الرئيسية  اتصل بنا  خارطة الموقع   
 
 
  إرسل لنا كتاب | أخبرنا عن خطأ  
أ ب ت  ...




احكام و آداب الحج (فارسي) - السيد الگلپايگاني

احكام و آداب الحج (فارسي)

السيد الگلپايگاني


[ 1 ]

سؤال وجواب پيرامون مسائل حج مطابق با فتواى حضرت آية الله العظمى فقيه اهل بيت العصمة آقاى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى متع الله المسلمين بطول بقائه

[ 2 ]

بسم الله الرحمن الرحيم ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا

[ 3 ]

مقدمه بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله الطيبين الطاهرين يكى از عبادات بزرگ و پر بار اسلامى، حج بيت الله است. آيات متعدده قرآن كريم با آن تعبيرات خاص وبيان محكم وقاطعانه و نيز احاديث وروايات خاندان وحى در پيرامون حج حكايت از اهميت وويژگى فوق - العاده آن مىكند ومادر اينجا بعضى از آن آيات و روايات را ذكر مىكنيم إن اول بيت وضع للناس للذى ببكة مباركا وهدى للعالمين فيه آيات بينات مقام ابراهيم ومن دخله كان آمنا ولله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ومن كفر فان الله غنى عن العالمين. (1) نخستين خانه اى كه براى عموم مردم پايه گذارى شده همان


1 - سوره آل عمران آيه 91 و 92 و 93

[ 4 ]

خانه‌اى است كه در مكه قرار دارد كه منشأ بركت ونشانه هدايت جهانيان است. در آن نشانه‌هاى درخشان و مقام ابراهيم است وهر كس در آن حرم وارد شود در امنيت است. براى خداست بر مردم، حج آن خانه اين وظيفه كسى است كه راهى بدانجا داشته باشد وبتواند خود را به آنجا برساند و كسى كه روى از اين فرمان بگرداند خداود از جهانيان بى نياز است. ومن كان في هذه اعمى فهو في الآخرة اعمى واضل سبيلا (1) هر كس در اين جهان بينائى ندارد در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر خواهد بود. روايات متعددى در رابطه با اين آيه، رسيده كه آن كوردل كه در دنيا نابينا و در آخرت نيز نابينا و گمراه‌تر است كسى است كه زيارت حج را با قدرت وتوانائى كه بر انجام آن دارد به تاخير بيندازد تا مرگ او فرا برسد (2) وانفقوا مما رزقناكم من قبل ان ياتى احدكم الموت فيقول رب لولا اخرتنى إلى اجل قريب فاصدق واكن من الصالحين (3) از آنچه به شما روزى داديم انفاق كنيد پيش از آن كه مرگتان فرا برسد وبگوئيد پرودگارا اجل مرا براى كوتاه مدت تاخير انداز تا صدقه داده و از صالحين شوم. از امام صادق عليه السلام راجع به اين آيه پرسش شد آن حضرت فرمودند واكن من الصالحين اى احج (4) يعنى با انجام حج از صالحين و


1 - سوره اسراء آيه 72 2 - جامع احاديث الشيعه ج 10 ص 233 3 - سوره منافقون آيه 10 4 - جامع احاديث الشيعه ج 10 ص 166

[ 5 ]

نيكوكاران باشم. در اينجا امام صادق (ع) حج را بعنوان سمبل صلاح وشايستگى و نيكوكارى ياد مىكند. رسول الله صلى الله عليه وآله فرمود: من اراد دنيا و آخرة فليوم هذا البيت (1) كسيكه خواهان دنيا وآخرت است بعزم زيارت خانه كعبه بشتابد. دنيا وآخرت را بايد از اين خانه، طلبيد وهمه چيز را بايد از آنجا جستجو كرد. نه تنها مثوبتها وپاداشهاى بزرگ الهى در جهان ابدى وابستگى به اين سفر معنوى دارد كه مجد وكيان امت اسلامى وسربلندى وبقاء و دوام آنان در برابر اقوام و ملل جهان و خوشبختى مادى آنان نيز در پناه و پرتو حج بيت الله تامين خواهد گرديد و از اين رو امام على بن ابي طالب عليه السلام در بستر شهادت و در لحظات پايان زندگى ضمن سفارشات زنده وارزنده ووصاياى حالب و جاويدش فرزندان خود را توصيه به حج كرده واين سفر روحانى را رمز بقاء و دوام آنان مىشمرد و بدين گونه آنرا ارزيابى مىكند الله الله في بيت ربكم لا تخلوه ما بقيتم فانه ان ترك لم تناظروا 2 خدا را در رابطه با كانون رحمت پروردگار - كعبه - منظور داريد باز هم خدا را فراموش نكنيد تا جان داريد اين خانه را خلوت و خالى نگذاريد چه اگر زيارت كعبه را ترك كنيد مورد نظر رحمت خدا و كرامت انسانها واقع نخواهيد شد. ناگفته نماند كه حج عبادتى است جامع و داراى ابعاد گسترده و ضمنا بر اثر شرايط وموقعيت خاصى كه - از جهت مكلفين و زمان ومكان -


1 - مدرك سابق ص 165 2 - نهج البلاغه باب رسائل و كتب شماره 47

[ 6 ]

دارد مسائل زياد ونامأنوسى را دار است كه بايد حج كننده كاملا با آن مسائل آشنا باشد تا عمل خود را بروجه مطلوب، انجام دهد. شعائر وبرنامه حج را علماى اعلام گذشته انار الله برهانهم وعلماى بزرگ معاصر، اعلى الله كلمتهم در كتابهاى مخصوص به اين موضوع بيان فرموده و توضيح داده‌اند كه در اين ميان، بزرگترين اسطوانه علمى شيعه در اعصار اخيره، علم الهدى شيخ مرتضى انصارى قدس الله نفسه الزكية گوى سبقت را ربوده و كتابى مخصوص مناسك حج نوشته كه ماده اصلى و محور اساسى مناسكهاى فقهاء بعد شده و آنان با استفاده از آن و تغيير وتبديلاتى در آن، مناسك حج نوشته ودر دسترس مقلدين گذارده‌اند. ليكن كثرت فروع وزيادى مسائل حج ومخصوصا مسائلى كه بر اثر پيدايش وقايع وحوادث تازه وپيش آمدن شرايط زمانى و مكانى خاص و وسائل و آلات وابزار نوين پيش مىآيد بنحوى است كه مردم نمىتوانند همه مسائل خود را در مناسك بيابند و خلاصه مناسكها جوابگوى تمام حوائج و مسائل روزمره آنان نبوده ونيست از اينرو مسائل ديگرى را كه همواره با آن سر و كار دارند ويا احيانا براى آنان پيش آمده مورد پرسش قرار داده‌اند. كتاب حاضر مجموعه اى از اين قبيل، مسائل است كه در طول ساليانى از مرجع عاليقدر شيعه سيد الفقهاء والمجتهدين آية الله العظمى آقاى گلپايگانى مد ظله العالى پرسش شده ومعظم له جواب داده‌اند وخود مجموعه اى نفيس وگرانبها و حاوى مسائل گوناگون ومورد نياز وگاه گاه متعرض نكات علمى است كه با ضميمه به مناسك حج بخوبى رفع نياز فعلى حجاج وزائران بيت الله را مىكند. در اينجا چند نكته را ياد آور مىشويم. 1 - اين كتاب، قسمتى از سؤال وجوابهاى بسيارى است كه در ابواب مختلف فقهى از آن مرجع بزرگ اسلامى شده وقسمتى از آنها كه از

[ 7 ]

باب تقليد، آغاز و به باب امر به معروف ونهى از منكر، پايان مىيافت سال گذشته در دسترس فضلا و مقلدين و اهل مطالعه قرار گرفت وچون اين قسمت ويژه احكام حج است و از طرفى حجاج محترم ناچارند آنرا با خود در سفر داشته باشند، لذا اين مسائل، تنها وبدون ضميمه ابواب ديگر بصورت كتابى مستقل، قرار داده شد تا حمل ونقل آن، سهل وآسان باشد 2 - اين سؤال وجوابها نيز مانند قسمت قبلى بوسيله دو نفر از فضلاى برجسته و با تقواى حوزه علميه قم حضرت حجة الاسلام آقاى ثابتى همدانى وحضرت حجة الاسلام آقاى نيرى همدانى دامت افاضاتهما كه از افاضل تلامذه آن زعيم عاليقدرند تنظيم شده وبدين صورت در آمده است 3 - سؤال وجوابهائى كه در قسمت اواخر مناسك حج معظم له بوده نيز در اين كتاب، آمده وهر يك از آنها در بحث مناسب خود ادغام شده است اميد آن كه عموم طبقات، از اين گرانبها بهره‌مند گرديده و بتوانند وظايف حج خود را بدين وسيله تشخيص داده وبكار ببرند. خداوند بزرگ همه را از ثمرات شيرين وآثار چشم گير وبيشمار سفر حج بهره‌مند گرداند انتظار مىرود كه حجاج در آن اماكن شريفه كه جايگاه نزول وحى و قرآن كريم است برادران دينى خود را از دعاى خير فراموش نفرمايند. (على كريمى جهرمى)

[ 8 ]

استطاعت 1 - س - آيا به زنى كه شوهرش بدهكار مىباشد وماهيانه مقدار زيادى نزول مىدهد حج واجب مىشود يا نه؟ ج - اداء دين شوهر بر زن واجب نيست و اگر استطاعت دارد واجب است حج خود را بجا آورد. 2 - س - كسى كه به اندازه مخارج حج دارد ولى براى پسرش ازدواج نكرده و يا فرزندش مريض ومحتاج به معالجه و درمان است در اين صورت حج مقدم است يا اين امور يعنى ازدواج ومعالجه؟ ج - اگر از جهت ترك تزويج در عسر وحرج واقع نمىشود حج مقدم است و اگر امر دائر شد بين حج ومعالجه مرض، معالجه مقدم است ومستطيع نيست. 3 - س - كسى كه از سال قبل مستطيع است ولى هنوز بمكه مشرف نشده آيا مىتواند در ايام خارج از اشهر حج براى عمره مفرده مشرف شود يا خير؟ ج - بلى جايز است لكن اگر رفتن براى عمره مفرده موجب سلب قدرت او از انجام حج واجب شود جايز نيست. 4 - س - مديران گروه حج، اشخاصى را بعنوان روحانى و يا كارمند با خود به مكه مىبرند و فقط مخارج رفت و برگشت را به آنها مىدهند در اين

[ 9 ]

فرض حج بر آنها واجب مىشود؟ ودر صورت عدم وجوب مىتوانند عوض ديگرى حج بجا آورند يا نه؟ ج - در فرض سؤال، اگر بعد از رسيدن بميقات، دارائى آنها وافى به لباس احرام و قربانى و مخارج عائله شان در اين مدت باشد مستطيع مىباشند وواجب است براى خود حج بجا آوردند واگر وافى نيست يا در سالهاى قبل، حج خود را انجام داده‌اند مىتوانند از ديگرى در حج ميقاتى نيابت نمايند. 5 - س - كسيكه مستطيع بوده ولى هنوز به مكه مشرف نشده اگر در غير ماههاى حج براى عمره مفرده بمكه مشرف شود از استطاعت مالى مىافتد و نمىتواند در ايام حج به مكه برود آيا مىتواند براى عمره برود يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر در همان سال، استطاعت پيدا كرده وهنگام فراهم نمودن مقدمات سفر حج نرسيده و علم به تمكن از حج در وقت خود ندارد جايز است آن مال را صرف عمره مفرده نمايد و لكن اگر علم دارد كه متمكن از حج در وقت آن است در اين صورت قبل از اوان حج احتياط واجب عدم صرف آن مال در عمره مفرده است و در اوقاتى كه بايد مقدمات و وسائل سفر حج را تهيه نمود جايز نيست. 6 - س - اينجانب قصد زيارت بيت الله را دارم وبا اين كه شوهرم ثروتمند است مانع رفتن بحج است وراضى نمىشود كه مقدارى از اموالم را جهت حج بفروش برسانم در اين صورت تكليفم چيست اطاعت شوهر مقدم است ويا حج؟ ج - حج مقدم است و در ترك واجب نبايد اطاعت شوهر كرد. 7 - س - افرادى مثل دكتر و آشپز مستطيع هستند وحمله‌دارها آنان را بعنوان طبابت و آشپزى به مكه مىبرند آيا با اين كه به اين عنوان به مكه

[ 10 ]

مىروند مىتوانند اعمال حج را بقصد حجة الاسلام انجام بدهند واسقاط تكليف از آنها مىشود يا نه؟ ج - همان حج را بقصد حجة الاسلام بجا آورند مجزى است. 8 - س - شخصى كه وجوهات، از قبيل خمس و زكوة و مظالم در مالش باشد مىتواند فقط مخارج مكه را تخميس كند وبمكه برود وبقيه اموالش را تخميس ننمايد يا نه و در اين صورت حج او صحيح است يا نه؟ ج - تصرف در مالى كه خمس به آن تعلق گرفته قبل از اداء خمس، جايز نيست و با اداء خمس مقدارى كه مىخواهد خرج سفر مكه كند منع از تصرف، رفع نمىشود بلى اگر تمام آن پول را بعنوان خمس به مجتهد بدهد وچهار خمس آنرا مثلا قرض نمايد تصرف در آن جايز است وبا ندادن خمس متعلق بمال اگر چه معصيت نموده لكن اگر لباس احرام و نعلين در حال سعى و پول قربانى از غير مال متعلق خمس باشد يا اين كه آنها را به ذمه خريده باشد حج او صحيح است. 9 - س - شخصى دارائيش را كه در حدود سيصد هزار تومان از املاك مشاع بوده به ورثه خود كه پنج دختر مىباشد صلح كرده فرزندان نيز در آمد آنرا به پدر تا آخر عمر مصالحه نموده‌اند و اكنون تمام مال بعنوان بهره‌بردارى تحت تصرف او مىباشد يكى از ورثه، هنگام صلح ومصالحه در حال احتضار بوده وبعدا فوت شده در اين صورت قضاى حج براى شخصى كه فوت شده لازم است يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه زمان استطاعت در حال حيوة قابل انجام حج نبوده استيجار حج براى او واجب نيست 10 - س - كسى در آمد خود را ذخيره مىكند كه بعد از مدتى خانه كوچك خود را كه به سختى در آن زندگى مىكند تبديل به خانه وسيعى نمايد

[ 11 ]

حال اگر بتواند قبل از خريد خانه به حج برود آيا حج بر او واجب است يا اين كه لزوم خانه مانع از وجوب حج است؟ ج - اگر قبل از اوقات مهيا شدن براى حج صرف خانه مسكونى نمايد مانعى ندارد لكن اگر تا اوان حج نخريده واجب است در صورت وجود ساير شرايط، حج را بجا آورد. 11 - س - زنى است كه بيست وپنج هزار تومان آب وملك از ارثيه پدر دارد و در ذمه شوهرش مهريه هم دارد ودر ضمن عوائد اين آب وملك مخارج سالانه او و شوهرش مىباشد زيرا شوهر او مالى از خود ندارد. آيا اين زن مستطيعه است يا نه؟ ج - در صورتى كه قبلا حج بر او مستقر نشده وفعلا هم اگر بخواهد برود و برگردد امر معاش او وشوهرش مختل مىشود استطاعت ندارد. 12 - س - كسى ملكى دارد كه براى مخارجش كافى نيست واز سهم مبارك امام عليه السلام مصرف مىكند و اگر آن ملك را بفروشد باندازه مخارج مكه هست ولكن در مراجعت باز بايد از سهم مبارك امام عليه السلام مصرف نمايد آيا استطاعت براى چنين شخصى حاصل است يا نه؟ ج - شخص مذكور، مستطيع نيست. 13 - س - شخصى جهت انجام اعمال حج، نائب مىشود وپس از نائب شدن خودش استطاعت پيدا مىكند در اين صورت اجاره باطل مىشود يا نه ج - در فرض سؤال كه استطاعت از غير جهت اجاره، حاصل شده كشف مىشود كه اجاره باطل بوده وبايد حج خود را بجا آورد. 14 - س - شخصى در حجة الاسلام بعد از اعمال عمره در روز هفتم در اثر تصادف با ماشين در حال بيهوشى او را به ايران آوردند حال آيا در سالهاى بعد بايد خودش به مكه برود ويا نائب بگيرد و يا اصلا برى الذمه

[ 12 ]

شده وچيزى بر او واجب نيست و استقرار حج در سالهاى قبل براى او و يا عدم استقرار، فرقى دارد يا نه و در صورت وجوب نيابت، حج ميقاتى جهت او كافى است يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر در سال اول استطاعت او بوده و فعلا ديگر استطاعت ندارد واجب نيست ولى اگر فعلا استطاعت دارد واجب است عمره و حج تمتع را ثانيا بجا آورد و هم چنين اگر از سالهاى قبل، مستطيع بوده بايد حج را بجا آورد و با عذر شرعى، گرفتن نائب كافى است ودر مواردى كه جايز باشد نائب بگيرد حج ميقاتى كافى است. 15 - س - زنى است فقير وبىبضاعت، فرزندش مىخواهد او را با خود به مكه ببرد ولى شوهرش مىگويد من راضى نيستم آيا حج بر اين زن واجب است يا نه و اجابت دعوت كننده براى حج در غير صورت فوق واجب است يا نه؟ ج - در اين صورت حج واجب است وزوج حق منع ندارد واجابت دعوت كننده براى حج در غير اين صورت نيز واجب است. 16 - س - شخص لال اگر مستطيع باشد واجب است براى انجام عمل حج به مكه برود يا نه؟ ج - بلى واجب است و در نماز بجاى قرائت اشاره كند و اگر مىتواند زبان را حركت دهد. 17 - س - اينجانب چند سال قبل، ازدواج كردم ومهريه ام هفت هزار وپانصد تومان مىباشد ودر آن زمان هزينه حج، خيلى كمتر از هزينه فعلى بود و خودم را با اين مهريه مستطيع مىدانستم ولى شوهرم مهريه مرا نداده بود كه بحج مشرف شوم بنابر اين فعلا بر من واجب است كه به مكه بروم يا نه؟

[ 13 ]

ج - در فرض سؤال اگر شوهر شما متمكن بوده كه مهريه شما را بدهد ومعذلك مسامحه كرديد و نگرفتيد حج بر شما مستقر شده وبايد بجا آوريد و اگر متمكن نبوده و يا اگر متمكن بوده به هيچ نحو حاضر نبوده مهريه شما را ادا كند و شما هم قدرت برگرفتن نداشتيد حج بر شما واجب نشده. 18 - س - كسىكه استطاعت بدنى ندارد اما استطاعت مالى دارد آيا در زمان حيات خود لازم است براى حج نائب بگيرد يا نه ودر صورت لزوم آيا استنابه از ميقات، كفايت مىكند يا نه؟ ج - اگر رجاء حصول استطاعت بدنى ندارد بايد نائب بگيرد و استنابه از ميقات، كافى است واگر رجاء دارد احتياط واجب آن است نائب بگيرد واگر رفع عذر شد خودش نيز بحج برود. 19 - س - زنى از جهات مالى استطاعت دارد ولكن از لحاظ بدن داراى چندين مرض است از جمله آنها درد پا كه بمحض چند قدم راه رفتن از پا در مىآيد با اين حالت ديگرى را نائب بگيرد يا نه؟ ج - در صورتى كه بهيچ وجه نتواند اداء تكليف نمايد ولو به اين كه او را طواف بدهند ودر سعى بين صفا ومروه سواره او را سعى بدهند و مايوس از رفع كسالت و تمكن در آتيه باشد مىتواند در حال حيوة خود نائب بگيرد. 20 - س - حمله‌دارها به شخصى مىگويند اگر ده نفر حاج فراهم كردى كه با كاروان ما به مكه بيايند تو را مجانى به مكه مىبريم در صورتى كه حمله‌دارها به حجاج اجحاف مىكنند بنابر اين، شخص مزبور سبب اجحاف و اغفال حجاج شده است حال آيا رفتن او مشروع است وكفايت از حجة الاسلام مىكند يا نه. ج - اين كار، ضررى بحج او نمىزند وكفايت از حجة الاسلام مىكند

[ 14 ]

ولى اجحاف واغفال مسلمين مذموم است. 21 - س - به ساكنين مكه همه ساله حج واجب است يا نه؟ ج - بر هر مستطيع خواه ساكن حرم باشد يا بعيد در عمر، بيش از يك مرتبه حجة الاسلام واجب نيست بلى از جهات ديگر ممكن است در سالهاى ديگر بر بعضى واجب شود. 22 - س - طلبه‌اى كه قيمت كتابهاى او از مصارف حج بيشتر است آيا واجب است كه كتابهايش را بفروشد يا قرض نمايد وبه حج برود در حاليكه برايش ممكن است كه بعدها تدريجا همان كتابها را تهيه نموده ويا قرض را ادا كند؟ ج - در صورتى كه كتابها مورد حاجت فعلى او نباشد وفروش آنها ممكن باشد واجب است - ولو با استقراض - به حج برود. 23 - س - شخصى مديون است بدين حال يعنى وقت پرداخت آن رسيده وقادر بر اداء آن مىباشد ودائن جدا مطالبه دين خود مىنمايد و بهيچ وجه راضى بتاخير نيست آيا جايز است چنين شخصى قبل از اداء دين بحج مشرف شود يا نه وحج واجب يا مستحب از او صحيح است يا نه؟ ج - در صورتى كه شخص مديون، ثروتمند باشد اداء دين و بجا آوردن حج هر دو بر او واجب است واگر عصيانا اداء دين نكرده مكه برود حج او صحيح است ولى گناه كرده بلى اگر قبلا مستطيع نبوده وفعلا هم اگر دين را اداء بكند نمىتواند به مكه برود حج بر او واجب نيست زيرا مستطيع نيست لكن معذلك اگر معصيت كند و حج برود حج او صحيح است وبعد از حصول استطاعت، واجب است دوباره به مكه برود ودر صحت حج، فرقى بين حج واجب ومستحب نيست. 24 - س - شخصى كه استطاعت بدنى ومالى داشته وعصيانا به مكه

[ 15 ]

نرفته وفعلا عاجز شده آيا مىتواند براى خود نايب بگيرد كه حج ميقاتى بجا آورد يا نه؟ ج - اگر فعلا قدرت ندارد ومايوس از توانائى بر رفتن خود در آينده نيز باشد مىتواند جهت حج ميقاتى نائب بگيرد. 25 - س - زنى كه خودش استطاعت مالى جهت رفتن حج دارد - ولو به اين كه مهريه خود را از شوهر بگيرد - ولى اگر اموال خود را صرف حج نمايد بعدا زندگى بر او سخت مى شود از اين نظر كه شوهرش نمىتواند وسائل زندگى او را مانند قبل فراهم نمايد آيا اين زن مىتواند بحج برود يا نه؟ ج - اگر بنحوى باشد كه با مصرف كردن اموال خود، زندگى آنان مختل مىشود مستطيعه نيست. 26 - س - چند سال قبل شخصصى به شبهه استطاعت رجاءا به حج مشرف شده و بعد از مراجعت هم قرضهاى او ادا شده واخلالى هم در امر معاشش پيدا نشده در اين صورت حج مذكور كفايت از حجة الاسلام مىكند يا نه؟ ج - اگر فعلا هم شك در استطاعت خود در آن سال دارد آن حج، مجزى از حجة الاسلام نيست. 27 - س - شخصى موقع حركت حجاج، مستطيع شده اما به هيچ عنوانى نمىتواند برود و براى سال آينده از استطاعت افتاده نظر مبارك را در باره چنين شخصى بيان فرمائيد. ج - در مفروض سؤال شخص مذكور، مستطيع نيست. 28 - س - شخصى استطاعت مالى جهت حج دارد ولى فعلا وجه موجود ندارد بلكه مطالباتى از اشخاص دارد كه پس از شش ماه ويا يك سال ديگر وصول مىشود در اين صورت واجب است قرض نمايد وبحج مشرف شود يا بگذارد سال آينده برود.

[ 16 ]

ج - شخصى كه از مردم بقدر رفتن مكه طلب دارد ولى مطالبات او را نمىدهند قرض كردن بر او واجب نيست لكن طلب اگر معجل باشد گرفتن آن براى انجام حج، ولو بمرافعه نزد حاكم شرع يا بوسيله ديگر لازم است واگر قرض كرد وبعدهم قادر بر اداء مىباشد مستطيع است و بايد بمكه برود واداء دين، در سال بعد، جزء مؤنه سال بعد است كه از ربح همان سال بدون اخراج خمس، مىشود ادا كرد. 29 - س - زنى مثلا مهرش بيست هزار تومان است وشوهرش هم قدرت بر اداء آن دارد آيا آن زن مستطيعه است، ومطالبه نمودن مهر - هر چند منجر به نزاع شود - واجب است يا نه؟ ج - اگر شوهر قدرت بر اداء داشته باشد وزن بتواند از او وصول نمايد مستطيعه است وواجب است از او بگيرد وحج را بجا آورد اگر چه با اوقات تلخى باشد. 30 - س - شخصى مستطيع است وقصد دارد بمكه برود ولى وجه نقد ندارد فقط اعتبار بانكى دارد آيا مىتواند از بانك وام بگيرد كه بعد از اموال خود بفروشد وبدهى بانكى خود را بپردازد يا نه؟ ج - گرفتن قرض ربوى حرام است ولكن اگر به يكى از عناوين محلله بگيرد مانع ندارد واما راجع به فروش مال اگر فعلا ممكن است اگر چه به كمتر از قيمت باشد واجب است بفروشد ودر همين سال به حج برود و اگر فروش آن ممكن نيست مگر به قيمت بسيار كم كه اجحاف است در اين سال واجب نيست حج بجا آورد ولازم نيست قرض كند لكن اگر قرض كرد و متمكن از اداء حج شد حجة الاسلام او صحيح است واين احكام در صورتى است كه سال اول استطاعت او باشد واما اگر از سالهاى قبل مستطيع بوده ومسامحه در اداء حج نموده تاخير آن بهيچ وجه جايز نيست.

[ 17 ]

31 - س - اين جانب... ساكن مازندران قصد تشرف به مكه داشتم هر چه كردم موافقت نشد اكنون شخصى مىگويد اگر مبلغ 25 هزار تومان بمن بدهى نام تو را در ليست كسانى كه اسمشان در آمده وعازم مكه اند خواهم نوشت، استدعا از آن مرجع بزرگ دارم كه وظيفه مرا بيان نموده وبفرمائيد كه آيا با اين شرائط بايد به مكه بروم يا نه؟ ج - اين اجحاف است وتحمل آن واجب نيست ودر صورتى كه سال اول استطاعت باشد مانع از حصول استطاعت است مكررنظير اين سؤال از حقير شده است وعلى الاسلام السلام اذ قد بليت الامة برعاة امثال هؤلاء. بعيد ميدانم كه مقامات مملكت با امتحاناتى كه سازمان اوقاف در اين چند سال داد از اين سوء استفاده ها مطلع نباشند معذلك براى اين كه مردم را در انجام امور مذهبى گرفتار ودر زحمت بيندازند وآزادى آنها را سلب نمايند با اين كه سفر به تمام نقاط دنيا حتى به مراكز قمار وفحشاء آزاد است در سفرهاى مذهبى وحج وزيارت مداخله مىنمايند واز جهات متعدد مردم را ناراضى وخشمگين مىسازند كه در مواقف حج ومشاهد مشرفه نيز آنان را از نفرين فراموش ننمايند مكرر اعلام نموده ايم كه غرض از تاسيس سازمان اوقاف در اختيار گرفتن مذهب براى اجراء مقاصد دستگاه وسلب استقلال از روحانيت وبى اثر كردن مساجد ومشاهد وبرنامه هاى مذهبى است اگر مقامات بناى ضديت با اسلام وقصد تغيير شخصيت اسلامى جامعه را ندارند و مىخواهند با فساد مبارزه كنند بايد اين سازمان را فورا منحل نموده وبمداخلات نامشروعش خاتمه دهند ودر هيج ملت و مذهب وقانونى ديده وشنيده نشده است كه براى عبادات عوارض قرار داده باشند واين عمل اوقاف در حقيقت عوارض حج وزيارت است. 1


1 - اين جواب قاطع وپرخاشگرانه در تاريخ 10 شوال 1398 مطابق با 22 / 6 / 57 در بحران اختناق رژيم منحط گذشته، نوشته شد وبصورت اعلاميه منتشر گرديد. ع ك ج

[ 18 ]

32 - س - اشخاصى مستطيع كه قصد زيارت خانه كعبه را دارند تقريبا سه ماه قبل از حركت، مشغول انجام كارهاى مقدماتى از قبيل گرفتن گذرنامه وغيره مىباشند اكنون شخصى كه كارمند دولت است وسه ماه قبل از حركت مستطيع نيست تا مشغول كارهاى مقدمات شود واطمينان دارد كه اگر پيش آمدى رخ ندهد ممكن است هر ماه مبلغى از حقوق خود پس انداز نموده ودر موقع حركت مستطيع شود تكليف چنين شخصى چيست؟ ج - در فرض سؤال اگر استطاعت ماليه دارد بايد مقدمات آنرا از قبيل گذرنامه وغير آن تحصيل نمايد ولى پس انداز كردن براى تحصيل استطاعت واجب نيست. 33 - س - زنى است كه مهريه او وافى بحج هست ولى محتمل است بعد از صرف مهريه براى انجام حج، شوهر، او را طلاق دهد ويا اين كه شوهر از مهريه او مىخواهد براى اداء ديون خود استفاده كند در اين صورت زن چه تكليفى دارد؟ ج - در فرض سؤال كه مهريه وافى بمخارج حج باشد زن، مستطيع است وواجب است مهريه خود را صرف حج نمايد ومجرد طلاق، باعث عدم وجوب حج نيست بلى اگر صرف مهريه در حج باعث شود كه زندگى او مختل گردد حج بر او واجب نيست. 34 - س - شخصى عيال ندارد وبمقدار مخارج حج، پول دارد آيا حج برود ويا آن پول را صرف ازدواج كند؟ ج - با فرض آن كه استطاعت دارد واجب است حج برود. 35 - س - شخصى عينى را مسلوب المنفعه بفرزند خود صلح كرده ولى فرزند قبل از پدر، فوت نموده آيا صلح اين عين در صورت واجد بودن شرايط ديگر موجب وجوب حج بر مصالح له مىگردد وبايد ورثه او استيجار

[ 19 ]

حج براى او بنمايند يا نه. ج - در صورتيكه ارزش آن عين مسلوب المنفعه وافى به مخارج حج بوده و مىتوانسته آنرا بفروشد استطاعت ماليه داشته وبايد براى او حج استيجار شود. 36 - س - كارمندى باز نشسته ام ودر منزل استيجارى سكونت دارم مدتها است كه با نهايت صرفه جوئى، امرار معاش نموده ام وتا به حال مبلغ هشتاد هزار تومان پس انداز كرده ام كه خانه اى تهيه كنم با توجه به مسألة 2045 رساله آن جناب (1) وبا گواهى بر اين كه هر فردى، داشتن خانه محقر ملكى را از هر حيث بر استيجارى ترجيح مىدهد استدعا دارم كه در اطراف كلمه (رفع احتياج) توضيح بيشترى داده وبفرمائيد كه آيا حج واجب به من تعلق گرفته يا نه. وضمنا چند سال پيش شخصى از بستگان كه حج واجب خود را انجام داده بود و مىخواست براى ماموريتى به مكه برود و از هر جهت مورد اعتماد بود چون از وضعم بخصوص عدم سلامتى من مسبوق بود از من خواست به او وكالت دهم تا اعمال حج را برايم انجام دهد من هم شفاها به او وكالت دادم واو قبول نمود ووجه قربانى را به او پرداختم و او بعدا هزينه هاى ديگر را با نهايت ميل به من بخشيد حال اگر حج بر من واجب بوده آيا به نظر حضرت آية الله حج مذكور به اين نحو كافى است يا نه؟ ج - چنانچه از جهت نداشتن منزل ملكى، در حرج شديد واقع


1 - كسى كه بدون خانه ملكى، رفع احتياجش نمىشود وقتى حج بر او واجب است كه پول خانه را هم داشته باشد، توضيح المسائل حضرت آية الله العظمى گلپايگانى ص 378 ع. ك. ج

[ 20 ]

نمىشويد حج واجب است واگر موقعى كه جهت حج نيابتى، وكالت داده‌ايد استطاعت بدنى جهت رفتن به مكه و انجام اعمال حج نداشته‌ايد و فعلا هم نداريد و مأيوس از پيدا شدن قدرت بدنى بوده وهستيد همان حج نيابتى كافى است. 37 - س - كسيكه فعلا استطاعت مكه رفتن را دارد ولى مقدارى زكوة از چندى قبل بدهكار است كه اگر آنرا بپردازد قدرت رفتن ندارد در اين صورت جايز است به مكه برود وبعدا زكوة را تدريجا بدهد يا نه ودر صورت عدم جواز اگر مكه برود وبعد از برگشتن، زكوة را بدهد مجزى از حجة الاسلام است يا نه وفرقى بين عالم به مسألة وجاهل بآن هست يا نه؟ ج - واجب است زكوة را بدهد واگر زائد بر آن ندارد مستطيع نيست واين حج مجزى از حجة الاسلام نيست بلى اگز بمقدار زكوة داشته باشد وبعلاوه بمقدار استطاعت هم داشته باشد مستطيع است وحج بر او واجب است ودر اين صورت حج او مجزى از حجة الاسلام است اگر چه عصيانا زكوة را تاخير انداخته وفرقى بين عالم وجاهل نيست. 38 - س - الرجل لم يكن مستطيعا ولكن قسم الله له الوصول إلى بيت الله الحرام بصفة طعام الحاج ولوى ان ينوب عن احد ابويه بدون ان يوصى اليه بالنيابة وطاف طواف النساء ولم يطفه لنفسه جاهلا متعمدا ولا يمكنه الحج مرة اخرى لعدم ثفقه الطريق كما لا يخفى على سماحتكم في هذا الوقت من اجرة الطائرة ولا يتمكن من طريق آخر فهل يجوز له ان يستنيب من يطوف طواف النساء نيابة عنه؟ ج - يجب على النائب ان يطوف طواف النساء عن المنوب عنه ولا يصح ان ينوبه لنفسه فعلى هذا لا اشكال في صحة طوافه نيابة عن احد ابويه في الفرض ولا يجب عليه طواف النساء لنفسه نعم في المسألة اشكال

[ 21 ]

آخر من جهة انه اذا كان متمكنا من شراء الهدى ولا يختل امر معاشه بعد الرجوع من الحج بذلك، حصلت له الاستطاعه وكان الواجب عليه الحج لنفسه وحيث لم يأت به وجبت عليه حجة الاسلام ولو متسكعا. 39 - س - بنده كه يكى از دبيران آموزش وپرورش تهران هستم در سال گذشته در اثر اضافه كارى كه يكجا دريافت نمودم پولم به اندازه سفر حج رسيد ومن تصميم به ثبت نام گرفتم وتمام مدارك را حاضر كردم ولى در موقع ثبت نام گفتند بايد حتما برگ خاتمه خدمت داشته باشى وچون من در آن موقع، خدمت سربازى را در وزارت آموزش وپرورش ومحل كارم مىگذراندم از ثبت نام من جلوگيرى بعمل آمد حال در خردادماه امسال - 1355 - سربازى من تمام مىشود در اين صورت آيا در سال گذشته واجب الحج بوده ام يا نه در صورتى كه در آن موقع، تازه متأهل شده بودم وبا پدرم زندگى مىكردم وخانه جداگانه نداشتم وبعد از رد شدن از سفر، پول را صرف خريدن ماشين كه يكى از ضروريات زندگى من در آن موقع و در حال حاضر بود نمودم؟ ج - در فرض مرقوم، اگر مانعى كه براى شما پيش آمده در سال گذشته متمكن از رفع آن مانع نبوده ايد تمكن از سفر حج نداشته ايد وفعلا هم كه استطاعت مالى نداريد حج بر شما واجب نيست ودر آينده انشاء الله تعالى هر وقت مستطيع شديد مشرف شويد.

[ 22 ]

(نيابت) 40 - س - بر نائب واجب است كه حج نيابى را خودش انجام دهد ويا مىتواند ديگرى را اجير كند كه حج را انجام دهد. ج - جايز نيست كه نائب، ديگرى را اجير كند مگر با اذن مستأجر. 41 - س - اگر كسى چند سال قبل، نيابت حج ميتى را تعهد كرده و الان خود مستطيع شده كدام يك از اينها را مقدم بدارد. ج - در فرض مسألة، واجب است براى خودش حج برود. 42 - س - اگر كسى چند سال قبل، نيابت حج ميتى را به مبلغى قبول كرده والان مخارج حج، دو برابر شده فعلا كه اجير مىخواهد حج را بجا بياورد مىتواند از ورثه ميت بقيه مخارج را مطالبه كند يا نه. ج - اگر نيابتى را كه قبول كرده واجير شده مقيد بسال اول بوده واز بجا آوردن حج، مانع داشته اجاره، باطل شده وفعلا بر ورثه است كه براى مورث بمقدارى كه وصيت كرده حج ميقاتى يا از هر جا بشود حج، استيجار كنند واگر بدون عذر ومانع، تاخير انداخته قيمت سال اول را كه او باعث فوت حج در آن سال شده ضامن است و اگر بنحو مطلق، اجير شده باشد بذمه اجير است كه بعد از رفع مانع، بهر قيمت كه باشد حج را بجا آورد وبه ورثه، مربوط نيست.

[ 23 ]

43 - س - شخصى وصيت بحج نموده با اين كه در زمان حيوة، حجش را وسيله ديگرى انجام داده در اين صورت آيا بر وصى واجب است براى او مجددا حج، استيجار نمايد يا نه؟ ج - اگر وصيت را بعد از انجام حج كرده بايد حج براى او استيجار شود واگر بعد از وصيت، حج را انجام داده وجوب استيجار آن بر وصى، معلوم نيست. 44 - س - شخصى روز عيد قربان با افراد گروه خود اختلاف پيدا كرده و از روى عصبانيت، عمدا هيچ يك از اعمال منى ومكه را بجا نياورده در موقع مراجعت به وطن خود بيكى از دوستانش در مكه مىگويد تو هر كارى مىتوانى براى من انجام بده آيا نيابت رفيقش كفايت مىكند ويا اين كه چون عمدا ترك كرده كفايت نمىكند ودر صورت عدم كفايت حالا براى خروج از احرام آيا بايد خودش عمره مفرده بجا آورد يا نيابت هم كافى است؟ ج - در فرض سؤال كه شخصا قدرت داشته بقيه اعمال را خودش انجام دهد نيابت، كافى نيست وبا ترك طواف عمدا حج او فاسد واحكام احرام او باقى است مگر آن كه عمره مفرده بجا آورد ومحل شود ودر ذيحجه سال بعد ضمن احرام براى حج قضاى اعمال باقيه را نيز بجا آورد وبراى افساد حج هم كفاره بدنه لازم است. 45 - س - شخصى مستطيع است ولى هنوز حج خود را بجا نياورده وجهى از ورثه ميتى قبول مىكند كه در همان سال بمكه مىرود ولكن آن سال حج نيابتى را انجام نمىدهد بلكه براى خودش مىرود وتصميم قطعى دارد سال آينده براى متوفى برود اين عمل جايز است يا نه؟ ج - اجاره براى خصوص سال اول كه خود شخص، مستطيع است باطل است ومال الاجاره را مالك نمىشود وپول نزد او غصب مىباشد و

[ 24 ]

واجب است رد كند ولى حج خود او كه سال اول مشرف مىشود صحيح است وسال بعد اگر طرف، مايل بود كه اين شخص مشرف شود بايد تجديد اجاره نمايند واگر بدون اطلاع برود مال الاجاره، طلب ندارد. 46 - س - زنى است واجب الحج ولى قدرت مسافرت خانه خدا را ندارد و برادرش عازم خانه خدا است وپسر برادرش هم براى كمك پدر عازم و نيابت اين زن را كه عمه اش مىباشد قبول مىكند ولى سفر اول او است آيا اين حج قبول است يا نه؟ ج - در فرض مسألة اگر عمه مأيوس از رفتن به حج باشد و نائب هم مستطيع وواجب الحج نبوده يعنى نه خودش مال داشته بمقدار استطاعت و نه پدر باو گفته باشد كه همراه من بيا برويم حج وخرج ترا ميدهم نيابت مذكور صحيح وحج او مقبول است انشاء الله واگر مستطيع بوده يا واجب الحج بنحوى كه ذكر شد صحت حج، بنظر حقير مشكل است وچنانچه حج را به نيابت عمه بجا آورد بايد هم براى عمه ثانيا نائب بگيرند وهم براى خودش حج مشرف شود. 47 - س - شخصى كه در طواف حج يا عمره مفرده يا عمره تمتع نايب شده آيا بعد از اداء مناسك خود، آنرا بجا آورد يا مخير است در تقديم و تاخير طواف نيابتى؟ ج - در فرض سؤال احوط آنست كه بعد از فراغ از اداء مناسك خود، طواف نيابتى را قبل از تقصير وخروج از احرام، انجام دهد. 48 - س - آيا جايز است براى نايب در طواف عمره تمتع يا حج كه طواف را در غير موسم بجا آورد يا نه. ج - طواف عمره تمتع وطواف حج بعنوان ينابت از غير، واجب است در موسم حج انجام بگيرد يعنى طواف عمره تمتع را در اشهر حج و

[ 25 ]

طواف حج را در ذيحجه روز عيد وبعد از آن بايد بجا آورد مگر اين كه منوب عنه طواف را فراموش كرده باشد وبعد از گذشتن موسم، متذكر شود كه در اين صورت خود او ودر فرض عدم تمكن، نايب او مىتواند طواف را در غير اشهر حج بجا آورد. 49 - س - شخصى بعد از سعى وتقصير چون قرائتش درست نبوده براى نماز طواف، نايب گرفت آيا اين نماز صحيح است يا نه وبه حج او ضرر مىزند يا نه؟ ج - نايب بايد نماز را بعد از طواف بخواند ودر فرض مسألة كه بعد از تقصير، بجا آورده خلاف احتياط است ولى مضر حج نيست. 50 - س - كسى كه حج تمتع بجا مىآورد اگر پس از احرام وبعد از وارد شدن به حرم فوت شود كفايت از ساير اعمال حج مىنمايد يا بايد براى او نايب گرفته شود. ج - كفايت مىكند وگرفتن نايب لازم نيست خواه حج خودش باشد يا نايب از غير باشد. 51 - س - شخصى چند سال قبل مستطيع بوده وحج نرفته ونزد چند نفر ظاهر الصلاح اقرار نبوده كه قدرت بدنى ندارد كه بحج مشرف شود و نا اميد هستم كه بعدا بتوانم حج نمايم لذا شخصى را اجير مىنمايد كه از طرف او حج كند ومبلغى تعيين مىكند وصيغه اجاره بين آنها جارى مىشود واجير تمام مبلغ را در تصرف مىگيرد و مخارجى كه مقدمه گذرنامه وغيره است مىنمايد بعد از چند روز ديگر زيدى به او مىگويد برو ادعا كن كه خودم حج مىروم در صورتيكه از نقاهت بدنى كه داشته در سال گذشته نتوانسته بحج مشرف شود آيا اين صيغه، فسخ مىشود يا خير و تكليف نايب در باره مخارجى كه نموده چيست؟ ج - در فرض سؤال اگر براى حجة الاسلام اجير شده وبعد معلوم

[ 26 ]

شود كه منوب عنه متمكن شده اجاره باطل است ومقدارى كه اجير به امر موجر خرج كرده ضامن نيست واگر براى مطلق حج، اجير شده اعم از حجة الاسلام وغيره واختيار فسخ براى موجر قرار نداده باشند اجاره لازم است ومنوب عنه نمىتواند فسخ كند واجير بايد عمل را انجام دهد. 52 - س - شخصى را جهت اعمال حج اجير مىكنند مقدارى از مقدمات را انجام مىدهد بعدا از طريق دوائر دولتى ممنوع السفر مىشود وبجاى او ديگرى را مىفرستند آيا اين شخص در ازاء آن مقدار از مقدمات كه انجام داده استحقاق اجرتى دارد يا نه وآيا حق دارند ديگرى را بفرستند يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه اجير ممنوع السفر شده اجير كنندگان حق دارند كه شخص ديگرى را اجير كنند وراجع به استحقاق اجرت، اگر او را براى خصوص اعمال حج در همان سال كه ممنوع السفر شده اجير كرده اند استحقاق اجرت ندارد مگر اين كه مقدمات را بامر موجر بجا آورده باشد كه چون عمل مسلم، محترم است اجره المثل عمل خود را استحقاق دارد واگر او را اجير كرده اند براى حج و مقدمات، مال الاجاره تقسيط موشود و به مقداريكه مقابل مقدمات واقع شده حق دارد. 53 - س - آيا نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جايز است يا نه ج - بلى جايز است. 54 - س - شخصى فوت كرده ودو نفر وارث دارد يكى برادر و ديگر همسر ودر وصيت نامه براى خود حج بلدى ذكر كرده وقيد نموده كه مثلا زيد براى من حج انجام بدهد ولى زن متوفى بدون اطلاع وصى ديگرى را جهت انجام حج در نظر گرفته اعزام نمايد حالا آن شخص را كه همسر متوفى معين كرده وصى قبول ندارد و مىگويد بايد طبق وصيت، عمل نمايم وبايد

[ 27 ]

زيد حج را بجا آورد آيا آن شخص كه از طرف زن پول را گرفته مشغول الذمه است يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر نايب، حج را صحيح انجام داده باشد ذمه منوب عنه برئ مىشود ولكن با علم به اين كه زن متوفى شرعا مجاز در استيجار واداء اجرت از تركه منوب عنه نيست حق گرفتن اجرت ندارد، بلى اگر جاهل بوده حق مطالبه اجرة المثل عمل را از شخص آن زن دارد و اگر زن از مال خودش پول داده كه نايب حج بجا آورد حق مطالبه از نايب ندارد و حق پرداخت از مال متوفى هم ندارد و حج نايب صحيح است. 55 - س - شخصى كه قرائت ويا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست آيا جايز است كه نيابت حج را قبول نمايد وبعد از اين كه خودش نماز طواف را خواند ديگرى را نيز براى نماز، نايب كند يا نه وبر فرض عدم جواز چون جاهل به مسأله بوده چنين كارى كرده تكليفش چيست؟ ج - استجيار چنين شخصى خلاف احتياط است ودر فرض بعد هم احوط اين است كه از موجر استرضا كند ويا وجه را مسترد دارد. 56 - س - كسى را مىخواهم به نيابت براى زيارت بيت الله الحرام بفرستم شرائط نيابت چيست وپوليكه به نيابت حج داده مىشود خمس دارد يا نه؟ ج - نايب بايد مسلمان وعاقل و مسألة دان باشد ومستطيع هم نباشد كه حج بر او واجب باشد ومصارف حج نيابى مثل حج خود شخص جزء مونه است اگر از سرمايه خمس داده يا ربح همان سال باشد خمس ندارد. 57 - س - اگر نايب اجير شود براى حج و در ضمن عقد با او شرط كنند كه سال معين ويا از طريق معين حج را بجا آورده ونايب تخلف كند ودر سال ديگر ويا از طريق ديگر برود آيا حج او صحيح است وذمه منوب عنه از

[ 28 ]

حج فارغ مىشود يا خير و تمام اجرت را استحقاق دارد يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه اجاره، بر حج مخصوص واقع شده ونائب تخلف نموده ذمه منوب عنه فارغ مىشود ولكن اجير، مستحق اجرت نيست. 58 - س - شخصى ملكى را جهت استيجار حج، معين كرده ودر موقع فروش ملك، قيمت آن، زائد بر مال الاجاره نيابت حج است در اين صورت بايد تمام آنرا تسليم نائب بنمايند يا آن كه زائد آنرا تسليم ورثه نمايند. ج - در فرض سؤال در صورتيكه آنچه زائد بر مال الاجاره حج ميقاتى است بيشتر از ثلث نباشد تمام آنرا بدهند بنائب مگر آن كه معلوم باشد كه غرض او استيجار اصل حج است وخصوصيت استيجار آن به تمام قيمت ملك مذكور، در نظر موصى نبوده است. 59 - س - بر نائب، واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقليد منوب عنه اعمال حج را انجام دهد يا مطابق وظيفه خودش از تقليد يا اجتهاد، عمل نمايد؟ ج - اجير بايد مطابق وظيفه خودش عمل نمايد بلى اگر با او شرط كنند كه علاوه بر واجبات وشرايط صحت بنظر اجير بعضى از امور لازمه بنظر منوب عنه را نيز بجا آورد يا بعض منافيات بنظر او را ترك كند بايد بشرط عمل نمايد. 60 - س - شخصى از طرف ديگرى براى انجام حج بمبلغ كمى نائب شد سپس خدمتگزارى كاروانى را بعهده گرفته تا بتواند ما يحتاج خود را در سفر تامين كند وضروره هم بود آيا اين حج، از منوب عنه محسوب مىشود ويا اين كه چون قبول خدمت از ديگرى نموده شخصا بر او حج واجب شده ونيابت بيمورد است. ج - كسى كه بواسطه قبول خدمت رفتن بمكه بر او واجب شود وپول

[ 29 ]

قربانى و لباس احرام داشته باشد مستطيع است وبايد حجة الاسلام به جا آورد و اگر اجير براى نيابت شده باشد واجير شدن براى خدمت بنفسه منافى با اجاره قبلى با شد اجاره دوم باطل است وبايد حج نيابتى را بجا آورد. 61 - س - كسى كه محرما وارد حرم مىشود و فوت مىنمايد حج او بنا بر مشهور صحيح و برى الذمه شده آيا بعد از عمره تمتع وقبل از احرام حج هم اگر فوت كرد برى الذمه است ويا بايد براى بقيه اعمال او نائب بگيرند و اگر نائب، لازم باشد وشخص شيعه يافت نشود چه تكليفى بر اين امر هست؟ ج - بلى برى الذمه مىشود وگرفتن نائب، لازم نيست. 62 - س - زنى مستطيعه واز شوهرش نيز مبلغى طلبكار بوده ودر موقع فوت به شوهرش گفته كه در مقابل اين طلب، حج مرا بايد انجام بدهى بعد از فوت زن، شوهر نه حج را انجام داده ونه طلب او را داده است. اكنون اگر ورثه با هم توافق نكنند و نسبت به حج متوفاة عملى انجام ندهند واموال را بين خود تقسيم كنند نسبت به اصل حج تكليف چيست؟ ج - در فرض سؤال واجب است بر شوهر، حج مورد وصيت را بجا آورد وورثه مىتوانند از او مطالبه كنند يا عمل بوصيت كند ويا دين را اداء نمايد واگر ورثه حج ميقاتى براى متوفاة بجا آورند ذمه ميت برى مىشود وكافى است در جواز تصرف در بقيه تركه ولى تا حج اداء نشود تصرف ورثه در تركه او جايز نيست بلى اگر سهم يك نفر از آنها به تنهائى وافى بحج ميقاتى نيز نباشد وورثه نيز حاضر نيستند پول حج را تكميل نمايند تصرف او در سهم خود مانعى ندارد. 63 - س - در حج نيابتى وعمره مفرده نيابتى طواف نساء ونماز

[ 30 ]

آنرا بايد نايب از طرف خود انجام دهد يا از طرف منوب عنه؟ ج - بايد بقصد منوب عنه انجام دهد. 64 - س - زنها هم مىتوانند اجير شوند كه جهت غير، حج انجام بدهند يا نه؟ ج - بلى مىتوانند. 65 - س - شخصى به مكه مشرف شده پس از فراغت از اعمال حج خود مىتواند به نيابت از اشخاصى كه معذور از طواف هستند ويا قادر نيستند طواف حج و طواف نساء و همچنين سعى بين صفا و مروه را بجا بياورند اين اعمال را انجام بدهد يا نه؟ ج - مانعى ندارد. 66 - س - شخصى وصيت حج بلدى نموده و لكن تعيين بلد را نكرده و منصرف به شهرى بخصوص نيست وقرينه هم بر تعيين بلدى نيست مثلا اگر وطن اين شخص خراسان بوده ومدتى در آنجا زندگانى كرده بعد در تهران ساكن شده وبعدهم آمده كاشان تعويض شده ووصيت بحج بلدى كرده وبعد به قم آمده جهت زيارت وفوت كرده در اين صورت از كداميك از شهرهاى ياد شده بايد براى او حج، استيجار نمود؟ ج - ظاهرا مراد از بلدى كه موصى وصيت مىنمايد بلدى است كه محل سكونت فعلى او است بناء على هذا اگر از توطن در خراسان، اعراض نموده بايد از تهران استيجار نمود والا صاحب دو وطن است واز هر كدام استيجار شود كافى است. 67 - س - آيا ولى در حاليكه محرم است قبل از انجام اعمال خود مىتواند نيابتا از طرف طفل اعمال او را انجام دهد يا نه؟ ج - لازم است اول طواف و نماز آن وسعى خود را بجا آورد و

[ 31 ]

احتياطا قبل از تقصير نيابتا اعمال طفل را بجا آورد. 68 - س - شخصى بحد تكليف رسيده و مستطيع شده ولى بعد از استطاعت مبتلى بجنون ومدت جنونش طولانى شده ومعالجه هم فايده نمىكند واستطاعت او هم باقى است آيا ولى شرعى او كه از جانب حاكم شرع، معين شده مىتواند كسى را به نيابت از بحج بفرستد يا نه؟ ج - احوط، ترك استنابه است در حال جنون بلى اگر بهمين حال از دنيا برود بعد از موت او واجب است از تركه او برايش حج، استيجار نمايند. 69 - س - آيا جايز است شخص، حج مستحبى يا عمره مفرده مستحبى از چند نفر بجا آورد يعنى قصد نيابت از چند نفر بنمايد يا نه؟ ج - در صورت تبرع مانع ندارد وليكن در استيجارى، تابع قرارداد با مستأجرين است. 70 - س - اگر كسى در موقع عمل حج وعمره ناچار است سر خود را بپوشاند يا زير سايه قرار بگيرد ونمى تواند در آفتات باشد در اين صورت چنين شخصى مىتواند از ديگرى نيابت كند يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه نايب، معذور در انجام بعض محرمات احرام است نيابت و استيجار او مانع ندارد وكفاره آن بر عهده خود نايب است. 71 - س - شخصى براى انجام حجة الاسلام اجير شده وتا سوريه رفته و موفق به انجام عمل نشده و به كشور خود مراجعت كرده آيا مىتواند بابت مخارجى كه در اين سفر نموده وجهى از منوب عنه مطالبه كند يا نه؟ ج - بر حسب طاهر حال كه اجرت را مقابل رفتن و برگشتن وعمل حج قرار مىدهند اجير از اجرة المسمى باندازه اى كه از راه، پيموده مستحق

[ 32 ]

است هر چند عمل براى منوب عنه فايده نداشته باشد. 72 - س - كسى كه قرائت نماز او و هم چنين اعراب تلبيه او صحيح نيست مىتواند بنيابت ديگرى حج بجا آورد يا نه وبر فرض عدم جواز مىتواند اجير شود ولكن شرط كند براى نماز وتلبيه كسى را اجير نمايد، يا اين كه تحت نظر معلم، تلبيه بگويد يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر با تلقين معلم بتواند صحيح بخواند نيابت او جائز است و در غير اين صورت محل اشكال است. 73 - س - زنى از دنيا رفته وبشوهرش وصيت كرده كه براى او حج، اسيتجار نمايند ولى قيد بلدى ويا ميقاتى نكرده وشوهرش قبول وصيت او نموده لكن مسامحه كرده و جهت همسرش حج اسيتجار ننموده واموال هم از بين رفته وشوهر آن زن كه وصى او بوده فوت كرده است وقبل از فوت بيك نفر وصيت نموده كه حج همسرم در گردن من مانده ادا كنيد وآن شوهر متوفى داراى صغار است اگر خواسته باشد حج بلدى آن زن را از مال او بردارند صغار بزحمت مىافتند آيا اجازه مىفرمائيد كه حج ميقاتى جهت آن زن بدهند يا نه؟ ج - در فرض مسألة كه وصيت بحج شده چون منصرف به بلدى است واجب است بر وصى حج بلدى استيجار نمايد واگر مال را تلف كرده ضامن حج بلدى است وفعلا بايد از مالش حج استيجار شود هر چند صغير داشته باشد. 74 - س - شخصى در زمان حياتش اهل نماز وروزه بوده و حج هم بجا آورده با اين حال، وصيت كرده كه براى او حج استيجار نمايند فعلا فوت كرده وورثه نمىدانند حجيكه وصيت نموده براى اين است كه حجة الاسلام خود را باطل دانسته يا حج احتمالى واحتياط است.

[ 33 ]

ج - ظاهر آنست كه حج احتياطى است مگر قرينه باشد كه مستحبى و يا واجبى است و در هر صورت بايد بر طبق وصيت، عمل شود. 75 - س - شخصى فوت نموده حج وقضاء نماز وروزه به ذمه دارد ووصيت كرده كه از ثلث مالش حج وقضاء نماز وروزه استيجار شود در صورت عدم وفاء ثلث آيا همه در عرض هم هستند ويا مخارج حج را از اصل مال واجرت نماز وروزه را از ثلث بردارند؟ ج - در صورت عدم وفاء ثلث، حج ميقاتى از اصل برداشته مىشود واجرت نماز و روزه وتفاوت بين بلدى وميقاتى از ثلث داده مىشود ودر صورت عدم وفاء، ثلث به نماز و روزه وتفاوت بين بلدى وميقاتى نماز و روزه، مقدم بر تفاوت بين بلدى و ميقاتى است وورثه كبار در صورت رضايت از مال خود حج بلدى استيجار نمايند وبا عدم رضايت وعدم كفايت ثلث زائد بر ميقات واجب نيست. 76 - س - اگر كسى وصيت به حج كند وتعيين بلدى ويا ميقاتى بودن آن را نكند تكليف چيست؟ ج - ظاهر وصيت حج بلدى است. 77 - س - كسيكه استطاعت حج را داشته وپيش از آن كه بمكه برود از دنيا رفته آيا مىشود از ميقات نائب براى او بگيرند يا بايد از بلد نائب گرفت و آيا فرقى در وصيت كردن ونكردن متوفى و كم بودن وزياد بودن مال او براى گرفتن نائب هست يا نه؟ ج - اگر وصيت نكرده استيجار حج ميقاتى، كافى است واگر وصيت كرده ومقيد به ميقاتى نبوده حج بلدى استيجار نمايند مگر آن كه مازاد بر استيجار ميقاتى بيش از ثلث باشد كه در اين صورت محتاج به امضا ورثه است واگر ورثه امضا نكردند بايد ثلث را صرف در استيجار حج از ما قبل ميقات بهر مقدار كه ممكن است بنمايند.

[ 34 ]

78 - س - كسيكه بقصد حج مستحبى، عمره تمتعى براى خود بجا آورده آنگاه در مكه اجير شده ومجددا بميقات ادنى الحل برگشته وسپس عمره وحج تمتعى به نيابت از شخص متوفى بجا آورده است تكليف او چيست؟ ج - اجاره، باطل وحج او نيز مجزى از حج منوب عنه نيست بنا بر احتياط واجب 79 - س - شخص مستطيع كه حج بر او مستقر شده فوت نموده ووصيت كرده كه شخص معينى كه امسال اجير ديگرى است سال بعد از طرف او نيابتا بحج برود وحال آن كه ممكن است امسال شخص ديگرى از او نيابت نمايد ونيز محتمل است سال آينده موانعى ايجاد شود كه نتوان استيجار كرد در اين صورت مطابق وصيت بايد شخص معين، نايب شود ويا امسال بديگرى رجوع نمايند. ج - ظاهر اين است كه عمل به اين وصيت، مشروع نيست وواجب است با تمكن فورا نائب بگيرند. 80 - س - شخصى وصيت نموده از ما ترك او بعدالموت، حج بلدى برايش استيجار شود فعلا از دنيا رفته وما ترك او بواسطه تنزل قيمت، وافى بحج بلدى نيست و اميد بترقى قيمت هم نيست در اين صورت حج ميقاتى جهت او استيجار شود كافى است يا نه. ج - با فرض اين كه آنچه معين شده وافى نيست از هر جا مىرسد استيجار شود مثلا اگر ممكن است از عتبات استيجار شود واگر ممكن نشود ميقاتى استيجار كنند. 81 - س - شخصى از ايران حركت مىكند كه براى خود يا به نيابت از ديگرى حجة الاسلام بجا آورد حال مىخواهد كه قبل از حج براى خود يا ديگرى عمره مفرده بجا آورده وبعد برگردد به مدينه واحرام حج

[ 35 ]

ببندد بفرمائيد كه اين عمل، جائز است يا نه و اگر چنين كرد حج از ذمه خود او ويا از ذمه منوب عنه ساقط مىشود يا نه؟ ج - كسيكه حج واجب خود را بجا نياورده جائز نيست در ايام حج، عمره مفرده بجا آورد و هم چنين كسى كه نائب حج بلدى است در فرض سؤال، جائز نيست عمره مفرده را قبل از اعمال حج بجا آورد و درصورتى كه قبل از حج بجا آورد عمره مفرده او باطل است ولكن حج صحيح است و از ذمه او يا منوب عنه ساقط مىشود بلى اگر نائب حج بلدى بوده استحقاق اجرت ندارد. 82 - س - كسى كه براى حج تمتع استحبابى به مكه رفته وعمره تمتع را انجام داده واز روى جهل به مسألة براى حج تمتع ميقاتى در مكه اجير شده وبميقات رفته و براى عمره تمتع محرم شده و به مكه آمده و اعمال عمره را انجام داده سپس مسألة را فهميده، معلوم است كه حج ميقاتى صحيح نيست، بفرمائيد نسبت به اعمال خود چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - احرام او براى عمره حج ميقاتى درست نبوده وبايد بقيه اعمال خود را بجا آورد يعنى در مكه براى حج محرم شود وبعرفات رود ومناسك را انجام دهد و حج تمتعش صحيح است. 83 - س - آيا انجام عمره به نيت چند نفر جائز است. ج - در صورت تبرع مانعى ندارد ودر استيجارى تابع قرار داد است.

[ 36 ]

(ميقات) 84 - س - شخصى در غير اشهر حج با احرام عمره مفرده، وارد مكه شده و اعمال عمره مفرده را بجا آورد ودر مكه ماند تا ايام حج آيا براى احرام عمره تمتع مىتواند از تنعيم، محرم شود يا بايد بيكى از مواقيت برود. ج - بايد به يكى از مواقيت پنجگانه برود واز آنجا محرم شود. 85 - س - كسى كه براى عمره مفرده، عازم مكه است آيا جائز است كه از جده - با نذر يا بدون نذر - احرام ببندد و بر فرض جواز آيا جايز است از حديبيه ويا ادنى الحل حرام ببندد صور مسألة را بيان فرمائيد؟ ج - عبور از ميقات يا محاذى آن براى قاصد مكه، بدون احرام، جايز نيست هر چند بخواهد عمره مفرده بجا آورد ولكن اگر معصيت نمود و از ادنى الحل كه ميقات عمره مفرده است محرم شد عمره او صحيح است و كسيكه عازم عمره مفرده است جايز است قبل از رسيدن به ادنى الحل، نذر كند ومحرم شود خواه در جده باشد ويا قبل از آن و هم چنين است اگر عابر، قاصد مكه نبوده وبعد از عبور از ميقات يا محاذى آن قصد نمايد بمكه مشرف شود جايز است با نذر از جده مثلا براى عمره مفرده محرم شود واما اعمال حج واجب در مناسك مذكور است. 86 - س - آيا براى كسيكه عمره مفرده، انجام داده جايز است قبل از

[ 37 ]

يك ماه، همه روزه از حدود ميقاتگاه خارج گردد وبدون احرام وارد مكه شود ج - بلى جايز است. 87 - س - اگر كسى در مكه، زندانى شد وموقعى آزاد گشت كه نمىتواند به ميقات برود از كجا بايد محرم شود؟ ج - فعلا وظيفه اين شخص بنابر احتياط اين است كه از هر جائيكه نزديكترين نقطه بميقات است وممكن باشد احرام عمره تمتع ببندد محرم گردد وحج را تمام كند وپس از مراجعت اگر سال اول استطاعت او بوده و استطاعتش تا سال بعد باقى نباشد حج مزبور، كافى است وچيزى بر او نيست واگر تا سال بعد، استطاعتش باقى باشد يا قبلا حج بر او مستقر شده بوده مجددا حج تمتع را بنابر احتياط لازم بجا آورد. 88 - س - اگر كسى نذر احرام پيش از ميقات كرده باشد وپيش از ميقات، محرم شود وبعد از ورود بجده وسائل حركت او به مدينه فراهم شود آيا مىتواند محل شود وبمدينه برود وبعد از آن از ميقات ديگر محرم شده ووارد مكه شود؟ ج - انصراف از نيت احرام، سبب بيرون آمدن از احرام نمىشود وبا آن كه احرام بسته تجدد احرام، بنحو جزم، مشروع نمىباشد بلى رجاءا بخواهد در مسجد شجره تجديد نيت كند مانعى ندارد. (نيت احرام) 89 - س - معنى نية الاحرام هو توطين النفس على ترك المحرمات فعليه ان الشخص الذى يحرم من بلده قبل الميقات بالنذر وهو يعلم انه

[ 38 ]

يسافر بالطائرة (تحت الظل) فهل ينعقد نذره في هذه الصورة ويصح احرامه ام لا؟ ج - الظاهر ان نية الاحرام لا يعتبر فيها العزم على ترك المحرمات وتوطين النفس عليه وهو لا ينافى العلم بارتكاب بعضها ولو مختارا فعلى هذا ينعقد النذر ويصح الاحرام 90 - س - شخصى براى حج تمتع، مشرف شد در موقع احرام نمىدانست بايد براى عمره محرم شود لذا نيت كرد كه احرام براى حج مىبندم واعمال را طبق دستور عمره انجام داد وتقصير كرد ومحل شد بعد گفت شايد عمره من صحيح نباشد بعلت اين كه در وقع احرام عمره، نيت حج كردم ودوباره در مسجد الحرام محرم شد ونيت عمره كرد ودوباره عمره تمتع بجا آورد و بعد حج تمتع انجام داد در اين صورت آيا عمره اول چون نيت حج كرده چه صورت دارد واگر عمره اول باطل است عمره دوم صحيح است يا نه چون بميقات نرفته واز مكه خارج نشده و مىدانست كه وقت بيرون رفتن را ندارد وامكان داشت كه گم هم بشود. ج - در فرض سؤال اگر به نيت حج تمتع محرم شده عمره اول او صحيح است. 91 - س - كسى يك مرتبه به حج مشرف شده ولى مىگويد دلچسبم نيست مىخواهد دو مرتبه حج نمايد آيا نيت احتياط كند يا مافى الذمه؟ ج - قصد مافى الذمه نمايد. (تلبيه) 92 - س - حاج در حج تمتع قبل از وقوف به عرفات فهميد كه تلبيه او

[ 39 ]

چه در عمره تمتع وچه در حج، صحيح نبوده اكنون وظيفه او چيست؟ ج - در فرض سؤال كه از جهت نسيان يا جهل بوده اگر قبل از اعمال عمره، متوجه شود چنانچه ممكن است بميقات برگردد وبا تلبيه صحيح محرم شود و اگر ممكن نيست هر مقدار مىتواند بطرف ميقات برگردد و محرم شود و اگر آنهم ممكن نيست در همانجا كه مىفهمد محرم شود و عمره او صحيح است و هم چنين اگر بعد از اعمال عمره بفهمد عمره او صحيح است واگر در عرفات بفهمد وبرگشتن، ممكن باشد برگردد بمكه وثانيا محرم شود واگر ممكن نيست هر قدر مىتواند بطرف مكه برگردد ومحرم شود واگر آن نيز ممكن نيست در همان محل محرم شود وحج او صحيح است. 93 - س - هر گاه كسى در موقع بستن حوله احرامى نيت عمره تمتع نمود وحوله را بست بعد دعاى مستحبى خواند آنگاه متوجه شد كه لبيك نگفته بى درنگ لبيك گفت چه صورت دارد؟ ج - مانعى ندارد احرام صحيح است. 94 - س - شخصى خيال كرده كه تلبيه، مختص بعمره است براى احرام حج، تلبيه نگفته وبدون تلبيه محرم شده وبه عرفات رفته واعمال را تا آخر انجام داده بعدا فهميده كه بايد در احرام حج نيز تلبيه بگويد تكليف او چيست؟ ج - در فرض سؤال اگر بعد از تمام اعمال فهميده كه تلبيه نگفته حج او صحيح است. 95 - س - كسانيكه محرم به احرام عمره تمتع مىشوند وبعد وظيفه آنها حج افراد مىشود آيا بايد ثانيا به نيت حج افراد تلبيه بگويند و محرم شوند يا خود بخود عمره مبدل به حج افراد مىشود وتلبيه واحرام مجدد لازم نيست.

[ 40 ]

ج - ثانيا تلبيه واحرام، لازم نيست بلكه با همان احرام و تلبيه‌اى كه براى عمره تمتع گفته با قصد حج افراد، بعرفات مىرود. 96 - س - بعد از محرم شدن وگفتن تلبيه مىتواند، بعنوان احتياط ثانيا تلبيه بگويد ومحرم شود يا خير وآيا تكرار تلبيه مضر به حج او هست يا نه؟ ج - اگر احتمال عدم صحت تلبيه واحرام اول را مىدهد رجاءا واحتياطا مانعى ندارد. (احرام) 97 - س - كسى كه در مكه است اگر براى انجام كارى به جده رفت آيا موقع برگشتن بايد محرم گردد وبا احرام، داخل حرم شود يا نه واگر احرام لازم است به چه نيت بايد محرم شود وپس از دخول مكه چكار بايد بكند. ج - شخص مذكور اگر معتمر به عمره تمتع بوده تا حج را بجا نياورد حرام است از مكه بيرون برود مگر حاجت پيدا كند وبيرون رفتن موجب فوت حج نشود كه در اين صورت بايد محرم به احرام حچ‌شود واز مكه بيرون رود وبعد از مراجعت بهمان احرام اعمال حج را بجا آورد بلى اگر در خارج كارى داشته باشد ورفتن به آنجا با احرام براى او حرج باشد جايز است بدون احرام، خارج شود ودر هر حال اگر جهلا يا عصيانا بدون احرام بيرون رفت چنانچه مراجعتش در همان ماهى باشد كه عمره اولى را بجا آورده همان عمره اولى كافى است وجايز نيست دوباره محرم شود به احرام

[ 41 ]

عمره واگر از عمره اولى سى روز گذشته باشد بايد در ميقات محرم به احرام تمتع شود وبعد از وارد شدن بمكه عمره تمتع را انجام دهد وعمره اولى مفرده مىشود وبعد محرم به احرام حج گردد واگر فاصله كمتر از سى روز باشد ودر غير آن ماهى كه عمره اولى را بجاد آورده وارد شود به‌احتياط واجب در ميقات محرم به احرام عمره تمتع شود وبعد از انجام اعمال عمره محرم به احرام حج شود وكسيكه بعد از عمره تمتع بدون احرام از مكه خارج شده وپس از گذشتن يكماه يا بيشتر عصيانا يا جهلا يا نسيانا بدون احرام وارد مكه شده همان عمره اولى كه انجام داده عمره تمتع محسوب است واگر بعد از حج بيرون رفت وخواست مراجعت بمكه نمايد اگر در همان ماهى كه احرام بسته مراجعت كرد احرام، لازم نيست واگر از احرام سابق، سى روز گذشته بايد محرم شود به احرام عمره مفرده واگر فاصله كمتر از سى روز باشد و در غير آن ماهى كه احرام سابق را بسته بخواهد مكه برود احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام عمره مفرده وپس از دخول مكه اعمال عمره مفرده را بجا آورد. 98 - س - جوانى پس از احرام وورود بمكه، مجنون مىشود وجنون او ادوارى است البته چنين شخصى براى سالهاى آينده اگر افاقه پيدا كرد و استطاعت باقى بود حكمش معلوم ولى در همان سال كه جنون عارض شده حكم موت را دارد ويا حكم مصدود و محصور را. ج - در فرض سؤال، شخص مزبور بحال احرام باقى است واگر بعد از گذشتن ايام حج افاقه پيدا كرد بايد به اعمال عمره مفرده محل شود و اگر حج بر او مستقر بوده واجب است بعد از افاقه بجا آورد ودر صورت استقرار حج و ادامه جنون تا زمان موت، بر ورثه لازم است از تركه او

[ 42 ]

حجش را بجا آورند. 99 - س - محرم شدن از محله شيشه، كافى است يا نه يعنى آيا محله شيشه كه نزديك منى است جزء مكه محسوب است يا نه؟ ج - كسى كه مىخواهد محرم با حرام حج بشود بايد در شهر مكه، محرم گردد وچنانچه بعضى گفته اند محله شيشه داخل شهر است معذلك اگر احراز نشد ترك احتياط نشود به اين كه پيش از محله شيشه محرم با حرام حج گردد وكسيكه مىخواهد محرم با حرام عمره مفرده گردد مىتواند از ادنى الحل، مثل تنعيم، محرم شود. 100 - س - اگر كسى حج خود را فاسد نمايد مىفرمائيد موظف است همان را به آخر برساند بفرمائيد آيا با اتمام حج فاسد، محل مىشود يا نه؟ ج - بلى محل مىشود مگر آن كه مانعى از اتمام پيش آيد. 101 - س - كسيكه با احرام عمره تمتع وارد جده شد وچون وسيله، يافت احرام را بهم زد و به مدينه منوره رفت كه در مراجعت از مسجد شجره، محرم شود حكمش چيست؟ ج - شخص مذكور اگر احرام اول او صحيح بوده تا اعمال عمره را تمام نكند از احرام بيرون نمىرود اگر چه قصد بهم زدن آنرا كرده باشد و بايد با همان احرام، عمره را تمام كند وتجديد احرام بعد از برگشتن از مدينه، لازم نيست بلى رجاء بخواهد در مسجد شجره، تجديد احرام كند مانعى ندارد ولى لازم نيست واگر به گمان اين كه احرامش بهم خورده مرتكب يكى از محرمات شود حكم آن در مناسك در احكام محرمات احرام گفته شده است. 102 - س - مردى كه مىخواهد محرم شود اگر لباس دوخته را بيرون نياورد و لباس احرام را روى آن بپوشد به احرامش ضرر ميزند يا نه؟

[ 43 ]

ج - بنابر احتياط بايد لباس را بكند ومحرم شود تا قطع بصحت احرام نمايد. 103 - س - كسيكه عمره انجام داده جائز است براى او قبل از يكماه همه روزه از حدود ميقاتگاه خارج شود وبدون احرام وارد مكه گردد يا نه؟ ج - مانعى ندارد بلى بعد از عمره تمتع، خروج از مكه بدون احرام براى حج تمتع جايز نيست لكن اگر نسيانا يا عصيانا خارج شد قبل از يكماه بودن احرام داخل مكه شود وعمل حج را انجام دهد. 104 - س - آيا سايه ديوار ماشينهائيكه سقف ندارند روى سر مرد محرم قرار بگيرد اشكال دارد يا نه؟ ج - اگر ديوار ماشين، مورب باشد بطورى كه عرفا صدق كند از بالاى سر استظلال شده جايز نيست واگر از پهلو سايه بر سر محرم بيفتد جواز آن خالى از قوت نيست و لكن احوط ترك است. 105 - س - بعضى از مديران كاروان حج يا بعض كارمندانى كه سال هاى زياد به حج مشرف مىشوند وحج واجب خود را انجام داده‌اند در بعضى از سالها اگر چه در اشهر حج باشد فقط يك عمره مفرده بجا مىآورند و محل مىشوند وبمنظور سهولت رسيدگى به حجاج براى رفتن به عرفات هم محرم نمىشوند آيا اشكالى دارد يا خير؟ ج - در فرض سؤال كه واجبى در ذمه او نيست بعد از بجا آوردن عمره مفرده جايز است از مكه خارج گردد و تا يكماه بعد جايز است بدون احرام داخل مكه شود. 106 - س - شخصى بعد از اتمام اعمال عمره تمتع و قبل از احرام براى حج تمتع، مريض و بىهوش گرديده بطورى كه قادر بر رفتن به عرفات و انجام اعمال نبوده البته اگر محرم بود حكم محصور را داشت ولكن در فرض سؤال كه محرم نشده تكليف چيست؟

[ 44 ]

ج - در فرض مذكور عمره او مفرده شده ولى وجوب طواف نساء در اين مورد، معلوم نيست اگر چه احتياط خوب است و اگر رفتن خودش متعذر است نايب بگيرد كه طواف نساء را از طرف او انجام دهد و اگر استطاعت دارد بايد در سال آينده حج كند و هم چنين اگر قبلا حج بر او مستقر شده بوده بايد حج بجا آورد 107 - س - آيا احرام در نيابت براى طواف عمره تمتع ومفرده وحج تمتع لازم است يا نه؟ ج - احرام در نيابت طواف عمره تمتع ومفرده واجب است ودر طواف حج لازم نيست. 108 - س - بين عمره وحج تمتع مىتواند بغار ثور يا كوه حرا برود يا خير؟ ج - بعد از عمره تمتع، جايز نيست از مكه بيرون رود الا با احرام حج. 109 - س - كسيكه احرام بسته اگر با پارچه ندوخته از دور كمر تا بالاى سينه خود را بپوشاند وپارچه را دور بدن خود - مثل شال كمر - بپيچد چه صورت دارد؟ ج - اگر بخواهد پارچه‌اى را مثلا از كمر با پائين ببندد مانعى ندارد ولى روى سينه چيزى نبندد. 110 - س - در غير حال طواف ونماز آن اگر جامه احرام يا بدن محرم نجس شود مثل نجس شدن بدن يا لباس در قربانگاه آيا براى احرام او اشكال دارد يا نه؟ ج - براى احرام او اشكال ندارد ولكن احوط آنست كه در صورت امكان، تطهير يا تبديل نمايد. 111 - س - اگر محرم، زير لباس احرام شالى بگردن بيندازد و شال

[ 45 ]

گردن را از زير بغل تا زير ناف چندين دور بپيچد اين عمل از جهت شبيه بودن به لباس دوخته موجب فديه مىشود يا نه؟ ج - بستن شال بگردن و سينه بنحوى كه ذكر شده جايز نيست ولكن انداختن پارچه غير دوخته روى شانه نظير حوله مانعى ندارد وچنانچه بنحو مرقوم در سؤال، شال بگردن و سينه ببندد احتياط لازم، دادن كفاره است. 112 - س - زنها در حال احرام مىتوانند جوراب بپوشند يا بايستى روى پاى آنها مثل مردان باز باشد؟ ج - اقوى جواز پوشيدن جوراب است براى زن. 113 - س - پوشيده شدن روى پا در حال احرام در موقع نشستن يا آمدن جامه احرام روى پا در حال سير يا در منزل، چه صورت دارد؟ ج - اشكال ندارد. 114 - س - كسانيكه جهت ذبح قربانى، بمذبح مىروند وقهرا لباس احرام وبدنشان آلوده بخون مىشود وغالبا تطهير برايشان ميسور نيست تا بمكه برگردند آيا گناهى بر آنان هست يا نه؟ ج - رفتن بمذبح براى قربانى نمودن، حرام نيست و لكن اگر لباس يا بدن محرم نجس شد احوط تطهير آنست با امكان اگر چه مستلزم رفتن به مكه باشد 115 - س - محرم روى لباس دوخته يا پتوى دوخته بنشيند يا بخوابد يا زير پتوى دوخته يا لحاف بخوابد چه صورت دارد؟ ج - اقوى جواز آنست لكن پتو ولحاف را بخود نپيچد كه مثل لباس شود. 116 - س - در منزل سر روى بالش نرم گذاشتن كه باعث پوشيدن مقدارى

[ 46 ]

از سر مىشود چه صورت دارد؟ ج - سر روى بالش گذاردن مانعى ندارد. 117 - س - اينجانب عازم حج بيت الله هستم وپايم مصنوعى است با اين خصوصيات 1 - بايد پاى مصنوعى بسته باشد تا بتوانم را بروم و آنهم دوخته است 2 - بخاطر بستن پا بايد زير شلوارى وزير پيراهن بپوشم وآنها نيز دوخته است 3 - براى اين كه بهتر بتوانم راه بروم بايد كفش معمولى بپوشم واز دم پائى نمىتوانم استفاده نمايم 4 - بر اثر پاى مصنوعى بايد جوراب پا كنم بنابر اين نظر مباركتان را مرقوم ومرا راهنمائى فرمائيد كه محل حاجت است. ج - ظاهر آن است كه براى پوشيدن جنس دوخته يك كفاره بدهيد كافى است بنابر اين بايد براى بستن پا با چيز دوخته وپوشيدن شلوار و پيراهن يك گوسفند كفاره در احرام عمره ويك گوسفند كفاره در احرام حج قربانى نمائيد وچون پوشيدن روى پاى غير مصنوعى براى مرد محرم مستقلا حرام است بايد براى اين جهت هم يك كفاره در احرام عمره وكفاره ديگرى در احرام حج بدهيد. 118 - س - شخصى از جده محرم گرديده وبمكه مشرف شده واعمال عمره مفرده وطواف نساء را بجا آورده در صورتيكه تمكن از رفتن به يكى از مواقيت داشته و بعد از فراغ از اعمال، امر زناشوئى با زوجه خود انجام داده آيا كفاره دارد يا خير؟ ج - كفاره ندارد. 119 - س - در اثر هجوم جمعيت وقت بوسيدن حجر الاسود ممكن است جامه احرام بعض از حاجيان سر آنها يا سر ساير حجاج را پوشاند اگر تصادفا اين طور شد چه صورت دارد؟

[ 47 ]

ج - در صورت تصادف، اشكال ندارد. 120 - س - اگر طفل محرم يكى از محرمات احرام را كه كفاره دارد مرتكب شود آيا كفاره دارد يا خير واگر داشته باشد بر خود طفل است كه بعد از بلوغ بدهد يا بر ولى او است؟ ج - بر ولى واجب است كه طفل را از ارتكاب محرمات باز دارد، ودر فرض سؤال كفاره لازم مىشود حال چنانچه غير مميز باشد وولى او را محرم كرده باشد وطفل صيد نمايد كفاره بر ولى واجب مىشود وبنا بر احتياط، ساير كفارات نيز بر عهده ولى است واگر طفل مميز باشد احوط آن است كه ولى كفاره را از مال خودش بدون اين كه قصد كند بر او واجب بوده يا بر صبى ادا نمايد يعنى قصد كند كه كفاره واجب شده را ادا مىنمايد اعم از اين كه بر خودش واجب شده يا بر صبى مميز. 121 - س - كسيكه جهلا يا نسيانا در حال احرام تا مكه شورت را بيرون نياورده چه صورت دارد؟ ج - احرام، صحيح است وكفاره ندارد بايد شورت را فورا از بدن بيرون كند. 122 - س - شخصى كه قبل از اشهر حج ويا در اشهر حج محرم به احرام عمره مفرده شده است ووارد مكه گرديده واعمال را انجام داده اكنون كه موقع حج رسيده مىخواهد براى حج تمتع بميقات برود و نمىگذارند يا خوف دارد او را دستگير كنند وظيفه‌اش چيست؟ ج - در فرض سؤال بادنى الحل (ميقات عمره مفرده) برود و محرم با حرام عمره تمتع بشود وتمام اعمال حج تمتع را انجام دهد وسال بعدهم احتياطا حج تمتع را بجا آورد. 123 - س - اگر كسى العياذ بالله در عمره تمتع لواط ويا با زن جماع كند

[ 48 ]

عمره‌اش باطل مىشود ويا فقط موجب كفاره است؟ ج - اگر در عمره تمتع پيش از سعى، جماع يا لواط كند عمره‌اش باطل مىشود و يك شتر كفاره بر او لازم است وواجب است همان عمره باطل را تمام كند واگر وقت دارد بميقات برود وعمره تمتع را اعاده نمايد و اگر وقت اعاده ندارد واجب است حج افراد بجا آورد وبعد عمره مفرده و احوط اعاده حج است در سال آينده واگر بعد از سعى، جماع يا لواط كرده عمره باطل نمىشود لكن يا شتر كفاره بر او واجب است. 124 - س - بعضى از حجاج، در حال احرام در مشعر ومنى از پتو ولحاف دوخته جهت ايمنى از سرما استفاده مىكنند آيا اين عمل جايز است يا نه؟ ج - خوابيدن زير پتو ولحاف اگر طورى بخود نپيچد كه مثل لباس شود اشكالى ندارد ولى در حال جلوس وقيام، لحاف وپتوى دوخته روى خود نيندازد. 125 - س - هل يجوز ازالة الزوائد الجلدية التى تخرج فوق الظفر اوفى الشفة عادة ام لا ج - لا مانع من ازالة الزوائد المذكورة في حال الاحرام الا ان توجب الادماء فان الادماء حرام وموجب للكفارة كما انه لا مانع من ازالتها في غير حال الاحرام ايضا اذا كان او ان انفصالها. 126 - س - هل يجوز للمحرم ان يدخن السجارة الفرنجية ذات رائحة ام لا ج - لا يجوز التدخين به مع صدق الطيب عليه 127 - س - اگر جامه احرام را با پول خمس يا زكوة نداده خريده باشند احرام در آن صحيح است يا خير.

[ 49 ]

ج - اگر بعين آن پول، معامله واقع شده باشد احرام در آن جايز نيست و همچنين اگر جامه احرام خودش متعلق خمس شده باشد محرم شدن در آن جايز نيست وطواف در آن باطل است ولى اگر آنرا بپول كلى خريده باشد احرام در آن ضرر ندارد هر چند در مقام پرداخت قيمت، پول خمس يا زكوة نداده را بدهد لكن ذمه او بمقدار خمس برى نمىشود وضامن آن مقدار خمس هم مىباشد. 128 - س - در حرم بر محل صيد كردن حرام است يا نه؟ ج - هر صيديكه بر محرم در حال احرام حرام است بر محل نيز در حرم حرام است. 129 - س - بر حسب فتواى حضرت مستطاب عالى جايز است كه محرم در منزل زير سقف وسايه برود يا چتر بر سر بگيرد آيا مراد از منزل، شهر مكه است يا منزلى كه در شهر مكه دارد و هم چنين در منى وعرفات؟ ج - مراد از منزل محل نزول است در مقابل حال طى طريق پس در شهر مكه و منى وعرفات وقهوه خانه هاى بين راه وامثال آن براى محرم بعد از منزل كردن تا قبل از كوچ كردن استظلال مانعى ندارد هر چند در آمد وشد براى حوائج باشد. 130 - س - كفاره كشتن ملخ در حال احرام چيست؟ ج - يك كف طعام يا يك دانه خرما است بطور تخيير واگر هر دو را بدهد بهتر است. 131 - س - اگر ملخ را در حال احرام بكشد وبخورد كفاره آن چيست؟ ج - يك گوسفند قربانى بر او واجب مىشود. 132 - س - اگر ملخ بسيار باشد وهمه آنها را بكشد چه بر او لازم مىشود؟ ج - احوط آنست كه اگر بيشتر از يك ملخ كشته باشد يك گوسفند

[ 50 ]

قربانى كند واحوط از آن ضميمه ساختن يك كف طعام ويك دانه خرماست. 133 - س - اگر از جهت زيادى ملخ در بين راه نتواند خود را از كشتن آنها حفظ نمايد چه كند؟ ج - در اين صورت چيزى بر او نيست. 134 - س - آمپول زدن به ديگرى با علم به بيرون آمدن خون، در حال احرام، چه صورت دارد وآيا اين كه نسبت به محرم باشد يا نسبت به محل فرقى هست يا نه؟ ج - اشكالى ندارد وفرقى بين آن دو نيست. 135 - س - چه مىفرمائيد در اين مسألة كه شخصى بعد از عمره تمتع - كه در روز چهارم ذيحجه انجام داده - قبل از حركت به عرفات ومنى براى اعمال حج تمتع - سر خود را با تيغ يا ماشين يك يا دو يا سه تراشيده آيا اين عمل، ضررى به حج او ميرساند يا نه وكفاره دارد يا نه؟ ج - اگر با تيغ، سر خود را بين عمره تمتع وحج تمتع بتراشد با آن كه عالم به مسألة بوده يك گوسفند، كفاره دارد ودر صورت جهل و نسيان، كفاره ندارد و ماشين كردن سر هم در فرض مزبور، موجب كفاره نمىشود هر چند احوط، دادن كفاره است. 136 - س - تزريق آمپول در حال احرام چه صورت دارد؟ ج - اگر موجب بيرون آمدن خون نشود براى احرام او اشكال ندارد. 137 - س - هل يجوز السكنى والاقامة والاحرام لحج التمتع في المحلات الجديدة من مكة مثل كدى ومسفلة وشيشه؟ ج - يجوز السكنى والاقامة في المواضع التى تصدق عليها مكة وكذلك يجوز الاحرام منها لحج التمتع

[ 51 ]

(طواف) 138 - س - شخصى در عمره تمتع، حجر اسماعيل را داخل در طواف ننموده ونماز طواف عمره تمتع وسعى بين صفا ومروه را بجا آورده وتقصير كرده و لباس مخيط نيز پوشيده پس از التفات، محرم شده واعمال را بوجه صحيح دوباره بجا آورده آيا حج او صحيح است يا نه؟ ج - كسى كه از جهت جهل به مسألة، حجر اسماعيل عليه السلام را جزء طواف قرار نداده وسعى وتقصير را انجام داده واز لباس احرام در آمده ولباس دوخته پوشيده چنانچه مجددا لباس احرام بپوشد وطواف را بنحو صحيح انجام دهد وبقيه اعمال عمره را بجا آورد عمره او صحيح است وچيزى بر او نيست. 139 - س - شخصى در مكه در عمره تمتع پس از هفت شوط طواف، قبل از بجا آوردن نماز طواف، سعى نموده وتقصير هم كرده وشخص ديگر طواف را يك شوط ناقص نموده معذلك نماز خوانده وپس از سعى تقصير كرده و لباسهاى عادى خود را پوشيده اكنون وظيفه آنها چيست مخصوصا شخص دوم هنوز محرم است و مىتواند عمل را اعاده كند يا نه و هم چنين جهت تقصير وپوشيدن لباس مخيط بايد كفاره بدهد يا نه؟ ج - در فرض اول نماز طواف را هر وقت يادش آمد بجا آورد واگر از مكه معظمه خارج شد و يادش آمد هر جا باشد بجا آورد هر چند در وطن باشد كفايت مىكند و در فرض دوم اگر در مكه يادش آمد و يك شوط را به جا

[ 52 ]

آورد اشكال ندارد واگر بعد از برگشتن در وطن يادش آمده كسى را نائب كند از طرف او يك شوط را بجا آورد ودر هر دو صورت شخص مذكور محرم نيست ومحل شده وچون جهلا تقصير نموده ومخيط پوشيده كفاره ندارد. 140 - س - هر گاه شخصى از روى جهل بحكم قبل از وقوف به عرفات طواف ونماز آن و سعى و تقصير را بجا آورد وبعد از اتمام مناسك حج، عالم شد آيا خللى بحج او وارد مىشود يا نه وآيا كفاره بر او واجب است يا نه ج - اگر تقديم بدون عذر بوده واجب است طواف وسعى وتقصير را اعاده نمايد واگر با عذر بوده احتياطا اعاده كند وكفاره در صورت جهل واجب نيست. 141 - س - كسيكه در عمره تمتع موقع طواف كار كند كه لازم باشد احتياطا طواف را تمام نموده ونماز آنرا بخواند وبعد هم طواف ونماز را اعاده نمايد هر گاه پس از اتمام طوافى كه مشغول آن بوده عمدا يا نسيانا يا جهلا بودن خواندن نماز آن، طواف دوم را بجا آورد وبعد از آن دو نماز طواف بخواند چه صورت دارد و آيا قران بين طوافين است يا خير؟ ج - قران نيست واشكال ندارد مگر در صورت علم وعمد كه تاخير نماز از طواف ممكن است معصيت باشد لكن در همين صورت هم به طواف ضرر نمىزند. 142 - س - آيا مىشود طواف يا سعى را پس از يك يا دو شوط عمدا رها كرد و از سر گرفت واگر كسى چنين كند طواف وسعيش صحيح است يا نه و همينطور رها نمودن طواف يا سعى در كمتر از يك شوط چه صورت دارد؟ ج - در فرض مذكور صحت طواف وسعى بعيد نيست. 143 - س - فتواى حضرت آية الله اين است كه در طواف اگر وارد حجر اسماعيل شود بايد آن شوط را از سر بگيرد بنابر اين اگر مطوفى يك نفر حاج

[ 53 ]

را كه طواف مىدهد اشتباها وارد حجر نمود و بعد از متذكر شدن، او را از حجر بيرون آورد واز همانجا طواف را تمام كرد اكنون پس از دو سال اين مطوف متوجه فتواى حضرتعالى گرديد تكليف چيست بايد بخود حاج بگويد ويا لازم نيست وبدون گفته حاج مىتواند از طرف او انجام بدهد ويا براى او نايب بگيرد؟ ج - در فرض سؤال، كفايت حج مزبور از حجة الاسلام محل اشكال است واحتياط لازم آن است كه اگر در غير اشهر حج مشرف شود عمره مفرده بجا آورد ودر اشهر حج نيز حجة السلام خود را اعاده نمايد واگر در اشهر حج مشرف شود اول عمره وحج تمتع را بجا آورد وبعد عمره مفرده بجا آورد ودر حال حيوة منوب عنه جايز نيست مطوف نايب بگيرد ولازم است خود حاج حكم مسألة را بداند وبوظيفه خود عمل كند. 144 - س - كسيكه معذور باشد ويا احتمال عذر بدهد مثل زن كه احتمال بدهد در اثر عادت زنانگى نتواند پس از مراجعت از منى طواف نساء بجا بياورد آيا جائز است طواف نساء را بر عرفات مقدم بدارد يا نه؟ ج - در صورت مذكوره مىتواند طواف نساء را بعد از سعى، مقدم بر وقوف عرفات بدارد بلكه با خوف از عدم تمكن، لازم است واحوط اعاده آنست در صورت تمكن بعد از مراجعت ودر صورت عدم تمكن احوط آن است كه براى اعاده نائب بگيرد. 145 - س - اگر زن در شوط چهارم يا پنجم طواف عمره تمتع حائض شود و مىداند تا قبل از عرفات پاك نخواهد شد آيا مىتواند نايب بگيرد يا حج او مبدل به افراد مىشود؟ ج - از شوط چهارم به بعد اگر زن حائض شود عمره تمتع او صحيح است وسعى وتقصير را با همان حال حيض انجام دهد ودر موقع حج،

[ 54 ]

محرم به احرام حج تمتع شود وبعد از پاك شدن قضاى باقيمانده از طواف عمره را بجا آورد واگر تا وقت حركت همراهان از مكه پاك نشد وناچار است با آنها برود جايز است براى طواف حج و هم چنين قضاى باقيمانده طواف عمره، نايب بگيرد. 146 - س - مستحاضه كتيره هر گاه براى نماز يوميه، وظيفه اش را انجام داد تجديد غسل براى طواف لازم است يا نه وبر فرض لزوم عسل عليحده براى طواف آيا همان غسل براى نماز طواف هم كافى است يا نه؟ ج - اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل، لازم نيست واگر خون ببيند براى هر كدام از طواف ونماز طواف، يك غسل احتياطا بجا آورد و اگر فاصله بين غسل وطواف زياد مىشود مثل اين كه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند احتياطا در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد. 147 - س - چون بعضى از حجاج در طواف عمره دچار اشتباه مىشوند مثل اين كه طوا ف را در داخل حجر انجام مىدهند ويا سعى را قبل از طواف انجام داده وتقصير هم مىكنند آيا اين عمل صدمه‌اى به احرام آنها وارد مىآورد يا هنوز به احرام خود باقى هستند وبايد عمل طواف ونماز وسعى و همچنين تقصير را بطور صحيح انجام دهند و اشتباه اول ضررى ندارد حكم آنرا مرقوم فرمائيد. ج - طواف از داخل حجر، باطل است واگر ثانيا اعمال مزبوره را با ترتيب لازم وصحيح انجام دهند كافى است واشتباه اول، مضر بحكم احرام نيست. 148 - س - اگر حاج وسط طواف، داخل حجر اسماعيل شد ودر همان وقت ويا بعد از طواف وسعى وتقصير فهميد تكليف او چيست؟

[ 55 ]

ج - اگر چهار شوط را تمام كرده هر وقت فهميد، ناقص را تمام كند ونماز طواف را بجا آورد واگر سعى كرده سعى را اعاده كند واگر قبل از سه شوط ونيم بوده شوطهاى گذشته باطل است وبايد طواف را از سر بگيرد وبعد از نماز طواف، سعى را بجا آورد واگر از سه شوط ونيم گذشته وبچهار نرسيده آنرا تمام كند با دو ركعت نماز وبعد يك هفت شوط طواف ونماز وبعد سعى را بجا آورد. 149 - س - حاج از طرف كسى در مكه نائب است در بين طواف عمره تمتع، انگشت پاى او مجروح وخونى شده متوجه نمىشود بعد از طواف عمره وپيش از نماز طواف، متوجه مىشود وخيال مىكند خون كمتر از درهم و معفو است وبا اين حال نماز طواف را مىخواند در اين صورت طواف او چه صورت دارد؟ ج - در فرض مذكور كه بعد از طواف، فهميده كه پاى او نجس شده طوافش صحيح است وصحت نماز طواف بعيد نيست. 150 - س - شحص حاج كه نمىتواند در حال طواف از ادرار خود جلوگيرى كند آيا بايد طواف را خودش انجام دهد يا نايب بگيرد؟ ج - حكم طواف مسلوس حكم نماز است ومبطون، نايب بگيرد ولى اگر مىتواند خود را كاملا حفظ كند كه چيزى از او خارج نشود احتياط اين است كه خودش بجا آورد و نايب هم بگيرد. 151 - س - شخصى غسل جنابت را فراموش كرده و با همان حال، اعمال مكه را بجا آورده وبعدا متذكر شده اكنون تكليف او چيست وفرقى بين كسيكه در ضمن اعمال حج، غسل مستحبى نموده هست يا نه وبنابر لزوم قضاء نسك مشروط به طهارت، معتبر است كه در طول ذيحجه باشد يا نه ووظيفه او نسبت به مباشرت با زنان چيست؟ ج - بنظر حقير كه بنابر احتياط، غسل مستحبى كفايت از غسل واجب نمىكند چنانچه قبل از شروع به اعمال غسل مستحبى بجا آورده در

[ 56 ]

اين مسألة رجوع شود به كسانى كه غسل مستحبى را كافى از غسل واجب مىدانند و در اين صورت حج صحيح وچيزى بر او نيست واگر غسل مستحبى بجا نياورده نيز حج صحيح است ولى واجب است طواف عمره تمتع وطواف حج را با نماز آنها قضا كند هر چند بعد از ماه ذيحجه باشد واحتياطا سعى را بعد از هر يك از اين دو طواف بجا آورد واگر نمىتواند نايب بگيرد وبايد از مباشرت با زن اجتناب كند وچون شرط نيست كه طواف نساء در ماه ذيحجه بجا آورده شود مىتواند خودش برود وبجا آورد و مىتواند هم نايب بگيرد هر چند در غير ذيحجه باشد. 152 - س - شخصى سهوا غسل مس ميت را نكرده بعد از اتمام اعمال حج ودر وطن به يادش آمده كه غسل مس ميت را انجام نداده آيا تكليف اين شخص، حج مجدد است يا نه؟ ج - اگر بعد از مس ميت وقبل از حج، غسل جنابت بجا آورده باشد حج او صحيح است واگر بجا نياورده باشد نظر به اين كه اين جانب، اجزاء اغسال مستحبه را از غسل جنابت، مشكل ميدانم اگر براى احرام، غسل كرده باشد يا غسل مستحبى ديگرى نموده باشد به هر يك از مراجع تقليد كه غسل مستحبى را از سائر اغسال، مجزى مىدانند رجوع وبنا را بر صحت حج بگذارد. 153 - س - شخصى بين الاحرامين جنب گرديده وفراموش كرده كه غسل كند وهمه اعمال حج را با حالت جنابت، انجام داده اكنون با توجه به اين كه جز طواف ونماز آن، بقيه اعمال حج، مشروط به طهارت نيست و اين كه ترك طواف، در صورتى مبطل است كه از روى عمد وجهل باشد نه صورت نسيان وضمنا مىفرمايند غير متمكن از طهورين، در حكم غير متمكن از طواف است آيا نمىشود تا سى شرط را در حكم تا سى اصل

[ 57 ]

دانست و همان طورى كه نسيان اصل طواف به موجب روايات صحيحه معتبره قابل تدار ك وجبران است نسيان شرط را در حكم نسيان اصل، بدانيم؟ چه دليل بر بطلان حج چنين آدمى است با آن كه به مقتضاى نفى حرج وحديث رفع، معذور است؟ ج - در فرض سؤال بعيد نيست كه نسيان شرط - طهرات - ملحق به نسيان اصل طواف باشد وعلى هذا حج صحيح است طواف وحج ونماز آن و طواف نساء و نماز آن را با طهارت انجام دهد واحتياطا سعى را نيز اعاده نمايد واگر از مكه برگشته وبه وطن آمده اگر متمكن باشد خودش والا نائب بگيرد تا طوافين وسعى را بجا آورد هر چند در غير موقع حج باشد و چون در اين مسألة، به فتواى صحت از علماء اعلام بر خورد نكرده ام بلكه اطلاق كلماتشان، ظهور در بطلان دارد احتياط آنست كه سال ديگر خود شو اگر خودش متمكن نيست نائب بگيرد تا حج تمتع بجا آورد وتمسك به نفى حرج وحديث رفع در اين مورد بنظر حقير تمام نيست وتفصيل آن محتاج به مجال و بحث بيشتر است. 154 - س - شخصى در حين تولد سر حشفه او مقدارى ختنه بوده وبه اصطلاح مختون غيبى بوده وبعد ديگر او را ختنه نكردند وبهمان اكتفا شده وبا اين حال حج نموده در اين صورت حج او از جهت طواف ونماز وساير مناسك اشكالى دارد يا نه واگر اشكال پيدا كرده با اتيان عمره مفرده، جبران مىشود يا نه ونسبت به زن چه حكمى دارد به او حرام مىشود يا نه؟ ج - اگر حشفه در غلاف نباشد وصدق اغلف نكند طواف ونماز او صحيح است واگر صدق كند كه اغلف است طواف حج و طواف عمره و طواف نساء و نمازهاى آنها را مجددا بايد خودش ودر صورت عدم تمكن نائبش بجا آورد و تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود.

[ 58 ]

155 - س - آيا مقام ابراهيم، داخل در طواف است يا نه؟ ج - طواف در خلف مقام، بنظر اينجانب محل اشكال است ودر اين مسألة مىتوانيد رجوع به ديگرى نمائيد. 156 - س - اگر زن بعد از اعمال حج در منى حائض شود وبمكه بيايد و پيش از آن كه پاك شود ناچار برفتن از مكه شود مثل اين كه همراهان او عازم مراجعت باشند آيا مىتواند براى طواف حج ونماز آن وطواف نساء ونماز آن نايب بگيرد؟ ج - بلى لازم است بر او كه نايب بگيرد وبعد از آن كه نايب طواف حج و نماز آن را انجام داد خودش سعى را بجا آورد وبعد در سعى براى طواف نساء و نماز آن نائب بگيرد. 157 - س - اگر زن پس از اعمال حج اثر عادت در خود ببيند وشك كند كه پيش از انجام عمل حايض شده يا بعد از تمام شدن اعمال، حج او صحيح است يا خير؟ ج - اعتنا باين شك نكند وحج او محكوم بصحت است. 158 - س - شخصى براى انجام عمره مفرده بمكه معظمه مشرف شد ولى بواسط عدم اطلاع طواف نساء بجا نياورده بعد كه متوجه اشتباه خود شد بعوض اين كه فقط طواف نساء و نماز شرا انجام دهد از مسجد تنعيم محرم شده ومجددا تمام اعمال عمره و به منظور جبران طواف نساء فراموش شده اعاده مىنمايد با توجه باين كه انجام اعمال در مرتبه دوم فقط براى انجام طواف نساء فراموش شده بوده آيا طواف نساء از گردنش ساقط مىشود يا خير و هم چنين جهت انجام طواف نساء مذكور مىتواند نايب بگيرد يا بايد شخصا انجام بدهد. ج - در فرض سؤال كه از جهت جهل بحكم، طواف نساء را ترك

[ 59 ]

نموده اگر اكتفاء بطواف نساء عمره دوم كرده وطواف نساء عمره اول را بجا نياورده كافى نيست وزن بر او حرام است واگر مىتواند واجب است مجددا به مكه مشرف شود ودر صورتيكه يكماه از عمره دوم گذشته از ميقات محرم شود به احرام عمره مفرده يا به احرام عمره تمتع اگر در اشهر حج است و به اضافه اعمال عمره، طواف نساء عمره اول را نيز بجا آورد وفرقى نيست كه آنرا قبل از اعمال عمره بجا آورد يا بعد از آن واگر نمىتواند، نايب بگيرد تا طواف نساء را بجا آورد. 159 - س - شخصى جهلا در عمره تمتع، طواف را قبل از حجر الاسود شروع نموده ودر همان مكان شروع، ختم كرده تكليف اين شخص چيست؟ ج - در فرض سؤال كسيكه جهلا يك شوط از طواف عمره را ناقص نموده اگر قبل از فوت موالات حكم را بفهمد واجب است شوط ناقص را بجا آورد وعمره او صحيح است و اگر بعد از فوت موالات بفهمد احتياطا اول شوط ناقص را بجا آورد ونماز طواف را بخواند و دو مرتبه طواف ونماز آنرا اعاده نمايد و همچنين سعى را واگر وقتى بفهمد كه از جهت ضيق وقت نمىتواند عمره تمتع را تمام كند وظيفه او مبدل بحج افراد مىشود، بنابر اين در مورد سؤال كه طواف عمره را جهلا ناقص كرده بعد از اعمال حج احتياطا عمره مفرده بجا آورد و سال بعد ثانيا عمره وحج تمتع را بجا آورده. 160 - س - در موارديكه تقديم طواف در حج تمتع بر وقوفين، جايز است آيا قبل از احرام براى حج تمتع مىتوان انجام داد يا بايد بعد از احرام واقع شود؟ ج - تقديم طواف وسعى حج تمتع، بدون احرام، جايز نيست. 161 - س - كسى كه غسل مس ميت بر ذمه دارد مىتواند طواف و نماز آنرا انجام دهد يا نه؟

[ 60 ]

ج - احوط آنست كه غسل كند ووضو نيز بگيرد وبعد طواف ونماز آنرا بجا آورد. 162 - س - زيد بعد از اتمام حج بدستور مطوف با جمعى از حجاج و خود مطوف عمره مفرده بجا آورده وچون عمل مستحبى بوده لباس احرامى كه نجس بوده تطهير نكرده و با همان جامه احرامى، عمره مفرده بجا آورده و نيز چون خيال مىكرده كه طواف نساء در عمره مفرده لازم نيست بعد از مراجعت فهميد كه عمره مفرده طواف نساء دارد ويقين ندارد كه با مطوف طواف نساء را انجام داده يا نه اكنون وظيفه او را بيان فرمائيد. ج - در فرض مذكور اگر مىتواند واجب است خودش به مكه برود طواف عمره را با لباس احرام پاك انجام بدهد ونماز طواف وسعى و تقصير وطواف نساء و نماز آنرا بجا آورد واگر نمىتواند نائب بگيرد وممكن است بنويسد بيكى از شيعيان مورد اعتماد آنجا كه از ميقات، محرم شود وبه نيابت او اين اعمال را بجا آورد و تا اين اعمال را انجام ندهد وطواف نساء را بجا نياورد با زن نزديكى نكند. 163 - س - زن وشوهرى بمكه رفتند ومناسك حج را بجا آوردند لكن چون زن شوهرش را نمىخواست طواف نساء ونماز آنرا بجا نياورد وشوهر هم اين طواف و نماز را ترك كرده و به وطن خود برگشته‌اند اكنون وظيفه آن زن از نظر محرميت و بودنش در خانه شوهر چيست؟ ج - بر هر دو واجب است بمكه برگردند طواف نساء ونماز آنرا بجا آورند واگر رفتن به مكه مشقت دارد نايب بگيرند كه طواف نساء ونماز آن را بجا آورد و تا وقتى كه طواف نساء ونماز آنرا بجا نياورده اند هر گونه استمتاع زن و مرد از يكديگر حرام است ولكن عقد باطل نيست وزن بر مرد محرم است ودر اين مورد كه زن بقصد فرار از تمكين، طواف نساء بجا نياورده

[ 61 ]

استحقاق نفقه وسكنى محل اشكال است واحتياط در ترك مطالبه است هر چند بر زوج نيز احتياط در صورت مطالبه، بذل نفقه است. 164 - س - اگر كسى در حج تمتع بتصور اين كه فقط طواف نساء، واجب است طواف زيارت را ترك نموده وتنها طواف نساء ونماز آنرا انجام داده تكليفش چيست؟ ج - در فرض سؤال كه طواف حج از جهت جهل به مسأله ترك شده حج باطل است و بايد در سال بعد بجا آورد ونظر به اين كه محتمل است از احرام بيرون نيامده باشد احتياطا از نزديكى با زن قبل از انجام اعمال عمره مفرده دورى كند. 165 - س - زنى هستم كه چند سال قبل بمكه مشرف شدم موقعى كه در مدينه بودم در روز ششم عادت زنانگى خود را پاك ديدم وعادت من هميشه بين هفت تا ده بوده است غسل كردم وعازم مكه شدم ودر مكه مشاهده نمودم كه پاك هستم پس از طواف، لكه خونى ديدم غسل نموده بعرفات رفتم ودر آنجا محتلم شدم وغسل كردم عصر همان روز مجددا در عرفات لكه خون ديدم ومجددا غسل كردم لكن نمىدانم غسل مافى الذمه كردم يا نه بفرمائيد حج من چه صورت دارد؟ ج - در فرض مسألة، حج شما مبدل به حج افراد شده وچنانچه طواف زيارت وطواف نساء را با طهارت انجام داده باشيد حج شما صحيح است وآنچه فعلا بر شما واجب است يك عمره مفرده است اگر متمكن شويد خود بجا آوريد والا نايب بگيريد تا براى شما بجا آورد واحتياط استحبابى آن است كه مجددا حج تمتع را علاوه بر عمره مفرده بجا آوريد. 166 - س - زنى از جهت جهل به مسأله، طواف نساء ونماز بجا نياورده و به بلد خود آمده وشوهرش با او مقاربت كرده بعدا ملتفت شد كه چون طواف

[ 62 ]

نساء ونماز آنرا انجام نداده جائز نبوده چنين عملى را انجام دهد، بفرمائيد اولا كه نسبت بحج تكليفش چيست وثانيا حليت وحرمت زن و شوهرى ايشان چگونه است وثالثا فرق بين جهل به مسألة ونسيان آن هست يا نه ورابعا اگر تنها نماز طواف را نخواند چه صورت دارد؟ ج - در فرض سؤال، حج او صحيح است وچون جاهل به مسألة بوده جماع، موجب كفاره نيست ولى بعد از علم اگر مقاربت نمايد كفاره لازم است وبراى حليت، لازم است با تمكن، خود او وبا عدم امكان، نائب او طواف نساء ونماز طواف را بجا آورد ودر اين حكم فرقى بين جاهل وناسى نيست واگر فقط نماز طواف را نخوانده بعد از علم يا التفات جايز است در هر جا باشد نماز را بخواند. 167 - س - شخصى هستم كه در هر پنج دقيقه إلى ده دقيقه احتياج به آب دارم آيا مىتوانم با اين حال، عمل حج انجام دهم؟ ج - اگر توانستيد، طواف ونماز آنرا با وضوء انجام دهيد واگر فقط طواف را مىتوانيد با وضو انجام دهيد جايز است بعد از تمام شدن طواف وضو را تجديد كنيد و نماز آنرا بخوانيد واگر تمام طواف را نيز نمىتوانيد با يك وضوء بجا آوريد چهار شوط آنرا بجا آوريد وبعد تجديد وضو نموده سه شوط ديگر آنرا تيمم كنيد و نماز طواف را بخوانيد اگر بتوانيد طواف را به يكى از طرق مرقومه انجام دهيد طواف صحيح است وبقيه اعمال حج، مشروط به طهارت نيست. 168 - س - در اين سالها كه جمعيت زياد است وطواف در بين خانه كعبه ومقام حضرت ابراهيم عليه السلام مشقت دارد بلكه در بعض اوقات ممكن نيست و يا خطر جانى دارد آيا طواف از پشت مقام صحيح است يا نه و هم چنين نماز طواف كه بايد پشت مقام خوانده شود در مثل اين زمان ممكن نيست اگر دورتر از مقام خوانده شود صحيح است يا نه؟

[ 63 ]

ج - در صورت اضطرار، طواف، از پشت مقام كافى است ونماز طواف را هر جا ممكن باشد با صدق خلف مقام بجا آورند. 169 - س - اگر كسى در حج تمتع از جهت نسيان حكم اول طواف نساء را بجا آورد و بعد طواف زيارت را سپس متذكر شود يا اين كه قبل از انجام طواف زيارت ملتفت گردد و يا از جهت نسيان موضوع يعنى بخيال اين كه طواف زيارت را انجام داده فقط طواف نساء را بجا آورد چه تكليفى دارد، ونيز اگر جهلا طواف نساء را قبل از طواف زيارت بجا آورد حكمش چيست؟ ج - لازم است طواف نساء بعد از طواف زيارت واقع شود بنابر اين در تمام صور مذكوره بايد طواف نساء را دو مرتبه بجا آورد. 170 - س - در صورتيكه زنها بتوانند با خوردن قرص، عادت زنانه را عقب بيندازند تا بتوانند عمره را تمام نموده ومحرم به حج شوند ومجبور نشوند احرام عمره را بدل به احرام حج نمايند آيا در اين صورت خوردن قرص وعقب انداختن عادت لازم است يا نه؟ ج - تاخير انداختن عادت، لازم نيست. 171 - س - شخصى در عمره تمتع، طواف را چهار شوط بجا آورده و متذكر اين معنى نشده تا بعد از اعمال عرفات ومنى حال آيا همان طواف ناقص را بايد اعاده كند و بسبب تقصير، از احرام بيرون آمده يا آن كه قهرا مبدل به افراد شده البته دستورى از طرف يكى از روحانيين بشخص مزبور داده شده باين نحو كه يك عمره مفرده بجا آورد وآورده ولى باز نگران اعمال حج خود است اكنون تكليف او را معين فرمائيد. ج - در فرض سؤال اگر از جهت فراموشى، طواف را ناقص نموده عمره وحج او صحيح است وبعد از تذكر، سه شوط باقى را بايد قضاء نمايد

[ 64 ]

و اگر از جهت جهل بحكم بوده حج تمتع باطل است وبايد سال بعد بجا آورد. 172 - س - مظنه در طواف حكم شك را دارد يا يقين؟ ج - ظن در طواف حكم شك دارد 173 - س - اگر زن طواف اعمال حج در منى حائض شود وبمكه بيايد و پيش از آن كه پاك شود ناچار برفتن از مكه شود مثل اين كه همراهان او عازم مراجعت باشند آيا مىتواند براى طواف حج ونماز آن وطواف نساء ونماز آن نايب بگيرد. ج - بلى لازم است بر او كه نايب بگيرد وبعد از آن كه نايب طواف حج و نماز آن را انجام داد خودش سعى را بجا آورد و بعد از سعى براى طواف نساء و نماز آن نائب بگيرد. 174 - س - فرموده‌اند اگر كسى طواف نساء را در حج بجا نياورده زن بر او حرام مىشود بفرمائيد كه آيا مقصود، فقط مقاربت است و يا ساير استمتاعات نيز حرام خواهد بود واگر اولادى بوجود بيايد حلال‌زاده است يا نه وارث مىبرد يا نمىبرد؟ ج - در فرض سؤال، به احرام بستن شخص، ازدواج با زن و هر گونه استمتاع از او حرام مىشود وتا طواف نساء بجا آورده نشود هيچ يك از استمتاعات بر او حلال نيست ودر صورت عصيان ومقاربت با زن، اولاد ملحق به آنها است و توارث نيز بين آنها ثابت است. 175 - س - زنى كه در پشت ناخن وانگشهاى او، لاك چسبيده بوده با اين كيفيت، اعمال حج را بجا آورده و نمىدانسته كه اين رنگ لاك، مانع براى وضو وغسل مىباشد در اين صورت آيا اعمال او صحيح است يا خير وچنانچه پس از انجام اعمال، متوجه شود چه وظيفه اى دارد؟

[ 65 ]

ج - در فرض سؤال، طواف او باطل است واحرام او باقى است و اگر در ذيحجه در مكه متوجه شود بعد از ازاله مانع، غسل يا وضو وطواف حج وسعى وطواف نساء را بجا آورد وعمره مفرده نيز بجا آورد با طواف نساء ومحل شود ودر سال بعد، حج واجب را بجا آورد واگر بعد از ذيحجه متوجه بطلان طواف شود عمره مفرده بجا آورد و چنانچه در خارج از ميقات باشد لازم است ثانيا در ميقات، محرم شود رجاء وبه مكه برود اعمال وعمره مفرده را با طواف نساء بجا آورد تا محل شود ودر سال بعد حج واجب خود را بجا آورد. 176 - س - حاج پس از محل شدن از عمره تمتع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات يا بعد از حج متوجه مىشود كه طواف را از ميان حجر اسماعيل انجام داده و لباس پوشيده اكنون حج او صحيح است يا نه و در هر حال كفاره آن چيست؟ ج - در فرض سؤال، طواف او باطل است و احرام عمره او باقى است وبايد طواف ونماز آن وسعى را ثانيا بجا آورد وبعد تقصير نمايد و آنگاه محرم با حرام حج شود وبراى وقوف عرفات برود واگر وقت او تنگ است بطورى كه اگر بخواهد اعمال مزبوره را بجا آورده وعمره را تمام كند اعمال حج ولو اضطرارى آن را درك نمىكند با همان احرام عمره، نيت خود را تبديل بحج افراد نمايد وحج را تمام كند وبعد عمره مفرده بجا آورد و اگر وقت او بقدرى است كه مىتواند اعمال عمره تمتع را تمام كند واز اعمال وقوفين اضطرارى را درك كند اعمال عمره تمتع را تمام كند و باز محرم با حرام حج تمتع بشود واعمال اضطرارى حج تمتع را بجا آورد و سال بعد ثانيا حج تمتع را انجام دهد وكفاره آن اگر تقصير، بگرفتن ناخن باشد بنابر احتياط لازم، قربانى نمودن يك گاو است و هم چنين است حكم اگر

[ 66 ]

جماع كرده باشد. 177 - س - محرم به عمره تمتع، در شوط چهارم در حاليكه از نصف تجاوز كرده و يا قبل از رسيدن به نصف چنانچه بدون عذر طواف را رها كرد و استيناف نمود مجددا هفت شوط را انجام داد واعمال عمره را بجا آورد و محرم بحج گرديد واعمال حج را انجام داد حجش صحيح است يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه طواف اول را ناقص گذاشته وثانيا طواف تمام بجا آورده اقوى صحت عمره وحج تمتع است واگر بخواهد احتياط كند سال بعد عمره تمتع و حج را اعاده كند ونقصان طوافى كه قطع كرده بجا آورد وبعد از حج، يك عمره مفرده بجا آورد ويك شتر هم قربانى كند. 178 - س - محرم بعمره تمتع در شوط چهارم در صورتيكه از نصف گذشت فرضا نماز جماعت برادران اهل تسنن شروع شد وطواف را رها كرد واز مطاف خارج گرديد و به اتمام نرساند بلكه طواف را از سر گرفت واعمال عمره تمتع را بجا آورد عمره تمتع صحيح است يا نه؟ ج - اقوى صحت عمره وحج تمتع است ونقصان طواف قطع شده را واجب است بجا آورد و اگر بجا نياورده وبوطن آمده سال ديگر برود و بجا آورد واگر زحمت است نائب بگيرد كه او انجام دهد. 179 - س - جوان شيعه‌اى در يك خانواده از برادران اهل تسنن كار مىكرده و تا كنون ازدواج نكرده وچون وقت حج مىرسد با آن جماعت به زيارت خانه خادا مىرود و اعمال حج را مطابق دستورات آنها انجام داده، ولى طواف نساء را بجا نياورده وبعد از مراجعت از سفر ازدواج كرده و صاحب اولاد شده در اين صورت حج او چه صورت دارد وازدواج او صحيح است يا نه؟ ج - در فرض مسألة چنانچه اركان حج را مطابق فتواى شيعه انجام

[ 67 ]

داده حج او صحيح است وواجبات غير ركنى را نيز اگر مطابق فتواى شيعه انجام نشده در صورت تمكن خودش والا نائبش انجام دهد لكن تا طواف نساء بجا نياورد زن بر او حرام است واگر خودش نمىتواند بجا آورد يك نفر شيعه را وكيل كند كه نيابتا از طرف او طواف نساء بجا آورد وعقد را تجديد كند و اولاد آنها در حكم حلال زاده است. 180 - س - اگر كسى در آخر يكى از شوطهاى طواف شك كند بين شوط هفتم وشوط پنجم ويا ظن بهفت شوط پيدا كند ودر هر دو صورت بنا را بر اقل گذاشته وبقيه را رجاء بجا آورده و بعد از اتمام بدون نماز طواف يك دور لغوا دور زده تا نزديك حجر الاسود وبعد تمام اشواطى كه بجا آورده بخيال اين كه شايد آنها درست نشده همه آنها را لغو حساب كرده مجددا هفت شوط ديگر بقصد وجوب طواف كرده است آيا طواف او صحيح است يا نه ج - صحت او بعيد نيست. 181 - س - اگر كسى در عمره تمتع بعد از انجام اعمال عمره محل شده و لباس خود را پوشيد بعد يقين كرد باين كه طواف او ويا سعى او باطل بوده در صورتى كه وقت براى تجديد عمره تمتع، باقى است مراجعت به ميقاتگاه براى او واجب است يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر مىداند كه سعى او باطل بوده سعى خود را با لباس حرام اعاده نمايد واگر يقين ببطلان طواف دارد طوافش را به جا آورد واحتياطا سعيش را اعاده نمايد ودر هر دو صورت احتياج برفتن ميقات نيست ودر صورتيكه از روى جهل، مخيط پوشيده كفاره بر او واجب نيست. 182 - س - معذورين، كه وقوف اضطرارى مشعر الحرام را شب درك نموده و به منى مىروند ورمى جمره مىكنند ووكالت براى قربانى مىدهند وتقصير

[ 68 ]

مىنمايند آيا جائز است در همان شب طواف زيارت وطواف نساء را بجا آورند يا نه؟ ج - با عذر مانعى ندارد كه شب طواف زيارت وسعى بين صفا و مروه وطواف نساء را انجام دهند. 183 - س - طواف نساء ونماز آن كه اگر در عمره مفرده ودر حج بجا آورده نشود زن حلال نمىشود، بر زنها نيز لازم است يا نه؟ ج - بلى بر زن نيز لازم است وتا آنرا بجا نياورد مرد بر او حلال نمىشود بلكه اگر طفل را هم محرم نمودند طواف نساء او هم لازم است وتا طواف نساء او انجام نشود زن بر او حلال نمىشود. 184 - س - نماز طواف مستحب واجب است يا مستحب؟ ج - مستحب است 185 - س - در حج لازم است كه طواف نساء ونماز آنرا بعد از طواف حج و نماز و سعى بجا آورد يا خير؟ ج - بلى لازم است طواف نساء را بعد از سعى بجا آورد و اگر عمدا مقدم داشت اعاده آن با نمازش بعد از سعى لازم است ودر صورت جهل وفراموشى اعاده آن احوط است واگر خودش نمىتواند اعاده كند نائب بگيرد. 186 - س - كسيكه عمره مفرده استحبابى بجا مىآورد اگر طواف نساء آن را عمدا يا جهلا يا سهوا ترك كند آيا زن بر او حرام مىشود؟ ج - بلى تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود واز اين جهت فرقى ميان عمره مفرده واجب ومستحب نيست. 187 - س - شخصى بواسطه ندانستن مسألة طواف نساء را بجا نياورده ولى نيت طواف مستحب كرده بدين نيت كه اين طواف را براى هر نقصانى

[ 69 ]

كه در طواف داشته ام قربة إلى الله بجا مىآورم و بعد از گذشتن يك سال ملتفت شده؟ ج - در مورد سؤال احوط آن است كه بعد از التفات با زن نزديكى نكند ودر صورت تمكن برود طواف نساء را خودش بجا آورد واگر مشقت دارد نايب بگيرد كه براى او طواف نساء ونماز آنرا بجا آورد اگر چه در غير ماه حج باشد. 188 - س - ما را يكم حول الحاج الذى لم يكمل حجه لعذر، بعد اداء الموقفين عرضه عارض عن اتيان طواف الحج والنساء ولم يمكن له الاستنابة فعلا كيف يكون معاشرته مع اهله؟ ج - يحرم عليه اتيان اهله حتى ياتى بطواف الحج وصلوته والسعى وطواف النساء وصلوته. 189 - س - يجوز للعاجز والحائض تقديم طواف الحج وركعتيه والسعى على الموقفين للضرورة فهل يجوز تقديم طوال النساء وركعتيه ايضا في الفرض؟ ج - الاحوط لهولاء المعذورين تقديم طواف النساء وركعتيه ايضا رجاء ثم الاعادة بعد مناسك منى مع التمكن والا فالاستنابة. 190 - س - شخص حاج كه قرائت وى درست نيست نماز طواف نساء را خودش خوانده و شخصى را كه نمىداند قرائتش درست است يا نه نائب گرفت در اين صورت مجزى است ويا بايد در ولايت خود نائب بگيرد و دوباره بخواند. ج - اگر در وقت عمل، متمكن از صحيح كردن قرائت نبوده به همان نحوى كه متمكن بوده كفايت بعيد نيست ولى فعلا كه متمكن از صحيح كردن است بعد از تصحيح احتياطا نمازهاى طوافها را در ولايت خود بخواند واگر فعلا هم نمىتواند صحيح نمايد در ولايت خود نائب بگيرد كه به نيابت

[ 70 ]

او بخواند. 191 - س - حاج هنوز نماز طواف خود را نخوانده مىتواند نيابتا نماز طواف ديگرى را بخواند يا نه؟ ج - نماز طواف را بنابر احوط بعد از طواف بايد فورا بجا آورد، بنابر اين، نيابت از ديگرى در نماز، منافات با فوريت دارد لكن اگر قبلا خواند نماز صحيح است. 192 - س - در صورت عدم امكان نماز در نزديك مقام آيا تا آخر مسجد الحرام فعلى بايد ركعتين طواف را خلف مقام خواند ويا در جاى ديگر از مسجد الحرام هم مىتوان خواند؟ ج - بايد تا آخر مسجد الحرام، نماز طواف، خلف مقام يا جانبين آن خوانده شود. 193 - س - شخص روحانى كه سفر او سفر دوم واستحبابى است مىشود، در نماز طواف باو اقتدا كرد يا نه؟ ج - نماز طواف در حج واجب ومستحب واجب است ولازم است كه بطور فرادى هم خوانده شود. 194 - س - اگر در خلف مقام ابراهيم براى نماز طواف واجب، جا نباشد و تقريبا يك ربع ساعت، صبر كند تا جا پيدا شود آيا اين مقدار زمان با موالات عرفيه، منافات دارد يا نه؟ ج - در فرض مرقوم اين مقدار فاصله مضر بموالات عرفيه نيست. 195 - س - در مقام ابراهيم (ع) بواسطه ازدحام وكثرت جمعيت ممكن نمىشود كه در موقع نماز طواف مرد يا زن طورى بايستند كه محاذى هم نباشند ويا زن جلو مشغول نماز نباشد در اين صورت نماز آنها صحيح است يا خير؟

[ 71 ]

ج - بلى صحيح است ولكن محاذى بودن مرد با زن و هم چنين جلو ايستادن زن در حال نماز اگر فاصله بين آنها كمتر از ده ذراع باشد نزد حقير مكروه است. 196 - س - در صورتى كه جهلا نماز را قبل از طواف بجا آورد تكليف او چيست؟ ج - نماز را دوباره بجا آورد. 197 - س - چه مىفرمائيد در باره كسيكه در عمره مفرده نماز طواف نساء را نخوانده وبه ولايت خود مراجعت كرده؟ ج - اگر برگشتن بمسجد الحرام براى او دشوار باشد مىتواند آن را در هر محلى كه يادش آمد بخواند هر چند در شهر ديگر باشد. 198 - س - اگر نماز طواف حج را بعد از سعى بجا آورد آيا لازم است براى حفظ ترتيب سعى را اعاده نمايد؟ ج - احتياط مستحب اعاده سعى است. 199 - س - شخصى نماز طواف عمره را فراموش كرده و بعد از تقصير متوجه شده آيا بايد نماز را با لباس احرام بجا آورد يا لازم نيست. ج - لزون آن معلوم نيست. 200 - س - براى كسيكه نماز طواف او غلط است احتياط نموده اند كه بجماعت بخواند آيا نماز امام بايد نماز طواف واجب باشد يا نماز يوميه كافى است؟ ج - اقتداء بنماز يوميه مشكل است ودر مواردى هم كه اقتداء بنماز طواف شود بنابر احتياط، اكتفاء به آن نكنند. 201 - س - شخصى مشغول سعى شده واز نصف تجاوز كرده ويا پيش از رسيدن به نصف، متوجه شد كه نماز طواف نخوانده وظيفه‌اش چيست؟

[ 72 ]

ج - سعى را رها نموده نماز طواف بخواند وبعد در صورت تجاوز از نصف بقيه سعى را و در كمتر از نصف همه آنرا مجددا بجا آورد. (سعى) 202 - س - اگر سر خود را در سعى بين صفا ومروه به پشت بر گرداند و بدن بسمت يمين يا يسار كج شود اما به پشت برنگردد سعى او اشكالى دارد يا نه. ج - اگر در حال رفتن بصفا صورتش متوجه به صفا ودر حال رفتن به مروه متوجه مروه باشد وهنگام برگرداندن سر، توقف كند اشكال ندارد. 203 - اگر شخصى در سعى بين صفا ومروه باطراف نظر نمود مىتواند همان وقت سعى را از اول شروع كند يا بايد صبر نمايد تا موالات بهم بخورد. ج - نظر كردن به اطراف در حال سعى ضرر ندارد فقط بايد وقت رفتن بصفا رو به صفا برود يعنى قهقرا نرود يا آن كه طرف يمين يا يسارش بسمت صفا نباشد واگر كسى بنحو باطل مقدارى رفت برگردد همان مقدار را صحيحا اعاده كند و موالات بهم نمىخورد واز سر شروع كردن، صحيح نيست. 204 - س - حاج در عمره تمتع پس از آن كه محل شد ولباس دوخته پوشيد متوجه مىشود كه سعى را شش مرتبه انجام داده حال اگر قبل از وقوف بعرفات متوجه شد چه كند واگر در عرفات يا بعد متوجه شد چه تكليفى

[ 73 ]

دارد واگر جماع كرده كفاره آن چيست؟ ج - اگر وقت دارد كسرى سعى را تمام كند واگر وقت ندارد بطورى كه اگر بخواهد برود وكسرى سعى را تمام كند بوقوف عرفات نمىرسد وقوف عرفات واعمال حج را بجا آورد وبعد از مراجعت بمكه، كسرى سعى عمره را بجا آورد ودر فرض سؤال، اگر جماع كرده كفاره آن بنابر احتياط، يك گاو است و هم چنين است حكم ناخن گرفتن. 205 - س - شخصى در سعى بين صفا ومروه كه تكليفش هفت مرتبه است اگر جهلا چهارده مرتبه سعى نمايد تكليفش چيست؟ ج - در فرض سؤال كه بواسطه جهل به مسألة زيادتر سعى نموده سعى او صحيح است واعاده واجب نيست و هم چنين است حكم در صورت نسيان 206 - س - يكى از آقايان مراجع در مناسك خود مسألة 348 فرموده اگر يك شوط به سعى، اضافه كرد مستحب است شش شوط ديگر اضافه كند تا سعى دومى شود، بفرمائيد كه مقصود ايشان چيست با اين كه سعى مستحب نداريم. ج - در خصوص مورد، روايتى هست كه بعضى از علماء رضوان الله تعالى عليهم اجمعين به آن عمل نموده اند و بعضى به جهت ضعف سندش بر طبق آن، فتوى نداده‌اند ولكن عمل به آن، مطابق احتياط است. 207 - س - كسى كه مىدانسته در سعى بايد از صفا شروع وبمروه ختم كند ولى جاى آنها را نمىدانسته واز كسى پرسيده واو مروه را بجاى صفا باو نشان داده وبنا بگفته او از مروه شروع بسعى كرد پس از اين كه هفت مرتبه سعى انجام داد ملتفت اشتباه شد ويك مرتبه ديگر سعى نمود آيا سعى او صحيح است يا خير؟

[ 74 ]

ج - اقوى صحت آنست هر چند احوط اعاده سعى است. 208 - س - اگر جهلا سعى را بر طواف زيارت مقدم داشت چه حكم دارد؟ ج - احتياط واجب آنست كه سعى را اعاده نمايد. 209 - س - روى صفا ومروه طاقى زده شده محاذى زير آيا سعى را در طبقه فوقانى صحيح مىدانيد يا خير؟ ج - در صورتيكه فوقانى بلند تر از كوه صفا ومروه نباشد كه سعى بين دو كوه صدق بكند مانعى ندارد. (تقصير وحلق) 210 - س - شخصى چند سال قبل به حج مشرف شد ودر عمره تمتع بعد از سعى دانه موى ريش را بنيت تقصير كند وحج را تمام نمود آيا حج تمتع او صحيح است يا نه ضمنا بعد از اين سفر چند مرتبه ديگر به حج مشرف شده اگر حج اول اشكالى داشته باشد حج سالهاى بعد، صحيح است يا نه و چنانچه در واقع، حج اول او مبدل به افراد شده باشد اگر امسال به مكه برود وبعد از اتمام اعمال حج، يك عمره مفرده انجام دهد براى حج سال اول كافى است يا نه؟ ج - در فرض سؤال، كه حج تمتع را ثانيا بجا آورده اگر عمره مفرده نيز احتياطا بجا آورد كافى است واگر بعد از حج سال اول در سالهاى بعد، عمره مفرده، بجا آورده باشد، نيز كافى است. 211 - س - كسانيكه در شب دهم - شب عيد - جايز است از مشعر كوچ كنند آيا مىتوانند رمى جمره عقبه را هم در شب دهم انجام دهند يا نه و

[ 75 ]

حكم قربانى و حلق و تقصير را هم در شب دهم بيان فرمائيد. ج - كسيكه معذور است و نمىتواند در روز عيد، رمى كند جايز است در شب عيد، رمى نمايد و هم چنين اگر از حلق وتقصير در روز عيد، معذور است مثل خائف از فجاه حيض كه بخواهد همام شب بمكه برود بعيد نيست جايز باشد بعد از رمى جمره كسى را وكيل كند كه در روز عيد براى او قربانى نمايد و خود حلق يا تقصير نموده وبمكه برود وقربانى نمودن در شب عيد، بنابر احوط جايز نيست. 212 - س - اگر كسى در اعمال روز عيد در منى در اثر گم كردن منزل و يا عذر ديگر حلق يا تقصير را تاخير بيندازد تا شب حلق كند ويا فرداى آنروز مقارن طلوع آفتاب حلق كند صحيح است يا نه؟ ج - در صورتيكه معذور بوده مجزى است. 213 - س - شخصى در عمره تمتع، بجاى تقصير چون تقصير را بمعنى گناه تصور كرده چند مو از سينه خود كنده وبعد هم براى حج تمتع محرم شده وحج تمتع را انجام داده آيا حلق كه بعد انجام گرفته كفايت از تقصير مىكند يا نه وآيا فعلا زن بر او حلال است يا هنوز از احرام خارج نشده. ج - در فرض سؤال كه از جهت جهل به مسأله قبل از محل شدن از عمره محرم به احرام حج شده عمره تمتع او باطل وحج او مبدل به حج افراده شده وبعد از افعال حج و تقصير يا حلق و طواف نساء، زن بر او حلال است وواجب است بعد از حج، عمره مفرده بجا آورد واگر نياورده هر وقت متمكن شد انجام دهد واحتياط لازم آن است كه در سال بعد حج تمتع بجا آورد. 214 - س - در روز دهم اگر حاج ضروره، متمكن از حلق نشود شب

[ 76 ]

مىتواند حلق نمايد يا بايد روز يازدهم حلق نمايد. ج - حلق در شب خلاف احتياط است واگر در روز عيد، ترك نمود روز يازدهم بايد حلق كند واگر بجاى حلق، تقصير كرد وقتيكه متمكن از حلق شد در طول ذيحجه، حلق نمايد. 215 - س - اگر حاج ضروره، علم داشته باشد كه حلاق، سر او را خونى مىكند وظيفه‌اش چيست على تقدير تعيين الحلق عليه ج - فرض انحصار حلاق به كسى كه سر او را خونى مى كند بعيد است بايد فحص نمايد وحلال ماهر پيدا كند اگر فرضا پيدا نشد تقصير نمايد و بعد در ماه ذيحجه هر وقت متمكن از حلق شد حلق نمايد هر چند به مكه آمده باشد و مو را به منى بفرستد. 216 - س - پس از تمام شدن سعى، بعضى از اشخاص او مو و شارب وناخن ديگران، بعنوان تقصير، كوتاه مىكنند. آيا وكالت در اينكار از آنها لازم است يا سكوت ورضايت آنها كافى است. ج - خود محرم بايد نيت تقصير را كه از اعمال حج است بنمايد واگر با رضايت، خودش را در معرض حلاق قرار دهد كه موى او را كوتاه كند كافى است. 217 - س - حاج در منى بعد از رمى جمره عقبه وقربانى قبل از حلق و تقصير عالما يا جاهلا از احرام بيرون بيايد و لباس عادى بپوشد تكليفش چيست؟ ج - بايد حلق يا تقصير را بجا آورد ويك گوسفند، قربانى كند براى پوشيدن لباس دوخته قبل از احلال، اگر عالما عامدا اينكار را كرده و اما نسيانا يا جهلا كفاره ندارد. 218 - س - اگر شخص محرم به احرام حج يا عمره، محرم ديگرى را تقصير

[ 77 ]

نمايد شخص تقصيره شده از احرام خارج مىشود يا نه و در صورت خارج شدن از احرام بر او وبر تقصير كننده كفاره لازم مىشود يا نه. ج - اگر جاهل به حكم باشند تقصير، صحيح است واز احرام خارج مىشود و بر تقصير كننده نيز كفاره لازم نيست. 219 - س - نائب، در سفر اول حج، سر تراشيده وسفر دوم بعنوان حج واجب خودش مشرف شد ولى سر نتراشيده تكليف چيست؟ ج - در سفر دوم سر تراشيدن واجب نيست هر چند در سفر اول نائب بوده. 220 - س - آيا در عمره تمتع پس از انجام تقصير سر تراشيدن جايز است يا نه؟ ج - براى كسيكه عمره تمتع بجا آورده اقوى حرمت تراشيدن سر است و بايد تقصير كند وتراشيدن سر براى محل شدن از عمره تمتع كافى نيست واگر عمدا سر تراشيد احتياط لازم آن است كه يك گوسفند در مكه ذبح نمايد. 221 - س - چند نفر باتفاق بمكه مشرف شدند جهت انجام اعمال عمره مفرده، و تقصير را بعد از طواف نساء نموده اند چه صورت دارد؟ ج - در صورتيكه نسيانا يا جهلا طواف نساء را بر تقصير مقدم داشته اند اشكال ندارد. 222 - س - شخصى در عمره مفرده تقصير را فراموش كرده يا جهلا تقصير ننموده بعد از طواف نساء ونماز آن يادش آمده يا متوجه شد كه تقصير نكرده حكمش چيست؟ ج - تقصير نمايد وباحتياط لازم، طواف نساء ونماز آن را اعاده كند.

[ 78 ]

223 - س - چند نفر به اتفاق جهت انجام عمره مفرده به مكه مشرف شدند و بجاى اين كه بعد از سعى بين صفا ومروه، تقصير نمايند بعد از طواف نساء تقصير نمودند چه صورت دارد؟ ج - در صورتيكه نسيانا يا جهلا طواف نساء را بر تقصير، مقدم داشته‌اند اشكال ندارد. 224 - س - كسى كه قبلا براى خود بحج مشرف شده و فعلا بعنوان نيابت مىرود يا اين كه قبلا نايب بوده وفعلا براى خود مشرف مىشود آيا واجب است حلق نمايد يا مخير است بين حلق وتقصير ج - در هر دو صورت مخير است بين حلق و تقصير. 225 - س - شخصى در تقصير عمره تمتع وحج بجاى كوتاه كردن مو آنرا از ريشه كنده است تقصير او صحيح است يا نه؟ ج - مشكل است. 226 - س - شخص محرم، سلمانى است هنوز حلق يا تقصير نكرده سر ديگرى را مىتراشد بايد كفاره بدهد يا نه؟ ج - كفاره ندارد هر چند اين عمل براى او جايز نيست. 227 - س - آيا لازم است كه تقصير در عمره تمتع را بعد از سعى بدون فاصله بجا آورد يا نه؟ ج - قبل از احرام حج تقصير نمايد كافى است ومدركى براى فوريت آن بنظر نرسيده

[ 79 ]

وقوف بمشعر 228 - س - آيا حاج مىتواند شب براى كارى ويا بدون كار از مشعر به منى برود و قبل از فجر، براى درك اختيارى مشعر بر گردد يا جايز نيست مگر نسبت بكسانى كه معذورند. ج - براى غير معذور، جايز نيست ولى اگر رفت و قبل از طلوع فجر مراجعت نمود معصيت نموده ولكن وقوف او صحيح است. 229 - س - كوچ كردن از مشعر بمنى قبل از نيمه شب يا بعد از آن به جهت خوف ازدحام جمعيت براى پير مردها و بيماران و زنان چه پير و چه جوان جايز است يا خير؟ ج - براى مضطر وخائف وصاحب عذر و زنان، افاضه از مشعر بمنى در شب جايز است هر چند قبل از نصف شب باشد. 230 - س - كاركنان واعضاء كاروانى كه موظف بپذيرائى حجاج هستند آيا مىتوانند وقوف اضطرارى مشعر را انجام داده وهمان شب عيد را بمنى بروند وبر نگردند يا نه. ج - اگر طورى است كه ناچارند بعد از وقوف مقدارى از شب در مشعر، شبانه به منى بروند و نمىتوانند ثانيا بمشعر برگردند مانعى ندارد و لكن اكتفا بمقدار ضرورت نمايند. 231 - س - هر گاه كارمند كاروان، اثاث را از عرفات به مكه برد و در مشعر توقف نكرد بعد از مكه بمشعر برگشت وتا صبح ماند چه صورت دارد وهر گاه وقوفش فقط باندازه جمع كردن سنگ براى رمى جمرات بود تكليفش چيست؟ ج - حج او صحيح است وبمقدار جمع كردن سنگ براى رمى

[ 80 ]

جمرات اگر بقصد وقوف، توقف كند ركن بعمل آمده است. (رمى) 232 - س - موقع رمى جمره، شش عدد سنگ ريزه بطور قطع بمحل خود رسيده ولى عدد هفتم را شك دارم بهدف خورده يا نه حتى در ميان چادر هم شك من قوى تر شد ودر سال بعد بيك نفر حاج كه عازم حج بود پول دادم كه نيابتا از طرف من يك عدد سنگ ريزه رمى نمايد حال آيا با نقص يك عدد حج بنده باطل مىشود يا خير؟ ج - واجب بود با شك، سنگ ديگر بزنيد فعلا كه ترك كرده ايد حج باطل نمىشود. 233 - س - سنگ‌ريزه هائى كه از مشعر الحرام جمع آورى شده در راه، گم شده و از همان منى دورتر از جمره عقبه دو مرتبه سنگ ريزه جمع مىكنند آيا با اين سنگريزه‌ها مىشود رمى كرد يا نه؟ ج - مطلق سنگريزه حرم كافى است و بودن سنگريزه از مشعر، حكم استحبابى است. 234 - س - در سال گذشته عده‌اى زن ومرد به مكه مشرف شديم يك نفر از اهل علم فرمودند زنها را براى رمى جمرات با خود نبريد چون بر اثر تراكم جمعيت براى آنها مشكل است و شما از طرف آنها نيابتا رمى نمائيد و ما هم اين عمل را عوض آنها انجام داديم ولى اطمينان نداريم اسقاط تكليف از آنها شده وحج صحيح باشد نظر مبارك را مرقوم فرمائيد تا براى ما اطمينان حاصل شود.

[ 81 ]

ج - در فرض مذكور، حج صحيح است ولى مجرد ازدحام، در صورتى كه موجب عدم تمكن نشود مجوز ترك رمى ونائب گرفتن نيست وفعلا بر آنها لازم است در صورت تمكن خودشان بمكه بروند ورمى را در وقت آن انجام دهند ودر صورت عدم تمكن، نائب بگيرند. 235 - س - آيا پرستار مريض مثل مريض جائز است كه در شب عيد، رمى جمرات كند يا نه؟ ج - پرستار هم اگر مثل بيمار نمىتواند در روز رمى جمرات كند جائز است در شب رمى كند ولى اگر با وصف پرستارى بتواند در روز رمى كند رمى در شب براى او جايز نيست. 236 - س - آيا رمى در شب يازدهم ذيحجه جايز است يا نه ج - در صورتيكه روز مىتواند رمى كند جايز نيست شب رمى كند و اگر نسيانا يا عمدا ترك نمود قضاء آنرا فرداى آنروز ابتداء بجا آورد وبعد واجب آنروز را بجا آورد بلى اگر روز مطلقا نتواند، شب بجا آورد وفرق نيست كه شب قبل باشد يا شب بعد. 237 - س - حاج پيش از رمى خود مىتواند براى ديگرى رمى نمايد يا نه؟ ج - مانعى ندارد. 238 - س - شخصى در اثر ناتوانى نتوانسته رمى جمره كند رفيقى داشته او را نايب گرفته بعوض او هر سه جمره را زده لكن اگر شب مىرفت براى او ممكن بود كه جمره را رمى كند فعلا ملتفت مسألة شده كه حضرتعالى در مناسك فرموده ايد اگر زن عاجز باشد مىتواند كسى را اجير بگيرد كه به عوض او سنگ بزند ولى اگر شب ممكن شود مىتواند برود سنگ بزند نمىدانيم اين حكم حتمى است ويا اختيارى چون نفرموديد كه بايد برود فرموده‌ايد مىتواند برود وسنگ بزند لذا مسأله را واضح‌تر بفرمائيد.

[ 82 ]

ج - در فرض سؤال، احتياطا اگر بتواند كه خودش مشرف شود قضاى آن را روز بجا آورد واگر متمكن نيست نائب بگيرد كه روز برايش انجام دهد واين حكم در مسأله 166 مناسك بالصراحه ذكر شده است. 239 - س - العاجز عن رمى جمرة العقبة في يوم العيد يرمى صباح الغد قضاء فهل لهذا الشخص ان يذبح ويحلق يوم العيد بدون رمى جمرة العقبة او لابد أن يؤخر الذبح والحلق ايضا إلى ما بعد الرمى؟ ج - يجب ان يكون الذبح والحلق مترتبين على رمى جمرة العقبة فان عجز عن الرمى يوم العيد يرمى في غده فان عجز عن الرمى في تلك الايام ولياليها جميعا يستنيب من يرمى عنه ثم يذبح ويحلق في النهار. 240 - س - هل يجوز الرمى عن النساء نيابة في هذه السنين لكثرة الحجاج فوق العادة او يجب عليهن ان يرمين بانفسهن وكذلك الطواف حول الكعبه، والازدحام في الرمى يخفف ليلا ولكن الازدحام حول الكعبه لا يخفف ليلا ونهارا في هذه السنين. ج - النساء في الفرض المرقوم يؤخرن الرمى إلى آخر ايام التشريق فيرمين بانفهسن مع الامكان في النهار ومع عدم التمكن فبالليل وان عجزن عن كليهما جاز لهن الاستنابه واما الطواف فلا يجوز لهن الاستنابة فيه بل يطفن بانفسهن مع الامكان. 241 - س - رمى در طبقه دوم چه صورت دارد؟ ج - در طبقه تحتانى رمى كنند و رمى در طبقه فوقانى خلاف احتياط است.

[ 83 ]

(قربانى) 242 - س - كسانى كه حج استحبابى بجا مىآورند مثل اكثر حمله‌دارها و راهنمايان كه حج واجب خود را در سفر اول انجام داده‌اند و نيابتى هم ندارند در صورتى كه نيت حج تمتع كرده باشند آيا قربانى در منى براى آنها لازم است يا اين كه چون حج آنان استحبابى است ترك قربانى اشكال ندارد. ج - در حج تمتع، قربانى لازم است وفرقى بين واجب و مستحب آن نيست. 243 - س - هر گاه ذبح يا نحر در روز عيد، ممكن نباشد آيا جايز است تاخير رمى و حلق از روز عيد تا مناسك منى بترتيب انجام بگيرد يا نه؟ ج - در فرض سؤال، رمى را در وقت خود انجام دهد و حلق را بعد از ذبح بجا آورد و در هر حال رمى را از روز سيزدهم تاخير ننمايد و اگر بعد از رمى مزبور جهلا يا نسيانا خلق كرد بعد از ذبح احتياطا تيغ سر تراشى را به سر بكشد. 244 - س - شخصى در منى گوسفندى خريدارى كرده وصاحب گوسفند گفته سال او تمام است وقربانى كرده فعلا شك مىكند كه آيا سالش تمام بوده يا نه در صورتيكه سال او تمام نبوده ضررى بحجة الاسلام او وارد مىآيد يا نه؟ ج - در اين موارد قول ذى اليد با احتمال صدق، معتبر است و چنانچه معلوم شود كه قربانى واجد شرط نبوده موجب بطلان حج نيست و اگر بخواهد احتياط كند كسى را وكيل كند كه از طرف او در روز عيد آينده

[ 84 ]

قربانى كند. 245 - س - شخص حاج كه بايد قربانى كند آيا بايد گوشت قربانى را بين مستحقين، تقسيم كند ودر صورتى كه براى قربانى، نائب بگيرد، ومطمئن نباشد از اين جهت نمىداند واولا كه نايب، گوسفند نر قربانى كرده يا ماده ثانيا كه گوشت را بين مستحقين تقسيم كرده يا نه آيا بر شخص حاج واجب است پس از رسيدن بوطن خود، گوسفند بخرد و قربانى كرده بين مستحقين تقسيم كند يا عمل نائب، مجزى است و نبايد قربانى مجدد بكند. ج - قول نائب اگر خودش گفت بوظيفه عمل كرده‌ام وكافى است ولازم نيست گوسفند قربانى نر باشد. 246 - س - چون مسلح را تغيير داده‌اند وتشخيص آن كه محل فعلى مسلخ از منى است يا از مشعر، مشكل بنابر اين در مكانى كه فعلا مسلخ است قربانى كفايت مىكند يا نه ودر صورت عدم كفايت، تكليف چيست؟ ج - براى اين كه ذبح در منى واقع شود بايد حتى الامكان تفحص نمايد و قول اهل خبره حجت است و اگر بكلى ذبح در منى ميسر نبود ذبح در وادى محسر مجزى است انشاء الله تعالى 247 - س - چون محل قربانى را از منى تغيير داده اند ودر وادى محسر برده‌اند آيا مىشود قربانى را در غير منى انجام داد يا حتما بايد در خود منى انجام دهند و چنانچه نتوانست ذبح كند آيا در مكه و يا در وطن مىتواند قربانى كند؟ ج - از قرار مسموع، فعلا هر كس بخواهد در منى قربانى كند مانع نمىشوند چون مقدارى از مذبح سابق بحال خود باقى است وتا قربانى در منى ممكن است قربانى در غير منى مجزى نيست بلى اگر بكلى ممنوع شود.

[ 85 ]

اقوى كفايت آن است در وادى محسر اگر چه احوط، جمع بين قربانى و روزه است. 248 - س - در مناسك مرقوم فرموده ايد واجب است كه صاحب قربانى قدرى از قربانى را بخورد. عرض مىكنم اين مطلب در آن هواى گرم با فراهم نبودن وسائل طبح، ميسر نيست وچه بسا كه نائب مىرود براى صد نفر قربانى مىكند و نمىشود از هر گوسفندى قدرى بياورد يا اگر بياورد مخلوط مىشود بفرمائيد كه ترك اين واجب چه صورت دارد؟ ج - ترك اين واجب، در صورت امكان جايز نيست، وبعد از ذبح مخلوط شدن قربانيها بيكديگر ضرر ندارد. 249 - س - آيا مىتوان قيمت گوشت گوسفند قربانى را به هر صورت در راه مشروعى مصرف نمود يا نه؟ ج - صرف قيمت قربانى، در مصارف ديگر، كافى نيست. 250 - س - كسى كه از فقيرى وكالت گرفته كه ثلث قربانى خود يا ديگران را براى او قبول كند آيا قيمت ثلث گوسفند زنده را بايد به فقير بدهد يا قيمت ثلث گوسفند ذبح شده را؟ چناچه قيمت ذبح شده مراد باشد در مسلخ به هيچ قيمتى نمىخرند پس اين وكالت، براى موكل چه سودى دارد؟ ج - قيمت ثلث ذبح شده را بپردازد و در صورتى كه هيچ گونه قيمتى ندارد ضامن قيمت آن نيست و در صحت وكالت، رجوع سود مادى به موكل، معتبر نيست و همين قدر كه وكالت بواسطه بعض دواعى، عقلائى باشد صحيح است. 251 - س - شخصى اجير شده تا حج نيابتى براى كسى انجام دهد خود اين نايب، براى قربانى كردن نائب مىگيرد اكنون آيا شخصى كه قربانى مىكند منوب عنه خود را قصد كند يا منوب عنه اول را؟

[ 86 ]

ج - احتياط آنست كه نيت كند كه از طرف منوب عنه خودم براى منوب عنه اول، قربانى مىكنم. 252 - س - حاج در روز عيد در منى قبل از آن كه قربانى ذبح كند كه چيزى بعهده‌اش نيست وبعد از ذبح، قيمتى ندارد در اين صورت لازم است احتياطا كه با فقير، سهميه او را حساب ومصالحه نمايد يا خير ج - با فرض اين كه قيمت ندارد و فقير مومنى نباشد كه آنرا اگر باو صدقه بدهند قبول كند رعايت اين احتياط، واجب نيست. 253 - س - راجع به قربانى وذبح آن در شب يازدهم نظر مباركتان را مرقوم فرمائيد. ج - ذبح در شب يازدهم بنابر احوط، جايز نيست و اگر در روز عيد ذبح نكرد روز يازدهم ذبح نمايد. 254 - س - حاج از روى غفلت ويا جهل به مسأله در روز عيد، گوسفند بىشاخ (كل) كشته است وبعد به مسألة توجه پيدا كرده آيا در صورت تمكن از مسافرت حج، واجب است حج را اعاده كند ويا قربانى بفرستد كافى است ج - لازم نيست مجددا حج برود فقط قربانى صحيح بفرستد كافى است. 255 - س - مردى دو گوسفند قربانى خريده كه يكى را براى خود و ديگرى را براى زنش ذبح كند آيا تعيين قربانى لازم است يا نه؟ ج - بلى تعيين لازم است و بدون آن كفايت نمىكند. 256 - س - ذبيحه را بايد در موقع ذبح ورو بقبله كرد حال بطرف راست و يا چپ بخوابانند و يا ايستاده ذبح كنند تفاوت مىكند؟ ج - ظاهرا تفاوت نمىكند.

[ 87 ]

257 - س - حاج پيش از قربانى خودش مىتواند جهت ديگران، قربانى كند يا نه؟ ج - مانعى ندارد. 258 - س - اگر از حاج در حال احرام عملى سر زند كه موجب كفاره است حيوان كفاره را در كجا بايد ذبح يا نحر كند؟ ج - در احرام عمره تمتع احوط آن است كه در مكه ذبح يا نحر نمايد واگر در احرام حج است بايد در منى نحر يا ذبح كند و اگر عمدا يا از روى فراموشى در اين دو مكان ذبح نكرد در صورت امكان بايد نايب بگيرد كه از طرف او در منى يا مكه ذبح نمايد واگر ممكن نشد در شهر خودش يا در جاى ديگر رجاءا ذبح نمايد. 259 - س - در حيوان كفاره نيز رعايت شرايط حيوان قربانى در منى لازم است يا خير؟ ج - احتياط مستحب رعايت آن شرايط است. 260 - س - آيا اجازه مىدهيد كه در حال ضرورت يك نفر به نيابت از چند نفر قربانى نمايد؟ ج - در قربانى مباشرت شرط نيست و مىتواند وكيل انجام دهد هر چند ضرورت نباشد لكن بايد در حين قربانى قصد كند كه اين گوسفند قربانى زيد است مثلا اگر چند گوسفند بقصد چند نفر قربانى كند بدون قصد تعيين صحيح نيست.

[ 88 ]

(بيتوته در منى) 261 - س - زنها مىتوانند شب دوازدهم ذى الحجه رمى جمرات بنمايند وهمان شب بمكه بروند و ديگر بمنى برنگردند يا بايد مانند مردان تا ظهر در منى بمانند؟ ج - بايد مانند مردان تا ظهر روز دوازدهم در منى بمانند. 262 - س - حاج روز عيد براى انجام طواف از منى به مكه رفت و در مراجعت به واسطه راه بندان نزديك نصف شب و يا بعد از نصف شب بمنى رسيد آيا كفاره بر او واجب است يا نه؟ ج - بر حاج واجب است از اول شب تا نصف آن در منى بماند و در فرض سؤال كه بعلتى در مقدارى از شب ترك بيتوته نموده وبقيه را بيتوته كرده كفاره واجب نيست. 263 - س - در مناسك فرموده ايد حاج مىتواند در شب يازدهم و دوازدهم بعد از نصف شب براى بقيه اعمال حج به مكه برود و احتياط آنست كه قبل از طلوع فجر داخل مكه نشود. عرض مىكنم اگر بعد از طلوع فجر داخل شود به ازدحام جمعيت بر خورد مىكند وهوا گرم مىشود وانجام طواف حج وطواف نساء مشكل خواهد شد حال آيا جايز است قبل از طلوع فجر شروع به اعمال حج كند يا نه؟ ج - بلى مىتواند قبل از طلوع فجر، مشغول طواف شود وعمل به احتياط، واجب نيست.

[ 89 ]

(مسائل متفرقه حج) 264 - س - شخصى در اول ماه ذيحجه وارد مكه شود بعد از خاتمه عمره تمتع وقبل از انجام حج تمتع مىتواند عمره مفرده انجام دهد يا نه وهكذا بعد از اعمال حج تمتع مىتواند بدون فاصله عمره مفرده را انجام دهد يا نه؟ ج - بعد از احرام عمره تمتع، جايز نيست بدون حاجت از مكه بيرون برود و جايز نيست قبل از حج عمره مفرده بجا آورد ولى بعد از اتمام حج تمتع، عمره مفرده جايز است وفاصله لازم نيست. 265 - س - اگر حمله دار ويا از كارگران كاروان حج، براى اجاره منزل به مكه بروند و در مسجد تنعيم به نيت عمره مفرده، محرم شوند وبعد از اعمال عمره به جده و يا بمدينه مراجعت كنند دوباره براى اعمال حج و عمره تمتع از ميقات گاه محرم شوند جايز است يا خير؟ ج - مانعى ندارد بشرط آن كه اجير براى حج تمتع بلدى نباشد بنابر احتياط و بعد با تمكن بايد براى عمره تمتع برود به يكى از ميقاتها و جده بنظر حقير ميقات نيست. 266 - س - اگر جهلا عمره مفرده را بعد از عمره تمتع وقبل از حج بجا آورد تكليف او نسبت به حج چيست؟ ج - بايد حج تمتع را بجا آورد وحج او صحيح است. 267 - س - چه مىفرمائيد نسبت به شخصى كه قبل از غروب آفتاب شب سيزدهم از منى كوچ كرده وبعد از ساعتى مثلا مراجعت بمنى مىنمايد آيا واجب است شب را بماند و فردايش رمى جمرات نمايد يا نه؟ ج - واجب نيست.

[ 90 ]

268 - س - زنان و پير مردان و بيماران و كسانى كه خوف از مشقت و ازدحام دارند آيا جايز است شب دوازدهم بعد از بيتوته در منى رمى جمرات را شبانه انجام داده بمكه معظمه بروند وديگر بمنى برنگردند يا خير ج - جايز است. 269 - س - هر گاه مصدود از دخول مكه يا از طواف وغير آن از اعمال عمره مفرده جهلا بالحكم در محل صد ذبح و تقصير ننمود و بعد از مراجعت به وطن، عالم به حكم شد تكليفش نسبت بخروج از احرام چيست؟ ج - در هر جا متذكر شد چنانچه فرستادن هدى به مكه يا منى ممكن باشد بفرستد و اگر فرستادن هدى بمكه يا منى ممكن نباشد در محل تذكر ذبح كند و تقصير نمايد و از احرام خارج شود. 270 - س - شخصى وصيت كرده كه فلان قسمت از ملك مرا بفروشيد و دو حج جهت خودم وپدرم خريدارى كنيد واكنون ملك مورد وصيت زائد بر قيمت دو حج است آيا مبلغ زيادى را واجب است در امور خيريه ديگر مانند نماز و روزه مصرف كنند يا به ورثه برمىگردد با اين كه تمام ملك مورد وصيت (از ثلث مالش بيشتر نيست؟ ج - در اين صورت ممكن است بر كيفيت حج بيفزايند مثل اين كه شرط كنند بعض مستحبات انجام داده شود يا شخصى را كه عالمتر بمسائل واحكام باشد استيجار نمايند واگر باز هم زياد آمد ملك ورثه است. 271 - س - اگر شخصى در دو سال مجاورت خود در مكه، مستطيع شود يا در وطن خود مستطيع شود بخواهد حجة السلام را بعد از دخول در سال چهارم مجاورت، انجام دهد آيا حج تمتع بجا آورد يا افراد؟ ج - در فرض سؤال كه استطاعت در بين دو سال مجاورت حاصل شده واجب است حج تمتع بجا آورد لكن اگر بعد از گذشتن دو سال حج را بجا

[ 91 ]

آورد اولى مراعات احتياط است. 272 - س - اگر در سال چهارم مجاورت خود در مكه مستطيع شود وقبل از اتيان حج واجب معرضا عن المجاوره، بوطن خود برگردد آيا حج مستقر در ذمه را تمتعا بجا آورد يا افرادا؟ ج - حج افراد بجا آورد. 273 - س - آيا زنى كه حيض شده و تا قبل از هشتم پاك نمىشود بجاى آن كه حج افراد بجا آورد مىتواند براى عمره تمتع نائب بگيرد وبراى حج تمتع محرم شود يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر نمىتواند اعمال عمره را بجا آورد ووقوف عرفات را درك كند لازم است حج افراد بجا آورد واگر محرم با حرام تمتع شده عدول به افراد نمايد و بعد از حج، عمره مفرده بجا آورد. 274 - س - اذا رمى الحاج يوم العيد و ذبح فغرب عليه الشمس فهل يجوز له ان يحلق بعد المغرب ليلة الحادى عشر اولا ويحلق صباح الغد؟ ج - لايبعد اجزاء الحلق في الليل في الفرض المرقوم وان كان الاولى الحلق يوم الحادى عشر. 275 - س - بيابان عرفات ومشعر ومنى جميعا حرم محسوب است يا اين كه عرفات، خارج از حرم است؟ ج - حدود حرم مشخص است عرفات جزء حرم نيست و منى و مشعر جزء حرم است. 276 - س - آيا انسان در عمره مفرده يا عمره تمتع يا حج تمتع مىتواند اعمال را با فاصله انجام دهد مثلا يك روز طواف كند وروز ديگر نماز آنرا بخواند وروز ديگر سعى و روز ديگر تقصير وروز ديگر طواف نساء را بجا

[ 92 ]

آورد يا نه. ج - اگر چنين كند عمل صحيح است لكن در بعض صور معصيت كرده است. 277 - س - اگر كسى در سال استطاعت بقصد استيطان در مكه بدون اعراض از وطن اصلى بمكه مشرف شود آيا حج تمتع انجام دهد يا افراد؟ ج - تمتع بجا آورد. 278 - س - استطاعت نسبت به حج منذور مقدمه وجوب است يا مقدمه واجب يا فرق است بين نذر حجة السلام ونذر غير آن؟ ج - اگر نذر حجة السلام باشد استطاعت شرط وجوب حج است و موجب تحقق نذر واگر نذر غير حجة السلام باشد استطاعت شرعيه نه شرط وجوب حج است ونه شرط صحت نذر بلكه قدرت عقليه بر حج شرط صحت و انعقاد نذر است. 279 - س - سجده كردن بر سنگهائى كه مسجد الحرام ومشاهد مشرفه به آن فرش شده از سنگ مرمر و غير آن جايز است يا خير؟ ج - بلى جايز است و معادنى كه سجده بر آن جايز نيست معادنى است كه عرفا بر آنها زمين گفته نمىشود مثلا طلا و نقره و عقيق و مس و برنج و ساير فلزات. 280 - س - روزه گرفتن در روزهاى تشريق جايز است يا نه؟ ج - بر كسى كه در منى باشد حرام است. 281 - س - شخصى موسس سينما است وامسال به حج مشرف شده و در مراجعت از حج، باز هم بكار خود ادامه مىدهد اكنون راجع به اين شخص چه مىفرمائيد؟ ج - تاسيس وبناء موسساتى كه سبب گمراهى وفساد اخلاق جامعه

[ 93 ]

اسلام است و كمك بآن به هر نحو باشد حرام است اميد است انشاء الله شخص مذكور، با مشاهده نمونه هاى عالم قيامت، از اين اجتماع دينى، در مكه معظمه متنبه گردد ومخصوصا آتش سوزى وادى منى سبب عبرت و بيدارى او شده باشد وتوجه او همچنان بخداوند قهار، جلب كه از روى حقيقت از گناهان گذشته توبه كرده باشد و پس از مراجعت، توبه خود را نشكند و هم چنانكه سزاوار و شايسته مسلمانان حقيقى است موافق رضاى حق تعالى عمل كند. 282 - س - ما حكم من نسى الرمى او الذبح او الحلق يوم العيد ورمى او ذبح او حلق او قصر في ليلة الحادى عشر نسيانا او جهلا او عمدا؟ دبى مجلس اداره الاوقاف الجعفريه. ج - ان كان المنسى هو الرمى وقد تذكر قبل مضى ايام التشريق وجب عليه احتياطا ان يرمى قضاء كل يوم في غده وان مضى ايام التشريق فان كان متمكنا من قضائه بنفسه في العام المستقبل فليقضه بنفسه والا فيستنيب من يرمى عنه يوم العيد في العام المستقبل وان كان المنسى هو الذبح وقد ذبح في ليلة الحادى عشر فلا يبعد الاجزاء وان كان الاحوط ان يذبح في النهار ايضا وان كان المنسى هو الحلق وقد حلق في ليلة الحادى عشر فالاجزاء في الفرض المرقوم لا يخلو عن قوة. 283 - س - از بعض علماء شنيده شده) روايت داريم موقعيكه حاج از مكه برگشت تا چهار ماه گناهى بر او نوشته نمىشود) از مقام شامخ مستدعى هستم اولا بفرمائيد كه آيا اين طور روايتى داريم يا نه وبر فرض بودن روايت، سندش صحيح است يا نه و در صورت صحت سند آن روايت را چطور معنى نمائيم؟

[ 94 ]

ج - بلى اين مضمون، در احاديث شريفه وارد شده ولى در بعض احاديث، مقيد شده به عدم اتيان كبيره و در بعض ديگر مقيد شده بعدم اتيان موجبه شيخ الطائفه قدس سره در تهذيب جلد پنجم صفحه نوزده و بيست طبع جديد در باب ثواب الحج بسند صحيح از معاوية بن عمار از حضرت صادق عليه السلام حديثى روايت كرده كه در ذيل آن مىفرمايد (انى لك ان تبلغ ما يبلغ الحاج قال ابو عبدالله عليه السلام ولا تكتب عليه الذنوب اربعة اشهر وتكتب له الحسنات الا ان ياتى بكبيرة) بنابر اين گناهانى كه در اين چهار ماه نوشته نمىشود صغيره است و اين مطابق است با مفاد آيه كريمه (ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر، عنكم سيئاتكم) وثقه الاسلام كلينى رضوان الله عليه در جامه كافى جلد چهارم صفحه دويست وپنجاه وچهار، طبع جديد باب فضل الحج والعمره وثوابها بسند خود از سعد اسكاف از حضرت ابي جعفر عليه السلام روايتى در فضل حاج روايت كرده است كه در ذيل آن امام عليه السلام مىفرمايد (فاذا قضى نسكه غفر الله له ذنوبه وكان ذوالحجة والمحرم وصف وشهر ربيع الاول اربعة اشهر تكتب له الحسنات ولا تكتب عليه السيئات الا ان ياتى بموجبة فاذا مضىالاربعة الاشهر خلط بالناس) هر چند علامه مجلسى عليه الرحمه در مرآت العقول دو احتمال در موجبه داده يكى آن كه مراد كبيره است كه موجب آتش است ديگر آن كه گناهى است كه موجب كفر شود و فرموده احتمال اول، اظهر است ولى با توجه به روايت معاوية بن عمار اطمينان، حاصل مىشود كه مراد از موجبه، كبيره است بنابر اين، گناهى كه نوشته نمىشود گناهى است كه در كتاب و سنت موجب دخول در آتش نشده باشد. شيخ الطائفه در تهذيب صفحه نوزده جلد پنجم اين حديث را از

[ 95 ]

سعد اسكاف، روايت فرموده به عبارتى كه با اين عبارت، اختلاف دارد، و جمله (الا ان ياتى بموجبة) را ندارد وايشان، ذيل حديث را اين نحو روايت فرموده‌اند (فاذا قضى نسكه غفر الله له بقية ذى الحجة والمحرم و صفر وشهر بيع الاول فاذا مضت اربعة اشهر خلط بالناس) ولى معتمدهمان روايت كافى است زيرا معلوم است كه در نقل تهذيب، روايت، مختصر شده و مثل نقل بمضمون است وعلاوه جمله (الا ان ياتى بموجبة) از آن اسقاط شده و در دوران امر بين زياده و نقيصه، اصالت عدم زياده بر اصل عدم نقيصه مقدم است وفرضا هم اين دو اصل را حجت بدانيم در خصوص مورد با توجه به روايت معاوية بن عمار ظاهر اين است كه اين جمله، اسقاط شده ونسخه كافى صحيح است واحتمال اين كه جمله (الا ان ياتى بكبيرة) يا (الا ان ياتى بموجبة) در اين دو روايت از بعض روات به عنوان شرح وتفسير حديث اضافه شده باشد بسيار بعيد است و فرضا هم اين نحو باشد از رحمت ومغفرت و كرم وفضل خداوند متعال، بعيد نيست كه مقرر فرمايد تا چهار ماه، مومنى كه حج بجا آورده مطلق گناهانى كه تحت فشار؟ تويلات نفس وغلبه هوا از او صادر شده (نه بنحو بى اعتنائى واستخفاف بامر خداوند) مورد آمرزش خداوند واقع شود و كس نمىتواند رحمت واسعه و تفضل خدا را كه خود به آن مقام و محل مغفرت و رحمت وتفضل است محدود كند بلى اين حديث كسى را كه از روى بى اعتنائى و استخفاف بامر ونهى خدا معصيت نمايد يا اين كه بخواهد با تشبث به اين حديث، در اين چهار ماه، هر گناه ومعصيتى را مرتكب گردد شامل نمىشود واز ابتداء تا حال هم هيچ كس از اين اخبار، استفاده نكرده كه حاج تا چهار ماه، مرخص وآزاد است وبا اتكاء به اين حديث، مرتكب هر معصيتى بخواهد بشود كه اين برداشت وتلقى البته صحيح نيست.

[ 96 ]

284 - س - شخصى در بلد مستطيع نيست ولى در ميقات، مستطيع مىشود آيا حج او مجزى از حجة السلام هست يا نه ج - مجزى است. 285 - س - استظلال در شب چه حكمى دارد؟ ج - احتياطا يك گوسفند بعنوان كفاره بكشد. 286 - س - عبور از زير پلهائى كه در مسير ساخته اند چگونه است؟ ج - صدق استظلال مشكل است زيرا متبادر از استظلال اين است كه به اختيار خود سايه بر سر خود بيفكند. 287 - س - طواف عمره تمتع را از داخل حجر اسماعيل انجام داد و تقصير كرد واز احرام خارج شد ودر وقت طواف حج متوجه شده اكنون تكليف او چيست؟ ج - حج اول مبدل به حج افراد مىشود وبايد بعد از اكمال حج، عمره مفرده بجا آورد. 288 - س - نائب، نماز طواف منوب عنه را با فاصله بجا آورد چه صورت دارد؟ ج - بايد بدون فاصله، بجا آورد ولى اگر با فاصله انجام داد مضر بنمازى كه منوب عنه خودش خوانده است نيست. 289 - س - شخصى خيال كرده كه هفت بار سعى بين صفا و مروه مركب از رفتن و بازگشتن است وبا اين اعتقاد چهار ده مرتبه سعى كرده آيا صحيح

[ 97 ]

است يا نه؟ ج - صحت آن محل تامل است. 290 - س - حمل مغضوب در حال احرام خصوصا در حال طواف چه صورت دارد؟ ج - اگر حركتى اضافه بر حركات طواف ايجاد نكند مانع ندارد مانند نماز. 291 - س - آيا زنها وساير معذورين مىتوانند در شب عيد، رمى جمره عقبه نمايند و بديگرى وكالت دهند كه در روز عيد براى آنها قربانى كند وخودشان بعد از تقصير براى طواف و ساير اعمال به مكه روند يا نه؟ ج - بلى مىتوانند. 292 - س - كسى كه در ميقات براى عمره تمتع و يا در مكه براى حج، محرم شد اگر بىاختيار او را از ميقات يا از مكه بيرون ببرند و برگردانند چه صورت دارد؟ ج - فعلا مانعى بنظر نمىرسد لكن در عمره تمتع، احتياط آن است كه در مراجعت و مرور به ميقات يا محاذى آن، نيت و تلبيه را تكرار كند.

مكتبة يعسوب الدين عليه السلام الالكترونية