الرئيسية  اتصل بنا  خارطة الموقع   
 
 
  إرسل لنا كتاب | أخبرنا عن خطأ  
أ ب ت  ...




مناسك الحج - الشيخ لطف الله الصافي

مناسك الحج

الشيخ لطف الله الصافي


[ 2 ]

مناسك حج مطابق با فتاواى مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ لطف الله صافى گلپايگانى مد ظله الشريف ناشر: دار القرآن الكريم ليتوگرافى: اهل بيت، قم چاپخانه: سپهر تيراژ: 3000 چاپ دوم - شوال المكرم 1416 ه‍ ق

[ 3 ]

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين والصلوة والسلام على خير خلقه واشرف بريته محمد وآله الطاهرين، لاسيما بقية الله في الارضين ولعنة الله على أعدائهم أجمعين إلى قيام يوم الدين. فضيلت حج قال الله تعالى: ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ومن كفر فان الله غنى عن العالمين (سوره آل عمران، آيه 97). حج بيت الله الحرام، در بين واجبات وفرائض دين

[ 4 ]

اسلام داراى موقعيت خاص وجايگاه ويژه است. حكمتها ومنافع تربيتى، اجتماعى وسياسى آن بسيار است. حج، مدرسه عالى ودانشگاهى است كه در كلاسهايش بخشهاى مهمى از معارف قرآن كريم وتعاليم و هدايتهاى اسلام، ضمن عمل به اركان ودستورات آن آموخته مىشود. اسلام حقيقى، كه تسليم محض در برابر احكام و اطاعت خالص از خداوند متعال است در عمل به برنامه هاى آن ظاهر مىگردد. همه مواقف ومشاعر آن سازنده وموجب رشد فكر وپرواز روح به عوالم غير متناهى ودرس وجهاد با نفس وسير در فضاهاى رحمانى وملكوتى است. حج، مشتمل بر عبادات ووظايف مهم دينى است مثل نماز، دعا، انفاق، خضوع وخشوع در درگاه الهى، خويشتن دارى وصبر وباز دارى نفس از مشتهيات، آشنايى با

[ 5 ]

مسلمانان مسائل اجتماعى وسياسى جهان اسلام واعلاء كلمه اسلام وظهور نفوذ دعوت حضرت خاتم الانبيأ صلى الله عليه وآله در شرق وغرب ودورترين نقاط و حضور در يك اجتماع ميليونى از نمايندگان مردم سراسر جهان وامور بسيار ديگر، همه در حج مندرج است. خلاصه، فضايل اين فريضه بزرگ، بسيار بوده و ثوابهايى كه براى يكايك آن اعمال مقرر است بيشمار مىباشد. بايد كسانى كه به حج مشرف مىشوند درك تشرف انجام اين مراسم نورانى وحضور در اين اجتماع پر فيض را توفيقى بزرگ شمرده، خودسازى واستفاده هاى معنوى در هر كدام از مواقف آن را نصب العين خود قرار دهند. ومخصوصا تعجيل فرج حضرت صاحب الامر ارواح العالمين له الفدأ را در همه آن مشاهد مقدسه از خداوند متعال مسئلت نمايند.

[ 7 ]

احكام حج

[ 9 ]

احكام حج (مسأله 1) بر هر مكلف مستطيع در تمام عمر يك بار حجة الاسلام واجب مىشود كه بايد اعمال آن را بجا آورد. (مسأله 2) واجب است مستطيع در سال اول استطاعت به حج برود، وتأخير آن بدون عذر، گناه كبيره است واگر در سال اول نرفت، وتا سال بعد از استطاعت افتاد حج از او ساقط نمىشود، وبايد به هر صورت ممكن حج نمايد. اقسام حج (مسأله 3) حج بر سه قسم است: 1 - (حج تمتع) واين وظيفه كسانى است كه منازل آنان تا مكه معظمه 16 فرسخ شرعى يا بيشتر باشد. 2 و 3 - (حج قران) و (افراد) واين وظيفه اهالى مكه

[ 10 ]

معظمه وكسانى است كه فاصله منازل آنان از مكه معظمه كمتر از 16 فرسخ شرعى است. وبر اينها واجب است بعد از حج (عمره مفرده) بجا آوردند. (مسأله 4) آن چه ذكر شد از تعيين وظيفه نسبت به حجة الاسلام است، اما در حج مستحبى اهل مكه هم مىتوانند حج تمتع بجا آوردند، واشخاصى كه منزلشان از مكه 16 فرسخ يا زيادتر، دور باشد مىتوانند حج قران يا افراد بجا آورند، بلى تمتع براى هر دو طايفه در حج مستحبى افضل است.

[ 11 ]

حج قران كيفيت حج قران مانند حج افراد است در همه اعمال مگر اين كه حج افراد قربانى ندارد ودر حج قران كه مكلف قربانى به همراه خود مىآورد بايد همان قربانى را ذبح يا نحر كند وچنين شخصى مخير است در عقد احرام بين اين كه تلبيه بگويد يا اشعار ويا تقليد نمايد وبه هر كدام ابتدا كرد احرامش بهمان منعقد مىشود وچون حج افراد و قران خيلى مورد ابتلاء نيست بهمين اشاره مختصر اكتفا مىشود ووظيفه كسانى كه عمره تمتع آنها بجهت بعض عذرها مبدل به حج افراد مىشود در جاى خود بيان خواهد شد.

[ 12 ]

حج افراد كيفيت وآداب واعمال واجبه ومستحبه حج افراد مانند حج تمتع است، الا در چند چيز: 1 - مكلف بايد از ميقاتهاى معروفه محرم شود وبه عرفات برود بر خلاف حج تمتع كه از مكه محرم مىشود بلى كسانيكه وظيفه آنها حج تمتع است واز ميقات براى عمره تمتع محرم مىشوند وبعد به جهت عذرى عمره آنها مبدل به حج افراد مىشود با همان احرام به عرفات مىروند. 2 - قربانى ندارد. 3 - بعد از انجام آن بايد عمره مفرده بجا آورد. 4 - جايز است براى كسيكه حج افراد بجا مىآورد كه طواف زيارت وسعى را قبل از وقوف در عرفات ومشعر انجام دهد ليكن مكروه است وترك آن احوط است

[ 13 ]

برخلاف حج تمتع كه در آن جايز نيست تقديم طواف و سعى بر وقوفين مگر در وقت اضطرار كه در مسائل آينده ذكر مىشود.

[ 15 ]

حج تمتع چون نوع واجب حج بر فارسى زبانان وايرانيان بلكه بر بيشتر مسلمانان حج تمتع است. أحكام ومسائل حج تمتع مشروحا بيان خواهد شد انشأالله تعالى. (مسأله 5) حج تمتع، مركب از دو عبادت است كه اول را (عمره تمتع) ودوم را (حج تمتع) گويند، وبايد عمره تمتع قبل از حج تمتع بجا آورده شود. و اگر كسى به شرحى كه بعد گفته خواهد شد بواسطه عذرى نتواند عمره تمتع را پيش از حج تمتع بجا آورد حج او، (حج افراد) مىشود. (مسأله 6) در انجام حج هم مثل ساير عبادات ديگر (قصد قربت) لازم است، وهمين مقدار كه پيش از پوشيدن

[ 16 ]

لباس احرام، قصد كند بجا آوردن عمره وحج واجب خود را براى خدا كافى است، و لازم نيست كه در ابتدا، صورت حج تمتع را بداند، پس اگر وقتى كه مىخواهد احرام ببندد تمام كارهاى واجب حج را نداند ولى نيت كند كه براى اطاعت امر خداوند متعال عمره وحج واجب خود را بجا مىآورم، وقصدش اين باشد كه بعد از مشغول شدن به عمل، هر چه را لازم است مطابق رساله اى كه نزد او است، يا مطابق دستور مجتهد يا عالم مورد وثوق كه همراه او است انجام دهد كفايت مىكند، وعمل او صحيح است.

[ 17 ]

عمره تمتع (مسأله 7) در مسأله 5 گذشت كه، اول از كارهاى (حج تمتع)، (عمره تمتع) است وكارهاى واجب عمره تمتع پنج چيز است: 1 - احرام. 2 - طواف خانه كعبه. 3 - دو ركعت نماز طواف. 4 - سعى بين صفا ومروه. 5 - تقصير. كه شرح احكام هر يك خواهد آمد، ان شاء الله تعالى. مستحبات احرام عمره (مسأله 8) كارهائى كه پيش از احرام، ودر وقت مهيا

[ 18 ]

شدن براى احرام ودر حال بستن احرام وبعد از آن، مستحب است ده چيز است: 1 - پيش از احرام پاكيزه كردن بدن وگرفتن ناخن و شارب وزائل كردن موى زير بغل وموى عانه (زير شكم) با نوره. 2 - غسل احرام در ميقات، و هر گاه بترسد كه در ميقات آب نيابد، جائز است كه پيش از رسيدن به ميقات غسل كند. واگر پيش از ميقات غسل كرد ودر ميقات آب يافت، مستحب است كه در ميقات دوباره غسل كند، واگر بعد از غسل خواب برود، يا چيزى را كه خوردنش ويا پوشيدنش براى محرم جائز نيست بخورد يا بپوشد، يا استعمال بوى خوش كند، مستحب است دوباره غسل را بجا آورد. واگر محدث، به حدث اصغر، غير از خواب بشود، بهتر است رجأا غسل را اعاده كند، وغسل روز براى شب وغسل

[ 19 ]

شب براى روز كفايت مىكند، خصوصا اگر غسل شب در آخر شب، وغسل روز در آخر روز باشد، وبهتر آن است كه به غسل اول روز براى روز وبه غسل اول شب براى شب اكتفا كند. وغسل احرام بر حائض ونفسا نيز مستحب است وشرط احرام، طهارت از حدث نيست. 3 - خواندن اين دعا در وقت غسل است: بسم الله وبالله، اللهم اجعله لي نورا وطهورا وحرزا وامنا من كل خوف وشفآء من كل دآء وسقم، اللهم طهرني وطهر قلبي، واشرح لي صدري، واجر على لساني محبتك ومدحتك والثناء عليك، فانه لا قوة لي الا بك وقد علمت ان قوام ديني التسليم لك، والا تباع لسنة نبيك صلواتك عليه وآله. 4 - نتراشيدن ونگرفتن موى سر وريش از اول ذيقعده

[ 20 ]

بنابر مشهور بين علما، بلكه احوط واولى ترك آن است، و استحباب نگرفتن موى سر براى زنها هم از اول ذيقعده بعيده نيست. 5 - آن كه بعد از نماز ظهر محرم شود، واگر در وقت نمازهاى ديگر مىخواهد محرم شود بعد از يكى از آنها، و اگر نه، بعد از نماز قضا احرام ببندد، واگر نماز قضا بر ذمه ندارد شش ركعت نماز يا اقلا دو ركعت نماز بخواند، ودر ركعت اول، بعد از حمد، سوره قل هو الله احد (توحيد) و در ركعت دوم، بعد از حمد سوره قل يا ايها الكافرون (جحد) را بخواند، وچون از نماز فارغ شود وبخواهد نيت احرام كند، حمد وثناى خدا بجاى آورد، وصلوات بر محمد وآل محمد صلوات الله عليهم بفرستد واين دعأ را بخواند: اللهم اني اسألك أن تجعلني ممن استجاب لك وامن بوعدك واتبع امرك، فاني عبدك وفي

[ 21 ]

قبضتك، لا اوقى الا ما وقيت ولا اخذ الا ما اعطيت، وقد ذكرت الحج فاسألك ان تعزم لي عليه على كتابك وسنة نبيك صلواتك عليه وآله، وتقويني على ما ضعفت عنه وتسلم لي مناسكي في يسر منك وعافية، واجعلني من وفدك الذين رضيت وارتضيت وسميت وكتبت، اللهم اني خرجت من شقة بعيدة، وانفقت مالي ابتغا مرضاتك، اللهم فتمم لي حجتي وعمرتي، اللهم اني اريد التمتع بالعمرة إلى الحج على كتابك وسنة نبيك صلواتك عليه وآله، فان عرض لي عارض يحبسني فحلنى حيث حبستني بقدرك الذي قدرت علي، اللهم ان لم تكن حجة فعمرة احرم لك شعري وبشري ولحمي ودمي وعظامي ومخي وعصبي من النساء والثياب والطيب ابتغي بذلك وجهك والدار الاخرة.

[ 22 ]

پس دو جامه احرام را بطورى كه در واجبات گفته مىشود بپوشد. 6 - جامه احرام از پنبه باشد، ودر حال پوشيدن احرام بگويد: الحمد لله الذي رزقني ما اواري به عورتي واؤدي فيه فرضي واعبد فيه ربي وانتهي فيه إلى ما امرني، الحمد لله الذي قصدته فبلغنى واردته فاعانني وقبلني ولم يقطع بي ووجهه اردت فسلمني فهو حصني وكهفي وحرزي وظهري وملاذي وملجاي ومنجاي وذخري وعدتي في شدتي ورخائي. 7 - نيت احرام را به زبان بياورد، وچنانكه در واجبات احرام هم گفته خواهد شد واجب است مقارن نيت بگويد: لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك.

[ 23 ]

وبنا بر احتياط واجب جمله ذيل را هم بگويد: ان الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك. وبهتر آن است كه بعد از اين جمله، يك لبيك ديگر نيز بگويد. 8 - پس از آن مستحب است بگويد: لبيك ذا المعارج لبيك، لبيك داعيا إلى دار السلام لبيك، لبيك غفار الذنوب لبيك، لبيك اهل التلبية لبيك، لبيك ذا الجلال والاكرام لبيك، لبيك تبدء والمعاد اليك لبيك، لبيك تستغني ويفتقر اليك لبيك، لبيك مرغوبا ومرهوبا اليك لبيك، لبيك اله الحق لبيك، لبيك ذا النعماء والفضل الحسن الجميل لبيك، لبيك كشاف الكرب العظام لبيك، لبيك عبدك وابن عبديك لبيك، لبيك يا كريم لبيك. واين جمله را نيز برجأ استحباب بخواند:

[ 24 ]

لبيك أتقرب اليك بمحمد وآل محمد لبيك، لبيك بعمرة. ودر احرام حج بگويد: لبيك بحجة وپس از آن، در عمره تمتع بگويد: لبيك، لبيك وهذه عمرة متعة إلى الحج لبيك، لبيك اهل التلبية لبيك، لبيك تلبية تمامها وبلاغها عليك. 9 - مرد تلبيه را بلند بگويد مگر در ميقات مدينه، كه در آنجا بهتر آن است كه اگر سواره است آهسته تلبيه بگويد، و وقتى كه زمين بيداء (هموار) نمايان شود بلند بگويد، و كسى كه از مكه محرم به حج مىشود مستحب است وقتى كه به (رقطاء) مىرسد، يا مشرف بر (ابطح) شود بلند بگويد. 10 - در وقت بيدار شدن از خواب، وعقب هر نماز واجب ومستحب، ووقت رسيدن به منزل، ووقتى كه به

[ 25 ]

سواره برسد، ووقت سوار شدن، ووقت بالا رفتن بر تلى، و پائين رفتن از سراشيبى نيز تلبيه بگويد، ودر سحرها بسيار بگويد، هر چند جنب يا حايض باشد، وتلبيه را قطع نكند در عمره تمتع تا خانه هاى مكه را ببيند، ودر حج تمتع تا ظهر روز عرفه. مكروهات احرام (مسأله 9) در احرام، ده چيز مكروه است: 1 - پوشيدن لباس سياه، بلكه اولى ترك پوشيد هر پارچه رنگ شده است مگر رنگ سبز كه در بعضى روايات معتبره استثنأ شده است. 2 - خوابيدن در رختخواب ومخده زرد، وهم چنين مكروه است محرم شدن در جامه كثيف. وسزاوار است جامه احرام نظيف باشد، وبهتر آن است كه تا نجس نشود آن را نشويد.

[ 26 ]

3 - حنا بستن بدون قصد زينت، ولى با قصد زينت خلاف احتياط است، بلكه احتياط آن است كه مطلقا حنا نبندد، حتى پيش از احرام در صورتى كه اثرش تا حال احرام باقى بماند، ونيز مكروه است براى زن پيش از احرام حنا بستن، هر گاه رنگ آن تا حال احرام باقى بماند. 4 - حمام رفتن وسائيدن بدن. 5 - لبيك گفتن در جواب كسى كه او را بخواند. 6 - شستن بدن با آب سرد. 7 - مبالغه در مسواك كردن وسائيدن رو. 8 - كشتى گرفتن، وهر كارى كه در آن بيم مجروح شدن، يا افتادن موى از بدن باشد. 9 - شعر خواندن. 10 - استعمال رياحين وگلهاى خوشبو، وبهتر ترك شستن سر، به سدر وخطمى مىباشد.

[ 27 ]

مواقيت احرام (مسأله 10) محلى را كه در آن احرام بستن واجب است (ميقات) گويند و هر كس بايد در آن ميقاتى كه در راه او به مكه است محرم شود به اين شرح: 1 - (مسجد شجره)، وآن ميقات اهل مدينه وكسانى است كه از راه مدينه منوره به مكه مشرف مىشوند، مثل بسيارى از حاجيان ايران وآن را (ذوالحليفه) نيز مىنامند، واكنون به (آبار على) معروف است. وفاصله آن، بنابر نقل بعضى تا مكه 464 كيلومتر است، وتا مدينه تقريبا هفت كيلومتر است. وبهتر بلكه احوط آن است كه در داخل مسجد محرم شوند، وجنب وحائض در حال عبور از داخل مسجد محرم شوند. واگر از پشت مسجد هم محرم شوند، صحيح است. ودر وقت ضرورت، احرام بستن را تا ميقات اهل شام كه (جحفه) است مىتوانند به تأخير اندازند، ودر (جحفه) محرم شود.

[ 28 ]

2 - (جحفه)، وآن ميقات اهل جحفه ونواحى آن، و ميقات مردم مصر وشام وشهرهاى مغرب واروپا مىباشد، وهر كسى كه از كانال سوئز به قصد مكه عبور مىكند، بايد در دريا در محاذات جحفه محرم شود، و تقريبا مسافت بين مكه وجحفه 220 كيلومتر است، وبه (رابغ) نزديك است واحرام از رابغ مجزى نيست. 3 - (وادى عقيق)، وآن ميقات اهل نجد وعراق و كسانى است كه از آن طريق به حج مىروند، وافضل آن است كه از اول آن، كه (مسلخ) است - اگر بطور يقين معلوم شود - محرم گردند، والا وقتى كه يقين كردند به وادى عقيق رسيده اند پيش از رسيدن (به ذات عرق) محرم شوند. واگر بواسطه تقيه ناچار شوند از تأخير احرام تا ذات عرق، قبل از آن كه به آنجا برسند در لباسى كه پوشيده اند، نيت احرام نموده، وآهسته (تلبيه) بگويند. واگر ممكن شود لباسهاى خود را بيرون آورده، ودو جامه احرام را

[ 29 ]

بپوشند، وبعد لباس احرام را در آورده ولباس خود را بپوشند، وبه جهت آن - بطورى كه گفته خواهد شد - فديه دهند، و هر گاه كه به ذات عرق رسيدند آنجا جامه احرام را بپوشند. 4 - (قرن المنازل) كوهى است مشرف بر عرفات، در 94 كيلومترى مكه، وآن ميقات اهل طائف ونواحى آن و كسانى است كه از آن طريق به مكه مشرف مىشوند. 5 - (يلملم) كوهى است از كوههاى تهامه، در 94 كيلومترى مكه، وآن ميقات اهل يمن وكسانى است كه از آن طريق به حج مشرف مىشوند. (مسأله 11) لازم است تحصيل علم، يا بينه شرعيه، به رسيدن به ميقاتى كه بايد در آن محرم شود، واگر تحصيل هيچ يك ممكن نشود، اكتفا به ظن حاصل از گفته اهل اطلاع ومعرفت به آن اماكن جايز است. (مسأله 12) هر كس منزل او از اين ميقاتها به مكه

[ 30 ]

نزديكتر باشد، يعنى منزل او بعد از يكى از اين ميقاتها باشد، ميقات او همان منزل او است كه از همانجا بايد محرم شود. (مسأله 13) بهتر آن است كه از راهى برود كه از يكى از ميقاتها عبور كند، واگر از راهى مىرود كه به هيچ يك از اين پنج ميقات عبور نمىكند، بايد در محاذى هر ميقاتى كه ابتدا از آن عبور مىكند احرام ببندد، هر چند كه نسبت به ميقات ديگر دورتر از مكه باشد، يا فاصله اش با اصل ميقات بيشتر باشد، (1) واگر بعد از آن، در راه خود به محاذات ميقات ديگر رسيد در آنجا هم تجديد احرام كند، واگر تحصيل علم به محاذات ميقات ممكن نشود، وبينه هم نباشد، ظن حاصل از گفته اهل اطلاع به آن اماكن كافى


1 مثلا اگر به محاذى مسجد شجره رسيده بايد همانجا محرم شود هر چند كه فاصله ميقات ديگر تا مكه كمتر باشد ويا فاصله محاذى مسجد شجره با مكه دورتر از فاصله خود مسجد شجره با مكه باشد.)

[ 31 ]

است، واگر ظن هم ممكن نشود، در اولين نقطه اى كه احتمال محاذات با يكى از مواقيت را مىدهد، رجأا محرم شود وتلبيه بگويد، وبعد در هر جا كه احتمال محاذات مىدهد، تجديد نيت كند، وتلبيه را تكرار نمايد، تا يقين كند كه در محاذات ميقات احرام بسته است، وبهتر آن است كه براى تجديد نيت، لباس احرام را نيز باز كند و ببندد، واحوط، نسبت به غير مسجد شجره، ترك رفتن از راهى است كه به يكى از مواقيت مرور نكند. واما در مسجد شجره در صورتى كه شخص قاصد حج باشد، ودر مدينه يك ماه مانده باشد، احرام از محاذات شجره كافى است، وتا ممكن است اين احتياط را ترك ننمايد، مگر آن كه نذر كرده باشد كه پيش از رسيدن به ميقات در محل معينى محرم شود، كه در اين صورت رعايت اين احتياط لازم نيست، بلكه واجب است در محلى كه نذر كرده است محرم شود، وبعد، از هر طرف برود اشكال ندارد.

[ 32 ]

(مسأله 14) اگر كسى احرام بستن از ميقات را فراموش كند، بعد از آن كه يادش آمد - خواه بعد از داخل شدن به حرم يادش بيايد يا پيش از وارد شدن به حرم - اگر برگشتن به ميقات ممكن است، برگردد واز ميقات محرم شود، و اگر برگشتن به ميقات ممكن نيست، احتياط واجب آن است كه هر مقدار ممكن است بسوى ميقات برگردد واز آنجا محرم شود، واگر برگشتن هيچ ممكن نيست، از همان مكان خود احرام خود را ببندد، و هم چنين است حكم در جاهل، مثل آن كه زن حائض گمان كرده كه احرام براى او صحيح نيست وبدون احرام از ميقات گذشته است. (مسأله 15) در احرام، طهارت از حدث اصغر وحدث اكبر شرط نيست، پس جايز است شخص جنب وزن حائض ونفسا محرم شوند، بلكه اگر وقت نباشد كه صبر كند تا از حيض ونفاس پاك شود، واجب است با همان

[ 33 ]

حال از ميقات احرام ببندد، وغسل احرام براى حائض و نفساء مستحب است. (مسأله 16) زن اگر در حال حيض محرم شود به احرام عمره تمتع، وگمان كند كه براى عمره پاك مىشود، ولى پاك نشود، تا وقت آن بگذرد، حج او مبدل به (افراد) مىشود، ولازم است با همان احرام به عرفات ومشعر برود، ووقوفين را با مردم بجا آورد، وبعد به منى بيايد، و اعمال منى را انجام دهد، ودر حج افراد قربانى واجب نيست، وروز دوازدهم يا سيزدهم به مكه مراجعت نمايد و در آنجا بماند، هر وقت پاك شد طواف زيارت ونماز آن را بجا آورد، وبعد سعى بين صفا ومروه نمايد، پس از آن طواف نساء ونماز آن را بجا آورد، وآنگاه به خارج حرم رفته ومحرم شود به احرام عمره مفرده، وبه مكه آمده و اعمال عمره را تمام نمايد. (مسأله 17) در مسأله سابق اگر آن زن نمىتواند بماند

[ 34 ]

تا پاك شود - مثلا همسفرهاى او مهلت نمىدهند وناچار از مراجعت است - بايد براى طواف زيارت ونماز آن نايب بگيرد، وپس از آن كه نايب، طواف ونماز آن را بجا آورد، آن زن سعى بين صفا ومروه نمايد، وپس از آن براى طواف نساء ونماز آن نايب بگيرد، وبعد برود خارج حرم ومحرم به احرام عمره مفرده شود وبيايد مكه، وبراى طواف عمره ونماز آن نايب بگيرد، وبعد خودش سعى بين صفا ومروه نمايد، وبعد (تقصير) كند وبعد براى طواف نساء ونماز آن نايب بگيرد. (مسأله 18) اگر زن در ميقات پاك باشد ومحرم شود به احرام عمره تمتع، و قبل از طواف عمره، حائض شود و پاك نشود تا وقت عمره بگذرد، عدول به حج افراد نموده، وبنحوى كه قبلا ذكر شد عمل نمايد. (مسأله 19) اگر زن در حال احرام پاك بود ومحرم به احرام عمره تمتع شد، و در بين طواف حائض شد، واجب

[ 35 ]

است فورا از مسجد الحرام خارج شود، پس اگر بعد از چهار (شوط) حائض شده، عمره تمتع او صحيح است، مىرود سعى بين صفا ومروه مىنمايد وبعد تقصير مىنمايد، واز عمره محل مىشود، وبعد در خارج از مسجد در مكه محرم شود به احرام حج، واعمال عرفات و مشعر ومنى را بجا آورد، وبعد از مراجعت از منى هر وقت پاك شد طواف زيارت ونماز آن وسعى وطواف نساء و نماز آن را به ترتيب بجا آورد، وپيش از طواف حج آنچه از طواف عمره ونماز طواف باقى مانده آن را بجا آورد، و احتياطا سعى را هم اعاده نمايد، هر چند لازم نيست، واگر قبل از پاك شدن ناچار است از مراجعت به وطن، براى كسرى طواف عمره ونماز آن وبراى طواف زيارت ونماز آن نايب بگيرد، وبعد از آن كه نايب، طواف ونماز آن را بجا آورد خودش سعى نمايد، وبعد براى طواف نساء ونماز آن نايب بگيرد واگر بعد از سه شوط ونيم وپيش از تمام شدن

[ 36 ]

شوط چهارم حائض شود احوط اين است كه سعى بين صفا ومروه را رجأا بقصد سعى عمره تمتع انجام دهد و تقصير كند ودر خارج مسجد در مكه، به احرام حج تمتع، رجأا محرم شود واعمال عرفات، مشعر ومنى را بقصد ما في الذمه از حج تمتع يا افراد بجا آورد وبعد از مراجعت از منى هر وقت پاك شد باقى مانده طواف عمره وسعى را رجاءا قبل از طواف زيارت بجا آرد وطواف زيارت ونماز آن ورجاءا سعى وطواف نساء ونماز آن را بقصد ما في الذمه بجا آورد، سپس يك عمره مفرده بجا آورد واحتياطا براى تقصير كفاره بدهد. (مسأله 20) اگر زن در ميقات پاك‌است، لكن احتمال مىدهد كه قبل از طواف عمره حائض شود وپاك نشود، تا وقت عمره بگذارد، يا آن كه در ميقات حائض باشد و احتمال بدهد پاك نشود تا وقت عمره بگذرد، احتياط آن است كه در وقت احرام قصد كند محرم مىشوم به احرامى

[ 37 ]

كه بر من واجب است از عمره تمتع يا حج افراد، پس اگر قبل از گذشتن وقت عمره پاك شد اعمال را تمام كند و محل شود، وبعد اعمال حج را بجا آورد وحج تمتع او صحيح است واگر پاك نشد، به همان احرام اعمال حج را بجا آورد وبعد عمره مفرده بجا آورد، وحج او حج افراد است. واگر فرصت طوافها را ندارد بنحوى كه در مسائل گذشته ذكر شد براى طوافها نايب بگيرد. (مسأله 21) اگر زن در ميقات حائض است ويقين دارد پاك نمىشود تا وقت عمره تمتع بگذرد، يا آن كه در ميقات پاك است ويقين دارد قبل از طواف عمره حائض مىشود وپاك نمىشود تا وقت عمره بگذرد جمعى فرموده اند: واجب است از ميقات محرم به حج افراد شود، ليكن چون اين يقين بر حسب عادت است و امكان دارد بر خلاف عادت پاك شود، ويا در فرع دوم در حيض تأخير شود، احتياط مسأله قبل را ترك نكند وبه همان نحو عمل نمايد.

[ 38 ]

(مسأله 22) اگر زن چون يقين داشت براى عمره تمتع پاك نيست به قصد حج افراد محرم شد، واتفاقا در مكه بر خلاف عادت پاك بود، لازم است از حج افراد - عدول به عمره تمتع كند - يعنى طواف ونماز آن وسعى را بجا آورد وتقصير نمايد، وبعد براى حج محرم شود واعمال حج را بجا آورد، واين مخصوص كسى است كه مكلف به حج تمتع باشد، واما كسى كه حج افراد هم از او صحيح است مختار است كه عدول نمايد به تمتع يا حج افراد را تمام كند. (مسأله 23) اگر زن در بين طواف قبل از سه شوط ونيم حائض شود، وتا گذشتن وقت عمره پاك نشود، حكم حائض شدن قبل از طواف را دارد، وعمره تمتع او باطل است، وواجب است عدول به حج افراد نمايد بنحوى كه گذشت. (مسأله 24) اگر كسى احرام را فراموش نمايد، و تا بعد

[ 39 ]

از انجام جميع واجبات به خاطرش نيايد، اقوى صحت آن عمره است، وجاهل به مسأله در حكم ناسى است، و همچنين است حكم، در ترك تلبيه جهلا يا نسيانا. (مسأله 25) اگر كسى عمدا احرام را ترك كند، و برگشتن به ميقات ممكن نباشد اقوى فساد عمره او است، اگر چه احوط آن است كه از هر مكانى كه ممكن باشد محرم شود وعمره را انجام دهد وبعد هم قضاء آن را بجا آورد. (مسأله 26) ميقات بودن جده بنظر حقير محرز نيست، لذا اشخاصى كه از ايران يا ساير ممالك از طريق هوائى وارد جده مىشوند، لازم است يا قبل از حركت نذر كنند كه در محل خود محرم شوند، وبعد از احرام حركت كنند، و براى نشستن زير سقف يك گوسفند كفاره در مكه ذبح نمايند، در اين صورت از هر طريق بخواهند مىتوانند وارد مكه شوند، وباهمان احرام اعمال عمره را بجا آورند

[ 40 ]

و تجديد نيت هم لازم نيست، هر چند از يكى از ميقاتها عبور نمايند ويا آن كه اگر نذر نمىكنند لازم است در اين حركت، عازم ورود به مكه نباشند، بلكه قصد كنند كه مىرويم جده كه از آنجا به يكى از ميقاتها برويم، ودر اين صورت واجب است پس از ورود به جده به يكى از ميقاتها بروند واز آنجا محرم شوند، وچنانچه با اين فرض نتوانستند به ميقات بروند، احتياطا هر مقدار ممكن است بجانب ميقات بروند ومحرم شوند، واگر نتوانستند بجانب ميقات بروند، در جده محرم شوند، ودر (حديبيه) ويا (جعرانه) يا (ادنى الحل) احتياطا تجديد نيت كنند، ودر غير اين صورت در جده نمىتوانند محرم شوند. نذر احرام پيش از ميقات (مسأله 27) چنانچه گفته شد پيش از رسيدن به ميقات يا محاذات آن، احرام بستن جائز نيست، ولى اگر كسى نذر كند كه پيش از رسيدن به ميقات در محل معينى محرم

[ 41 ]

شود، مثلا نذر كند كه در تهران يا مشهد يا كوفه محرم شود بايد به نذر خود وفا كند، ودرهمان محل معين كه نذر كرده است احرام ببندد، واحرام او صحيح است. (مسأله 28) براى صحت نذر احرام قبل از ميقات، كافى است بگويد مثلا: لله على أن احرم من طهران يا فارسى بگويد: از براى خدا بر من است كه از تهران محرم شوم. (مسأله 29) در هرجا كه تشخيص ميقات يا محاذات آن به علم يا ظن معتبر ممكن نشود، بهتر است كه نذر كند پيش از ميقات يا پيش از محاذات ميقات، در محل معينى احرام ببندد، واز همان محلى كه نذر كرده محرم شود. (مسأله 30) اگر در وقت نذر احرام پيش از ميقات، بنا داشته باشد كه به وسيله سقف دار مثل هواپيما يا كشتى يا اتومبيل مسقف سوار شود، نذر او صحيح است، ولى مرد

[ 42 ]

بايد تا ممكن مىشود در حال حركت وطى منزل، زير سقف ننشيند، واگر مضطر باشد جايز است، وكفاره دارد كه در محلش ذكر مىشود. (مسأله 31) كسى كه مىخواهد با هواپيما به حج برود، اگر ناچار باشد وطور ديگر ممكن نباشد، جايز است نذر كند از محل خود محرم شود، ولى در حين احرام قصد كند كه تا بتوانم تظليل نكنم، وبا اضطرار، هر چند از جهت ضيق وقت يا نبودن وسيله اى غير آن باشد، جايز است به هواپيما سوار شود، وبراى تظليل فديه بدهد، ليكن اگر هواپيما شب حركت كند وجوب فديه معلوم نيست، ولى مطابق احتياط است. واجبات احرام (مسأله 32) واجبات احرام سه چيز است: اول - پوشيدن دو جامه احرام، وواجب است كه يكى از آنها از ناف تا زانو را بپوشاند كه آن را (لنگ) گويند، و

[ 43 ]

ديگرى بايد بر دوش انداخته شود، وبقدرى باشد كه شانه ها را بپوشاند وآن را (ردا) گويند، واحتياط لازم آن است كه پيش از نيت وگفتن تلبيه هاى واجب، لباس دوخته را در آورد، ولباس احرام را بپوشد، وبعد نيت كند، و احتياط مستحب آن است كه زنها نيز اين دو جامه را بپوشند، اگر چه در آوردن لباس دوخته بر آنها واجب نيست، وجايز است بعد از احرام، دو جامه احرام را بيرون بياورند، وبا لباس خودشان باشند، وبهتر آن است كه در حال سعى وطواف دو جامه احرام را در بر داشته باشند. (مسأله 33) احرام بايد در لباسى باشد كه نماز خواندن در آن صحيح باشد، پس اگر لباس احرام حرير (ابريشم) خالص باشد، يا از اجزاى حيوان حرام گوشت، يا نجس باشد به نجاستى كه در حال نماز از آن عفو نشده يا غصبى باشد، احرام در آن صحيح نيست، ولى اگر لباس احرام به نجاستى كه نماز خواندن با آن صحيح است نجس باشد، مثل خون زخم وجراحت ودمل ضرر ندارد.

[ 44 ]

(مسأله 34) بايد پارچه اى كه از ناف تا زانو را مىپوشاند، بقدرى نازك نباشد كه پوست بدن از زير آن نمايان باشد، واحوط در پارچه اى كه بدوش انداخته مىشود نيز اين است، كه به حدى كه گفته شد نازك نباشد. (مسأله 35) اگر لباس احرام در بعض حالات احرام نجس شود، احتياط مستحب آن است كه آن را عو ض كند ويا تطهير نمايد، بلكه احوط واولى آن است كه اگر محرم بدنش نجس شود نجاست را از آن زايل كند. (مسأله 36) جامه احرام زن نيز مثل جامه احرام مرد، بايد از ابريشم خالص نباشد، بلكه احتياط آن است كه ساير لباسهاى او نيز از ابريشم خالص نباشد. (مسأله 37) احتياط واجب آن است كه لباس احرام بافته باشد، چه محرم مرد باشد وچه زن، واز پوست يا مثل نمد ماليده نباشد، و هم چنين از اجناس جديد مثل پلاستيك ونايلون وامثال آن اگر بافته نيستند، نباشد.

[ 45 ]

دوم - از واجبات احرام، نيت است، يعنى قصد كند كه احرام مىبندم براى عمره تمتع حجة الاسلام به جهت اطاعت فرمان خداوند عالم. ومعناى احرام بستن، آن است كه بر خود قرار دهد وملتزم شود براى توجه به مكه، وبجا آوردن اعمال حج وعمره، كارهائى را كه در عمره تمتع بر او حرام است ترك نمايد، ومستحب است كه نيت احرام را به زبان بياورد چنانچه گذشت. سوم - گفتن چهار تلبيه است بعد از نيت، وصورت آن اين است كه بگويد: لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، وبنابر احتياط واجب جمله ذيل نيز گفته شود. ان الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك. وبهتر، اضافه يك لبيك ديگر است بعد از لا شريك لك، وواجب است كه اين عبارت را به عربى صحيح بگويد، و احوط واولى كسر همزه (ان) وفتح كاف (الملك) است، و

[ 46 ]

واجب است كسى كه اين عبارات را نمىداند بطور صحيح آن را ياد بگيرد، يا كسى به او در وقت گفتن تلقين كند، واگر ممكن نشد، به هر صورت كه مىتواند بگويد، وترجمه اش را به فارسى (1) يا زبان ديگر بگويد، ونايب هم بگيرد رجاءا كه از طرف او بطور صحيح بگويد. (مسأله 38) مكرر گفتن اين چهار تلبيه مستحب است، وبيش از يك مرتبه گفتن آن واجب نيست. (مسأله 39) شخص محرم تا محل نشده جايز نيست لباس دوخته بپوشد، ولى بيرون آوردن لباس احرام براى او در صورتى كه ناظر محترم نباشد جايز است. (مسأله 40) هر گاه پوشيدن لباس احرام را فراموش نمايد، وپيش از آن كه مشغول طواف شود، بخاطرش


1 - ترجمه تلبيه ها اين است: اجابت واطاعت مىكنم ترا، خدايا اجابت مىكنم ترا، اجابت مىكنم ترا، براى تو شريكى نيست، اجابت مىكنم ترا، بدرستى كه ستايش ونعمت وپادشاهى براى تست، شريك براى تو نست، اجابت مىكنم ترا.)

[ 47 ]

بيايد، احوط آن است كه به ميقات برگردد، ولباس احرام را بپوشد، وتلبيه را هم رجاءا بگويد، واگر برگشتن به ميقات ممكن نباشد، هر مقدار ممكن است برگردد، ودر آنجا بپوشد، واگر برگشتن اصلا ممكن نشود، هر جا به خاطرش آمد همانجا لباس احرام بپوشد، وتلبيه را بنحوى كه ذكر شد بگويد، واگر با تمكن بر نگشت، وهر جا يادش آمد لباس احرام پوشيد، احرام او صحيح است على الظاهر، گرچه خلاف احتياط است. (مسأله 41) معلوم شد كه احرام اين است كه شخص ملتزم شود، وبر خود قرار دهد، ترك كارهائى را كه در حال احرام حرام است. پس لازم است آن كارها را، پيش از نيت احرام بطور اجمال بشناسد، تا در موقع نيت، ترك آنها را بر خود قرار دهد، وكفايت مىكند كه در نظر داشته باشد ترك محرماتى كه در مناسك نوشته شده، ولازم نيست كه بطور تفصيل در وقت احرام آن كارها در نظرش باشد.

[ 48 ]

25 چيز بر محرم حرام است. 1 - شكار حيوان صحرائى. 2 - جماع (نزديكى) با زن وساير لذات. 3 - عقد كردن زن. 4 - شاهد عقد شدن. 5 - استمناء. 6 - بوئيدن بوى خوش وگرفتن بينى از بوى بد. 7 - پوشيدن چيز دوخته براى مرد 8 - سرمه كشيدن. 9 - نگاه كردن در آينه. 10 - پوشيدن روى پا براى مرد. 11 - دروغ گفتن وفحش دادن.

[ 49 ]

12 - قسم خوردن. 13 - كشتن جانوران بدن. 14 - براى زينت انگشتر بدست نمودن. 15 - پوشيدن زيور براى زن. 16 - ماليدن روغن به بدن. 17 - ازاله كردن مو از بدن. 18 - پوشاندن مرد سر وگوش خود را. 19 - پوشاندن زن صورت خود را. 20 - استظلال براى مرد. 21 - بيرون آوردن خون از بدن خود. 22 - ناخن گرفتن. 23 - كندن دندان. 24 - كندن درخت حرم. 25 - بستن آلات حرب بر بدن.

[ 50 ]

وتفصيل اين امور به شرح ذيل است: اول - شكار حيوان صحرائى وحشى، حلال گوشت باشد يا حرام گوشت، مثل روباه وخرگوش وآهو وملخ و و طيور، وحرام است كمك به صياد، ونشان دادن شكار به او، وخوردن گوشت آن، ونگاه داشتن آن، هر چند پيش از احرام مالك آن شده باشد. وهر حيوانى كه شكار كردن آن بر محرم حرام است، برداشتن تخم وجوجه آن نيز، بر محرم حرام است. (مسأله 42) صيد حيوانات وحشى در حرم، وهم چنين برداشتن جوجه وتخم آنها وخوردن آن بر غير محرم نيز حرام است. (مسأله 43) شكار حيوان دريائى وكشتن حيوان اهلى، مثل گاو وگوسفند وشتر وخوردن گوشت آنها بر محرم حلال است، وهم چنين كشتن حيوان صحرايى وحشى كه از اذيت آن ترس داشته باشد، مانعى ندارد.

[ 51 ]

(مسأله 44) محرم شكار وحشى را مالك نمىشود، و اگر كسى آن را به او بفروشد يا ببخشد ملك او نمىشود، و اگر پيش از احرام آن را شكار كرده باشد وبا خود آورده باشد، وقتى محرم شد از ملك او بيرون مىرود وبايد آن را رها كند. (مسأله 45) اگر محرم حيوانى را كه شكارش حرام است بكشد، بايد كفاره بدهد. وتفصيل آن را در كتابهاى حج، فقها ذكر فرموده اند. (مسأله 46) اگر محرم صيدى را ذبح كند ميته است، و خوردن آن بر محرم ومحل حرام است. دوم - جماع كردن با زن وبوسيدن، وبازى كردن، ونگاه كردن به شهوت به او است بلكه بردن هر لذتى از زن حرام است، هر چند حلال خودش باشد، ولذت بردن مرد محرم از زن نامحرم، ويا مرد از مرد، علاوه بر آن كه پيش از احرام حرام بوده، بواسطه احرام مؤكد مىشود.

[ 52 ]

(مسأله 47) اگر كسى با علم وعمد، در عمره تمتع جماع كند، خواه در فرج باشد يا در دبر، اگر پيش از سعى باشد بنابر مشهور عمره او فاسد است، وبايد احتياطا آن را تمام كند، وبعد از تمام كردن عمره، پيش از حج، واجب است عمره را اعاده نمايد، ويك شتر كفاره بر او واجب است. واگر وقت اتمام و اعاده ندارد، آن را به قصد ما في الذمه، از اتمام وتمام اعاده نمايد. واگر به واسطه تنگى وقت نتواند، آن را پيش از حج اعاده كند، ولى مىتواند اتمام كند، اتمام كند، وتقصير نمايد. واحتياطا به يكى از مواقيت برود، ومحرم به احرام حج افراد شود، واگر وقت تنگ است هر چه مىتواند بطرف ميقات برود ومحرم شود وبه مكه بيايد، ودر مكه نيز احتياطا محرم به احرام حج تمتع شود، وساير اعمال را بقصد ما في الذمه از حج تمتع يا افراد بجا آورد، و بعد يك عمره مفرده بجا آورد. و احوط اعاده حج است در سال آينده. واگر بعد از

[ 53 ]

سعى جماع كند فقط يك شتر، كفاره بر او لازم است، وحج او صحيح است. (مسأله 48) اگر كسى در احرام حج جماع كند، اگر پيش از وقوف به عرفات ومشعر بوده حج او فاسد است، وبايد آن را تمام كند، ودر سال ديگر قضأ آن را بجا آورد. وهم چنين است حكم، بنابر اشهر، اگر بعد از وقوف به عرفات وپيش از مشعر جماع كند، وبايد در هر دو صورت تا تمام شدن مناسك حج بين ايشان جدائى باشد، يا شخص ثالثى نزد آنان باشد، واين حكم در سال بعد نيز كه حج مىكنند وبه اين محل مىرسند در حق ايشان جارى است، وحكم زن، مثل حكم مرد است اگر راضى باشد، و اگر مرد، او را مجبور نموده حج زن صحيح است، ودو كفاره بر مرد است. واگر بعد از وقوف عرفات ومشعر باشد در صورتى كه پنج شوط از طواف نساء را بجا نياورده باشد فقط كفاره بر او لازم است وحج او صحيح است، وبعد از

[ 54 ]

پنج شوط كفاره، بر او نيست اگر چه احوط است. (مسأله 49) كفاره بوسيدن زن اگر از روى شهوت باشد يك شتر است، واگر به غير شهوت نيز باشد، بنابر احتياط واجب، يك شتر است. (مسأله 50) اگر محرم عمدا از روى شهوت به زن خود نگاه كند ومنى از او بيرون آيد، يا زن خود را ببوسد، كفاره آن يك شتر است، واگر به غير عيال خود نگاه كند ومنى از او بيرون آيد، بنابر احتياط واجب كفاره آن يك شتر است، واگر نتواند، يك گاو واگر آن را هم نتواند يك گوسفند كفاره بدهد. سوم - آن كه، زنى را براى خودش يا براى شخص ديگر عقد كند، اگر چه آن شخص محرم نباشد، وعقد هم باطل است. واحتياط واجب آن است كه زن را خواستگارى هم نكند ولى رجوع به مطلقه رجعيه در عده مانعى ندارد. (مسأله 51) كسى كه زنى را براى محرمى عقد كند، و

[ 55 ]

آن محرم به آن زن دخول كند، بر آن كسى كه عقد كرد اگر چه محرم نباشد، وبر محرمى كه دخول كرده، هر يك، يك شتر كفاره واجب است. وبر زن نيز اگر چه محل باشد و بداند كه شوهرش محرم است همين كفاره لازم است. ولى اگر دخول واقع نشود بر هيچ يك كفاره نيست. چهارم - آن كه شاهد عقد ازدواج شود، واگر پيش از احرام شاهد شده است در حال احرام شهادت بر آن جايز نيست. پنجم - استمناء است (استمناء به غير ملاعبه با حليله خود، در غير حال احرام نيز حرام است) يعنى كارهائى كه به سبب آنها منى از انسان خارج مىشود، مثل ملاعبه با زن، بلكه با دست يا خيالات شهوت انگيز كه منى از او بيرون آيد، كفاره آن يك شتر است. واحوط آن است كه اين كارها را ترك كند، اگر چه سبب بيرون آمدن منى نشود. ششم - بوئيدن بوى خوش، مثل مشك وزعفران و

[ 56 ]

كافور وعود وعنبر، ونيز ماليدن آنها بر بدن وخوردن آن و پوشيدن لباسى كه در آن بوى خوش باشد اگر اثرش باقى باشد حرام است ودر صورت احتياج به خوردن يا پوشيدن، بايد بينى خود را بگيرد، وبنابر احتياط لازم، بايد استعمال گلهاى خوشبو را نيز ترك كند، وبنابر احتياط، از بوئيدن ميوه هاى خوشبو، مثل سيب وبه، خود دارى كند، ولى خوردن آنها ضرر ندارد. (مسأله 52) چنانچه اتفاقا از برابر دكانهاى عطر فروشى عبور كند، بنابر احتياطلازم، بينى خود را بگيرد كه بوى خوش به آن نرسد. (مسأله 53) احوط آن است كه از بوهاى خوش كعبه هم خود دارى كند، ولى آنچه به غير اختيار در حال طواف از بوى آن به شامه يا به لباس يا بدن مىرسد ظاهرا اشكال ندارد، وگرفتن بينى يا شستن لباس وبدن واجب نيست. (مسأله 54) كفاره استعمال بوى خوش بنا بر احتياط

[ 57 ]

واجب كشتن يك گوسفند است. (مسأله 55) در حال احرام گرفتن بينى از بوى بد حرام است ولى از آن به تعجيل گذشتن حرام نيست. هفتم - پوشيدن چيز دوخته است، هر چند كوچك باشد، ولى بستن هميان پول به كمر عيبى ندارد هر چند دوخته باشد، وبهتر آن است كه طورى ببندد كه بدون گره باشد وبستن فتق بند نيز، اگر ناچار باشد مانعى ندارد اگر چه دوخته باشد ولى بنابر احتياط مستحب، يك گوسفند كفاره دارد. (مسأله 56) احتياط لازم آن است كه به لباس احرام خصوصا ردا، گره نزنند، و تكمه در آن ندوزند وبه چوب يا سوزن وسنجاق آن را بهم وصل ننمايند. (مسأله 57) حرمت پوشيدن لباس دوخته مخصوص مردها است، پس جايز است زنها لباس دوخته بپوشند، ولى بايد از پوشيدن قفازين كه دستكش مخصوصى است

[ 58 ]

خود دارى نمايند. (مسأله 58) گذاردن سنگ در لاى لباس احرام، وبستن وپيچيدن آن با نخ، بدون آن كه گره بزند مانعى ندارد، بشرط آن كه دو طرف رداء را روى يكديگر نگذارند كه مثل گريبان (يقه) شود، وجايز نيست رداء را سوراخ كند و سرش را از رداء بيرون آورد. هشتم - سرمه كشيدن است به چيز سياهى كه اسباب زينت باشد اگر چه قصد زينت هم نداشته باشد. واحوط آن است كه به چيزى كه سياه هم نباشد به قصد زينت خصوصا اگر بوى خوش داشته باشد سرمه نكشد. نهم - نگاه كردن در آينه براى محرم حرام است مگر در حال ضرورت، مثل راننده كه گاهى از اوقات براى او ضرورت دارد، ولى نگاه كردن در آب صاف ضرر ندارد، اگر چه احتياط مستحب ترك آن است، وهم چنين احتياط مستحب ترك عينك زدن است.

[ 59 ]

دهم - از چيزهائى كه بر مرد محرم حرام است پوشيدن چيزى است كه تمام روى پا را بپوشاند مثل چكمه و جوراب، واحتياط آن است كه از پوشيدن چيزى كه قسمتى از روى پا را هم بپوشاند نيز خود دارى كند، ولى بند نعلين كه مقدارى از روى پا را مىپوشاند اشكال ندارد، و اگر محتاج شود به پوشيدن چيزى كه تمام روى پا را بپوشاند از جهت نداشتن نعلين، احوط شكافتن روى آنها است. يازدهم - فسوق است - فسوق در غير حال احرام نيز حرام است، وآن دروغ وفحش دادن است. ونيز حرام است عيبى را از خود دور وبه ديگرى نسبت دهد، يا صفت خوبى را براى خود بگويد، وآن را از ديگرى سلب كند، بلكه احتياط آن است كه از هر سخن زشت وناروائى در حال احرام خوددارى كند. (مسأله 59) دروغ وفحش دادن سبب فساد احرام

[ 60 ]

نمىشود، وكفاره آن استغفار است. ومستحب است صدقه دادن به چيزى، بلكه كشتن يك گاو، مستحب است. دوازدهم - جدال است، وآن قسم خوردن به گفتن (لا والله) يا گفتن (بلى والله) است، خواه راست باشد يا دروغ، و احتياط واجب آن است كه به غير اين دو لفظ هم قسم نخورد، ودر موقع ناچارى كه اثبات حق يا رد باطل به غير آن نشود مانعى ندارد. و (آرى والله) و (بله والله) و (نه والله) ملحق به آن است بنابر احتياط لازم. (مسأله 60) اگر قسمى كه خورده است راست باشد تا دو مرتبه كفاره ندارد وبايد استغفار كند، ودر مرتبه سوم، كفاره آن يك گوسفند است. واما قسم دروغ در مرتبه اول، كفاره آن يك گوسفند، ودر مرتبه دوم، يك گاو، ودر مرتبه سوم، يك شتر است. سيزدهم - كشتن شپش يا كك وكنه ومانند اينها است،

[ 61 ]

در بدن باشد يا در لباس. و هم چنين انداختن شپش وكك از بدن، بلكه آنها را از جاى خودشان بجاى ديگر - در صورتى كه جاى اول محفوظتر باشد - نقل ندهند، واما اگر جاى اول محفوظتر نيست، عوض كردن جاى آنها مانعى ندارد. چهاردهم - به جهت زينت، انگشتر بدست كردن براى محرم حرام است، ولى به قصد استحباب عيبى ندارد. و احتياط آن است كه از بستن حنا به قصد زينت، بلكه به غير قصد زينت، در حال احرام وپيش از احرام، اگر اثرش تا حال احرام باقى مىماند خود دارى كند. پانزدهم - پوشيدن زيور است براى زن به قصد زينت، ولى آنچه را عادت بپوشيدن آن پيش از حال احرام داشته، لازم نيست بيرون بياورد ولى نبايد براى شوهرش يا مرد ديگر آن را نمايان سازد. شانزدهم - ماليدن روغن به بدن است، هر چند در آن

[ 62 ]

بوى خوش نباشد، ونيز پيش از احرام روغن ماليدن، اگر در آن بوى خوش باشد، واثرش تا حال احرام باقى بماند جايز نيست. (مسأله 61) اگر در حال احرام ناچار شود از ماليدن روغن، در اين صورت ماليدن آن، مانعى ندارد. هفدهم - ازاله كردن مو است از بدن خود، يا از بدن كس ديگر، اگر چه آن كس محرم نباشد، اگر چه يك مو باشد، ولى اگر ناچار باشد، مثل آن كه براى رفع درد سر مو را بر طرف كند، يا آن كه مو، چشم را اذيت كند، ازاله آن حرام نيست. (مسأله 62) كنده شدن مو در حال وضو يا غسل بدون قصد ضرر ندارد. (مسأله 63) كفاره تراشيدن سر، وازاله، موى زير هر دو بغل، بلكه زير يك بغل، اگر ناچار شود، يك گوسفند، يا سه

[ 63 ]

روز روزه، يا صدقه دادن ده مد، بر ده مسكين است. و بعضى دوازده مد بر شش مسكين فرموده اند. واين مطابق با احتياط است وترك نشود، واگر ناچار نشود بنابر احتياط واجب، كفاره كشتن گوسفند است. وهر گاه دست به سر يا به ريش خود بكشد، ويك مو يا دو مو بيفتد، احتياطا يك مشت گندم يا جو ومانند اينها صدقه بدهد. هيجدهم - آن كه مرد، سر وگوش خود را بپوشاند، واحتياط واجب آن است كه گل وحنا به سر نمالد، وچيزى هم بر سر نگذارد، بلكه احتياط مستحب اين است كه با دست نيز سر را نپوشاند. (مسأله 64) پوشيدن قسمتى از سر نيز حرام است، ولى گزاردن بند مشك آب بر سر مانعى ندارد، وپوشيده شدن مقدارى از سر، يا تمام آن، بواسطه دستمالى كه براى درد سر به سر مىبندد مانعى ندارد، ليكن يك گوسفند كفاره دارد، چنانكه مذكور خواهد شد.

[ 64 ]

(مسأله 65) در حال احرام، سر به زير آب يا مايع ديگر فرو كردن، براى مرد جايز نيست، بلكه احتياط براى زن نيز ترك آن است. (مسأله 66) پوشاندن صورت براى مردها جايز است. (مسأله 67) كفاره پوشيدن سر، يك گوسفند است، اگر چه از روى ناچارى باشد، واحتياط آن است كه اگر بيش از يكبار سر را بپوشاند، براى هر بار جداگانه كفاره بدهد، خصوصا اگر بدون عذر باشد، ومخصوصا اگر مجلس آن هم متعدد شود. نوزدهم - آن كه زن، تمام يا قسمتى از صورت خود را با نقاب، يا چيز ديگر بپوشاند. (مسأله 68) اگر زن در موقع نماز، براى آن كه يقين كند سر وگردن او پوشيده شده، مقدارى از اطراف صورت را بپوشاند اشكال ندارد، ولى بايد بعد از نماز فورا آن مقدار را باز كند.

[ 65 ]

(مسأله 69) جايز است به جهت رو گرفتن از نامحرم، مقدارى از چادر يا چيز ديگرى كه به سر انداخته، تا محاذى چانه پائين بيندازد، ليكن احتياط لازم اين است كه آن را بدست يا به چوب دور از صورت نگاهدارد، كه مثل نقاب نشود، ودر غير اين صورت يك گوسفند كفاره بر او لازم است. بيستم - آن كه مرد محرم، در روز در حال راه پيمودن، بالاى سر خود سايه قرار دهد، چه سواره باشد وچه پياده، واحتياط مستحب آن است كه در شب هم در حال راه پيمودن، براى خود سايه قرار ندهد. (مسأله 70) براى زن وبچه، بالاى سر، سايه قرار دادن اشكال ندارد. (مسأله 71) احتياط مستحب آن است كه مرد محرم، در حال راه پيمودن، در سايه چيزى كه بالاى سر او هم نيست نباشد.

[ 66 ]

(مسأله 72) در وقت ناچارى، مثل شدت سرما يا گرما يا باران، در حال راه پيمائى، زير سايه رفتن جايز است، ولى يك گوسفند كفاره آن بر او واجب مىشود، واما اگر در احرام عمره يا حج، مكرر سوار مركب سقف دار شود و پياده شود، به تكرار آن، كفاره تكرار نمىشود، بلى اگر هم در احرام عمره وهم در احرام حج سوار مركب سقف دار شود، بايد براى هر يك جداگانه كفاره بدهد. و احتياط آن است كه اگر بتواند براى هر روز يك گوسفند كفاره بدهد. (مسأله 73) مرد محرم، در وقتى كه منزل مىكند، زير طاق ومانند آن برود، يا چتر به سر بگيرد اشكال ندارد، اگر چه در حال رفت وآمد براى كارهاى منزل باشد، ونشسته نباشد، ولى احتياط آن است كه در وقت رفت وآمد در كارهاى منزل هم، زير سايه نباشد هر چند مراعات آن لازم نيست. بيست ويكم - آن كه از بدن خودش خون بيرون بياورد،

[ 67 ]

هر چند به خراشاندن بدن يا مسواك كردن باشد، اگر بداند كه اين كارها سبب بيرون آمدن خون مىشود، ولى در حال ناچارى مانعى ندارد، وكفاره آن بنا بر احوط واولى يك گوسفند است. (مسأله 74) اگر از بدن شخص ديگر خون بيرون آورد، مثل اين كه رگ او را بزند اشكال ندارد. بيست ودوم - ناخن گرفتن است، اگر چه مقدار كمى از يك ناخن باشد، واما اگر ناچار باشد - مثل آن كه مقدارى از آن افتاده باشد، وباقى مانده، او را اذيت كند - گرفتن آن جايز است، وكفاره آن يك مد (تقريبا سه ربع كيلو) طعام است، مثل گندم يا جو ومانند اينها كه بايد به فقير بدهد. و كفاره گرفتن تمام ناخن نيز يك مد است، واگر تمام ناخنهاى دست وپا را در يك مجلس بگيرد، يك گوسفند لازم است، واگر ناخن دستها را در يك مجلس، وپاها را در مجلس ديگر بگيرد، دو گوسفند لازم است. واگر شخصى

[ 68 ]

اشتباها به محرمى بگويد: گرفتن ناخن در حال احرام اشكال ندارد، وآن محرم باور كند، وناخن بگيرد واتفاقا خون بيفتد، بايد كسى كه مسأله را اشتباه گفته يك گوسفند كفاره بدهد، چه محرم باشد، وچه محل وچه مجتهد باشد يا نباشد. بيست وسوم - كندن دندان است، هر چند خون نيايد، و كفاره آن بنابر احتياط، يك گوسفند است. بيست وچهارم - كندن درخت وگياهى است كه در حرم روئيده باشد، ولى كندن درخت وگياهى كه در ملك خودش روئيده باشد مانعى ندارد. (مسأله 75) اگر محرم، درختى را كه كندن آن در حال احرام حرام است بكند، جمعى فرموده اند: كه اگر بزرگ باشد كفاره آن يك گاو واگر كوچك باشد يك گوسفند است، واين قول مشهور است. وبعضى فرموده اند: قيمت آن را به فقير بدهد. وظاهر اين است كه اگر گاو يا گوسفند

[ 69 ]

را، به قصد ما في الذمه، از عين آنها يا قيمت درخت بدهد، وقيمت درخت بيشتر نباشد، كافى است. واگر مقدارى از يك درخت را بكند، بايد به مقدار قيمت آن به فقير بدهد. واگر گياهى را بكند، استغفار كند ولى كفاره ندارد. (مسأله 76) كندن درخت يا گياه حرم به تفصيلى كه گفته شد براى كسى كه محرم هم نيست حرام است، ولى جايز است حيوان خود را رها كند تا علف را بخورد، بدون آن كه خودش به جهت او آن را قطع كند، چنانچه راه رفتن بطور متعارف، اگر موجب كنده شدن گياه حرم شود مانعى ندارد. بيست وپنجم - اسلحه وآلات حرب بر خود بستن است، وبعضى زره وخود وهر چه از وسائل دفاع باشد نيز جز سلاح شمرده، وپوشيدن آنها را حرام دانسته اند. (مسأله 77) احتياط واجب آن است كه اسلحه را اگر نمايان باشد همراه بر ندارد، اگر چه به تن او نباشد.

[ 70 ]

محل ذبح كفاره (مسأله 78) محل ذبح يا نحر كفاره صيد، اگر در احرام عمره باشد (مكه) است، واگر در احرام حج باشد (منى) است. وبنابر احتياط، محل ذبح كفاره غير صيد نيز در احرام حج منى است، ودر احرام عمره مكه است. ولى اگر متمكن از آن در مكه يا منى نشد يا فقيرى كه آن را به او صدقه بدهد نبود ويا به هر جهت ديگر ترك شد در وطنش ذبح كند، وبه فقير بدهد. (مسأله 79) از كارهائى كه بر محرم حرام است، پانزده قسم آن كفاره دارد، ليكن در بعضى از آن اقسام كفاره بنابر احتياط است. 1 - شكار.

[ 71 ]

2 - عقد به شرط دخول. 3 - استمناء. 4 - جماع وبوسيدن زن. 5 - استعمال بوى خوش. 6 - پوشيدن چيز دوخته براى مرد. 7 - جدال. 8 - زايل كردن موى زير بغل وتراشيدن سر (تراشيدن و زايل كردن موى زير بغل غير، كفاره ندارد، اگر چه حرام است). 9 - پوشانيدن سر براى مرد. 10 - پوشانيدن زن تمام يا قسمتى از صورت خود را. 11 - سايه بالاى سر قرار دادن براى مرد در حال سير. 12 - بيرون آوردن خون از بدن خود. 13 - ناخن گرفتن.

[ 72 ]

14 - كندن دندان. 15 - كندن درخت وگياه حرم. وشرح هر يك به مقدارى كه در اين رساله مناسب بود گفته شد. (مسأله 80) اگر كسى از روى فراموشى يا ندانستن مسأله، يكى از كارهائى را كه سبب كفاره مىشود انجام دهد، كفاره بر او واجب نمىشود، مگر در شكار، وبعض موارد ديگر كه حكم آن بعدا ذكر مىشود كه در صورت فراموشى وندانستن مسأله نيز كفاره لازم مىشود.

[ 73 ]

طواف عمره (مسأله 81) دانسته شد كه دوم از اعمال واجب عمره تمتع، طواف خانه كعبه است. وپيش از بيان احكام آن، مستحبات داخل شدن به حرم، ومستحبات داخل شدن به مكه، ومستحبات داخل شدن به مسجد الحرام را به تفصيل شرح مىدهيم انشأالله. مستحبات داخل شدن به حرم (مسأله 82) بدان كه مقدارى از زمينهائى كه از جهات چهار گانه محيط به مكه است، حرم مىباشد، وطول و عرض آن هر يك چهار فرسخ است، لكن مسافت آن از تمام جهات به مكه مساوى نيست وعلاماتى از طرف جده وعرفات، وساير اطراف كه وارد مكه مىشوند نصب شده

[ 74 ]

است كه معلوم است. (مسأله 83) مستحب است چون به حرم رسد، قبل از ورود به آن پياده شود، وبراى وارد شدن به حرم غسل كند، وپا را برهنه كند، ونعلين را در دست گيرد، ووارد حرم شود. ودر حديث است كسى كه چنين كند براى تواضع و فروتنى نسبت به خداوند متعال، خداوند عالم، جل ذكره، محو كند از او صد هزار گناه، وبنويسد از براى او صد هزار حسنه، وصد هزار حاجت او را بر آورد، ومستحب است كه در وقت وارد شدن به حرم، اين دعا را بخواند: اللهم انك قلت في كتابك وقولك الحق واذن في الناس بالحج يأتوك رجالا وعلى كل ضامر يأتين من كل فج عميق اللهم اني ارجوا ان اكون ممن اجاب دعوتك وقد جئت من شقة بعيدة وفج عميق سامعا لندائك ومستجيبا لك مطيعا لامرك وكل ذلك بفضلك علي واحسانك الي فلك الحمد على ما

[ 75 ]

وفقتني له ابتغي بذلك الزلفة عندك والقربة اليك والمنزلة لديك والمغفرة لذنوبي والتوبة علي منها بمنك اللهم صل على محمد وال محمد وحرم بدني على النار وامني من عذابك وعقابك برحمتك يا ارحم الراحمين. مستحبات داخل شدن به مكه معظمه بدان كه مكه معظمه مركز طلوع انوار وجود محمدى، و مشرق آفتاب هدايت اسلامى، ومهبط ملائكه مقربين، و محل بزرگترين وباشكوه ترين اجتماع مؤمنين وموحدين، ومكان نزول امطار رحمت ومغفرت، وآيات بينات الهى، ومقام ابراهيم خليل است. واز اين جهات وجهات بسيار ديگر، مخصوصا از جهت وجود بيت الله الحرام در آن، شرافت وحرمت آن بسيار است. كسى كه وارد آن شهر مقدس مىشود بايد فضايل مشاهد بزرگ وشعائر اسلامى را كه خداوند متعال مقرر داشته متوجه باشد، تا براى ادراك

[ 76 ]

بركات وفضايل آن اماكن مقدسه آماده شود، ونور حقيقت بر حال او ظاهر شده، وگناهانش آمرزيده، وعيوبش بر طرف شود، انشاء الله تعالى. انما سميت مكة لا نها تمك الذنوب اي تزيلها كلها. (مسأله 84) مستحب است به جهت وارد شدن به مكه اگر ممكن شود غسل ديگر كند، وبا آرامش دل وبدن با فروتنى ووقار وارد مكه شود، وچون وارد مكه شود از راه بالاى مكه داخل شود از عقبه (كداء) كه در شمال مكه است. وبعضى اين حكم را مختص به كسانى دانسته اند كه از راه مدينه مىروند. ودر موقع خروج، از عقبه (ذى طوى) كه در جنوب مكه واقع است خارج شود. مستحبات داخل شدن به مسجد الحرام (مسأله 85) بنا به فرموده بعضى از علما، مستحب است غسل به جهت وارد شدن به مسجد الحرام. و

[ 77 ]

مستحب است كه از در (بنى شيبه) كه مقابل (باب السلام) است، وبواسطه توسعه مسجد در خود مسجد واقع شده است وارد شود. ودر كمال خضوع وخشوع، وآرامش دل وبدن، در نزد آن بايستد وبگويد - چنانكه در خبر صحيح است -: السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته، بسم الله وبالله ومن الله وما شاء الله السلام على انبياء الله ورسله السلام على رسول الله، صلى الله عليه وآله. السلام على ابراهيم خليل الله، والحمد لله رب العالمين. ودر روايت ديگر وارد است كه مىگويد: بسم الله وبالله ومن الله والى الله وما شاء الله وعلى ملة رسول الله، صلى الله عليه وآله، وخير الاسماء لله والحمد لله والسلام على رسول الله، السلام على محمد بن عبدالله، السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته

[ 78 ]

السلام على انبيأ الله ورسله، السلام على ابراهيم خليل الرحمن، السلام على المرسلين، والحمد لله رب العالمين السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين. اللهم صل على محمد وآل محمد، وبارك على محمد وآل محمد، وارحم محمدا وآل محمد، كما صليت وباركت وترحمت على إبراهيم وآل إبراهيم، إنك حميد مجيد. اللهم صل على محمد وآل محمد عبدك ورسولك، اللهم صل على إبراهيم خليلك وعلى أنبيأك ورسلك وسلم عليهم، وسلام على المرسلين، والحمد لله رب العالمين. اللهم افتح لي أبواب رحمتك، واستعملني في طاعتك ومرضاتك واحفظني بحفظ الا يمان ابدا ما ابقيتني، جل ثنأ وجهك، الحمد لله الذي جعلني من وفده وزواره، وجعلني ممن يعمر مساجده وجعلني ممن يناجيه.

[ 79 ]

اللهم إني عبدك وزائرك في بيتك، وعلى كل مأتي حق لمن اتاه وزاره، وانت خير مأتي واكرم مزور، فاسألك يا الله يا رحمن بانك انت الله لا اله الا انت، وحدك لا شريك لك، بانك واحد احد صمد، لم تلد ولم تولد ولم يكن له (لك خ ل) كفوا احد، وان محمدا عبدك ورسولك صلى الله عليه وعلى اهل بيته، يا جواد يا كريم يا ماجد يا جبار يا كريم، اسألك ان تجعل تحفتك اياي بزيارتي اياك اول شيي تعطينى فكاك رقبتي من النار. پس سه مرتبه مىگوئى: اللهم فك رقبتي من النار. پس مىگوئى: واوسع علي من رزقك الحلال الطيب، وادرأ عني شر شياطين الجن والا نس وشر فسقة العرب والعجم.

[ 80 ]

پس داخل مسجد مىشوى ومى گوئى: بسم الله وبالله وعلى ملة رسول الله صلى الله عليه وآله. پس دستها را بردار وروى به كعبه معظمه كن وبگو: اللهم إني اسألك في مقامي هذا، وفي اول مناسكي ان تقبل توبتي، وان تجاوز عن خطيئتي و ان تضع عني وزري، الحمد لله الذي بلغنى بيته الحرام، اللهم إني اشهد ان هذا بيتك الحرام الذي جعلته مثابة للناس وامنا مباركا وهدى للعالمين، اللهم العبد عبدك، والبلد بلدك، والبيت بيتك، جئت اطلب رحمتك واؤم طاعتك، مطيعا لامرك، راضيا بقدرك، اسألك مسألة الفقير اليك الخائف من عقوبتك اللهم افتح لي ابواب رحمتك، واستعملني بطاعتك ومرضاتك. پس خطاب به كعبه كن وبگو:

[ 81 ]

الحمد لله الذي عظمك وشرفك وكرمك و جعلك مثابة للناس وامنا مباركا وهدى للعالمين. وچون نظر بر حجر الاسود افتد رو بسوى او كن وبگو: الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله، سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر، الله اكبر من خلقه، والله اكبر مما اخشى واحذر، لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي ويميت، ويميت ويحيي وهو حي لا يموت بيده الخير، وهو على كل شي قدير. اللهم صل على محمد وآل محمد، وبارك على محمد وآله، ما صليت وباركت وترحمت على ابراهيم وآل ابراهيم، إنك حميد مجيد، وسلام على جميع النبيين والمرسلين، والحمد لله رب العالمين، اللهم إني أومن بوعدك، واصدق رسلك، واتبع كتابك.

[ 82 ]

پس به تأنى روانه شو وگامها را كوتاه بگذار از ترس عذاب خدا پس چون به نزديك حجر الاسود رسيدى دستها را بردار وحمد وثناى الهى بجا آور وصلوات بر محمد وآل محمد فرست وبگو: اللهم تقبل مني. پس دست ورو وبدن را به حجر الاسود مىمالى - و مىبوسى آن را واگر نتوانستى ببوسى دست به مال واگر نتوانى دست را بمالى اشاره كن وبگو: اللهم امانتي اديتها وميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة، اللهم تصديقا بكتابك وعلى سنة نبيك صلواتك عليه وآله، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، وان محمدا عبده ورسوله، امنت بالله، و كفرت بالجبت والطاغوت واللات والعزى، وعبادة الشيطان وعبادة كل ند يدعى من دون الله.

[ 83 ]

واگر نتوانستى همه را بخوانى بعضى را بخوان وبگو: اللهم اليك بسطت يدي، وفيما عندك عظمت رغبتي، فاقبل سبحتي، واغفر لي وارحمني، اللهم إني اعوذ بك من الكفر والفقر ومواقف الخزي في الدنيا والا خرة. وبعد از آن شروع بطواف كن.

[ 84 ]

احكام طواف عمره تمتع (مسأله 86) كسى كه وظيفه او عمره تمتع است بعد از احرام، ووارد شدن به مكه معظمه، واجب است هفت (شوط) طواف كند. يعنى هفت مرتبه دور كعبه بگردد، كه آن را طواف عمره تمتع مىگويند. (مسأله 87) طواف ركن عمره است، يعنى اگر كسى عمدا طواف را ترك كند ووقتش بگذرد عمره او باطل است، چه عالم باشد چه جاهل، چه تمام طواف را ترك كند چه بعض آن را، وموقعى وقت آن مىگذرد، كه نتواند پيش از وقوف به عرفات آن را بجا آورد، كه در اين حال چون بعيد نيست كه احرام او نيز باطل شده باشد بنابر احتياط واجب به ميقات برود واگر بواسطه تنگى وقت متمكن از رفتن به ميقات نيست هر مقدار مىتواند به طرف

[ 85 ]

ميقات برود ورجاء محرم به احرام حج افراد شود وبه عرفات برود. وكارهاى حج را انجام دهد، وبعد از آن عمره مفرده بجا آورد، در سال ديگر نيز بايد حج خود را بجا آورد. ولى كسى كه حج تمتع او بواسطه عذرى - چنان كه گفته خواهد شد - بدل به افراد شود، بعد از تمام كردن حج افراد وبجا آوردن عمره مفرده به تكليف خود عمل كرده، و ديگر در سال بعد حج بر او لازم نيست. (مسأله 88) اگر كسى طواف را فراموش كند بايد هر وقت بخاطرش آمد آن را انجام دهد، واگر بعد از رفتن به شهرش يادش آمد، وبرگشتن براى او ممكن نباشد يا دشوار باشد، نايب بگيرد كه از طرف او طواف ونماز آن را بجا آورد. (مسأله 89) كسى كه طواف را فراموش كرده وسعى را بجا آورده باشد، بنابر احتياط لازم بايد خود يا نايبى كه از طرف او طواف را بجا آورده، سعى هم بنمايد.

[ 86 ]

(مسأله 90) اگر مريض نمىتواند طواف كند، او را بطورى طواف دهند كه پاهايش بر زمين كشيده شود، واگر ممكن نشود او را توسط دوش يا چيز ديگر طواف دهند، و اگر هيچ گونه ممكن نشود نايب بگيرد كه از براى او طواف كند. شرايط طواف در طواف پنج چيز شرط است. شرط اول - آن كه با طهارت باشد، پس محدث به حدث اكبر يا اصغر، طواف واجب او باطل است، اگر چه از روى فراموشى يا جهل به حكم باشد. (مسأله 91) اگر در وقتى كه مشغول طواف است وضوء يا غسل او بى اختيار باطل شود، يا عذر ديگرى برايش پيدا شود كه نتواند طواف را تمام كند، پس اگر شوط چهارم را تمام كرده است، از همانجا طواف را رها كند، وبعد از وضوء يا غسل يا بعد از رفع عذر، طواف را از همانجا كه

[ 87 ]

رها كرده تمام نمايد، واگر قبل از تمام كردن شوط چهارم بوده، اگر به سه شوط ونيم نرسيده طواف او باطل است، و بايد بعد از وضوء يا غسل يا بعد از رفع عذر، طواف را از سر بگيرد، واگر به سه شوط ونيم رسيده وشوط چهارم را تمام نكرده، احتياط آن است كه بعد از وضو يا غسل يا بعد از بر طرف شدن عذر، باقى مانده را از همانجا كه رها كرده تمام كند، ودو ركعت نماز طواف بخواند ودوباره هفت دور طواف كند ودو ركعت ديگر نماز طواف را نيز بجا آورد. (مسأله 92) كسى كه قبل از طواف، يا در بين طواف قبل از تمام شدن هفت شوط شك كند كه غسل كرده يا وضو گرفته يا نه، يا بداند كه حدثى از او صادر شده وغسل يا وضو هم گرفته، ولى نداند كدام جلوتر بوده بايد غسل كند يا وضوء بگيرد. وبعد، طواف را از سر بگيرد. واگر بعد از طواف شك نمايد اعتنا به آن شك نكند. وكسى كه شك

[ 88 ]

كند كه وضوء يا غسلش باطل شده يا نه به آن شك اعتنا نكند، وطواف را بجا آورد، چه قبل از طواف باشد، وچه در بين، وچه بعد از طواف. (مسأله 93) اگر كسى بواسطه عذرى نتواند وضو بگيرد يا غسل كند، احتياط واجب آن است كه صبر كند تا عذرش بر طرف شود. واگر عذرش تا تنگى وقت بر طرف نشود، بايد براى طواف بدل از غسل يا وضو تيمم كند، بطورى كه در تيمم نماز عمل مىكند. وكسى كه تيمم بدل از غسل جنابت كرده بعد از آن كه خودش طواف را بجا آورد احتياطا نائب هم بگيرد. (مسأله 94) اگر آب براى وضو يا غسل، وچيزى كه به آن تيمم كند نباشد، ومأيوس از تحصيل آنها باشد، بايد نايب بگيرد. واحتياط واجب آن است كه اگر جنب نباشد يا غسل حيض ونفاس بر او نباشد خودش نيز طواف كند، و الا رفتن در مسجد الحرام بر او حرام است.

[ 89 ]

(مسأله 95) زن حائض بعد از پاك شدن وقبل از غسل، حكم او حكم جنب است، در وجوب غسل با امكان، وتيمم با عدم امكان غسل، واگر در تمام مدتى كه در مكه است پاك نشود، بايد براى هر طواف ونماز آن نائب بگيرد، وخودش طواف نكند. ولى ساير اعمال را خودش بجا آورد. شرط دوم - طواف پاك بودن بدن ولباس است، بطورى كه در نماز شرط شده است، بلكه احتياط واجب آن است كه در صورت امكان، با خون كمتر از درهم وخون زخم و جراحت كه در نماز عفو شده نيز طواف نكند، وبراى طواف، آن را بر طرف نمايد، وتطهير كند واگر بر طرف كردن وتطهير آن ممكن نيست، احتياط آن است كه هم خودش با آن حال طواف كند وهم نائب بگيرد تا براى او طواف نمايد. ولى در وسعت وقت به احتياط واجب تأخير طواف با امكان تطهير لازم است.

[ 90 ]

(مسأله 96) اگر بعد از طواف بفهمد كه لباس يا بدنش نجس بوده طوافش صحيح است. واگر فراموش كرد وبا بدن يا لباس نجس طواف كرد، احتياط لازم آن است كه طواف را دوباره بجا آورد. (مسأله 97) اگر در بين طواف لباس يا بدنش نجس شود، يا بفهمد كه از پيش نجس بوده، وبدون رها كردن طواف شستن آن ممكن نباشد، طواف را رها نمايد. و اگر چهار دور يا بيشتر طواف كرده، بعد از تطهير بدن يا لباس، طواف را تمام كند. واگر به سه دور ونيم نرسيده، طواف او باطل است، وبايد بعد از تطهير از سر بگيرد. واگر از سه دور ونيم گذشته، وچهار دور را تمام نكرده، احتياط آن است كه بعد از تطهير از همانجا كه رها كرده طواف را تمام كند، و نماز طواف را بخواند ودوباره طواف ونماز آن را بجا آورد. شرط سوم - آن است كه مرد طواف كننده ختنه شده

[ 91 ]

باشد. پس اگر ختنه نكرده باشد طواف او باطل است، و بنابر اين، طواف نساء از مرد غير مختون باطل است، وبنا بر احتياط لازم بچه اى كه ختنه نشده اگر طواف نساء كند يا او را طواف دهند، طوافش باطل خواهد بود وبعد از ختنه تا خودش يا نايبش از طرف او طوافهايى را كه بر ذمه دارد بجا نياورد، زن بر او حلال نخواهد شد. شرط چهارم - پوشانيدن عورت است با چيزى كه مباح باشد، وغصبى نباشد. بلكه احتياط آن است كه در آن تمام شرايط لباس نمازگزار رعايت شود. شرط پنجم - آن است كه نيت كند كه براى اطاعت فرمان خداوند عالم هفت دور طواف خانه كعبه انجام مىدهم طواف عمره تمتع حجة الاسلام. واجبات طواف واجبات طواف هفت چيز است. اول ودوم - آن است كه طواف را در هر دور از حجر

[ 92 ]

الاسود شروع كند وبه حجر الاسود تمام كند. وبراى اين كه يقين نمايد در هر دور، ابتدا به جزء اول حجر نموده وبه جزء اول تمام كرده، در طواف اول بايد كمى پيش از رسيدن به حجر الاسود نيت كند، وقصد نمايد كه ابتدا در هر دور از محاذى اولين جز حجر باشد، وانتهاى آن همان موضعى كه واقعا انتهاى دور است باشد، وبا همين نيت هفت دور طواف كند. سوم - آن كه طورى طواف كند كه در تمام مدتى كه به طواف مشغول است خانه كعبه طرف دست چپ او باشد پس اگر در بين طواف رو به خانه كعبه كند براى بوسيدن اركان يا جهت ديگر، يا آن كه بواسطه زيادى جمعيت پشت به خانه يا روى به خانه كند، آن مقدار جز طواف محسوب نمىشود، وبايد برگردد وآن مقدار را بطورى كه خانه كعبه بطرف دست چپش باشد بجا آورد، واگر نمىتواند برگردد آن موضع را نشان كند، وبدون نيت دور بزند تا به آن موضع

[ 93 ]

كه رسيد از آنجا قصد طواف كند، وطواف را تمام كند. (مسأله 98) براى اين كه در تمام احوال طواف، شانه چپ، مقابل خانه كعبه باشد دستور داده اند بهتر اين است كه وقتى از (حجر الاسود) گذشت، پيش از رسيدن به در (حجر اسماعيل) كمى بدن را بطرف چپ خود كج كند، و پيش از رسيدن به در ديگر حجر اسماعيل نيز قدرى بدن را بطرف راست كج كند، تا شانه چپ از خانه رد نشود، و مقابل هر ركنى كه مىرسد به همين دستور عمل كند، ولى رعايت اين دقت ها لازم نيست، وهمين كه بطور متعارف هفت شوط را انجام دهد كافى است. چهارم - آن است كه حجر حضرت اسماعيل (عليه السلام) را كه مدفن مادر آن حضرت، بلكه مدفن بسيارى از انبيأ على نبينا وآله وعليهم السلام است، در طواف خود داخل كند، يعنى در خارج حجر طواف كند، وداخل آن نشود، وچنانچه از داخل حجر طواف نمايد، آن دور از

[ 94 ]

طواف او باطل مىشود، واعاده آن از موضعى كه داخل حجر شده كافى نيست، بلكه بايد آن دور را از سر بگيرد، و اگر اعاده نكند طواف او باطل است ودر اين جهت فرقى بين عالم وجاهل وناسى نيست. وبا اعاده چون احتمال باطل شدن اصل طواف نيز مىرود، احتياط لازم آن است كه پس از تمام كردن طواف و خواندن نماز، دو باره طواف كند، ونماز آن را بخواند. پنجم - آن كه در حال طواف بيشتر از بيست وشش ذراع ونيم از كعبه دور نشود (ذراع از آرنج است تا سر انگشتان) پس اگر در بين طواف بيشتر از اين مقدار از خانه دور شود، بايد آن مقدار را كه دور بوده از طواف حساب نكند، ودوباره بطور صحيح بجا آورد، ولى اگر چاره اى از طواف در خارج از اين فاصله نباشد طواف در دورتر از اين فاصله بشرط صدق طواف ورعايت نزديكى ممكن اشكال ندارد.

[ 95 ]

ششم - آن كه در حال طواف از خانه وآنچه از خانه حساب مىشود خارج باشد، پس اگر روى سكوى اطراف خانه كه آن را (شاذروان) گويند راه برود، آن مقدار از طواف كه بر روى آن سكو راه رفته باطل است، وبايد آن مقدار را بطور صحيح دوباره بجا آورد، وطواف را تمام وبعد از خواندن نماز طواف دوباره آن را با نمازش، احتياطا اعاده نمايد، و هم چنين اگر در اثنأ طواف روى حجر اسماعيل برود بلكه احتياط آن است كه در بين طواف روى شاذروان براى دست ماليدين به ركن ها يا غير آن، دست درازا نكند و نيز دست را روى ديوار حجر نگذارد تا اين كه در تمام طواف، تمام بدن او از خانه وحجر خارج باشد. هفتم - آن كه هفت شوط يعنى هفت دور طواف كند وآن را كم وزياد نكند. (مسأله 99) اگر عمدا يك شوط يا بيشتر كم كند، واجب است آن را تمام كند در صورتى كه كارى كه موالات

[ 96 ]

وپى در پى بودن طواف را بهم مىزند انجام نداده با شد، و اگر تمام نكند تا موالات به هم بخورد، در حكم ترك طواف است پس اگر وقت باقى است بايد طواف را عاده كند و اگر وقت گذشته حكم مسأله 87 را دارد كه گذشت. (مسأله 100) اگر سهوا كمتر از هفت دور طواف كند، پس اگر از سه دور ونيم نگذشته، بايد طواف را از سر بگيرد، واگر از سه دور ونيم گذشته، وفقط يك دور كم كرده آن را تمام كند، واگر بيشتر از يك دور كم كرده بنابر احتياط لازم آن را تمام كند، ونماز طواف بخواند ودوباره هفت دور طواف ونماز آن را بجا آورد، ولى در طواف مستحب تمام كردن كافى است. (مسأله 101) اگر عمدا يك دور يا بيشتر از يك دور زياد كند به قصد آن كه جزء طواف ديگر باشد قران (جمع) بين طوافين است كه در طواف مستحب مكروه، ودر طواف واجب، حرام است. بلكه بنابر احتياط لازم سبب

[ 97 ]

باطل شدن طواف مىشود، چه آن كه از اول طواف، اين قصد را كرده باشد يا در بين يا در آخر، واگر به قصد لغويت آن را بجا آورده باشد ضررى به طواف نمىزند، واگر به قصد آن كه جزء طواف اول باشد بجا آورد پس اگر از ابتداى طواف قصد داشته، بى اشكال طوافش باطل است، واگر در بين طواف قصد كند از همان وقت باطل مىشود، واگر در آخر طواف قصد كند، مشهور فرموده اند: طوافش باطل است، ولى احتياط اين است كه نماز را بخواند وبعد طواف را با نماز آن اعاده نمايد. (مسأله 102) اگر از روى فراموشى بر هفت شوط زياد كند، پس اگر كمتر از يك دور است آن را رها كند، وطواف او صحيح است، واگر يك شوط يا بيشتر زياد كند طواف واجب او صحيح است، ومستحب است كه آنچه را زياد كرده به قصد قربت مطلقه به هفت دور برساند، ودر اين صورت احوط آن است كه يك نماز طواف پيش از سعى،

[ 98 ]

جهت طواف واجب، ويك نماز طواف بعد از سعى، جهت طواف مستحب، بجا آورد، وبهتر آن است كه بعد از عمل به اين احتياط، اصل طواف ونماز آن را دوباره قبل از سعى بجا آورد. (مسأله 103) كسى كه تمام طواف يا بعض آن را فراموش كند، ويادش نيايد تا به شهر خود برگردد، وبراى او مشكل باشد كه به مكه مراجعت نمايد، وآنچه را فراموش كرده بجا آورد، واجب است نائب بگيرد كه براى او طواف كند، ونماز طواف بخواند وبنابر احتياط لازم سعى هم بنمايد ودر اين صورت بنابر احتياط واجب (هدى) بفرستد، واحوط آن است كه شتر باشد، ودر مواردى كه گفته شد بايد وجوبا يا احتياطا بعد از اتمام و نماز طواف، اعاده نمايد، نايب نيز به همان شرح عمل كند. (مسأله 104) اگر بعد از طواف، در عدد دورهاى آن شك كند، به آن شك اعتنا نكند، واگر در آخر يكى از

[ 99 ]

دورها شك كند كه آن شوط هفتم بوده يا هشتم، بنا گذارد كه دور هفتم بوده است، واگر در بين شوطى شك كند كه هفتم است يا هشتم، احوط بجا آوردن نماز طواف واعاده طواف با نماز آن است. (مسأله 105) اگر يقين داشته باشد كه بيشتر از هفت شوط طواف نكرده، وشك در عدد آن كند، وجوب از سر گرفتن طواف، خالى از قوت نيست، واحتياط آن است كه بنا را بر اقل گذارد. وتمام كند، ونماز طواف بخواند، وبعد طواف را از سر بگيرد. (مسأله 106) اگر ازدحام جمعيت، انسان را مقدارى در طواف جلو ببرد، در صورتى كه بكلى از اختيار او خارج نشود وقصد طواف داشته باشد اشكال ندارد. (مسأله 107) طواف وسعى بوسيله چرخهايى كه اخيرا معمول شده، يا نشستن در طبقها، يا سوار شدن بر

[ 100 ]

دوش ديگران اشكال ندارد، واگر با پاى خود برود ثواب آن زيادتر است. مستحبات ومكروهات طواف (مسأله 108) مستحب است كه در حال طواف سر برهنه وپا برهنه، ومشغول دعأ وذكر خدا باشد، وحرف بيهوده نزند، وكارهائى كه در نماز مكروه است انجام ندهد، وگامها را كوچك بردارد، به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه وآله روايت شده، كه هر كس طواف خانه كعبه كند در وقت زوال با سر برهنه، وگامها را تنگ بر دارد، وچشم خود را از نامحرم وعورت بپوشاند، ودست يا بدنش را در هر شوطى به حجر الاسود بمالد، بدون آن كه به كسى آزار رساند وذكر خدا را از زبان نيندازد، خداى تعالى بنويسد براى او به عدد هر گامى هفتاد هزار حسنه، و محو كند از او هفتاد هزار گناه، وبلند گرداند از براى او هفتاد هزار درجه، وبنويسد از براى او ثواب آزاد كردن

[ 101 ]

هفتاد هزار بنده، كه بهاى هر يك ده هزار درهم باشد، واو را شفيع سازد در هفتاد هزار كس از اهل بيت او، و بر آورد از براى او هفتاد هزار حاجت، كه اگر خواهد در دنيا به او رساند، واگر خواهد در آخرت، ومستحب است كه در حال طواف اين دعا را بخواند: اللهم إني أسألك باسمك الذي يمشى به على طلل المأ، كما يمشى به على جدد الا رض، وأسألك باسمك الذي يهتز له عرشك، واسألك باسمك الذي تهتز له اقدام ملائكتك وأسألك باسمك الذي دعاك به موسى من جانب الطور، فاستجبت له والقيت عليه محبة منك، وأسألك باسمك الذي غفرت به لمحمد صلى الله عليه وآله ما تقدم من ذنبه وما تأخر، وأتممت عليه نعمتك أن تفعل بي (كذا وكذا).

[ 102 ]

وحاجت خود را بطلبد، وسنت است كه در حال طواف نيز بگويد: اللهم إني اليك فقير وإني خائف مستجير، فلا تبدل اسمي، ولا تغير جسمي. ودر هر شوط كه به در خانه كعبه رسد صلوات بر محمد وآل محمد بفرستد واين دعأ را بخواند: سائلك فقيرك مسكينك ببابك، فتصدق عليه بالجنة، اللهم البيت بيتك والحرم حرمك، والعبد عبدك، وهذا مقام العائذ المستجير بك من النار، فاعتقني ووالدي واهلي وولدي واخواني المؤمنين من النار، يا جواد يا كريم. وچون به حجر حضرت اسماعيل على نبينا وآله وعليه السلام برسد نگاه به ناودان طلا كند وبگويد: اللهم أدخلني الجنة برحمتك، وأجرني

[ 103 ]

برحمتك من النار، وعافني من السقم، وأوسع علي من الرزق الحلال، وادرا عني شر فسقة الجن والا نس، وشر فسقة العرب والعجم. وچون از حجر بگذرد وبه پشت كعبه برسد بگويد: يا ذا المن والطول، يا ذا الجود والكرم، إن عملي ضعيف فضاعفه وتقبله مني انك أنت السميع العليم. وچون به ركن يمانى برسد دست بر دارد وبگويد: يا الله يا ولي العافية، وخالق العافية، ورازق العافية، والمنعم بالعافية، والمتفضل بالعافية علي وعلى جميع خلقك، يا رحمن الدنيا والا خرة ورحيمهما صل على محمد وآل محمد وارزقنا العافية وتمام العافية، وشكر العافية في الدنيا والا خرة، يا ارحم الراحمين.

[ 104 ]

پس سر به جانب كعبه بالا كند وبگويد: الحمد لله الذي شرفك وعظمك، والحمد لله الذي بعث محمدا نبيا وجعل عليا اماما اللهم اهد له خيار خلقك، وجنبه شرار خلقك. وچون ميان ركن يمانى وحجر الاسود برسد بگويد: ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الا خرة حسنة وقنا عذاب النار. وچون در شوط هفتم به مستجار رسد - وآن پشت كعبه است - نزديك به ركن يمانى برابر در خانه بايستد، ودستها را بگشايد رو به خانه، وروى خود وشكم خود را برساند به كعبه وبگويد: اللهم البيت بيتك، والعبد عبدك، وهذا مقام العائذ بك من النار، اللهم من قبلك الروح والفرج والعافية اللهم ان عملي ضعيف فضاعفه لي،

[ 105 ]

واغفر لي ما اطلعت عليه مني وخفي على خلقك، استجير بالله من النار. وبگويد: اللهم ان عندي افواجا من ذنوب، وافواجا من خطايا، وعندك افواج من رحمة، وافواج من مغفرة يا من استجاب لا بغض خلقه اذ قال انظرني إلى يوم يبعثون، استجب لي. پس حاجت خود را بطلبد، ودعا بسيار بكند واقرار گناهان خود هر چه داند مفصلا بكند، وهر چه را بخاطر نداشته باشد مجملا اقرار كند، وطلب آمرزش كند كه البته آمرزيده مىشود، انشأ الله تعالى. پس چون به حجر الاسود رسد بگويد: اللهم قنعني بما رزقتني، وبارك لي فيما آتيتني.

[ 106 ]

و مىبايد كمال ملاحظه را بكند در هر مرتبه كه مىرود حجر را ببوسد، واگر نتواند ببوسد، استلام كند، واگر استلام، باعث زحمت باشد از دور اشاره كند، و هم چنين مستحب است استلام ساير اركان، و هم چنين مستحب است كه خود را به مستجار بمالد، وآنجا را نشان كند، و چون اين اعمال را بجا آورد باز بجاى خود رود، واز آنجا به طواف ادامه دهد، تا زياده وكم، در طواف حاصل نشود. نماز طواف (مسأله 109) واجب است بعد از هر طواف واجب، دو ركعت نماز مثل نماز صبح، به نيت نماز طواف در نزد مقام حضرت ابراهيم (عليه اسلام) بجا آورد، جهرا يا اخفاتا، واحتياط آن است كه نماز را بعد از طواف فورا بخواند، ونيز احتياط آن است كه نماز را در پشت مقام بخواند - يعنى طورى بايستد كه سنگى كه نشانه پاى حضرت ابراهيم (عليه السلام) بر آن است روبروى او

[ 107 ]

باشد - واما اگر به علت زيادى جمعيت نتواند در جائى بايستد كه عرفا بگويند پشت مقام ايستاده است، بايد در يكى از دو طرف مقام بايستد، ونماز بخواند، واگر آن هم ممكن نباشد در هر جائى از مسجد كه به پشت مقام ودو طرف آن نزديكتر است نماز را بخواند، وبهتر آن است كه هر وقت توانست نماز را دوباره پشت مقام بخواند رجأا. (مسأله 110) نماز طواف مستحب را مىتوان در هر جاى از مسجد بجا آورد، بلكه بعضى فرموده اند كه ترك آن عمدا جايز است ليكن سزاوار نيست ترك كند. (مسأله 111) اگر كسى نماز طواف واجب را فراموش كرد، هر وقت بيادش آمد بايد در پشت مقام به تقصيلى كه در مسأله قبل ذكر شد بجا آورد، واگر سعى وكار هاى ديگر را بجا آورده، لازم نيست دوباره بجا آورد، اگر چه احوط است. (مسأله 112) بنابر آن كه ترتيب، در بين نماز طواف و

[ 108 ]

كارهاى بعد از آن معتبر باشد، بعضى فرموده اند: كه كسى كه واجبات نماز مثل قرائت وغير آن را نداند عمره او باطل است، واز حجة الاسلام برئ الذمه نخواهد شد، پس علاوه بر آن كه براى نمازهاى واجب ديگر لازم است انسان قرائت صحيح واحكام واجبه نماز را بياموزد، در وقتى كه اراده حج دارد نيز بايد قرائت خود را صحيح نمايد، وواجبات نماز را ياد بگيرد، واگر ممكن نشود، نماز طواف را به جماعت بخواند، ولى اكتفا به آن اشكال دارد، وواجب است بطور فرادى نيز بخواند، واگر نائب هم بگيرد جهت نماز، بهتر ومطابق با احتياط است. (مسأله 113) كسى كه نماز طواف را فراموش كرده است، بايد برگردد پشت مقام بجا آورد، واگر برگشتن به مسجد برايش دشوار باشد، مىتواند آن را در هر محلى كه يادش آمد بخواند، هر چند در شهر ديگر باشد، وبهتر آن

[ 109 ]

است كه نايب هم بگيرد تا پشت مقام براى او بجا آورد. (مسأله 114) اگر كسى نماز طواف واجب را فراموش كند وپيش از بجا آوردن آن بميرد، بايد پسر بزرگتر، قضاى آن را بجا آورد، مثل ساير نمازهائى كه از ميت فوت شده. مستحبات نماز طواف مستحب است كه در ركعت اول نماز طواف، بعد از حمد سوره (قل هو الله احد) ودر ركعت دوم بعد از حمد سوره (قل يا ايها الكافرون) بخواند، وچون از نماز فارغ شود حمد وثناى الهى را بجا آورد، وصلوات بفرستد و بگويد: اللهم تقبل مني، ولا تجعله آخر العهد مني، الحمد لله بمحامده كلها على نعمأه كلها، حتى ينتهي الحمد إلى ما يحب ويرضى، اللهم صل على محمد وآله، وتقبل مني، وطهر قلبي، وزك عملي.

[ 110 ]

ودر بعضى از روايات وارد است كه بگويد: اللهم ارحمني بطاعتي اياك، وطاعة رسولك صلى الله عليه واله وسلم، اللهم جنبني ان اتعدى حدودك، واجعلني ممن يحبك ويحب رسولك صلى الله عليه واله وملائكتك وعبادك الصالحين. پس به سجده رود وبگويد: سجد لك وجهي تعبدا ورقا، لا اله الا انت حقا حقا، الاول قبل كل شي والاخر بعد كل شي وها انا ذابين يديك ناصيتي بيدك، فاغفرلي، انه لا يغفر الذنب العظيم غيرك، فاغفر لي، فإني مقر بذنوبي على نفسي، ولا يدفع الذنب العظيم غيرك.

[ 111 ]

سعى (مسأله 115) بعد از نماز طواف، واجب است هفت مرتبه بين صفا ومروه سعى نمايد، يعنى از ابتداء صفا پياده يا سواره يا بر دوش كسى به مروه برود، واين يك مرتبه حساب مىشود، واز مروه به صفا برگردد، كه با رسيدن به صفا دو مرتبه سعى كرده است، پس به هر رفتن از صفا به مروه وبرگشتن، دو سعى حاصل مىشود وبه اين ترتيب سعى را بجا آورد، وسعى هفتم در مروه تمام مىشود. (مسأله 116) سعى مثل طواف، ركن است. واگر كسى آن را عمدا يا از جهت ندانستن مسأله ترك كرده باشد، چنانچه قبل از وقوف به عرفات متوجه شود ومى تواند سعى وتقصير را بجاى آورد، بايد تدارك نمايد، واگر وقت گذشته، احتياطا حج افراد يا عمره مفرده بجاى آورد، و

[ 112 ]

چون احتمال مىرود كه احرام او نيز باطل شده باشد، چنانچه وقت براى رفتن به ميقات تنگ نيست، به ميقات برود ورجاء محرم به احرام حج افراد شود واگر وقت تنگ است هر مقدار كه مىتواند به طرف ميقات برود و محرم شود. ليكن به اين حج اكتفأ نكند وسال بعد حج تمتع بجا آورد، هر چند مستطيع نباشد. (مسأله 117) در سعى، وضو وغسل وپاك بودن بدن ولباس شرط نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه با غسل يا وضو باشد. واجبات سعى (مسأله 118) هشت چيز در سعى واجب است: اول - نيت است: پس اگر سعى او براى عمره تمتع است، چنين نيت كند كه براى انجام فرمان خداوند عالم هفت مرتبه سعى عمره تمتع حجة الاسلام را بين صفا و مروه بجا مىآورم، ومستحب است نيت را به زبان بياورد،

[ 113 ]

وبايد پيش از شروع به سعى نيت كند كه از اول جزء آن با نيت باشد. دوم وسوم - آن است كه سعى را از صفا ابتداء وبه مروه تمام كند. واحتياط آن است كه براى تحصيل اطمينان قدرى از تلى كه در جانب صفا ومروه است بالا رود، واز آنجا شروع وبه آنجا ختم كند. چهارم - آن است كه هفت مرتبه سعى كند، نه كمتر ونه بيشتر. (مسأله 119) اگر عمدا بيشتر از هفت بار سعى كند سعيش باطل مىشود، واگر از جهت ندانستن مسأله يا فراموشى، زياد كند سعيش صحيح است. (مسأله 120) اگر سعى را فراموش كرده ويا سهوا از هفت مرتبه كمتر بجا آورد، بايد هر وقت بيادش آمد تمام يا بقيه آن را انجام دهد، واگر از مكه بيرون رفته، اگر چه به وطنش رسيده باشد، بايد برگردد وآن را بجا آورد. واگر

[ 114 ]

نتواند برگردد بايد نايب بگيرد، واحتياط مستحب آن است كه اگر چهار مرتبه سعى نكرده، بعد از اتمام اول، آن را از سر بگيرد. (مسأله 121) كسى كه سهوا از هفت مرتبه كمتر سعى كند، آنچه بر او به سبب احرام حرام شده، تا بقيه سعيش را انجام ندهد حلال نمىشود، واگر به خيال آن كه محل شده با زن نزديكى كند، يك بقره كفاره دارد بنابر احوط، و همچنين است اگر ناخن بگيرد. (مسأله 122) اگر كسى كه سعى را فراموش كند ويادش نيايد، تا به شهر خودش برگردد، وبراى او مشكل باشد كه به مكه برگردد بايد نايب بگيرد واگر قبل از انجام سعى با زن نزديكى كرده باشد بايد كفاره بدهد. واگر (تقليم اظفار) نمايد بايد بنابر احتياط كفاره بدهد. (مسأله 123) اگر بعد از منصرف شدن از سعى، شك در عدد آن كند، به آن شك اعتنا نكند، وسعيش صحيح

[ 115 ]

است، ليكن اگر احتمال مىدهد كه كمتر از هفت مرتبه سعى كرده است، احتياط آن است كه دوباره سعى كند. (مسأله 124) اگر در بين آن كه مشغول سعى است ودر مروه مىباشد شك كند كه هفت بار سعى كرده يا بيشتر، به شكش اعتنا نكند، وبنا را بر تمام گذارد. (مسأله 125) اگر در بين صفا ومروه شك كند كه اين مرتبه هفتم است يا هشتم، سعيش باطل است، وبايد از سر بگيرد. پنجم - آن است كه سعى بين صفا ومروه از طريق معمول ومتعارف باشد، واز غير آن صحيح نيست. ششم - آن است كه در وقت رفتن به مروه رو به مروه باشد، ودر وقت برگشتن به صفا رو به صفا، پس اگر بطور قهقرى برود وبرگردد كه در وقت رفتن به مروه رويش به صفا، ودر برگشتن رويش به مروه باشد، سعيش صحيح نيست.

[ 116 ]

هفتم - آن است كه لباس وكفش او مباح باشد، بلكه بنابر احوط چيز غصبى همراه نداشته باشد، واگر سواره سعى مىكند بايد مركب او غصبى نباشد. هشتم - از واجبات، ترتيب بين طواف وسعى است، و اگر فراموش كرد يا به جهت ندانستن مسأله، پيش از طواف سعى كرد، احتياط واجب آن است كه دوباره بعد از طواف سعى را بجا آورد. مستحبات سعى (مسأله 126) مستحب است كسى كه مىخواهد سعى كند نزد حجر الاسود برود وآن را ببوسد ودستها يا بدن را به آن بمالد، يا اشاره كند، پس به نزد چاه زمزم رود، و مقدارى از آب آن بردارد، وبر سر وپشت وشكم بريزد و بخورد، واين دعا را بخواند: اللهم اجعله علما نافعا ورزقا واسعا وشفأ من كل داء وسقم.

[ 117 ]

پس متوجه صفا شود از درى كه محاذى حجر الاسود است - وآن درى است كه حضرت رسول خدا صلى الله عليه وآله از آن در بيرون رفت - به آرامش وخضوع برود بالاى كوه صفا، تا نظر كند به خانه كعبه، ورو به ركن عراقى كند وحمد وثناى الهى را بجا آورد، واز نعمتهاى الهى بخاطر آورد، پس هفت نوبت الله اكبر بگويد، وهفت نوبت الحمد لله، وهفت نوبت لا اله الا الله، پس سه مرتبه بگويد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد يحيي ويميت ويميت ويحيي وهو حي لايموت بيده الخير، وهو على كل شي قدير. پس صلوات بر محمد وآل محمد بفرستد، سه نوبت بگويد: الله اكبر على ما هدانا والحمد لله على ما ابلانا والحمد لله الحي القيوم، والحمد لله الحي الدائم.

[ 118 ]

پس سه نوبت بگويد: اشهد ان لا اله الا الله، واشهد أن محمدا عبده ورسوله، لا نعبد الا اياه، مخلصين له الدين ولو كره المشركون. وسه مرتبه بگويد: اللهم إني أسألك العفو والعافية واليقين في الدنيا والا خرة. پس سه مرتبه بگويد: اللهم آتنا في الدنيا حسنة وفي الا خرة حسنة وقنا عذاب النار. پس صد مرتبه بگويد: الله اكبر وصد مرتبه لا اله الا الله و صد مرتبه الحمد لله وصد نوبت سبحان الله پس بگويد: لا اله الا الله وحده وحده انجز وعده، ونصر عبده، وغلب الا حزاب وحده، فله الملك وله الحمد

[ 119 ]

وحده، اللهم بارك لي في الموت وفيما بعد الموت، اللهم إني اعوذ بك من ظلمة القبر ووحشته، اللهم اظلني في ظل عرشك يوم لا ظل الا ظلك. وبسيار تكرار كند سپردن دين ونفس واهل خود را به خداوند عالم وبگويد: استودع الله الرحمن الرحيم الذي لا تضيع ودائعه ديني ونفسي واهلي ومالي وولدي اللهم استعملني على كتابك وسنة نبيك، وتوفني على ملته، واعذني من الفتنة. پس سه نوبت بگويد: الله اكبر پس دو مرتبه دعاى سابق را بخواند، پس يكبار تكبير بگويد وبخواند دعاى سابق را واگر همه آنچه را كه ذكر شد نتواند بخواند پس هر قدر كه مىتواند بخواند. ومستحب است كه اين دعا را بخواند: للهم اغفر لي كل ذنب أذنبته قط، فإن عدت فعد

[ 120 ]

علي بالمغفرة، فإنك أنت الغفور الرحيم اللهم افعل بي ما انت اهله، فإنك إن تفعل بي ما انت اهله ترحمني، وإن تعذبني فانت غنى عن عذابي وانا محتاج إلى رحمتك، فيا من انا محتاج إلى رحمته ارحمني، اللهم لا تفعل بي ما انا اهله فإنك إن تفعل بي ما انا اهله تعذبني، ولم تظلمني، اصبحت اتقي عدلك ولا اخاف جورك، فيا من هو عدل لا يجور ارحمني. پس بگويد: يا من لا يخيب سائله، ولا ينفد نائله، صل على محمد وآل محمد، واجرني من النار برحمتك. ودر صفا در بالاى تل رو به كعبه اين دعا را بخواند: اللهم إني اعوذ بك من عذاب القبر وفتنته و غربته ووحشته وظلمته وضيقه وضنكه، اللهم اظلني في ظل عرشك يوم لا ظل الا ظلك.

[ 121 ]

پس از آن قدرى پائين آيد وبگويد: يا رب العفو، يا من أمر بالعفو، يا من هو أولى بالعفو، يا من يثيب على العفو، العفو، العفو، العفو، يا جواد يا كريم يا قريب يا بعيد، اردد علي نعمتك، واستعملني بطاعتك ومرضاتك. (مسأله 127) مستحب است كه پس از نماز طواف، مبادرت به سعى كند ودر حال سعى، بدن ولباس او پاك و با وضو يا غسل باشد، واز صفا تا محلى كه علامت هروله در آنجا نصب شده، بطور متوسط راه برود، يعنى نه تند برود نه كند، واز آنجا تا علامت ديگر اگر مرد باشد هروله كند، يعنى قدمها را كوتاه وتند بردارد. وبراى زنها هروله مستحب نيست، وچون به محل هروله برسد بگويد: بسم الله وبالله والله اكبر، وصلى الله على محمد واهل بيته اللهم اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم،

[ 122 ]

إنك انت الاعز الا كرم، واهدني للتي هي اقوم اللهم إن عملي ضعيف فضاعفه لي، وتقبله مني، اللهم لك سعيي، وبك حولي وقوتي، تقبل مني عملي، يا من يقبل عمل المتقين. پس تند برود تا به محل ديگر كه علامت نصب شده، و آنجا هروله را ترك كند، وچون از آنجا بگذرد بگويد: يا ذا المن والفضل والكرم والنعماء و الجود، اغفر لي ذنوبي، إنه لايغفر الذنوب الا انت. وچون به مروه رسيد دعاى اول را بخواند كه در صفا خواند وبگويد: اللهم يا من امر بالعفو، يا من يحب العفو، يا من يعطي على العفو، يا من يعفو على العفو، يا رب العفو، العفو العفو العفو. واهتمام كند در گريه كردن، وخود را به گريه بدارد، و

[ 123 ]

دعا بسيار كند در حال سعى واين دعأ را بخواند: اللهم إني أسألك حسن الظن بك على كل حال، وصدق النية في التوكل عليك. واگر هروله را فراموش كرد، هر جا بخاطرش آمد بطور قهقرى برگردد تا به موضع هروله برسد، پس هروله كند، و همچنين مستحب است هروله، وقتى از مروه بسوى صفا سعى مىكند.

[ 124 ]

تقصير (مسأله 128) بعد از تمام شدن سعى بايد (تقصير) كند، يعنى به قصد حلال شدن چيزهائى كه در عمره تمتع حجة الاسلام بر او حرام بوده است براى انجام فرمان خداوند متعال مقدارى از ناخن ها يا موى سر ياريش يا شارب خود را به چيند، وتراشيدن سر در عمره تمتع كافى نيست بلكه حرام است. (مسأله 129) اگر كسى در عمره تمتع بجاى تقصير، حلق كند، وتمام سر را به تراشد بنا بر احتياط، يك گوسفند قربانى كند هر چند از روى جهل يا نسيان باشد. (مسأله 130) اگر كسى تقصير را فراموش كند وتا بعد از احرام حج، يادش نيايد، عمره او صحيح است، وبنا بر

[ 125 ]

احتياط واجب يك گوسفند كفاره بر او واجب مىشود. (مسأله 131) اگر كسى عمدا تقصير را ترك كند تا محرم به حج شود، عمره تمتع او باطل است، وحج او حج افراد مىشود، پس بايد حج را تمام كند، وبنا بر احتياط واجب بعد از حج، يك عمره مفرده بجا آورد، وسال بعد نيز دوباره حج كند. (مسأله 132) بعد از تقصير در عمره تمتع، هر كارى كه بر او به سبب احرام حرام شده بود غير از تراشيدن سر حلال مىشود، ولى تراشيدن سر جايز نيست، واگر سر بتراشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد بنا بر احتياط هر چند جاهل يا ناسى باشد. (مسأله 133) اقوى آن است كه در عمره تمتع طواف نساء واجب نيست، ووجوب آن مخصوص به حج وعمره مفرده است خواه، واجب باشد يا مستحب. (مسأله 134) اگر وقت بقدرى تنگ باشد كه اگر

[ 126 ]

بخواهد در وقت ورود به مكه عمره تمتع را بجا آورد بوقوف به عرفات نمىرسد، يا زن حائض اگر بخواهد صبر كند تا پاك شود وطواف را بجا آورد وقت وقوف به عرفات مىگذرد، بايد بجاى حج تمتع حج افراد بجا آورد، پس اگر بواسطه عذرى مثل بيمارى وفراموشى وندانستن مسأله از ميقات احرام نه بسته است وفعلا هم متمكن نيست كه به ميقات برگردد هر چند (ادنى الحل) باشد بايد هر كجا هست محرم شود به احرام حج افراد، واگر در ميقات به جهت عمره تمتع احرام بسته است عدول كند به حج افراد، وبا همان احرام اول، تمام اعمال حج را به نحوى كه بعدا شرح داده مىشود به نيت حج افراد بجا آورد، مگر قربانى را كه در حج افراد واجب نيست. وبعد از تمام شدن اعمال حج افراد، بايد از حرم بيرون رود، وبه نيت عمره مفرده محرم شود، وبه مكه برگردد و طواف وسعى وتقصير وطواف نساء ونماز آن را بطورى

[ 127 ]

كه شرح داده شد انجام دهد، واگر بدون عذر در ميقات احرام نبسته، احرام بستن او از مكه محل اشكال است. (مسأله 135) اگر موقعى عمره تمتع را باطل كند كه وقت آن كه دوباره آن را بجا آورد، نداشته باشد بايد حج افراد كند، وبعد از آن عمره مفرده بجا آورد، وبنا بر احتياط واجب بايد سال بعد حج تمتع را بجا آورد.

[ 128 ]

مسائل حج تمتع (مسأله 136) چنانكه گفته شد حج تمتع، مركب است از عمره تمتع وحج تمتع وگذشت كسى كه تكليف او حج تمتع است بايد اول عمره تمتع را بجا آورد، وپس از انجام اعمال عمره تمتع به شرحى كه گفته شد واجب است جزء ديگر حج تمتع را كه به آن نيز حج تمتع مىگويند بجا آورد وواجبات آن سيزده چيز است. اول: احرام. دوم: وقوف به عرفات يعنى ماندن در عرفات كه معروف است. سوم: وقوف به مشعر الحرام كه به آن (مزدلفه) و (جمع) نيز مىگويند، وبين منى وعرفات است.

[ 129 ]

چهارم وپنجم وششم: اعمال منى است، واعمال آن در روز عيد، انداختن سنگريزه بر (جمره عقبه)، وقربانى كردن، تراشيدن سريا گرفتن كمى از ناخن يا موى سر است. هفتم: طواف زيارت. هشتم: دو ركعت نماز طواف زيارت. نهم: سعى بين صفا ومروه. دهم: طواف نساء. يازدهم: دو ركعت نماز طواف نساء. دوازدهم: ماندن در منى در شبهاى يازدهم ودوازدهم ذى حجه وبر بعضى حاجيان واجب است كه شب سيزدهم را نيز در منى بمانند. سيزدهم: انداختن سنگريزه بر سه جمره در منى در روز يازدهم ودوازدهم وبعضى بايد در روز سيزدهم، به جمره سنگريزه بيندازند، واحكام هر يك از اينها بطور مفصل بيان مىشود انشأالله تعالى.

[ 130 ]

احرام حج (مسأله 137) بعد از تمام شدن عمره تمتع واجب است محرم شدن براى حج تمتع، ووقت آن موسع است ولى اگر وقت به قدرى تنگ شود كه اگر در آن وقت محرم نشود وقوف به عرفات در روز عرفه (نهم ذى حجه) از او فوت مىشود بايد فورا محرم شود كه روز عرفه وقوف به عرفات را درك كند. (مسأله 138) پيش از روز ترويه (هشتم ذى حجه) احرام بستن جايز است، واحتياط آن است كه بيشتر از سه روز پيش از ترويه احرام نبندد چنان كه احتياط آن است كه اگر محرم شد پيش از روز ترويه از مكه خارج نشود، و مستحب آن است كه در روز ترويه محرم شود.

[ 131 ]

(مسأله 139) در احرام حج تمتع نيز پوشيدن دو جامه احرام (بعد از بيرون آوردن لباس دوخته براى مردها) و نيت وتلبيه به نحوى كه در احرام عمره تمتع گذشت واجب است، پس بايد نيت كند كه احرام مىبندم براى حج تمتع يعنى: ملتزم مىشوم وبر خود قرار مىدهم كارهائى را كه در حال احرام حرام است ترك نمايم در حج تمتع، به جهت اطاعت فرمان خداوند متعال، ودستور احرام وكارهائى كه در حال احرام ترك آنها واجب است به شرحى است كه در احرام عمره گفته شد. (مسأله 140) محل احرام بستن براى حج تمتع، مكه است وبنابر احتياط واجب تا مىتواند از مكه قديم محرم شود. (مسأله 141) اگر كسى از روى فراموشى يا ندانستن مسأله محرم نشود، تا برود به منى يا عرفات، وقبل از اعمال ملتفت شود، بايد به مكه برگردد، ومحرم شود، وبا احرام، اعمال را بجا آورد، واگر براى تنگى وقت يا عذر

[ 132 ]

ديگر نتواند برگردد، احتياط آن است كه هر قدر مىتواند برگردد، واگر نتوانست برگردد، واجب است از همانجائى كه ملتفت شده محرم شود. (مسأله 142) اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله محرم نشود، وبعد از تمام كردن اعمال حج ملتفت شود، حجش صحيح است ولى اگر بعد از گذشتن وقت وقوف به عرفات ومشعر الحرام، ويا پيش از تمام شدن ساير اعمال حج بفهمد كه محرم نشده، واجب است فورا همانجا محرم شود وحج را تمام كند، واحتياط آن است كه سال آينده، دوباره بجا آورد، اگر چه بعيد نيست جواز اكتفا به حج اول. (مسأله 143) اگر كسى عمدا براى حج محرم نشود، تا وقت وقوف به عرفات ومشعر بگذرد، حج او باطل است. مستحبات احرام حج تا وقت وقوف به عرفا ت (مسأله 144) بهترين اوقات احرام بستن براى حج،

[ 133 ]

روز ترويه است تا قبل از زوال، بطورى كه بتواند نماز ظهر را در منى بجا آورد، ويا بعد از نماز ظهر است واگر ممكن نشد بعد از نماز عصر، واگر ممكن نشد بعد از نماز واجب ديگر، اگر چه نماز قضا باشد، واگر نماز قضأ هم بر ذمه نداشته باشد بعد از نماز احرام كه اقل آن دو ركعت است محرم شود، به نحوى كه در احرام عمره شرح داده شد، و بهترين جاهاى مكه براى احرام مسجد الحرام است، و بهترين جا در مسجد الحرام براى احرام، حجر اسماعيل يا مقام حضرت ابراهيم عليه السلام است، پس در آنجا بعد از پوشيدن جامه احرام وكارهائى كه پيش از اين در احرام عمره گذشت واجب است نيت كند، ولبيك هاى واجب را به دستورى كه در احرام عمره گذشت بگويد ولى در عوض كلماتى كه مخصوص به عمره است كلمات ديگر بگويد مثلا عوض (وهذه عمرة متعة إلى الحج) بگويد: (وهذه حجة تمتع) وچون مشرف بر ابطح شود به صداى بلند

[ 134 ]

تلبيه بگويد، وچون متوجه منى شود بگويد: اللهم إياك ارجو وإياك ادعو، فبلغني املي، واصلح لي عملي. وبا آرام تن ودل برود با تسبيح وتقديس وذكر حق تعالى. وچون به منى رسيد بگويد: الحمد لله الذي اقدمنيها صالحا في عافية وبلغني هذا المكان. پس بگويد: اللهم هذه منى وهي مما مننت به علينا من المناسك، فأسألك ان تمن علي بما مننت على انبيائك، فإنما انا عبدك وفي قبضتك. ومستحب است كه شب عرفه در منى باشد، ومشغول طاعت الهى باشد، وبهتر آن است كه اين عبادتها را خصوصا نمازها را در مسجد خيف بجا آورد، چون نماز

[ 135 ]

صبح خواند تعقيب بخواند تا طلوع آفتاب وروانه عرفات شود واگر بخواهد مىتواند بعد از طلوع فجر روانه شود و ليكن سنت بلكه احوط آن است كه از وادى محسر رد نشود تا آفتاب طلوع كند ومكروه است كه پيش از فجر روانه شود بلكه خلاف احتياط است. مگر از جهت ضرورتى مثل بيمارى وكسى كه خوف ازدحام مردم را داشته باشد و چون متوجه عرفات شود اين دعا را بخواند: اللهم اليك صمدت، وإياك اعتمدت ووجهك اردت، اسألك ان تبارك لي في رحلتي، وان تقضي لي حاجتي، وان تجعلني اليوم ممن تباهي به من هو افضل مني. وتلبيه بگويد: تا به عرفات برسد وچون رسيد خيمه اش را در نمره كه نزديك عرفات است بزند

[ 136 ]

وقوف به عرفات (مسأله 145) واجب است بر كسى كه حج بجا مىآورد ماندن در عرفات، وبنابر احتياط واجب وقت آن از ظهر روز عرفه (نهم ذيحجه) است تا مغرب، پس بايد در تمام وقت در آنجا بماند، واز حدود عرفات از ظهر تا مغرب خارج نشود، واين وقت، وقت اختيارى عرفه است، ودر ماندن در عرفات فرق نمىكند كه پياده باشد يا سواره، راه برود يا نشسته ويا خوابيده باشد. (مسأله 146) اگر كسى از ظهر تا مغرب روز عرفه در عرفات خواب يا بيهوش باشد، وقوف او باطل است. واگر بعد از قصد وقوف ودخول وقت بخوابد ضرر ندارد، و وقوف او صحيح است.

[ 137 ]

(مسأله 147) بودن در عرفات از ظهر تا مغرب اگر چه بنابر احتياط واجب است، ولى آن مقدارى كه ركن است اين است كه بين ظهر تا مغرب به قدرى در عرفات بماند كه عرفا بگويند در آنجا توقف كرده است، وكسى كه عمدا اين مقدار را ترك كند حجش باطل مىشود، اگر چه بوقوف اضطرارى عرفات برسد، يعنى شب دهم را در عرفات بماند و وقوف مشعر را هم درك كند، وچنانچه سهوا ترك كرد حج او باطل نيست، مگر آن كه وقوف به مشعر را هم عمدا يا سهوا ترك كند، كه در اين صورت حجش باطل است، وتفصيل آن ذكر مىشود انشأ الله. (مسأله 148) در وقوف به عرفات نيت واجب است، به اين نحو كه نيت كند از ظهر امروز تا مغرب براى حج تمتع حجة الاسلام براى اطاعت فرمان خداوند عالم در عرفات مىمانم. (مسأله 149) اگر كسى عمدا بعد از گذشتن مقدارى از

[ 138 ]

ظهر در عرفات حاضر شود، وقوفش صحيح است وكفاره ندارد، ولى خلاف احتياط نموده، وبنابر آن كه وقوف از اول ظهر تا مغرب واجب باشد گناه كرده است. (مسأله 150) جايز نيست پيش از مغرب از عرفات خارج شود، واگر كسى عمدا پيش از مغرب از عرفات بيرون برود ودر همان روز برنگردد، بر او واجب است قربانى كردن يك شتر، كه در راه خدا در روز عيد در منى نحر كند، واگر نتواند، هيجده روز پى در پى روزه بگيرد، و بر او واجب است در صورت توانائى، برگشتن به عرفات و ماندن در آنجا تا غروب، واگر پشيمان شد ودر همان روز به عرفات برگشت نيز بنابر احتياط مستحب كفاره از او ساقط نمىشود. (مسأله 151) اگر كسى از روى فراموشى يا ندانستن مسأله پيش از مغرب از عرفات بيرون رفت، پس اگر در همان روز ملتفت شد، بايد برگردد واگر برنگردد

[ 139 ]

معصيت كرده است، وبنابر احتياط، كفاره بدهد واگر بعد از مغرب ملتفت شد چيزى بر او نيست. (مسأله 152) اگر بواسطه فراموشى يا تنگى وقت، يا عذر ديگر، نتواند هيچ مقدارى از ظهر تا مغرب روز عرفه را در عرفات بماند - بايد مقدارى از شب عيد را تا فجر طالع نشده هر چند كم باشد در عرفات بماند واين زمان را وقت اضطرارى عرفه مىگويند - و اگر عمدا هيچ مقدارى از شب عيد را هم در آنجا نماند حج او باطل مىشود اگر چه وقوف به مشعر را درك نمايد. (مسأله 153) اگر كسى وقوف به عرفات را به عذرى مثل فراموشى يا ندانستن مسأله در وقت اختيارى و اضطرارى ترك نمود، ولى وقوف در مشعر الحرام را شب عيد يا بين الطلوعين چنانچه خواهد آمد درك كند حجش صحيح است. (مسأله 154) هر گاه در پيش قاضى عامه، اول ماه ذى

[ 140 ]

حجه ثابت شود وبراى شيعه شرعا ثابت نشده باشد، وبه اين جهت روز نهم ذى حجه در نزد آن ها روز هشتم در پيش شيعه باشد، احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است وقوف اختيارى عرفات را در روزى كه پيش شيعه نهم است انجام دهد واگر ممكن نشد اضطرارى آن را درك كند، وبه مشعر رفته ووقوف در آن جا را نيز درك كند، و اعمال روز عيد را در منى بجا آورد، واگر درك اضطرارى عرفات هم ممكن نشد درك اختيارى مشعر كافى است، و حجش صحيح است ودرك اضطرارى عرفه واضطرارى مشعر نيز چنانچه گفته خواهد شد بنابر اقوى كفايت مىكند، واگر درك هيچ يك از اين مواقف ميسر نشود حكم آن، در مسأله بعد ذكر خواهد شد. (مسأله 155) هر گاه هلال، نزد قاضى عامه ثابت شود ونزد شيعه ثابت نشده باشد، ليكن از جهت تقيه ناچار به متابعت باشند و از عمل به وظيفه خود خائف باشند، اقوى

[ 141 ]

صحت وكفايت همين حج است از حجة الاسلام، هر چند عالم به خلاف باشند واگر بدون خوف متمكن از عمل به وظيفه باشند احوط آن است كه با آنها رجأا متابعت كنند، وبعد واجب است عمل به وظيفه خود نمايند، حتى با عدم علم به خلاف. مستحبات وقوف به عرفات 1 - خيمه‌اش را در محلى كه آن را نمره گويند ومتصل به عرفات است بزند. 2 - در دست چپ كوه وپائين آن در زمين هموار وقوف كند ومكروه است كه بالاى كوه رود. 3 - با رفقا در يك جا وقوف كند. 4 - با طهارت باشد وغسل كند. 5 - هر چه را كه باعث تشويش حواس ومانع از كمال توجه به خدا مىشود رفع كند.

[ 142 ]

6 - نماز ظهر وعصر را اول وقت با يك اذان ودو اقامه بجا آورد. 7 - بعد از نماز بايستد ومشغول دعا شود. 8 - در تمام مدت وقوف، بايستد ونشسته يا سواره بودن در حال وقوف مكروه است، واگر نمىتواند بايستد هر قدر مىتواند بايستد، واگر ايستادن مانع از حضور قلب وتوجه باشد نشستن بهتر است. 9 - رو به قبله كند، ودل خود را متوجه به خداوند عالم نمايد وحمد وثناى او را بجا آورد، وتمجيد وتهليل بكند وصد مرتبه الله اكبر وصد مرتبه الحمد لله وصد مرتبه سبحان الله وصد مرتبه لا اله الا الله بگويد وصد مرتبه آية الكرسى بخواند وصد مرتبه صلوات بر محمد وآل محمد صلى الله عليه وآله بفرستد و هم چنين صد مرتبه سوره انا انزلناه بخواند وصد مرتبه لا حول ولا قوة الا بالله بگويد و صد مرتبه سوره قل هو الله احد بخواند.

[ 143 ]

10 - آنچه مىخواهد دعا كند ودعا زياد كند كه اين روز روز دعا ومسألت است وهيچ چيز در نزد شياطين خوشتر از اين نيست كه انسان را از خداوند متعال غافل سازند. 11 - پناه بردن به خدا از شيطان. 12 - شمردن گناهان وتوبه واستغفار كردن. 13 - گريه كردن، واگر نتواند، خودش را بگريه وادارد بدارد. 14 - دعا براى خود وپدر ومادر وبرادران مؤمن، واقل آن چهل نفر است، ودر حديث است كه آنچه او براى برادر مؤمن طلب كند فرشته اى موكل است كه براى او صد هزار برابر آن را طلب كند. 15 - تمام زمان وقوف را به دعا واستغفار وذكر خدا صرف كند، وبعضى از علما اين را واجب دانسته اند، و دعاهاى منقوله را بخواند خصوصا دعاى صحيفه كامله، و

[ 144 ]

دعاى حضرت امام حسين عليه السلام وزيارت آن حضرت ودعاى حضرت امام زين العابدين عليه السلام. ومستحب است كه بگويد: اللهم إني عبدك، فلا تجعلني من اخيب وفدك وارحم مسيرى اليك من الفج العميق. اللهم رب المشاعر كلها، فك رقبتي من النار، و اوسع علي من رزقك الحلال، وادرأ عني شر فسقة الجن والا نس، اللهم لا تمكر بي، ولا تخدعني، ولا تستدرجني، اللهم إني أسألك بحولك وجودك وكرمك وفضلك ومنك، يا اسمع السامعين، ويا ابصر الناظرين، و يا اسرع الحاسبين، ويا ارحم الراحمين، ان تصلي على محمد وآل محمد. وأن تفعل بى (كذا وكذا) (وأن ترزقني خير الدنيا والا خرة). حاجت خود را نام ببرد وپس دست بجانب آسمان

[ 145 ]

بردارد وبگويد: اللهم حاجتي اليك ان اعطيتنيها لم يضرني ما منعتني، وان منعتنيها لم ينفعني مااعطيتني، أسألك خلاص رقبتي من النار، اللهم إني عبدك، وملك يدك ناصيتي بيدك، وأجلي بعلمك، أسألك أن توفقني لما يرضيك عني، وان تسلم مني مناسكي التي اريتها خليلك ابراهيم عليه السلام، ودللت عليها نبيك محمدا صلى الله عليه وآله. اللهم اجعلني ممن رضيت عمله، واطلت عمره، واحييته بعد الموت حيوة طيبة. پس بگويد: لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي ويميت، وهو حي لايموت بيده الخير وهو على كل شي قدير، اللهم لك الحمد كالذي تقول وخيرامما نقول وفوق ما يقول

[ 146 ]

القائلون اللهم لك صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي ولك تراثي وبك حولي ومنك قوتي اللهم إني أعوذ بك من الفقر ومن وساوس الصدر ومن شتات الا مر ومن عذاب القبر، اللهم إني أسألك خير ما تجي به الرياح واعوذ بك من شر ما تجئ به الرياح فاسألك خير الليل وخير النهار، اللهم اجعل في قلبي نورا وفي سمعي نورا وفي بصري نورا وفي لحمي ودمي وعظامي وعروقي ومقعدي ومقامي ومدخلي ومخرجي نورا واعظم لي نورا يا ربي يوم القاك إنك على كل شي قدير. وتا تواند در اين روز از خيرات وتصدقات كوتاهى نكند خصوصا بنده آزاد كردن. وديگر رو به قبله كند وبگويد: (سبحان الله) صد بار و (الله اكبر) صد بار و (ما شأ الله ولا قوة الا بالله) صد بار (اشهد ان لا اله الا

[ 147 ]

الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد يحيى ويميت ويميت ويحيي وهو حى لا يموت بيده الخير وهو على كل شي قدير). صدبار ده آيه اول سوره بقره را بخواند وآن ده آيه اين است: بسم الله الرحمن الرحيم الم ذلك الكتاب لاريب فيه هدى للمتقين، الذين يؤمنون بالغيب ويقيمون الصلوة ومما رزقناهم ينفقون. تا آخر آيه دهم. ديگر سوره قل هو الله احد سه نوبت بخواند وآية الكرسى را بخواند وآيه سخره را بخواند وآن آيه اين است. ان ربكم الله الذي خلق السموات والا رض في ستة ايام ثم استوى على العرش يغشي الليل

[ 148 ]

النهار يطلبه حثيثا والشمس والقمر والنجوم مسخرات بامره الا له الخلق والا مر تبارك الله رب العالمين. وآن در سوره اعراف است آيه (54) پس معوذتين را بخواند پس نعمتهاى الهى را يك يك بشمارد آنچه بداند از اهل ومال وساير نعمتها ورفع بلا وبگويد: اللهم لك الحمد على نعمائك التي لا تحصى بعدد ولا تكافى بعمل. وحمد كند حق سبحانه وتعالى را به هر آيه اى كه در آن حمد كرده است خداوند عالم خود را با آن در قرآن، و تكبير كند به هر تكبيرى كه خداوند عالم تكبير خود كرده است در قرآن، وتهليل كند بذكر لا اله الا الله كه حق سبحانه وتعالى تهليل خود كرده است به آن در قرآن، وصلوات بر محمد وآل محمد بسيار بفرستد وجهد وسعى كند در آن، وبخواند حق سبحانه تعالى را به هر نام كه خود را به آن

[ 149 ]

خوانده است در قرآن وبه هر اسمى كه داند وبه اسمأ آخر سوره حشر، وبگويد. أسألك يا الله يا رحمن بكل اسم هو لك وأسألك بقوتك وعزتك وجميع ما احاط به علمك وباركانك كلها وبحق رسولك صلواتك عليه وآله وباسمك الا كبر الا كبر الا كبر وباسمك العظيم الذي من دعاك به كان حقا عليك ان لا ترده وان تعطيه ما سألك ان تغفر لي جميع ذنوبي في جميع علمك في وهر حاجت كه دارد بخواهد واز حق سبحانه وتعالى طلب كند كه توفيق حج بيابد در سال آينده وهر سالى و هفتاد مرتبه بگويد: (أسألك الجنة) وهفتاد مرتبه (استغفر الله ربي واتوب اليه) بگويد. پس بخواند دعائى را كه جبرئيل در اين مقام به حضرت آدم عليه السلام تعليم نمود براى قبول توبه او سبحانك اللهم وبحمدك لا اله الا انت عملت

[ 150 ]

سوءا وظلمت نفسي فاعترفت بذنبي فاغفر لي انك انت خير الغافرين سبحانك اللهم وبحمدك لا اله الا انت عملت سوءا وظلمت نفسي فاعترفت بذنبي فاغفر لي انك انت التواب الرحيم. وچون آفتاب فرو رود بگويد: اللهم إني اعوذ بك من الفقر، ومن تشتت الامر، ومن شرما يحدث لي بالليل والنهار، امسى ظلمي مستجيرا بعفوك، وامسى خوفي مستجيرا بامانك، وامسى ذنبي مستجيرا بعزك وامسى وجهي الفاني مستجيرا بوجهك الباقي، يا خير من سئل، ويا اجود من اعطى، يا ارحم من استرحم جللني برحمتك، والبسني عافيتك، واصرف عني شر جميع خلقك وارزقني خير الدنيا والاخرة. پس روانه به جانب مشعر الحرام شود با آرام تن و

[ 151 ]

استغفار كند واين دعا بخواند: اللهم لا تجعله اخر العهد من هذا الموقف، وارزقني العود ابدا ما ابقيتني واقلبني اليوم مفلحا منجحا مستجابا لي، مرحوما مغفورا لي، با فضل ما ينقلب به اليوم احد من وفدك، وحجاج بيتك الحرام، واجعلني اليوم من اكرم وفدك عليك، واعطني افضل ما اعطيت احدا منهم من الخير والبركة والرحمة والرضوان والمغفرة، وبارك لي فيما ارجع اليه من اهل او مال او قليل او كثير، وبارك لهم في. وبسيار بگويد: اللهم اعتقني من النار. وبگويد: اللهم ارحم موقفي، وزد في عملي، وسلم ديني، وتقبل مناسكي.

[ 152 ]

وقوف به مشعر (مسأله 156) بر كسى كه حج بجا مى آورد بعد از وقوف به عرفات، وقوف به مشعر الحرام كه آن را (مزدلفه) و (جمع) نيز مىنامند واجب است، وآن مكانى است كه در بين عرفات ومنى واقع است. ومعروف است، پس بايد بعد از غروب روز نهم از عرفات بسوى مشعر كوچ كند، و احتياط واجب آن است كه عمدا تا طلوع فجر تأخير نيندازد، هر چند اگر تأخير انداخت و بين الطلوعين را درك كرد حج او صحيح است، وواجب است كه شب را در آنجا بماند واحتياط آن است كه در مشعر ذكر خدا را ترك نكند، هر چند مختصر وكم باشد. وبايد نيت كند كه براى اطاعت فرمان خداوند عالم در حج تمتع حجة الاسلام شب را تا صبح در مشعر الحرام مىمانم، ونبايد عمدا بدون عذر

[ 153 ]

پيش از اذان صبح كوچ كند، هر چند اگر مقدارى از شب مانده باشد وكوچ كند حجش صحيح است، وليكن معصيت كرده ويك گوسفند كفاره بايد ذبح كند، وچون فجر طالع شود دوباره جهت بين الطلوعين نيت وقوف كند، پس در حج تمتع قصد كند كه براى اطاعت فرمان خداوند متعال در حج تمتع حجة الاسلام از حالا تا اول طلوع آفتاب در مشعر الحرام مىمانم، وممكن است كه از ابتدا قصد كند شب را تا طلوع فجر واز طلوع فجر تا اول آفتاب مىمانم و به همان قصد باقى باشد. (مسأله 157) اگر چه اشهر واحوط آن است كه ماندن در مشعر تا طلوع آفتاب واجب است، ليكن بعيد نيست استحباب كوچ كردن كمى پيش از آفتاب، ولى بايد از وادى (محسر) كه اسم محلى است نگذرد، بلكه بنابر احتياط، وارد وادى (محسر) نشود، پس اگر عمدا پيش از طلوع آفتاب از وادى محسر بگذرد گناه كرده است، واحوط آن

[ 154 ]

است كه يك گوسفند كفاره بدهد، واگر چه اقوى واجب نبودن كفاره است. (مسأله 158) ماندن در مشعر الحرام از طلوع فجر تا طلوع آفتاب بمقدارى كه عرفا بگويند در آنجا توقف كرده است ركن مىباشد، پس اگر كسى عمدا آن را ترك كند حجش باطل مىشود، مگر آن كه مقدارى از شب را در مشعر توقف كرده باشد، كه در اين صورت حج او صحيح است ليكن گناه كرده است، وبه كفاره كه يك گوسفند است جبران مىشود. (مسأله 159) كسانى كه كار ضرورى داشته باشند و پير مردها وزنها وبيماران كه اگر تا صبح در مشعر بمانند بواسطه ازدحام وزيادى جمعيت در زحمت مىافتند، اگر شب را در مشعر به قصد وقوف مانده باشند مىتوانند پيش از طلوع فجر از مشعر به منى بروند، واگر بدون عذر پيش از اذان صبح از مشعر بيرون بروند حجشان صحيح است، به

[ 155 ]

شرط آن كه وقوف به عرفات را انجام داده باشند، وشب را در مشعر به قصد وقوف مانده باشند، وليكن بر آنها يك گوسفند كفاره واجب است. واگر سهوا يا جهلا قبل از طلوع فجر كوچ كنند كفاره بر آنها واجب نمىشود، وليكن بايد بعد از التفات وتنبه در صورتى كه متمكن از رجوع باشند براى وقوف بين الطلوعين برگردند. (مسأله 160) كسى كه شب وبين الطلوعين روز عيد به جهت عذرى نتوانسته است در مشعر وقوف كند، در صورتى كه از اول آفتاب روز عيد تا پيش از ظهر مقدارى در آنجا بماند حجش صحيح است، به شرط آن كه درك اختيارى يا اضطرارى عرفه را كرده باشد. (مسأله 161) چنانكه معلوم شد وقوف در مشعر سه قسم است كه دو قسم آن وقوف اضطرارى مشعر است. اول - وقوف شب عيد است براى كسانى كه بواسطه

[ 156 ]

عذرى نتو انند بعد از طلوع فجر در مشعر بمانند. دوم - وقوف در روز عيد تا پيش از ظهر است براى كسانى كه به وقوف شب ووقوف از طلوع صبح تا طلوع آفتاب نرسيده باشند، ويك قسم آن وقوف اختيارى مشعر است، وآن از اذان صبح تا اول آفتاب روز عيد است، و چون عرفات هم به شرحى كه گفته شد دو وقوف دارد، يكى وقوف اختيارى وآن ماندن در عرفات است از ظهر تا مغرب روز نهم ويكى وقوف اضطرارى وآن ماندن در عرفات است در مقدارى از شب دهم، پس به ملاحظه ادراك هر دو وقوف (وقوف به مشعر ووقوف به عرفات) يا ادراك اضطرارى يكى، واختيارى ديگرى، ونرسيدن به اضطرارى واختيارى هر دو وقوف، اقسام آن، نه قسم مىشود: اول - آن كه وقوف به عرفات ووقوف به مشعر هر دو را

[ 157 ]

در وقت اختيارى انجام دهد، كه حج او بى اشكال صحيح است. دوم - آن كه هيچ يك از اختيارى واضطرارى دو وقوف را درك نكند، كه در اين صورت حج از او فوت شده است، پس به همان احرام حج عمره مفرده كه عبارت از طواف و نماز و سعى وتقصير وطواف نساء ونماز آن باشد بجا مىآورد، وبعد از اين اعمال از احرام بيرون مىرود، واگر گوسفند همراه او باشد، قربانى كند، ومستحب است كه بماند در منى با حاجيان وچون به مكه رود اعمال عمره را بجا آورد واگر حج بر او مستقر بوده بايد در سال آينده به حج برود، و هم چنين در صورتى كه حج بر او مستقر نشده اگر سال بعد مستطيع شود بايد حج كند. سوم - آن كه اختيارى عرفه را با اضطرارى مشعر درك كند، كه در اين صورت حجش صحيح است. چهارم - آن كه اختيارى مشعر واضطرارى عرفات را

[ 158 ]

درك كند، كه در اين صورت نيز حجش صحيح است. پنجم - آن كه اضطرارى هر دو وقوف را درك كند، كه اقوى در اين صورت هم صحت حج است، اگر چه احتياط مستحب آن است كه در سال آينده با بقأ شرايط وجوب، اعاده نمايد. ششم - آن كه فقط وقوف اضطرارى مشعر را درك كند، كه در اين صورت اگر چه صحت حجش بعيد نيست ولى احتياط ترك نشود به انجام اعمال به قصد ما في الذمه از عمره وحج وبجا آوردن حج در سال آينده در صورت استقرار حج بر او يا بقأ استطاعت. هفتم - ادراك وقوف اختيارى عرفات تنها است، و احتياط در آن ترك نشود به اين كه اعمال را بقصد ما في الذمه از عمره وحج به جاى آورد ودر سال بعد نيز در صورتى كه حج بر او مستقر بوده يا استطاعتش باقى باشد حج بجاى آورد.

[ 159 ]

هشتم - ادراك اختيارى مشعر است، كه در اين صورت نيز حجش صحيح است. نهم - آن كه فقط اضطراى عرفات را درك كند كه حج در اين صورت صحيح نيست. (مسأله 162) كسى كه يكى از وقوف اختيارى يا اضطرارى عرفات يا مشعر را عمدا ترك كند حج او باطل است مثلا اگر از ظهر تا غروب با تمكن عمدا در عرفات هيچ توقف نكرد حج او باطل است چه مقدارى از شب در عرفات بماند يا نماند وچه شب عيد يا ما بين الطلوعين يا پيش از ظهر آن در مشعر توقف كند يا نكند و هم چنين اگر از ظهر تا غروب معذور باشد از توقف در عرفات، اما وقوف مقدارى از شب عيد را در عرفات عمدا ترك كند حج او باطل است، اضطرارى مشعر يا اختيارى آن را درك كند يا نكند، وهم چنين اگر بين الطلوعين مشعر را بدون عذر ترك كند حج او باطل است، چه اختيارى يا اضطرارى عرفات را

[ 160 ]

درك كرده باشد يا نكرده باشد، وچه تا ظهر مشعر را درك كرده باشد يا نكرده باشد، واگر بين طلوعين از جهت عذر ترك شود، لكن وقوف مقدارى از شب عيد را در مشعر با تمكن ترك كرده حج او باطل است، چه ساير وقوفات را درك كرده باشد يا درك نكرده باشد، واگر كسى بواسطه عذر، تكليف او وقوف قبل از ظهر عيد شد در مشعر، و عمدا آن را ترك كند حج او باطل است، هر چند وقوف عرفات را درك كرده باشد. مستحبات وقوف به مشعر (مسأله 163) مستحبات وقوف به مشعر چند چيز است: از جمله آن كه از عرفات به سوى مشعر الحرام با وقار وآرامى دل وبدن برود، واستغفار كند، ومركب را، تند نراند، وكسى را آزار نرساند، وچون به تل سرخ رسد از طرف دست راست راه برود وبگويد: اللهم ارحم موقفي وزد في عملي وسلم لي

[ 161 ]

ديني وتقبل مني مناسكي. وشهيد (قدس سره) در دروس فرموده كه بعد از اين دعا بگويد: اللهم لا تجعله اخر العهد من هذا الموقف وارزقنيه ابدا ما ابقيتني. ودر حال حركت بسيار بگويد: اللهم اعتق رقبتي من النار. ونماز مغرب وعشا را تأخير كند تا مشعر الحرام، واگر چه ثلث شب بگذرد. ولى اگر نتواند پيش از نصف شب به مشعر برسد بايد پيش از رسيدن به مشعر نماز را بجا آورد. وبراى نماز مغرب اذان واقامه وبراى عشا فقط اقامه بگويد، وميان نماز مغرب وعشا فاصله نيندازد، بلكه نافله مغرب را بعد از نماز عشا رجأا بخواند. ودر وادى فرود آيد در جانب

[ 162 ]

راست راه، واين دعا را بخواند. اللهم إني أسألك أن تجمع لي فيها جوامع الخير، اللهم لا تؤيسني من الخير الذي سئلتك أن تجمعه لي في قلبي، وأطلب اليك أن تعرفني ما عرفت أوليائك في منزلي هذا، وأن تقيني جوامع الشر. وتا مقدور باشد آن شب را به عبادت وطاعت الهى به روز آورد، كه در خبر است كه درهاى آسمان در اين شب بسته نمىشود، واصوات مؤمنان بالا مىرود، وخداوند عالم مىفرمايد: (من خداوند شمايم وشما بندگان من هستيد، ادا كرديد حق مرا وبر من لازم است كه اجابت نمايم دعاهاى شما را) پس بعضى ايشان را تمام گناهان مىآمرزد، وبعضى را بعض گناهان مى آمرزد، ومستحب است كه هفتاد سنگريزه براى رمى جمرات در اين شب از اينجا بردارد، ومستحب است كه غسل كند وبا وضو باشد در

[ 163 ]

حال وقوف، ودعاهاى منقوله از ائمه عليهم السلام را بخواند، وحمد وثناى الهى را بجاى آورد، واين دعا را نيز بخواند: اللهم رب المشعر الحرام فك رقبتي من النار، واوسع على من رزقك الحلال الطيب، وادرأ عني شر فسقة الجن والا نس، اللهم انت خير مطلوب اليه، وخير مدعو وخير مسؤول، ولكل وافد جائزة فاجعل جائزتي في موطني وموقفي هذا أن تقيلني عثرتي، وتقبل معذرتي، وان تتجاوز عن خطيئتي، ثم اجعل التقوى من الدنيا زادي وتقلبنى مفلحا منجحا مستجابا لي با فضل ما يرجع به احد من وفدك وزوار بيتك الحرام. ودعا بسيار كند به جهت پدر ومادر وبرادران واهل و مال وفرزندان، واحتياط آن است كه بمقدارى كه عرفا گفته

[ 164 ]

شود ذكر خداوند عالم نموده دعا كند، يا ذكر خداوند متعال بنمايد. وبراى غير امام بهتر آن است كه كمى پيش از طلوع آفتاب از مشعر كوچ كند، ليكن بنابر احتياط داخل وادى محسر نشود تا طلوع كند. وچون آفتاب به كوه ثبير افتد هفت مرتبه بگناهان خود اقرار كند، وهفت مرتبه استغفار نمايد وچون روانه منى شود با ذكر واستغفار وآرامى ووقار برود، وچون به وادى محسر برسد، هروله كند به نحوى كه در سعى گفته شد، اگر پياده باشد، واگر سواره باشد مركب خود را تند براند، واگر هروله را فراموش كرد برگردد وهروله كند، ودر وقت هروله بگويد: اللهم سلم عهدى واقبل توبتي واجب دعوتي واخلفنى فيمن تركت بعدي (وبگويد) رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم انك انت الا عز الا كرم.

[ 165 ]

اعمال منى در روز عيد (مسأله 164) چهارم وپنجم وششم از كارهاى حج تمتع اعمال واجب منى است وآن سه عمل است: 1 - رمى جمره عقبه. 2 - قربانى. 3 - حلق يا تقصير، كه در روز عيد بايد حجاج از مشعر الحرام به محلى كه آن را منى مىگويند بروند، ودر آنجا اين سه عمل را به شرحى كه گفته مىشود انجام دهند. رمى جمره عقبه (مسأله 165) اول از كارهاى واجب در منى رمى جمره عقبه يعنى انداختن هفت سنگريزه به جمره عقبه است، و وقت آن بعد از طلو ع آفتاب روز عيد تا غروب است، واگر

[ 166 ]

سهوا يا جهلا ترك كرد بايد روز بعد تا روز سيزدهم، روزها بجا آورد، واگر تا روز سيزدهم ملتفت نشد بايد در سال آينده خودش برود رمى كند، يا نايب بگيرد كه از طرف او بجا آورد. (مسأله 166) جايز نيست رمى جمره در شب، مگر براى مريض وخائف (كسى كه از دشمن مىترسد) و كسانى كه از رمى در روز عذر داشته باشند، وتا وقتى كه خودشان بتوانند در شب رمى كنند نبايد در روز براى خود نايب بگيرند، وفرق نيست در جواز رمى در شب براى صاحبان عذر، كه شب قبل رمى كنند يا شب بعد، واگر متمكن نباشند كه رمى هر روز را در شب آن روز انجام دهند مىتوانند رمى سه روز را در يك شب بجا آورد. (مسأله 167) سنگريزه ها بايد طورى باشد كه عرفا آنها را سنگ بگويند، واز سنگريزه هاى حرم وبكر باشد، يعنى

[ 167 ]

خودش يا كس ديگر قبلا بطور صحيح با آنها رمى نكرده باشد. (مسأله 168) در رمى پنج چيز شرط است: اول - نيت كند كه هفت سنگ به جمره عقبه در حج تمتع حجة الاسلام براى اطاعت فرمان خداوند عالم مىاندازم. دوم - انداختن سنگريزه هاست، پس اگر آنها را به جمره بگذارد كافى نيست. سوم - آن كه سنگريزه ها بواسطه انداختن به جمره برسد، پس اگر بجاى ديگر بخورد واز آنجا به جمره برسد، يا بواسطه انسان ديگر يا حيوانى به جمره برسد كافى نيست، واگر شك كند كه به جمره خورده يا نه بنا را بر نخوردن بگذارد. چهارم - آن كه سنگهائى كه مىاندازد از هفت عدد كمتر نباشد.

[ 168 ]

پنجم - آن كه آ نها را پشت سرهم جدا جدا بيندازد، پس اگر با هم بيندازد صحيح نيست، اگر چه پشت سر هم به جمره برسند، واگر پشت سر هم بيندازد وباهم به جمره برسند، صحيح است هر چند وقوعش به اين نحو بعيد است. (مسأله 169) اگر سهوا يا جهلا كمتر از هفت سنگريزه رمى كند، وپيش از به هم خوردن موالات عرفيه متوجه گردد، بايد بقيه را بجا آورد، واگر موالات به هم خورده باشد احتياط آن است كه باقى مانده را بجا آورد، ودوباره رمى نمايد. (مسأله 170) اگر در عدد سنگريزه هائى كه انداخته، شك كند، بنا را بر كمتر بگذارد وعدد را تمام كند. مستحبات رمى (مسأله 171) مستحب است كه سنگريزه ها را شب عيد از مشعر بردارد، ومستحب است كه سنگريزه ها رنگين

[ 169 ]

يا برنگ سرمه اى يا رنگ ديگر ونقطه دار باشند. وآنها را دانه دانه از روى زمين بردارد وبقدر سر انگشت وسست باشند، ومستحب است كه در وقت سنگ انداختن پياده و با وضو باشد، بلكه احوط آن است، كه سنگها را بدست چپ بگيرد وبا دست راست بيندازد، ونيز مستحب است كه رمى مقارن ظهر باشد. ووقتى سنگريزه ها را بدست مىگيرد اين دعا را بخواند: اللهم هذه حصياتي فأحصهن لي، وارفعهن في عملي. وهر سنگريزه كه مىاندازد اين دعا را بخواند: الله اكبر اللهم ادحر عني الشيطان، اللهم تصديقا بكتابك وعلى سنة نبيك محمد صلى الله عليه واله، اللهم اجعله لي حجا مبرورا، وعملا مقبولا، وسعيا مشكورا، وذنبا مغفورا. وميانه او وجمره ده ذراع يا پانزده ذراع فاصله باشد، و

[ 170 ]

پشت به قبله كند وروى به جمره، به خلاف دو جمره ديگر كه مستحب است در آنها رو به جانب قبله باشد، وآن كه سنگريزه را بر انگشت بزرگ بگذارد، وبا ناخن انگشت شهادت (سبابه) بيندازد، وچون بجاى خود آيد در منى، سنت است كه اين دعا را بخواند: اللهم بك وثقت، وعليك توكلت، فنعم الرب، ونعم المولى، ونعم النصير.

[ 171 ]

قربانى (مسأله 172) واجب دوم از واجبات منى در حج تمتع بعد از رمى جمره عقبه قربانى كردن يك شتر، يا يك گاو يا يك گوسفند در روز عيد است، واز دو نفر يا بيشتر يك قربانى كفايت نمىكند، بلكه بر هر حاجى يك قربانى واجب است. (مسأله 173) اگر كسى از روى جهل يا نسيان يا بواسطه عذرى در روز عيد قربانى نكرد، بايد تا آخر ذى حجه قربانى نمايد، واحوط آن است كه هر چه ممكن است زودتر قربانى كند. (مسأله 174) در قربانى نيت قربانى شرط است، پس اگر خودش قربانى را ذبح مىكند بايد در حج تمتع قصد كند

[ 172 ]

ذبح يا نحر قربانى را، كه در حج تمتع حجة الاسلام واجب است براى اطاعت امر خداوند متعال، واگر براى ذبح نايب مىگيرد بايد نايب نيت كند كه ذبح مىكنم قربانى واجب حج تمتع حجة الاسلام كسى را كه مرا نايب نموده براى اطاعت فرمان خداوند متعال، واحوط آن است كه علاوه بر نايب، خودش هم اگر در وقت ذبح حاضر باشد نيت كند واگر حاضر نيست موقعى كه نايب يا وكيلى را كه از طرف او براى ذبح نائب مىگيرد مىفرستد، نيت كند و نيت را تا وقت ذبح مستمر بدارد، وچنانكه به آن اشاره شد لازم نيست نيت را در دل خطور دهد، بلكه همين قدر كه داعى او بر اين كار اطاعت خداوند متعال باشد كافى است وهمين قدر كه غفلت از حج ووظيفه نباشد بطور عادى اين امور با نيت وقصد قربت واقع مىشود ومشكلى نيست. (مسأله 175) اگر قربانى پيدا نشود بايد پول آن را نزد

[ 173 ]

شخص مورد اعتمادى بگذارد كه در بقيه ماه ذى الحجه بگيرد وذبح كند، واگر در اين سال ممكن نشد در سال آينده بگيرد وذبح نمايد. (مسأله 176) اگر قربانى شتر باشد، شرط است كه پنج سال آن تمام شده باشد، و داخل در سال ششم شده باشد، واگر گاو يا بز باشد احوط آن است كه دو سالش تمام وداخل در سال سوم شده باشد، واگر ميش باشد احوط آن است كه سال اولش تمام وداخل در سال دوم شده باشد. (مسأله 177) قربانى بايد صحيح باشد واعضايش ناقص نباشد، پس قربانى كور ولنگ وناخوش وبسيار پير كافى نيست، حتى اگر كمى از گوش آن بريده باشند يا از شاخ داخلى او چيزى كم باشد كفايت نمىكند، ونيز بايد لاغر نباشد، ومشهور آن است كه همين قدر كه در گرده آن پيه باشد كافى است، واحوط آن است كه علاوه بر اين طورى باشد كه عرفا آن را لاغر نگويند.

[ 174 ]

(مسأله 178) اگر گوش قربانى شكافته يا سوراخ باشد ضرر ندارد. (مسأله 179) احتياط واجب آن است كه حيوانى را كه شاخ يا گوش يا دم در اصل خلقت ندارد قربانى نكند. (مسأله 180) قربانى كردن حيوانى كه بيضتينش را كشيده اند كفايت نمىكند واحتياط آن است كه حيوانى كه عروق وبيضتين او را ماليده باشند قربانى نكند. (مسأله 181) اگر حيوانى را خريد وذبح كرد، به گمان آن كه صحيح است، وبعد معلوم شد ناقص است كفايت نمىكند. (مسأله 182) اگر قربانى را بگمان چاقى ذبح كرد و لاغر در آمد كافى است. (مسأله 183) اگر قربانى را با گمان لاغرى ذبح كرد به احتمال آن كه چاق باشد وچاق در آمد كافى است، ولى

[ 175 ]

اگر لاغر در آمد كافى نيست. (مسأله 184) اگر حيوانى را با علم به اين كه لاغر است از راه ندانستن مسأله قربانى كند، وبعد معلوم شود چاق است كفايت مىكند، ولى اگر با علم به لاغر بودن ودانستن مسأله آن را ذبح نمايد هر چند چاق در آيد كفايت نمىكند. (مسأله 185) اگر قربانى با خود نداشته باشد، وپول هم ندارد، كه بتواند آن را بخرد، بايد ده روز روزه بگيرد سه روز پى در پى در حج، وآن روز هفتم وهشتم ونهم ذيحجه است، وبعد از آن كه به وطنش برگشت هفت روز ديگر روزه بگيرد، واحتياط مستحب در اين هفت روز روزه آن است كه پى در پى ومتوالى باشد. (مسأله 186) اگر كسى كه نمىتواند قربانى بخرد نتواند روز هفتم را روزه بگيرد، بايد روز هشتم ونهم ويك روز هم بعد از برگشتن از منى روزه بگيرد، واحتياط مستحب آن است كه در اين صورت بعد از برگشتن از منى سه روز

[ 176 ]

متوالى روزه بگيرد كه اول آن سه روز، روز كوچ كردن و حركت از منى باشد، وقصدش انجام تكليف سه روزه در ضمن پنج روز باشد. واگر روز هشتم را روزه نگرفت روز نهم را نگيرد، بلكه صبر كند بعد از مراجعت از منى بگيرد، واحتياط آن است كه بعد از مراجعت از منى هر چه زودتر بگيرد، اگر چه اشهر آن است كه تا آخر ذى حجه مىشود بجا آورد. (مسأله 187) اگر بعد از روزه سه روز قادر بر خريدن قربانى شد احتياط آن است كه بخرد وذبح نمايد. (مسأله 188) اگر قربانى ناقص ومريض يافت شود و گوسفند بى عيب وسالم نباشد، واجب است ناقص را قربانى كند وبه آن اكتفا مىشود، واحتياط مستحب آن است كه سه روز در حج وهفت روز پس از حج به شرحى كه گفته شد روزه بگيرد. (مسأله 189) احتياط واجب آن است كه قدرى از

[ 177 ]

قربانى را خودش بخورد وقدرى را هديه دهد، ومقدارى را به فقير مؤمن صدقه بدهد، واحتياط آن است كه هديه را هم به مؤمن دهد، واين كه هر يك از صدقه وهديه كمتر از ثلث قربانى نباشد، ودر هديه فقر شرط نيست. (مسأله 190) لازم نيست كه سهم هر يك را جدا كند، بلكه اگر همين طور هديه وتصدق كند، وبعد آن فقير مؤمن، ومؤمنى كه هديه را قبول كرده سهم خود را به ديگرى صدقه بدهد اشكال ندارد، واگر پيش از عمل كردن به اين احتياط، افرادى قربانى را به دزدى يا غارت ببرند، لازم نيست دوباره قربانى كند. ولى اگر قربانى را به آنها بدهد، بايد قيمت گوشت قربانى سهم فقرا را به فقرا برساند، نه قيمت گوسفند زنده را. (مسأله 191) چون ممكن است در منى بواسطه حاضر نبودن فقير مؤمن، تصدق دادن ثلث قربانى به مؤمن فقير و همچنين هديه دادن ثلث آن به مؤمن ممكن نباشد، بهتر

[ 178 ]

اين است كه از بعض برادران دينى خود، واز بعض فقراى مؤمن كه آنها را مىشناسد در شهر خود، وكالت بگيرد كه از جانب آنها ثلث قربانى را به هديه، وثلث آن را به صدقه قبول كند، و هم چنين وكالت بگيرد كه بعد از قبول كردن از جانب آنها هر عملى مىخواهد انجام دهد، در اين صورت در منى ثلث آن را به فقير مؤمنى كه از طرف او وكالت دارد صدقه دهد، وثلث ديگر را بمؤمن ديگرى كه از جانب او وكيل است هديه بدهد، واز طرف آنها قبول كند وبعد به هر كس خواست بدهد يا همانجا بگذارد وبرود. (مسأله 192) اگر حاجى عمدا خودش از گوشت قربانى نخورد، گناه كرده ليكن به حج او ضرر نمىرساند. مستحبات قربانى (مسأله 193) مستحبات قربانى شش چيز است: 1 - آن كه قربانى شتر باشد وبعد از آن گاو وبعد از گاو

[ 179 ]

گوسفند. 2 - قربانى بسيار چاق و فربه باشد. 3 - اگر شتر يا گاو است ماده باشد، واگر ميش يا بز است نر باشد. 4 - شتر در حال نحر ايستاده واز سر دستها تا زانوى آن بسته باشد، وكسى كه قربانى مىكند در طرف راست شتر بايستد وكارد يا نيزه يا خنجر را به گودى گردنش فرو برد. 5 - در وقت نحر شتر يا ذبح گاو وگوسفند بگويد: وجهت وجهي للذي فطر السماوات والا رض حنيفا مسلما وما ا نا من المشركين ان صلاتي ونسكي ومحياى ومماتي لله رب العالمين، لا شريك له وبذلك امرت وا نا من المسلمين، اللهم منك ولك، بسم الله وبالله والله اكبر، اللهم تقبل مني.

[ 180 ]

(ودر بعضى روايات وارد شده اين تتمه) اللهم تقبل مني كما تقبلت من ابراهيم خليلك، وموسى كليمك، ومحمد حبيبك صلى الله عليه و آله وعليهم. 6) مستحب است كه خودش قربانى را نحر يا ذبح كند واگر نمىتواند دست روى دست كسى كه آن را مىكشد بگذارد. (مسأله 194) قربانى را به كسى مىتوان داد سر ببرد كه ذبيحه او حلال باشد (يعنى مسلمان باشد هر چند اثنا عشرى نباشد).

[ 181 ]

حلق يا تقصير (مسأله 195) بعد از قربانى كردن بايد حلق كنند، يعنى سرشان را بتراشند يا تقصير نمايند، يعنى قدرى از ناخن يا موى شارب خود را بگيرند، وبراى مرديكه موى سر خود را با يكى از مواد چسبنده چسبانيده، يا موى خود را جمع كرده وگره زده ودرهم پيچيده وبافته باشد، احتياط لازم تراشيدن تمام سر است، و هم چنين هر كسى كه حج اول او باشد احتياط واجب براى او تراشيدن موى تمام سر واكتفا نكردن به تقصير است. (مسأله 196) بر زنها وخنثى، يعنى كسى كه هم آلت مردى وهم آلت زنى دارد، واجب است تقصير كردن، يعنى ناخن گرفتن يا از مو گرفتن وبراى آنها سر تراشيدن جايز نيست.

[ 182 ]

(مسأله 197) در حلق يا تقصير بايد نيت كند كه براى انجام فرمان خداوند متعال در حج تمتع حجة الاسلام سر خود را مىتراشم يا مو يا ناخن خود را مىگيرم، وبهتر آن است كه كسى كه سر او را مىتراشد نيز نيت كند. (مسأله 198) وقتى حاجى حلق يا تقصير نمود، هر چه بر او در احرام حرام شده بود حلال مىشود، مگر زن و صيد وبوى خوش. (مسأله 199) بنابر احتياط واجب بايد رمى وقربانى و حلق يا تقصير را به ترتيب بجا آورد، ولى اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله اول قربانى كرد وبعد رمى وحلق نمود يا اول حلق كرد وبعد رمى و قربانى را انجام داد، ضرر ندارد واگر عمدا خلاف ترتيب كند مشهور آن است كه اعاده واجب نيست، ولى اگر احتياط ممكن باشد ترك نكند. (مسأله 200) اگر در روز عيد حلق يا تقصير را فراموش

[ 183 ]

كرد تا از منى بيرون رفت، واجب است برگردد وحلق يا تقصير كند، واگر ممكن نشود در هر جا يادش آمد حلق يا تقصير كند، ومستحب است اگر ممكن شود موى خود را بمنى بفرستد، كه در آنجا دفن شود. (مسأله 201) اگر حلق يا تقصير را فراموش كند، وبعد از طواف يادش بيايد بايد حلق يا تقصير كند، ودوباره طواف را بجا آورد، واگر بعد از طواف وسعى يادش بيايد، بايد بعد از حلق يا تقصير دوباره طواف وسعى را انجام دهد.

[ 184 ]

مستحبات حلق وتقصير (مسأله 202) مستحبات حلق وتقصير سه چيز است. 1 - در وقت سر تراشيدن رو به قبله كند. 2 - از طرف راست جلو سر شروع كند واين دعا را بخواند. اللهم أعطني بكل شعرة نورا يوم القيامة. 3 - موى سر را در منى در محل خيمه خود دفن كند، واحوط آن است كه از اطراف سرو ريش وشارب مو بگيرد، وناخنها را نيز بگيرد. واجبات بعد از اعمال منى (مسأله 203) هفتم وهشتم ونهم ودهم ويازدهم از واجبات حج تمتع، طواف زيارت ونماز آن وسعى بين

[ 185 ]

صفا ومروه وطواف نساء ونماز آن مىباشد، پس واجب است بعد از رمى وقربانى وحلق يا تقصير، از منى به مكه برگردد، وآنها را به دستورى كه در عمره تمتع گفته شد بجا آورد، ليكن واجب نيست كه بعد از اعمال منى فورا به مكه برگردد، بلكه مىتواند تا روز يازدهم برگشتن به مكه را تأخير بيندازد، وبلكه بعيد نيست جايز باشد تا آخر ذى حجه اعمال مكه را تأخير بيندازد، اگر چه احوط آن است كه تأخير نيندازد. (مسأله 204) جايز نيست براى متمتع پيش از رفتن به عرفات ومشعر ومنى بجا آوردن طواف وسعى، ولى كسى كه نتواند بعد از برگشتن به مكه آن را بجا آورد مثل زن كه گمان كند بعد از برگشتن از منى حيض يا نفاس ببيند يا آن كه پير مرد بواسطه زيادى جمعيت بعد از برگشتن نتواند طواف كند، در اين صورت براى او جايز است پيش از رفتن به عرفات ومشعر ومنى طواف وسعى را بجا آورد، و

[ 186 ]

احتياط آن است كه بعد از برگشتن اگر ممكن شود در ايام تشريق (روز يازدهم و دوازدهم وسيزدهم) واگر نه تا آخر ذيحجه طواف وسعى را دوباره بجا آورد. (مسأله 205) كسى كه يقين دارد بعد از بر گشتن از منى در تمام ماه براى او طواف وسعى ممكن نمىشود، واجب است پيش از رفتن به عرفات ومشعر ومنى طواف وسعى را بجا آورد، ولى احوط آن است كه پس از مراجعت از منى كسى را نائب بگيرد كه از طرف او طواف ونماز وسعى را بجا آورد. (مسأله 206) بعد از بجا آوردن طواف زيارت ونماز آن، وسعى بين صفا ومروه علاوه بر آنچه بواسطه تقصير بر او حلال شده بود، بوى خوش نيز بر او حلال مىشود، ولى صيد وزن بر او حرام است، ووقتى طواف نساء ونماز آن را كه دستورش مثل طواف زيارت ونماز آن است بجا آورد، زن وصيد هائى كه براى احرام بر او حرام شده بود بر او

[ 187 ]

حلال مىشود، اما صيد حيوانات حرم كه حرمت آن براى حرم است بر او حرام مىباشد، واحتياط واجب در حج تمتع آن است كه پيش از طواف نساء ونماز آن از بوى خوش نيز اجتناب كند. (مسأله 207) از آنچه گفته شد معلوم شد كه هر كس حج تمتع بجا مىآورد بتدريج محرمات احرام در سه مرتبه بر او حلال مىشود: اول - بعد از حلق يا تقصير. دوم - بعد از سعى بين صفا ومروه. سوم - بعد از نماز طواف نساء. (مسأله 208) اگر كسى عمدا اگر چه جاهل باشد يا سهوا طواف نساء ونماز آن را ترك نمايد حجش فاسد نمىشود، بلكه واجب است آن را بجا آورد، وتا آن را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود، حتى عقد كردن وشاهد عقد شدن هم حرام است، واحتياط واجب آن است كه اداى شهادت هم ننمايد، و هم چنين زن تا طواف نساء را بجا نياورد مرد بر او حلال نمىشود.

[ 188 ]

مستحبات طواف زيارت وسعى وطواف نساء (مسأله 209) مستحبات طواف زيارت وسعى و طواف نساء چند چيز است: از جمله آن كه روز عيد، بعد از اعمال منى به مكه برگردد، واگر نشد فرداى آن روز كه روز يازدهم است مراجعت به مكه كند، وديگر آن كه غسل كند، ومتوجه مسجد الحرام شود، وذكر وتمجيد وتعظيم الهى را بجا آورد، وبر محمد وآل محمد صلوات الله عليهم، صلوات بفرستد، وچون به در مسجد الحرام آيد اين دعا را بخواند: اللهم أعني على نسكك وسلمني له وسلمه لي اللهم إني أسألك مسألة العليل الذليل المعترف

[ 189 ]

بذنبه، أن تغفر لي ذنوبي، وأن ترجعني بحاجتي، اللهم إني عبدك والبلد بلدك، والبيت بيتك، جئت أطلب رحمتك، وأؤم طاعتك، متبعا لا مرك، راضيا بقدرك، أسألك مسألة الفقير المضطر اليك، المطيع لا مرك، المشفق من عذابك، الخائف لعقوبتك، أن تبلغني عفوك، وتجيرني من النار برحمتك. پس به نزد حجر الاسود بيايد وآن را ببوسد، وآنچه در طواف عمره بجاى آورده بجا آورد، وتكبير بگويد ونيت كند، وهفت شوط بدستورى كه در طواف عمره گفته شد طواف كند، آداب طواف زيارت ونماز آن وسعى وطواف نساء ونماز آن، چنان است كه سابقا در طواف وسعى عمره گفته شد.

[ 190 ]

ماندن در منى در شبهاى تشريق شبهاى يازدهم ودوازدهم وسيزدهم (مسأله 210) دوازدهم از واجبات حج تمتع، ماندن در منى در شبهاى يازدهم ودوازدهم است، واگر از زن يا صيد پرهيز نكرده باشد واجب است شب سيزدهم را نيز بماند، پس بر كسى كه حج مىگذارد اگر روز عيد براى طواف و سعى به مكه رفته باشد، واجب است براى آن كه اين شبها را در منى به سر برد به منى برگردد. (مسأله 211) برگشتن از منى بعد از ظهر روز دوازدهم جايز است، وقبل از ظهر جايز نيست، واگر تا شب برنگشت بايد شب را در آنجا بماند، ودر روز سيزدهم نيز به سه جمره سنگ بيندازد. (مسأله 212) براى ماندن در منى در اين شبها بايد نيت

[ 191 ]

كند كه اين شب را در منى مىمانم از براى حج تمتع حجة الاسلام براى اطاعت فرمان خداوند متعال. (مسأله 213) بايد تا بعد از نصف شب در منى بماند، پس اگر بعد از نصف شب بيرون رود ضرر ندارد، واحتياط مستحب آن است كه پيش از طلوع فجر وارد مكه نشود. (مسأله 214) اگر كسى بدون عذر، ماندن در اين شبها را در منى ترك كند گناه نموده ليكن حج او صحيح است، و واجب است كه براى هر شبى يك گوسفند ذبح نمايد. و احتياط آن است كه اگر از روى فراموشى يا ندانستن مسأله وعذر ديگر، مثل بيمارى وپرستار بودن ترك كرد يك گوسفند ذبح نمايد، هر چند گناه نكرده است. (مسأله 215) براى كسى كه اين شبها را به عبادت در مكه احيا كند، وبكار ديگر غير از عبادت مشغول نباشد مگر كارهاى ضرورى، مانند خوردن وآشاميدن وتجديد وضو، ماندن در منى واجب نيست وكفاره ندارد.

[ 192 ]

رمى جمرات سه گانه (مسأله 216) واجب است در روز يازدهم ودوازدهم رمى جمرات، يعنى انداختن هفت سنگريزه به سه جمره، باين ترتيب: اول - جمره اولى. دوم - جمره وسطى. سوم - جمره عقبه. پس اگر بر خلاف اين ترتيب رمى كند بايد دوباره آنچه را برخلاف ترتيب انجام داده از سر بگيرد كه ترتيب بعمل آيد. پس اگر مثلا اول به جمره وسطى سنگ انداخت، و بعد به جمره اولى، بايد رمى جمره وسطى را دوباره انجام دهد وبعد از آن رمى جمره عقبه را بجا آورد.

[ 193 ]

(مسأله 217) در روز سيزدهم نيز بر كسى كه ماندن شب بر او به شرطى كه گفته شد واجب شده باشد، رمى جمرات سه گانه واجب است. (مسأله 218) اگر چهار سنگ به جمره انداخت واز روى فراموشى مشغول رمى جمره بعد شد كفايت مىكند، وسه سنگ باقى مانده را بعد از آن به جمره اى كه چهار سنگ زده بزند، واگر عمدا باشد احتياط لازم آن است كه با رعايت ترتيب رمى را دوباره انجام دهد، چنانكه احوط الحاق جاهل است به عامد. (مسأله 219) واجبات ديگر رمى، به شرحى است كه در اعمال منى در رمى عقبه گفته شد. (مسأله 220) اگر كسى رمى جمرات سه گانه را سهوا يا عمدا اگر چه جاهل باشد ترك كرد، بايد اگر به مكه يا خارج مكه هم رفته تا ايام تشريق نگذشته برگردد به منى، ورمى را بجا آورد، واگر متمكن از رجوع نيست نايب بگيرد واگر

[ 194 ]

تا ايام تشريق خودش يا نايبش بجا نياورد، بايد در سال بعد خودش يا نايبش رمى را قضا نمايد در ايام تشريق. (مسأله 221) اگر كسى مريض باشد ومأيوس باشد از اين كه بتواند در وقتى كه گفته شد رمى نمايد، ديگرى به نيابت او رمى كند، واگر ممكن باشد سنگ را بدست خود بگيرد، وديگرى رمى كند، واگر خوب شد اعاده رمى لازم نيست، اگر چه احوط آن است كه در صورتى كه در ايام تشريق خوب شود خودش آن را بجا آورد. (مسأله 222) كسى كه عمدا رمى جمرات را ترك كند حجش باطل نمىشود ولى گناه كرده. (مسأله 223) اگر كسى نتواند بواسطه عذرى در روز، رمى كند، مىتواند در شب قبل از آن روز، آن را انجام دهد. (مسأله 224) اگر رمى يك روز را فراموش كرد روز ديگر يادش آمد، بايد اول قضاى رمى روز گذشته را انجام دهد، وبعد رمى واجب آن روز را بجا آورد.

[ 195 ]

(مسأله 225) كسى كه بر او ماندن شب سيزدهم در منى واجب نيست، لازم نيست روز سيزدهم رمى جمرات نمايد. مستحبات منى در روزهاى يازدهم ودوازدهم وسيزدهم (مسأله 226) در اين روزها چند چيز مستحب است: 1 - چون از مكه به منى مراجعت كند بگويد: اللهم بك وثقت، وبك آمنت ولك أسلمت، وعليك توكلت فنعم الرب ونعم المولى، ونعم النصير. 2 - آن كه اگر طواف زيارت را روز عيد بجا آورده در اين سه روز از منى بيرون نرود، حتى بجهت طواف مستحب. 3 - در وقت رمى جمره اولى ووسطى رو به قبله كند، و در جانب چپ جمره بايستد ورمى كند، ودر رمى جمره

[ 196 ]

عقبه رو به روى آن بايستد وپشت به قبله نمايد، بلكه احوط است چنانكه گذشت. 4 - موقع رمى، الله اكبر بگويد، وحمد وثناى خداوند عالم بجا آورد، وصلوات بفرستد، پس اندكى پيش رود و دعا كند وبگويد: اللهم تقبل منى. پس كمى بيشتر رود ودعائى را كه روز دهم در وقت رمى مىخواند بخواند ورمى كند. 5 - تكبير گفتن در منى مستحب است، واحوط آن است كه آن را در منى وغير آن ترك نكند، ودر منى عقب پانزده نماز، از نماز ظهر روز عيد تا نماز صبح روز سيزدهم، تكبير بگويد، وكيفيت آن چنانچه در بعض روايات است اين است: الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله والله اكبر الله اكبر،

[ 197 ]

ولله الحمد الله اكبر على ماهدانا، الله اكبر على مارزقنا من بهيمة الا نعام. ودر بعضى از روايات در آخر آن اين جمله نيز هست: والحمد لله على ما أبلانا. 6 - اگر روز دوازدهم از منى كوچ كرد بيست ويك سنگريزه را در منى دفن كند. 7 - نمازهاى واجب ومستحب را در مسجد خيف بجا آورد، ودر حديث است كه هر كه در مسجد خيف صد ركعت نماز بگزارد پيش از آن كه از مسجد بيرون رود، برابر است با عبادت هفتاد سال، وهر كه صد مرتبه سبحان الله بگويد بنويسند از براى او ثواب بنده آزاد كردن، وهر كه صد مرتبه لا اله الا الله بگويد برابر است با ثواب احيأ نفسى، وهر كه صد مرتبه الحمد لله بگويد، برابر است با خراج عراقين كه در راه خدا صدقه دهد.

[ 198 ]

مستحبات بازگشت به مكه براى طواف وداع (مسأله 227) مستحب است مراجعت از منى به مكه به جهت طواف وداع، هر گاه طواف واجب وسعى و طواف نساء را قبلا انجام داده باشد، واگر انجام نداده باشد واجب است برگشتن به مكه براى بجا آوردن آنها. (مسأله 228) مستحب است پيش از حركت از منى شش ركعت نماز در مسجد خيف بخواند. (مسأله 229) مستحب است كه چون به مكه رود داخل خانه كعبه شود خصوصا اگر حج اولش باشد، كه در حديث است: داخل شدن در كعبه داخل شدن در رحمت خدا است، وبيرون رفتن از آن بيرون رفتن از گناهان است. (مسأله 230) مستحب است به جهت وارد شدن در خانه كعبه غسل كند، وپاى برهنه وارد شود، وپيش از ورود هر دو حلقه در را بگيرد وبگويد:

[ 199 ]

اللهم إن البيت بيتك، والعبد عبدك، وقد قلت من دخله كان آمنا، فآمني من عذابك، واجرني من سخطك. (پس داخل شود وبگويد) اللهم انت قلت في كتابك، ومن دخله كان آمنا، اللهم فآمني من عذابك عذاب النار. پس دو ركعت نماز بخواند در ميان دو ستون سر سنگ سرخ، ودر ركعت اول بعد از حمد، سوره (حم سجده) و در ركعت دوم بعد از حمد، پنجاه وچهار آيه از ساير قرآن بخواند، ودر گوشه هاى خانه نيز نماز بخواند، پس به ركنى آيد كه در آنجا حجر الاسود است، وبطن خود را به آن بچسباند، پس دور ستون بگردد وظهر وبطن خود را به آن ستون بمالد، وچون خواست بيرون آيد نردبان را بدست چپ بگيرد، ونزديك كعبه دو ركعت نماز بخواند. (مسأله 231) مستحب است بسيار طواف كردن، وآن

[ 200 ]

براى حاجيان از نماز مستحبى بهتر است، لكن در سعى غير از سعى واجب در هر يك از حج وعمره مشروع بودن آن، چه براى خود وچه به نيابت از غير، محل اشكال است. (مسأله 232) مستحب است طواف به نيابت حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله وحضرت فاطمه عليها السلام و حضرات دوازده امام عليهم السلام، وبه نيابت پدر ومادر وزن وفرزند، واهل شهر وساير مؤمنين وثواب آن بسيار است وممكن است يك طواف به نيابت چند نفر بجا آورد. (مسأله 233) مستحب است بجا آوردن سيصد و شصت طواف به عدد ايام سال واگر نتوانست سيصد و شصت دور طواف كند كه پنجاه ويك طواف وسه شوط مىشود وچون هر طواف بايد هفت دور باشد چهار دور ديگر بر آن اضافه كند كه پنجاه ودو طواف شود. (مسأله 234) مستحب است ختم قرآن مجيد در مكه، ومشرف شدن به مكان ولادت حضرت رسول صلى الله عليه وآله

[ 201 ]

ومنزل حضرت خديجه ام المؤمنين، وزيارت قبر حضرت أبى طالب وعبد المطلب وآمنه مادر مكرمه پيغمبر صلى الله عليه وآله وقبر خديجه ام المؤمنين كه در حجون معروف است، ورفتن به غار حرا كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله در ابتداى بعثت در آن عبادت مىكردند ورفتن به غار ثور.

[ 202 ]

دستور عمره مفرده (مسأله 235) بعد از انجام اعمال حج عمره مفرده مستحب است وفاصله بين عمره مفرده بعد از حج عمره تمتع معتبر نيست پس مىتواند بلا فاصله بعد از انجام حج تمتع، عمره مفرده بجاى آورد. بلى اگر عمره مفرده را براى خودش انجام داده باشد وبخواهد مكررا براى خودش بجاى آورد يا اگر براى ديگرى بجاى آورده وبخواهد مكررا براى همان شخص بجا آورد چون در همان ماهى است كه عمره اولى را بجاى آورده عمره دوم را رجأا بجا آورد ولى در تكرار عمره به قصد اشخاص مختلف فصل معتبر نيست. (مسأله 236) ميقات احرام عمره مفرده ادنى الحل است ومقصود از آن اولين مكان خارج حرم است از هر

[ 203 ]

طرف وبهتر احرام بستن از (جعرانه) يا (تنعيم) يا (حديبيه) است. (مسأله 237) در عمره مفرده بعد از احرام، طواف و نماز طواف وسعى وتقصير كند، وطواف نساء ونماز آن لازم است، وتا بجا نياورد زن بر مرد ومرد بر زن حلال نمىشود.

[ 204 ]

طواف وداع (مسأله 238) چون بخواهد از مكه بيرون رود مستحب است غسل كند، وطواف وداع بجا آورد، ودر هر دورى دست يا بدن به حجر الاسود وركن يمانى برساند، وچون به مستجار رسد دعاهائى را كه پيش از اين گفته شد بخواند، پس به نزد حجر الاسود بيايد، وخود را به خانه بسايد، ويك دست به حجر الاسود گذارد ودست ديگر بجانب خانه بگشايد، وحمد وثناى خداوند متعال را بجا آورد، وصلوات بر محمد وآل محمد عليهم السلام بفرستد، ومستحب است كه از در حناطين كه مقابل ركن شامى است بيرون رود، وعزم كند كه دوباره به حج برگردد، واز خدا بخواهد كه به او توفيق مراجعت عنايت فرمايد، ودر وقت بيرون رفتن يك درهم خرما بگيرد و تصدق بدهد بر فقرا، براى احتمال آن كه در حال احرام از روى غفلت بعض محرمات حال احرام را مرتكب شده باشد.

[ 205 ]

استفتائات حج س - اگر كسى نذر احرام پيش از ميقات كرده باشد و پيش از ميقات محرم شود وبعد از ورود به جده وسايل حركت او به مدينه فراهم شود، آيا مىتواند محل شود وبه مدينه برود وبعد از آن از ميقات ديگر محرم شده ووارد مكه شود؟ ج - انصراف از نيت احرام، سبب بيرون آمدن از احرام نمىشود، وبا آن كه احرام بسته، تجديد بنحو جزم مشروع نمىباشد، بلى رجأ بخواهد در مسجد شجره تجديد نيت كند مانعى ندارد. س - اگر از حاجى در حال احرام عملى سر زند كه موجب كفاره است حيوان كفاره را در كجا بايد ذبح يا نحر كند؟

[ 206 ]

ج - در احرام عمره تمتع احوط آن است كه در مكه ذبح يا نحر نمايد، واگر در احرام حج است بايد در منى نحر يا ذبح كند، واگر عمدا يا از روى فراموشى در اين دو مكان ذبح نكرد، در صورت امكان بايد نايب بگيرد كه از طرف او در منى يا مكه ذبح نمايد، واگر ممكن نشد هر چند به واسطه عدم دسترسى به فقير مؤمن در مكه ومنى باشد در شهر خودش يا در جاى ديگر رجأا ذبح نمايد. س - در حيوان كفاره نيز، رعايت شرايط حيوان قربانى در منى لازم است يا خير؟ ج - احتياط مستحب رعايت آن شرايط است. س - سجده كردن بر سنگهائى كه مسجد الحرام و مشاهد مشرفه به آن فرش شده، از سنگ مرمر وغير آن جايز است يا خير؟ ج - بلى جايز است، ومعادنى كه سجده بر آن جايز نيست معادنى است كه عرفا به آنها زمين گفته نمىشود،

[ 207 ]

مثل طلا ونقره وعقيق ومس وبرنج وساير فلزات. س - اگر جامه احرام را با پول خمس يا زكات نداده خريده باشند، احرام در آن صحيح است يا خير؟ ج - اگر به عين آن پول معامله واقع شده باشد احرام در آن جايز نيست، و هم چنين اگر خود جامه احرام متعلق خمس شده باشد محرم شدن در آن جايز نيست، وطواف در آن باطل است ولى اگر آن را با پول كلى خريده باشد احرام در آن ضرر ندارد هر چند در مقام پرداخت قيمت، پول خمس يا زكات نداده را بدهد لكن ذمه او بمقدار خمس يا زكات برى نمىشود، وضامن آن مقدار خمس و زكات مىباشد. س - در مقام حضرت ابراهيم عليه السلام بواسطه ازدحام وكثرت جمعيت، ممكن نمىشود كه در موقع نماز طواف، مرد يا زن طورى بايستند كه محاذى هم نباشند ويا زن، جلو

[ 208 ]

مشغول نماز نباشد، در اين صورت نماز آنها صحيح است يا خير. ج - بلى صحيح است. س - كسى كه مىدانسته است در سعى بايد از صفا شروع وبه مروه ختم كند، ولى جاى آنها را نمىدانسته واز كسى پرسيده واو مروه را بجاى صفا به او نشان داده، وبنا بگفته او از مروه شروع به سعى كرده، پس از اين كه هفت مرتبه سعى انجام داده، ملتفت اشتباه شده، ويك مرتبه ديگر سعى نموده، آيا سعى او صحيح است يا خير؟ ج - احوط اعاده سعى است. س - اگر زن بعد از اعمال حج در منى حائض شود، وبه مكه بيايد، وپيش از آن كه پاك شود ناچار به رفتن از مكه شود، مثل اين كه همراهان او عازم مراجعت باشند، آيا مىتواند براى طواف حج ونماز آن، وطواف نساء ونماز آن، نايب بگيرد؟

[ 209 ]

ج - بلى لازم است بر او كه نايب بگيرد، وبعد از آن كه نايب، طواف حج ونماز آن را انجام داد، خودش سعى را بجا آورد، وبعد از سعى براى طواف نساء ونماز آن نايب بگيرد. س - كسى كه حج تمتع بجا مىآورد اگر پس از احرام و بعد از وارد شدن به حرم فوت شود، كفايت از ساير اعمال حج مىنمايد يا بايد براى او نائب گرفته شود؟ ج - كفايت مىكند وگرفتن نايب لازم نيست خواه حج خودش باشد يا نايب از غير باشد. س - اگر زن پس از اعمال حج اثر عادت در خود ببيند و شك كند كه پيش از انجام عمل، حايض شده يا بعد از تمام شدن اعمال، حج او صحيح است يا خير؟ ج - اعتنا به اين شك نكند وحج او محكوم به صحت است.

[ 210 ]

س - كسى كه با احرام عمره تمتع وارد جده شد، وبه واسطه نبودن وسيله، احرام را بهم زد و رفت به مدينه منوره، كه در مراجعت، از مسجد شجره محرم شود حكمش چيست؟ ج - شخص مذكور اگر احرام اول او صحيح بوده تا اعمال عمره را تمام نكند از احرام بيرون نمىرود، اگر چه قصد به هم زدن آن را كرده باشد، وبايد با همان احرام، عمره را تمام كند، وتجديد احرام، بعد از برگشت از مدينه لازم نيست، ليكن اگر بخواهد رجأ در مسجد شجره تجديد احرام كند مانعى ندارد، ولى لازم نيست، واگر به گمان اين كه احرامش بهم خورده مرتكب يكى از محرمات شود، حكم آن در احكام محرمات احرام گفته شد. س - شخصى كه به احرام عمره تمتع، در ماه شوال و ذى قعده وذى حجه وارد مكه معظمه شود وبعد از اتمام عمره قصد رفتن به مدينه يا محل ديگرى كرد كه در

[ 211 ]

مراجعت از ميقات، مجددا احرام ببندد آيا اين كار صحيح است يا خير؟ ج - كسى كه عمره تمتع را بجا آورده ومحل شده، تا حج را بجا نياورد جايز نيست از مكه بيرون رود مگر براى حاجت، كه در اين صورت مىتواند از سه روز پيش از ترويه در مكه محرم شود به احرام حج تمتع، وبعد براى انجام حاجت خود از مكه بيرون برود، وپس از مراجعت، با همان احرام، باقى اعمال حج را بجا آورد. اما قبل از سه روز در صورتى كه ترك خروج براى او حرجى باشد مىتواند بدون احرام بيرون برود، پس اگر مراجعتش در همان ماهى باشد كه عمره اولى را بجا آورده همان عمره اولى كافى است، وجايز نيست دوباره محرم شود به احرام عمره، و اگر در غير آن ماه باشد بايد در ميقات محرم به احرام عمره تمتع شود، وبعد از وارد شدن به مكه عمره تمتع را انجام

[ 212 ]

دهد وعمره اولى مفرده مىشود، وبعد محرم به احرام حج شود. س - كفاره كشتن ملخ در حال احرام چيست؟ ج - يك كف طعام يا يك دانه خرما است بطور تخيير، و اگر هر دو را بدهد بهتر است. س - اگر ملخ را در حال احرام بكشد وبخورد كفاره آن چيست؟ ج - يك گوسفند قربانى بر او واجب مىشود. س - اگر ملخ بسيار باشد وهمه آنها را بكشد حكم آن چيست؟ ج - احوط آن است كه اگر بيشتر از يك ملخ كشته باشد يك گوسفند قربانى كند، واحوط از آن، ضميمه ساختن يك كف طعام ويك دانه خرما است. س - اگر از جهت زيادى ملخ در بين راه نتواند خود را از

[ 213 ]

كشتن آنها حفظ نمايد چه كند؟ ج - در اين صورت چيزى بر او واجب نيست. س - روزه گرفتن در روزهاى تشريق جايز است يا نه؟ ج - بر كسى كه در منى باشد حرام است، وروزه عيد قربان بر همه كس حرام است. س - طواف نساء ونماز آن كه اگر در عمره مفرده ودر حج بجا آورده نشود زن حلال نمىشود، بر زنها نيز اين طواف ونماز آن لازم است يا نه؟ ج - بلى بر زن نيز لازم است وتا آن را بجا نياورد مرد بر او حلال نمىشود، بلكه اگر طفل راهم محرم نمودند طواف نساء او هم لازم است، وتا طواف نساء او انجام نشود زن بر او حلال نمىشود. س - نماز طواف مستحب، واجب است يا مستحب؟ ج - مستحب است.

[ 214 ]

س - در حرم بر محل، صيد كردن حرام است يا نه؟. ج - هر صيدى كه بر محرم در حال احرام حرام است بر محل نيز در حرم حرام است. س - كسى كه بدون وصيت فوت نموده ومستطيع نيز بوده است، آيا حج بلدى براى او واجب است يا غير بلدى هم كفايت مىكند؟. ج - حج ميقاتى كفايت مىكند. س - زنها در حال احرام مىتوانند جوراب بپوشند يا بايستى روى پاى آنها مثل مردان باز باشد؟ ج - اقوى جواز پوشيدن جوراب است براى زن. س - بر حسب فتواى حضرت مستطاب عالى جايز است كه محرم، در منزل زير سقف وسايه برود يا چتر بر سر بگيرد، آيا مراد از منزل، شهر مكه است يا منزلى كه در شهر مكه دارد، و هم چنين در منى وعرفات؟

[ 215 ]

ج - مراد از منزل، محل نزول است، در مقابل حال طى طريق، پس در شهر مكه ومنى وعرفات وقهوه خانه هاى بين راه وامثال آن، براى محرم بعد از منزل كردن تا قبل از كوچ كردن استظلال مانعى ندارد، هر چند در آمد وشد براى حوائج باشد. س - پوشيده شدن روى پا در حال احرام در موقع نشستن، يا آمدن جامه احرام روى پا، در حال سير، يا در منزل چه صورت دارد؟ ج - اشكال ندارد. س - در منزل سر روى بالش نرم گذاشتن كه باعث پوشيدن مقدارى از سر مىشود چه صورت دارد؟ ج - سر روى بالش گذاردن مانعى ندارد. س - در اثر هجوم جمعيت، وقت بوسيدن حجر الاسود ممكن است جامه احرام بعض از حاجيان سر آنها رايا سر

[ 216 ]

ساير حجاج را بپوشاند، اگر تصادفا اين طور شد چه صورت دارد؟ ج - در صورت تصادف اشكال ندارد. س - محرم اگر روى لباس دوخته يا پتوى دوخته بنشيند يا بخوابد، يا زير پتوى دوخته يا لحاف بخوابد، چه صورت دارد؟ ج - اقوى جواز آن است، ليكن پتو ولحاف را بخود نپيچد كه مثل لباس شود. س - در غير حال طواف ونماز آن اگر جامه احرام يا بدن محرم نجس شود، مثل نجس شدن بدن يا لباس در قربانگاه، آيا براى احرام او اشكال دارد يا نه؟ ج - براى احرام او اشكال ندارد ولكن احوط آن است كه در صورت امكان تطهير يا تبديل نمايد. س - نظر حضرت عالى در باره كسى كه در عمره مفرده

[ 217 ]

نماز طواف نساء را نخوانده، وبه ولايت خود مراجعت كرده چيست؟ ج - اگر برگشتن به مسجد الحرام براى او دشوار باشد مىتواند آن را در هر محلى كه يادش آمد بخواند، هر چند در شهر ديگر باشد. س - شخصى بواسطه ندانستن مسأله، طواف نساء را بجا نياورده، ولى نيت طواف مستحب كرده، به اين نيت كه اين طواف را براى هر نقصانى كه در طواف داشته ام قربة إلى الله بجا مىآورم، وبعد از گذشتن يك سال ملتفت شده آيا اين طواف او، از طواف نساء كفايت مىكند؟ ج - در مورد سؤال احوط آن است كه بعد از التفات، با زن نزديكى نكند، ودر صورت تمكن برود طواف نساء را خودش بجا آورد، واگر مشقت دارد نايب بگيرد كه براى او طواف نساء ونماز آن را بجا آورد، اگر چه در غير ماه حج باشد.

[ 218 ]

س - در حج لازم است كه طواف نساء ونماز آن را بعد از طواف حج ونماز وسعى بجا آورد يا خير؟ ج - بلى لازم است طواف نساء را بعد از سعى بجا آورد، واگر عمدا مقدم داشت اعاده آن با نمازش بعد از سعى لازم است، ودر صورت جهل وفراموشى اعاده آن احوط است، واگر خودش نمىتواند اعاده كند نائب بگيرد. س - كسى كه عمره مفرده استحبابى بجا مىآورد، اگر طواف نساء آن را عمدا اگر چه جاهل به حكم باشد يا سهوا ترك كند، آيا زن بر او حرام مىشود؟ ج - بلى تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود، واز اين جهت فرقى ميان عمره مفرده واجب و مستحب نيست. س - در صورتى كه جهلا نماز را قبل از طواف بجا آورد تكليف او چيست؟

[ 219 ]

ج - نماز را دوباره بجا آورد. س - اگر نماز طواف حج را بعد از سعى بجا آورد، آيا لازم است براى حفظ ترتيب، سعى را اعاده نمايد؟ ج - احتياط مستحب اعاده سعى است. س - اگر جهلا سعى را بر طواف زيارت مقدم دارد چه حكمى دارد؟ ج - احتياط واجب آن است كه سعى را اعاده نمايد. س - روى صفا ومروه طاقى زده شده محاذى، زير، آيا سعى را در طبقه فوقانى صحيح مىدانيد يا خير؟ ج - در صورتى كه فوقانى بلند تر از كوه صفا ومروه نباشد بطورى كه سعى بين دو كوه صدق بكند مانعى ندارد. س - آيا لازم است كه تقصير در عمره تمتع را بعد از سعى، بدون فاصله بجا آورد يا نه؟ ج - قبل از احرام حج تقصير نمايد كافى است، ومدركى

[ 220 ]

براى فوريت آن بنظر نرسيده. س - آيا اجازه مىدهيد كه در حال ضرورت، يك نفر به نيابت از چند نفر قربانى نمايد؟ ج - در قربانى مباشرت شرط نيست، ومى تواند وكيل اين كار را انجام دهد، هر چند ضرورت نباشد لكن بايد در حين قربانى قصد كند كه اين گوسفند قربانى زيد است مثلا اگر چند گوسفند بقصد چند نفر قربانى كند بدون قصد تعيين، صحيح نيست.

[ 221 ]

آداب تشرف به مدينه طيبه وزيارت حضرت پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم (مسأله 239) يكى از مستحبات مؤكده مخصوصا براى حاجيان، زيارت مرقد منور وروضه مطهره حضرت رسول خدا صلى الله عليه وآله ومراقد مقدسه اهل بيت عليهم السلام وخصوصا حضرت فاطمه زهرا عليها السلام وائمه بقيع عليهم السلام است. ودر حديث وارد شده كه ترك زيارت حضرت پيغمبر صلى الله عليه وآله بعد از حج، جفا بر آن حضرت است، وشرح فضايل وثواب وآداب زيارت هر يك با زيارتهائى كه وارد شده، در كتابهاى دعا وزيارت مفصلا مذكور است، كه سزاوار است به آن كتابها رجوع شود، وبطور اختصار به بعض مستحبات وآداب اشاره مىشود.

[ 222 ]

1 - مستحب است پيش از ورود به شهر مدينه يا پس از ورود به آن غسل كردن، و هم چنين مستحب است غسل، براى ورود در مسجد پيغمبر صلى الله عليه وآله وبراى زيارت آن حضرت، واگر در غسل اول هر سه را نيت كند كافى است. 2 - از باب جبرئيل وارد شود. 3 - اذن دخول بخواند. 4 - با آرامى ووقار وارد مسجد شود. 5 - در وقت ورود دعاهائى را كه وارد شده بخواند. 6 - دو ركعت نماز تحيت بجا آورد. 7 - سلام دادن به آن حضرت از جانب پدر ومادر و رفقا. 8 - دو ركعت نماز براى زيارت، وهديه نمودن ثواب آن براى آن حضرت.

[ 223 ]

9 - نزد منبر ايستادن، وحمد وثناى خدا بجا آوردن و دعا كردن. 10 - نماز ودعا در مقام جبرئيل عليه السلام. 11 - نماز در خصوص روضه (بين قبر ومنبر). 12 - نماز در بيت فاطمه عليها السلام. 13 - صلوات فرستادن بر پيغمبر صلى الله عليه وآله در وقت ورود وخروج از مسجد. 14 - نماز در مقام پيغمبر صلى الله عليه وآله. 15 - دو ركعت نماز نزد اسطوانه ابى لبابه معروف به اسطوانه توبه، وخواندن نمازهاى وارده. 16 - مواظبت بر اداء نمازهاى واجب در مسجد پيغمبر صلى الله عليه وآله. وبر حسب بعض روايات، ثواب نماز در مسجد آن حضرت معادل با هزار نماز در مساجد ديگر غير از مسجد

[ 224 ]

الحرام، ودر بعض روايات برابر ده هزار نماز است. 17 - در مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله صدا را بلند نكند. 18 - در مدينه از تصدق به فقير هر چه مىتواند كوتاهى نكند و هم چنين بسيار تسبيح وذكر بگويد، وقرائت قرآن بكند واستغفار بنمايد وصلوات بسيار بفرستد. 19 - زيارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در خانه آن حضرت، وبين قبر ومنبر (روضه) ودر بقيع بنمايد. 20 - زيارت فاطمه بنت اسد عليها سلام مادر محترمه حضرت امير المؤمنين عليه السلام وابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه وآله. 21 - زيارت جناب حمزه وساير شهدا احد در احد. 22 - رفتن به مسجد قبا ومشربه ام ابراهيم فرزند رسول

[ 225 ]

خدا، ومسجد فضيخ كه در آن رد شمس براى امير المؤمنين عليه السلام شده، ومسجد احزاب ومساجد ديگر كه در اين مساجد نماز خواندن خصوصا مسجد قبا فضليت بسيار دارد. 23 - مستحب است نماز در مسجد غدير خم كه در بين مكه ومدينه در طرف رابغ واقع است.

[ 227 ]

آداب زيارت مدينه منوره

[ 229 ]

آداب زيارت مدينه منوره اما زيارت حضرت رسول صلى الله عليه وآله. شيخ كفعمى فرموده چون خواستى داخل شوى به مسجد حضرت رسول صلى الله عليه وآله يا در يكى از مشاهد مشرفه ائمه طاهرين عليهم السلام پس بگو: اللهم اني قد وقفت على باب من ابواب بيوت نبيك صلواتك عليه وآله، وقد منعت الناس ان يدخلوا الا بإذنه فقلت (يا ايها الذين امنوا لا تدخلوا بيوت النبي الا ان يؤذن لكم) اللهم اني اعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشريف في غيبته، كما ا عتقدها في حضرته، واعلم ان رسولك وخلفائك عليهم السلام احيأ عندك يرزقون، يرون مقامي

[ 230 ]

ويسمعون كلامي يردون سلامي، وانك حجبت عن سمعي كلامهم، وفتحت باب فهمي بلذيذ مناجاتهم، واني استأذنك يا رب أولا، واستأذن رسولك صلى الله عليه و آله ثانيا (واستأذن خليفتك الا مام المفروض علي طاعته. نام آن امامى را كه زيارت كند ذكر مىكند و هم چنين نام پدرش را ببرد مثلا اگر در زيارت امام حسين عليه السلام است بگويد: (الحسين بن علي عليهما السلام...) وهكذا پس بگويد: والملائكة الموكلين بهذه البقعة المباركة ثالثا، أدخل يا رسول الله، أدخل يا حجة الله، أدخل يا ملائكة الله المقربين المقيمين في هذا المشهد، فأذن لي يا مولاي في الدخول افضل مااذنت لا حد من اوليائك، فان لم اكن اهلا لذلك فانت اهل لذلك.

[ 231 ]

پس داخل شو وبگو: بسم الله وبالله وفي سبيل الله، وعلى ملة رسول الله صلى الله عليه وآله، اللهم اغفر لي وارحمني، وتب على، انك انت التواب الرحيم

[ 233 ]

زيارت اول كيفيت زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله اما كيفيت زيارت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم پس چنين است هر گاه وارد شدى به مدينة پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم پس غسل كن براى زيارت وچون خواستى داخل مسجد آن حضرت شوى، بايست نزد در و بخوان اذن دخول را وداخل شو از در جبرئيل ومقدم بدار پاى راست را در وقت دخول پس صد مرتبه (الله اكبر) بگو پس دو ركعت نماز تحيت مسجد بگذار، وبرو به سمت حجره شريفه وبگو: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا نبي الله

[ 234 ]

السلام عليك يا محمد بن عبدالله، السلام عليك يا خاتم النبيين، اشهد انك قد بلغت الرسالة، واقمت الصلاة، وآتيت الزكوة، وامرت بالمعروف، ونهيت عن المنكر، وعبدت الله مخلصا حتى أتاك اليقين، فصلوات الله عليك ورحمته وعلى اهل بيتك الطاهرين. پس بايست نزد ستون پيش كه از جانب راست قبر مطهر است ورو به قبله كه دوش چپ بجانب قبر باشد ودوش راست بجانب منبر كه موضع سر رسول خدا صلى الله عليه وآله است بگو: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، واشهد ان محمدا عبده ورسوله واشهد انك رسول الله، وانك محمد بن عبدالله، واشهد انك قد بلغت رسالات ربك ونصحت لا متك، وجاهدت في سبيل الله، وعبدت الله حتى أتاك

[ 235 ]

اليقين بالحكمة والموعظة الحسنة واديت الذي عليك من الحق، وانك قد رؤفت بالمؤمنين، وغلظت على الكافرين، فبلغ الله بك افضل شرف محل المكرمين، الحمد لله الذي استنقذنا بك من الشرك والضلالة اللهم فاجعل صلواتك وصلوات ملائكتك المقربين وانبيائك المرسلين وعبادك الصالحين، واهل السماوات والا رضين، ومن سبح لك يا رب العالمين من الا ولين والا خرين على محمد عبدك ورسولك ونبيك وامينك ونجيك وحبيبك وصفيك وخاصتك وصفوتك وخيرتك من خلقك، اللهم اعطه الدرجة الرفيعة، وآته الوسيلة من الجنة، وابعثه مقاما محمودا، يغبطه به الا ولون والا خرون، اللهم انك قلت: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما)، واني اتيت نبيك مستغفرا تائبا من ذنوبي، ويا محمد اني اتوجه بك إلى الله ربي وربك ليغفر لي ذنوبي.

[ 236 ]

واگر ترا حاجتى باشد رو به قبله كن ودستها را بردار و حاجت خود را بطلب بدرستى كه سزاوار است كه بر آورده شود إن شأ الله تعالى. پس زيارت كن حضرت فاطمه سلام الله عليها را از نزد روضه مطهره ومستحب است كه بگوئى: السلام عليك يا بنت رسول الله، السلام عليك يا بنت نبي الله، السلام عليك يا بنت حبيب الله، السلام عليك يا بنت صفي الله، السلام عليك يا بنت امين الله، السلام عليك يا بنت خير خلق الله، السلام عليك يا بنت افضل انبيأ الله ورسله وملائكته، السلام عليك يا بنت خير البرية، السلام عليك يا سيدة نساء العالمين من الا ولين والا خرين، السلام عليك يا زوجة ولي الله وخير الخلق بعد رسول الله، السلام عليك يا ام الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنة، السلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة السلام عليك ايتها المرضية الرضية السلام

[ 237 ]

عليك ايتها الفاضلة الزكية السلام عليك ايتها الحوراء الا نسية، السلام عليك ايتها التقية النقية، السلام عليك ايتها المحدثة العليمة، السلام عليك ايتها المظلومة المغصوبة، السلام عليك ايتها المضطهدة المقهورة، السلام عليك يا فاطمة بنت رسول الله، السلام عليك وعلى بعلك وبنيك ورحمة الله وبركاته صلى الله عليك وعلى روحك وبدنك، اشهد انك مضيت على بينة من ربك، وان من سرك فقد سر رسول الله صلى الله عليه وآله، ومن جفاك فقد جفا رسول الله صلى الله عليه وآله، ومن آذاك فقد آذى رسول الله صلى الله عليه وآله ومن و صلك فقد وصل رسول الله صلى الله عليه وآله، ومن قطعك فقد قطع رسول الله صلى الله عليه وآله، لا نك بضعة منه، وروحه التي بين جنبيه، اشهد الله ورسله و ملائكته، اني راض عمن رضيت عنه، ساخط على من سخطت عليه، متبري ممن تبرأت منه موال لمن واليت،

[ 238 ]

معاد لمن عاديت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، وكفى بالله شهيدا وحسيبا وجازيا ومثيبا. پس صلوات مىفرستى بر حضرت رسول وائمه عليهم السلام.

[ 239 ]

زيارت دوم زيارت دوم زيارتى است كه سيد بن طاوس عليه الرحمه نقل نموده: السلام عليك يا سيدة نسا العالمين، السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اجمعين، السلام عليك ايتها المظلومة الممنوعة حقها. پس بگو: اللهم صل على امتك وابنة نبيك وزوجة وصي نبيك، صلاة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من اهل السماوات واهل الا رضين. كه روايت شده است كه هر كه به اين زيارت آن حضرت را زيارت كند واز خداوند طلب آمرزش كند حق تعالى

[ 240 ]

گناهانش را بيامرزد واو را داخل بهشت نمايد وبعضى از علمأ اين زيارت را اختصاص داده اند به روز وفات آن مظلومه كه سوم جمادى الثانى باشد وصلوات بر آن مظلومه اين است: اللهم صل على الصديقة فاطمة الزكية حبيبة حبيبك ونبيك وام احبائك واصفيآئك التي انتجبتها وفضلتها واخترتها على نسا العالمين، اللهم كن الطالب لها ممن ظلمها واستخف بحقها وكن الثائر اللهم بدم اولادها، اللهم وكما جعلتها ام ائمة الهدى وحليلة صاحب اللوا، والكريمة عند الملا الا على، فصل عليها وعلى امها صلاة تكرم بها وجه ابيها محمد صلى الله عليه وآله وتقربها اعين ذريتها، وابلغهم عني في هذه الساعة افضل التحية والسلام. در (بحار الانوار) از (تهذيب) نقل مىكند از ابراهيم بن

[ 241 ]

محمد عريضى كه حضرت باقر عليه السلام فرمودند: وقتى كه موفق شدى به زيارت جده خود فاطمه سلام الله عليها بگو: يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة، وزعمنا انا لك اولياء ومصدقون وصابرون لكل ما اتانابه ابوك صلى الله عليه وآله، واتانا به وصيه، فانا نساء لك ان كنا صدقناك الا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك.

[ 242 ]

زيارت ائمه بقيع عليهم السلام زيارت ائمه بقيع عليهم السلام يعنى حضرت امام حسن مجتبى وامام زين العابدين وامام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهم السلام. چون خواستى زيارت كنى اين بزرگواران را بايد بعمل آورى آنچه در آداب زيارت ذكر شد از غسل وطهارت وپوشيدن جامه هاى پاك وپاكيزه واستعمال بوى خوش و رخصت طلبيدن در دخول ونحو اينها ونيز بگو: يا موالي يا ابنأ رسول الله، عبدكم وابن امتكم، الذليل بين ايديكم والمضعف في علو قدر كم، والمعترف بحقكم جاء كم مستجيرا بكم، قاصدا إلى حرمكم متقربا إلى مقامكم متوسلا إلى الله

[ 243 ]

تعالى بكم، أدخل يا موالي، أدخل يا اوليأ الله، أأدخل يا ملائكة الله المحدقين بهذا الحرم، المقيمين بهذا المشهد. وبعد از خضوع وخشوع ورقت داخل شو وپاى راست را مقدم دار وبگو: الله اكبر كبيرا، والحمد لله كثيرا، وسبحان الله بكرة واصيلا، والحمد لله الفرد الصمد، الماجد الا حد، المتفضل المنان، المتطول الحنان، الذي من بطوله، وسهل زيارة ساداتي باحسانه ولم يجعلني عن زيارتهم ممنوعا بل تطول ومنح. پس نزديك قبور مقدسه ايشان برو وپشت به قبله ورو به قبر ايشان كن وبگو: السلام عليكم ائمة الهدى السلام عليكم اهل التقوى، السلام عليكم ايها الحجج على اهل الدنيا، السلام عليكم ايها القوام في البرية بالقسط، السلام عليكم اهل

[ 244 ]

الصفوة، السلام عليكم آل رسول الله، السلام عليكم اهل النجوى، اشهد انكم قد بلغتم ونصحتم وصبرتم في ذات الله، وكذبتم واسيىء اليكم فغفرتم، واشهد انكم الا ئمة الراشدون المهتدون، وان طاعتكم مفروضة، وان قولكم الصدق وانكم دعوتم فلم تجابوا، وامرتم فلم تطاعوا وانكم دعائم الدين واركان الا رض، لم تزالوا بعين الله، ينسخكم من اصلاب كل مطهر، وينقلكم من ارحام المطهرات، لم تدنسكم الجاهلية الجهلا، ولم تشرك فيكم فتن الا هواء طبتم وطاب منبتكم، من بكم علينا ديان الدين، فجعلكم في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه وجعل صلوتنا عليكم رحمة لنا وكفارة لذنوبنا، اذ اختاركم الله لنا، وطيب خلقنا بما من به علينا من ولايتكم، وكنا عنده مسمين بعلمكم معترفين بتصديقنا اياكم، وهذا مقام من اسرف واخطأ واستكان واقر بما جنى، ورجى بمقامه الخلاص، وان يستنقذه بكم

[ 245 ]

مستنقذ الهلكى من الردى، فكونوا لي شفعأ، فقد وفدت اليكم اذ رغب عنكم اهل الدنيا واتخذوا آيات الله هزوا، واستكبروا عنها. يا من هو قائم لا يسهو، ودائم لايلهو، ومحيط بكل شي، لك المن بما وفقتني وعرفتني بما اقمتني عليه، اذ صد عنه عبادك وجهلوا معرفته، واستخفوا بحقه، ومالوا إلى سواه فكانت المنة منك علي مع اقوام خصصتهم بما خصصتني به، فلك الحمد اذ كنت عندك في مقامي هذا مذكورا مكتوبا فلا تحرمني ما رجوت، ولا تخيبني فيما دعوت، بحرمة محمد واله الطاهرين، وصلى الله على محمد وآل محمد. پس دعا كن از براى خود به هر چه خواهى وبعد از آن هشت ركعت نماز زيارت بكن يعنى از براى هر امامى دو ركعت.

[ 246 ]

زيارت امين الله كه در جميع روضات مقدسه بايد به آن مواظبت نمود از حضرت امام زين العابدين عليه السلام مأثور است كه به زيارت امير المؤمنين عليه السلام آمد، نزد قبر ايستاد وگريست وگفت: السلام عليك يا امين الله في ارضه وحجته على عباده السلام عليك يا امير المؤمنين (اگر زيارت براى غير امير المؤمنين خوانده شود) السلام عليك يا امير المؤمنين در آن گفته نمىشود، بلكه رجاءا نام امامى را كه زيارت مىكند ببرد وبعد بدون هيچ تغييرى زيارت را تا آخر بخواند ليكن در قبرستان بقيع كه قبور شريفه چهار امام در آنجا است هر گاه همه آن بزرگواران

[ 247 ]

با هم بيك مرتبه زيارت امين الله خواندن زيارت شوند زيارت را باين نحو شروع كند. السلام عليكم يا امناء الله في ارضه وحججه على عباده. اشهد انكم جاهدتم في الله حق جهاده وعملتم بكتابه، واتبعتم سنن نبيه صلى الله عليه واله حتى دعاكم الله إلى جواره فقبضكم اليه باختياره، والزم أعداءكم الحجة مع ما لكم من الحجج البالغة على جميع خلقه، واز جمله (اللهم اجعل) بدون تغيير زيارت را تا آخر بخواند. اللهم اجعل نفسي مطمئنة بقدرك راضية بقضائك مولعة بذكرك ودعائك محبة لصفوة اوليائك، محبوبة في ارضك وسمائك صابرة على نزول بلائك، شاكرة لفواضل نعمائك ذاكرة لسوابغ آلائك، مشتاقة إلى فرحة لقائك، متزودةن

[ 248 ]

التقوى ليوم جزائك، مستنة بسنن اوليائك، مفارقة لا خلاق اعدائك، مشغولة عن الدنيا بحمدك وثنائك. پس پهلوى روى مبارك خود را بر قبر گذاشت وگفت: اللهم ان قلوب المخبتين اليك والهة وسبل الراغبين اليك شارعة واعلام القاصدين اليك واضحة وافئدة العارفين منك فازعة واصوات الداعين اليك صاعدة وابواب الا جابة لهم مفتحة ودعوة من ناجاك مستجابة وتوبة من اناب اليك مقبولة وعبرة من بكى من خوفك مرحومة والا غاثة لمن استغاث بك موجودة والا عانة لمن استعان بك مبذولة وعداتك لعبادك منجزة وزلل من استقالك مقالة واعمال العاملين لديك محفوظة وارزاقك إلى الخلائق من لدنك نازلة وعوائد المزيد اليهم واصلة وذنوب المستغفرين

[ 249 ]

مغفورة وحوائج خلقك عندك مقضية وجوائز السائلين عندك موفرة وعوائد المزيد متواترة وموائد المستطعمين معدة ومناهل الظماء مترعة، اللهم فاستجب دعائي واقبل ثنائي واجمع بيني وبين اوليائي بحق محمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين، انك ولي نعمائي ومنتهى مناي وغاية رجائي في منقلبي ومثواي. ودر كامل الزياره اين اضافات مسطور است. انت الهي وسيدي ومولاي اغفر لاوليائنا وكف عنا اعدائنا واشغلهم عن اذانا واظهر كلمة الحق واجعلها العليا وادحض كلمة الباطل واجعلها السفلى انك على كل شي قدير.

[ 250 ]

ذكر ساير زيارات در مدينه طيبه در زيارت ابراهيم فرزند رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم مىايستى نزديك قبر و مىگوئى. السلام على رسول الله، السلام على نبى الله، السلام على حبيب الله، السلام على صفي الله، السلام على نجي الله، السلام على محمد بن عبدالله، سيد الا نبياء وخاتم المرسلين وخيرة الله من خلقه في ارضه وسمائه، السلام على جميع انبيائه ورسله السلام على الشهداء و السعداء والصالحين، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، السلام عليك ايتها الروح الزاكية، السلام عليك ايتها النفس الشريفة، السلام عليك ايتها السلالة الطاهرة، السلام عليك ايتها النسمة الزاكية، السلام عليك

[ 251 ]

يا بن خير الورى، السلام عليك يا بن النبي المجتبى، السلام عليك يا بن المبعوث إلى كافة الورى، السلام عليك يا بن البشير النذير، السلام عليك يا بن السراج المنير، السلام عليك يا بن المؤيد بالقرآن، السلام عليك يا بن المرسل إلى الانس والجان السلام عليك يا بن صاحب الراية والعلامة، السلام عليك يا بن الشفيع يوم القيامة السلام عليك يا بن من حباه الله بالكرامة، السلام عليك ورحمة الله وبركاته اشهد انك قد اختار الله لك دار انعامه قبل ان يكتب عليك احكامه او يكلفك حلاله وحرامه فنقلك اليه طيبا زاكيا مرضيا طاهرا من كل نجس مقدسا من كل دنس وبوأك جنة المأوى ورفعك إلى الدرجات العلى وصلى الله عليك صلاة تقربها عين رسوله وتبلغه اكبر مأموله. اللهم اجعل افضل صلواتك وازكاها وانمى بركاتك وأوفاها على رسولك ونبيك من خلقك محمد خاتم

[ 252 ]

النبيين، وعلى من نسل من اولاده الطيبين الطاهرين وعلى من خلف من عترته الطاهرين برحمتك يا ارحم الراحمين. اللهم اني أسألك بحق محمد صفيك و ابراهيم نجل نبيك ان تجعل سعيى بهم مشكورا وذنبي بهم مغفورا وحياتي بهم سعيدة وعاقبتي بهم مرضية واموري بهم مسعودة وشئوني بهم محمودة، اللهم واحسن لي التوفيق ونفس عني كل هم وضيق، اللهم جنبني عقابك وامنحني ثوابك واسكني جنانك وارزقني رضوانك وامانك واشرك لي في صالح دعائي والدي وولدي وجميع المؤمنين والمؤمنات الاحيأ منهم والاموات انك ولي الباقيات الصالحات، آمين رب العالمين. پس بخواه حاجات خود را ودو ركعت نماز زيارت بخوان. زيارت جناب فاطمه بنت اسد والده محترمه

[ 253 ]

امير المؤمنين عليه السلام مىايستى نزد قبر شريفش و مى گوئى: السلام على نبي الله، السلام على رسول الله، السلام على محمد سيد المرسلين، السلام على محمد سيد الاولين، السلام على محمد سيد الاخرين، السلام على من بعثه الله رحمة للعالمين السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام على فاطمة بنت اسد الهاشمية، السلام عليك ايتها الصديقة المرضية، السلام عليك يا كافلة محمد خاتم النبيين، السلام عليك يا والدة سيد الوصيين، السلام عليك يا من ظهرت شفقتها على رسول الله خاتم النبيين، السلام عليك يا من تربيتها لولي الله الامين، السلام عليك وعلى روحك وبدنك الطاهر، السلام عليك وعلى ولدك، ورحمة الله وبركاته، اشهد انك أحسنت الكفالة، واديت الامانة، واجتهدت في مرضات الله، وبالغت في حفظ رسول الله، عارفة بحقه،

[ 254 ]

مؤمنة بصدقه، معترفة بنبوته، مستبصرة بنعمته، كافلة بتربيته، مشفقة على نفسه، واقفة على خدمته، مختارة رضاه، مؤثرة هواه، واشهد انك مضيت على الايمان والتمسك باشرف الاديان، راضية مرضية، طاهرة زكية، تقية نقية، فرضي الله عنك وارضاك، وجعل الجنة منزلك ومأواك، اللهم صل على محمد وآل محمد وانفعنى بريارتها وثبتنى على محبتها، ولا تحرمني شفاعتها وشفاعة الائمة من ذريتها، وارزقنى مرافقتها، واحشرني معها ومع اولادها الطاهرين، اللهم لا تجعله اخر العهد من زيارتي اياها، وارزقني العود اليها ابدا ما ابقيتني، واذا توفيتني فاحشرني في زمرتها، وادخلني في شفاعتها، برحمتك يا ارحم الراحمين، اللهم بحقها عندك ومنزلتها لديك، اغفرلي ولوالدي ولجميع المؤمنين والمؤمنات، وآتنا في الدنيا حسنة وفى الا خرة حسنة، وقنا برحمتك عذاب النار.

[ 255 ]

پس دو ركعت نماز زيارت مىكنى ودعا مى كنى به آنچه خواهى.

[ 256 ]

زيارت حضرت حمزه عم بزرگوار پيغمبر صلى الله عليه وآله در احد چون به زيارت آن حضرت رفتى مىگوئى نزد قبرش: السلام عليك يا عم رسول الله صلى الله عليه وآله، السلام عليك يا خير الشهدأ، السلام عليك يا اسد الله واسد رسوله، اشهد انك قد جاهدت في الله عزوجل، وجدت بنفسك، ونصحت رسول الله، وكنت فيما عند الله سبحانه راغبا، بابي أنت وامي، اتيتك متقربا إلى الله عزوجل بزيارتك، ومتقربا إلى رسول الله صلى الله عليه وآله بذلك، راغبا اليك في الشفاعة، ابتغي بزيارتك خلاص نفسي متعوذا بك من نار ن استحقها مثلي بما جنيت على

[ 257 ]

نفسي، هاربا من ذنوبي التي احتطبتها على ظهري، فزعا اليك رجاء رحمة ربي، اتيتك من شقة بعيدة، طالبا فكاك رقبتي من النار، وقد اوقرت ظهري ذنوبي، واتيت ما اسخط ربي، ولم اجد احدا افزع اليه خيرا لي منكم اهل بيت الرحمة، فكن لي شفيعا يوم فقري وحاجتي، فقد سرت اليك محزونا، واتيتك مكروبا، و سكبت عبرتي عندك باكيا، وصرت اليك مفردا، وانت ممن امرني الله بصلته، وحثني على بره، ودلني على فضله، وهداني لحبه، ورغبني في الوفادة اليه، و الهمني طلب الحوائج عنده، انتم اهل بيت لايشقى من تولاكم، ولا يخيب من أتاكم، ولا يخسر من يهواكم، ولا يسعد من عاداكم. پس رو به قبله كن ودو ركعت نماز زيارت بجا آور وبعد از فراغ خود را به قبر بچسبان وبگو:

[ 258 ]

اللهم صل على محمد وآل محمد، اللهم اني تعرضت لرحمتك بلزومي لقبر عم نبيك صلى الله عليه وآله، ليجيرني من نقمتك في يوم تكثر فيه الا صوات، وتشغل كل نفس بما قدمت، وتجادل عن نفسها فان ترحمني اليوم فلا خوف على ولا حزن، وان تعاقب فمولى له القدرة علي عبده ولا تخيبني بعد اليوم ولا تصرفني بغير حاجتي فقد لصقت بقبر عم نبيك، وتقربت به اليك ابتغاء مرضاتك ورجاء رحمتك فتقبل مني، وعد بحلمك على جهلي، وبرأفتك على جناية نفسي، فقد عظم جرمي، وما اخاف ان تظلمني ولكن اخاف سوء الحساب، فانظر اليوم تقلبي على قبر عم نبيك، فبهما فكني من النار، ولا تخيب سعيي، ولا يهونن عليك ابتهالي، ولا تحجبن عنك صوتي، ولا تقلبني بغير حوائجي، يا غياث كل مكروب ومحزون، ويا مفرجا عن الملهوف الحيران الغريق المشرف على الهلكة، فصل على محمد وآل محمد،

[ 259 ]

وانظر الي نظرة لا اشقى بعدها ابدا، وارحم تضرعي وعبرتي وانفرادي فقد رجوت رضاك وتحريت الخير الذي لا يعطيه احد سواك، فلا ترد املي، اللهم ان تعاقب فمولى له القدرة على عبده وجزاءه بسوء فعله، فلا اخيبن اليوم، ولا تصرفني بغير حاجتي، ولا تخيبن شخوصي ووفادتي، فقد انفدت نفقتي، واتعبت بدني، وقطعت المفازات، وخلفت الا هل والمال وما خولتني، وآثرت ما عندك على نفسي، ولذت بقبر عم نبيك صلى الله عليه وآله وتقربت به ابتغاء مرضاتك، فعد بحلمك على جهلي، وبرأفتك على ذنبي، فقد عظم جرمي، برحمتك يا كريم يا كريم.

[ 260 ]

زيارت قبور شهدأ احد رضوان الله عليهم السلام على رسول الله، السلام على نبي الله، السلام على محمد ابن عبدالله، السلام على اهل بيته الطاهرين، السلام عليكم ايها الشهداء المؤمنون، السلام عليكم يا اهل بيت الا يمان والتوحيد، السلام عليكم يا انصار دين الله وانصار رسوله عليه وآله السلام سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار، اشهد ان الله اختاركم لدينه واصطفاكم لرسوله واشهد انكم قد جاهدتم في الله حق جهاده وذببتم عن دين الله وعن نبيه وجدتم بانفسكم دونه واشهد انكم قتلتم على منهاج رسول الله فجزاكم الله عن نبيه وعن الا سلام واهله افضل الجزاء، وعرفنا وجوهكم في محل رضوانه وموضع اكرامه مع النبيين والصديقين والشهداء والصالحين وحسن اولئك رفيقا.

[ 261 ]

اشهد انكم حزب الله وان من حاربكم فقد حارب الله وا نكم لمن المقربين الفائزين الذين هم احياء عند ربهم يرزقون، فعلى من قتلكم لعنة الله والملائكة و الناس اجمعين، اتيتكم يا اهل التوحيد زائرا وبحقكم عارفا وبزيارتكم إلى الله متقربا وبما سبق من شريف الا عمال ومرضي الا فعال عالما فعليكم سلام الله ورحمته وبركاته وعلى من قتلكم لعنة الله وغضبه وسخطه، اللهم انفعني بزيارتهم وثبتني على قصدهم وتوفني على ما توفيتهم عليه واجمع بيني وبينهم في مستقر دار رحمتك اشهد انكم لنا فرط ونحن بكم لاحقون. و مىخوانى سوره انا انزلناه في ليلة القدر را آنچه توانى.

[ 262 ]

زيارت وداع هر گاه خواستى از مدينه بيرون آئى غسل كن وبرو نزد قبر پيغمبر صلى الله عليه وآله وزيارت آن بزرگوار را بجا آور پس وداع كن آن حضرت را وبگو: السلام عليك يا رسول الله، استودعك الله واسترعيك واقرأ عليك السلام، آمنت بالله وبما جئت به ودللت عليه، اللهم لا تجعله آخر العهد مني لزيارة قبر نبيك، فان توفيتني قبل ذلك فاني اشهد في مماتي على ماشهدت عليه في حياتي ان لا اله الا انت وان محمدا عبدك ورسولك صلى الله عليه وآله. وحضرت صادق عليه السلام (على المحكي) در وداع

[ 263 ]

قبر پيغمبر به يونس بن يعقوب فرموده بگو: صلى الله عليك السلام عليك لاجعله الله آخر تسليمي عليك.

[ 264 ]

دعاى امام حسين عليه السلام در روز عرفة (بشر وبشير) فرزندان (غالب) روايت نموده اند، كه در روز عرفه خدمت امام حسين عليه السلام رسيديم در حالى كه آن حضرت با اهل بيت وفرزندان وپيروانش از خيمه خارج شده ودر طرف چپ كوه زير آسمان روى پا ايستاده دستها را مقابل صورت گرفته وبه حالت خضوع وخشوع كامل چنين مىخواندند: بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي ليس لقضاءه دافع، ولا لعطاءه مانع، ولا كصنعه صنع صانع، وهو الجواد الواسع، فطر اجناس البدائع، واتقن بحكمته الصنائع، لا تخفى عليه الطلائع، ولا تضيع عنده الودائع، جازي كل صانع،

[ 265 ]

ورائش كل قانع، وراحم كل ضارع، ومنزل المنافع، والكتاب الجامع بالنور الساطع، وهو للدعوات سامع، وللكربات دافع و للدرجات رافع، وللجبابرة قامع، فلا اله غيره ولا شيء يعدله، وليس كمثله شيء، وهو السميع البصير اللطيف الخبير، وهو على كل شيء قدير. اللهم اني ارغب اليك، واشهد بالربوبية لك، مقرا بانك ربي، وان اليك مردى، ابتداتني بنعمتك قبل ان اكون شيئا مذكورا، وخلقتني من التراب ثم اسكنتني الا صلاب، آمنا لريب المنون، واختلاف الدهور والسنين، فلم ازل ظاعنا من صلب إلى رحم في تقادم من الا يام الماضية والقرون الخالية، لم تخرجني لرافتك بي، ولطفك لي، واحسانك الي في دولة ائمة الكفر، الذين نقضوا عهدك، وكذبوا رسلك، لكنك اخرجتني للذي سبق لي من الهدى الذي له يسرتني، وفيه انشاتني، و من قبل ذلك رؤفت بي، بجميل صنعك وسوابغ نعمك،

[ 266 ]

فابتدعت خلقي من مني يمنى، واسكنتني في ظلمات ثلاث، بين لحم ودم وجلد، لم تشهدني خلقي، ولم تجعل الي شيئا من امري، ثم اخرجتني للذي سبق لي من الهدى إلى الدنيا تاما سويا، وحفظتني في المهد طفلا صبيا، ورزقتني من الغذاء لبنا مريا، وعطفت علي قلوب الحواضن، وكفلتنى الا مهات الرواحم، وكلا تنى من طوارق الجان، وسلمتني من الزيادة والنقصان، فتعاليت يا رحيم يا رحمن، حتى اذا استهللت ناطقا بالكلام، اتممت علي سوابغ الا نعام، وربيتني زائدا في كل عام، حتى اذا اكتملت فطرتي، واعتدلت مرتي، اوجبت علي حجتك بان الهمتني معرفتك، وروعتني بعجائب حكمتك، وايقظتني لما ذرات في سماءك وارضك من بدائع خلقك، ونبهتني لشكرك وذكرك، واوجبت علي طاعتك وعبادتك، وفهمتني ما جاءت به رسلك، ويسرت لي تقبل مرضاتك، ومننت علي في

[ 267 ]

جميع ذلك بعونك ولطفك، ثم اذ خلقتني من خير الثرى، ولم ترض لي يا الهي نعمة دون اخرى، ورزقتني من انواع المعاش، وصنوف الرياش، بمنك العظيم الا عظم علي، واحسانك القديم الي، حتى اذا اتممت علي جميع النعم، وصرفت عني كل النقم، لم يمنعك جهلي وجراتي عليك ان دللتني إلى ما يقربني اليك، و وفقتني لما يزلفني لديك، فان دعوتك اجبتني وان سئلتك اعطيتني، وان اطعتك شكرتني، وان شكرتك زدتني، كل ذلك اكمال لا نعمك علي، واحسانك الي، فسبحانك سبحانك من مبدئ معيد حميد مجيد، وتقدست اسماؤك، وعظمت آلاؤك، فاي نعمك يا الهي احصي عددا وذكرا، ام اي عطاياك اقوم بها شكرا، وهي يا رب اكثر من ان يحصيها العادون، او يبلغ علما بها الحافظون، ثم ما صرفت ودرات عني. اللهم من الضر والضراء اكثر مما ظهر لي من

[ 268 ]

العافية والسراء، وانا اشهد يا الهي بحقيقة ايماني، وعقد عزمات يقيني، وخالص صريح توحيدي، وباطن مكنون ضميري، وعلائق مجاري نور بصري، و اسارير صفحة جبيني، وخرق مسارب نفسي، و خذاريف مارن عرنيني، ومسارب سماخ سمعي، و ما ضمت واطبقت عليه شفتاي، وحركات لفظ لساني، و مغرز حنك فمي وفكي، ومنابت اضراسي، ومساغ مطعمي ومشربي، وحمالة ام راسي، وبلوع فارغ حبائل عنقي، وما اشتمل عليه تامور صدري، وحمائل حبل وتيني، ونياط حجاب قلبي، وافلاذ حواشي كبدي، وما حوته شراسيف اضلاعي، وحقاق مفاصلي، و قبض عواملي، واطراف اناملي، ولحمي، ودمي، و شعري، وبشري، وعصبي، وقصبي، وعظامي، و مخي وعروقي، وجميع جوارحي، وما انتسج على ذلك ايام رضاعي، وما اقلت الا رض مني، ونومي، و

[ 269 ]

يقظتي، وسكوني، وحركات ركوعي وسجودي، ان لو حاولت واجتهدت مدى الا عصار والا حقاب لو عمرتها ان اؤدي شكر واحدة من انعمك ما استطعت ذلك الا بمنك، الموجب علي به شكرك ابدا جديدا، وثناءا طارفا عتيدا، اجل، ولو حرصت انا والعادون من انامك ان نحصي مدى انعامك سالفه وآنفه ما حصرناه عددا، ولا احصيناه امدا، هيهات ا نى ذلك، وانت المخبر في كتابك الناطق، والنبأ الصادق (وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها)، صدق كتابك اللهم وانباؤك، وبلغت انبياؤك ورسلك ما انزلت عليهم من وحيك، وشرعت لهم وبهم من دينك، غير اني يا الهي اشهد بجهدي وجدي، ومبلغ طاعتي ووسعي، واقول مؤمنا موقنا: الحمد لله الذي لم يتخذ ولدا فيكون موروثا، ولم يكن له شريك في ملكه فيضاده فيما ابتدع، ولا ولي من الذل فيرفده فيما صنع، فسبحانه سبحانه، لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا و

[ 270 ]

تفطرتا، سبحان الله الواحد الا حد الصمد الذي لم يلد ولم يولد، ولم يكن له كفوا احد، الحمد لله حمدا يعادل حمد ملائكته المقربين، وانبياءه المرسلين، وصلى الله على خيرته محمد خاتم النبيين وآله الطيبين الطاهرين المخلصين وسلم. سپس شروع به درخواست هاى خود از خداوند نمود، ودر دعا اهتمام مىورزيد، ودر حالى كه مىگريست، مىفرمود: اللهم اجعلني اخشاك كاني اراك، واسعدني بتقويك، ولا تشقني بمعصيتك، وخرلي في قضاءك، وبارك لي في قدرك، حتى لا احب تعجيل ما اخرت، ولا تاخير ما عجلت. اللهم اجعل غناي في نفسي، واليقين في قلبي، و الا خلاص في عملي، والنور في بصري، والبصيرة في ديني، ومتعني بجوارحي، واجعل سمعي وبصرى

[ 271 ]

الوارثين مني، وانصرني على من ظلمني، وارني فيه ثاري وما ربي، واقر بذلك عيني. اللهم اكشف كربتي، واستر عورتي، واغفر لي خطيئتي، واخسا شيطاني، وفك رهاني، واجعل لي يا الهي الدرجة العليا في الا خرة والا ولى. اللهم لك الحمد كما خلقتني فجعلتني سميعا بصيرا، ولك الحمد كما خلقتني فجعلتني خلقا سويا رحمة بي، وقد كنت عن خلقي غنيا. رب بما برأ تني فعدلت فطرتي، رب بما انشأتني فاحسنت صورتي، رب بما احسنت الي وفي نفسي عافيتني، رب بما كلأ تني ووفقتني، رب بما انعمت علي فهديتني، رب بما اوليتني ومن كل خير اعطيتني، رب بما اطعمتني وسقيتني، رب بما اغنيتني واقنيتني، رب بما اعنتني واعززتني، رب بما البستني من سترك الصافي، ويسرت لي من صنعك الكافي، صل على محمد

[ 272 ]

وآل محمد، واعني على بوائق الدهور وصروف الليالي والا يام، ونجني من اهوال الدنيا وكربات الا خرة، واكفني شر ما يعمل الظالمون في الا رض. اللهم ما اخاف فاكفني، وما احذر فقني، وفي نفسي وديني فاحرسني، وفي سفري فاحفظني، وفي اهلي ومالي فاخلفني، وفيما رزقتني فبارك لي، وفي نفسي فذللني، وفي أعين الناس فعظمني، ومن شر الجن و الا نس فسلمني، وبذنوبي فلا تفضحني، وبسريرتي فلا تخزني، وبعملي فلا تبتلني، ونعمك فلا تسلبني، والى غيرك فلا تكلني. الهي إلى من تكلني، إلى قريب فيقطعنى، ام إلى بعيد فيتجهمني، ام إلى المستضعفين لي، وانت ربي ومليك امري، اشكو اليك غربتي وبعد داري، وهواني على من ملكته امري. الهي فلا تحلل علي غضبك، فان لم تكن غضبت علي

[ 273 ]

فلا ابالي سواك، سبحانك غير ان عافيتك اوسع لي، فاسئلك يا رب بنور وجهك الذي اشرقت له الا رض والسموات، وكشفت به الظلمات، وصلح به امر الا ولين والا خرين، ان لا تميتني على غضبك، ولا تنزل بي سخطك، لك العتبى حتى ترضى قبل ذلك، لا اله الا انت، رب البلد الحرام، والمشعر الحرام، والبيت العتيق، الذي احللته البركة، وجعلته للناس امنا، يا من عفا عن عظيم الذنوب بحلمه، يا من اسبغ النعماء بفضله، يا من اعطى الجزيل بكرمه، يا عدتي في شدتي، يا صاحبي في وحدتي، يا غياثي في كربتي، يا وليي في نعمتي. يا الهي واله آبائي ابراهيم واسمعيل واسحق و يعقوب ورب جبرئيل وميكائيل واسرافيل، ورب محمد خاتم النبيين وآله المنتجبين، ومنزل التورية و الا نجيل والزبور و الفرقان، ومنزل كهيعص وطه ويس والقرآن الحكيم، انت كهفي حين تعييني المذاهب

[ 274 ]

في سعتها، وتضيق بي الارض برحبها، ولولا رحمتك لكنت من الهالكين، وانت مقيل عثرتي، ولولا سترك اياي لكنت من المفضوحين، وانت مؤيدي بالنصر على اعدائي، ولولا نصرك اياي لكنت من المغلوبين. يا من خص نفسه بالسمو والرفعة، فاولياءه بعزه يعتزون، يا من جعلت له الملوك نير المذلة على اعناقهم، فهم من سطواته خائفون، يعلم خائنة الا عين وما تخفي الصدور، وغيب ما تاتي به الا زمنة والدهور، يا من لا يعلم كيف هو الا هو، يا من لا يعلم ما هو الا هو، يا من لا يعلمه الا هو، يا من كبس الا رض على الماء، وسد الهواء بالسماء، يا من له اكرم الا سماء، يا ذا المعروف الذي لا ينقطع ابدا، يا مقيض الركب ليوسف في البلد القفر، و مخرجه من الجب، وجاعله بعد العبودية ملكا، يا را ده على يعقوب بعد ان ابيضت عيناه من الحزن فهو كظيم، يا كاشف الضر والبلوى عن ايوب، ويا ممسك يدي

[ 275 ]

ابراهيم عن ذبح ابنه بعد كبر سنه وفناء عمره، يا من استجاب لزكريا فوهب له يحيى، ولم يدعه فردا وحيدا يا من اخرج يونس من بطن الحوت، يا من فلق البحر لبني اسرائيل فانجيهم، وجعل فرعون وجنوده من المغرقين، يا من ارسل الرياح مبشرات بين يدي رحمته يا من لم يعجل على من عصاه من خلقه، يا من استنقذ السحرة من بعد طول الجحود، وقد غدوا في نعمته يأكلون رزقه ويعبدون غيره، وقد حادوه ونادوه وكذبوا رسله. يا الله يا الله يا بدئ، يا بديعا لاندلك، يا دائما لا نفاد لك، يا حيا حين لا حي، يا محيي الموتى، يا من هو قائم على كل نفس بما كسبت، يا من قل له شكري فلم يحرمني، و عظمت خطيئتي فلم يفضحني، ورآني على المعاصي فلم يشهرني، يا من حفظني في صغري، يا من رزقني في كبري، يا من اياديه عندي لا تحصى، ونعمه لا تجازى، يا

[ 276 ]

من عارضني بالخير والا حسان وعارضته بالا ساءة والعصيان، يا من هداني للا يمان من قبل ان اعرف شكر الا متنان، يا من دعوته مريضا فشفاني، وعريانا فكساني، وجائعا فاشبعني، وعطشانا فارواني، وذليلا فاعزني، وجاهلا فعرفني، ووحيدا فكثرني، وغائبا فردني، ومقلا فاغناني، ومنتصرا فنصرني، وغنيا فلم يسلبني، وامسكت عن جميع ذلك فابتدأني فلك الحمد والشكر، يا من اقال عثرتي، ونفس كربتي واجاب دعوتي، وستر عورتي، وغفر ذنوبي، وبلغني طلبتي، و نصرني على عدوي، وان اعد نعمك ومننك وكرائم منحك لا احصيها. يا مولاي، انت الذي مننت، انت الذي انعمت، انت الذي احسنت، انت الذي اجملت، انت الذي افضلت انت الذي اكملت، انت الذي رزقت، انت الذي وفقت، انت الذي اعطيت، انت الذي اغنيت، انت الذي اقنيت، انت الذي

[ 277 ]

آويت، انت الذي كفيت، انت الذي هديت، انت الذي عصمت، انت الذي سترت، انت الذي غفرت، انت الذي اقلت، انت الذي مكنت، انت الذي اعززت، انت الذي اعنت، انت الذي عضدت، انت الذي ايدت، انت الذي نصرت، انت الذي شفيت، انت الذي عافيت، انت الذي اكرمت، تباركت وتعاليت، فلك الحمد دائما، ولك الشكر واصبا ابدا. ثم انا يا الهي المعترف بذنوبي فاغفرها لي، انا الذي اسأت، انا الذي اخطأت، انا الذي هممت، انا الذي جهلت، انا الذي غفلت، انا الذي سهوت، انا الذي اعتمدت، انا الذي تعمدت، انا الذي وعدت وانا الذي اخلفت، انا الذي نكثت، انا الذي اقررت، انا الذي اعترفت بنعمتك على وعندي، وابوء بذنوبي فاغفرها لي، يا من لا تضره ذنوب عباده، وهو الغني عن طاعتهم، والموفق من عمل صالحا منهم بمعونته ورحمته، فلك الحمد الهي وسيدي. الهي امرتني فعصيتك، ونهيتني فارتكبت نهيك،

[ 278 ]

فاصبحت لا ذا برائة لي فاعتذر، ولا ذا قوة فانتصر، فباي شيء استقبلك يا مولاي، ابسمعي ام ببصري ام بلساني ام بيدي ام برجلي، اليس كلها نعمك عندي، و بكلها عصيتك يا مولاي، فلك الحجة والسبيل علي، يا من سترني من الاباء والامهات ان يزجروني، ومن العشائر والاخوان ان يعيروني، ومن السلاطين ان يعاقبوني، ولو اطلعوا يا مولاي علي ما اطلعت عليه مني اذا ما انظروني، ولرفضوني وقطعوني، فها انا ذا يا الهي بين يديك يا سيدي خاضع ذليل حصير حقير، لا ذو برائة فاعتذر، ولا ذو قوة فانتصر، ولا حجة فاحتج بها، ولا قائل لم اجترح ولم اعمل سوء وما عسى الجحود، ولو جحدت يا مولاي ينفعني، كيف وانى ذلك، وجوارحي كلها شاهدة علي بما قد عملت، وعلمت يقينا غير ذي شك انك سائلي من عظائم الا مور، وانك الحكم العدل الذي لا يجور، وعدلك مهلكي، ومن كل عدلك مهربي،

[ 279 ]

فان تعذبني يا الهي فبذنوبي بعد حجتك علي، وان تعف عني فبحلمك وجودك وكرمك. لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المستغفرين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الموحدين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الخائفين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الوجلين لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الراجين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الراغبين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المهللين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من السائلين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المسبحين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المكبرين، لا اله الا انت سبحانك ربي ورب آبائي الا ولين. اللهم هذا ثنائي عليك ممجدا، واخلاصي لذكرك موحدا، واقراري بآلاءك معددا، وان كنت مقرا اني لم

[ 280 ]

احصها لكثرتها وسبوغها وتظاهرها وتقادمها إلى حادث، ما لم تزل تتعهدني به معها منذ خلقتني وبرأتني من اول العمر من الا غناء من الفقر وكشف الضر و تسبيب اليسر ودفع العسر وتفريج الكرب والعافية في البدن والسلامة في الدين، ولو رفدني على قدر ذكر نعمتك جميع العالمين من الا ولين والا خرين ما قدرت ولا هم على ذلك، تقدست وتعاليت من رب كريم عظيم رحيم، لا تحصى آلاؤك، ولا يبلغ ثناؤك، ولا تكافى نعماؤك، صل على محمد وآل محمد، واتمم علينا نعمك، واسعدنا بطاعتك، سبحانك لا اله الا انت. اللهم انك تجيب المضطر وتكشف السوء، وتغيث المكروب، وتشفى السقيم، وتغنى الفقير، وتجبر الكسير، وترحم الصغير، وتعين الكبير، وليس دونك ظهير، ولا فوقك قدير، وانت العلي الكبير، يا مطلق المكبل الا سير، يا رازق الطفل الصغير، يا عصمة الخائف

[ 281 ]

المستجير، يا من لا شريك له ولا وزير، صل على محمد وآل محمد، واعطني في هذه العشية، افضل ما اعطيت و انلت احدا من عبادك من نعمة توليها، وآلاء تجددها، وبلية تصرفها، وكربة تكشفها، ودعوة تسمعها، و حسنة تتقبلها، وسيئة تتغمدها، انك لطيف بما تشاء خبير، وعلى كل شي قدير. اللهم انك اقرب من دعي، واسرع من اجاب، واكرم من عفى، واوسع من اعطى، واسمع من سئل، يا رحمن الدنيا والا خرة ورحيمهما، ليس كمثلك مسئول ولا سواك مامول، دعوتك فاجبتني، وسئلتك فاعطيتني، ورغبت اليك فرحمتني، ووثقت بك فنجيتني، وفزعت اليك فكفيتني. اللهم فصل على محمد عبدك ورسولك ونبيك، وعلى آله الطيبين الطاهرين اجمعين، وتمم لنا نعماءك، وهنئنا عطاءك، واكتبنا لك شاكرين، ولأ لائك ذاكرين،

[ 282 ]

آمين آمين رب العالمين. اللهم يا من ملك فقدر، وقدر فقهر، وعصي فستر، و استغفر فغفر، يا غاية الطالبين الراغبين، ومنتهى امل الراجين، يا من احاط بكل شي علما، ووسع المستقيلين رأفة ورحمة وحلما. اللهم انا نتوجه اليك في هذه العشية، التي شرفتها و عظمتها بمحمد نبيك ورسولك وخيرتك من خلقك، وامينك على وحيك، البشير النذير، السراج المنير، الذي انعمت به على المسلمين، وجعلته رحمة للعالمين. اللهم فصل على محمد وآل محمد كما محمد اهل لذلك منك يا عظيم، فصل عليه وعلى آله المنتجبين الطيبين الطاهرين اجمعين، وتغمدنا بعفوك عنا، فاليك عجت الا صوات بصنوف اللغات، فاجعل لنا اللهم في هذه العشية نصيبا من كل خير تقسمه بين عبادك، و نور تهدي به، ورحمة تنشرها، وبركة تنزلها، وعافية

[ 283 ]

تجللها، ورزق تبسطه، يا ارحم الراحمين. اللهم اقلبنا في هذا الوقت منجحين مفلحين مبرورين غانمين ولا تجعلنا من القانطين، ولا تخلنا من رحمتك، ولا تحرمنا ما نؤمله من فضلك، ولا تجعلنا من رحمتك محرومين، ولا لفضل ما نؤمله من عطاءك قانطين، ولا تردنا خائبين، ولا من بابك مطرودين، يا اجود الا جودين واكرم الا كرمين، اليك اقبلنا موقنين، ولبيتك الحرام آمين قاصدين، فاعنا على مناسكنا، واكمل لنا حجنا، واعف عنا وعافنا، فقد مددنا اليك ايدينا، فهي بذلة الا عتراف موسومة. اللهم فاعطنا في هذه العشية ما سئلناك، واكفنا ما استكفيناك، فلا كافي لنا سواك، ولا رب لنا غيرك، نافذ فينا حكمك، محيط بنا علمك، عدل فينا قضاؤك، اقض لنا الخير، واجعلنا من اهل الخير. اللهم اوجب لنا بجودك عظيم الا جر وكريم الذخر و

[ 284 ]

دوام اليسر، واغفر لنا ذنوبنا اجمعين، ولا تهلكنا مع الهالكين، ولا تصرف عنا رافتك ورحمتك يا ارحم الراحمين. اللهم اجعلنا في هذا الوقت ممن سئلك فاعطيته، وشكرك فزدته، وتاب اليك فقبلته، وتنصل اليك من ذنوبه كلها فغفرتها له، يا ذا الجلال والا كرام. اللهم ونقنا وسددنا واعصمنا، واقبل تضرعنا يا خير من سئل، ويا ارحم من استرحم، يا من لا يخفى عليه اغماض الجفون، ولا لحظ العيون، ولا ما استقر في المكنون، ولا ما انطوت عليه مضمرات القلوب، الا كل ذلك قد احصاه علمك ووسعه حلمك، سبحانك وتعاليت عما يقول الظالمون علوا كبيرا، تسبح لك السموات السبع والا رضون ومن فيهن، وان من شي الا يسبح بحمدك، فلك الحمد والمجد وعلو الجد، يا ذا الجلال و الا كرام والفضل والا نعام، والا يادى الجسام، وانت

[ 285 ]

الجواد الكريم الرءوف الرحيم. اللهم اوسع علي من رزقك الحلال، وعافني في بدني وديني، وآمن خوفي واعتق رقبتي من النار. اللهم لا تمكر بي، ولا تستدرجني، ولا تخدعني، وادر عني شر فسقة الجن والا نس. سپس آن حضرت عليه السلام سر به آسمان برداشته، و در حالى كه بر گونه هاى شريفش اشك مىريخت، با صداى بلند مى فرمود: يا اسمع السامعين، يا ابصر الناظرين، ويا اسرع الحاسبين، ويا ارحم الراحمين، صل على محمد وآل محمد السادة الميامين، واسئلك اللهم حاجتي التي ان اعطيتنيها لم يضرني ما منعتني، وان منعتنيها لم ينفعني ما اعطيتني، اسئلك فكاك رقبتي من النار، لا اله الا انت وحدك لا شريك لك، لك الملك ولك الحمد، وانت على كل شي قدير، يا رب يا رب.

[ 286 ]

ومكرر مىگفت يا رب وكسانيكه همراه حضرت بودند گوش مىدادند وفقط آمين مىگفتند پس صداهايشان بلند شد به گريستن با آن حضرت تا آفتاب غروب كرد وروانه بطرف مشعر الحرام شدند و (سيد ابن طاووس) در كتاب (اقبال) بعد از كلمه (يا رب) اين دعا را نيز افزوده است. الهي انا الفقير في غناي، فكيف لا اكون فقيرا في فقري، الهي انا الجاهل في علمي، فكيف لا اكون جهولا في جهلي. الهي ان اختلاف تدبيرك وسرعة طواء مقاديرك منعا عبادك العارفين بك عن السكون إلى عطاء واليأس منك في بلاء، الهي مني ما يليق بلؤمي، ومنك ما يليق بكرمك. الهي وصفت نفسك باللطف والرأفة لي قبل وجود ضعفي، افتمنعني منهما بعد وجود ضعفي. الهي ان ظهرت المحاسن مني فبفضلك ولك المنة

[ 287 ]

علي، و ان ظهرت المساوي مني فبعدلك ولك الحجة علي. الهي كيف تكلني وقد تكفلت لي، وكيف اضام وانت الناصر لي، ام كيف اخيب وانت الحفي بي، ها انا اتوسل اليك بفقري اليك، وكيف اتوسل اليك بما هو محال ان يصل اليك، ام كيف اشكو اليك حالي وهو لا يخفى عليك، ام كيف اترجم بمقالي وهو منك برز اليك، ام كيف تخيب آمالي وهي قد وفدت اليك، ام كيف لا تحسن احوالي وبك قامت. الهي ما الطفك بي مع عظيم جهلي، وما ارحمك بي مع قبيح فعلي. الهي ما اقربك مني وابعدني عنك، وما أرافك بي فما الذي يحجبني عنك. الهي علمت باختلاف الا ثار وتنقلات الا طوار ان

[ 288 ]

مرادك مني ان تتعرف إلى في كل شي حتى لا اجهلك في شيء. الهي كلما اخرسني لؤمي انطقني كرمك، وكلما آيستني اوصافي اطمعتني مننك. الهي من كانت محاسنه مساوي، فكيف لا تكون مساويه مساوي، ومن كانت حقائقه دعاوي، فكيف لا تكون دعاويه دعاوي. الهي حكمك النافذ ومشيتك القاهرة لم يتركا لذي مقال مقالا، ولا لذي حال حالا. الهي كم من طاعة بنيتها، وحالة شيدتها، هدم اعتمادي عليها عدلك، بل اقالني منها فضلك. الهي انك تعلم اني وان لم تدم الطاعة مني فعلا جزما فقد دامت محبة وعزما، الهي كيف اعزم وانت القاهر، وكيف لا اعزم وانت الامر.

[ 289 ]

الهي ترددي في الاثار يوجب بعد المزار، فاجمعني عليك بخدمة توصلني اليك، كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر اليك، ايكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك، متى غبت حتى تحتاج إلى دليل يدل عليك، ومتى بعدت حتى تكون الآثار هي التي توصل اليك، عميت عين لا تراك عليها رقيبا، و خسرت صفقة عبد لم تجعل له من حبك نصيبا. الهي امرت بالرجوع إلى الآثار، فارجعني اليك بكسوة الانوار وهداية الا ستبصار حتى ارجع اليك منها كما دخلت اليك منها مصون السر عن النظر اليها، و مرفوع الهمة عن الاعتماد عليها، انك على كل شيء قدير. الهي هذا ذلي ظاهر بين يديك، وهذا حالي لايخفى عليك، منك اطلب الوصول اليك، وبك استدل عليك، فاهدني بنورك اليك، واقمني بصدق العبودية بين يديك.

[ 290 ]

الهي علمني من علمك المخزون، وصني بسترك المصون. الهي حققني بحقائق اهل القرب، واسلك بي مسلك اهل الجذب. الهي اغنني بتدبيرك لي عن تدبيري، وباختيارك عن اختياري، واوقفني على مراكز اضطرارى. الهي اخرجني من ذل نفسي، وطهرني من شكي و شركي قبل حلول رمسي، بك انتصر فانصرني، وعليك اتوكل فلا تكلني، واياك اسئل فلا تخيبني، وفي فضلك ارغب فلا تحرمني، وبجنابك انتسب فلا تبعدني، و ببابك اقف فلا تطردني. الهي تقدس رضاك ان يكون له علة منك، فكيف تكون له علة مني.

[ 291 ]

الهي انت الغنى بذاتك ان يصل اليك النفع منك، فكيف لا تكون غنيا عني. الهي ان القضأ والقدر يمنيني، وان الهوى بوثائق الشهوة اسرني، فكن انت النصير لي حتى تنصرني و تبصرني، واغنني بفضلك حتى استغني بك عن طلبي. انت الذي اشرقت الا نوار في قلوب اولياءك حتى عرفوك ووحدوك، وانت الذي ازلت الا غيار عن قلوب احباءك حتى لم يحبوا سواك، ولم يلجئوا إلى غيرك، انت المونس لهم حيث اوحشتهم العوالم، وانت الذي هديتهم حيث استبانت لهم المعالم، ماذاوجد من فقدك، وما الذي فقد من وجدك، لقد خاب من رضي دونك بدلا، ولقد خسر من بغى عنك متحولا، كيف يرجى سواك وانت ما قطعت الا حسان، وكيف يطلب من غيرك وانت ما بدلت عادة الا متنان، يا من اذاق احباءه حلاوة المؤانسة فقاموا بين يديه متملقين، ويا من البس اولياءه ملابس

[ 292 ]

هيبته فقاموا بين يديه مستغفرين، انت الذاكر قبل الذاكرين، وانت البادي بالا حسان قبل توجه العابدين، و انت الجواد بالعطاء قبل طلب الطالبين، وانت الوهاب ثم لما وهبت لنا من المستقرضين. الهى اطلبني برحمتك حتى اصل اليك، واجذبني بمنك حتى اقبل عليك. الهي ان رجائي لا ينقطع عنك وان عصيتك، كما ان خوفي لا يزايلني وان اطعتك، فقد دفعتنى العوالم اليك، و قد اوقعني علمي بكرمك عليك. الهي كيف اخيب وانت املي، ام كيف اهان وعليك متكلي، الهي كيف استعز وفي الذلة اركزتني، ام كيف لا استعز واليك نسبتني، الهي كيف لا افتقر وانت الذي في الفقراء اقمتني، ام كيف افتقر وانت الذي بجودك اغنيتني، وانت الذي لا اله غيرك، تعرفت لكل شيء فما جهلك شيء، وانت الذي تعرفت الي في كل شيء، فرايتك

[ 293 ]

ظاهرا في كل شيء، وانت الظاهر لكل شيء. يا من استوى برحمانيته فصار العرش غيبا في ذاته، محقت الآ ثار بالآ ثار، ومحوت الا غيار بمحيطات افلاك الانوار، يا من احتجب في سرادقات عرشه عن ان تدركه الابصار، يا من تجلى بكمال بهاءه فتحققت عظمته الاستواء، كيف تخفى وانت الظاهر، ام كيف تغيب وانت الرقيب الحاضر، انك على كل شئ قدير، والحمد لله وحده). زيارت حضرت امام حسين عليه السلام در روز عرفه يكى از مستحبات روز عرفه زيارت حضرت امام حسين عليه السلام است پس اين زيارت را به قصد رجاء بخوان: السلام عليك يا وارث آدم صفوة الله، السلام عليك يا وارث نوح نبي الله، السلام عليك يا وارث إبراهيم خليل الله،

[ 294 ]

السلام عليك يا وارث موسى كليم الله، السلام عليك يا وارث عيسى روح الله، السلام عليك يا وارث محمد حبيب الله، السلام عليك يا وارث امير المؤمنين، السلام عليك يا وارث فاطمة الزهراء، السلام عليك يا بن محمد المصطفى، السلام عليك يا بن علي المرتضى، السلام عليك يا بن فاطمة الزهراء، السلام عليك يا بن خديجة الكبرى، السلام عليك يا ثارالله وابن ثاره والوتر الموتور اشهد انك قد اقمت الصلاة، وآتيت الزكاة، وامرت بالمعروف، ونهيت عن المنكر، وأطعت الله حتى أتيك اليقين، فلعن الله أمة قتلتك، ولعن الله امة ظلمتك و لعن الله أمة سمعت بذلك فرضيت به، يا مولاي يا ابا عبد الله، اشهد الله وملائكته وانبيائه ورسله اني بكم مؤمن وبايابكم موقن، بشرائع دينى، وخواتيم عملي، ومنقلبي إلى ربي، فصلوات الله عليكم وعلى ارواحكم وعلى اجسادكم وعلى شاهدكم وعلى غائبكم وظاهركم

[ 295 ]

وباطنكم، السلام عليك يا بن خاتم النبيين، وابن سيد الوصيين، وابن امام المتقين، وابن قائد الغر المحجلين إلى جنات النعيم، وكيف لا تكون كذلك وانت باب الهدى، وامام التقى، والعروة الوثقى، والحجة على اهل الدنيا، وخامس اصحاب الكساء، غذتك يد الرحمة، ورضعت من ثدي الا يمان، وربيت في حجر الا سلام، فالنفس غير راضية بفراقك، ولاشاكة في حياتك، صلوات الله عليك وعلى آباءك وابناءك، السلام عليك يا صريع العبرة الساكبة، وقرين المصيبة الراتبة، لعن الله امة ن استحلت منك المحارم، وانتهكت فيك حرمة الا سلام، فقتلت صلى الله عليك مقهورا، واصبح رسول الله صلى الله عليه وآله بك موتورا، واصبح كتاب الله بفقدك مهجورا، السلام عليك وعلى جدك وابيك، وامك واخيك، وعلى الا ئمة من بنيك، وعلى المستشهدين معك، وعلى الملائكة الحافين بقبرك، والشاهدين لزوارك، المؤمنين بالقبول على دعاء

[ 296 ]

شيعتك، والسلام عليك ورحمة الله وبركاته، بابي انت و امي يا بن رسول الله، بابي انت وامي يا ابا عبد الله، لقد عظمت الرزية، وجلت المصيبة بك علينا وعلى جميع اهل السماوات والا رض، فلعن الله امة اسرجت والجمت وتهيأت لقتالك، يا مولاى يا ابا عبد الله، توسلت وتوجهت اليك اسأل الله بالشأن الذي لك عنده، وبالمحل الذي لك لديه، ان يصلي على محمد وآل محمد، وان يجعلنى معكم في الدنيا والاخرة، بمنه وجوده وكرمه. سپس دو ركعت نماز بخوان وبگو: اللهم اني صليت وركعت وسجدت لك وحدك لاشريك لك، لا ن الصلاة والركوع والسجود لايكون إلا لك، لا نك انت الله لا اله الا انت. اللهم صل على محمد وآل محمد، وابلغهم عني افضل التحية والسلام واردد على منهم التحية والسلام، اللهم وهاتان الركعتان هدية مني إلى مولاي وسيدي

[ 297 ]

وامامى الحسين بن علي عليهما السلام، اللهم صل على محمد وآل محمد وتقبل ذلك مني، واجزني على ذلك افضل املي ورجائي فيك، وفي وليك يا ارحم الراحمين. ودر زيارت حضرت على اكبر عليه صلوات الله بگو: (السلام عليك يا بن رسول الله، السلام عليك يا بن نبي الله، السلام عليك يا بن امير المؤمنين السلام عليك يا بن الحسين الشهيد، السلام عليك ايها الشهيد بن الشهيد، السلام عليك ايها المظلوم ابن المظلوم، لعن الله امة قتلتك، ولعن الله امة ظلمتك، ولعن الله امة سمعت بذلك فرضيت به، السلام عليك يا مولاى، السلام عليك يا ولي الله وابن وليه، لقد عظمت المصيبة، وجلت الرزية بك علينا وعلى جميع المؤمنين، فلعن الله امة قتلتك، وابرء إلى الله واليك منهم في الدنيا والاخرة.

[ 298 ]

ودر زيارت ساير شهداء عليهم السلام بگو: السلام عليكم يا اولياء الله واحباءه، السلام عليكم يا اصفياء الله واوداءه، السلام عليكم يا انصار دين الله، وانصار نبيه، وانصار امير المؤمنين، وانصار فاطمة سيدة نساء العالمين، السلام عليكم يا انصار ابي محمد الحسن الولى الناصح، السلام عليكم يا انصار ابي عبدالله الحسين الشهيد المظلوم، صلوات الله عليهم اجمعين، بابى انتم وامي، طبتم وطابت الارض التى فيها دفنتم، وفزتم والله فوزا عظميا، ياليتني كنت معكم فافوز معكم في الجنان مع الشهداء والصالحين، وحسن اولئك رفيقا، والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته. واز حضرت صادق عليه السلام نقل شده هر كس زيارت كند آن حضرت را در هر كجا ودر هر وقت به اين كيفيت كه بجانب راست وچپ نظر كند پس سر به جانب

[ 299 ]

آسمان كند واين كلمات را بگويد: السلام عليك يا ابا عبدالله السلام عليك ورحمة الله وبركاته. اميد است كه ثواب حج وعمره براى او نوشته شود بنا بر اين شايسته است كسانيكه روز عرفه در عرفات هستند اين سلام مختصر را نيز ترك نكنند.

مكتبة يعسوب الدين عليه السلام الالكترونية