير الحاج است خواهد مرد. 436. * المنبئى عن زهد النبي / أبو محمد جعفر بن احمد بن على (يا: على بن احمد) القمى ابن الرازي (زندگى در ميانه قرن چهارم) ذريعه 12 / 66 ش 476

[ 449 ]

الامان 92 / 103 - 104 الدروع * 112 - 114 - پ فلاح 161 / 148، 265 - 266 / 241 احمد بن محمد ابن فهد حلى (م 841) كه از تأليف مذكور در دو كتاب خود نقل مى كند (نك‍: اعيان 15 / 352 - 353) اين كتاب را مى شناخته است. در الامان وفلاح 265 / 241 (همينطور ابن فهد، التحصين واز آنجا: مستدرك 3 / 466، 11 / 342، 12 / 56 ; 15 / 272 ; 16 / 218) به اين تأليف با عنوان " المنبئى عن زهد النبي " اشاره شده ودر نقلهاى ديگر با عنوان " كتاب زهد النبي " آمده است. ابن طاووس در الامان از نام مؤلف ياد نكرده همينطور از خود تأليف نيز نقل نكرده بلكه روايتي را كه ورام بن ابى فراس در خاتمه آن كتاب ياد داشت كرده بود نقل كرده است. در دروع * (واز آنجا در بحار چ سنگى 7 / 302) نام مؤلف " أبو جعفر احمد القمى " آمده اما در " الدروع " كه از آن در المستدرك 3 / 273 - 274 واعيان 15 / 350 نقل شده نام مؤلف أبو محمد جعفر بن احمد القمى آمده است. احاديثي كه در فلاح آمده مربوط به نماز پيامبر [ ص ] است. ومطالبي كه در الدروع * آمده درباره اهوال جهنم مى باشد. نيز تك ادب الامام والمأموم، - > كتاب (جعفر بن احمد القمى) 437. + كتاب المنقذ من الضلال / أبو حامد الغزالي (م 505) طرائف 136 [ ند 33 ] در مورد نقل شده، امام على [ ع ] سيد العقلاء توصيف شده است (نك‍: ص 87 در چاپ جميل صليبا وكامل عياد، بيروت 1967). 438. * * + - المنتخب من كتاب زاد المسافر ووصاية المسافر / أبو العلاء الحسن بن احمد بن الحسن العطار الحافظ الهمذانى (م 569) ذريعه 12 / 8 ش 41 (ذيل زاد المسافر) المضايقة 33 / 344

[ 450 ]

قرائت " ووصاية " حدسى است ; در المضايقة 1 " وصاية " ودر المضايقة 2 " وصابت " (كذا في الاصل) آمده است. ابن طاووس مى گويد أو جزء اول منتخب را در يك نسخه در قطع " طالبي " (در مضايقه 2 به اشتباه " الطابين " [ كذا في الاصل ]) كه در حيات مؤلف نوشته شده ونيز شامل " كتاب الامالى " الناطق بالحق (نك‍: فهرست زير عنوان) مى شد در اختيار دارد. وجود اين كتاب در جاى ديگرى ثبت نشده است. تأليفي كه كتاب مورد بحث تلخيص آن است به " زاد المسافر " شهرت دارد وگفته مى شود كه مشتمل بر حدود پنجاه جلد بوده است (نك‍: ابن رجب، ذيل 1 / 326 صفدى 11 / 385 ; ذهبي، تذكره 4 / 1325). از كتاب زاد المسافر درميان منابع سنى مناقب ابن شهر آشوب (1 / 12) ياد شده است (مق‍: كتاب الفتن [ الهمذانى ]). 439. + - المنتظم / عبد الرحمن بن على ابن الجوزى (م 597) طرائف 551 / 174 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن الجوزى " [ از:. ] H. Laoust در طرائف به مؤلف با عنوان " صاحب التاريخ المسمى بالمنتظم " اشاره شده است. ابن طاووس به أو به عنوان يكى از مورخينى اشاره مى كند كه گفته اند در نماز بر جنازه خلفاى پيش از القائم بالله پنج تكبير مطابق با مذهب شيعه گفته مى شده است. اين گزارش محتملا در يكى از مجلدات آغازين المنتظم باشد اما در چاپ حيدر آباد 43 - 1938 نيامده است. اما اين قابل توجه است كه در متن مذكور (ج 8 صص 58، 293) آمده است كه در نماز بر جنازه القائم بالله وخليفه پيش از وى القادر چهار تكبير گفته مى شده است. براى فهرست نسخه هاي المنتظم نك‍: علوان، مقاله " مستدرك " صص 187 - 188. 440. * كتاب منية الداعي وغنية الواعي / على بن محمد بن على بن الحسين (يا: على) بن عبد الصمد التميمي (زندگى در اوائل قرن ششم) ذريعه 23 / 202 ش 8633


. اخيرا چاپ كامل كتاب در بيروت منتشر شده است. (*)

[ 451 ]

الامان 61 - 69 / 74 - 81، 118 - 120 / 130 - 131 مهج الدعوات 3 - 8، 10، 18 - 34، 36 - 44 درباره مؤلف نك‍: رياض 4 / 220 - 223، 236 ; الثقات ص 205. از موارد نقل شده چنين بر مى آيد كه كتاب مورد بحث كتابي در دعاهاى روايت شده از پيامبر [ ص ] وائمه [ ع ] بوده است. در اعيان 42 / 87 بجاى " واعى " " مراعى " آمده ودر ذريعه " راعى " ضبط شده است. عناوين ديگر عبارتند از " غنية الداعي " (بحار 95 / 132 كه قطعه نقل شده در الامان 118 - 119 / 130 در آن آمده) و " نية الداعي " (بحار 76 / 260 كه قطعه نقل شده در الامان 120 / 131 در آن آمده). شيخ حر عاملي در اثبات (1 / 30) از اين تأليف نقل كرده ; خوانسارى (روضات 2 / 345) يادآور مى شود كه در الامان از آن نقل شده است. در مهج الدعوات عنوان كتاب نيامده اما آشكار است كه از همين كتاب نقل مى شود: مهج 36 - 42 = الامان 61 - 69 / 74 - 81 (دعايى از امام جواد [ ع ]). ابن طاووس اين دعا را " حرز " (در مهج) وعوذة، (در الامان) مى نامد وهر دو اصطلاح بمعناي دعايى است كه براى حفظ ونگهدارى (ازخطرات) خوانده مى شود. 441. * * مقدمات علم القرآن / أبو الحسين محمد بن بحر الرهنى الشيباني (زندگى اوائل قرن چهارم) سعد السعود 20، 24، 227 - 228، 279 - 281 مؤلف متهم به غلو در تشيع بوده است. نك‍: نجاشى 384 ش 1044 ; ياقوت، الادباء 18 / 31 - 33 ; ابن داود، الرجال ص 500 ; صفدى 6 / 243 - 244. از اين تأليف در جاى ديگرى يادنشده است. مورد نقل شده در سعد 227 - 228 از كراسه ششم جزء اول مى باشد ; دراينجا رهني قصد آن دارد تا نشان دهد كه قراءات سبعه مرسوم، بى پايه است ; وى تأكيد مى كند كه امام على [ ع ] واهل بيت تنها مرجع تفسير قرآن هستند. در مورد نقل شده در 279 - 281 (جزء دوم كراسه سوم برگ 1 - ر آغاز از سطر آخر) رهني مى گويد نسخه هاي قرآن كه عثمان به شهرها فرستاد در قرائت بعضى از آيات با يكديگر متفاوت بوده است ; أو پاره أي از اين اختلافات را فهرست وار ذكر مى كند.

[ 452 ]

442. كتاب المقنع / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 22 / 123 ش 6365 اقبال 160 / 668 ابن طاووس از نسخه أي كه در حيات مؤلف كتابت شده بود استفاده كرده است. مورد نقل شده متعلق به فضيلت روزه در 27 ماه رجب است روزى كه رسول خدا [ ص ] به نبوت مبعوث گرديد (= المقنع، تهران 1377 ص 65). براى نسخه ها وچاپهاى اين تأليف نك‍: مدرسي 62. 443. كتاب المقنعة / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 22 / 124 ش 6369 فتح الابواب 129 - 132، 136 - 137، 285 - 287، 289 اقبال 168 - 169 / 677، 239 / 11، 434 / 87 - 88، (386 / 150) عنواني كه در ذريعه آمده " المقنعة في الاصول والفروع " است. اين كتاب مبنايى براى تهذيب الاحكام شيخ طوسى بوده است. ابن طاووس در اقبال 386 / 150 روايتي از شيخ مفيد نقل مى كند. تأليفي كه اين حديث از آن گرفته شده تنها به عنوان " مقنعه " در حاشيه اقبال 2 شناسانده شده است. ابن طاووس در اقبال 334 / 87 مى گويد: أو اين تأليف را نزد پدر خود خوانده ووى آنرا برايش روايت كرده است. در فتح الابواب 286، أو از يك نسخه قديمي نفيس (نسخه عتيقه جليلة) ياد مى كند كه در مالكيت أو بوده ودر حيات شيخ مفيد كتابت شده بوده است. ابن طاووس به نسخه ديگرى (يا تعدادى از نسخه ها، " بعض ") اشاره مى كند كه مشتمل بر موادى بوده كه در نسخه أو نبوده است وحدس مى زند كه اين مواد ابتداء در حاشيه بوده وبعدها كاتبى آنها را در داخل متن گنجانده است. همه نقلها مربوط به نمازهاى مختلف است. براى چاپها و نسخه هاي اين تأليف نك‍: مكدر موت ص 39 ش 152 ; مدرسي ص 62. 444. - مقتضب الاثر في امامة (يا: في النص على عدد الائمة) الاثنى عشر / أبو عبد الله

[ 453 ]

احمد بن محمد بن عبيدالله بن الحسن (يا: حسين) ابن عياش الجوهرى (م 410) ذريعه 22 / 21 ش 5823 طرائف 172 / 43 از اين تأليف (كه درباره آن نك‍: سزگين 1 / 549) ابن شهر آشوب نيز در مناقب (3 / 277) نقل كرده است. نسخه أي كه ابن طاووس ديده اينگونه توصيف شده كه در حدود 40 برگ بوده است. 445. * * + المراد من الجياد / عبد الرحمن بن على ابن الجوزى (م 597) طرائف 373 / [ ند 111 ] عنوان فوق در طرائف * برگ 100 - ر آمده ; درطرائف 1 وترجمه ء فارسي آن (ص 179) بجاى " المراد " مراة آمده است. اين عنوان در فهارس تأليفات ابن جوزي كه در دسترس است ثبت نشده (نك‍: مث‍: علوجى، مؤلفات ; علوان مقاله " مستدرك "). ابن طاووس از بابى تحت عنوان " السبق على (يا: " ب‍ " يا " و ") المصارعة " خبرى به نقل از (أبو) عبد الله بن (ال‍) حرب نقل مى كند مبنى بر اينكه در دوران جاهليت، رسول خدا [ ص ] سه بار در مصارعه (كشتى) با أبو ركانه (در طرائف 1 به اشتباه " أبو دكانة ") بر وى غلبه كرد. (اين داستان در چند روايت شهرت دارد نك‍: ابن اسحاق، السيرة، تحقيق: عبد الحميد، قاهره 1391، 1 / 262 - 263 [ در آنجا نام آن فرد ركانة بن عبد يزيد بن هاشم بن عبد المطلب آمده است ] ; أبو نعيم، دلائل صص 140 - 141 [ در آنجا نام آن شخص ركانه آمده وبه عنوان مشرك توصيف شده است ] ; ابن حزم الجمهرة ص 73 [ در آنجا نام وى ركانة بن عبد يزيد بن هاشم بن المطلب آمده ]). ابن طاووس، ابن جوزي را بدليل نقل چنين اباطيلى درباره رسول خدا [ ص ] مورد سرزنش قرار مى دهد. ايراد أو به اين خبر از درك أو نسبت به پيامبر [ ص ] به عنوان شخصي با وقار سرچشمه مى گيرد. به همين دليل، ابن طاووس داستانهايى را كه رسول خدا [ ص ] با عايشه مسابقه مى داده مزخرف مى خواند (طرائف 290 - 291 / 81).

[ 454 ]

446. * * كتاب المرشد / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 20 / 304 ش 3101 اقبال 160 / 668، 166 / 674 ابن طاووس كه اين كتاب را با عبارت " كتاب حسن " توصيف مى كند اظهار مى دارد كه أو نسخه أي با خط قريش به سبيع (يا: سبيع) بن مهنا العلوى در اختيار دارد (أو به جهت كتابت بسيارى از كتب شهرت دارد ; نك‍: الانوار الساطعة 136 ; مق‍: رياض 4 / 395 ; - > كتاب فضل العقيق). در مورد اقبال 160 / 668، ابن بابويه روايتي از كتاب الجامع از أبو جعفر محمد بن احمد بن يحيى الاشعري القمى درباره فضيلت روزه در 25 رجب نقل مى كند (نك‍: فهرست زير مورد كتاب الجامع). در مورد اقبال 166 / 674 آمده است كه آغاز نبوت رسول خدا [ ص ] در 27 رجب بوده است. در عبارت ديگرى بجاى " نبوة "، " توبه " آمده است. ابن طاووس كه از تقييد موجود در عبارت به لحاظ عصمت پيغمبر [ ص ] قدري مضطرب است مى افزايد: هذا لفظه: نزلت التوبة. ظاهرا هيچ مؤلفي پس از ابن طاووس مستقيما از اين تأليف نقل نكرده است. 447. + مروج الذهب / أبو الحسن على بن الحسين بن على المسعودي (م 345) فرج المهموم 207 - 208 درباره مؤلف وگرايش مذهبي أو نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " المسعودي " [ از:. ] Ch. Pellat ابن طاووس دو قطعه از مروج نقل مى كند (كه اولين آن بدون ذكر نام كتاب است): درباره مرگ مامون (فرج المهموم 207 = مروج 4 / 342 ش 2782) ; و درباره منجمين المنصور (فرج المهموم 208 = مروج 5 / 211 ش 3446). ابن طاووس در فرج المهموم 126 به مسعودي به عنوان مصنف كتاب مروج الذهب اشاره مى كند. نيز نك‍: 790 ; Sbath , p. 44 , no در آنجا عنوان كتاب " مروج الذهب ومعادن الجواهر في تحف الاشراف والملوك " (مق‍: مروج 1 / 18) آمده است. 448. * كتاب المصنف / أبو جعفر محمد بن على بن محبوب الاشعري القمى (زندگى

[ 455 ]

در اواخر قرن سوم) ذريعه 24 / 340 ش 1813 فلاح السائل 46 / 39، 96 / 91 - 92، 163 - 165 / 151 - 152، 223 - 224 / 204، 232 / 211 - 212 جمال الاسبوع 243 - 244 المضايقة 31 - 32 / 341 محاسبة النفس 14 / 5 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 349 ش 940 ; طوسى، فهرست ص 176 ش 624 ; تنقيح ش 11139. نجاشى أو را با عنوان " رئيس القميين " زمان خود معرفى مى كند. زماني كه ابن طاووس از " المصنف " (فلاح 46 / 39، 165 / 152) " كتاب " (فلاح 163 / 151، محاسبة) " نوادر المصنف " (فلاح 96 / 91 - 92، مضايقه) ابن محبوب ياد مى كند أو ظاهرا به سه عنوان يك كتاب اشاره مى كند. موارد نقل شده توسط ابن طاووس جداى از مواردي است كه ابن ادريس (السرائر صص 483 - 476) از " نوادر المصنف " (كه آنجا به عنوان " كتاب نوادر المصنفين " نيز ياد شده) نقل كرده است. ابن ادريس از نسخه أي به خط أبو جعفر طوسى (السرائر ص 483) استفاده كرده وابن طاووس از نسخه أي به خط طوسى استفاده كرده است (فلاح 163 / 151، 165 / 152، 223 / 204، مضايقه). بنابراين ابن طاووس نيز احتمالا از همان نسخه أي كه در دسترس ابن ادريس بوده استفاده كرده است. 449. + - كتاب المشكل / أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (م 276) طرائف 491 / 152 درباره اين تأليف (كه با عنوان " تأويل مشكل القرآن " بيشتر شهرت دارد) نك‍: , Lecomte 143 - 140.. Ibn Qutayba , pp عنواني كه در طرائف آمده، در ابن نديم (ص 86 ; مق‍: 142.) Lecomte , p نيز آمده است. در طرائف * (برگ 133 - پ) وطرائف * * (برگ 172 - ر) به اشتباه " كتاب المستكمل " آمده است. ابن طاووس به عبارتي مربوط به اين

[ 456 ]

سخن عثمان كه قرآن داراى لحن است اشاره مى كند (مق‍: تأويل مشكل القرآن، تحقيق: احمد صقر، قاهره 1393 ص 26). + - مسند / أبو يعلى احمد بن على الموصلي (م 307) طرائف 81 / 20 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 170 - 171. ابن شهر آشوب هم در مناقب (1 / 8) وهم در " برهان " (كه از آنجا اين عنوان در طرائف نقل شده) استفاده كرده است. 450. + مسند / أبو عبيدالله احمد بن محمد بن حنبل (م 241) اقبال 64 - 65 / 593 طرائف 15 - 16 / 5، 18 - 19 / 6، 21 - 22 / 7، 36 - 38 / 11 - 12، 51 / 13 - 14، 53 / 14، 55 / 14 - 15، 60 - 61 / 16، 63 - 66 / 17 - 18، 68 - 71 / 18، 74 - 77 / 16، 88 / 22 - 23، 111 - 112 / 27، 114 / 28، 121 / [ ند 29 ]، 123 - 126 / 29 - 30، 131 / 32، 133 / 32، 142 / 33، 149 - 151 / 36 - 37، 153 - 154، 37 - 38، 157 / 38، 202 - 203 / 52، 246 / 67، 378 / 113، 397 / 120، 400 / 121، 405 / 123، 408 / 124، 459 / 141، 473 / 145، 489 / 151، 536 / 197، 545 / 171، 549 - 550 / 174. درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 504 - 506. در كنار صحيحين، اين كتاب منبع عمده ء سنى است كه ابن طاووس براى طرح فضائل امير المؤمنين [ ع ] از آن استفاده مى كند. بعضى از نقلها در طرائف به توسط " العمدة " ابن بطريق مى باشد. ابن طاووس در يك مورد، عنوان بخش خاصى كه از آن نقل كرده ياد كرده واشاره به " مسند عبد الله بن مسعود " مى كند (طرائف 549 - 550 / 174). در روايت نقل شده پيامبر [ ص ] مى فرمايد كه مشايعت كنندگان جنازه در پشت سر ميت حركت كنند (الجنازه متبوعة وليست بتابعة) ; نك‍: مسند عبد الله بن مسعود در مسند احمد، تحقيق: احمد محمد شاكر، قاهره 77 - 1368، ج 5 ص 205 ش 3585 ; مق‍: ج 5 ص 277 ش 3734 ; ج 6 ص

[ 457 ]

19 ش 3939 ; ص 33 ش 3978 ; ص 79 ش 4110 (همه از مسند عبد الله بن مسعود). بيشتر موارد نقل شده توسط ابن طاووس در فضائل امام على [ ع ] است. فضائل اهل بيت در مسند (تحقيق: شاكر ج 3 صص 1719 - 1762) را قوام الدين القمى وشنوى در جلدى مستقل با عنوان " كتاب فضائل امير المؤمنين على بن ابى طالب واهل البيت عليهم السلام من كتاب المسند للامام احمد بن حنبل " (قم 1352 ش) فراهم آورده است. * به علاوه اين مواد در دو نسخه مستقل وجود دارد ; يكى در كتابخانه ء ظاهريه دمشق با تاريخ 509 وديگرى در دار الكتب قاهره از قرن ششم يا هفتم. چاپى بر مبناى نسخه قاهره اخيرا با عنوان " مسند اهل البيت " در دسترس قرار گرفته است (تحقيق: عبد الله الليثى الانصاري، بيروت 1408 ; نك‍: طباطبائي اهل البيت، تراثنا 5 / 3، 1410 صص 59 - 60). مق‍: - > مناقب اهل البيت (احمد بن حنبل) منتشر شده است. * * + - مسند / أبو عمرو عثمان بن احمد الدقاق ابن السماك (م 344) طرائف 81 / 20 عنوان در طرائف * برگ 19 - پ آمده است ; در طرائف تنها " كتاب " ياد شده ; است. نام مؤلف " عثمان بن احمد " آمده است ; روشن نيست كه آيا اين تأليف باقى مانده است يا نه ; سزگين (1 / 186 ش 1) از يك تأليف ابن سماك ياد كرده وعنوان آنرا " حديث " ذكر مى كند ; اين كتاب مى تواند (ونمى تواند) همين كتاب " مسند " باشد. اين عنوان به توسط برهان ابن شهر آشوب نقل شده است.


. كتابي درست در همين زمينه با عنوان " كرامة الاولياء في مناقب خير الاوصياء وعترته الاصفياء " توسط عالم زيدي " سيدى حسن بن يحيى القاسم الضحيانى " (م 1343) نوشته شده است نك‍: مؤلفات الزيديه ج 2 ص 379 ش 2579 (قم 1413). م * *. روشن است كه مسند اهل بيت [ ع ] غير از جمع آورى فضائل اهل بيت از مسند احمد است. اصطلاح مسند شامل همه احاديثي كه از اهل بيت [ ع ] روايت شده نه در رواياتي كه درباره ء اهل بيت است. بنابراين يكى دانستن كار آقاى وشنوى با دو مسند خطى، خطاست. م (*)

[ 458 ]

451. + مسند / أبو عبد الله محمد بن ادريس الشافعي (م 204) طرائف 545 / 172 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 488 - 489. ابن طاووس به نقلى اشاره مى كند كه پيامبر [ ص ] هر روز جمعه سوره جمعه والمنافقون را تلاوت مى كرده اند: نك‍: محمد عابد بن احمد السندي " ترتيب مسند الامام المعظم والمجتهد المقدم ابى عبد الله محمد بن ادريس الشافعي " (تأليف در 1230 ; مق‍: سزگين 1 / 489 ش 6)، قاهره 1369 صص 148 - 149. 452. + مسند ابى حنيفه / أبو نعيم الحافظ النعار (يا: بعار) طرائف 545 / 171 در طرائف 2، " البعار " ودر طرائف 1 / طرائف * برگ 151 - پ / طرائف * * برگ 194 - ر " النعار " آمده است. أبو نعيم الاصفهانى تأليفي با اين عنوان داشته (كه نسخه آن موجود است ; مق‍: سزگين 1 / 415 ش 6) ; اما أو با نسبت " نعار " يا " بعار " مشهور نيست. ابن شهر آشوب نقلى از تأليفي با اين عنوان از " أبو القاسم البغار " آورده است (مناقب 3 / 378 واز آنجا: بحار 47 / 217 - 218). در حاشيه چ تهران 7 - 1316 مناقب (ج 2 ص 330) محمود البروجردي محقق آن قراءات ديگر " البعار " را يادآور شده اما مى افزايد أو اين شخص را نمى شناسد. يك احتمال دور اين است كه ابن طاووس از " مسند ابى حنيفه " أبو نعيم الاصفهانى وابو القاسم البعار / النعار، هر دو نقل كرده باشد و اين دو عنوان با يكديگر تركيب ويكى شده است. ابن طاووس به روايتي كه رسول خدا [ ص ] سوره هاي جمعه ومنافقون را در هر جمعه مى خوانده اشاره مى كند (مق‍: - > [ الشافعي ]). * * + - مسند على بن ابى طالب [ ع ] / أبو الحسن على بن عمر الدارقطني (م 385) طرائف 179 / [ ند 45 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 206 - 209. در طرائف به اين كتاب توسط كشف

[ 459 ]

المخفي ابن بطريق اشاره شده ودر آنجا آمده كه آن مسند داراى سه روايت درباره حضرت مهدى [ ع ] است. 353. * + مسند على بن ابى طالب / أبو جعفر محمد بن عبد الله بن سليمان الحضرمي الكوفى مطين (م 297) طرائف (180 / [ ند 45 ]، 284 / [ ند 78 ]، طرائف * برگهاى 127 - پ، 128 - ر / طرائف * * برگ 164 - پ [ ند طرائف 471 / 144 ]، طرائف 550 / 174، (اليقين 184 / 478) درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 163. ابن طاووس كه مطين را يك سنى برجسته (من اعيان المخالفين) مى داند بايد وى علاقه خاصى به وى داشته باشد چنانچه از عنوان تأليف أو " رى الظمآن " بر مى آيد (نك‍: باب دوم فصل دوم). كتاب " مسند على " در دسترس ابن حجر عسقلاني بوده واو در " مشيخه " (نقل شده در: طباطبائي، اهل البيت 5 / 3، 1410 ص 61) خود آنرا به اينكه داراى 12 جزء بوده توصيف مى كند. احتمالا " مسند على " بخشى از مسند مطين (مق‍: صفدى 3 / 345) بوده كه در سزگين از آن ياد نشده وظاهرا مفقود شده است. نقلهاى موجود در طرائف * 127 - پ تا 128 - ر / طرائف * * برگ 164 - پ وطرائف 550 / 175 به ترتيب از جزء اول وپنجم اخذ شده است. در مورد نقل شده در طرائف 1 ص 284، قثم بن العباس مى گويد: اين حق على [ ع ] بود تا خليفه رسول الله [ ص ] شود زيرا اولين فردي بود كه اسلام آورد وبيش از همه بر آن استقامت داشت (واشدنا به لزوقا). در طرائف * برگهاى 127 - پ تا 128 - ر آمده است كه أبو بكر يكبار در هنگام امامت نماز جمعه گرفتار " حدث " شد. پس از منبر پايين آمده و أبو ذر جاى أو را گرفت. زماني كه مردم از اين كار اظهار شگفتى كردند امير المؤمنين [ ع ] اقدام أو را مورد تأييد قرار داد. ابن طاووس اين خبر را چندان به نفع أبو بكر نمى داند ; بر خلاف آن، وى أبو بكر را بدليل آنكه از قبل احتياطهاى لازم را براى جلوگيرى از اين

[ 460 ]

پيشامد نكرده سرزنش مى كند. در طرائف 550 / 174 از امام على [ ع ] نقل شده است كه بهتر است مشايعين پشت سه جنازه حركت كنند نه جلوى آنها (چنانچه أبو بكر وعمر چنين مى كرده اند). در اليقين روايتي از مطين نقل شده اما از تأليفي كه روايت از آن اخذ شده ياد نشده است. در طرائف 180 / [ ند 45 ] از كتابي از مطين به توسط كشف المخفي ابن بطريق ياد شده ; در آنجا آمده است كه اين تأليف داراى سه روايت درباره حضرت مهدى [ ع ] بوده است. * * + - مسند فاطمه / أبو الحسن على بن عمر الدار قطني (م 385) طرائف 179 / [ ند 45 ] در طرائف 1 از اين كتاب به توسط كشف المخفي ابن بطريق اشاره شده ; در آنجا آمده است كه اين كتاب داراى شش روايت درباره حضرت مهدى [ ع ] است. 454. * + كتاب المستغيثين (في الادعية) / خلف بن عبد الملك بن مسعود ابن بشكوال القرطبى (م 578) ذريعه 21 / 12 ش 3702 الامان 74 - 75 / 88، 109 / 120، 114 / 126 المجتنى 6 - 15 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن بشكوال " (از: - M. Ben Cheneb [.) ] A. Hujci Miranda در الامان از نام أو ياد نشده ودر المجتنى " خلف بن عبد الملك بن مسعود " آمده است. اين اسم در اين شكل براى وى ناشناخته بوده زيرا وى چنين فرض كرده كه مؤلف يك عالم شيعي متقدم بوده است (رياض 2 / 234 واز آنجا: اعيان 30 / 37). نام كتاب در المجتنى ص 8 " كتاب المتغيثين بالله " آمده است. كفعمي در حاشيه " الجنة " از اين تأليف نقل كرده (مث‍: ص 186) وهمچنين در " البلد " (مث‍: صص 502، 522 - 525). به نظر مى رسد كه كفعمي نسخه أي از اين تأليف را ديده است (بدين

[ 461 ]

صورت اين كتاب از منابعي كه مع الواسطة از آنها نقل كرده جدا مى شود ; نك‍: باب سوم فصل 8). حاجى خليفه (2 / 1674) به اين تأليف با عنوان " كتاب المستغيثين (يا به اشتباه المستعين) بالله عند الحاجات والمهمات والمتضرعين إلى الله ب‍ (الدعوات و) الرغبات " اشاره شده است. نيز نك‍: 105. Strothmann , p واز آنجا: بروكلمان، ذيل 1 / 580. نسخه أي كه از آغاز افتادگى دارد، در دانشگاه پرينستون 2103) ms Garrett ([ 912 ] shelf number موجود است ; عنوان كتاب در اين نسخه " ادعية المستغيثين بالله عزوجل عند المهمات والحاجات والمتضرعين إليه سبحانه بالرغبات والدعوات وما يسر الله لهم من الاجابات والكرامات " آمده است. نسخه مزبور مشتمل بر چهار بخش است وعنوان آن در آغاز هر بخش آمده است. بيشتر نقلهايى كه ابن طاووس آورده در اين نسخه موجود است ; مطالبي كه در آن نيامده به احتمال در صفحات آغازين (كه از اين نسخه سقط شده) بوده است. موارد نقل شده شرح مى دهد كه چگونه دعاها زندگى انسانها را نجات داده واز فاجعه ها در مواقع مختلف جلوگيرى كرده است. مثلا در نتيجه دعا، مردى كه از كشتى به آب افتاده بود توسط دستهاى نامرئى دو مرتبه به كشتى بازگردانده شد (الامان 109 / 120 = المجتنى 11 = نسخه برگ 35 - پ) ; اسبى مرده نيز زنده شد (الامان 74 - 75 / 88 = المجتنى 14) ; مردى از دست راهزنى كه قصد كشتن أو را داشت نجات يافت (الامان 114 / 126 = المجتنى 8 - 9 ; نسخه برگ 1 - ر، پ داراى چندين روايت اين واقعه مى باشد) ; شهر عكا از محاصره رومى ها (در منظور از رومى ها، صليبي هاست) وشهر اقريطش [ ] crete از محاصره رومى ها (در اينجا مقصود از رومى ها به احتمال بيزانسى هاست) (المجتنى 14 ; نسخه برگ هاي 51 - ر تا 53 - ر مشتمل بر روايت طولاني تر است) بوسيله دعا از محاصره درآمد. خلاصه ء خبر درباره ء دعايى كه پيامبر [ ص ] به فضه تعليم داد در المجتنى 7 - 8 آمده است ; روايت كامل در نسخه در برگهاى 70 - پ تا 71 - ر آمده است. روايتي مربوط به " حديث السمكة " (المجتنى ص 13) در برگ 50 - پ نسخه آمده است. دعايى معروف به " دعاء الطائر " كه در المجتنى صص 12 - 13 نقل شده، در برگهاى 37 - پ تا 39 - ر نسخه موجود است. ابن طاووس در معرفى اين دعا مى گويد: أو بر اين اعتقاد است كه از

[ 462 ]

كتاب المستغيثين (يا بنا به المجتنى * * برگ 133 - ر از خاتمه اين كتاب) اخذ شده است، اما مى افزايد روايتي كه أو نقل مى كند احتمالا داراى مواد اضافي بيشترى است. در واقع روايتي كه در المجتنى آمده همان است كه در نسخه آمده است (وآنجا، آن دعا در اواخر بخش دوم آمده است). اين سخن ابن طاووس قابل توجه است زيرا نشان مى دهد كه أو اين دعا را (وشايد مواد ديگر را نيز ؟) از حافظه نقل كرده است. * 455. * كتاب المتهجد / محمد بن على بن محمد ابن ابى قره (زندگى در اوائل قرن پنجم) ذريعه 19 / 73 ش 384 مهج الدعوات 321 - 322 نام مؤلف در مهج " ابن ابى قره " آمده وعنوان كتاب در نجاشى ص 398 / مهج الدعوات * * * برگ 150 - ر " كتاب التهجد " آمده است. از اين تأليف در حواشى " الجنة " كفعمي نقل شده است (مق‍: صص 623، 650). مق‍: - > كتاب عمل شهر رمضان. در مورد نقل شده امام كاظم [ ع ] خدا را با اسم اعظم مى خواند. 456. + متشابه القرآن / عبد الجبار بن احمد الاسد آبادى (م 415) سعد السعود 21، 244 - 245 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 626 ش 11، ابن طاووس از نسخه أي كه در حيات مؤلف كتابت شده بود استفاده كرده است. أو مطلبي از برگ 2 - پ كراسه نهم نقل كرده كه مشتمل بر تفسير آيات 2 - 4 سوره انفال مى باشد (= تحقيق ع. م زرزور، قاهره 1969، ج 1 صص 312 - 313). 457. (* *) + متشابه القرآن / أبو عمر احمد بن محمد بن جعفر (يا: حفص) الخلال البصري (زنده در 377)


. اربلى نيز در يك مورد (ج 2 ص 160 تبريز 1381) از كتاب المستغيثين ياد كرده است. م (*)

[ 463 ]

سعد السعود 21، 246 درباره مؤلف كه عالمى معتزلي است نك‍: ابن نديم صص 221 - 222 (درآنجا دو تأليف از أو ياد كرده: كتاب الاصول وكتاب المتشابه) ; سزگين 1 / 624. مورد سعد 246 (از برگ 9 - پ [ از كراسه اول ؟ ]، آيه 26 سوره بقره) " از متشابه القرآن " نقل شده ومورد نقل شده در سعد صص 241 - 242 از " كتاب الرد على الجبرية والقدرية فيما تعلقوا به من متشابه القرآن " (نك‍: فهرست زير اين عنوان). ارتباط ميان اين دو عنوان كاملا روشن نيست. عبارت خلال (در هر دو مورد نقل شده از أو استدلال خود را با اين جمله آغاز مى كند ومما تعلقوا به قوله...) در كنار اين حقيقت كه هر دو عنوان به " متشابه القرآن " اشاره دارد نشانگر اين است كه يك تأليف در كار است ; اما در اين مورد سؤال اين است كه چرا ابن طاووس آنرا با دو عنوان آورده است. مى توان تصور كرد كه أو دو نسخه از آن تأليف در اختيار وى بوده وهر كدام عنوان متفاوتي داشته وبه احتمال نام مؤلفي نيز كه روى نسخه بوده اندكى با يكديگر اختلاف داشته است (از اين رو نام مؤلف در " كتاب الرد... [ بنا به سعد صص 21، 241 ] احمد بن محمد بن جعفر [ يا: حفص ] الخلال ; ودر " متشابه " [ بنا به سعد ص 21، 246 ] أبو عمر الخلال يا أبو عمر احمد بن محمد البصري الجلال [ كذا في الاصل ] آمده است). اما اين بسيار نامحتمل است كه ابن طاووس توجه نكرده باشد كه هر دو نسخه در واقع يك تأليف است. شايد اين مسأله را بتوان در مقايسه مورد نقل شده با نسخه هاي موجود كتاب الرد حل كرد (مق‍: G. Gabrieli , Reale Accademia Nazionale dei Lincei , La Fondazione Caetani per gli studi mululmani , Natizia della sua istituzione e catalogo dei suoi manoscritti , 1926 , Orientali , Rone واز آنجا سزگين). 458. + الموطاء / مالك بن انس (م 179) طرائف 128 / 31 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 458 - 464. ابن طاووس به اين حديث اشاره مى كند

[ 464 ]

كه رسول خدا [ ص ] براى شش ماه هرگاه در راه نماز صبح از در خانه حضرت فاطمه [ س ] رد مى شد مى فرمود: " الصلاة، يا اهل البيت " وپس از آن آيه تطهر (33 سوره احزاب) را تلاوت مى كردند. اين روايت كه در منابع مختلفى آمده (نك‍: ارجاعات محقق طرائف 1 ص 128 پاورقى 3)، در نسخه شيباني از موطاء (لدهيانه 1292) ونيز نسخه المصمودى (همراه با شرح زرقاني [ شرح على الموطاء ] قاهره 1355 ; مق‍: سزگين 1 / 462 ش 17) نيامده است. 459. * * ؟ - كتاب الندا الصينى الذى عمله كيشتا ملك الهند / ناشناخته فرج المهموم 29 سزگين (7 / 93 - 94) به اين عبارت فرج المهموم اشاره كرده اما عنوان را " الندا الصوري " ياد مى كند. در بحار 58 / 239 عنوان كتاب " اليد [ كذا في الاصل ] الصينى " آمده است. هيچكدام از اين عناوين مفهوم روشنى ندارد. شايد " الندا " را بايد به " الحديد " اصلاح كنيم (درباره آهن چينى كه به عنوان مادة أي براى انگشتر استفاده مى شده نك‍: الامان 35 / 49، 37 - 38 / 50 - 51، مستدرك 3 / 297 - 300 ; مق‍: بطور كلى دائرة المعارف 2 مقاله " حديد " [ از: ] J. Ruska ومقاله " معدن [ از: - A. Y. al Hassan و D. R. Hill در ج 5 صص 971 - 973 ]). Pingree پيشنهاد مى كند كه " كيشتا " را برگرفته از " كاشيناتا " بدانيم (مق‍: , Census of the Exact Sciences in Sanskrit , 26. II , Philadelphia , 1791 , p واز آنجا سزگين 7 / 93 پاورقى 2). بنابه گفته ء ابن طاووس اين تأليف مقاله أي است از يك پادشاه هندي از علائم نجومى كه پيش از ظهور حضرت محمد [ ص ] ظاهر گرديد. 460. * + كتاب نديم الفريد / أبو على احمد بن محمد بن يعقوب (ابن) مسكويه (م 421) ذريعه 24 / 104 ش 545 طرائف 209 - 210 [ ند 55 ]، 275 - 282 / [ ند 78 ]، ترجمه ء فارسي

[ 465 ]

طرائف 240 - 241 [ ند 499 / 155 ]. ظاهرا حدس آقا بزرگ در اتحاد اين تأليف با " انس الفريد " و " انس الخواطر " درست مى باشد. عنوان " انس الفريد " را بسيارى از شرح حال نويسان مسكويه از قبيل أبو سليمان المنطقي، ياقوت، ابن القفطى وشهرزورى، ثبت كرده اند. عناوين " نديم الفريد: و " انس الخواطر " را خوانسارى ياد كرده وظاهرا اينها را دو تأليف مستقل مى داند (روضات 1 / 254 - 255). بطور كلى نك‍: 106 - 101.. Arkoun , Contribution , pp وى همانند آقا بزرگ " نديم الفريد " را با " انس الخواطر " يكى مى داند. آنچه اين فرض را تقويت مى كند اين حقيقت است كه خوانسارى عنوان " انس الخواطر " را از تاريخ الحكماء شهرزورى نقل مى كند اما در متن شهرزورى آنگونه كه (Arkoun همان ص 102) نقل مى كند از " انس الفريد " آمده است. در برابر امامى بر اين باور است كه انس الفريد (كه آنرا با نديم الفريد يكى مى داند) كتابي غير از " الخواطر " است (عنواني كه أبو سليمان المنطقي از آن ياد كرده وحدس امامى اتحاد آن با انس الخواطر است). نك‍: مقدمه امامى بر چاپ تجارب الامم، تهران - 1987 ج 1 ص 25. ابن طاووس نخستين كسى است كه عنوان " نديم الفريد " را بدست داده است. بنابه گفته ء آقا بزرگ: در روضات، نديم به عنوان " مجموعة شبه الكشكول " توصيف شده است. اما اين توصيف نه در چ سنگى (نك‍: ص 70) ونه در چاپ اسماعيليان از روضات (نك‍: ج 1 ص 254) نيامده است. آقا بزرگ همچنين مى گويد كه خطبه أي از امام على [ ع ] از اين تأليف در برخى از كتب متأخر نقل شده اما شاهدى بدست نمى دهد كه آن كتاب باقى مانده باشد. مورد نقل شده اول روايتي است عليه عبد الله بن عمر. نقل دوم كه طولاني تر است مشتمل بر نامه أي است كه مأمون به بنى عباس، موالى آنان ومردم بغداد نوشته ودر آن نصب امام رضا [ ع ] به ولا يتعهدى را كه به تازگى درگذشته، توجيه مى كند. اربلى (كشف 3 / 74) از اين نامه ياد كرده ; أو به كتاب النديم اشاره كرده بدون آنكه نامى از مؤلف به ميان آورد ; أو مى افزايد كه در وقت نوشتن، كتاب در دسترس أو نبوده است. اين نامه به نقل از طرائف در بحار 49 / 208 - 214 همراه با توضيحات علامه مجلسي در صص 214 - 215 آمده است. براى ترجمه وتحليل آن نك‍: " , Madelung , " Docments

[ 466 ]

346 - 339.. pp مورد سوم (كه تنها در ترجمه ء فارسي طرائف آمده) سخنانى است كه أبو سفيان در زمان خلافت عثمان ايراد كرده است. 461. نهج البلاغه / أبو الحسن محمد بن الحسين بن موسى الشريف الرضى (م 406) ذريعه 24 / 412 ش 2173 كشف المحجة 9، 73 فرج المهموم 56، 58، 144 طرائف 346 / 93، 419 / 127، 508 - 509 / [ ند 158 ] درباره اين تأليف نك‍: بروكلمان 1 / 511، ذيل 1 / 132 (در آنجا به اشتباه به " المرتضى " نسبت داده شده) 705 (بروكلمان در آنجا مى گويد شاهد قطعي بر اينكه كتاب از رضى يا مرتضى باشد وجود ندارد [ ! ]). ابن طاووس از سيد رضى به عنوان مؤلف (مصنف، مؤلف، صاحب) اشاره كرده (فرج المهموم 58، طرائف 1 [ ص 420، 509 ]) وتأكيد مى كند كه خطبه ها وحكمي كه در آنجا آمده متعلق به امام على [ ع ] است. ابن طاووس توجه را به اسرار موجود در نهج (كشف ص 9) ونيز اطلاعاتى كه در آنجا درباره دشمنان على [ ع ] آمده (كشف ص 73) جلب مى كند ; وى خاطرنشان مى كند كه در برخى از خطبه ها تأكيد شده كه خدا را نمى توان با مخلوقات تشبيه كرد (طرائف ص 346 / 58). ابن طاووس در طرائف 1 ص 508 قطعه أي از مقدمه شريف رضى بر نهج البلاغه را نقل مى كند (= ج 1 صص 7 - 8 در چاپ محمد أبو الفضل ابراهيم، قاهره 1383). مورد طرائف 419 / 127 مشتمل بر اشاره به خطبه سوم نهج كه معروف به " شقشقيه " است مى باشد (نك‍: نهج ج 1 صص 29 - 36 ; مق‍: - > كتاب معاني الاخبار). مورد فرج المهموم 56 مشتمل بر بخشى از " خطبة الاشباح " است (= نهج ج 1 ص 191 - 192 ; خطبه كامل در ج 1 صص 185 - 206 آمده است). ابن طاووس درفرج المهموم 58 و 144 به منجمى اشاره مى كند كه امام على [ ع ] را از رفتن براى جنگ با خوارج در ساعتي كه امام انتخاب كرده بود نهى كرد (= نهج ج 1 ص 147). ابن طاووس با استناد به المبرد، منجم مذكور را " عفيف بن قيس الكندى

[ 467 ]

مى شناساند. مورد طرائف 1 (ص 509) مشتمل بر بخش آخر خطبه أي از امام على [ ع ] است (= نهج ج 1 صص 414 - 415). ابن طاووس مى گويد: آن خطبه در پايان جلد اول آمده است. اين خطبه در چاپ دو جلدى " ابراهيم " در همانجا آمده وبه احتمال نسخه ء ابن طاووس نيز مشتمل بر دو جلد بوده است. 462. * - نهج الحق / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 24 / 416 ش 2128 اليقين 174 / 457 حدس آقا بزرگ اين است كه اين كتاب با " نهج البيان عن سبيل الايمان " يكى باشد. مكدر موت (ج 40 ش 172) تنها عنوان دومي را ياد كرده است. بنابر آنچه در اليقين آمده شيخ مفيد در بخش آغاز " نهج " مى گويد: صاحب بن عباد يك معتزلي بوده است. 463. * نهج النجاة في فضائل امير المؤمنين والائمة الطاهرين من ذريته / حسين بن محمد بن الحسن بن نصر الحلواني (زنده در 481) ذريعه 24 / 425 ش 2224 اليقين 140 / 389 - 390 عنوان كتاب در برخى از نسخه هاي اليقين " تاريخ نهج النجاة " آمده (نك‍: اليقين 2 ص 389 پاورقى 1). نام مؤلف در اليقين حسين بن محمد (در اليقين 2 " بن الحسن " افزوده شده) بن مصر (بحار 37 / 327: الحسن) الحلواني آمده است. ابن طاووس مى گويد أو از نسخه أي كه در جمادى الاول 375 كتابت شده استفاده كرده ومى افزايد كه آن مى تواند نسخه أي به خط مؤلف بوده باشد. آيا ممكن است كه مؤلف الحسين بن محمد بن الحسن يكى از معاصران ابن بابويه ومؤلف كتاب مفقود " مقصد الراغب في فضائل على بن ابي طالب " (ذريعه 22 / 111 ش 6307) باشد ؟ مشكل اين است كه شيخ حلوانى در اليقين " أبو القاسم " (در اليقين 1: بن) المفيد " ياد شده كسى كه آقا بزرگ (النابس ص 129) أو را با " على بن محمد بن محمد " (زندگى در نيمه ء نخست قرن پنجم) فرزند مفيد

[ 468 ]

منطبق مى كند. بنابراين آقا بزرگ مى تواند در اين حدس خود (در ذريعه) بر صواب باشد كه تاريخ نسخه أي كه در اليقين آمده اشتباه است وبدين ترتيب مؤلف را با " حسين بن محمد بن الحسن الحلواني " مؤلف " نزهة الناظر وتنبيه الخاطر " وتأليفات ديگر (زنده در 481) يكى بدانيم. مق‍: معالم ص 42 ش 273 ; اعيان 27 / 150 - 153 ; ذريعه 24 / 127 ش 638. اسناد در اليقين 1 ناقص به نظر مى آيد زيرا در آن أبو القاسم (بن) المفيد مستقيما از الحسن بن على بن راشد الواسطي كه در 237 در گذشته (نك‍: تهذيب 2 / 295) نقل مى كند ودر حقيقت نسخه ء " اليقين " كه از آن در بحار (37 / 327) نقل شده، رواى " احمد بن عبد الله بن محمد الثقفى " در ميان أبو القاسم والحسن، واسطه مى باشد. اين سند از بحار الانوار در اليقين 2 آورده شده است. 464. * * كتاب النقد على من اظهر (يا: يظهر) الخلاف لاهل بيت النبي (يا: لاهل البيت) / أبو عبد الله الحسين بن عبيدالله بن على الواسطي (م قبل از 420) ذريعه 22 / 225 ش 6797 ; 24 / 291 ش 1508 المضايقة 33 / 343 - 344 درباره مؤلف نك‍: رياض 2 / 136 - 138 واز آنجا: اعيان 26 / 371 - 372. آقا بزرگ (النابس ص 64) براين باور است كه ابن طاووس ازاين تأليف در " غياث " نقل مى كند. اما اين نتيجه خلط غياث با المضايقة است (مق‍: باب دوم فصل دوم). آنچه از مورد نقل شده بدست مى آيد اين كه، اين تأليف بايد مربوط به اختلافات (خلاف) بين فقهاى سنى وشيعه در مسائل مختلف فقهى باشد 465. + نسب الخيل / أبو المنذر هشام بن محمد بن السائب ابن الكلبى (م 204) ذريعه 24 / 138 ش 691 الامان 51 / 65، 97 / 108 عنوان كتاب در الامان * برگ 34 - پ به اشتباه " كتاب تسبب الخيل " آمده است. ابن طاووس اين تأليف را با راوي آن " محمد بن صالح (يعنى: بن النطاح) مولاى جعفر بن

[ 469 ]

سليمان " (يعنى: بن عبد الله بن عباس) (م 252) منسوب مى كند ; مق‍: 1. Livi della Vida ' s edition) Les " Livres des cheevaux " (, Leiden , 8291 , p = ص 5 در تحقيق: احمد زكى با عنوان " انساب الخيل " قاهره 1384 ; بطور عمومى نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن النطاح ": مورد نقل شده در الامان [ از:. ] F. Omar دو مورد نقل شده در الامان (درباره اسماعيل) يكى بدنبال ديگرى در انساب الخيل تحقيق زكى (ص 12) آمده است. 466. * * + كتاب النشر والطى / ناشناخته (قرن ششم) ذريعه 24 / 159 ش 824 اقبال 663 - 671 / 454، 679 - 682 / 464 - 466 بيشتر اين نقلها به توسط اقبال در بحار 37 / 128 - 134، 136 - 137 آمده اند. عنوان كتاب در ذريعه به اشتباه " النشر والعلى " چاپ شده است. ابن طاووس مى گويد: مؤلف آن سنى بوده ونيز اينكه وى نسخه ء كتاب خود را به رستم بن على شاه مازندران، زماني كه از رى ديدار مى كرد تقديم كرد. اين اشاره به نصرة الدين شاه غازى رستم بن على از تيره اصپهبدان خاندان باوند (حكومت از 533 - 558) مى باشد. اين نقلها مربوط به حديث غدير خم بوده وتوضيحات ابن طاووس در بين نقلها پراكنده است. به مؤلف (در اقبال 663 / 454) با عنوان " مصنف كتاب الخالص (كذا در اقبال 2 ; اقبال 1: الخائص ; رياض: الخائض) المسمى بالنشر والطى " اشاره شده است. " كتاب الخالص المسمى بالنشر والطى " يكى از تأليفاتي است كه حر عاملي مع الواسطة از آن نقل مى كند (اثبات 1 / 62). اين كتاب در رياض (6 / 48، 49) در فهرست تأليفات مجهول المؤلف امامى آمده است. آقا بزرگ (ذريعه 7 / 136 ش 738) به كتاب الخالص جابر بن حيان اشاره مى كند اما روشن است كه اين تأليف ديگرى است. 467. + كتاب الناسخ والمنسوخ / هبة الله بن سلامة بن نصر بن على البغدادي (م 410) ذريعه 24 / 13 ش 66

[ 470 ]

سعد السعود 20، 226 - 227 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 47 - 48. ابن طاووس مى گويد اين كتاب در نسخه ء أو به " قصص القرآن " (نك‍: فهرست زير عنوان) (الهيصم بن محمد) النيشابوري ضميمه (مضاف) شده است. مورد نقل شده درباره اين بحث است كه آيا آيه 23 سوره شورى (قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القربى) نسخ شده است يانه ; ابن طاووس به طرفدارى از موضع شيعه مى گويد كه آيه مذكور نسخ نشده است. نام مؤلف در سعد " نصر بن على البغدادي " آمده اما اين بايد ناشى از سقط شدن اسم اول نام أو باشد ; زيرا نه تنها چنين تأليفي با اين عنوان به جد هبة الله منسوب نيست بلكه مورد سعد در نسخه ء كتاب " الناسخ والمنسوخ " هبة الله در كتابخانه ء دانشگاه پرينستون (252 New Series 125) shelf number آمده است. اما اين را بايد يادآور شد كه نسخه هاي چاپى در اين موارد داراى عبارات متفاوتي است (قاهره 1387 صص 80 - 81 ; تحقيق: زهير الشاويش ومحمد كنعان، بيروت 1404 صص 155 - 156) همينطور نسخه ء كتابخانه ء دانشگاه پرينستون 35 Garrett 831) shelf number 998 (, a fol ظاهرا دو تحرير از اين تأليف در دست است. 468. * * كتاب نثر اللئالى / على بن فضل الله الحسنى الراوندي (زنده در 589) ذريعه 24 / 55 ش 266 المجتنى 39 اين عنوان ونيز نام مؤلف در المجتنى آمده است. اطلاعات كاملترى توسط منتجب الدين (صص 129 - 130) بدست داده شده: در آنجا نام مؤلف " عز الدين على بن ضياء الدين ابى الرضا فضل الله بن على الحسنى الراوندي " آمده وعنوان كتاب " نثر اللئالى لفخر المعالى " ياد شده ; براى جزئيات بيشتر نك‍: الثقات صص 198 - 200. منتجب الدين جزئياتي درباره محتواى تأليف بدست نمى دهد. در برابر " الكنتورى " مى گويد اين كتاب مشتمل بر حكم امام على [ ع ] به ترتيب الفا بوده است (الكنتورى ص 576، ش 3243) ; نظر خوانسارى نيز چنين است (روضات 5 / 360 ;

[ 471 ]

مق‍: ذريعه 24 / 53 ش 262). اما مورد نقل شده در " المجتنى " حكمتي از امام على [ ع ] نيست بلكه مشتمل بر دعايى است كه عيسى [ ع ] به شخص مقروضى تعليم داده است. آنچه احتمالا رخ داده اين كه " نثر اللئالى " على بن فضل الله در همان آغاز مفقود شده و بدين ترتيب امكان بازشناخت محتواى آن وجود نداشت. (ظاهرا به مورد نقل شده المجتنى توجهي صورت نگرفته است.) علماى بعدى اين كتاب را با تأليفي ديگر با همين عنوان ومشتمل بر حكم امام على [ ع ] خلط كرده اند. تأليف دوم در چند نسخه ء موجود و دوبار نيز به چاپ رسيده است. هويت مؤلف آن براى مجلسي نامعلوم بوده واو به مؤلف با عبارت " بعض علمائنا " اشاره مى كند (بحار 78 / 36). ديگران بر اين باور بودند كه مؤلف يا پدر على بن فضل الله يعنى أبو الرضا فضل الله بن على بن هبة الله الراوندي (زنده در 546 ; نك‍: ابن عنبه ; العمدة ص 152 = چ نجف ص 185، الثقات صص 217 - 218) بوده يا أبو على الفضل بن الحسن بن الفضل الطبرسي (م 548) ; (مق‍: كريمان 1 / 385 - 386). اين ترديد در چاپ تهران 1377 از نثر اللئالى (كه در يك مجلد با كتاب ابن الجعد وكتاب الطب از عبد الله بن بسطام وبرادر أو، انتشار يافته) منعكس شده است. در آنجا آمده است كه مؤلف نثر اللئالى يا أبو الرضا الراوندي يا أبو على الطبرسي است ; اما در چاپ پيشين اين متن (تهران 1318) كه براساس نسخه ء ديگرى بوده مؤلف راصريحا أبو على الطبرسي شناسانده است. اين احتمالا درست است زيرا آقا بزرگ از نسخه أي از نثر اللئالى فضل الله الراوندي آگاه است كه مشتمل بر كلمات حضرت محمد [ ص ] (نه: على [ ع ]) مى باشد (نك‍: ذريعه 24 / 54 ش 265). خلاصه اينكه به نظر مى رسد كه سه تأليف مختلف عنوان نثر اللئالى دارند ; الف: كلمات رسول خدا [ ص ] از فضل الله راوندى (موجود) ; ب: كلمات امام على [ ع ] از أبو على طبرسي (موجود) ; ج: تأليف مفقود از على بن فضل الله الراوندي كه تنها قطعه أي از آن در المجتنى باقى مانده است. 469. * نوادر الحكمة / أبو جعفر محمد بن احمد بن يحيى بن عمران الاشعري القمى (زندگى در اواخر قرن سوم)

[ 472 ]

ذريعه 24 / 246 ش 1857 فرج المهموم 93 - 94 نام مؤلف در فرج المهموم " محمد بن احمد بن عبد الله القمى " آمده است. كتاب " نوادر " (كه گويا معروفترين تأليف أو بوده) يكى از منابع ابن بابويه در " كتاب من لا يحضره الفقيه " (تحقيق: على اكبر غفاري، تهران 1392 - 1394 ج 1 ص 3) بوده است. الفضل بن الحسن الطبرسي از اين تأليف در " اعلام الورى " (صص 259، 274 - 275، 279 - 280 - 350) نقل مى كند ; همينطور فرزند أو الحسن بن فضل در مكارم الاخلاق (نجف 1391، صص 57، 229، 234، 246) ; ميرداماد در الرواشح (ص 107) و هاشم البحراني در " مدينة المعاجز " (ص 270). علاوه بر آن، علامه مجلسي سه نقل از نوادر به توسط محتضر حلى آورده است (بحار 25 / 383، 385 ; 26 / 65 - 66). تنها اولين نقل از اين سه مورد در چ نجف 1370 محتضر (ص 107) آمده ودر آنجا از " نوادر " به عنوان منبع ياد نشده است. در مورد فرج المهموم، امام كاظم [ ع ] ثابت مى كند كه غرور حسن بن سهل در علم نجوم بى پايه است. بيشتر موارد نقل شده در منابع ديگر مربوط به فضائل ائمه است گرچه در مواردي نظير آنچه كه مكارم الاخلاق آمده مربوط به موضوعات ديگرى است. 470. كتاب النهاية في مجرد الفقه والفتاوى / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 24 / 403 ش 2141 الامان 83 / 95 - 96 فتح الابواب 177، 241، 271 - 272 كشف المحجة 130 عنوان كتاب در الامان، فتح وكشف " النهايه " ياد شده است. بنابر آنچه در كشف آمده اين دومين كتاب فقهى (بعد از الجمل والعقود طوسى) بوده كه ابن طاووس درس گرفته

[ 473 ]

است. پس از اتمام بخش نخست آن، أو از استاد خود ابن نما (م 645) اجازه أي دريافت كرد. ابن طاووس مى گويد اكنون آن مجلد با اين اجازه در اختيار أو قرار دارد. نيز نك‍: مدرسي ص 64. مورد الامان = فتح الابواب 271 - 272: درباره قرعه (نك‍: طوسى، النهايه ص 346). ابن طاووس در فتح 177 به روايتي درباره استخاره اشاره مى كند كه در فتح 241 نقل كرده است (النهايه ص 142). 471. * + نهاية الطلب (يا: مطلب) وغاية السؤال (يا: سئول) في مناقب آل الرسول / ابراهيم بن على بن محمد بن المبارك بن احمد بن بكروس البغدادي الدينورى الحنبلى (م 610 يا 611) ذريعه 24 / 402 ش 2136 طرائف 202 / 52، 302 - 305 / 85 - 87، 468 / 143 - 144، 507 / 158. درباره مؤلف نك‍: أبو شامة صص 87 - 88 ; ابن كثير 13 / 68 ; شذرات 5 / 39 - 40. نام مؤلف در طرائف 302 / 85 " ابراهيم بن على بن محمد الدينورى " (اين نسبت در منابع سنى نيامده) ياد شده ; در طرائف 202 / 52، 468 / 143 - 144 و 507 / 158 از أو تنها به عنوان يك " حنبلي " ياد شده است. به نظر مى رسد كه أو تا زمان نصبش به عنوان " صاحب خبر " يا " شرطى " در " باب النوبى " بغداد (مق‍: (زير مورد , Le Strange , Baghdad during the Abbasid Caliphate زندگى طبيعي داشته است ; اما بعد از آن گرفتار خشونت وقساوت قلب شد تا اينكه أو را با چوب وچماق به قتل رساندند وجسدش را به دجله انداختند. در منابع شرح حال وى، كتابي به أو نسبت داده نشده است. روايت نقل شده در طرائف 202 / 52 بيان مى كند كه چگونه رسول خدا [ ص ] براى نجات امام حسين با قربانى كردن فرزند خود موافقت كرد. اين روايت (از " كتاب شفاء الصدور " النقاش) در تاريخ بغداد (2 / 204) ومناقب ابن شهر آشوب (3 / 234 - 235 واز آنجا: بحار 22 / 153) نقل شده است. طرائف 302 - 305 / 85 - 87

[ 474 ]

مشتمل بر رواياتي در جهت خوب نشان دادن چهره أبو طالب است. در مورد طرائف 468 / 144 آمده است كه عمر پيش از اسلام آوردن " نخاس الحمير " (دلال خريد و فروش الاغ) بوده است. ابن طاووس از اين نقل براى مقايسه وضعيت نامناسب عمر با بنى هاشم (كه آنها را ملوك جاهليت واسلام مى خواند) استفاده مى كند. در مورد طرائف 507 / 158، ابن عباس برخى از فضائل امام على [ ع ] را براى معاويه بيان مى كند. ابن طاووس تنها مؤلفي نبوده كه از اين تأليف نقل كرده ; در " الغرى " (صص 129 - 130) قطعه أي نقل شده كه دينورى در آن نشان مى دهد كه امام على [ ع ] در نجف مدفون است (دينورى در اين نقل به حادثه أي كه در 13 ذى حجه 597 در وقت بازگشت أو از زيارت مكه رخ داده اشاره مى كند). مورد طرائف 202 / 52، در كشف اليقين علامه حلى (ايران 1298 صص 69 - 70 = نجف 1371 صص 116) نيز آمده است. به گفته ء آقا بزرگ از نهاية الطلب در " انساب النواصب " اثر فارسي على بن داود الاستر آبادى (زنده در 1085) نقل شده است. اما به نظر مى رسد كه استر آبادى به توسط طرائف از " نهاية الطلب " نقل كرده است (نك‍: مث‍: انسان النواصب، نسخه ء Br. Lib 8381. Or برگ 3 - ر ; عبارت " الخليلى العامي " كه اشاره به مؤلف است بايد به " الحنبلى العامي " تصحيح شود). بنابراين " انساب النواصب " را به عنوان شاهدى براى باقى ماندن كتاب نهاية الطلب تا دوره صفوي نمى توان مورد اشاره كرد. 472. + - نهاية العقول في دراية الاصول / أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسين فخر الدين الرازي (م. ح. 606) طرائف 349 - 100 درباره اين تأليف نك‍: بروكلمان 1 / 668، ذيل 1 / 922. ابن طاووس به " الرازي " با عنوان " صاحب نهاية العقول " اشاره مى كند. اين بدين معناست كه كتاب مزبور يكى از معروفترين تأليفات أو بوده است.

[ 475 ]

473. * + نشوار المحاضرة والخبار المذاكرة / أبو على المحسن بن على بن محمد التنوخى (م 384) ذريعه 24 / 160 ش 826 مهج الدعوات 276 فرج المهموم 154 - 160، 165 - 171، 176 - 177، 190 - 192، 195 - 202، 211 - 212 در سراسر موارد نقل شده در فرج المهموم * به اين كتاب با عنوان " اخبار المذاكرة و نشوار المحاضرة " يا " اخبار المذاكرة " اشاره شده است. در همه نسخه هاي مهج كه ملاحظة شد عنوان آن " كتاب المذاكرة " آمده است. مق‍: Sbath ص 49 ش 882 ; در آنجا عنوان " نشوار المحاضرة " ياد شده است. ابن طاووس اين تأليف را به عنوان منبعي براى اطلاعات درباره زندگى منجمان حرفه أي وغير حرفه أي (آماتور) استفاده مى كند. همه نقلها در چاپ عبدود الشالجى از نشوار (بيروت 3 - 1391) موجود است. برخى از مواد در اين چاپ مستقيما از فرج المهموم (ومنابع ديگر) اخذ شده است زيرا در نسخه هاي نشوار كه در دسترس محقق بوده وجود نداشته است (نك‍: مقدمه أو ج 1 صص 6 - 10). ابن طاووس در مهج به اخباري از جزء سوم كتاب كه درباره آشوب دوره المعتمد است اشاره مى كند. موارد نقل شده در فرج المهموم 154 - 157 از جزء يازدهم كتاب اخذ شده ودرباره تخصص أبو على الجبائى در دانش نجوم مى باشد (فرج المهموم 154 - 155 = نشوار 7 / 196 - 197 ; فرج المهموم 155 = نشوار 7 / 198 ; فرج المهموم 155 - 156 = نشوار 7 / 199 ; فرج المهموم 156 = نشوار 2 / 332 ; فرج المهموم 156 - 157 = نشوار 2 / 331) ; موارد نقل شده در فرج المهموم 157 - 160 درباره أبو معشر است (فرج المهموم 157 = نشوار 4 / 66 - 67 ; فرج المهموم 158 - 159 = نشوار 8 / 56 - 57 ; فرج المهموم 159 - 160 = نشوار 2 / 327 - 328) ; فرج المهموم 165 - 169 = نشوار 7 / 200 - 206 ; فرج المهموم 169 - 171 = نشوار 4 / 75 - 78 ; فرج المهموم 176 - 177 = نشوار

[ 476 ]

7 / 207 - 208 ; فرج المهموم 190 - 192 نشوار 7 / 212 - 215 ; فرج المهموم 195 - 198 = نشوار 4 / 191 - 194 ; فرج المهموم 198 - 201 = نشوار 4 / 119 - 122 ; فرج المهموم 201 - 202 = نشوار 7 / 209 - 211. مورد نقل شده در نشوار 7 / 216 - 217 از فرج المهموم 211 - 212، در واقع از ابن طاووس به توسط تاريخ بغداد نقل شده است. 474. * كتاب النبوة / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 24 / 40 ش 200 اقبال 98 - 99 / 623 فرج المهموم 28 - 29، 209 ابن طاووس مورد نقل شده در فرج المهموم ص 209 را به كتابي با عنوان " دلائل النبوة " از ابن بابويه منسوب مى كند اما چنين عنواني در ذريعه نيامده وتأليف مورد نظر مى تواند " كتاب النبوة " باشد. بنابر گفته ء آقا بزرگ (ذريعه 24) ابن طاووس در " الدر النظيم " خود نيز از " كتاب النبوة " نقل كرده است ; اما نسبت " در " به ابن طاووس خطاست. در واقع اين كتاب را جمال الدين يوسف بن حاتم الشامي شاگرد ابن طاووس تأليف كرده است (نك‍: بحار 1 / 21 ; ذريعه 8 / 86 ش 308). در روايتي كه در اقبال نقل شده (از آخر جزء چهارم) آمده است كه نطفه رسول خدا [ ص ] در شب نوزده جمادى الثاني منعقد شد. مورد فرج المهموم 28 - 29 مربوط به علائم نجومى است كه پيش از تولد حضرت عيسى [ ع ] ظاهر شده است ومورد فرج المهموم 209، بيان مى كند كه چگونه بخت النصر به منجمين خود دستور داد تا خواب وى را تفسير كنند. درباره نقلهاى بيشتر از " كتاب النبوة " نك‍: مث‍: ابن شهر آشوب، مناقب 1 / 17 ; صراط 2 / 256. 475. * * - [ كتاب النجوم ] / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 24 / 78 ش 399

[ 477 ]

فرج المهموم 124 اين روشن است كه كراجكى كتابهايى در دانش نجوم تأليف كرده است: ابن طاووس در فرج المهموم ص 124 به دو كتاب أو در اين باره اشاره كرده درباره آنها مى گويد كه كوششى است در اثبات اينكه ستارگان مى توانند حوادث آينده را نشان دهند. از عبارت ابن طاووس چنين بدست مى آيد كه أو محتواى اين دو تأليف را توصيف مى كند نه عناوين آنها را. آقا بزرگ در ذريعه به يكى از اين تأليفات با عنوان " كتاب النجوم " اشاره مى كند اما شاهدى در تأييد آن نام ارائه نمى دهد. 476. * * - كتاب في النجوم وفى صحة انها دلالة على الحادثات / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 24 / 78 ش 399 فرج المهموم 124 نك‍: مورد بالا. 477. + النكت في اعجاز القرآن / أبو الحسن على بن عيسى بن على نحوى الرماني الوراق (م 384) ذريعه 24 / 307 ش 1603 سعد السعود 21، 242 - 243 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 112 - 114 ; 9 / 111 - 113. اين تأليف با عنوان كتاب " اعجاز القرآن " نيز معروف است (سزگين 8 / 113 ش 2). ابن طاووس از سه نسخه ء مختلف اين كتاب را كه در اختيار داشته ياد مى كند. اين كتاب توسط عبدالعليم (دهلى 1934) ومحمد خلف الله ومحمد زغلول سلام در " ثلاث رسائل في اعجاز القرآن " (قاهره 1387 صص 75 - 113) به چاپ رسيده است. سعد 242 (نسخه ء اول برگ 2 - ر) (در " اعجاز ") = نكت (تحقيق: خلف الله وسلام) ص 76 ; سعد 242 - 243 (نسخه ء دوم برگ 8) (در " تشبيهات ") = نكت صص 81 - 82 ; سعد 243 (نسخه ء سوم برگ

[ 478 ]

14 - پ) (در " استعاره ") = نكت صص 86 - 87. 878. + - النكت في علم النجوم / أبو يوسف يعقوب بن اسحاق الكندى (م. ح. 252) ذريعه 24 / 78 ش 401 فرج المهموم * برگ 86 - ر / [ ند فرج المهموم 128 ] درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2، مقاله " الكندى ": [ از: ] J. Jolivet and R. Rashed ونيز نك‍: 267 - 261.. DSB , XV , pp مقاله " الكندى " از همان مؤلفان. همانطور كه در ذريعه (1 / 377 ش 1961) آمده نام مؤلف در فرج المهموم به اشتباه " اسحاق بن يعقوب " آمده است. ابن طاووس از عالمى نقل مى كند كه كندى شيعه بوده است (نقل شده در ذريعه 7 / 12 ش 46). عبارت نقل شده درفرج المهموم * چنين است: وصل الينا من تصانيفه رسالة في علم الاخلاق والنكت في علم النجوم ورسالته في خمس (كذا في الاصل) (كلمه ء " اجزاء " را احتمالا بايد بر آن افزود). ظاهرا اين عبارت به دو تأليف مختلف اشاره مى كند ; همين عبارت درفرج المهموم ص 128 چنين است: وصل الينا من تصانيفه رسالته في علم النجوم خمسة اجزاء. احتمالا اين رساله همان " نكت " فرج المهموم * مى باشد. رساله أي با عنوان " رساله في الاخلاق " در ميان تأليفات كندى در ابن نديم، ابن القفطى وابن ابى اصيبعه ياد شده است (مق‍:: R. J. McCarthy التصانيف المنسوبة الى فيلسوف العرب، بغداد 1382 صص 32 ش 173، ص 88 ش 174، ص 98 ش 165، ص 108 ش 198). احتمالا اين رساله غير از " رسالة في الحيلة لدفع الاحزان " مى باشد. ed. H. Ritteer and R. Walter , " Uno scritto morale inedito di al - Kindi , " Atti della Reale Accademia Nazionaledei Lincei , Memorie della Classe di Scienze ; 1938 , 8 morali , storiche e filologiche , Seriee VL , vol. Rome ونيز تحقيق: عبد الرحمن البدوى در " الرسائل الفلسفية " بن غازى 1973 صص 6 - 32 ; مق‍: , R. Roman Guerrero and E. Tornero Poveda , Obras filosoficas de al - Kindi. 155 - 154. Madrid , 6891 , pp

[ 479 ]

همراه با آن ترجمه ء اسپانيولى " رساله في الحيلة " صص 156 - 171). ظاهرا عنوان " نكت في علم النجوم " در جاى ديگرى ثبت نشده است ; در اينجا شايد اشاره به " احكام النجوم " (مق‍: سزگين 7 / 133 ش 2 كه از ترجمه ء لاتين تحت عنوان " " De iudiciis astrorum ياد كرده ; به حدس سزگين آن مى تواند ترجمه " كتاب احكام النجوم " باشد.) يا " رسالة في النجوم " (موجود ; مق‍: سزگين 6 / 154 ش 6) مى باشد. 479. * + كتاب نقوش الخواتيم / أبو عثمان عمرو بن بحر الجاحظ (م محرم 255). طرائف 532 / 166 نام مؤلف در طرائف 2 وحاشية طرائف * برگ 147 - پ " الحافظ " ياد شده ; نام درست وى در طرائف 1 / طرائف * برگ 147 - پ / طرائف * * برگ 189 - ر آمده است. اين عنوان نه در " " Pellat , " Nouvelle essai آمده ونه در تحرير كاملتر عربي مقاله " " Essai از Pellat از على أبو ملحم (كشاف آثار الجاحظ، بيروت 1987 صص 37 - 109 [ جلد شده با الرسائل الجاحظ: الرسائل الكلامية ]). ابن طاووس اين مورد را به اين جهت نقل مى كند كه برخلاف عمل برخى از مسلمانان، سنت درست كه انبياء نيز از آن پيروى مى كردند نهادن خاتم در دست راست است ; به همين عبارت در مناقب ابن شهر آشوب 3 / 88 اشاره شده است. 480. * * ؟ كتاب النور والبرهان / أبو القاسم (يا: أبو هاشم) بن الصباغ طرائف 410 - 411 / [ ند 124 ] نام مؤلف در طرائف * * (برگ 142 - ر) " ابن الصياغ آمده است. ابن طاووس دو عبارت به ترتيب از ابوابى تحت عنوان " ما انزل الله تعالى على نبيه " و " هجرة النبي [ ص ] الى المدينة " نقل مى كند. اولين مورد به روايت محمد بن اسحاق ومورد دوم به روايت امام على زين العابدين [ ع ] به نقل از " سعيد بن المسيب " مى باشد. موارد نقل شده در بيان برخى از حوادث هجرت است وتصويري نامطلوب از نقش أبو بكر در آن جريان عرضه

[ 480 ]

مى كند مؤلف وتأليف هر دو ناشناخته اند. 481. * * كتاب نور الهدى والمنجى من الردى / الحسن بن ابى طاهر احمد بن محمد بن الحسين الجوابى (يا: الجوانى) (زندگى در قرن چهارم ؟) ذريعه 24 / 387 ش 2079 التحصين 535 - 590، 595 - 655 درباره مؤلف نك‍: رياض 1 / 155 - 156. درباره اينكه " كتاب نور الهدى " - كه درباره فضائل امام على [ ع ] بوده - بدست ما رسيده باشد آگاهى نداريم ; اما بيشتر آن (يا تمام آن) به توسط ابن طاووس در التحصين گنجانيده شده است (نك‍: - > ابن طاووس، التحصين). نسخه ء ابن طاووس (در حواشى ؟) داراى مطالبي به خط أبو عبد الله محمد بن محمد بن هارون الحلى معروف به ابن الكامل (يا: ابن كئال) (م 11 ذى حجه 597 ; مق‍: آقا بزرگ، الثقات صص 286 - 288) بوده است. 482. * * نسخه ء / ناشناخته (قرن سوم) اقبال 612 - 631 / 401 - 420 بنابه گفته ء ابن طاووس، اين تأليف در سال 270 كتابت شده بود. مورد نقل شده مشتمل بر يك دعاى طولاني است كه بايد در شب عرفه در ايام حج خوانده شود. 483. * * نسخه ء عتيقة / ناشناخته (قرن پنجم ؟) اقبال 251 - 252 / 19 - 20، 285 / 46 - 47، 475 / 259، ابن طاووس مى گويد نسخه ء به خط شريف رضى (م 406) بوده است. ابن طاووس سه دعا براى ماه رمضان از آن نقل مى كند. 484. * * ؟ نسخه ء عتيقة / ناشناخته (قرن پنجم ؟) (اقبال 251 / 18 - 19)

[ 481 ]

مهج الدعوات 265 - 271 اولين راوي در مهج " الشريف أبو الحسن محمد بن محمد بن المحسن بن يحيى بن الرضا " است كه در روز 25 ذى حجة 404 در مشهد مقابر قريش (در كاظميه) روايت كرده است. مورد نقل شده مشتمل بر دعايى است بر ضد متوكل كه امام هادى [ ع ] خوانده است ; سه روز بعد خليفه (در سال 247) كشته شد. روشن نيست اين عنوان همان " نسخة عتيقة من كتب اصول الشيعه " است كه ازآن دعايى براى آغاز رمضان در اقبال نقل شده است يا نه. 485. * + كتاب النتف / أبو عبد الله السلامى (زندگى در 350 ؟) طرائف 532 / 166 در مورد عنوان ونيز مؤلف آنگونه كه ابن طاووس ياد كرده اشكالاتي وجود دارد ; اين عنوان در مناقب ابن شهر آشوب آمده است (نك‍: مث‍: 3 / 87 واز آنجا بحار 42 / 62 - 63 همان قطعه أي كه در طرائف آمده به علاوه چند جمله بيشتر را نقل مى كند). در نسخه هاي طرائف كه ملاحظة شد عنوان كتاب به صورتهاى متفاوتي آمده كه ظاهرا همه آنها تصحيف شده مى باشد: طرائف * برگ 147 - پ: كتاب السلف، طرائف 1 / طرائف 2: كتاب السيف ; طرائف * * برگ 189 - ر: كتاب المنيف. (اين عنوان در طرائف فارسي نيامده است.) نام " أبو عبد الله السلامى " در مناقب ابن شهر آشوب وطرائف آمده است. چنين نامى در جاى ديگرى ثبت نشده ومؤلف را تقريبا بطور حتمي بايد با أبو على الحسين بن احمد السلامى (سلامى) يكى دانست ; درباره أو نك‍: سزگين 1 / 352 ; , Rosenthal. 7. Historiography , p. 231 , with n چيزى كه اين فرض را تأييد مى كند اين واقعيت است كه يكى از تأليفات سلامى غالبا " نتف الطرف " ياد شده است. ياقوت در الادباء (3 / 16 - 18) والبلدان (4 / 415) وثعالبى در " ثمار القلوب " (قاهره 1326 ص 487 = تحقيق: محمد أبو الفضل ابراهيم، قاهره 1384 ص 609 ; نيز نك‍:) Rosenthal از آن استفاده كرده اند. موارد نقل شده در اين منابع از متنى كه ابن شهر آشوب وابن طاووس

[ 482 ]

نقل كرده اند متفاوت است. ثعالبي در ثمار القلوب ويتيمة الدهر (دمشق 1904، 4 / 29 = قاهره 7 - 1375، 4 / 95) عنوان كتاب را " نتف الظرف " ياد مى كند. مؤلفان شيعي كه كنيه أبو على را أبو عبد الله ياد مى كنند تنها كسانى نيستند كه كنيه شناخته شده أو را نياورده اند: سخاوى أو را أبو الحسين مى شناساند (نك‍: , Rosenthal 321..) p اين شايد نشان آن باشد كه نسبتا در دوره أي متقدم هويت مؤلف " كتاب النتف " ديگر چندان يقيني نبوده است. اين فرض را قول سمعاني (م 562) تأييد مى كند كه از كتابي با عنوان " كتاب النتف والطرف " آگاه است وبه نظر أو آنرا شاعري با نام محمد بن عبد الله السلامى (م 393) تأليف كرده است ; اما در حقيقت بايد همان كتابي باشد كه ابن طاووس از آن نقل كرده است. عنوان به همين صورت در چ 1408 بيروت انساب با تحقيق: عبد الله عمر البارودى 3 / 350 آمده است. عنوان كتاب در چاپ فاكسميلى (تحقيق:) D. S. Margoliouth , Leiden , 2191 , a fol 023 - b ودر چاپ حيدر آباد (7 / 325) بصورت تصحيف شده " كتاب النيف [ كذا في الاصل ] والطرف " آمده است (تعجب نيست كه محقق چاپ حيدر آباد نتوانسته آنرا پيدا كند ; مق‍: 7 / 325 ش 4). در مورد طرائف آمده است كه پيامبر [ ص ] وچهار خليفه نخست، خاتم خود را در دست راست خود مى كردند اما معاويه آنرا در دست چپ نهاده وپس از آن همين مرسوم شد. 486. كتاب نزهة الكرام وبستان العوام / جمال الدين المرتضى محمد بن الحسين الرازي ابن الداعي (زندگى در اوائل قرن هفتم) ذريعه 24 / 123 ش 624 فرج المهموم 107 - 110 درباره مؤلف (كه بيشتر به دليل كتاب " تبصرة العوام " شهرت دارد) نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 711، 757. ابن طاووس مى گويد كه كتاب نزهة الكرام در اصل به فارسي (عجمية) نوشته شده واو آنرا را براى ترجمه ء به كسى واگذار كرده است. متن اصلى (ظاهرا نه ترجمه ء عربي) باقى مانده است. قطعه نقل شده در فرج المهموم كه بحثي ميان امام

[ 483 ]

كاظم [ ع ] وهارون الرشيد درباره مساله أي در علم نجوم است در چاپ فارسي محمد شيروانى (بى جا) [ تهران ]، 3 - 1402، ج 2 صص 771 - 774 آمده است. ونيز در بحار 48 / 145 - 147 وبخشى از آن در بحار 58 / 252 - 253 ومستدرك 13 / 102 - 104 نقل شده است. 487. * + نزهة عيون المشتاقين / أبو الغنائم عبد الله بن الحسن بن محمد الزيدى النسابة (م 438) ذريعه 24 / 120 ش 615 بحار 86 / 208 = مستدرك 5 / 127 [ ند فلاح ] به عنوان كتاب ونام مؤلف در رياض (3 / 206) وذريعه توسط جزء اول فلاح اشاره شده است. افندي مى گويد درباره مؤلف چيزى نمى داند ; ابن عساكر تاريخ (9 / 137 - 138) وصفدي (17 / 129) عنوان را " نزهة عيون المشتاقين الى وصف السادة الغر الميامين " ياد كرده ويادآور مى شوند كه اين تأليف كه بيش از ده جلد بوده درباره علم انساب بوده است. ابن عساكر (وبه تبع أو صفدى) مى گويد: تأليفات مؤلف تمايلات معتزلي - شيعي أو را نشان مى دهد. در مورد نقل شده " حسين بن زيد بن على " خواندن هر نوع دعايى را كه انسان بخواهد بعد از نمازهاى واجب بخواند جايز مى داند. 488. * + كتاب نزول القرآن في شأن امير المؤمنين / أبو بكر محمد بن مؤمن الشيرازي النيسابوري (زندگى در قرن ششم) ذريعه 4 / 313 ش 1328 ; 24 / 106 ش 558 طرائف 80 / 20، 93 - 97 / 23 - 24، 138 / [ ند 33 ]، 429 - 430 / 129 - 130. اليقين 151 - 152 / 410 - 413 درباره مؤلف نك‍: عبد الجليل رازى، كتاب النقض، تحقيق: جلال الدين حسيني الارموى، تهران 1952، ص 212 ; منتجب الدين ص 165 ش 393 ; معالم ص 118 ش 784 ;

[ 484 ]

الثقات ص 291. " ابن مؤمن " كه حسكانى در " شواهد التنزيل " بلا واسطه از أو نقل مى كند، احتمالا شخص ديگرى است (مق‍: طباطبائي، اهل البيت، 5 / 2، 1410، صص 121 - 122). عبدالجيل رازى ومنتجب الدين مؤلف را امامى مى دانند. برخلاف آنها، ابن شهرآشوب كه از شيرازى روايت كرده، در معالم به أو با عنوان فردي " كرامي " مذهب اشاره كرده وتأليف أو را در ميان منابع سنى مناقب (1 / 12) ياد مى كند. ابن طاووس اظهار مى دارد كه شيرازى به يكى از مذاهب اربعه سنى تعلق داشته ; يوسف بحراني كه عبارتي از " نزول " را به توسط طرائف (نك‍: طرائف 429 - 430 / 129 - 130) نقل مى كند، شيرازى را يك عالم سنى مى داند (من علماء السنة) (نك‍: كشكول 1 / 172 - 174). شيخ حر متوجه برخى از اختلاف نظرها شده (امل 2 / 296) و پيشنهاد مى كند كه مؤلفي كه از أو در طرائف نقل شده غير از كسى است كه منتجب الدين وابن شهر آشوب از آن نقل كرده اند. وى در اثبات (1 / 68) اين نظر را مطرح نكرده و بجاى آن مى گويد كه شيرازى امامى مذهب بوده كه در كتاب خود تنها روايات اهل سنت را آورده است. در طرائف از تأليف شيرازى با عنوان " كتاب " ياد شده اما در اليقين با عنوان " تفسير " آمده است. ابن شهر آشوب در مناقب ومنتجب الدين عنوان كامل كتاب را: " كتاب نزول القرآن في شأن امير المؤمنين " (ابن شهر آشوب همچنين به اين كتاب با عنوان " ما نزل من القرآن في على " يا " كتاب الشيرازي " اشاره كرده) آورده اند. در طرائف واليقين آمده است كه اين تأليف بر مبناى دوازده كتاب تفسير بوده است. اين تفاسير (بنا به آنچه در طرائف 429 / 129 وحلى، نهج ص 330 آمده) عبارتند از: تفسير أبو يوسف يعقوب بن سفيان، ابن جريج، مقاتل بن سليمان، وكيع بن الجراح، يوسف بن موسى القطان، قتاده، أبو عبيد القاسم بن سلام، على بن الحرب الطائى، السدى، مجاهد، مقاتل بن حيان، وابن ابى صالح. همه موارد نقل شده در طرائف واليقين درباره امام على [ ع ] است. براى نقلهاى بيشتر نك‍: ابن شهر آشوب مناقب ج 1 صص 12، 293، 301، 303، 319، 324، 341، 348، 398، ج 2 ص ص 3 - 4، 141 - 144، 171، 173، 205، 209، 255، 267، 279، 302، 314، ج 3 صص 24، 92 -

[ 485 ]

93، 101، 104 - 105، 120، 147، 170، 186. 489. - كتاب القرانات والدول والملل / محمد بن عبد الله بن عمر بن البازيار القمى (زندگى در نيمه ء دوم قرن سوم) ذريعه 17 / 66 ش 354 فرج المهموم 128 بنا به گفته ء ابن طاووس، ابن بازيار شيعه بوده است. كتاب القرانات كه با نام " كتاب في جمل من دلالات الاشخاص العالية عن الاحداث الكائنة في عالم الكون والفساد " نيز شهرت دارد، بعضا به أبو معشر (م 272) استاد ابن بازيار نسبت داده مى شود ; نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 394 ; سزگين 7 / 146 ش 15 ص 154 ش 1. در حالى كه آقا بزرگ بر اين باور است كه ابن طاووس به يك تأليف اشاره كرده، فرض سزگين (7 / 154 ش 1، 2) اين است كه كتاب القرانات و " الدول والملل " اشاره به دو تأليف متفاوت هستند. ظاهرا شواهد عقيده آقا بزرگ را تأييد مى كند: همانطور كه پيش از اين گفته ء شد كتاب القرانات در بعضى از نسخ به أبو معشر منسوب است ; عنوان يكى از نسخه ها: كتاب الملل والدول في الاحكام وما تدل عليه الاشخاص العلوية (سزگين 7 / 146 ش 15) مى باشد. اگر " الدول والملل " عنوان ديگر كتاب القرانات باشد، در اين صورت عبارت " والدول " در عنوان را، بايد به " أو الدول " تغيير داد. 490. + - كتاب القرانات والكسوفات / أبو عبد الله محمد بن جابر بن سنان البتانى (م 317) فرج المهموم 207 درباره مؤلف نك‍: سزگين 6 / 182 - 187 ; 7 / 158 - 160 ; DSB، 1 / 507 - 516 مقاله " بتانى " [ از:. ] W. Hartner نسبت مؤلف در فرج المهموم به اشتباه " التيانى " آمده است (مق‍: - > رساله [ البتانى ]). اين تأليف همچنين با عنوان " كتاب في دلائل القرانات و الكسوفات " (سزگين 7 / 159 ش 1) معروف است ; بنابه گفته ء (Matar ص 415) نسخه ء

[ 486 ]

منحصر به فرد آنكارا از اين تأليف (2 / 199 ; Saib نك‍: سزگين 7 / 159 ش 1) توسط T. Suzuki در دانشگاه توكيو در دست تحقيق است. 491. * * كتاب قصص الانبياء / محمد بن خالد بن عبد الرحمن البرقى (زندگى در اواسط قرن سوم) ذريعه 17 / 104 ش 572 فرج المهموم 143 - 144 اين عنوان در منابع شرح حال (امامى) از برقى نيامده است. ابن نديم (277) ونجاشى (77 ش 182) از كتابي با عنوان " (احكام) الانبياء والرسل " از فرزند محمد يعنى: احمد بن محمد البرقى (م 274 يا 280) از كتب مفقوده كتاب المحاسن، ياد مى كنند. اما از آنجا كه در اين باره [ در نسبت كتاب المحاسن به پدر يا پسر ] ترديد وجود دارد (مق‍: دائرة المعارف چ 2، متمم مقاله " البرقى " [ از:) ] Ch. Pellat مى توان حدس زد كه كتاب قصص الانبياء عنوان جانشين عنواني است كه ابن نديم ونجاشى از آن ياد كرده اند ; اما مشكل اين حدس اين است كه ابن طاووس در جاى ديگرى در هنگام نقل از كتاب المحاسن آنرا با همين عنوان " كتاب المحاسن " ياد مى كند [ نه با عنوان كتابي از كتابهاى كه در المحاسن بوده است. ] تأليفي كه ابن طاووس ياد كرده مى تواند " قصص الانبياء " احمد بن خالد كه ابن خير (ص 291) بدان اشاره كرده باشد. اگر چنين باشد بايد فرض كرد كه " احمد بن خالد " بجاى احمد بن محمد بن خالد البرقى آمده وهمانند محاسن، درباره اينكه پدر يا پسر " قصص الانبياء " را نوشته ترديد وجود داشته است. مورد نقل شده مربوط به زنى عالم به نجوم از " البلقاء " است كه نتوانست يوشع را از فتح منطقه بازدارد ; أو در نهايت دين وى را پذيرفت. 492. كتاب قصص الانبياء / قطب الدين سعيد بن هبة الله الراوندي (م 573) ذريعه 17 / 104 ش 569 ; ص 105 ش 574 فلاح 195 / 178 - 179

[ 487 ]

مهج الدعوات 307، 312 فرج المهموم 25 - 27، 118 - 119 سعد السعود 12، 123 - 126 علامه مجلسي (ظاهرا بر مبناى نسخه أي كه از نسخه ء چاپى متفاوت بوده) مى گويد كه ابن طاووس كتاب قصص الانبياء را در فلاح وفرج المهموم به " أبو الرضا فضل الله بن على الراوندي " (كه با أبو على فرزند شيخ طوسى درس خوانده) (بحار 1 / 12) منسوب مى كند. افندي با نقل عبارت علامه مجلسي، تقريبا مطمئن است كه تأليف نقل شده توسط ابن طاووس از آن قطب الدين راوندى مى باشد (رياض 2 / 428 - 429). أو متمايل به رد اين نظريه است كه دو تأليف با عنوان قصص الانبياء وجود دارد كه يكى از قطب الدين وديگرى از أبو الرضا باشد ; اما آقا بزرگ اين نظريه را در ذريعه 17 / 104 تأييد مى كند گرچه در ذريعه (17 / 105) دراين باره يقين كمترى دارد (والله عالم). نظريه افندي مى تواند درست باشد زيرا همه عبارات نقل شده توسط ابن طاووس در متن قطب الدين (تحقيق: غلام رضا عرفانيان اليزدى، مشهد 1409) آمده است: مورد فلاح = مهج الدعوات 307 = راوندى، قصص 128 (يوسف [ ع ]) (عرفانيان به اشتباه و برخلاف مجلسي مدعى است كه هيچ نقلى از قصص در جزء اول فلاح نيامده است ; نك‍: مقدمه أو بر چاپ قصص صص 10 - 11) ; مهج الدعوات ص 312 = قصص 276 (عيسى [ ع ]) ; فرج المهموم 25 - 27 [ نقل به معنى از ] قصص صص 103 - 104 (ابراهيم [ ع ]) ; فرج المهموم 118 - 119 = قصص 271 (عيسى [ ع ]) ; سعد 123 - 126 (بر گ 25 - پ) = قصص 73 - 76 (ادريس [ ع ]). 493. + قصص القرآن باسباب نزول آيات القرآن / أبو الحسن الهيصم بن محمد بن عبد العزيز النيشابوري (زندگى در اوائل قرن پنجم) سعد السعود 19 - 20، 225 - 226 درباره مؤلف (كه كرامي مذهب بوده) وتأليف أو نك‍: 73 - 68. J. van Ess , Ungenutzte Texte zur Karramiya , Heidelberg , 0891 , pp

[ 488 ]

در سعد (19) نام أو " الهيضم " آمده ; در سعد (225) به اشتباه " القيصم بن محمد القيصم النيسابوري " ياد شده است (صورت درست آن در نقل اين عبارت در بحار 5 / 324 وجود دارد). مق‍: البغدادي - > كتاب الناسخ والمنسوخ. مورد سعد با عنوان " في ذكر الملكين الحافظين " مشتمل بر ايراد آيه هاي 11 رعد، 17 و 18 ق و 10 انفطار مى باشد ; اما در نسخه ء پرينستون ([ 49) Garrett 1934 ] shelf number اين تأليف فاقد اين مورد است وعلت آن مى تواند اين باشد كه نسخه ء مزبور تنها بخش اول كتاب قصص است (واقعيتي كه Mach آنرا متوجه نشده است). ترجمه فارسي (كامل ؟) اين تأليف كه مربوط به دوره ايلخانان مى باشد در دو نسخه ء باقى مانده است (نك‍: 71 - 70. van Ess , pp وارجاعاتي كه در آنجا آمده است). نيز نك‍: بروكلمان ذيل 1 / 592 - 593 در آنجا اشاره أي به ترجمه فارسي زير عنوان " قصص الانبياء " آمده است. 494. * قرب الاسناد / أبو العباس عبد الله بن جعفر بن الحسين الحميرى القمى (زنده در 297) ذريعه 17 / 67 ش 362 جمال الاسبوع 171 المضايقة 31 / 338 - 339 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 165. آخرين تاريخي كه درباره ء وى در دست داريم سال 297 است زماني كه گفته ء شده أو به كوفه آمده است (نك‍: رساله ابى غالب الزرارى، نقل شده دربحرانى، كشكول 1 / 189). ابن طاووس از نسخه أي كه در ربيع الاول 429 كتابت شده بود استفاده كرده است. برخى از علما از جمله ابن ادريس در " سرائر " وابن طاووس در " جمال الاسبوع " و " المضايقة "، اين تأليف را به فرزند حميري محمد نسبت مى دهند كسى كه كتابت را در صفر 304 روايت كرده است. ديگران (از قبيل مجلسي دربحار) هيچ مشكلى در نسبت دادن كتاب به پدر ندارند. اين يكى از چند تأليف متقدم شيعي با اين عنوان است ; اصطلاح قرب الاسناد به

[ 489 ]

اين معنى است كه مؤلف مستقيما از امام يا به توسط تعداد اندكى راوي روايت كرده است (مق‍: اصطلاح " عالى الاسناد " كه براى حديث سنى استفاده مى شود). از كتاب حميري، تنها احاديثي كه مروى از امام صادق، كاظم ورضا (عليهم السلام) است باقى مانده است (نجف 1369 ; تهران 1370 در يك مجلد با اشعثيات ; مق‍: - > كتاب الجعفريات). در هر دو چاپ، جزء اول مشتمل بر احاديث امام صادق [ ع ] است (كه بعضا از پدرش امام باقر [ ع ] نقل مى كند) (چ نجف صص 1 - 107، چ تهران صص 2 - 82). در چاپ نجف، جزء دوم (صص 108 - 166) مشتمل بر احاديث روايت شده از امام كاظم [ ع ] وجزء سوم مشتمل بر احاديث امام كاظم (صص 167 - 198) ورضا (عليهما السلام) است (صص 198 - 234) ; جزء دوم در چاپ تهران مشتمل بر همه روايات امام كاظم [ ع ] است (صص 83 - 147) درحالى كه جزء سوم مشتمل بر روايات امام رضا [ ع ] است (148 - 175). در جمال الاسبوع ص 171، امام باقر [ ع ] اظهار مى دارد كه پيامبر [ ص ] در روزهاى دوشنبه وپنجشنبه مسافرت مى كرده است. اين روايت در متن چاپ شده نيامده است. در مورد مضايقه 31 / 339، امام كاظم [ ع ] سؤالات برادر خود على بن جعفر [ ع ] را درباره ء قضاى نماز پاسخ مى دهد (= قرب الاسناد چ نجف 119، چ تهران ص 91). مق‍: - > كتاب الدلائل (الحميرى) ; 44 , 35.. Bosworth , Baha al - Din al - Amili , pp 495. + ربيع الابرار / أبو القاسم محمود بن عمر بن محمد (يا: احمد) الزمخشري (م 538) فلاح 75 / 72، بحار 93 / 320 - 321 [ ند فلاح ]. المجتنى 20 فرج المهموم 112 - 114، 131 - 132، 160، 192 - 193، 205، 209 - 210. نك‍: (Sbath ص 24 ش 435). همه موارد نقل شده توسط ابن طاووس (گاهى با اندكى اختلاف) در متن چاپى اين كتاب (ربيع الابرار ونصوص الاخيار، تحقيق: سليم النعيمي،

[ 490 ]

بغداد 82 - 1976، افست قم 1410) آمده است: فلاح 75 / 72 (ابن طاووس: من باب اللباس والحلى) = ربيع 4 / 29 (با اندكى اختلاف) ; بحار [ ند فلاح ] = ربيع 2 / 254 ; المجتنى (اقتباس اول) (ابن طاووس: من مجلد الثاني... من كتا الدعاء) = ربيع 2 / 211 ; المجتنى (اقتباس دوم) = ربيع 2 / 223 - 224 ; المجتنى (اقتباس سوم) = ربيع 2 / 249 ; فرج المهموم 112 - 113 = ربيع 1 / 118، فرج المهموم 113 = ربيع 1 / 118 ; فرج المهموم 113 (نقل دوم) = ربيع 1 / 119 ; فرج المهموم 113 - 114 = ربيع 1 / 101 (با اندكى اختلاف در عبارت) ; فرج المهموم 131 - 132 = ربيع 1 / 127 - 128 ; فرج المهموم 132 = ربيع 1 / 127 (سه بيت از قصيده بابيه ابن الرومي [ م 283 ] در ستايش مهارت بنو نوبخت در علم نجوم ; نك‍: ابن الرومي، ديوان، تحقيق: حسين نصار، قاهره 1393 ج 1 ص 149) ; فرج المهموم 160 = ربيع 1 / 107 ; فرج المهموم 192 - 193 = ربيع 1 / 103 ; فرج المهموم 205 = ربيع 1 / 103 - 104 ; فرج المهموم 209 - 210 = ربيع 1 / 119 496. * * - كتاب الرد على ابن على الجبائى في رده على المنجمين / أبو محمد الحسن بن موسى النوبختى (زنده در 300) ذريعه 10 / 181 ش 386 فرج المهموم 121 اين تأليف مشتمل بر رد كتاب أبو على جبائى معتزلي (م 303) در ردى است كه أو بر منجمان نوشته است ; نك‍: نجاشى ص 63 ش 148 (نقل شده توسط ابن طاووس). ابن طاووس كه اين تأليف را مطالعه كرده، مؤلف را بدليل نداشتن وضوح كافى در استدلالهايش در همه موارد، مورد انتقاد قرار مى دهد. نيز نك‍: اقبال، خاندان نوبختى ص 133 ; سزگين 7 / 154 ش 2 ; مقدمه Ritter بر چاپ فرق الشيعة نوبختى صص يح (= 18) ش 20. نيز نك‍: - > الآراء والديانات. 497. * * - الرد على بطلميوس في هيئة الفلك والارض / أبو محمد الحسن بن موسى

[ 491 ]

النوبختى (زنده در 300) ذريعه 4 / 400 (پاورقى) ; 11 / 238 ش 1451 فرج المهموم 122 در فرج المهموم، فرج المهموم * (برگ 81 - پ) وذريعه، بجاى " الرد " " الرصد " آمده است ; عنوان درست در فرج المهموم 122 پاورقى 1 آمده واز آنجا سزگين 6 / 176 ش 1. اين تأليف (كه ابن طاووس نسخه أي از آنرا در اختيار داشته) گويا در هيچ منبع ديگرى ثبت نشده است. 498. * * - [ كتاب الرد على ابن قولويه في الصيام ] / أبو الحسن محمد بن احمد بن داود بن على القمى (م 368) ذريعه 10 / 178 ش 371 اقبال 231 / 6 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 384 ش 1045 ; طوسى، فهرست ص 166 ش 604. اين عنوان كه نجاشى (ص 384) ياد كرده، در اقبال نيامده (در آنجا از " كتاب " ياد شده) است ; اما تقريبا بطور يقين اين نقل اشاره به تأليف مزبور است. بنا به آنچه در اقبال آمده، مؤلف در اين كتاب از اين موضع دفاع مى كند كه رمضان 29 يا 30 روز دارد و ابن قولوبه را بدليل آنكه رمضان را هميشه 30 روز مى داند مورد انتقاد قرار مى دهد. 499. + - كتاب الرد على الجبرية والقدرية فيما تعلقوا به من متشابه القرآن / أبو عمر احمد بن محمد بن جعفر (يا: حفص) الخلال البصري (زنده در 377) سعد السعود 21، 241 - 242 نسخه ء اين تأليف باقى مانده است (سزگين 1 / 624). روشن است كه كلمات قدريه و جبريه را كه در عنوان آمده به يك معنى بدانيم (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " القدرية " [ از:. ] J. van Ess ابن طاووس از كراسه چهارم برگ اول - پ از ابتداء سطر ده نقل مى كند (آيه 128 بقره). وى عبارت را بعينه نقل نكرده واظهار مى دارد كه عبارت دراز

[ 492 ]

دامن است (بمعناه واختصار طول لفظه) نك‍: - > متشابه القرآن (الخلال). 500. * * ؟ كتاب الرمى بالنشاب / ناشناخته الامان 51 / 64 - 65 ابن طاووس از نسخه أي استفاده كرده كه نام مؤلف در آن نبوده است. مورد نقل شده مربوط به اولين بارى است كه تيراندازى شده است [ اول ما ابتدأ بالرمي... ] وتأليف ديگر با عنواني مشابه عبارت است از " كتاب الواضح في الرمى والنشاب " كه حاجى خليفه از آن ياد كرده وچندين نسخه ء از آن باقى مانده است. درباره ء تاريخ تولد ووفات مولف آن " عبد الرحمن بن احمد الطبري " (بروكلمان، ذيل 1 / 906) چيزى نمى دانيم. به هر روى اين كتاب، تأليفي نيست كه ابن طاووس از آن استفاده كرده است: نسخه ء 3134. Br. Lib. Or كه عنواني ندارد اما ظاهرا همان كتاب الواضح است، مشتمل بر قطعه نقل شده در الامان نيست. بنابه گفته ء عبد العزيز بن محمد شرح حال نويس أبو جعفر طبري چنانچه از أو در ياقوت (الادباء 17 / 81) نقل شده يك تأليف كوتاه مربوط به " الرمى بالنشاب " كه به طبري مورخ نسبت داده احتمالا از أو نيست. براى جزئيات بيشتر نك‍:. 76. Rosenthal , Tabari , pp. 521 ; Gilliot , " Tabari , " p 501. * كتاب الرسائل / أبو جعفر محمد بن يعقوب الكليني (م 329) ذريعه 1 / 13 (مقدمه)، 10 / 239 ش 766 فتح الابواب 143 - 144 بحار الانوار 84 / 248 = مستدرك 4 ص 93 = مستدرك 11 / 169 [ ند فلاح ] كشف المحجة 153، 158 - 193 لهوف 56 - 57 / 65 - 66 طرائف 422 / 128 عنوان كتاب در فتح الابواب (وذريعه) " رسائل الائمة " آمده است ; دركشف 153 (به

[ 493 ]

اشتباه) الوسائل آمده است. ابن طاووس از نسخه أي كه احتمالا در حيات كلينى نوشته شده بوده استفاده كرده است (كشف 159). موارد نقل شده عبارتند از: بحار ومستدرك: از امام على بن الحسين [ ع ] درباره ء حقوق نماز ; كشف المحجة 159 - 173: نامه (وصيت) امام على [ ع ] به امام حسن [ ع ] ; كشف 173 - 189 (به نقل از كشف در بحار چ سنگى 8 / 184 - 188): نامه امام على [ ع ] به شيعيان. اين نامه (كه ابن طاووس درطرائف 422 / 128 بدان اشاره كرده) در شرح ستمهايى است كه در حق امام شده است وبه احتمال همان متنى است كه ابن طاووس درباره ء آن به فرزندش وعده مى دهد (كشف 72) تا به آخر كشف المحجة ضميمه كند. كشف 189 - 193 (به نقل از كشف در بحار چ سنگى 8 / 189 - 191): نامه امام على [ ع ] به برخى از اصحاب. لهوف: نامه امام حسين [ ع ] به بنى هاشم. فتح الابواب: نامه امام جواد [ ع ] به على بن اسباط كه در آن به وى توصيه مى كند تا براى فروش دو قطعه زمين (ضيعه) أو استخاره كند. به علاوه، ابن طاووس به نامه أي كوتاه از امام على [ ع ] به فرزندش محمد بن حنفيه اشاره مى كند (كشف 158 - 159). كتاب الرسائل در دسترس شيخ حر نبوده است (مق‍: اثبات 1 / 62). در برابر، آقا بزرگ يادآور مى شود كه محمد علم الهدى فرزند فيض كاشانى (م ميان سالهاى 1112 - 1123) ظاهرا در معادن الحكمة مستقيما از آن نقل كرده است. * حدس آقا بزرگ اين است كه تأليف مزبور هنوز باقى مانده اما تاكنون نسخه أي از آن بدست نيامده است. 502. * كتاب رشح الولاء في شرح الدعاء / أبو السعادات اسعد بن عبدالقاهر الاصفهانى (زندگى در اوائل قرن هفتم) ذريعه 11 / 236 ش 1434


. گرچه ظاهر نقل فرزند فيض چنين نشان مى دهد اما آنچه أو نقل كرده در كشف نيز آمده است در عين حال در تعليقات معادن الحكمة (علامه احمدى ميانجى، معادن الحكمة ج 1 ص 467) آمده است كه از " نوادر " فيض نيز چنين بدست مى آيد كه " رسائل " كلينى را در دست داشته است. م (*)

[ 494 ]

اربلى، كشف 1 / 341 [ ند اليقين 9 / 129 ]، اليقين 181 / 473 هر دو نقل مشتمل بر حديثى درباره ء ناميده شدن امام على [ ع ] به " امام المتقين " مى باشد. كتاب رشح، يكى از حداقل ده شرحي است بر دعاى امام على [ ع ] با نام " دعاء الصنمين " يا " دعا صنمي قريش " (ذريعه 8 / 192 ; 13 / 256 - 257). متن دعا در " الجنة " كفعمي (صص 552 - 553 به عنوان دعايى براى نيمه ء شعبان) ونيز در " البلد " همو (صص 551 - 552) نقل شده است. دعاى مزبور از هر دو منبع مذكور در بحار 85 / 260 - 261 آمده است. اين دعا همچنين در حلى، محتضر صص 61 - 62 آمده است. أبو السعادات توضيح مى دهد كه " صنمين " (يعنى: اللات وعزى ; مق‍: آيه 51 نساء) اشاره به " الفحشاء والمنكر " (مق‍: آيه 90 نحل، 24 نور و 45 عنكبوت) (نك‍: حواشى " الجنه " صص 551 - 552) مى باشد. اما در واقع عناوين تحقير آميز براى دو خليفه نخست هستند (مق‍: 167 , 164.) Kolhberg , " Sahaba " pp آغاز دعا نشان مى دهد كه دعاى امام على [ ع ] مشتمل بر لعن دو خليفه اول (ودختران آنها يعنى عايشه وحفصه) مى باشد: اللهم العن صنمي قريش وجبتيها وطاغوتيها [ وافكيها ] وابنتيهما. بنابراين، اين دعا از نوع ادعيه قنوت بوده (مق‍: 142 - 141.) Kolhberg , " Bara ' a , " pp ومجلسي نيز آنرا به همين عنوان مى شناساند. عنوان شرح أبو السعادات دربحار " رشح البلاء " آمده است (در جنه وبلد كفعمي " ولاء " آمده است). دربحار 85 / 262 عبارتي از اين شرح از بخشى از حواشى بلد نقل شده كه در چ سنگى نيامده است. اين رشح در دسترس برخى از مؤلفان دوره صفوي بوده است: افندي درتعليقه بر امل شيخ حر عاملي (واز آنجا رياض 1 / 81 پاورقى 2) مى گويد: أو نسخه أي از آن را در سارى ديده است (مق‍: - L. W. Adamec ] ed. [ , Historical Gazetteer of Iran , vol. I: Tehran and North. (574. western , Iran , Graz , 6791 , p همچنين كتاب " رشح " در سال 1116 در دسترس محمد مهدى بن على اصغر بن محمد يوسف القزويني بوده است ; وى از اين كتاب در تأليف شرح فارسي بر دعاى امام على [ ع ] معروف به " ذخر العالمين (نه العاملين چنانچه در ذريعه 10 / 9 ش 48 چاپ

[ 495 ]

شده) في شرح دعاء الصنمين " كه براى شاه سلطان حسين صفوي نوشته، استفاده كرده است. بعدا اين شرح به عربي ترجمه شد (نك‍: ذريعه 4 / 102 ش 475) ; اما شاهدى بر اينكه علامه مجلسي رشح را ديده باشد وجود ندارد (با پوزش از آقا بزرگ). ظاهرا متن اصلى رشح مفقود شده اما قسمتي از آن در ترجمه ناشناخته أي كه براى شاه سلطان حسين تحت عنوان " ضياء الخافقين في شرح دعاء الصنمين " تأليف شده، باقى مانده است (ذريعه 15 / 123 ش 831). 503. * * ؟ كتاب روضة العابدين ومأنس الراغبين / ابراهيم بن عمر بن فرج (يا: فرخ) الواسطي ذريعه 11 / 297 ش 1785 اقبال 97 - 98 / 622 - 623، 108 / 629 - 630 درباره مؤلف اطلاعي دردست نيست. صاحب اعيان (5 / 319) أو را شيعه دانسته است اما اين فرض، تنها بر اين مبناست كه از اين تأليف در اقبال نقل شده است. ابن طاووس از اين كتاب دعاهايى براى جمادى الثاني (اقبال 97 - 98 / 622 - 623) وشب اول رجب (اقبال 108 / 629 - 630) نقل مى كند. كفعمي (البلد ص 222 ; جنه 617) دعاى روزانه رمضان را از كتابي با همين عنوان از أبو الفتح الكراجكى نقل مى كند اما روشن نيست كه رابطه أي بين اين دو تأليف وجود داشته باشد. 504. * * ريحان المجالس (يا: مجالس) وتحفة المؤانس / احمد بن الحسين بن الحسن بن على الرخجى (زندگى در ميانه ء قرن پنجم) ذريعه 11 / 341 ش 2030 فرج المهموم 151 - 153 درفرج المهموم نام جد رخجى، نيامده است در حالى كه درفرج المهموم * برگ 101 - ر به اشتباه " أبو الحسن " آمده است. نسبت مؤلف (درفرج المهموم * برگ 101 - ر ; اعيان 8 / 39 ; ذريعه ذيل عنوان " انس الكريم " واز آنجا Matar ص 364) " رمحي " و

[ 496 ]

(درفرج المهموم * برگ 101 - پ) " رحجى " آمده است. آگاهيهاى اندكى كه ابن طاووس درباره أو فراهم كرده در النابس ص 114 نقل شده است: رخجى با سيد مرتضى ملاقات واز أو روايت كرده وچنين تصور شده كه وى امامى مذهب بوده است. آقا بزرگ از يادآورى اين نكته غفلت كرده كه پدر مؤلف مؤيد الملك الرخجى (م 430) مشهورتر از پسر بوده است. وى شخصي با نفوذ در دربار آل بويه وبراى دو سال (412 - 414) وزير مشرف الدولة (مق‍:) Busse , index بوده است. مؤيد الملك با سيد مرتضى آشنا بوده واين هر دو را جلال الدولة در سال 422 به مدائن فرستاد تا دو فرمانده ترك راكه پس از متهم شدن به فحش دادن به افراد خود گريخته بودند، باز گردانند (مق‍: دائرة المعارف ايرانيكا مقاله " علم الهدى " [ از:. ] W. Madelung ابن طاووس به أو با عنوان الوزير الرخجى اشاره كرده بدون آنكه آگاهيهاى ديگر درباره ء أو بدست دهد. نسبت " رخجى " هم مربوط به منطقه " رخج " در شرق سجستان است (مق‍:) Le Strange , Lands , index وهم منطقه " الرخجية " (نزديك بغداد) (سمعاني 6 / 98 ش 1716). دراينجا احتمالا مقصود " الرخجية " است. خاندان رخجى چنين توصيف شده كه سنى وشيعه در آن بوده است (فرج المهموم 152، 153). ابن طاووس دو مورد از آن را نقل كرده است. مورد اول آغاز قطعه أي است درباره ء آراء منجمان پيش از اسلام ; ومورد دوم بخشى از بحثي را كه در حضور مؤيد الملك مطرح شده نقل مى كند كه در آن بر اهميت دانش نجوم تأكيد شده است. * * + - الرعاية لاهل الرواية / أبو الفتح محمد بن اسماعيل بن ابراهيم الفرغانى (زندگى در قرن چهارم ؟) طرائف 180 / [ ند 45 ] درباره مؤلف نك‍: سمعاني 10 / 188 ; ابن الاثير، اللباب 2 / 423. در طرائف از اين تأليف توسط كشف المخفي ياد شده ودر آنجا آمده است كه مشتمل بر سه روايت درباره ء حضرت مهدى [ ع ] است.

[ 497 ]

505. * + كتاب الرجال / أبو العباس احمد بن محمد بن سعيد ابن عقده (م 333) ذريعه 10 / 86 ش 161 اقبال 52 / 581 در اقبال نام مؤلف به اشتباه أبو العباس احمد بن نصر بن سعد آمده است. بنا به گفته ء نجاشى (ص 94 ش 233) وطوسى (فهرست ص 57 ش 86) اين تأليف همان " كتاب من روى عن جعفر بن محمد " (صادق [ ع ]) است. طوسى در كتاب الرجال از آن استفاده كرده است. در مورد نقل شده امام صادق از سرنوشت بنى الحسن كه بر ضد عباسيان قيام كردند اظهار تأسف مى كند. ابن طاووس اين حديث را در جهت اثبات اينكه عبد الله بن حسن وديگر بنى الحسن در نگاه امام محترم بودند نقل كرده واينكه قيام آنان موجه بوده است. (مق‍: 158..) Kohlberg , " Interpretations " , p نيز نك‍: - > كتاب اسماء رجال ابى عبد الله، - > كتاب مشايخ الشيعة 506. كتاب الرجال / أبو العباس احمد بن على بن احمد النجاشي (م 450) ذريعه 10 / 154 ش 279 ; 16 / 376 ش 1746 فتح الابواب 182، 190، 243 فلاح 214 / 196 اقبال 106 / 628، 181 / 685، 244 / 13، الملاحم والفتن 96 / 107، 167 / 184 فرج المهموم 97، 121 - 125، 130، 256 اليقين 38 / 193، 45 / 210، 79 / 279 درباره مؤلف نك‍: شرح حال مختصر وى در نجاشى (ص 101 ش 253) ; بروكلمان، ذيل 1 / 556 ; النابس ص 19. اين تأليف عناوين ديگرى نيز دارد: اسماء المصنفين (فرج المهموم 97)، الفهرست (فتح الابواب 243، الملاحم 96 / 107، اليقين 45 / 210)، فهرست كتب الشيعة (فرج المهموم 130)، كتاب فهرست المصنفين (فتح الابواب 190)، فهرست مصنفي الشيعة (فرج المهموم 121)، وفهرست اسماء

[ 498 ]

المصنفين من الشيعة (فرج المهموم 122). در فتح الابواب 182، فرج المهموم * 81 - پ، 82 - ر (= فرج المهموم 121، 122) " فهرست اسماء مصنفي الشيعة " آمده است. مورد اليقين 38 / 193 نقل به معنى بخشى از شرح حال ابراهيم بن محمد الثقفى است (نك‍: بحث ذيل، ابن نديم - > فهرست). ابن طاووس در مواردي از نجاشى بدون ذكر نام تأليف وى ياد مى كند. أو رجال را عمدتا براى استفاده در شرح حال مؤلفان شيعي كه از تأليف آنها نقل مى كند بكار مى برد. 507. كتاب الرجال / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 10 / 120 ش 246 فلاح السائل 14 / 11 - 12 فرج المهموم 121، 132 - 133، 143 ابن طاووس در فلاح (كه از اين تأليف با عنوان كتاب اسماء الرجال ياد كرده) طريق روايتي خود از اين كتاب را بدست مى دهد. موارد شرح حالى كه از آنها نقل يا به آنها اشاره شده عبارتند از: الحسن بن سهل (فرج المهموم 133 = طوسى، رجال ص 374 ش 39)، الفضل بن سهل (فرج المهموم 132 = طوسى، رجال ص 385 ش 2)، الحسن بن موسى النوبختى (فرج المهموم 121 = طوسى، رجال ص 462 ش 4 جز آنكه در نسخه ء چاپى رجال از وى با عبارت " ثقة " توصيف شده نه فقيه)، وابو جعفر السقاء المنجم (فرج المهموم 143 = طوسى، رجال ص 520 ش 27). 508. * * ؟ - رسالة / محمد بن خطير البتانى (يا: التبانى) فرج المهموم 204 نسبت مؤلف در فرج المهموم * برگ 136 - پ را هم مى توان البتانى خواند وهم التبانى (روى حرف سوم نقطه أي نيامده در حاليكه نقطه هاي باء وتا روى حرف چهارم آمده است). در فرج المهموم " التيانى " آمده است. جاى آن هست تا وى را با دانشمند نجومى با نام " البتانى " (م 317) يكى بدانيم (با اين تغيير كه " خطير " را به " جابر " تبديل

[ 499 ]

كنيم) ودر واقع (Matar ص 415) چنين كرده است. مى توان در دفاع از اين اتحاد گفت كه درفرج المهموم 207 كه در آنجا شكى در اينكه درباره ء بتانى است وجود ندارد نام وى به اشتباه " التيانى " آمده است. اما مشكل اين است كه مؤلف اين " رساله " (فرج المهموم ص 204) والبتاني (فرج المهموم 207) هر دو به عنوان دانشمندان نجومى سنى شناسانده شده اند (من العلماء بالنجوم من اهل الاسلام) ; طبعا نمى شود پذيرفت كه يك فرد را دوبار ياد كرده باشد. اينكه " Matar رساله " را با " كتاب القرانات والكسوفات " (نك‍: فهرست زير مورد) بتانى يكى دانسته نيز بايد مورد ترديد قرارگيرد. زيرا از اين تأليف درفرج المهموم 207 ياد شده است. به علاوه، اين " يكى دانستن " با توجه به معنايى كه از عبارت (كه ظاهرا تصحيف شده است) فرج المهموم 204، فرج المهموم * برگ 136 - پ فهميده مى شود نمى تواند مورد تأييد قرار گيرد (فرج المهموم: وصل الينا من تصانيفه رسالة وهو معروف [ فرج المهموم *: معروفة ] بالهندسة ; كه 237. Matar , p بدين صورت ترجمه كرده: " از أو رساله أي در دست داريم واو به عنوان يك دانشمند هندسه دان معروف بوده است "). آنچه مى توان گفت اين كه روشن نيست كه بتانى اثرى در هندسه داشته باشد. 509. * * ؟ رسالة إلى عبد الله بن مالك في عمل الصنعة / أبو السحاق الطرسوسى فرج المهموم 22 طرائف * برگ 144 - ر / طرائف * * برگ 185 - ر [ ند طرائف 523 / 162 ] مؤلف ونيز شخصي كه نامش درعنوان آمده ناشناخته اند. عبارت " في عمل الصنعة " (كه تنها در طرائف * / طرائف * *) آمده مربوط به كيمياست (مق‍: Dozy زير عنوان " صنعه " ; 222 , 167 , 149 - 148..) Ullmann , pp مورد فرج المهموم وطرائف * وطرائف * * از باب " معرفة اصل العلم " نقل شده است: در فرج المهموم آمده: بعد از اينكه آدم از بهشت رانده شد خداوند به أو علم همه چيز از جمله: علم نجوم وطب را عنايت كرد. مورد طرائف * / طرائف * * درباره ء مهارت امام على [ ع ] در كيمياست.

[ 500 ]

510. * رسالة إلى ولده / على بن الحسين ابن بابويه (م 329) ذريعه 11 / 109 [ ش ند ]، 13 / 46 ش 157 فتح الابواب 231 همانطور كه ابن طاووس توضيح مى دهد اين نامه أي است كه مؤلف به فرزندش أبو جعفر صدوق (م 381) نوشته است. نجاشى (ص 261 ش 684) اين تأليف را با كتاب الشرائع (كتاب الشرائع وهى الرسالة إلى ابنه) يكى مى داند. در برابر طوسى (فهرست ص 123 ش 394) وابن شهرآشوب (معالم ص 65 ش 439) كتاب الشرائع ونامه على به فرزندش را دو تأليف مى داند. نسخه ء بخشى از اين رساله باقى مانده است. مورد فتح الابواب (درباره ء صلواة الاستخارة) را أبو جعفر ابن بابويه از رساله پدرش در " مقنع " (ص 46 - 47) و " كتاب من لا يحضره الفقيه " (ج 1 / 563) نقل مى كند. در تأليف اخير اين رساله در ميان منابع ابن بابويه ياد شده است (كتاب من لا يحضره الفقيه 1 / 4: رسالة ابى الى). 511. (*) رسالة إلى ولده / أبو الفتح محمد بن على بن عثمان الكراجكى (م 449) ذريعه 4 / 216 ش 1078، 11 ص 109 [ ش ند ] فلاح السائل 94 / 89 عبارت فلاح چنين است: " وذكر الشيخ محمد بن على في رسالته إلى ولده في فضل صلاة الظهر من يوم الجمعة ". چند سطر بعد محمد بن على را به عنوان كراجكى شناسانده است اما رساله مزبور كدام رساله است ؟ نوري طبرسي سه تأليف را به كراجكى منسوب مى كند كه براى يكى از پسرانش نوشته است ; كتاب روضة العابدين ونزهة الزاهدين (در آنجا پسر أو موسى معرفى شده ; مق‍: ذريعه 11 / 298 ش 1787) ; كتاب التعريف بوجوب حق الوالدين ; وكتاب التأديب (مستدرك چ سنگى 3 / 497 - 498). آقا بزرگ بدون هيچ شاهدى رساله جزء اول فلاح را با " التعريف " يكى مى داند. ولى مورد فلاح در نسخه هاي چاپى اين تأليف نيامده است (تحقيق: جلال الدين محدث ارموى ومحمد آخوندى تهران 1330 ش ; تحقيق با ترجمه فارسي از: ذبيح الله

[ 501 ]

محلاتي، تهران 1330 ش). اگر اين فرض مطرح نشود كه مورد فلاح از چاپهاى مذكور سقط شده، نظر آقا بزرگ را بايد مردود دانست ; در اين صورت دو تأليف ديگر مطرح مى شود. كتاب الروضة به عنوان تأليفي در 300 برگ ودر سه بخش توصيف شده و گفته ء مى شود كه التأديب مشتمل بر يك جزء بوده است. آنچه بيشتر محتمل مى نمايد تأليفي همچون التأديب بيشتر مى تواند به عنوان رساله معرفى شود تا تأليفي طولاني چون الروضة. اما نتيجه قطعي تنها بعد از بررسى متن " الروضه " ممكن خواهد بود (نسخه ء الروضة موجود است در حالى كه ظاهرا " التأديب " از بين رفته است ; مق‍: ذريعه 3 / 211 ش 778 ذيل كتاب التأديب). در مورد فلاح، كراجكى به فرزندش اهميت نماز ظهر روز جمعه را گوشزد مى كند. 512. * * + - رسالة في علم الاخلاق / أبو يوسف يعقوب بن اسحاق الكندى (م. ح. 252) ذريعه 1 / 377 ش 1961 فرج المهموم * برگ 86 - ر [ ند فرج المهموم 128 ] نك‍: بحث ذيل عنوان - > كتاب النكت في علم النجوم 513. * الرسالة العزية / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 11 / 210 ش 1256 ; 15 / 263 ش 1703 فتح الابواب 176 - 177، 240 - 241 اقبال 166 / 675، 239 / 11، 416 / 186 الملاحم والفتن 161 / 177 در اقبال (166 / 675، 239 / 11) ودر اقبال 1 ص 416 بجاى " العزيه " به اشتباه " الغرية " آمده است. مق‍: مكدر موت ص 33 ش 73 (" نامه به ويا درباره ء شخصي با نام عز " ; يا: عز الدين ؟ مق‍: ذريعه 15 / 262 ش 1700، 1702)

[ 502 ]

ابن طاووس در اقبال 416 / 186 ودر الملاحم والفتن به رساله اشاره مى كند اما از آن نقل نمى كند. در اقبال 416 / 186 أو مى گويد: نسخه ء آن با يك " اصل " در يك مجلد آمده كه " اصل " مشتمل بر حديثى درباره ء فضيلت نماز در شب نوزدهم ماه رمضان مى باشد. ظاهرا اين همان نسخه أي است كه در الملاحم والفتن بدان اشاره كرده وگفته ء است كه اين " رساله " اولين تأليف در مجلدى است كه در پايان آن احاديث وادعيه مختلفى آمده است. در فتح الابواب 176 - 177 (كه درفتح 240 - 241 بدان اشاره شده) أو از " باب صلوة الاستخارة " نقل مى كند كه مفيد در آنجا موارد استفاده درست از استخاره را شرح داده است. اين رساله مباحثي درباره ء امور فقهى نيز داشته است. در موردى كه محقق حلى در " المعتبر " ج 1 ص 96 (قم 1364 شمسي) (واز آنجا حسن بن زين الدين العاملي، معالم الدين ج 1 صص 147، 249 (تهران 1322) بدان اشاره كرده، شيخ مفيد " فتوايى " را درباره ء موضوع طهارت اظهار مى كند كه از فتوايى كه در تأليفات فقهى ديگر آورده متفاوت است. از اين رساله در فهرست منابع البلد (ص 502) كفعمي ياد شده است. سيد على خان الحسينى المدنى ابن معصوم (م 1120 ; مق‍: - Bosworth , Baha al 31.) Din al - Amili , p در رياض السالكين (شرح صحيفه سجاديه، نك‍: تلخيص آن از أبو الفضل الحسينى با عنوان " تلخيص الرياض " قم 1381 ج 2 ص 395) قطعه أي از الرساله العزيه را نقل مى كند كه در فتح الابواب ص 176 آمده است ; گرچه سيد على خان منبع نقل خود را ياد نمى كند نا محتمل مى نمايد كه أو اصل كتاب را در اختيار داشته باشد. ظاهرا وى اين قطعه را به توسط فتح ابواب نقل كرده است ; در چند صفحه بعد (ج 2 صص 398 - 399) از همين تأليف نقل ديگرى دارد. 514. * * + رسالة في مدح الاقل وذم الاكثر / زيد بن على بن الحسين (منسوب) (م 122) ذريعه 20 / 245 ش 2795 سعد السعود 19، 223 - 225

[ 503 ]

درباره ء زيد بن على [ ع ] (كه زيديه به نام أو ناميده مى شوند) نك‍: سزگين 1 / 556 - 560). نسخه ء ابن طاووس داراى قطع كوچك بوده (صغيرة القالب). خبر نقل شده (از برگ 3 - پ) را خالد بن صفوان روايت كرده كه به احتمال همان خالد بن صفوان بن عبد الله ابن الاهتم (م 135 ; مق‍: سزگين 2 / 462 - 663) مى باشد. در اين نقل آمده است كه زيد با علماى شام ملاقات كرده وآنان بدو گفتند كه بيشتر مردم با ادعاى أو در حكومت مخالف هستند. زيد در پاسخ آنها آياتى از قرآن خواند تا نشان دهد غالبا " اقليت " بر حق هستند نه " اكثريت ". ظاهرا اين رساله در جالى ديگرى ثبت نشده است. 515. * * ؟ الرسالة الموضحة / المظفر بن جعفر بن الحسين (يا: الحسن) (زندگى در نيمه ء نخست قرن چهارم) ذريعه 11 / 226 ش 1374 اليقين 125 - 131 / 362 - 373 درباره مؤلف (كه به احتمال زيدي بوده) نك‍: نوابغ ص 317. بنا به آنچه در اليقين 125 / 362 آمده أو از محمد بن جرير الطبري روايت كرده است (بجاى " يروى عنه " بخوانيد " يروى عن ") ; همانطور كه آقا بزرگ خاطر نشان كرده اين اشاره به مؤلف امامى است نه مؤرخ سنى (همانطور كه بطور ضمنى از كلام ابن طاووس فهميده مى شود). در اليقين 129 / 368، المظفر از محمد بن جرير الطبري به توسط أبو المفضل محمد بن عبد الله الشيباني روايت مى كند. نيز نك‍: اعيان 48 / 81. ابن طاووس از نسخه ء دستنوشته مؤلف كه در كتابخانه ء قديمي (اصلى) نظاميه در بغداد نگهدارى مى شد استفاده كرده است. اما از آنجا كه ابن طاووس مى گويد منابع اليقين همگى در كتابخانه أو وجود دارد (مق‍: باب دوم فصل دوم، باب سوم فصل دوم) به احتمال أو نسخه أي از روى آن براى خود نوشته است. مق‍: - > كتاب الاربعين (ابن ابى الفوارس) 516. * * ؟ رواية / روايت شده ء أبو طالب حمزه بن محمد بن احمد بن شهريار (زندگى در ميانه ء قرن ششم)

[ 504 ]

اليقين 138 - 139 / 386 - 387 اين روايت (كه ابن طاووس اسناد آنرا نقل ومتن آنرا خلاصه مى كند) مربوط به فضائل امام على [ ع ] است. اين كتاب مشتمل بر سى وپنج برگ درقطع " ثمن " بوده است. در اليقين به اشتباه " يمن " آمده است. روشن نيست كه اين كتاب، تأليفي مستقل بوده يا جزئي از يك تأليف طولاني. حمزه كتابدار كتابخانه مشهد امام على [ ع ] بوده است ; جد مادرى أو شيخ طوسى بوده (نك‍: اسناد در اليقين ; رياض 2 / 212 - 213) وبنابراين أو از بستگان ابن طاووس به شمار مى آمده است. اسناد روايت چنين است: حدثنى عمى أبو طالب حمزه محمد بن احمد... بمشهد مولانا امير المؤمنين في شهر الله الاصم رجب من سنة اربع وخمسين وخمسائة (اليقين واز آنجا بحار 37 / 326 - 327، الثقات ص 88). 517. * * ؟ كتاب روح (يا: روح) (قدس) النفوس في تصحيح الاسانيد المنسوبة إلى امير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات الله عليه / ناشناخته ذريعه 11 / 264 ش 1619 اليقين 160 - 161 / 428 - 429 كلمه " قدس " در اليقين 2 نيامده اما در اليقين 1 وبرخى نسخ اليقين آمده است (مق‍: اليقين 2 ص 428 پاورقى 1). اين نخستين تأليف در مجموعه عتيقي بود كه در اختيار ابن طاووس قرار داشته است (مق‍: - > كتاب [ ش 310 ]) ; ابن طاووس از كتاب روح النفوس نقل نكرده بلكه از آخرين رساله موجود در اين مجموعه كه آن رساله را تنها به اينكه روايت مؤاخاة در آغاز آن آمده توصيف مى كند. موارد نقل شده مشتمل بر دو روايت درباره ء لقب امام على [ ع ] به " امير المؤمنين " (اليقين 160 - 161 / 428 - 429) وروايتي درباره ء لقب امام على [ ع ] (در كنار القاب ديگر) به " يعسوب المؤمنين " (اليقين 198 / 508) مى باشد. علامه مجلسي دو روايت درباره ء لقب امير المؤمنين توسط اليقين نقل مى كند اما به اشتباه چنين فرض كرده كه آنها را از روح النفوس نقل كرده است (بحار 37 / 301، 329).

[ 505 ]

518. * * ؟ - كتاب السفر / ناشناخته (قرن سوم يا چهارم ؟) الامان 115 - 116 / 127 - 128 عنوان كتاب در الامان والامان * برگ 82 - ر / الامان * * برگ 45 - ر / الامان * * * برگ 87 - ر " كتاب السفراء " آمده اما از آنجا كه مورد نقل شده مربوط به يك " زيارت " (مشهد امام حسين [ ع ]) است شكل درست آن بايد كتاب السفر باشد ودر واقع همين عنوان در بحار 69 / 285 - 286 از الامان نقل شده است. در ذريعه (12 / 184 ش 9 - 1217) سه تأليف با عنوان " كتاب السفر " از مؤلفان قرن سوم وچهارم ثبت شده است. مورد نقل شده درباره ء على بن عاصم الزاهد (احتمالا على بن عاصم بن صهيب الواسطي [ م 201 ]، نك‍: صفدى 21 / 166 - 167 وارجاعات همانجا) است كه به زيارت قبر امام حسين [ ع ] مى رفته است. در يكى از اين سفرهاى زيارتي أو با يك شيرى برخورد كرده كه پنجه أو بخاطر چوبى كه در آن فرو رفته بوده متورم شده بود. على آن چوب را درآورد وبا پارچه عمامه اش آنرا بست. ابن طاووس كه اين خبر را نقل به معنى مى كند مى گويد كه متن كامل آنرا در كتاب الكرامات خود آورده است. (نك‍: باب دوم، فصل دوم). 519. * * ؟ السفينة / ناشناخته الملاحم والفتن 105 / 117، 178 - 181 / 196 - 198 عنوان " السفينة " تنها در ملاحم 105 / 117 آمده است. ابن طاووس آنرا به عنوان يك مجموعه طولاني توصيف كرده ومى گويد احمد بن مهنا (احتمالا جمال الدين احمد بن محمد بن مهنا العبيدلى النسابة، نك‍: اعيان 10 / 272، انوار الساطعة صص 12 - 13) براى وى آورده است. در ملاحم 105 / 117 آمده است كه فرعون براى سيصد سال زنده بوده وهشتاد سال اخير آن با رسالت حضرت موسى [ ع ] مصادف بوده است. مورد ملاحم 178 - 181 / 196 - 198 مشتمل بر داستانهاى متفاوت واكثرا غير مرتبط با هم هستند.

[ 506 ]

520. + الصحاح (يا: صحاح) في اللغة / أبو نصر اسماعيل بن حماد الجوهرى (م. ح. 397) فلاح السائل 115 / 108، 183 / 168 اقبال 519 / 305 سعد السعود 256، 260 طرائف 432 / 130 - 131، 541 / 169 اليقين 193 / 497، 204 / 522 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الجوهرى " [ از: ] L. Kopf نيز نك‍: , Sbath 581.. p. 23 , no ابن طاووس از اين تأليف براى چندين لغت استفاده كرده است: (اليقين 193 / 497 = تاج اللغة والصحاح العربية تحقيق: احمد عبد الغفور عطار، قاهره 7 - 1376 ص 181) ; " هجر " * بمعناي هذيان (طرائف 432 / 130 واليقين 204 / 522 = صحاح ص 851)، اسف على ; (فلاح 115 / 108 = صحاح ص 1330)، ناصح (فلاح 183 / 168 = صحاح ص 411) ; خمره [ بمعناي حصير ] (طرائف 541 / 169 = صحاح ص 649) ; شوال [ به معناى نور ] (اقبال = صحاح ص 1743) ; ازلف [ نزديك كردن ] (سعد 256 = صحاح ص 1370) ; ساق [ ساق إلى الموت: مشرف برمرگ ] (سعد 260 = صحاح ص 1500). 521. * * ؟ صحائف ادريس / ناشناخته سعد السعود 6، 32 - 39 نسخه أي كه ابن طاووس ديده متعلق به كتابخانه مشهد على [ ع ] (درنجف) بوده است. ابن طاووس درباره ء آن اظهار مى دارد كه دويست سال قدمت داشته ودر قطع " ربع " بوده است (ربع الورقة الكبيرة) ; از آنجا كه اين تأليف در ميان كتب كتابخانه ابن طاووس ذكر شده أو بايد نسخه ء خود را از روى نسخه ء نجف تهيه كرده باشد. أو مى گويد كه آغاز و پايان نسخه ء اصلى سقط شده بوده ومى افزايد: فكان الموجود منها نحو سبعة كراسا [ كذا


. تلفظ انگليسى آن در متن به اشتباه " " Haj آمده است. (*)

[ 507 ]

في الاصل ] (سعد 32). احتمالا كلمه پايان اين عبارت را اينگونه اصلاح كنيم " سبعة عشرة كراسا " ; اين اصلاح نه فقط از نظر ادبى عبارت را تصحيح مى كند بلكه با تعداد كراسه هاي كه نقلها از آنها نقل شده همآهنگى دارد. اين كراسه ها عبارتند از: سوم، پنجم، هفتم، نهم (اگر بجاى " سابع " " تاسع " بخوانيم)، دهم، يازدهم، ودوازدهم. (يك مورد ديگر در سعد 32 - 33 كه بدون اطلاعات بيشترى آمده مربوط به حوادث شش روز خلقت عالم است. خلقت آدم كه بدنبال اين حوادث صورت گرفت در موردى كه از كراسه سوم نقل شده آمده است ; شايد از اين مطلب بتوان استنباط كرد كه مورد سعد 32 - 33 مربوط به آغاز كراسه سوم يا يكى از دو كراسه اول ودوم بوده است.) موارد نقل شده عمدتا مربوط به داستان حضرت آدم [ ع ] است. مورد آخرى داراى زنگ خاص شيعي است: خداوند به حضرت محمد [ ص ] خبر مى دهد كه خلفاى أو از اهل بيت طاهرين خواهند بود. " صحيفة ادريس " كه آنرا احمد بن حسين بن محمد ابن متويه از سرياني به عربي ترجمه كرده ودر بحار 95 / 452 - 472 نقل شده تأليفي جز تأليف مورد بحث است ; واحتمالا همين مطلب درباره ء صحف ادريسيه كه آقا بزرگ در ذريعه (15 / 13 ش 66) از آن ياد كرده صادق است. براى ادبيات منسوب به ادريس بطور كلى نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ادريس " [ از: ] G. Vajda مق‍: - > سنن ادريس. 522. الصحيفة السجاديه / على بن الحسين بن زين العابدين [ ع ] (م 94 يا 95) ذريعه 15 / 18 ش 95 فتح الابواب 197 - 198 اقبال 280 - 281 / 42 - 44، 463 - 467 / 248 - 252، 566 - 573 / 350 - 358 جمال الاسبوع 423 - 433 مهج الدعوات 168 براى ترجمه (همراه با پاورقى) از اين مجموعه معروف دعا نك‍:

[ 508 ]

. 1988 , The Psalms of Islam , Al - Sahifat al - Kamilat al - sajjadiyya , London در مواردي از اين تأليف با عنوان " الصحيفة السجادية الاولى " (چنين در ذريعه) اشاره مى شود. اين نامگذارى به دليل جدا كردن آن از مجموعه هاي ديگرى از دعاهاى امام سجاد [ ع ] است كه ديگران گردآورى كرده اند (مق‍: Chittick , pp xviii - xix و بحث ذيل - > مجموعة مولانا زين العابدين [ ع ]). در مهج به اين تأليف به عنوان " الصحيفة الشريفة من ادعية مولانا زين العابدين " اشاره شده است ; در اقبال 280 / 42، 566 / 350 وجمال الاسبوع 427 " الصحيفة " آمده ; در اقبال 463 / 248 " عن مولانا على بن الحسين عليه السلام صاحب الانفاس المقدسة الشريفة فيما تضمنه اسناد ادعية الصحيفة " آمده است. ادعيه زير نقل شده اند (من از ترجمه Chittick پيروى كرده ام): استخاره [ به معناى طلب خير نه استخاره اصطلاحي ] (فتح 197 - 198 = Chittick صص 118 - 119 دعاى شماره 33) ; آغاز رمضان (اقبال 280 - 281 / 42 - 44 = Chittick صص 142 - 147 دعاى شماره 44) ; وداع ماه رمضان (اقبال 463 - 467 / 248 - 252 = Chittick صص 148 - 159 دعاى شماره 45) ; دعاى عيدين وجمعه (جمال الاسبوع 423 - 427 = Chittick صص 160 - 164 دعاى 46) ; روز عرفه (اقبال 566 - 573 / 350 - 358 = Chittick صص 164 - 186 دعاى 47) ; دعاى عيد اضحى و روز جمعه (جمال الاسبوع 427 - 433 = Chittick صص 186 - 194 دعاى 48). 523. صحيفة الرضا / على بن موسى الرضا [ ع ] / (م 203) ذريعه 15 / 17 ش 92 الامان 19 / 32 جمال الاسبوع 170 - 171 درباره مؤلف امام هشتم شيعيان اثنى عشرى نك‍: سزگين 1 / 535 - 536. عنوان در الامان " الصحيفة المروية عن الرضا " ودر جمال " الصحيفة الكاملة في احاديث مولانا على بن موسى الرضا " آمده است. از اين تأليف (كه درباره ء آن نك‍: سزگين 1 / 536 ش

[ 509 ]

4) در مناقب ابن شهر آشوب (2 / 252) نقل شده * ويكى از منابع بحار مى باشد (نك‍: بحار 1 / 11، 30: كتاب صحيفة الرضا). علامه مجلسي مى گويد طريق ابن طاووس براى روايت اين صحيفه به طبرسي (يعنى: الفضل بن الحسن [ م 548 ]) مى رسد. اين توضيح در نسخه هاي الامان كه در دسترس من قرار داشته نيامده اما بايد در نسخه أي كه علامه مجلسي از آن استفاده كرده بوده باشد. تقريبا يقيني است كه ابن طاووس تحرير طبرسي از صحيفة الرضا رااستفاده كرده كه تنها تحريري است كه باقى مانده است: روايتي كه ابن طاووس نقل كرده در چاپ جديد صحيفه (تحقيق: محمد مهدى نجف، مشهد 1406 ص 66) آمده است. يك روايت در الامان وجمال آمده ومربوط به مبارك بودن سفر در روزهاى دوشنبه وپنجشنبه است. 524. + صحيح / أبو داود سليمان بن الاشعث الازدي السجستاني (م 275) طرائف 14 / 5، 67 / [ ند 18 ]، 72 / 18، 118 - 121 / [ ند 29 ]، 128 - 129 / 31، 153 / 37، 171 / [ ند 42 ]، 176 / 44، 536 / 167، 538 / 168، 542 / 170 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 149 - 152. ابن طاووس در مواردي به اين تأليف با عنوان ديگر آن " كتاب السنن " اشاره مى كند (طرائف 128 / 31، 153 / 37، 536 / 167) ويكبار (طرائف 542 / 170) با عبارت " في صحيحه من كتاب السنن " از آن ياد كرده است (مق‍: ابن البطريق العمدة صص 22، 36، 51، 65، 83، 111، 157، 202، 209، 213، 219 [ من صحيح ابى داود السجستاني وهو كتاب السنن ]). برخى از نقلها به توسط " الجمع بين الصحاح السته " عبدرى يا كتاب العمدة ابن بطريق نقل شده اند. 525. + صحيح / أبو عبد الله محمد بن اسماعيل البخاري (م 256) اقبال 100 / 624


. اربلى نيز (كشف 1 / 89 طبع دو جلدى) با عنوان " الرضويات " حديثى از آن نقل كرده است. م (*)

[ 510 ]

كشف المحجة 64، 67، 73، 76 - 78، 80 طرائف 14 / 5، 38 / 12، 51 - 52 / 14، 55 - 57 / 15، 67 / [ ند 18 ]، 112 / 27 - 28، 121 / [ ند 29 ]، 123 / 29، 160 - 161 / 40، 168 - 170 / 42 - 43، 179 / [ ند 45 ]، 227 - 228 / 60، 236 / 63، 240 / 64، 257 - 258 / 72، 263 / 73 - 74، 270 - 271 / 76، 274 / 77، 283 / 78، 294 / 83، 360 / 105، 422 - 423 / 128، 461 / 141، 541 - 542 / 169، 548 / 171 و 173. درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 115 - 134. نيز نك‍: (Sbath ص 15 ش 274) (در آنجا عنوان " الجامع الصحيح " آمده است.) ابن طاووس از اعتماد بزرگى كه سنيان به صحيحين داشته اند ونيز از ارزش مناظره أي فضائل امام على [ ع ] كه در اين دو صحيح آمده آگاه بوده است (مق‍: اليقين 203 / 520). بنا به دلايلي كه در ذيل - > كتاب العمدة آمده مى توان بدين نتيجه رسيد كه نقلهاى ذيل به توسط العمدة ابن بطريق نقل شده اند گرچه ابن طاووس به آن تصريح نمى كند: طرائف 51 - 52 / 14 = العمدة ص 63 ; طرائف 55 - 57 / 15 = العمدة صص 71 - 73 ; طرائف 67 / [ ند 18 ] = العمدة ص 102 ; طرائف 112 / 27 - 28 = العمدة ص 24 ; طرائف 160 - 161 / 40 = العمدة ص 24 ; طرائف 257 - 258 / 72 = العمدة صص 203 - 204. علاوه بر مواردي كه در اينجا آمده در طرائف از الصحيح " به توسط دو تأليف: " الجمع بين الصحيحين " و " الجمع بين الصحاح الستة " نقل شده است. 526. (*) + - صحيح / أبو الحسن على بن عمر الدار قطني (م 385) طرائف 154 / 38 مى توان فرض كرد كه مقصود وى كتاب السنن الدار قطني است (مق‍: السلامى، تاريخ علماء بغداد، در آنجا هم به " سنن " [ در صص 16، 45 ] وهم به " صحيح " [ در صص 205 - 206 ] أو ارجاع داده شده است. ولى حديث مورد اشاره (درباره ء وفات پيامبر [ ص ] در آغوش امام على [ ع ]) در چاپ 1966 مدينه سنن نيامده است.

[ 511 ]

527. + صحيح / مسلم بن الحجاج النيشابوري (م 261) اقبال 100 / 624، 670 / 458، 740 / 513 جمال الاسبوع 172 - 173 كشف المحجة 64، 67، 73، 76 - 78، 80 محاسبة النفس 19 / 9 طرائف 14 / 5، 44 - 45 / 13، 52 / 14، 56 - 57 / 15، 59 / 16، 73 / 18 - 19، 112 - 115 / 28، 121 / [ ند 29 ]، 123 / 29، 129 - 130 / 31، 147 / 35، 153 / 37، 160 / 39 - 40، 163 - 165 / 40 - 41، 168 - 171 / 42 - 43، 179 / [ ند 45 ]، 190 - 191 / 48، 203 / 53، 227 - 228 / 60، 236 / 63، 240 / 64، 245 / 67، 258 / 72، 262 - 263 / 73 - 74، 270 - 271 / 76، 274 / 77، 283 / 78، 289 / 81، 360 / 105، 364 / 106، 386 / 116 - 117، 422 - 423 / 128، 428 / 129، 432 / 130 - 465 - 466 / 142 - 143، 487 - 488 / 150 - 151، 492 / 152، 504 / 157، 528 / 164، 534 / 166، 543 - 544 / 170، 546 / 172. درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 136 - 143. نيز نك‍: (Sbath كه آنجا عنوان دوبار آمده يكبار به صورت " الجامع الصحيح " [ ص 15 ش 275 ] وبار ديگر " الصحيح " [ ص 32 ش 583 ]. بنا به دلايلي كه در ذيل - > كتاب العمدة نقل شده مى توان گفت كه نقلهاى زير از عمده ابن بطريق نقل شده گرچه ابن طاووس تصريح بدان نكرده است: طرائف 44 - 45 / 13 = العمدة ص 95 ; طرائف 52 / 14 = العمدة صص 63 - 64، طرائف 56 / [ ند 15 ] = العمدة ص 73، طرائف 59 / 16 = العمدة صص 73 - 74 ; طرائف 73 / 18 - 19 = العمدة 137 - 138 " عبارت در عمده چنين " في اول كراسة منه " آمده اما در عبارت پيش از اين درباره ء تعداد مجلدات كه ضمير " منه " به آن اشاره دارد سقط شده است ; اين سهو در طرائف 73 / 18 تكرار شده است.) ; طرائف 112 - 113 / [ ند 28 ] = العمدة ص 24 ; طرائف 114 - 115 / 28 = العمدة ص 34 ; طرائف

[ 512 ]

115 / 28 = العمدة ص 48 ; طرائف 129 - 130 / 31 = العمدة 95 ; طرائف 258 / 72 = العمدة ص 204 ; طرائف 263 / 74 = العمدة ص 200 ; طرائف 487 - 488 / 150 - 151 = العمدة ص 134 - 135. علاوه بر اين موارد ابن طاووس از صحيح مسلم بن توسط الجمع بين الصحيحين والجمع بين الصحاح الستة نقل مى كند. + - صحيح / أبو عبد الرحمن احمد (بن على) بن شعيب بن على النسائي (م 303) طرائف 14 / 5 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 167 - 169. ابن بطريق " كتاب صحيح النسائي " را كه عنوان ديگر سنن اوست، در منابع العمدة (ص 3) آورده وابن طاووس به نقل از وى از آن نقل كرده است (طرائف 14 / 5). نيز نك‍: - > ثواب القرآن وفضائله 528. + صحيح / أبو عيسى محمد بن عيسى الترمذي (م 279) طرائف 14 / 5، 460 / 141 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 154 - 150 [ م: قاعدتا بايد 160 باشد ]. نقلهاى ديگر (مث‍: طرائف 115 / 28، 153 / 37) به توسط " الجمع بين الصحاح الستة " مستقيما يا توسط العمدة از آن نقل شده است. 529. * * كتاب الصلاة / أبو محمد الحسين بن سعيد بن حماد الاهوازي (زنده در 300) فتح الابواب 237، 261 فلاح السائل 96 / 92، 124 / 117 المضايقة 32 - 33 / 341 - 343 از كتاب الصلاة، نجاشى (ص 58 ش 136 - 137) وطوسى (فهرست ص 87 ش 231) ياد كرده اند. از اين كتاب در نقلى كه از فتح الابواب در بحار 91 / 257 آمده اما در نسخه ء چاپى فتح نيامده، با عنوان " اصل " ياد شده است. در اين قطعه ابن طاووس

[ 513 ]

اظهار مى دارد از نسخه أي كه به خط شيخ طوسى بوده استفاده كرده است (بخط جدى ابى جعفر). اين عبارت چندان دقيق بنظر نمى آيد ; منظور ابن طاووس از چند جمله بعد روشن مى شود وقتى كه أو اظهار مى دارد كه نسخه ء مزبور در حيات مؤلف نوشته شده و مى افزايد كه يادداشتى به خط شيخ طوسى بر آن بوده كه وى آنرا خوانده است (فتح الابواب 261 ; مق‍: فتح الابواب 237). موارد نقل شده در فتح الابواب 237 و 261 = فلاح 127 / 117 مربوط به استخاره مى باشد. در فلاح 96 / 92، رسول خدا [ ص ] از فضيلت دعا در هنگام زوال سخن مى گويد. مورد المضايقة مشتمل بر رواياتي از امام صادق [ ع ] مربوط به قضاى نماز است. 530. * * - كتاب الصلاة / أبو جعفر محمد بن على بن محبو ب الاشعري القمى (اواخر قرن سوم) ذريعه 15 / 60 ش 415 محاسبة النفس 37 / 22 - 23 نجاشى (ص 349 ش 940) وطوسى (فهرست 176 ش 624) از اين كتاب ياد كرده اند. ابن طاووس اشاره به روايتي درباره ء فضيلت تكرار كلمات " يا رب " براى ده بار، دارد. 531. * * سنة (سنة ؟) الاربعين في سنة الاربعين / أبو الرضا فضل الله بن على بن عبد الله (يا: عبيدالله) الراوندي (زنده در 548) ذريعه 1 / 423 ش 2173 ; 12 / 233 ش 1527 اليقين 177 - 178 / 467 - 468، 199 / 511 درباره مؤلف نك‍: رياض 4 / 364 - 374 ; درجات صص 506 - 513 ; روضات 5 / 365 - 367 ; اعيان 42 / 296 - 304 ; الثقات صص 217 - 218. اين تأليف (با اين عنوان) در اجازه أي نيز كه به اعتقاد علامه مجلسي، محمد بن الحسن بن محمد بن

[ 514 ]

ابى الرضا العلوى البغدادي براى برادر زاده ء خود محمد بن جمال الدين احمد بن ابى المعالى العلوى (م رمضان 769) نوشته، ياد شده است (نك‍: بحار 107 ص 166). نيز نك‍: رياض 4 / 368 ; حقائق صص 177 - 178، 183 - 184. ازاين كتاب در جاى ديگر با عنوان " الاربعون " يا " الاربعون حديثا " ياد شده است. دو حديث از چهل حديث آن در اليقين آمده است. 532. * + السقيفة / أبو زيد عمر بن شبة بن عبيدة النميري (م 262) طرائف 238 - 239 / 64 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 345 - 346. نام مؤلف در طرائف 1 / طرائف 2 / طرائف * برگهاى 59 - پ، 60 - ر / طرائف * * برگهاى 75 - پ، 76 - پ، " عمر بن شيبه " آمده است. به گفته ء ابن طاووس اين كتاب مشتمل بر جزئيات ظلمهايى است كه در جريان انتخاب أبو بكر در سقيفه، بر بنى هاشم اعمال شده است. أو جزئياتي درباره ء نسخه ء بدست نمى دهد اما محتمل است كه آن تأليف مشتمل بر كتاب السقيفة عمر بن شبه به روايت أبو بكر احمد بن عبد العزيز الجوهرى (زنده در 322) باشد كه قطعاتي از آن در تعدادى از منابع شيعي باقى مانده است (نك‍: سزگين 1 / 322 ; نوابغ الرواة صص 28 - 29 ; مق‍: ذريعه 12 ص 206 ش 1364). دو قطعه از اين كتاب (كه سزگين بدان اشاره نكرده) در كشف الغمه اربلى (2 / 105 - 120) آمده است. اربلى مى گويد: كه أو نسخه ء روايت شده جوهرى را كه تاريخ ربيع الثاني 322 بر آن بوده استفاده كرده وآن كتاب بر جوهرى قرائت شده بود (قرئت عليه). 533. كتاب السرائر / أبو عبد الله محمد بن منصور بن احمد بن ادريس الحلى (م 598) ذريعه 12 / 155 ش 1041 فتح الابواب 242، 286، 289 - 291 درباره مؤلف نك‍: الثقات 290 - 291. عنوان كتاب در ذريعه " السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى " آمده است. نيز نك‍: مدرسي صص 46، 65، 225. در فتح الابواب 242 از

[ 515 ]

اين تأليف با عنوان " كتاب ابن ادريس " اشاره شده است. قطعات نقل شده از باب النوافل اخذ شده ومربوط به استخاره است (نك‍: ابن ادريس، السرائر صص 69) ; * ابن طاووس در فتح الابواب 291 - 293 مى كوشد تا روش هاي استخاره أي كه توسط ابن ادريس رد شده با ديدگاههاى موافق خود نسبت به اين روشها هماهنگ سازد. 534. * + كتاب سرقات الشعر (يا: الشعراء) (يا: مرقات / مرقاة الشعر) أبو عبيدالله محمد بن عمران بن موسى المرزبانى (م 384) طرائف 146 - 147 / 35 در طرائف 1، وطرائف 2، كنيه مؤلف " أبو عبد الله " آمده ودر طرائف 2، بجاى محمد " محمود " ياد شده است. عنوان كتاب در طرائف 1 " كتاب مرقاة الشعر " ودر طرائف 2 " كتاب سرقات الشعر " (ونيز در نقل مورد مذكور در بحار 37 / 179) آمده ; در صراط (1 / 8) وعاملي، اثبات 1 / 73 ايضا " كتاب سرقات الشعر " آمده است. در ترجمه فارسي طرائف (ص 64) " كتاب سرقات " (چنين بخوانيد بجاى سوقات) ذكر شده است. هيچكدام از اين عناوين در فهرست تأليفات مرزبانى ياد نشده است (مث‍: ياقوت، الادباء 18 / 269 - 272 ; مق‍: بروكلمان، ذيل 1 / 190 - 191 ; دائرة المعارف چ 2 مقاله " المرزبانى " [ از:. ] R. Sellheim بعيد نمى ماند كه مرزبانى درباره ء سرقت ادبى، كتابي تأليف كرده باشد زيرا اين موضوعي بوده كه قبل وبعد از وى بطور گسترده مورد بحث بوده است (نك‍: , G. E. von Grunebaum , " The Conceept of Plagiarism in Arabic Theory " , JNES ; 253 - 234 3 , 4491 , pp درباره ء برخى از تأليفات قرن سوم با عنوان " سرقات الشعراء " نك‍: سزگين 2 / 64). اما اين احتمال نيز وجود دارد كه نام كتاب " مرقاة الشعر " بوده باشد. اگر اين احتمال درست باشد مى تواند عنوان ديگرى براى " كتاب الشعر " (مفقود) مرزبانى باشد كه وى


. تحقيق جديد اين كتاب به همت دفتر انتشارات اسلامي (قم 1410) با عنوان " كتاب السرائر، الحاوى لتحرير الفتاوى " در سه جلد منتشر شده است. (*)

[ 516 ]

آنرا در آغاز " موشح " (تحقيق: على محمد البجاوى، قاهره 1965 ص 1) از آن ياد كرده است. ابن طاووس نقلى درباره ء رخداد غدير خم آورده كه مشتمل بر چهار بيت شعر (با قافيه " ياء ") از حسان بن ثابت است كه در غدير خوانده است. در ديگر منابع شيعي شش بيت نقل شده است ; همانطور كه در منبع زير آمده: , M. J. Kister , " On a New Edition of the Diwan of Hassan b. Thabit , " BSOAS. (280. 93 , 6791 , pp. 562 - 682 , at p اين ابيات در ديوان حسان بن ثابت (تحقيق: وليد عرفات، لندن 1972) نيامده است. Kister منابعي را نقل مى كند كه اين ابيات در آنها وجود دارد. قديمي ترين آنها " امالي " ابن بابويه (م 381) معاصر مرزبانى (ص 514) است. ابن طاووس مى گويد: تمام قصيده در خاتمه ء جزء چهارم تأليف المرزبانى نقل شده است. نقل مشابهى از اين تأليف (با عنوان مرقات الشعر) در امينى، الغدير 2 / 34 - 35 آمده اما روشن نيست كه آيا مستقيما از مرزبانى نقل كرده يا (همانطور كه احتمال بيشترى مى رود) از منابع دست دوم گرفته شده است. 535. - الشافي / أبو القاسم على بن الحسين بن موسى الشريف المرتضى (م 436) ذريعه 13 / 8 ش 17 طرائف 30 / 10 عنوان كتاب در ذريعه " الشافي في الامامة وابطال حجج العامة " آمده است. سيد مرتضى در اين تأليف مى كوشد تا مواضع قاضى عبد الجبار را در موضوع امامت رد كند. در طرائف از شافي در ميان كتابهايى كه داراى دلايلي دال بر حق امام على [ ع ] نسبت به خلافت است ياد شده است. طبرسي (اعلام 157 - 158) از اين كتاب به عنوان يكى از بهترين وجامع ترين كتابها درباره ء امامت ستايش مى كند. 536. * كتاب الشافي في النسب (يا: الانساب) / أبو الحسن نجم الدين على بن ابى

[ 517 ]

الغنائم محمد بن على العمرى النسابة (زنده در 443) ذريعه 13 / 9 ش 18 لهوف 22 - 23 / 26 - 27 فرج المهموم 125 - 126 مورد لهوف (كه در آنجا نام مؤلف " عمر النسابة " آمده) از بخش آخر شافي نقل شده است. در اين مورد، امام حسين [ ع ] از پدرش نقل مى كند كه به پيامبر [ ص ] أو فرمود تو و فرزندت حسين كشته خواهيد شد تربت شما نزديك يكديگر خواهد بود. موارد نقل شده در فرج المهموم شرح حال دو منجم: على بن ابى الحسن ابن الاعلم (م 375) و أبو الحسن المنجم علوى (گفته ء شده كه وى از اخلاف أبو الحسن النقيب معروف به ابا قيراط [ كذا في الاصل ] بن ابى عبد الله المحدث [ كه احتمالا همان أبو الحسن على بن محمد بن عبد الله يكى از اخلاف امام رضا [ ع ] است. كه در سامراء نقيب بوده ; نك‍: نجاشى ص 269 ش 703 ]) مى باشد. از اين تأليف در مناقب ابن شهر آشوب (2 / 106، 3 / 89) نيز نقل شده است. نيز نك‍ - > المبسوط في الانساب. 537. * + - كتاب الشاهى / أبو النصر منصور بن على بن عراق (م ميان 408 - 427). فرج المهموم 203 در فرج المهموم برگ 136 - ر، بجاى عراق، اشتباها " عراف " آمده است. اين شهريار خوارزمى يك منجم ورياضي دان مبرز واستاد البيرونى بوده است. نك‍: سزگين 5 / 338 - 341 ; 6 / 242 - 245. احتمالا كتاب الشاهى عنوان تلخيص شده " كتاب المجسطى الشاهى " مى باشد كه تنها يك قطعه از آن باقى مانده است (سزگين 6 / 244 ش 9 ;. (77. E. S. Kennedy , " A Survey of Islamic Astronomical Tables , " p. 531 , no * * شرح دعاء الجوشن / تقى الدين الحسن (بن على) بن داود (زندگى در نيمه ء دوم قرن هفتم)

[ 518 ]

مهج الدعوات 227 - 232 اين عبارت افزوده أي است كه بعد از وفات ابن طاووس توسط أبو طالب بن رجب (درباره ء أو نك‍: رياض 5 / 470) به نقل از كتاب دعايى كه از جد خودش تقى الدين (يعنى الحسن بن على بن داود الحلى [ متولد جمادى الثاني 647 وزنده در 707 ; نك‍: رياض 1 / 254 - 258 ; اعيان 22 / 335 - 350 ]) مؤلف كتاب معروف " رجال " (مق‍: الحقايق ص 43) اضافه شده است. در خبرى كه نقل شده رسول خدا [ ص ] به امام على [ ع ] فضائل دعاى جوشن را كه در احد به أو تعليم شد بيان مى كند. اين دعا به عنوان دعاء الجوشن الكبير نيز معروف است (براى فرق گذاشتن آن با دعاء الجوشن الصغيركه منسوب به امام كاظم [ ع ] مى باشد ; نك‍: مهج الدعوات 217 - 227). درباره ء شروح اين دو دعا نك‍: ذريعه 5 / 247 - 248 ش 897 - 900. در مهج الدعوات * اين روايت افزوده، پيش از مهج الدعوات آمده است ; بدين صورت كه در مهج 217 سطر 5 تا ص 227 سطر 8 = مهج الدعوات * برگ 125 - پ سطر 2 تا برگ 131 - ر سطر 4، ومهج 227 سطر 8 تا ص 232 سطر 12 = مهج الدعوات * برگ 122 - پ سطر 10 تا برگ 125 - پ سطر 2. اين افزوده در مهج * * ومهج * * * نيامده است. علامه مجلسي توجه به افزوده داشته وفرض أو بر اين بوده است كه أبو طالب شرح را در حاشيه نوشته بوده وبعدا كاتبى آنرادر متن گنجانده است (بحار 81 / 331 - 332، 94 / 327 ; ونيز نك‍: مستدرك 2 / 233 - 235). 538. * * + شرح كتاب المناقب / أبو الفتح ناصر بن ابى المكارم عبد السيد المطرزى الخوارزمي (م 610) طرائف 138 - 139 / 33 در طرائف 2، عنوان كتاب وآغاز نقل نيامده اند. از اين تأليف درضمن آثار مطرزى ياد نشده است. روايت نقل شده (در بر شمردن فضائل فراوان امام على [ ع ]) درسرآغاز كتاب أبو المؤيد خوارزمى (ص 2) آمده است ; وخوارزمي (كه استاد مطرزى بوده ; نك‍: ياقوت، الادباء 19 / 212) در اسناد مطرزى آمده است. " كتاب المناقب " كه مطرزى بر

[ 519 ]

آن شرح نوشته به احتمال از خوارزمى است. 539. * شرح النهاية / قطب الدين سعيد بن هبة الله الراوندي (م 573) ذريعه 14 / 110 ش 1930، 21 / 296 ش 5148 اقبال 246 / 15 اين كتاب كه با عنوان " شرح نهاية الاحكام " و " المغنى في شرح النهاية " نيز شناخته مى شود، در روضات (4 / 6، ذريعه 21) به عنوان يك شرح ده جلدى بر نهاية شيخ طوسى شناسانده شده است. نام مؤلف در اقبال هبة الله بن سعيد آمده است ; آقا بزرگ (ذريعه 14) اين نام را ناشى از اشتباه كاتب مى داند (نك‍: بحث ذيل - > فقه القرآن). مورد نقل شده از كتاب الصيام مى باشد. 540. * + شرح تأويل القرآن وتفسير معانيه / أبو مسلم محمد بن بحر الاصفهانى (م 322) ذريعه 5 / 44 ش 178 سعد السعود 20 / 229 - 231 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 42 - 43 ; اين تفسير معتزلي كه با عنوان " جامع التأويل، لمحكم التنزيل " نيز معروف است، وگفته ء مى شود كه مشتمل بر چهارده (يا بيست) جلد بوده است، تنها قطعاتي از آن باقى مانده است. مورد نقل شده از جلد يكم برگ 11 - ر (احتمالا از آغاز تفسير سوره بقره بوده است) ; در آغاز آن از حروف مقطعه " الم " ياد كرده وبه بحث درباره ء معناى " فواتح " مى پردازد. بخش مختصري از آن (با عبارات مختلف) در تبيان شيخ طوسى (1 / 48) ومجمع البيان طبرسي (1 / 70 - 71) آمده است. 541. * + كتاب الشريعة / أبو بكر محمد بن الحسين بن عبد الله الآجرى (م 360) طرائف 101 - 102 / 24 - 25 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 194 - 195. در مورد نقل شده، رسول خدا [ ص ] به عمار

[ 520 ]

ياسر دستور مى دهد تا در دوره فتنه أي كه پس از وفات وى به وجود خواهد آمد از امام على [ ع ] حمايت كند. همين حديث از كتاب الشريعة در كتاب العمدة ابن بطريق (ص 234) نقل شده ومؤلف آن در هر دو تأليف به عنوان شاگرد أبو بكر بن ابى داود السجستاني معرفى شده است. بنابراين چنين مى نمايد كه ابن طاووس اين حديث را بيشتر از آنكه مستقيم از آن كتاب نقل كرده است از عمده اخذ كرده باشد. اين قطعه در نسخه ء چاپى الشريعة (تحقيق محمد حامد الفقى، قاهره 1369) نيامده است. اين چاپ بر مبناى تنها نسخه أي است كه سقط هاي زيادي در آن صورت گرفته است (نك‍: مقدمه الفقى ص م [ = 13 ]). ممكن است كه اين قطعه در يكى از نسخه هاي باقى مانده ديگر اين كتاب نك‍: سزگين 1 / 195 ش 9) آمده باشد. 542. + كتاب شواهد التنزيل / الحاكم أبو القاسم عبيدالله بن عبد الله الحسكاني الحذاء (م بعد از 470) ذريعه 14 / 242 ش 2381 طرائف 35 / 11 عنوان كتاب در ذريعه (به تبع از معالم) شواهد التنزيل لقواعد التفصيل آمده است. در طرائف از نام مؤلف ياد نشده اما هويت أو را مى توان از بياضى، صراط 2 / 27 كه همان قطعه طرائف در آنجا نقل شده (احتمالا به توسط طرائف ; زيرا بياضى از شواهد مع الواسطة استفاده كرده ; نك‍: صراط 1 / 7 ش 79) بدست آورد. از مؤلف وعنوان كتاب در معالم (ص 78 ش 527) ورياض (3 / 256 - 257، 296 - 300) ياد شده است. نسخه هاي كتاب شواهد التنزيل در دست الفاضل الهندي (يعنى: محمد بن الحسن الاصفهانى م 1137 ; نك‍: روضات 7 / 111 - 118) وبرخى از اخلاف علامه مجلسي (رياض 3 / 297) قرار داشته است. اين كتاب را محمد باقر المحمودى (بيروت 1393) تحقيق وبه چاپ رسانده است. در اين چاپ از مؤلف با عنوان " عبيدالله بن عبد الله بن احمد الحاكم الحسكاني الحنفي النيشابوري من علماء المائة الخامسة " ياد شده است. قطعه نقل شده در طرائف درج 1 صص 206 - 207 شواهد آمده است.

[ 521 ]

بنا به آنچه درتراثنا 3 / 1، 1408 ص 228 ; 4 / 1، 1409 صص 55 - 56 آمده محمودي تحقيق جديد چهار جلدى از اين كتاب را به چاپ خواهد رساند كه با استفاده از يك نسخه ء جديد مى باشد. * 543. * كتاب الشفاء والجلاء / أبو العباس احمد بن على الرازي الخضيب الإيادى (زندگى در ميانه ء قرن چهارم) ذريعه 14 / 202 ش 2186 فلاح 179 - 182 / 165 - 168 كشف المحجة 53 طرائف 511 / [ ند 158 ] برخى مؤلف (كه درباره ء أو نك‍: نجاشى ص 97 ش 240 ; طوسى، فهرست ص 59 ش 91 ; نوابغ ص 34) را متهم به غلو كرده اند (مق‍: نجاشى). در طرائف 1، نام وى " محمد " آمده است ; اما نام درست وى (احمد) در طرائف * ياد شده ودر كشف از نام وى ياد نشده است. اين تأليف كه عنوان آن در نجاشى (واز آنجا ذريعه) " كتاب الشفاء والجلاء في الغيبة " (در طرائف * برگ 140 - پ بجاى " الجلاء " به اشتباه الخلاء آمده است) آمده، در كشف در ميان تأليفات متعددى كه درباره ء غيبت امام دوازدهم است ياد شده است. مورد فلاح بيان ملاقاتي است با امام كه در مكه در حج سال 293 رخ داده است. (داستان مشابهى مربوط به حج 281 در جمال الاسبوع 494 - 504، به توسط شيخ طوسى نقل شده است). مورد طرائف نشان مى دهد كه امام على [ ع ] از پيش، از خيانت أبو موسى اشعرى آگاهى داشته است. در مناقب ابن شهر آشوب (1 / 313 ; 3 / 128، 446، 461، 689 - 490، 526) از اين تأليف با عنوان " كتاب الجلاء والشفاء " (بدون ذكر نام مؤلف) ياد شده است.


. اين كتاب اخيرا در سه مجلد با تحقيق محمودي توسط سازمان چاپ وانتشارات ارشاد اسلامي به چاپ رسيده است. م (*)

[ 522 ]

علامه مجلسي (6 / 243 ; 11 / 226 - 229) دو روايت از اين كتاب توسط المحتضر حلى نقل كرده است ; اين مواد در نسخه ء چاپى المحتضر نيامده است. در رياض (6 / 49) از كتاب الشفاء والجلاء در فهرست تأليفات ناشناخته ياد شده است ; افندي به اشتباه مى گويد كه اين تأليفي سنى است أو اين اشتباه را با اشتباه ديگرى (از روى حدس) همراه مى سازد كه اين كتاب، همان تأليف " كتاب الشفاء " قاضى عياض (م 544) مى باشد. 544. + كتاب شفاء الصدور المهذب في تفسير القرآن / أبو بكر محمد بن حسن بن محمد بن زياد النقاش (م 351) اقبال 72 / 601 سعد السعود 285 - 286 طرائف 43 - 44 / [ ند 13 ] درباره مؤلف نك‍: بروكلمان، ذيل 1 / 334 ; سزگين 1 / 44 - 45. عنوان كتاب در طرائف * برگ 11 - پ " تفسير شفاء الصدور " واز طرائف در بحار 35 / 260: " النقاش في تفسيره شفاء الصدور " آمده ومتن نقل شده مربوط به معناى مباهله مى باشد (همانطور كه R. Strothmann در: " Die Mubahala in Tradition und Liturgie " , Der Islam , 33 , 8591 , pp 5 - 92 , at. 23. p نيز يادآور شده است. ظاهرا وى طرائف را در دست نداشته زيرا از بحار نقل مى كند.) مورد نقل شده در اقبال (از جزء چهل وپنجم) در تفسير آيه 1 سوره اسراء مى باشد. در موارد نقل شده در سعد (از جلد اول) ابن عباس اظهارمى دارد كه علم امام على [ ع ] از قرآن بسيار بيش از علم أو بدان است. اين تأليف (كه درباره ء نسخه هاي آن نك‍: سزگين) بايد در ميان مؤلفين شيعي رايج بوده باشد. ابن شهر آشوب در مناقب (مث‍: 1 / 310 - 311، 321، 345 ; 3 / 234 - 235) وشيخ عباس قمى در مفاتيح (نقل به معنى وبدون ياد از نام مؤلف) (صص 552

[ 523 ]

- 554) نيز از آن نقل كرده اند. 545. * * + كتاب الشهاب / أبو عبيد القاسم بن سلام (م 224) طرائف * برگ 127 - ر / طرائف * * برگ 163 - پ / [ ند طرائف 469 / 144 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 81 - 87. در طرائف * نام أو " أبو عبيدة " آمده است. نه اين عنوان در فهرست تأليفات أبو عبيد آمده (نك‍: مث‍: H. Gottschalk , " Abu Ubaid al - Qasim b. Sallam. Studie zur Geschichte der. (289 - 245. arabischen Biographie " , Der Islam , 32 , 6391 , pp ونه چنين كتابي بدو منسوب است (مق‍: بروكلمان 1 / 103). مورد نقل شده از بابى درباره ء كسانى كه در جاهليت دست آنها براى سرقت قطع شده بود، اخذ شده است ; الخطاب پدر عمر در ميان كسانى كه اين حكم درباره ء آنها اجراء شده ياد شده است. 546. + كتاب الشهاب / أبو عبد الله محمد بن سلامة القضاعى الشافعي (م 454) (ذريعه 14 / 247 ش 2414) الامان 40 / 53 سعد السعود 191 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 418 - 419، ذيل 1 / 584 - 585. عنوان كتاب در الامان * * برگ 15 - ر " كتاب حاشية الشهاب " آمده وحاجى خليفه (2 / 1067) آنرا " شهاب الاخبار في الحكم والامثال والآداب " ناميده ونيز بروكلمان 1 / 419، ذيل 1 / 584. در الامان از نام مؤلف ياد نشده است. اين تأليف مشتمل بر كلمات قصار رسول خدا [ ص ] بوده است. القضاعى دو تأليف با عناوين " كتاب الشهاب " (كه احتمالا تأليف مورد استفاده ابن طاووس است) و " مسند الشهاب " داشته است. نخستين آنها (كه با عنوان " شهاب الاخبار " نيز معروف است: مق‍: - > الفردوس) تنها مشتمل بر حكم رسول خدا [ ص ] (بدون ذكر سند) مى باشد. هر حديثى داراى يك كلمه رمزي است كه هميشه كلمه أي

[ 524 ]

است كه در خود حديث آمده است. احاديثي كه همان كلمه در آن تكرار شده باهمان رمز آورده واين كلمات رمزي به ترتيب حروف الفبا نيست. در مسند الشهاب، اسانيد افزوده شده اما تنظيم اصلى به همان صورت باقى مانده است. كتاب الشهاب و مسند الشهاب هر كدام چند بار چاپ شده اند. كتاب مسند الشهاب، اخيرا به توسط " حمدى عبد المجيد السلفي " (دردو جلد، بيروت 1405) به چاپ رسيده است. شكل كامل كلمه قصار " الرفيق قبل الطريق " (الامان 40 / 53) در السلفي 1 / 412 ش 709 آمده است (التمسوا الجار قبل الدار والرفيق قبل الطريق). ابن طاووس در سعد، كتاب الشهاب را به عنوان تأليفي از يك مؤلف سنى كه داراى سخنى درباره ء رجعت حضرت عيسى [ ع ] است توصيف مى كند. اين مطلب احتمالا اشاره به حديث نبوى است كه با اين كلمات پايان مى يابد:... ولا مهدى الا عيسى بن مريم (القضاعى تحقيق: السلفي 2 / 69 ; أبو الوفاء مصطفى المراغى، اللباب في شرح الشهاب، قاهره 1390 ص 157). كتاب الشهاب در ميان شيعه وسنى شيوع وشهرت يافت وشروح سنى وشيعي هر دو بر آن نگاشته شد (مق‍: مستدرك چ سنگى 3 / 367 - 368). يك شرح ناشناخته فارسي (شيعي ؟) كه در 690 تأليف شده وداراى عنوان فارسي " شرح فارسي شهاب الاخبار " مى باشد، توسط جلال الدين الحسينى الارموى محدث (تهران 1983) به چاپ رسيده است. فردوس ديلمى نيز داراى حكم نبوى است وديلمى خود را مديون قضاعى مى داند اما محتواى آن داراى نظم كاملا متفاوتي است زيرا فردوس به ترتيب الفباى اولين كلمه (البته نه حرف) متن است. تفاوتهاى ديگرى نيز در ميان اين دو تأليف وجود دارد: در فردوس برخلاف شهاب، نام صحابي كه آن حكمت را روايت كرده آمده (گرچه نه همه سند) ; به علاوه، آن داراى حكمتهاى زيادترى است (بيش از نه هزار در برابر هزار ودويست حكمت شهاب). أبو منصور شهردار بن شيرويه (م 558) سند را بطور كامل با حفظ ترتيب كلمات در " مسند الفردوس " آورده ; در اين كار أو از قضاعى در مسند الشهاب پيروى كرده است.

[ 525 ]

547. * كتاب صفين / أبو احمد عبد العزيز بن يحيى بن احمد الجلودى الازدي البصري (م 332) ذريعه 15 / 52 ش 337 مهج الدعوات 96 - 97 نجاشى (ص 240) از اين كتاب ياد كرده است. ابن طاووس دو دعا از امام على [ ع ] كه پيش از جنگ خوانده نقل مى كند. يكى از اين دعاها را كفعمي (ظاهرا به توسط ابن طاووس) نقل كرده است (الجنة صص 301 - 302 = الجنة * برگ 82 - ر = مهج الدعوات ص 96). 548. (+) كتاب سر انساب العلويين / أبو نصر سهل بن عبد الله بن داود البخاري النسابة (زنده در 341) ذريعه 12 / 166 ش 1107 اقبال 147 / 658 درباره مؤلف نك‍: اعيان 35 / 408 - 409 ; نوابغ 137. شيعه بودن وى روشن نيست (مق‍: رياض 4 / 234 - 235). آقا بزرگ اشتباه حاجى خليفه را در انتساب اين تأليف به شيخ ابن عنبه (م 828) ياد آورد شده است. از مؤلف در تاريخ بغداد (9 / 129) ياد شده است. متن كتاب در نجف درسال 1382 با عنوان " سر السلسلة العلوية " چاپ شده است. ابن طاووس قطعه أي درباره ء مادر داود بن الحسن بن الحسن بن على بن ابي طالب [ ع ] از آن نقل مى كند (= ص 18 در چاپ نجف). 549. + [ السر المكتوم ] / أبو عبد الله محمد بن محمد بن الحسين فخر الدين الرازي (م. ح. 606) فرج المهموم 204 درباره اين تأليف نك‍: بروكلمان 1 / 669. عنوان كتاب در فرج المهموم نيامده است ; بجاى آن ابن طاووس به " كتاب الملخص فيما ادعاه من الطلسمات والسحر والعزائم و

[ 526 ]

دعوة الكواكب " اشاره كرده است. محمد صالح الزركان در كتاب خود درباره ء رازى (فخر الدين الرازي وآراءه الكلامية والفلسفية، بيروت 1383 صص 133 - 134) دليل قانع كننده أي آورده كه ابن طاووس به كتاب " السر المكتوم " اشاره كرده است. كلمه " ملخص " در آغاز اين تأليف در چاپى كه الزركان بدان اشاره كرده (نه چاپ بى تاريخ قاهره) آمده است وحدس زركان اين است كه ابن طاووس تأليف رازى را ملخص ناميده زيرا نسخه أي كه در دست أو بوده فاقد عنوان بوده است. توصيف ابن طاووس از اين تأليف تقريبا همان عبارتي است كه از جمله آغازين كتاب السر المكتوم (چاپ قاهره (بى تا) ص 2) اخذ شده است. ابن طاووس خاطر نشان مى كند كه رازى اين كتاب را براى خوارزم شاه (يعنى علاء الدين تكش حكومت از 567 - 596) ; مق‍: 110 - 107. Bosworth , The Islamic Dynasties , Edinburgh , 7691. pp تأليف كرده است. اين جزئيات در چاپ قاهره " السر " كه تنها همين چاپ در دسترس من بوده نيامده است. (نسخه ء كتابخانه دانشگاه پرينستون [ 168 Garrett 339 ] L shelf number فاقد آغاز بوده وطبعا نمى توانست براى جملات آغازين مورد استفاده قرار گيرد.) حدس (Matar ص 416) مبنى بر اينكه تأليف مورد بحث " كتاب الملخص في الحكمة " رازى است نادرست مى باشد. ابن طاووس كه نسخه أي در حدود سى كراسه با خط رازى در اختيار داشته مى گويد: رازى در وقت وفات آنرا به صورت مسوده باقى گذاشته است. شايد ابن طاووس چنين مى انديشيده كه مسوده أي كه در دست أو بوده تنها نسخه ء از تأليف بوده و رازى نتوانسته از آن مبيضه أي آماده سازد. اين نظر را نمى توان به آسانى با اين حقيقت جمع كرد كه رازى در سه تأليف خود، خواننده را به السر المكتوم ارجاع مى دهد. (براى جزئيات بيشتر نك‍: الزركان ص 110). 550. * * كتاب الصيام (يا: الصوم) / أبو الحسن على بن الحسن بن على بن فضال (زندگى در اواخر قرن سوم) ذريعه 15 / 102 ش 679

[ 527 ]

اقبال 229 - 230 / 4، 244 - 246 / 13 - 14 و 15، 16، 305 / 65، 318 - 320 / 76 - 78، 325 / 82، 355 / 109، 359 / 112، 362 / 114 115، 414 / 184، 681 / 465. در اقبال عبارت " بن على " نيامده است. نام كامل وى در نجاشى (ص 257 ش 676) ياد شده است. حسن (م 224) پدر ابن فضال، از اصحاب امام رضا [ ع ] بوده است. بعضا در منابع، نام مؤلف با نام جدش على بن فضال خلط مى شود ; اين خلط از اين امر نشأت گرفته كه هر دو " فطحى مذهب " توصيف شده اند. اين نسبت به جد أو مربوط است زيرا بعد از وفات امام صادق [ ع ] أو امامت " عبد الله الافطح " فرزند امام صادق [ ع ] را مورد حمايت قرار داد. دادن نسبت به نواده أو يا خطاست يا نشانگر آنست كه پس از وفات امام عسكري [ ع ] (كه از اصحاب آن حضرت بوده ; نك‍: طوسى، رجال ص 433 ش 12) أو امامت جعفر فرزند امام هادى * [ ع ] را تأييد كرد. اتباع جعفر را نيز فطحى مى خوانده اند (مق‍: طوسى، الغيبة ص 135) ; بطور كلى نك‍: تنقيح ش 2570، 8226. 551. * * ؟ كتاب الصيام / ناشناخته الدروع * برگ 7 - ر، پ مورد نقل شده (كه به نقل از دروع، دربحار 97 / 104 - 105 آمده) شيوه هاي روزه گرفتن انبياء سلف را بيان مى كند. 552. * * ؟ كتاب الصيام والقيام / أبو نعيم (زندگى اوائل قرن ششم ؟) اقبال 435 / 207 در مورد نقل شده آمده است كه رسول اكرم [ ص ] درشب 23 رمضان آب بر صورت اهل بيت خود پاشيد. افندي با ملاحظة كتاب الصيام والقيام در اقبال، مى گويد: ابن طاووس نام مؤلف را أبو نعيم ياد كرده وحدس أو بر اين است (رياض 5 / 524) كه أو همان رضى الدين أبو النعيم بن محمد بن محمد القاشانى (يا: القاسانى) است كه


. در متن امام عسكري آمده كه آشكارا خطاست. (*)

[ 528 ]

منتجب الدين (ص 194 ش 520) از أو ياد كرده است. 553. * * + كتاب سير الفاطمي الذى ملك طبرستان الحسن بن على المعروف بالناصر للحق / اسفنديار بن مهرنوش النيشابوري (زندگى در اوائل قرن پنجم ؟) فرج المهموم 175 - 176 ظاهرا از اين كتاب كه زندگى نامه امام زيدي منطقه درياى خزر أبو محمد الحسن بن على الناصر للحق الاطروش (م 304) است در جاى ديگرى ياد نشده است. مؤلف (كه نام أو در فرج المهموم * برگ 117 - ر اسفنديار بن شهرنوش آمده) آنچنانكه در مقدمه تأليف خود كه در فرج المهموم ص 176 آمده مى گويد زيدي بوده است. أو بلا واسطه (؟) از أبو الحسن آملى (كه أو احتمالا همان أبو الحسن على بن ابى طالب بن القاسم الآملي المستعين بالله [ زنده در 420 ] است ; مق‍: " , Madelung , " Zu einigen Werken des Imams Abu Talib an - Natiq bi l - Haqq (10. Der Islam , 36 , 6891 , p نقل مى كند ; أو همچنين بلا واسطه از أبو الحسن الزاهد الخطيب زندگى نامه نويس ناصر كه متقدم بر امام طبرستان الناطق بالحق أبو طالب يحيى بن الحسين البطحانى (م. ح. 425) (مق‍: 57.) Madelung , Qasim , p. 261 , n نبوده نقل مى كند. شايد بتوان در عنوان تأليف بجاى " سير " " سيرت " گذاشت (چون درباره يك شخص است). ابن طاووس مى گويد از اين تأليف دو نسخه ء يكى قديم وديگرى جديد دارد. موادى كه از مهارت ناصر در علوم مختلف ستايش مى كند در Madelung , Zaydi Imams نيامده است (گرچه در آنجا تأكيد بر دانش أو شده است مث‍: صص 211، 213). مطلب نقل شده در فرج المهموم غير از مطالبي است كه درباره ء ناصر للحق (= ناصر كبير) در صص 199 - 204 ترجمه ء تلخيص شده E. G. Browne از تاريخ طبرستان ابن اسفنديار (ليدن ولندن 1905) آمده است. 554. + سنن / أبو عبد الله محمد بن يزيد ابن ماجه (م 273)

[ 529 ]

طرائف 180 / [ ند 45 ]، 536 / 167، 543 / 170 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 147 - 148. ابن طاووس از نسخه أي كه در حيات مؤلف كتابت شده وداراى اجازه مورخه شعبان 300 بوده استفاده كرده است. هفت روايت درباره ء مهدى [ ع ] كه در طرائف 1 ص 180 آمده " باب خروج المهدى " كتاب الفتن (سنن ابن ماجه قاهره 3 - 1372 ج 2 صص 8 - 1366 ش 8 - 4082) راتشكيل مى دهد. روايت مورد اشاره در طرائف 536 / 167 در آغازكتاب الاذان آمده است (ابن ماجه 1 / 232 ش 706) ومورد نقل شده در طرائف 543 / 170، از كتاب اقامة الصلاة (ابن ماجه 1 / 457 ش 1423) اخذ شده است. 555. * * + سنن ادريس / روايت شده (؟) ابراهيم بن هلال بن ابراهيم الصابى (م 384) سعد السعود، 6، 39 - 40 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 1 مقاله " الصابى " [ از:. ] F. Krenkow ابن طاووس از نسخه أي كه مشتمل بر چهار كراسه ودر قطع " ثمن " بوده واو آنرا در " وقف المشهد المسمى بالطاهر " در كوفه (همچنين در نقل بحار 11 / 283) يافته استفاده كرده. وبه احتمال نسخه أي از روى آن براى خود تهيه كرده است. نسخه ء وقف به خط شخصي با نام عيسى بود كه آنرا از سرياني ترجمه ء كرده بود ; متن اصلى از ابراهيم بن هلال الصابى روايت شده (يا: نقل شده بود ؟) (عن). ابن طاووس پنج قطعه از آن نقل كرده است (كراسه دوم برگ 1 - پ، 3 - ر، كراسه سوم 2 - پ، 5 - پ، كراسه چهارم برگ 1 - پ). قطعه چهارم به نقل از سعد در مستدرك 4 / 113 - 114 آمده اما در آنجا عنوان تأليف " صحف ادريس " ياد شده است. آغاز نقل سوم وچهارم در ابن فهد، عده ص 134 آمده است. موارد نقل شده از نوع موعظه مى باشد كه از مخاطبين مى خواهد تا از خدا بترسند، أو را بخوانند وخود را قبل از روزه گرفتن تزكيه كرده ودر نماز به اطراف خود توجهي نكرده وعلاوة بر نمازهاى واجب به نوافل نيز بپردازند. در آنجا از سه نماز واجب ياد شده: نماز صبح (هشت سوره)، نماز ظهر (پنج سوره) ونماز مغرب (پنج سوره). اين تأليف بر خلاف " صحائف ادريس " (نك‍: فهرست زير مورد) به نظر مى رسد

[ 530 ]

كه ريشه صابئ داشته باشد، گرچه هنوز نياز بررسى دقيقي دارد (از اين تأليف در:. D. A. 1856 , Chwolsohn , Dir Ssabier und der Ssabismus , St. Perersburg ياد نشده است). (+) صور الكواكب الثابته / أبو الحسين عبد الرحمن بن عمر الصوفى (م 376) ذريعه 15 / 97 ش 636 فرج المهموم 64، 68 - 69 درباره مؤلف (كه عالم نجومى شناخته شده أي بوده) نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عبد الرحمن بن عمر الصوفي " [ از: ; ] S. M. Stern سزگين 5 / 309 - 310، 6 / 212 - 215، 7 / 168 - 169. توصيف اواز ستاره هاي ثابت معروفترين تأليف أو به شمار مى آيد چندين نسخه ء از اين كتاب باقى مانده ودر سال 1954 در حيدر آباد به چاپ رسيده است (نك‍: سزگين 6 / 214 - 215 براى جزئيات). بنا به گفته آقا بزرگ، ابن طاووس در فرج المهموم از اين كتاب نقل كرده (نيز مق‍: آل ياسين ص 291) ; اما اين نقل به توسط كنز الفوائد كراجكى است (فرج المهموم ص 64: وقد بينه في الجزء الاول من كتابه المعمول في الصور ; فرج المهموم ص 68: والصوفى يقول في كتاب الصور ; نك‍: الكراجكى، كنز 2 / 228، 231). به گفته ابن طاووس (فرج المهموم ص 145) أبو الحسين الصوفى علم نجوم را به عضد الدولة تعليم داده است. نيز مق‍: فرج المهموم ص 198). 556. + كتاب الطبقات الكبير / أبو عبد الله محمد بن سعد البصري الزهري كاتب الواقدي (م 230) فلاح السائل 75 / 72 لهوف 12 - 13 / 14 - 15 طرائف 215 - 217 / [ ند 56 ]، 275 / 77 [ به اشتباه 78 چاپ شده ]، 290 / 81

[ 531 ]

درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 300 - 301. در ابتداى مورد لهوف عبارت " قال ابن عباس في الطبقات " آمده ; ونام مؤلف نيز ياد نشده است. به احتمال زياد اين اشاره به تأليف ابن سعد مى باشد: مورد نقل شده عبارت تلخيص شده (با همان اسناد) ابن سعد / تراثنا صص 128 - 131 مى باشد. همين روايت توسط ابن سعد در سبط بن الجوزى، التذكرة صص 232 - 233 آمده است. موارد نقل شده در طرائف عمدتا بر گرايش دنيا گرايانه انس مى باشد. مورد فلاح (از جزء هفتم) اشاره به روايتي است كه أبو سفيان بن حارث [ برادر رضاعي رسول اكرم [ ص ] ] سه روز پيش از وفات خود، قبرش را آماده كرد (= ابن سعد 4 / 53). 557. * تعبير (يا: تفسير) الرؤيا / أبو جعفر محمد بن يعقوب الكليني (م 329) ذريعه 4 / 208 ش 1042 مهج الدعوات 333 فرج المهموم 87 به اين كتاب در نجاشى (ص 377 ش 1026) ودر معالم (ص 99 ش 666) و مهج الدعوات ونقل بحار 58 / 242 از فرج المهموم با عنوان " تعبير الرؤيا " اشاره شده است. در طوسى (فهرست، ص 165 ش 603) ودر فرج المهموم عنوان آن تفسير الرؤيا ثبت شده است. در مورد مهج امام كاظم [ ع ] در خواب بر فرزندش امام رضا [ ع ] ظاهر شده ودعايى به أو تعليم مى دهد. در مورد فرج المهموم، امام صادق [ ع ] اظهار مى دارند كه برخى از منجمان بدرستى وبرخى به نادرستى پيشگويى مى كنند. نقلى از تعبير الرؤيا در كشكول بهاء الدين عاملي (معروف به شيخ بهائي [ م 1030 يا 1031 ] آمده است وبه احتمال نشان آنست كه كتاب تا زمان وى باقى بوده است ; نك‍: 136.. Bosworth , Baha al Din al - Amili , p. 44 , n درباره ادبيات تعبير رؤيا نك‍: M. J. Kister , " The Interpretation of Dreams: an Unknown Manuscript of Ibn. 103 - 67. Qutayba ' s " Ibatar al - Ruya , " IOS , 4 , 4791 , pp

[ 532 ]

558. + كتاب (يا: رسالة) في تدبير سفر الحج / قسطا بن لوقا البعلبكي (م اوايل قرن چهارم) الامان 153 - 181 / 165 - 198 درباره مؤلف كه يك طبيب مسيحي ومترجم بوده نك‍: سزگين 3 / 270 - 274. عنوان كتاب در الامان " كتاب قسطا بن لوقا اليونانى إلى ابى محمد الحسن بن مخلد فيما عمله في تدبير بدنه في سفره إلى الحج " آمده است. ابن طاووس به اين تأليف با عنوان " كتاب صنفه قسطا بن لوقا لابي محمد الحسن بن مخلد في تدبير الابدان في السفر للسلامة من المرض والخطر " اشاره مى كند. عبارت " الابدان " در الامان ونيز در نسخه ء الامان كه ملاحظة شد (الامان * برگ 110 - پ، الامان * * برگ 60 - ر، الامان * * * برگ 117 - ر) آمده است. همانطور كه بروكلمان 1 / 222، وسزگين 3 / 271 ش 10 (زير عنوان " رسالة في تدبير الابدان في السفر ") خاطر نشان كرده اند تمام تأليف در الامان محفوظ مانده است. يك چاپ محقق (با شرح متن، فهرست لغات وديگر فهارس همراه با ترجمه ء انگليسى) كه بر اساس الامان 1 وسه نسخه ء تهيه شده در دسترس قرار دارد. نك‍: G Bos , The Treatise of Qusta ibn Luqa on the Regimen during the Pilgrimage to (همراه با جزئيات درباره ء زندگى مؤلف در صص 2 - 3). 1989 , Mecca , Amsterdam 559. * + التذييل / أبو الفرج صدقة بن الحسين بن الحسن ابن الحداد الحنبلى (م 573) فرج المهموم 185 - 186 درباره مؤلف نك‍: ابن رجب، ذيل 1 / 339 - 342 ; , 83. Rosenthal Historiography , p ; 2. n وارجاعات همانجا. در فرج المهموم وفرج المهموم * (برگ 123 - پ) نام أو صدقه بن الحسن ياد شده است. تذييل عنوان جانشين " التاريخ (المرتب) على السنين " است كه ذيل تاريخ على بن عبيدالله بن النصر ابن الزاغوانى الحنبلى، شيخ ابن الحداد است كه از سال وفات استاد (527) آغاز شده وتا اندكى قبل از وفات ابن الحداد را دربر مى گيرد (مق‍: 5. Rosenthal , Historiography , p. 28 , n وارجاعات همانجا). مورد نقل شده از جلد پنجم از وقايع سال 548 اخذ شده است ; براى قطعه ديگر اين تأليف و

[ 533 ]

جزء متعلق به سال 554 نك‍: ابن خلكان 6 / 253. آخرين مؤلفي كه به نوشته Rosenthal از اين تأليف نقل كرده ذهبي (م 748) مى باشد. ابن الحداد تلخيص از تاريخ بغداد خطيب نيز نوشته است كه ابن طاووس به توسط " مجموع " ورام از آن نقل مى كند (نك‍: فهرست زير مورد ; مق‍: اليقين 19 / 150، 184 / 479). 560. * * تفسير / محمد بن على بن الحسين الباقر [ ع ] (م. ح. 117) (منسوب) سعد السعود 12، 121 - 123 درباره ء امام باقر [ ع ] امام پنجم شيعيان امامية نك‍: سزگين 1 / 528. در موارد نقل شده (به توسط سعد) در بحار (13 / 45 - 46، 277 ; 18 / 268 - 269 ; 23 / 283 ; 24 / 33) به اين تأليف با عنوان " تفسير منسوب إلى (ابى جعفر) الباقر " اشاره شده است. ابن طاووس نسخه ء آنرا با عبارت " قالب الثمن العتيق " توصيف كرده واز جزء 1 - 5 آن نقل مى كند. آياتى كه آمده عبارت است از: 67 / بقره ; 58 / نساء ; 119 / توبه (همراه آيه 23 / احزاب) وآيه 90 / نحل. علاوه بر آن داستان عصايى كه حضرت آدم [ ع ] از بهشت آورده وبعد عصاي موسى شد، از آن نقل شده است. اين داستان كه در منابع غير شيعي نيز آمده (مق‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " عصا " [ از: ] A. Jeffery ممكن است كه از تفسير آيات 18 - 19 / طه اخذ شده باشد. تنها تفسير شناخته شده امام باقر [ ع ] همان است كه أبو الجارود روايت كرده نك‍: سزگين 1 / 528 ; دائرة المعارف ايرانيكا مقاله " أبو الجارود " [ از: ] W. Madelung و بخشهايى از آن در تفسير على بن ابراهيم قمى درج شده است (تفسير القمى كه در دست ماست تأليفي است مركب از تفسير أبو الجارود وقمى). تنها برخى از مواد نقل شده از ابن طاووس در تفسير القمى آمده است. يك ارزيابى موقت مى تواند اين باشد كه اين مواد مشتمل بر نقلهايى از روايت أبو الجارود است كه در تفسير القمى نيامده يا از تفسير متفاوتي منسوب به امام باقر [ ع ] بوده كه در جايى ثبت نشده است. *


. درباره ء اين تفسير نك‍: ذريعه 4 / 251 ش 1202 ; ص 302 - 309. با مقايسه نقلهاى ابن (*)

[ 534 ]

561. * + تفسير / يحيى بن زياد الفراء (م 207) ذريعه 4 / 298 ش 1308 ; 21 / 206 ش 4635 سعد السعود 22 - 23، 260 - 270 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 123 - 125. خطيب بغدادي دو تحرير اين تأليف را بر شمرده ; الف: از محمد بن الهجم السمرى (م 277) كه به املاى فراء آنرا نگاشته است (مق‍: تاريخ بغداد 2 / 161) ; اين تحريري است كه به چاپ رسيده است (ج 1 تحقيق: احمد يوسف النجاتى ومحمد على النجار، قاهره 1955 تجديد 1980 ; ج 2 تحقيق: النجار، قاهره 1966 ; ج 3 تحقيق: عبد الفتاح اسماعيلي شلبى وعلى النجدي ناصف، قاهره 1972) ; ب: تحرير سلمة بن عاصم شاگرد فراء ; به گفته خطيب بغدادي بعد از آنى كه فراء مجلس املاء را تمام كرده وشاگردان مى رفتند، سلمه موادى را كه نوشته بود بر فراء قرائت مى كرد وفراء در آن تغييراتي مى داد. به گفته خطيب اين امر سبب اختلاف ميان دو تحرير مى باشد (تاريخ بغداد 14 / 152 - 153). ابن طاووس دو نسخه ء يك جلدى از تأليف فراء را در دست داشته ; نسخه ء اول مشتمل بر هفت جزء بوده از جزء دهم الى شانزدهم. وموارد نقل شده نشان مى دهد كه تقريبا مشتمل بر نيمه ء دوم تأليف فراء بوده است. نسخه ء دوم كه داراى اجازه أي با تاريخ 409 بوده مشتمل بر هفت جزء بوده ; ازجزء اول تا هفت وآنچه از نقلها بدست مى آيد اين كه نسخه ء مزبور مشتمل بر تمام كتاب فراءبوده است. از آگاهيهايى كه ابن طاووس بدست مى دهد، نسخه ء اول أو با تحرير محمد بن الجهم (در سعد 265 بجاى " أبو الجهم " ابن الجهم " بخوانيد) بوده ونسخه ء دوم تحرير سلمه (به اشتباه در نسخه ء چاپى " مسلمه " آمده) بن عاصم بوده است. مقابله نقلها از نسخه ء دوم با نسخه ء چاپى " معاني " تنها يك تفاوت مهم را در تفسير آيه 11 / سجده نشان مى دهد كه قابل ملاحظة است. در اين آيه كلمات " اتينا طائعين " آمده. فراء (در نسخه ء چاپى) قرائت مذكور را اختيار كرده است ; در برابر از شرح أو در تحرير سلمه بن عاصم


طاووس با آنچه در مجمع وتبيان از أبو الجارود يا از امام باقر [ ع ] بدون اشاره به أبو الجارود آمده مى توان به نتايج بهترى رسيد. م (*)

[ 535 ]

(بطورى كه در سعد 263 نقل شده) بدست مى آيد كه أو قرائت شاذ " اتينا طائعين " را اختيار كرده است. اين بايد بررسى شود كه آيا تحرير سلمه در ميان نسخه هاي برجاى مانده معاني وجود دارد يا نه، اگر نمانده نقلهاى ابن طاووس تنها نقلهاى باقيمانده از آن تحرير است. نقلهاى ذيل از نسخه ء اول عبارتند از: سعد 265 - 266 (جزء دهم [ كه ابن طاووس با عنوان " بخش اول مجلد " بدان اشاره كرده ] برگ 3 - ر) = معاني 2 / 183 - 184 (آيه 63 / طه) ; سعد 266 (جزء يازدهم برگ 5 - ر از سطر 4) = معاني 2 / 238 (آيه 61 / مؤمنون) ; سعد 267 (جزء 12 برگ 1 - ر از سطر 10) = معاني 2 / 300 - 301 (87 / نمل) ; سعد 267 - 268 (جزء سيزدهم برگ 3 - پ) = معاني 2 / 335 (آيه 6 / احزاب) ; سعد 268 (جزء چهاردهم برگ 1 - ر) = معاني 2 / 393 (آيه 147 / صافات) ; سعد 269 (جزء پانزدهم برگ 1 - ر) = معاني 3 / 44 (آيات 54، 56 / دخان) ; سعد 269 (جزء شانزدهم برگ 1 - ر) = معاني 3 / 122 (آيه 18 / واقعه)، سعد 270 (آخرين نقل [ واحتمالا از همان جزء شانزدهم ; گرچه بدان تصريح نشده ]، آيه 1 / جن، سطر 8 از آغاز تفسير همان آيه) = معاني 3 / 190. اين نقلها ازهر دو نسخه ء همراه با توضيحات ابن طاووس مى باشد. موارد ذيل از نسخه ء دوم اخذ شده است: سعد 260 (جزء اول برگ 5 - پ) = معاني 1 / 36 (آيه 50 / بقره) ; سعد 261 (جزء دوم كراسه دوم برگ 2 - ر) = معاني 1 / 190 (آيه 7 / آل عمران) ; سعد 262 (جزء سوم كراسه دوم برگ 3 [ از رو وپشت ياد نشده ]) = معاني 1 / 367 (آيه 160 / انعام) ; سعد 262 (جزء چهارم برگ 1 - ر از سطر 14) = معاني 2 / 112 (آيه 81 / نحل) ; سعد 263 (جزء پنجم برگ 1 - پ از سطر 10) = معاني 2 / 231 (آيات 5 - 6 / مؤمنون) ; سعد 263 (جزء ششم برگ 1 - پ از سطر 16 آيه (11 / سجده ; متن در معاني 3 / 13 با اين مورد متفاوت است ; مق‍: بحث فوق) ; سعد 264 (جزء هفتم برگ 1 - پ از سطر 16) = معاني 3 / 183 - 184 (آيه 16 / دهر). ابن طاووس در هيچ مورد به اين تأليف با عنوان " معاني القرآن " اشاره نكرده و

[ 536 ]

بجاى آن از " كتاب الفراء " يا (چنانكه در سعد 267) يا " تفسير الفراء " سخن مى گويد. اما چنانچه از بحث فوق روشن است همه عناوين اشاره به همان تأليف دارد. ابن شهر آشوب نيز به تفسير فراء اشاره كرده وآنرا در بين منابع مناقب (1 / 13) ياد مى كند. آقا بزرگ (ذريعه 4 / 298 ش 1308) اظهار مى دارد كه استفاده ابن شهر آشوب از كلمه ء " تفسير " براى كتاب فراء نشانگر آنست كه مقصود وى از تفسيرى غير از معاني القرآن است. احتمالا اين اظهار نادرست است ; اين واقعيت كه ابن طاووس به معاني با عنوان " تفسير " اشاره مى كند نشانه آنست كه ابن شهر آشوب نيز در وضعيت مشابهى بوده است. * تفسير / فرات بن ابراهيم بن فرات الكوفى (زندگى در نيمه ء دوم قرن سوم ذريعه 4 / 298 ش 1309 اليقين درباره مؤلف وتفسير قرآن وى نك‍: سزگين 1 / 539 ; Bar - Asher صص 37 - 39 ; مقدمه محمد الكاظم بر تحقيق تفسير الفرات (تهران 1410) (من براى توجه به اين چاپ مديون دكتر Bar - Asher هستم). محمد على الغروى الاردوبادى در مقدمه خود بر چاپ نجف 1354 تفسير الفرات مى گويد: ابن طاووس در اليقين از آن بهره گرفته اما در اليقين چاپى از آن ياد نشده ; به گفته محمد الكاظم (مقدمه ص 13) روشن نيست كه هيچ مؤلفي پيش از مجلسي (دربحار) از اين تفسير نقل كرده باشد به استثناى الحسكاني در شواهد التنزيل. 562. * + تفسير / عبد الملك بن عبد العزيز ابن جريج (م 150) سعد 19، 221 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 91. سزگين از دو تحرير اين تفسير ياد مى كند كه قطعاتي از آن در تفاسير طبري وثعلبي باقى مانده اند. ابن طاووس يك نسخه ء عالى (نسخه ء جيدة)


. ظاهرا اظهار نظر قطعي درباره ء نظر آقابزرگ تا تطبيق نقلهاى ابن شهر آشوب با معاني القرآن چاپ شده باقى مى ماند. م (*)

[ 537 ]

از آن داشته كه از آن تفسير آيه 39 سوره آل عمران را از كراسه چهارم برگ 2 - پ نقل مى كند. اين قطعه در تفسير طبري (الجامع 3 / 253) نيز آمده، با اين تفاوت كه در طبري، ابن جريج مستقيما از ابن عباس نقل كرده در حالى كه در سعد، از ابن عباس به توسط مجاهد نقل مى كند. 563. * + تفسير / أبو على محمد بن عبد الوهاب الجبائى (م 303) سعد 14 - 16، 142 - 183 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 621 - 622. درباره اين تأليف نك‍: , D. Gimaret 285 - 248. " Materiaux , " pp اين را كه تفسير جبائى، تأليف پر حجمى بوده، الملطى ابراز كرده وگفته است كه بيش از يكصد جزء بوده است (كتاب التنبيه تحقيق: S. Dedering استانبول 1936 ص 32). ابن طاووس نسخه ء ده جلدى از اين تفسير را كه در حيات جبائى يا اندكى بعد ازآن كتابت شده دراختيار داشته است (سعد 142، 183). ابن طاووس غالبا عين متن را نقل كرده اما در دو مورد (سعد 156، 180) نقل به معنى كرده با اين توضيح " لاجل طول لفظه ". تنها بخشى از مواد نقل شده در سعد، مشتمل بر نقل از تفسير است بقيه مطالب نقد ابن طاووس از مطالب جبائى است كه وى را مخالف سرسخت بنى هاشم توصيف كرده ومى گويد " به نظر مى رسد چون أو شخصا نتوانست بنى اميه را با شمشير خود حمايت كند با قلم وزبان با بنى هاشم جنگيده است " (سعد 143). خرده گيرى هاي ديگر ابن طاووس از جبائى عبارتند از: آگاهى ناقص وى از عربي (اتهامى كه اشعرى نيز پيش از وى داشته ; * مق‍: ابن عساكر، تبيين ص 138) جهالت از معاني درست قرآن، تفسير به رأى ومسكوت گذاشتن حقائق روشن


. عين عبارت عربي ابن عساكر از قول اشعرى چنين است: ورأيت الجبائى الف في تفسير القرآن كتابا اوله على خلاف ما انزل الله عزوجل وعلى لغة قريته المعروفة بجبا وليس من اهل اللسان الذى نزل به القرآن وما روى في كتابه حرفا واحدا عن احد من المفسرين. بر خلاف آنچه آقاى صادقي در مقاله " زبان تفسير أبو على جبائى چه بوده " هفتاد مقاله ج 2 ص 556 بيان كرده از اين عبارت بدست نمى آيد كه اشعرى مى خواسته زبان تفسير را فارسي بداند بلكه تنها اشاره به زبان عربي [ محلى ] جبائى است همانطور كه مؤلف نيز در متن بدان توجه داشته است. م (*)

[ 538 ]

(سعد 143، 171، 183). بيشتر نك‍: ". Kohlberg , " Polemic سزگين به موارد نقل شده در سعد توجهي نكرده است وهمينطور: , The Tafsir of Abu Ali al - Jubba i: First Steps Toward a Reconstruction , with Texts Translation , Biographical Introduction and Analytical Essay , Ph. D. Dissertation . 1982 , University of Washington سزگين حدس مى زند كه قطعاتي از تفسير جبائى در بخش باقى مانده تفسير ابن فورك (م 406) آمده باشد (مق‍: سزگين 1 / 611، 622) ; اما بررسى نسخه ء فيض الله 50 (كه مشتمل بر تفسير سوره مؤمنون تا آخر قرآن از تفسير ابن فورك است) چنين قطعاتي را نشان نداده است (پروفسور Gimaret در يك تماس شخص اين مطلب را اظهار كرد). قطعات ديگر (كه سزگين و Gwynne متوجه آن نيز نشده اند) در تبيان طوسى تفسير الحاكم الجشمى وجود دارد. * پروفسور مزبور مشغول بازسازى تفسير جبائى مى باشد. * * 564. + تفسير / محمد بن السائب الكلبى (م 146) ذريعه 4 / 311 ش 1318 سعد 17 - 19، 207، 209 - 216، 218 - 221 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الكلبى " [ از: ; ] W. Atallah سزگين 1 / 34 - 35 (در آنجا از نسخه هاي متعدد تفسير أو ياد شده است) درباره ء كلبى چنين شهرت دارد كه تمايلات شيعي داشته است (نك‍:. (47 - 46. J. van Ess , Ungenutzte Texte Zur Karramiya , pp ابن طاووس به سه مجلدى كه در دست داشته اشاره مى كند ; الف: اجزاء يازدهم تا


. نك‍: عدنان زرزور، الحاكم الجمشى ومنهجه في تفسير القرآن (بيروت 1391) ص 161. * *. به نوشته دكتر على اشرف صادقي تفسير جبائى در دست أبو الفتوح رازى بوده است. پاره أي از نقلهاى أبو الفتوح از جبائى را آقاى جواد سلماسى زاده در مقاله أي در مجله دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تربيت معلم شماره 6 ص 86 - 91 (1358) نقل كرده است. درباره ء اطلاعات نسبت به تفسير جبائى نك‍: على اشرف صادقي " زبان تفسير أبو على جبائى چه بوده " هفتاد مقاله ج 2 (تهران 1370) صص 550 - 750 وارجاعات همانجا. م (*)

[ 539 ]

نوزدهم مشتمل بر (بخشى از ؟) سوره آل عمران تا پايان سوره انعام ; ب: اجزاء هيجدهم تا بيست وچهارم ; ج: سوره محمد تا پايان قرآن. در همه سندهايى كه ابن طاووس آورده كلبى توسط أبو صالح باذام از ابن عباس نقل مى كند (درباره ء أبو صالح باذام نك‍: (56 - 53. T. Nagel , Die Qisas al - anbya , Ph D dissertation , Bonn , 7691 , pp (سعد 211، 213 - 214، 218 - 220). موارد نقل شده عبارتند از، الف: مجلد اول: سعد 209 - 210 = جزء يازدهم برگ 3 - پ (آيه 68 / آل عمران) ; سعد 210 = جزء دوازدهم كراسه اول برگ 7 - پ (آيه أي نقل نشده) ; سعد 210 - 211 = جزء سيزدهم برگ 2 - ر (آيه 185 / آل عمران) ; سعد 211 = جزء چهاردهم برگ 3 - ر (آيه 48 / نساء) ; سعد 211 - 212 = جزء 15 برگ 2 - ر (آيه 100 / نساء) ; سعد 212 = جزء شانزدهم برگ 2 - ر (آيه 21 / مائده) ; سعد 213 = آخر جزء شانزدهم وآغاز جزء هفدهم (آيه 15 / مائده) ; سعد 213 = جزء هيجدهم برگ 8 - پ (آيه 20 / انعام) ; سعد 213 - 214 = جزء نوزدهم برگ 14 - ر (آيه 143 / انعام) ; ب: از مجلد دوم: سعد 218 = جزء بيستم برگ 10 - ر (با نقل آيات 79 / طه، 38 / قصص و 24 / نازعات) ; سعد 218 - 219 = جزء بيست ويكم برگ 3 - پ (آيه 13 / رعد) ; سعد 219 = جزء بيست ودوم برگ 2 - پ (شرح كلمات " جنات عدن ") ; سعد 219 - 220 = جزء بيست وسوم از آغاز سطر 6 (از آغاز ؟) (من سادس سطر من [ + اول ؟ ] قائمه ء منه) (آيه 81 / اسراء) ; سعد 220 - 221 = جزء بيست وچهارم آغاز سطر 8 (از آغاز ؟) (آيه 1 / كهف) ; ج: از مجلد سوم: سعد 214 - 216 = آخر صفحه نخست سوره قلم). علاوه بر اينها ابن طاووس (در سعد 207) قطعه أي از تفسير آيه 52 / را مائده نقل مى كند بدون آنكه جزئيات بيشترى بدست دهد. احتمالا اين قطعه در مجلد اول بوده است. 565. * * + تفسير / أبو اسحاق ابراهيم بن احمد الفقيه القزويني (م بعد از 340 ؟) ذريعه 26 / 216 ش 1094 سعد 11، 70 - 71، 112 - 113

[ 540 ]

چند تن از عالمانى كه با اين نام ناميده مى شوند در قزويني 2 / 97 - 104 ياد شده اند. شايد مؤلف ما ابراهيم بن احمد بن عبد الله بن يزيد الرازي أبو اسحاق القاضى ساكن قزوين مى باشد كه وى را به عنوان فقيهى بر مذهب كوفيان [ يعنى حنفى ] توصيف كرده اند (م بعد از 340) (قزويني 2 / 101 - 102 ; نك‍: تاريخ بغداد 6 / 10). بنابر يكى از اسانيدى كه ابن طاووس (در سعد 70) آورده، مؤلف از على بن سهل روايت مى كرده، كسى كه احتمالا همان أبو الحسن على بن سهل بن المغيرة البزار البغدادي (م 270 يا 271) مى باشد (تهذيب 7 / 329 - 330). أو همچنين از محمد بن ابى يعقوب الجوال الدينورى روايت مى كرده كه أو در حمص از جعفر بن نصر (ناشناخته) واو از عبد الرزاق از معمر روايت كرده است (سعد ص 112). اين تفسير كه ابن طاووس آنرا تأليف يك جلدى توصيف مى كند (سعد ص 112) در جاى ديگرى ثبت نشده است. ابن طاووس از اين كتاب تفسير آيه 67 / مائده وآيه 9 / كهف را نقل مى كند. تفسير آيه 9 / كهف از كراسه چهارم برگ 2 - ر، اخذ شده است. تفسير آيه 67 / مائده از امام باقر [ ع ] به توسط زياد بن منذر (أبو الجارود) مى باشد ; بنابراين، اين نقل مى تواند جزو تفسير أبو الجارود بوده باشد. اين مواد در تفسير قمى نيامده اما روايت مشابهى (نيز از أبو الجارود از امام باقر [ ع ]) از كلينى نقل شده است (نك‍: البرهان 1 / 480). تفسير آيه 9 / كهف درباره ء ملاقات معجزه گونه اما على [ ع ] با اصحاب كهف واقرار آنها به وصايت امام على [ ع ]، در منابع امامى نيز با اندكى اختلاف روايت شده است (نك‍: البرهان 2 / 457 - 458). بنابراين روشن است كه مؤلف ما، گرچه ابن طاووس (سعد 113) أو را سنى توصيف كرده، در واقع علايق شديد شيعي داشته ومتمايل به امام على [ ع ] بوده است. 566. + تفسير / أبو الحسن على بن عيسى بن على النحوي الرماني الوراق (م 384) ذريعه 4 / 275 ش 1272 سعد السعود 21 - 22، 250 - 252 نقلهايى از اين تفسير در تبيان طوسى آمده است. نسخه ء ابن طاووس تنها از ميانه ء سوره

[ 541 ]

توبه تا پايان قرآن بوده است. مورد نخست (از جزء اول كراسه دوم برگ 9 - ر) مربوط به كلمات " الرحمن الرحيم " است (سعد 250). الرماني بر اين باور است كه اين كلمات يك معنى دارند ورحيم تنها براى تأكيد آمده است. ابن طاووس استدلال مى كند كه اين دو، دو معنى متفاوت دارند. مورد دوم (از برگ 1) تفسير آيه 68 / توبه است (سعد 251). در اينجا رماني مى گويد كه هرگونه عمل منافقانه كفر مى باشد ; ابن طاووس در اين باره نيز با أو به مناقشه برخاسته است. مق‍: - > النكت في اعجاز القرآن. 567. تفسير (عن) اهل البيت عليهم السلام / ناشناخته (يا أبو عبد الله محمد بن ابراهيم (زندگى در قرن چهارم ؟) ذريعه 4 / 262 ش 6 - 1225 ; 26 / 217 ش 1097 [ الدروع ] سعد السعود 12، 120 - 121 اين عنوان به احتمال مربوط به يكى از دو تأليف است: الف: تفسير ناشناخته أي كه بنا به گفته آقا بزرگ (ذريعه 4 / 262 ش 1225) در يك كتابخانه شخصي موجود است ; ب: يا تفسير القرآن لاهل البيت كه در معالم (ص 134 ش 904 واز آنجا: ذريعه 4 / 262 ش 1226) از آن ياد شده ومؤلف آن أبو عبد الله محمد بن ابراهيم دانسته شده كه شايد همان محمد بن ابراهيم النعماني ابن ابى زينب (م. ح. 360) مؤلف تفسيرى كه بخشى از آن باقى مانده باشد (مق‍: ذريعه 4 / 318 ش 1342 ; اما از نعماني در معالم، مستقلا ياد شده است). ابن طاووس از نسخه ء يك جلدى در قطع " لطالبي " استفاده كرده كه فاقد آغاز و انجام بوده ; أو آنرا مشتمل بر بيست كراسه يا بيشتر دانسته وداراى خط قديمي وخوانا توصيف مى كند (خطه عتيق دقيق) واينكه داراى روايات غريبى بوده است. مورد نقل شده از برگ 11 - ر (ش كراسه ندارد) حديثى روايت شده از على بن ابراهيم بن هاشم قمى از امام صادق [ ع ] مى باشد. متن تفسيرى از آيات 17 - 18 / يوسف آمده است كه بيان مى كند كه چگونه برادران يوسف لباس خون آلود را به حضرت يعقوب ارائه دادند.

[ 542 ]

اين متن (با اختلاف اندكى) در تفسير القمى (1 / 341 - 342) آمده است. بنا به گفته افندي (رياض 6 / 49)، ابن طاووس در الدروع از تفسيرى با عنوان " تفسير القرآن للائمه " نقل كرده است كه به گفته وى، احتمالا به توسط روات يكى از ائمه بعدى تأليف شده است. چنين عنواني در الدروع * نيامده است. افندي دو سند از تأليف نقل مى كند. روشن نيست كه اين همان " تفسير (عن) اهل البيت " باشد. 568. * * تفسير غريب القرآن / أبو عبد الرحمن بن محمد بن هاني (قرن چهارم ؟) سعد السعود 21، 249 ظاهرا درباره ء مؤلف اطلاعي نداريم مگر آنكه أو را عبد الرحمن بن محمد بن عبد الرحمن الشريف أبو القاسم الحسنى العلوى بدانيم كه تفسير فرات ابراهيم كوفى را روايت كرده است (نوابغ ص 148). در مورد نقل شده (از برگ 1 - ر، از سطر 16 ; ش كراسه نيامده) " تمنى " در آيه 52 / حج به معناى " قرء " تفسير شده است. ابن طاووس يادآور مى شود كه اين تفسيرى معمول است ; اما بعدا از آن انتقاد مى كند (سعد 249 - 250). 569. + تفسير غريب القرآن على حروف المعجم / أبو بكر محمد بن عزير (يا: عزيز) العزيرى (يا: العزيزي) السجستاني (م 330) ذريعه 16 / 49 ش 206 سعد السعود 21، 247 - 248 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 43 - 44. عنوان كتاب در ذريعه " غريب القرآن " آمده است. اين تأليف كه با عنوان " نزهة القلوب " يا " التبيان في تفسير غريب القرآن " نيز شناخته مى شود، بنظر مى رسد كه در ميان امامية شايع بوده است: براى مثال، كفعمي تلخيصي براى آن نوشته است: (نك‍: رياض 1 / 23). ابن طاووس دو نسخه ء از اين تأليف را در دست داشته وهر مورد را از يكى از اين دو نسخه ء نقل كرده است. مورد اول از نسخه اول (برگ 4 - ر) در تفسير كلمه ء " صراط " است (= غريب القرآن، قاهره 1342،

[ 543 ]

ص 165). مورد دوم از نسخه ء دوم (برگ 1 - پ، سطر 4 - 5) تفسير كلمه ء مؤمن " (= غريب القرآن ص 235). 570. * + تفسير ما ذهب إليه الملحدون عن معرفة من معاني القرآن / أبو على محمد بن المستنير قطرب (م 206) سعد السعود 23، 270 - 272 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " قطرب " [ از:. ] G. Troupeau اين عنوان يا اشاره به " معاني القرآن " قطرب يا اشاره به " الرد على الملحدين في متشابه القرآن " است كه ابن نديم (ص 58) از آن ياد كرده است. هيچكدام از اين دو تأليف باقى نمانده (مق‍: سزگين 8 / 67 ش 3، 6). ابن طاووس نسخه أي با تاريخ 409 در اختيار داشته است. وى در ادامه ء مورد نقل شده در سعد (كراسه چهارم برگ 4 - پ)، اشكالاتي را بر تفسير قطرب از آيه 11 / اعراف وارد مى كند. 571. * * تفسير قصيدة السلامى / الشريف أبو يعلى محمد بن الشريف ابى القاسم الحسن الاقساسى (م 415 ؟) ذريعه 4 / 350 ش 1540 اليقين 153 - 156 / 416 - 420 اين تأليف شرح قصيده محمد بن عبد الله (يا: عبيدالله) المخزومى السلامى (م 393) درباره ء امام على [ ع ] بوده است (سزگين 2 / 594). آغاز قصيده، چنانكه در اليقين 154 / 416 آمده (سلام على زمزم والصفا) مى باشد. اين قسمت از آغاز قصيده تنها قطعه أي است كه از آن قصيده باقى مانده است ; نك‍: قطعات جمع آورى شده ديوان سلامى تحقيق: صبيح رديف (شعر السلامى، بغداد 1971) ص 80 ش 63 ; مق‍: مقدمه محقق ص 46 (بجاى " اللاميه " " السلاميه " بخوانيد). بنا به گفته علامه امينى (الغدير 5 / 5 - 7)، شارح همان أبو الحسن محمد بن الحسن بن على بن حمزة الاقساسى الكوفى مى باشد كه براى سالهاى زيادي از طرف شريف مرتضى نيابت امارت حج را داشته است. أو در

[ 544 ]

سال 415 وفات يافته است (نك‍: ارجاعاتى كه در الغدير آمده است). مق‍: آقا بزرگ در اين باره كمتر اطمينان دارد (النابس صص 158 - 160). شارح از الشريف أبو الحسن محمد بن جعفر المحمدى (زندگى در اواخر قرن چهارم) روايت مى كرده است. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ رمضان 433 استفاده كرده كه به قول أو به خط سلامى بوده است ; روشن است كه چنين چيزى ممكن نيست، بنابراين يا ابن طاووس اشتباه كرده يا اينكه تاريخي كه در اليقين چاپى آمده اشتباه است. نسبت " الاقساسى " مربوط به قريه أي نزديك به كوفه است (نك‍: ابن الاثير، اللباب 1 / 80 - 81، ابن عنبه عمده ص 212 = چ نجف 263 ; الدرجات ص 505 ; اعيان 12 / 289). 572. كتاب تفسير القرآن / أبو الحسن على بن ابراهيم بن هاشم القمى (زنده در 307) ذريعه 4 / 302 ش 1316 فرج المهموم 25 - 27 سعد السعود 10، 83 - 88 درباره مؤلف نك‍: Bar - Asher صص 41 - 58. ابن طاووس (سعد 87) ياد آور مى شود كه نسخه ء أو مشتمل بر چهار جزء در دو مجلد بوده است. مورد نقل شده در فرج المهموم 25 - 27، نقلى از تفسير قمى از آيه 76 سوره انعام است (= قمى، تفسير 1 / 206 - 207 ; با اندكى اختلاف). سعد 83 - 84 (كراسه سوم برگ 6 - پ [ احتمالا از مجلد اول ]) = قمى 1 / 59 (آيه 124 / بقره) ; سعد 84 - 85 (مجلد اول جزء دوم، كراسه نوزدهم برگ 1 - پ) = قمى 1 / 277 (آيه 33 / انفال) ; سعد 85 - 86 (مجلد دوم، جزء اول [ = جزء سوم از آغاز، به تصريح ابن طاووس ]، كراسه هيجدهم برگ 10 - پ) (نقل به معنى) = قمى 1 / 377 - 378 (آيات 94 - 95 / حجر) (بايد توجه داشت كه در نسخه ء چاپى جلد اول با تفسير سوره نحل خاتمه مى يابد) ; سعد 87 (مجلد دوم، جزء دوم [ = جزء چهارم از آغاز ]، كراسه سى وهفتم برگ 3 - پ) = قمى 2 / 146 - 147 (آيه 83 / قصص). ابن طاووس در ادامه ء هر نقل توضيحاتي داده است. سند قبل از

[ 545 ]

تفسير آيه 83 / قصص در سعد 87 با عبارت " حدثنى جدى على بن ابراهيم عن ابيه عن القاسم بن محمد... " آغاز مى شود ; در نسخه ء چاپى (2 / 146) گوينده خود على بن ابراهيم مى باشد: " حدثنى ابن عن القاسم بن محمد... " نيز نك‍: - > تفسير (عن) اهل بيت عليهم السلام. 573. * - تفسير القرآن / أبو نضر محمد بن مسعود بن محمد السمرقندى العياشي (زندگى در اوايل قرن چهارم) ذريعه 4 / 295 ش 1299 سعد السعود 79 درباره اين مؤلف وتأليف أو نك‍: سزگين 1 / 42، نوابغ صص 305 - 306، Bar - Asher صص 58 - 62. تاريخ وفات مؤلف در كحاله (12 / 20) 320 آمده (وسزگين نيز در " حدود 320 " ياد كرده) اما (Bar - Asher ص 240 پاورقى 141) خاطر نشان مى سازد كه اين تاريخ در منابع متقدم ثبت نشده است. ابن طاووس مى گويد كه در " كتاب البهجة " خود (مفقود) أو براى تفسير آيه 32 / فاطر به تفسير عياشي (همراه با ديگر منابع) اشاره كرده است. متن چاپى اين تأليف تنها مشتمل بر نيمه ء نخست اين تأليف است كه تنها هيجده سوره نخست قرآن را دربر مى گيرد. جزء دوم، در اواخر قرن يازدهم نيز در دست نبوده است: حر عاملي مى گويد " نيمه ء دوم بدست ما نرسيده است " (وسائل 9 / 3 ص 48 ; نيز: اثبات 1 / 55) ; نيز نك‍: محمد حسين الطباطبايى مقدمه به تفسير عياشي ج 1 ص د (= 4). اما ترديدي نيست كه عياشي تفسير خود را تكميل كرده است: نقلهايى از نيمه ء دوم در مجمع البيان (مث‍: 18 / 68 تفسير آيه 55 / نور ; 28 / 120 - 121 تفسير آيات 1 - 5 / تحريم) آمده است. در يك مورد عياشي در نيمه ء اول تفسير (2 / 264، در تفسير آيه 68 / نحل) تفسير خود را از آغاز آيه 32 / فاطر نقل مى كند (من براى اين ارجاع مديون دكتر Bar - Asher مى باشم). اما از عبارت ابن طاووس در سعد چنين بر مى آيد كه أو به تفسير همه آيه اشاره دارد. بنابراين محتمل است كه أو نسخه ء تمام متن را در اختيار داشته است.

[ 546 ]

574. * + تفسير القرآن / أبو محمد اسماعيل بن عبد الرحمن بن ابى كريمه السدى (م 128) ذريعه 4 / 276 ش 1275 طرائف 49 / 13، 143 / 34، 172 / 43، 492 - 495 / 152 - 153 درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 32 - 33. حدس سزگين اين است كه احتمالا بتوان تفسير سدى را بازسازى كرد. ابن طاووس بر اين باور است كه سدى سنى بوده است (طرائف 172 / 43). در برابر آقا بزرگ أو را از اصحاب امام چهارم، پنجم وششم [ عليهم السلام ] دانسته كه دلالت ضمنى بر تشيع أو دارد ; نيز نك‍: قهپائى 1 / 216 ; اعيان 12 / 7 - 17، و ارجاعات همانجا. اين تفسير در فهرست منابع مناقب شهر آشوب (1 / 12) آمده است. ابن طاووس تفسير سدى را از آيات 51 و 53 / مائده وآيات 47 - 50 / نور وآيات 53 - 54 و 57 / احزاب وآيه 41 / زخرف نقل مى كند. اولين مورد نقل شده (طرائف 49 / 13) در تفسير طبري (جامع 6 / 288) از سدى نقل شده است. موادى كه ابن طاووس از تفسير سدى بر آيه 41 زخرف نقل مى كند از آنچه طبري (جامع 25 / 76) از سدى درباره همان آيه نقل مى كند متفاوت است. در طرائف 172 / 43 آيه أي نقل نشده است. طولاني ترين نقل از سدى در طرائف، در طبري نيامده است. اينها عبارتند از: طرائف 492 - 493 / 152 - 153 (آيات 53 - 54، 57 / احزاب) ; طرائف 493 - 494 / 153 (آيات 47 - 50 / نور) وطرائف 494 - 495 / 153 (آيات 51 و 53 / مائده). اين مواد مشتمل بر روايتي است كه بشدت از عثمان انتقاد مى كند. اين بايد بررسى شود كه آيا طبري وابن طاووس از يك تحرير از تفسير سدى استفاده كرده اند يا نه و اينكه طبري از قطعاتي كه بدان تمايل نداشته (مثل مواردي كه عليه عثمان بود) آنها را انداخته است يا اينكه تحريري ديگر (كه تمايل شيعي داشته ؟) از سدى جداى از آنچه طبري از آن استفاده كرده وجود داشته كه ابن طاووس وديگر مؤلفان شيعي از آن نقل كرده اند.

[ 547 ]

575. + - تفسير القرآن / أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) فلاح السائل 116 - 117 / 109 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 327 - 328 (در آنجا به أو با عنوان ديگر آن يعنى " جامع البيان عن تأويل [ آى ] القرآن " ياد شده است ; نيز نك‍: Sbath ص 15 ش 277). مورد فلاح نقلى است كه ابن طاووس دو سال بعد از تكميل فلاح بدان افزوده است. در آنجا أو يادآور مى شود كه برخى از مفسرانى كه طبري در جزء اول از آنها نقل كرده با تفسير خود أو (ابن طاووس) در معناى " غضب خداوند " با أو موافقت دارند. اين به احتمال اشاره به بحث طبري درباره غضب خداوند در آيه 7 / فاتحه مى باشد (جامع 1 / 81 - 80). در آنجا به نقل از يك مفسر يا عده أي از مفسرين بدون ذكر نام آنها (بعض) نقل شده است كه غضب خداوند كه يكى از صفات أو مى باشد با غضب انسان متفاوت است ; اين با عقيده ابن طاووس كه در فلاح 116 / 109 آمده موافقت دارد. (ابن طاووس در سعد 73، از طبري به توسط شيخ طوسى نقل مى كند ; نك‍: جامع 12 / 15 تفسير آيه 17 / هود ; واز آنجا طوسى، التبيان 5 / 528). 576. (* *) ؟ كتاب تفسير القرآن / ناشناخته سعد السعود 221 - 222 نسخه ء آن، از تفسير آيه 235 / بقره آغاز مى شده است. ابن طاووس به تفسير مؤلف از آيه 7 / آل عمران اشكال مى كند. 577. (* *) ؟ كتاب تفسير القرآن / ناشناخته سعد السعود 231 ابن طاووس از نسخه أي در قطع " ربع " استفاده كرده است. أو به تفسير مؤلف از فواتح " الم " (آيه 1 / بقره) و " المص " (1 / اعراف) به معنى " انا الله اعلم " و " انا الله افعل " [ به ترتيب ] اشكال مى كند.

[ 548 ]

578. * * + تفسير القرآن عن اهل بيت رسول الله [ ص ] / أبو العباس احمد بن محمد بن سعيد ابن عقده (م 333) ذريعه 4 / 245 ش 1188 ; 24 / 216 ش 1096 محاسبة النفس 17 - 18 / 7 سعد السعود 11 - 12، 71، 117 - 120 عنوان فوق در سعد 11، 117 آمده است. در محاسبة النفس " تفسير القرآن " ودر سعد 71: ابن عقده... في كتاب تفسيره، آمده است. نجاشى (94 - 95 ش 233 به اين تفسير اشاره كرده وآنرا به اينكه كتاب بزرگ وزيبائى (كتاب حسن كبير) بوده توصيف كرده كه هيچكدام از شيوخ وى از آن ياد نكرده اند. ابن طاووس مجلدى در قطع " ربع " داشته است (سعد 117). أو از تفسير آيات ذيل نقل مى كند: الف: آيه 259 / بقره (كراسه سوم برگ 2 - پ) = سعد 117 - 118 ; اين قطعه تقريبا همان قطعه تفسير عياشي 1 / 140 - 141 مى باشد. ب: آيه 163 / اعراف (كراسه ششم برگ 1 - ر) = سعد 118 - 119 ; اين قطعه نيز تقريبا همان قطعه تفسير القمى 1 / 244 - 245 مى باشد. ج: آيه 105 / توبه = محاسبة ; همچنان كه در برخى از متون شيعي آمده (مث‍: نك‍: برهان 2، 157 - 160) كلمه " مؤمنون " در اين آيه به معناى " ائمه " تفسير شده است. د: آيه 86 / يوسف (كراسه هفتم برگ 7 - پ) = سعد 119 - 120 ; اين قطعه بسيار شباهت به قطعه تفسير عياشي 2 / 188 دارد. 579. * ؟ كتاب تفسير القرآن وتأويله وتنزيله وناسخه ومنسوخه ومحكمه ومتشابهه وزيادات حروفه وفضائله وثوابه بروايات الثقات عن الصادقين (يا: الصادقين) من آل رسول الله [ ص ] / ناشناخته ذريعه 4 / 278 ش 1281 فلاح السائل 94 - 95 / 90 سعد السعود 12، 121 عنوان فوق را آقا بزرگ آورده است. در سعد 121 بجاى " ومحكمه ومتشابهه " به

[ 549 ]

اشتباه " واحكامه (ونيز در سعد 12) ومتشابهه " آمده ; وبجاى " بروايات " " وروايات " ياد شده است. عنون در فلاح " كتاب تفسير القرآن عن الصادقين " (يا: الصادقين) آمده است. در سعد، نسخه ء كتاب با عنوان " كتاب تفسير القرآن عتيق مجلد " توصيف شده در حالى كه ابن طاووس در جزء اول فلاح (واز آنجا بحار 82 / 290 - 291، مستدرك 3 / 20) مى گويد: أو اكنون نسخه ء زيباى قديمي از اين تأليف در دست دارد. مورد سعد 121 مشتمل بر تفسيرى از آيه اول سوره مائده مى باشد ; اين نقل از كراسه چهارم اخذ شده است (ش برگ نيامده ; عبارت چنين است: من الوجهة الثانية من القائمة من الكراس الرابع). در مورد الصادقين يا الصادقين از هر دو قرائت مى توان دفاع كرد ; اين بسته بدان است كه مقصود ائمه باشد يا تنها امام باقر وصادق [ ع ]. * همه روايات نقل شده در فلاح وسعد از اين دو امام روايت شده اند اما اين نيز نمى تواند دليلى براى درست بودن قرائت صادقين باشد. ابن طاووس در فلاح چهار روايت كه " الصلوة الوسطى " (238 / بقره) را نماز ظهر مى داند اشاره مى كند. اين مطلب تا حد زيادي مطابق متن مشابه در تفسير عياشي (1 / 127 - 128) است كه در آنجا پنج روايت از اين دو امام آمده است. اما اين كه اين تفسير را با تفسير عياشي يكى بدانيم بايد اشتباه باشد: اولا ابن طاووس در جاى ديگر از تفسير عياشي به عنوان تأليف جدا ياد مى كند، ثانيا: هيچكدام از روايات مورد اشاره در فلاح، در تفسير قمى نيامده (مق‍: 1 / 79 - 80) تنها، روايتي كه در سعد آمده، در تفسير قمى (با اندكى اختلاف) ياد شده (1 / 160 آيه اول مائده). اما در عياشي نيامده است. 580. + - تفسير الثمرة للبطلميوس / احمد بن يوسف بن ابراهيم ابن داية المصرى (م. ح. 330) ذريعه 4 / 348 ش 1529 فرج المهموم 128 درباره كتاب الثمرة () Karpos منسوب به بطلميوس نك‍: سزگين 7 / 44 ش ; 2 Ullmann


. اين در صورتي است كه نپذيريم كه اصطلاح صادقين ويژه دو امام پنجم وششم است. م (*)

[ 550 ]

صص 283 - 284. مؤلف (كه برخى از جمله ابن طاووس أو را شيعي مى دانند) مورخ و منجم طولونى بوده است ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن دايه " [ از: ] F. Rosenthal كتاب " تفسير " أو كه در چندين نسخه ء از آن در دست است به يونانى ولاتين ترجمه شده است (سزگين 7 / 157). 581. + التفسير الوسيط بين المقبوض والبسيط / أبو الحسن على بن احمد النيشابوري الواحدى (468) طرائف 127 / 30 اين تفسير متوسط واحدى بر قرآن بوده است نك‍: بروكلمان 1 / 524، ذيل 1 / 730. نام مؤلف در طرائف 2 أبو الحسن بن الاحمد (كذا في الاصل) الواحدى آمده است. همانطور كه قبلا گفتيم اين تأليف (زير عنوان " الوسيط في تفسير القرآن ") همراه با " الكشف والبيان " الثعلبي، منبع عمده " عين العبرة " احمد برادر زاده ابن طاووس بوده است. از آن در كشف الغمه اربلى (2 / 169) و (Sbath ص 51 ش 909) ياد شده است. 582. تهذيب الاحكام / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 4 / 504 ش 2263 الامان 81 / 94 فتح الابواب 164 - 165، 174، 228، 232، 249 - 250، 287، 289، 292. الدروع برگ 8 - پ تا 9 - ر فلاح السائل 156 - 157 / 144 غياث 6 اقبال 260 / 25، 556 / 338 - 339، 660 / 450، 69 / 598، 117 / 635 جمال الاسبوع 184، 366 - 369، 394 - 395، 417 - 418، 447 - 448

[ 551 ]

اين يكى از كتب اربعه شيعيان اثنى عشرى است. همه موارد از كتاب الصلاة وكتاب الصيام نقل شده اند. 583. * * + كتاب التحقيق لما احتج به امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام (على النجباء من الصحابة) يوم الشورى / الحاكم أبو نصر منصور بن محمد بن محمد (يا: احمد) الحربى (م 17 جمادى الثاني 381). طرائف 54 - 55 / [ نه 14 ] اليقين 28 - 29 / 170 - 172 نام مؤلف در طرائف 1 / طرائف * برگ 13 - پ / ترجمه ء فارسي طرائف ص 26 " الحاكم أبو نصر الجرير " آمده ; همان مورد در بحار (37 / 268) نقل شده وعبارت درست " الحربى "، در آنجا آمده است. مؤلف را سنى دانسته اند كه در زمان ابن عقده (م 333) زنده بوده (طرائف) ودر واقع از أو روايت مى كرده است (اليقين). بنا به آنچه در اليقين آمده مؤلف قاضى فرغانه بوده است. سمعاني (4 / 115) مى افزايد: أو بعدا در بخارا محتسب شده ; وتمايلات شيعي مؤلف را يادآور شده است (وكان يتشيع). ابن طاووس از نسخه أي كه در 12 جمادى الاول 372 توسط أبو القاسم الليث بن محمد السنجري كاتب " باب " (دراستان فرغانه) كتابت شده بود استفاده كرده است (اليقين). مورد نقل شده در طرائف مشتمل بر اسامى روات مختلف حديث منزلت (انت منى بمنزلة هارون من موسى) مى باشد. از اين كتاب ظاهرا در جاى ديگرى ياد نشده است. 584. (+) - كتاب تحويل سنى المواليد / أبو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل السجزى (م 515) ذريعه 3 / 487 ش 1912 ; 12 / 239 [ ش ند ] فرج المهموم 127 عنوان فوق در فرج المهموم برگ 185 - ر آمده است. درفرج المهموم " كتاب سنى

[ 552 ]

المواليد " آمده است (بدون كلمه " تحويل "). نام مؤلف درفرج المهموم وفرج المهموم * " السنجري " آمده است. ابن طاووس نقلى آورده كه سجزى شيعه بوده است (چنانچه بجاى " من علمائه " " من علماءنا " بخوانيم ; درفرج المهموم * " من علماء الشيعه " آمده است). احتمالا اين تأليف همان " جوامع كتاب تحويل سنى المواليد " از سجزى مى باشد كه تلخيص تأليف أبو معشر (كتاب تحويل [ يا تحاويل ] سنى المواليد) بوده و مشتمل بر جزء پنجم " الجامع الشاهى " سجزى است. اين " جامع " عبارت ازسيزده رساله است كه عمدتا تلخيص تأليفات پيشين در شكل " جدولي " مى باشد. نك‍: , D. Pingree , The Thousands of Abu Mashar , London , 8691 , pp 12 - 32 ; Ullmann. 375. pp. 333 - 433 ; GAS , VII , pp. 241 , no. 2 , 971 , no. 5 ; Matar , p 585. * * كتاب التجمل / ناشناخته (نيمه ء نخست قرن سوم) ذريعه 3 / 359، ش 1294، 7 - 1296، 1299 فرج المهموم 2، 24 - 25، 99 - 101، 124 ابن طاووس به اين تأليف به عنوان يك " اصل " اشاره مى كند. أو از نسخه أي كه در 23 شعبان 238 با نسخه ء اصل مقابله شده استفاده كرده است (فرج المهموم 2، 24، 100 ; مق‍: سزگين 7 / 26 ; Matar ص 366). بر طبق آنچه درفرج المهموم 124 آمده كتاب در سال 233 تأليف شده است (الذى تاريخه سنة 233). ممكن است كه عنوان كامل كتاب التجمل " كتاب التجمل والمروة " بوده باشد. شش كتاب با اين عنوان در مراجع كتابشناسى شيعي آمده كه چهار عدد آنها متعلق به ميانه ء قرن سوم است. بنابراين ابن طاووس مى توانسته از يكى از اينها استفاده كرده باشد (يا از تأليف ديگرى كه در منابع از آنها ياد نشده است). مؤلفان اين چهار كتاب عبارتند از: أبو محمد اسماعيل بن محمد المخزومى كه كتاب التجمل والمروة أو در (Sbath ص 12 ش 225) آمده است ; على بن مهزيار الاهوازي، أبو جعفر محمد بن اورمه ; و أبو جعفر محمد بن عيسى بن عبيد بن يقطين. مورد فرج المهموم 24 از " باب النجوم " و مورد فرج المهموم 124 از " باب الفأل والطيرة " گرفته شده است. مورد فرج المهموم

[ 553 ]

100 مشتمل بر مكاتبه ميان امام صادق [ ع ] ومحمد وهاررون فرزندان أبو سهل بن نوبخت منجم است. آنها از امام درباره جواز وعدم جواز اشتغال به علم نجوم سؤال مى كنند ; پاسخ امام مثبت است بشرط آنكه ناقض توحيد خداوند نباشد. در فرج المهموم ص 2 امام صادق به بنو نوبخت مى فرمايد: اشتغال به علم نجوم مشروع است. در فرج المهموم 24 - 25 آمده است كه وضعيت ستاره ها نبوت وابراهيم [ ع ] را نشان داده است. مورد فرج المهموم 124 مربوط به علاقه ء محمد بن ابى عمير به علم نجوم است. 586. * كتاب التجمل / ناشناخته (قرن چهارم ؟) ذريعه 3 / 359 ش 1293، 1298 مهج الدعوات 325، 359 دلايل مناسبي در دست است كه اين تأليف را جز آنچه درباره ء مورد پيش ياد شده بدانيم ; اولا: عناوينى كه در فرج المهموم آمده اشاره به موضوعات ويژه أي دارد در حالى كه آنچه در مهج الدعوات آمده مربوط به " شرح حال " است. ; ثانيا: اشخاصى كه زندگى نامه ء آنان در مهج آمده ظاهرا بعد از تاريخ نسخه أي كه در فرج المهموم ياد كرده، زندگى مى كرده اند. هر دو نقل مهج الدعوات از مجلد اول مى باشد. مورد مهج 359 از شرح حال " محمد بن احمد بن خاتم " (يا: حاتم ؟) مى باشد كه محتملا بتوان أو را يكى از فرزندان أبو نصر احمد بن حاتم (م 231) (مق‍: ابن نديم ص 61 ; صفدى 6 / 295 - 296) بدانيم. مورد مهج 325 (كه احتمالا به توسط مهج در " الجنة " ص 176 = الجنة * برگ 48 - ر نقل شده) از شرح حال " محمد بن جعفر بن عبد الله بن يحيى بن خاقان " اخذ شده است. چنانچه محتمل است، اگر أو نبيره ء يحيى بن خاقان كاتب متوكل (مق‍: دائرة المعارف ج 2 مقاله " ابن خاقان " [ از: ] D. Sourdel باشد، أو بايد در اوائل قرن چهارم زيسته باشد ; بنابراين تأليف مورد بحث مى تواند يا " كتاب التجمل " احمد بن محمد بن الحسين ابن دؤل (يا: دول) القمى (م 350) (نجاشى صص 89 - 90 ش 223 ; ذريعه 3 / 359 ش 1293) باشد يا كتاب التجمل والمروة " از أبو المثنى محمد بن الحسن بن على الكوفى باشد كه نجاشى با دو واسطه از أو روايت مى كند

[ 554 ]

(نجاشى ص 382 ش 1039 ; ذريعه 3 / 359 ش 1298). 587. + تجارب الامم / أبو على احمد بن محمد بن يعقوب (ابن) مسكويه (م 421) ذريعه 3 / 347 ش 1252 فرج المهموم 133، 192، 210 - 211 طرائف 275 / [ ند 78 ] عنوان فوق در فرج المهموم 192 و 210 آمده است. در فرج المهموم 133 " تاريخ " و در ذريعه " تجارب الامم وتعاقب الهمم في التواريخ ونوادر الاخبار " ياد شده است. براى بحث درباره اين تأليف از جمله نسخه ها وچاپهاى پيشين نك‍: , Arkoun 127 - 120.. Contribution , pp تحقيق كامل اين كتاب كه عمدتا بر نسخ اياصوفيا 1321 - 3116 مبتنى است، توسط أبو القاسم امامى در دست انتشار است (تهران 1987 -). موارد نقل شده در فرج المهموم (درباره منصور ومأمون) احتمالا (به ترتيب) در جزء سوم وچهارم نسخه ء اياصوفيا آمده است (مق‍: مقدمه امامى بر جلد 1 تحقيق أو، ص 37). ظاهرا اين اجزاء هنوز به چاپ نرسيده است. (من تنها دو جلد اول ودوم چاپ امامى را ديده ام كه حوادث تا سال 103 را دارد). ابن طاووس در طرائف 1 از " ابن مسكويه صاحب التاريخ المسمى بحوادث الاسلام " ياد كرده است (كلمه " المسمى " در طرائف 1 نيامده اما در بحار 49 / 208 كه اين نقل در آنجا آمده، ياد شده است). اين عنوان در جاى ديگرى ثبت نشده وبه احتمال زياد مقصود همان كتاب تجارب الامم است. 588. * * + كتاب تجزئة القرآن / أبو الحسين احمد بن جعفر بن محمد بن عبد (يا: عبيد) الله المنادى (م 334 يا 336) سعد السعود 20، 237 - 238 در سعد 20 بجاى " تجزئة " اشتباها " تجربة " چاپ شده ; ابن طاووس كه نسخه ء دستنويس مؤلف را داشته، آنرا " تلخيص " توصيف مى كند (ظاهرا از تأليف طولاني المنادى). مورد

[ 555 ]

نقل شده مشتمل بر فهرست سوره هايى است كه در گروه هفت تائى با عنوان " اسباع " ترتيب داده شده است. اين ترتيب منسوب به امام على [ ع ] مى باشد. اصطلاح " اسباع " (يا: اسباع القرآن)، غالبا اشاره به هفت بخش قرآن دارد كه براى عبادت تقسيم شده است (مق‍: Lane زير مورد). در اينجا معناى متفاوتي دارد: وآن به هفت گروه سوره ها اشاره دارد كه با ترتيبي جز ترتيب موجود در قرآن بوده وبر مبنايى است كه كيفيت آن شناخته شده نيست. هر كدام از اين دسته ها مشتمل بر 15 يا 16 سوره است. ابن طاووس ياد آورد مى شود كه تعداد تمام سوره ها در فهرست 109 عدد بوده وسوره هايى را كه در آن نيامده بر مى شمرد. ظاهرا هيچ نوع نظم مشهودى در اين دسته بنديها وجود ندراد جز آنكه دسته ء اول با بقره آغاز شده، دسته ء دوم با آل عمران و... به استثناى آنكه آخرين دسته با سوره صافات آغاز مى شود. در هر دسته از سوره ها، سوره هايى كه به بخشهاى بعدى تعلق دارد غالبا (نه هميشه) بعد از سوره هايى قرار مى گيرند كه مربوط به بخشهاى پيشين هستند. به عنوان مثال ترتيب سوره ها در دسته ء دوم بدين صورت است: 3، 61، 27، 28، 40، 57، 60، 53، 52، 73، 81، 100، 107، 109، 113. 589. * * تعليق / صفى الدين محمد بن معد بن على الموسوي (زندگى در اوائل قرن هفتم فرج المهموم 55، 211 درباره مؤلف (كه يكى از اساتيد ابن طاووس بوده) نك‍: باب اول فصل اول. در فرج المهموم 55 عنوان كتاب " تعليقه " آمده است. محمد بن معد " تعليق " خود در مجلدى كتابت كرد كه در آن تعداد ديگرى از تأليفات مصنفان ديگر را نيز نوشت. اولين رساله در مجلد (ى كه در دست ابن طاووس قرار داشته) " كتاب العلل " از على بن ابراهيم بن هاشم القمى بود است (نك‍: فهرست ذيل همين عنوان). مورد فرج المهموم 55 نظر مثبت شريف مرتضى نسبت به علوم نجوم را بيان مى كند. در فرج المهموم 211، محمد بن معد مى گويد: تلفظ " نوبخت " " نوبخت " مى باشد.

[ 556 ]

590. التعليق العراقى / سديد الدين محمود بن على بن الحسن الحمصى (يا: حمصي) الرازي (م اوائل قرن هفتم) ذريعه 4 / 222 [ ش ند ] ; 23 / 151 [ ش ند ] فرج المهموم 74 - 81، 145 - 146، فرج المهموم * برگ 142 - پ [ ند فرج المهموم 213 ]، فرج المهموم 219 درباره مؤلف نك‍: باب اول فصل اول. بنا به گفته خوانسارى (روضات 4 / 161 - 162) اين عنوان نشانگر آنست كه تأليف مزبور شرح يكى از سه " تعليق " مؤلف سنى ركن الدين أبو الفضل العراقى بن محمد بن العراقى القزويني الطاووسي (م 14 جمادى الثاني 600 ; نك‍: ابن خلكان 3 / 258 - 259 ; مق‍: Matar صص 357 - 358) مى باشد. " التعليق العراقى " كه با عنوان " المرشد إلى التوحيد والمنقذ من التقليد " يا " المنقذ من التقليد و المرشد إلى التوحيد " نيز معروف است كتابي كلامي است كه سند مهم حضور عقيده معتزلي در شيعه اثنى عشرى به شمار مى آيد. اين كتاب در حله، در 9 جمادى الاول 581 به اتمام رسيده ودر چندين نسخه ء موجود است. بنا به گفته ء تراثنا 2 / 2 - 3، 1407 ص 400 اين كتاب در قم در شرف انتشار مى باشد (تحقيق: عبد الله النوراني النيشابوري). * مورد فرج المهموم 74 - 81 (درباره جواز علم نجوم) با شرح ابن طاووس آميخته شده است. 591. * + تعليق معاني القرآن / أبو جعفر احمد بن محمد بن اسماعيل النحاس (م 338) سعد السعود 21، 248 - 249 درباره مؤلف نك‍: سزگين 8 / 242 - 243. در سعد 248 بجاى " النجاشي " النحاس بخوانيد. عنوان كتاب در سزگين (8 / 242 ش 1) " معاني القرآن " آمده است. بيشتر قسمتهاى اين تأليف باقى مانده است. ابن طاووس از كراسه ما قبل آخر برگ 4 - پ تفسير آيه 1 / عبس را نقل مى كند


. اين كتاب به سال 1412 در قم با عنوان " المنقذ من التقليد " با مقدمه آقاى هادى يوسفى غروى (بدون ياد از تحقيق عبد الله النوراني) به همت دفتر انتشارات اسلامي به چاپ رسيده است. م (*)

[ 557 ]

592. * * ؟ - كتاب التنبيه لمن يتفكر فيه / ناشناخته مهج الدعوات 201 اين نخستين رساله از رسائل متعدده در يك مجلد " نصف الثمن " بوده است (مق‍: [ - > دعا ] [ الاسكندرى ]). ظاهرا در جاى ديگرى ثبت نشده است. 593. + تنزيه القرآن عن المطاعن / عبد الجبار بن احمد الاسد آبادى (م 415) سعد السعود 258 در سعد بجاى " عن " " من " آمده است. مورد نقل شده از برگ 17 - پ تفسير آيه 146 / بقره اخذ شده است (= تنزيه القرآن عن المطاعن، بيروت (بى تا) [ 1966 ؟ ] ص 37). 594. * * + كتاب التنزيل في النص على امير المؤمنين (يا: في تسمية مولانا على بامير المؤمنين) / أبو بكر محمد بن احمد بن محمد بن عبد الله ابن ابى الثلج (م 322 يا 325) ذريعه 4 / 454 ش 2021 اليقين 45 - 47 / 210 - 214 شيخ طوسى (فهرست ص 183 ش 663) عنوان كتاب را " كتاب التنزيل في امير المؤمنين عليه السلام " آورده ; در حالى كه نجاشى (ص 381 ش 1037) عنوان را " كتاب ما نزل من القرآن في امير المؤمنين عليه السلام " ياد كرده است. ابن طاووس از نسخه أي استفاده كرده كه به احتمال در زندگى مؤلف نوشته شده بود. از اين تأليف چهار مورد نقل شده كه مشتمل بر تفسير آيات ذيل است: 106 / آل عمران ; 3 / مائده ; 172 / اعراف ; 80 / زخرف. 595. * * + طرائف اللطائف في تاريخ السوالف / عبد الرحمن بن على ابن الجوزى (م 597) فرج المهموم 184 - 185

[ 558 ]

اين تأليف در ابن رجب (ذيل 1 / 418) (عنوان در آنجا بجاى " اللطائف " " الظرائف " آمده است) به اينكه مشتمل بر يك جزء بوده توصيف شده است: نيز نك‍: اسماعيل البغدادي (م 1339) هدية العارفين، استانبول 5 - 1951، 1 / 522 ; علوجى، مؤلفات ص 119. ظاهرا نقل فرج المهموم تنها قطعه از اين تأليف است كه تا بحال از آن آگاهيم. اين نقل بيان مى كند كه چطور منجمان به حكومت رسيدن شاپور اول (شاه ساسانى، حكومت از 241 - 272 م) را كه " بشاپور " را بنيانگذارى كرده وايوان كسرى را ساخت پيشگويى كرده اند (مق‍: , D. Shepherd , " Sasanian Art , " The Cambridge History of Iran , 3 ] 2 [ , Cambridge. (1064 , 1062. 3891 , pp. 5501 - 2111 , at pp 596. * كتاب الترهيب والترغيب / أبو القاسم اسماعيل بن محمد بن الفضل بن على التيمى قوام السنة الحافظ الاصفهانى (م 535) طرائف 548 / 171، 173 درباره مؤلف نك‍: صفدى 9 / 208 - 209، 211 وارجاعات همانجا، بروكلمان 1 / 395، ذيل 1 / 557. در همه نسخه هاي طرائف كه ملاحظة شده نام مؤلف " أبو القاسم الاصفهانى " آمده است. عنوان كتاب در حاجى خليفه (1 / 400) وشذرات (4 / 106) " الترغيب والترهيب " آمده است. اين يكى از منابعي است كه عبد العظيم بن عبدالقوى المنذرى (م 656) از آن در " الترغيب والترهيب " خود استفاده كرده است (مق‍: بروكلمان 1 / 452 - 453، ذيل 1 / 627 - 628)، اما تنها نقلهاى كمى از أبو القاسم در " ترغيب " منذري آمده است: زيرا همانطور كه منذري مى گويد: أو از أبو القاسم، تنها موادى را نقل مى كند كه علاوه بر ارتباط آنها با بحث، در منابع ديگرى كه أو استفاده كرده نيامده باشد (نك: المنذرى، الترغيب والترهيب تحقيق: مصطفى محمد عمارة، بيروت 1388 ج 1 صص 37 - 38 واز آنجا حاجى خليفه). در طرائف 2 اين نقل دوبار آمده است زيرا آن نقل بخشى از متنى است كه به اشتباه تكرار شده (مق‍: باب دوم فصل دوم). در روايت نقل شده، رسول خدا [ ص ] شاخه سبز درخت خرما را بر قبر مردى مى گذارد كه در حيات خود به افراد ديگر تهمت زده بود به اين اميد كه اين شاخه از

[ 559 ]

عذاب أو بكاهد. ابن طاووس اين روايت را براى اثبات آنكه اين رسم را شيعه ابداع نكرده ذكر مى كند. اين روايت را منذري نقل نكرده است. 597. كتاب التعريف / أبو عبد الله محمد بن احمد بن عبد الله بن قضاعة الصفوانى (م 358) ذريعه 4 / 215 ش 1076 اقبال 239 - 240 / 11 كشف المحجة 5 بنا به گفته ابن طاووس اين تأليف، نامه أي از مؤلف به فرزندش مى باشد. در كشف تنها بدان اشاره شده اما از عنوان آن ياد نشده است. ابن طاووس از نسخه أي با تاريخ ذى حجه 412 استفاده كرده است. مورد اقبال از بابى درباره " نمازهاى ماه رمضان " اخذ شده است. نوري طبرسي نسخه هايى كه قطعاتي از كتاب التعريف را داشته ديده ; برخى از آنها به خط شهيد ثانى وبقيه در " مجموعة الشهيد " به خط محمد بن على الجبعى (يا: الجباعى) بوده است (نك‍: " الفيض القدسي " در بحار 105 / 2 - 165 در ص 71 ; مستدرك 1 / 381 - 382، 386، 389، 400، 401، 414، 416، 421، 437 ; ج 2 صص 65 - 66، 223، ج 3 صص 211، 247 - 249، 266 ; ج 16 صص 234، 293). محقق مستدرك به نسخه ء چاپى كتاب التعريف اشاره كرده اما جزئياتي درباره آن بدست نمى دهد *. 598. * * + تأريج القرآن / على بن عيسى بن داود بن الجراح البغدادي (م 334) (منسوب) سعد السعود 23، 273 - 274 درباره الجراح نك‍: ارجاعات ذيل طبري - > كتاب الولاية. ابن طاووس بااحتمال خطا


. نسخه أي از آن در كتابخانه ء مرعشى به شماره 752 موجود بود ومؤسسة الامام المهدى آنرا منتشر كرده است. م [ *)

[ 560 ]

تأكيد مى كند كه اولين كلمه درعنوان به " ج " تمام مى شود ; اما با اين حال در سعد السعود 23 " تاريخ " چاپ شده است. بنابه گفته ابن طاووس، نسبت اين كتاب به ابن جراح يقيني نيست (الكتاب المنسوب إلى... ابن الجراح). يك كتاب تفسيرى (نك‍: , Sourdel , Vizirat 523.) II , p در آثار اين وزير عباسي با نام " معاني القرآن وتفسيره " ياد شده (البغدادي، هدية العارفين 1 / 678) كه باقى نمانده است. ممكن است آن كتاب تفسيرى همين تأليفي باشد كه در سعد از آن نقل شده است. بنا به گفته ابن طاووس " تاريج " مشتمل بر 62 باب بوده است. مورد نقل شده از كراسه ء چهارم برگ 2 - ر اخذ شده است (آيات 65 - 66 / انفال). 599. * + تاريخ / احمد بن يحيى البلاذرى (م 279) طرائف 247 / 67 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " البلاذرى " (از: ] F. Rosenthl ;) ] C. H. Becker سزگين 1 / 320 - 321. درباره عناوين مختلف تاريخ بلاذرى نك‍: مقدمه محمد حميد الله بر " تحقيق أو از ج 1 انساب الاشراف، قاهره 1959 صص 18 - 19. يكى از اين عناوين " جمل نسب الاشراف " در (Sbath ص 16 ش 294) ياد شده است. مورد نقل شده متن نامه ء عبد الله بن عمر بن يزيد بن معاويه پس از شهادت امام حسين [ ع ] مى باشد. نامه با اين كلمات آغاز مى شود: " اما بعد فقد عظمت الرزية وجلت المصيبة " واين قطعه را مجلسي (بحار 45 / 328) از بلاذرى به توسط يكى از تأليفات علامه حلى كه از آن نام نبرده نقل كرده است ; اما در واقع آن منبع، نهج الحق (ص 356) مى باشد. ظاهرا اين نقل در مجلدات انساب الاشراف بلاذرى وباب " مقتل حسين بن على " در نسخه كتابخانه ء سليمانية () Suleymaniye Kutuphanesi ش 597 (برگهاى 244 - پ تا 251 - پ) نيامده است. 600. * * + تاريخ / أبو الحسن محمد بن عبد الملك بن ابراهيم الهمذانى (همداني ؟) الفرضى الشافعي (م 521)

[ 561 ]

فرج المهموم 161 - 162 ظاهرا تأليف مورد بحث " تكملة تاريخ الطبري " (درباره آن نك‍: سزگين 1 / 327) نيست زيرا " تكمله " از خلافت المقتدر (حكومت از 295 - 320) آغاز مى شود ; در حالى كه قطعه فرج المهموم (كه ابن طاووس درباره آن مى گويد از مجلد دوم اخذ شده) مربوط به صاحب الزنج (فعاليت بين 255 - 270) مى باشد. از آنجا كه مجلد اول " تكملة " باقى مانده (تحقيق: آلبرت يوسف كنعان، بيروت 1959) اصولا نقل فرج المهموم بايد در مجلد بعدى باشد ; اما اين نامحتمل است كه چنين مجلدى داراى موادى درباره حوادثى مربوط به زماني قبل از آنچه كه حوادث آن در مجلد اول آمده باشد. بنابراين چنين به نظر مى رسد كه نقل مزبور از يكى از چندين تأليف تاريخي ديگر منسوب به الهمذانى كه همه آنها مفقود شده، باشد (نك‍: 3..) Rosenthal , Historiography , p. 292 , n مق‍: - > غرر المعارف 601. * + تاريخ / أبو الثناء حماد بن هبة الله الحرانى (م 598) فرج المهموم 202 - 203 متن نقل شده در فرج المهموم وفرج المهموم * برگهاى 135 - پ تا 138 - ر تصحيف شده است. عبارت در فرج المهموم چنين است: ورأيت في تاريخه الذى يسمى جراب البيت [ بجاى " السيف " ؟ ] اما ذكره حماد بن عبد الله الحرانى في شرحه لكتاب ثابت بن قره. عبارت فرج المهموم *: ورأيت في تاريخه جواب السنة ابن البنا [ كذا في الاصل ] حماد بن هبة الله الحرانى في شرحه ثابت بن قرة. ترجمه ء (Matar ص 234) از اين عبارت قانع كننده نيست. شايد مفهوم اين عبارت آن باشد كه ابن طاووس از شرح حال ثابت بن قره كه در تاريخ حماد بن هبة الله الحرانى (درباره أو نك‍: صفدى 13 / 154 وارجاعات همانجا) وجود داشته نقل مى كند. متنى كه در ادامه عبارت مذكور آمده مربوط به جزئيات زندگى ثابت وتاريخ وفات أو (288) مى باشد. حماد مؤلف يك تاريخ (گمشده) حران است (نك‍: 466.) Rosenthal , Historiography , p كه محل مناسبي براى شرح حال ثابت بن قره مى باشد.

[ 562 ]

+ - تاريخ / أبو احمد عبد الله بن عدى الجرجاني (م 365) طرائف 81 / 20 درباره مؤلف نك‍: Rosenthal , Historiography فهرست، زير مورد ; سزگين 1 / 198 - 199 ; نام أو در طرائف 2 ودر حاشيه طرائف * برگ 91 - پ أبو بكر (كذا في الاصل) الجرجاني ودر طرائف أو وطرائف * أبو احمد الجرجاني آمده است. در اين باره كه أو تاريخي نوشته باشد اطلاعي در دست نيست: احتمالا اين كتاب عنوان ديگر " الكامل في ضعفاء الرجال " (بيروت 1404) باشد كه مى توان آنرا به اينكه متعلق به " تاريخ الرجال " است توصيف كرد. عنوان كتاب به توسط " البرهان " ابن شهر آشوب نقل شده است. 602. * + تاريخ / ابن اعثم (أبو محمد احمد الكوفى) (م نيمه ء نخست قرن سوم). ذريعه 16 / 119 ش 208 كشف المحجة 57 درباره مؤلف (كه دركشف به أو با عنوان " اعثم " اشاره شده) نك‍: دائرة المارف 2 مقاله " ابن اعثم الكوفى " [ از: ] M. A. Shaban با سزگين 1 / 329. مق‍: U. Sezgin , " Abu Mihnaf , Ibrahim b. Hilal at - Taqafi und Muhammad b. A ' tam. * 2 - * 1 *. al - Kufi uber garat " , ZDMG , 131 , 1891 , pp تاريخ أو با عنوان " كتاب الفتوح " به چاپ رسيده واين عنواني است كه كتاب با آن شهرت دارد (حيدر آباد 1388 - 1395). در مورد نقل شده آمده است كه امام على [ ع ] به عمر مى گويد: نيروهاى مسلمانان شام را فتح خواهند كرد چه أو به آنان ملحق شود چه در خانه بماند ; عمر به نوبه خود، امام على [ ع ] را وارث علم رسول خدا [ ص ] مى خواند. ظاهرا اين قطعه در چاپ حيدر آباد نيامده است. 603. + تاريخ / عز الدين على بن محمد ابن الاثير (م 630)

[ 563 ]

الملاحم والفتن 96 / 107، 151 - 152 / 167 - 168، 161 / 177 - 178 المجتنى 39 طرائف 435 / [ ند 132 ]، طرائف * برگ 150 - پ / طرائف * * برگ 193 - ر [ ند طرائف 543 / 170 ] اليقين 183 / 477، 188 / 487 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان، 1 / 422 - 423، ذيل 1 / 587 - 588. ابن طاووس از اين تأليف (معروف به " الكامل ")، عمدتا براى رخدادهاى صدر اسلام نقل مى كند: بيمارى آخر رسول خدا [ ص ] (طرائف 1 ص 435 = ابن الاثير، كامل 2 / 320)، رده اهل بحرين (المجتنى = كامل 2 / 371 - 372)، حوادثى از سال 15 (ملاحم 161 / 177 - 178 = كامل 2 / 494)، وحوادثى از سال 22 (ملاحم 151 - 152 / 167 - 168 = كامل 3 / 36 - 37)، دوره عمر بن عبد العزيز (ملاحم 96 / 107 = كامل 5 / 62). از نظر كرونولوژى، آخرين مورد نقل شده از مطلبي است كه درباره طبري آمده است (اليقين 183 / 477، 188 / 487 = كامل 8 / 136). 604. * + تاريخ / أبو طالب على بن انجب ابن الساعي (م 674). المجتنى 39 - 40 ابن الساعي در سال 593 متولد شد ; يعنى چهار سال بعد از ابن طاووس كه با أو آشنا بوده است (نك‍: باب اول فصل اول). أو كتابدار بوده وظاهرا در كتابخانه هاي نظاميه و مستنصريه (به ترتيب) در بغداد كاركرده است (نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " ابن الساعي " [ از:.) ] F. Rosenthal ابن الساعي تأليفات تاريخي فراوانى داشته اما جز يكى از بقيه تنها قطعات كوچكى باقى مانده است. اين استثناء عبارت است از مجلد نهم " الجامع المختصر " أو كه مربوط به سالهاى 595 - 606 مى باشد (تحقيق: مصطفى جواد، بغداد 1353). مورد المجتنى از بخشى از كتاب مربوط به سال 621 اخذ شده وبه همين جهت مربوط به يكى از مجلدات مفقوده مى باشد. اين نقل مشتمل بر دعايى است كه وقتى احمد بن محمد القادسى الضرير بدون پول به بغداد رسيد خواندن آن به أو الهام

[ 564 ]

شد. بعد از تكرار اين دعا، زندگى مرفهى يافت. قسمتي از اين نقل (احتمالا از المجتنى) در حواشى " البلد " ص 34 آمده است. 605. * + تاريخ / أبو عبد الله محمد بن موسى الخوارزمي. (م. ح. 235). المجتنى 5 - 6 درباره مؤلف نك‍: 6 / 140 - 143. در المجتنى * برگ 201 - ر نام أو محمد بن موسى بن الخوارزمي آمده است. به گفته ابن طاووس، نسخه ء اين كتاب به احتمال در دوره خلافت مستعين (248 - 252) كتابت شده است. مورد نقل شده مشتمل بر دعايى است كه بنى اسرائيل در وقت حمله قواى دشمن آنرا خواندند. در نتيجه دعاى آنها، دشمنان در يك شب كشته شدند. اين قطعه را بايد به فهرست قطعاتي كه Nillino در 5. Raccolta di scritti , V , Rome , 4491 , p. 174 , n گردآورى كرده افزود. احتمالا دو دعاى نقل شده در المجتنى 5 كه از " صاحب التاريخ " گرفته شده از همين تأليف نقل شده است. اين را كه تأليف خوارزمى هم به مسائل قبل از اسلام وهم تاريخ اسلام پرداخته مى توان از قطعه أي درباره اسكندر بزرگ كه ابن بدرون (زندگى در قرن ششم) آنرا نقل كرده (شرح قصيدة ابن عبدون، تحقيق: R. Dozy ليدن 8 - 1846 ص 15) مشاهده كرد. ونيز از قطعه المجتنى، براى جزئيات بيشتر نك‍: Rosenthal , Historiography فهرست، زير مورد ; سزگين 6 / 143 ش 7. 606. * * ؟ تاريخ / العباس بن عبد الرحمن المروزى كشف المحجة 69 - 70 مؤلف (كه ابن طاووس أو را " مورخ " توصيف مى كند [ من اصحاب التواريخ ]) ناشناخته است. در كشف عنوان تأليف ياد نشده است ; بخشى كه ابن طاووس از آن نقل كرده مربوط به " رده " است. اين بخش را مجلسي (بحار 28 / 11 - 12) از تأليفي از ابن طاووس نقل مى كند اما آنرا نمى شناساند اما روشن است كه به نقل از كشف مى باشد. مجلسي از تأليف مروزى با عنوان " تاريخ " ياد مى كند.

[ 565 ]

607. * ؟ تاريخ / الروحي (روحي ؟) الفقيه (زندگى در اوائل قرن پنجم ؟) طرائف 248 - 250 / 68 - 69، 551 / 172 و 174 مورد نقل شده درطرائف 2 ص 174 همان متن طرائف 2 ص 172 مى باشد. نام مؤلف همه جا " الروحي " (روحي) ياد شده جز طرائف 2 ص 172 كه در آنجا " البروحى " آمده است. موارد نقل شده مربوط به تاريخ بنى عباس مى باشد (طرائف 248 - 250 / 68 حوادث سال 218 ; طرائف 551 / 172 و 174: تشييع جنازه السفاح). ابهاماتى درباره هويت مؤلف وتأليف وجود دارد. بروكلمان (ذيل 1 / 585) از أبو الحسن على بن ابى السرور بن عبد الله الروحي (يا: رومى يا دومي) ياد مى كند كه تأليفي با عنوان " تحفة (يا: بلغة) الظرفاء في اخبار الانبياء والخلفاء " داشته كه مشتمل بر تاريخ حوادث تا سال 427 همراه با ادامه (بدست شخصي ديگر ؟) تا سال 640 بوده است. بنا به گفته بروكلمان اين كتاب در قاهره 1927 چاپ شده امام من آنرا نديدم. نسخه كمبريج ش 225 داراى همين عنوان بوده وظاهرا همين تأليف مى باشد ; اين كتاب تاريخ مختصر انبياء وخلفا تا خليفه فاطمي " الظاهر لا عزاز دين الله " (م 427) از أبو الحسن الرومي (كه نام أو روى صفحه عنوان " ابن الرومي " آمده) مى باشد. (نك‍: E. G. Browne , A Hand - list of the Muhammadan Manuscripts.. inthe Library. (39. of the University of Cambridge , Cambridge , 0091 , p اين نسخه داراى موادى كه ابن طاووس نقل كرده نمى باشد واحتمالا تأليف ديگرى است. من دراين باره از دكتر Patricia Crone براى اين بررسى متشكرم. احمد برادر ابن طاووس (بناء المقالة الفاطمية ص 40) از يك نفر با نام " الروحي " (روحي) خبرى نقل مى كند كه كشته شدگان لشگر امام على [ ع ] در جمل در حدود هزار كشته بوده وتعداد تلفات طرف عايشه به هشت يا هفده هزار مى رسيده است ; احتمالا اين روحي مؤلفي است كه ابن طاووس از أو نقل كرده است. 608. * + تاريخ / هلال بن المحسن بن ابراهيم الصابئ (م 448) فرج المهموم 201

[ 566 ]

سعد السعود 183 - 184 درباره اين تأليف نك‍: 82. ; Rosenthal , Historiography , p وبطور كلى بروكلمان 1 / 394 - 395، ذيل 1 / 556 - 557. نام مؤلف در فرج المهموم " هلال " ودر سعد " هلال بن عبد [ كذا في الاصل ] المحسن بن ابراهيم الصابئ " (چاپ شده: الصبابى) آمده است. تاريخ أو تكميل تاريخ دايى أو ثابت بن سنان " نك‍: فهرست زير مورد) وتا سال 447 مى باشد. تنها نقلهاى باقيمانده مربوط به سالهاى 389 - 393 مى باشد ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " هلال الصابئ " [. ] D. Sourdel ابن طاووس در فرج المهموم به قطعه أي اشاره مى كند كه تاريخ تولد عضد الدولة در آن 5 ذى قعده 324 آمده است. أو در سعد خبرى نقل مى كند مبنى بر اينكه چگونه فخر الدولة قاضى عبد الجبار را از قضاوت بركناركرد. اين نقل از مجلد سوم وبخش مربوط به حوادث سال 385 اخذ شده است. هيچكدام از اين نقلها در: (The Historical Remains of Hilal al - Sabi يعنى " كتاب الوزراء " و " تاريخ ")، تحقيق H. F. Amedroz، ليدن، 1904 ; نيامده است. ابن طاووس نسخه مورد استفاده را " عتيق " وداراى يادداشتى مى داند كه مى تواند به خط فرزند مؤلف بوده باشد واينكه أو اين كتاب را (بر مؤلف ؟) خوانده است. 609. + تاريخ / أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) اقبال 12 / 542، 64 - 65 / 593، 230 / 4، 534 / 318 - 319 كشف المحجة 71 فرج المهموم 27، 32 - 36، 133، 194 - 195 طرائف 238 / 64، 245 / 67، 290 / 81، 408 / [ ند 124 ]، 552 - 553 / 175 ابن طاووس با عنوان " تاريخ " به اين تأليف اشاره مى كند ; در (Sbath ص 12 ش 211) عنوان كامل " تاريخ الامم والملوك " ياد شده است. موارد نقل شده توسط ابن طاووس از طبري در ميان ديگر اموري است كه مربوط است به: رخدادهاى زندگى ابراهيم (فرج المهموم 27، اشاره به طبري، تاريخ 1 / 253 - 256) وكسرى بن هرمز (فرج المهموم

[ 567 ]

32 - 35 = طبري 1 / 1009 - 1013) ; آرزوى أبو بكر براى ترك مكه به سوى مدينه (اقبال 64 - 65 / 593 = طبري 1 / 1228) وملحق شدن أو به رسول خدا [ ص ] در غار (طرائف 1 ص 408 = تاريخ 1 / 1233 - 1234) ; تشريع روزه ء رمضان در شعبان اولين سال هجرت (اقبال 230 / 4 ; بنا به آنچه در طبري، تاريخ 1 / 1281 آمده اين تشريع در سال دوم هجرت بوده است) ; ترس عمر از رفتن به مكه براى انجام مأموريت [ در جريان حديبيه ] (اقبال 534 / 318 - 319 = تاريخ 1 / 1542 ذيل حوادث سال 6) ; رحلت رسول خدا [ ص ] وتدفين آن حضرت (طرائف 290 / 81 = تاريخ 1 / 1805، كشف، اشاره به تاريخ 1 / 1832 - 1833) ; تهديد عمر براى آتش زدن خانه على [ ع ] در صورت عدم بيعت با أبو بكر (طرائف 238 / 64، 245 / 67 = تاريخ 1 / 1818) ; صورت قبر أبو بكر (طرائف 552 - 553 / 175 = تاريخ 1 / 2131) ; يزدگرد (يعنى: بن شهرياربن كسرى) ومنجم (فرج المهموم 35 - 36 = تاريخ 1 / 2251 - 2253 ذيل حوادث سال 14) ; تعيين هجرت توسط عمر به عنوان آغاز تقويم اسلامي * (اقبال 12 / 542 = طبري، تاريخ 1 / 2480 ذيل حوادث سال 16) ; پيشگويى منجمان براى مرگ أبو مسلم (فرج المهموم 194 - 195 = تاريخ = 3 / 104 ذيل حوادث سال 137) ; ومشورت مامون با فضل بن سهل درباره شانس أو براى شكست دادن برادرش الامين (فرج المهموم 133 احتمالا اشاره به: تاريخ 3 / 722 ببعد). 610. * + تاريخ / أبو الحسن ثابت بن سنان بن ثابت بن قره الصابئ الحرانى (م 365) طرائف 356 - 357 / 103 نام مؤلف در طرائف به صورت " ثابت بن سنان " آمده است. اين كتاب تكمله ء تاريخ طبري است كه تا سال 360 (بنا به گفته ياقوت، ادباء 7 / 142 به نقل از خواهر زاده ثابت " هلال بن محسن الصابئ ") يا سال 363 (بنا به گفته ابن القفطى بطورى كه از أو در: 82. Rosenthal , Historiography , p نقل شده است) ادامه مى يابد. ابن طاووس مطلبي در


. درباره اين مسأله نك‍: مرتضى، الصحيح من سيرة النبي ج 3 صص 32 - 56. م (*)

[ 568 ]

باره ء أبو محمد (طرائف 2: أبو بكر) بر بهارى حنبلي (يعنى حسن بن على [ م 329 ]) از جزء چهارم (يا هفتم) اين تأليف نقل كرده است: بر بهارى مخفى شده وخليفه الراضي (حكومت از 322 - 329) توقيعي بر ضد حنابله انتشار داد. آغاز اين نقل از تاريخ ثابت در صراط 3 / 225 آمده است (احتمالا بنقل از طرائف). روايت ديگر مربوط به صدور همين توقيع با اندكى اختلاف در ابن الاثير، كامل 8 / 308 آمده است. درباره ء نقلهاى ديگر از تاريخ ثابت نك‍: 2.. Rosenthal , Historiography , p. 305 , n ابن طاووس خاطر نشان مى كند كه نسخه هاي اين جزء در بسيارى از رباطها ومدرسه ها موجود است. 611. * - تاريخ / أبو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سعيد الثقفى (م 283) ذريعه 3 / 245 ش 904 طرائف 495 / [ ند 153 ] نجاشى (ص 18) وطوسى (فهرست ص 32) از اين تأليف ياد كرده اند. ابن طاووس مى گويد اين كتاب مشتمل بر جزئياتي درباره ظلمهايى است كه بر امام على [ ع ] وارد شده ونيز در مثالب خلفاى نخست بويژه عثمان مى باشد. مق‍: الثقفى - > كتاب الغارات، - > كتاب المعرفة. 612. * + - تاريخ / أبو عبد الله محمد بن عمر الواقدي (م 207) طرائف 238 - 239 / 64، 245 / 67، 495 / [ ند 153 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 294 - 297. در طرائف 1 ص 495 اشاره به تاريخ الواقدي شده است ; در ديگر نقلها تنها از مؤلف ياد شده است. ابن طاووس به واقدى به عنوان منبعي درباره مثالب خلفاى نخست ارجاع مى دهد. كتاب مورد بحث مى تواند " كتاب التاريخ والمغازى والمبعث " (نك‍: Sbath ص 12 ش 219) يا " كتاب التاريخ الكبير " باشد. براى بحث درباره اين تأليفات نك‍: مقدمه M. Jones بر كتاب المغازى واقدى ج 1 صص 13 - 14.

[ 569 ]

613. * * ؟ التاريخ العباسي / ناشناخته (يا احمد بن اسماعيل [ بن ] سمكه) (زندگى در نيمه ء اول قرن چهارم ؟) طرائف 248 - 250 / 68 - 69 عبارت ابن طاووس چنين است: وقد ذكرها صاحب التاريخ المعروف بالعباسي (طرائف * برگ 62 - پ: عياشي). مورد نقل شده مربوط به رساله مأمون درباره فدك است ; اگر - چنانچه محتمل است - عباسي اشاره به عنوان باشد، در اين صورت مى تواند مربوط به يكى از تأليفات فراوانى (كه اكثر آنها مفقود شده اند) باشد كه متعلق به بنى عباس هستند. از اين تأليفات، شايد محتمل ترين آنها براى اينكه همان كتاب مورد بحث باشد " كتاب العباسي " احمد بن اسماعيل بن عبد الله القمى معروف به سمكه (نك‍: نجاشى ص 97 ش 242 واز آنجا ذريعه 3 / 264 ش 989) است. طوسى (فهرست ص 59 ش 93) كه از مؤلف با عنوان " أبو على احمد بن اسماعيل بن سمكه بن عبد الله " ياد مى كند. أو كتاب العباسي را كتابي كبير داراى ده هزار برگ ومشتمل بر تاريخ مفصل خلفا وبنى عباس كه هيچ كتابي همانند آن تأليف نشده توصيف مى كند. عنوان " اخبار العباسيين " كه ابن نديم (ص 154) ياد كرده مى تواند اشاره به همين تأليف باشد گرچه در آنجا نام مؤلف جز آن آمده است (محمد بن على بن سعيد معروف به سمكه). نيز نك‍:. 14. F. Omar , The Abbasid Caliphate) 231 / 057 - 071 / 687 (, Baghdad , 9691 , p امكان ديگر كه احتمال كمترى دارد اين كه " العباسي " نسبت مؤلف باشد. چنين مؤلفي مى تواند " محمد بن محمد بن العباس بن ارسلان أبو محمد العباسي مظهر الدين الخوارزمي (م 568) كه تاريخي تأليف كرده (سبكى 4 / 305 - 307) باشد. 614. + تاريخ بغداد / أبو بكر احمد بن على الخطيب البغدادي (م 463) بحار 82 / 223 - 224 = مستدرك 3 / 88 - 89 ; بحار 93 ص 378 = مستدرك 5 / 257 [ ند فلاح ] اقبال 56 / 584 - 585، 663 / 453 مهج الدعوات 213، 276

[ 570 ]

الملاحم والفتن 14 - 15، 16 - 17 فرج المهموم 113، 207، 211 - 212 سعد السعود 71، 192 طرائف 15 / 5، 44 [ ند 13 ]، 103 - 104 / 25، 106، 148 / 35، 357 / [ ند 103 ]، 514 / [ ند 158 ]، 525 / 163، 550 - 551 / 172 و 174، 551 - 552 / [ ند 174 اليقين 18 - 20 / 149 - 151، 33 / 180، 47 - 48 / 215 - 216، 128 / 368، 180 - 181 / 472، 183 / 477 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الخطيب البغدادي [ از:. ] R. Sellheim نسخه أي كه ابن طاووس ملاحظة كرده مشتمل بر بيست مجلد بوده است (اقبال 56 / 584، فرج المهموم 211). ابن طاووس ازتاريخ بغداد هم براى احاديث اهل سنت وهم به عنوان منبع شرح حال افراد غير شيعي بهره مى گيرد. براى زندگى نامه هاي علماى متأخر، أو غالبا به ذيل ابن النجار والتحصيل خود (نك‍: - > ابن طاووس، كتاب التحصيل ; - > مجموع [ ورام ]) مراجعه مى كند. ابن طاووس از زندگى نامه هاي افراد ذيل نقل يا تلخيص يا به قطعاتي از آن اشاره مى كند: احمد بن على الضرير (تاريخ بغداد 4 / 305 - 306 ; نك‍: بحار ج 82) ; محمد بن الحسن النقاش (تاريخ بغداد 2 / 202 ; نك‍: بحار ج 93)، عبد السلام بن الحسين البصري (تاريخ بغداد 11 / 57 - 58، نك‍: مهج 213) ; نصر بن على الجهضمى (تاريخ بغداد 13 / 287 - 289 ; نك‍: مهج 276) ; نعيم بن حماد المروزى (تاريخ بغداد 13 / 306 - 314 ; نك‍: الملاحم، طرائف 525 / 163 [ به نقل از تاريخ بغداد 13 / 308 ]) ; الحسن بن الحسين السكرى (فرج المهموم به اشتباه: " العسكري ") النحوي (م 275) (تاريخ بغداد 7 / 296 - 297 ; نك‍: فرج المهموم 113) ; أبو الفرج الاصفهانى (تاريخ بغداد 11 / 398 - 400 ; نك‍: فرج المهموم 207) ; خليفه عباسي " المنصور " (تاريخ بغداد 10 / 53 - 61 ; نك‍: فرج المهموم 211 - 212) ; احمد بن محمد ابن عقده (تاريخ بغداد 5 / 14 - 23 ; نك‍: اقبال 663 / 453، سعد 71، اليقين 33 / 180) ;

[ 571 ]

أبو القاسم البلخى (تاريخ بغداد 9 / 384 ; نك‍: سعد 192) ; محمد بن داود بن سليمان (طرائف به اشتباه: محمد بن سليمان بن داود) النيشابوري (م 342) (تاريخ بغداد 5 / 265 - 266 ; نك‍: طرائف 15 / 5) ; محمد بن الحسن النقاش (تاريخ بغداد 2 / 201 - 205 ; نك‍: طرائف 1 ص 44) ; معلى بن عبد الرحمن الواسطي (زندگى در اواخر قرن دوم) (تاريخ بغداد 13 / 186 - 187، نك‍: طرائف 103 - 104 / 25) ; عبد الجبار بن احمد السمسار (تاريخ بغداد 11 / 112 - 113، نك‍: طرائف 106 / 26)، حبشون بن موسى بن ايوب أبو نصر الخلال (م شعبان 331) (تاريخ بغداد 8 / 290 ; نك‍: طرائف 148 / 35) ; لؤلؤ بن عبد الله القيصري (تاريخ بغداد 13 / 20 ; نك‍: طرائف 1 / 514) ; سهل بن المغيرة البزار (تاريخ بغداد 9 / 115 ; نك‍: طرائف 550 / 174) ; خليفه عباسي الطائع (تاريخ بغداد 11 / 79 ; نك‍: طرائف 1 ص 551 - 552) ; المفضل بن سلم (زندگى در اواخر قرن دوم) (تاريخ بغداد 13 / 122 - 123 ; نك‍: اليقين 18 - 19 / 149 - 150) ; عثمان بن احمد بن السماك (تاريخ بغداد 11 / 302 - 303 ; نك‍: اليقين 20 / 151 - 181 / 472) ; محمد بن جرير الطبري (تاريخ بغداد 2 / 162 - 169 ; نك‍: اليقين 47 - 48 / 215 - 216، 128 / 368، 183 / 477). ابن طاووس در طرائف 1 ص 357 مى گويد: تاريخ بغداد مشتمل بر اخبار زيادي در فضايح أبو حنيفة است (در باره شرح حال أو نك‍: تاريخ بغداد 13 / 323 - 324). 615. * + تاريخ نيسابور / أبو عبد الله محمد بن عبد الله بن محمد ابن البيع الحاكم النيشابوري (م 405) ذريعه 3 / 293 ش 1083 فلاح 69 / 67، بحار 85 / 329 = مستدرك 5 / 39 [ ند فلاح ] اقبال 15 - 16 / 545، 29 / 559، 253 / 20، 364 / 116 محاسبة النفس 36 / 21 - 22 فرج المهموم 184، 186 - 187، 212 - 213 سعد السعود 66

[ 572 ]

طرائف 91 - 93 / [ ند 23 ]، طرائف * برگ 150 - پ / طرائف * * برگ 193 - ر، پ [ ند طرائف 543 / 170 ] درباره مؤلف نك‍: سزگين 1 / 221 - 222. در محاسبة النفس وفرج المهموم 184 و سعد، از اين كتاب به عنوان " تاريخ " ياد شده است. در فرج المهموم 212 از هيج عنواني ياد نشده است. از اين تأليف (با عنوان " تاريخ نيسابور ") در (Sbath ص 12 ش 221) ياد شده است. ابن طاووس از متن اصلى نقل مى كند ; اين متن مفقود شده وتنها يك قطعه به شدت تلخيص شده فارسي از آن باقى مانده است. چاپ فاكسيملى اين قطعه را R. N. Frye تحت عنوان تاريخ نيشابور (1965 ,) Hague همراه با قطعه أي از " السياق " عبد الغفار الفارسى (م 529) ومنتخب متن " الفارسى " از ابراهيم بن محمد الصرافينى (م 641) عرضه كرده است. نك‍: بحث در ; Bulliet , Patricians , pp. xi - xii مقدمه J. van Ess بر فهرست اعلام Habib Jaouiche بر " سياق " الفارسى ;) The Histories of Niscapur: ' Abdalgafir al - Farisi , Siyaq Ta , tih Maisabur. (1984 , Register der Personen - und Ortsnamen , Wiesbaden ابن طاووس قطعاتي از زندگى نامه هاي ذيل را نقل ; تلخيص ويا به آنها اشاره كرده است: فلاح 69 / 67: ابراهيم بن عبد الرحمن بن سهل در مجلد سوم (مق‍: [ Naysabur از اين پس نيسابور خواهيم نوشت. م ] برگ 19 - ر) ; بحار: رجاء بن عبد الرحيم (مق‍: نيسابور برگ 11 - پ) ; اقبال 15 - 16 / 545: الحسين بن بشير بن القاسم در جزء دوم (يعنى: مجلد) (مق‍: نيسابور برگ 10 - پ) ; اقبال 26 / 559: نصر بن عبد الله النيشابوري [ در جزء دوم ] (مق‍: نيسابور برگ 28 - ر در ذيل مدخل: النصر بن سلمة بن عبد الله النيشابوري اللغوى) ; اقبال 253 / 20: خلف بن ايوب العامري [ در جزء دوم ] (مق‍: نيسابور برگ 11 - پ) ; اقبال 364 / 116: الحسن بن بشير [ در جزء دوم ] (مق‍: نيسابور برگ 10 - ر) ; محاسبة النفس: حسين بن احمد بن جعفر بن عبد الله (مق‍: نيسابور برگ 21 - پ، مدخل: الحسن بن احمد) ومحمد بن سعيد بن عبد الله (در " نيسابور " نيامده) ; فرج المهموم 212 - 213: طاهر بن الحسين (مق‍: نيسابور برگ 12 - ر). مورد سعد 66 از مجلد دوم اخذ شده (جزئيات بيشترى نيامده) ; سخنى كه در

[ 573 ]

طرائف * / طرائف * * آمده، بدون ذكر جزئيات بيشتر نقل شده است. مورد فرج المهموم 184 از پايان جزء هفتم اخذ شده (درباه سابور ذو الاكتاف وبناى نيشابور) (= نيسابور برگ 57 - ر سطر 19 تا برگ 57 - پ سطر 8). مورد فرج المهموم 186 - 187 وطرائف 1 ص 91 - 93 از زندگى نامه هارون الرشيد از جزء سوم اخذ شده است. در طرائف 1 هارون درباره فضائل امام حسن [ ع ] وامام حسين [ ع ] سخن مى گويد. مورد فرج المهموم در توصيف ديدار هارون از نيشابور ورفتن أو به سناباد وفوت أو در همانجا است همانگونه كه منجمان پيشگويى كرده بودند. اين جزئيات در مدخل: الرشيد در " نيشابور " (برگ 18 - ر) نيامده است. ابن طاووس در هيچ مورد از ادعاى برخى از تراجم نگاران كه حاكم نيشابورى را شيعه دانسته اند ياد نكرده است. درباره اين ادعا نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الحاكم النيشابوري " [ از: ] J. Robson وآقا بزرگ (ذريعه والنابس صص 167 - 168). آقا بزرگ در ذريعه به رياض ارجاع مى دهد. در نسخه چاپى اين تأليف مدخل كوتاهى براى " حاكم نيشابورى " وجود دارد (رياض 5 / 477) كه افندي در آنجا به مدخل پيشين درباره أو ارجاع مى دهد كه من نتوانستم آنرا پيدا كنم. احتمالا در همان مدخل است كه افندي درباره شيعه بودن حاكم مطالبي آورده است. افندي استدلال مى كند (رياض 5 / 477) كه أبو عبد الله النيشابوري كه ابن شهر آشوب در معالم (ص 133 ش 903) از أو ياد كرده همان مؤلف ماست. اگر اين درست باشد، اين نشانگر آنست كه حتى ابن شهر آشوب نيز حاكم نيشابورى را شيعه مى دانسته است. 616. * * ؟ تاريخ الوزراء / عبد الرحمن بن المبارك (زندگى در قرن سوم ؟) ذريعه 25 / 67 ش 367 فرج المهموم 135 - 136، 147 - 148 عنوان كتاب در فرج المهموم 135 (وذريعه) " كتاب الوزراء " آمده وابن المبارك " جامع " آن توصيف شده است. مورد فرج المهموم 147 - 148 مشتمل بر قطعه أي از جزء اول است. ابن طاووس مى گويد كه أو از نسخه دستنويس مؤلف استفاده كرده است.

[ 574 ]

مورد فرج المهموم 148 از جزء دوم " اخبار الوزراء " اخذ شده كه احتمالا همان تأليف است. درفرج المهموم 135 آمده است كه أبو عيسى محمد بن سعيد كتابي كه متعلق به ذو الرياستين (= الفضل بن سهل) بوده بدست آورد كه أو سال سقوط (نكبت ; يعنى سال 202) خود را پيشگويى كرده ودر كتاب نوشته بود. در مورد فرج المهموم 135 - 136 خواهر فضل ساعات آخرين حيات برادر خود را توصيف مى كند. مورد فرج المهموم 147 - 148 مربوط به أبو ايوب سليمان بن محمد وزير منصور است. مورد فرج المهموم 148 توصيف مى كند كه چگونه جعفر برمكى با منجمان درباره مبارك ترين وقت براى حركت به قصر جديد مشورت كرد. هويت مؤلف روشن نيست ; زيرا با توجه به آخرين حوادثى كه در قطعات متعلق شده توسط ابن طاووس آمده ودر دوره مامون اتفاق افتاده، تنها با دشوارى مى توان گفت كه أو عبد الرحمن بن المبارك بن فضاله بن ابى اميه است كه پدرش درسال 164 يا 165 درگذشته است (نك‍: تاريخ بغداد 13 / 211 - 216، تهذيب: 1 / 28 - 31) ; ظاهرا آنچه درباره فرزند روشن است اينكه أو به اصفهان آمده و " سالهاست كه در گذشته است " (قديم الموت) (أبو نعيم اصفهاني [ م 430 ] اصبهان 2 / 108). ديگر كانديداها كه در عدم احتمال براى تأليف اين اثر با ابن المبارك برابرند عبارتند از: أبو محمد عبد الرحمن بن ابى البركات المبارك بن على بن ابراهيم البغدادي (م اوائل رجب 604 ; نك‍: منذري، التكملة 3 / 213 ش 1024) ; أبو محمد عبد الرحمن بن ابى البركات المبارك بن محمد بن احمد البغدادي معروف به ابن المشترى (م شوال 619 ; منذري، التكملة 5 / 127 ش 1897). هر دو به عنوان " محدث " توصيف شده اند و كتابي با نام تاريخ الوزراء به هيچكدام از اينها منسوب نيست. 617. * * ؟ كتاب تشجير تهذيب الانساب / شيخ الشرف (= على بن محمد العمرى، زنده در 443 ؟) اقبال 147 / 658

[ 575 ]

در اقبال (به اشتباه) بجاى " الانساب " الانسان آمده است. شيخ الشرف لقب براى نسابه هاي مختلفى بوده است ; ازآنجا كه ابن طاووس اطلاعات بيشترى بدست نمى دهد * دشوار بتوان أو را كاملا مشخص كرد. افندي (رياض 4 / 234 - 235) نيز در اين باره آگاهى نداشته اما حدس مى زند كه أو امامى بوده است. ممكن است كه اين اشاره به أبو الحسن نجم الدين على بن ابى الغنائم محمد بن على بن محمد العلوى العمرى النسابة باشد (كه از مبسوط أو بلا فاصله قبل از اين مورد نقل شده است ; ونك‍: - > المبسوط في الانساب) وتأليف مورد بحث تشجير في الانساب باشد (درباره آن نك‍: ذريعه 4 / 183 ش 920). ابن طاووس از دستنوشته مؤلف استفاده كرده است. 618. + كتاب تأسيس التقديس / أبو عبد الله محمد بن عمر بن الحسين فخر الدين الرازي (م. ح. 606) طرائف 349 - 352 / 100 - 101، 354 - 355 / 102 اين كتاب با عنوان " اساس التقديس "، عنواني كه با آن شهرت دارد، به چاپ رسيده است (قاهره 1928) (مق‍: , " G. Anawati , " Fakhr al - Din al - Razi: tamhid li dirastat hayatihi wa mu ' allafatihi ; 203. Melanges Taha Husain , ed. A. Badawi , Cairo , 2691 , pp. 391 - 432 , at p . (332 - 331. Gilliot , " Textes " , pp موارد نقل شده مشتمل بر رواياتي در باب " تشبيه " است كه غلظت فراوانى دارد وابن طاووس براى بى پايگى عقيده تجسيم از آنها ياد كرده است. رازى در " تأسيس " در كنار روايات تشبيه، تأويلاتي براى دفع تشبيه موجود در ظاهر روايات ارائه مى دهد. ابن طاووس تأويلات أو را نياورده اما اين راكه رازى مشبهان را بطور عمومى محكوم كرده از وى نقل مى كند (طرائف 354 - 355 / 102). 619. * * كتاب في تسمية مولانا على بامير المؤمنين / القاضى أبو الحسن على بن محمد


. اين كتاب چه نسبتى با كتاب تهذيب الانساب ابى الحسن محمد بن ابى جعفر شيخ الشرف العبيدي النسابة (م 435) (قم 1412) دارد ؟ م (*)

[ 576 ]

بن عبد الله القزويني (زندگى در اواخر قرن چهارم). اليقين 35 - 37 / 186 - 190 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 267 ش 693. قزويني از هارون بن موسى التلعكبرى (م 385) (مق‍: النابس، ص 129) روايت مى كند وبنا به گفته نجاشى أو اولين كسى است كه در سال 356 تأليفات عياشي را به بغداد آورد. أو احتمالا همان أبو الحسن على بن محمد بن عبد الله القاضى القزويني (درباره أو نك‍: تاريخ بغداد 12 / 85، القزويني 3 / 408 - 409) است. ابن طاووس بر چنين باور است كه نسخه أو در حيات مؤلف كتابت شده بوده است. زماني كه ابن طاووس از تسمية با عنوان " برواية القاضى... القزويني من رجالهم " ياد مى كند نامحتمل است كه مقصود أو اين باشد كه قزويني سنى بوده بلكه بيشتر مقصود أو آنست كه وى از راويان سنى نقل كرده است. 620. * * كتاب التواقيع من اصول الاخبار / أبو طالب عبد الله بن الصلت القمى (زندگى در اوائل قرن سوم) فرج المهموم 3، 114 - 115 درباره مؤلف نك‍: نجاشى ص 217 ش 564 ; طوسى، فهرست ص 134، ش 449. نجاشى براى أو تنها از كتاب التفسير ياد مى كند در حالى كه طوسى يك " كتاب " براى أو مى شناساند. در فرج المهموم ص 3 از مؤلف با عنوان " صاحب التواقيع " ياد كرده كه هويت وى روشن است چرا كه ابن طاووس در آنجا به روايتي اشاره مى كند كه متن كامل آنرا در فرج المهموم 114 - 115 (واز آنجا بحار 58 / 255) آورده است (محقق به اشتباه چنين فرض كرده كه ارجاع به عبد الله بن جعفر الحميرى است، نك‍: فرج المهموم 3 پاورقى 1). نيز نك‍: - > التوقيعات. 621. كتاب التوحيد / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 4 / 482 ش 2154 فلاح 99 / 94

[ 577 ]

حديث نقل شده (درباره معناى الله اكبر) درصص 312 - 313 چ تهران 1387 " التوحيد " موجود است. 622. * * تأويل آيات تعلق بها اهل الضلال / عبد الرشيد بن الحسين بن محمد الاسترابادي (زندگى در اوائل قرن چهارم) ذريعه 3 / 303 ش 1128 سعد السعود 23 / 272 عنوان كتاب در رياض (3 / 116) " تأويل الايات التى تعلق... " آمده است. به سعد به عنوان تنها اشاره براى وجود چنين كتابي اشاره شده است. ابن طاووس در نسخه أي كه آغاز نداشته استفاده كرده است. مورد نقل شده از كراسه هفدهم برگ 7 - پ مربوط به معاني مختلف " فرقان " مى باشد. افندي ياد آور مى شود كه سعد مشتمل بر نقلى از كتاب " تأويل " در تفسير " يس " در قرآن است. اين در صورتي درست است كه " تأويل " و " مناقب النبي والائمة " را يك تأليف بدانيم اما همانطور كه گذشت فرض افندي بر اين است كه اينها يك تأليف نيستند. 623. (*) تأويل ما نزل (يا: ينزل) من القرآن الكريم في النبي (وآله) (يا: في اهل البيت) / أبو عبد الله محمد بن العباس بن على بن مروان بن الماهيار البزاز معروف به ابن الجحام (زنده در 328) ذريعه 3 / 306 ش 1132 ; 4 / 241 ش 1179 ; 19 / 29 ش 151 محاسبة النفس 18 - 19 / 8 - 9 سعد السعود 10، 73، 80، 90 - 109 طرائف * برگ 103 - ر، پ / طرائف * * برگ 132 - ر [ ند طرائف 384 / 116 ] اليقين 79 - 92 / 279 - 303، 176 / 461، 189 / 489 درباره مؤلف (كه نام وى بعضا به اشتباه " ابن الحجام " آمده) نك‍: نجاشى ص 379 ش

[ 578 ]

1030 ; طوسى، فهرست 181 ش 652 ; معالم ص 143 ش 1004 ; عاملي، امل 2 / 291 ; رياض 2 / 20 ; 5 / 145 - 146 ; تنقيح ش 10907 ; اعيان 45 / 263 ; نوابغ ص 275. عنوان فوق در سعد واليقين 79 / 279 آمده، به استثناى آنكه ارجاعات در سعد 73، 80 به " كتاب ابن الجحام " مى باشد. عناوين ديگرى كه ابن طاووس ياد كرده عبارتند از: كتاب ما نزل من القرآن في النبي (طرائف * / طرائف * *، ترجمه فارسي طرائف 184، اليقين 176 / 461، 189 / 489) ; فيما نزل من القرآن في النبي (اليقين 87 / 294) والائمة (محاسبة النفس). ابن الحجام قرآن شناس (كذا) بوده است: شيخ طوسى هفت كتاب در موضوعات قرآني به أو نسبت مى دهد از جمله: كتاب التفسير الكبير وكتاب تأويل ما نزل في النبي ; همه هفت عنوان را ابن شهر آشوب (معالم ص 143 واز آنجا عاملي، امل 2 / 191، رياض 5 / 145) ياد كرده است. نجاشى به نوبه خود از كتاب ما نزل من القرآن في اهل البيت ياد كرده است ; اين بويژه از اليقين روشن است كه " كتاب ما نزل " و " فيما نزل " وتأويل ما نزل " عناوين يك كتاب هستند ; همانطور كه با توجه به گفته شيخ طوسى آگاهيم كه اين كتاب غير از " كتاب تفسير الكبير " است (كه ابن طاووس از آن نقل نكرده است). بنظر مى رسد كه آقا بزرگ (ذريعه 4 / 241) در فرض اتحاد بين " كتاب التفسير " و " كتاب ما نزل " ونيز درفرض اين كه " كتاب ما نزل " غيراز " تأويل ما نزل " است اشتباه كرده است. تأليفي كه ابن طاووس از آن نقل كرده بسيار مورد احترام بوده است (نجاشى ص 379: وقال جماعة من اصحابنا انه كتاب لم ينصف في معناه مثله ; نقل شده در: اليقين 79 / 279 ; مق‍: 2 / 433). اين كتاب بايد طول قابل ملاحظة أي داشته باشد: نجاشى گزارشى نقل كرده مبنى بر اينكه هزار برگ داشته است. نسخه خود ابن طاووس مشتمل بر دو مجلد ضخيم (اليقين 79 / 279) وداراى قطع " نصف " (سعد 90، 102) بوده كه نخستين آنها پنج جزء ودومى سه جزء داشته است. اين نسخه أي مبتنى بر نسخهاى مشتمل بر دو جزء بوده كه يكى توسط فرد ناشناخته أي با نام احمد بن الحاجب الخراساني با تاريخ صفر 338 (مق‍: نوابغ ص 22) وديگرى توسط أبو جعفر الطوسى با تاريخ جمادى الثاني 433 كتابت شده بود.

[ 579 ]

كتاب " تأويل ما نزل " مشتمل بر روايات فراوان تفسير بوده است: ابن طاووس به متن هايى اشاره كرده كه داراى شش (سعد 91)، بيست (سعد 102، 108) يا بيشتر (اليقين 176)، پنجاه (سعد 99)، پنجاه ويك (سعد 91) وحتى نود (سعد 96) سند بوده است ; براى تأثير بيشتر مناظره أي بحث، اين اسانيد، اغلب مشتمل بر راويان غير شيعي بوده است (محاسبه، سعد 96، اليقين 79). ابن طاووس بخشهايى از تفسير آيات ذيل را نقل مى كند ; الف: از مجلد اول: آيه 212 بقره (جزء اول، كراسه چهارم برگ 9 - ر = سعد 90 - 91)، 61 / آل عمران (آية المباهلة) (جزء دوم، شماره كراسه نيامده، برگ 6 - ر = سعد 91 - 94)، 106 / آل عمران (اليقين 80)، 55 / مائده (جزء سوم برگ 1 - پ = سعد 95 - 97)، 172 / اعراف (اليقين 80 - 82)، 105 / توبه (جزء چهارم برگ 39 - ر = محاسبه 18، سعد 97 - 98)، 17 / هود (سعد 73)، 7 / رعد (سعد 99 - 100، اليقين 189)، 91 / نحل (اليقين 82 - 83)، 1 / اسراء (جزء پنجم برگ 55 - ر = سعد 100 - 101، اليقين 83 - 88)، 26 / اسراء (جزء پنجم، آخرين كراسه، 83 برگ از آخر = سعد 101 - 102)، 34 - 35 / اسراء (اليقين 88) ; بنظر مى رسد مى رسد كه مجلد اول در نيمه سوره اسراء خاتمه مى يابد) ; ب: از مجلد دوم: 19 / حج (جزء اول، كراسه دوم برگ 1 - ر = سعد 102 - 104)، 214 / شعراء (جزء دوم، كراسه پنجم پايان برگ 1 - پ = سعد 104 - 105، جزء دوم، كراسه پنجم برگ 2 - پ = سعد 105 - 106)، 33 / احزاب (آية التطهير) (جزء سوم برگ 2 - ر = سعد 106 - 107)، 32 / فاطر (جزء سوم كراسه پنجم برگ 7 - پ = سعد 80، 107 - 108)، 26 / فتح (طرائف * / طرائف * *، اليقين 88 - 89)، 8 / النجم (اليقين 89 - 91)، 4 / تحريم (اليقين 91 - 92)، 27 / ملك (اليقين 92)، 12 / الحاقه (جزء سوم، كراسه دوازدهم، آخر برگ 9 - ر = سعد 108)، 7 / البينة (جزء سوم، كراسه شانزدهم برگ 4 - ر = سعد 108 - 109). (تفسير آيه 69 / نساء نيز در اربلى، كشف 1 / 87 نقل شده است). حداقل يكى از دو مجلد نسخه ابن طاووس به دست الحسن بن سليمان الحلى رسيده (نك‍: مختصر صص 172 - 174، 205 - 211، مق‍: بحار 53 / 109) كه

[ 580 ]

متاسفانه روشن نكرده كه در كجا وچه زماني آنرا يافته است. اين يكى از موارد اندكى است كه كتابي از كتابخانه ابن طاووس را كسى بعد از وفات أو ديده است (مق‍: - > كتاب خطب لمولانا امير المؤمنين). حلى (مختصر صص 173، 206) مى گويد: ابن طاووس اين تأليف را از فخار بن معد (م 630) روايت كرده است ; اين مطلب مكمل اطلاعي است كه در اليقين آمده كه براساس آن، ابن طاووس آنرا به علاوه از حسين بن احمد السوراوى در جمادى الثاني 607، على بن يحيى الخياط در ربيع الاول 609 واز اسعد بن عبدالقاهر الاصفهانى در صفر 635 (اليقين 79 - 80 / 279 - 280 ; مق‍: باب اول فصل اول) روايت كرده است. حلى مى افزايد: ابن طاووس در حاشيه نسخه خود مدخل " ابن الجحام " را از نجاشى نوشته است (مختصر صص 172 - 173، 205 - 206 ; در ص 173 بجاى " الكشى " النجاشي بخوانيد). ابن طاووس بعدا اين مدخل را در اليقين درج كرده است (نك‍: اليقين 79 / 279). حلى تعداد مجلدات نسخه ابن جحام را مشخص نمى كند اما قابل توجه است كه همه قطعات نقل شده توسط أو، از مجلد دوم اخذ شده است (اين نقلها از تفسير آيه هاي 4 / شعراء، 82 / نمل ; 85 / قصص، 21 / سجده، 81 / زخرف، 56 / نجم، 16 / جن و آيه 6 / نازعات اخذ شده است). آيا حلى مجلد اول را نيز ديده است ؟ شاهد روشنى بر آن وجود ندارد ; از يك سو عدم نقلى از آن دليلى قوى بر عدم رؤيت آن است ; اما از طرف ديگر چنين مناسب به نظر مى رسد كه مدخلى كه از نجاشى آورده در مجلد اول نوشته شده باشد. حقيقت هر چه باشد بعد از آن اطلاعي از مجلد اول نسخه ابن طاووس در دسترس نيست. در برابر ممكن است كه مجلد دوم تا دوران صفوي باقى مانده باشد. شرف الدين على الحسينى الاسترابادي النجفي عالم قرن دهم در تفسير خود با نام " تأويل الايات الظاهره في فضائل العترة الطاهره " بطور وسيعى از تأويل ما نزل نقل مى كند. نقلهايى كه أو در تفسير خود بر شانزده سوره نخست آورده به توسط سعد و اليقين مى باشد (نك‍: باب دوم فصل ششم)، اما از شروع تفسير آية 73 / اسراء أو مستقيما از ابن جحام نقل مى كند كه نشانگر آنست كه نسخه اين بخش را در دست داشته است

[ 581 ]

(نك‍: نجفى ص 284). هاشم البحراني اين مطلب را تأييد مى كند، كه برهان أو مشتمل بر قطعات متعددى از جحام است كه به توسط نجفى نقل شده اند (نك‍: البرهان 1 / 30) ; بحراني مى گويد: نجفى تنها از نيمه تفسير سوره اسراء (آيه 73 اسراء، نك‍: البرهان 2 / 433 - 434) تا پايان كتاب تفسير داشته است. اين مطابق است با آنچه ما از مجلد دوم نسخه ابن طاووس مى دانيم ; بنابراين محتمل است كه نجفى نسخه ابن طاووس را در دست داشته است. در نهايت سؤال اين است كه آيا تأليف ابن جحام باقى مانده است يا نه ؟ آقا بزرگ (ذريعه 4 / 241 ش 1179) چنين مى انديشد كه نسخه ناقصى كه در دست هبة الله شهرستانى است، در واقع كتاب تأويل ما نزل مى باشد ونيز اينكه احتمالا نسخه هاي ديگرى نيز باقى مانده. اما تاكنون ادامه وجود اين تأليف ثابت نشده است. 624. * * التوقعيات / أبو العباس عبد الله بن جعفر بن الحسين الحميرى (زنده در 297) ذريعه 4 / 501 ش 2247 ; 10 / 260 ش 877 فرج المهموم 114 - 115 شيخ طوسى (فهرست 132 ش 441) از اين تأليف با عنوان " كتاب المسائل (ذريعه: الرسائل) والتوقيعات " ياد كرده است ; اين عنون اشاره به جوابهاى مكتوب امامان مى باشد. حديث نقل شده در فرج المهموم (كه ابن طاووس آنرا از كتاب التواقيع عبد الله بن الصلت نيز نقل مى كند) سخن امام كاظم [ ع ] درباره پيشگوييهاى منجمان درباره وفات برخى از اشخاص مى باشد (چنين پيشگوييهاى را " قطع " مى خوانند ; مق‍: 321. Matar / ArOr , p 625. + التوراة سعد 6 - 7، 40 - 47 ابن طاووس نسخه قديمي ترجمه عربي تورات را در كتابخانه جد خود ورام بن ابى فراس (سعد 6) يا بنا به آنچه در سعد 40 آمده، در كتابخانه فرزندان ورام يافته است. أو

[ 582 ]

از آن نسخه أي براى خود تهيه كرد وآنرا به كتابخانه خود افزود. ابن طاووس مواردي را كه نقل كرد با مشخص كردن كراسه وبرگ ويا سفر واصحاح يا فصل مى شناساند ; در مواردي نيز با تركيب هر دو شيوه جاى آنرا مشخص مى كند (چنانكه در سعد 44: من الاصحاح السادس من السفر الثاني من القائمة الرابعة من الوجهة الاولى من الكراس السابع). شماره فصول با تقسيم فصلهاى امروزى كه چندين قرن پس از وفات ابن طاووس تعيين شده سازگار نيست. به عنوان مثال مطالب مربوط به صحراى فاران كه اسماعيل در آن زندگى مى كرده از سفر پيدايش فصل 13 (الاصحاح الثالث عشر من السفر الاول) (سعد 46) نقل شده در حالى كه در تقسيم امروزى در سفر پيدايش باب 21 آمده است ; بيان درگذشت يعقوب (در سن 147 سالگى) وهارون از سفر پيدايش باب 33 وسفر اعداد باب 14 (به ترتيب) نقل شده اند (سعد 43 - 44) (برخلاف سفر پيدايش باب 47 وسفر اعداد باب 20) ; " وبركت دادن موسى " از جزء مربوط به سفر تثنيه باب 20 (سعد 46) (برخلاف سفر تثنيه باب 33 در تقسيم فصلى). ابن طاووس بعضى از مطالب كتاب مقدس را براى پيشبرد عقايد شيعي استفاده مى كند ; به عنوان مثال: منزلت امام على [ ع ] نسبت به رسول خدا [ ص ] مساوى با منزلت هارون نسبت به موسى [ ع ] است (به استثناى آنكه على [ ع ] پيامبر نبوده است) (سعد 43). در اين باره بايد تحقيق شود كه چه ارتباطى ميان اين ترجمه با ترجمه هاي ديگر تورات در قرون ميانه وجود دارد (درباره آن نك‍: ,. J. Blau in Enziklopedyah Mikra ' it) Encyclopaedia Biblica (, ed. B. Mazar et al Jerusalem , 2791 - 28 , VIII , pp. 458 , art. " Bible: Arabic Translations " ] in. ([ Hebrew 626. ثواب الاعمال / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 5 / 18 ش 77 فلاح 11 - 12 / 9 اقبال 104 / 627، 116 - 117 / 634 - 635، 135 - 142 / 649 - 655، 146 / 658، 156 - 162 / 665 - 670، 165 - 166 / 674، 173 -

[ 583 ]

175 / 681 - 682، 178 - 179 / 684، 185 / 689، 187 - 190 / 690 - 693، 217 - 221 / 719 - 724، 487 / 272، 525 / 310، 548 - 549 / 332. بيشتر نقلها مربوط به ثواب برخى از اعمال هستند: روزه گرفتن در روزهاى مختلف رجب (اقبال 116 / 634 تا 175 / 682 ازباب " ثواب صوم رجب " درثواب الاعمال، نجف 1392 صص 53 - 58) شعبان (اقبال 178 / 684 تا 221 / 724 از باب " ثواب صوم شعبان " ثواب الاعمال 58 - 63)، روزه روز 25 ذى قعده (اقبال 525 / 310 = ثواب ص 79)، نماز در شب عيد فطر (اقبال 487 / 272 = ثواب ص 75)، زيارت قبر امام حسين [ ع ] (اقبال 548 - 549 / 332 از باب " ثواب من زار قبر الحسين " در ثواب صص 85 - 98). مورد فلاح = اقبال 104 / 627 درباب " ثواب من بلغه شئ من الثواب فعمل به " (ثواب ص 132) آمده است. 627. * * كتاب ثواب الاعمال / أبو محمد جعفر بن سليمان القمى (زندگى در اوائل قرن چهارم) ذريعه 5 / 17 ش 72 فلاح السائل 221 - 222 / 202، 232 / 212، 248 / 225، 279 / 253 اقبال 331 / 86 جمال الاسبوع 418 درباره مؤلف نك‍: نجاشى صص 121 - 122 ش 312 (در آنجا به كتاب ثواب الاعمال اشاره شده است) ; نوابغ ص 71. ابن طاووس أو را به عنوان " من اصحابنا الثقات " توصيف مى كند (فلاح 221 / 202). در اقبال (در آنجا از اين تأليف تنها با عنوان " كتاب " ياد شده) امام صادق [ ع ] مى فرمايد كسانى كه سر وصورت خود را با يك مشت گلاب بشويند در تمام دوران سال از فقر ومرض در امان خواهند بود (نقل شده در بحار 76 / 144 ; نك‍: توضيحات مجلسي درباره اين حديث: بحار 97 / 350) (آنچه از محتواى اين حديث مى توان بدست آورد اينكه كتاب مورد بحث،

[ 584 ]

كتاب ثواب الاعمال مى باشد. موارد فلاح وجمال در فضيلت نمازهاى مختلف مستحبى است. برخى از نقلها از شيخ طوسى روايت شده كه شايد نشان آن باشد كه توسط يكى از تأليفات وى نقل شده اند. 628. + ثواب القرآن وفضائله / أبو عبد الرحمن احمد (بن على) بن شعيب بن على النسائي (م 303) سعد السعود 22، 260 در سعد 260، بجاى " السامى " النسائي بخوانيد. در سعد 22 (كه در بيان فهرست مطالب سعد مى باشد) تنها از نام مؤلف ياد شده است ; علت آن اين است كه عنوان در اصل در پايان عبارتي در فهرست مطالب كه مشتمل بر تأليفات ياد شده در سعد صص 252 - 260 بوده قرار داشته اما آن عبارت در سعد السعود چاپى سقط شده است (مق‍: - > ابن طاووس، سعد). روايت نقل شده در سعد 260 (درباره فضيلت استمداد از خداوند با خواندن معوذتين) با همين سند در " فضائل القرآن " نسائى (تحقيق، فاروق حمادة، كازابلانكا 1400 (صص 100 - 101 آمده است. عنوان فضائل القرآن را محقق بدان داده است ; عنوان آن در نسخه أي (كتابخانه سلطنتي رباط ش 5952) كه اين چاپ بر آن مبتنى است " ثواب القرآن " مى باشد. روايت نقل شده (با همين سند) در " سنن النسائي " در باب " كتاب الاستعاذة " (قاهره 1348) ج 8 صص 253 - 254 آمده است. 629. + التبر المسبوك في نصيحة الملوك / أبو حامد الغزالي (م 505) فرج المهموم 176 اين تأليف (كه در اصل به فارسي تأليف شده) گاهى از آن با عنوان نصيحة الملوك ياد مى شود ; نك‍: 61. Bouyges - Allard , p، وبويژه: P. Crone , " Did al - Ghazali write a Mirror for Princes ? On the Authorship of. 191 - 167. Nasihat al - muluk " , JSAI , 01 , 7891 , pp همانطور كه Crone نشان داده دومين بخش متن (يا: نصيحة الملوك 2 [ 2 ] NM كه

[ 585 ]

(برخلاف بخش نخست) به باب هاي چندى تقسيم شده تأليف غزالي نيست بلكه مؤلف ناشناخته جوان تر معاصر وى آنرا تأليف كرده واندكى بعد از وفات غزالي بدو منسوب شده است. ابن طاووس مى گويد كه مورد نقل شده درفرج المهموم (درباره جاماسب الحكيم) از باب اول گرفته شده است (احتمالا از 2 ;) NM اين مورد در چاپ قاهره 1317 سقط شده اما در چ جلال الدين همائى از متن فارسي (تهران 1351 ش، ص 95) وتحقيق H. D. Isaacs از تحرير عربي آمده است، (پايان نامه دكتراى چاپ نشده منچستر 1956 ; اين تحقيق برمبناى نسخه 210. Bodleian Laud. Or مى باشد). ترجمه Bagley از بخش مربوط به شاهان ايراني بر مبناى Issacs همراه با يك نسخه عربي ديگر بوده وعبارت مربوطه چنين است: بعد از أو جاماسب حكيم كه دانش نجوم داشت ودر باره آنها پيشگوييهاى درستي مى كرد [ بر سر كار آمد ] حكومت أو براى يكسال وشش ماه به درازا كشيد.. (53.) F. R. C Bagley ] tr. [ , Ghazali ' s Book of Counsel for Kings , Oxford , 4691 , p اين عبارت در نسخه عربي كه همائى در يك پاورقى در ص 88 چاپ فارسي أو اشاره كرده آمده است. (من براى ارجاع به اين چاپ مديون دكتر Crone هستم.) جاماسب شاه ساسانى (حكومت حدود 496 - 498 م) برادر قباد اول بوده است ; حكومت قباد بين سالهاى 488 - 531 بوده به استثناى دوره أي كه موقتا به نفع برادرش جاماسب بركنار شده بود. نك‍: R. N. Frye , " The Political History of Iran yynder the Sasanids " , The Cambridge. History of Iran , vol. 3) 1 (: The Seliucid , Parthian and Sasanian Periods , ed. E. 178 , 150. Yarshater , Cambridge , 3891 , pp. 611 - 081 , at pp نبايد أو را با جاماسب حكيم دوره زرتشت خلط كرد (با معذرت از Matar ص 350) (مق‍: - > احكام جاماسب الحكيم). 630. التبيان في تفسير القرآن / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 3 / 328 ش 1197 اقبال 302 - 303 / 64، 396 / 167، 423 / 194

[ 586 ]

محاسبة النفس 16 - 17 / 7 سعد السعود 9 / 64، 66 - 69، 71 - 76، 78، 86، 149 - 151، 171 - 173، 207، 268، 277، 279، 287 - 291، 294 - 296 ابن طاووس يك نسخه دو جلدى از اين تأليف داشته است ; با توجه به حجم تبيان هر كدام از مجلدات بايد بسيار بزرگ بوده باشد ; ابن طاووس يادآورمى شود كه مجلد اول داراى قطع بزرگ " نصف الورقة الكبيرة " بوده است. اين كتاب مشتمل بر پنج جزء در قطع " ربع " بوده است (سعد 64) ; مشكل است تصور كنيم كه در يك مجلد نصف الورقة، پنج جزء در قطع ربع قرار گيرد. درباره مجلد دوم جزئياتي بدست داده نشده است اما بر اساس آنچه از آن نقل شده آن نيز بايد مشتمل بر پنج جزء بوده باشد. موارد ذيل از مجلد اول اخذ يا به آن اشاره شده است: سعد 64 (كراسه چهارم بديهى است كه از جزء اول - برگ 1 آيه 56 / بقره) در طوسى تبيان، 1 / 64 آمده است به استثناى آنكه جمله اول در سعد 64 در نسخه چاپى تبيان سقط شده است ; سعد 66 (جزء دوم كراسه دهم برگ 4 - ر) = تبيان 2 / 295 (249 / بقره) ; سعد 67 - 68 (جزء سوم كراسه شانزدهم برگ 5 - پ) = تبيان 3 / 198 - 199 (39 / نساء) ; سعد 69 (كراسه بيست ويكم - ظاهرا از جزء چهارم - برگ 2 - پ) = تبيان 3 / 574 (67 / مائده) ; سعد 71 (جزء پنجم كراسه سى ام برگ 7 - پ) = تبيان 5 / 167 (1 / توبه). موارد ديگر از مجلد دوم نسخه مى باشد: سعد 72 - 73 (جزء اول كراسه اول برگ 3 - پ) اشاره به تبيان 5 / 460 - 461 (17 / هود) ; سعد 73 - 74 (جزء دوم كراسه هشتم، صفحه اول... [ شماره برگ نيامده ]) = تبيان 7 / 35 (28 / كهف)، سعد 75 (جزء سوم كراسه اول برگ 1 - پ) = تبيان 7 / 131 - 132 (7 / قصص) ; سعد 76 جزء چهارم كراسه بيست وسوم برگ 3 - ر) = تبيان 9 / 195 (31 / زخرف) ; سعد 78 (جزء پنجم، كراسه بيست وهفتم برگ 4 - ر) = تبيان 10 / 7 (6 / جمعه). موارد ديگر (كه بدون اشاره به نسخه آمده عبارت است از: محاسبة 16 - 17 / 7 = تبيان 5 / 295 (105 / توبه) ; سعد 86 (اشاره به تفسير طوسى از " مستهزؤن " در آيه

[ 587 ]

95 / حجر در تبيان 6 / 356) ; سعد 149 - 151 = تبيان 2 / 107 - 108 (180 / بقره) ; سعد 171 - 173 = تبيان 7 / 456 - 457 (55 / نور) ; سعد = 207 تبيان 9 / 313 (1 / فتح) ; سعد 268 = تبيان 8 / 531 (147 / صافات) ; سعد 277 (اشاره به آيه 98 / انعام) = تبيان 4 / 213 - 214 ; سعد 279 = تبيان 10 / 438 (آخرين صفحه تفسير). مورد سعد 287 - 291 و 294 - 296 مشتمل بر موادى از تبيان درباره سوره هاي مكى ومدنى وتقسيم سوره ها به آيات مكى ومدنى است. مورد اقبال 302 - 303 / 64 نقلى از تفسير طوسى مربوط به آيه اول سوره قدر (تبيان 10 / 385) مى باشد ; دو مورد ديگر اقبال اشاره به همان عبارت دارد. ابن طاووس غالبا تبيان را به عنوان يك تفسير استاندارد شيعي مى شناساند اما بعضا أو ترديدي در اختلاف نظر با مؤلف به خود راه نمى دهد. مثلا در تفسير آيه 28 / كهف، شيخ طوسى از سه نوع صبر ياد مى كند. سومين اين سه صبر كه مباح وجايز است مشتمل بر صبر بر اعمالي است كه از نگاه دين ارزش مثبت ومنفى نداشته وجزء عبادات نيستند (المباحات التى ليست بطاعات الله) (طوسى، تبيان 7 / 35 نقل شده در سعد 73 - 74) ; ابن طاووس اين انديشه را كه مكلف مى تواند كارهايى را كه از نظر دينى فاقد ارزش مثبت يا منفى انجام دهد، رد مى كند. به نظر أو از آنجا كه نعمت هاي خداوند براى انسان دائمي است انسان نيز بايد دائما شكر گزار بوده واين شكر را در اعمال خويش نشان دهد (آداب الاعتراف). حتى اعمالي كه به ظاهر فاقد هيچ گونه ارزش مثبت ومنفى است (مثل خوردن، لباس پوشيدن وسفر كردن) بايد به گونه أي كه با شكر گزارى انسان سازگار باشد انجام شود. انديشه " عمل مباح " تنها براى افرادي معنى دارد كه مكلف نيستند يعنى حيوانات وانسانهايى (مثل كودكان) كه وظيفه أي براى عمل به احكام ندارند (سعد 74 - 75 وبويژه فتح الابواب 167 - 173). 631. * + التحفة في الادعية / عبد الرحمن بن محمد بن على الحلواني (يا: الحلواني) (م 546) ذريعه 3 / 401 ش 1441

[ 588 ]

اقبال 109 / 630 درباره مؤلف كه فقيه حنبلي ومتخصص در علوم قرآني بوده نك‍: ابن رجب، ذيل 1 / 221 - 222 ; صفدى 18 / 250 ; شذرات 4 / 144. عنوان در اقبال " كتاب التحفة " آمده است. آقا بزرگ اين كتاب را با تحفة المؤمن (درباره آن نك‍: مث‍: البلد ص 503) يكى مى داند وبراين باور است كه فراوان در اقبال از آن نقل شده است (گفته أي كه آنرا از اقبال نمى توان تأييد كرد). 632. + - كتاب العدة / أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسى (م 460) ذريعه 15 / 227 ش 1488 فرج المهموم 42 عنوان فوق در فرج المهموم آمده است. در فهرست طوسى (ص 193 ش 713) ونيز در نجاشى (ص 403 ش 1068) عنوان آن " كتاب العده في اصول الفقه " آمده است ; نسخه هاي چاپى اين تأليف (تهران 1314، نجف 1403) داراى عنوان " عدة الاصول " مى باشد. ابن طاووس در تأييد نظر طوسى در پذيرش اخبار آحاد به عنوان مبناى فتوى اشاره كرده (بر خلاف نظر شريف مرتضى) است. براى جزئيات بيشتر نك‍: R. Brunschvig , " Les usul al - fiqh imamites a leur stade ancien) X et XI 213 - 201. siecles (" , Le shi ' isme imamite , Paris , 0791 , pp 633. كتاب العمدة / أبو الحسن يحيى بن الحسين الحلى الواسطي ابن البطريق (م 600 يا 606) ذريعه 15 / 334 ش 2155 طرائف موارد فراوان عنوان كامل كتاب " العمدة في عيون صحاح الاخبار في مناقب امام الابرار " است. ابن طاووس (يا عبد المحمود، نامى كه ابن طاووس در طرائف برخود گذاشته ; نك‍: باب دوم فصل دوم) توضيح مى دهد كه أو در طرائف براى بسيارى از روايات اهل سنت بر

[ 589 ]

" عمده " متكى بوده است. أو مى افزايد: بيشتر اين روايات را با نسخه هاي اصل مقايسه كرده ودريافته است كه موارد نقل در عمده، عينا در متون موجود است. در جايى كه يك تأليف نسخه هاي متعددى دارد، غالبا اختلاف قراءات نيز مطرح است، اگر خواننده ملاحظة كند كه عبارتي در يك نسخه خاص با عبارت موازي آن در عمده اختلاف دارد، نبايد در متهم كردن صاحب عمده تعجيل كند (طرائف 12 - 14 / 4 - 5). ابن طاووس مى گويد: در مواردي كه اهميت داشته اما مطلب بطور كامل در عمده نيامده مستقيما از متن اصلى آن را تكميل كرده است. كتب عمده أي (همه آنها از اهل سنت هستند) كه در عمده مورد استفاده قرار گرفته عبارت از صحاح سته (يا مستقيما يا به توسط الجمع بين الصحيحين حميدي يا الجمع بين الصحاح السته عبدرى)، مسند احمد، كتاب الولاية از مسعود السجستاني، مناقب ابن المغازلى، كتاب الفردوس (ابن) شيرويه الديلمى والكشف والبيان ثعلبى (نك‍: ابن بطريق، عمده ص 3، طرائف 14 - 15 / 5) مى باشد. روش ابن طاووس در نقل ازعمده، برخلاف روش أو در استفاده از ديگر منابع است: أو در هر مورد خاصى تكيه اش بر ابن بطريق را يادآورى نكرده وظاهرا همان سخن كلى خود را درباره عمده كافى مى داند. زماني كه موردى در عمده وطرائف آمده باشد، اصولا نمى توان معين كرد كه از ابن بطريق نقل مى كند يا از منبع اصلى ; اما يك نشانه گويا براى مواردي كه مستقيما از ابن بطريق استفاده كرده وجود دارد ; در اين موارد ابن طاووس اين عبارت را بكار مى برد " النسخة المنقول منها " وعباراتي شبيه آن ; بعنوان مثال در يك مورد ابن طاووس بدين صورت از بخارى نقل مى كند: ورواه البخاري ايضا في صحيحه في الجزء الرابع على حد ربعه الاخير من النسخة المنقول منها (طرائف 52 / 14 ; نك‍: ابن بطريق، عمده صص 63 - 64 واز آنجا بحار 37 / 264). در مورد ديگر به كراسه مورد بحث با اين عبارت اشاره مى كند " وروى مسلم في صحيحه في الجزء الخامس على حد كراسين من اوله من النسخة المشار إليها " (طرائف 112 - 113 / [ ند 28 ]. نك‍: عمده ص 24 ; مق‍: ابن بطريق، خصائص 52 - 53). براى مثالهاى ديگر نك‍: ارجاعات ذيل - > صحيح بخارى ومسلم.

[ 590 ]

ابن طاووس از نسخه أي از كتاب عمده در كتابخانه نظاميه ياد مى كند (طرائف 12 / 4) ; اين مى تواند نسخه أي باشد كه مورد استفاده وى قرار گرفته است. از نسخه هايى از طرائف كه ملاحظة شد، تنها در ترجمه فارسي طرائف (ص 9) ازنام ابن بطريق ياد شده است (محقق طرائف نيز آنرا آورده است) ; در نسخه هاي ديگر از أو تنها با عنوان يك مؤلف شيعي ياد كرده است. به گفته ابن طاووس، عمده مشتمل بر 918 روايات در فضايل امام على [ ع ] است كه از منابع سنى انتخاب شده است. در چاپ 1309 ايران اين تأليف (ص 9) تعداد اين روايات 913 ياد شده است. 634. * * كتاب العمدة في الاصول / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 15 / 333 ش 2153 طرائف 120 / [ ند 29 ] عنوان مذكور در طرائف 1 آمده است (ودر بحار 23 / 112 - 113 به نقل از طرائف). عنوان آن در ترجمه طرائف (50) " عمده در علم اصول " آمده است. (اين قطعه از طرائف * / طرائف * * سقط شده است.) آقا بزرگ به تبع نجاشى عنوان را " كتاب العمد في الامامة " ياد مى كند ومى افزايد: در طرائف به آن با عنوان " العمدة " اشاره شده است. بنابراين بايد عبارت نسخه مورد استفاده آقا بزرگ با طرائف 1 ونسخه عربي كه مترجم فارسي در اختيار داشته متفاوت باشد ; مق‍: مكدر موت ص 34 ش 81. شيخ مفيد در قطعه نقل شده از حديث ثقلين براى اثبات عقيده امامية بر نص جلى استفاده مى كند. 635. + كتاب الام / أبو عبد الله محمد بن ادريس شافعي (م 204) طرائف 478 / 146 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 1 / 486 - 488. شافعي در مورد نقل شده (= الام ج 1، بيروت 1393 ص 85) " تثويب " [ گفتن الصلاة خير من النوم در اذان صبح ] را مكروه دانسته است زيرا از رسول خدا [ ص ] چنين چيزى نقل نشده است. ابن طاووس اين نقل را

[ 591 ]

آورده تا نشان دهد كه عمر در ابداع تثويب مرتكب بدعت ناپسندى شده است. 636. * * - انس الكريم / احمد بن الحسين بن الحسن بن على الرخجى (زندگى در ميانه قرن پنجم) ذريعه 2 / 368 ش 1493 فرج المهموم 151 ابن طاووس مى گويد نسخه أي از انس الكريم را در اختيار دارد اما جزئيات بيشترى ارائه نمى دهد. بيشتر نك‍: - > ريحان المجالس. 637. * + عيون الاخبار / أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (م 276) فرج المهموم 209 طرائف * 127 - پ / طرائف * * برگ 164 - ر، پ [ ند طرائف 471 / 144 ]. درباره اين تأليف نك‍: 146 - 143.. G. Lecomte , Ibn Qutayba , pp هر دو مورد نقل شده از جزء اول اخذ شده است. طرائف * 127 - پ / طرائف * * 164 - ر، پ = عيون الاخبار، قاهره 9 - 1343 ج 1 ص 267. در فرج المهموم آمده است كه منجمان به منصور خبر دادند كه اوضاع سمت الرأس در زمان بناى بغداد نشان مى دهد كه هيچ خليفه أي در آنجا نخواهد مرد. ظاهرا اين قطعه در چاپ عيون، قاهره وبيروت 1406 سقطه شده است. 638. * * + عيون اخبار بنى هاشم / أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310) الملاحم والفتن 93 - 95 / 104 - 106 اين عنوان در هيچ يك از فهارس آثار طبري در هيچ كجا نيامده است (نك‍: بحث ذيل عنوان - > حديث الولاية). 639. * عيون اخبار الرضا / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381)

[ 592 ]

ذريعه 15 / 375 ش 2367 فتح الابواب 238 اقبال 116 / 634، 236 / 8 - 9 مهج الدعوات 256 فرج المهموم 133 - 135، 142 - 143 اين كتاب منبع عمده أي براى زندگى امام هشتم [ ع ] است. ابن بابويه در مقدمه (يا يك كاتب بعدى) تعداد ابواب كتاب وعنوان هر باب را ياد مى كند. در چ 1377 قم (ج 1 ص 8) و 1390 نجف (ج 1 ص 5) از عيون، تعداد ابواب 69 آمده است ; در چ سنگى 1317 (بى جا) تعداد ابواب 73 ياد شده است (ج 2 ص 5، 10) ; در حالى كه در چ سنگى، تهران 1317 (ملاحظة نشد) آمده است كه اين تأليف مشتمل بر 139 باب است. همانطور كه محقق چ قم يادآور شده (ج 1 ص 8 پاورقى 4) اين عدد وديگر اعداد نشانگر روشهاى مختلف تقسيم همان موارد موجود مى باشد ولزوما به معناى نقص وسقط در برخى از نسخ نيست ; بنابراين آقا بزرگ در آنجا كه مى گويد (بدون توضيح بيشتر) عيون مشتمل بر 139 بابى است كه 73 باب آن درسال 1317 (اشاره به چ سنگى تهران) انتشار يافته اشتباه كرده است ; اما فرض آقا بزرگ (اگر چه از روى علل نادرست) در اين كه تحرير موجود عيون ناقص است درست مى باشد ; اين را مى توان از شش مورد نقل ابن طاووس بدست آورد بطورى كه چهار مورد آنها از چاپهاى سنگى و حروفى سقط شده است ; از آنجا كه محتواى اين چهار مورد با عناوين ابواب موجود مناسبت دارد، نبايد به اين معنى دانسته شود كه آنها در جزو ابوابى نبوده كه تماما سقط شده است. دو مورد نقل شده كه در چاپهاى سنگى ونسخه هاي حروفى وجود دارد عبارتند از: اقبال 116 / 634 (= عيون، نجف 1390، 1 / 226) واقبال 236 / 8 - 9 (= عيون، 2 / 51). 640. * * عيون الجواهر / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) فرج المهموم 57

[ 593 ]

ابن طاووس خبر مربوط به ملاقات امام على [ ع ] با يك منجم را پيش از وقوع جنگ نهروان نقل مى كند. آغاز متن نقل شده (از جمله ارجاع ابن طاووس به عيون الجواهر) در بحار 58 / 265 آمده است. اين عنوان در فهارس تأليفات ابن بابويه نيامده است. آيا مى توان گفت كه عنوان فوق تصحيف " عرض على المجالس " باشد ؟ نك‍: - > كتاب العرض على المجالس. 641. * العيون والمحاسن / محمد بن محمد الشيخ المفيد (م 413) ذريعه 15 / 386 ش 2394 فرج المهموم 42 طرائف 26 / 8 قطعاتي از اين تأليف در الفصول المختارة شريف مرتضى باقى مانده است (مق‍: مكدر موت ص 34 ش 86). ابن طاووس در طرائف عمدا قصد آن دارد تا نشان دهد از نام مؤلف آگاه نيست (و [ قد ] رأيت في كتاب غريب قد احتوى على مجالس عجيبة للشيعة مع علماء من الاربعة المذاهب). مورد نقل شده در طرائف در الفصول المختارة [ بى جا [ نجف ؟ ]، بى تا ] ج 1 ص 5 - 6 آمده است. درفرج المهموم نقل مستقيمى نيامده اما ظاهرا اشاره به بحثي دارد كه در الفصول ج 2 ص 131 آمده است ; بنابراين نمى توان بدرستى اثبات كرد كه آيا ابن طاووس نسخه اصلى " العيون " را در دست داشته يا نسخه أي از " الفصول " را. 642. كتاب الواحدة / محمد بن الحسن بن جمهور العمى البصري (زندگى در نيمه اول قرن سوم) ذريعه 25 / 7 ش 35، 33 الامان 69 / 81 جمال الاسبوع 361 - 362 مهج الدعوات 42

[ 594 ]

فرج المهموم 2، 96 - 97 نجفى 482 = بحار 23 / 220 [ ند سعد ] اليقين 175 - 176 / 460 - 461 عنوان كتاب در الامان 1 ص 69 / الامان * * برگ 27 - پ / الامان * * * برگ 51 - پ " كتاب الواحد " ياد شده اما در الامان 2 والامان * [ برگ 47 - پ ] " كتاب الواحدة " آمده است. ابن طاووس در سعد (چنانكه از آن در نجفى وبحار نقل شده) از اين تأليف، به عنوان يكى از منابعي كه كلمات " الذين اصطفينا... " را در آيه 32 / فاطر اشاره به تمامى اولاد رسول الله [ ص ] مى داند ياد مى كند. اين مورد در سعد چاپى نيامده است. مورد نقل شده در فرج المهموم 96 از آغاز اخبار مربوط به امام حسن [ ع ] مى باشد. بنابراين ممكن است كه اين تأليف منقسم به ابواب متعددى بوده كه هر كدام متعلق به يك امام بوده است. درباره هويت مؤلف ابهاماتى وجوددارد ; به گفته نجاشى (ص 62 ش 144) مؤلف أبو محمد الحسن بن محمد [ بن الحسن ] بن جمهور العمى البصري است كه گرچه خود ثقه بوده اما از ضعفا روايت مى كرده است نجاشى نظرى را نقل كرده كه وى از پدرش موثق تر بوده است. اهميت معناى اين توضيح از فهرست طوسى روشن مى شود ; در آنجا كتاب الواحدة را محمد بن الحسن بن جمهور يعنى پدر، نوشته كه برخى از تأليفات أو رنگ غلو دارد (غلو وتخليط). الغضائري (از أو در قهپائى 5 / 184)، نجاشى (ص 337 ش 901) وطوسى (رجال 387 ش 17) پدر را غالى واز كسانى كه از امام رضا [ ع ] روايت كرده شناسانده اند. ابن طاووس به تبع طوسى اين تأليف را به پدر نسبت مى دهد. يك شاهد در اثبات اين نسبت، برخى از قطعاتي است كه در مشارق الانوار رجب البرسى باقى مانده كه داراى عناصر غلو آميز است. از سوى ديگر قطعاتي از كتابي با عنوان كتاب الواحدة مربوط به امام هادى [ ع ] دردست است كه تنها پسر مى توانسته آنرا تأليف كرده باشد (مق‍: طبرسي، اعلام صص 363 - 365 ; ابن شهر آشوب، مناقب 3 / 355 ; بحراني، معاجز 471 - 472). حدس آقا بزرگ بر اينكه دو تأليف يك نام داشته باشد كه پدر وپسر آن را تأليف كرده باشند ; يا اينكه

[ 595 ]

پسر تأليف پدر را روايت كرده باشد (با افزودن مواد جديد ؟) بعيد نمى نمايد. بنا به گفته آقا بزرگ نسخه أي از كتاب الواحدة دردست هبة الله شهرستانى بوده است. 643. + كتاب الوجيز في شرح آراء القراء الثمانية المشهورين / أبو على الحسن بن على بن ابراهيم الاهوازي (م ذى حجة 446). سعد 273 درباره مؤلف نك‍: ياقوت، الادباء 9 / 34 - 39 ; ابن الجزرى، غاية 1 / 220 - 222 ; شذرات 3 / 274. در عنوان نسخه أي كه در برو كلمان، ذيل 1 / 720 آمده، بجاى " آراء " " اداء " آمده است. ابن طاووس اسامى هشت قارى مورد اشاره در عنوان را، همانطور كه در صفحه آغاز آمده نقل مى كند. اين افراد علاوه بر قراء هفتگانه شامل قارى بصره يعقوب بن اسحاق حضرمى (م ذى حجه 205 ; نك‍: ابن الجزرى، غاية 2 / 386 - 389 ; تهذيب 11 / 382) هم مى شود ; , 1977 , R. Blachere , Introduction au Coran , d ed 2. , Paris 122. p به گفته ابن طاووس اين تأليف مشتمل بر جزئيات اختلاف قراء بوده است ; أو مى افزايد كه خواننده را با ذكر جزئيات اين اختلافات آزار نمى دهد. 644. * ؟ كتاب الوسائل الى المسائل / المعير (معين) احمد بن على بن احمد بن الحسين بن محمد بن القاسم ذريعه 25 / 69 ش 378 مهج الدعوات 258 - 265 المجتنى 36 - 39 درباره مؤلف (كه نام أو در المجتنى آمده اما در مهج نيامده) نك‍: رياض 3 - 340. ظاهرا آنچه از أو مى دانيم اينكه بعد از ابن بابويه (م 381) زندگى كرده واز أو نقل كرده است (در مهج 258 ; مق‍: البلد ص 515). در ذريعه از اين كتاب با عنوان " كتاب الوسائل والمسائل في الادعية والاعمال والاذكار " ياد شده است. آقا بزرگ منبع خود را

[ 596 ]

براى اين اسم اقبال ياد كرده اما اين نقل در اقبال چاپى نيامده است. اين كتاب يكى از منابع (احتمالا غير مستقيم) البلد كفعمي (نك‍: البلد صص 155، 502 ; در آنجا نام مؤلف " المعين " احمد بن على بن احمد بن الحسين بن محمد بن القاسم آمده است ; مق‍: ذريعه) ونيز جنه (نك‍: جنه صص 171 - 172 = جنه * برگ 46 - پ و 47 - ر = مهج الدعوات 261 ; جنه صص 189 - 190 = جنه * برگ 51 - پ = مهج الدعوات 260 - 261 ; جنه ص 204 = جنه * برگ 55 - ر، پ = مهج الدعوات 36) مى باشد. در برخى از نسخه هاي " جنه "، كتاب الوسائل به على بن احمد پدر " احمد " منسوب شده است ; مق‍: رياض 3 / 340. موارد نقل شده در المجتنى مشتمل بر دعاهاى كوتاه براى مواقع مختلف است. مورد مهج مشتمل بر مناجاتي است كه امام جواد [ ع ] به عنوان " مهريه " در موقع ازدواج به دختر مأمون (ام الفضل) داده است. اين دعا به " الوسائل إلى المسائل " معروف مى باشد وبايد بخشى (يا تمام) از " ادعية الوسائل إلى المسائل امام جواد [ ع ] باشد (مق‍: ذريعه 1 / 401 ش 2091). بنابراين روشن است كه معير (يا: معين)، عنوان وبرخى از مواد تأليف خود را از متن دعاى امام جواد [ ع ] گرفته است. در واقع عنوان كتاب در " جنه " " كتاب الوسائل إلى المسائل المروية عن الجواد " [ ع ] آمده است. 645. - كتاب الوسيلة إلى نيل الفضيلة / عماد الدين أبو جعفر محمد بن على ابن حمزه الطوسى (زنده در 566) ذريعه 25 / 75 ش 408 كشف 5 درباره مؤلف نك‍: الثقات صص 272 - 273. عنوان در منتجب الدين (ص 164 ش 390 واز آنجا عاملي، امل 2 / 285) " الوسيلة " آمده است. ابن طاووس از نام مؤلف ياد نكرده وتنها مى گويد اين يكى از تأليفات متعددى بوده كه در صورت وصيت از پدر به پسر نوشته شده واو از همين الگو در كشف المحجة پيروى شده است. بياضى در صراط، احيانا به مؤلف با عنوان " صاحب الوسيلة " اشاره مى كند (مث‍: 1 / 200، 212،

[ 597 ]

250، 298، 326) ; در صراط 1 / 298 از مؤلف با عنوان " ملا " ياد شده است. بنابر آنچه در تراثنا 3 / 4، 1408 ص 249 آمده اخيرا چاپى از اين تأليف در قم انتشار يافته است (احتمالا در 1407 يا 1408). براى نسخه ها وچاپهاى قبل آن نك‍: مدرسي ص 65. 646. * [ كتاب الوصية ] / عيسى بن المستفاد الضرير (زندگى در نيمه ء اول قرن سوم) ذريعه 25 / 103 ش 565 الطرف 4 - 24، 27 - 37، 38 - 48 درباره مؤلف نك‍: نجاشى صص 297 - 298 ش 809 ; طوسى، فهرست ص 146 ش 521. آقا بزرگ از كتاب الوصيه ذيل عنوان " طرف " در ذريعه بحث مى كند ; همانطور كه در باب دوم فصل دوم گذشت، طرف بيشتر مشتمل بر نقلهايى از اين تأليف بوده است. اين نقلها با عبارت " عن عيسى بن المستفاد " بدون آنكه از كتاب ياد كند آغاز مى شود. بهر روى آقا بزرگ (با استناد به چاپ نجف 1368 طرف ؟) اظهار مى كند كه اين نقلها در واقع از كتاب عيسى (كه آن را با كتاب الوصية مذكور در نجاشى [ ص 298 ] يكى مى داند) گرفته شده است. اين اتحاد با نقلهاى بياضى (صراط 2 / 89 - 91) مجلسي (مث‍: بحار 2 / 260 ; 18 / 232 - 233 ; 22 / 278 - 280 ; 291 - 292، 315 - 317، 476 - 482، 484 - 495، 546 - 547) وحر عاملي (اثبات 3 / 74 - 75، 588 - 590) كه همه (به توسط طرف) از عيسى بن المستفاد ذيل عنوان كتاب الوصية مى آورند تأييد مى شود. عيسى در اين تأليف بلا واسطه از امام كاظم [ ع ] روايت مى كند ; مجلسي از عيسى در برابر تضعيفات ديگران دفاع مى كند (بحار 22 / 495). درباره طرف 31 - 34 نك‍: - > خصائص الائمة. بيشتر نقلها مربوط به موارد مختلفى هستند كه رسول خدا [ ص ] از امام على [ ع ] ستايش كرده يا أو را جانشين خود اعلام كرده است. 647. * * ؟ - كتاب الوزراء / فنا خسرو بن رستم بن هرمز

[ 598 ]

ذريعه 25 / 67 ش 369 مهج الدعوات 276 مؤلف ناشناخته است. نام أو در مهج " فتاخسرو " آمده است ; آقا بزرگ به استناد مهج، نام أو را فنا خسرو ياد مى كند (درباره أو مق‍: , F. Justi , Iraniisches Namenbuch 240 , 90..) Marburg , 5981 , pp ابن طاووس اظهار مى دارد اين تأليف داراى موادى در باره عبيدالله (در مهج به اشتباه " عبد الله ") بن يحيى بن خاقان (م 263) وزير متوكل و معتمد (نك‍:) Sourdel , Vizirat , index وحوادث دوران حكومت معتمد بوده است. ابن طاووس براى نقلهاى ديگرى از كتاب الوزراء به كتاب الاصطفاء خود (مفقود) ارجاع مى دهد (مق‍: باب دوم فصل دوم). 648. * + كتاب الوزراء / أبو عبد الله محمد بن عبدوس بن عبد الله الجهشيارى (م 331) مهج الدعوات 276 فرج المهموم 133، 138 - 141 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " الجهشيارى " [ از:. ] D. Sourdel در فرج المهموم 133 از اين تأليف با عنوان " تاريخ " ودر مهج 276 با عنوان " اخبار الوزراء " ودر فرج المهموم 138 - 139 با عنوان " اخبار الوزراء والكتاب " ياد شده است. تنها بخش اول اين تأليف تماما باقى مانده است (چاپ شده به وسيله مصطفى السقاء وديگران، زير عنوان كتاب الوزراء والكتاب، قاهره 1938). قطعات ديگرى از آن را D. Sourdel در - " Nouvelles recherches sur la deuxieme partie du ' livre des vizirs ' d ' al 299 - 271. Gahsiyare " , Melanges Louis Massignon , III , Damascus , 7591 , pp وميخائيل عواد (نصوص ضائعة من كتاب الوزراء والكتاب لمحمد بن عبدوس الجهشيارى، بيروت 1384) منتشر ساخته اند. اين نوشته وى جايگزين مقاله پيشين أو (القسم الضايع من كتاب الوزراء والكتاب للجهشيارى، RAAD، 18، 1943 صص 318 - 332، 435 - 442) شده است.

[ 599 ]

مورد فرج المهموم 133 تلخيص قطعه أي است كه (Sourdel ص 278 ش 6) به توسط " الفرج بعد الشدة " تنوخي (تحقيق " شالجى 2 / 351 - 354 ; مق‍: عواد، نصوص ص 42 ش 2) نقل كرده است. مورد فرج المهموم 138 - 139 (كه به گفته ابن طاووس از مجلد چهارم مى باشد) مربوط به رخدادى از دوره المعتصم است. مورد فرج المهموم 140 = كتاب الوزراء والكتاب صص 248 - 249 ; فرج المهموم 141 = كتاب الوزراء والكتاب صص 253 - 254. مورد مهج 276: ابن طاووس (بدون نقل) به بخشى مربوط به وزراى معتمد از جزء سوم (مفقود) كتاب الوزراء اشاره مى كند ; عواد قطعات مهج وفرج المهموم را در نصوص خود (صص 54 - 56، 61 - 63، 87) آورده است. 649. * * ؟ كتاب الوزراء / على بن الحسين بن عبد الله (يا: عبيدالله) الخازن (زندگى در نيمه اول قرن هفتم ؟) ذريعه 25 / 67 ش 368 فرج المهموم 187 همه آنچه درباره اين مؤلف مى توان گفت اينكه أو معاصر ابن طاووس بوده است. ابن طاووس اظهار مى كند كه وى عبارت را از حافظه نقل مى كند (گرچه أو كتاب را نيز ديده است) وآن را از مؤلف شنيده وبخاطر سپرده است. مورد نقل شده در فرج المهموم مربوط به وزارت أبو الحسن ناصر بن (ال‍) مهدى العلوى الحسنى است. ابن طاووس به اين مسأله اشاره نمى كند كه ابن مهدى پدر زن أو بوده است. 650. * + كتاب الوزراء / أبو بكر محمد بن يحيى بن عبد الله الصولى (م 335 يا 336) ذريعه 25 / 68 ش 371 فرج المهموم 193 نام مؤلف در فرج المهموم وفرج المهموم * برگ 129 - ر به اشتباه يحيى بن محمد آمده است. ظاهرا تنها قطعاتي از اين تأليف باقى مانده است (مق‍: بروكلمان، ذيل

[ 600 ]

1 / 219، در آنجا فرج المهموم در ميان كتابهايى كه قطعاتي از كتاب را نقل كرده اند ياد نشده است). ابن طاووس داستانى از جزء سوم كتاب درباره وزير سليمان بن وهب (م 272 ; نك‍:) Sourdel , Vizirat , index نقل مى كند. نيز نك‍: Sbbath ص 51 ش 906. 651. * * ؟ كتاب ياقوت الاحمر / احمد بن الحسن الاهوازي الامان 129 / 140 فلاح السائل 273 / 247 - 248 مؤلف ناشناخته است. شايد أو با أبو الحسين محمد بن الحسن بن احمد بن محمد الاهوازي الاصفهانى (م 428) كه در تاريخ بغداد 2 / 218 - 219 از أو ياد شده نسبتى داشته باشد. اين حكايت كه كسرى خواب وبيدارى را مرگ وزندگى مى خوانده وپيش از خواب از خدا مى خواسته تا بعد از مرگ [ خواب ! ] دوباره أو را زنده كند در الامان و فلاح نقل شده است. 652. + ياقوتة الصراط في تفسير القرآن / أبو عمر (يا: عمرو) محمد بن عبد الواحد الزاهد غلام (يا: صاحب) ثعلب (م. ح. 345) سعد السعود 21، 247 عنوان كتاب در سعد (بدون ذكر نام مؤلف) " ياقوتة الصراط " آمده است. به گفته ء بدر الدين الزركشي (م 794) (در البرهان في علوم القرآن 1 / 291) اين كتاب درباره غريب القرآن مى باشد. فرض سزگين اين است كه ياقوتة الصراط (كه نسخه آن باقى مانده) بخشى از كتاب اليواقيت (في اللغة) (نيز معروف به كتاب الياقوت) أبو عمر كه تنها قطعاتي از آن باقى مانده مى باشد ; نك‍: سزگين 8 / 155 - 156 مق‍: توصيف ابن نديم از سير تدوين كتاب الياقوت (ابن نديم صص 82 - 83). به نظر مى رسد كه زركشى هر دو متن را در اختيار داشته است (براى نقلهايى از ياقوتة الصراط نك‍: البراهان 1 / 291 ; 2 / 242 ; 3 / 184 ; 4 / 77 ; درباره ء اليواقيت نك‍: البرهان 1 / 339). ابن طاووس كه

[ 601 ]

نسخه ء " لطيف " در قطع " ثمن " داشته مطلبي از تفسير سوره آل عمران را كه در برگ 3 - ر آمده نقل مى كند. 653. (*) + يتيمة الدهر / أبو منصور عبد الملك بن محمد بن اسماعيل النيشابوري الثعالبي (م 429) فرج المهموم 180 - 181 طرائف 532 - 533 / 166 درباره مؤلف نك‍: بروكلمان 1 / 337 - 340 ; ذيل 1 / 499 - 502. نام مؤلف در طرائف به اشتباه " الثعلبي " آمده است. عنوان در فرج المهموم * برگ 120 - پ " نعمة الدهر " ودر فرج المهموم * برگ 121 - ر " سنة الدهر " آمده است. مورد فرج المهموم مشتمل بر ابياتى چند از صاحب بن عباد مى باشد (يتيمة الدهر، قاهره 7 - 1375، 3 / 282 - 283 ; از آنجا در: ديوان الصاحب بن عباد، تحقيق: محمد حسن آل ياسين، بغداد، 1384، صص 189 - 190، 276 - 277 [ افست قم 1413 ]). مورد طرائف (درباره ء عمرو بن عاص كه خاتم خود را از دست راست، در دست چپ نهاد) در چاپ قاهره ء يتيمة الدهر نيامده است. در واقع، چنين مواردي مناسب مجموعه ء شعرى همچون يتيمة الدهر نمى باشد. ممكن است ابن طاووس يا كاتبى اشتباها به جاى عنوان ديگرى، عنوان " يتيمة الدهر " را گذاشته باشد ؟ 654. (* *) + زبور داود [ ع ] سعد السعود 7 - 8، 47 - 53 ابن طاووس چندين نسخه از زبور داود [ ع ] را داشته است. نسخه أي كه از آن نقل كرده، نسخه ء كوچكى در قطع " ثمن الورقة الكبيرة " بوده است. اين تأليف مشتمل بر چند باب بوده كه با عنوان " سوره " به آنها اشاره شده است. خداوند در برخى از قطعات داود [ ع ] (كه پيامبر توصيف شده است) را مورد خطاب قرار داده است (مث‍: سعد 47 = سوره 2، سعد 48 = سوره 17، سعد 50 = سوره هاي 36 و 47) ; در برخى از نقلها خداوند

[ 602 ]

بنى اسرائيل را مورد خطاب قرار مى دهد: مستقيما (سعد 47 = سوره 10) يا به توسط داود [ ع ] (مث‍: سعد 48 = سوره 17، سعد 51 = سوره 65) ; يا بنى آدم را مورد خطاب قرار مى دهد (مث‍: سعد 49 = سوره هاي 23، 30، 30، سعد 50 = سوره 46، سعد 51 = سوره 67، سعد 52 = 68). متن نقل شده به صورت موعظه مى باشد. محتواى آن به وضوح اسلامي است (مث‍: سعد 48 = سوره 17: " محمد وامت أو وارث زمين خواهند بود " ; سععد 50 = سوره 46: " عذاب براى گرفتن ربا ") وداراى اشارت صريحى بر ضد نصارى است (مث‍: سعد 47 = سوره 2: آنها عيسى را به جاى من خدا خواهند گرفت "). ابن طاووس از سوره هاي 2، 10، 17، 23، 30، 36، 46، 47، 65، 67، 68، 71، 84 و 100 نقل مى كند. وى براى برخى از اين نقلها تنها شماره كراسه راياد مى كند (كراسه هاي ياد شده عبارتند از: 1، 3، 4، 5، 6، 7، 9، 10، 12) ; براى ديگر نقلها به شماره برگ نيز اشاره مى كند. همانطور كه: J. Sadan خاطر نشان كرده شبه زبورهاى مختلفى وجود دارد كه داراى عنوان " زبور داود " مى باشد، نك‍: " Some Literary Problems Concerning Judaism and Jewry in Medieval Arabic Sources " , Studids in Islamic History and Civilization in Honour of Professor. 397 - 396. David Ayalon , ed. M. Sharon , Leiden , 6891 , pp. 353 - 893 , at pp در اين باره كه ابن طاووس از چه متنى نقل كرده بيشتر بايد مورد تحقيق قرار گيرد. (به هر روى اين كتاب همان زبور داود كه در ذريعه 12 / 37 ش 207 ياد شده نمى باشد.) 655. * * كتاب زاد العابدين / حسين بن ابى (يا: عبد) الحسن (يا: الحسين) على بن خلف الكاشغرى المقلب بالفضل (زنده در 484) ذريعه 12 / 4 ش 19 المضايقة 33 - 34 / 344 - 345 مهج الدعوات 355 - 357 نام مؤلف در مهج 355 / مهج * برگ 196 - ر، أبو الحسين بن خلف آمده است. نام أو دربحار 66 / 476 (به نقل از مهج 355) الحسين بن الحسن بن خلف الكاشونى ياد

[ 603 ]

شده است. نام مؤلف در بحار 91 / 384 (به نقل از المضايقة) حسن بن الحسن بن خلف الكاشغرى آمده است. افندي أو را امامى دانسته است (رياض 2 / 7). ابن اثير در اللباب (3 / 76) اورا با عنوان " أبو عبد الله الحسين بن على بن خلف بن جبرييل... الكاشغرى... معروف به الفضل مؤلف بيش از يكصد وبيست كتاب حديث " مى شناساند. درمورد مهج الدعوات، رسول خدا [ ص ] به برخى از اصحاب دعايى را كه جبرئيل به آن حضرت تعليم داده وانسان را از امراض مختلف شفا مى دهد، تعليم مى دهد. در مورد مضايقه، رسول خدا [ ص ] توضيح مى دهد كه چگونه نمازى را كه در وقت آن اداء نشده بايد قضا كرد. * * زاد المسفار / احمد بن على بن الحسن بن شاذان القمى (زندگى در ميانه ء قرن چهارم) ذريعه 12 / 7 ش 40 المضايقة (؟) درباره مؤلف نك‍: نجاشى صص 84 - 85 ش 204 ; نوابغ ص 33. أو پدر صاحب " المائة حديث " (نك‍: فهرست ذيل مورد) بوده است. آقا بزرگ در ذريعه مى گويد: از اين تأليف در مضايقه نقل شده است ; اما چنين عبارتي در المضايقة چاپى نيامده است. * زاد المسافر / أبو عبد الله محمد بن احمد بن عبد الله بن قضاعة الصفوانى (زنده در 346) اقبال (؟) آقا بزرگ (نوابغ ص 239) مى گويد: اين تأليف داراى دعاهايى براى شبهاى ماه رمضان است واينكه كفعمي در البلد اين ادعيه را نقل كرده است ; أو مى افزايد: ابن طاووس هر يك از اين دعاها را در جاى مناسب آن در اقبال نقل كرده است. از زاد المسافردر اقبال ياد نشده اما قابل توجه است كه متون نقل شده در آنجا، داراى ادعيه أي است كه هر كدام مخصوص يك شب از شبهاى ماه رمضان است (ادعية غير متكررة). منبع اين ادعيه

[ 604 ]

در اقبال ياد نشده اما نامحتمل نيست كه منبع همان كتاب الصفوانى باشد. 656. * * ؟ كتاب زهرة المهج وتواريخ الحجج / ناشناخته فلاح السائل 101 - 102 / 96 آنچه از عنوان بدست مى آيد اين است كه تأليف مزبور درباره ء زندگى امامان بوده است. در رياض (6 / 46) در فهرست تأليفات ناشناخته ياد شده است. در مورد نقل شده آمده است كه امام سجاد [ ع ] هر زمان كه وقت نماز نزديك مى شد برخود مى لرزيد ورنگ رخسارش دگرگون مى شد. 657. (+) - كتاب الزائرجات (يا: الزيجات) في استخراج الهيلاج والكدخدا / أبو سعيد احمد بن محمد بن عبد الجليل السجزى (م 415) فرج المهموم 127 درباره اين تأليف نك‍: سزگين 7 / 178 ش 4. از عبارت فرج المهموم چنين بنظر مى آيد كه ابن طاووس آنرا به پدر أبو سعيد منسوب ساخته است. اين نسبت نادرست است. سزگين از نسخ متعدد اين تأليف ياد كرد كه در همه آنها مؤلف أبو سعيد دانسته شده است ; به علاوه روشن نيست كه پدر وى تأليفي از خود برجاى گذاشته باشد. براى توضيح دو اصطلاح " هيلاج " و " كدخدا " نك‍: P. Kunitzch , Mittelalterliche astronomisch - astrologische Glossare mit. 40 - 49 , 36 - 35. arabischen Fachausdrucken , pp مق‍: - > مقاله في فتح الباب، - > كتاب تحويل سنى المواليد. 658. + كتاب الزوائد وفوائد البصائر في وجوه القرآن والنظائر / أبو عبد الله الحسين بن محمد بن ابراهيم الدامغاني (زندگى درقرن پنجم ؟) سعد السعود 259 عنوان فوق در سعد آمده است (جز آنكه به دليل اشتباه چاپى به جاى " الزوائد " الزوائر

[ 605 ]

آمده است) ; نام مؤلف در سعد الحسين بن محمد الدامغاني ياد شده است. نام مؤلف در بروكلمان ذيل 2 / 986 ش 33 " الوجوه والنظائر في القرآن كريم " ونام مؤلف " حسين بن محمد بن ابراهيم الدامغاني " آمده است. مورد نقل شده در سعد (از كراسه دهم و آخر برگ چهارم) مربوط به دو معناى كلمه ء " الساق " در قرآن است ; اين نقل در صص 253 - 254 عبد العزيز سيد الاهل، بيروت 1970، ذيل عنوان " اصلاح الوجوه و النظائر في القرآن الكريم " (كلمه اصلاح را محقق بر آن افزوده ودر نسخه نيامده است) آمده است. اين كتاب بر اساس آنچه محقق آنرا " نسخه ء منحصر به فرد " دانسته (دار الكتب، تفسير 824) به چاپ رسيده است ; اما حداقل سه نسخه ء ديگر اين تأليف موجود است: نسخه ء دار الكتب (تفسير 130) ; نسخه ء مكتبة الاوقاف الائمة در بغداد (محمد عبد الكريم كاظمي الراضي در چاپ " نزهة الاعين النواظر في علم الوجوه و النظائر " از ابن جوزي [ بيروت، 1404 ] صص 52، 649، بدان اشاره كرده است) و نسخه ء كتابخانه (Chester Beatty ش 5206). عنوان در بروكلمان 1 / 460 با عنوان " الزوائد والنظائر وفوائد البصائر (في غريب القرآن) " ياد شده ومؤلف آن عالم وقاضي حنفى " أبو عبد الله محمد بن على بن محمد بن الحسين الدامغاني " (م 478 ; نك‍: دائرة المعارف چ 2 متمم مقاله " الدامغاني، أبو عبد الله محمد " [ از:) ] G. Makdisi شناسانده شده است. ظاهرا اين نسبت نادرست مى باشد، زيرا چنين تأليفي در منابع دست اول به أو نسبت داده نشده است. بروكلمان به حاجى خليفه استناد كرده اما نام مؤلف در آنجا " أبو عبد الله الحسين بن محمد بن ابراهيم " آمده است (حاجى خليفه 2 / 2001 به نقل از نزهة الاعين ابن الجوزى ; مق‍: تحقيق فلوگل 3 / 543 ش 6871). زركلي (2 / 254)، كحاله (9 / 48)، الراضي (در مقدمه بر چاپ نزهة الاعين صص 51 - 52) و) " Textes , " p. 503 (Gilliot از بروكلمان پيروى كرده اند. الراضي بجز ارجاع به بروكلمان والمنتظم (ابن الجوزى ; كه در آنجا زندگى نامه قاضى بدون ياد از اين تأليف آمده ; نك‍: 9 / 22 - 24) شاهدى براى اتحاد مؤلف ما با قاضى حنفى بدست نمى دهد. Gilliot مى گويد: " أبو عبد الله الحسين بن محمد الدامغاني " عنوان كوتاه شده مؤلف است اما أو نشان نمى دهد كه چگونه مى توان اين نام

[ 606 ]

كوتاه شده را از نام قاضى استخراج كرد. الراضي بر اساس اينكه مؤلف ما قاضى حنفى بوده به سيد الاهل به دليل اين گفته ء وى (در مقدمه تحقيق زوائد ص 6) كه " اطلاعي در باره مؤلف در دست نيست " اعتراض مى كند ; اما اين گفته ء سيد الاهل به دليل فرض (احتمالا درست) أو بوده كه مؤلف قاضى حنفى نيست. اطلاعات مختصري درباره الحسين بن محمد الدامغاني وجود دارد كه سيد الاهل آنها را ارائه نكرده است. سيوطى با اشاره به مؤلف باعنوان " ابن الدامغاني " (الاتقان في علوم القرآن، تحقيق: محمد أبو الفضل ابراهيم، قاهره 5 - 1974، 2 / 144) أو را از متأخرين مى داند ; اين تعبير در تعيين تاريخ زندگى وى كمك نمى كند ; بهرحال أو پيش از ابن الجوزى كه از تأليف أو آگاهى داشته (نزهة الاعين ص 83 واز آنجا: حاجى خليفه) زندگى مى كرده است. در نهايت بايد گفت كه از كتاب ديگر وى (المجرد في الحكايات) نسخه أي در كتابخانه Chester Beatty موجود است كه متعلق به قرن ششم مى باشد ومحتمل است تاريخ قرن پنجم كه Arberry براى مؤلف تعيين كرده درست باشد: ,) A. J. Arberry , The Chester Beatty Library: A Handlist of Arabic Manuscripts. (3578. III , Dublin , 8591 , p. 43 , No سيد الاهل حدس مى زند كه مؤلف مى تواند فرزند محمد بن على دامغانى باشد اما اين نامحتمل است زيرا نام جد حسين، ابراهيم آمده است. 659. * * + كتاب الزواجر والمواعظ / أبو احمد الحسن بن عبد الله بن سعيد بن الحسن العسكري (م 382) ذريعه 12 / 60 ش 450 كشف المحجة 157، 159 طرائف 205 / 53، 417 / 127 درباره مؤلف نك‍: دائرة المعارف چ 2 مقاله " العسكري " [ از:. ] J. W. Fuck اين عنوان در (Sbath ص 27 ش 493) نيز آمده است. عنوان كتاب در طرائف 205 / 53 " كتاب

[ 607 ]

الزواجر " ودر طرائف 417 / 127 (ونيز در ابن شهر آشوب، مناقب 3 / 85) " كتاب المواعظ والزواجر " آمده است. ابن طاووس ازنسخه أي با تاريخ ذى قعده 473 استفاده كرده است (كشف 157). وى مؤلف را سنى مى دانسته (طرائف ; نك‍: بحث ذيل - > كتاب معاني الاخبار) وبه وصيت امام على [ ع ] به فرزندش امام حسن [ ع ] كه در جزء اول (كشف 157) آن كتاب بوده اشاره مى كند. در مورد طرائف 205 / 53، معاويه سال چهلم هجري را " عام السنة " ناميده است. گويا اين تأليف باقى نمانده است. اينكه بروكلمان (1 / 127) در اولين چاپ كتاب خود، نسخه ء 730 Koprulu را به " عسكري " نسبت داده، Rescher تصحيح كرده است. وى به درستي خاطر نشان كرده است كه متن مورد بحث " كتاب الزواجر عن اقتراف الكبائر " از ابن حجر الهيتمى (م 974) است. (نك‍: مقاله - 163. " Arabische Handschriften der Koprulu - Bibliothek " , MSOS , 41 , 1191 , pp. (197. 891 , at p بروكلمان در چاپ دوم تأليف خود (1 / 132) به گفته ء Rescher توجه كرده اما عنوان را در مدخل " عسكري " نگاه داشته است. وى همچنين در بروكلمان، ذيل 1 / 193 در نسبت نسخه ء مذكور به عسكري اشتباه پيشين را تكرار كرده است. 660. + - الزيج / عبد الله بن احمد حبش (يا: بن ابى حبيش / حبش) (زندگى در اوائل قرن چهارم ؟) فرج المهموم 205 در فرج المهموم * برگ 137 بجاى " ابى حبيش " جيش آمده است. سزگين (6 / 188 ش 2 به نقل از فرج المهموم 205) أو را " بن ابى حبش " خوانده است. محتملا مؤلف " عبد الله المعروف بحبش " باشد كه از جعفر بن محمد الفريابى (م 301 ; نك‍: سمعاني 4 / 49 ; ابن الاثير، اللباب 1 / 336 - 337) روايت كرده است. نك‍: مدخل بعدى. ابن طاووس اين كتاب را در ميان تأليفات نجومى مؤلفان سنى كه در اختيار داشته ياد كرده است. ابن طاووس نسخه هاي زيج هاي نجومى را نيز كه در مدخلهاى ذيل آمده در

[ 608 ]

اختيار داشته است. 661. + - الزيج / احمد بن عبد الله حبش الحاسب المروزى (زندگى درقرن سوم) ذريعه 8 / 214 [ ش ند ] فرج المهموم 205 در فرج المهموم بجاى " حبش " حبيش آمده است. درباره اين منجم نك‍: سزگين 6 / 173 - 175. زيج أو در همان صفحات، مورد بحث قرار گرفته است. نيز نك‍: Matar صص 418 - 419. ابن طاووس اظهارمى دارد كه نمى داند كه آيا اين مؤلف پدر عبد الله بن احمد مؤلف زيجى است كه در مدخل 660 از آن ياد شده يا نه ؟ 662. * - الزيج / أبو القاسم على بن ابى الحسن على بن ابى المجيب على بن جعفر العلوى الحسينى معروف به ابن الاعلم (م 375) ذريعه 4 / 400 (پاورقى) ; 12 / 80 ش 553 فرج المهموم 125 - 126 نك‍: سزگين 5 / 309 ; 6 / 215 - 216، 293 (اشاره به:. E. S. Kennedy , " The Astronomical Tables of Ibn al - A lam " , JHAS , I , 7791 , pp. (23 - 13 663. + - الزيج المأمونى الممتحن / يحيى بن ابى منصور (م. ح. 215) ذريعه 8 / 215 [ ش ند ] فرج المهموم 205 عنوان كتاب در فرج المهموم " كتاب الزيج " آمده است. مؤلف منجم دربار مأمون ويكى از منجمان معروف به " اصحاب الممتحن " كه تحت حمايت مأمون به كار رصد مى پرداختند بوده است. نك‍: - H. Salam and E. S. Kennedy , " Solar and Lunar Tables in Early Islamic Asrtro nomy " , JAOS , 78 , 7691 , pp 294 - 794 , reprinted in E. S. Kennedy , Studies in the

[ 609 ]

; 116. Islamic Exact Sciences , Beirut , 3891 , pp. 801 - 311 ; GAS , VI , p. 631 , VII , p. 8. cf. Neugebauer , p درباره ء اين تأليف نك‍:. P. Kunitzsch , " Die arabische Herkunft von zwei Sternverzeichnissen in Cod. 287 - 281. Vat. gr. 6501 " , ZDMG , 021 , 0791 , pp يك چاپ فاكسيملى از نسخه ء 927 Escorial arabe اخيرا به چاپ رسيده است. نك‍: - Yahya ibn Abi Mansur , The Verified Astronomical Tables for thee Calph al Ma ' mun: Al - zij al - Ma ' muni al - mumtahan , ed. F. Sezgin , Publications of the Institute for the History of Arabic - Islamic Science , Series C , Facsimile. 1986 , 28 Editions , vol. Frankfurt 664. * + - الزيج المأمونى الرصدى / الحسين بن احمد الصوفى الكرماني (زندگى در اوائل قرن سوم ؟) فرج المهموم 203 نك‍: بحث زير مورد - > كتاب جداول تقريبات الميل. 665. * + - الزيج المخترع / الحسين بن صباح الحاسب (زندگى در نيمه ء اول قرن سوم ؟) فرج المهموم 206 در فرج المهموم وفرج المهموم * (برگ 138 - ر) به جاى " صباح " مصباح آمده است. نام اول مؤلف غالبا با عنوان " الحسن " ياد شده است. أو يكى از سه برادر بنو الصباح (سزگين 5 / 252 - 253 ; 6 / 148 - 149) مى باشد. درباره ء اين تأليف نك‍: سزگين 6 / 149، مق‍: - > الارشاد إلى تصحيح المبادئ. 666. + زيادات حقائق التفسير / أبو عبد الرحمن السلمى (م 412) سعد السعود 19، 217 - 218 در بحار (92 / 384) اين قطعه تحت عنوان " حقائق التفسير " نقل شده است.

[ 610 ]

G. Bowering نشان داده است كه اينها دو تأليف مى باشند. ابن طاووس تفسير آيه 1 / بقره (= ص 6 ش 19 در چاپ در دست انتشار Bowering از زيادات [ بر مبناى نسخه ء منحصر بفرد ]) را نقل كرده است. من از پروفسور Bowering به خاطر ارجاع به اين متن متشكرم. 667. * * ؟ كتاب الزيادات مصباح المتعبد / ناشناخته اقبال [ ند 337 ] / 89 در روايت نقل شده آمده است كه امام باقر [ ع ] به فضيلت حمد خداوند در هر روز ماه رمضان اشاره مى كند. 668. * كتاب الزيارات والفضائل / أبو الحسن محمد بن احمد بن داود بن على القمى (م 368) ذريعه 12 / 78 ش 534 اقبال 38 / 567 - 568، 145 / 657، 206 - 208 / 710 - 712، 685 - 686 / 468 مصباح الزائر * 110 بهاء الدين العاملي، كشكول 1 / 286 - 287 اين تأليف با عنوان " كتاب المزار " (نك‍: نجاشى ص 384)، " كتاب المزار الكبير " (طوسى، فهرست ص 166 ش 604) و " كتاب كمال الزيارات " (نك‍: اقبال 685 - 686 / 468) نيز معروف است. در اقبال 206 - 208 / 710 - 712، تنها از نام مؤلف ياد شده است. متن نقل شده در مصباح الزائر * تا حدود زيادي همان مورد اقبال 685 - 686 / 468 (در فضيلت زيارت مشهد امام على [ ع ] در روز غدير) مى باشد، اما نام كتاب در آنجا ياد نشده است. مورد اقبال 38 / 567 - 568: درباره ء زيارت قبر امام حسين [ ع ] در روز عاشورا. مورد اقبال 145 / 657: توصيه امام رضا [ ع ] درباره زيارت قبر امام حسين [ ع ] در نيمه ء رجب ونيمه ء شعبان. مورد اقبال 206 - 208 / 710 - 712:

[ 611 ]

در فضيلت زيارت قبر امام حسين [ ع ] در نيمه ء شعبان. مورد اقبال 685 - 686 / 468: حديثى از امام رضا [ ع ] در فضيلت روز غدير. علاوه بر اين موارد، ابن طاووس چندين قطعه ديگر از كامل الزيارات در يكى از تأليفات خود نقل كرده است. نسخه أي از اين كتاب ابن طاووس را كه به خط مؤلف بوده عبد الصمد بن محمد بن على العاملي الحارثى (م 935) (درباره أو نك‍: رياض 3 / 128 ; اعيان 38 / 41 ; Bosworth در كتاب " بهاء الدين العاملي " صص 4 - 5) ديده وبرخى (يا همه) مواردي را كه عبد الصمد آنها را نوشته، نوه أو بهاء الدين عاملي در كشكول (قم 9 - 1377، 1 / 286 - 287 واز آنجا مستدرك 14 / 61 ; 16 / 204) آورده است ; نيز نك‍: بحراني، كشكول ص 389 ; Boswotrh ص 44. تأليف مورد نظر ناشناخته است ; شايد آن كتاب، كتاب المزار ابن طاووس بوده باشد (نك‍: باب دوم فصل سوم). موارد نقل شده از جزء دوم كتاب الزيارات اخذ شده است ; در يك مورد آمده است كه چگونه امام حسين [ ع ] زمين اطراف قبر آينده خود را از مردم نينوا وغاضريه به شصت هزار درهم خريدارى كرد وبه عنوان صدقه به آنان باز گرداند به شرط آنكه به مردم راه مزار أو را نشان دهند واز زائرين آن حضرت تا سه روز پذيرائى كنند. بدنبال آن ابن طاووس به " باب نوادر الزيارات " كتاب الزيارات اشاره مى كند كه در آنجا آمده است كه وقتى آن مردم نتوانستند به آن شرايط عمل كنند اين صدقه از آنها بازپس گرفته شد. عبد الكريم برادر زاده ابن طاووس نسخه ء عتيقي از كتاب ابن داود (كه به آن با عنوان كتاب المزار اشاره مى كند) داشته است. اين نسخه با نسخه ء دستنوشته مؤلف با تاريخ ربيع الثاني 360 مقابله شده بود (الغرى صص 86، 140). محتمل است كه همين نسخه در دست ابن طاووس نيز بوده است. 669. * كتاب زهد مولانا على بن ابى طالب [ ع ] / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 12 / 65 ش 468 فلاح السائل 101 / 96، 109 / 103، 266 - 267 / 242 - 243.

[ 612 ]

طرائف 282 / 78 گويا اين عنوان اشاره به بخش دوم كتاب الزهد ابن بابويه باشد (نك‍: نجاشى ص 391). در فلاح 101 / 96 و 109 / 103 صريحا از ابن بابويه به عنوان مؤلف ياد شده است. نقل شده از جزء دوم كتاب الزيارات اخذ شده است ; در يك مورد آمده است كه چگونه امام حسين [ ع ] زمين اطراف قبر آينده خود را از مردم نينوا وغاضريه به شصت هزار درهم خريدارى كرد وبه عنوان صدقه به آنان باز گرداند به شرط آنكه به مردم راه مزار أو را نشان دهند واز زائرين آن حضرت تا سه روز پذيرائى كنند. بدنبال آن ابن طاووس به " باب نوادر الزيارات " كتاب الزيارات اشاره مى كند كه در آنجا آمده است كه وقتى آن مردم نتوانستند به آن شرايط عمل كنند اين صدقه از آنها بازپس گرفته شد. عبد الكريم برادر زاده ابن طاووس نسخه ء عتيقي از كتاب ابن داود (كه به آن با عنوان كتاب المزار اشاره مى كند) داشته است. اين نسخه با نسخه ء دستنوشته مؤلف با تاريخ ربيع الثاني 360 مقابله شده بود (الغرى صص 86، 140). محتمل است كه همين نسخه در دست ابن طاووس نيز بوده است. 669. * كتاب زهد مولانا على بن ابى طالب [ ع ] / أبو جعفر محمد بن على ابن بابويه (م 381) ذريعه 12 / 65 ش 468 فلاح السائل 101 / 96، 109 / 103، 266 - 267 / 242 - 243.

[ 612 ]

طرائف 282 / 78 گويا اين عنوان اشاره به بخش دوم كتاب الزهد ابن بابويه باشد (نك‍: نجاشى ص 391). در فلاح 101 / 96 و 109 / 103 صريحا از ابن بابويه به عنوان مؤلف ياد شده است. در موارد ديگر با عنوان " صاحب (يا مصنف) كتاب زهد مولانا على [ ع ] " آمده است. بيشتر موارد نقل شده درتوصيف زهد امام على [ ع ] است. كتاب زهد امير المؤمنين كه قطعاتي از آن در مكارم الاخلاق طبرسي نقل شده (صص 106 - 108، 110 - 111، 132، 147، 159 - 160) مى تواند همين تأليف باشد.

مكتبة يعسوب الدين عليه السلام الإلكترونية