الرئيسية  اتصل بنا  خارطة الموقع   
 
 
  إرسل لنا كتاب | أخبرنا عن خطأ  
أ ب ت  ...




احكام و آداب الحج (فارسي) - السيد الگلپايگاني

احكام و آداب الحج (فارسي)

السيد الگلپايگاني


[ 1 ]

احكام وآداب حج مطابق با فتاواى فقيه اهل بيت عصمت حضرت آية الله العظمى آقاى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى مد ظله العالى

[ 2 ]

احكام وآداب حج مطابق با فتواى زعيم عاليقدر حضرت آية الله العظمى آقاى سيد محمد رضا موسوى گلپايگانى دام ظله العالى ناشر: دار القرآن الكريم حروفچينى وصفحه آرايى: دار القرآن الكريم ليتوگرافى: حميد - قم چاپخانه: باقرى - امير نوبت چاب: اول تاريخ: ذو القعده 1413 تيراژ: 10000 حقوق طبع براى دار القرآن الكريم محفوظ است آدرس: ايران - قم - صندوق پستى 151 تلفن: 8 - 33076

[ 3 ]

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله الطاهرين ولعنة الله على اعدائهم اجمعين كعبه مقدسه نخستين خانه‌اى است كه به امر وإراده خداوند، براى مردم ودر مسير رشد وهدايت ومنافع آنان در سطح زمين بنا شده است. چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: " إن اول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعالمين... ". (1) به راستى اولين خانه‌اى كه براى ناس - مردم - قرار داده شد، همان خانه‌اى است كه در مكه است. آن خانه داراى خير بسيار بوده وهدايت از براى عالميان است. كعبه خانه مقدسى است كه به دست توانا وپر بركت دو پيامبر بزرگ الهى - ابراهيم واسماعيل عليهما السلام - بالا رفته، وآن دو بنده


(1) سورة آل عمران: 96

[ 4 ]

صالح خدا پس از فراغت از بناى آن، دست به دعا ونيايش برداشته‌اند، كه خداوند عمل آنان را قبول فرمايد، چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: " وإذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت واسماعيل ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم ". (1) هنگامى كه ابراهيم واسماعيل ديوارهاى خانه كعبه را بر افراشتند، عرض كردند: پروردگارا! اين خدمت را از ما قبول فرما، كه تو شنونده دعا و داناى به همه اسرارى. كعبه همان خانه رفيعى است كه خداى جهان، ابراهيم واسماعيل سلام الله عليهما را مأمور به تطهير آن از لوث وجود ناپاك مشركان كرده، وخود مىفرمايد: " وعهدنا الى ابراهيم واسماعيل ان طهرا بيتى للطائفين والعاكفين والركع السجود " (1) واز ابراهيم واسماعيل پيمان گرفتيم كه حرم خدا را براى طواف كنندگان و مقيمين و ركوع كنندگان اهل سجود تطهير نمايند. كعبه همان كانون مقدس وحرم محترمى است كه خداوند متعال آن را مايه قيام، و وسيله بقاء و ثبات، و پابرجايى، و استوارى امت اسلام، و مركز راه اندازى امور مسلمين، و سامان بخشيدن به جريانات زندگى آنان قرار داده است. همچنان كه در قرآن كريم


(1) سوره البقرة: 127 (2) سورة البقرة: 125

[ 5 ]

مىخوانيم: " جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس... " (1). خداوند كعبه را كه بيت حرام و خانه محترم است موجب ايستادگى و استوارى براى مردم قرارداد. كعبه آن خانه با جلالتى است كه خداوند زيارت آن را حقى براى خويشتن بر گردن بندگان و اهل استطاعت قرار داده، و تخلف از آن را نوعى كفر قلمداد كرده، مىفرمايد: " و لله على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا ومن كفر فان الله غنى عن العالمين " (1) براى خداست بر مردم كه حج خانه خدا بكنند، آنان كه راهى بدانجا داشته باشند، وكسى كه از اين فرمان سرپيچى كند، پس براستى كه خداوند از جهانيان بى نياز است. وبالاخره كعبه خانه بلند پايه‌اى است كه خداى تعالى حضرت ابراهيم عليه السلام را مأمور كرده كه بندگان را به سوى اين خانه مقدس فرا بخواند، ودعوت نمايد. چنانكه در قرآن مىخوانيم: " وأذن في الناس بالحج يأتوك رجالا وعلى كل ضامر يأتين من كل فج عميق ليشهدوا منافع لهم... ". (1) و در ميان مردم اعلان - دعوت - حج بنما، كه پياده وسواره از هر راه دورى به سوى تو خواهند آمد، تا در آنجا شاهد و ناظر منافع فراوان براى خود باشند...


(1) سورة المائدة: 97 (2) سورة آل عمران: 93 (1) سورة الحج: 27 - 28

[ 6 ]

بنابر اين بندگان صالح و مخلصى كه براى انجام زيارت بيت الله راهى حج مىشوند امر خداى را اجابت نموده، ودعوت حضرت ابراهيم را پاسخ مثبت مىدهند، و از اين رو در اولين لحظه ورود در اعمال حج يعنى حين احرام با شور وشعفى زائد الوصف، لبيك مىگويند يعنى خداوندا! امر تو را اطاعت ودعوت حضرت ابراهيم را اجابت نموديم. تحريف در اعمال ومراسم حج در ادوار گذشته وعصر جاهليت بر اثر محروميت از درك انبياء الهى، ودورى از تعاليم آسمانى آنان زيارت اسرار آميز بيت الله واعمال وآداب سازنده آن دچار تحريف شده، كارهاى بى مفهوم واعمال بيهوده وجاهلانه‌اى را به عنوان مراسم حج انجام مىدادند. چنانكه قرآن كريم مىفرمايد: " وما كان صلاتهم عند البيت الا مكاءا وتصدية... " (1). نماز ونيايش آنان در نزد بيت الله چيزى جز صفير وكف زدن نبود.


(1) سورة الانفال: 35

[ 7 ]

نقش ائمه طاهرين در تبيين احكام حج پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم وائمه طاهرين در صدد تبيين اعمال وبرنامه‌هاى صحيح وپوياى حج بر آمده، وآداب مناسب با كانون توحيد واخلاص را در اختيار مردم مىگذاشتند، هر چند كه موانع اجتماعى، داخلى وخارجى وبازيگرىهاى دشمنان نگذاشت كه در همان اوائل امر مردم به خوبى اين برنامه‌هاى افتخار آميز را فرا بگيرند. شيخ مفيد - قدس سره - راجع به حضرت امام محمد باقر عليه السلام مىفرمايد: "... واعتمدوا عليه في مناسك الحج التي رواها عن رسول الله صلى الله عليه وآله " (1). نقطه اتكاء مردم در اعمال حجشان مناسك وبرنامه هايى بود كه آن حضرت از رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت مىفرمود. محدث قمى عبارتى دارند بدين صورت: " كانت الشيعة قبل أن يكون أبو جعفر عليه السلام وهم لا يعرفون مناسك حجهم وصلاتهم وصيامهم حتى كان أبو جعفر عليه السلام ففتح لهم وبين لهم مناسك حجهم وحلالهم وحرامهم " (1).


(1) الارشاد: 248 (2) الانوار البهية / طبع مشهد: 121.

[ 8 ]

شيعه پيش از دوران امام باقر عليه السلام عارف به مناسك حج وحلال وحرام خود نبود تا آن كه آن حضرت آمد ودر علوم را بر روى آنان گشود ومناسك حجشان و حلال و حرامشان را براى آنان روشن ساخت. پاسدارى فقهاى شيعه از احكام و آداب حج بافرا رسيدن عصر غيبت، فقهاء ومجتهدين شيعه هم چنان در حفظ نظام حج و نگهدارى آن از تحريف كوشش كردند، وآداب ودستورات آن را از واجبات و مستحبات روشن ساختند، تا ضيوف الرحمان وزائران خانه خدا بتوانند اين عبادت بزرگ واسرار آميز را در چهار چوب احكام و مقررات شرع انجام دهند، ودر طول اين اعصار كتابهاى گوناگون اعم از استدلالى و يا فتوايى به زبانهاى مختلف به صورت تفصيلى يا به نحو اختصار تاليف شد، و مورد استفاده مردم مسلمان ومتعهد قرار گرفت. كتاب حاضر از جمله كتبى است كه در همين راستا تأليف شده، وخود مجموعه‌اى گرانبهاست كه حاوى فروع بسيار ومسائل فراوانى است، و به خواست خداوند رفع نياز حجاج محترم را نموده، وپاسخگوى مشكلات آنان در سفر الى الله خواهد بود.

[ 9 ]

اين كتاب با استفاده از مناسك عربى وفارسى زعيم عاليقدر جهان تشيع، حضرت مستطاب سيد الفقهاء والمجتهدين آية الله العظمى آقاى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى دام ظله الشريف تنظيم گرديده، وفروع واستفتاءات تازه‌اى كه از آن مرجع عظيم الشأن شده نيز ضميمه آن گرديده است. تنظيم اين مجموعه با نظارت دفتر استفتاء حضرت آية الله العظمى، توسط حج اسلام آقايان حاج شيخ رضا فاضل كاشانى وحاج سيد محمد تقى علوى زيد عزهما، انجام گرفته است. اميد است مورد استفاده كامل حجاج بيت الله الحرام قرار گيرد. در پايان توجه حجاج محترم را به نكات زير جلب مىنماييم، تا ان شاء الله با توجه كامل مناسك حج خود را به پايان برند. 1 - سفيان بن عيينه مىگويد: حضرت امام زين العابدين عليه السلام به حج آمدند، چون خواستند محرم شوند، مركب آن حضرت ايستاد، رنگشان زرد شد، ولرزه بر آن حضرت عارض گرديد، ونتوانست لبيك بگويد! من عرض كردم: چرا تلبيه نمىگوييد؟ فرمود: مىترسم در جوابم گفته شود: لا لبيك

[ 10 ]

ولا سعديك. پس چون تلبيه گفت غش كرد، واز راحله‌اش بر زمين افتاد، وپيوسته اين حال تا پايان مراسم حج بر او عارض مىشد (1). 2 - شخصى به نام " افلح " كه از غلامان حضرت امام محمد باقر عليه السلام بوده، مىگويد: وقتى در خدمت آن حضرت به مكه رفتيم، چون آن بزرگوار داخل مسجد الحرام شد، چون به خانه كعبه نگريست، به گريه افتاد وصداى مباركش در ميان مسجد بلند شد من عرض كردم: پدر ومادرم فداى تو، مردم شما را مىبينند، خوب است كه صداى مبارك را كوتاه نموده، وآهسته تر گريه كنيد. حضرت فرمود: واى بر تو! اى افلح، چگونه گريه نكنم، همانا اميد مىرود كه خداوند به سبب اين گريه، نظر رحمتى بر من فرمايد، وبه آن سبب فرداى (قيامت) در نزد او رستگار گردم. پس آن حضرت دور خانه طواف فرمود، وبعد در نزد مقام ابراهيم به نماز ايستاد وبه ركوع وسجود رفت، وچون سر از سجده برداشت موضع سجده آن بزرگوار از اشك ديدگانش تر شده بود (1). 3 - طاووس يمانى مىگويد: داخل حجر اسماعيل شدم، ديدم


(1) عوالى اللئالى ابن ابى جمهور احسائى 4: 35، احياء العلوم غزالى 1: 268. (1) كشف الغمة في معرفة الائمة 2: 117 و 148.

[ 11 ]

كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در سجده است وكلامى را تكرار مىكند، با خود گفتم مردى است از خاندان صالح وپاك، گوش دهم ببينم چه مىگويد، پس به مناجات او گوش فرا دادم وشنيدم كه مىگفت: " عبدك بفناءك، مسكينك بفناءك، سائلك بفناءك، فقيرك بفناءك ". يعنى: بنده تو به درگاه تو آمده، مسكين تو به درگاه تو آمده، سائل تو به درگاه تو آمده، فقير تو به درگاه تو آمده. طاووس مىگويد: به خدا سوگند هر گز خدا را با اين جملات نخواندم مگر اين كه گرفتارى من مرتفع گرديد وگشايش برايم پيدا شد (1). 4 - سعيد بن جبير مىگويد: كسى كه براى خواسته وحاجتى به سوى بيت الله الحرام بيايد به حاجت خود خواهد رسيد، خواه حاجت او مربوط به دنيا باشد يا آخرت (1). والسلام على حجاج بيت الله الحرام وضيوف الرحمان ورحمة الله وبركاته قم - حوزه علميه على كريمى جهرمى


(1) كشف الغمة في معرفة الائمة 2: 80. (1) مجمع البيان 2: 247.

[ 13 ]

بسم الله الرحمن الرحيم اقسام حج حج دو گونه است: واجب ومستحب، وحج واجب نيز سه قسم است: اول - حجة الاسلام، وآن حجى است كه بر هر شخص واجد شرايط استطاعت، يك بار در طول عمر شرعا واجب است. دوم - حجى كه با نذر وعهد وقسم واجب شود. سوم - حجى كه با اجير شدن واجب گردد. ودر غير موارد مذكور حج مستحب است.

[ 14 ]

وجوب حج حج از اركان دين اسلام است، و وجوب آن بر كسى كه واجد شرايط استطاعت باشد، از ضروريات بين مسلمين است، ودر قرآن كريم نيز به آن تصريح شده است، وانكارش موجب كفر مىباشد، وتركش اگر به جهت سبك شمردن آن باشد به منزله كفر، وبدون آن از گناهان كبيره محسوب مىگردد. مسأله 1 - حج در تمام عمر يك بار شرعا واجب است، وبيش از يك بار اگر چه شخص متمكن باشد، وجوب عينى ندارد. مسأله 2 - اگر مكه مكرمه خالى از حاجى بماند، بر هر شخص مكلف متمكن بنابر احتياط واجب، رفتن به حج وجوب كفايى دارد، اگر چه قبلا نيز به حج رفته باشد.

[ 15 ]

مسأله 3 - وجوب حج براى واجدان شرايط فورى بوده، وتأخير آن از سال اول استطاعت حرام است، وبعيد نيست كه از گناهان كبيره به شمار آيد، و در صورت نافرمانى و ترك آن در سال اول استطاعت، در سال دوم نيز وجوب فورى دارد، وترك آن مانند سال اول گناه كبيره است، وحكم آن نسبت به سالهاى بعد تا آخر عمر نيز چنين است. مسأله 4 - بر شخص مستطيع واجب است كه مقدمات سفر (از قبيل: ثبت نام، وگرفتن گذر نامه، تعيين كاروان، گرفتن بليط هواپيما، وديگر لوازم سفر) را به موقع و هر چه زودتر فراهم سازد، به طورى كه عرفا در تهيه مقدمات حج، سهل انگار شمرده نشود، تا بتواند حج را در موقع خود انجام دهد. شرايط وجوب حجة الاسلام اول - بلوغ. پس بر كودك اگر چه نزديك به حد بلوغ باشد، وساير شرايط استطاعت را نيز داشته باشد، حج واجب نيست، ودر صورت انجام با آن كه بنابر اقوى عبادت او صحيح است، ومشروعيت دارد، كفايت از حجة الاسلام نمىكند.

[ 16 ]

مسأله 5 - حج براى غير مكلف مميز مستحب است، ولى كفايت از حجة الاسلام نمىكند، واذن ولى در صحت حج او شرط نيست، اگر چه در مواردى كه حج او موجب تصرف در اموالش مىشود، براى تصرف اذن ولى لازم است. مسأله 6 - جايز نيست كه والدين فرزند را از انجام حج واجب منع نمايند، ودر صورت نهى اثرى بر آن مترتب نبوده، وحج صحيح است، وهم چنين صحت حج استحبابى منوط به اذن والدين نيست، بلى اگر از انجام آن نهى كردند، به طورى كه مخالفتشان موجب رنجش شديد خاطرشان مىگردد، حج استحبابى باطل خواهد بود. مسأله 7 - براى ولى، محرم كردن كودك غير مميز مستحب است، ودر محرم كردن ديوانه اشكال است. بلى اگر ولى مجنون او را رجاء - يعنى به اميد مطلوبيت و رسيدن به ثواب - محرم نمايد، اشكالى در آن نيست، وكيفيت محرم كردن كودك اين است: كه دو لباس احرام را به او بپوشاند، وبگويد: خداوندا اين كودك را محرم كردم به احرام... واز او بخواهد كه لبيك هاى واجب را بگويد، ودر صورتى كه قادر نيست، او را تلقين نمايد، واگر با

[ 17 ]

تلقين هم نمىتواند، خودش از طرف او " لبيك ها " را بگويد، واو را از تروك احرام باز دارد، وبه آنچه از اعمال حج قادر است وادارد، ودر انجام آنچه توانايى ندارد نيابت كند، او را طواف دهد، وسعى بدهد، ودر عرفات ومشعر وقوفش دهد، واگر مىتواند امر به رمى نمايد، ودر صورتى كه قادر نيست خود از جانب او رمى كند، او را به طواف ونماز طواف وادارد، واگر نمىتواند خودش از طرف او بخواند، و سرش را بتراشد، وهم چنين در بقيه اعمال. وتوجه به اين نكته لازم است كه كودك در حال طواف ونماز طواف - اگر خود كودك نماز مىخواند - مىبايست پاك وبا وضو باشد، واگر در طول طواف طاهر بودن وبا وضو بودن او ممكن نيست، ولى از جانب او طواف كرده، ونماز طواف را مىخواند، واحتياط آن است كه در حد ممكن بين طواف ونماز خود، با تطهير و وضو گرفتن و يا وضو دادن كودك وواداشتن او به طواف و نماز جمع نمايد. مسأله 8 - ولى مىتواند كودك را محرم نمايد، اگر چه خودش محل باشد.

[ 18 ]

مسأله 9 - قدر متيقن از ولى كه مىتواند كودك غير مميز را محرم نمايد ولى شرعى است، كه پدر، پدر پدر، ووصى آن دو، وحاكم شرع، ونماينده او، ووكيل هر يك از اينها است، وصدق ولى در غير مورد اينها مثل: عمو، دايى، وبرادر گرچه تكفل كودك را به عهده گيرند مشكل است، بلى در باره محرم كردن كودك توسط مادر، به خاطر وجود نص خاص اشكالى نيست. ودر باره كودك مميز نيز اذن غير ولى شرعى در مواردى كه اذن ولى معتبر است كفايت نمىكند. مسأله 10 - مخارج زائده سفر كودك بر عهده ولى او است، مگر آن كه حفظ او متوقف بر سفر باشد، ويا آن كه آن سفر به مصلحت او بوده، وحج موجب مخارج زائدى بر مخارج ساير سفرها نباشد. مسأله 11 - قربانى وهم چنين كفاره صيد كودك بر عهده ولى او است، ووجوب ساير كفارات بر ولى مورد اشكال است، اگر چه احوط آن است كه تكفل نمايد. مسأله 12 - اگر كودكى قبل از بلوغ محرم شود، ووقوف مشعر را پس از بلوغ درك نمايد، مشهور آن است كه حج او مجزى از حجة الاسلام است، ولى احوط، بلكه اقوى آن است كه پس از استطاعت حج را اعاده نمايد.

[ 19 ]

مسأله 13 - اگر كودكى قبل از ميقات بالغ شود، ودر همان محل مستطيع باشد، مىبايست به نيت حجة الاسلام محرم شده، حج را بجا آورد. مسأله 14 - اگر كسى به اعتقاد آن كه بالغ نبوده، ويا مستطيع نيست، حج استحبابى بجا آورد، كفايت آن از حجة الاسلام محل اشكال وتأمل است، وبايد حج را احتياطا اعاده نمايد، بلى اگر نيت كرد كه حجى را كه به عهده او است انجام مىدهد، و فكر مىكرده حج استحبابى است، ظاهرا از حجة الاسلام كفايت مىكند. دوم - حريت (برده نبودن). سوم - استطاعت مالى، بدنى وطريقى. مسأله 15 - وجود استطاعت عقلى به تنهايى براى وجوب حج كافى نيست، بلكه شرط وجوب حج، استطاعت شرعى است، بنابر اين قدرت بر تحصيل مخارج حج، موجب آن نيست، واستطاعت در صورتى محقق است كه مخارج حج را داشته باشد. مسأله 16 - همان گونه كه داشتن راحله (وسيله سفر) از قبيل: ماشين، كشتى وهواپيما و.. براى شخصى كه نياز به آن دارد شرط وجوب حج است، چه به خاطر قادر نبودن بر پياده روى، ويا

[ 20 ]

سخت بودن، ويا خلاف شأن بودن آن، هم چنين بنابر اثچقوى داشتن راحله براى كسى كه نياز به مركب ندارد نيز شرط است، اگر چه سزاوار است كه احتياط ترك نشود، خصوصا نسبت به شخصى كه پياده وسواره بودن در راه براى او يكسان بوده، ويا پياده روى برايش آسان تر باشد. مسأله 17 - در شرط بودن وجود راحله در وجوب حج فرقى بين دور بودن ويا نزديك بودن مسافت نيست، حتى براى اهل مكه نيز وجود راحله شرط است. ولى كسى كه توانايى پياده روى تا عرفات، وبازكشت از آن را به آسانى دارد، عمل به احتياط را ترك ننمايد. مسأله 18 - شرط استطاعت را مىبايست از مكانى كه مكلف فعلا در آن حضور سنجيد، نه از وطن مكلف، مثلا اگر كسى كه ايرانى است به شام، عراق ويا حجاز سفر كند، اگر چه متسكعا، واز آنجا براى حج استطاعت داشته باشد حج بر او واجب است، وكفايت از حجة الاسلام مىكند، حتى براى كسى كه از ميقاتى متسكعا محرم مىشود، واز ميقات ديگر نيز عبور مىكند، در صورتى كه از ميقات كه دوم مستطيع است، ممكن است كه گفته شود حج بر او واجب است، اگر چه خالى از اشكال نيست.

[ 21 ]

مسأله 19 - در مواردى كه براى رفتن به حج بايد از هواپيما ويا وسيله ديگر استفاده كرد، در صورت نبودن وسيله، وجوب حج ساقط مىشود. مسأله 20 - اگر كرايه هواپيما ويا وسيله ديگرى كه براى سفر لازم است گران باشد، وشخص هزينه آن را دارد، اجاره كردن ورفتن به حج بر او واجب است، وبنابر اقوى اين گرانى از ضررهايى كه موجب سقوط وجوب حج مىشود نيست، اگر چه در حد اجحاف باشد، مگر آن كه اجحاف در حدى باشد كه عرف با ملاحظه آن، شخص را غير مستطيع حساب كند، وتأمين ساير هزينه هاى حج نيز چنين است. مسأله 21 - همان گونه كه در وجوب حج، داشتن مخارج رفتن به حج وايامى كه در سفر مشغول به اعمال حج است، وهزينه اجرت كسانى كه او را براى طواف وسعى واجب در صورت نياز حمل مىكنند شرط است، هم چنين داشتن هزينه بازگشت به وطن عرفى (جايى كه در آن زندكى مىكنه) شرط مىباشد، مگر آن كه قصد بازگشت به آن را نداشته باشد، بلى اگر مىخواهد به شهر ديگرى برود، كه مخارجش با بازگشت به وطن يكسان است، ويا در صورت بيشتر بودن مضطر به رفتن به آن محل است، آن مبلغ نيز از مخارج سفر محسوب مىشود.

[ 22 ]

مسأله 22 در استطاعت مالى شرط است كه مخارج سفر زائد بر مايحتاج معاش روزانه او بوده باشد، پس اگر با مصرف كردن دارايى خود در حج، زندگى در وطن او مختل مىشود مستطيع نيست، اگر چه اين كار بر او موجب حرج هم نباشد، بنابر اين براى تحصيل مخارج سفر حج، لازم نيست خانه مسكونى وفرش وظروف وديگر اثاث خانه ولباسهاى خود، حتى لباسهاى تجملى وماشين وكتابهاى علمى ووسائل كار وزيور آلات زنانه وديگر چيزهايى كه مورد نياز است بفروشد. البته مقدار نياز به حسب حال افراد از نظر كم وكيف متفاوت است، بلى فروش چيزهايى كه در حال حاضر مورد نياز نيست، اگر چه قبلا مورد نياز بوده واجب است، مثلا فروش زيور آلات زنى كه پير شده، وديگر از آن استفاده نمىكند، ويا وسائل كار شخصى كه بازنشسته شده، وديگر توانايى كار ندارد، براى تدارك لوازم سفر حج واجب است. مسأله 23 - اگر خانه ويا آنجه را كه در مسأله قبل گفته شد كه فروش آن واجب نيست فروخت، ومخارج حج را به دست آورد، ومى تواند در خانه استيجارى ويا غير آن بدون آن كه بر او حرجى باشد زندكى نمايد، حج بر او واجب است، وجايز نيست براى از بين بردن استطاعت خانه جديد بخرد، بلى اگر از ابتدا خانه خود را به قصد تبديل به خانه ديگر فروخته است، مستطيع نيست، واشكالى ندارد، كه پول اول را صرف خريد خانه ديگر بنمايد.

[ 23 ]

مسأله 24 - اگر خانه وقفى ويا غير وقفى در اختيار او است، به طورى كه كسر شأن او نبوده، وبدون سختى وحرج، از داشتن خانه ديگر بى نياز است، واحتمال از دست رفتن آن خانه نيست، اگر خانه ملكى اى دارد كه قيمت آن وافى به مخارج حج ويا تتميم آن باشد، واجب است خانه ملكى خود فروخته، وصرف مخارج حج كند، وهم چنين است نسبت به ديگر چيزهايى كه مورد نياز بوده، واز غير راه ملكيت رفع احتياجش شده باشد، بلى اگر در حال حاضر در خانه ملكى خود زندكى مىكند، ولى مىتواند خانه غير ملكى پيدا كرده ودر آن سكونت نمايد، بر او تحصيل خانه غير ملكى وفروش خانه ملكى لازم نيست، وتفاوت بين دو مسأله در اين است كه در فرض اول استطاعت صادق، ودر فرض دوم تحصيل استطاعت است، بلى اگر خانه غير ملكى تهيه كرد، وخانه ملكى خود را فروخت، حج بر او واجب است. مسأله 25 - اگر خانه ومركب وساير ما يحتاج زندگى او به قدرى باشد كه از نظر كمى مناسب حال او است، ولى از نظر كيفى زائد بر شأن او مىباشد، ومى تواند آنها را به لوازمى ارزان تر تبديل نمايد، در صورتى كه مقدار زائد به دست آمده به اندازه مخارج حج

[ 24 ]

ويا مكمل مخارج حج او باشد تبديل به لوازم ارزان تر واجب است، مگر آن كه آن زوائد به حدى كم باشد، كه عرف آن را زائد بر حاجت نبيند. مسأله 26 - فروش خانه مسكونى وساير ما يحتاج زندكى اگر چه شخص بتواند با خانه غير ملكى به راحتى زندكى نمايد واجب نيست، وصدق استطاعت نمىكند. مسأله 27 - كسى كه به مقدار مخارج حج داشته باشد، ولكن خانه مسكونى ندارد، اگر سكونت در خانه غير ملكى حرجى ويا منافى با شأنش نباشد، حج بر او واجب است، وجايز نيست پول را صرف خريد خانه كند، بلى اگر براى او موجب حرج يا تكلفى باشد كه عرف او را غير مستطيع حساب مىكند، مىتواند آن پول را صرف خريد خانه كند. مسأله 28 - اگر كسى به مقدار حج پول دارد ولى ازدواج نكرده است، چنانچه ترك تزويج موجب حرج ومشقت بر او ست، به طورى كه عرفا او را مستطيع نمىدانند، حج بر او واجب نيست، وگرنه، حج واجب ومقدم است.

[ 25 ]

مسأله 29 - اگر شخصى طلبى دارد كه با وصول آن مىتواند به حج مشرف شود، پس اگر وقت آن رسيده است (دين حال) ومى تواند ولو با كمك غير واقامه دعوى در نزد حاكم شرع ويا با رجوع به حاكم غير شرعى - در صورتى كه استيفاء حق موقوف بر آن باشد، بنابر اقوى - آن را وصول نمايد، گرفتن ورفتن به حج واجب است. واگر دين مؤجل (مدت دار) است، در صورتى كه بدهكار بدون مطالبه مىپردازد، گرفتن آن وصرف در حج، واجب است، واگر محتاج به مطالبه از او باشد، مطالبه، تحصيل استطاعت بوده، وواجب نيست، واگر شك داشته باشد كه مديون با مطالبه مىپردازد يا نه، به جهت آن كه احتمال استطاعت مىدهد، وتمكن از فحص دارد، احتياط در مطالبه است، ومطالبه در اين فرض فحص از استطاعت است، نه تحصيل استطاعت. مسأله 30 - كسى كه نفقه حج را ندارد، اگر چه مىتواند قرض كند، وبه راحتى دين خود را ادا نمايد، حج بر او واجب نيست. وهم چنين اگر مالى داشته باشد كه نزدش نيست، ويا جنسى دارد كه فعلا نمىتواند وصول نمايد، استقراض بر او واجب نيست، اگر چه موافق با احتياط است، بلى در صورت اخير اگر قرض كند، به خاطر صدق استطاعت، حج بر او واجب است.

[ 26 ]

مسأله 31 - اگر شخص مقروض به مخارج حج داشته باشد، چنانچه قادر به انجام حج وپرداخت دين باشد - ولو به اين كه دين مدت دار بوده ومتمكن از اداء در وقت باشد - مستطيع است، وحج بر او واجب است، واگر قادر به پرداخت دين وانجام حج نباشد - بجهت اين كه دين حال باشد وپول، كافى براى دين وحج نباشد، يا دين مدت دار بوده، ولكن قادر به پرداخت در موعد نباشد - چه طلبكار رضايت به تأخير داشته باشد يا نداشته باشد، استطاعت صدق نمىكند، چون استطاعت در نزد عرف داشتن مخارج حج است علاوه بر مخارج لوازم زندگى، واداء دين از جمله آنهاست. مسأله 32 - اگر كسى پس از داشتن هزينه حج بدون تقصير بدهكار شود، در صورتى كه وجه مذكور وافى به حج واداء دين نباشد مستطيع نيست، ودر اين فرض تفاوتى نيست در اين كه دين قبل از حركت، ويا بعد از حركت، وقبل از اتمام اعمال به عهده او بيايد، زير اين گونه موارد كاشف از عدم وجود استطاعت است مسأله 33 - در صورتى كه بر ذمه شخصى خمس وزكوة ومظالم عباد باشد، حكم ساير ديون را دارد، بلى اگر عين مالى كه در حج به كار مىرود متعلق خمس وزكوة شده باشد، پرداخت خمس وزكوة مقدم بر ساير ديون وحج است.

[ 27 ]

مسأله 34 - اگر دين درازا مدت مثل پنجاه ساله وبيشتر باشد، ومطمئن به قدرت بر اداء در موعد است، ويا مىداند كه طلبكار از طلب خود خواهد گذشت، ويا بناء بر مسامحه دارد (مثل مهريه بعض زنان) چنين دينى مانع از استطاعت نيست. مسأله 35 - اگر شخص مالى دارد كه احتمال مىدهد كافى براى حج باشد، بنابر احتياط واجب فحص لازم است، وپس از فحص اگر يقين به استطاعت پيدا نكرد، حكم به عدم استطاعت مىكند. مسأله 36 - اگر هزينه رفت وبرگشت حج را داشته باشد، وبه مقدار رجوع به كفايت مال غائبى دارد كه بقاء آن مشكوك است، در صورت امكان احتياط واجب آن است كه نسبت به آن فحص نمايد، وبا عدم امكان فحص وجوب حج محل تأمل واشكال است. زيرا موضوع حكم استطاعت است، واستطاعت اثر عقلى بقاء مال بوده، واثر شرعى آن نيست، بنابر اين با استصحاب بقاء مال به جهت مثبت بودن آن، نمى توان شرعا استطاعت را اثبات نمود. مسأله 37 - اگر در سالى كه استطاعت مال براى شخصى حاصل شده است استطاعت طريقى وجود نداشته باشد، جايز است آن مال را به مصرف ديگرى برساند، بلى اگر علم داشته باشد كه در آن سال متمكن از رفتن به حج است، جواز مصرف كردن وجه در غير حج (خصوصا در اوان خروج مردم براى حج) مشكل است، واگر

[ 28 ]

استطاعت مالى بعد از استطاعت طريقى حاصل شده باشد، تصرف در آن مال در زمانى كه مردم آماده براى حج مىشوند جايز نيست (1) وچنانچه با تصرف قادر به انجام حج نشود حج بر او مستقر شده، ورفتن به حج اگر چه متسكعا، بر او واجب است، وهم چنين اگر در فرض مذكور قبل از اوان خروج حجاج مبلغ را خرج نمايد، بنابر احتياط واجب، حج بر او مستقر مىشود. مسأله 38 - مجرد مالك بودن كافى براى تحقق استطاعت نيست، بلكه شخص بايد قدرت بر تصرف در آن مال را نيز داشته باشد. مسأله 39 - اگر شخصى كه استطاعت مالى براى انجام حج دارد، غافل و يا جاهل به وجوب حج باشد، با تحقق ساير شرايط، حج بر او مستقر مىشود، واينكه بعضى علم و التفات را از شرايط استطاعت دانسته‌اند، نظر ضعيفى است. مسأله 40 - اگر پس از علم به استطاعت از آن غفلت كند، ويا گمان كند كه مستطيع نيست، وبا آن كه مستطيع بوده است، حج استحبابى بجاى آورد، اگر خصوص حج ندبى را قصد كرده، كافى از حجة الاسلام نيست، واگر به عنوان انجام وظيفه فعليه به جاى آورده، وخيال كرده است كه تكليف او انجام حج ندبى


(1) حكم به عدم جواز تصرف تكليفى بوده، ووضعى نيست. بنابر اين معاملات انجام شده در فرض مذكور باطل نمىباشد.

[ 29 ]

است، ظاهرا مجزى است، اگر چه احتياط مستحب عدم اكتفاء به آن حج است. مسأله 41 - ملكيت متزلزله كافى در تحقق استطاعت نيست (مثل ملكيت با شرط خيار فسخ و يا هديه از غير ذى رحم)، و واجب نيست كه شخص موجبات لزوم ملكيت را فراهم آورد، مثلا در هبه به غير ذى رحم، تبديل عين موهوبه واجب نيست، تا هبه لزوم پيدا كرده، وشخص مستطيع گردد. مسأله 42 - پس از حصول استطاعت در وجوب حج، بقاء آن نيز تا آخر اعمال حج شرط است، واگر قبل از تمام شدن حج مال تلف شود، ويا بدون تقصير دينى بر عهده‌اش بيايد (مثل اتلاف خطائى مال غير)، كشف از عدم استطاعت مىكند، بلى اگر با تقصير، دينى بر عهده او بيايد، حكم اتلاف مؤونه حج را بعد از استطاعت دارد، وحج بر او مستقر شده است. مسأله 43 - اگر مخارج بازگشت به وطن يا مالى كه به آن براى گذران زندگى، پس از بازگشت از حج نياز دارد، بعد از اتمام اعمال تلف شود، حج بجا آورده شده مجزى از حجة الاسلام است، ونيز اگر در اثناى حج آن مال تلف شود، در صورتى كه مؤونه تتميم حج را داشته باشد، مجزى از حجة الاسلام است.

[ 30 ]

مسأله 44 - ظاهر آن است كه ملكيت مؤونه حج شرط نيست، بلكه اگر يكى از متعاملين در ضمن عقد لازم بر ديگرى شرط كند كه بتواند به مقدار كافى براى حج در مال او تصرف نمايد، براى وجوب حج كافى است، ومثل كسى است كه مالك آن باشد، ونيز اگر كسى وصيت كند كه از مالش ديگرى به حج برود بعد از مرگ او حج بر شخص مذكور واجب مىشود، به خلاف وصيت تمليكيه، كه قبول در آن شرط است، وحكم تحصيل استطاعت را دارد، وقبول واجب نيست. مسأله 45 - اگر قبل از استطاعت نذر كرده كه هر عرفه به زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) مشرف شود، وسپس مستطيع گرديده است، حج بر او واجب است، وكشف از عدم تحقق موضوع نذر مىكند، و در اين صورت به منزله نذر بعد از حصول استطاعت است. مسأله 46 - اگر واجب فورى ديگرى بر عهده شخص باشد كه با اتيان آن از انجام حج باز مى ماند، وظيفه او انجام واجب اهم است، وچون وجود واجب ديگر مانع از تحقق استطاعت نيست، بنابر اين اگر به و ظيفه انجام واجب اهم عمل نكرد، و حج را بجاى آورد، مجزى از حجة الاسلام خواهد شد.

[ 31 ]

مسأله 47 - اگر به كسى گفته شود " به حج برو، و نفقه تو و عيالت بر عهده من " حج بر او واجب، و كفايت از حجة الاسلام مىكند، و اگر مقدار خاصى معين شده، و گفته شود " با اين مال به حج برو "، چنانچه مال، كافى براى مؤونه حج باشد، و يا به مقدارى است كه به ضميمه اموال خود شخص استطاعت حاصل مىشود، حج بر او واجب، و كافى از حجة الاسلام است. مسأله 48 - اقوى آن است كه دين، مانع از استطاعت بذليه است، به شرطى كه دين حال باشد، و طلبكاران تقاضاى طلب را داشته باشند، و بدون رفتن به حج قادر به پرداخت باشد. ولى چنانچه دين مدت دار است، يا مهلت داده مىشود، و يا مىداند اگر به حج هم نرود قادر به تحصيل ورد دين نيست، قبول بذل ورفتن به حج واجب است. مسأله 49 - در استطاعت بذليه رجوع به كفايت شرط نيست. مسأله 50 - اگر كسى مالى به شخصى ببخشد، كه به حج برود، و يا اگر خواست به حج برود، و يا او را مخير بين حج و غير حج كند، قبول بر او واجب است، و حج بر او مستقر مى شود. اما اگر مالى به مقدار مؤونه حج به او داده شود، و ذكرى از حج تعيينا يا تخييرا به ميان نيايد، قبول واجب نيست.

[ 32 ]

مسأله 51 - اگر مالى وقف براى حج شده باشد، و يا نذر يا وصيتى براى حج باشد، ومتولى ووصى و ناذر شخصى را معين كنند، قبول وانجام حج بر شخص واجب مىشود. مسأله 52 - اگر به فقير خمس وزكوة داده شود، و شرط كنند كه با آن حج بجاى آورد، در صحت شرط و وجوب حج اشكال است، بلى اگر به عنوان سبيل الله كه يكى از مصارف زكوة است، به كسى براى انجام حج، هزينه آن پرداخت گردد، حج بر او واجب مىشود. مسأله 53 - جايز است كه باذل قبل از دخول در احرام رجوع به بذل كند، و اما بعد از آن احوط ترك است. مسأله 54 - در صورتى كه باذل در اثناء طريق رجوع به بذل كند، حكم به وجوب پرداخت مخارج بازگشت به وطن شخص، بر عهده باذل، خالى از وجه نيست. مسأله 55 - اگر به يكى از چند نفر بذل شود، قبول بر آنها واجب كفائى است، كه اگر همه ترك كردند حج بر تمام آنها مستقر شده، و باانجام آن توسط يك نفر، از بقيه ساقط است، بلى اگر كسى بداند كه در صورت قبول مورد مزاحمت ديگران قرار نمىگيرد، قبول بر او وجوب عينى پيدا مىكند.

[ 33 ]

مسأله 56 - اگر مبذول له از كسانى باشد كه به لحاظ داشتن تمكن مالى، هدى بر آنها واجب است، پول قربانى بر عهده باذل است، والا تبديل به صوم مىشود، و اما كفارات اگر عمدا شخص مرتكب موجبات آن شده، بر عهده خود او است، و اگر از روى جهل ويا نسيان ويا اضطرار، تروك احرام را در مواردى كه كفاره دارد انجام دهد، اگر متمكن از اداى آن باشد، بر عهده باذل است، زيرا از مخارج حج محسوب مىشود، وگرنه حكم غير متمكن را دارد، كه در جاى خود ذكر مىشود. مسأله 57 - آنچه به وسيله بذل بر آفاقى (1) واجب مىشود حج تمتع است، و براى اهل مكه حج قران وإفراد همراه با عمره مفرده است، و اين حكم مخصوص به كسى است كه حجة الاسلام به جاى نياورده باشد، اما كسى كه حجة اسلام را بجا آورده است قبول بذل بر او واجب نيست، مگر آن كه حج با نذر و يا افساد حج قبلى، ويا غير آن بر او مستقر شده باشد، و تمكن از اداى آن نداشته باشد.


(1) آفاقى به كسانى گفته مىشود كه وطن آنها از مكه تقريبا شانزده فرسخ، و يا بيش از شانزده فرسخ فاصله دارد، و غير آنها را حاضر و يا اهل مكه مىگويند.

[ 34 ]

مسأله 58 - اگر مال بذل شده براى حج در بين راه سرقت شود، و يا بذل كننده در بين راه رجوع از بذل كند، وجوب حج ساقط مىگردد، مگر آن كه شخص از همان مكان براى حج مستطيع باشد. مسأله 59 - اگر قبل از احرام معلوم گردد كه مقدار بذل شده براى حج كفايت نمىكند، براى بذل كننده تتميم آن واجب نيست، اما اگر عدم كفايت پس از احرام آشكار شود، احتياط واجب آن است كه آن را تتميم نمايد، مگر آن كه باذل از ابتداء گفته باشد " اگر با اين مبلغ مىتوانى به حج بروى برو، من مىپردازم " كه در اين صورت پرداخت بيش از مبلغ مذكور بر او لازم نيست. مسأله 60 - اگر كسى به شخصى بگويد: " پولى را قرض كن، وحج بجا آور، ومن دين تو را مىپردازم " در وجوب حج بر او ترديد است، وهم چنين اگر بگويد: " براى من قرض كن، وبا آن پول حج برو "، قبول اين كار بر او واجب نيست، لكن اگر قرض كرد در صورت دوم مطلقا حج بر او واجب مىشود، ودر صورت اول اگر به گفته آن شخص اطمينان دارد حج بر او واجب است. مسأله 61 - اگر پس از حج روشن شود كه مال بذل شده غصبى است، حج او صحيح، و مجزى از حجة الاسلام است، لكن احتياط مستحب در اين است كه به آن حج اكتفاء نشود.

[ 35 ]

مسأله 62 - اگر براى طى طريق و يا خدمت در مسير حج به مبلغى كه به آن مستطيع مىشود اجير شود، حج بر او واجب مىگردد، و لازم نيست كه طى طريق او به نيت حج انجام گيرد. مسأله 63 - شخص مستطيع مىتواند خود را براى خدمت در مسير حج، و يا نفس حركت در مسير حج اجير نمايد، بلى اگر براى حج بلدى قبلا اجير شده باشد، براى طى طريق در مسير حج نمىتواند اجير شود. مسأله 64 - قبول اجاره‌اى كه شخص را مستطيع مى كند بر او واجب نيست، بلى در صورتى كه متناسب با شغل و عادت باشد، چون عرفا استطاعت صدق مىكند، سزاوار است احتياط به قبول ترك نشود. مسأله 65 - حج غير مستطيع و حج از جانب ديگرى تبرعا و اجارتا، مجزى از حجة الاسلام خود شخص نيست. مسأله 66 - در استطاعت شرط است كه علاوه بر هزينه رفت و برگشت، هزينه عيالاتى كه تحمل نفقه آنان بر شخص شرعا واجب است، و يا عرفا ملتزم به پرداخت نفقه آنان شده است (مثل: برادر و خواهر)، را داشته باشد. مسأله 67 - در استطاعت بنابر اقوى رجوع به كفايت معتبر است (از طريق تجارت زراعت، صناعت، و يا منافع ملك و باغ، و يا مغازه، و مثل آنها)، يعنى: بايد شخص پس از بازگشت از حج عرفا قادر بر تحصيل معاش خود اگر چه بالقوه، باشد.

[ 36 ]

مسأله 68 - افرادى كه از وجوه خاصى مثل سهم سادات و وجوهات شرعيه و نذورات استفاده مىكنند، مانند: طلاب و سادات و اشخاص ديگرى كه مورد توجه مردم هستند، در صورتى كه هزينه حج و مخارج عيالات را تا بازگشت داشته باشند، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد. مسأله 69 - فقرايى كه قدرت كسب معمول را ندارند، و عادتا با گرفتن وجوه تبرعى و صدقات از مردم زندگى خود را مى گذرانند، در صورت داشتن مخارج سفر، و نفقه عيالات تا بازگشت از سفر، بعيد نيست كه حج بر آنان واجب باشد، وهم چنين است حكم هر كسى كه با رفتن به حج زندگى او تغيير نكرده، و حال او پس از بازگشت از حج، با قبل از رفتن به حج تفاوتى پيدا نكند. مسأله 70 - براى فرزند جايز نيست كه بدون رضايت پدر مال او را صرف حج نمايد همان گونه كه بر پدر نيز پرداخت مخارج حج فرزند واجب نمىباشد، وهم چنين جايز نيست كه پدر بدون رضايت فرزند از مال او به حج برود، و بر فرزند نيز پرداخت هزينه حج پدر واجب نيست. مسأله 71 - در صحت حج، براى مستطيع شرط نيست كه با مال خود شخص انجام گيرد پس اگر با خرج ديگرى و يا متسكعا حج بجا آورد، حج او صحيح است، و هم چنين است اگر با مال غصبى حج بجا آورده شود، مگر آن كه در لباس غصبى نماز بخواند، و يا محرم شود، و يا محل نماز طواف، ووقوف در عرفات و مشعر غصبى باشد.

[ 37 ]

مسأله 72 - همان گونه كه در وجوب حج، استطاعت مالى شرط است، استطاعت بدنى نيز شرط است، به اين معنا كه شخص از نظر سلامت و نيروى بدنى بايد در حدى باشد كه انجام مناسك حج بر او موجب مشقت و حرج نباشد، و در غير اين صورت حج بر او واجب نيست، و با خوف ضرر، عدم جواز بعيد نيست. مسأله 73 - پس از داشتن استطاعت مالى و بدنى، دشتن فرصت كافى براى انجام مناسك حج نيز شرط است، و براى كسى كه جنين فرصتى ندارد، و يا به جهت ضيق وقت در انجام مناسك حج به مشقت و حرج مى افتد حج واجب نيست، و در صورت بقاء استطاعت مىبايست در سال بعد حج بجا آورد. مسأله 74 - در وجوب حج استطاعت طريقى شرط است، به اين معنا كه بايد راه رفت و برگشت در طول سفر باز بوده، وشخص حاجى از نظر جان و مال و عرضش در راه احساس امنيت كند. مسأله 75 - اگر براى رفتن به حج چند راه وجود دارد كه يكى از آنها امن و بعضى نا امن است، واجب است كه از طريق امن اگر چه دورتر است به حج برود، مگر آن كه آن راه مستلزم مشكلاتى باشد كه با وجود آن، عرفا استطاعت صدق نكند.

[ 38 ]

مسأله 76 - اگر رفتن به حج واجب موجب از بين رفتن مال معتد به (قابل توجه) بدون عوض شود، و يا مستلزم ترك واجب فورى اهم گردد، و يا متوقف بر انجام فعل حرامى باشد، كه اهم از ترك حج است، حج واجب نيست. مسأله 77 - اگر به گمان آن كه واجد شرايط وجوب حج بوده، و مانعى براى انجام آن ندارد حج را بجا آورد، و كشف خلاف شود، حج او از حجة الاسلام كفايت نمىكند. مسأله 78 - اگر به اعتقاد عدم بلوغ و يا عدم استطاعت حج بجا آورد، و بعد معلوم شود كه بالغ و يا مستطيع بوده است، اگر به عنوان انجام وظيفه فعليه حج بجا آورده، لكن فكر مىكرده كه وظفيه او حج استحبابى است، مجزى از حجة الاسلام است، ولى اگر به طور جزم حج ندبى را قصد كرده است، كفايت آن از حجة الاسلام خالى از اشكال نيست. مسأله 79 - اگر با اعتقاد به فقدان بعض شرايط حج، و يا وجود موانع حج، به حج نرود، و سپس كشف خلاف شود، حج بر او مستقر شده است، و بايد اگر چه متسكعا حج را انجام دهد، مگر آن كه اعتقاد به وجود ضررى داشته باشد كه مجوز ترك حج است،

[ 39 ]

كه در اين صورت اگر استطاعت تا سال بعد باقى بماند حج بر او واجب است، و گرنه واجب نيست، بلكه در مورد خوف ضرر عقلايى نيز، همين مطلب صادق است. مسأله 80 - اگر حج را عمدا ترك نمايد، در حالى كه به حسب ظاهر واجد جميع شرايط تا پايان اعمال حج بوده است، حج بر او مستقر شده، و بايد اگر چه متسكعا حج را بجا آورد. مسأله 81 - چنانچه متسكع و يا شخص نا بالغى كه پس از وقوف عرفات، و قبل از وقوف مشعر بالغ مىشود حج بجاى آورد، حج او از حجة الاسلام كفايت نمىكند. مسأله 82 - اگر كسى كه احساس نا امنى طريقى مىكند حج بجا آورد، در صورتى كه احساس نا امنى مربوط به قبل از ميقات مىشود، ولى بعد از ميقات امن است، با تحقق ساير شرايط، حج او از حجة الاسلام كفايت مىكند، زيرا با وصول به ميقات، شخص مستطيع شده است. ولى اگر بقيه مسير از ميقات به بعد نا امن است، به گونه‌اى كه اقدام بر آن حرام باشد، حج او مجزى از حجة الاسلام نخواهد بود، و اگر نا امنى فقط نسبت به اموال باشد، در حدى كه اقدام بر آن جايز است، مجزى از حجة الاسلام خواهد بود.

[ 40 ]

مسأله 83 - اگر كسى كه همه شرايط وجوب حج را دارد به حج رود، با آن كه حج او با واجب اهمى مزاحمت دارد، يا با ترك حرام اهمى معارضه مىكند، در صورتى كه احراز اهميت در بين آن دو شده باشد، مسأله از باب متزاحمين است، واقوى آن است كه مجزى از حجةالاسلام بوده، اگر چه نسبت به ترك اهم گنه كار است. مسأله 84 - اگر در مسير حج مانعى باشد كه جز با قتال برداشته نمىشود، اقوى عدم وجوب است، اگر چه علم به غلبه بر خصم داشته باشد، ولى اگر خطر مقابله با دشمن آن قدر ناچيز باشد كه عرفا بگويند راه باز است، حج بر او واجب است. مسأله 85 - اگر در مسير حج مانعى وجود داشته باشد كه رفع آن نياز به صرف مال دارد، اقوى آن است كه در صورت تمكن بايد با صرف مال مانع را بر طرف سازد، واگر اتلاف مال محسوب نشود از هزينه حج به حساب مىآيد، وچنانچه اتلاف و تضييع مال به حساب آيد، مثل سرقت و غارت، اگر ضرر قابل اعتنا است اقوى عدم وجوب صرف مال است، بلى در صورتى كه اقدام بر چنين عملى كند، واستطاعت او هم باقى بماند، حج او مجزى از حجة الاسلام خواهد بود.

[ 41 ]

مسأله 86 - اگر راه رفتن به حج منحصر بطريقى باشد كه منجر به ترك نماز واجب مىشود، اقوى عدم وجوب حج است، و در صورت تخلف گناه كرده، ولكن حج او مجزى از حجة الاسلام است. مسأله 87 - اگر انجام حج متوقف بر سوار شدن بر مركب غصبى باشد، حج واجب نيست، لكن در فرض عصيان اگر به ميقات رسيد، به شرط تمكن از انجام واجبات حج بدون ارتكاب غصب حج بر او واجب است، ولى اگر حج مستلزم خوردن و يا نوشيدن نجس باشد، حج واجب است. مسأله 88 - كسى كه حج بر او استقرار پيدا كرده است، اگر بر او حقوق الهى مثل خمس و زكات و... واجب باشد، در صورت عدم تمكن از جمع بين انجام حج و پرداخت حقوق الهى، حج بر او واجب نيست، و چنانچه اداء حقوق الهى را ترك و حج بجا آورد، اگر چه عصيان كرده، ولى حج او صحيح است، مگر آن كه با عين مال خمس وزكات نداده حج بجا آورده باشد، كه در اين صورت حكم مال غصبى را دارد. مسأله 89 - مباشرت حج در صورت تمكن واجب است، و حج ديگرى از طرف شخص مستطيع متمكن چه با اجاره و چه به صورت تبرع، كفايت نمىكند.

[ 42 ]

مسأله 90 - كسى كه حج بر او مستقر شده است اگر تمكن از مباشرت در حج را نداشته باشد، چه به خاطر كسالتى كه اميد به بهبودى آن ندارد، و يا به خاطر زندانى بودن و يا پيرى و ناتوانى و حرجى بودن اعمال حج براى او، نايب گرفتن براى انجام حج بر او واجب است، بلكه در باره كسى كه حج بر او مستقر نشده است، اگر از نظر مالى در مشكل نمىافتد نايب گرفتن مطابق احتياط است، اگر چه اميد به زوال عذر هم وجود داشته باشد، پس اگر عذر تا هنگام مرگ باقى ماند حج نايب مجزى از حج منوب عنه است، و اگر عذر بر طرف گرديد در صورتى كه قبلا اميد به زوال عذر نداشته است باز هم مجزى از منوب عنه است، ولى اگر اميد به بهبودى وجود داشته بنابر احتياط پس از رفع عذر، خود او بايد حج بجا آورد، وهم چنين است حكم كسى كه قادر بر رفع عذر بوده، چه حج بر او مستقر شده باشد يا نشده باشد، واگر عذر او وقتى بر طرف شود كه منوب عنه توانايى انجام اعمال حج را به طور كامل نداشته باشد حج نايب از طرف او مجزى خواهد بود، واگر توانايى انجام حج را دارد بايد خود او حج را بجا آورد، ورفع عذر كاشف از بطلان اجاره است، واگر عذر منوب عنه پس از حركت نايب قبل از احرام مرتفع گردد اجاره باطل، و حج مجزى نخواهد بود، اگر چه منوب عنه در آن سال تمكن از مباشرت نسبت به انجام حج را نداشته باشد.

[ 43 ]

مسأله 91 - مسائلى كه در باره وجوب نيابت از حجة الاسلام در مسأله قبل آمد بنابر احتياط واجب در باره حجى كه فاسد شده نيز تعميم دارد، ولى در حج نذرى نايب گرفتن واجب نيست. مسأله 92 - كسى كه به جهت عدم وجود نايب، يا گران بودن اجرت او (در حدى كه منوب عنه قادر به پرداخت آن نباشد، ويا اجحاف باشد) نتواند نايب بگيرد، وجوب استنابه از او برداشته مىشود، وقضاء آن بعد از موت واجب است، همان طور كه اگر تمكن از استنابه داشته باشد، وعصيانا ترك كند، قضاء آن واجب است. مسأله 93 - اگر چه جواز نيابت تبرعى و يا نيابت از ميقات (با وجود تمكن از بلد) بعيد نيست، لكن احتياط مستحب آن است كه نيابت از بلد بوده، و تبرعى نباشد. مسأله 94 - اگر كسى پس از احرام و دخول در حرم بميرد مجزى از حجة الاسلام است، چه براى خودش محرم شده باشد، يا به نيابت ديگرى، وقضا لازم نيست، اگر چه قبلا حج بر او مستقر شده باشد، وفرق نمىكند موت در حال احرام باشد يا غير آن (مثل بين احرام عمره و حج)، و داخل حرم باشد يا خارج از آن (مثل آن كه پس از احرام و دخول در حرم، از حرم خارج شده باشد)، واگر قبل از دخول در حرم بميرد گرچه محرم شده باشد، يا بعد از دخول

[ 44 ]

در حرم بدون احرام (ناسى وجاهل) از دنيا برود، بنابر اقوى مجزى از حج نيست. و چون عمره و حج در حج إفراد و قران دو عمل مستقل هستند، اگر در يكى از آنها بميرد اجزاء از ديگرى مشكل است، به خلاف موت در عمره تمتع كه مجزى از حج تمتع است. مسأله 95 - در مواردى كه در مسأله قبل حكم به عدم كفايت از حجة الاسلام شد، اگر شخص در سال اول استطاعت بوده قضاء آن واجب نيست، ولى احتياط مستحب آن است كه ورثه كبار از سهم الارث خودشان قضاى آن را بجاى آورند، واگر حج از قبل بر او مستقر شده قضاء آن واجب است. مسأله 96 - اگر مخالف مستبصر شود اعاده حجى كه بنابر مذهب خود صحيح انجام داده لازم نيست، و فرقى بين فرقه‌هاى مختلف اسلامى نيست، البته شمول اين حكم نسبت به غلاة چون محكوم به كفر هستند مشكل است، بلى حج ناصبى، حروريه، قدريه، و مرجئه بخاطر وجود نص خاص صحيح نيست. مسأله 97 - اذن زوج براى حج واجب زوجه مستطيعه، وزنى كه در عده رجعيه است لازم نيست، و منع از حج واجب براى زوح جايز نمىباشد، وهم چنين است حكم حجى كه زوجه با اذن زوج نذر كرده است، بلى در حج استحبابى اذن زوج شرط است، وهم

[ 45 ]

چنين زنى كه در عقد موقت است اگر حج او مستلزم تفويت حق زوج شود در حج استحبابى استيذان از زوج واجب است. واحتياط آن است كه در حج استحبابى و حجى كه بدون اذن زوج نذر شده است، زوجه استيذان نمايد، و زوج منع نكند. مسأله 98 - اگر زن نسبت به خود و عرض و آبرويش ايمن باشد، همراهى محرم با او شرط نيست، چه شوهر داشته باشد و يا نداشته باشد، و در صورت خوف، همراهى محرم و لو با پرداخت اجرت در صورت تمكن واجب است، و چنانچه قادر به پرداخت هزينه نباشد مستطيعه نيست، واگر تحصيل محرم تنها با ازدواج ميسر است بنابر اقوى ازدواج واجب است. مسأله 99 - اگر زن بدون همراهى محرم خوف از ضرر داشته باشد، و حج بجاى آورد، چنانچه قبل از ميقات ايمن گردد، حج او صحيح است، و گرنه محل اشكال است، اگر چه اقوى صحت حج او است. مسأله 100 - كسى كه پس از استطاعت و استقرار حج كوتاهى كند تا بعض شرايط از بين برود، واجب است به هر نحو كه ممكن است حج بجاى آورد، واگر بميرد قضاى آن از تركه او لازم است. مسأله 101 - براى وجوب حج، استطاعت مالى و بدنى و طريقى تا زمانى كه بازگشت به وطن براى شخص ممكن باشد لازم است، اما داشتن عقل تا پايان اعمال براى وجوب حج كافى است.

[ 46 ]

مسأله 102 - قضاى حجة الاسلام و حج نذرى از اصل تركه پرداخت مىشود، هر چند شخص به آن وصيت نكرده باشد، بلى اگر وصيت كرده كه از ثلث پرداخت شود مقدم بر ساير و صاياى مستحبه، از ثلث كسر مىشود، و چنانچه ثلث كافى نباشد، مازاد آن از اصل تركه پرداخت مىشود. مسأله 103 - اگر بر عهده ميت خمس، زكوة، حج، و بدهى به مردم مستقر شده باشد، وتركه كافى براى همه آنها نباشد، چنانچه عين مال متعلق خمس و يا زكوة است، خمس و زكوة مقدم است، چون به عين تعلق گرفته است، و قبل از اداء، صرف مال در حج جايز نيست، و اگر خمس و زكوة بر ذمه باشد حج مقدم است، و در اين حال اگر تركه وافى به حج نباشد، وجوب صرف در حج ساقط، و بين ديون و خمس و زكوة توزيع مىگردد. مسأله 104 - قبل از پرداخت اجرت حج به ولى امر ميت، ورثه حق تصرف در اموال او را ندارند، و حتى در صورتى كه تركه بيش از مخارج حج باشد، بنابر احتياط واجب تصرف در اموال ميت جايز نيست. مسأله 105 - اگر بعض ورثه اقرار به وجوب حج بر مورث داشته باشند، و بعض ديگر منكر باشند، بر مقر واجب است سهم خود را از مخارج حج بپردازد، پس اگر آن مقدار به تنهايى و يا با

[ 47 ]

كمك مال ديگرى كافى به حج (و لو ميقاتى) باشد بايد صرف در حج نمايد، و گرنه پرداخت آن واجب نيست، و مىتواند براى امر ديگرى آن را صرف نمايد. مسأله 106 - اگر تركه ميت وافى به حج و لو ميقاتى نباشد، مال در ديون ميت صرف مىشود، و اگر دين نداشته باشد، بين ورثه تقسيم مىگردد، بلى اگر احتمال عقلايى داده مىشود كه بعدا آن پول كفايت مىكند (به علت پايين آمدن اجرت حج، و يا افزايش قيمت تركه، و يا جبران كسرى آن به وسيله شخص متبرع) حفظ آن لازم است. مسأله 107 - اگر با قصور وصى يا وارث در استيجار حج، تركه ميت تلف شود، ضامن هستند. مسأله 108 - اگر اعتبار حج ميقاتى و يا بلدى به جهت اختلاف در تقليد ميت ووصى مورد ترديد واقع شود، و در وصيت ذكر نشده باشد، ملاك تقليد متصدى است (وصى يا وارث). و در صورت تعدد بايد به حاكم شرع رجوع كنند، طبق نظر او عمل نمايند، وچنانچه به جهت اختلاف در تقليد، در اصل وجوب حج اختلاف شود مثلا مقلد ميت رجوع به كفايت را شرط مىداند، و مقلد وصى شرط نمىداند، ملاك تقليد ورثه است.

[ 48 ]

مسأله 109 - در صورتى كه استيجار چند نفر ممكن باشد، اقوى واحوط استيجار كسى است كه با احراز صحت عمل مزد كمتر مىگيرد، مكر آن كه ورثه راضى به زياده باشند، وقاصر (صغير ومجنون) در ميان آنها نباشد. مسأله 110 - در صورتى كه وجود همه شرايط استقرار حج بر ميت احراز نشده باشد، قضاء آن بر ورثه واجب نيست. مسأله 111 - اگر وصى يا وارث علم به استقرار حج بر ميت داشته باشد، ولى نداند كه او حج را بجاى آورده يا خير، قضاى آن واجب است، لكن در صورتى كه شك در صحت حجى كه بجا آورده دارند، بايد بنا را بر صحت بگذارد، وقضاى آن واجب نيست. مسأله 112 - استيجار حج به تنهايى مبرء ذمه ميت نيست، بلكه علاوه بر آن بايد با سؤال از اجير ويا طرق ديگر علم به انجام حج پيدا كنند، واگر يقين كنند كه اجير آن را انجام نداده است، ونتوانند مال الاجاره را مسترد نمايند، مجددا بايد از اصل تركه، استيجار حج انجام گيرد. مسأله 113 - اگر وصى يا وارث بدون توجه به كفايت حج ميقاتى، حج بلدى استيجار كرده باشد، نسبت به سهم ورثه اى كه رضايت ندارند يا قاصرند، مقدار تفاوت قيمت را ضامن است.

[ 49 ]

مسأله 114 - اگر ميت مالى نداشته باشد، استيجار حج بر ورثه واجب نيست. مسأله 115 - كسى كه حج بر او مستقر شده، وتمكن از انجام آن دارد، نمىتواند قبل از آن كه براى خود حج انجام دهد، از جانب ديگرى حج بجاى آورد (تبرعى ويا اجاره اى)، ونيز جايز نيست كه حج استحبابى انجام دهد، ودر صورت تخلف، در صحت ان اشكال است، پس احتياط ترك نشود، چه عالم به استقرار حج بر خودش باشد، ويا علم به استقرار نداشته باشد. ولى اگر تمكن از انجام حج براى خود ندارد، اشكالى در صحت حج او از جانب ديگرى، ويا حج استحبابى او نيست، واگر پس از آن كه اجير شد تمكن از انجام حج براى خود پيدا كرد، كشف از بطلان اجاره او مى كند، مگر آن كه اين تمكن به سبب اجاره حاصل شده باشد. مسأله 116 - اگر غير از حجة الاسلام، حج واجب ديگرى مثل حج نذرى بر عهده او باشد، در صورتى كه وجوب آن فورى باشد (از اين جهت كه نمىتواند در آن سال اجير ديگرى شود)، حكم حجة الاسلام را دارد، ولى اگر تخلف كرد، و از جانب ديگرى حج بجا آورد، بعيد نيست كه حج او صحيح باشد، اگر چه به جهت ترك واجب فورى گناه كرده است.

[ 50 ]

مسائل متفرقه استطاعت 117 س - آيا بر زنى كه شوهرش بدهكار مىباشد و ماهيانه مقدار زيادى نزول مىدهد حج واجب مىشود يا نه؟ ج - اداء دين شوهر بر زن واجب نيست، واگر استطاعت دارد واجب است حج بجاى آورد. 118 س - كسى كه به اندازه مخارج حج دارد، ولى براى پسرش ازدواج نكرده، ويا فرزندش مريض و محتاج به معالجه و درمان است، در اين صورت حج مقدم است، يا ازدواج و معالجه فرزند؟ ج - اگر از جهت ترك تزويج فرزند، پدر در عسر و حرج واقع نمىشود حج مقدم است، واگر امر دائر شد بين حج و معالجه مرض، معالجه مقدم است، و مستطيع نيست.

[ 51 ]

119 س - اشخاصى كه به عنوان روحانى و يا مدير وكارمند با كاروانها و يا سازمانهاى مربوط به مكه مىروند، وفقط مخارج رفت و برگشت آنها به عهده گرفته مىشود، در اين فرض حج بر آنها واجب مىشود يا نه؟ و در صورت عدم وجوب، آيا مىتوانند حج نيابى بجا آورند يا نه؟ ج - در فرض سؤال، اگر بعد از رسيدن به ميقات، دارايى آنها وافى به لباس احرام و قربانى و مخارج عائله شان در اين مدت باشد، با رجوع به كفايت مستطيع مىباشند، و واجب است براى خود حج بجاى آورند، واگر وافى نيست يا در سالهاى قبل حج خود را انجام داده‌اند، مىتوانند از ديگرى در حج نيابت نمايند. 120 س - كسى كه مستطيع بوده ولى هنوز به مكه مشرف نشده، اگر در غير ماههاى حج براى عمره مفرده به مكه مشرف شود، از استطاعت مالى مىافتد و نمىتواند در ايام حج به مكه برود، آيا مىتواند براى عمره برود، يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر در همان سال استطاعت پيدا كرده، و هنگام فراهم نمودن مقدمات سفر حج نرسيده، و علم به تمكن از حج در وقت خود ندارد، جايز است آن مال را صرف عمره مفرده نمايد، ولكن اگر علم دارد كه متمكن از حج در وقت آن است، در اين صورت قبل از اوان حج، احتياط واجب عدم صرف آن مال در عمره مفرده است، و در اوقاتى كه بايد مقدمات و وسائل سفر حج را تهيه نمايد جايز نيست.

[ 52 ]

121 س - اين جانب قصد زيارت بيت الله را دارم، و با اين كه شوهرم ثروتمند است مانع از رفتن من به حج است، و راضى نمىشود كه مقدارى از اموالم را جهت حج به فروش برسانم، در اين صورت تكليفم چيست؟ اطاعت شوهر مقدم است و يا حج؟ ج - حج مقدم است، و در ترك واجب نبايد از شوهر اطاعت نمود. 122 س - زنى كه مقدارى آب و ملك از ارثيه پدر دارد، و در ذمه شوهرش مهريه هم دارد، و در ضمن عوائد اين آب و ملك مخارج سالانه او و شوهرش مىباشد، زيراشوهر او مالى از خود ندارد، آيا اين زن مستطيعه است يا نه؟ ج - در صورتى كه قبلا حج بر او مستقر نشده، و فعلا هم اگر بخواهد برود و برگردد امر معاش او و شوهرش مختل مىشود، استطاعت ندارد. 123 س - زنى كه مستطيع نيست، فرزندش مىخواهد او را با خود به مكه ببرد، ولى شوهرش مىگويد: من راضى نيستم، آيا حج بر اين زن واجب است يا نه؟ ج - در فرض سؤال حج بر زن واجب است، و زوج حق منع ندارد.

[ 53 ]

124 س - اين جانب چند سال قبل ازدواج كرده‌ام، و مهريه‌ام به مقدارى بود كه مىتوانستم در آن زمان با آن به حج بروم، ولى چون شوهرم مهريه مرا نداده بود از تشرف محروم ماندم، واكنون هزينه حج سنگين شده و مهريه من وافى به آن نيست، آيا حج بر من مستقر شده است يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر شوهر شما متمكن بوده كه مهريه شما را بدهد، و مع ذلك مسامحه كرده‌ايد و نگرفته‌ايد، حج بر شما مستقر شده، و بايد حج بجا آوريد، و اگر متمكن نبوده و يا متمكن بوده ولى به هيچ وجه حاضر نبوده مهريه شما را ادا كند، و شما هم قدرت بر گرفتن نداشتيد حج بر شما واجب نشده است. 125 س - زنى كه مهريه‌اش به مقدار هزينه حج است، و شوهرش هم قدرت بر اداء آن دارد، آيا آن زن مستطيعه است، و مطالبه نمودن مهريه - هر چند منجر به نزاع شود - واجب است يا نه؟ ج - اگر شوهر قدرت بر اداء داشته باشد، و زن بتواند از او وصول نمايد، مستطيعه است، و واجب است از او بگيرد، و حج را بجاى آورد، اگر چه با اوقات تلخى باشد.

[ 54 ]

126 س - زنى است كه مهريه‌اش وافى به حج است، ولى احتمال دارد بعد از صرف مهريه در حج، شوهر او را طلاق دهد، و با اين كه شوهر مىخواهد از مهريه او براى اداء ديون خود استفاده كند، در اين صورت زن چه تكليفى دارد؟ ج - در فرض سؤال كه مهريه وافى به مخارج حج باشد زن مستطيع است، و واجب است مهريه خود را صرف حج نمايد، و مجرد طلاق باعث عدم وجوب حج نيست، بلى اگر صرف مهريه در حج باعث شود كه زندگى او مختل گردد، حج بر او واجب نيست. 127 س - شخصى عيال ندارد و به مقدار مخارج حج پول دارد، آيا حج مقدم است يا ازدواج، و در صورتى كه ترك ازدواج موجب عسر و حرج بر او باشد، و يا موجب ارتكاب گناه گردد، حكم او چيست؟ ج - در صورتى كه عدم ازدواج او موجب حرج مىشود، ازدواج مقدم است، والا بايد به حج برود. 128 س - كسى كه در آمد خود را ذخيره كند كه بعد از مدتى خانه كوچك خود را كه به سختى در آن زندگى مىكند تبديل به خانه وسيع نمايد، حال اگر بتواند قبل از خريد خانه به حج برود، آيا حج بر او واجب است، يا اين كه لزوم خانه مانع از وجوب حج است؟ ج - در مورد سؤال اگر سكونت در خانه فعلى حرجى و يا منافى با شأن او نباشد، بايد به حج برود.

[ 55 ]

129 س - كسى ملكى دارد كه براى مخارجش كافى نيست، و از سهم مبارك امام (عليه السلام) مصرف مىكند، واگر آن ملك را بفروشد به اندازه مخارج مكه هست، ولكن در مراجعت باز بايد از سهم مبارك امام (عليه السلام) مصرف نمايد، آيا استطاعت براى چنين شخص حاصل است يا نه؟ ج - لازم نيست شخص مذكور ملك را بفروشد، بنابر اين مستطيع نيست، ولى در صورتى كه فروخت، حجة الاسلام بر او واجب مىشود. 130 س - شخصى جهت اعمال حج نايب مىشود، وپس از نايب شدن، خودش استطاعت پيدا مىكند، در اين صورت اجاره باطل مىشود يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه استطاعت از غير جهت اجاره حاصل شده، كشف مىشود كه اجاره باطل بوده، و بايد حج خود را بجاى آورد. 131 س - شخصى در حجة الاسلام بعد از اعمال عمره در روز هفتم در اثر تصادف با ماشين در حال بيهوشى او را به ايران آوردند، حال آيا در سالهاى بعد بايد خودش به مكه برود و يا نايب بگيرد، و يا اصلا برىء الذمة شده و چيزى بر او واجب نيست، و استقرار حج در سالهاى قبل براى او و يا عدم استقرار، فرق دارد يا نه؟ و در صورت وجود نيابت، حج ميقاتى جهت او كافى است يا نه؟

[ 56 ]

ج - در فرض سؤال اگر در سال او استطاعت او بوده، و فعلا استطاعت ندارد حج بر او واجب نيست، ولى اگر فعلا استطاعت دارد واجب است عمره و حج تمتع را ثانيا بجا آورد، و هم چنين اگر از سالهاى قبل مستطيع بوده بايد عمره و حج را بجاى آورد، و با عذر شرعى گرفتن نايب كافى است، و در مواردى كه جايز باشد نايب بگيرد حج ميقاتى كافى است. 132 س - آيا شخص لال اگر مستطيع باشد واجب است براى انجام عمل حج به مكه برود يا نه؟ ج - بلى واجب است، و در گفتن لبيك‌ها و قرائت نماز به اشاره اكتفا كند، و در صورتى كه بتواند، زبان را نيز به حركت در آورد. 133 س - آيا براى ساكنين مكه مكرمه همه ساله حج واجب است يا نه؟ ج - بر هر مستطيع خواه ساكن حرم باشد يا دور از حرم، در تمام عمر، بيش از يك مرتبه حجة الاسلام واجب نيست. بلى از جهات ديگر ممكن است در سالهاى ديگر حج بر بعضى واجب باشد. 134 س - طلبه‌اى كه قيمت كتابهاى او از هزينه حج بيشتر است آيا واجب است كه كتابهايش را بفروشد، يا قرض نمايد و به حج برود، در حالى كه برايش ممكن است كه بعدها تدريجا همان كتابها را تهيه نموده، و يا قرض را اداء نمايد؟

[ 57 ]

ج - در صورتى كه كتابها مورد حاجت فعلى او نباشد، و فروش آنها ممكن باشد، واجب است (ولو با استقراض) به حج برود. 135 - س - شخصى مديون است، و زمان پرداخت دين رسيده، و قادر بر اداء آن مىباشد، و دائن جدا دين خود را مطالبه مىنمايد، وبه هيچ وجه راضى به تأخير نيست، آيا جايز است چنين شخصى قبل از اداء به حج مشرف شود يا نه؟ و حج واجب و يا مستحب از او صحيح است يا نه؟ ج - در صورتى كه شخص مديون ثروتمند باشد، اداء دين وبجا آوردن حج هر دو بر او واجب است، واگر عصيانا اداء دين نكرده مكه برود، حج او صحيح است، ولى گناه كرده، بلى اگر قبلا مستطيع نبوده و فعلا هم اگر دين را اداء كند نمىتواند به مكه برود حج بر او واجب نيست، زيرا مستطيع نيست، لكن مع ذلك اگر معصيت كند وحج برود حج او صحيح است، ولى كفايت از حجة الاسلام نمىكند، و پس از حصول استطاعت، واجب است دوباره به مكه برود، و در صحت حج، فرقى بين حج واجب و مستحب نيست. 136 - زنى كه خودش استطاعت مالى جهت رفتن به حج دارد - ولو به اين كه مهريه خود را از شوهر بگيرد - ولى اگر اموال خود را صرف حج نمايد بعدا زندگى بر او سخت مىشود، از اين نظر كه شوهرش نمىتواند وسائل زندگى او را مانند قبل فراهم نمايد، آيا اين زن بايد به حج برود يا نه؟

[ 58 ]

ج - اگر طورى است كه با مصرف كردن اموال خود، زندگى آنان مختل مىشود مستطيعه نيست. 137 س - چند سال قبل شخصى به شبهه استطاعت رجاءا به حج مشرف شده، وپس از مراجعت قرضهاى او اداء شده، واخلالى هم در امر معاشش پيدا نشده، در اين صورت حج مذكور، كفايت از حجة الاسلام مىكند يا نه؟ ج - اگر فعلا هم شك در استطاعت خود در آن سال دارد، آن حج مجزى از حجة الاسلام نيست. 138 س - كسى كه نوبت او قانونا مربوط به سالهاى بعد مىشود، آيا مىتواند به نحوى نوبت خود را جلو بيندازد؟ و در صورتى كه چنين كرد حج او چه صورتى دارد؟ ج - اگر به طرق متعارف و مشروع بتواند اقدام نمايد، اقدام واجب و حج او صحيح است. 139 س - شخص غير مستطيع وام گرفته، ومى خواهد با آن به حج مشرف شود، و اقساط آن را بعدا به تدريج بپردازد، آيا حج او حجة الاسلام محسوب مىشود يا خير؟ ج - در فرض سؤال كه به مقدار مؤونه حج ندارد، و باوام قصد تشرف دارد، مستطيع نيست و حجة الاسلام محسوب نمىشود.

[ 59 ]

140 س - بنده كه يكى از دبيران آموزش و پروش تهران هستم، در سال گذشته در اثر اضافه كارى كه يكجا دريافت نمودم پولم به اندازه سفر حج رسيد، و من تصميم به ثبت نام گرفتم، و تمام مدارك را حاضر كردم، ولى در موقع ثبت نام گفتند بايد حتما برگ پايان خدمت داشته باشى، و چون من در آن موقع خدمت سربازى را در وزارت آموزش و پرورش و محل كارم مىگذراندم، از ثبت نام من جلوگيرى به عمل آمد. حال در خرداد ماه امسال سربازى من تمام مىشود، در اين صورت آيا در سال گذشته، واجب الحج بوده‌ام يا نه، در صورتى كه در آن موقع تازه متأهل شده بودم، و با پدرم زندگى مىكردم، و خانه جداگانه نداشتم، و بعد از رد شدن از سفر، پول را صرف خريدن ماشين كه يكى از ضروريات زندگى من در آن موقع و در حال حاضر است نمودم؟ ج - در فرض مرقوم، اگر در سال گذشته متمكن از رفع مانعى كه براى شما پيش آمده نبوده‌ايد، تمكن از سفر حج نداشته‌ايد، و فعلا هم كه استطاعت مالى نداريد حج بر شما واجب نيست، و در آينده هر زمان كه إن شاء الله مستطيع شديد مشرف شويد. 141 س - شخصى پول براى حج به حساب ريخته، و امسال كه نوبت تشرف او است فوت نموده، و وصيت كرده كه شخص خاصى بجاى او حج بجاى آورد، و لكن اين شخص خودش استطاعت مالى و بدنى دارد، فقط از جهت طريق برايش امكان رفتن نيست، آيا مىتواند با استفاده از نوبت موصى، به حج برود، اگر چه او و وصى و هم چنين ورثه ميت رضايت نداشته باشند؟

[ 60 ]

ج - براى مستطيع انجام حج نيابى جايز نيست، و اگر با استفاده از فيش مذكور خود را به ميقات برساند، بايد حج را براى خود بجا آورد، و با عدم رضايت ورثه ضامن قيمت سوقيه فيش است، و بر ورثه لازم است كه شخص ديگرى را اجير نموده، و حج موصى را به تأجير نياندازند. 142 س - كسى كه با وجود تقليد صحيح قبلا به حج مشرف شده، و چون رجوع به كفايت را مجتهد او شرط استطاعت نمىدانسته، حجة الاسلام را قصد نموده و بجا آورده است با اين كه رجوع به كفايت نداشته است، وفعلا همه شرايط استطاعت براى او موجود است، و از حضرتعالى تقليد مىكند، آيا بايد حج سابق را اعاده نمايد يا خير؟ ج - نياز به اعاده حجة الاسلام نيست. 143 س - اگر شخص مقلد مرجعى بوده، كه در استطاعت شرط مىكرده (كه پس از رجوع از حج، شخص نياز به استفاده از وجوهات شرعيه نداشته باشد)، از اين رو چون خود را مستطيع نمىدانسته براى حج نيابى اجير شده و حج نيابى بجا آورده است، واكنون از حضرتعالى تقليد مىكند، وشما در رجوع به كفايت در صورتى كه شهريه و يا وجوه شرعى دريافتى براى مخارج زندگى او كافى است او را مستطيع مىدانيد، واستطاعت هم مانع از قبول نيابت است، حال بفرماييد تكليف حج قبلى چه مىشود؟ و وظيفه فعلى او چيست؟

[ 61 ]

ج - نيابتى كه طبق فتواى مرجع قبلى انجام داده است صحيح مىباشد، واگر بعدا مستطيع شد بايد حجة الاسلام خود را بجا آورد. 144 س - اگر پدرى پس از ثبت نام براى حج فوت كرده است، وچند پسر دارد، و اجازه رفتن به حج به يكى از پسران داده مىشود، آيا در چنين موردى استطاعت طريقى براى كدام يك حاصل مىشود؟ ج - اگر به عنوان نيابت پدر است بر هيچ يك از آنها رفتن به حج و قبول نيابت واجب نيست، مگر آن كه بالخصوص مورد وصيت باشد، واگر منظور اين است كه يكى از آنها مىتواند با استفاده از فيش پدر براى خود حج بجاى آورد، در صورت داشتن ساير شرايط استطاعت، بايد هر كدام سعى كنند كه خودشان به حج بروند، و در صورت مشاجره بين آنها، با قرعه تعيين شود، ودر هر صورت ارزش فيش را به ورثه مديون است، وچنانچه پدر واجب الحج بوده است، بايد براى او استيجار نمايند. 145 س - كسى كه در كشورهاى غير اسلامى زندگى مىكند، اگر بخواهد به حج برود بايد مبلغ زيادى به آن حكومت كمك كند، و قهرا آن پول براى تقويت چنين حكومتى مصرف خواهد شد، در صورتى كه راه رفتن به حج منحصر به اين كار باشد، آيا اولا حج بر چنين شخصى واجب است يا نه؟ و ثانيا اگر اين مقدار پول را بدهد و به حج برود از حجة الاسلام كفايت مىكند يا نه؟

[ 62 ]

ج - اين گونه پرداختها منافات با استطاعت ندارد، ودر صورت امكان بايد مبلغ را پرداخته و به حج برود، و آن حج از حجة الاسلام كفايت مىكند. 146 س - زنى براى حج ثبت نام كرده است، ولى شوهرش كه او هم استطاعت داشته به عللى ثبت نام ننموده است، آيا زن مىتواند شرعا نوبت خود را به شوهرش بدهد، به اين اميد كه در آينده هر دو با هم ثبت‌نام نمايند؟ ج - اگر زن متسطيع باشد جايز نيست. 147 س - اگر شخصى مستطيع بود، و در رفتن به حج مسامحه كرد، تا نوبت او از دست رفت، حال كه ثبت نام نمىشود، آيا با كمك واسطه و سفارش در ايران يا خارج از ايران، يا با صرف مبالغى زياد جايز و يا لازم است به حج مشرف شود يا خير؟ زيرا در غير اين صورت سالها فريضه او تأخير مىافتد، و خوف اين را دارد كه خداى ناكرده از تاركين حج به حساب آيد؟ ج - در صورت تمكن اگر چه با صرف مبلغ زيادتر، لازم است به حج برود. 148 س - شخصى قبلا حج بر او مستقر نشده، اما در موقع ثبت نام جهت حج تمتع مستطيع بوده و ثبت نام نموده، ولى بعدا از نظر مالى محتاج شده، آيا مىتواند پول سپرده را پس بگيرد يا خير و چنانچه در سال اول يا سالهاى بعد قرعه به نام اواصابت كند فرق دارد يا نه؟

[ 63 ]

ج - در فرض سؤال اگر در سال اصابت قرعه براى رفتن به حج، از استطاعت افتاده مىتواند پول سپرده را پس بگيرد، و فرقى بين سال اول و غير آن نيست. 149 س - شخصى كه حج بجا آورده، لكن چون رجوع به كفايت او از وجوه وامثال آن بوده، و آن زمان نيز متذكر مسأله مربوط به عدم استطاعت چنين شخصى طبق فتواى مرجع آن زمانش نشده، و گمان كرده كه حج واجب خود را انجام داده است، پس از آن و در حال استطاعت قطعى نيابتا حج بجا آورده است، آيا حج نيابتى وى صحيح است، يا بايد پس از انجام حج واجب مستقر خودش، نيابت را تكرار نمايد؟ ج - در فرض سؤال اگر فعلا از مرجعى تقليد مىكند كه امرار معاش از وجوه شرعيه را مانع از صدق استطاعت نمىداند، حجة الاسلام او صحيح و حج نيابى او نياز به تكرار ندارد. 150 س - شخصى كه طبق شئوناتش مىبايست براى فاميل سوغات بخرد، و در صورت خريد سوغات، فقط پول قربانى را ندارد و مىتواند روزه بگيرد، آيا مستطيع است و حج بر او واجب است يا خير؟ ج - شخص مذكور مستطيع است، و حج بر او واجب است، و بايد قربانى كند و روزه از او به جاى قربانى صحيح نيست.

[ 64 ]

151 س - در مواردى كه نهاد و يا ارگان دولتى، فردى را به حج دعوت مىكند بدون اين كه ملزم باشد كارى را انجام دهد، آيا از موارد حج بذلى است و قبول آن واجب‌است يا خير؟ ج - در فرض سؤال چنانچه دعوت مشروع باشد، حج بذلى است، و قبول آن براى كسى كه حجة الاسلام خود را انجام نداده واجب است. 152 س - شخصى كه معتاد به خوردن ترياك است، و دولت از رفتن او به حج جلو گيرى مىكند، و هم چنين زنى كه حامل است، و يا مريضى كه به جهت كسالت خاص ممنوع از سفر شده است، از نظر شرعى تكليف او نسبت به حج چيست؟ مستطيع است يا غير مستطيع؟ وآيا جايز است با توسل بعض از حيله‌ها مشكل اعزام خود را حل كند؟ و بر فرض آن كه چنين كرد، آيا مجزى از حجة الاسلام هست يا خير؟ ج - اشخاص مذكور در صورتى كه بتوانند با توسل به طرق مشروعه به حج مشرف شوند مستطيع هستند، و بايد به حج بروند، و حجة الاسلام محسوب مىشود، لكن اگر شخص مريض ويا حامل، خوف ضرر داشته باشد مستطيع نيست. 153 س - كسى كه واجد شرايط حج است، و نوه او شرعا و عرفا نياز به ازدواج دارد، و اگر ازدواج نكند به حرام مىافتد، وظيفه پدر بزرگ چيست؟

[ 65 ]

ج - مخارج ازدواج نوه از نفقات واجبه بر پدر بزرگ نيست، واگر مستطيع است بايد به حج برود. 154 س - كسى كه چهار پسر دارد و براى همه آنان زن گرفته است، و خرج سالانه خود را هم دارد وقرض هم ندارد، و با پسرانش در آمدشان يكجاست، الآن خرج دو نفر را دارند كه به حج بروند، آيا حج واجب است يا نه، واگر واجب شده است، آيا تنها بر پدر واجب شده، يا بر پسر هم واجب شده است، و اگر بر پسر هم واجب شده است كدامشان حق اولويت دارند؟ ج - اگر پدر مالك سرمايه است، و فرزندان براى او كار مىكنند و پدر مخارج آنان را تأمين مىنمايد؟ پدر مستطيع است، و فرزندان از جهت اين سرمايه مستطيع نيستند، بلى اگر هر يك از آنها را براى حج مهمان كند، قبول واجب، و حج بر او مستقر مىشود، و اگر مال مشترك بين آنهاست، هر يك بايد با توجه به سهم خودش از مال، استطاعت را لحاظ كند. 155 س - مقدارى پول دارم كه براى رفت وآمد به سفر مكه كافى است، ولى هنوز از طرف دولت وقتى براى ثبت نام اعلام نشده است، آيا نگهدارى آن پول لازم است، ومن مستطيع هستم يا نه؟ ج - نگهدارى آن لازم نيست.

[ 66 ]

156 س - در حال حاضر هر كسى كه بخواهد به حج مشرف شود بايد قبلا براى ثبت نام و مقدمات حج اقدام نمايد، اگر كسى ثبت نام كرد ولى نوبت او را براى چند سال ديگر اعلام نمودند، اگر قبل از رسيدن آن نوبت، از راه ديگر وسيله رفتن براى او فراهم شد، و پول قرض كرد و به مكه رفت، آيا حج او حجة الاسلام است يا خير؟ ج - در فرض سؤال اگر ارزش فيش و ساير اموال اضافى او معادل مخارج حج امسال او است مستطيع بوده، و كفايت از حجة الاسلام مىكند. 157 س - اشخاصى كه در وقت نام نويسى براى حج، استطاعت مالى دارند، واز طرف دولت براى پنج سال يا بيشتر اسم نويسى مىكنند، آيا نام نويسى واجب است يا نه؟ و بر فرض وجوب اگر مسامحه كردند و ننوشتند، و بعد از مدت پنج سال مردند، و يا از استطاعت مالى افتادند، فقط ترك واجب كرده‌اند، يا اين كه حج هم بر آنان مستقر است؟ ج - در مورد سؤال نام نويسى واجب است، و چنانچه مسامحه كرد و بعد از پنج سال فوت نمود، چون على الظاهر در طول پنج سال متمكن از رفتن به حج بوده است حج بر او مستقر شده، و بايد براى او استيجار نمايند.

[ 67 ]

158 س - كسى كه استطاعت مالى دارد، اگر پس از ثبت نام و قرعه كشى نامش براى سالهاى بعد در آمد، آيا مىتواند نسبت به سالهاى بعد خودش را از استطاعت بيرون بياورد، و پول خود را از بانك پس بگيرد؟ اگر چه ضرورت هم نباشد. ج - اگر مطمئن است در سالى كه نوبت حج او است تمكن از انجام حج دارد، پس گرفتن پول جايز نيست، و در صورت تخلف چنانچه در سال مذكور به جهت پس گرفتن پول خود نتواند به حج برود، حج بر او مستقر شده است. 159 س - پولى كه به عنوان وديعه براى ثبت نام حج به بانك پرداخت مىشود، اگر سال بر آن بگذرد، آيا خمس به آن تعلق مىگيرد يا نه؟ و هم چنين پول ديگرى كه براى مخارج حج كنار گذاشته شده است، و در صورتى كه خمس به آن تعلق بگيرد اگر پرداخت خمس موجب سلب استطاعت شود، حجة الاسلام بر او واجب است يا خير؟ ج - پولى كه براى حج واريز كرده، اگر از در آمد همان سال باشد صرف در مؤونه شده و خمس ندارد، ولى اگر متعلق خمس باشد (مثل آن كه سال بر آن گذشته است) پرداخت خمس مقدم است، اگر چه موجب سلب استطاعت شود. و پولى كه براى مخارج حج كنار مىگذارد، اگر سال بر آن بگذرد، و قبلا خمس آن را نداده باشد، واجب است خمس آن را بپردازد، اگر چه موجب سلب استطاعت شود.

[ 68 ]

160 س - اگر شخصى مستطيع اقدام به ثبت نام كرده، ولى اسمش براى سالهاى بعد اعلان شده است، و يا با آن كه مستطيع بوده اهمال كرده و ثبت نام ننموده است، و فعلا با ثبت نام فوق العاده از طريق اداره اوقاف با مبلغ بيشتر، و يا با خريد فيش به طور آزاد، و يا با گرفتن گذر نامه براى كشورهاى ديگر و از آنجا با گرفتن ويزا براى كشور عربستان مىتواند به حج برود، آيا بر او واجب است كه براى تعجيل در انجام حج از اين راه‌ها اقدام نمايد، و يا وجوب ندارد و در صورت انجام مجزى از حجة الاسلام است يا خير؟ ج - در فرض سؤال چنانچه متمكن از انجام حج با صرف مبلغ بيشتر و يا خريد فيش حج باشد، اقدام بر آن واجب است تا حج را زودتر انجام دهد، و در صورت اهمال در ثبت نام و رسيدن اوان خروج براى حج، بنابر احتياط واجب حج بر او مستقر شده، و به هر نحو ممكن بايد آن را بجا آورد. 161 س - اگر شخصى قبل از تحقق استطاعت نذر كرده است كه هر سال در ماه رمضان افطارى بدهد، و يا مخارج عزادارى فلان هيئت و يا مجلس را در ماه محرم بپردازد و با پرداخت آن مخارج سنگين به طور معمول استطاعت مالى براى حج پيدا نمىكند، در اين صورت عمل به نذر مقدم است، و يا آن كه بايد ولو در يك سال به نذر عمل ننمايد و به حج برود. و در هر صورت اگر قرض كرد و به حج رفت حج او چه صورتى دارد؟

[ 69 ]

ج - اگر اين گونه مخارج و ضيافت منافات با شأن او ندارد، عمل به نذر كند، و مستطيع نيست. 162 س - در حج بذلى اگر شخص مىداند كه باذل بر او منت مىگذارد، و يا در بعض محافل مىگويد: من فلانى را به حج فرستادم، و اين عمل موجب ذلت براى شخص باشد قبول واجب است يا خير؟ ج - در فرض سؤال قبول واجب نيست. 163 س - آيا هزينه مهمانىهاى قبل و بعد از حج و سوغات متناسب با شئونات شخص جزء هزينه حج محسوب مىشود، كه شخص با نداشتن آن مستطيع نباشد، و در هر صورت اگر كسى براى اين امور قرض كرد، و به حج رفت حج او چه صورتى دارد؟ ج - جزء استطاعت محسوب نمىشود.

[ 70 ]

حج نذرى مسأله 164 - اگر شخص بالغ عاقل با خواندن صيغه شرعى، نذر و يا عهد و يمين را منعقد نمايد كه به حج برود، انجام حج بر او واجب مىشود، واگر نذر مقيد به سال خاصى باشد، در صورت تخلف با تمكن از انجام حج، حنث نذر كرده، و علاوه بر انجام حج، كفاره بر او واجب است، و در صورتى كه نذر مقيد به سال خاصى نباشد، با داشتن تمكن، تأخير جايز نيست، و در صورت عصيان اگر تأخير تا موت او ادامه داشت، كفاره و قضا از اصل مال او واجب است. مسأله 165 - اگر نذر حج، مطلق و يا مقيد به سال خاصى بوده باشد، ولى در هر دو صورت تا دم مرگ تمكن از انجام آن را نداشته باشد، قضا و كفاره بر او واجب نيست. مسأله 166 - اگر شخص مستطيع حجة الاسلام را نذر نمايد، نذر او منعقد مىشود، و اگر ترك كند تا بميرد، واجب است كفاره نذر و هزينه قضاء حج را از تركه او تدارك نمايند.

[ 71 ]

مسأله 167 - اگر نذر حجة الاسلام مقيد به سال اول استطاعت باشد، در صورتى كه حج را با تأخير انجام دهد، فقط كفاره حنث نذر بر او واجب است. مسأله 168 - اگر شخص مستطيع در سال اول استطاعت، غير حجة الاسلام را نذر نمايد نذر او منعقد نمىشود، اگر چه استطاعت او از بين برود، بلى اگر او علم به استطاعت ويا به عدم صحت حج ديگر در سال استطاعت نداشته باشد، و يا نذرش مقيد به زوال احتمالى استطاعت باشد، در صورت زوال استطاعت، نذر او صحيح است. مسأله 169 - اگر غير مستطيع نذر كند كه به حج برود، وسپس مستطيع شود، اگر نذر او مطلق بوده و يا مقيد به غير سال استطاعت است، نذرش صحيح، وحجة الاسلام در صورت استطاعت مقدم خواهد بود. مسأله 170 - يمين زوجه بدون اذن زوج، ويمين فرزند بدون اذن پدر منعقد نمىشود، اگر چه بعد از يمين هم اجازه بدهند، ونذر زوجه حكم يمين او را دارد، ولى نذر فرزند حكم يمين را ندارد.

[ 72 ]

احكام نيابت مسأله 171 - شرايطى كه در نايب معتبر است عبارتند از: بلوغ، عقل، ايمان (شيعه دوازده امامى) آشنايى به اعمال حج، واينكه ذمه خود نايب از قبل مشغول به حج واجب نباشد. مسأله 172 - در نايب عدالت شرط نيست، واگر غير عادل نيابتا حج بجاى آورد، كفايت مىكند، وپس از علم به اصل انجام فريضه حج، وشك در صحت عمل او مىتوان بنا را بر صحت گذارد، ولى اگر شك در انجام اصل عمل باشد، احتياط واجب عدم اكتفاء به آن حج است. مسأله 173 - در نيابت مماثله نايب ومنوب عنه شرط نيست، بنابر اين مرد مىتواند به جاى زن نيابت كند وبالعكس، اگر چه بعيد نيست كه نيابت مرد مطلقا افضل باشد. مسأله 174 - در حج واجب بايد منوب عنه عاجز از انجام عمل باشد، ويا مرده باشد، بنابر اين نيابت از كسى كه زنده وقادر بر انجام مناسك در حج واجب است، جايز نيست.

[ 73 ]

مسأله 175 - نيابت شخص صروره (كسى كه تاكنون به حج نرفته است) اگر غير مستطيع باشد، مانعى ندارد. مسأله 176 - در حج نيابى قصد نيابت لازم است، به اين معنا كه خود را به جاى شخص منوب عنه در نظر بگيرد، ويا عمل خود را به جاى عمل او قرار دهد، وبراى اين جهت تعيين منوب عنه با اشاره ذهنيه كافى است، هر چند مستحب است نام منوب عنه را به هنگام نيت براى احرام وساير اعمال ذكر كند. مسأله 177 - همان گونه كه نيابت تبرعا وبا اجاره صحيح است، با جعاله نيز صحيح مىباشد، وذمه منوب عنه در تمام موارد پس از انجام عمل حج برىء مىشود. مسأله 178 - بنابر احتياط واجب بايد از اجاره كسى كه در انجام بعض اعمال حج معذور است خوددارى شود، واگر شخص معذور تبرعا نيابت كرد، بنابر احتياط نبايد به عمل او اكتفاء نمود. مسأله 179 - اگر نايب در اثناء عمل عذر پيدا كند، وبه تكليف مربوط به خود عمل نمايد كافى است، و مبرء ذمه است. مسأله 180 - اگر نايب پس از احرام ودخول در حرم بميرد مجزى از منوى عنه مىباشد، ومستحق تمام اجرت است، ودر غير اين صورت مجزى نيست.

[ 74 ]

مسأله 181 - در اجاره مىبايست نوع حج (تمتع، قرآن، إفراد) معين شود و در صورتى كه هر يك از انواع حج براى منوب عنه مجزى باشد، براى نايب عدول از نوع تعيين شده - ولو به افضل از آن - بدون رضايت منوب عنه، ويا مستأجر، بلكه بدون اذن او جايز نيست، ودر صورت تخلف مستحق اجرت نخواهد بود، وهم چنين است حكم ساير خصوصياتى كه تعيين مىشود. مسأله 182 - اگر شخص در سال معين براى حج از طرف كسى اجير شود، جايز نيست نيابت ديگرى را در همان سال به عهده گيرد، ودر صورت تخلف اجاره دوم باطل است. مسأله 183 - اگر شخص در سال معينى براى انجام حج اجير شود، تقديم وتأخير بدون رضايت واذن مستأجر جايز نيست، وبا تخلف معصيت كرده، ومستأجر مىتواند اجاره را فسخ نمايد. مسأله 184 - اگر اجير محصور و مصدود شود بايد به وظيفه خود در اين مورد عمل نمايد، ولكن مبرء ذمه منوب عنه نيست، وبنابر اين اگر اجاره به نحو مطلق بوده، حج بر ذمه او مستقر مىشود، واگر مقيد به سال معين بوده اجاره منفسخ مىگردد، واگر مشروط به سال حاضر بوده است مستأجر خيار تخلف شرط خواهد داشت.

[ 75 ]

مسأله 185 - اگر نايب كارى كند كه موجب كفاره شود، بايد از مال خود تدارك نمايد. مسأله 186 - مقتضاى اجاره مطلق، تعجيل است، بنابر اين در صورت امكان هر چه زودتر بايد حج بجا آورده شود، مگر آن كه مستأجر راضى به تأخير باشد. مسأله 187 - اگر اجرت حج كافى براى عمل حج نباشد، بر مستأجر اتمام آن واجب نيست، كما اين كه اگر اجرت زيادتر باشد مستأجر نمىتواند زائد را پس بگيرد، واسترداد آن بر اجير نيز واجب نيست. مسأله 188 - اقتضاى اجاره مباشرت در فعل است، وبدون رضايت واذن مستأجر اجير نمىتواند انجام حج را به ديگرى واگذار نمايد. مسأله 189 - استيجار كسى كه به جهت ضيق وقت مجبور به عدول از حج تمتع به حج إفراد است، به جاى كسى كه بر او حج تمتع واجب بوده است، جايز نيست، ولى اگر به طور اتفاقى چنين چيزى پيش آمد، عدول از تمتع به إفراد بر نايب واجب، ومجزى از منوب عنه بوده، و مستحق اجرت است.

[ 76 ]

مسأله 190 - مىتوان از ميت در حج واجب - تبرعا و يا با اجاره - نيابت نمود همان گونه كه مىتوان در حج استحبابى از او نيابت كرد، اگر چه بر عهده او حج واجب هم باشد كه هنوز براى آن اجير نگرفته‌اند، واز طرف شخص حى نيز در حج واجب نيابت تبرعى در صورتى كه خودش تمكن از مباشرت اعمال حج را ندارد جايز است، ودر اين فرض وجوب استيجار از حى ساقط مىشود. ولى در حج استحبابى نيابت - چه تبرعى وچه با اجاره - جايز است، مگر در موردى كه بر منوب عنه حج واجب مستقر شده باشد، وخودش تمكن از مباشرت نداشته باشد، و مأيوس از تمكن هم باشد، كه در اين صورت احتياط اقتضاء مىكند كه قبل از فراغ ذمه از انجام حج واجب، براى حج استحبابى كسى را استيجار ننمايد. مسأله 191 - يك حج واجب را به نيابت از چند نفر نمىتوان بجاى آورد، ولكن در حج استحبابى نيابت از چند نفر مانعى ندارد، وهم چنين جايز است حج استحبابى را براى خود نيت كرده، و ثواب آن را براى عده‌اى اهداء نمايد، وهم چنين اگر چند نفر مشتركا نذر كرده باشند كه يك نفر را از طرف خودشان به حج بفرستند، نيابت از آنها جايز است. مسأله 192 - اجير حق تصرف در مال الاجاره را به مجرد عقد اجاره دارد، بلى چنانچه عمل حج را صحيح بجاى نياورد، ضامن مال الاجاره است.

[ 77 ]

مسأله 193 - نيابت چند نفر از يك نفر در سال واحد براى حج مستحب جايز است، و در حج واجب واحد نيز، نيابت چند نفر حتى با علم به صحت عمل هر يك از آنها جايز است، و در صورتى كه چند حج واجب به جهات مختلف بر عهده شخص آمده باشد، جواز نيابت چند نفر از طرف يك نفر واضح است.

[ 78 ]

وصيت به حج مسأله 194 - اگر وصيت به حجة الاسلام يا حج نذرى شود، از اصل تركه برداشته مىشود، مگر آن كه موصى تصريح كرده باشد كه از ثلث بپردازند، و در اين صورت اگر ثلث كافى براى اجرت نباشد، بقيه از اصل مال برداشته مىشود و اجرت حجى كه به جهت فاسد شدن حج قبلى به عهده آمده است از ثلث كسر مىشود، ودر صورت وافى نبودن ثلث احتياط آن است كه كبار ورثه از سهم خود بپردازند، ودر حج استحبابى شكى نيست كه مىبايست از ثلث مال پرداخت شود، و در صورت بيشتر بودن مخارج از ثلث، اگر بعض ورثه ويا كسى ديگر مخارج زائد را تبرعا مىپردازد، مىبايست به وصيت عمل شود، و گرنه وصيت باطل خواهد بود.

[ 79 ]

مسأله 195 - اگر كسى وصيت به حج نموده، و كلام او صراحت ويا ظهور در واجب دارد - ولو با قرينه - هزينه حج از اصل مال برداشته مىشود، وهم چنين است حكم كسى كه كلامش صراحت وظهور در واجب ندارد، ولى وصى يا وارث علم دارند كه سابقا ذمه او مشغول به حج بوده است، وگرنه حكم حج مندوب را داشته، و از ثلث مال كسر مىگردد. مسأله 196 - اگر وصيت صراحت ويا ظهور - ولو به انصراف - در حج بلدى داشته باشد، بايد از بلد براى او حج استيجار كنند، واگر وصيت انصراف به حج بلدى نداشته باشد، استيجار ميقاتى كافى است، ومخارج حج واجب به مقدار ميقاتى از اصل، ومخارج مازاد از ميقاتى و هم چنين هزينه حج استحبابى از ثلث برداشته مىشود. مسأله 197 - اگر موصى اجرت خاصى را براى حج تعيين نكرده است، بايد بر اجرة المثل اقتصار نمود، واگر متبرعى پيدا شود قبول آن وترك استيجار واجب نيست، بلى اگر متبرعى حج را صحيحا بجاى آورد، بر وصى جايز نيست مجددا حج را از مال او استيجار نمايد، چون مال الوصية در اين صورت ملك ورثه شده است. بلى اگر مال الوصاية براى مطلق خيرات باشد، استيجار مجدد هم مانعى ندارد.

[ 80 ]

مسأله 198 - اگر در سال اول كسى كه راضى به اجرة المثل باشد پيدا نشود، بايد به بيشتر از آن شخص را اجير نمايند، وتأخير تا سال آينده ولو با علم به يافتن اجير ارزان تر جايز نيست. مسأله 199 - بنابر احتياط مىبايست فردى را كه با كمترين مبلغ اجير مىشود اجاره نمود، اگر چه اقوى جواز استيجار شخصى است كه متناسب با شئون ميت باشد، ولو آن كه اجرت بيشترى طلب كند. مسأله 200 - اگر شخص مبلغ بيشترى از اجرة المثل را براى حج واجب وصيت كند، مازاد از اجرة المثل از ثلث برداشته مىشود، واگر ثلث هم كافى نبود، مازاد از سهم كبار ورثه با رضايت آنان پرداخت مىشود، وبا عدم رضايت، بر همان مقدار ثلث اكتفاء مىشود، وچنانچه مبلغى مازاد بر ثلث براى اجرت حج مندوب وصيت كند، با عدم كفايت ثلث وعدم جبران از طرف ورثه، در صورتى كه حج مقيد (1) به مبلغ مذكور باشد، وصيت باطل


(1) توضيح اين كه: گاه از نظر موصى فهميده مىشود كه حج مقيد به قيود خاصى براى او مطلوب بوده است، به اين معنا كه حج بدون آن خصوصيات را نمىخواهد، كه در اين صورت اگر آن قيود تحقق پيدا نكند، چون مطلوب موصى واحد است، اصلا مطلوب او تحقق پيدا نكرده است، مثل اين كه مىگويد: من حج در امسال را مىخواهم، ويا اجاره حج با فلان مقدار فقط مطلوب من است، وگرنه نمىخواهم. - ولى گاهى حج فى حد نفسه مطلوب است، ومى خواهد بالاخره براى او حجى را بجاى آورند، لكن به خاطر مطلوب بودن بعض شرايط مىخواهد اين حج با آن شرايط انجام شود، كه در اين صورت به خاطر اين كه تعدد مطلوب مطرح است، عدم امكان تحقق بعض شرايط لطمه‌اى به مطلوبيت اصل حج نمىزند، واين توضيح در بسيارى از فروع ديگر نيز جارى است.

[ 81 ]

مىشود، والا بايد حج مندوب او - اگر چه از ميقات - استيجار شود. مسأله 201 - اگر براى حج واجب، شخص خاصى مورد وصيت قرار گرفت، با پرداخت اجرة المثل از اصل تركه ميت نيابت به او واگذار مىشود، و چنانچه راضى نشود مگر به مبلغ بيشتر، اضافه آن از ثلث پرداخت مىگردد، و اگر ثلث در مصارف ديگرى خرج شده و يا كافى نباشد وصيت باطل است، وبايد شخص ديگرى را با اجرة المثل براى او اجير نمايند. مسأله 202 - اگر براى حج مندوب مبلغ معينى را وصيت كنند، كه كسى راضى به انجام آن نشود، با عدم اميد به يافتن اجير با مبلغ مذكور، وصيت باطل، و بايد وجه در ساير خيرات مصرف شود، بلى اگر مىدانند وصيت مقيد به حج بوده، با بطلان وصيت، آن وجه به ورثه مىرسد.

[ 82 ]

مسأله 203 - اگر كسى وصيت به بيش از يك حج بنمايد، و اعتراف كند كه همه آنها بر من واجب است، اجرت آنها از اصل مال كسر مىشود، مگر آن كه وصيت در مرض موت باشد، كه در صورت اتهام، اقرارش در بيش از ثلث مسموع نيست. مسأله 204 - اگر وصى بعد از اخذ اجرت حج از تركه بميرد، وورثه شك كنند كه استيجار نموده يا خير؟ بايد مجددا از اصل تركه موصى در حج واجب، واز ثلث در حج مندوب، حج بجاى آورده شود، واكتفاء به ظاهر حال وصى در انجام حج مشكل است، همان گونه كه حكم به ضمان نيز مشكل است، بلى اگر عين مأخوذه در اموال وصى موجود باشد، مىتوانند آن را مسترد نمايند، اگر چه احتمال بدهند كه او با مال خودش استيجار نموده است. و نيز اگر وصى پس از برداشتن مال الاجاره بميرد، وما تركى نداشته باشد، بايد از اصل تركه موصى استيجار حج شود. مسأله 205 - اگر اجرت حج در نزد وصى بدون تقصير تلف شود ضامن نيست، و استيجار از بقيه تركه لازم است، واگر هم بين ورثه تقسيم شده است بايد مسترد گردد، وهم چنين اگر در تقصير او شك داشته باشند حكم به عدم ضمان او مىشود. مسأله 206 - طواف به تنهايى مستحب است بنابر اين نيابت براى طواف، از حى معذور وميت ويا غايب جايز است، لكن ساير افعال حج مثل سعى و وقوفين و رمى جمرات استحباب آنها مستقلا معلوم نيست.

[ 83 ]

مسأله 207 - اگر شخص از دنيا برود، و در نزد كسى امانتى ويا دينى داشته باشد، و آن شخص علم دارد كه بر عهده متوفى حج و يا خمس و يا ديون ديگر است، و مىداند كه اگر امانت يا دين او را به ورثه بدهد، از اداء حقوق واجب ميت امتناع مىورزند، واجب است با اجازه حاكم شرع شخصا براى او با آن مال حج بجا آورد، ويا ديگرى را براى حج استيجار نمايد، ويا ديون او را بپردازد، و در صورت تخلف ضامن است، بلى اگر احتمال بدهد كه ورثه به تكليف خود عمل مىكنند بر مديون جايز نيست شخصا اقدام نمايد، بلكه بايد آن را در اختيار ورثه قرار دهد، و در اين گونه موارد اذن اجمالى حاكم شرع كفايت مىكند، ولازم نيست كه دين و يا وجوب حج و... را بر عهده ميت نزد حاكم شرع به اثبات برساند. مسأله 208 - نايب مىتواند پس از انجام اعمال منوب عنه، براى خود عمره مفرده يا طواف مستحب بجا آورد، بلكه احوط براى نايبى كه حجة الاسلام خود را بجاى نياورده، اتيان عمره مفرده براى خود پس از عمل نيابى است، اگر چه نسبت به شخص نائى اقوى عدم وجوب است.

[ 84 ]

مسأله 209 - اگر مالى را در اختيار شخصى قرار دهند كه استيجار حج كند، اگر علم ندارد كه مقصود استيجار ديگرى بوده، مىتواند خودش نيز آن حج را بجا آورد، اگر چه احتياط آن است كه در صورتى كه علم به عدم خصوصيت غير ندارد، خودش مباشرت ننمايد. مسأله 210 - اگر وجهى را براى استيجار حج در اختيار فردى قرار دهند، و شخص خاصى را تعيين كنند، بايد به او داده شود، مگر آن كه واسطه علم داشته باشد كه تعيين فرد مذكور از باب ذكر يكى از افراد بوده است و يا علم به عدم اهليت او داشته باشد، وبداند كه در انتخاب خود خطا كرده است.

[ 85 ]

مسائل متفرقه نيابت 211 س - آيا بر نايب واجب است كه‌حج نيابى را خودش انجام دهد، ويا مىتواند ديگرى را اجير كند كه حج را انجام دهد؟ ج - جايز نيست كه نايب ديگرى را اجير كند، مگر با اذن مستأجر. 212 س - اگر كسى چند سال قبل، نيابت حج ميتى را تعهد كرده، والآن خود مستطيع شده، كدام يك از اينها را مقدم بدارد؟ ج - در فرض مسأله، واجب است براى خودش حج بجا آورد. 213 س - اگر كسى چند سال قبل، نيابت حج ميتى را به مبلغى قبول كرده، والآن مخارج حج دو برابر شده، فعلا كه اجير مىخواهد حج را بجا بياورد مىتواند از ورثه ميت بقيه مخارج را مطالبه كند يا نه؟

[ 86 ]

ج - اگر نيابتى را كه قبول كرده واجير شده، مقيد به سال اول بوده، و از بجا آوردن حج مانع داشته، اجاره باطل شده، و فعلا بر ورثه است كه براى مورث به مقدارى كه وصيت كرده حج ميقاتى يا از هر جا بشود حج استيجار كنند. واگر بدون عذر ومانع تأخير انداخته، قيمت سال اول را كه او باعث فوت حج در آن سال شده ضامن است، واگر به نحو مطلق اجير شده باشد به ذمه اجير است كه بعد از رفع مانع، به هر قيمت كه باشد حج را بجا آورد، وبه ورثه مربوط نيست. 214 س - شخصى مستطيع است، ولى هنوز حج خود را بجا نياورده، وجهى از ورثه ميتى قبول مىكند، ودر همان سال به مكه مىرود، و لكن آن سال حج نيابتى را انجام نمىدهد، بلكه براى خودش مىرود، و تصميم قطعى دارد سال آينده براى متوفى برود، اين عمل جايز است يا نه؟ ج - اجاره براى خصوص سال اول كه خود شخص مستطيع است باطل است، ومال الاجاره را مالك نمىشود، و پول نزد او غصب مىباشد، و واجب است رد كند، ولى حج خود او كه سال اول مشرف مىشود صحيح است، و سال بعد اگر طرف مايل بود كه اين شخص مشرف شود بايد تجديد اجاره نمايند، و اگر بدون اطلاع برود مال الاجاره را طلب ندارد.

[ 87 ]

215 س - شخصى كه در طواف حج يا عمره مفرده يا عمره تمتع نايب شده، آيا بعد از اداء مناسك خود، آن را بجا آورد؟ يا مخير است در تقديم وتأخير طواف نيابتى؟ ج - در فرض سؤال اگر در طواف عمره مفرده يا عمره تمتع نايب شده است احوط آن است كه بعد از فراغ از اداء مناسك خود، طواف نيابتى را قبل از تقصير وخروج از احرام انجام دهد، واگر در طواف حج نايب شده است پس از انجام اعمال حج خود، طواف نيابى را انجام دهد. 216 س - آيا جايز است براى نايب در طواف عمره تمتع يا حج كه طواف را در غير موسم بجا آورد يا نه؟ ج - طواف عمره تمتع وطواف حج به عنوان نيابت از غير، واجب است در موسم حج انجام بگيرد، يعنى طواف عمره تمتع را در اشهر حج وطواف حج را در ذيحجه روز عيد وبعد از آن بايد بجا آورد، مگر اين كه منوب عنه طواف را فراموش كرده باشد، وبعد از گذشتن موسم متذكر شود، كه در اين صورت خود او ودر فرض عدم تمكن، نايب او مىتواند طواف را در غير اشهر حج بجا آورد. 217 س - شخصى نماز طواف را بلا فاصله بجا آورده، وبعد از سعى و تقصير چون قرائتش درست نبوده، براى نماز طواف نايب گرفت، آيا اين نماز صحيح است يا نه؟ وبه حج او ضرر مىزند يا نه؟

[ 88 ]

ج - نايب بايد نماز را بعد از طواف بخواند، ودر فرض مسأله كه بعد از تقصير بجا آورده خلاف احتياط عمل كرده، ولى مضر به حج نيست. 218 س - شخصى را جهت اعمال حج اجير مىكنند، مقدارى از مقدمات را انجام مىدهد، بعدا از طريق دوائر دولتى ممنوع السفر مىشود، وبجاى او ديگرى را مىفرستند، آيا اين شخص در ازاء آن مقدار از مقدمات كه انجام داده استحقاق اجرتى دارد يا نه و آيا حق دارند ديگرى را بفرستند يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه اجير ممنوع السفر شده، اجير كنندگان حق دارند كه شخص ديگرى را اجير كنند، وراجع به استحقاق اجرت، اگر او را براى خصوص اعمال حج در همان سال كه ممنوع السفر شده اجير كرده‌اند استحقاق اجرت ندارد، مگر اين كه مقدمات را به امر مستأجر بجا آورده باشد، كه چون عمل مسلم محترم است، اجرة المثل عمل خود را استحقاق دارد، واگر او را اجير كرده‌اند براى حج و مقدمات، مال الاجاره تقسيط مىشود، وبه مقدارى كه مقابل مقدمات واقع شده حق دارد. 219 س - شخصى براى انجام حجة الاسلام اجير شده، وتا سوريه رفته، وموفق به انجام عمل نشده، وبه كشور خود مراجعت كرده، آيا مىتواند بابت مخارجى كه در اين سفر نموده وجهى از منوب عنه مطالبه كند يا نه؟

[ 89 ]

ج - بر حسب ظاهر حال كه اجرت را مقابل رفتن و برگشتن و عمل حج قرار مىدهند، اجير از اجرة المسمى به اندازه‌اى كه از راه پيموده مستحق است، هر چند عمل براى منوب عنه فايده نداشته باشد. 220 س - آيا نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جايز است يا نه؟ ج - بلى جايز است. 221 س - در حج نيابتى وعمره مفرده نيابتى طواف نساء ونماز آنرا بايد نايب از طرف خود انجام دهد يا از طرف منوب عنه؟ ج - بايد به قصد منوب عنه انجام دهد. 222 س - آيا ولى در حالى كه محرم است قبل از انجام اعمال خود مىتواند نيابتا از طرف طفل، اعمال او را انجام دهد يا نه؟ ج - لازم است اول طواف و نماز آن وسعى خود را بجا آورد، و احتياطا قبل از تقصير، نيابتا اعمال طفل را بجا آورد. 223 س - شخصى ملكى را جهت استيجار حج معين كرده، و در موقع فروش ملك، قيمت آن، زائد بر مال الاجاره نيابت حج است، در اين صورت بايد تمام آن را تسليم نايب بنمايند، يا آن كه زائد آن را تسليم ورثه نمايند؟

[ 90 ]

ج - در فرض سؤال در صورتى كه آنچه زائد بر مال الاجاره حج ميقاتى است بيشتر از ثلث نباشد تمام آن را به نايب بدهند، مگر آن كه معلوم باشد كه غرض او استيجار اصل حج است، وخصوصيت استيجار آن به تمام قيمت ملك مذكور، در نظر موصى نبوده است. 224 س - بر نايب واجب است كه بر طبق فتواى مرجع تقليد منوب عنه اعمال حج را انجام دهد، يا مطابق وظيفه خودش از تقليد يا اجتهاد، عمل نمايد؟ ج - اجير بايد مطابق وظيفه خودش عمل نمايد، بلى اگر با او شرط كنند كه علاوه بر واجبات وشرايط صحت به نظر اجير، بعضى از امور لازمه به نظر منوب عنه را نيز بجا آورد، يا بعض منافيات به نظر او را ترك كند، بايد به شرط عمل نمايد. 225 س - اگر كسى در موقع عمل حج و عمره ناچار است سر خود را بپوشاند، يا زير سايه قرار بگيرد و نمىتواند در آفتاب باشد، در اين صورت چنين شخصى مىتواند از ديگرى نيابت كند يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه نايب معذور در انجام بعض محرمات احرام است، نيابت و استيجار او مانع ندارد، وكفاره آن بر عهده خود نايب است.

[ 91 ]

226 س - زنى از دنيا رفته و به شوهرش وصيت كرده كه براى او حج استيجار نمايند، ولى قيد بلدى ويا ميقاتى نكرده، و شوهرش قبول وصيت او نموده، لكن مسامحه كرده، وجهت همسرش حج استيجار ننموده، واموال هم از بين رفته، وشوهر آن زن كه وصى او بوده فوت كرده است، وقبل از فوت به يك نفر وصيت نموده كه حج همسرم در گردن من مانده اداء كنيد، وآن شوهر متوفى داراى صغار است، اگر خواسته باشند حج بلدى آن زن را از مال او بردارند، صغار به زحمت مىافتند، آيا اجازه مىفرماييد كه حج ميقاتى جهت آن زن بدهند يا نه؟ ج - در فرض مسأله كه وصيت به حج شده، چون منصرف به بلدى است، واجب است بر وصى حج بلدى استيجار نمايد، واگر مال را تلف كرده ضامن حج بلدى است، وفعلا بايد از مالش حج بلدى استيجار شود، هر چند صغير داشته باشد. 227 س - شخصى در زمان حياتش اهل نماز و روزه بوده، وحج هم بجا آورده، با اين حال وصيت كرده كه براى او حج استيجار نمايند، فعلا فوت كرده، و ورثه نمىدانند حجى كه وصيت نموده براى اين است كه حجة الاسلام خود را باطل دانسته، يا حج احتمالى واحتياط است، تكليف چيست؟ ج - ظاهر آن است كه حج احتياطى است، مگر قرينه باشد كه مستحبى ويا واجبى است، ودر هر صورت بايد بر طبق وصيت عمل شود.

[ 92 ]

228 س - كسى كه به قصد حج مستحبى، عمره تمتع براى خود بجا آورده، آنگاه در مكه اجير شده، و مجددا به ميقات ادنى الحل برگشته، وسپس عمره وحج تمتع را به نيابت از شخص متوفى بجا آورده است، تكليف او چيست؟ ج - اجاره باطل، وحج او نيز مجزى از حج منوب عنه نيست بنابر احتياط واجب. 229 س - كسىكه براى حج تمتع استحبابى به مكه رفته، وعمره تمتع را انجام داده، واز روى جهل به مسأله براى حج تمتع ميقاتى در مكه اجير شده، وبه ميقات رفته، و براى عمره تمتع محرم شده، وبه مكه آمده، واعمال عمره را انجام داده، سپس مسأله را فهميده، معلوم است كه حج ميقاتى صحيح نيست، بفرماييد نسبت به اعمال خود چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - احرام او براى عمره حج ميقاتى درست نبوده، و بايد بقيه اعمال خود را بجا آورد، يعنى در مكه براى حج محرم شود، و به عرفات برود، و مناسك را انجام دهد، و حج تمتعش صحيح است. 230 س - عمره و حج به نيابت حضرت حجة بن الحسن (عليهما السلام) با آن كه آن حضرت در مراسم حج شركت دارند، صحيح است يا خير؟ ج - جواز آن بعيد نيست.

[ 93 ]

231 س - شخص مستطيع كه حج بر او مستقر شده فوت نموده، ووصيت كرده كه شخص معينى كه امسال اجير ديگرى است سال بعد از طرف او نيابتا به حج برود، وحال آن كه ممكن است امسال شخص ديگرى از او نيابت نمايد، ونيز محتمل است سال آينده موانعى ايجاد شود كه نتوان استيجار كرد، در اين صورت مطابق وصيت، بايد شخص معين نايب شود، ويا امسال به ديگرى رجوع نمايند؟ ج - ظاهر اين است كه عمل به اين وصيت مشروع نيست، و واجب است با تمكن فورا نايب بگيرند. 232 س - شخصى از ايران حركت مىكند كه براى خود، يا به نيابت از ديگرى حجة الاسلام بجا آورد، حال مىخواهد كه قبل از حج براى خود يا ديگرى عمره مفرده بجا آورده، وبعد بر گردد به مدينه واحرام حج ببندد، بفرماييد كه اين عمل جائز است يا نه؟ واگر چنين كرد حج از ذمه خود او ويا از ذمه منوب عنه ساقط مىشود يا نه؟ ج - كسى كه حج واجب خود را بجا نياورده جايز نيست در ايام حج، عمره مفرده بجا آورد، وهم چنين كسى كه نايب حج بلدى است، جايز نيست عمره مفرده را قبل از اعمال حج بجا آورد، ودر صورتى كه قبل از حج بجا آورد عمره مفرده او باطل است

[ 94 ]

ولكن حج صحيح است، واز ذمه او يا منوب عنه ساقط مىشود. بلى اگر نايب حج بلدى بوده، استحقاق اجرت ندارد. ولى اگر براى حج ميقاتى اجير شده باشد، استحقاق اجرت دارد، وعمره مفرده او هم صحيح است. 233 س - اگر كسى كه نيابت از ديگرى گرفته وبه حج آمده، از بعض اعمال از قبل معذور است، يعنى عذر او طارى نيست، آيا مىتواند در اين اعمال نايب بگيرد؟ وآيا مىتواند پول نيابت را به ديگرى بدهد كه اصل حج را بجا آورد؟ ج - نمىتواند نايب بگيرد، و بدون اذن موجر جايز نيست شخص ديگرى را اجير كند. 234 س - آيا عمره مفرده يا طواف استحبابى را مىتوانيم به نيابت از چند نفر انجام دهيم، ودر اعمال آن - از جمله طواف نساء - نيت همه بايد بشود، يا نيت بعضى كافى است؟ ج - بلى مىتوانند، و بايد در اعمال تمام افراد را در نيت داشته باشد. 235 س - افرادى كه هر سال به حج مىروند - از قبيل خدمه كاروانها - در محل خود از كسى نيابت قبول مىكنند، ولى در ميقات بر اثر اشتغال زياد از نيابت غافل و محروم مىشوند، بعد كه متوجه شدند دوباره نيت نيابت مىكنند، آيا حج نيابتى آنان درست است، يا حج براى خودشان حساب مىشود؟

[ 95 ]

ج - با فرض آن كه مستطيع نبوده، و از قبل اجير براى انجام حج شده است، نيت احرام براى خود او منعقد نشده است، ودر صورتى كه مجددا به نيت منوب عنه محرم شده است، حج نيابى او صحيح است. 236 س - شخصى در ميقات براى خودش محرم مىشود، وتلبيه مىگويد، بعد به فكر مىافتد كه چون خودش حج واجب را در سالهاى گذشته بجا آورده، براى پدر يا مادر يا يكى از خويشاوندان ديگرش حج تبرعى بجا آورد، آيا مىشود از نيت عدول كند، ودوباره به نيت شخص مورد نظر محرم شود يا خير؟ ج - بايد طبق احرامى كه براى خود بسته حج را تمام كند، ورفع يد از آن جايز نيست، وعدول از نيت صحيح نيست. 237 س - نايبى در احرام عمره تمتع بعد از اين كه وارد مكه شد، شك مىكند كه نيت نيابت كرده يا نه، آيا بايد به ميقات برگردد ومجددا به نيابت محرم شود، يا اصلا حج براى خودش حساب مىشود، وديگر نمىتواند نايب باشد؟ ج - در صورتى كه فعلا خود را نايب مىداند، وشك در نيت احرام گذشته خود دارد وظيفه او حمل به صحت است، وبه عنوان نيابت بقيه اعمال را بجا آورد.

[ 96 ]

238 س - هر گاه كسى مريض شود، به طورى كه بعد از احرام عمره قادر به انجام اعمال نباشد، آيا كسى كه براى عمره تمتع مستحبى محرم شده، وعمره را انجام داده است، مىتواند در حج نايب او شود يا خير؟ ج - شخص مذكور نمىتواند نايب شود، وشخص مريض بايد به وظيفه خود عمل نمايد. 239 س - شخصى به عنوان نيابت در مسجد شجره محرم شده، وبه مكه آمده، در مكه فهميد كه خودش مستطيع بوده است آيا بايد اعمال عمره را به قصد خود بجا آورد، يا به قصد نيابت، واگر بايد حج را به قصد خود بجا آورد نسبت به حج نيابى چه وظيفه دارد، وآيا مىتواند براى آن نايب بگيرد يا نه؟ ج - احرام او باطل است، وبايد به ميقات برگردد، وبراى خود محرم شود، ودر صورتى كه از طرف صاحبان وجه مجاز باشد براى حج منوب عنه خود، نايب ديگرى بگيرد. 240 س - شخصى تمام اختيارات اموال پدرش را دارد، وپدر نمىتواند بالمباشره حج را بجا آورد، پسر بدون تذكر دادن به پدر شخصى را اجير براى حج پدر نموده، و خودش هم براى حج خود مشرف شده، در اين فرض آيا حج اجير براى حج پدر مجزى است يا خير؟ و هر گاه در مدينه تصميم بگيرد كه آنچه را از مال پدر به اجير داده است با پدر حساب نكند واز مال خودش باشد، رفع اشكال مىشود يا نه؟

[ 97 ]

ج - اجير گرفتن براى پدر از مال او بدون اطلاع پدر صحيح نيست، بلى در صورتى كه مبلغ اجاره را از مال خود تبرعا بيردازد، در فرض سؤال كه پدر عاجز از انجام حج است مانعى ندارد، ومجزى از حجة الاسلام پدر مىباشد. 241 س - شخصى وصيت كرده كه فلان قسمت از ملك مرا بفروشيد، ودو حج جهت خودم وپدرم خريدارى كنيد واكنون ملك مورد وصيت زائد بر قيمت دو حج است، آيا مبلغ زيادى را واجب است در امور خيريه ديگر مانند نماز وروزه مصرف كنند، يا به ورثه بر مىگردد، با اين كه تمام ملك مورد وصيت، از ثلث مالش بيشتر نيست؟ ج - در اين صورت ممكن است بر كيفيت حج بيفزايند، مثل اين كه شرط كنند بعض مستحبات انجام داده شود، يا شخصى را كه عالم تر به مسائل واحكام باشد استيجار نمايند، واگر باز هم زياد آمد ملك ورثه است. 242 س - نايب چند ماه قبل از حج به بلد منوب عنه مىرود، وبه عنوان نيابت حج حركت مىكند، وبه وطن خودش يا محل ديگرى مىرود، و در ماه ذيحجه كه عازم حج مىشود، ديگر به بلد منوب عنه نمىرود، كافى است يا نه؟ وچه وقت بايد برود؟ ج - در فرض مذكور كافى است.

[ 98 ]

243 س - كسى كه حج نيابى انجام مىدهد، اگر در قربانى شخص ثالثى را وكيل كرد، ذابح چكونه نيت كند؟ آيا بايد نيت كند كه به وكالت از ميت قربانى مىكنم، يا بايد نيت وكالت از نايب ميت كند؟ در هر صورت آيا بايد نام ميت را هم ببرد؟ ج - ذابح نيت كند: ذبح مىنمايم اين گوسفند را براى آنچه در ذمه موكل من است قربة إلى الله واگر نام ميت را هم ذكر كند بهتر است. 244 س - كسى كه براى حج اجير مىشود، اگر شرط كند كه مثلا براى طواف نساء يا يك عمل ديگرى كه نيابت بردار است نايب مىگيرم، آيا اين شرط نافذ است، و مىتواند عمل نمايد يا نه؟ ج - اجير مىتواند براى ذبح قربانى نايب بگيرد، لكن در ساير اعمال اجير بايد شخصا اعمال را بجاى آورد، واگر كسى از اول معذور از مباشرت باشد، استنابه او خلاف احتياط است، وشرط مذكور نافذ نيست، وموجب بطلان اجاره است. 245 س - در مناسك آمده است كه معذور نمىتواند نايب شود، معذور به چه كسى گفته مىشود؟ لطفا حد آن را معين كنيد، مثلا كسى كه نمىتواند نماز طواف را صحيح بخواند، يا نمىتواند خودش رمى جمرات كند، و يا نمىتواند قربانى نمايد، و يا نمىتواند يكى ديگر از واجبات حج را اعم از اركان و غير اركان انجام دهد، معذور است يا خير؟

[ 99 ]

ج - در قربانى مباشرت شرط نيست، ونايب هم مىتواند ديگرى را در قربانى وكيل نمايد، ولى كسى كه از مثل نماز طواف ورمى جمرات معذور باشد، احتياط آن است كه نايب نشود، واستنابه او خلاف احتياط است. 246 س - نايبى كه در وقت قبول نيابت براى حج معذور نبوده است، وبعد از عقد اجاره در موقع عمل يا قبل از محرم شدن جزء معذورين شده، ودر هر عذرى كه پيش آمده طبق وظيفه معذورين رفتار نمود، آيا حج او از منوب عنه كافى است؟ وآيا نسبت به نحوه عذر فرقى هست يا نه؟ وآيا نسبت به اجرت استحقاق دارد يا ندارد؟ ج - اگر نايب قبل از احرام عذر نداشته، ولى بعد از محرم شدن عذرى براى او پيش آمده، وبه وظيفه معذور عمل كرده، حج او صحيح و كفايت از منوب عنه مىكند، ومستحق اجرت مىباشد. 247 س - خدمه‌اى كه از روى جهل به مسأله اجير شده‌اند، ووقوف اختيارى مشعر را درك نكرده‌اند، فعلا تكليفشان چيست، وهم چنين ساير معذورينى كه حج ناقص از اين قبيل انجام داده‌اند - تبرعا يا با اجرت -؟ ج - اگر عذر آنان طارى نبوده، صحت حج و كفايت آن از منوب عنه محل اشكال است.

[ 100 ]

248 س - كسانى كه مجاز هستند در شب عيد قربان بعد از درك اضطرارى مشعر به منى بروند، آيا همه آنان از ذوى الاعذار مىباشند، كه نيابت - ولو تبرعا - مورد اشكال است، يا نيست به بعضى استثناء شده است؟ ج - زنان از اين گروه مستثنى هستند. 249 س - كسى كه احتمال قوى عقلايى مىدهد كه نتواند اعمال را به نحو عادى انجام دهد، وممكن است حج تمتع را بدل به افراد كند، آيا مىتواند از حج واجب نيابت كند؟ وهم چنين اگر يقين داشته باشد كه حج تمتع او بدل به افراد مىشود حكم او چيست و آيا زنها كه معمولا يكى از دو فرض گذشته در باره آنها پيش مىآيد حكمشان با ديگران يكى است ويا فرق دارد؟ ج - در فرض سؤال احوط ترك نيابت است. 250 س - آيا معذورين از ائمه اطهار وانبياء و يا علماء ماضين ويا پدر ومادر تبرعا مىتوانند نيابتا حج بجا آورند؟ ج - اگر تبرع از حج استحبابى باشد، صحت آن بعيد نيست.

[ 101 ]

251 س - شخصى چند سال قبل مستطيع بوده، وحج نرفته، ونزد چند نفر ظاهر الصلاح اقرار نموده: قدرت بدنى ندارم كه به حج مشرف شود ونا اميد هستم كه بعدا بتوانم حج نمايم، لذا شخصى را اجير مىنمايد كه از طرف او حج كند، و مبلغى تعيين مىكند وصيغه اجاره بين آنها جارى مىشود، واجير تمام مبلغ را در تصرف مىگيرد، ومخارجى كه مقدمه گذرنامه وغيره است مىنمايد، بعد از چند روز زيدى به منوب عنه مىگويد: برو ادعا كن كه خودم حج مىروم، در صورتى كه از نقاهت بدنى كه داشته در سال گذشته نتوانسته به حج مشرف شود، آيا اين صيغه فسخ مىشود يا خير؟ وتكليف نايب در باره مخارجى كه نموده چيست؟ ج - در فرض سؤال اگر براى حجة الاسلام اجير شده، وبعد معلوم شود كه منوب عنه متمكن از انجام حج شده، اجاره باطل است، ومقدارى كه اجير به امر مستأجر خرج كرده، اجير ضامن نيست، واگر براى مطلق حج اجير شده - اعم از حجة الاسلام و غيره - و اختيار فسخ براى مستأجر قرار نداده باشند، اجاره لازم است، و منوب عنه نمىتواند فسخ كند، واجير بايد عمل را انجام دهد.

[ 102 ]

252 س - شخصى كه قرائت ويا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، آيا جايز است كه نيابت حج را قبول نمايد، وبعد از اين كه خودش نماز طواف را خواند، ديگرى را نيز براى نماز نايب كند يا نه؟ و بر فرض عدم جواز چون جاهل به مسأله بوده، وچنين كارى كرده، تكليفش چيست؟ ج - استيجار چنين شخصى خلاف احتياط است، ودر فرض دوم هم احوط اين است كه از مستأجر استرضا كند، ويا وجه را مسترد دارد. 253 س - شخصى كه قرائت و يا اذكار واجبه نمازش صحيح نيست، لكن فكر مىكرده است كه تصحيح نماز كار سهلى است، ودر فرصتى كه قبل از حج دارد مىتواند قرائت نمازش را اصلاح نمايد، در هر صورت با اين گمان ويا با سهل انگارى نسبت به تكليف خود، در ميقات به عنوان نيابت محرم شده است، ولى وقت انجام نماز طواف هر چه سعى شده ولو با تلقين نتوانسته است نمازش را صحيح بخواند. بفرماييد فعلا كه در مكه است تكليف او چيست؟ آيا به طور قطع مقدارى را كه به نيابت انجام داده باطل است، واگر چنين است وظيفه بعدى او چيست، آيا واجب است به ميقات ويا ادنى الحل برگردد، وبراى خودش - اگر چه به عنوان حج استحبابى - محرم شود، وبدين وسيله جبران ورود به حرم را كه

[ 103 ]

بدون احرام صحيح انجام داده است بنمايد، و يا چنين كارى وجوب ندارد، ولى مىتواند چنين كند؟ و يا با آن كه نبايد به آن حج اكتفاء شود، بايد احتياطا آن اعمال را با همان نيت قبلى ادامه دهد، ودر مواردى كه مثل نماز طواف پيش مىآيد، هم خودش تا حدى كه مىتواند بخواند، وهم احتياطا نايب بگيرد؟ و يا آن كه وظيفه‌اش اين است كه احتياطا به ميقات بر گردد، و براى عمره تمتع به نيت خود محرم شود، واعمال عمره تمتع را انجام دهد، ولى براى حج تمتع نيت مافى الذمه كند، كه اگر عمره تمتع اول صحيح است اين حج مكمل آن باشد، واگر عمره تمتع دوم كه براى خود انجام داده صحيح است باز اين حج بتواند آن را تكميل نمايد؟ ج - در فرض سؤال صحت عمره مذكور براى منوب عنه محل اشكال است، بنابر احتياط به قصد منوب عنه محرم به احرام حج شود، واعمال را به جاى آورد، و نسبت به اجرت مصالحه نمايند و بنابر احتياط واجب حج ديگرى براى منوب عنه استيجار نمايند. 254 س - زن و يا مردى كه روز دهم ويازدهم ودوازدهم قادر به رمى جمرات نيست، ولى مىتواند شبها رمى جمره نمايد، ويا در روز سيزدهم قضاى هر سه روز را بجاى آورد، آيا مىتواند نيابت كند يا خير؟ ودر صورت امكان آيا همه صور مذكوره يكسانند ويا آن كه فرق دارند؟ ج - نمىتواند نيابت كند.

[ 104 ]

255 س - در سالهاى اخير به طور معمول ذبح در منى ممكن نيست، آيا لازم است نايب خود را به زحمت انداخته، واز طرق غير معمول كارى كند كه ذبح در منى انجام گيرد، ويا لزومى ندارد، ودر صورتى كه اين كار را نكرد، حكم او چيست؟ ج - با عدم تمكن از ذبح در منى، ذبح در مسلخ‌هاى موجود كافى است. 256 س - نايبى كه بيتوته در مشعر ومنى را انجام نداده، ويا نتوانسته انجام دهد، حكمش چيست؟ ج - اگر معذور وعذرش طارى بوده، حج او صحيح، ومجزى از منوب عنه مىباشد، و در غير اين صورت نيابت او محل اشكال است. 257 س - اگر فرزند ويا شخص ديگرى كه وصيت شده است به حج برود مستطيع باشد، آيا با توجه به اين كه حج واجب فورى است، اين وصيت باطل است، وبايد هر چه زودتر ديگرى را استيجار نمايند، ويا آن كه بايد صبر كنند كه او حجة الاسلام خود را انجام داده، وپس از آن حج نيابتى را كه وصيت شده است انجام دهد؟ ج - تأخير جايز نيست وبايد شخص ديگرى را اجير كنند.

[ 105 ]

258 س - شخصى پس از حصول استطاعت كارهاى سفر حج را انجام داده، ولى در جده و يا قبل از احرام مبتلى به جنون شده است، وچون از صحت او نا اميد شده‌اند او را به ايران اعزام كرده‌اند، اگر جنون او طولانى شود وظيفه چيست؟ آيا مىتوانند براى او نايب بگيرند، يا خير؟ ج - در مورد سؤال چنانچه سال اول استطاعت او بوده، فعلا چيزى بر او نيست، پس اگر افاقه حاصل شد، واستطاعت مالى باقى بود، بايد حج را انجام دهد، والا لازم نيست. و اگر حج قبلا بر او مستقر بوده، در صورت بهبودى خود او بجاى آورد و چنانچه با همان حال از دنيا برود، بايد جهت او حج استيجار شود.

[ 106 ]

حج استحبابى مسأله 259 - براى كسى كه استطاعت براى حج ندارد يا حجة الاسلام خود را بجاى آورده است انجام حج مستحب است، وترك آن در پنج سال متوالى كراهت دارد، وتكرار آن در هر سال مطلوب است، اگر چه موجب استقراض شود در صورتى كه قدرت بر پرداخت آن داشته باشد. مسأله 260 - نيت بازگشت به مكه براى كسى كه از مكه خارج مىشود مستحب است و در خبر آمده است كه نيت بازگشت موجب طول عمر ونيت عدم بازگشت موجب كوتاهى عمر مىگردد. مسأله 261 - مستحب است انسان تبرعا براى بستگان و ساير برادران ايمانى كه در مكه نيستند ويا از انجام اعمال معذورند حج ويا عمره مفرده ويا طواف مستقل بجاى آورد.

[ 107 ]

مسأله 262 - انجام حج وعمره مفرده وطواف مستقل به نيابت از ائمه معصومين و حضرت حجة ابن الحسن العسكرى (صلوات الله عليهم اجمعين) مستحب است. مسأله 263 - فرستادن افراد غير مستطيع به حج مستحب است، حتى جايز است از سهم سبيل الله به فقير زكوة داده شود تا براى حج استطاعت پيدا كند. بلكه از ديگر سهم‌هاى زكوة نيز مىتوان يكجا به او پرداخت تا مستطيع شود. مسأله 264 - انجام حج مستحبى افضل از آن است كه پول آن را صدقه بدهند. مسأله 265 - در حج مستحبى اجازة پدر وزوج لازم است. مسأله 266 - شخصى مىتواند به حج استحبابى برود كه حج واجب بر عهده او نباشد. 267 - اهداء ثواب حج قبل از عمل ودر حين عمل وپس از آن براى غير، صحيح است. مسأله 268 - كسى كه مالى براى رفتن به حج ندارد مستحب است حتى با اجير شدن به مكه برود، ودر روايت آمده است كه نه سهم از ثواب حج به اجير داده مىشود، ويك سهم آن به منوب عنه مىرسد.

[ 108 ]

احكام عمره عمره نيز مانند حج به واجب بالإصاله وبالعرض ومندوب تقسيم مىگردد. مسأله 269 - عمره بر كسانى كه مستطيع بوده واهل مكه هستند، ويا فاصله منزلشان تا مكه كمتر از شانزده فرسخ مىباشد در طول عمر يكبار واجب است، وبراى كسانى كه استطاعت براى حج تمتع پيدا مىكنند نيز عمره تمتع وجوب دارد، وبراى كسانى كه وظيفه شان حج إفراد وقران است در صورت تمكن عمره مفرده واجب مىشود، و اگر فقط تمكن از حج افراد يا قران داشته باشند حج بر آنها واجب است، عمره مفرده واجب نيست، و هم چنين اگر فقط تمكن از عمره مفرده دارند عمره مفرده بر آنها واجب است، وحج إفراد ويا قران واجب نيست. مسأله 270 - عمره مانند حج قابل استيجار ونيابت است، وكليه شرايط مذكوره در نيابت واستيجار حج در مورد آن جارى است.

[ 109 ]

مسأله 271 - عمره با نذر وعهد و قسم و شرط در ضمن عقد لازم مانند نكاح واجاره ومصالحه واجب مىشود، و نيز با افساد عمره، عمره ديگر واجب مىگردد. مسأله 272 - عمره مفرده بر تمام كسانى كه قصد ورود به حرم را داشته باشند واجب مىشود، وعبور از ميقات بدون احرام جايز نيست، ولى كسانى كه به حج تمتع مىروند براى ورود به حرم بايد به عمره تمتع محرم گردند. مسأله 273 - براى كسانى كه قصد دخول در حرم ندارند، وپس از عبور از ميقات وقبل از دخول در حرم مراجعت مىنمايند، احرام از ميقات لازم نيست. مسأله 274 - براى كسى كه عمره به جاى آورده واز حرم خارج شده است در صورتى كه مجددا در همان ماه به مكه باز گردد محرم شدن واجب نيست. مسأله 275 - تكرار عمره مانند حج مستحب است واقوى عدم اعتبار فاصله بين دو عمره است وحتى تكرار عمره در يك روز هم جايز است.

[ 110 ]

اقسام حج حج سه قسم است: حج تمتع، حج قران، حج إفراد. حج تمتع، حجى است كه بر هر مكلف مستطيعى كه وطن او تا مكه مكرمه حدود هفتاد و هشت كيلو متر فاصله داشته باشد واجب است، وحج قران و حج إفراد بر أفراد مكلف مستطيعى واجب مىشود كه فاصله وطنشان تا مكه مكرمه كمتر از فاصله مذكوره باشد. مسأله 276 - كسى كه وظيفه‌اش در حجة الاسلام انجام حج تمتع است اگر حج قران ويا حج افراد انجام دهد از حجة الاسلام كفايت نمىكند، ولى در حج استحبابى و يا نذرى وحجى كه به وصيت واجب شده است اگر مقيد به قسم خاصى نباشند مكلف مىتواند هر يك از اقسام حج را انجام دهد، ولى بهتر آن است كه به صورت حج تمتع بجا آورد.

[ 111 ]

مسأله 277 - اگر مكلف دو وطن داشته باشد كه يكى كمتر از مسافت هفتاد وهشت كيلومتر، وديگرى بيشتر از مسافت مذكور با مكه فاصله داشته باشد، اگر در يكى از آن دو بيشتر مىماند بايد به وظيفه كسانى كه در آن وطن زندگى مىكنند عمل نمايد، واگر در هر دو وطن يكسان زندگى مىكند مخير بين انجام هر يك از سه قسم حج است، ولى بهتر آن است كه حج تمتع بجا آورد. مسأله 278 - كسى كه وطن او رأس هفتاد وهشت كيلومتر است بايد حج تمتع بجا آورد، وكسى كه شك دارد كه وطنش تا مكه هفتاد وهشت كيلو متر فاصله دارد يا خير، مىبايست به وسيله اهل خبره تحقيق كند.

[ 112 ]

مسائل متفرقه اقسام حج 279 - كسانى كه از هند وپاكستان به سعوديه مىآيند و در مكه معظمه مقيم مىشوند آيا حجشان تمتع است، يا وظيفه ديگرى دارند؟ ج - چنانچه به قصد مجاورت در مكه بمانند، وبعد از دو سال مستطيع شوند، حكم اهل مكه را پيدا مىكنند. 280 س - اگر شخصى در دو سال مجاورت خود در مكه، مستطيع شود، يا در وطن خود مستطيع شود بخواهد حجة الاسلام را بعد از دخول در سال چهارم مجاورت، انجام دهد آيا حج تمتع بجا آورد يا افراد؟ ج - در فرض سئوال كه استطاعت در بين دو سال مجاورت حاصل شده، واجب است حج تمتع بجا آورد، لكن اگر بعد از گذشتن دو سال حج را بجا آورد اولى مراعات احتياط است.

[ 113 ]

281 س - اگر در سال چهارم مجاورت خود در مكه مستطيع شود وقبل از اتيان حج واجب معرضا عن المجاوره، به وطن خود بر گردد، آيا حج مستقر در ذمه را تمتعا بجا آورد يا افرادا؟ ج - حج افراد بجا آورد. 282 س - اگر كسى در سال استطاعت به قصد استيطان در مكه بدون اعراض از وطن اصلى به مكه مشرف شود آيا حج تمتع انجام دهد يا افراد؟ ج - تمتع بجا آورد.

[ 114 ]

صورت اجمالى حج تمتع حج تمتع از دو قسمت تشكيل مىشود، كه به ترتيب عبارت است از: عمره تمتع وحج تمتع. عمره تمتع و آن داراى شش عمل است به اين ترتيب: 1 - نيت حج تمتع مىكند. 2 - از ميقات براى عمره تمتع محرم مىشود، وبه مكه مىآيد. 3 - به دور خانه خدا (كعبه) هفت شوط طواف مىكند. 4 - پشت مقام حضرت ابراهيم (عليه السلام) دو ركعت نماز طواف مىگزارد. 5 - هفت بار بين صفا ومروه سعى مىكند. 6 - كوتاه كردن مقدارى از مو ويا ناخن كه به آن تقصير گويند، و با اين عمل از احرام عمره تمتع خارج مىشود، وعمره تمتع به پايان رسيده، وتا زمانى كه براى حج دوباره محرم نشده است همه كارهايى كه به وسيله احرام بر او حرام شده بود، جز حلق (تراشيدن سر) حلال مىشود.

[ 115 ]

حج تمتع وآن سيزده عمل است. 1 - قبل از رفتن به عرفات براى انجام حج از مكه محرم مىشود، و واجب است اين احرام در وقتى انجام شود كه حاجى بتواند وقوف عرفات را از ظهر روز نهم درك نمايد، و بهتر آن است كه در روز ترويه كه روز هشتم ماه ذيحجه است محرم شود. 2 - به عرفات مىرود، و از ظهر روز نهم تا غروب آفتاب در آن محل وقوف مىنمايد. 3 - وبه مشعر مىرود، و لازم است كه از طلوع فجر تا طلوع آفتاب روز دهم در آنجا وقوف نمايد. 4 - وپس از آن كه به منى رفت، در روز دهم جمره عقبه را رمى مىنمايد. 5 - و پس از آن در منى قربانى مىكند. 6 - اگر حج اول او است در منى سر مىتراشد، وگر نه، مختار است كه با تقصير ويا حلق از احرام بيرون آيد، وبا اين عمل تمام تروك احرام جز بوى خوش واستمتاع از زنان بر او حلال مىشود. وصيد كردن نيز از جهت آن كه در حرم است بر او حرام است.

[ 116 ]

و پس از انجام اعمال روز دهم در منى، بهتر است هر چه زودتر به مكه بيايد، و اعمال مكه را انجام دهد، ومى تواند تا آخر ذيحجه آن را به تأخير بيندازد، اگر چه احوط آن است كه تأخير نياندازد. 7 - هفت شوط خانه خدا، كعبه را طواف مىنمايد. 8 - پس از طواف دو ركعت پشت مقام حضرت ابراهيم عليه السلام نماز طواف مىخواند. 9 - و هفت بار بين صفا ومروه سعى مىنمايد، وبا انجام آن بوى خوش نيز بر او حلال مىشود. 10 - پس از سعى به مسجد الحرام برگشته، وهفت شوط طواف نساء را بجا مىآورد. 11 - دو ركعت نماز طواف نساء مىخواند، وپس از آن استمتاع از زن بر او حلال مىشود. 12 - به منى ولو بعد از ثلث شب باز مىگردد، وبيتوته در منى در شب يازدهم و دوازدهم (و براى بعضى شب سيزدهم) را تدارك مىنمايد. 13 - رمى جمرات سه گانه را در روز يازدهم ودوازدهم (وبعضى روز سيزدهم نيز) انجام مىدهد، و با انجام همه اين اعمال حج او كامل مىشود، وان شاء الله ذمه او از حج تمتع فارغ خواهد شد.

[ 117 ]

شروط صحت حج تمتع شرايط صحت حج تمتع شش چيز است: 1 - نيت در وقت احرام از ميقات، وبه همين مقدار كفايت مىكند كه در حال احرام قصد انجام حج تمتع را به آنگونه كه در رساله موجود است، ويا راهنماى مطمئنى به او تعليم مىدهد داشته باشد. 2 - عمره تمتع وحج تمتع او در ماه‌هاى حج (شوال، ذيقعده وذيحجه) واقع شود. 3 - حج و عمره تمتع در يك سال واقع شود. 4 - انشاء احرام عمره تمتع (مگر در حال ضرورت) از ميقات باشد. 5 - انشاء احرام حج در صورت امكان از مكه باشد، بنابر اين با تمكن اگر عمدا از غير مكه محرم شود احرامش باطل است، و بايد به مكه بازگشته وتجديد احرام كند، وگرنه حج او باطل خواهد بود. 6 - عمره وحج تمتع به وسيله يك نفر وبراى يك نفر انجام گيرد، بنابر اين استيجار دو نفر، يكى براى انجام عمره، وديگرى

[ 118 ]

براى انجام حج جايز نيست، همان گونه كه براى شخص واحد جايز نيست كه عمره تمتع را براى يك نفر، وحج آن را براى ديگرى انجام دهد. صورت اجمالى حج إفراد حج إفراد داراى سيزده عمل است. 1 - نيت حج إفراد. 2 - كسى كه مكلف به چنين حجى است از ميقات ويا منزلش اگر نزديكتر از ميقات به مكه است، براى انجام حج إفراد محرم مىشود. 3 - وقوف در عرفات روز نهم ذيحجه از ظهر تا غروب آفتاب. 4 - وقوف به مشعر از طلوع فجر روز دهم تا طلوع آفتاب. 5 - رمى جمره عقبه روز دهم. 6 - اگر حج اول او است سر مىتراشد، و در غير اين صورت مخير بين حلق ويا تقصير است. 7 - طواف خانه خدا. 8 - دو ركعت نماز طواف پشت مقام حضرت ابراهيم (عليه السلام) 9 - سعى بين صفا ومروه. 10 - طواف نساء.

[ 119 ]

11 - نماز طواف نساء. 12 - بيتوته در منى در شب يازدهم و دوازدهم (و براى بعضى شب سيزدهم). 13 - رمى جمرات سه گانه در روز يازدهم ودوازدهم (وبراى بعضى روز سيزدهم) وبا انجام اين اعمال حج إفراد او به پايان مىرسد، و بايد پس از آن عمره مفرده را انجام دهد، واگر حج استحبابى ويا نذرى است انجام عمره مفرده ضرورت ندارد. شرايط صحت حج إفراد 1 - نيت در هنگام احرام. 2 - انعقاد احرام از ميقات، ويا از منزلش همان گونه كه گذشت. 3 - حج إفراد بايد در ماههاى حج انجام گيرد، وپس از آن عمره مفرده بجا آورد، كه انجام آن در تمام سال جايز است، اگر چه احتياط آن است كه پس از حج إفراد؟ عمره مفرده را هر چه زودتر انجام دهد. مسأله 283 - عدول از حج إفراد استحابى به عمره تمتع اگر براى خود شخص باشد جايز است، ولى عدول از حج إفراد به عمره مفرده براى اين كه بتواند پس از آن براى انجام حج تمتع نيابت كند جايز نيست.

[ 120 ]

صورت اجمالى عمره مفرده صورت عمره مفرده مانند عمره تمتع است، با اين تفاوت كه در عمره مفرده كسانى كه در مكه هستند از ادنى الحل مثل مسجد تنعيم مىتوانند محرم شوند، وپس از تقصير مىبايست طواف نساء ونماز طواف نساء را نيز انجام دهند. صورت اجمالى حج قران سوم از انواع حج، حج قران است، وكيفيت آن مانند حج إفراد است، وفرقى كه دارد اين است كه حاجى در حج قران، قربانى خود را هنگام احرام با خود مىآورد، وبر او لازم است كه همان حيوانى را كه به عنوان قربانى همراه آورده است قربانى نمايد، ولى حج إفراد قربانى ندارد. و در حج قران، حاجى مخير است بين اين كه احرام خود را با تلبيه ويا با اشعار حيوان و يا قلاده انداختن بر گردن آن، منعقد نمايد لكن اگر حيوانى را كه براى قربانى همراه آورده، گاو وگوسفند باشد فقط مىتواند دمپائى هايى را كه در آنها نماز مىگزارده است به گردن آن به شكل قلاده بيندازد، ولى اگر براى قربانى شتر همراه

[ 121 ]

آورده است مخير است كه به گردن آن دمپائىهاى (1) موقع نماز خود را قلاده نمايد، يا آن كه آنرا اشعار كند، بدين صورت كه كوهان شتر را از جانب راست بشكافد، وبا خون خود او آغشته سازد، وجمع بين هر دو عمل مستحب است، ونيز مستحب است در صورتى كه شتر براى قربانى همراه آورده است لبيك هاى واجب را نيز بگويد.


(1) مراد از دمپائىهايى كه در نماز همراه دارد، آن دمپائىهايى است كه در موقع نماز مانع از قرار گرفتن دو سر انگشت بزرگ پا روى زمين نباشد

[ 122 ]

كيفيت تفصيلى عمره تمتع واجبات عمره تمتع شش چيز است: 1 - نيت: هنگام شروع در اعمال حج تمتع شخص بايد قصد كند كه " حج تمتع را به جاى مىآورم وآغاز مىكنم به عمره تمتع كه جزئى از حج تمتع است قربة الى الله ". خطور نيت در دل كافى است، ولى در تمام اعمال عمره وحج مستحب است نيت را به زبان بياورد. 2 - احرام: احرام لازم است در ميقات انجام گيرد، از اين رو مقدمتا به بيان معناى ميقات و انواع آن ومعرفى مواقيت مىپردازيم:

[ 123 ]

ميقات ميقات در لغت به محلى كه در وقت معين در آن اجتماع مىكنند، و همچنين به زمان خاصى كه براى كار خاصى قرار داده مىشود، گفته شده است. بنابر اين ميقات احرام به دو نوع زمانى ومكانى تقسيم مىگردد. ميقات زمانى حج: به ميقات زمانى حج در قرآن مجيد با بيان " الحج اشهر معلومات " اشاره شده است كه به ماههاى شوال وذيقعده وذيحجه تفسير گرديده است. عمره مفرده در طول سال ممكن بوده، ووقت خاصى ندارد. ميقات مكانى حج: مواقيت مكانى حج مكان هاى خاصى است كه پيامبر گرامى اسلام آن را مشخص وتعيين فرموده است، وگذشتن از آن ويا محاذى آن بدون احرام براى حاج و معتمر جايز نيست وپيغمبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) شش مكان را به عنوان ميقات معين فرموده است. 1 - مسجد شجرة: كه (ذو الحليفه يا آبار على) هم ناميده مىشود، وآن ميقات اهل مدينه وكسانى است كه از طريق مدينه به مكه مشرف مىشوند و آن دور ترين ميقات نسبت به مكه است كه از مدينه تقريبا هفت كيلو متر فاصله دارد، وفاصله آن تا مكه

[ 124 ]

486 كيلومتر است. وميقاتى است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از آن براى رفتن به مكه محرم شدند، وبراى كسى كه قصد تشرف به مكه را دارد جايز نيست از مسجد شجره ويا محاذى (1) آن بدون احرام بگذرد، وتأخير احرام حتى تا جحفه كه ميقات بعدى است بدون ضرورت (مرض، ضعف و...) جايز نيست. مسأله 284 - اگر از طريقى عبور كند كه از مسجد شجره يا محاذى آن نگذرد، تأخير احرام تا ساير مواقيت جايز است. مسأله 285 - بر جنب وحائض جايز نيست داخل مسجد شجره بشوند، مگر آن كه از درى وارد واز درب ديگر خارج شوند، ودر حال حركت محرم شده وتلبيه گويند، و مىتوانند در خارج مسجد شجره با فاصله نزديك محرم شوند. مسأله 286 - در تمام مسجد شجره كه جديدا ساخته شده است احرام جايز است. مسأله 287 - كسى كه قصد دارد از مدينه منوره از طريق زمينى به جده رفته، و سپس به مكه برود واجب است در هنگام عبور از مسجد شجره محرم شود.


(1) محاذى شرعى ميقات مكانى است كه اگر انسان رو به قبله بايستد، ميقات بدون فاصله زياد در سمت راست يا چپ او قرار گيرد.

[ 125 ]

مسأله 288 - كسى كه در مدينه منوره است، وقصد دارد از طريق هوايى به جده رفته واز آنجا به مكه برود مىتواند از مدينه با نذر محرم شده، ودر صورت احساس ضرورت ومشقت وحرج با هواپيما به جده برود، وبراى استظلال در روز كفاره بپردازد، واگر شب باشد كفاره ندارد. 2 - وادى عقيق: وادى عقيق با فاصله تقريبى يكصد كيلو متر به مكه، ميقات كسانى است كه از طريق عراق ونجد به مكه مىآيند، ابتداى آن از طرف عراق " مسلخ " ووسط آن " غمرة " وآخر آن " ذات عرق " ناميده مىشود، واگر محل مسلخ را مىشناسد، افضل آن است كه از آنجا محرم شود، والا بنابر احتياط واجب تا زمانى كه علم به وصول به وادى عقيق پيدا مىكند بايد احرام را تأخير بيندازد، ولى نبايد تا ذات عرق احرام به تأخير افتد. مسأله 289 - اگر به جهت تقيه ناچار به احرام در ذات عرق شود چنانچه مىتواند قبل از ذات عرق جامه احرام بپوشد وتلبيه بگويد ومحرم شود، سپس به خاطر تقيه لباس‌هاى احرام را در آورده جامه هاى دوخته خود را بپوشد، واگر قادر بر انجام اين نحوه احرام نيست در لباسهاى خود محرم شود، ووقتى به ذات عرق رسيد آنها را بيرون بياورد، وبخاطر پوشيدن لباس دوخته فديه بدهد.

[ 126 ]

3 - قرن المنازل: وآن ميقات كسانى است كه از طريق طائف به مكه مىآيند. و فاصله آن تا مكه حدود 94 كيلو متر است. 4 - يلملم: كوهى از كوههاى تهامه است، وميقات كسانى است كه از طريق يمن به مكه مىآيند. وفاصله آن تا مكه حدود 84 كيلومتر است. 5 - جحفه: با فاصله حدود 156 كيلومتر از مكه، ميقات كسانى است كه از طريق شام و مصر به مكه مىآيند، ونيز افرادى كه از طرق ديگر آمده ولى به ميقاتى بر خورد نكرده‌اند، وافرادى كه از ميقاتى بدون احرام عبور نموده اند، وقادر به بازگشت به آن نيستند، كه در اين صورت احرام از جحفه بر آنان متعين مىشود. 6 - ادنى الحل: كه حدود حرم است، وميقات كسانى است كه در راه مكه از يكى از مواقيت ويا محاذى نزديك آنها عبور نكرده‌اند، ومتمكن از رفتن به مواقيت ديگر نيستند. مسأله 290 - كسانى كه با هواپيما وكشتى به جده مىآيند، وقصد تشرف مكه را دارند، جايز نيست از جده با نذر محرم شوند، زيرا جده بعد از ميقات است نه قبل از ميقات، ويافتن محاذات ميقات نيز در هواپيما ميسور نيست تا بتوان از آنجا محرم شد، بنابر اين لازم است به جحفه رفته، واز آنجا محرم شوند. مسأله 291 - كسانى كه منزلشان نزديكتر از مواقيت به مكه است ميقاتشان منزل آنهاست.

[ 127 ]

مسألة 292 - كسى كه احرام از ميقات را به جهت فراموشى، ويا ندانستن حكم وجوب احرام، ويا نشناختن ميقات ترك كرده است، و يا اين كه در هنگام عبور از ميقات قصد دخول مكه را نداشته، وسپس تصميم به انجام حج وياتشرف به مكه را گرفته است، واجب است در صورت تمكن به ميقات قبلى رجوع نمايد، اگر چه در مسير از ميقات ديگرى نيز عبور مىكند، و اگر متمكن نيست، از ميقات بعدى محرم شود، واگر ميقات ديگرى در مسير نيست به مقدارى كه مىتواند به طرف ميقات برگردد، واگر هيچيك از اين طرق ممكن نيست در همان محل محرم گردد. مسأله 293 - اگر شخصى كه در مسأله قبل ذكر شد، بدون احرام داخل حرم شده باشد، در صورت تمكن واجب است به ميقات يا به طرف آن مقدارى كه ممكن است برگردد، والا از حرم خارج شود، و در ادنى الحل محرم گردد، و اگر به اين مقدار نيز ممكن نباشد در همان محل محرم گردد، وعمره او صحيح است. مسأله 294 - عمره كسى كه احرام را تا پايان مناسك فراموش كرده است صحيح است، ونيز كسانى كه جاهل به حكم وجوب احرام بوده‌اند، ويا از مكانى غير محاذى ميقات به تو هم محاذات محرم شده‌اند، ويا به جهت ساير عذرها اصلا محرم نشده‌اند، عمره آنها صحيح است.

[ 128 ]

مسأله 295 - كسانى كه احرام را عمدا ترك كرده‌اند، واز رجوع به ميقات براى تدارك احرام متعذر هستند، سه گروهند: اول - كسانى كه فقط قصد مكه را دارند، ولى تصميم به انجام مناسك را ندارند، اين افراد به جهت ترك احرام و دخول مكه بدون احرام گناهكارند، وقضاء احرام بر آنان لازم نيست. دوم - كسانى كه قصد عمره مفرده داشته‌اند، احرام آنها از ادنى الحل كافى است، اگر چه به جهت عبور بدون احرام از ميقات معصيت كرده‌اند. سوم - كسانى كه قصد حج دارند كه بر اين گروه همان تكليفى است كه در مسأله قبل براى ناسى بيان شده، به اينگونه كه با تمكن به ميقات باز مىگردد، واز آنجا محرم مىشود، ويا از ميقات بعدى محرم شده وحج را به پايان مىرساند، واگر ميقات ديگرى در پيش نيست اقوى بطلان عمره و حج او است، اگر چه احتياط مستحب آنست كه از ادنى الحل محرم شود وحج بجاى آورد، واگر مستطيع بوده در سال آينده حج را قضا نمايد. مسأله 296 - كسى كه بدون نذر شرعى قبل از ميقات محرم شده باشد حكمش حكم تارك احرام است، كه بايد در ميقات يا محاذى آن مجددا محرم شود، ودخول حرم و انجام مناسك بدون احرام جديد برايش جايز نيست.

[ 129 ]

مسأله 297 - ورود به مكه مكرمه ونيز ورود به حرم اگر چه قصد دخول به مكه را نداشته باشد جز با احرام صحيح از ميقات جايز نيست. مسأله 298 - براى كسى كه مرتبا به جهت شغلى كه دارد به مكه مكرمه رفت وآمد مىكند، مثل هيزم شكن ويا راننده، دخول بدون احرام جايز است. مسأله 299 - كسى كه با احرام صحيح داخل مكه گرديده و سپس خارج شده است، اگر قبل از گذشتن يك ماه (سى روز) از محل شدن، قصد رجوع داشته باشد، احرام جديد لازم نيست. مسأله 300 - احرام قبل از ميقات جايز نيست، مگر آن كه نذر كند كه قبل از ميقات محرم شود، يا قصد عمره مفرده در ماه رجب را كرده وخوف داشته باشد كه اگر احرام را تا ميقات تأخير بيندازد موفق به احرام در ماه رجب نخواهد شد، و در اين دو صورت احتياط مستحب است كه در هنگام عبور از ميقات تلبيه را تجديد كند.

[ 130 ]

مسائل متفرقه ميقات 301 س - شخصى در غير اشهر حج با احرام عمره مفرده، وارد مكه شد، واعمال عمره مفرده را بجا آورد، ودر مكه ماند تا ايام حج، آيا براى احرام عمره تمتع مىتواند از تنعيم محرم شود، يا بايد به يكى از مواقيت برود؟ ج - بايد به يكى از مواقيت پنجگانه برود، و از آنجا محرم شود. 302 س - كسى كه براى عمره مفرده عازم مكه است، آيا جايز است كه از جده - با نذر يا بدون نذر - احرام ببندد؟ وبر فرض جواز، آيا جايز است از حديبيه و يا ادنى الحل احرام ببندد؟ صور مسأله را بيان فرماييد. ج - عبور از ميقات يا محاذى آن براى قاصد مكه، بدون احرام جايز نيست، هر چند بخواهد عمره مفرده بجا آورد، ولكن اگر معصيت نمود واز ادنى الحل كه ميقات عمره مفرده است محرم شد، عمره او صحيح است، و كسى كه عازم عمره مفرده است

[ 131 ]

جايز است قبل از رسيدن به ادنى الحل نذر كند ومحرم شود، خواه در جده باشد، ويا قبل از آن، و هم چنين است اگر عابر، قاصد مكه نبوده، وبعد از عبور از ميقات يا محاذى آن قصد نمايد به مكه مشرف شود جايز است با نذر از جده مثلا براى عمره مفرده محرم شود، واما اعمال حج واجب در مناسك مذكور است. 303 س - اگر كسى نذر احرام پيش از ميقات كرده باشد، وپيش از ميقات محرم شود، وبعد از ورود به جده وسائل حركت او به مدينه فراهم شود، آيا مىتواند محل شود، وبه مدينه برود، وبعد از آن از ميقات محرم شده، ووارد مكه شود؟ ج - انصراف از نيت احرام، سبب بيرون آمدن از احرام نمىشود، وبا آن كه احرام بسته، تجديد احرام بنحو جزم مشروع نمىباشد، بلى اگر بخواهد رجاءا در مسجد شجره تجديد نيت كند مانعى ندارد. 304 س - كسى كه در ميقات براى عمره تمتع، ويا در مكه براى حج، محرم شد اگر بى اختيار او را از ميقات يا از مكه بيرون ببرند وبرگردانند چه صورت دارد؟ ج - مانعى به نظر نمىرسد، لكن در عمره تمتع، احتياط آن است كه در مراجعت و مرور به ميقات يا محاذى آن، نيت وتلبيه را تكرار كند.

[ 132 ]

305 س - كسى كه عمره انجام داده، آيا جايز است براى او قبل از يك ماه، همه روزه از حدود ميقاتگاه خارج شود، وبدون احرام وارد مكه گردد يا نه؟ ج - مانعى ندارد، بلى بعد از عمره تمتع، خروج از مكه بدون احرام براى حج تمتع جايز نيست، لكن اگر نسيانا يا عصيانا خارج شد، قبل از يك ماه بدون احرام داخل مكه شود، وعمل حج را انجام دهد. 306 س - نظر به اين كه مسجد جحفه ومسجد تنعيم اخيرا تخريب و بازسازى شده، و وسعت يافته است، آيا حجاج يا معتمرين بايد حتما در حدود مسجد قبلى محرم شود، و يا محرم شدن در تمام مسجد فعلى معتبر است؟ ج - ميقات در جحفه خصوص مسجد نيست، واز هر جاى جحفه مىتوانند محرم شود، و هم چنين مسجد تنعيم خصوصيت ندارد، واحرام از ادنى الحل صحيح است، هر چند در مسجد نباشد. بنابر اين در صورت توسعه مسجد با صدق جحفه در اول، وادنى الحل در دوم، احرام اشكال ندارد. 307 س - شخصى كه قبل از اشهر حج ويا در اشهر حج محرم به احرام عمره مفرده شده است، و وارد مكه گرديده، واعمال را انجام داده، اكنون كه موقع حج رسيده مىخواهد براى حج تمتع به ميقات برود، و نمىگذارند، يا خوف دارد او را دستگير كنند، وظيفه‌اش چيست؟

[ 133 ]

ج - در فرض سئوال به ادنى الحل (ميقات عمره مفرده) برود، ومحرم به احرام عمره تمتع بشود، و تمام اعمال حج تمتع را انجام دهد، وسال بعد هم احتياطا حج تمتع را بجا آورد. 308 س - كسى كه وسائلش در جحفه مانده است، آيا مىتواند براى آوردن وسائل خود، از احرام خارج گردد، در حالى كه براى عمره تمتع محرم شده، و وارد حرم گرديده است؟ ج - مىتواند قبل از خروج از احرام عمره، برود ووسائل خود را بياورد، واگر اعمال عمره تمتع را انجام داده ومحل شده است، نمىتواند از مكه خارج شود، مگر در حال ضرورت، محرما به احرام حج على الاحوط. 309 س - كسى از جده محرم شده، واعمال عمره تمتع را انجام داده است، تكليف او چيست؟ ج - اگر از رفتن به ميقات معذور نبوده، ووقت براى انجام عمره تمتع هست، بايد به ميقات برود و محرم شود، وعمره تمتع را اعاده كند، واگر رفتن به ميقات ممكن نيست، به خارج حرم برود، واز آنجا محرم شود. واگر احرام از ميقات را عمدا ترك كرده، اقوى بطلان عمره وبنابر احتياط واجب اعاده حج تمتع در سال آينده است

[ 134 ]

310 س - آيا جايز است كسى كه به احرام عمره تمتع در يكى از ميقاتها محرم شده است به طرف خلاف مكه برود، وبعد از چند روز بيايد مكه، مثلا مسجد شجره به مدينه وبعد از همان راه يا راه ديگر به مكه برود؟ ج - مانع ندارد. 311 س - زن بدون اذن شوهرش نذر مىكند، وبا نذر محرم مىشود، آيا احرامش درست است؟ وچنانچه با همان احرام اعمالش را بجا آورده باشد چگونه است؟ ج - اگر قبل از ميقات محرم شده، احرام او صحيح نيست، اگر چه در صورتى كه بعد از تمام شدن حج فهميد عملش صحيح است، ولى اگر بعد از عمره متوجه شد، در صورتى صحيح است كه قابل جبران نباشد. ودر صورتى كه مىتواند بايد به ميقات برود واز آنجا محرم شود، واگر مىتواند به ميقات برود هر مقدار كه امكان دارد به طرف ميقات برود، والا از خارج حرم محرم شود. 312 س - آيا نذر احرام قبل از ميقات براى نايب هم جايز است؟ ج - اشكال ندارد. 313 س - هر گاه حائض يا جنب عصيانا وارد مسجد شجره شود، و مانند ديگران توقف نمايد، ومحرم شود، آيا احرام او صحيح است يا نه؟ ج - چنانچه قصد قربت از او متمشى شود، احرام صحيح است

[ 135 ]

314 س - جماعتى از راه طائف عازم مكه بودند، قبل از رسيدن به قرن المنازل آنان را از راه وادى عقيق فرستادند، واز راه قرن المنازل منع كردند، ولذا در وادى عقيق محرم شدند. آيا احرام آنان چه صورت دارد؟ ج - صحيح است. 315 س - آيا مراد از ادنى الحل كه در مواقيت فرموده‌ايد، ادنى الحل في كل جانب است كه با حدود حرم منطبق مىشود، وجعرانه ووادى نمره را شامل مىشود، و يا مراد فقط همان حدى است كه مسجد تنعيم در آن بنا شده است، ونزديكترين حل نسبت به كعبه محسوب مىشود؟ ج - ادنى الحل من كل جانب است، ومنحصر به مسجد تنعيم نيست. كيفيت نذر احرام كيفيت نذر احرام بدين گونه است كه شخص بگويد: " لله على إن أبقاني الله تعالى إلى مدة ساعة (مثلا) أن احرم من المكان الفلاني " براى خدا به عهده من باشد كه اگر تا يك ساعت ديگر " مثلا " زنده ماندم از فلان مكان محرم شوم. كه پس از گذشتن مدت تعيين شده احرام بر او واجب مىشود، وقبل از پايان وقت، احرام او از غير ميقات صحيح نيست.

[ 136 ]

ومى تواند اينگونه نيز نذر كند " لله على أن احرم من هنا " براى خدا به عهده من باشد كه از اين جا محرم شوم، وپس از نذر وجوبا از همان جا محرم مىشود. واجبات احرام وآن سه چيز است: اول - پوشيدن دو جامه احرام جامه احرام بايد دوخته نباشد، يكى مانند لنگ از ناف تا زانو را بپوشاند، وديگرى مانند عبا بدوش انداخته شود، وحداقل دو كتف را بپوشاند. مسأله 316 - زنها نيز در حال انعقاد احرام مىبايست دو جامه احرام دوخته نشده بپوشند اگر چه كندن لباس دوخته بر آنها واجب نيست، و جايز است پس از انعقاد احرام دو جامه احرام را كنار بگذارند. مسأله 317 - كندن لباسهاى دوخته حتى لباسهاى زير در حال انعقاد احرام براى مردها واجب است، ولى براى زنها واجب نيست. مسأله 318 - جامه احرام نبايد بقدرى نازك باشد كه حاكى از بشره باشد. مسأله 319 - جامه احرام بايد از چيزهايى باشد كه نماز در آن براى مردان صحيح است، پس در جامه متنجس (به نجاساتى كه

[ 137 ]

نماز در آنها معفو نيست)، وغير مأكول اللحم، و غصبى، وزربفت، وحرير نمىتوان محرم شد، وبنابر احتياط واجب زنها نيز در حال احرام از لباس طلا باف و حرير اگر چه غير جامه احرام باشد اجتناب نمايند. مسأله 320 - احتياط واجب آن است كه لباس احرام از پوست حيوانات حتى حيوانات مأكول اللحم نباشد. مسأله 321 - در لباس احرام شرط است كه از منسوجات بوده، ومانند لباسهاى نمدى نباشد. و هم چنين از اجناس جديد مثل پلاستيك ونايلون وامثال آن نباشد، ولى اگر از اجناس مذكور بافته شده باشد اشكال ندارد. مسأله 322 - قبل از انعقاد احرام مىبايست لباسهاى احرام را بپوشد، ونيت كند كه اين لباسها را براى انجام عمره تمتع ويا حج تمتع ويا... به جهت امتثال امر الهى مىپوشم. مسأله 323 - سنجاق زدن وگره زدن حوله احرام، وسنگ گذاشتن بين دو طرف حوله، به نحوى كه حوله به صورت يقه پيراهن در آيد جايز نيست، ونيز نبايد پارچه احرام را چاك داده ومانند پيراهن بپوشد، بلى قرار دادن سنگ كوچك، در جامه احرام براى آن كه آن را سنگين كرده، و ردا را حفظ نمايد مانعى ندارد. مسأله 324 - محرم مىتواند بر روى لباس‌هاى احرام چيز ديگرى كه واجد شرايط احرام باشد اضافه كند.

[ 138 ]

مسأله 325 - در حمام ويا اطاق وامثال آن، جايز است كه محرم لباسهاى احرام را از خود دور نمايد. مسأله 326 - اگر لباس احرام در بعض حالات احرام نجس شود، احوط و اولى آن است كه آن را عوض كند، ويا تطهير نمايد، بلكه احوط واولى آن است كه اگر محرم بدنش هم نجس شود، نجاست را از آن زايل نمايد. مسأله 327 - احرام بستن بدون داشتن وضو حتى در حال جنابت وحيض ونفاس صحيح است. دوم - نيت وآن اين كه قصد كند كه به خاطر امتثال امر الهى با پوشيدن جامه احرام، وگفتن لبيك هاى واجب (جهت عمره يا حج) محرم مىشوم، وبر خود اجتناب از جميع تروك احرام را واجب گرداند. مسأله 328 - اگر شخصى دو حج واجب به عهده او باشد (مثلا يكى به جهت استطاعت و ديگرى به خاطر نذر)، بايد در هنگام نيت، حجى را كه مىخواهد انجام دهد تعيين نمايد. سوم - تلبيه وآن گفتن لبيك‌هاى واجب است، كه احرام بدون آن منعقد

[ 139 ]

نمىشود. (مگر در حج قران كه احرام با تلبيه، يا اشعار وتقليد محقق مىشود، كه قبلا به آن اشاره شد). تلبيه واجب: براى انعقاد احرام گفتن لبيك‌هاى چهارگانه واجب است، به اين صورت كه بگويد: " لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ". و بنابر احتياط واجب اين جمله را نيز اضافه كند: " إن الحمد والنعمة لك والملك، لا شريك لك ". مسأله 329 - گفتن لبيك‌ها اگر صحيحا انجام شود، بيش از يكبار واجب نيست.

[ 140 ]

مسائل متفرقه احرام 330 س - كسىكه در مكه است اگر براى انجام كارى به جده رفت، آيا موقع برگشتن بايد محرم گردد، وبا احرام داخل حرم شود يا نه؟ واگر احرام لازم است، به چه نيت بايد محرم شود، وپس از دخول مكه چه كار بايد بكند؟ ج - شخص مذكور اگر معتمر به عمره تمتع بوده، تا حج را بجا نياورد، حرام است از مكه بيرون برود، مگر حاجت پيدا كند، و بيرون رفتن موجب فوت حج نشود، كه در اين صورت بايد محرم به احرام حج شود، واز مكه بيرون رود، وبعد از مراجعت به همان احرام، اعمال حج را بجا آورد. بلى اگر در خارج كارى داشته باشد، و رفتن به آنجا با احرام براى او حرج باشد، جايز است بدون احرام خارج شود، و در هر حال اگر جهلا يا عصيانا بدون احرام بيرون رفت، چنانچه مراجعتش در همان ماه باشد كه عمره اولى را

[ 141 ]

بجا آورده، همان عمره اول كافى است، وجايز نيست دوباره محرم شود به احرام عمره، واگر از عمره اول سى روز گذشته باشد، بايد در ميقات محرم به احرام عمره تمتع شود، وبعد از وارد شدن به مكه، عمره تمتع را انجام دهد، وعمره اول مفرده مىشود، وبعد محرم به احرام حج گردد، واگر فاصله كمتر از سى روز باشد، و در غير آن ماهى كه عمره اول را بجا آورده وارد شود، به احتياط واجب در ميقات محرم به احرام عمره تمتع شود، وبعد از انجام اعمال عمره، محرم به احرام حج شود، وكسى كه بعد از عمره تمتع بدون احرام از مكه خارج شده، و پس از گذشتن يك ماه يا بيشتر عصيانا يا جهلا يا نسيانا بدون احرام وارد مكه شده، همان عمره اول را كه انجام داده عمره تمتع محسوب مىشود، واگر بعد از حج بيرون رفت، وخواست مراجعت به مكه نمايد، اگر در همان ماهى كه احرام بسته مراجعت كرد احرام لازم نيست، واگر از احرام سابق سى روز گذشته، بايد محرم شود به احرام عمره مفرده، واگر فاصله كمتر از سى روز باشد، ودر غير آن ماهى كه احرام سابق را بسته بخواهد مكه برود احتياط واجب آن است كه محرم شود به احرام عمره مفرده، وپس از دخول مكه، اعمال عمره مفرده را بجا آورد.

[ 142 ]

331 س - جوانى پس از احرام و ورود به مكه، مجنون مىشود، وجنون او ادوارى است، البته چنين شخصى براى سالهاى آينده اگر افاقه پيدا كرد، واستطاعت باقى بود، حكمش معلوم، ولى در همان سال كه جنون عارض شده، آيا حكم موت را دارد، و يا حكم مصدود و محصور را؟ ج - در فرض سئوال، شخص مزبور به حال احرام باقى است، و اگر بعد از گذشتن ايام حج افاقه پيدا كرد، بايد به اعمال عمره مفرده محل شود، و اگر حج بر او مستقر بوده، واجب است بعد از افاقه بجا آورد، ودر صورت استقرار حج و ادامه جنون تا زمان موت، بر ورثه لازم است از تركه او حجش را بجا آورند. 332 س - اگر به واسطه عذرى مثل مرض نتواند لباس دوخته خود را بكند، ولباس احرام بپوشد، چه وظيفه اى دارد؟ ج - بايد در ميقات يا محاذات آن نيت عمره و يا حج كند، و لبيك بگويد، و كافى است، و هر وقت عذرش بر طرف شد جامه دوخته را بكند، واگر لباس احرام نپوشيده بپوشد، ولازم نيست به ميقات بر گردد، ولى براى پوشيدن لباس دوخته بايد يك گوسفند قربانى كند. 333 س - كسى كه با احرام عمره تمتع وارد جده شد، و چون وسيله يافت، احرام را بهم زد، وبه مدينه منوره رفت، كه در مراجعت از مسجد شجره محرم شود، حكمش چيست؟

[ 143 ]

ج - شخص مذكور اگر احرام اول او صحيح بوده، تا اعمال عمره را تمام نكند از احرام بيرون نمىرود، اگر چه قصد بهم زدن آنرا كرده باشد، وبايد با همان احرام عمره را تمام كند، و تجديد احرام بعد از برگشتن از مدينه، لازم نيست. بلى اگر رجاءا بخواهد در مسجد شجره تجديد احرام كند مانعى ندارد، ولى لازم نيست، و اگر به گمان اين كه احرامش بهم خورده، مرتكب يكى از محرمات شود، حكم آن در كفارات محرمات احرام گفته شده است. 334 س - بعضى از مديران كاروان حج، يا بعض كارمندانى كه سالهاى زياد به حج مشرف مىشوند، وحج واجب خود را انجام داده‌اند، در بعضى از سالها اگر چه در اشهر حج باشد فقط يك عمره مفرده بجا مىآورند ومحل مىشوند، وبه منظور سهولت رسيدگى به حجاج براى رفتن به عرفات هم محرم نمىشوند، آيا اشكالى دارد يا خير؟ ج - در فرض سئوال كه واجبى در ذمه آنها نيست، بعد از بجا آوردن عمره مفرده جايز است از مكه خارج گردند، وتا يك ماه بعد جايز است بدون احرام داخل مكه شوند. 335 س - معنى نية الاحرام هو توطين النفس على ترك المحرمات، فعليه ان الشخص الذى يحرم من بلده قبل الميقات بالنذر، وهو يعلم انه يسافر بالطائرة (تحت الظل)، فهل ينعقد نذره فى هذه الصورة، ويصح احرامه أم لا؟

[ 144 ]

ج - الظاهر ان نية الاحرام لا يعتبر فيها العزم على ترك المحرمات، وتوطين النفس عليه، بل هو انشاء التحريم على نفسه، وهو لا ينافى العلم بارتكاب بعضها ولو مختارا، فعلى هذا ينعقد النذر ويصح الاحرام. 336 س - شخصى براى حج تمتع مشرف شد، در موقع احرام نمىدانست بايد براى عمره محرم شود، لذا نيت كرد كه احرام براى حج مىبندم، واعمال را طبق دستور عمره انجام داد، وتقصير كرد، ومحل شد، بعد گفت شايد عمره من صحيح نباشد، بعلت اين كه در موقع احرام عمره، نيت حج كرده، ودوباره در مسجد الحرام محرم شد، ونيت عمره كرد، ودوباره عمره تمتع بجا آورد، وبعد حج تمتع انجام داد، در اين صورت عمره اول چون نيت حج كرده، چه صورت دارد؟ واگر عمره اول باطل است، عمره دوم صحيح است يا نه؟ چون به ميقات نرفته، و از مكه خارج نشده، ومىدانست كه وقت بيرون رفتن را ندارد، وامكان داشت كه گم هم بشود. ج - در فرض سئوال اگر به نيت حج تمتع محرم شده، عمره اول او صحيح است. 337 س - كسى يك مرتبه به حج مشرف شده ولى مىگويد دلچسبم نيست مىخواهد دو مرتبه حج نمايد آيا نيت احتياط كند يا ما فى الذمة؟ ج - قصد ما فى الذمه نمايد.

[ 145 ]

338 س - حاج در حج تمتع يا عمره تمتع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات فهميد كه تلبيه او چه در عمره تمتع وچه در حج، صحيح نبوده، اكنون وظيفه او چيست؟ ج - در فرض سئوال كه از جهت نسيان يا جهل بوده، اگر قبل از اعمال عمره متوجه شود چنانچه ممكن است به ميقات بر گردد وبا تلبيه صحيح محرم شود، اگر ممكن نيست هر مقدار مىتواند به طرف ميقات برگردد ومحرم شود واگر آن هم ممكن نيست، در همانجا كه مىفهمد محرم شود و عمره او صحيح است، و هم چنين اگر بعد از اعمال عمره بفهمد عمره او صحيح است، و اگر در عرفات بفهمد و برگشتن ممكن باشد، بر گردد به مكه، وثانيا محرم شود و اگر ممكن نيست هر قدر مىتواند بطرف مكه برگردد ومحرم شود واگر آن نيز ممكن نيست در همان محل محرم شود و حج او صحيح است. 339 س - شخصى خيال كرده كه تلبيه، مختص به عمره است براى احرام حج، تلبيه نگفته وبدون تلبيه محرم شده وبه عرفات رفته واعمال را تا آخر انجام داده، بعدا فهميده كه بايد در احرام حج نيز تلبيه بگويد، تكليف او چيست؟ ج - در فرض سئوال كه بعد از اتمام اعمال فهميده كه تلبيه نگفته حج او صحيح است.

[ 146 ]

340 س - كسانى كه محرم به احرام عمره تمتع مىشوند وبعد وظيفه آنها حج إفراد مىشود، آيا بايد ثانيا به نيت حج إفراد تلبيه بگويند ومحرم شوند، يا خود بخود عمره مبدل به حج إفراد مىشود وتلبيه واحرام مجدد لازم نيست؟ - ثانيا تلبيه واحرام لازم نيست، بلكه با همان احرام وتلبيه‌اى كه براى عمره تمتع گفته با قصد حج إفراد، به عرفات مىرود. 341 س - بعد از محرم شدن وگفتن تلبيه، مىتواند به عنوان احتياط ثانيا تلبيه بگويد ومحرم شود يا خير؟ وآيا تكرار تلبيه مضر به حج او هست يا نه؟ ج - اگر احتمال عدم صحت تلبيه واحرام اول را بدهد رجاءا و احتياطا مانعى ندارد. 342 س - اگر زن تكبيرة الاحرام يا قرائت را در نماز، وتلبيه را در موقع محرم شدن بلند بگويد بطورى كه اجنبى بشنود جايز است يا نه؟ وبر فرض عدم جواز باطل است يا نه؟ ج - اگر باشنيدن اجنبى جهر به تلبيه كرده، احوط لزومى، اعاده است.

[ 147 ]

343 س - يك نفر از حجاج به كلى شنوايى خود را از دست داده، وزبان او هم لكنت دارد كه قادر به تكلم صحيح نيست، مسئولين وساير حجاج همراه به اين موضوع توجه نداشته‌اند، واين آقا بدون نيت و تلبيه وارد مكه شده است، تكليف او و همراهانش چيست؟ ج - بايد به ميقات بر گردد، وبا نيت وتلبيه محرم شود، هر چند با بردن همراه باشد، واگر نمىتواند به ميقات برود بايد در خارج حرم محرم شود، و اگر نمىتواند تلبيه را صحيح بگويد ولو با تلقين، احوط آن است كه به‌هر نحو مىتواند بگويد، وترجمه اش را نيز بگويد. 344 س - اگر كسى بداند در صورت صحيح نگفتن تلبيه محرم نمىشود، وتلبيه را غلط بگويد، واعمال حج را انجام دهد، آيا اعمالش صحيح است يا نه؟ ج - چنانچه از روى عمد بوده صحيح نيست، و اگر عمدى نبوده و از روى فراموشى يا ندانستن مسأله بوده، در فرض مرقوم صحت عمل بعيد نيست. 345 س - اگر كسى تلبيه را غلط بگويد، وبعد از وقوفين و قبل از اتمام اعمال حج فهميد كه صحيحا محرم نشده است، آيا وظيفه او نسبت به ساير اعمال، و همچنين عمره قبلى او چگونه است؟

[ 148 ]

ج - با فرض اين كه بعد از وقت جبران متوجه شده، بعيد نيست صحت عمل، لكن احوط عدم اكتفاء به اين حج است، واين احتياط ترك نشود. 346 س - ترجمه تلبيه " لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك " چيست؟ ج - ترجمه جمله مذكور چنين است: " خدايا دعوت تو را با كمال ميل اجابت مىكنم، با كمال ميل اجابت مىكنم دعوت تو را، اجابت مىكنم دعوت تو را با كمال ميل، شريكى نيست مر تو را، اجابت مىكنم با كمال ميل دعوت تو را، همانا ستايش ونعمت وملك براى تو است، شريكى براى تو نيست. واگر كلمه دعوت را هم نگويد (در مواردى كه بايد ترجمه را بگويد) كفايت مىكند. 347 س - اگر بعد از خروج از ميقات در بين راه متوجه شود كه تلبيه را نگفته، يا نيت نكرده، ويا به جهت ديگر احرامش درست نيست، وچنانچه بخواهد از همانجا به ميقات بر گردد ميسر نيست ولى اگر بيايد مكه امكان دارد برگردد، آيا مىتواند بيايد مكه وبه ميقات برگردد، يا بايد از همانجا محرم شود؟ ج - اگر مىتواند ولو از مكه به ميقات برگردد، براى عمل واجب نمىتواند از غير ميقات محرم شود، ولى براى دخول مكه از ادنى الحل به نيت عمره مفرده محرم شود، و بعد از اعمال آن، به يكى از مواقيت معروف برود، وبراى عمره تمتع احرام ببندد.

[ 149 ]

348 س - در غير حال طواف ونماز آن اگر جامه احرام يا بدن محرم نجس شود مثل نجس شدن بدن يا لباس در قربانگاه، آيا براى احرام او اشكال دارد يا نه؟ ج - براى احرام او اشكال ندارد؟ ولكن احوط آن است كه در صورت امكان، تطهير يا تبديل نمايد. 349 س - كس كه جهلا يا نسيانا در حال احرام تا مكه شورت را بيرون نياورد چه صورت دارد؟ ج - احرام، صحيح است وكفاره ندارد، بايد شورت را فورا از بدن بيرون كند. 350 س - مردى كه مىخواهد محرم شود اگر لباس دوخته را بيرون نياورد ولباس احرام را روى آن بپوشد، به احرامش ضرر مىزند يا نه؟ ج - بنابر احتياط بايد لباس را بكند ومحرم شود، تا قطع به صحت احرام نمايد. 351 س - اگر لباس احرام كوتاهتر از حد شرعى باشد، آيا احرام با آن محقق مىشود يا نه؟ ج - در صورت جهل، احرام محقق مىشود، ودر صورت عمد نيز تحقق آن بعيد نيست هر چند در ترك شرايط لباس احرام معصيت كرده است.

[ 150 ]

352 س - اگر جامه احرام را با پول خمس يا زكوة نداده خريده باشند، احرام در آن صحيح است يا خير؟ ج - اگر معامله به عين پول خمس يا زكات نداده انجام شده است، تصرف در آن بدون اذن از حاكم شرع يا مستحقين خمس و زكات جايز نيست. 353 س - لباس احرامى كه معلوم نيست از در آمد منبر است يا وجوهات شرعيه، آيا لازم است خمس آن را بدهد؟ ج - با فرض شك، لازم نيست، هر چند احتياط مطلوب است. 354 س - مردها معمولا براى احرام، يك حوله به عنوان لنگ به كمر مىبندند، و يكى هم بر روى شانه ها مىاندازند، ولى بعضى افراد براى اين كه موقع وزش باد و يا سوار شدن ماشين عورت آنان ظاهر نشود اضافه بر آن دو حوله، يك متر پارچه ندوخته از وسط پا عبور مىدهند به نحوى كه دو طرف پارچه از جلو وعقب زير حوله قرار مىگيرد، آيا اين عمل صحيح است، يا اشكال دارد؟ ج - اشكال ندارد. 355 س - زنى قبل از احرام براى عمره تمتع مىدانست كه عادت ماهانه او ده روز است، وقبل از احرام حج اعمال عمره تمتع را نمىتواند انجام دهد، معذلك، نيت عمره تمتع كرد، آيا در بر گرداندن نيت احرام عمره تمتع به حج إفراد بايد چه كند؟

[ 151 ]

ج - نيت را به حج إفراد بر گرداند واشكال ندارد، بلى با التفات به‌اينكه نمىتواند عمره تمتع را انجام دهد واگر انجام دهد صحيح نيست، اگر به نيت عمره تمتع محرم شود صحت اين احرام، بلكه حصول جد به آن، محل اشكال است. 356 س - وظيفه زنى كه مىداند طبق عادت موفق به انجام عمره تمتع قبل از حج نمىشود در وقت احرام چيست؟ آيا از اول نيت احرام براى حج إفراد كند، ويا نيت احرام براى عمره تمتع نمايد، وبعد در ضيق وقت به حج إفراد عدول نمايد؟ ج - چون علمى كه براى زن در اين موارد از طريق عادت حاصل مىشود، علم عادى است وامكان تخلف از آن وجود دارد، در وقت احرام قصد ما فى الذمه كند، و اگر از عادت ماهانه پاك شد عمره تمتع بجا آورد، واگر تا ضيق وقت پاك نشد حج إفراد بجاى آورد. 357 س - زنى كه مىداند با تأخير در تشرف به مكه امكان انجام اعمال عمره تمتع را از دست مىدهد، وظيفه او چيست؟ ج - در صورت تمكن بايد زودتر به مكه مشرف شود، و مبادرت به انجام عمره تمتع قبل از ايام عادت بنمايد، وچنانچه اقدام نكند معصيت كرده، وبا ضيق وقت بايد به نيت حج إفراد محرم شود، لكن احتياط واجب اعاده حج در سال آينده است.

[ 152 ]

358 س - اگر محرم، زير لباس احرام شالى به گردن بيندازد، وشال گردن را از زير بغل تا زير ناف چندين دور بپيچد، اين عمل از جهت شبيه بودن بلباس دوخته موجب فديه مىشود يا نه؟ ج - بستن شاله به گردن وسينه به نحوى كه ذكر شده جايز نيست، ولكن انداختن پارچه غير دوخته روى شانه نظير حول مانعى ندارد، وچنانچه به نحو مرقوم در سئوال، شال به گردن وسينه ببندد احتياط لازم، دادن كفاره است.

[ 153 ]

محرمات احرام محرمات احرام اعمالى هستند كه بر محرم واجب است كه آنها را ترك نمايد (1)، از اين رو بر كسى كه مىخواهد محرم شود علم به آنها (اگر چه به صورت اجمال) لازم است، وبه همين مقدار كه قصد داشته باشد طبق فتواى مرجع تقليدش در اين خصوص عمل نمايد كافى اس، ت وآن محرمات كه تروك احرام نيز ناميده مىشوند 25 چيز مىباشند.


(1) بعض از تروك احرام ذاتا حرام مىباشند، اگر چه شخص محرم نباشد، مثل استمناء، نگاه بالذت به نامحرم، فسوق، صيد در حرم و.... وبا محرم شدن حرمت آنها تشديد شده، و احيانا انجام آنها موجب كفاره مىشود، واگر گفته شده است حاجى پس از تقصير از احرام بيرون مىآيد وتروك احرام بر او حلال مىشود، حليت از جهت احرام است، اگر چه حرمت قبل از احرام به حال خود باقى است، وبعض از تروك احرام فقط در حال احرام حرام بوده، و در غير حال احرام هيچ گونه حرمتى ندارند مثل نگاه كردن در آينه، استعمال عطريات، سايه بر سر قرار دادن وپوشيدن چكمه وكفش وجوراب ولباس دوخته براى مردها، سرمه به چشم كشيدن و....

[ 154 ]

اول - صيد حيوان صحرايى ونگهدارى آن و كشتن وخوردن گوشت آن وهر نوع راهنمايى وهمراهى در صيد آن حرام است، چه حلال گوشت وچه حرام گوشت، پرنده يا غير پرنده، ودرندگانى كه محرم از ضرر رساندن آنان خائف باشد، يا پرندگان درنده‌اى كه به كبوتران حرم آزار برسانند، از اين حكم مستثنى هستند. مسأله 359 - اگر كسى حيوانى را در حال احرام صيد كند يا ذبح نمايد حكم ميته را دارد، و خوردن گوشت آن حرام ونماز با پوست آن نيز باطل است. مسأله 360 - صيد وكشتن حيوانات دريايى و نيز ذبح حيواناتى كه اهلى هستند، مثل مرغ، گاو وگوسفند جايز است، اگر چه بعدا وحشى شده باشند. مسأله 361 - ملخ جزو حيوانات صحرايى است وصيد وخوردن آن در حال احرام جايز نيست. مسأله 362 - در صورتى كه صحرايى بودن حيوانى مشكوك باشد اجتناب از صيد كردن آن نيز واجب نيست. مسأله 363 - حكم جوجه وتخم حيوانات مانند حكم مادر آنهاست.

[ 155 ]

مسأله 364 - همان گونه كه صيد براى محرم حتى در غير حرم جايز نيست براى محل نيز صيد در حرم جايز نمىباشد، ودر صورت ارتكاب، كفاره بر او واجب مىگردد، ولى اگر محرم در حرم صيد كند دو كفاره بر او واجب است: قيمت صيد وكفاره آن. هر يك از حيواناتى كه صيد آنها حرام است كفاره خاصى دارند، كه به جهت اختصار ذكر نشد. دوم - استمتاعات از زن اگر چه زوجه خود او باشد بر محرم حرام است، بنابر اين وطى وبوسيدن ولمس ونگاه با شهوت به زن حرام است، بلى نگاه ولمس و مانند اينها بدون شهوت اشكال ندارد، وبراى زنان نيز همين حكم نسبت به مردان صادق است، اگر چه از محارم زن باشند. سوم - خواندن عقد نكاح براى محرم جايز نيست، چه عقد دائم باشد وچه موقت، چه براى خودش عقد را بخواند وچه براى غير، چه آن غير محرم باشد وچه محل، حتى اجراى عقد فضولى و يا با وكالت نيز جايز نيست، و هم چنين اگر وكيل از طرف محرم براى محرم عقد بخواند، اگر چه محرم قبل از محرم شدن براى خواندن صيغه عقد وكالت داده باشد.

[ 156 ]

مسأله 365 - در حال احرام بنابر احتياط واجب از خواستگارى زن نيز بايد اجتناب شود، لكن رجوع در طلاق حرام نيست. چهارم - شاهد شدن براى عقد نكاح، اگر چه عقد براى شخص محل باشد، ونيز اداء شهادت بر عقد نكاح، اگر چه تحمل شهادت قبل از احرام باشد. پنجم - استمناء، يعنى انجام كارى كه موجب خروج منى از انسان شود به هر نحوى كه باشد بر محرم حرام است. ششم - هر گونه استعمال بوى خوش حرام است، واين حكم علاوه بر آن كه شامل انواع عطريات و گلاب مىگردد حتى زعفران و كافور و عود و هل و زنجبيل را نيز در بر مىگيرد، و تفاوتى در اين جهت نيست كه استفاده از مواد خوشبو به وسيله خوردن و يا آشاميدن ويا معطر كردن لباس وبخور دادن ويا روغن مالى با مواد خوشبو باشد. مسأله 366 - اگر محرم مجبور به استفاده از شىء خوشبو گردد، بايد بينى خود را گرفته و از آن استفاده نمايد. و هم چنين كسى كه مىخواهد از بازار عطر فروشان عبور كند، ويا در مغازه عطار بنشيند، ويا از او عطر بخرد بايد بينى خود را بگيرد. مسأله 367 - اگر عطر وامثال آن به لباس محرم بريزد لازم است فورا آن را با شستن وامثال آن زايل نمايد.

[ 157 ]

مسأله 368 - خوردن سيب و گلابى و ميوه جاتى كه بوى خوش دارند اشكال ندارد، بلى خوددارى از بوييدن آنها نهايت احتياط است. مسأله 369 - محرم در هنگام بر خورد با بوهاى بد نبايد بينى خود را بگيرد. مسأله 370 - احتياط واجب آن است كه بطور كلى محرم از سبزيجات خوشبو مثل ريحان ونعناع استفاده ننمايد. هفتم - پوشيدن لباس دوخته براى مردان حرام است مگر در حال ضرورت كه جايز است، ولى بايد كفاره بدهد. مسأله 371 - اشياء ذيل اگر چه دوخته باشد براى محرم اشكال ندارد. الف: هميان وكمربند كه براى حفظ پول به كمر مىبندند. ب: فتق بند، لكن به احتياط مستحب در صورت استفاده از آن يك گوسفند كفاره بدهند. ج: كفشى كه تمام روى پا را نپوشاند. مسأله 372 - براى زنان پوشيدن لباس دوخته ما نعى ندارد، مگر پوشيدن قفازين (كه نوعى دستكش است). هشتم - پوشيدن كفش وجوراب وچكمه وپوتين وامثال آن كه تمام روى پا را مىپوشاند براى مردان جايز نيست، ولى براى زنان مانعى ندارد.

[ 158 ]

مسأله 373 - پوشيدن شدن روى پا در هنگام راه رفتن ونشستن وخوابيدن به وسيله حوله احرام، ويا ملافه وروانداز، در هنگام خواب اشكال ندارد. نهم - سرمه سياه كشيدن در صورتى كه زينت براى چشمها محسوب شود، اگر چه محرم قصد زينت هم نداشته باشد حرام است، بلكه بنابر احتياط بايد از هر سرمه‌اى كه براى تزيين است هر چند سياه نباشد خوددارى شود. دهم - نگاه كردن در آينه مطلقا براى تزيين و غير آن حرام است، و مستحب است پس از نگاه كردن تلبيه را تجديد نمايد. مسأله 374 - نگاه كردن در آينه به هنگام ضرورت مانند حالت رانندگى جايز است، ونگاه كردن در آب صاف وساير مايعات واشيايى كه تصوير انسان را نشان مىدهد مانعى ندارد، كما اين كه استفاده از عينك در جايى كه زينت محسوب نشود اشكال ندارد. يازدهم - فسوق، يعنى هر گونه كذب وفحش دادن به ديگران، حرام است، و نيز مفاخره كردن، واظهار فضل براى خود، وسلب آن از ديگران، واثبات رذائل براى ديگران، وسلب آن از خود، و هم چنين گفتن جملات ركيك وزننده وكلمات قبيح، براى محرم حرام است.

[ 159 ]

دوازدهم - جدال كه عبارت از گفتن (بلى والله) ويا (نه والله) است حتى در مواردى كه خصومتى هم در بين نباشد بر محرم حرام است، وبنابر احتياط واجب مىبايست از مطلق قسم خوردن به خداوند پرهيز شود، بلى به هنگام ضرورت براى اثبات حق يا دفع باطل و يا براى اظهار مودت ودوستى واكرام مؤمن جايز است. سيزدهم - كشتن جانورى كه در بدن به وجود مىآيد مثل شپش بر محرم حرام است، و فرقى نمىكند كه محرم آن را مباشرة بكشد ويا به نحوى سبب قتل آن را فراهم آورد، و همچنين انداختن آن از بدن به نحوى كه در معرض تلف شدن قرار گيرد، و يا با حشره‌كش بكشد، وبنابر احتياط جايز نيست آن را به جايى از بدن كه در معرض سقوط باشد منتقل كند، اگر محل اول محفوظ تر باشد، و كشتن كك و پشه و ساير حشرات براى دفاع از خود جايز است، اگر چه احوط لزوم اجتناب است خصوصا در حرم. مسأله 375 - كشتن حشراتى كه در بدن انسان بوجود نمىآيند مانند كنه مانعى ندارد و هم چنين است دور كردن آنها از بدن انسان، بلى انتقال آنها از بدن شتر جايز است. چهار دهم - انگشتر به دست كردن براى زينت حرام است، ولى استفاده از انگشتر عقيق وفيروزه و.... به قصد استحباب شرعى مانعى ندارد، واحتياط مستحب آن است كه محرم از هر چه زينت محسوب مىشود مطلقا پرهيز كند، ونيز احتياط آن است كه در حال احرام از هر چيزى كه منافات با سادگى دارد بپرهيزد.

[ 160 ]

مسأله 376 - استفاده از زيورآلات به قصد تزيين براى زن حرام است، مگر مقدارى كه قبل از احرام عادت به استفاده از آن داشته باشد، به شرط آن كه حتى به شوهر و يا محارم ديگر خود نيز (در غير صورت ضرورت) نشان ندهد. پانزدهم - روغن مالى بدن ولو با روغنى كه بوى خوش نداشته باشد براى محرم حرام است، بلى در حال ضرورت مثل معالجه ترك خوردگى يا معالجات ديگر اشكالى ندارد. شانزدهم - زايل كردن مو از بدن خود ويا ديگرى جز در حال ضرورت جايز نيست، و اگر در صورت ضرورت از بدن خود ازاله مو كرده است، بايد فديه بدهد، ولى ازاله مو از بدن ديگرى در حال ضرورت فديه ندارد. مسأله 377 - ليف زدن بدن در صورتى كه انسان مطمئن باشد مو نمىريزد، اشكال ندارد. مسأله 378 - اگر در هنگام وضو يا غسل آب رساندن به بشره به نحو متعارف انجام شود، وبدون قصد از بدن مو بريزد اشكالى ندارد، ودر صورتى كه بيش از اندازه براى رساندن آب به بشره دست بكشد ومظنه ريزش مو وجود داشته باشد حكم به جواز مشكل است، ودر صورت ريزش مو احتياط آنست كه دو كف طعام كفاره بپردازد.

[ 161 ]

هفدهم - بنابر احتياط حنا بستن براى محرم جايز نيست، ودر صورتى كه اثر حنا تا هنگام احرام باقى مىماند بهتر آن است كه قبل از احرام نيز استعمال آن را ترك نمايد. هجدهم - پوشاندن سر وگوشها براى مردان حرام است، وپوشاندن صورت براى آنان اشكالى ندارد، و در اين امر تفاوتى بين پوشاندن تمام يا قسمتى از سر نيست، و تفاوتى بين پوشاندن سر با پارچه ويا با حنا، گل، گذاشتن بار بر روى سر، و يا روى دوش به طورى كه قسمتى از سر را بپوشاند، و يا ارتماس در آب وامثال آن نمىباشد، بنابر احتياط مستحب نبايد با دست هم سر را بپوشاند. بلى مسح سر با دست در هنگام وضو يا دست كشيدن به سر هنگام غسل اشكال ندارد. مسأله 379 - براى محرم رفتن زير دوش وسر گذاشتن بر روى بالش اگر چه قسمتى از سر را بپوشاند جايز است، ونيز خاراندن سر در صورتى كه علم دارد كه مو نمىريزد اگر نسبت به اين كه مو نريزد مراقبت كند اشكالى ندارد، ونيز اگر از روى فراموشى سر را بپوشاند اشكالى ندارد، ولى تا متوجه شد واجب است فورا وبدون تأخير پوشش را از روى سر بردارد.

[ 162 ]

نوزدهم - براى زنها پوشاندن صورت اگر چه قسمتى از آن باشد با پارچه و امثال آن كه متصل به صورت مىگردد حتى در وقت خوابيدن حرام است، بلى به جهت حفظ از نامحرم مىتوانند چادر ويا مقنعه خود را تا مقابل چانه پايين آورند، ولى بايد با دست يا چيز ديگرى آن را از صورت دور نگهدارند. مسأله 380 - براى زن محرم در موقع نماز جايز است كه مقدارى از صورت را بپوشاند تا يقين كند كه مقدارى را كه ستر آن در نماز واجب است پوشانده است، لكن پس از نماز بلا فاصله بايد آن مقدار صورت را باز نمايد. مسأله 381 - براى زنها جايز است موقع خوابيدن صورت را روى بالش بگذارند، اگر چه تمام صورت پوشانده شود، ولى نبايد چيزى روى صورت بيندازند. بيستم - تظليل (سايه بر سر قرار دادن) در روز براى مردان محرم در حال سير جايز نيست، بنابر اين مرد محرم نبايد از ماشين مسقف و كجاوه و يا چتر و امثال آن در حال طى طريق استفاده نمايد. مسأله 382 - زير سايه رفتن در محلى كه شخص منزل كرده است مانعى ندارد، اگر چه براى كارهايش رفتن وآمد نمايد، بنابر اين پس از منزل كردن در مكه و عرفات و منى تردد با چتر جايز است.

[ 163 ]

مسأله 383 - اگر محرم به خاطر نبودن ماشين بى سقف، و يا وجود سرما و گرماى شديد، ويا ريزش باران و باد شديد، ويا كسالت، مجبور به استفاده از ماشين مسقف باشد، بايد به همين صورت به حج برود، لكن واجب است كفاره بدهد. مسأله 384 - راننده و كارمند كاروان ناچار به همراهى با زنها براى محافظت آنهاست جايز است از ماشين سر پوشيدن استفاده نمايد، ولى بايد كفاره بدهد. مسأله 385 - براى تظليل در احرام واحد يك فديه كافى است، اگر چه تظليل متعدد باشد، واحتياط آنست كه در صورت تمكن براى تظليل در هر روز يك فديه بدهد. بيست ويكم - محرم نبايد به وسيله حجامت، خلال دندان، مسواك زدن، خاراندن بدن و.... خون از بدن خود بيرون آورد، بلى اگر ناچار از مثل نيشتر زدن، و يافشردن دمل، و يا بعض جراحى ها باشد جايز است. بيست ودوم - دندان كشيدن در صورتى كه خون بيايد، بر محرم حرام است، ولى در حال اضطرار جايز است، ولكن بنابر احتياط واجب كفاره دارد. بيست و سوم - ناخن گرفتن اگر چه بعض از يك ناخن باشد بر محرم حرام است، بلى اگر موجب اذيت است مثل آن كه قسمتى از ناخن شكسته باشد، و يا معالجه جراحت با كشيدن ناخن ميسر باشد، گرفتن ناخن وكشيدن آن جايز است ولى كفاره دارد.

[ 164 ]

بيست وچهارم - مسلح شدن به اسلحه گرم مثل هفت تير، مسلسل، نارنجك.... واسلحه سرد مثل خنجر، شمشير و.... جايز نيست. جايز نيست. وبنابر احتياط واجب بايد از حمل سلاح در صورتى كه ظاهر باشد اگر چه مسلح به آن هم محسوب نشود خوددارى نمايد، بلى همراه داشتن چاقوى كوچك كه معمولا مورد نياز است جايز است. بيست و پنجم - كندن گياه حرم وقطع آن حرام است، وگياه اذخر ودرخت خرما وساير ميوه‌جات وگياهانى كه خود شخص آن را غرس كرده است ويا در ملك او پس از آن كه ملك او شده روييده است، از اين حكم استثناء شده است. مسأله 386 - آزاد گذاشتن گوسفند وساير حيوانات براى چريدن از گياهان حرم مانعى ندارد، لكن كندن گياه براى خوراك آنها جايز نيست.

[ 165 ]

كفارات احرام كفاره صيد با توجه به اختلاف حيواناتى كه صيد آنها حرام است كفاره صيد نيز مختلف است، وفروع فراوانى را در كتب فقهى به خود اختصاص داده است، ولكن به جهت مورد نياز نبودن آن فروع در عصر حاضر، از آن مىگذريم، علاقمندان مىتوانند به كتب مفصله فقهيه ويا به مناسك عربى مراجعه نمايند. كفاره تمتع از زنان مسأله 387 - اگر شخص محرم با زوجه‌اش از روى علم وعمد در احرام عمره تمتع نزديكى كند، چنانچه قبل از سعى باشد بايد يك شتر كفاره بدهد، وبنابر احتياط واجب اگر وقت دارد عمره را تمام كند، و سپس از ميقات مجددا محرم شود، وعمره را تكرار نمايد، واگر وقت كافى براى اتمام عمره و محرم شدن مجدد ندارد عمره را

[ 166 ]

قطع كند واز ميقات مجددا محرم شود، واگر وقت براى اعاده عمره ندارد همان عمره اولى را تمام كند وسپس حج إفراد بجاى آورد، و در سال بعد بنابر احتياط واجب قضاى حج تمتع را تدارك نمايد، واگر بعد از سعى باشد عمره را تمام كند وچنانچه متمكن است يك شتر، واگر متوسط الحال است يك گاو، واگر فقير است يك گوسفند كفاره بدهد، اگر چه اظهر تخيير بين آنهاست مطلقا. مسأله 388 - اگر شخص با زوجه‌اش از روى علم و عمد در احرام عمره مفرده مجامعت كند، اگر قبل از سعى است عمره او باطل ويك شتر كفاره دارد، وبنابر احتياط مستحب آن را تمام كند، وقضاى آن را نيز در همان ماه بجاى آورد، واگر بعد از سعى و قبل از تقصير باشد گفته شده است كه بر او يك شتر كفاره لازم است. مسأله 389 - اگر شخص با زوجه‌اش در احرام حج نزديكى كند، اگر قبل از وقوف به مشعر باشد حج او باطل است، وبايد آن را تمام نموده ودر سال آينده قضا كند و يك شتر نيز كفاره بدهد، و زن نيز اگر خود را در اختيار او گذارده است همين حكم را دارد، ولى اگر زن مكره بوده حج او صحيح وكفاره او به عهده شوهر است و لازم است از آنجا تا پايان مناسك از يكديگر جدا باشند، ويا شخص ثالثى همراه آنها باشد، و اگر در سال آينده نيز با هم به حج آمدند از موضع معصيت تا پايان مناسك بايد از هم جدا باشند، ويا شخص ثالثى همراه آنها باشد.

[ 167 ]

مسأله 390 - اگر مجامعت با همسر بعد از وقوف به مشعر وقبل از انجام طواف زيارت حج باشد يك شتر، واگر نمىتواند يك گاو، وگرنه يك گوسفند كفاره بدهد، واگر قبل از طواف نساء باشد ويا قبل از انجام كمتر از سه شوط از طواف نساء باشد حج صحيح وبر هر كدام از آنها يك شتر كفاره واجب است، ولى اگر بعد از شوط سوم وقبل از تمام شوط پنجم طواف نساء باشد كفاره ندارد. مسأله 391 - اگر محرم با نگاه به غير همسر منى از او خارج شود اگر مىتواند يك شتر، وگرنه يك گاو، واگر نمىتواند يك گوسفند كفاره بدهد، واگر با تماس و ملاعبه با همسر ويا نگاه با شهوت به او منى از او خارج شود يك شتر كفاره بر او واجب است، و اگر بانگاه و يا مس همسر بدون شهوت منى از او خارج شود چيزى بر او نيست، واگر زوجه خود را ببوسد حتى بدون شهوت يك شتر كفاره دارد. كفاره استمناء مسأله 392 - اگر محرم استمناء نمايد يك شتر كفاره دارد، واگر قبل از موقفين باشد قضاء حج نيز در سال آينده بر او واجب است.

[ 168 ]

كفاره استعمال بوى خوش مسأله 393 - اگر محرم عمدا عطر وبوى خوش استعمال كند بنابر احتياط واجب يك گوسفند كفاره بر او لازم است، ولى بوييدن بوى خوشى كه كعبه را با آن خوشبو مى نمايند كه خلوق نام دارد اشكالى ندارد، لكن در زمان ما كه از خلوق براى معطر كردن كعبه استفاده نمىشود احتياط در اجتناب از بوييدن بوى خوش كعبه است. كفاره پوشيدن لباس دوخته براى مردان مسأله 394 اگر مرد محرم لباس دوخته بپوشد اگر چه به جهت ضرورت باشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد. كفاره جدال مسأله 395 - براى جدال (قسم خوردن به بلى والله، ولا والله، بلكه به احتياط مطلق قسم خوردن به الله) اگر قسم راست باشد در كمتر از سه بار كفاره ندارد، واگر سه بار قسم بخورد كفاره آن يك گوسفند است، اگر قسم دروغ باشد، بار اول يك گوسفند، وبار دوم يك گاو، ودفعه سوم يك شتر بنابر احتياط واجب كفاره بدهد.

[ 169 ]

كفاره ازاله مو از بدن مسأله 396 - اگر محرمى موى سر را زايل نمايد بايد يك گوسفند كفاره بدهد، ويا شش مسكين كه به هر كدام دو مد طعام داده شود اطعام نمايد، ويا به ده مسكين به هر كدام يك مد طعام بدهد اگر چه احتياط مستحب آن است كه يك گوسفند كفاره بدهد، ويا سه روز روزه بگيرد. مسأله 397 - اگر محرم از زير بغل موى بكند كفاره آن يك گوسفند است. مسأله 398 - اگر بر اثر دست كشيدن از سر وصورت ويا بدن مويى جدا شود كفاره آن بنابر احتياط واجب صدقه دادن به كفى از طعام (مثل گندم ويا جو) يا قاووت است، و اگر در حال وضو وغسل ويا موارد ضرورى ديگرى مو بريزد چيزى بر او نيست مگر آن كه بيش از حد متعارف براى رساندن آب به بشره، دست كشيده باشد كه در اين صورت بنابر احتياط واجب بايد دو كف طعام فديه بدهد. كفاره پوشاندن سر براى مردان مسأله 399 - اگر مردى سر خود را در حال احرام بپوشاند اگر چه براى ضرورت باشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

[ 170 ]

كفاره پوشاندن صورت براى زنان مسأله 400 - اگر زن محرم صورت خود را در غير موارد استثناء در حدى كه ذكر شده است بپوشاند بايد يك گوسفند كفاره بدهد. كفاره سايه بر سر قرار دادن مسأله 401 - براى سايه بر سر قرار دادن ولو براى ضرورت اگر چه مكرر باشد در هر احرام يك گوسفند كفاره لازم است. كفاره خارج كردن خون از بدن خود مسأله 402 - اگر محرم از بدن خود خون خارج كند در غير مواردى كه استثناء شده است بنابر احتياط واجب بر او يك گوسفند به عنوان كفاره واجب است. كفاره كندن دندان مسأله 403 - كفاره كندن دندان اگر چه ضرورى باشد بنابر احتياط در موردى كه خون بيايد يك گوسفند است. كفاره ناخن گرفتن مسأله 404 - كفاره گرفتن يك ناخن يك مد طعام است، واگر ناخن دستها وپاها را در يك مجلس بگيرد كفاره آن يك گوسفند، وبا تعدد مجلس كفاره آن دو گوسفند است، واگر فقط ناخن دستها و يا فقط ناخن پاها را بگيرد يك گوسفند كفاره دارد.

[ 171 ]

مسأله 405 - بر شخصى كه به محرم بگويد ناخن گرفتن در حال احرام جايز است و محرم به گفته او ناخن بگيرد وخون بيايد، يك گوسفند كفاره واجب است و فرقى نيست كه شخص مورد نظر محرم باشد ويا محل، مجتهد باشد، ويا غير مجتهد. كفاره كندن گياه حرم مسأله 406 - براى كندن درخت بزرگ در حرم يك گاو، وبراى كندن درخت كوچك يك گوسفند، ودر قطع قسمتى از درخت، قيمت آن را بايد كفاره بدهد.

[ 172 ]

احكام كفارات مسأله 407 - در صورت تمكن، كفارات در احرام عمره را بايد در مكه (1) وكفارات در احرام حج را بايد در منى ذبح ويا نحر كنند، و فديه‌ها را بپردازند، ودر صورت عدم تمكن بايد در شهر خود تدارك نمايند.


(1) مراعات استحباب ذبح در محل حزوره مكه كه در كتب فقهى ذكر شده است فعلا ميسر نيست، زيرا بر حسب تحقيقى كه بعض از بزرگان كرده اند حزوره محلى بين مسعى ومسجد الحرام سابق بوده است، كه قربانى را در آنجا ذبح مىنموده اند، وفعلا داخل در مسجد شده است. مسأله 408 - از گوشت حيوانى كه به عنوان كفاره كشته مىشود غنى و فقير، نزديكان وغير نزديكان مىتوانند استفاده كنند. مسأله 409 - به جز تظليل كه در هر احرام ولو با تكرار يك كفاره كافى است، در موارد ديگر با تكرار موجبات كفارات، كفارات بايد تكرار شوند. مسأله 410 - بر ناسى وجاهل اگر چه مقصر باشد (در غير صيد وبعض موارد) كفاره واجب نيست.

[ 173 ]

مسأله 411 - بر مجنون كفاره نيست، وكفاره صيد صبى غير مميز اگر ولى، او را محرم كرده است به عهده ولى او است، وساير كفارات او نيز بنابر احتياط واجب بر عهده ولى او است، ونسبت به كفاره صبى مميز احتياط آنست كه ولى از مال خود آن را ادا نمايد وقصد مافى الذمه كند. مسأله 412 - در كفاره گوسفند فرقى بين نر وماده، ميش وبز نسبت ومراعات هيچ يك از شروط قربانى در آن لازم نمىباشد.

[ 174 ]

مسائل متفرقة تروك احرام 413 س - اگر از حاج در حال احرام عملى سر زند كه موجب كفاره است، كفاره را در كجا بايد ذبح يا نحر كند؟ ج - در احرام عمره تمتع احوط آن است كه در مكه ذبح يا نحر نمايد، واگر در احرام حج است بايد در منى نحر يا ذبح كند، واگر عمدا يا از روى فراموشى در اين دو مكان ذبح نكرد در صورت امكان بايد نايب بگيرد كه از طرف او در منى يا مكه ذبح نمايد، واگر ممكن نشد در شهر خودش يا در جاى ديگر رجاءا ذبح نمايد. 414 س - آيا كفاره احرام عمره ويا حج را مىتوان در وطن ذبح نموده وبه فقير داد، يا خير؟ ج - اگر ايصال كفاره به فقير در حج مشكل باشد مانع ندارد كه در وطن ذبح كند وبه فقير بدهد.

[ 175 ]

415 س - مصرف كفاره‌اى كه در احرام عمره ويا حج تعلق گرفته چيست؟ ج - مصرف كفاره فقير غير سيد است، واگر دهنده كفاره سيد باشد جايز است كه كفاره خود را به سيد فقير بدهد، وبنابر احتياط واجب بايد فقير مؤمن باشد. 416 س - آيا حاج مىتواند از گوشت گوسفندى كه بعنوان كفاره مىدهد خودش بخورد؟ ج - خودش نمىتواند بخورد. 417 س - آيا شخص فقير مىتواند گوشت كفاره تقصير خود را به مصرف فقرايى كه نانخور او هستند برساند؟ ج - براى كسانى كه نفقه آنان بر او واجب است نمىشود صرف نمود. 418 س - اگر از روى علم وعمد در احرام حج، قبل از وقوف به مشعر الحرام با زوجه خود جماع نمايد مسلما حج او باطل است، در صورت جهل چه حكمى دارد؟ ج - در صورت جهل، عمل او صحيح است وكفاره هم ندارد. 419 س - آيا شوهر پس از محل شدن مىتواند زوجه محرم خود را از روى التذاذ دست بزند؟ ج - بر مرد مزبور منعى نيست، ولى اگر زن نيز لذت مىبرد، در فرض سؤال نبايد حاضر شود.

[ 176 ]

420 س - اگر كسى العياذ بالله در عمره تمتع لواط ويا با زن جماع كند عمره‌اش باطل مىشود، يا فقط موجب كفاره است؟ ج - اگر در عمره تمتع پيش از سعى، جماع يا لواط كند عمره‌اش باطل مىشود و يك شتر كفاره بر او لازم است، وواجب است همان عمره باطل را تمام كند، و اگر وقت دارد به ميقات برود وعمره تمتع را اعاده نمايد، واگر وقت اعاده ندارد واجب است حج إفراد بجا آورد، وبعد عمره مفرده، واحوط اعاده حج است در سال آينده، واگر بعد از سعى، جماع يا لواط كرده عمره باطل نمىشود؟ لكن يك شتر كفاره بر او واجب است. 421 س - در بحث تروك احرام، مسائل حرمت استمتاع از زوجه آمده است، آيا انواع استمتاع از غيز زوجه از تروك احرام نيست؟ وفقط حرمت مخصوص به خود را دارد؟ ويا آن كه تأدبا لحرم الله استمتاع از غير زوجه ذكر نشده است واحكام مذكور نسبت به آن تعميم داشته وانجام هر مورد موجب ثبوت كفاره مناسب با آن مورد است؟ ج - ذكر زوجه خصوصيت ندارد و حكم شامل استمتاع از اجنبيه هم مىشود و حرمت در آن آكد است. 422 س - آيا زن محرم مىتواند صورت خود را با حوله پاك كند، يا حكم سر مرد را دارد كه نمىتواند روى آن را بپوشاند؟ ج - احتياط مراعات شود.

[ 177 ]

423 س - زنها كه در حال احرام براى پوشيدن و در آوردن مقنعه صورتشان پوشيده مىشود جه صورت دارد؟ ج - بايد سعى كنند پوشيده نشود، واگر عامدا واز روى علم پوشيده نشود مانع ندارد. 424 س - با توجه به حرمت پوشيدن صورت براى زنان در حال احرام آيا چانه هم جزء صورت محسوب مىشود وبايد باز باشد، يا اين كه اگر مقنعه اى بر سر گذاشته شود كه چانه را تا لبها بپوشاند مانعى ندارد؟ ج - پوشاندن چانه به نحو مذكور اشكال دارد، وزير چانه جزء صورت نيست. 325 س - بعضى از حجاج در حال احرام در مشعر ومنى از پتو ولحاف دوخته جهت ايمنى از سرما استفاده مىكنند، آيا اين عمل جايز است يا نه؟ ج - خوابيدن زير پتو ولحاف اگر طورى به خود نپيچند كه مثل لباس شود اشكالى ندارد ولى در حال جلوس وقيام لحاف وپتوى دوخته روى خود نيندازند. 426 س - حمل قمقمه آب كه در محفظه دوخته نگهدارى مىشود براى محرم چه صورت دارد؟ ج - احتياط آن است كه آن را به دوش نيندازد ودست گرفتن آن مانع ندارد.

[ 178 ]

427 س - آيا كسى كه حجش را باطل كند اگر حج فاسد شده را به اتمام رساند، از احرام خارج مىشود؟ ج - اگر حج فاسد شده را به اتمام رسانده، از احرام خارج شده، والا در احرام باقى است. 428 س - محرم سرش تر است، اگر بخواهد صبر كند تا خودش خشك شود و وضو بگيرد آفتاب طلوع مىكند ونمازش قضا مىشود آيا وظيفه‌اش تيمم است؟ ج - اگر خشك كردن سر با دست يا حوله موجب پوشاندن سر نشود مانعى ندارد. 429 س - بعضى به علت عرق سوز شدن بدن احتياج به پمادى دارند كه چربى دارد؟ آيا محرم مىتواند از اين پماد به بدن خود بمالد يا خير؟ ج - نمىتواند، مگر در مورد ضرورت، ولى كفاره ندارد ولو در غير مورد ضرورت، مگر آن كه بوى خوش داشته باشد كه كفاره آن يك گوسفند است، اگر چه از روى اضطرار باشد. 430 س - اين جانب عازم حج بيت الله هستم ويك پايم مصنوعى است با اين خصوصيات: 1 - بايد پاى مصنوعى بسته باشد تا بتوانم راه بروم وآن هم دوخته است.

[ 179 ]

2 - به خاطر بستن پا بايد زير شلوارى وزير پيراهن بپوشم وآنها نيز دوخته است. 3 - براى اين كه بهتر بتوانم راه بروم بايد كفش معمولى بپوشم واز دمپايى نمىتوانم استفاده نمايم. 4 - بر اثر پاى مصنوعى بايد جوراب پا كنم، بنابر اين نظر مباركتان را مرقوم ومرا راهنمايى فرماييد كه محل حاجت است. ج - ظاهر آن است كه براى پوشيدن جنس دوخته يك كفاره بدهيد كافى است، بنابر اين بايد براى بستن پا با چيز دوخته وپوشيدن شلوار وپيراهن يك گوسفند كفاره در احرام عمره ويك گوسفند كفاره در احرام حج قربانى نماييد، وچون پوشيدن روى پاى غير مصنوعى براى مرد محرم مستقلا حرام است چنانچه روى آن پا نيز پوشيده شود بايد براى اين جهت هم يك كفاره در احرام عمره، وكفاره ديگرى در احرام حج بدهيد. 431 س - آيا پوشيدن نعلينى كه بندهاى عريضى داشته باشد ولى تمام روى پا را نمىگيرد در حال احرام مانعى دارد؟ ج - اشكال ندارد. 432 س - آيا زنها در حال احرام مىتوانند جوراب بپوشند، يا بايستى روى پاى آنها مثل مردان باز باشد؟ ج - اقوى جواز پوشيدن جوراب است براى زن.

[ 180 ]

433 س - پوشيده شدن روى پا در حال احرام در موقع نشستن، يا آمدن جامه احرام روى پا در حال سير يا در منزل، چه صورت دارد؟ ج - اشكال ندارد. 434 س - آيا براى كسى كه موى مصنوعى دارد وبا همين حال براى عمره وحج محرم شده و اعمال خود را انجام داده است اشكالى هست؟ ج - ضرر به عمره وحج ندارد، بلى اگر مرد است بايد كفاره بدهد. 435 س - اگر حاجى در حال احرام براى سر درد دستمالى به دور سر ببندد چه صورت دارد؟ ج - كفاره دارد. 436 س - در اثر هجوم جمعيت وقت بوسيدن حجر الاسود ممكن است جامه احرام بعض از حاجيان سر آنها يا سر ساير حجاج را بپوشاند اگر تصادفا اين طور شد چه صورت دارد؟ ج - در صورت تصادف، اشكال ندارد. 437 س - آيا گرفتن ناخن توسط محرم از غير محرم جايز است؟ ج - اشكال ندارد.

[ 181 ]

438 س - آيا پوشيدن لباسى كه براى تزيين، قسمتهايى از آن تور دوزى شده براى زنها جايز است؟ ج - اگر زينت محسوب شود جايز نيست. 439 س - در مورد نظر كردن در آينه، گاهى نگاه مى كند كه خود را ببيند، و گاهى براى ديدن ماشين وغيره ويا مثلا براى علاج در دى، آيا براى محرم فرق مىكند، و يا يكسان است؟ ج - نگاه كردن در آينه براى ديدن خود جايز نيست ودر موارد ضرورت مانند علاج درد ويا نگاه كردن راننده موقع رانندگى اشكال ندارد. 440 س - در حال احرام عده‌اى از همديگر عكس مىگيرند، ودر دوربين عكاسى كه آينه است ويا حالت شفاف وآينه مانندى دارد نظر مىكنند، بفرمائيد اشكال دارد يا خير؟ ج - اشكال ندارد. 441 س - اگر چيزى غير شيشه، مثل بعض فلزات، استيل وغير ذلك را لعاب دهند ويا آن قدر صيقل دهند كه كاملا حالت آينه به خود بگيرد حكم آينه را دارد يا خير؟ ج - احوط آن است كه از نظر عمدى در آنها خوددارى شود. 442 س - اگر غير محرم از محرم، ازاله مو كند يا يكى از كارهايى كه بر محرم حرام است وكفاره دارد انجام دهد، چه حكمى دارد؟

[ 182 ]

ج - اگر محرم به اختيار خود حاضر شود كه مثلا محلى سر او را بتراشد، حرام است و بايد كفاره بدهد، ولى چنانچه بدون اختيار او باشد كفاره ندارد. 443 س - آيا كشتن مار مولك وهزار پا ومورچه واز اين قبيل جانوران، در حال احرام اشكال دارد؟ ج - از محرمات احرام محسوب نيست. 444 س - اگر انسان در حال احرام بخودش آمپول تزريق نمايد چه صورت دارد؟ ج - اگر موجب بيرون آمدن خون نشود براى احرام او اشكال ندارد. 445 س - آمپول زدن محرم به ديگرى با علم به بيرون آمدن خون، چه صورت دارد؟ نسبت به محرم يا غير آن فرقى هست يا نه؟ ج - اشكالى ندارد، وفرقى بين آن دو نيست. 446 س - آيا مىتوان پوست‌هاى زائد كه از لبها يا كنار ناخن ها بر آمده است از بدن جدا كرد؟ ج - اگر موجب بيرون آمدن خون نباشد اشكالى ندارد، واگر خون خارج شود حرام و موجب كفاره است.

[ 183 ]

447 س - صابون وبعضى از شامپوها كه بويى دارد؟ وبوى خوشى هم نيست. آيا مىشود براى بدن استعمال كرد يا خير؟ ج - اگر صدق بوى خوش مىكند، از آن اجتناب كنند، ودر غير اين صورت مانع ندارد. 448 س - آيا براى محرم استفاده از سيگارهاى خارجى كه آنها را خوشبو مىكنند جايز است يا خير؟ ج - اگر استعمال بوى خوش صدق مىكند جايز نيست. 449 س - اخيرا از حدود كشتارگاه تا نزديك جمرات، مسقفى را درست كرده‌اند؟ آيا عبور از اين راه براى محرمى كه هنوز منزل نكرده واز مشعر مستقيم به جمرات مىرود جايز است يا نه؟ ج - پس از رسيدن به منى سير در مسير مسقف اشكال ندارد. 450 س - در شهر مكه تونلهاى طولانى احداث كرده‌اند، آيا بعد از احرام حج، جايز است از داخل آن با اتومبيل سفر كرد، با علم به اين كه مسقف است؟ ج - مكه منزل است ودر داخل مكه سير محرم از درون تونل اشكال ندارد. 451 س - اگر ماشين از زير پلهايى كه در مسير واقع شده برود، وبه ناچار محرمين از زير پلها عبور كنند، ويا در پمپ بنزين در زير سقف متوقف شود، و محرمين زير سقف قرار گيرند اشكالى دارد؟

[ 184 ]

ج - آنچه در حال احرام حرام است، سايه بر سر قرار دادن است، بنابر اين در فرض سؤال براى محرم اشكالى پيدا نمىشود، و كفاره ندارد. 452 س - آيا استظلال، مربوط به سايه بر سر مىباشد، يا اگر سايه فقط بر شانه بيفتد استظلال صدق مىكند؟ ج - صدق نمىكند. 453 س - فرموده‌ايد استظلال در شب صادق نيست، آيا در اين مسأله خاص، بين الطلوعين خصوصا زمانى كه نزديك به طلوع خورشيد است حكم شب را دارد؟ ج - بلى حكم شب را دارد. 454 س - اگر شخصى از مسجد شجره شب محرم شد، و به خيال اين كه همه مسير را در شب طى مىكند در ماشين مسقف نشست، ولى بعدا به روز بر خورد كرد، آيا به همين مقدار كه سر خود را از شيشه ماشين بيرون بياورد براى اين كه عدم استظلال را مراعات كرده باشد كافى است؟ وآيا فرقى بين بيرون آوردن سر از طرفى كه آفتاب مىتابد وطرفى كه سايه است وجود دارد يا خير؟ ج - در فرض سؤال كفايت مشكل است واحتياط به پرداخت كفاره ترك نشود. 455 س - آيا در روز ابرى استظلال صدق مىكند؟ ج - استظلال در هواى ابرى در روز جايز نيست.

[ 185 ]

456 س - آيا جايز است از جاهاى دور مثل تهران با نذر محرم شود؟ ج - بلى جايز است، ولى اگر زير سقف سفر مىكند بايد كفاره بدهد. 457 س - اين جانب يكى از خدمه كاروان حج هستم، بعد از درك عرفات به اتفاق مدير كاروان ومعاون واينجانب وبانوان كاروان در يك اتوبوس سربسته قرار گرفتيم، وبراى درك اضطرارى به مشعر الحرام رفته وچون در مسير مزدلفه به منى به راه بندان برخورديم، لذا در هواى آفتابى در اتوبوس سربسته بودم، ناگاه به يادم آمد كه نبايد در زير سقف اتوبوس قرار بگيرم، چند دقيقه‌اى با علم به اين كه اتوبوس سر پوشيده است مانده وپس از توقف اتوبوس بر اثر راه بندان پياده شدم، وما بقى راه را تا محل چادر كاروان در منى پياده طى نمودم، لذا از محضر آن بزرگوار تقاضا دارم بفرماييد: 1 - كفاره تعلق مىگيرد يا نه؟ 2 - در صورتى كه تعلق گرفته باشد آيا بايد حتما در منى ذبح گردد؟ 3 - در حالى كه اكنون در تهران هستم آيا مىتوانم گوسفند كفاره را در محل اقامتم ذبح نمايم؟

[ 186 ]

4 - در صورتى كه خدمه كاروان بودم وبه دستور مدير گروه براى كمك كردن به بانوان مسن براى رمى جمره عقبه عازم منى بودم، واز خود استقلال نداشتم، آيا وجه اين گوسفند را چه كسى بايد بپردازد؟ ستاد حج، مدير گروه، يا اينجانب؟ 5 - چنانچه ستاد حج ذبح را تقبل نموده باشد، آيا از عهده اين جانب ساقط مىگردد يا نه؟ ج - كفاره دارد، واگر چه بايد در منى ذبح نماييد، لكن فعلا كه به وطن مراجعت كرده‌ايد ذبح در محل خودتان هم براى كفاره كفايت مىكند، ومى توانيد مسئولين در ستاد نيابت دهيد كه براى شما ذبح كنند، ودر اين صورت ذبح آنها هم كافى است، ولى بدون نيابت صحيح نيست. 458 س - افرادى از مسجد شجره محرم شدند وشبانه براى مكه حركت نمودند ولى نزديك طلوع آفتاب در ماشين سقف دار به خواب رفتند وبعد از طلوع آفتاب بيدار شدند وماشين را نگاه داشتند، آيا براى مدتى كه در حال سير در زير سقف بودند، كفاره دارد يا خير، والآن كه ماشين ايستاده، ومى خواهند پياده شوند، چه حكمى دارد؟ ج - براى مدتى كه خواب بوده‌اند، يا ماشين ايستاده، كفاره واجب نيست، ولى اگر بعد از بيدار شدن والتفات وقبل از ايستادن ماشين، استظلال شده ولو اضطرارا، كفاره واجب است.

[ 187 ]

459 س - اگر سايه ديواره ماشينهايى كه سقف ندارند روى سر مرد محرم قرار بگيرد، اشكال دارد؟ ج - اگر ديوار ماشين، مورب باشد بطورى كه عرفا صدق كند از بالاى سر استظلال شده جايز نيست، واگر از پهلو سايه بر سر محرم بيفتد جواز آن خالى از قوت نيست، ولكن احوط ترك است. 460 س - بر حسب فتواى حضرت مستطاب عالى جايز است كه محرم در منزل زير سقف وسايه برود يا چتر بر سر بگيرد، آيا مراد از منزل، شهر مكه است، يا منزلى كه در شهر مكه دارد وهم چنين در منى وعرفات؟ ج - مراد از منزل محل نزول است در مقابل حال طى طريق، پس در شهر مكه ومنى وعرفات وقهوه خانه‌هاى بين راه وامثال آن، براى محرم بعد از منزل كردن تا قبل از كوچ كردن استظلال مانعى ندارد، هر چند در حال آمد وشد براى حوائج باشد. 461 س - آيا محرم به محض وصول به مكه مىتواند استظلال نمايد، ويا با يستى به منزل برسد وبعد از اتخاذ منزل جايز است؟ ج - مكه منزل است، وبا رسيدن به آن استظلال مانع ندارد.

[ 188 ]

462 س - كسانى كه از مسجد الحرام براى حج محرم مىشوند واز مسجد الحرام در ماشين سقف دار سوار مىشوند ومثلا در عزيزيه كه منزل ايشان است پياده مىشوند، آيا سوار شدن در اتومبيل سقف دار از مسجد الحرام به منزل چه صورت دارد، و اگر پياده نشوند واز اول قصد عرفات داشته باشند حكم چيست؟ ج - مانع ندارد. 463 س - كسى كه از تنعيم محرم مىشود با فرض آن كه فعلا داخل مكه قرار گرفته است استظلال براى او چه حكمى دارد؟ ج - در فرض سؤال استظلال مانع ندارد. 464 س - آيا در حال احرام مىتواند دندانى را كه شديدا درد دارد ودكتر سفارش مىكند كه آن را بكشيد، كشيد، گرچه باعث خونريزى شود؟ ج - در صورت ضرورت مانع ندارد، ولى بنابر احتياط كفاره دارد. 465 س - هر گاه محرم سر خود را با چيز دوخته بپوشاند آيا يك كفاره بايد بدهد يا دو كفاره؟ ج - بايد دو كفاره بدهد مگر در صورت جهل ونسيان. 466 س - آيا سب ولعن غير مؤمنين ويا مفاخره بر كفار ومخالفين از تروك احرام است؟ ج - از تروك احرام نيست.

[ 189 ]

حدود حرم حرم به محدوده‌اى گفته مىشود كه اطراف كعبه را احاطه كرده است وجبرئيل امين به امر الهى براى حضرت ابراهيم خليل (عليه السلام) حدود آن را مشخص فرموده، وآن حضرت علائمى را براى شناسايى آنها در آن حدود نصب كرده‌اند، وآن علائم به جهت فرسودگى در اعصار مختلف تجديد بنا مىشد، تا آن كه در زمان رسول خدا پيامبر خاتم (صلى الله عليه وآله وسلم) آن علائم دگر بار تثبيت گرديد، وتا به حال با ترميم وتجديد بنا محفوظ نگاه داشته شده است، و در اينجا لازم است حدود تعيين شده را با اشاره به مقدار مسافت آنها نسبت به مسجد الحرام ذكر نماييم. 1 - در ناحيه شمال در طريق مدينه منوره مكانى به نام تنعيم است، كه به مسجد العمره نيز شهرت دارد، وفاصله آن تا مسجد الحرام حدود 6148 متر است. 2 - در ناحيه غرب از طريق جده مكانى است به نام " علمين " يا " حديبيه " كه فاصله آن تا مسجد الحرام حدود 48 كيلو متر است. 3 - در ناحيه شرق در راه نجد محلى به نام " جعرانه " است، كه فاصله آن تا مسجد الحرام حدود 30 كيلومتر است. 4 - در ناحيه جنوب در راه عرفه مكانى به نام " نمره " است،

[ 190 ]

كه فاصله آن تا مسجد الحرام حدود 5 / 1209 متر است. اين حدود تعيين شده خارج از حرم وادنى الحل محسوب مىشوند، وداخل اين حدود حرم امن الهى است، واحكامى مختص به خود دارد، كه به عمده آنها اشاره مىكنيم: 1 - صيد در حرم حرام است 2 - كندن درخت وگياه حرم جايز نيست. 3 - انتقال خاك وسنگ حرام بنابر احتياط واجب جايز نيست. 4 - ورود كفار به حرم چه به قصد ماندن وچه به قصد مرور ممنوع است. 5 - اگر كسى چيزى را در حرم پيدا كرد نبايد آن را بر دارد، و اگر برداشت بايد تا يك سال كامل اعلان نمايد تا صاحبش پيدا شود، ودر صورتى كه پس از يك سال پيدا نشد مخير است كه آن را صدقه داده ويا باز هم براى صاحبش حفظ نمايد، وتملك آن براى خود پس از يأس از پيدا شدن صاحبش جايز نيست. 6 - دفن كافر در حرم جايز نيست، واگر دفن شود واجب است نبش قبر نمايند، وبدن او را به بيرون حرم منتقل كنند. 7 - انجام امور عبادى در حرم اجر مضاعف دارد. خصوصيات ديگرى نيز دارد كه به جهت اختصار از ذكر آن خوددارى گرديد.

[ 191 ]

طواف طواف در عمره تمتع يكبار در هفت شوط (دور) ودر حج تمتع، حج قران، حج إفراد وعمره مفرده دو بار واجب است. طواف اول در حج وعمره ركن است، وبا ترك عمدى آن حج وعمره باطل مىشود، وطواف دوم كه طواف نساء است ركن نيست. مسأله 467 - بر طواف كننده واجب است آن را با نيت انجام دهد، واگر در عمره تمتع عمدا طواف را ترك كند به طورى كه قبل از وقوف به عرفات متمكن از انجام آن نباشد عمره‌اش باطل و حجش مبدل به حج إفراد مىشود، ودر احرام باقى مىماند و به عرفات مىرود، وپس از اتمام اعمال حج بايد عمره مفرده‌اى بجاى آورد، در سال آينده نيز حج را قضا نمايد. مسأله 468 - كسى كه به جهت جهل به مسأله طواف عمره تمتع را ترك نمايد حكم عامد را دارد، واگر به جهت فراموشى طواف را ترك كند، بايد هر گاه متذكر شد آن را فورا قضا نمايد، اگر چه پس از

[ 192 ]

انجام مناسك وخروج از ذيحجه باشد، وپس از طواف، سعى را نيز بايد اعاده كند، وچنانچه از مكه خارج شده بايد بر گردد هر چند به وطن رسيده باشد، و خودش انجام دهد، واگر براى او بازگشت به مكه براى انجام طواف موجب عسر و حرج است بايد نايب بگيرد تا براى او ولو در سال آينده طواف نمايد. مسأله 469 - كسى كه براى قضاء طواف مراجعت به مكه مىكند اگر بيش از يك ماه از محل شدن او گذشته باشد. بايد محرم به احرام عمره مفرده شود وبا آن احرام طواف قضا وسعى را انجام دهد وبه انجام اعمال عمره مفرده بپردازد، و اگر يك ماه از محل شدن او نگذشته جايز است بدون احرام داخل مكه شود، وطواف را با همان احرام سابق انجام دهد، وسعى را نيز تكرار نمايد. مسأله 470 - اگر طواف عمره را غير صحيح بجاى آورده باشد، عمره او باطل است، واگر طواف حج را غير صحيح انجام داده باشد اگر چه طواف كننده جاهل باشد، حج او باطل است. مسأله 471 - اگر طواف كننده از روى فراموشى طواف را غير صحيح انجام داده، مثلا داخل در حجر شده، ويا بدون طهارت طواف كرده است، بعيد نيست مثل فراموش كردن خود طواف باشد، كه حكم آن قبلا گفته شد.

[ 193 ]

مسأله 472 - اگر مريض شخصا قادر به طواف نباشد، چنانچه ممكن است به كمك ديگرى وتكيه بر او طواف را بجاى آورد، ويا ديگرى او را حمل نمايد ودر صورتى كه با حمل هم قادر بر طواف نباشد بايد براى انجام طواف نايب بگيرد. مسأله 473 - اگر زن قبل از طواف حائض يا نفساء گرديد، بايد تا وقت وقوف به عرفات صبر كند، پس اگر زمانى پاك شود كه به مقدار طواف قبل از وقوف اختيارى عرفات ولو وقوف اضطرارى فرصت داشته باشد لازم است عمره را تمام نموده، وسپس به عرفات برود، وگرنه حج او بدل به افراد مىشود، وبا همان احرام به عرفات مىرود، وبقيه اعمال را انجام مىدهد، وسپس عمره مفرده‌اى نيز بجا مىآورد. مسأله 474 - چنانچه زنى كه اعمال عمره تمتع خود را به جهت عادت شدن انجام نداده است صبح روز نهم در عرفات پاك شود، واجب است در صورتى كه ممكن است به مكه بيايد واعمال عمره تمتع را بجاى آورد، ومحرم به احرام حج شده، وبراى درك وقوف به عرفات بر گردد، واگر براى او آمدن به مكه به جهت ازدحام در مسير و يا نداشتن همراه امكان نداشته باشد، بايد به وظيفه حج إفراد عمل نمايد.

[ 194 ]

شروط طواف 1 - طهارت از حدث اصغر وحدث اكبر در طواف واجب مسأله 475 - در طواف مستحب داشتن وضو شرط نيست، ولى چون طواف در مسجد الحرام انجام مىشود بايد از حدث اكبر طاهر باشد، وبراى نماز طواف نيز بايد وضو بگيرد. مسأله 476 - براى معذور تيمم جايگزين وضو ويا غسل مىشود، و در غير جنابت علاوه بر تيمم بدل از غسل در صورت تمكن بايد وضو هم بگيرد، وگرنه بجاى وضو نيز مجددا تيمم نمايد، واحتياط مستحب آن است كه جنب متيمم پس از آن كه خودش طواف كرد نايب هم بگيرد. مسأله 477 - بنابر احتياط، مبطون ومسلوس بايد خود را از تعدى نجاست حفظ كرده طواف نمايد، وپس از طواف خود، نايب هم بگيرد. مسأله 478 - اگر كسى بعد از طواف متوجه شود كه تمام طواف واجب را بدون طهارت بجاى آورده است، اعاده آن بعد از تحصيل طهارت بر او واجب است.

[ 195 ]

مسأله 479 - كسى كه در اثناء طواف وقبل از گذشتن از نصف محدث شود بايد طوافش را پس از طهارت از اول شروع نمايد، واگر پس از گذشتن از نصف محدث شود بايد پس از تحصيل طهارت، از موضعى كه محدث شده آن را ادامه دهد، وطوافش صحيح است. مسأله 480 - كسى كه بعد از تمام شدن طواف نسبت به طهارت در حال طواف شك كند نبايد به شكش اعتناء كند، وطوافش صحيح است. مسأله 481 - اگر قبل از طواف ويا در اثناء آن در طهارت خود شك كند، در صورتى كه يقين به طهارت قبلى داشته وفعلا شك در حدث دارد، بنا را بر طهارت گذارد، واگر يقين به حدث داشته وشك در طهارت بعدى دارد بايد وضو گرفته و سپس طواف نمايد. 2 و 3 - طهارت بدن ولباس مسأله 482 - براى صحت طواف شرط است كه بدن ولباس طواف كننده از همه نجاسات حتى نجاساتى كه در نماز معفو است (مثل خون كمتر از درهم يا خون قروح وجروح) پاك باشد، بلى اگر اجتناب از خون قروح و جروح مشقت داشته باشد طواف با آن جايز است.

[ 196 ]

مسأله 483 - اگر پس از طواف علم به نجاست بدن يا لباس پيدا كند طوافش صحيح است، واگر در اثناء طواف متوجه نجاست بدن ولباس گرديد ويا نجاستى بر آن عارض شد چنانچه ممكن است در اثناء طواف بدون انجام عمل منافى با طواف، نجاست را بر طرف نمايد (مثلا لباس نجس اضافى را بيرون آورد) در اين صورت ازاله نجاست كرده، و طواف را تمام مىنمايد، و چنانچه متمكن از ازاله نجاست در اثناء طواف نيست، واگر به سه شوط ونصف نرسيده، پس از ازاله نجاست طواف را از نو شروع كند، واگر به چهار شوط رسيده بعد از آن كه لباس و بدن را بيرون از طواف، تطهير كرد، طوافش را تكميل نمايد، و اگر بين سه و نيم و چهار شوط است احتياطا بعد از تطهير، طواف را تتميم كرده و نماز طواف را بخواند ودوباره نماز وطواف را تجديد نمايد. مسأله 484 - كسى كه در اثر فراموشى، با بدن يا لباس نجس طواف كرده، بنابر اقوى پس از توجه بايد طواف را اعاده كند. 4 - ختان براى مردان مسأله 485 - ختنه براى مردان وهم چنين پسران نا بالغ شرط صحت طواف است. بنابر اين اگر بچه ختنه نشده را ولى او محرم كند وطواف دهد، ازدواج براى او جايز نيست مگر آن كه پس از ختان در صورت تمكن خودش و در غير اين صورت نايبش، طواف حج و سعى (و تقصير را بنابر احتياط واجب) و طواف نساء را مجددا انجام دهد.

[ 197 ]

5 - ستر عورت مسأله 486 - ستر عورت به مقدارى كه در نماز واجب است در طواف نيز لازم است، وطواف عريان اگر چه ناظرى هم وجود نداشته باشد باطل است. 6 - مباح بودن لباس مسأله 487 - اگر جامه احرام ويا كفش ويا لباسهاى ديگر شخص طواف كننده غصبى باشد طواف باطل است. 7 - نيت مسأله 488 - طواف كننده بايد طواف را به عنوان امتثال فرمان الهى انجام دهد، ولازم است نوع طواف را مشخص نمايد كه طواف عمره است، يا طواف حج، يا طواف نساء و.....

[ 198 ]

واجبات طواف واجبات طواف هفت چيز است: 1 - ابتداء وختم طواف به حجر الاسود. بنابر اين شروع به طواف از غير آن وختم به غير آن صحيح نيست، و محاذات عرفى با حجر در ابتدا وانتهاى طواف كافى است، ولى لازم است كمى قبل از رسيدن به مقابل حجر، نيت، كند تا طواف از ابتداى محل شروع گردد، واين مقدار اضافه طواف كه از باب مقدمه علميه انجام مىگيرد اشكال ندارد. 2 - سمت چپ قرار گرفتن خانه كعبه. در هنگام طواف خانه كعبه عرفا بايد سمت چپ طواف كننده قرار گيرد، ودقت عقليه در اين امر لازم نيست، پس اگر در هنگام طواف، خانه كعبه در سمت راست قرار گيرد، ويا پشت به خانه و يا

[ 199 ]

رو به خانه طواف كند، ولو به يك قدم (عمدا ويا سهوا)، هر چند به جهت ازدحام جمعيت باشد، آن مقدار از طواف صحيح نيست، وبايد پس از تدارك، بقيه طواف را بجا آورد. بنابر اين اگر در اثناء طواف كسى قصد بوسيدن بيت را دارد، براى اين كه طواف او مورد اشكال قرار نگيرد بايد كاملا اين مسأله را رعايت نمايد، وچنانچه به علت ازدحام، رعايت اين مسأله، با بوسيدن بيت ويا انجام ساير مستحبات ممكن نيست، لازم است با صرف نظر از انجام مستحبات سعى كند كه طواف به نحو صحيح انجام گردد. 3 - داخل نمودن حجر اسماعيل (1) در طواف. اگر طواف كننده در هنگام طواف داخل در حجر گردد، آن شوط ار طواف باطل مىشود، وبايد مجددا آن شوط را انجام داده وطواف را تكميل نمايد، وپس از تكميل طواف ونماز آن، احتياط به اعاده طواف ونماز طواف ترك نشود.


(1) حجر اسماعيل محلى در كنار بيت است، كه مدفن حضرت اسماعيل (عليه السلام) ومادرش هاجر، وعده‌اى از انبياء ديگر است.

[ 200 ]

4 - خارج بودن تمام بدن از حجر اسماعيل وبيت و هر چيزى كه از بيت شمرده مىشود. بنابر اين طواف از داخل بيت يا بر ديوار حجر اسماعيل ويا بر شاذروان (1) كعبه صحيح نيست، واگر قسمتى از طواف به اين نحو انجام گيرد تدارك آن لازم است، بلكه احتياط واجب آن است كه در حال طواف ديوار بيت را مسح نكند، وبر روى ديوار حجر اسماعيل دست نگذارد.


(1) شاذروان قسمت سنگ چين پايين خانه كعبه است، كه در بناء جديد بيرون از خانه مانده است. 5 - انجام طواف بين خانه ومقام حضرت ابراهيم (ع). بنابر احتياط واجب بايد طواف بين خانه ومقام حضرت ابراهيم (عليه السلام) انجام گيرد، ومراعات اين مقدار فاصله با بيت كه حدود 5 / 26 ذراع است، در جميع جوانب در طول طواف لازم است، لكن در طرف حجر اين فاصله از ديوار حجر به بعد محاسبه مىگردد. مسأله 489 - در صورت ازدحام طواف كنندگان، تا حدى كه عرفا اتصال آنان محفوظ باشد، در فاصله بيشتر از حد مذكور، در پشت مقام ابراهيم (عليه السلام) نيز طواف صحيح است، ودر اين حال تفاوتى بين مضطر وغير آن نيست.

[ 201 ]

6 - انجام طواف در هفت شوط. مسأله 490 - اگر شخصى در ابتداء يا در بين طواف قصد كمتر يا بيشتر نمودن طواف واجب را بنمايد بنابر احتياط واجب، طواف او باطل، وكم وزياد كردن طواف به قصد تشريع معصيت است. مسأله 491 - اضافه كردن مقدار كمى قبل از شروع طواف، ويا پس از آن از باب مقدمه علميه (به جهت مطمئن شدن به انجام مقدار لازم طواف) اشكال ندارد. مسأله 492 - اگر سهوا كمتر از يك دور طواف اضافه كرده باشد واجب است آن را قطع نمايد، وطواف او صحيح است، واگر طواف سهوى يك دور كامل يا بيشتر شود، احتياط مستحب آن است كه به قصد استحباب آن را تا هفت شوط تكميل نمايد، وسپس قبل از سعى، نماز طواف واجب را بخواند، وبعد از سعى، نماز طواف مستحب را بجاى آورد. 7 - موالات در طواف. يعنى طواف را پى در پى انجام دهد، ودر بين طواف كارى نكند كه عرفا منافى موالات باشد. مسأله 493 - موالات از شرايط طواف واجب است، ودر طواف مستحب موالات شرط نيست.

[ 202 ]

مسأله 494 - اگر شخصى قبل از خارج شدن از مطاف، وقبل از به هم خوردن موالات، متوجه ناقص بودن هفت شوط شود، چه يك دور كامل باشد يا كمتر، وچه طواف واجب وچه مستحب، بايد آن را تكميل نمايد، و اگر پس از به هم خوردن موالات باشد، در طواف مستحب بايد نقص را تكميل كند، وطواف او صحيح است، و در طواف واجب اگر نقص سهوى باشد و چهار شوط را تمام كرده باشد بايد بقيه را تكميل كند، ودر صورتى كه كمتر از چهاز شوط طواف كرده باشد، بايد تمام طواف را مجددا انجام دهد. واگر از سه ونيم گذشته و به چهار نرسيده است احتياط در تكميل اشواط واعاده است. مسأله 495 - كسى كه بعض از اشواط را فراموش كند، وبعد از خروج از مكه متوجه شود، حكمش حكم كسى است كه تمام طواف را فراموش كرده است كه در مسأله 468 گذشت. مسأله 496 - اگر بعد از فراغ از طواف در صحت طواف ويا در عدد اشواط شك كند، چنانچه يك طرف شك هفت باشد، به شك خود اعتنا ننمايد، وبنا را بر صحت گذارد، ونيز اگر در پايان شوط هفتم شك كرد كه شوط هفتم طواف او است يا شوط هشتم، اعتناء به شك نكند، وطواف او صحيح است.

[ 203 ]

مسأله 497 - اگر در صحت طواف واجب، يا عدد اشواط آن در اثناء طواف شك كند چه نزد ركن باشد يا قبل از آن، وچه شك بين شش وهفت باشد ويا پنج وشش ويا كمتر، وچه احتمال زياده بدهد ويا احتمال ندهد، طواف او باطل است، و بايد آن را از نو بجا آورد، ولى در طواف مستحبى بنا را بر اقل گذارده، و آن را تكميل نمايد، واعاده لازم نيست. مسأله 498 - اگر عمدا يك دور يا بيشتر از يك دور به طواف بيافزايد، وبه قصد آن كه جزء طواف ديگر باشد، قران بين طوافين است كه در طواف مستحب مكروه، و در طواف واجب حرام است بلكه بنابر احتياط واجب سبب بطلان طواف نيز مىشود، چه از اول اين قصد را داشته باشد، ويا در بين طواف ويا آخر آن قصد كرده باشد، ولى اضافه كردن به طواف به قصد لغويت آن مقدار، ضررى به طواف نمىزند. مسأله 499 - اگر ازدحام جمعيت انسان را مقدارى در طواف جلو ببرد، در صورتى كه به كلى اختيار از او گرفته نشود، وقصد طواف داشته باشد، طواف او اشكال ندارد.

[ 204 ]

مسأله 500 - طواف وسعى با چرخهاى معمول، يا نشستن در طبق، يا سوار شدن بر دوش ديگران، در حال اختيار نيز اشكال ندارد، ولى اگر با پاى خود طواف كند ثواب آن زيادتر است، و توجه به اين نكته ضرورى است كه در حال طواف و سعى شخص بايد قصد طواف والتفات به آن داشته باشد، بنابر اين طواف وسعى افرادى كه روى چرخ ويا طبق طواف وسعى مىكنند اگر در حال طواف وسعى بخواب روند محل اشكال است.

[ 205 ]

مسائل متفرقه طواف 501 س - اگر كسى در حج تمتع به تصور اين كه فقط طواف نساء واجب است طواف زيارت را ترك نموده، وتنها طواف نساء ونماز آن را انجام داده تكليفش چيست؟ ج - در فرض سؤال، كه طواف حج از جهت جهل به مسأله ترك شده حج باطل است، و بايد در سال بعد بجا آورد، ونظر به اين كه محتمل است از احرام بيرون نيامده باشد، احتياطا از نزديكى با زن قبل از انجام اعمال عمره مفرده دورى كند. 502 س - شخصى در سال گذشته كه حج تمتع واجب خود را انجام مىداده، تنها نماز طواف را به گمان اين كه كفايت مىكند بدون طواف، انجام داده است و سپس باقى اعمال را انجام داده، آيا چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - با فرض اين كه طواف حج را از روى جهل به مسأله ترك كرده، وبه محلش برگشته است بايد حج را اعاده كند. واحتياطا از نزديكى با زن قبل از انجام اعمال عمره مفرده دورى كند.

[ 206 ]

503 س - اگر كسى طواف را فراموش كند، آيا مىتواند در ماههاى غير حج انجام دهد؟ ج - مانع ندارد، وپس از انجام طواف، سعى را اعاده نمايد. 504 س - اگر كسى طواف عمره را فراموش كرد، ويا آن را ناقص انجام داد ودر عرفات بياد آورد، تكليف چيست؟ وآيا انجام ويا تتميم آن فوريت دارد. ج - اگر امكان مراجعت وانجام اعمال ورسيدن به وقوف را دارد بايد برگردد، والا مىتواند بعد از اعمال منى آن را تدارك كند. 505 س - كسى كه بعد از تقصير در عمره تمتع متوجه شود كه وضوى او باطل بوده يا وضو نداشته، وبا اين حال طواف كرده ونماز طواف خوانده است، وظيفه او چيست؟ ج - طواف ونماز وسعى وتقصير را اعاده كند، وعمره او صحيح است. 506 س - كسى در شوط آخر محدث شده است، وبدون طهارت شوط را اتمام كرده، وبعد وضو گرفته وطواف را اعاده نموده است، ونماز وسعى وتقصير را انجام داده است، آيا صحيح است و وظيفه او چيست؟ ج - اقوى صحت عمره وحج تمتع است، ولى بايد قسمتى از طواف را كه بى وضو انجام داده با وضو بجا آورد، وبعد از آن نماز طواف بخواند.

[ 207 ]

507 س - كسى كه وظيفه او وضوى جبيره‌اى وتيمم است اما از روى جهل، بدون تيمم اعمال عمره را انجام داده است، وظفيه او چيست؟ ج - اگر وقت انجام عمل نگذشته، طواف ونماز آن وسعى وتقصير را اعاده نمايد. 508 س - كسى كه وظيفه او تيمم بدل از وضو ويا بدل از غسل است ولى بجاى تيمم وضو گرفته ويا غسل كرده است، وطواف ونماز خود را بجاى آورده تكليفش چيست؟ ج - اگر وقت انجام عمل نگذشته، بايد تيمم كند وطواف ونماز وسعى وتقصير را اعاده نمايد. 509 س - زنى كه در پشت ناخن وانگشتهاى او، لاك چسبيده، و با اين كيفيت، اعمال حج را بجا آورده، ونمى دانسته كه اين رنگ لاك، مانع براى وضو وغسل مىباشد در اين صورت آيا اعمال او صحيح است يا خير؟ و چنانچه پس از انجام اعمال حج، متوجه شود چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - در فرض سؤال، طواف او باطل است، واحرام او باقى است، واگر در ذيحجه در مكه متوجه شود بعد از ازاله مانع، غسل يا وضو بگيرد، وطواف حج و سعى و طواف نساء را بجا آورد وعمره مفرده نيز بجا آورد با طواف نساء، ومحل شود، و در سال بعد حج واجب را بجا آورد، واگر بعد از ذيحجه متوجه بطلان طواف شود، عمره مفرده بجا آورده، وچنانچه در خارج از ميقات باشد

[ 208 ]

لازم است مجددا در ميقات رجاءا محرم شود وبه مكه برود، واعمال عمره مفرده را با طواف نساء بجا آورد تا محل شود، ودر سال بعد حج واجب خود را بجا آورد. 510 س - شخصى در طواف عمره تمتع در اثر فشار احساس مىكند كه لنگ احرامش‌تر و نجس شده، ولى اعتنا نمىكند، و با همان حال طواف را تمام مىكند، و نماز طواف وسعى وتقصير را انجام مىدهد، وبه منزل مىرود، بعد از بررسى مىبيند مقدارى نجاست خارج شده واحرامش را آلوده كرده است، يقين پيدا مىكند كه در همان حال طواف چنين شده است، بعد از اعمال حج ومراجعت به وطن به او مىگويند باطل است، مستدعى است حكم الله را با توجه به اين كه نماز و سعى را هم با همان حال انجام داده در باره اين شخص بفرماييد، واگر اعمالش باطل باشد آيا هنوز در حال احرام است يا خير؟ ج - حكم حدث در اثناء طواف را دارد، طواف باطل است، وتفصيل آن در محل خود ذكر شده است. 511 س - شخص حاج كه نمىتواند در حال طواف از ادرار خود جلوگيرى كند، آيا بايد طواف را خودش انجام دهد يا نايب بگيرد؟ ج - حكم طواف مسلوس حكم نماز است ومبطون نايب بگيرد، واحتياط اين است كه خودش بجا آورد ونايب هم بگيرد.

[ 209 ]

512 س - شخصى عمل جراحى انجام داده است، وفعلا كيسه‌اى بسته است كه بول او قطره قطره در آن كيسه مىريزد، لكن نه از مجراى بول، بلكه از موضع جراحى كه در پهلو قرار داده‌اند، آيا اين شخص حكم مسلوس را دارد؟ و هم چنين كسى كه در اثر جراحى مدفوع او در كيسه مخصوص مىريزد، آيا حكم مبطون را دارد يا خير؟ ج - حكم مسلوس ومبطون را دارند. 513 س - شخصى هستم كه در هر پنج دقيقه الى ده دقيقه احتياج به آب دارم آيا مىتوانم با اين حال، عمل حج انجام دهم؟ ج - اگر توانستيد، طواف ونماز آن را با وضو انجام دهيد، واگر فقط طواف را مىتوانيد با وضو انجام دهيد جايز است بعد از تمام شدن طواف وضو را تجديد كنيد، و نماز آن را بخوانيد، واگر تمام طواف را نيز نمىتوانيد با يك وضو بجا آوريد چهار شوط آن را بجا آوريد، وبعد تجديد وضو نموده، سه شوط ديگر آن را انجام دهد، ونماز طواف را بخوانيد، واگر بتوانيد طواف را به يكى از طرق مرقومه انجام دهيد طواف صحيح است، وبقيه اعمال حج، مشروط به طهارت نيست. 514 س - شخصى غسل جنابت را فراموش كرده وبا همان حال اعمال مكه را بجا آورده، وبعدا متذكر شده، اكنون تكليف او چيست، وبين كسى كه در ضمن اعمال حج، غسل مستحبى

[ 210 ]

نموده، فرقى هست يا نه؟ وبنابر لزوم قضاء نسك مشروط به طهارت، معتبر است كه در طول ذيحجه باشد يا نه ووظيفه او نسبت به مباشرت با زنان چيست؟ ج - به نظر حقير بنابر احتياط، غسل مستحبى كفايت از غسل واجب نمىكند، چنانچه قبل از شروع به اعمال، غسل مستحبى بجا آورده، در اين مسأله رجوع كند به كسانى كه غسل مستحبى را كافى از غسل واجب مىدانند، ودر اين صورت حج صحيح و چيزى بر او نيست، واگر غسل مستحبى بجا نياورده نيز حج صحيح است، ولى واجب است طواف عمره تمتع وطواف حج را با نماز آنها قضا كند، هر چند بعد از ماه ذيحجه باشد، واحتياطا سعى را بعد از هر يك از اين دو طواف بجا آورد، واگر نمىتواند نايب بگيرد، وبايد از مباشرت با زن اجتناب كند، وچون شرط نيست كه طواف نساء در ماه ذيحجه بجا آورده شود، مىتواند خودش برود وبجا آورد، ومى تواند هم نايب بگيرد هر چند در غير ذيحجه باشد. 515 س - شخصى بين الاحرامين جنب شده، وفراموش كرده كه غسل كند وهمه اعمال حج را با حالت جنابت انجام داده، اكنون با توجه به اين كه جز طواف و نماز آن، بقيه اعمال حج مشروط به طهارت نيست، واينكه ترك طواف در صورتى مبطل است كه از روى عمد وجهل باشد نه صورت نسيان، وضمنا مىفرمايند غير

[ 211 ]

متمكن از طهورين، در حكم غير متمكن از طواف است، آيا نمىشود ناسى شرط را در حكم ناسى اصل دانست؟ و همان طورى كه نسيان اصل طواف به موجب روايات صحيح معتبره قابل تدارك وجبران است، نسيان شرط را در حكم نسيان اصل، بدانيم؟ چه دليلى بر بطلان حج چنين آدمى است با آن كه به مقتضاى نفى حرج وحديث رفع، معذور است؟ ج - در فرض سؤال بعيد نيست كه نسيان شرط - طهارت - ملحق به نسيان اصل طواف باشد، وعلى هذا حج صحيح است، وبايد طواف حج ونماز آن و طواف نساء و نماز آن را با طهارت انجام دهد، واحتياطا سعى را نيز اعاده نمايد، و اگر از مكه برگشته وبه وطن آمده، در صورت تمكن خودش، والا نايب بگيرد تا طوافين و سعى را بجا آورد، هر چند در غير موقع حج باشد، وچون در اين مسأله به فتواى صحت از علماء اعلام بر خورد نكرده‌ام، بلكه اطلاق كلماتشان، ظهور در بطلان دارد احتياط آنست كه سال ديگر خودش، واگر خودش متمكن نيست نايب بگيرد تا حج تمتع بجا آورد، وتمسك به نفى حرج وحديث رفع در اين مورد به نظر حقير تمام نيست، وتفصيل آن محتاج به مجال وبحث بيشتر است. 516 س - شخصى سهوا غسل مس ميت را نكرده، بعد از اتمام اعمال حج در وطن يادش آمده كه غسل مس ميت را انجام نداده، آيا تكليف اين شخص، حج مجدد است يا نه؟

[ 212 ]

ج - اگر بعد از مس ميت وقبل از حج، غسل جنابت بجا آورده باشد حج او صحيح است، واگر بجا نياورده باشد نظر به اين كه اين جانب اجزاء اغسال مستحبه را از غسل واجب مشكل مىدانم، اگر براى احرام غسل كرده باشد، يا غسل مستحبى ديگرى نموده باشد، به هر يك از مراجع تقليد كه غسل مستحبى را از ساير اغسال مجزى مىدانند رجوع، وبنا را بر صحت حج بگذارد. 517 س - زنى هستم كه چند سال قبل به مكه مشرف شدم، موقعى كه در مدينه بودم در روز ششم عادت زنانگى، خود را پاك ديدم وعادت من همشه بين هفت تا ده روز بوده است، غسل كردم وعازم مكه شدم، ودر مكه مشاهده نمودم كه پاك هستم. پس از طواف، لكه خونى ديدم، غسل نموده به عرفات رفتم، ودر آنجا محتلم شدم، و غسل كردم، عصر همان روز مجددا در عرفات لكه خون ديدم ومجددا غسل كردم، لكن نمىدانم غسل ما في الذمه كردم يا نه؟ بفرماييد حج من چه صورت دارد؟ ج - در فرض مسأله كه در ايام عادت خودتان بين هفت تا ده لكه خون ديده‌ايد حج شما مبدل به حج إفراد شده، وچنانچه طواف زيارت وطواف نساء را با طهارت انجام داده باشيد حج شما صحيح است، وآنچه فعلا بر شما واجب است يك عمره مفرده است، اگر متمكن شويد خود بجا آوريد والا نايب بگيريد تا براى شما بجا آورد، واحتياط استحبابى آن است كه مجددا حج تمتع را علاوه بر عمره مفرده بجا آوريد.

[ 213 ]

518 س - زنى به تصور اين كه پاك شده است، طواف انجام مىدهد، ودر اثناء سعى متوجه مىشود كه هنوز پاك نشده است، آيا سعى او نيز باطل است، واگر بعد از سعى متوجه شود چگونه است؟ ج - در فرض اول سعى را قطع كند وپس از پاك شدن از حيض، طواف ونماز را اعاده كند، واحتياط آن است كه پس از اعاده طواف ونماز، سعى را اتمام و اعاده نمايد، ودر فرض دوم نيز اعاده طواف ونماز لازم، واعاده سعى مبنى بر احتياط است. 519 س - زنى عمره تمتع را انجام داد، بعد متوجه شد كه طواف او باطل بوده است، قبل از اعاده طواف ملاحظه نمود كه عذر زنانه دارد، تكليف او چيست؟ ج - هر وقت عذر او مرتفع شد، طواف ونماز را اعاده كند، واگر قبل از وقوف، پاك نمىشود وبطلان طواف از جهت جهل به مسأله باشد، حج او قهرا مبدل به افراد شده، وپس از حج بايد عمره مفرده بجاى آورد، واحتياطا حج را اعاده كند. 520 س - تكليف زن مضطربه در طواف چگونه است؟ ج - به نحوى كه در نماز عمل مىكند، در طواف نيز عمل نمايد.

[ 214 ]

521 س - اگر زن در شوط چهارم يا پنجم طواف عمره تمتع حائض شود، و مىداند تا قبل از عرفات پاك نخواهد شد آيا مىتواند نايب بگيرد يا حج او مبدل به افراد مىشود؟ ج - بعد از شوط چهازم اگر زن حائض شود عمره تمتع او صحيح است، و سعى و تقصير را با همان حال حيض انجام دهد، ودر موقع حج محرم به احرام حج تمتع شود، و بعد از پاك شدن، قضاى باقيمانده از طواف عمره را بجا آورد، واگر تا وقت حركت همراهان از مكه پاك نشد، وناچار است با آنها برود، جايز است براى طواف حج وهم چنين قضاى باقيمانده طواف عمره، نايب بگيرد. 522 س - اگر زن در عمره تمتع بعد از سه شوط ونيم وقبل از چهار شوط، حائض شد وتا قبل از رفتن به عرفات، پاك نمىشود، وظيفه او چيست؟ ج - طواف را رها نموده، سعى وتقصير را احتياطا انجام دهد، وتروك احرام را ترك نمايد، ورجاءا محرم به احرام حج تمتع شود، واعمال آن را به قصد ما فى الذمه از تمتع و إفراد انجام دهد، و پس از پاك شدن، ابتدا طواف ناقص عمره را تكميل نموده، نماز بخواند و سپس بقيه طوافها را بجاى آورد، واحتياطا عمره مفرده نيز انجام دهد.

[ 215 ]

523 - اگر زن پس از اعمال حج، اثر عادت در خود ببيند، وشك كند كه پيش از انجام عمل حايض شده، يا بعد از تمام شدن اعمال، حج او صحيح است يا خير؟ ج - اعتنا به اين شك نكند، وحج او محكوم به صحت است. 524 س - در صورتى كه زنها بتوانند با خوردن قرص، عادت زنانه را عقب بيندازند تا بتوانند عمره را تمام نموده ومحرم به حج شوند، ومجبور نشوند احرام عمره را بدل به احرام حج نمايند، آيا خوردن قرص وعقب انداختن عادت لازم است يا نه؟ ج - تأخير انداختن عادت، لازم نيست. 525 س - زنى كه به واسطه خوردن قرص ويا تزريق آمپول جلو عادت زنانه را گرفته، لكن در ايام عادت روزى يك لحظه خون مىبيند، آيا طواف ونماز با وضع مذكور صحيح است يا خير؟ ج - بايد اختبار كند، اگر تا سه روز متوالى داخل آلوده به خون است حيض است، والا با انجام اعمال مستحاضه طواف ونماز او صحيح است. 526 س - زنى در حال طواف، مستحاضه قليله مىشود، وظيفه او چيست؟

[ 216 ]

ج - اگر بعد از تمام شدن دور چهارم باشد، پس از تجديد وضو وتطهير بدن و لباس طواف را تمام كند، واگر در بين سه ونيم وچهار شوط باشد، به احتياط واجب پس از تجديد وضو وتطهير، آن را اتمام وسپس اعاده نمايد، و اگر قبل از سه ونيم شوط باشد، اعاده لازم است. 527 س - مستحاضه كثيره هر گاه براى نماز يوميه وظيفه‌اش را انجام داد، تجديد غسل برى طواف لازم است يا نه؟ وبر فرض لزوم غسل ديگرى براى طواف، آيا همان غسل براى نماز طواف هم كافى است يا نه؟ ج - اگر بعد از غسل براى نماز يوميه خون نبيند تجديد غسل، لازم نيست، واگر خون ببيند براى هر كدام از طواف ونماز طواف، يك غسل احتياطا بجا آورد، و اگر فاصله بين غسل وطواف زياد مىشود مثل اين كه در نزديك مسجد الحرام نتواند غسل كند، احتياطا در موقع ورود به مسجد تيمم بدل از غسل هم بنمايد. 528 س - زن مستحاضه كه بايد براى هر نماز وطواف غسل كند طبق وظيفه‌اش غسل كرد ويا وضو گرفت وطواف را شروع كرد، بين طواف نماز ظهر شروع شد، نماز را خواند، و با همان طهارت اول، بعد از نماز، طواف را ادامه داد، آيا طوافش صحيح است؟ ج - اگر از هنگام غسل تا آخر طواف خون قطع بوده، طواف صحيح است، و در غير اين صورت احوط آن است كه اين طواف را تمام كند، وپس از غسل اعاده نمايد.

[ 217 ]

529 س - زن مستحاضه‌اى بعد از غسل ووضو مشغول طواف مىشود، در اثناء طواف لك مىبيند، وظيفه او چيست؟ ج - اگر خون او مستمر است وبه وظيفه عمل كرده، با تحفظ از خروج خون چيزى بر او نيست، ودر غير اين صورت حكم حدث جديد را دارد. 530 س - هر گاه زن قرشيه پس از شصت سال، وغير قرشيه پس از پنجاه سال، چند روز متوالى خون ببيند كه همه به اوصاف حيض باشد در طواف ونماز چه كند؟ ج - حكم مستحاضه را دارد، وحكم حيض بر خون مزبور مترتب نيست، حتى در صورت توالى يا داشتن صفات. 531 س - زنى به حساب شناسنامه، بيش از پنجاه سال شمسى دارد، ويك سال ونيم خون نديده است، ولى در عرفات خون مىبيند، بنابر اين آيا در يائسگى او مىتوان ترديد داشت يا نه، ووظيفه او چيست؟ ج - اگر اطمينان دارد كه پنجاه سال قمرى او تمام شده، و سيده نيست، حكم مستحاضه را دارد. 532 س - زنى كه حيض نمىشود، ولى هر دو ماه يكبار، دو سه روزى لك وترشحات مىبيند، وظيفه‌اش چيست؟ ج - اگر خون تا سه روز استمرار ندارد، ولو به اين نحو كه پس از خارج شدن تا اين مدت باطن فرج آلوده باشد، حكم استحاضه را دارد.

[ 218 ]

533 س - زنى مسأله را نمىدانست، بعد از پاك شدن از حيض، خيال مىكرده جنب است ولذا غسل جنابت را نيت مىكرد وبا همين حال حج انجام داد، بفرماييد حج او چگونه است؟ ج - اگر منظور او غسل براى حدثى كه از خون داشته است باشد و اسم آن را جنابت گذاشته، عملش صحيح است. 534 س - كسى در شوط ششم طواف، نجاستى در بدن ديده، ويقين كرده كه از شوطهاى قبل اين نجاست در بدن او بوده است، بدون توجه به مسأله، طواف را تكميل كرده، وبعدا بدن را تطهير نموده، وطواف را اعاده كرده است، وعمره را تمام كرده است، آيا عمل او صحيح است يا خير؟ ج - بايد مقدارى از طواف را كه بعد از يقين به نجاست باقى مانده اعاده كند، و بعد نماز طواف را بخواند، وظاهر اين است كه از احرام خارج شده، وعمل صحيح است. 535 س - شخصى در حين طواف، اندكى خون در بينى خود مىبيند، وآن را با دستمال پاك مىكند، وطواف خود را تمام مىنمايد، آيا اين طواف صحيح است؟ ج - اگر ظاهر بينى او نجس شده بايد بينى خود را آب بكشد، وطواف را تكميل يا اعاده كند به تفصيلى كه در محل خود ذكر شده، واگر بدون تطهير بينى، طواف را ادامه داده، احتياط آن است كه بعد از تكميل ونماز، طواف ونماز را اعاده كند.

[ 219 ]

536 س - حكم محمول متنجس در طواف چيست؟ ج - اگر ساتر نباشد اشكال ندارد. 537 س - شخصى در حين تولد سر حشفه او مقدارى ختنه بوده، وبه اصطلاح مختون غيبى بوده، ديگر او را ختنه نكردند وبه همان اكتفا شده، وبا اين حال حج نموده، در اين صورت حج او از جهت طواف ونماز وساير مناسك اشكالى دارد يا نه؟ و اگر اشكال پيدا كرده با اتيان عمره مفرده، جبران مىشود يا نه، ونسبت به زن چه حكمى دارد، به او حرام مىشود يا نه؟ ج - اگر حشفه در غلاف نباشد و صدق اغلف نكند طواف ونماز او صحيح است و اگر صدق كند كه اغلف است بعد از ختنه شدن طواف حج وطواف عمره وطواف نساء و نمازهاى آنها را مجددا بايد خودش، و در صورت عدم تمكن نايبش بجا آورد، و تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود. 538 س - بچه اى كه ختنه نشده ومحرم شده، آيا ولى او مىتواند بعد از احرام طفل از جانب طفل نيابت كند يا نه؟ ج - نيابت قبل از ختنه صحيح نيست وبعد از ختنه تا وقتى كه آن طفل خودش يا نايبش طواف را بجا نياورد از احرام خارج نمىشود. 539 س - اگر از قول اهل خبره اطمينان پيدا كند كه ختان براى او ضرر دارد، تكليفش در طواف چيست؟ ج - خودش طواف كند، وبنابر احتياط واجب نايب هم بگيرد.

[ 220 ]

540 س - اگر مقدارى از موهاى سر زن يا جاهاى ديگر بدن او كه بايد در حال طواف بپوشاند ظاهر باشد، آيا به طواف او ضرر مىرساند يا نه؟ واگر با ظاهر بودن موى سر طواف را انجام داده، طواف او باطل است يا نه ج - طواف حكم نماز را دارد، وعدم رعايت ستر اگر عمدى باشد موجب بطلان طواف است، ولو جاهل باشد. 541 س - حمل مغصوب در حال احرام خصوصا در حال طواف چه صورت دارد؟ ج - اگر طواف موجب تصرف در مغصوب شود، باطل است. 542 س - شخصى كه با پول خمس نداده لباس احرام بخرد وبا آن محرم شده وطواف ونماز بجا آورد، وظيفه‌اش چيست؟ ج - اگر با عين پول خمس نداده لباس احرام بخرد اشكال دارد. 543 س - اگر با پولى كه معلوم نيست متعلق خمس است يا نه، لباس احرام بخرد، آيا لازم است خمس آن را بدهد، واگر نداد طواف با آن چه صورت دارد؟ ج - با فرض شك لازم نيست خمس بدهد، وطواف صحيح است، هر چند احتياط مطلوب است. 544 س - در مطاف چيزهايى از افراد مىافتد از قبيل ساعت، احرامى، وغيره، وكسانى كه طواف مىكنند پا روى آن مىگذارند، آيا براى طواف ضرر ندارد وموجب بطلان آن نمىشود؟ ج - موجب بطلان طواف نمىشود.

[ 221 ]

545 س - اگر انسان مىداند كه پاگذاشتن روى احرامى ديگران موجب اذيت وعدم رضايت او مىگردد، آيا اين عدم رضايت او به طواف ضرر ندارد؟ ج - به طواف ضرر نمىزند، ولى نبايد موجب اذيت ديگران را فراهم آورد. 546 س - اگر در حال طواف يا سعى، انسان مقدارى غافل شود، مثلا در مقدارى از يك شوط يا در مقدارى از هر يك از اشواط فكرش متوجه موضوعات ديگر شود واز سعى يا طواف غافل شود، همان طورى كه در نماز هم اتفاق مىافتد چه صورت دارد؟ ج - حضور قلب در طواف ونماز آن لازم است، وشرط قبول وكمال است، ولى غفلت در آن احيانا موجب بطلان نيست، در صورتى كه اصل طواف را با توجه و شرايط شروع كرده باشد، واگر از او سؤال شود كه چكار مىكنى بگويد طواف مىكنم، و همين طور در سعى. 547 س - شخصى در اثناء طواف بر اثر فشار جمعيت چند گام به جلو رانده شده است. پس از آن به جاى اين كه همان مقدار را جبران كند، شوط ديگرى آورده، كه مجموعا هفت شوط تمام ويك شوط ناقص مىشود، آيا اين طواف صحيح است؟ ج - طواف او اشكال دارد وبايد آن را اعاده كند.

[ 222 ]

548 س - كسى نيت طواف را در دل گذرانده وبه قصد طواف حركت مىكند، مقدارى كه مىآيد گمان مىكند نيت طواف را بايد به زبان بگويد، لذا بر مىگردد و نيت را با زبان مىگويد وطواف را از نو شروع مىكند، آيا طوافش صحيح است يا خير؟ ج - صحت طواف بعيد نيست. 549 س - كسى كه مىداند يا احتمال مىدهد كه مقدارى از طوافش را بدون اختيار انجام مىدهد، يعنى جمعيت او را مىبرند، آيا مىتواند از اول نسبت به آن مقدارى كه جمعيت او را مىبرند نيز قصد طواف كند، وآن مقدار را مثل طواف سواره حساب كند؟ ج - بايد طواف را شروع كند، واگر در اثناء بدون اختيار او را بردند همان مقدار را جبران كند وطواف را ادامه دهد. 550 س - كسى تو هم كرده است كه در طواف، مقدارى در اثر فشار جمعيت برده شده ولى براى او جز مىنيست، وچون نمىتوانسته برگردد وتدارك كند، بقيه شوط تا محل تدارك را به قصد احتياط ورجاء انجام مىدهد، كه اگر شوط او باطل است زيادى لغو باشد، واگر شوط او صحيح است زياده از طواف باشد، وبعد بقيه اشواط طواف را بجا آورده واين شوط را به حساب نياورده است، آيا اين طواف صحيح است يا خير؟ ج - صحيح نيست.

[ 223 ]

551 س - شخصى در شوط دوم طواف شك مىكند كه آيا طواف را به نيت منوب عنه يا به نيت خود آغاز كرده است، وظيفه او چيست؟ ج - احتياط آن است كه طواف را به نيت منوب عنه اتمام كند وپس از نماز، دو مرتبه آن را با نماز ديگر اعاده كند. 552 س - مواردى كه بايد احتياطا طواف را تمام كند ونماز طواف بخواند وطواف را با نمازش اعاده كند، آيا اگر يك طواف به قصد اعم از تمام واتمام (يعنى چنانچه آن مقدار انجام شده، باطل بوده تمام هفت شوط را قصد طواف داشته باشد، وچنانچه صحيح بوده به متمم آن قصد طواف داشته باشد) انجام دهد و دو ركعت نماز بخواند، كافى است يا خير؟ ج - اين عمل صحيح نيست وترديد در نيت است. 553 س - كسى در شوط چهارم از حجر الاسود تا اول حجر اسماعيل را پيمود، و فكر كرد كه چون اول شوط چهارم نيت جدا در اين شوط نداشته بايد اين قسمت شوط را اعاده كند لذا بقيه شوط را بدون نيت رفته، واز حجر الاسود به قصد شوط چهارم طواف كرده است، آيا اشكالى در طواف حاصل مىشود؟ ج - اشكال دارد.

[ 224 ]

554 س - شخصى جهلا در عمره تمتع، طواف را قبل از حجر الاسود شروع نموده، در همان مكان شروع، ختم كرده، تكليف اين شخص چيست؟ ج - در فرض سؤال كسى كه جهلا يك شوط از طواف عمره را ناقص نموده، اگر قبل از فوت موالات حكم را بفهمد واجب است شوط ناقص را تكميل كند وعمره او صحيح است، واگر بعد از فوت موالات بفهمد احتياطا اول شوط ناقص را تكميل نمايد، و نماز طواف را بخواند، و دو مرتبه طواف و نماز آن را اعاده نمايد، و همچنين سعى را، واگر وقتى بفهمد كه از جهت ضيق وقت نمىتواند عمره تمتع را تمام كند، وظيفه او مبدل به حج إفراد مىشود، بنابر اين در مورد سؤال كه طواف عمره را جهلا ناقص كرده، بعد از اعمال حج احتياطا عمره مفرده بجا آورد، و سال بعد مجددا عمره وحج تمتع را بجا آورد. 555 س - شخصى در اثناء طواف به خاطر تقبيل ولمس بيت الله الحرام از مسير خود منحرف شده، و نمىداند در بازگشت، طواف را از همان نقطه كه رها كرده بود ادامه داده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟ ج - اگر ملتفت بوده از همان محلى كه طواف را رها كرده شروع كند، وبعدا شك عارض شده، حكم به صحت نمايد، ودر غير اين صورت اكتفا به طواف مزبور محل اشكال است.

[ 225 ]

556 س - شخصى در حال طواف، كعبه را بوسيده است و احتمال مىدهد كه در آن حال چند قدم راه هم رفته باشد، فعلا وظيفه او چيست؟ والبته اين شك بعد از عمل براى او حادث شده است. ج - طواف او صحيح است. 557 س - فتواى حضرت آيه الله اين است كه در طواف اگر وارد حجر اسماعيل شود بايد آن شوط را از سر بگيرد، بنابر اين اگر مطوفى يك نفر حاج را كه طواف مىدهد اشتباها وارد حجر نمود وبعد از متذكر شدن، او را از حجر بيرون آورد واز همانجا طواف را تمام كرد، اكنون پس از دو سال اين مطوف متوجه فتواى حضرتعالى گرديد، تكليف چيست؟ آيا بايد به خود حاج بگويد، يا لازم نيست، وبدون گفتن به حاج مىتواند از طرف او طواف را انجام دهد، ويا براى او نايب بگيرد؟ ج - در فرض سؤال، كفايت حج مزبور از حجة الاسلام محل اشكال است، واحتياط لازم آن است كه اگر در غير اشهر حج مشرف شود عمره مفرده بجا آورد، ودر اشهر حج نيز حجة الاسلام خود را اعاده نمايد، واگر در اشهر حج مشرف شود، اول عمره وحج تمتع را بجا آورد وبعد عمره مفرده بجا آود، ودر حال حيات منوب عنه جايز نيست مطوف نايب بگيرد، ولازم است خود حاج حكم مسأله را بداند و به وظيفه خود عمل كند.

[ 226 ]

558 س - حاج پس از محل شدن از عمره تمتع قبل از وقوف به عرفات يا در عرفات يا بعد از حج متوجه مىشود كه طواف را از ميان حجر اسماعيل انجام داده و لباس پوشيده، اكنون حج او صحيح است يا نه؟ و در هر حال كفاره آن چيست؟ ج - در فرض سؤال، طواف او باطل است واحرام عمره او باقى است، وبايد طواف و نماز آن وسعى را ثانيا بجا آورد، و بعد تقصير نمايد، وآنگاه محرم به احرام حج شود، وبراى وقوف عرفات برود، واگر وقت او تنگ است به طورى كه اگر بخواهد اعمال مزبوره را بجا آورده و عمره را تمام كند اعمال حج ولو اضطرارى آن را درك نمىكند با همان احرام عمره، نيت خود را تبديل به حج افراد نمايد، و حج را تمام كند، وبعد عمره مفرده بجا آورد، واگر وقت او به قدرى است كه مىتواند اعمال عمره تمتع را تمام كند و از اعمال حج، وقوفين اضطرارى را درك كند اعمال عمره تمتع را تمام كند، وباز محرم به احرام حج تمتع شود، واعمال اضطرارى حج تمتع را بجا آورد، وسال بعد ثانيا حج تمتع را انجام دهد، وكفاره آن اگر تقصير به گرفتن ناخن باشد بنابر احتياط لازم قربانى نمودن يك گاو است، وهم چنين است حكم، اگر جماع كرده باشد. واگر بعد از حج متوجه شده، حج او مبدل به حج إفراد شده وبايد عمره مفرده بجا آورد، ودر سال بعد هم حج تمتع را انجام دهد.

[ 227 ]

559 س - طواف عمره تمتع را از داخل حجر اسماعيل انجام داد وتقصير كرد و از احرام خارج شد ودر وقت طواف حج متوجه شده اكنون تكليف او چيست؟ ج - حج او مبدل به حج افراد مىشود وبايد بعد از اكمال حج، عمره مفرده بجا آورد ولى مجزى از حجة الاسلام نيست وبايد سال بعد حج تمتع را بجا آورد. 560 س - اگر حاج وسط طواف، داخل حجر اسماعيل شد ودر همان وقت ويا بعد از طواف وسعى وتقصير فهميد تكليف او چيست؟ ج - اگر چهار شوط را تمام كرده هر وقت فهميد، ناقص را تمام كند، و نماز طواف را بجا آورد، واگر سعى كرده سعى را اعاده كند، واگر قبل از سه شوط و نيم بوده، شوطهاى گذشته باطل است، وبايد طواف را از سر بگيرد، وبعد از نماز طواف، سعى را بجا آورد، واگر از سه شوط ونيم گذشته وبه چهار نرسيده آن را تمام كند با دو ركعت نماز، وبعد يك هفت شوط طواف ونماز وسعى را بجا آورد. 561 س - شخصى در عمره تمتع، حجر اسماعيل را داخل در طواف ننموده، و نماز طواف عمره تمتع وسعى بين صفا ومروه را بجا آورده، وتقصير كرده، ولباس مخيط نيز پوشيده، پس از التفات مجددا لباس احرام پوشيده، واعمال را به وجه صحيح دوباره بجا آورده، آيا حج او صحيح است يا نه؟

[ 228 ]

ج - در فرض سؤال عمره او صحيح است، ودر صورت جهل به مسأله چنانچه ظاهر سؤال است كفاره هم ندارد، وهمين طور اگر از جهت نسيان باشد. 562 س - چون بعضى از حجاج در طواف عمره دچار اشتباه مىشوند، مثل اين كه طواف را از داخل حجر انجام مىدهند، ويا سعى را قبل از طواف انجام داده و تقصير هم مىكنند، آيا اين عمل صدمه‌اى به احرام آنها وارد مىآورد، يا هنوز به احرام خود باقى هستند، وبايد عمل طواف ونماز وسعى و هم چنين تقصير را به طور صحيح انجام دهند، واشتباه اول ضررى ندارى، حكم آن را مرقوم فرماييد. ج - طواف از داخل حجر باطل است، واگر ثانيا اعمال مزبوره را با ترتيب لازم و صحيح انجام دهند كافى است، و اشتباه اول مضر به احرام نيست واگر طواف را صحيح انجام داده ولى سعى را مقدم نموده، بايد مجددا سعى كند وتقصير نمايد. 563 س - كسى كه به حدود مطاف آگاهى ندارد، بعد از فراغ از طواف شك مىكند كه در مطاف بوده است يا نه، آيا طوافش صحيح است؟ ج - اگر از اول در مطاف بوده وشك در خارج شدن دارد، طوافش صحيح است. و اگر از اول شك دارد، با جهل مذكور در سؤال، نمىتواند به طواف مزبور اكتفا كند.

[ 229 ]

564 س - گاهى مأمورين نظافت مسجد الحرام از كنار كعبه دست به دست هم مىدهند و همان طور توسعه مىدهند تا انسان از مطاف خارج مىشود، آيا به همين مقدار بيرون كردن از مطاف ضرورت حاصل است كه طوافش در خارج از مطاف صحيح باشد، يا بايد صبر كند تا نظافت تمام شود، واگر افرادى گمان مىكردند كه ضرورت است وطواف را انجام دادند، حال تكليفشان چيست؟ ج - اگر امكان دارد كه در حد، طواف كند بايد صبر كند ودر حد طواف كند، ودر اين صورت در خارج حد صحيح نيست. 565 س - آيا واجب است براى درك خلوتى مطاف وطواف در محدوده بيت ومقام، طواف را تأخير بيندازد، يا مستحب است يا رجحان دارد، خصوصا اگر پس از ايام تشريق مطاف خلوت نشود؟ ج - تأخير لازم نيست، اگر چه مطابق با احتياط است. 566 س - آيا يقين به هل خوردن در حين طواف، در محدوده معين، مجوز براى تجاوز به غير اين محدوده مىشود يا خير؟ ج - تا مقدارى كه اتصال به طواف كنندگان محفوظ است مىتواند دور تر از بيت طواف كند. 567 س - در صورتى كه يقين دارد در حال طواف در محدوده معين با اجنبى يا اجنبيه بر خورد مىكند باز هم واجب است در محدوده معين طواف كند؟

[ 230 ]

ج - تا مقدارى كه اتصال به طواف كنندگان محفوظ است مىتواند دورتر از بيت طواف كند. 568 س - زنى است كه قادر بر طواف كردن نيست، امر دائر است بين اين كه با تخت در خارج مطاف طواف دهند، ويا نا محرم او را پشت كند ودر مطاف طواف دهد، وظيفه چيست؟ ج - با توجه به اين كه طواف با اتصال به طواف كنندگان از هر فاصله صحيح است با تخت طواف دهند. 569 س - كسى كه در حال طواف شخصى را از روى زمين بلند مىكند، وممكن است در اين حال گامى به طرف جلو بر دارد، ودر اين حال توجه به طواف ندارد، در نتيجه نمىداند حه آيا مقدارى از مسافت را بدون قصد طواف آمده است يا نه، تكليف او چيست؟ ج - بايد آن مقدار را احتياطا تدارك كند. 570 س - شخصى در عمره تمتع طواف را تمام كرده است، ولى مىگويد دلچسب نشد، لذا يك طواف ديگر بدون خواندن نماز طواف اول بجامى آورد، ونماز وسعى بجا مىآورد وتقصير مىكند، آيا عملش صحيح است يا نه؟ ج - اگر طواف دوم را به جهت احتمال خلل در طواف اول بجا آورد مانع ندارد، و احتياط آن است كه براى هر دو طواف نماز بخواند، واگر احتمال خلل در طواف اول نمىدهد ومع ذلك طواف

[ 231 ]

دوم را بدون نماز طواف اول بجا آورد جايز نيست، بلكه بنابر احتياط باعث بطلان طواف مىشود، واگر فقيه جامع الشرائطى فتوى بجواز بدهد مىتواند به او رجوع نمايد. 571 س - قران كه در طواف حرام است آيا طواف را باطل مىكند يا خير؟ ج - اگر عمدا يك دور يا بيشتر از يك دور زياد كند به قصد آن كه جزء طواف ديگر باشد قران بين طوافين است، كه در طواف مستحب مكروه، ودر طواف واجب حرام است، بلكه بنابر احتياط لازم‌سبب بطلان طواف مى شود، چه آن كه از اول طواف اين قصد را كرده باشد، يا در بين، يا در آخر، واگر به قصد لغويت آن را بجا آورده باشد ضررى به طواف نمىزند، واگر به قصد آن كه جزء طواف اول باشد بجا آورد، اگر از ابتداى طواف قصد داشته قطعا طوافش باطل است، واگر در بين طواف قصد كند از همان وقت باطل مىشود، واگر در آخر طواف قصد كند مشهور فرموده‌اند طوافش باطل است، ولى احتياط اين است كه نماز طواف را بخواند، وبعد طواف را با نماز آن اعاده نمايد. 572 س - شخصى در عمره تمتع پس از هفت شوط طواف، قبل از بجا آوردن نماز طواف، سعى نموده، وتقصير هم كرده، وشخص ديگر طواف را يك شوط ناقص نموده معذلك نماز

[ 232 ]

خوانده، وپس از سعى تقصير كرده، ولباسهاى عادى خود را پوشيده، اكنون وظيفه آنها چيست؟ مخصوصا شخص دوم آيا هنوز محرم است ومى تواند عمل را اعاده كند؟ و هم چنين جهت تقصير وپوشيدن لباس مخيط بايد كفاره بدهد يا نه؟ ج - در فرض اول اگر نماز طواف را هر وقت يادش آمد ولو در وطن بجا آورد كفايت مىكند، ودر فرض دوم اگر در مكه يادش آمد ويك شوط را بجا آورد اشكال ندارد، واگر بعد از برگشتن در وطن يادش آمد، كسى را نايب كند از طرف او يك شوط را بجا آورد، ودر هر دو صورت شخص مذكور محرم نيست ومحل شده، و چون جهلا تقصير نموده، ومخيط پوشيده، كفاره ندارد. 573 س - آيا مىشود طواف يا سعى را پس از يك يا دو شوط عمدا رها كرد واز سر گرفت، واگر كسى چنين كند طواف وسعيش صحيح است يا نه؟ و همين طور رها نمودن طواف يا سعى در كمتر از يك شوط چه صورت دارد؟ ج - در فرض مذكور صحت طواف وسعى بعيد نيست. 574 س - شخصى خيال مىكرده كه طواف هشت شوط است، وطواف عمره را هشت شوط انجام داده، وپس از تقصير ومحرم شدن براى حج فهميده كه هفت شوط است، واگر بعد از اعمال حج فهميده باشد يعنى تمام طوافها را به اين نحو انجام داده و محل شده، چه وظيفه‌اى دارد؟ واگر بعد از محل شدن از احرام عمره تمتع وقبل از احرام حج بفهمد تكليف چيست؟

[ 233 ]

ج - ظاهر نص وفتوى بطلان چنين طوافى است، بنابر اين در فرض سؤال اگر براى انجام طواف وسعى وقت باشد بايد طواف ونماز وسعى را مجددا بجا آورد، چه قبل از احرام باشد، وچه بعد از آن، واگر وقت نباشد حج او مبدل به إفراد شده بايد بعد از حج، عمره مفرده بجا آورد، واگر طواف حج را هم هشت شوط انجام داده باشد حج او مجزى نيست وبايد در سال بعد حج نمايد، وبراى بيرون آمدن از احرام بايد اعمال عمره مفرده را به نحو صحيح خودش وبا عدم تمكن نايبش بجا آورد. 575 س - كسى كه در عمره تمتع موقع طواف كارى كند كه لازم باشد احتياطا طواف را تمام نموده، ونماز آن را بخواند، وبعد هم طواف ونماز را اعاده نمايد، هر گاه پس از اتمام طوافى كه مشغول آن بوده عمدا يا نسيانا يا جهلا بدون خواندن نماز آن، طواف دوم را بجا آورد، وبعد از آن دو نماز طواف بخواند چه صورت دارد، وآيا قران بين طوافين است يا خير؟ ج - قران نيست واشكال ندارد، مگر در صورت علم وعمد كه تأخير نماز از طواف ممكن است معصيت باشد، لكن در همين صورت هم به طواف ضرر نمىزند.

[ 234 ]

576 س - شخصى در عمره تمتع، طواف را چهار شوط بجا آورده ومتذكر اين معنى نشده تا بعد از اعمال عرفات ومنى، حال آيا همان طواف ناقص را بايد اعاده كند، وبه سبب تقصير از احرام بيرون آمده، يا آن كه قهرا مبدل به افراد شده، البته دستورى از طرف يكى از روحانيين به شخصى مزبور داده شده به اين نحو كه يك عمره مفرده بجا آورد، وآورده، ولى باز نگران اعمال حج خود است، اكنون تكليف‌او را معين فرماييد. ج - در فرض سؤال اگر از جهت فراموشى، طواف را ناقص نموده، عمره وحج او صحيح است، وبعد از تذكر، سه شوط باقى را بايد قضاء نمايد، واگر از جهت جهل به حكم بوده حج تمتع باطل است، وبايد سال بعد بجا آورد. 577 س - اگر كسى در آخر يكى از شوطهاى طواف شك كند بين تمام شدن شوط هفتم و شوط پنجم ويا ظن به هفت شوط پيدا كند، ودر هر دو صورت بنا را بر اقل گذاشته و بقيه را رجاءا بجا آورده، و بعد از اتمام بدون نماز طواف يك دور لغوا دور زده تا نزديك حجر الاسود، وبعد تمام اشواطى را كه بجا آورده به خيال اين كه شايد آنها درست نشده همه آنها را لغو حساب كرده مجددا هفت شوط ديگر به قصد وجوب، طواف كرده است آيا طواف او صحيح است يا نه؟ ج - صحت آن بعيد نيست.

[ 235 ]

578 س - مظنه در طواف، حكم شك را دارد يا يقين؟ ج - ظن در طواف، حكم شك دارد. 579 س - معيار در كثير الشك بودن در طواف چيست؟ ج - عرفى است. 580 س - گاهى انسان شك مىكند كه اين شوط طواف به هم خورد يا نه؟ آيا مىشود بعد از طواف يك شوط هم به عنوان احتياط، اضافه بر هفت شوط آورد، و بعد نماز بخواند يا خير؟ ج - به وسوسه نبايد اعتنا كرد، واگر قسمتى از طواف اشكال پيدا كند همان قسمت بايد تصحيح شود، وادامه بعد از آن به قصد طواف، بدون تصحيح آن قسمت، موجب اشكال در طواف مىشود، وبا آوردن يك شوط بعد از طواف احتياطا، اشكال رفع نمىشود. 581 س - شخصى چند متر از يك شوط را خراب كرده است وچون دقيقا اول وآخر آن معلوم نيست، يك شوط كامل از حجر الاسود شروع وبه آنجا ختم مىكند، به قصد اين كه آنچه خراب شده به نحو صحيح انجام شود، وزيادى قبلى وبعدى مقدمه علميه باشد، آيا اين طواف صحيح است؟ ج - صحيح نيست، مگر آن كه چند قدم جلو تر از محلى كه طواف خراب شده است به عنوان مقدمه علميه طواف را شروع كند، وادامه آن را به عنوان وظيفه واجب طواف، بجا آورد.

[ 236 ]

582 س - اگر در حال طواف يا سعى يا در نماز شك كند كه شوط چندم ويا ركعت چندم است، وبا همين حال طواف وسعى ونماز را ادامه دهد، بعد به يك طرف شك يقين كند، واعمال را تمام نمايد، آيا عملش به نحوى كه ذكر شد صحيح است؟ ج - اگر طواف يا سعى را در حال شك ادامه داد، وبعد يقين به صحت پيدا كرد اشكال ندارد، وطواف وسعى صحيح است، ولى در نماز بدون تروى محل اشكال است، واحوط اعاده آن است. 583 س - اگر در اثناء طواف شك در صحت شوط سابق يا جزئى از شوطى كه مشغول است ومحل آن گذشته است بكند چه حكمى دارد؟ مثلا نمىداند كه از مقابل حجر كه عبور كرده از حد مطاف خارج بوده است يا نه؟ ج - اگر مسأله را مىدانسته و مىخواسته است عمل صحيح را انجام دهد، يعنى غافل نبوده، طواف صحيح است. 584 س - اگر در هنگام خروج از مطاف، بعد از پايان هفت شوط مقدارى مسافت را به قصد جزئيت بجا بياورد، آيا مبطل طواف است؟ ج - اگر عمدى باشد مبطل است، ودر صورت سهو آن را قطع كند، وطوافش صحيح است.

[ 237 ]

585 س - اگر كسى در عدد اشواط طواف وسعى وعدد سنگهاى رمى به ديگرى اعتماد كند كافى است؟ ج - اگر اطمينان به عدد پيدا كند مانع ندارد. 586 س - شخصى طواف خود را انجام داده است، وبعدا دو شوط طواف رجاءا براى جبران نقص احتمالى بجا مىآورد، آيا اين عمل خللى به طواف او مىرساند؟ ج - ضرر ندارد، ولى جبران نقص نمىكند. 587 س - در مواردى كه شخص شك در اشواط كند حكم به بطلان طواف مىفرماييد، حال اگر كسى تجديد طواف نمود ودر اين ميان كشف شد كه طواف اول شش شوط، و از طواف جديد نيز سه شوط انجام داده است، تكليف او چيست؟ ج - بايد احتياط كند به اين كه طواف جديد را رها كند، وطواف قبلى را تكميل نمايد، وپس از نماز طواف قبلى، طواف ونماز را بطور كامل اعاده نمايد. 588 س - كسى در وقت طواف شك در اشواط پيدا كرد، وچون گمانش به يك طرف بيشتر بود بنا را بر آن طرف گذاشت، وبعد از انجام اعمال يقين به صحت طواف خود پيدا كرد، آيا طواف او صحيح است؟ ج - صحيح است.

[ 238 ]

589 س - آيا مىشود قبل از شوط چهارم، طواف را بدون عذر بهم زد، وآن را كأن لم يكن دانست، ويا مانند نماز قطع كردن آن جايز نيست؟ ج - طواف واجب را نبايد بدون عذر قطع كند، وقطع طواف استحبابى بدون عذر جايز است. 590 س - شخصى در حالى كه مشغول طواف است در شوط پنجم يقين كرد كه 5 متر در شوط اول و 5 متر در شوط سوم بى اختيار طواف كرده است، تكليف او چيست؟ ج - بايد طواف را تماما اعاده نمايد. 591 س - محرم به عمره تمتع در شوط چهارم در صورتى كه از نصف گذشت، فرضا نماز جماعت شروع شد، طواف را رها كرد، واز مطاف خارج گرديد، وبه اتمام نرساند، بلكه طواف را از سر گرفت، واعمال عمره تمتع را بجا آورد، عمره تمتع صحيح است يا نه؟ ج - اقوى صحت عمره وحج تمتع است، ونقصان طواف قطع شده را واجب است بجا آورد، واگر بجا نياورده وبه وطن آمده، سال ديگر برود وبجا آورد، واگر زحمت است نايب بگيرد كه او بقيه طواف را با نماز آن بجا آورد.

[ 239 ]

592 س - اگر در اثناء طواف، نماز جماعت بر قرار شد وشخص از ادامه طواف معذور شد تكليف چيست، واگر در اثناى سعى باشد وظيفه چيست؟ ج - اگر بعد از شوط چهارم طواف يا سعى قطع شده، از همان جايى كه قطع شده طواف يا سعى را تمام كند، واگر قبل از شوط چهارم طواف بوده وفاصله طولانى شده طواف را از سر بگيرد، هر چند احتياط آن است كه طواف را اتمام، وپس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده كند، ونماز طواف ديگرى بخواند، ودر سعى نيز احتياط در اتمام و اعاده است. 593 س - تعدادى مشغول طواف عمره يا زيارت بودند، كه شروع كردند مسجد را نظافت كنند، ناچار طواف كننده‌ها از مطاف خارج شدند، مدتى طول كشيد خيال كردند موالات عرفيه بهم خورده است، طواف را از سر گرفتند، بفرماييد در صورتى كه بهم خوردن موالات مشكوك باشد، طوافشان درست است يا نه؟ ج - اشكال ندارد. 594 س - شخصى به علت مريضى يا مسن بودن در دور اول طواف خسته شده، و از مطاف بيرون آمد، وبعد از كمى استراحت از همانجا كه طواف را قطع نموده بود شروع مىكند، آيا چون به دور چهارم نرسيده است طوافش باطل است؟ ج - اگر موالات بهم نخورده، صحيح است.

[ 240 ]

595 س - كسى كه در شوط ششم، طواف خود را رها كرد، و نتوانست كه ادامه دهد، و ديگرى به جاى او بقيه را بجا آورد، و ليكن نماز طواف را خودش خوانده، و بعدا متوجه شده است كه استراحت در خلال طواف، به طواف ضرر نمىرساند، و او با استراحت مىتوانست خودش طواف خود را تمام نمايد، اكنون تكليف او چيست؟ ج - بقيه طواف را تمام كند، ونماز را اعاده نمايد. 596 س - محرم به عمره تمتع، در شوط چهارم در حالى كه از نصف تجاوز كرده، و يا قبل از رسيدن به نصف، چنانچه بدون عذر طواف را رها كرد واستيناف نمود، مجددا هفت شوط را انجام داد، واعمال عمره را بجا آورد، ومحرم به حج گرديد، واعمال حج را انجام داد حجش صحيح است يا نه؟ ج - در فرض سؤال كه طواف اول را ناقص گذاشته، وثانيا طواف تمام بجا آورده اقوى صحت عمره وحج تمتع است، واگر بخواهد احتياط كند سال بعد عمره تمتع وحج را اعاده كند، و نقصان طوافى كه قطع كرده بجا آورد، و بعد از حج يك عمره مفرده بجا آورد، ويك شتر هم قربانى كند. 597 س - كسى كه وظيفه‌اش اتمام واعاده طواف است، اتمام كرد ومشغول اعاده بود كه دوباره در يكى از شوطها طواف قطع شد مثل اول، آيا اين طواف را نيز بايداتمام واعاده نمايد؟ ج - فرقى نيست بايد اتمام واعاده نمايد.

[ 241 ]

598 س - شخصى در حال طواف غش كرد، وچند ساعت بعد به هوش آمد، آيا مىتواند از همانجا كه طواف قطع شده بود شروع كند، وباقى اعمال را ادامه دهد يا نه؟ ج - اگر قبل از شوط چهارم بوده، وضو بگيرد و طواف را اعاده نمايد، واگر بعد از شوط چهارم بوده، بايد وضو بگيرد وطواف را اتمام كند. 599 س - كسى به جهتى طواف يا سعيش قطع مىشود وبه جلو مىرود، مىخواهد از همانجا كه قطع شده شروع كند ولى در اثر ازدحام نمىتواند خود را به آنجا برساند و در محاذى آنجا به طرف چب يا راست قرار مىگيرد، آيا مىتواند از محاذى جايى كه قطع شده شروع كند، يا بايد همان نقطه باشد؟ ج - لازم نيست همان نقطه باشد، بلكه محاذات كافى است، وبايد طواف تكميل شود. 600 س - كسى كه از طواف حتى در خارج مطاف عاجز است، وبخاطر گرانى طواف با تخت روان، انجام آن براى او مشكل است، آيا طواف نيابى در محدوده از او كفايت نمىكند؟ ج - اگر از طواف با تخت روان نيز معذور است نايب بگيرد.

[ 242 ]

601 س - شخصى طواف حج واجب خود را غلط انجام داده، وپس از آن چندين بار حج نيابى انجام داده است، تكليف او در مورد حج خود وديگر حج ها چيست؟ ج - مانع ندارد، وبايد طواف حج خود را تدارك كند، وحج هاى نيابى كه انجام داده صحيح هستند. 602 س - آيا محرم قبل از انجام طواف واجب خود، چه طواف عمره يا حج وچه طواف نساء، مىتواند همين طواف ها را براى معذور نيابت كند؟ ج - مانع ندارد. 603 س - اگر كسى در عمره تمتع بعد از انجام اعمال عمره محل شده، ولباس خود را پوشيد، بعد يقين كرد به اين كه طواف او ويا سعى او باطل بوده، در صورتى كه وقت براى تجديد عمره تمتع، باقى است مراجعت به ميقاتگاه براى او واجب است يا نه؟ ج - در فرض سؤال اگر مىداند كه سعى او باطل بوده، سعى خود را با لباس احرام اعاده نمايد، و اگر يقين به بطلان طواف دارد طوافش را بجا آورد، و احتياطا سعى را اعاده نمايد، ودر هر دو صورت تقصير را نيز بنابر احتياط اعاده نمايد، و احتياج به رفتن ميقات نيست، ودر صورتى كه از روى جهل مخيط پوشيده، كفاره بر او واجب نيست.

[ 243 ]

604 س - به خاطر اهميت زيادى كه در اعمال حج داده مىشود، وبه خصوص در طواف ها ونماز آن، غالبا يك عملى را به عنوان احتياط ورجاء چندين بار بجا مىآورند، ولو اين كه عمل نزد خودشان نقصى ندارد، البته به حد وسواس هم نمىرسد، آيا اين گونه تكرار در اعمال، اشكالى دارد؟ ج - وسواس همين است، ونبايد به وسوسه اعتنا شود، بلى انجام عمل احتياطى بدون وسوسه مانع ندارد. 605 س - شخصى با علم به حرمت تماس با بدن زن در حين طواف از روى شهوت با بدن زنى تماس حاصل مىنمايد واز اين تماس متلذذ مىگردد، آيا طواف او اشكال پيدا مىكند يا نه، تكليف او چيست؟ وآيا طواف مستحبى با واجب فرق دارد؟ ج - مضر به طواف نيست. واگر كارى كه موجب كفاره است انجام داده بايد كفاره بدهد. 606 س - كسى نتوانسته است بيش از دو شوط از طواف خود را انجام دهد، وبقيه اشواط را ديگرى بجاى او انجام داده است. وظيفه او چيست؟ ج - در فرض سؤال احتياط در استيناف طواف ونماز است.

[ 244 ]

607 س - كسى كه از ابتدا مىداند بيش از دو شوط از طواف وسعى را نمىتواند انجام دهد، آيا مىتواند طواف وسعى را شروع كند، واز موضعى كه قادر نيست به ديگرى نيابت بدهد؟ ج - در فرض مذكور بنابر احتياط طواف وسعى را شروع كند، و چنانچه پس از انجام بعض اشواط ولو با استفاده از چرخ ويا حمل بر دوش قادر به انجام طواف نيست، ديگرى را نايب قرار دهد. وبعدا نايب طواف ونماز ويا سعى را اعاده نمايد. 608 س - آيا مىتوان بعض از اشواط را به يك نفر وبعض ديگر را به ديگرى نيابت داد؟ ج - طواف يك عمل است وبايد تمام آن به يك نفر نيابت داد. 609 س - آيا مىتوان طواف را به شخصى كه نماز طواف را نمىتواند صحيح بخواند ونماز طواف را به ديگرى كه قرائتش مورد اطمينان است نيابت داد؟ ج - مانعى ندارد. 610 س - آيا احرام درنيابت براى طواف عمره تمتع ومفرده وحج تمتع لازم است يا نه؟ ج - احرام در نيابت طواف عمره تمتع ومفرده واجب است، ودر طواف حج لازم نيست.

[ 245 ]

611 س - هر گاه محرم لباس احرام را كنار بگذارد، وبا لباس دوخته اعمال عمره را از طواف وسعى انجام دهد، جهلا يا عمدا، آيا طواف وسعى او صحيح است؟ و عمره او مجزى است يا نه؟ ج - لازم است كه در لباس احرام طواف وسعى كند، ولى در صورت تخلف طواف و سعى مزبور صحيح وعمره مذكور مجزى است، واگر عمدا لباس دوخته پوشيده بايد كفاره بدهد. 612 س - در طواف مستحبى زنان مىدانند كه به بدن مردان نگاه مىكنند واحيانا هم در بين فشار مردان قرار مىگيرند، از نظر شرع اشكال ندارد؟ ج - اگر عمدا نگاه به نا محرم نكنند اشكال ندارد، ولى در ازدحام مراعات كنند، و در هر صورت طواف صحيح است. 613 س - محرم وارد مكه شد، آيا مىتواند قبل از اعمال عمره تمتع يا قبل از اعمال عمره مفرده، و هم چنين پس از محرم شدن به احرام حج تمتع وقبل از رفتن به عرفات، طواف مستحبى بجا آورد يا خير؟ و اگر بجا آورد به عمره وحجش ضرر مىزند يا نه؟ ج - اقوى جواز واحوط ترك طواف مستحبى است، ولى به عمره وحج ضرر نمىزند.

[ 246 ]

614 س - آيا يك شوط ودو شوط طواف هم استحباب دارد، يا بايد طواف هفت شوط باشد، واگر كسى گمان داشت كه مستحب است وبعد از هفت شوط طواف واجب، يكى دو شوط طواف مستحبى بجا آورد، وبعد نماز طواف را خواند، آيا طوافش اشكالى دارد؟ ج - استحباب آن ثابت نيست، ولى طواف واجب او صحيح است. 615 س - آيا مىشود هر شوط از طواف مستحب را به نيت يكى از مؤمنين بجا آورد، يا بايد مجموع هفت شوط را براى يك نفر بجا آورد؟ ج - استحباب اينگونه طواف ثابت نيست، ولى مىتواند مجموع را به نيت چند نفر انجام دهد. 616 س - آيا جايز است طواف مستحبى را خارج از حد طواف واجب بجا آورد يا نه؟ ج - با اتصال طواف كنندگان مانعى ندارد. 617 س - زنى كه حيض بوده ونمى دانست واعمال عمره را كلا بجا آورد، بفرماييد بعد از پاكى بايد دوباره بجا آورد يا كافى است؟ ج - اگر در وسعت وقت است بايد طواف ونماز وسعى وتقصير را اعاده كند، ولى اگر زمانى كه پاك شد وقت ندارد، وظيفه او حج إفراد، وبعد از آن انجام عمره مفرده است.

[ 247 ]

نماز طواف نماز طواف دو ركعت مانند نماز صبح است كه بعد از طواف بايد خود مكلف آن را بخواند، وبنابر احتياط واجب بايد نماز را فورا پس از طواف بخواند، و در مراعات فوريت صدق عرفى كفايت مىكند، و مكلف مخير است كه آن را بلند يا آهسته بخواند. مسأله 618 - نماز طواف بايد پشت مقام حضرت ابراهيم عليه السلام (1) وهر چه نزديكتر به آن خوانده شود، وبنابر احتياط واجب در هنگام نماز بايد مقام حضرت ابراهيم عليه السلام پيش روى او قرار گيرد، واگر ممكن نشد در يكى از دو طرف مقام بخواند، واگر ممكن نشد نماز خواندن در هر جاى از مسجد الحرام زمان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه خلف مقام بر آن صدق كند كافى است، و بايد رعايت الاقرب فالاقرب را بنمايد.


(1) مقام حضرت ابراهيم (عليه السلام) سنگى است معروف كه در محفظه اى بلورين قرار گرفته، وجاى پاى آن حضرت بر آن نقش بسته است.

[ 248 ]

مسأله 619 - نجاساتى كه در نماز معفو است در نماز طواف نيز بخشيده شده است. مسأله 620 - اگر شخصى نماز طواف واجب را فراموش كند هر وقت در مكه يادش آمد بايد آن را خلف مقام بجا آورد، واعاده سعى هم واجب نيست، واگر پس از خروج از مكه يادش آمد احتياط واجب آن است كه بر گردد وخلف مقام آن را بجاى آورد، ودر صورت مشقت يا عدم امكان رجوع به مكه، اگر رجوع به حرم ممكن است رجوع كرده در حرم نمازش را بخواند، والا در هر كجا بخواند كفايت مىكند، و بهتر آن است كه در صورت امكان بعد از خواندن خودش كسى را هم نيابت دهد، تا او نيز نيابتا خلف مقام نماز را بجا آورد. مسأله 621 - كسى كه نماز طواف واجب را عمدا ترك كند بقيه مناسك او صحيح است، وفقط قضاء نماز طواف مانند ناسى بر عهده او است، ولكن بنابر احتياط پس از تكميل حج در سال آينده نيز حج را اعاده كند، وسزاوار نيست اين احتياط ترك شود. مسأله 622 - اگر نماز طواف مستحب عمدا ترك شود، بهتر است بنابر احتياط در هر مكانى كه ممكن است آن را بجاى آورد، اگر چه انجام آن در مسجد الحرام مطابق احتياط است.

[ 249 ]

مسأله 623 - كسى كه نماز خلف مقام را از روى جهل به مسأله ترك كند حكم ناسى را دارد، چه اصلا بجا نياورده باشد، يا در جاى ديگرى خوانده ويا غير صحيح بجا آورده باشد. مسأله 624 - در مسئله‌اى كه گذشت فرقىبين قاصر (كه نمىتواند نماز صحيح بجا آورد) و مقصر (كه نماز را بروجه صحيح ياد نگرفته) نيست. ومقصرى كه قرائت نماز را بر وجه صحيح نياموخته، و غفلت از تقصير خود داشته، ومعتقد به صحت نمازش بوده، مانند مقصر در اصل ياد گيرى نماز است، وبنابر احتياط حكم ناسى را دارد، كه هر گاه متوجه شود بايد نمازهاى خود واز جمله نمازهاى طواف را به ترتيب (طواف عمره تمتع، طواف حج تمتع، طواف نساء) قضا نمايد، و همان طور كه در حكم ناسى گفته شد احتياط مستحب آن است كه نايب هم بگيرد. مسأله 625 - كسى كه مىداند قرائت نمازش صحيح نيست واجب است تا وقت تنگ نشده قرائت نمازش را به نحو صحيح ياد بگيرد، واگر با تلقين هم بتواند نماز را صحيح بخواند كفايت مىكند، واگر نتواند نماز را حتى با تلقين صحيح بخواند احتياط آن است كه نماز را خودش بخواند، وسپس در صورت امكان به جماعت نيز تكرار نمايد، وبهتر ومطابق با احتياط آن است كه شخصى را هم نايب بگيرد تا از طرف او نماز طواف را بجا آورد.

[ 250 ]

مسأله 626 - اگر براى احتياط، نماز طواف را به جماعت مىخواند در صورت امكان بايد به كسى كه واجد شرايط امام جماعت باشد ونيز نماز طواف را مىخواند اقتدا كند، والا مىتواند به نماز يوميه به رجاء مطلوبيت اقتدا نمايد. مسأله 627 - زنى كه در هنگام طواف حائض شده اگر دور چهارم را تمام كرده است بايد طواف را قطع كرده، وفورا از مسجد بيرون رود، واگر در عمره است سعى و تقصير را بجاى آورد، وپس از پاك شدن قضاء مقدار فوت شده از طواف و نماز طواف را تدارك كند، ولى اعاده سعى بر او واجب نيست، واگر قبل از وقت وقوف به عرفات پاك نمىشود، احتياط واجب آن است براى قضاء مقدار فوت شده قبل از رفتن به عرفات نايب بگيرد، وپس از پاك شدن، خود نيز قضا نمايد. مسأله 628 - اگر بعد از اكمال طواف وقبل از نماز حائض شد، بنابر احتياط براى نماز طواف قبل از سعى نايب بگيرد، وپس از پاك شدن نيز، خود آن را بجاى آورد. مسأله 629 - اگر زنى قبل از اكمال چهار شوط حائض شود بايد فورا طواف را قطع كرده از مسجد الحرام خارج شود، ومنتظر بماند اگر قبل از موقف عرفه پاك شد تمام طواف ونماز آن وسعى وتقصير را بجاى آورد، وگر نه حج او به حج إفراد تبديل مىشود، وبايد پس از انجام حج إفراد، عمره مفرده را نيز انجام دهد.

[ 251 ]

مسأله 630 - زنى كه پس از غسل حيض وطواف خون ديده است اگر قبل از اتمام ده روز بوده لازم است طواف ونماز آن را اعاده كند، (چون احتياط در ايام نقاء جمع بين تروك حائض واعمال طاهره است) و اگر پس از ده روز از شروع عادت خون ببيند، يا قبل از ده روز خون ديده ولى تا بعد از ده روز ادامه داشته، اعمال او صحيح است واعاده لازم نيست. مسأله 631 - مستحاضه اگر وظائف شرعيه خود را كه براى انجام نماز بر او واجب است انجام دهد حكم طاهر را دارد.

[ 252 ]

مسائل متفرقه نماز طواف 632 س - شخص حاج كه قرائت وى درست نيست نماز طواف نساء را خودش خوانده، وشخصى را كه نمىداند قرائتش درست است يا نه نايب گرفته، در اين صورت مجزى است، يا بايد در ولايت خود نايب بگيرد و دوباره بخواند؟ ج - اگر در وقت عمل، متمكن از صحيح كردن قرائت نبوده، به همان نحوى كه متمكن بوده كفايت بعيد نيست، ولى فعلا كه متمكن از صحيح كردن است بعد از تصحيح احتياطا نمازهاى طواف را در ولايت خود بخواند، واگر فعلا هم نمىتواند صحيح نمايد، در ولايت خود نايب بگيرد كه به نيابت او بخواند. 633 س - براى كسى كه نماز طواف او غلط است احتياط نموده‌اند كه به جماعت بخواند، آيا نماز امام بايد نماز طواف واجب باشد يا نماز يوميه كافى است؟ ج - اقتدا به نماز يوميه مشكل است، ودر مواردى هم كه اقتدا به نماز طواف شود بنابر احتياط، اكتفاء به آن نكنند.

[ 253 ]

634 س - شخصى محرم به احرام عمره تمتع وارد مكه شده است، وهفت روز مثلا در مكه توقف دارد، ونماز او غلطهاى زيادى دارد، آيا واجب است كه تا آخر وقت در احرام بماند، ونمازش را اصلاح كند، وبعد شروع به طواف كند، يا وظيفه ديگرى دارد؟ ج - لازم نيست تا آن وقت صبر كند، واگر بعد از طواف تا قبل از فوات موالات عرفيه، بين طواف ونماز، نتواند غلطهاى خود را درست كند، به هر نحو مىتواند ولو با تلقين نماز بخواند، واحتياطا نايب هم بگيرد. 635 س - كسى كه نمازش را غلط مىخواند، و وقت تصحيح آن را ندارد، مىفرماييد نماز طواف را به همان كيفيت كه مىتواند خودش بخواند، آيا چنين كسى مىتواند عمره مفرده مستحبى بجا بياورد؟ ج - اشكال ندارد، لكن احتياطا براى نماز طواف نايب بگيرد. 636 س - كسى كه مطمئن باشد قرائتش يا ذكرى كه در نماز مىگويد درست است، و نماز طواف را اعم از طواف زيارت ونساء همان گونه بخواند، بعد معلوم شود كه اشتباه بوده است، آيا بايد چه كند؟ ج - اگر احتمال غلط بودن آن را نمىداده، نمازش صحيح است.

[ 254 ]

637 س - اگر نايب، نماز طواف منوب عنه را با فاصله بجا آورد، چه صورت دارد؟ ج - بايد بدون فاصله بجا آورد، ولى اگر با فاصله انجام داد مضر نيست. 638 س - حاج هنوز نماز طواف خود را نخوانده، مىتواند نيابتا نماز طواف ديگرى را بخواند يا نه؟ ج - نماز طواف را بنابر احتياط واجب بعد از طواف بايد فورا بجا آورد، بنابر اين، نيابت از ديگرى در نماز، منافات با فوريت دارد، لكن اگر قبلا خواند، نماز صحيح است. 639 س - شخص روحانى كه سفر او سفر دوم واستحبابى است، مىشود در نماز طواف به او اقتداء كرد يا نه؟ ج - نماز طواف در حج واجب و مستحب واجب است، واقتدا مانعى ندارد، ولى در هر دو صورت لازم است كه بطور فرادى هم خوانده شود. 640 س - براى كسانى كه قرائتشان درست نيست و مىخواهند نماز طوافشان را به جماعت بخوانند، آيا مىتوانند نماز طواف حج را به نماز طواف نساء يا بالعكس و يا كسى كه نايب است به كسى كه نايب نيست، ويا نماز طواف واجب را به مستحب وبالعكس اقتداء كنند يا نه؟ ج - اقتداء به نماز طواف در صور مذكوره مانعى ندارد، ولى اكتفاء به آن نكند، و خود نيز نماز را به نحو ميسور بخواند.

[ 255 ]

641 س - شخصى مشغول سعى شده، واز نصف تجاوز كرده، ويا پيش از رسيدن به نصف، متوجه شد كه نماز طواف نخوانده، وظيفه‌اش چيست؟ ج - سعى را رها نموده، نماز طواف بخواند، وبعد در صورت تجاوز از نصف بقيه سعى را، ودر كمتر از نصف همه آن را مجددا بجا آورد. 642 س - شخصى نماز طواف عمره را فراموش كرده، وبعد از تقصير متوجه شده، آيا بايد نماز را با لباس احرام بجا آورد يا لازم نيست؟ ج - لزوم آن معلوم نيست، اگر چه احتياط آن خوب است. 643 س - شخصى طواف عمره را بجا آورده، وبدون نماز وسعى، تقصير كرده است، تكليف او چيست؟ ج - بايد نماز وسعى وتقصير را بجا آورد، وبا فرض جهل يا نسيان اعاده تقصير لازم نيست، اگر چه احوط است. 644 س - اگر نماز طواف حج را بعد از سعى بجا آورد، آيا لازم است براى حفظ ترتيب، سعى را اعاده نمايد؟ ج - احتياط مستحب اعاده سعى است. 645 س - در صورتى كه جهلا نماز را قبل از طواف بجا آورد، تكليف او چيست؟ ج - نماز را دوباره بجا آورد.

[ 256 ]

646 س - در مقام ابراهيم (ع) به واسطه ازدحام و كثرت جمعيت ممكن نمىشود كه در موقع نماز طواف مرد يا زن طورى بايستند كه محاذى هم نباشند، ويا زن جلوتر از مرد مشغول نماز نباشد در اين صورت نماز آنها صحيح است يا خير؟ ج - بلى صحيح است، ولكن محاذى بودن مرد با زن وهم چنين جلو تر ايستادن زن در حال نماز اگر فاصله بين آنها كمتر از ده ذراع باشد نزد حقير مكروه است 647 س - در صورت عدم امكان نماز در نزديك مقام، آيا تا آخر مسجد الحرام فعلى بايد ركعتين طواف را خلف مقام خواند، و يا در جاى ديگر از مسجد الحرام هم مىتوان خواند؟ ج - بايد تا آخر مسجد الحرام، نماز طواف، خلف مقام يا جانبين آن خوانده شود. 648 س - چند روزى اطراف كعبه به قدرى شلوغ است كه صف طواف تا پشت مقام ابراهيم (عليه السلام) مىآيد، ونماز خواندن پشت مقام ونزديك آن ممكن نيست، مگر اين كه چند نفرى اطراف انسان با يستند تا انسان نماز طوافش را بخواند، بفرماييد آيا حتما نماز بايد خلف مقام ونزديك آن باشد ولو به اين صورت، يا دور تر تا هر جا كه مىتواند به تنهايى نماز بخواند، كافى است؟ ج - اگر امكان دارد ومحذورى در بين نيست، بايد خلف ونزد مقام نماز بخواند.

[ 257 ]

649 س - احيانا انسان مىداند كه اگر نماز طواف را شروع كند، طواف كنندگان او را حركت مىدهند وجابجا مىكنند، در عين حال نماز را شروع مىكند، آيا اگر اين نماز را تمام كند، صحيح است؟ ج - اگر صحيحا تمام كند، مانع ندارد. 650 س - در نماز طواف كه انسان مشغول ذكر بود، او را حركت دادند، ذكر را تكرار كرد، دوباره تكان دادند وتكرار كرد، آيا مانعى ندارد؟ ج - اگر طورى حركت كرده كه استقرار او از بين رفته، مانع ندارد، ودر غير اين صورت تكرار نكند مگر به قصد احتياط، به شرط آن كه وسوسه نباشد. 651 س - اگر پشت مقام ابراهيم دو طبقه شود، آيا نماز در طبقه بالا يا زير زمين صحيح است؟ ج - در صورتى كه احراز نشود خلف مقام نماز خوانده، صحيح نيست. 652 س - شخصى بعد از طواف وضوى او باطل شده، و خجالت كشيده كه بپرسد، و نمازش را بى وضو خوانده است، وبعد از آن سعى وتقصير را انجام داده ومحل شده است، وظيفه او چيست؟ ج - نماز را صحيحا بجاى آورد وبنابر احتياط سعى وتقصير را اعاده نمايد.

[ 258 ]

653 س - زنى محرم به احرام عمره تمتع شده، و پس از ورود به مكه و انجام طواف، قبل از اين كه نماز طواف بخواند حائض گرديده، چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - اگر وقت وسعت دارد صبر كند تا پاك شود ونماز را بخواند وبقيه اعمال را انجام دهد، وچنانچه وقت تنگ باشد سعى وتقصير عمره تمتع را انجام دهد و محرم شود به حج تمتع، وبعد از طواف حج يا قبل از آن، نماز را پشت مقام بخواند، وسپس بقيه اعمال را انجام دهد. 654 س - آيا محمول نجسى كه در طواف معفو نيست، در نماز طواف مثل نمازهاى يوميه معفو است يا نه؟ ج - نماز طواف حكم نمازهاى يوميه را دارد. 655 س - اگر در خلف مقام ابراهيم (ع) براى نماز طواف واجب جا نباشد، وتقريبا يك ربع ساعت صبر كند تا جا پيدا شود، آيا اين مقدار زمان با موالات عرفيه، منافات دارد يا نه؟ ج - در فرض مرقوم اين مقدار فاصله مضر به موالات عرفيه نيست. 656 س - آيا فاصله انداختن بين طواف ونماز به مقدار دو ركعت نماز اشكال دارد، واصولا چه مقدار فاصله مخل است؟ ج - مانع ندارد، وميزان مبادرت عرفيه است. ودر هر صورت با تأخير نماز، اعاده طواف لازم نيست.

[ 259 ]

657 س - اگر كسى نماز را در خلف مقام ابراهيم نخواند، وبا اعتقاد به صحت آن بقيه اعمال را انجام دهد، وظيفه او چيست؟ ج - فقط نماز را بايد اعاده كند. 658 س - زنى نماز طواف خود را در حجر اسماعيل خوانده است، وچون به منزل آمده، ملتفت شده كه حائض شده است، و تا وقوف به عرفات پاك نمىشود، وظيفه او نسبت به نماز چيست، وآيا عمل او صحيح است يا خير؟ ج - عمره او صحيح است، وبايد براى حج تمتع محرم شود، و وقتى خواست طواف و نماز حج را انجام دهد قبل يا بعد از آن، نماز طواف عمره تمتع را بجا آورد. 659 س - شخصى نماز طواف را به اعتقاد اين كه حجر اسماعيل مقام ابراهيم است در حجر اسماعيل خوانده، چه بايد بكند؟ ج - بايد نماز را اعاده كند. 660 س - نماز طواف مستحب واجب است يا مستحب؟ ج - مستحب است. 661 س - آيا كسانى كه قادر به خواندن نماز به طور صحيح نيستند مىتوانند تبرعا حج استحبابى، ويا عمره مفرده استحبابى، ويا طواف استحبابى از جانب ديگرى بجا آورند؟ ج - اشكال ندارد.

[ 260 ]

662 س - در مسجد الحرام معمولا افراد زيادى در پشت مقام همزمان مشغول نماز طواف هستند، ودر آن محدوده مانع طواف مىباشند، اولا نماز آنها صحيح است يا خير، وثانيا با توجه به آنچه فرموده‌ايد كه در صورت ازدحام وكثرت مطوفين طواف از پشت مقام اشكال ندارد، به شرط اين كه طواف كنندگان متصل باشند، آيا نماز خواندن در محدوده مذكوره مانع اتصال هست يا نه؟ ج - نماز در آنجا اشكال ندارد، ودر صورتى كه از بقيه جوانب اتصال محفوظ باشد، مضر به اتصال نيست.

[ 261 ]

سعى سعى در عمره وحج، واجب وركن است، كه با ترك عمدى آن اگر چه از روى جهل باشد، عمره وحج باطل مىشود وآن در عمره يك مرتبه ودر حج يك مرتبه در هفت شوط، پس از نماز طواف بين صفا و مروه انجام مىگيرد. مسأله 663 - تأخير سعى از طواف براى مدت كم به جهت گرمى هوا، خستگى و يا انجام طواف مستحب جايز است، وبنابر اقوى مىتواند سعى را تا شب به تأخير اندازد، اگر چه احتياط مستحب آن است كه تأخير نياندازد، ولى تأخير سعى براى روز بعد بدون ضرورت جايز نيست. مسأله 664 - كسى كه سعى را فراموش نمايد بايد هر گاه متذكر شد آن را انجام دهد، واگر از مكه خارج شده بايد به مكه برگردد، ودر صورتى كه بازگشت به مكه مشقت دارد واجب است براى انجام سعى نايب بگيرد.

[ 262 ]

مسأله 665 - كسى كه سعى را به نحو كامل بجا نياورده است بايد در احرام باقى بماند تا خود يا نايبش آن را انجام دهد، واگر شخص به خيال اين كه از احرام خارج شده با زوجه خود مواقعه كند بايد كفاره بدهد، و هم چنين اگر با توجه ناخن گرفته باشد، وناخن گرفتن سهوى نيز بنابر احتياط كفاره دارد. واجبات سعى 1 - نيت واجب است سعى را مقارن با قصد قربت به عنوان انجام امر الهى آغاز نمايد، وبا همين نيت به پايان رساند، وبايد مشخص نمايد كه سعى را در عمره تمتع يا حج تمتع ويا.... انجام مىدهد، وبهتر آن است كه نيت را به زبان نيز جارى كند. 2 - ابتداى سعى از صفا شروع سعى بايد از كوه صفا انجام گيرد، ولى بالا رفن از كوه لازم نيست، بلكه به همين مقدار كه روى سنگفرش شيب پايين كوه قرار گرفت كفايت مىكند.

[ 263 ]

3 - ختم سعى در مروه به نحوى كه در شروع بيان شد بايد ختم آن نيز به همان كيفيت در كوه مروه انجام گيرد، بنابر اين اگر كسى سعى را از مروه شروع كند ولو سهوا سعيش باطل است، وبايد آن را از نو بجاى آورد. 4 - انجام سعى در هفت شوط رفتن از صفا به مروه يك شوط، وبازگشت آن شوط ديگر محسوب مىگردد، بنابر اين چهار شوط از صفا به مروه وسه شوط از مروه به صفا انجام مىگيرد. 5 - انجام سعى در طريق معمول سعى بايد با رفت و آمد در طريق معمول بين صفا و مروه انجام گيرد، بنابر اين اگر در حين سعى داخل مسجد شود ويا به خيابان برود واز آنجا وارد قسمت ديگر مسعى شود وسعى را ادامه دهد، سعيش صحيح نيست، اما سعى در طبقه دوم اگر سعى بين دو كوه صفا ومروه بر آن صدق نمايد اشكال ندارد.

[ 264 ]

6 - توجه به صفا ومروه در حال سعى در هنگام رفتن به سوى مروه بايد كوه مروه در مقابل شخص قرار گيرد، و هم چنين در موقع رفتن به سوى صفا بايد كوه صفا در مقابل او قرار گيرد. بنابر اين سعى به قهقرى (عقب عقب رفتن) ويا سعى به جانبين (يعنى به شانه چپ و راست به طورى كه رو به كعبه و يا پشت به كعبه حركت نمايد) صحيح نيست، بلى گرداندن صورت به راست وچب در صورتى كه سينه و شانه‌ها در حال رفتن به مروه، رو به مروه، ودر حال رفتن به صفا، رو به صفا باشد اشكال ندارد، و هم چنين بر گرداندن بدن ولو به طور كامل در حال توقف بى اشكال است، ونيز در حال دور زدن روى كوه صفا ومروه، انحراف از جانب راست به چب مانعى ندارد. 7 - مباح بودن لباس ومركب لباس وكفش و مركبى كه شخص با آن سعى مىكند بايد مباح وغير غصبى باشد، بلكه بنابر احتياط حمل شىء غصبى نيز در حال سعى جايز نيست. 8 - ترتيب سعى در عمره وحج بايد پس از نماز طواف انجام گيرد، واگر بدون ضرورت آن را بر طواف مقدم دارد اعاده آن لازم است.

[ 265 ]

مسأله 666 - اگر سعى مقدم بر طواف انجام گيرد سهوا باشد يا جهلا، بنابر احتياط واجب اعاده آن لازم است. مسأله 667 - اگر پس از شروع در سعى متوجه نقصان طوافش گرديد، پس اگر بعد از نصف، نقصان حاصل شده است بايد سعى را رها نموده به اكمال طواف (به نحوى كه در مسائل طواف ذكر شده است) بپردازد، وسپس اگر چهار شوط سعى را قبلا بجا آورده سعى را از موضع قطع تكميل نمايد، وگر نه سعى را از نو بجا آورد، و اگر طواف او بيش از نصف كمبود دارد مىبايست طواف را نيز از اول اعاده نمايد.

[ 266 ]

مسائل متفرقه سعى 668 س - اگر سر خود را در سعى بين صفا و مروبه به پشت برگرداند، وبدن به سمت يمين يا يسار كج شود اما به پشت برنگردد سعى او اشكال دارد يا نه؟ ج - اگر در حال رفتن به صفا مقاديم بدن متوجه به صفا و در حال رفتن به مروه متوجه مروه باشد، وهنگام بر گرداندن سر، توقف كند اشكال ندارد. 669 س - اگر شخصى در سعى بين صفا ومروه به اطراف نظر نمود، مىتواند همان وقت سعى را از اول شروع كند، يا بايد صبر نمايد تا موالات بهم بخورد؟ ج - نظر كردن به اطراف در حال سعى ضرر ندارد، فقط بايد وقت رفتن به صفا رو به صفا برود، يعنى قهقرا نرود، يا آن كه طرف يمين يا يسارش به سمت صفا نباشد، واگر كسى به نحو باطل مقدارى رفت، برگردد وهمان مقدار را صحيحا اعاده كند، ومولات بهم نمىخورد، واز سر شروع كردن، صحيح نيست.

[ 267 ]

670 س - اگر كسى سعى را به‌طور كلى فراموش كرد وتقصير نمود، تكليف او چيست؟ ج - از احرام خارج شده، و هر وقت يادش آمد سعى را بجا آورد. 671 س - حاج در عمره تمتع پس از آن كه محل شد ولباس دوخته پوشيد متوجه مىشود كه سعى را شش مرتبه انجام داده، حال اگر قبل از وقوف به عرفات متوجه شد چه كند، واگر در عرفات يا بعد متوجه شد چه تكليفى دارد، واگر جماع كرده كفاره آن چيست؟ ج - اگر وقت دارد كسرى سعى را تمام كند، واگر وقت ندارد بطورى كه اگر بخواهد برود وكسرى سعى را تمام كند به وقوف عرفات نمىرسد وقوف عرفات و اعمال حج را بجا آورد، وبعد از مراجعت به مكه، كسرى سعى عمره را بجا آورد، و در فرض سؤال، اگر جماع كرد كفاره آن بنابر احتياط يك گاو است، و هم چنين است حكم ناخن گرفتن. 672 س - اگر كسى يقين كند كه هفت شوط سعى بين صفا و مروه را تمام كرده است ولى بعد از تقصير متوجه مىشود كه پنج شوط بوده، اولا آيا كل سعى را بايد از سر بگيرد، يا دو شوطى را كه ناقص بوده است بايد تكميل كند؟ و ثانيا آيا تقصير هم بايد بكند، يا تقصير اول كافى است؟ ج - بايد سعى را اتمام كند، واحتياطا تقصير را اعاده نمايد.

[ 268 ]

673 س - كسى بعد از اتمام شوط ششم سعى در صفا گمان تمام شدن هفت شوط را كرد، و تقصير نمود، ولى فورا به او گفته‌اند كه بايد يك شوط ديگر بياورى، او هم انجام داد، وبعد بار ديگر تقصير نمود، آيا عمل او صحيح است يا خير، و كفاره دارد يا نه؟ ج - عمل صحيح است وكفاره ندارد. 674 س - كسى كه مىدانسته در سعى بايد از صفا شروع وبه مروه ختم كند، ولى جاى آنها را نمىدانسته، و از كسى پرسيده، واو مروه را به جاى صفا به او نشان داده، وبنا به گفته او از مروه سعى را شروع كرده، وپس از اين كه هفت مرتبه سعى انجام داد ملتفت اشتباه خود شد، ويك مرتبه ديگر سعى نمود، آيا سعى او صحيح است يا خير؟ ج - اقوى صحت آن است هر چند احوط اعاده سعى است. 675 س - شخصى بعد از طواف عمره تمتع گم شده، وبعد از پيدا شدن به رفقايش گفته كه سعى صفا ومروه را بجا آورده‌ام، وتقصير نمود، ومحرم شد براى حج تمتع، ولى بعد از مراجعت از عرفات ومنى وموقع طواف و سعى صفا ومروه و اعمال حج اظهار كرده: مثل اين كه من در اعمال عمره به صفا نيامده‌ام، همين طور گفته‌اند إن شاء الله آمده‌اى، بعد از مراجعت به ايران چند بار به پسرانش گفته اعمال من ناقص شده، وقبل از فوتش وصيت

[ 269 ]

نموده است براى او نايب بگيرند، اگر عمل شخص فوق الذكر باطل باشد وراث او حاضرند نايب بفرستند تا اعمال حج او را انجام بدهد، نظر حظرتعالى چيست؟ ج - با فرض ترك سعى از جهت ندانستن مسأله، بايد احتياطا عمره مفرده براى او بجا آورند، وبعد از آن حج او را اعاده نمايند. 676 س - اگر از مروه شروع وبه صفا ختم كرده و بعد فهميده است، وظيفه او چيست، به خصوص اگر تقصير كرده باشد؟ ج - بايد سعى را اعاده كند، واگر تقصير نكرده تقصير كند. 677 س - روى صفا ومروه طاقى زده شده محاذى زير، آيا سعى را در طبقه فوقانى صحيح مىدانيد يا خير؟ ج - در صورتى كه فوقانى بلند تر از كوه صفا ومروه نباشد كه سعى بين دو كوه صدق بكند مانعى ندارد. 678 س - شخصى در حال سعى شك مىكند شوط سوم است يا پنچم، ودر حالى كه فكر مىكند سعى را ادامه مىدهد، وپس از مقدارى از سعى يقين مىكند شوط سوم است، آيا اين سعى صحيح است يا بايد از سر بگيرد؟ ج - در فرض سؤال كه شك او مبدل به يقين شده، واحراز عدد اشواط نموده، و به سعى ادامه داده است به رجاء كشف حال، سعى او صحيح است.

[ 270 ]

679 س - يكى از آقايان مراجع در مناسك خود فرموده: اگر يك شوط به سعى، اضافه كرد مستحب است شش شوط ديگر اضافه كند تا سعى دومى شود، بفرماييد كه مقصود ايشان چيست؟ با اين كه سعى مستحب نداريم. ج - در خصوص مورد، روايتى هست كه بعضى از علماء (رضوان الله تعالى عليهم اجمعين) به آن عمل نموده‌اند، وبعضى به جهت ضعف سندش بر طبق آن، فتوى نداده‌اند ولكن عمل به آن، مطابق احتياط است. 680 س - شخصى در سعى بين صفا ومروه كه تكليفش هفت مرتبه است اگر جهلا چهارده مرتبه سعى نمايد تكليفش چيست؟ ج - در فرض سؤال كه به بواسطه جهل به مسأله زيادتر سعى نموده، سعى او صحيح است، واعاده واجب نيست، و هم چنين است حكم در صورت نسيان. 681 س - شخصى به اعتقاد اين كه هر شوط سعى رفت وبرگشت از صفا به مروه است سعى را شروع مىكند، ودر شوط سوم متوجه مسأله مىشود، و سعى خود را به هفت شوط خاتمه مىدهد، سعى او چه حكمى دارد؟ ج - سعى او صحيح است.

[ 271 ]

682 س - شخصى قادر بر سعى نبوده، او را سوار چرخ كرده‌اند، در حال سعى خوابش برده، مقدارى از سعى را خواب بوده، وبعد او را بيدار كرده‌اند، وبقيه سعى را بيدار بوده، آيا سعى او صحيح است يا نه؟ ج - صحت سعى در حال خواب معلوم نيست، بنابر اين اگر بعد از نصف خواب رفته، چنانچه بقيه سعى را از جايى كه به خواب رفته است، بجا آورده باشد كافى است، واحتياطا اصل سعى را اعاده نمايد، ودر غير اين صورت لازم است سعى را از سر بگيرد. 683 س - چرخهايى كه در مسعى رفت وآمد مىكنند محل معينى دارند، واحيانا مشكوك است كه به ابتداء ويا به انتهاى مسعى مىرسند يا نه، تكليف چيست؟ ج - بايد سعى كامل انجام شود، هر چند با پرداخت اجرت بيشتر باشد. و اگر مقدارى از سراشيبى بالا بروند كافى است، ولازم نيست به آخر سنگفرش كه متصل به كوه است برسند. 684 س - اگر جهلا سعى را بر طواف زيارت مقدم داشت چه حكمى دارد؟ ج - احتياط واجب آن است كه سعى را اعاده نمايد.

[ 272 ]

685 س - كسى در اثناء سعى براى آب خوردن از مسير منحرف شده، وپس از خوردن آب ادامه داده است چه صورت دارد؟ ج - اگر سعى را قطع نكرده، وبه نيت سعى حركت را ادامه داده است ودر بين راه آب خورده، يا اگر قطع كرده، واز جائى كه سعى را قطع كرده يا محاذى آن سعى را تمام كرده، صحيح است. 686 س - كسى كه طواف ونماز آن را انجام داده، و سعى را به روز بعد يا روزهاى بعد به تأخير انداخته است، آيا طواف ونماز را بايد اعاده كند؟ ج - لازم نيست، ولى اختيارا نبايد سعى را به روز بعد تأخير بيندازد. 687 س - شخصى شوط سوم سعى را بهم زد، وبا فاصله اندكى هفت شوط ديگر بجا آورد، وتقصير نمود، آيا اين سعى صحيح است؟ ج - صحت آن بعيد نيست. 688 س - آيا زنهايى كه از جهت عادت ماهانه براى طواف نايب مىگيرند در سعى هم مىتوانند نايب بگيرند؟ ج - محل سعى مسجد نيست، وسعى را بايد خودشان بجا آورند، با مراعات ترتيب بين طواف وسعى.

[ 273 ]

689 س - گاهى انسان در اثر ازدحام، جهت رفتن براى سعى ناچار است از مسجد الحرام عبور كند، در اين صورت تكليف حائض ونفساء چيست، وآيا براى سعى هم مثل طواف نايب بگيرند؟ ج - اگر امكان نداشته باشد كه از راه ديگرى بروند بايد تأخير بيندازند، و اگر آن هم ممكن نيست نوبت به نيابت مىرسد، وبر فرض مخالفت، چنانچه از آن راه رفت وخودش سعى كرد سعيش صحيح است، هر چند گناه كرده است. 690 س - آيا زيادى در سعى جهلا، حكم زيادى سهوى را دارد يا عمدى؟ ج - حكم سهو را دارد ومضر نيست. 691 س - كسى كه نمىتواند بدون سوار شدن در چرخهاى معمولى در مسعى سعى كند، وتمكن مالى ندارد، چون ارز خود را صرف سوغات كرده، وظيفه‌اش چيست؟ ج - اگر مىتواند با چرخ سعى كند، (ولو با فروش چيزى، يا قرض) استنابه صحيح نيست مگر آن كه مشقت وحرج در كار باشد. 692 س - اگر در سعى، بعضى مواضع بدن زن غير از وجه وكفين پيدا باشد آيا به سعى او ضرر مىزند يا نه؟ ج - ضرر نمىزند.

[ 274 ]

693 س - شخصى به جهت كنترل همراهان خود در حين سعى گاهى به عقب برمىگشته و بدون توجه مجددا همان مسافت را طى مىكرده، آيا سعى او صحيح است؟ ج - اشكال دارد، وبايد سعى را اعاده كند. 694 س - شخصى در حال سعى كردن بود، يك وقت ديد مقدارى را كه براى هروله علامت گذارى كرده‌اند به طور عادى سير كرده است، گمان مىكرد لازم است هروله كند ولذا برگشت ومقدارى را كه عادى رفته بود، با هروله تكرار كرد، آيا سعيش اشكال دارد؟ ج - اشكال ندارد. 695 س - شخصى به تصور اين كه سعى نيز نياز به وضو دارد بعد از يك شوط ونيم، سعى خود را قطع مىكند ووضو مىگيرد، وهفت شوط ديگر سعى مىنمايد، تكليف او چيست؟ ج - اشكال ندارد. 696 س - آيا موالات در تمام اشواط سعى معتبر است، و يا اختصاص به بعض دارد؟ ج - در سعى، موالات معتبر نيست. 697 س - اگر كسى قبل از رسيدن به مروه، در آوردن هفت ونه شوط شك كرده، تكليف او چيست؟ ج - مبطل است، بايد سعى را اعاده كند.

[ 275 ]

تقصير تقصير كه عبارت از كوتاه كردن مقدارى از موى سر ويا صورت ويا گرفتن ناخن دست ويا پا است در عمره واجب است، وپس از سعى انجام مىگيرد، و مانند ساير اعمال عمره وحج جزء مناسك است، وبايد با نيت وقصد قربت انجام شود، وتعيين كند كه با اين تقصير از كدام احرام محل مىشود، حج واجب يا نيابى يا استحبابى است، عمره مفرده است يا عمره تمتع. تقصير در هر مكانى جايز است، وپس از سعى وجوب فورى ندارد، وبا انجام آن محرم از احرام خارج مىشود. مسأله 698 - تراشيدن سر در عمره تمتع تقصير محسوب نمىشود، واگر تمام سر را بتراشد بايد يك گوسفند كفاره بدهد، و بنابر احتياط در صورت جهل و نسيان نيز كفاره دارد، وتراشيدن بعض سر نيز تقصير محسوب نمىشود، ولى كفاره ندارد، وبنابر احتياط واجب پس از تقصير نيز سر تراشيدن بين عمره وحج جايز نيست، و يك گوسفند كفاره دارد.

[ 276 ]

مسأله 699 - پس از تقصير تمام محرمات احرام، جز صيد در حرم وكندن گياه حرم بر شخص حلال مىشود. مسأله 700 - دليلى بر وجوب طواف نساء در عمره تمتع نيست، لكن انجام آن به رجاء مطلوبيت خوب است. مسأله 701 - كسى كه تقصير را سهوا ترك كرد، و محرم به احرام حج گرديد، و به عرفات رفت، عمره او صحيح، وبنابر احتياط واجب بايد يك گوسفند كفاره بدهد، ولى اگر عمدا ويا جهلا چنين كرده است، عمره تمتع او باطل، وحج او مبدل به إفراد مىشود، و پس از انجام مناسك حج بايد يك عمره مفرده بجاى آورد، وقضاى حج تمتع را بنابر احتياط در سال آينده نيز تدارك نمايد. واگر براى حج محرم شده، ولى هنوز به عرفات نرفته است، بايد تقصير كند، ودوباره محرم به احرام حج شود.

[ 277 ]

مسائل متفرقه تقصير 702 س - شخصى چند سال قبل به حج مشرف شد، ودر عمره تمتع بعد از سعى چند دانه موى ريش را به نيت تقصير كند، وحج را تمام نمود، آيا حج تمتع او صحيح است يا نه؟ ضمنا بعد از اين سفر چند مرتبه ديگر به حج مشرف شده، اگر حج اول اشكالى داشته باشد حج سالهاى بعد صحيح است يا نه؟ و چنانچه در واقع حج اول او مبدل به إفراد شده باشد اگر امسال به مكه برود و بعد از اتمام اعمال حج، يك عمره مفرده انجام دهد براى حج سال اول كافى است يا نه؟ ج - در فرض سؤال، كه حج تمتع را ثانيا بجا آورده، اگر عمره مفرده نيز احتياطا بجا آورد كافى است، واگر بعد از حج سال اول در سالهاى بعد، عمره مفرده بجا آورده باشد، نيز كافى است.

[ 278 ]

703 س - شخصى در عمره تمتع، به جاى تقصير (چون تقصير را به معنى گناه تصور كرده) چند مو از سينه خود كنده، وبعد هم براى حج تمتع محرم شده، وحج تمتع را انجام داده، آيا حلق كه بعد انجام گرفته كفايت از تقصير مىكند يا نه؟ و آيا فعلا زن بر او حلال است يا هنوز از احرام خارج نشده؟ ج - در فرض سؤال كه از جهت جهل به مسأله قبل از محل شدن از عمره، محرم به احرام حج شده، عمره تمتع او باطل، وحج او مبدل به حج إفراد شده، و بعد از اعمال حج، وتقصير يا حلق، وطواف نساء، زن بر او حلال است، وواجب است بعد از حج، عمره مفرده بجا آورد، واگر نياورده هر وقت متمكن شد انجام دهد، واحتياط لازم آن است كه در سال بعد حج تمتع بجا آورد. 704 س - اگر شخص محرم به احرام حج يا عمره، محرم ديگرى را تقصير نمايد، شخص تقصير شده از احرام خارج مىشود يا نه؟ ودر صورت خارج شدن از احرام، بر او و بر تقصير كننده كفاره لازم مىشود يا نه؟ ج - اگر جاهل به حكم باشند، تقصير صحيح است، واز احرام خارج مىشوند، و بر تقصير كننده نيز كفاره لازم نيست. 705 س - كسى كه به واسطه جهل به مسأله بعد از طواف وقبل از سعى، تقصير كرده و بعد از آن با زن نزديكى كرده، تكليفش چيست؟

[ 279 ]

ج - بايد سعى را به نحو صحيح بجا آورد، ورجاءا تقصير كند، وبنابر احتياط واجب يك گاو كفاره بدهد. 706 س - در مناسك آمده كه در صورت نسيان تقصير در عمره، و توجه پيدا كردن به آن بعد از احرام حج، عمره او صحيح است، وبايد يك گوسفند كفاره بدهد، وراجع به انجام تقصير وعدم آن چيزى مرقوم نشده، آيا همان كفاره كافى است؟ بلى در صورت نسيان، كفاره كافى است. 707 س - اگر كسى تقصير عمره مفرده را فراموش كرد، آيا مىتواند در هر جايى تقصير كند؟ وآيا نيازى به طواف نساء مجدد هست؟ ج - تقصير را در هر جا مىتواند انجام دهد، ولى بنابر احتياط لازم طواف نساء ونماز آن را اعاده كند. واگر خودش نمىتواند، نايب بگيرد. 708 س - آيا لازم است تقصير در عمره تمتع را بعد از سعى بدون فاصله بجا آورد يا نه؟ ج - اگر قبل از احرام حج تقصير نمايد كافى است، ومدركى براى فوريت آن بنظر نرسيده است. 709 س - پس از تمام شدن سعى، بعضى از اشخاص، مو وشارب وناخن ديگران را به عنوان تقصير كوتاه مىكنند، آيا وكالت در اين كار از آنها لازم است، يا سكوت و رضايت آنها كافى است؟

[ 280 ]

ج - خود محرم بايد نيت تقصير را كه از اعمال حج است بنمايد، و اگر با رضايت خودش را در اختيار ديگرى قرار دهد كه موى او را كوتاه كند كافى است. 710 س - آيا محرم مىتواند ناخن محرم ديگر را به قصد تقصير بگيرد يا نه؟ ج - اشكال ندارد. 711 س - كسى كه بعد از سعى در عمره تمتع تقصير كرد، وبعدا به شك افتاد كه آيا تقصيرى كه كردم صحيح است يا نه، وظيفه‌اش چيست؟ ج - اگر در حال عمل، عالم به مسأله وملتفت بوده، اشكال ندارد. 712 س - اگر كسى به جاى تقصير، حلق نمود آيا كفايت مىكند؟ ج - در عمره تمتع كفايت نمىكند، وبايد بك گوسفند كفاره بدهد. 713 س - كسى كه بعد از انجام اعمال عمره در منزل تقصير كرده است، وظيفه‌اش چيست؟ ج - مانع ندارد. 714 س - اگر سنى براى شيعه تقصير نمايد چه صورت دارد؟ ج - اشكال ندارد.

[ 281 ]

احكام بين عمره وحج تمتع 715 س - آيا در عمره تمتع پس از انجام تقصير سر تراشيدن جايز است يا نه؟ ج - جايز نسيت، واگر بتراشيد بنابر احوط يك گوسفند كفاره دارد. 716 س - شخصى بعد از عمره تمتع (كه در روز چهارم ذيحجه انجام داده) قبل از حركت به عرفات ومنى براى اعمال حج تمتع، سر خود را با تيغ يا ماشين يك يا دو يا سه كوتاه كرده است، آيا اين عمل ضررى به حج او مىرساند وكفاره دارد يا نه؟ ج - اگر با تيغ، سر خود را بين عمره تمتع وحج تمتع بتراشد، با آن كه عالم به مسأله بوده، يك گوسفند كفاره دارد، ودر صورت جهل ونسيان، كفاره ندارد، و ماشين كردن سر در فرض مزبور، موجب كفاره نمىشود هر چند احوط دادن كفاره است و در هر حال ضررى به حج او نمىرساند.

[ 282 ]

717 س - همچنان كه تراشيدن سر بعد از عمره تمتع و قبل از احرام حج حرام است وكفاره دارد، آيا تراشيدن صورت نيز همين حكم را دارد؟ ج - غير از حرمت تراشيدن ريش، در اين مورد حكم خاصى ندارد. 718 س - بعضى از حجاج منزلشان از مكه خارج است، بعد از عمره تمتع وقبل از احرام به حج تمتع، خارج شدن آنان از مكه چه حكمى دارد؟ ج - خروج از مكه بعد از عمره تمتع جايز نيست على الاحوط، مگر در مورد ضرورت كه در اين صورت هم بايد محرم شوند به احرام حج، وخارج شوند، واگر با احرام بودن براى شخص حرجى باشد، بدون احرام نيز مىتواند خارج شود. 719 س - آيا حاج بين عمره وحج تمتع مىتواند به غار ثور برود؟ ج - بعد از عمره تمتع جايز نيست بدون حاجت از مكه بيرون برود، مگر با احرام حج. 720 س - با توجه به اين كه خانه‌هاى مكه تا پايين كوه حرا ادامه پيدا كرده است، آيا بين عمره وحج تمتع مىتوان به غار حرا رفت يا خير؟

[ 283 ]

ج - اگر فعلا هم خارج مكه محسوب شود، رفتن جايز نيست. 721 س - بعض از منازل مسافران در محله‌هاى كنار شهر در دامنه كوه قرار دارد، آيا حجاج مىتوانند از اين كوهها بالا بروند يا خير؟ وآيا فرقى بين كوههايى كه پشت آن را نيز خانه‌هاى مكه گرفته وكوههايى كه پشت آن ديگر خانه‌اى وجود ندارد هست يا خير؟ ج - اگر خروج از مكه محسوب نشود، اشكال ندارد. 722 س - خدمه كاروانها كه پس از انجام عمره تمتع براى ديدن چادرها وكارهاى ديگر بايد به عرفات ومنى بروند و برگردند، وظيفه آنان چيست؟ ج - بنابر احتياط واجب نمىتوانند از مكه خارج بشوند مگر در مورد ضرورت، و در اين صورت بايد براى حج محرم شوند وبيرون بروند. بلى اگر احرام براى آنان حرجى باشد، ورفتن به عرفات ومنى براى آنان ضرورت دارد مىتوانند بدون احرام به آنجا بروند. 723 س - آيا لازم است خدمه كاروان هاى حج در صورتى كه عمره مفرده بجا آورده‌اند براى خروج و ورود به مكه محرم شوند؟ ج - در فرض سؤال، براى خروج از مكه احرام لازم نيست، وبراى ورود به مكه نيز اگر قصد انجام حج ندارد، وسى روز از احرام قبل نگذشته است، احرام لازم نيست.

[ 284 ]

724 س - شخصى در اول ماه ذيحجه وارد مكه شده، آيا بعد از خاتمه عمره تمتع و قبل از انجام حج تمتع مىتواند عمره مفرده انجام دهد يا نه؟ وهم چنين بعد از اعمال حج تمتع مىتواند بدون فاصله عمره مفرده را انجام دهد يا نه؟ ج - بعد از احرام عمره تمتع، جايز نيست بدون حاجت از مكه بيرون برود، و جايز نيست قبل از حج، عمره مفرده بجا آورد، ولى بعد از اتمام حج تمتع، عمره مفرده جايز است، وفاصله لازم نيست. 725 س - اگر جهلا عمره مفرده را بعد از عمره تمتع وقبل از حج بجا آورد تكليف او نسبت به حج چيست؟ ج - بايد حج تمتع را بجا آورد وحج او صحيح است.

[ 285 ]

حج تمتع حج تمتع از چند عمل تشكيل مىشود: اول - احرام مسأله 726 - احرام در حج تمتع واجب ركنى است، وبا ترك عمدى آن حج باطل مىشود. مسأله 727 - احرام حج مىبايست در ماههاى حج، وقبل از زمان وقوف به عرفات انجام گيرد، لكن در حج تمتع علاوه بر اين بايد پس از انجام عمره تمتع قرار گيرد. مسأله 728 - احرام حج قبل از ضيق شدن وقت وقوف جايز است، ولى زمانى كه وقت وقوف ضيق شد به طورى كه با تأخير، خوف فوت وقوف وجود داشته باشد، احرام حج واجب مىشود.

[ 286 ]

مسأله 729 - در حج إفراد وحج قران اگر منزل شخص قبل از مواقيت مذكوره باشد محل احرام ميقاتهاى تعيين شده است، واگر منزل شخص بعد از ميقات به طرف مكه است محل احرام حج براى او منزل خود او است. مسأله 730 - محل احرام در حج تمتع تمام مكه مكرمه است، ولى بهتر آنست كه در مسجد الحرام محرم شود، وبهتر از آن، محرم شدن در حجر اسماعيل ويا مقام ابراهيم (عليه السلام) است. مسأله 731 - همان گونه كه در احرام عمره تمتع گذشت، پس از پوشيدن دو پارچه ندوخته احرام، بر شخص حاج لازم است كه احرام حج را نيت كند، و معين نمايد كه چه نوع حجى را انجام مىدهد، ودر اين عمل قصد تقرب إلى الله را بنمايد، وبا گفتن لبيك هاى واجب همان گونه كه گذشت احرام را منعقد كند، به اين معنى كه خود را نسبت به تروك احرام ملتزم نمايد. مسأله 732 - اگر احرام از مكه مكرمه را فراموش كرد، ويا جهلا ترك نمود و در روز ترويه (هشتم) به منى آمد، ويا روز نهم به عرفات رفت، وسپس متذكر شد واجب است در صورت امكان به مكه بازگردد، ودر آنجا محرم شود، ودر صورتى كه وقوف اختيارى عرفات از او فوت مىشود، ويا از رفتن به مكه متعذر باشد، احتياط آن است كه به طرف مكه تا قدرى كه ممكن است بازگردد، وگرنه از همان جايى كه هست محرم شود.

[ 287 ]

مسأله 733 - اگر جاهل ويا ناسى پس از وقوفين فهميد كه محرم نشده است بايد همانجا محرم شده، ومناسك را به پايان برساند، وبنابر اقوى اعاده آن در سال بعد لازم نيست، اگر چه احوط آن است كه حج را اعاده نمايد. مسأله 734 - اگر كسى عمدا احرام را تا بعد از گذشتن دو موقف ترك نمايد، حجش باطل است، و هم چنين است حكم ناسى و جاهل، اگر در موقعى كه محرم نبودنشان بيادشان آمد، احرام را تدارك نكره‌اند، وعمدا بدون احرام تا پايان وقت احرام باقى مانده‌اند. مسأله 735 - اگر از روى فراموشى ويا ندانستن مسأله محرم نشود، وپس از اتمام حج متوجه گردد، وحج او صحيح است.

[ 288 ]

مسائل متفرقه احرام حج 736 س - حاج در مسجد الحرام محرم مىشود به احرام حج تمتع، وچون فاصله منزلش تا مسجد يك يا دو فرسخ است سوار به ماشين مسقف مىشود، وبه خانه مىآيد، واز آنجا عازم عرفات مىشود، آيا اين استظلال كفاره دارد يا خير؟ ج - جواز استظلال در فرض سؤال بعيد نيست، هر چند احتياط در ترك است. 737 س - بعضى حجاج را در نه كيلو مترى مسجد الحرام و دوازده كيلومترى عرفات منزل مىدهند، تكليف اقامه ونماز آنها از نظر قصر واتمام واحرام حج تمتع كه بايد از مكه باشد چيست؟ ج - دائر مدار صدق عرفى است، در صورتى كه بر مجموع محلات عنوان مكه صدق كند، قصد اقامه در تمام نقاط زمين مكه صحيح است، واحرام حج تمتع از آن نقاط كافى است، بلى اگر منزل حجاج، خارج از حد مكه باشد مثل منى يا حديبيه وحده و

[ 289 ]

بحره، كه به آنها محلات مكه نمىگويند، وشخص حاج بخواهد هم در مكه باشد وهم در ملحقات مكه كه صدق محلات مكه نكند، قصد اقامه، در دو محل محقق نمىشود، و احرام حج هم از آنجاها كافى نيست. 738 س - شهر مكه توسعه پيدا كرده، ولى محله‌ها به هم متصل است، مثل تهران قديم و نارمك وساير محله‌ها، آيا احرام براى حج تمتع از محله‌هاى مذكوره صحيح است يا نه؟ ج - در صورتى كه جزء مكه شمرده شود صحيح است. دوم - وقوف در عرفات مسأله 739 - وقوف در عرفات از زوال شمس تا غروب شرعى (1) روز نهم ذيحجه واجب است ولكن مقدار ركنى آن مسماى وقوف است، وزمان وقوف اضطرارى در عرفات از غروب تا طلوع فجر روز دهم ذيحجه است، ولى ماندن بيش از قدرى كه وقوف بر آن صدق كند وجوب ندارد.


(1) غروب شرعى به زمانى گفته مىشود كه حمره مشرقيه از بالاى سر گذشته باشد. مسأله 740 - اگر شخص تمام زمان وقوف را در خواب ويا در حال مستى ويا اغماء بگذارند، وقوفش باطل است.

[ 290 ]

مسأله 741 - اگر كسى پس از زوال، نيت وقوف كند، وپس از درك مقدار لازم از وقوف بخوابد، حجش صحيح است، واگر قبل از زمان وقوف، در عرفات حاضر باشد وبه قصد وقوف بخوابد صحت وقوف او بعيد نيست، اگر چه تمام وقت را در خواب بماند وهمين حكم در باره وقوف مشعر نيز جارى است. مسأله 742 - وقوف در عرفات بايد داخل محدوده تعيين شده عرفات باشد، بنابر اين وقوف در وادى نمره، وديگر جاهايى كه از حدود عرفات خارج است كفايت نمىكند. مسأله 743 - كسى كه عمدا وقوف در عرفات را در تمام وقت وقوف اختيارى آن ترك نمايد حجش باطل است، ودرك وقوف اضطرارى عرفات ويا وقوف مشعر حج او را تصحيح نمىكند. مسأله 744 - كسى كه وقوف در عرفات را فراموش كند، مىبايست در موقعى كه متذكر شد، در صورت امكان، هر مقدار كه مىتواند وقوف به عرفات را درك نمايد، ودر صورتى كه وقوف اختيارى ممكن نباشد، اگر وقوف اضطرارى عرفات را درك نمايد، ودر مشعر نيز از طلوع فجر تا طلوع آفتاب وقوف كند، حجش صحيح است. مسأله 745 - اگر كسى مقدارى از ابتداى وقت وقوف در عرفات را درك ننمايد حجش صحيح است، وكفاره بر او واجب نيست، ولى در صورت تعمد گناه كرده است.

[ 291 ]

مسأله 746 - اگر كسى قبل از غروب، از عرفات عمدا خارج شود، اگر توبه كند وقبل از غروب باز گردد بر او كفاره واجب نيست، واگر توبه نكرد وبرنگشت، بايد يك شتر كفاره در منى قربانى كند، ودر صورت عدم تمكن مالى بايد هيجده روز پى در پى در مكه، ويا در راه مكه، ويا در وطن خود روزه بگيرد. مسأله 747 - اگر شخص قبل از غروب سهوا ويا به جهت ندانستن مسأله (اگر چه مقصر باشد) از عرفات بيرون رود، ودر موقع وقوف متوجه نشود، چيزى بر او نيست، واگر قبل از غروب متوجه شد، بر او واجب است كه به عرفات بازگشته وتا غروب در عرفات بماند، ودر صورت تخلف گناه كرده وحكم عامد را دارد، وكفاره بر او واجب است. مسأله 748 - براى ناسى ومعذور نسبت به وقوف اختيارى عرفات، وقوف اضطرارى عرفات كفايت مىكند. مسأله 749 - اگر شخص خوف دارد كه با درك وقوف اضطرارى عرفات، از وقوف اختيارى مشعر باز مىماند بايد بر وقوف به مشعر اقتصار نمايد، وحجش صحيح است، و در صورت تخلف اگر نتواند وقوف به مشعر را درك نمايد، حجش باطل است.

[ 292 ]

مسأله 750 - اگر كسى وقوف در عرفات را نسيانا ويا به جهت ديگر ترك كرده، وپس از پايان وقت وقوف متوجه شد، اگر وقوف به مشعر را تدارك نمايد كفايت مىكند، وحج او صحيح است، وجاهل قاصر در اين مسأله حكم ناسى را دارد، اما در مورد جاهل مقصر اشكال است، اگر چه الحاق آن به ناسى بعيد نيست. مسأله 751 - هر گاه نزد قاضى عامه، اول ماه ذيحجه ثابت شود، وبراى شيعه شرعا ثابت نشده باشد، وبه اين جهت روز نهم ذيحجه در نزد آنها روز هشتم به نظر شيعه باشد، احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است وقوف اختيارى عرفات را در روزى كه نزد شيعه نهم است انجام دهد، واگر ممكن نشد اضطرارى آنرا درك كند وبه مشعر رفته، ووقوف در آنجا را نيز درك نمايد، واعمال روز عيد را در منى به عمل آورد، واگر درك اضطرارى عرفات هم ممكن نشد درك اختيارى مشعر كافى است، وحجش صحيح است، وبنابر اقوى چنانچه گفته خواهد شد، درك اضطرارى عرفه واضطرارى مشعر نيز كفايت مىكند، واگر درك هيچ يك از اين مواقف ميسر نشود، حكم آن در مسأله بعد ذكر خواهد شد.

[ 293 ]

مسأله 752 - هر گاه هلال نزد قاضى عامه ثابت شود، ونزد شيعه ثابت نشده باشد، لكن از جهت تقيه ناچار به متابعت باشند، واز عمل به وظيفه خود خائف باشند، بنابر اقوى اين حج صحيح است وكفايت از حجة الاسلام مىكند، هر چند عالم به خلاف باشند، واگر بدون خوف متمكن از عمل به وظيفه باشند، احوط آن است كه رجاء متابعت كنند، وبعد واجب است حتى با عدم علم به خلاف، به وظيفه خود عمل نمايند.

[ 294 ]

مسائل متفرقه وقوف به عرفات 753 س - حدودى كه براى عرفات و مزدلفه ومنى مشخص شده است جهت انجام مناسك اعتبار دارد يا نه؟ ج - چنانچه مورد اطمينان يا تصديق اهل محل باشد معتبر است. 754 س - زنى كه عادت ماهانه‌اش مثلا شش روز بوده است. در حال عادت زنانه براى عمره تمتع محرم مىشود، ودر روز هشتم ذيحجه كه روز ششم عادت او است پاك مىگردد، وغسل مىكند، واعمال عمره تمتع را انجام مىدهد، وبراى حج تمتع محرم مىشود، ولى ظهر روز نهم در عرفه لك مىبيند، ونمى داند كه آيا ادامه دارد تا پس از ده روز، تا استحاضه حساب شود، واعمال قبلى او صحيح باشد، يا قبل از تمام شدن ده روز از اول عادت قطع مىشود تا حكم حيض را داشته باشد، وظيفه او چيست؟ ودر همين فرض اگر در مشعر لك ديد چه كند؟

[ 295 ]

ج - عمل به احتياط، وراه احتياط انجام اعمال بدون قصد تمتع وإفراد، بلكه به قصد ما في الذمه، با قربانى در منى است. وپس از گذشت ده روز از اول حيض وظيفه او روشن مىشود، كه اگر از ده روز تجاوز نكرد وخون قطع شد، حج بدل به إفراد شده، ولازم است عمره مفرده بجاى آورده، واگر از ده روز تجاوز كرد كشف از استحاضه بودن مىكند، وحج تمتع او صحيح است. 755 س - در فرض مسأله فوق اگر در عرفات يا مشعر لك ديد، وهمان وقت يقين پيدا كرد كه خون حيض است وقبلا پاك نبوده، بايد چه كند، با توجه به اين كه وقت وقوفين اختيارى ويا اضطراى آن باقى است، ولى وقت برگشتن به مكه وانجام اعمال عمره تمتع را ندارد؟ ج - مورد عدول به إفراد است، وبايد بعد از اتمام حج، عمره مفرده بجا آورد. 756 س - شخصى وقوف اختيارى عرفات را درك كرده، وقبل از رفتن به مشعر، مغمى عليه شده است. بفرماييد اگر به همين حال تا آخر اعمال باقى باشد، وظيفه چيست؟ واگر بعد از اغماء او را به ايران آورده باشند چه حكمى دارد، و نيز اگر بعد از ايام تشريق در ماه ذيحجه به هوش بيايد، در مكه باشد يا در ايران، چه بايد كرد؟ ج - پس از به هوش آمدن اگر مىتواند خودش، واگر نمىتواند نايبش بقيه اعمال را انجام دهد. وحج صحيح است.

[ 296 ]

757 س - كراهت صعود به جبل الرحمه، آيا قبل از نيت وقوف به عرفات است يا بعد از آن؟ ج - در وقت وقوف كراهت دارد كه از جبل بالا رود. سوم: وقوف به مشعر الحرام مشعر كه " مزدلفه " و " جمع " نيز ناميده مىشود، زمين وسيع ومعروفى است كه بين عرفات ومنى واقع شده است، وبا علائم منصوب حدود آن مشخص شده است. مسأله 758 - پس از مراجعت از عرفات، وقوف در مشعر واجب است، واحتياط واجب آن است كه شب عيد قربان را نيز در مشعر بيتوته نمايد، وبه هنگام طلوع فجر نيت وقوف كند، به اين كه بگويد: وقوف مىكنم در مشعر الحرام از طلوع فجر تا طلوع آفتاب در حج تمتع ويا.... قربة الى الله، ونيز احتياط آن است كه ذكر خدا را، اگر چه اندك باشد، در مشعر ترك ننمايد. مسأله 759 - وقوف در تمام زمان تعيين شده، در مشعر واجب است، لكن مقدار واجب ركنى آن وقوف به اندازه‌اى است كه مسماى وقوف صدق كند، بنابر اين اگر شخص اين مقدار را نيز ترك كند حجش باطل است.

[ 297 ]

مسأله 760 - اگر شخصى از مشعر كوچ كند، و قبل از طلوع آفتاب از وادى محسر بگذرد گناه كرده، وبنابر احتياط يك گوسفند كفاره بدهد، اگر چه اقوى عدم وجوب كفاره است. مسأله 761 - اگر كسى پس از درك مسماى وقوف در مشعر ديوانه ويا بيهوش شود، و يا به خواب رود، كفايت مىكند، و حجش صحيح است، ولى اگر در تمام وقت وقوف، ديوانه ويا بيهوش ويا در خواب باشد، حج ووقوفش باطل است، بلى در صورتى كه قبل از زمان وقوف به مشعر آمده، وبا قصد وقوف خوابيده، اگر چه تمام زمان وقوف را در خواب باشد، صحت حج او بعيد نيست. مسأله 762 - براى وقوف در مشعر وهم چنين عرفات، بودن در آن محل به هر وضعيت كفايت مىكند، وفرقى بين سواره، وپياده وايستاده، ويا نشسته بودن نيست. مسأله 763 - رفتن از مشعر به منى، قبل از طلوع فجر براى زنان وپيران ومريضهايى كه تحمل ازدحام جمعيت براى آنان مشكل است، وهم چنين كسانى كه كار ضرورى دارند، جايز است. مسأله 764 - كسانى كه وقوف اختيارى مشعر را درك نكرده‌اند، در صورتى كه وقوف اختيارى ويا اضطرارى عرفات را درك كرده باشند، اگر قبل از زوال روز دهم ذيحجه به قدر صدق مسماى وقوف در مشعر بمانند، كفايت مىكند.

[ 298 ]

مسأله 765 - براى وقوف در مشعر سه وقت است: اول - شب عيد براى كسانى كه تمكن از وقوف پس از طلوع فجر را ندارند، همان گونه كه گذشت، واين وقوف اضطرارى است. دوم - وقوف اختيارى، كه زمان آن از طلوع فجر تا طلوع آفتاب است. سوم - از طلوع آفتاب تا هنگام زوال روز دهم ذيحجه، كه اين نيز زمان وقوف اضطرارى مشعر است. مسأله 766 - با در نظر گرفتن هر يك از وقوف اختيارى واضطرارى عرفات ومشعر، و درك هر دو موقف، ويا يكى از آنها در وقت اختيارى و يا اضطرارى، ويا عدم درك آن دو، دوازده قسم به وجود مىآيد، كه حكم مكلف از جهت صحت و بطلان در هر يك از آنها مختلف است، كه به اختصار به آن اشاره مىكنيم: الف: وقوف عرفات را از ظهر تا غروب روز نهم درك كرده است. 1 - وقوف مشعر در تمام اوقاتش از او فوت شده است. صحيح 2 - فقط وقوف اضطرارى شبانه مشعر را درك كرده است. صحيح

[ 299 ]

3 - وقوف بين الطلوعين كه وقوف اختيارى است درك كرده است. صحيح 4 - فقط وقوف اضطرارى مشعر را قبل از ظهر روز دهم درك كرده است. صحيح ب: وقوف اضطرارى عرفات را در شب عيد درك كرده است. 5 - وقوف مشعر در تمام اوقاتش، از او فوت شده است. باطل 6 - وقوف اضطرارى شبانه مشعر را درك كرده است. صحيح 7 - وقوف بين الطلوعين را كه وقوف اختيارى است درك كرده است. صحيح 8 - وقوف اضطرارى قبل از ظهر روز دهم را در مشعر درك كرده است. صحيح ج: وقوف اختيارى واضطرارى عرفات از او فوت شده است. 9 - وقوف در مشعر نيز در تمام اوقاتش از او فوت شده است. باطل 10 - فقط وقوف شبانه در مشعر را درك كرده است. صحيح

[ 300 ]

11 - وقوف اختيارى مشعر كه بين الطلوعين است درك كرده است. صحيح 12 - فقط وقوف قبل از ظهر روز عيد قربان را در مشعر درك كرده است. باطل

[ 301 ]

مسائل متفرقه وقوف به مشعر الحرام 767 س - آيا حاج مىتواند شب براى كارى ويا بدون كار از مشعر به منى برود وقبل از فجر، براى درك اختيارى مشعر برگردد يا جايز نيست؟ ج - براى غير معذور، جايز نيست واگر رفت وقبل از طلوع فجر مراجعت نمود معصيت نموده، ولكن وقوف او صحيح است. 768 س - كوچ كردن از مشعر به منى قبل از نيمه شب يا بعد از آن، به جهت خوف ازدحام جمعيت براى پير مردها وبيماران وزنان جايز است يا خير؟ ج - براى مضطر وخائف وصاحب عذر وزنان، افاضه از مشعر به منى در شب جايز است، هر چند قبل از نصف شب باشد. 769 س - كاركنان و اعضاء كاروانى كه موظف به پذيرايى حجاج هستند، آيا مىتوانند وقوف اضطرارى مشعر را انجام داده، وهمان شب عيد را به منى بروند وبرنگردند يا نه؟

[ 302 ]

ج - اگر طورى است كه ناچارند بعد از وقوف مقدارى از شب در مشعر، شبانه به منى بروند، ونمى توانند ثانيا به مشعر برگردند، مانعى ندارد، ولكن اكتفا به مقدار ضرورت نمايند. 770 س - كارمند كاروان، اثاث را از عرفات به مكه برد، ودر مشعر توقف نكرد، واز مكه به مشعر برگشت، وتا صبح ماند، چه صورت دارد، واگر وقوفش فقط به اندازه جمع كردن سنگ براى رمى جمرات باشد، تكليفش چيست؟ ج - حج او صحيح است، وبه مقدار جمع كردن سنگ براى رمى جمرات، اگر به قصد وقوف توقف كند، ركن به عمل آمده است. 771 س - عده‌اى در شب دهم ذيحجه عازم مشعر بودند، از افرادى كه آنجا بودند سؤال نمودند مشعر كجا است؟ جواب دادند اينجا است، اطمينان پيدا كردند كه مشعر است، نيت بيتوته وقصد وقوف كردند، بعد كه وقت اضطرارى مشعر هم گذشته بود معلوم شده مشعر نبوده، نسبت به باقى اعمال حج وسال آينده وظيفه چيست؟ ج - در مورد سؤال چنانچه وقوف اختيارى عرفات را درك كرده‌اند، حج آنها صحيح است.

[ 303 ]

772 س - اگر به گفته مدير گروه كه مىگويد درك وقوف اختيارى مشعر براى او مشكل است ونمى تواند آن را درك نمايد اعتماد كند، وقوف اختيارى را ترك نمايد، آيا اشكالى ندارد؟ ج - اگر براى شخص از گفته او اطمينان به وجود عذر حاصل شده، درك وقوف اضطرارى كفايت مى كند. 773 س - خدمه‌اى كه با زنها قبل از طلوع فجر به منى مىروند، ولى خود را قبل از طلوع آفتاب به مشعر مىرسانند، ووقوف ركنى مشعر را درك مىكنند، آيا نيابت آنان صحيح است يا نه؟ ج - اگر از ذوى الاعذار نبوده‌اند، نيابت آنها صحيح است، هر چند مرتكب حرام شده‌اند. 774 س - كسى كه نمىدانسته وقوف اختيارى مشعر بين الطلوعين است، پس از آن وقوف اضطرارى را درك كرده، وظيفه او چيست؟ ج - اگر جهل او قصورى وعذرى باشد نه تقصيرى، وترك وقوف اختيارى از روى عذر باشد، مانع ندارد. 775 س - شخصى وقوف عرفات ومقدارى از وقوف ليلى مشعر را درك كرده، وعمدا قبل از طلوع فجر، براى بردن اثاث وكار ديگرى به منى رفته است، وقصد داشته كه مجددا به مشعر بر گردد، ولى در منى خوابش برده، وظيفه او چيست؟ ج - با فرض اين كه ترك اختيارى مشعر عمدى نبوده، در فرض مرقوم، اضطرارى كافى است، وچون شب نيت وقوف نداشته، بايد اضطرارى روز را درك كند.

[ 304 ]

واجبات واعمال منى چهارم - رمى جمره عقبه چون حاجى در روز دهم به منى رسيد، اولين عمل او اين است كه به سوى جمره عقبه آمده، وآن را با هفت سنگريزه (حصى) رمى نمايد. جمره عقبه براى افرادى كه از مشعر به منى مىآيند آخرين جمره محسوب مىشود، ومردم آن را جمره بزرگتر وشيطان بزرگ نيز مىخوانند. مسأله 776 - زمان سنگ زدن، از طلوع آفتاب روز عيد، تا غروب آفتاب است. ورمى جمره در شب جايز نيست، مگر براى مريض وخائف وكسانى كه از رمى در روز عذر داشته باشند، و تا وقتى كه خودشان بتوانند در شب رمى كنند نبايد در روز براى خود نايب بگيرند، وفرقى نيست در جواز رمى در شب، براى صاحبان عذر، كه شب قبل رمى كنند ويا شب بعد، واگر متمكن نباشند كه رمى هر روز را در شب آن روز انجام دهند مىتواند رمى سه روز را در يك شب بجا آورند.

[ 305 ]

مسأله 777 - بايد زدن اين هفت سنگ قبل از قربانى وحلق ويا تقصير انجام شود. مسأله 778 - اگر كسى سهوا ويا جهلا رمى جمره عقبه را ترك كرد، بايد در روز يازدهم تا سيزدهم، آن را تدارك نمايد، واگر روز سيزدهم ملتفت نشد بايد در سال آينده در صورت امكان خودش وگر نه نايبش از طرف او بجا آورد. مسأله 779 - سنگريزه‌ها بايد طورى باشد كه عرفا سنگ بر آن اطلاق شود، وبه قدرى كوچك نباشد كه به آن شن بگويند، وآنقدر هم نبايد بزرگ باشد كه سنگريزه (حصى) به آن گفته نشود، بنابر اين سنگريزه حدودا بايد به اندازه يك بند انگشت باشد. مسأله 780 - سنگريزه‌ها بايد از حرم وبكر باشد، يعنى خود شخص يا كس ديگرى قبلا به طور صحيح با آنها رمى نكرده باشد. در زدن سنگها رعايت چند چيز شرط است: اول - نيت واجب است از اولين سنگ تا آخرين سنگ را كه مىزند با نيت همراه باشد، وبهتر آن است كه نيت را به زبان آورد، وبگويد: رمى مىكنم جمره عقبه را به هفت سنگ در حج تمتع،

[ 306 ]

(قران - إفراد) براى امتثال امر الهى، وتعيين كند كه حج او واجب است يا مستحب، اداست يا قضاء، نيابى است يا براى خود انجام مىدهد، ودر صورتى كه نايب است اسم منوب عنه را نيز ذكر كند. دوم - اين كه سنگهايى كه مىاندازد هفت عدد باشد، واگر سهوا ويا جهلا كمتر از هفت سنگريزه رمى كند، اگر پيش از به هم خوردن موالات عرفيه متوجه شود بايد بقيه را بجا آورد، واگر موالات به هم خورده باشد، احتياط آن است كه باقيمانده را بجا آورد، ودوباره رمى نمايد، واگر در عدد سنگريزهايى كه انداخته شك كند، بنا را بر كمتر بگذارد، وعدد را تكميل كند. سوم - اين كه سنگريزه‌ها با پرتاب كردن به جمره اصابت نمايد، ودر صورت عدم اصابت وشك در اصابت به نحو صحيح، عمل را تكرار كرده، تا يقين به اصابت هفت سنگريزه به نحو صحيح پيدا كند، ومطلق رسيدن سنگريزه به جمره وقرار گرفتن آن بر روى جمره كافى نيست، بلى اگر سنگريزه در مسيرى كه به طرف جمره مىرود به چيزى اصابت كند، ورد شود، وپس از آن به جمره بخورد اشكال ندارد، ولى اگر به چيز سختى مانند ديوار سنگى وسيمانى اصابت كند، وبر گردد وبه جمره بخورد اشكال دارد.

[ 307 ]

چهارم - بايد هفت سنگريزه را به سوى جمره پى در پى وجدا جدا به ترتيب پرتاب كند، واگر همه يا چند تا از آنها را يكجا پرتاب نمايد كفايت نمىكند، اگر چه به ترتيب به جمره اصابت نمايد، ولى اگر سنگها را پشت سر هم بيندازد وبا هم به جمره برسند صحيح است، وكفايت مىكند. مسأله 781 - رمى جمره با دست راست واجب نيست، وجايز است كه جمره را با دست چب رمى نمايد، ولى رمى با دست راست بهتر است.

[ 308 ]

مسائل متفرقه رمى جمره عقبه در روز عيد 782 س - آيا جايز است از طرف زنان، به خاطر ازدحام فوق العاده‌اى كه در اين سالها وجود دارد، در رمى نيابت كرد ويا بايد خود آنها رمى كنند، و هم چنين در مورد طواف، با اين تفاوت كه ازدحام در رمى جمرات در شب تخفيف پيدا مىكند، ولى ازدحام در طواف شبانه روز تخفيف پيدا نمىكند. ج - زنها در فرض مرقوم مىتوانند رمى را تا آخر ايام تشريق به تأخير بيندازند وخودشان در صورت امكان در روز رمى كنند، وگر نه شب رمى نمايند، واگر اين هم ممكن نيست مىتوانند نايب بگيرند كه در روز رمى كند، وطواف را مىتوانند در خارج از بيست وشش ذراع ونيم در صورت اتصال طائفين به يكديگر انجام دهند. 783 س - كسى كه از رمى جمره عقبه در روز عاجز است، و بايد روز بعد آن را قضا نمايد، آيا جايز است كه قربانى وحلق روز عيد را بدون رمى جمره عقبه انجام دهد، يا بايد آنها را نيز به تأخير اندازد.

[ 309 ]

ج - ترتيب بين رمى جمره، قربانى، حلق ويا تقصير واجب است، ولى در صورتى كه عاجز از رمى در روز عيد وايام تشريق وشبهاى آن باشد مىتواند نايب بگيرد، وپس از رمى نايب در روز، قربانى كند. 784 س - سنگ زدن در روز سيزدهم براى همه به سهولت ممكن است، در اين صورت شخصى كه از رمى در روز معذور وناتوان است، ومى تواند قضاى همه روزها را تماما در روز سيزدهم انجام دهد، آيا مىتواند شب دهم مثلا رمى كند، كه فرداى آن بتواند قربانى وتقصير ويا حلق نمايد؟ و هم چنين با فرض اين كه روز سيزدهم مىتوانند به آسانى جمره را رمى كنند، آيا نوبت به نيابت دادن به ديگرى مىرسد؟ ج - اگر از رمى در شب وروز معذور است، نايب بگيرد تا براى او در روز رمى نمايد، ودر صورت تمكن قضاى آنها را شخصا در روز سيزدهم بجاى آورد. 875 س - موقع رمى جمره، شش عدد سنگ ريزه به طور قطع به محل خود رسيده، ولى عدد هفتم را شك دارم به هدف خورده يا نه، حتى در ميان چادر هم شك من قوى تر شد، ودر سال بعد به يك نفر حاج كه عازم حج بود پول دادم كه نيابتا از طرف من يك عدد سنگريزه رمى نمايد، حال آيا با نقص يك عدد، حج بنده باطل مىشود يا خير؟

[ 310 ]

ج - واجب بود با شك، سنگ ديگر بزنيد، فعلا كه ترك كرده‌ايد، حج باطل نمىشود. 786 س - رمى در طبقه دوم چه صورت دارد؟ ج - در طبقه تحتانى رمى كنيد، ورمى طبقه فوقانى خلاف احتياط است. 787 س - رمى جمره عقبه از چهار طرف مجزى است يا خير؟ ج - اشكال ندارد، اگر چه بهتر است پشت به قبله بايستد ورمى جمره عقبه نمايد. 788 س - حاج پيش از رمى خود مىتواند براى ديگرى رمى نمايد يا نه؟ ج - مانعى ندارد. 789 س - سنگريزه‌هايى كه از مشعر الحرام جمع آوردى شده، در راه گم شده، واز همان منى دورتر از جمره عقبه سنگريزه جمع مىكنند، آيا با اين سنگريزه‌ها مىشود رمى كرد يا نه؟ ج - مطلق سنگريزه حرم كافى است، وبودن سنگريزه از مشعر، حكم استحبابى است. 790 س - شخصى در اثر ناتوانى نتوانسته رمى جمره كند، رفيقى داشته او را نايب گرفته، به عوض او هر سه جمره را زده، لكن اگر شب مىرفت براى او ممكن بود كه جمره را رمى كند،

[ 311 ]

فعلا ملتفت مسأله شده، كه حضرتعالى در مناسك فرموده‌ايد: " اگر زن عاجز باشد مىتواند كسى را اجير بگيرد كه به عوض او سنگ بزند، ولى اگر شب ممكن شود مىتواند برود سنگ بزند. " نمىدانيم اين حكم حتمى است ويا اختيارى، چون نفرموديد كه بايد برود، فرموده‌ايد مىتواند برود وسنگ بزند، لذا مسأله را واضح تر بفرماييد. ج - در فرض سؤال، چنانچه رمى در شب براى خودش ممكن باشد بايد خودش در شب رمى كند، واگر ممكن نيست نايب بگيرد، كه در روز از طرف او رمى كند، واين حكم در مناسك مسأله 166 بالصراحه ذكر شده، واگر به وطن برگشته احتياطا اگر بتواند خودش به منى برود، وقضاى آن را روز بجا آورد، واگر متمكن نيست نايب بگيرد كه روز از طرف او رمى كند، ودر هر صورت بايد رمى در ايام تشريق باشد. 791 س - در سال گذشته عده‌اى زن ومرد به مكه مشرف شديم، يك نفر از اهل علم فرمودند زنها را براى رمى جمرات با خود نبريد، چون بر اثر تراكم جمعيت براى آنها مشكل است، وشما از طرف آنها نيابتا رمى نماييد، وما هم اين عمل را انجام داديم، ولى اطمينان نداريم اسقاط تكليف از آنها شده، وحج صحيح باشد، نظر مبارك را مرقوم فرماييد تا براى ما اطمينان حاصل شود.

[ 312 ]

ج - در فرض مذكور، حج صحيح است ولى مجرد ازدحام، در صورتى كه موجب عدم تمكن نشود، مجوز ترك رمى ونايب گرفتن نيست، وفعلا بر آنها لازم است در صورت تمكن خودشان به مكه بروند، ورمى را در وقت آن انجام دهند، ودر صورت عدم تمكن، نايب بگيرند. 792 س - آيا پرستار مثل مريض جايز است كه در شب عيد، رمى جمرات كند يا نه؟ ج - پرستار اگر با وصف پرستارى بتواند در روز رمى كند رمى در شب براى او جايز نيست. ولى اگر با اين وصف نتواند در روز رمى نمايد حكم مريض را دارد. پنجم - قربانى روز عيد واجب دوم منى، قربانى در روز عيد است. مسأله 793 - بر هر شخصى بيش از يك قربانى واجب نيست، ولى هر چه بيشتر قربانى كند استحباب دارد. مسأله 794 - بر كسانى كه حج تمتع بجا مىآورند قربانى واجب است، اگر چه حج استحبابى باشد، وبنابر احتياط واجب اگر اهل مكه حج تمتع بجاى آورند بر آنها نيز قربانى كردن لازم است.

[ 313 ]

مسأله 795 - بر كسى كه حج قران بجا مىآورد كشتن قربانى را كه همراه آورده واجب است، وبر كسى كه حج إفراد بجا مىآورد قربانى كردن واجب نيست. مسأله 796 - هر نفر بايد يك قربانى كامل ذبح ويا نحر نمايد، وجايز نيست چند نفر در يك قربانى شريك شوند، ودر صورت ضرورت مثل آن كه جز يك قربانى پيدا نشود، احتياط واجب آن است كه جمع كنند بين قربانى مشترك، وبدل آن كه روزه گرفتن است. مسأله 797 - اگر پس از خريد قربانى، قربانى گم شود، واجب است قربانى ديگرى بخرد وذبح نمايد، واگر قربانى اول را يافت بر او واجب است كه آنر ذبح كند، واحتياط واجب آن است كه قربانى دوم را نيز ذبح نمايد، واگر پس از ذبح قربانى دوم، قربانى اول پيدا شد، بهتر ومطابق با احتياط آن است كه آن را نيز ذبح نمايد. شروط قربانى شروطى كه در مورد قربانى لازم است مراعات شود: 1 - بايد قربانى شتر ويا گاو ويا گوسفند ويا بز باشد. 2 - شرط است كه اگر قربانى شتر است وارد شش سال شده باشد، واگر گاو يا بز است بنابر احتياط واجب وارد سال سوم شده باشد، واگر گوسفند است بنابر احتياط وارد سال دوم شده باشد.

[ 314 ]

3 - قربانى بايد صحيح الخلقه وكامل باشد، وقربانى حيوان كور، لنگ، خيلى پير، حيوانى كه شاخ داخلش شكسته باشد، حيوانى كه گوش ويا عضو ديگرى از او بريده شده باشد، حيوانى كه اخته شده، ويا لاغر باشد كفايت نمىكند، ومشهور آن است كه در لاغر نبودن همين قدر كه در گرده حيوان پيه گرفته باشد كافى است، واحتياط واجب آن است كه حيوانى را كه از اصل خلقت بدون شاخ ويا گوش ودم است، قربانى ننمايد، بلى اگر گوش حيوان سوراخ شده باشد، ويا آن را چاك داده باشند، ولى چيزى كم نداشته باشد، قربانى آن اشكالى ندارد، و هم چنين قربانى حيوانى كه شاخ بيرونش شكسته است، اشكالى ندارد. مسأله 798 - حيوانى را كه عروق وبيضتين او را ماليده باشند، جايز است قربانى كنند، ولى قربانى حيوانى كه تخمهايش را كشيده‌اند، كفايت نمىكند. 4 - شرط است كه ذبح در روز عيد انجام گيرد، وبنابر احتياط، جايز نيست در حال اختيار آن را از روز عيد به تأخير اندازد، اگر چه اقوى جواز تأخير است، بنابر اين اگر ذبح را به تأخير انداخت، وتا آخر ايام تشريق، بلكه تا آخر ذيحجه قربانى نمود، كفايت مى كند، وبنابر احتياط در غير روز عيد وسه روز بعدش اگر قربانى كرد بايد قصد اداء وقضا ننمايد، ونيت ما في الذمه كند.

[ 315 ]

5 - شرط است كه ذبح در منى واقع شود وذبح در غير منى جايز نيست. 6 - لازم است على الاحوط ذبح پس از رمى وقبل از تقصير ويا حلق قرار گيرد، ولى اگر سهوا ويا جهلا ترتيب را مراعات ننمايد، به حج او ضرر نمىزند واگر عمدا مراعات نكرده، بايد در صورت امكان آنچه را بر خلاف ترتيب مقدم داشته اعاده نمايد. 7 - گوشت قربانى را نبايد از منى خارج كنند، مگر در صورتى كه موارد مصرفش در منى نباشد، ويا آن كه از فقيرى كه آن را تملك كرده بخرند. 8 - ذبح قربانى مىبايست همراه با نيت وبخاطر امتثال امر الهى باشد، واگر خودش ذبح نمىكند علاوه بر خودش ذابح نيز بايد نيت كند، اگر چه دستش را روى دست ذابح بگذارد، واگر ذابح نيت نكند در كفايت آن اشكال است، واظهر آن است كه نيت ذابح كه به او نيابت داده‌اند، شرط لازم وكافى براى صحت قربانى است. مسأله 799 - اگر قربانى را به گمان چاقى كشت، وبعد معلوم شد كه لاغر است كفايت مىكند. واگر با گمان لاغرى ذبح كرد به احتمال آن كه چاق باشد، وچاق در آمد كافى است، ولى اگر لاغر در آمد كافى نيست.

[ 316 ]

مسأله 800 - اگر حيوانى را با علم به اين كه لاغر است به جهت جهل به مسأله قربانى كند، وبعد معلوم شود چاق است، كفايت مىكند، ولى اگر با يقين به لاغر بودن ودانستن مسأله، آن را ذبح نمايند هر چند چاق در آيد كفايت نمىكند. مسأله 801 - احتياط واجب آن است كه شخص قدرى از قربانى حج خود را بخورد، وقسمتى از آن را به شخص مؤمن اگر چه غنى باشد يا وكيل او هديه دهد، وقسمت ديگر از آن را به فقير مؤمن ويا وكيل او صدقه دهد، واحتياط واجب آن است كه مقدار هديه وصدقه كمتر از ثلث نباشد، ودر صورتى كه حجى فقيرى در آنجا باشد، مىتوان به او صدقه داد. مسأله 802 - اگر دو ثلثى را كه اختصاص به هديه وصدقه دارد به غير مؤمن، اختيارا ويا به جهت سهل انگارى بدهد، ويا تلف كند، بنابر احتياط واجب ضامن است. بلى اگر غير مؤمن به زور از دست او بگيرد ضامن نيست، ومقدار ضمان را بايد نسبت به دو ثلث گوشت قربانى ذبح شده در نظر گرفت، نه نسبت به دو ثلث قيمتى كه براى خريد قربانى پرداخته است. مسأله 803 - چون ممكن است در منى به واسطه حاضر نبودن فقير مؤمن تصدق دادن ثلث قربانى به مؤمن فقير، و هم چنين هديه دادن ثلث آن به مؤمن ممكن نباشد، بهتر اين است كه از بعض

[ 317 ]

برادران دينى خود واز بعض فقراء مؤمن كه آنها را مىشناسد، در شهر خود وكالت بگيرد كه از جانب آنها ثلث قربانى را به عنوان هديه وثلث آن را به عنوان صدقه قبول كند، و هم چنين وكالت بگيرد كه بعد از قبول كردن از جانب آنها هر عملى مىخواهد نسبت به آن انجام دهد، در اين صورت در منى ثلث آن را به فقير مؤمنى كه از طرف او وكالت دارد صدقه دهد، وثلث ديگر را به مؤمن ديگرى كه از جانب او وكيل است هديه بدهد، واز طرف آنها قبول كند، وبعد به هر كس خواست بدهد، يا همانجا بگذارد وبرود. مسأله 804 - اگر سرپرست كاروان ويا شخص ديگرى از حجاج پول قربانى را بگيرد، وسپس شك كند كه از طرف فلان شخص قربانى كرده يا نه، بايد بنا را بر اين بگذارد كه قربانى نكرده است، وهم چنين اگر خود شخص شك كند براى كسى كه از طرف او در قربانى وكيل بوده قربانى كرده يا نه، بايد بنا را بر عدم ذبح بگذارد، بلى اگر وكيل بگويد كه قربانى كرده‌ام، در صورتى كه متهم به كذب نباشد مىتوان حرف او را پذيرفت. مسأله 805 - اگر كسى كه وظيفه او قربانى كردن است قربانى نيافت، بايد قيمت آن را نزد شخص امينى بگذارد، تا در ذيحجه از طرف او قربانى نمايد، واگر شخص امين در ذيحجه آن سال

[ 318 ]

گوسفند نيافت، بايد در سال بعد قربانى كند، واگر قربانىهاى موجود فاقد بعض شرايط بودند، بنابر احتياط ناقص را ذبح كند، ودر سال بعد نيز خودش و يا نايبش بايد حيوان ديگرى را كه واجد شرايط است قربانى نمايد. مسأله 806 - اگر حيوانى را براى قربانى نيافت، وپولش را هم نداشت، مىبايست به جاى آن ده روز روزه بگيرد، سه روز در سفر حج، وهفت روز وقتى كه به وطن بازكشت، ودر سه روزى كه در حج روزه مىگيرد قصد اقامه ده روز شرط نيست، ولازم نيست كه در خود مكه اين روزه‌ها را بگيرد، ولى واجب است كه پى در پى باشد، پس با توجه به اين كه در روز عيد قربان مطلقا ودر ايام تشريق براى كسانى كه در منى هستند روزه گرفتن جايز نيست، يا بايد اين سه روز كاملا قبل از عيد قربان قرار كيرد ويا كاملا پس از بازگشت از منى تا آخر ذى حجه انجام شود، ودر صورتى كه ذو الحجه به پايان رسيد وروزه نگرفت، بايد به هر صورت قربانى را بخرد، وبه منى بفرستد، تا در منى ذبح شود، و نسبت به اين كه قربانى و يا كفاره است نيت ما في الذمه كند، وهفت روز را در وطن روزه بگيرد، واحتياط مستحب آن است كه اين هفت روز نيز پى در پى باشد.

[ 319 ]

مسأله 807 - اگر شخص نتوانست روز هفتم را روزه بگيرد، بايد روز هشتم ونهم را روزه بگيرد، وپس از بازكشت از منى يك روز ديگر نيز روزه بگيرد، و اگر نتوانست روز هشتم را روزه بگيرد، جايز نيست روز نهم روزه‌ها را شروع كند، بلكه بايد پس از بازگشت از منى روزه‌ها را تدارك نمايد. مسأله 808 - اگر پس از گرفتن سه روز روزه، قربانى واجد شرايط پيدا شد، احتياط آن است كه آن را خريده وقربانى كند. مسأله 809 - اگر كسى قبل از فرستادن قربانى به منى ويا ذبح قربانى فوت كند، بر ورثه او پرداخت پول قربانى براى ذبح ويا نحر كردن واجب است. مسأله 810 - ذابح بايد مسلمان وذبيحه او حلال باشد، هر چند شيعه اثى عشر نباشد.

[ 320 ]

مسائل متفرقه قربانى 811 س - شخصى در منى گوسفندى خريدارى كرده، وصاحب گوسفند گفته سال او تمام است وقربانى كرده، فعلا شك مىكند كه آيا سالش تمام بوده يا نه؟ آيا در صورتى كه سال او تمام نبوده، ضررى به حجة الاسلام او وارد مىآيد يا نه؟ ج - در اين موارد قول ذى اليد با احتمال صدق معتبر است، وچنانچه معلوم شود كه قربانى واجد شرط نبوده موجب بطلان حج نيست، واگر بخواهد احتياط كند كسى را وكيل كند كه از طرف او در روز عيد آينده قربانى كند. 812 س - آيا در شرايط قربانى تحقيق لازم است، كه يقين به بودن شرايط حاصل شود يا لازم نيست؟ ج - در شرايطى كه مربوط به نقص عارض بر حيوان بعد از تمام بودن آن است، مثل خصى نبودن، يا معيوب نبودن حيوان، فحص لازم نيست، ودر صورت شك مىتواند بدون تحقيق ذبح كند، ولى در شرايط ديگر مثل سن حيوان، لازم است يقين حاصل شود.

[ 321 ]

813 س - اگر كسى پس از ذبح قربانى، وانجام باقى مناسك، ويا قبل از آن متوجه شد كه سن هدى كمتر از حد نصاب است وظيفه چيست؟ ج - بنابر احتياط لزومى اعاده لازم است. 814 س - حاج از روى غفلت ويا جهل به مسأله در روز عيد، گوسفند بى شاخ (كل) كشته است، وبعد به مسأله توجه پيدا كرده، آيا در صورت تمكن از مسافرت حج، واجب است حج را اعاده كند، ويا قربانى بفرستد كافى است؟ ج - لازم نيست مجددا حج برود، فقط قربانى صحيح بفرستد كافى است. 815 س - راجع به قربانى وذبح آن در شب يازدهم، نظر مباركتان را مرقوم فرماييد. ج - ذبح در شب يازدهم بنابر احوط، جايز نيست واگر در روز عيد ذبح نكرد، روز يازدهم ذبح نمايد. 816 س - چون مسلخ را تغيير داده‌اند وتشخيص آن كه محل فعلى مسلخ از منى يا از مشعر مشكل است، بنابر اين در مكانى كه فعلا مسلخ است قربانى كفايت مىكند يا نه؟ ودر صورت عدم كفايت، تكليف چيست؟

[ 322 ]

ج - براى اين كه ذبح در منى واقع شود بايد حتى الامكان تفحص نمايد، و قول اهل خبره حجت است، واگر به كلى ذبح در منى ميسر نبود، ذبح در وادى محسر مجزى است ان شاء الله تعالى. 817 س - چون محل قربانى را از منى تغيير داده‌اند، و در وادى محسر برده‌اند، آيا مىشود قربانى را در غير منى انجام داد، يا حتما بايد در خود منى انجام دهند؟ وچنانچه نتوانست ذبح كند، آيا در مكه ويا در وطن مى تواند قربانى كند؟ ج - تا قربانى در منى ممكن است، قربانى در غير منى مجزى نيست. بلى اگر به كلى ممنوع شود، اقوى كفايت آن است در وادى محسر، وقربانى در مكه يا وطن مجزى نيست. 818 س - سرپرست ويا روحانى كاروان كه به اوضاع منطقه منى آشناست، شايد بتواند با تحمل مشكلات ويا احيانا به راحتى با تأخير قربانى خود، تا روز سيزدهم و يا ديرتر در منى قربانى كند، مثل اين كه اگر خودش تنها باشد مىتواند گوسفند را به دوش بگيرد، وبه قسمتهايى از مسلخ كه بعض اهل خبره مىگويند منى است بياورد، ودر آنجا ذبح كند، ويا با توسل به بعض حيله‌ها گوسفند را از خارج منى خريده، واز ديد مأمورين مخفى كرده، وآن را زير چادر ويا جاى ديگرى ذبح كند، ولى اگر سرپرست ويا روحانى كاروان چنين عملى را انجام دهد، موجب محاذيرى مىشود:

[ 323 ]

اولا: اگر افراد كاروان بفهمند موجب اختلاف شديد وسلب اعتماد وبه وسوسه افتادن نسبت به صحت اعمال خودشان مىشود. ثانيا: اگر براى افراد كاروان نيز بخواهد همين طور عمل كند عادتا امكان ندارد. ثالثا: اگر اين همه حاجى ايرانى بخواهند در هر گوشه‌اى از منى قربانى كنند، موجب حساسيت شديد مسئولين ومأمورين عربستان شده، ومشكلات فراوانى را در پى خواهد داشت، وشايد حتى در روزهاى سيزدهم به بعد هم كاملا منطقه را كنترل كنند، وموجب دستگيرى بعض حجاج گردد. رابعا: شايد اگر تعداد كثيرى از حجاج بخواهند سيزدهم به بعد ذبح كند، قربانى به اندازه كافى پيدا نشود. خامسا: اين عمل موجب وهن نسبت به عقائد شيعه وتبليغات بر عليه آنها مىگردد. حال با توجه به اين مشكلات بفرماييد كه وظيفه سرپرست ويا روحانى كاروان (با توجه به پاسخ استفتايى كه در اين زمينه فرموده‌ايد: " اگر به كلى در منى ميسر نبود در وادى محسر مجزى است ") آيا باز هم قربانى خود را براى اين كه در منى واقع شود به تأخير اندازد يا خير؟ ودر صورتى كه به تأخير نيانداخت آيا مجزى است يا خير؟ وآيا قربانى در هر قسمت از مسلخهاى فعلى جايز است يا خير؟

[ 324 ]

ج - اگر ذبح در منى مستلزم مفاسدى باشد عدم تمكن صادق است، وقربانى در مذابح معموله كافى است. 819 س - اخيرا مذابح مكانيزه در وادى معيصم تأسيس‌شده، با توجه به آن كه مسلخ‌هاى ديگر هم بنابر نقل، خارج منى است ولى به منى نزديكتر است، ونيز گوشت حاصل از قربانى در مسلخ جديد با وسائل پيشرفته بسته بندى شده، و براى نيازمندان كشورهاى اسلامى ارسال مىشود ذبح در اين گونه مسلخ‌ها چه حكمى دارد؟ ج - در فرض سئوال چنانچه ساير شرائط ذبح وقربانى رعايت شود، رعايت اقربيت به منى واجب نيست اگر چه اولى واحوط است. 820 س - شخصى بدون گرفتن وكالت در ذبح، از طرف عيالش يا شخص ديگرى قربانى مىنمايد، به اين خيال كه اذن فحوى از او دارد، ومطمئن است كه وقتى به طرف بگويد راضى است وخوشحال مىشود، اين نحو قربانى مجزى است يا نه؟ ج - مجزى نيست. 821 س - روز عيد بعض اشخاص به قربانگاه مىروند، وبدون اين كه در قربانى نيابت داشته باشند خودشان براى رفقايشان قربانى مىكنند، آيا اين قربانى كافى است يا نه؟ واگر كافى نيست، پول قربانى به عهده چه كسى است؟

[ 325 ]

ج - كفايت نمىكند، وپول از مال كسى خارج مىشود كه خرج كرده است مگر آن كه غرورى در بين باشد. 822 س - شخصى در قربانى كسى را نايب خود كرده، وپس از آن به ديگرى نيابت داد، ولى شخص اول ذبح نمود، آيا صحيح است؟ ج - اگر اولى را از وكالت عزل نكرده كافى است، ومجرد نيابت دادن به دومى، عزل اولى از نيابت نيست. 823 س - كسى را وكيل در قربانى نموده، آيا وكيل مىتواند به ديگرى وكالت دهد؟ ج - اگر وكالت داده كه وكيل خودش قربانى كند، نمىتواند به ديگرى وكالت بدهد. 824 س - اگر انسان مريض نتواند در حج تمتع قربانى كند، وبه ديگرى نيابت دهد، ونايب ووكيل فراموش كند، ودر مدينه يا در ايران يادش بيايد كه قربانى نكرده است، وظيفه‌اش چيست؟ ج - بر حج او اشكالى نيست، ولى قربانى بر ذمه‌اش باقى است كه بايد در سال آينده در منى انجام دهد، واگر در ماه ذيحجه فهميد بايد در صورت امكان در همان ماه قربانى كند. 825 س - شخصى به اعتماد نايب خود در رمى، ذبح كرده وحلق نموده است، بعد معلوم شده كه نايب از جانب او رمى ننموده است، آيا ذبح وحلق او صحيح است؟ ج - كفايت مىكند.

[ 326 ]

826 س - مردى دو گوسفند قربانى خريده، كه يكى را براى خود وديگرى را براى زنش ذبح كند، آيا تعيين قربانى لازم است يا نه؟ ج - بلى تعيين لازم است، وبدون آن كفايت نمىكند. 827 س - شخصى اجير شده تا حج نيابتى براى كسى انجام دهد، خود اين نايب براى قربانى كردن نايب مىگيرد، اكنون آيا شخصى كه قربانى مىكند منوب عنه خود را قصد كند يا منوب عنه اول را؟ ج - احتياط آن است كه نيت كند كه از طرف منوب عنه خودم براى منوب عنه اول، قربانى مىكنم. 828 س - حاج پيش از قربانى خودش، مىتواند جهت ديگران قربانى كند يا نه؟ ج - مانعى ندارد. 829 س - حاج در روز عيد در منى، قبل از آن كه قربانى ذبح كند، كه چيزى بعهده‌اش نيست، و بعد از ذبح، قيمتى ندارد در اين صورت لازم است احتياطا با فقير، سهميه او را حساب و مصالحه نمايد يا خير؟ ج - با فرض اين كه قيمت ندارد، و فقير مؤمنى نباشد كه آنرا اگر به او صدقه بدهند قبول كه، رعايت اين احتياط، واجب نيست.

[ 327 ]

830 س - در مناسك مرقوم فرموده‌ايد: " واجب است كه صاحب قربانى قدرى از قربانى را بخورد ". انجام اين مطلب در آن هواى گرم با فراهم نبودن وسايل طبخ ميسر نيست، وچه بسا كه نايب مىرود براى صد نفر قربانى مى كند، ونمىشود از هر گوسفندى قدرى بياورد، يا اگر بياورد مخلوط مىشود، بفرمائيد كه ترك اين واجب چه صورت دارد؟ ج - ترك اين واجب، در صورت امكان جايز نيست، وبعد از ذبح مخلوط شدن قربانى ها به يكديگر ضرر ندارد. 831 س - كسى كه از فقيرى وكالت گرفته كه ثلث قربانى خود يا ديگران را براى او قبول كند، آيا قيمت ثلث گوسفند زنده را بايد به فقير بدهد، يا قيمت ثلث گوسفند ذبح شده را؟ چنانچه قيمت ذبح شده مراد باشد در مسلخ به هيچ قيمتى نمىخرند، پس اين وكالت براى موكل چه سودى دارد؟ ج - قيمت ثلث ذبح شده را بپردازد، ودر صورتى كه هيچ گونه قيمتى ندارد ضامن قيمت آن نيست، ودر صحت وكالت، رجوع سود مادى به موكل معتبر نيست، وهمين قدر كه وكالت به واسطه بعض دواعى عقلايى باشد صحيح است.

[ 328 ]

832 س - شخص حاج كه قربانى مىكند، آيا بايد گوشت قربانى را بين مستحقين تقسيم كند، ودر صورتى كه براى قربانى، نايب بگيرد، ومطمئن نباشد از اين جهت كه نمىداند اولا نايب گوسفند نر قربانى كرده يا ماده، ثانيا گوشت را بين مستحقين تقسيم كرده يا نه؟ آيا بر شخص حاج واجب است پس از رسيدن به وطن خود گوسفند بخرد، وقربانى كرده بين مستحقين تقسيم كند، يا عمل نايب مجزى است؟ ج - قول نايب اگر خودش گفت به وظيفه عمل كرده‌ام كافى است، ولازم نيست گوسفند قربانى نر باشد. 833 س - ذبيحه را بايد در موقع ذبح، رو به قبله كرد، حال به طرف راست ويا چب بخوابانند ويا ايستاده ذبح كنند تفاوت مىكند؟ ج - ظاهرا تفاوت نمىكند. 834 س - حيوانى را كه براى هدى ذبح مىكنند، اگر قطع اوداج اربعه بكنند، و آن را رها نمايند، وحيوان به خودى خود پشت به قبله شود، و يا بعد از قطع اوداج اربعه، قبل از جان دادن، حيوان را روى بقيه اجساد حيوانات ذبح شده پرت نمايند، وحيوان در اثر اين كار از قبله منحرف شود، ودر آن حال جان دهد، حكمش چيست؟

[ 329 ]

ج - رو به قبله بودن در حال قطع اوداج اربعه كافى است. 835 س - بعد از فرى اوداج اربعه، اگر گردن قربانى ويا رگ نخاع را در حالى كه هنوز زنده است قطع نمود چه صورتى دارد؟ ج - كار حرامى است، لكن ذبيحه حلال است، وكفايت از قربانى مىكند. 836 س - آيا ذبح با كاردهاى استيل كه معلوم نيست آهن است يا نه چگونه است؟ ج - ذبح بايد با آلت حديدى باشد، واگر صدق حديد نكند، اشكال دارد. 837 س - كسانى كه جهت ذبح قربانى، به مذبح مىروند، وقهرا لباس احرام و بدنشان آلوده به خون مىشود، وغالبا تطهير بر ايشان ميسور نيست تا به مكه بر گردند، آيا گناهى بر آنان هست يا نه؟ ج - رفتن به مذبح براى قربانى نمودن حرام نيست، ولكن اگر لباس يا بدن محرم نجس شود احوط تطهير آن است با امكان، اگر چه مستلزم رفتن به مكه باشد. 838 س - اگر روحانى كاروان مىداند كه احرامى او در روز عيد در مسلخ به خون آلوده مىشود، وبه جهت اين كه روحانى است وبايد بر اعمال حجاج نظارت داشته باشد مدت چند ساعت لباس احرامى او خون آلود است، آيا با علم به نجس شدن وطولانى بودن مدت آن، تكليف او چيست؟ واگر نايب باشد، ضررى به نيابت او دارد؟

[ 330 ]

ج - اگر معذور از تبديل يا تطهير است اشكال ندارد، ومضر به نيابتش نيست. 839 س - در قربانگاه ده نفر حاجى با صاحب گوسفند قرار مىگذارند كه ده گوسفند را جدا مىكنيم وقربانى مىنماييم، از قرار يكى دويست ريال سعودى مثلا، در اين بين چند نفر ديگر از رفقاى آنان مىآيند، وبدون قرار جديد با صاحب گوسفند، به تعدادشان گوسفند قربانى مىكنند، وبنا دارند كه بعد از قربانى، طبق قرار داد ساير افراد، به صاحب گوسفند پول بدهند، آيا قربانى هاى آنان درست است يا خير؟ ج - بدون استيذان از مالك كافى نيست، اگر چه بعدا راضى شود 840 س - در قربانگاه، حاج و صاحب گوسفند يك قرارى با هم مىگذارند كه هر چند رأس گوسفندى كه مىخواهند هر يكى به فلان مبلغ معين، حاجى هم قبول مىكند، و يكى يكى را به نيت افرادى كه وكالت دارد مىكشد، بعد مىرود با صاحب گوسفند حساب مىكند، آيا در قربانى اشكالى نيست؟ ج - اشكال ندارد. 841 س - جمعى از حجاج پول روى هم مىگذارند، وكسى با پول مشترك براى همه آنان تعدادى گوسفند مىخرد، و در وقت

[ 331 ]

ذبح هر گوسفند را براى يك نفر قصد مىكند، وقربانى مىكند، آيا اين ترتيب ذبح اشكال دارد يا خير، وآيا در صورت تفاوت گوسفندان در قيمت، با اين كه همه به يك اندازه پول داده‌اند چه وضعى پيدا مىشود؟ ج - در فرض سؤال اگر صاحبان پول راضى باشند وذابح وكالت در افراز داشته باشد اشكال ندارد. 842 س - اگر قربانى از وجه غير مخمس باشد چه صورت دارد؟ ج - اگر معامله عين به عين باشد، كفايت نمىكند. 843 س - در مكه جيب كسى را زدند، وپولش را بردند، شكايت كرد، بعد طى مراحل قانونى حاكم آنجا حكم كرد پولش را از دزد بگيرند، وبه او بدهند، آيا جايز است پول را بگيرد، وگوسفند قربانى را با آن بخرد يا نه؟ ج - اگر مىداند كه عين پول را از ديگران دزديده، نمىتواند بگيرد، والا گرفتن وجه وصرف در قربانى مانع ندارد. 844 س - شخصى قربانى نمىكند به اعتقاد اين كه گوشت گوسفند تلف مىشود، واز آنان استفاده‌اى نمىشود، وبا همين كيفيت تقصير كرده اعمال حج را انجام مىدهد، وظيفه او چيست؟ ج - در فرض سؤال، از احرام خارج شده، ولى قربانى بر ذمه او است.

[ 332 ]

845 س - آيا مىتوان قميت گوشت گوسفند قربانى را به هر صورت در راه‌مشروعى مصرف نمود يا نه؟ ج - صرف قيمت آن در مصارف ديگر، كافى نيست. 846 س - هر گاه ذبح يا نحر در روز عيد ممكن نباشد، آيا جايز است تأخير رمى وحلق از روز عيد، تا مناسك منى به ترتيب انجام بگيرد يا نه؟ ج - در فرض سئوال، رمى را در وقت خود انجام دهد، ومى تواند حلق را روز عيد انجام دهد، وقربانى را تأخير بيندازد. 847 س - اگر كسى ذبح و يا حلق را نتوانست در روز عيد انجام دهد، آيا در روز يازدهم بايد ابتدا ذبح وحلق را كه از وظايف روز قبل است انجام دهد، و بعد به رمى جمرات برود، ويا آن كه مىتواند اول رمى جمرات را در روز يازدهم انجام دهد، وسپس به قربانگاه برود؟ ج - احوط واولى انجام ذبح يا حلق، وسپس رمى است. ششم - حلق وتقصير واجب سوم روز عيد در منى حلق يا تقصير است، وحلق آن است كه سر را تماما بتراشد، وتقصير به اين معناست كه مقدارى از ناخن ويا موى سر وريش و شارب خود را كوتاه كند.

[ 333 ]

مسأله 848 - بر كسى كه براى اولين بار به سفر حج مشرف شده است كه اصطلاحا به او " صروره " مىگويند، حلق (سر تراشيدن) بنابر احتياط واجب متعين است، ولى كسانى كه سفر حج اول آنها نيست، مخير بين حلق وتقصير مىباشند. مسأله 849 - وجوب حلق وتقصير براى نايب نسبت به خود او سنجيده مىشود، پس اگر سفر اول او است بايد حلق كند، اگر چه منوب عنه او قبلا، حج انجام داده باشد، واگر سفر دوم ويا چندم او است مخير بين حلق وتقصير است، اگر چه نسبت به منوب عنه او حج اول باشد. مسأله 850 - كسى كه سرش را با صمغ ويا عسل وچيزهاى ديگر براى دفع شپش پوشانده بنابر احتياط واجب بايد حلق نمايد، وتقصير كفايت نمىكند، وهم چنين كسى كه موى خود را بافته، ويا پيچيده وگره زده است. مسأله 851 - بنابر احتياط واجب در حلق بايد از تيغ استفاده كرد، ونبايد از ماشين هاى ته زن ويا نوره وامثال آن استفاده نمود. مسأله 852 - حكم وجوب حلق در موارد مذكوره فقط مربوط به مردان است، وبر زنها وكسى كه خنثى باشد حلق حرام وتقصير متعين است.

[ 334 ]

مسأله 853 - كسى كه سرش مو ندارد حلق بر او واجب نيست، وبايد تقصير كند، ولى احتياط آن است كه بر روى سرش نيز تيغ بكشد، وكسى كه سال اول او است اين احتياط را ترك ننمايد. مسأله 854 - براى شخص محرم جايز نيست قبل از حلق ويا تقصير خود، براى ديگرى حلق ويا تقصير نمايد. واجبات حلق وتقصير 1 - نيت حلق ويا تقصير مانند ساير عبادات واعمال حج بايد با نيت همراه باشد، مثلا اگر مىخواهد نيت را به زبان بياورد بگويد: " سر مىتراشم در حج تمتع ويا... قربة إلى الله "، وبايد تعيين كند كه حج او حجة الاسلام است، ويا حج نذرى است، ويا حج نيابتى است، ويا حج استحبابى است، واگر حج نيابتى است منوب عنه را ذكر كند، ودر صورتى كه تقصير مىكند به جاى اين كه بگويد: سر مىتراشم، مىگويد: تقصير مىكنم، وبهتر آن است كه اگر ديگرى سر او را مىتراشد، او نيز نيت كند.

[ 335 ]

2 - ترتيب حلق وتقصير بايد بعد از رمى جمره عقبه وقربانى وقبل از طواف زيارت واعمال مترتبه بر آن انجام شود، واگر عمدا ترتيب را مراعات نكند گناه كرده، ولى كفاره ندارد، واحتياط آن است كه در صورت امكان با اعاده، ترتيب را تدارك نمايد، واگر حلق را مقدم بر قربانى انجام داده، با تيغ كشيدن روى سر ويا تقصير، آن را دوباره به جا آورد. واگر طواف زيارت را بر حلق وتقصير مقدم داشته است بايد طواف را پس از حلق وتقصير اعاده كرده تا ترتيب مراعات گردد، اگر چه اين عمل از روى فراموشى انجام شده باشد، وهم چنين است اگر پس از طواف وسعى متذكر شود، كه در اين صورت بايد طواف و سعى را اعاده كند. 3 - انجام حلق وتقصير در منى واجب است حلق وتقصير در منى انجام گيرد، و در غير منى صحيح نيست، وكفايت نمىكند، واگر از منى بدون انجام حلق وتقصير بيرون رفته، چه از روى عمد، وچه به جهت فراموشى، ويا ندانستن مسأله، در صورت امكان بايد براى انجام حلق وتقصير به منى بازگردد، واگر بازگشت به منى ممكن نيست، هر كجا يادش آمد حلق ويا تقصير كند، ومستحب است در صورت امكان موى خود را به منى بفرستد، كه در آنجا دفن شود.

[ 336 ]

مسأله 855 - اگر حلق يا تقصير را فراموش كند وبعد از طواف يادش بيايد، بايد حلق يا تقصير كند، ودوباره طواف را به جا آورد، واگر بعد از طواف و سعى يادش بيايد، بايد بعد از حلق يا تقصير دوباره طواف وسعى را انجام دهد. مسأله 856 - پس از حلق وتقصير، جميع تروك احرام جز صيد واستفاده از بوى خوش و تمتع از زنان، بر شخص حلال مىشود، از اين رو مىتواند لباسهاى دوخته خود را مجددا بپوشد، اگر چه پوشاندن سر وپوشيدن لباس دوخته براى مردان قبل از انجام طواف زيارت ونماز آن، بنابر مشهور كراهت دارد.

[ 337 ]

مسائل متفرقه حلق يا تقصير 857 س - اگر حاج صروره، علم داشته باشد كه حلاق، سر او را خونى مىكند على تقدير تعين الحلق عليه، وظيفه‌اش چيست؟ ج - فرض انحصار حلاق به كسى كه سر او را خونى مىكند بعيد است، بايد فحص نمايد و حلاق ماهر پيدا كند، اگر فرضا پيدا نشد، تقصير نمايد، وبعد در ماه ذيحجه هر وقت متمكن از حلق شد حلق نمايد، هر چند به مكه آمده باشد، ومو را به منى بفرستد. 858 س - صبى مميزى تمام اعمال حج را به نحو صحيح انجام داده است، آيا از صروره بودن، خارج مىشود يا نه؟ ج - بلى، خارج مىشود. 859 س - كسى كه وظيفه او حلق است وليكن از حلق معذور است، وظيفه او چيست؟ ج - بعيد نيست لزوم وكفايت تقصير در اين مورد، ولى احوط آن است كه احتياط را به غير رجوع كنند.

[ 338 ]

860 س - اگر حاج در منى بعد از رمى جمره عقبه وقربانى، قبل از حلق و يا تقصير عالما يا جاهلا از احرام بيرون بيايد، ولباس عادى بپوشد، تكليفش چيست؟ ج - بايد حلق يا تقصير را به جا آورد، واگر عالما عامدا اين كار را كرده، يك گوسفند براى پوشيدن لباس دوخته قبل از احلال قربانى كند، واما نسيانا يا جهلا كفاره ندارد. 861 س - شخص محرم هنوز حلق يا تقصير نكرده، سر ديگرى را مىتراشد، بايد كفاره بدهد يا نه؟ ج - كفاره ندارد، هر چند اين عمل براى او جايز نيست. 862 س - كسى كه سفر اول حج او است در وقتى كه سلمانى براى او حلق مىكرده، مشغول گرفتن ناخنهاى خود بوده، وغافل بوده كه نبايد اين كار را بكند، آيا كفاره دارد يا خير؟ ج - چيزى بر او نيست. 863 س - اگر در موردى كه حاجى بايد حلق كند به جاى حلق تقصير كرده است، وظيفه‌اش چيست، آيا كفاره دارد يا نه؟ ج - اگر جاهل به مسأله بوده كفاره ندارد، ودر فرض علم پرداخت كفاره احوط است، ودر فرض مسأله بنابر احتياط بايد حلق را انجام دهد، وچنانچه اعمال مكه را به جا آورده اعاده كند.

[ 339 ]

864 س - شخصى دو موضع در سرش شكسته است، ممكن است كه حلق روز عيد باعث پاره شدن پوست گردد، اگر تقصير نمايد مجزى است، يا وظيفه ديگرى دارد؟ ج - اگر اميد خوب شدن در حدى كه بتواند حلق كامل نمايد تا آخر ايام تشريق دارد تأخير بيندازد، واگر اميد ندارد يا پس از تأخير خوب نشد، احتياط آن است كه هر مقدار سر را مىتواند بتراشد وتقصير هم بكند. 865 س - اگر كسى مقدارى از سر خود را با تيغ بتراشد، وبقيه را ماشين كند، آيا جايز است، وحلق صدق مىكند؟ ضمنا بعد از ماشين، بقيه سر را نيز مىتراشد. ج - تا حلق تمام نشده، كوتاه كردن موى سر جايز نيست، و اگر تمام سر را تراشيده از حلق كافى است. 866 س - شخصى كه صروره نيست ومى تواند تقصير كند، آيا اگر ريش بتراشد، صرف نظر از حرمت، اين كار كفايت از تقصير مىكند يا نه؟ ج - كفايت نمىكند. 867 س - ماشين كردن موى سر قبل از حلق به جهت زيادى مو، چه حكمى دارد؟ ج - در صورت علم به حرمت، اگر عمدا انجام دهد كفاره دارد.

[ 340 ]

868 س - حاجى در مذبح بعد از قربانى فورا تقصير كرده، كه دچار تطهير نجاست بدن ولباس احرام نگردد، وبعد از رسيدن به چادر حلق كند، از يك طرف صروره است، واز طرفى در حلق قصد احلال نكرده، واز طرف ديگر مذبح در خارج منى است تكليفش چيست؟ ج - تقصير در صورت جهل كفاره ندارد، وحلق را كه در منى انجام داده اگر به قصد قربت وبه حساب يكى از اعمال انجام داده كافى است. وگرنه باقى بر احرام است. 869 س - عصر عيد قربان بعد از هدى كه دوستان سر مىتراشيدند، ومن هم به اين فكر كه بايد سر را تراشيد، رفتم سر خود را تراشيدم، ونگفتم كه سر مىتراشم براى حج تمتع، فقط سرم را تراشيدم، در اين صورت وظيفه من چيست؟ ج - اگر سر را به عنوان اين كه وظيفه شما سر تراشى است، و از اعمال حج است تراشيده‌ايد صحيح است، هر چند نيت را نگفته باشيد. 870 س - پس از وكالت دادن براى قربانى، آيا حلق جايز است يا خير؟

[ 341 ]

ج - اگر حاجى براى قربانى به كسى وكالت دهد، تا وكيل او قربانى نكرده، نمىتواند حلق كند، ولى اگر با عتقاد به اين كه وكيل او براى او قربانى كرده حلق كرد، بعد معلوم شد كه وكيل او هنوز قربانى نكرده، حلق مزبور كافى است، واگر بعد از حلق، اعمال مكه را هم انجام داده باشد كفايت مىكند، ولازم نيست آنها را اعاده كند. 871 س - چنانچه محرم در روز عيد قربان به علت ازدحام يا كسالت نتواند رمى كند، وقصد دارد روز يازدهم قضا كند، واز طرفى چون قربانى در منى در روز عيد ممكن نيست، قربانى را هم تا روز سيزدهم تأخير بيندازد، آيا اجازه مىفرماييد كه در روز عيد حلق يا تقصير نموده، واز احرام خارج شود، ودر روزهاى بعد رمى و قربانى را انجام دهد؟ ج - در صورت مفروضه مىتواند با حلق ويا تقصير از احرام خارج شود. 872 س - كسانى كه در شب دهم - شب عيد - جايز است از مشعر كوچ كنند، آيا مىتوانند رمى جمره عقبه را هم در شب دهم انجام دهند يا نه؟ وحكم قربانى وحلق و تقصير را هم در شب بيان فرماييد.

[ 342 ]

ج - كسى كه معذور است ونمى تواند در روز عيد رمى كند، جايز است در شب عيد رمى نمايد، وهم چنين اگر از حلق وتقصير در روز عيد، معذور است مثل خائف از فجأه؟ حيض كه بخواهد همان شب به مكه برود، بعيد نيست جايز باشد بعد از رمى جمره كسى را وكيل كند كه در روز عيد براى او قربانى نمايد، وخود حلق يا تقصير نموده، وبه مكه برود، وقربانى نمودن در شب عيد، بنابر احوط جايز نيست. 873 س - در روز دهم اگر حاج صروره متمكن از حلق نشود، شب مىتواند حلق نمايد، يا بايد روز يازدهم حلق نمايد؟ ج - حلق در شب خلاف احتياط است، و اگر در روز عيد ترك نمود، روز يازدهم بايد حلق كند، واگر به جاى حلق تقصير كرد، وقتى كه متمكن از حلق شد در طول ذيحجه حلق نمايد. 874 س - كسى كه جهلا بالحكم، در خارج منى حلق كرده، وطواف حج وسعى وطواف نساء را انجام داده، بعد متوجه مسأله شده، وظيفه‌اش چيست، وچنانچه از جهت جهل به موضوع باشد، ويا اصلا غافل از حلق در منى باشد تكليف چيست؟ ج - در فرض مسأله كه از جهت جهل به مسأله وغفلت، در غير منى حلق كرده، اجزاء بعيد نيست، هر چند احتياط آن است كه در صورت تمكن به منى برگردد، و حلق كند، (امرار موسى نمايد) واعمال بعدى را اعاده كند، وبا عدم تمكن، هر جا كه هست همانجا حلق كند، واستحبابا موى خود را به منى بفرستد.

[ 343 ]

875 س - شخصى در اعمال روز عيد در منى در اثر گم كردن منزل ويا عذر ديگر حلق يا تقصير را تأخير انداخته، وشب حلق نموده، يا فرداى آن روز، مقارن طلوع آفتاب حلق كرده، صحيح است يا نه؟ ج - در صورتى كه معذور بوده مجزى است. 876 س - كسىكه حلق را فراموش كرده وبه ايران بازگشته است، وظيفه او چيست؟ ج - بايد حلق واعمال مترتبه بر حلق را انجام دهد، واگر نمىتواند خودش به مكه برود، در محل خودش حلق كند، وموى خود را به منى بفرستد على الاحوط، وبراى اعاده اعمال مكه نايب بگيرد. 877 س - كسى كه در غير منى حلق نموده، واعمال مترتبه را انجام داده، و پس از اين عمره مفرده انجام داده، آيا محل شده است يا خير، وعمره مفرده او صحيح است يا خير؟ ج - اگر جهلا يا نسيانا در غير منى تقصير كرده، صحت آن بعيد نيست، اگر چه احوط واولى حلق در منى واعاده اعمال مترتبه است. 878 س - شخصى سال گذشته قربانى وحلق را در خارج از منى انجام داده، وپس از خاتمه اعمال، به ايران برگشته است، وامسال نيز به مدينه مشرف شده وقصد حج دارد، بفرماييد وظيفه او چيست؟ وآيا مىتواند براى خود يا ديگرى حج بجا آورد يا نه؟

[ 344 ]

ج - صحت حج سال گذشته بعيد نيست، واگر با عدم تمكن از ذبح در منى قربانى را در مذابح معمول انجام داده، اعاده لازم نيست. 879 س - كسى كه غير از وقوفين اضطرارى را نمىتواند درك كند، وبراى بقيه اعمال خود نايب مىگيرد، آيا مىتواند حلق را در غير از منى انجام دهد؟ ج - بايد در منى حلق كند، وحلق در غير منى كافى نيست، مگر آن كه نتواند به منى برود. 880 س - كسانى كه اعمال حج را بر وقوفين مقدم مىدارند، اگر بعد از سعى تقصير نمودند، آيا موجب محل شدن ويا كفاره مىگردد؟ ج - محل نمىشوند، واگر جاهل يا ساهى بوده‌اند، كفاره ندارد. 881 س - كسى را روز عيد قبل از حلق دستگير كرده‌اند، و او را به ايران فرستاده‌اند، آيا رفقاى او مىتوانند از او نيابت كنند، وبقيه اعمال را انجام دهند يا خير، وچگونه از احرام خارج مىشود؟ ج - بدون اين كه خودش نايب بگيرد نيابت صحيح نيست، وبراى خارج شدن از احرام بايد به منى بيايد، وحلق يا تقصير كند، واعمال مترتبه را انجام دهد، و اگر نمىتواند، در محل خودش حلق يا تقصير نمايد، وبنابر احتياط مستحب موهاى خود را به منى بفرستد، وبراى اعمال مترتبه نايب بگيرد.

[ 345 ]

882 س - شخصى در روز عيد قربان در حال رمى جمره عقبه پول خود را گم كرد، و چون پول براى هدى نداشت آن را مبدل به روزه كرد، وتصميم دارد بعد از ايام تشريق شروع به سه روز روزه نمايد، آيا چنين شخصى تقصير يا حلق را پس از سه روز روزه انجام دهد، يا همان روز عيد حلق يا تقصير نمايد؟ ج - مىتواند روز عيد حلق يا تقصير نمايد، ولى اگر اشيايى داشته باشد كه با فروش آنها بتواند قربانى تهيه كند، متمكن از هدى محسوب مىشود، و بايد قربانى كند، و روزه براى او مجزى نيست. هفتم - طواف زيارت پس از انجام اعمال منى در روز دهم، لازم است نسبت به انجام اعمال مكه كه اولين آنها طواف زيارت است مبادرت كند. طواف زيارت كه طواف حج نيز ناميده مىشود از نظر احكام كاملا مانند طواف عمره تمتع است، فقط در نيت متفاوت است، ودر اين طواف به جاى آن كه بگويد: در عمره تمتع طواف مىكنم... مىگويد: در حج تمتع طواف مىنمايم.

[ 346 ]

هشتم - نماز طواف زيارت پس از طواف زيارت، دو ركعت نماز طواف زيارت نيز پشت مقام مىخواند، نماز طواف زيارت نيز در احكام وشرايط مانند نماز طواف در عمره تمتع است. نهم - سعى بين صفا ومروه پس از نماز طواف زيارت، واجب است كه سعى بين صفا ومروه را بجا آورد، وآن نيز در احكام مانند سعى بين صفا ومروه، در عمره تمتع است، با اين تفاوت كه اولا در نيت مىگويد: سعى مىكنم در حج تمتع، وثانيا پس از سعى در حج تمتع تقصير نيست. با انجام سعى در حج تمتع استفاده از بوى خوش نيز بر حاج حلال مىشود. دهم - طواف نساء پس از انجام سعى حاج به مسجد الحرام باز مىگردد، ودوباره خانه خدا را به نيت طواف نساء طواف مىكند. طواف نساء بر همه افرادى كه حج بجا مىآورند لازم است، وتفاوتى بين زن ومرد بالغ وغير بالغ نيست، حتى براى طفل غير مميز يا مجنونى كه وليش او را محرم كرده است لازم است.

[ 347 ]

يازدهم - نماز طواف نساء پس از طواف نساء واجب است حاج دو ركعت نماز طواف با همان كيفيتى كه در نماز طواف عمره گفته شد بجا آورد. پس از انجام طواف نساء ونماز آن اگر به نحو صحيح انجام گيرد، زن بر مرد ومرد بر زن حلال مىشود، واين آخرين چيز از تروك احرام است كه در مناسك حج بر حاج حلال مىشود. مسأله 883 - احتياط مستحب آن است كه پس از عمره تمتع نيز طواف نساء ونمازش را بجا آورند. مسأله 884 - صبى مميز خودش طواف نساء ونمازش را به جا مىآورد، وغير مميز را ولى او طواف داده، ونمازش را به نيابت او بجا مىآورد. مسأله 885 - اگر صبى مميز طواف نساء را به جا نياورد، و يا ولى، صبى غير مميز را طواف نساء ندهد، اگر دختر است بر او تمتع از شوهر جايز نيست، و اگر پسر است بر او تمتع از زن جايز نمىباشد، مگر آن كه يا خود او طواف كند، ويا ولى او قبل از بلوغ براى او نايب بگيرد، ويا خودش پس از بلوغ براى انجام طواف نايب بگيرد.

[ 348 ]

مسأله 886 - بهتر آن است كه حاج پس از اعمال روز دهم در صورت امكان براى انجام اعمال مكه به مكه بيايد، ودر صورتى كه امكان نداشت، روز يازدهم به مكه بيايد، بلكه احتياط آن است كه تا قبل از ظهر روز سيزدهم اعمال مكه را انجام دهد، اگر چه تأخير انداختن آن تا آخر ذيحجه جايز است. مسأله 887 - كسانى كه حج إفراد ويا حج قران بجا مىآورند جايز است طواف زيارت وسعى را بر وقوف در عرفات ومشعر مقدم بدارند، اگر چه ضرورتى در كار نباشد، ولى به خاطر كراهتى كه دارد بهتر است آن را مقدم ندارند. مسأله 888 - كسانى كه حج تمتع به جا مىآورند جايز نيست اختيارا طواف وسعى را بر وقوف به عرفات ومشعر مقدم بدارند، ودر صورت تقديم، طواف وسعى باطل و اعاده آن لازم است. مسأله 889 - از حكمى كه در مسأله قبل ذكر شد چند طايفه مستثنى هستند: أ - زنى كه خوف حيض يا نفاس پس از اعمال منى را داشته باشد، وبراى او امكان ماندن در مكه تا زمان پاك شدن به خاطر رفتن كاروان وجود نداشته باشد. ب - بيماران وپيرانى كه به خاطر كثرت ازدحام، توانايى طواف پس از اعمال منى را نداشته باشند.

[ 349 ]

ج - كسانى كه يقين دارند بعد از برگشتن از منى در تمام ماه براى آنها طواف و سعى ممكن نمىشود. واجب است اين سه گروه پيش از رفتن به عرفات ومشعر و منى طواف و سعى را بجا آورند. مسأله 890 - افرادى كه مجاز به تقديم طواف وسعى بر وقوف به عرفات ومنى هستند در صورتى كه پس از مراجعت از منى تا آخر ذيحجه قادر به انجام طواف بودند، احوط واولى آن است كه طواف وسعى را اعاده نمايند، وبهتر آن است از بوى خوش تا پايان زمان طواف وسعى مجدد بپرهيزند، ونيز احتياط آن است كه طواف نساء ونماز آن را رجاء بر وقوفين مقدم دارند، وسپس در صورت امكان پس از اعمال منى آنها را اعاده كنند، ودر صورت عدم امكان نايب گرفته تا آنرا انجام دهند. مسأله 891 - لازم است نايب طواف نساء را از جانب منوب عنه بجا آورد. مسأله 892 - زنى كه از منى براى انجام مناسك مكه بازگشته است، اگر حائض شود، وامكان ماندن در مكه براى او تا زمان پاك شدن نباشد، بايد براى طواف زيارت ونمازش نايب بگيرد، وپس از آن كه نايب نماز طواف را به جاى آورد، خودش به سعى برود، وسپس براى انجام طواف نساء ونمازش مجددا نايب بگيرد، ودر اين صورت از احرام كاملا بيرون آمده، وهمه تروك احرام بر او حلال مىشود.

[ 350 ]

مسائل متفرقه اعمال بعد از منى وطواف نساء 893 س - هر گاه شخصى از روى جهل به حكم، قبل از وقوف به عرفات، طواف ونماز آن، سعى وتقصير را به جا آورد، وبعد از اتمام مناسك حج، متوجه اشتباه خود شد، آيا خللى به حج او وارد مىشود يا نه؟ وآيا كفاره بر او واجب است يا نه؟ ج - اگر تقديم بدون عذر بوده، واجب است طواف وسعى وتقصير را اعاده نمايد، واگر با عذر بوده احتياطا اعاده كند، وكفاره در صورت جهل واجب نيست. 894 س - اگر كسى در حج تمتع از جهت نسيان حكم، اول طواف نساء را بجا آورد، وبعد طواف زيارت را، سپس متذكر شود، يا اين كه قبل از انجام طواف زيارت ملتفت گردد، ويا از جهت نسيان موضوع يعنى به خيال اين كه طواف زيارت را انجام داده فقط طواف نساء را بجا آورد، چه تكليفى دارد، ونيز اگر جهلا طواف نساء را قبل از طواف زيارت بجا آورد، حكمش چيست؟ ج - لازم است طواف نساء بعد از طواف زيارت واقع شود، بنابر اين در تمام صور مذكوره بايد طواف نساء را دو مرتبه بجا آورد.

[ 351 ]

895 س - در حج لازم است كه طواف نساء ونماز آن را بعد از طواف حج ونماز و سعى بجا آورد يا خير؟ ج - بلى لازم است طواف نساء را بعد از سعى بجا آورد، واگر عمدا مقدم داشت اعاده آن با نمازش بعد از سعى لازم است، ودر صورت جهل و فراموشى اعاده آن احوط است، واگر خودش نمىتواند اعاده كند نايب بگيرد. 896 س - آيا انسان در عمره مفرده يا عمره تمتع يا حج تمتع مىتواند اعمال را با فاصله انجام دهد، مثلا يك روز طواف كند وروز ديگر نماز آن را بخواند، و روز ديگر سعى، وروز ديگر تقصير، وروز بعد طواف نساء را بجا آورد يا نه؟ ج - اگر چنين كند عمل صحيح است، لكن در بعض صور مثل تأخير نماز از طواف و تأخير سعى معصيت كرده است. 897 س - معذورين كه وقوف اضطرارى مشعر الحرام را شب درك نموده وبه منى مىروند، و رمى جمره مىكنند، و وكالت براى قربانى مىدهند وتقصير مىنمايند، آيا جائز است در همان شب، طواف زيارت وطواف نساء را بجا آورند يا نه؟ ج - با عذر مانعى ندارد، كه شب طواف زيارت وسعى بين صفا و مروه وطواف نساء را انجام دهند.

[ 352 ]

898 س - كسى كه معذور باشد، ويااحتمال عذر بدهد مثل زن كه احتمال بدهد در اثر عادت زنانگى نتواند پس از مراجعت از منى طواف نساء بجا بياورد، آيا جايز است طواف نساء را بر عرفات مقدم بدارد يا نه؟ ج - در صورت مذكوره مىتواند طواف نساء را بعد از سعى، مقدم بر وقوف عرفات بدارد، بلكه با خوف از عدم تمكن لازم است، واحوط اعاده آن است در صورت تمكن بعد از مراجعت، ودر صورت عدم تمكن احوط آن است كه براى اعاده نايب بگيرد. 899 س - در مواردى كه تقديم طواف بر وقوفين در حج تمتع جايز است، آيا قبل از احرام حج تمتع مىتوان انجام داد يا بعد از احرام واقع شود؟ ج - تقديم طواف وسعى حج تمتع، بدون احرام، جايز نيست. 900 س - شخصى كه مىتواند اعمال مكه را بر وقوفين مقدم بدارد اگر جهلا بدون احرام، اعمال مكه را انجام داد چه صورتى دارد؟ ج - كفايت نمىكند وبايد يا قبل از وقوفين آنها را با احرام اعاده كند، و يا بعد از وقوفين واعمال منى، آنها را بجا آورد. 901 س - زنى كه اعمال حج خود را بر وقوفين مقدم داشته، بعد از سعى حائض مىشود، شوهرش در همان وقت به نيابت از او طواف نساء را انجام مىدهد، آيا اين نيابت صحيح است؟

[ 353 ]

ج - صحيح نيست، وتقديم براى كسى است كه خودش طواف مىكند. واحتياط آن است كه اكتفاء به آنچه مقدم داشته هم نكند. 902 س - كسانى كه اعمال حج را قبل از اعمال منى انجام مىدهند، آيا مىتوانند سعى را بعد از برگشتن از منى انجام دهند وباقى اعمال را قبل از آن؟ ج - بنابر احتياط سعى را تأخير نيندازند. 903 س - اگر كسى تنها اين ترس را داشته باشد كه بعد از برگشت از منى در اثر ازدحام نتواند طواف كند، يا به مشقت بيفتد، آيا مىتواند اعمال حج را مقدم دارد يا نه؟ ج - مورد جواز تقديم نيست، ونمى تواند مقدم بدارد. 904 س - كسانى كه اعمال حج را مقدم بر وقوفين مىنمايند، آيا بايد اقرب زمان به موقفين را رعايت كنند؟ ج - لازم نيست. 905 س - كسى كه او را به وسيله طبق طواف مىدهند، آيا مىتواند اعمال حج خود را بر وقوفين مقدم بدارد؟ ج - اگر در هر صورت بايد او را طواف دهند، وعذر ديگرى نيست، نمىتواند مقدم بدارد. 906 س - تشخيص عذر براى كسانى كه اعمال حج را مقدم مىدارند، بر عهده خود آنان است، يا بر عهده گردانندگان گروه ومسئولين؟ ج - تشخيص با خود مكلف است.

[ 354 ]

907 س - تقديم اعمال مكه براى ذوى الاعذار جايز يا لازم است؟ ج - جايز است، ولازم نيست مگر در مورد كسى كه يقين دارد اگر اعمال مكه را قبل از وقوفين انجام ندهد، تا آخر ذيحجه امكان انجام آن را ندارد در اين صورت تقديم واجب است. 908 س - آيا نايب هم اگر خوف حيض يا مرض داشته باشد مىتواند اعمال حج را بر وقوفين واعمال منى مقدم بدارد يا نه؟ ج - مانع ندارد. 909 س - آيا مىتواند اعمال مكه را به نايب واگذارد، در صورتى كه مىتواند تأخير بيندازد تا خود بجا آورد؟ ج - با فرض اين كه مىتواند خودش بجا آورد، ولو با تأخير تا آخر وقت، نمىتواند نايب بگيرد. 910 س - جوانى شيعه‌اى در يك خانواده از برادران اهل تسنن كار مىكرده، چون وقت حج مىرسد با آن جماعت به زيارت خانه خدا مىرود، واعمال حج را مطابق دستورات آنها انجام داده، وطواف نساء را بجا نياورده، وبعد از مراجعت از سفر ازدواج كرده، وصاحب اولاد شده است، در اين صورت حج او چه صورت دارد، و ازدواج او صحيح است يا نه؟

[ 355 ]

ج - در فرض مسأله چنانچه اركان حج را مطابق فتواى علماى شيعه انجام داده حج او صحيح است، وواجبات غير ركنى اگر مطابق نظر فقهاى شيعه انجام نشده، در صورت تمكن خودش، والا نائبش انجام دهد، لكن تا طواف نساء بجا نياورد زن بر او حرام است، واگر خودش نمىتواند بجا آورد يك نفر شيعه را وكيل كند كه نيابتا از طرف او طواف نساء بجا آورد، وبعد از انجام طواف، عقد را تجديد كند، واولاد آنها در حكم حلال زاده است. 911 س - زنى از جهت جهل به مسأله، طواف نساء ونماز بجا نياورده، وبه بلد خود آمده، وشوهرش با او مقاربت كرده، بعدا ملتفت شده كه چون طواف نساء ونماز آن را انجام نداده، جايز نبوده چنين عملى را انجام دهد، بفرماييد اولا نسبت به حج تكليفش چيست؟ وثانيا حليت وحرمت زن وشوهرى ايشان چگونه است؟ وثالثا فرق بين جهل به مسأله ونسيان آن هست يا نه؟ ورابعا اگر تنها نماز طواف را نخوانده چه صورت دارد. ج - در فرض سؤال، حج او صحيح است وچون جاهل به مسأله بوده، جماع موجب كفاره نيست، ولى بعد از علم اگر مقاربت نمايد كفاره لازم است، وبراى حليت، لازم است با تمكن، خود او وبا عدم تمكن، نايب او طواف نساء ونماز طواف را بجا آورد، ودر اين حكم فرقى بين جاهل وناسى نيست، واگر فقط نماز طواف را نخوانده، بعد از علم يا التفات جايز است در هر جا باشد نماز را بخواند.

[ 356 ]

912 س - زن وشوهرى به مكه رفتند، ومناسك حج را بجا آوردند، لكن چون زن شوهرش را نمىخواست، طواف نساء ونماز آن را بجا نياورد، وشوهر هم اين طواف ونماز را ترك كرده، وبه وطن خود برگشته‌اند، اكنون وظيفه آن زن از نظر محرميت وبودنش در خانه شوهر چيست؟ ج - بر هر دو واجب است به مكه برگردند، طواف نساء ونماز آن را بجا آورند، واگر رفتن به مكه مشقت دارد نايب بگيرند، كه طواف نساء ونماز آن را بجا آورد، وتا وقتى كه طواف نساء ونماز آن را بجا نياورده‌اند، هر گونه استمتاع زن ومرد از يكديگر حرام است، ولكن عقد باطل نيست وزن بر مرد محرم است، و در اين مورد كه زن به قصد فرار از تمكين، طواف نساء بجا نياورده، استحقاق نفقه وسكنى، محل اشكال است واحتياط در ترك مطالبه است، هر چند بر زوج نيز احتياط در صورت مطالبه، بذل نفقه است. 913 س - شخصى به واسطه ندانستن مسأله طواف نساء را بجا نياورده، ولى نيت طواف مستحب كرده به اين نحو كه اين طواف را براى هر نقصانى كه در طواف داشته‌ام قربة الى الله بجا مىآورم، وبعد از گذشتن يك سال ملتفت شده، تكليفش چيست؟ ج - در مورد سؤال احوط آن است كه بعد از التفات با زن نزديكى نكند، ودر صورت تمكن طواف نساء را خودش بجا آورد، واگر مشقت دارد نايب بگيرد كه براى او طواف نساء ونماز آن را بجا آورد، اگر چه در غير ماه حج باشد.

[ 357 ]

914 س - فرموده‌اند اگر كسى طواف نساء را در حج بجا نياورد زن بر او حرام مىشود، بفرماييد كه آيا مقصود فقط مقاربت است، ويا ساير استمتاعات نيز حرام خواهد بود، واگر اولادى به وجود بيايد حلال زاده است يا نه، ارث مىبرد يا نمىبرد؟ ج - در فرض سؤال، با محرم شدن به احرام حج وعمره مفرده، ازدواج با زن وهر گونه استمتاع از او حرام مىشود، وتا طواف نساء بجا آورده نشود هيچ يك از استمتاعات بر او حلال نيست، ودر صورت عصيان ومقاربت با زن، اولاد ملحق به آنها است، وتوارث نيز بين آنها ثابت است. 915 س - شخصى پس از مراجعت از مكه شك مىكند كه طواف نساء حج يا عمره مفرده را بجا آورده يا نه، چه وظيفه‌اى دارد؟ ج - اگر التفات به وجوب طواف نساء نداشته، بايد طواف نساء را انجام دهد، ولى اگر التفات به وجوب آن داشته، وشك دارد كه انجام داده يا نه، بعيد نيست انجام آن واجب نباشد، اگر چه احتياط خوب است. 916 س - مردى به زنش گفت وظيفه من طواف نساء است، ولى تو بايد طواف رجال را بجا آورى! زن به جاى نيت طواف نساء، نيت طواف رجال كرد، آيا كافى است يا نه؟ ج - اگر منظورش اداء وظيفه بوده است، كفايت مىكند.

[ 358 ]

917 س - پير مردان وپيرزنانى كه عمل زناشوئى از آنان ممكن نيست، وازدواج هم نمىكنند، ونيز كسى كه عنين است، آيا اگر طواف نساء را بجا نياورند اشكال دارد؟ ج - بر اشخاص مذكور نيز واجب است طواف نساء را انجام دهند. 918 س - شخصى بعد از حج ازدواج كرد، وداراى اولاد شد، بعدا متوجه مىشود كه در حج طواف نساء را بجا نياورده است. حال كه متوجه شده است، حكم زن و فرزند او چگونه است، ونسبت به طواف بايد چه كند؟ ج - با فرض جهل، فرزند او حكم حلال زاده را دارد، ولى عقد ازدواج باطل است، و بايد طواف نساء را انجام دهد، وعقد را تجديد نمايد. 919 س - اگر نايب، طواف نساء را بجا نياورد، آيا فقط زن بر او حرام است يا ذمه‌اش هم مشغول است، هر چند بعد از مردن باشد، كه بايد براى او قضاء كنند؟ ج - ذمه او هم مشغول است، وخودش بايد در حياتش انجام دهد، واگر نمىتواند نايب بگيرد، واگر قبل از انجام آن فوت كند، بايد براى او نايب بگيرند. 920 س - حاجى تمام اعمال عمره وحج را انجام داده، وبعد فهميد وضويش باطل بوده است، آيا با تدارك طواف‌ها ونماز، حج او صحيح است يا نه؟ وبر فرض فساد، چگونه از احرام خارج شود، ووظيفه او چيست؟

[ 359 ]

ج - در فرض سؤال بايد عمره مفرده انجام دهد، ودر سال بعد احتياطا حج را اعاده كند. 921 س - كسى كه از منى برگشته، وهنوز اعمال واجب مكه را انجام نداده، آيا مىتواند طواف مستحبى انجام دهد، ونيز در حال احرام عمره تمتع آيا مىتواند قبل از انجام عمره، طواف مستحبى انجام دهد؟ ج - احتياطا ترك نمايد. 922 س - آيا بعد از انجام اعمال منى وقبل از انجام اعمال مكه مىتوان از مكه خارج شد يا خير؟ ج - مانع ندارد. دوازدهم: بيتوته در منى مسأله 923 - پس از انجام مناسك مكه واجب است شخص براى ماندن (بيتوته) در منى در شبهاى يازدهم ودوازدهم به منى مراجعت نمايد. مسأله 924 - بر چند طايفه بيتوته شب سيزدهم در منى ورمى جمرات روز سيزدهم نيز واجب است: اول - كسى كه در حال احرام صيد كرده است. دوم - كسى كه از تمتع زنان اجتناب نكرده است.

[ 360 ]

سوم - كسى كه تا غروب آفتاب روز دوازدهم در منى مانده است، اگر چه آماده حركت بوده وسوار ماشين شده ولى در راه بندان مانده، ونتوانسته از حدود منى خارج شود. مسأله 925 - كسانى كه سال اول حج آنهاست، ويا بعض محرمات احرام را مرتكب شده‌اند، ويا گناه كبيره ديگرى را در حال احرام انجام داده اند، اولى واحوط آن است كه شب سيزدهم را در منى بيتوته نمايند، بلكه بيتوته شب سيزدهم براى همه افضل است. مسأله 926 - مقدار واجب از بيتوته در منى از غروب تا نيمه شب است، وخروج از منى پس از نيمه شب جايز است، اگر چه افضل آن است كه تمام شب را تا طلوع فجر در منى بماند، واحتياط مستحب آن است كه قبل از طلوع فجر داخل مكه نشود. مسأله 927 - ماندن در منى بايد با نيت همراه باشد، واگر اول مغرب نيت نكرده است، بايد بعد از دخول وقت نماز عشاء نيت كند، وبگويد: " امشب را در منى مىمانم قربة إلى الله "، ونوع حجى را كه بجا مىآورد - تمتع يا غير آن را نيز - تعيين كند، وهم چنين اگر نايب است به نيت منوب عنه در منى بماند، و اگر نيت نكند گناه كرده، ولى كفاره‌اى بر او واجب نيست، وكفايت مىكند كه به اين منظور در منى بماند، اگر چه نيت آن را به زبان نياورد، ودر دل هم نگذراند.

[ 361 ]

مسأله 928 - در شبهايى كه بيتوته در منى واجب است به غير از دو مورد، ماندن در مكه جايز نيست: اول - كسى كه تمام شب تا صبح را در مكه به عبادت بپردازد. دوم - كسى كه معذور باشد، مثل چوپان، سقا، مريض، مراقب مريض - اگر مراقبت لازم باشد - ومراقب اموال در صورت ضرورت. مسأله 929 - كسانى كه در غير مكه ويا در مكه بدون اشتغال به عبادت، ويا در غير مكه در حال اشتغال به عبادت، شبهاى مذكوره را گذرانده‌اند مىبايست براى هر شب يك گوسفند كفاره قربانى كنند، وبنابر احتياط واجب ناسى وجاهل ومعذور نيز همين حكم را دارند. مسأله 930 - كسى كه براى انجام اعمال به مكه آمده، ونتوانسته خود را تا گذشت قسمتى از شب به منى برساند، بر او كفاره واجب نيست، اگر چه بعد از نيمه شب به منى رسيده باشد.

[ 362 ]

مسائل متفرقه بيتوته در منى 931 س - در مناسك فرموده‌ايد: " حاج مى تواند در شب يازدهم ودوازدهم بعد از نصف شب براى بقيه اعمال حج به مكه برود، و احتياط آن است كه قبل از طلوع فجر داخل مكه نشود ". عرض مىكنم اگر بعد از طلوع فجر داخل شود به ازدحام جمعيت بر خورد مىكند، وهوا گرم مىشود، وانجام طواف حج وطواف نساء مشكل خواهد شد، حال آيا جايز است قبل از طلوع فجر شروع به اعمال حج كند يا نه؟ ج - بلى مىتواند قبل از طلوع فجر مشغول طواف شود، وعمل به احتياط، واجب نيست. 932 س - چه مى فرماييد نسبت به شخصى كه قبل از غروب آفتاب شب سيزدهم از منى كوچ كرده، وبعد از ساعتى مثلا مراجعت به منى مىنمايد، آيا واجب است شب را بماند وفردايش رمى جمرات نمايد يا نه؟ ج - واجب نيست.

[ 363 ]

933 س - زنان وپير مردان وبيماران وكسانى كه خوف از مشقت و ازدحام دارند، آيا جايز است شب دوازدهم بعد از بيتوته در منى رمى جمرات را شبانه انجام داده، به مكه معظمه بروند، وديگر به منى بر نگردند، يا خير؟ ج - جايز است. 934 س - حاج مىخواهد بعد از اعمال ثلاثه روز عيد براى طوافها به مكه برود، ولى مىداند در صورت رفتن به مكه سه ساعت از مبيت اول شب را درك نمىكند، آيا برود يا نه؟ واگر رفت كفاره دارد يا خير؟ ج - رفتن از منى به مكه براى انجام واجبات مكه مانع ندارد، ولى بايد قبل از نصف شب در منى حاضر باشد، ودر فرض سؤال كه قسمتى از نيمه اول شب را درك نكرده است بايد تا طلوع فجر در منى بماند. 935 س - كسى كه در شب يازدهم ودوازدهم بايد در منى باشد، يا در مسجد الحرام مشغول عبادت گردد، در مسجد الحرام مشغول عبادت مىشود، ولى در بين آن از خستگى مرتب چرت مىزند وبيدار مىشود، وظيفه او چيست؟ وآيا عبادت در پشت بامهاى كنونى مسجد الحرام كافى است يا نه؟ ج - اگر به قدرى خواب مىرود كه صدق نمىكند كه تمام شب مشغول به عبادت بوده كافى نيست، وبايد كفاره بدهد، وعبادت در هر جاى مكه كافى است.

[ 364 ]

936 س - مقدار شب براى كسى كه در مكه به جاى بيتوته در منى به عبادت مشغول مىشود چقدر است؟ از مغرب تا طلوع فجر است، يا طلوع آفتاب؟ ج - تا طلوع فجر حساب مىشود. 937 س - كسى كه بدون عذر نصف اول شب را در منى نبود، آيا واجب است نصف دوم را در منى بماند، آيا كفاره ترك مبيت را نيز بايد بدهد يا خير؟ ج - بايد كفاره هم بدهد. 938 س - كسانى كه مقدارى از اول شب با عذر يا بدون عذر در خارج منى بودند، يا قبل از نصف شب خارج شدند، آيا كفاره واجب است يا خير؟ ج - در صورت عذر كفاره واجب نيست، وبدون عذر احتياط ترك نشود. 939 س - علامت گذارى حدود منى در سالهاى قبل با علامت گذارى كنونى كه به وسيله حكومت انجام گرفته فرق مىكند، واين جانب كه شغلم حمله دارى است در سالهاى قبل با حجاج در قطعه زمينى بيتوته كرده‌ايم كه اگر تعيين فعلى حكومت صحيح باشد، بيتوته ما در خارج از منى بوده، واگر تعيين قبلى صحيح باشد كه ما يقين به آن داريم طبق علامت قبلى ونظر پيران

[ 365 ]

اهل مكه بيتوته ما صحيح است، حال بنابر اين كه تعيين حكومت صحيح باشد، آيا تكليف ما نسبت به بيتوته سالهاى قبل چيست؟ ودر صورت وجوب كفاره، آيا ابلاغ به همه حجاج لازم است يا نه؟ وآيا با توجه به اين كه در فرض مسأله بيتوته ترك نشده، بلكه اشتباه در مصداق بوده است، نسبت به حجاج ضامن مىباشم يا نه؟ ج - اگر در محلى بيتوته كرده‌ايد كه يقين به منى بودن آن داشته‌ايد تا يقين پيدا نكنيد كه خارج منى بوده، قربانى لازم نيست، ودر اين صورت ابلاغ واعلام ضرورت ندارد. 940 س - اين جانب شغلم حمله دارى است، چندين سال قبل جايى را كه يقين داشتم جزء منى است با حاجى ها بيتوته نموده‌ام، وسالهاى بعد فهميدم وبرايم يقين حاصل شد جايى كه سالهاى قبل بيتوته نموده‌ايم خارج از منى است، آيا كفاره بر اين جانب وهمه حجاج واجب است يا نه؟ ودر صورتى كه كفاره واجب باشد، آيا كفاره حجاج بر عهده خودشان است يا بر عهده من؟ وآيا ابلاغ به حجاج واجب است يا نه؟ واگر بعضى از آنان مرده باشند يا دسترسى به آنان نباشد، تكليف چيست؟ ج - كفاره ترك بيتوته خود شما بر شما واجب است، وكفاره ديگران بر شما واجب نيست، ولازم نيست به آنان اعلام نماييد، واگر فهميدند كفاره بر خود آنان واجب است.

[ 366 ]

سيزدهم: رمى جمرات در ايام تشريق مسأله 941 - رمى جمرات سه گانه (اولى، وسطى، عقبه) در روزهاى يازدهم ودوازدهم براى همه حجاج، ودر روز سيزدهم براى برخى واجب است. مسأله 942 - رمى هر جمره بايد با هفت سنگريزه انجام گيرد. مسأله 943 - مراعات ترتيب در رمى جمرات واجب است به اين معنا كه از جمره اولى شروع كرده وبه جمره عقبه به پايان رساند، ودر صورتى كه ترتيب را مراعات نكرده است مىبايست رمى را طورى اعاده كند كه ترتيب حاصل شود. مسأله 944 - زمان رمى در حال اختيار از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب است، و معذورين مانند مريض، چوپان، هيزم شكن وكسى كه از رمى در روز خوف بر نفس دارد مىتوانند در شب رمى كنند، ودر صورتى كه هر شب نمىتوانند رمى نمايند، مىتوانند در يك شب سنگ همه روزها را بزنند. مسأله 945 - اگر به جمره اولى چهار سنگريزه ويا بيشتر بزند، وسپس از روى فراموشى جمره بعدى را هفت سنگريزه بزند، اگر مقدار كمبود اولى را جبران كند، كفايت مىكند، ولى اگر كمتر از چهار سنگ زده باشد آنچه به جمره اولى زده محسوب نيست،

[ 367 ]

وبايد ابتدا جمره اولى را هفت سنگ بزند، وسنگ‌هاى جمره بعدى را نيز تكرار كند، واكمال نقص به تنهايى كفايت نمىكند، بلكه بايد رمى جمره بعدى را نيز اعاده نمايد. بلى اگر نقص مربوط به جمره سوم باشد اكمال آن كافى است، ولازم نيست رمى جمرات قبل را نيز اعاده نمايد. مسأله 946 - اگر نسيانا جمره اولى را چهار سنگ ويا بيشتر بزند، وجمره دوم و سوم را نيز يكى هفت سنگ بزند، اگر سنگهاى جمره اولى را تا هفت عدد تكميل كند كافى است، واعاده رمى جمره دوم وسوم لازم نيست، ولى اگر عمدا چهار سنگ يا بيشتر به جمره اولى بزند وبعد جمره دوم وسوم را يكى هفت سنگ بزند احتياط لازم آن است رمى همه جمرات را اعاده نمايد، چنانچه احوط الحاق جاهل به عالم است، واگر در فرض بالا جمره اولى را با كمتر از چهار سنگ رمى نموده باشد، مىبايست رمى همه جمرات را اعاده نمايد، هر چند كه ناسى بوده است. مسأله 947 - اگر جمره اولى را هفت سنگ وجمره دوم را سه سنگ وجمره سوم را نيز هفت سنگ بزند، بايد رمى جمره دوم وسوم را اعاده نمايد، ولى تكرار رمى جمره اولى واجب نيست.

[ 368 ]

مسأله 948 - اگر هر كدام از جمره اولى وعقبه را هفت سنگ وجمره دوم را نسيانا چهار سنگ ويا بيشتر بزند، كفايت مىكند كه سنگ‌هاى جمره دوم را تكميل نمايد، لكن در اين صورت ومثل آن احتياط مستحب است كه رمى را استيناف نمايد. مسأله 949 - اگر حاج رمى يكى از روزها را فراموش كند، ويا عمدا ترك نمايد، قضاى آن در روز بعد واجب است، ومى بايست اول قضاى روز قبل را كاملا بجا آورد، وسپس سنگ‌هاى همان روز را بزند، ومستحب است كه قضاى روز گذشته را پس از طلوع آفتاب بجا آورد، وسنگ همان روز را به هنگام زوال رمى نمايد. مسأله 950 - اگر سنگ يكى از جمرات را تماما ويا چهار عدد از آن را فراموش كرد، ولى نمىداند كه كدام يك از جمرات است، بايد رمى تمام جمرات را به ترتيب اعاده نمايد، ولى اگر كمتر از سه سنگ از يكى از جمرات باقى مانده، ونمى داند كداميك از آنها است، كفايت مىكند كه به همه آنها هر يك سه سنگ بزند، ومراعات ترتيب در اين فرض شرط نيست. مسأله 951 - اگر مىداند كه چهار سنگ زده وسه سنگ باقى مانده، ولى نمىداند كه نسبت به يكى از جمرات چنين شده است يا بيشتر، بايد به هر يك از جمرات به ترتيب يكى سه سنگ بزند.

[ 369 ]

مسأله 952 - اگر مىداند كه سه سنگ زده وچهار سنگ باقى مانده است، ولى نمىداند كه نسبت به يكى از جمرات بوده است ويا بيشتر، بايد هر سه جمره را به ترتيب دوباره رمى نمايد. مسأله 953 - كسى كه رمى جمرات را فراموش كند، ودر مكه متوجه شود، واجب است تا در ايام تشريق (يازدهم، دوازدهم، سيزدهم) براى تدارك به منى بازگردد و اگر پس از ايام تشريق متوجه شد، در سال بعد بايد خود ويا نايبش آن را قضا نمايد. مسأله 954 - كسى كه عمدا رمى روز يازدهم ودوازدهم را انجام نداده است، بايد در سال بعد قضا نمايد، ولى حجش صحيح، وزن بر او حلال است. مسأله 955 - اگر زنى سه سنگ زد، ودر اثر فشار وهجوم جمعيت نتوانست آنها را تكميل نمايد، اگر بدون حرج تا آخر وقت بتواند خودش سنگ بزند نيابت گرفتن صحيح نيست، ولى اگر تأخير رمى براى او ممكن نيست، در صورتى كه فاصله زياد نشده است مىتواند براى تكميل آن نايب بگيرد، واگر تأخير بيندازد ودر روز بعد قضاى آن را بجا آورد نيز مجزى است. مسأله 956 - اگر زنى با رفتن در ازدحام جمعيت خوف از حيض دارد، بايد شب رمى كند، واگر متمكن از رمى در شب هم نيست، براى رمى در روز به كسى نيابت دهد.

[ 370 ]

مسأله 957 - اگر مريض نسبت به اين كه در وقت رمى، خودش بتواند سنگ بزند اميد ندارد، در صورتى كه مىتواند بايد با كمك ديگرى رمى را انجام دهد، به اين صورت كه سنگ را در دست بگيرد وديگرى در پرتاب سنگ كمكش كند، وگر نه بايد براى رمى نايب بگيرد، واگر بهبود يافت وهنوز وقت باقى است، بنابر احتياط مستحب خودش نيز رمى نمايد. مسأله 958 - سنگريزه‌هاى زياد آمده را مىتوان براى سال بعد نگهداشت، ولى خارج كردن آنها از حرم جايز نيست.

[ 371 ]

مسائل متفرقه رمى جمرات 959 س - كسى كه به نيابت ديگرى رمى جمره مىكند، آيا كافى است كه اول براى خودش هر جمره‌اى را رمى كند، وپس از آن به نيابت ديگران ولو ده نفر باشند يكجا رمى كند، بعد جمره وسطى را هم همين طور، ودر پايان براى جمره عقبه نيز چنين كند، يا اين كه بايد اول هر سه جمره را براى خودش، وبعد هر سه را براى دومى، و هم چنين به ترتيب براى ديگران رمى نمايد؟ ج - هر دو صورت صحيح است. 960 س - چنانچه كسانى صبح روز دهم از رمى كردن معذور باشند، ولى اطمينان دارند كه بعد از ظهر خلوت است وقادر به رمى هستند، بفرماييد از صبح مىتوانند نايب بگيرند، يا بايد صبر كنند تا خلوت شود ورمى نمايند؟ ج - اگر مىتوانند در روز رمى كنند، نمىتوانند نايب بگيرند.

[ 372 ]

961 س - كسى كه نمىتواند در روز عيد رمى كند، آيا مىتواند قبل از رمى و قربانى حلق نمايد وروز ديگر رمى كند؟ ج - بلى مىتواند. 962 س - كسانى كه با عذر از رمى در روز مىتوانند شب رمى كنند، آيا لازم است شب رمى كنند، يا مىتوانند همان روز نايب بگيرند؟ ج - بايد شب رمى كنند. 963 س - كسى كه نتوانسته ذبح كند، وحلق يا تقصير نيز ننموده است، آيا مىتواند رمى روز يازدهم را انجام دهد؟ ج - مانع ندارد. 964 س - شخصى رمى جمره عقبه را در روز عيد غلط انجام داده است، ودر روز سيزدهم متوجه مىشود، آيا بعد از قضاى جمره عقبه، بايد رمى روز يازدهم ودوازدهم را نيز تكرار كند؟ ج - لازم نيست. 965 س - افرادى كه معذورند از واجباتى كه تركش ولو عمدا مضر به حج نيست، مثل رمى جمرات در روز يازدهم و دوازدهم و مبيت به منى در شبهاى يازدهم و دوازدهم، آيا مىتوانند اجير شوند ونيابت كنند يا نمىتوانند؟ ج - ذوى الاعذار نمىتوانند نايب شوند، حتى اگر در مثل موارد مذكور عذر داشته باشند.

[ 373 ]

966 س - كسى كه در رمى جمرات نايب شده، آيا مىتواند شب رمى كند يا نه، وهم چنين كسى كه در اصل حج نايب باشد، واز ابتدا مىدانسته كه نمىتواند رمى كند، يا نمىتواند روز رمى كند، ويا در رمى در روز مسامحه واهمال كند، حكمش چيست؟ ج - نايب بايد اعمال اختيارى حج را انجام دهد، واگر معذور باشد نمىتواند نايب شود، وكسى كه در رمى نايب شده بايد روز رمى كند، ومسامحه واهمال جايز نيست. 967 س - شخصى كه خود معذور است ونمى تواند رمى جمرات نمايد، آيا مىتواند شخصى ديگرى را كه براى او هم رمى در روز مقدور نيست، نايب قرار دهد تا در شب رمى نمايد، وآيا در صورت بودن ويا نبودن شخص سومى كه بتواند نايب شود ودر روز رمى نمايد، حكم مسأله فرق دارد يا خير؟ ج - در صورت امكان بايد كسى را نايب بگيرد كه در روز رمى نمايد، واگر ممكن نباشد بنابر احتياط واجب روز بعد خودش قضا كند، واگر در قضا هم امكان مباشرت نيست، نايب بگيرد. 968 س - اگر مردى كه مىتواند در روز رمى نمايد، براى رمى زنى نايب شود، آيا مىتواند رمى زن را در شب انجام دهد؟ ج - نمىتواند، وبايد رمى را در روز انجام دهد.

[ 374 ]

969 س - آيا بدون عذر مىتوان در شب رمى كرد يا كافى نيست، واگر در شب صحيح است آيا گناهى هم مرتكب شده است، وهم چنين تأخير ذبح از روز عيد قربان هر چند صحيح است، ولى آيا گناهى هم مرتكب شده است؟ ج - بدون عذر، رمى در شب واقع نمىشود، واگر بدون عذر رمى در روز را ترك نمايد گناه كرده است، و هم چنين اگر ذبح را عمدا از روز عيد تأخير بيندازد - على الاحوط - معصيت نموده است هر چند ذبح صحيح است. 970 س - آيا مىشود كه زنها را بعد از نصف شب دهم از مشعر به منى بياورند، وهمان شب آنان را به جمره عقبه ببرند ورمى كنند، وبعد به خيمه بر گردانند، ونزديك غروب روز يازدهم مجددا آنان را به جمرات ببرند، تا شب دوازدهم هم رمى روز يازدهم را انجام دهند، وهم رمى روز دوازدهم را، با توجه به ازدحام وخطرهاى احتمالى؟ ج - براى زنها رمى جمره عقبه پس از وقوف به مشعر وآمدن به منى در همان شب عيد قربان مانع ندارد، ولى رمى روز يازدهم ودوازدهم در صورتى براى آنان در شب صحيح است كه از رمى روز معذور باشند.

[ 375 ]

971 س - اگر كسى مىداند يك روز رمى را ترك كرده است، ولى نمىداند كه روز دهم بوده يا يازدهم، يا دوازدهم، وظيفه‌اش چيست؟ ج - احوط آن است كه رمى سه جمره را به ترتيب به قصد ما فى الذمه انجام دهد، اگر چه در صورتى كه شك بعد از روز دوازدهم باشد بيش از قضاى رمى جمره عقبه واجب نيست. 972 س - شخصى وقت رمى جمرات شك كرد كه چند سنگ زده‌ام، پس آن مقدار را رها كرد، ودوباره از اول شروع نمود، آيا رمى او اشكال دارد يا نه؟ ج - اشكال ندارد هر چند رها نمىشود. 973 س - شخصى در رمى جمرات چنين تصور مىكرده است كه بايد سنگريزه به خود سنگهاى نصب شده جمرات بخورد، نه به ملات لاى سنگها كه به وسيله آن ملات بند كشى شده است، لذا براى اطمينان كه به خود سنگها بخورد، يازده سنگريزه انداخته وهفت عدد از آنها را رمى صحيح محسوب داشته است، آيا اين رمى صحيح است يا نه؟ ج - اگر مواردى را كه شك داشته احتياطا زده، مانع ندارد، وچنانچه شك نداشته وقصد زياده هم نداشته است صحيح است، هر چند در اين صورت احتياط مطلوب است.

[ 376 ]

974 س - سنگريزه هايى كه در مشعر موجود است ومعلوم است كه از خارج از مشعر آورده‌اند، ومعلوم نيست كه آيا از حرم است يا از خارج از حرم، آيا مىتوان از آنها براى رمى استفاده نمود؟ ج - در مورد سؤال اگر معلوم است كه از خارج آورده‌اند استفاده نكنند، مگر آن كه طورى باشد كه جزء مشعر محسوب شود. 975 س - آيا زياده از هفت رمى، مخل به رمى است؟ ج - اگر از اول قصد زيادتر از هفت داشته باشد صحيح نيست، وبايد رمى را اعاده كند، ولى اگر بعد از تمام شدن هفت سنگريزه كه به قصد هفت بوده، اضافه زده ضرر ندارد. 976 س - شخصى روز عيد قربان به جمره عقبه رفته است، و رمى را انجام داده، ولى رمى دو روز بعد را در اثر كسالت وكالت داده، وروز سيزدهم خودش براى قضاى رمى جمرات رفته، ولى اول رمى جمره عقبه نموده بعدا برگشته، واز جمره اولى شروع كرده، وروز يازدهم ودوازدهم را يك مرتبه چهارده سنگ زده، هفت عدد براى روز يازدهم، وهفت عدد براى روز دوازدهم، وجمره وسطى را هم چنين دوازده سنگ زده، وجمره عقبه را نيز دوازده سنگ زده است، والآن به ايران برگشته است، وظيفه او چيست؟

[ 377 ]

ج - اگر كسالت داشته ومعذور بوده ووكالت داده عمل او صحيح است، ونياز به تكرار نداشته است، ودر هر صورت تكرار به نحو مرقوم صحيح نيست. نفر (كوچ) از منى مسأله 977 - كسانى كه روز دوازدهم از منى مراجعت مىنمايند جايز نيست قبل از زوال شمس (ظهر شرعى) از منى خارج شوند، ودر صورت تخلف عمدى گناه كرده، وبايد در صورت امكان قبل از زوال به منى بازگردند، ولى در صورتى كه به جهت جهل به مسأله يا فراموشى كوچ كرده باشند اشكالى ندارد. مسأله 978 - كسانى كه روز سيزدهم از منى مراجعت مىنمايند، بهتر است كه قبل از زوال از منى بازگردند.

[ 378 ]

مسائل متفرقه نفر از منى 979 س - آيا زنها مىتوانند شب دوازدهم ذى الحجه رمى جمرات نمايند، وهمان شب به مكه بروند، وديگر به منى برنگردند، يا بايد مانند مردان تا ظهر در منى بمانند؟ ج - بايد مانند مردان تا ظهر روز دوازدهم در منى بمانند، مگر از ماندن تا ظهر معذور باشند. 980 س - حاج وظائف منى را انجام داده، وصبح دوازدهم براى بعض حوائج به مكه آمده، آيا لازم است قبل از ظهر براى نفر بعد از ظهر به منى برگردد يا خير؟ ج - اگر قبل از ظهر نفر كرد ضررى به حج او نمىرسد، هر چند عمدا باشد، ولكن معصيت كرده، ولازم است در صورت امكان، قبل از ظهر به منى برگردد، ودر صورت جهل ونسيان چيزى بر او نيست.

[ 379 ]

981 س - مدير كاروانى زنها را قبل از ظهر دوازدهم، از منى خارج نمود، وظيفه آنان كه از مسأله اطلاع نداشتند ويا اگر متوجه مسأله بودند نمىتوانستند بدون مدير كاروان وهمراهان در منى بمانند چيست؟ ج - با فرض اين كه عذر داشته‌اند مانع ندارد؟ 982 س - قبلا سؤال شده است كه آيا كسانى كه خوف مشقت دارند مىتوانند شب دوازدهم رمى جمره نموده، به مكه رفته، وديگر به منى برنگردند، وحضرت عالى جواب فرموده‌ايد: " در صورت عذر اشكال ندارد، ولى قبل از نصف شب نبايد بيرون بروند ". با توجه به مسأله فوق اين سؤال مطرح مىشود كه آيا خدمه كاروانها نيز براى پذيرايى از اين قبيل زائرين مىتوانند به همراه آنان در شب رمى نموده وبه مكه بروند وبراى وقوف تا وقت شرعى روز دوازدهم ديگر به منى برنگردند؟ ج - وقوف در روز دوازدهم واجب نيست وآنچه واجب است كوچ نكردن قبل از زوال است، واشخاص ذكر شده مىتوانند بعد از نصف شب از منى بروند، وروز دوازدهم براى رمى به منى برگردند، ورمى شب براى آنها كافى نيست.

[ 380 ]

احكام مصدود ومحصور مصدود به شخصى كه براى حج يا عمره محرم مىگردد، وسپس از انجام عمره يا حج يا از هر دو آنها جلو گيرى مىشود، مصدود مىگويند. و داراى احكامى است كه به آن اشاره مىشود: مسأله 983 - در مصدود بودن تفاوتى نيست بين كسى كه او را در حج از درك وقوفين منع كنند، وكسى كه خوف دارد در صورت شركت در مراسم حج ويا ادامه آن گرفتار دشمن غيره گردد، واز انجام مناسك باز ماند، ويا او را در عمره از ورود به مكه منع كنند، كه در هر صورت در همان مكانى كه از او جلوگيرى شده مىبايست قربانى كرده، واز احرام بيرون آيد. مسأله 984 - قربانى قبل از روز عيد براى مصدود جايز است، واحتياط آن است كه شخص مصدود علاوه بر قربانى حلق نيز بنمايد، وبهتر آن است كه جمع كند بين حلق و تقصير، واحتياط آن است كه هنگام ذبح يا نحر قربانى قبل از تقصير نيت تحليل از احرام كند، وبنابر احتياط كشتن قربانى اى كه در حج قران همراه آورده مجزى از تقصير ويا حلق نيست.

[ 381 ]

مسأله 985 - مصدود مىتواند در احرام باقى بماند، وبا انجام عمره مفرده از احرام خارج شود، ولى اگر حج از قبل بر او مستقر شده است، به اين كيفيت حج از عهده او ساقط نمىشود، وهم چنين اگر در همين سال مستطيع شده واستطاعتش تا سال بعد باقى بماند، بايد دوباره به حج برود. مسأله 986 - اگر كسى پس از وقوف به عرفات ومشعر نسبت به اعمال منى مصدود شود، در صورتى كه از ورود به مكه نيز مصدود شده است، حكم قبل در آن جارى است، ولى اگر فقط از اعمال منى مصدود است، در صورت امكان براى انجام آنها نايب بگيرد، كه از جانب او رمى و قربانى كند، وخودش حلق نمايد، و در صورتى كه استنابه ممكن نيست، احتياط آن است كه قربانى كند، ودر احرام باقى بماند، وبا انجام عمره مفرده از احرام خارج شود. مسأله 987 - اگر شخص پس از مناسك مكه مكرمه نسبت به مبيت در منى و اعمال ايام تشريق مصدود شد، حج او تمام است، و بايد براى رمى جمرات در آن سال نايب بگيرد، واگر استنابه در آن سال ممكن نيست، در سال بعد براى رمى جمرات نايب بگيرد، وبه جاى بيتوته در منى شبها را در مكه به عبادت بپردازد، وگرنه بنابر احتياط براى اين كه بيتوته نكرده، كفاره بدهد.

[ 382 ]

محصور به شخصى كه محرم شده، ولى به جهت مرض وكسالت از انجام اعمال محروم مانده است محصور گفته مىشود. وداراى احكامى است كه به آن اشاره مىشود: مسأله 988 - شخص محصور اگر حج تمتع ويا حج افراد بجا مىآورد، در صورتى كه موقع احرام با خداوند قرار گذاشته كه اگر محصور شد خداوند او را محل گرداند، بدون فرستادن قربانى به منى خود به خود محل مىشود - حتى نسبت به زن - وشخص محصورى كه حج قران بجا مىآورد به مجرد فرستادن قربانى به منى محل مىشود، و نيازى به صبر كردن تا زمانى كه قربانى به منى برسد نيست. مسأله 989 - اگر شخصى محصور در حج تمتع وإفراد موقع احرام با خداوند قرار نگذارده است كه اگر محصور شد خداوند او را محل گرداند، بايد يك قربانى به منى بفرستد، وپس از ذبح ونحر قربانى در منى نسبت به همه تروك احرام - به جز زن - محل مىشود، وواجب است در سال آينده نيز اگر مستطيع است ويا از قبل حج بر او مستقر شده به حج برود، واگر براى او در سالهاى آينده نيز انجام حج امكان ندارد، بايد نايب بگيرد.

[ 383 ]

مسأله 990 - اگر حج محصور ندبى باشد، ويا در سال اول استطاعت بوده ولى نسبت به انجام حج در سالهاى بعد مأيوس نيست، ويا حج نيابى (چه تبرعى و چه استيجارى) بجا آورده است، در اين كه استنابه جهت طواف نساء براى حليت زن كافى باشد اشكال است، اگر چه در صورتى كه رفتن به مكه براى او حرجى باشد اقوى جواز استنابه است. مسأله 991 - محل قربانى براى محصور در احرام حج منى است، وبراى محصور در عمره تمتع و عمره مفرده مكه است. مسأله 992 - اگر حصر بر طرف گردد، بايد به بقيه حجاج محلق شود، واگر وقوفين و يا يكى از آنها را درك كرده است حج او صحيح است، وگر نه حج او باطل، و بايد با انجام عمره مفرده از احرام بيرون آيد. مسأله 993 - اگر از انجام مناسك روز عيد، ويا بعد از روز عيد محصور شود بايد براى رمى وقربانى نايب بگيرد، وخودش حلق نمايد، ودر صورت امكان اعمال مكه را انجام دهد، وگر نه براى اعمال مكه نيز نايب بگيرد، واگر در مسجد است نماز طواف را خودش بخواند، وگر نه بنابر احتياط بايد خودش نماز بگزارد و نايب هم بگيرد، ودر صورت امكان در منى بيتوته كند، ودر اين صورت حجش صحيح است، ودر غير اين صورت براى اين كه بيتوته نكرده، بنابر احتياط كفاره بدهد.

[ 384 ]

مسائل متفرقه محصور و مصدود 994 س - هر گاه مصدود از دخول مكه يا از طواف و غير آن از اعمال عمره مفرده - جهلا بالحكم - در محل صد ذبح وتقصير ننمود، و بعد از مراجعت به وطن عالم به حكم شد، تكليفش نسيت به خروج از احرام چيست؟ ج - در هر جا متذكر شد چنانچه فرستادن هدى به مكه يا منى ممكن باشد بفرستد، و اگر فرستادن هدى به مكه يا منى ممكن نباشد در محل تذكر ذبح كند، و تقصير نمايد، واز احرام خارج شود. 995 س - شخصى بعد از اتمام اعمال عمره تمتع وقبل از احرام براى حج تمتع، مريض وبىهوش گرديده، و بطورى كه قادر بر رفتن به عرفات وانجام اعمال نبوده، البته اگر محرم بود حكم محصور را داشت ولكن در فرض سؤال كه محرم نشده تكليف چيست؟

[ 385 ]

ج - در فرض مذكور عمره او مفرده شده، ولى وجوب طواف نساء در اين مورد معلوم نيست، اگر چه احتياط خوب است، واگر رفتن خودش متعذر است نايب بگيرد كه طواف نساء را از طرف او انجام دهد، واگر استطاعت دارد بايد در سال آينده حج كند، وهم چنين اگر قبلا حج بر او مستقر بوده، بايد حج بجا آورد. 996 س - شخصى به نيت عمره تمتع استحبابى براى يكى از معصومين (ع) يا يكى از شهدا محرم شد، وطواف ونماز طواف عمره را بجا آورد، وقدرت بر اتمام عمل از او سلب شد، آيا همان حكم محصور ومصدود را دارد؟ ج - اگر مريض شده يا دشمن او را منع كرده، ونمى تواند اعمال عمره را تمام كند نايب بگيرد، واگر قدرت انجام اعمال حج را ندارد، واجب نيست محرم به احرام حج گردد. 997 س - شخصى بعد از آن كه براى حج محرم شده، دچار سكته قلبى مىشود، بگونه‌اى كه هر نوع حركت براى او ضرر دارد، وظيفه او چيست؟ ج - اگر نمىتواند وقوفين را درك كند، حكم محصور را پيدا مىكند، وچنانچه وقوفين را درك كرده، نسبت به بقيه اعمال نايب بگيرد.

[ 386 ]

998 س - اگر پس از انجام اعمال عمره تمتع وخارج شدن از احرام آن محصور شود، و نتواند براى حج محرم شود، آيا حج از او ساقط است، يا نه، و وظيفه او چيست؟ ج - از احرام خارج شده است، ولى كفايت از حج نمىكند، و چنانچه سال اول استطاعت او باشد حج بر او واجب نشده است. 999 س - شخصى در مدينه مصدوم مىشود، او را به مسجد شجره مىآورند و محرم مىنمايند، آيا احرام او صحيح است، و وظيفه بعدى او چيست؟ و اگر نتواند حج انجام دهد تكليف او چيست؟ ج - احرام او صحيح است. واگر مىتواند كه عمره و حج را انجام دهد - ولو با استنابه در طواف و سعى - حج او صحيح است، واگر نمىتواند حج بجا آورد احوط آن است كه وظيفه محصور را انجام دهد، وبا احرام مزبور عمره مفرده هم انجام دهد. 1000 س - آيا تصادف در احرام حصر است، و بايد عملى كه محصور انجام مىدهد بجا آورد؟ ج - در موارد مشكوك به حصر، علاوه بر انجام وظيفه محصور، با عمره مفرده از احرام خارج شود.

[ 387 ]

عمره مفرده عمره مفرده دو نوع است: واجب و مستحب. و عمره مفرده واجب نيز دو قسم است: واجب اصلى و واجب عرضى. اول - عمره مفرده واجب اصلى: و آن عمره‌اى است كه براى افرادى كه استطاعت براى آن دارند در طول عمر يك بار واجب است، ودر وجوبش بر اهل مكه و كسانى كه در حكم اهل مكه هستند، استطاعت براى حج شرط نيست، زيرا هر يك از عمره وحج دو عمل مستقل مىباشند، و امكان دارد شخصى براى عمره استطاعت داشته باشد، ولى براى حج استطاعت نداشته باشد، ويا بر عكس. مسأله 1001 - عمره مفرده بر آفاقى واجب نيست، اگر چه مستطيع باشد، و بجاى آن بر او عمره تمتع واجب مىشود، وهم چنين بر اجير پس از فارغ شدن از عمل نيابى عمره مفرده واجب نيست، ونيز اگر شخص مستطيعى قبل از موسم حج بميرد

[ 388 ]

در صورتى كه از ماههاى حج به مقدار انجام عمره گذشته باشد، بر ورثه او تدارك عمره واجب نيست، اگر چه در همه اين موارد احتياط اين است كه عمره مفرده ترك نشود. دوم - عمره مفرده واجب عرضى: وآن عمره مفرده‌اى است كه با نذر وعهد و يمين و يا شرط در ضمن عقد ويا فاسد كردن حج ويا فوت حج (همان گونه كه در باره محصور ذكر شد) واجب مىشود. مسأله 1002 - بر كسانى قصد ورود به مكه مكرمه را دارند، و هم چنين بر افرادى كه مىخواهند به حرم وارد شوند اگر چه قصد انجام مناسك را نداشته باشند، احرام براى عمره مفرده از يكى از مواقيت واجب است. سوم - عمره استحبابى: عمره مفرده در هر ماه يكبار مستحب است، ودر ماه رجب استحباب مؤكد دارد. مسأله 1003 - انجام دو عمره پى در پى با فاصله كمتر از ده روز مكروه است، و احوط ترك آن است، اگر چه اقوى جواز عمل عبادى مكروه است. اعمال عمره قبلا ذكر شده است.

[ 389 ]

مسائل متفرقه عمره مفرده 1004 س - زيد بعد از اتمام اعمال حج به دستور مطوف با جمعى از حجاج و خود مطوف عمره مفرده بجا آورده، و چون عمل مستحبى بوده لباس احرامى كه نجس بوده تطهير نكرده، وبا همان جامه احرامى، عمره مفرده بجا آورده، ونيز خيال مىكرده كه طواف نساء در عمره مفرده لازم نيست، بعد از مراجعت فهميد كه عمره مفرده طواف نساء دارد؟ ويقين ندارد كه با مطوف طواف نساء را انجام داده يا نه؟ اكنون وظيفه او را بيان فرماييد. ج - در فرض مذكور اگر مىتواند واجب است خودش به مكه برود، طواف عمره را با لباس احرام پاك انجام بدهد، ونماز طواف وسعى وتقصير وطواف نساء و نماز آن را بجا آورد، واگر نمىتواند نايب بگيرد، وممكن است بنويسد به يكى از شيعيان مورد اعتماد آنجا كه از ميقات به نيابت از او محرم شود، و اين اعمال را بجا آورد، وتا اين اعمال را انجام ندهد وطواف نساء را بجا نياورد با زن نزديكى نكند.

[ 390 ]

1005 س - انجام عمره مستحبى به قصد خود وغير صحيح است يا خير؟ ج - صحت آن بعيد نيست. 1006 س - شخصى در اول ماه ذيحجه وارد مكه شده، آيا بعد از خاتمه عمره تمتع وقبل از انجام حج تمتع مىتواند عمره مفرده انجام دهد يا نه؟ وهم چنين بعد از اعمال حج تمتع مىتواند بدون فاصله عمره مفرده را انجام دهد يا نه؟ ج - بعد از احرام عمره تمتع، جايز نيست بدون حاجت از مكه بيرون برود، و جايز نيست قبل از حج عمره مفرده بجا آورد، ولى بعد از اتمام حج تمتع، عمره مفرده جايز است و فاصله لازم نيست. 1007 س - در حال حاضر مسجد تنعيم متصل به مكه، بلكه داخل مكه است، آيا براى كسى كه بعد از حج جهت عمره مفرده محرم مىشود چون آنجا منزل محسوب مىشود استظلال جايز است يا نه؟ ج - با فرض اين كه جزء مكه شده باشد، و مكه بر آن صدق كند، استظلال مانع ندارد. 1008 س - آيا طفل مميز يا غير مميز مىتواند محرم شود به عمره مفرده، وآيا امكان دارد كه ولى، او را محرم كند يا نه؟ ج - ظاهر اخبار جواز است واختصاص به حج ندارد.

[ 391 ]

1009 س - شخصى چند مرتبه عمره مفرده بجا آورده، ودر هيچ كدام طواف نساء نكرده، آيا يك طواف نساء براى تمام عمره ها كفايت مىكند، يا بايد براى هر كدام طواف جدا گانه انجام دهد؟ ج - يك طواف كافى است 1010 س - كسى كه عمره مفرده استحبابى بجا مىآورد اگر طواف نساء آن را عمدا يا جهلا يا سهوا ترك كند آيا زن بر او حرام است؟ ج - بلى تا طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نمىشود، واز اين جهت فرقى ميان عمره مفرده واجب ومستحب نيست. 1011 س - چه مىفرماييد در باره كسى كه در عمره مفرده نماز طواف نساء را نخوانده، وبه ولايت خود مراجعت كرده؟ ج - اگر برگشتن به مسجد الحرام براى او دشوار باشد مىتواند آن را در هر محلى كه يادش آمد بخواند، هر چند در شهر ديگر باشد. 1012 س - شخصى در عمره مفرده تقصير را فراموش كرده يا جهلا تقصير ننموده، بعد از طواف نساء ونماز آن يادش آمده يا متوجه شد كه تقصير نكرده، حكمش چيست؟ ج - تقصير نمايد، و به احتياط لازم طواف نساء ونماز آن را اعاده كند.

[ 392 ]

1013 س - در عمره مفرده اگر كسى تقصير را عمدا يا از روى جهل ونسيان ترك نمود و طواف نساء را انجام داد، چه وظيفه اى دارد؟ ج - بايد تقصير نمايد، وطواف نساء را اعاده كند، وفرقى بين صور عمد و سهو و علم وجهل نيست على الاحوط. 1014 س - انجام عمره مفرده در ماههاى حج پيش از عمره تمتع جايز است يا خير؟ ودر اين مسأله فرقى بين صروره وغير صروره هست يا نه؟ ج - براى كسى كه نايب در حج بلدى نباشد، وبر خودش حج واجب نشده، ويا حج واجب خود را انجام داده، اشكال ندارد. 1015 س - كسى عمره مفرده بجا آورده، و بدون انجام طواف نساء به مدينه آمده است، فعلا مىخواهد براى عمره تمتع محرم شود، آيا جايز است بدون انجام طواف نساء محرم شود، وبعد از انجام عمره تمتع، طواف نساء را بجا آورد؟ ج - مانع ندارد. 1016 س - تأخير عمره مفرده در حج افراد تا چه وقتى بلا عذر جايز است؟ ج - تأخير تا سال بعد جايز است، اگر چه احوط واولى انجام آن بدون تأخير است.

[ 393 ]

1017 س - زنى كه احتمال مىدهد خون حيض ببيند ونتواند داخل مسجد الحرام شود آيا مىتواند براى عمره مفرده مستحبى محرم شود، واگر خون ديد براى طواف ونماز نايب بگيرد، وهم چنين مريض اگر احتمال مىدهد نتواند اعمال عمره مفرده را انجام دهد؟ ج - اشكال ندارد، وچنانچه وظيفه او نايب گرفتن شد، عمل به وظيفه نمايد. 1018 س - اگر زنى به نيت عمره مفرده محرم و بعد از آن عادت شود، ودر همه روزهايى كه مىتواند در مكه باشد حيض است، براى عمره مفرده بايد چه كند؟ و اگر آنجا اعمال انجام نداده وفعلا به ايران آمده، چه وظيفه اى دارد؟ ج - در فرض سؤال بايد براى طواف و نماز نايب بگيرد، وبقيه اعمال عمره را خودش بجا آورد، وچنانچه به ايران آمده اقدام كند وبر گردد، واگر نمىتواند، براى اعمال عمره نايب بگيرد، ولى بايد خودش تقصير كند، وترتيب بين آن و ساير اعمال مراعات شود، وتا اعمال را بجا نياورد آنچه به وسيله احرام بر او حرام شده بر او حلال نمىشود.

[ 394 ]

1019 س - آيا طواف در عمره مفرده استحبابى حكم طواف واجب را دارد، كه بايد نماز آن خلف مقام باشد، يا حكم طواف استحبابى را دارد، و در هر جاى مسجد الحرام مىتوان نماز آن را خواند؟ ج - حكم طواف واجب را دارد، وبايد نماز آن خلف مقام باشد. 1020 س - شخصى در اثناء عمره مفرده، در شوط پنجم سعى، مريض شده ونتوانسته است عمره را تمام كند، او را به ايران برده‌اند، وبعد از بهبودى هم نتوانسته به مكه بيايد، فعلا وظيفه او چيست؟ ج - با فرض اين كه خود شخص نمىتواند مراجعت كند، نايب براى خروج منوب عنه از احرام، سعى را تمام كند، وآن را اعاده نمايد، وبه منوب عنه خبر دهد كه تقصير نمايد، وبنابر احتياط نايب محرم باشد، وبعد از تقصير براى طواف نساء نايب بگيرد، ودر طواف نساء نايب لازم نيست محرم باشد، وتوضيح آن كه مسأله از موارد حصر نيست، چون شخص مريض فعلا خوب شده، و اين كه نمىتواند به مكه بيايد از جهت مرض نيست.

[ 395 ]

مسائل متفرقه مسأله 1021 - سجده بر سنگفرش هاى مسجد الحرام ومسجد النبى (ص) جايز است. مسأله 1022 - در صورت ازدحام شديد در پشت مقام حضرت ابراهيم عليه السلام كه مراعات عدم محاذات با زنها در حال نماز ممكن نيست، و زنها برابر مردها و يا جلوتر نماز مىگزارند، نماز صحيح است ولى كراهت دارد. مسأله 1023 - مسافر در مسجد الحرام ومسجد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم، بلكه در تمام شهر مكه ومدينه مىتواند نماز را تمام بخواند. مسالة 1024 - بنابر اقوى نماز جماعت به حالت استداره در اطراف كعبه جايز است، اگر چه احتياط آن است كه مأموم مقدم بر امام نباشد، يعنى بايد طورى بايستد كه فاصله او با كعبه با فاصله امام با كعبه مساوى ويا بيشتر باشد.

[ 396 ]

مسأله 1025 - نماز با عامه در حال ضرورت بى اشكال است، ودر غير حال ضرورت شركت در جماعت آنان خوب است، لكن نماز را با شرايط كامل اعاده كند. مسأله 1026 - در وقتى كه در " مسجد الحرام " يا " مسجد النبى " نماز جماعت منعقد شد، مؤمنين از آنجا خارج نشوند، ودر جماعت شركت كنند. مسأله 1027 - مأمورينى كه مىخواهند بدون احرام در عرفات ومنى باشند، ونمى توانند در آنجا با احرام باشند، مىتوانند براى ورود به مكه، عمره مفرده انجام دهند، وبراى حج محرم نشوند، ولى كسى كه مستطيع است نبايد اين كار را قبول كند، وبايد عمره وحج تمتع بجا آورد. ودر هر صورت اگر محرم شد، وبالباس مخيط بود، حج او صحيح است، وبايد كفاره بدهد. 1028 س - در تطهير مسجد الحرام به نحوى كه عين نجاست را بر طرف مىكنند وبعد با ظرف آب مىريزند ومى شويند واز هر طرف با آب قليل شسته مىشود، انسان به نجاست تمام مسجد علم عادى پيدا مىكند، آيا جواز سجده بر آن سنگها از باب عسر وحرج است يا جهت ديگر؟ ج - علم پيدا نمىشود، وبا فرض شك نبايد اعتناء شود.

[ 397 ]

1029 س - كسى خيال مىكرد كه بر سنگهاى فرش شده در مسجد الحرام - زاده الله شرفا - سجده صحيح نيست، و بر پشت دست سجده مىكرده است، نمازهايى كه به اين نحو خوانده چه حكمى دارد؟ ج - صحيح نيست. 1030 س - حصيرهايى كه در حجاز مورد استفاده حجاج ايرانى وغير ايرانى واقع مىشود، سجده بر آن جايز است يا خير، با ملاحظه اين كه حصير مزبور با نخ مخلوط است؟ ج - اگر عرفا روى حصير سجده مىشود مانع ندارد. 1031 س - منظور از مشقت وحرج شخصى است يا نوعى؟ ج - اگر حكم دائر مدار حرج ومشقت باشد، شخصى آن منظور است. 1032 س - آيا مصرف كنسروهاى گوشت و ماهى خارجى كه در بازار مسلمين به فروش مىرسد، جايز است يا نه؟ ج - اگر ندانند از كجا وارد شده، يا بدانند كه از بلاد مسلمين است مانع ندارد، و اگر بدانند از بلاد كفر وارد مىشود، در صورتى محكوم به حليت است كه وارد كننده مسلمان باشد، واحتمال بدهند كه احراز تذكيه آن را كرده، ودر دسترس مسلمين قرار داده است.

[ 398 ]

1033 س - شخصى مقلد هيچ يك از فقها نبوده، حال مىخواهد تقليد كند، در اين مدت مكه رفته است، آيا عبادت هاى او مثل نماز وروزه وحجش صحيح است يا نه؟ ج - اگر اعمالش مطابق فتواى كسى كه بايد از او تقليد كند باشد صحيح است. 1034 س - آيا مقدارى از سنگ صفا ومروه را مىشود با خود آورد يا نه؟ واگر آورده وظيفه‌اش چيست؟ ج - از صفا ومروه جايز نيست، وبايد بر گرداند. 1035 س - آيا حائض وجنب مىتوانند از مقدار توسعه يافته مسجد الحرام ومسجد النبى صلى الله عليه وآله وسلم عبور كنند يا خير؟ ج - نمىتوانند. 1036 س - قرآنهايى كه در مسجد الحرام است، بر بعضى نوشته شده كه وقف است، ولى بر بعضى ديگر نوشته نشده است، شايع است آنها كه كلمه وقف ويا عبارت ديگرى كه مفهم وقف بودن باشد ندارد جايز است بردارند، وچنين كارى احيانا شده است، بفرماييد جايز است يا نه؟ ج - برداشتن آنها بدون اين كه از متصدى ذى ربط اجازه بگيرند، جايز نيست، و بايد برگردانده شود.

[ 399 ]

1037 س - استطاعت نسبت به حج منذور، مقدمه وجوب است يا مقدمه واجب، يا فرق است بين نذر حجة الاسلام ونذر غير آن؟ ج - اگر نذر حجة الاسلام باشد، استطاعت شرط وجوب حج است، وموجب تحقق نذر، و اگر نذر غير حجة الاسلام باشد، استطاعت شرعيه نه شرط وجوب حج است، و نه شرط صحت نذر، بلكه قدرت عقليه بر حج، شرط صحت وانعقاد نذر است. 1038 س - در مورد جماع پيش از سعى در عمره تمتع يا هر موردى كه عمره، فاسد شده باشد، در صورتى كه فرصت اتمام آن نباشد، در مناسك مذكور است كه: " آن عمره فاسده را قطع كند واعاده نمايد "، بفرماييد قطع آن به چه نحو است، آيا به تقصير ومحرم شدن مجدد است، يا با همان احرام قبلى اعمال عمره را دوباره انجام دهد؟ ج - ظاهرا مراد از (قطع) رها كردن عمره فاسده، واز سر گرفتن عمره است به رفتن به ميقات ومحرم شدن از ميقات، وبهتر آن است كه رجاءا محرم شود وعمره را انجام دهد، واگر سال بعد هم حج نمايد اولى واحوط است. 1039 س - در موردى كه عمره تمتع فاسد مىشود، مثل مورد جماع قبل از سعى، چنانچه فرصت براى اتمام واعاده باقى باشد، وبا اين حال عمره فاسده را تمام نكند، واكتفاء به اعاده عمره نمايد، مجزى است يا خير؟

[ 400 ]

ج - اگر چه ممكن است گفته شود كه عمل مزبور صحيح، ومجزى از حجة الاسلام است، لكن احتياط است كه حج تمتع را در سال بعد اعاده نمايد، ويك عمره مفرده هم به قصد ما في الذمه بجا آورد. 1040 س - آيا قاعده تجاوز را در اعمال وافعال عمره و حج جارى مىدانيد يا خير؟ ج - بلى جارى است. 1041 س - اگر حمله‌دار و يا كار گران كاروان حج، براى اجاره منزل به مكه بروند، ودر مسجد تنعيم به نيت عمره مفرده محرم شوند، وبعد از اعمال عمره به جده ويا به مدينه مراجعت كنند، دوباره براى اعمال حج وعمره تمتع از ميقات محرم شوند، جايز است يا خير؟ ج - مانعى ندارد، بشرط آن كه اجير براى حج تمتع بلدى نباشد - بنابر احتياط - لكن عبور از ميقات بدون احرام معصيت دارد. 1042 س - طواف مستحبى بعد از احرام حج تمتع جايز است يا خير؟ ج - اقوى جواز واحوط ترك آن است.

[ 401 ]

1043 س - آيا بيابان عرفات ومشعر ومنى جميعا حرم محسوب است يا اين كه عرفات خارج از حرم است؟ ج - حدود حرم مشخص است، عرفات جزء حرم نيست، ومنى ومشعر جزء حرم است. 1044 س - شخصى مؤسس سينما است، وامسال به حج مشرف شده، ودر مراجعت از حج باز هم به كار خود ادامه مىدهد، اكنون راجع به اين شخص چه مى فرماييد؟ ج - تأسيس وبناء مؤسساتى كه سبب گمراهى وفساد اخلاق جامعه اسلام است وكمك به آن به هر نحو باشد حرام است. اميد است ان شاء الله شخص مذكور با مشاهده نمونه‌هاى عالم قيامت از اين اجتماع دينى در مكه معظمه متنبه گردد، و مخصوصا آتش سوزى وادى منى سبب عبرت وبيدارى او بشود، وتوجه او همچنان به خداوند قهار جلب شود، كه از روى حقيقت از گناهان گذشته توبه كند، وتوبه خود را نشكند، و هم چنان كه سزاوار وشايسته مسلمانان حقيقى است موافق رضاى حق تعالى عمل كند. 1045 س - از بعض علما شنيده شده: " روايت داريم موقعى كه حاج از مكه برگشت تا چهار ماه گناهى بر او نوشته نمى شود "، از مقام شامخ مستدعى هستم اولا بفرماييد كه آيا اين طور روايتى داريم يا نه، وبر فرض بودن روايت، سندش صحيح است يا نه؟ ودر صورت صحت سند آن روايت را چطور معنى نماييم؟

[ 402 ]

ج - بلى اين مضمون در احاديث شريفه وارد شده، ولى در بعض احاديث مقيد به عدم اتيان كبيره شده، ودر بعض ديگر مقيد شده به عدم اتيان موجبه. شيخ الطائفه - قدس سره - در تهذيب جلد پنجم، صفحه نوزده وبيست، طبع جديد - در باب ثواب الحج - به سند صحيح از معاوية بن عمار از حضرت صادق عليه السلام حديثى روايت كرده، كه در ذيل آن مىفرمايد: " أنى لك أن تبلغ ما يبلغ الحاج، قال ابو عبد الله عليه السلام: ولا تكتب عليه الذنوب اربعة اشهر، وتكتب له الحسنات الا أن يأتى بكبيرة ". بنابر اين گناهانى كه در اين چهار ماه نوشته نمىشود صغيره است، واين مطابق با مفاد آيه كريمه " إن تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم " مىباشد. وثقة الاسلام كلينى رضوان الله عليه در جامع كافى جلد چهارم صفحه دويست وپنجاه وچهار، طبع جديد - باب فضل الحج والعمره وثوابها - به سند خود از سعد اسكاف از حضرت ابو جعفر عليه السلام روايتى در فضل حاج نقل كرده است، كه در ذيل آن امام عليه السلام مىفرمايد: " فاذا قضى نسكه غفر الله له ذنوبه وكان ذو الحجة والمحرم

[ 403 ]

وصفر وشهر ربيع الأول اربعة اشهر تكتب له الحسنات، ولا تكتب عليه السيئات الاان يأتى بموجبة، فاذامضى الأربعة اشهر خلط بالناس ". هر چند علامه مجلسى عليه الرحمه در مرآت العقول دو احتمال در موجبه داده، يكى آن كه مراد كبيره است كه موجب آتش است، ديگر آن كه گناهى است كه موجب كفر شود. وفرموده: احتمال اول اظهر است. ولى با توجه به روايت معاوية بن عمار اطمينان حاصل مىشود كه مراد از موجبه، كبيره است. بنابر اين گناهى كه نوشته نمىشود گناهى است كه در كتاب وسنت موجب دخول در آتش نشده باشد. شيخ الطائفه در تهذيب صفحه نوزده، جلد پنجم، اين حديث را از سعد اسكاف روايت فرموده، به عبارتى كه با اين عبارت اختلاف دارد، وجمله " الا يأتى بموجبة " را ندارد. و ايشان ذيل حديث را اين نحو روايت فرموده‌اند: " فاذا قضى نسكه غفر الله له بقية ذى الحجة والمحرم وصفر وشهر ربيع الأول، فاذا مضت اربعة اشهر خلط بالناس ". ولى معتمد همان روايت كافى است، زيرا معلوم است كه در نقل تهذيب، روايت مختصر شده، ومثل نقل به مضمون است، وعلاوه جمله " الا يأتى بموجبة " از آن اسقاط شده، ودر دوران امر

[ 404 ]

بين زياده ونقيصه، اصالت عدم زياده بر اصل عدم نقيصه مقدم است. وفرضا هم اين دو اصل را حجت بدانيم در خصوص مورد با توجه به روايت معاوية بن عمار ظاهر اين است كه اين جمله اسقاط شده، ونسخه كافى صحيح است. واحتمال اين كه جمله " الا أن يأتى بكبيرة " يا " الا يأتى بموجبة " در اين دو روايت از بعض روات به عنوان شرح وتفسير حديث اضافه شده باشد بسيار بعيد است. واگر فرضا هم اين نحو باشد از رحمت ومغفرت وكرم وفضل خداوند متعال، بعيد نيست كه مقرر فرمايد تا چهار ماه مؤمنى كه حج بجا آورده مطلق گناهانى كه تحت فشار تسويلات نفس وغلبه هوا از او صادر شده (نه به نحو بى اعتنايى واستخفاف به امر خداوند) مورد آمرزش واقع شود. وكسى نمىتواند رحمت واسعه وتفضل خدا را محدود كند. بلى اين حديث كسى را كه از روى بى اعتنايى واستخفاف به امر و نهى خدا معصيت نمايد، يا اين كه بخواهد با تشبث به اين حديث در اين چهار ماه هر گناه ومعصيتى را مرتكب گردد، شامل نمىشود. واز ابتدا تا حال هم هيچ كس از اين اخبار استفاده نكرده، كه حاج تا چهار ماه مرخص وآزاد است. وبا اتكاء به اين حديث مرتكب هر معصيتى بخواهد بشود. كه اين برداشت وتلقى البته صحيح نيست.

[ 405 ]

مستحبات ومكرهات حج

[ 407 ]

مستحبات ومكروهات حج مستحبات سفر براى سفر آداب ومستحبات فراوانى است كه به اهم آنها - كه تناسب بيشترى با حج دارد - اشاره مىكنيم: 1 - تزكيه نفس، ونيت را براى خداوند متعال خالص كردن، پرهيز از هر چيرى كه او را از خداوند غافل كرده، وبه خود متوجه مىسازد. 2 - پاك كردن مال از حرام، وپرداخت حق الله وحق الناس از اموال خود، زيرا كه در روايت آمده است: كسى كه با مال حرام به حج برود هنگامى كه لبيك مى گويد در جواب او گفته من شود " لا لبيك ولا سعديك " اجابت تو اجابت نيست، وعملت مرضى خاطر ما نمىباشد.

[ 408 ]

وهم چنين نسبت به حقوق غير مالى مردم، از آنان حليت بطلبد. 3 - نوشتن وصيت نامه، زيرا حضرت صادق عليه السلام فرموده است: " من ركب راحلته فليوص " هر كس عازم سفر مىشود بايد وصيت كند، زيرا چه بسا اجل او فرا رسد و راه بازگشت براى او نباشد. 4 - خواندن دو ركعت نماز وقرائت اين دعا: اللهم اني استودعك اليوم نفسي واهلي ومالي وولدي ومن كان مني بسبيل الإيمان الشاهد منهم والغائب، اللهم احفظنا بحفظ الإيمان واحفظ علينا. اللهم اجمعنا في رحمتك ولا تسلبنا فضلك انا اليك راغبون. اللهم انا نعوذ بك من وعثاء السفر وكآبة المنقلب وسوء المنظر فى الاهل والمال والولد فى الدنيا والآخرة. اللهم اني اتوجه اليك هذا التوجه طلبا لمرضاتك وتقربا اليك، فبلغني ما اؤمله وارجوه فيك وفي اوليائك يا ارحم الراحمين "

[ 409 ]

ونيز اين دعا را بخواند: " اللهم اليك وجهت وجهي وعليك خلفت اهلي ومالي وما خولتني وقد وثقت بك، فلا تخيبني يا من لا يخيب من أراده، ولا يضيع من حفظه. اللهم صل على محمد وآله واحفظني فيما غبت عنه، ولا تكلني إلى نفسي يا أرحم الراحمين ". 5 - صدقه بدهد، ومقدارى از تربت حضرت امام حسين عليه السلام را همراه خود ببرد كه بهترين حرز براى او خواهد بود، ان شاء الله. مستحبات احرام مستحبات احرام ده چيز است 1 - كوتاه نكردن موى سر قبل از احرام از اول ماه ذى القعده، و اين استحباب با حلول ماه ذى الحجه تأكيد مىگردد. 2 - نظيف كردن بدن، وكوتاه كردن ناخنها، وگرفتن شارب، و ازاله موهاى زير بغل، وعانه قبل از احرام، اگر چه اين امور را تازه انجام داده باشد. 3 - غسل كردن به هنگامى كه مىخواهد محرم شود، اگر چه

[ 410 ]

حائض ونفساء باشد، وكسى كه به خاطر عذر تمكن از غسل ندارد رجاء بدل از غسل تيمم نمايد، وبا خوف نبودن آب در ميقات مىتوان قبل از ميقات غسل كرد، ودر اين صورت اگر در ميقات آب بود غسل را اعاده كند، وهم چنين براى كسى كه بعد از غسل وقبل از احرام از او حدث اصغر سر زند، ويا از پوشاك و خوراكى كه استفاده از آن براى محرم جايز نيست استفاده كند، مستحب است كه غسل را اعاده نمايد، ومى توان در ابتداى روز براى شبى كه در پيش است و هم چنين در ابتداى شب براى روزى كه در پيش است براى احرام غسل كند. 4 - هنگام غسل احرام، خواندن ادعيه اى كه از معصومين عليهم صلوات الله رسيده است. پس مىگويد: " بسم الله وبالله، اللهم اجعله لي نورا وطهورا وحرزا وامنا من كل خوف، وشفاء من كل داء وسقم. اللهم طهرني وطهر لي قلبي، واشرح لي صدري، واجر على لسانى محبتك ومدحتك والثناء عليك، فانه لا قوة لى الا بك، وقد علمت ان قوام دينى التسليم لامرك، والاتباع لسنة نبيك، صلواتك عليه وآله ". 5 - پارچه احرام از پنيه باشد، وبهتر آن است كه در پارچه سفيد مانند حوله هاى حمام محرم شود.

[ 411 ]

6 - احرام بعد از نماز ظهر منعقد گردد، واگر نماز ظهر بر عهده او نيست، بعد از نماز واجب ديگرى محرم شود، اگر چه نماز قضا باشد، واگر نماز قضا نيز ندارد بعد از شش ركعت نماز مستحبى محرم شود، وكمترين حد استحباب آن است كه دو ركعت نماز مستحبى به جاى آورد، كه در ركعت اول آن پس از حمد سوره توحيد، ودر ركعت دوم پس از حمد سوره كافرون را قرائت نمايد، وسپس محرم شود. 7 - پس از نماز مذكور وبعد از حمد وثناى خداوند متعال، قبل از احرام اين دعا را بخواند: " اللهم إني أسالك أن تجعلني ممن استجاب لك وآمن بوعدك وابتع أمرك، فاني عبدك وفي قبضتك لا أوقى إلا ما وقيت ولا آخذ إلا ما أعطيت، وقد ذكرت الحج فأسألك أن تعزم لي عليه على كتابك وسنة نبيك صلى الله عليه وآله وسلم، وتقويني على ما ضعفت عنه، وتسلم مني مناسكي في يسر منك وعافية، واجعلني من وفدك الذين رضيت وارتضيت، وسميت وكتبت. اللهم إني خرجت من شقة بعيدة، وأنفقت مالي ابتغاء مرضاتك. أللهم فتمم لي حجتي وعمرتي.

[ 412 ]

اللهم إني أريد التمتع بالعمرة إلى الحج على كتابك وسنة نبيك (صلى الله عليه وآله وسلم) فان عرض لي عارض يحبسني، فحلني حيث حبستني، لقدرك الذي قدرت على. أللهم إن لم تكن حجة فعمرة أحرم لك شعري وبشري ولحمي ودمي وعظامي ومخي وعصبي من النساء والثياب والطيب، أبتغي بذلك وجهك والدار الأخرة ". و پس از اين دعا پارچه‌هاى احرام را بپوشد. 8 - به هنگام پوشيدن پارچه‌هاى احرام اين دعا را بخواند: " الحمد لله الذي رزقني ما اواري به عورتي واؤدي منه فريضتي، واعبد فيه ربي، وانتهي فيه الى ما امرني. الحمد لله الذي قصدته فبلغني، واردته فاعانني وقبلني، ولم يقطع بي، ووجهه اردت فسلمني، فهو حصني وكهفي وحرزي وظهري وملاذى ورجائي ومنجاي وذخري وعدتي في شدتي ورخاءي ". 9 - در نيت احرام با خداوند متعال شرط كند كه اگر از اتمام مناسك حج محصور شد (به اين معنا كه اگر مانعى مثل مرض او را از اتمام حج و عمره منع نمايد) خداوند او را از احرام به مجرد به وجود آمدن آن مانع، محل نمايد، به اين صورت كه بگويد:

[ 413 ]

" أللهم إن عرض لي عارض يحبسني فحلني حيث حبستني ". خداوندا، اگر مانعى بر من عارض شد كه موجب جلو گيرى من از انجام حج شود، مرا در همان موقع كه مانع عارض شده است محل نماى. البته اگر دعايى را كه در شماره - 7 - گذشت با همين قصد بخواند كفايت مىكند. و اگر اين شرط را با خداوند نداشته باشد و محصور شود، وقتى محل مىگردد كه قربانى او به محل ذبح برسد. 10 - نيت احرام ونيت پوشيدن جامه احرام، بلكه نيت كندن لباس دوخته را نيز به زبان آورد. مكروهات احرام مكروهات احرام يازده چيز است: 1 - سياه ورنگين بودن پارچه احرام، لكن در بعض روايات معتبره رنگ سبز استثناء شده است. 2 - محرم شدن در لباس كثيف، وهم چنين شستن لباس احرام كثيف بعد از احرام تا زمان محل شدن، مگر آن كه نجس شده باشد.

[ 414 ]

3 - احرام در پارچه رنگا رنگ براى مردان. 4 - خوابيدن بر رختخواب وبالش و پارچه سياه و زرد. 5 - رفتن به حمام در حال احرام. 6 - ساييدن بدن وصورت با دست، يا كيسه، وزياد مسواك زدن. 7 - لبيك گفتن در پاسخ كسى كه او را صدا مىزند. 8 - نشستن در حالى كه زانوهايش را با دستها به بغل بگيرد، بنابر مشهور. 9 - شعر خواندن، اگر چه شعر به حق باشد. بنابر مشهور. 10 - كشتى گرفتن و هر كارى كه در آن بيم مجروح شدن ويا ريختن مو از بدن باشد، بنابر مشهور. 11 - شستن بدن با آب سرد. لبيك هاى مستحب مستحب است پس از گفتن: " ان الحمد والنعمة لك والملك، لا شريك لك ". بگويد: " لبيك ". وبهتر آن است كه پس از آن بگويد: " لبيك ذا المعارج لبيك، لبيك داعيا الى دار السلام لبيك، لبيك غفار الذنوب لبيك، لبيك اهل التلبية لبيك،

[ 415 ]

لبيك ذا الجلال والاكرام لبيك، لبيك نبدء والمعاد اليك لبيك، لبيك تستغني ويفتقر اليك لبيك، لبيك مرهوبا ومرغوبا اليك لبيك، لبيك اله الحق لبيك، لبيك ذا النعماء والفضل الحسن الجميل لبيك، لبيك كشاف الكرب العظام لبيك، لبيك عبدك وابن عبديك لبيك، لبيك يا كريم لبيك ". ومستحب است اين جملات را نيز بيافزايد: " لبيك اتقرب اليك بمحمد وآل محمد لبيك، لبيك بحجة وعمرة لبيك، لبيك وهذه عمرة متعة الى الحج لبيك، لبيك اهل التلبية لبيك، لبيك تلبية تمامها وبلاغها عليك ". سزاوار است كه حاجى به هنگام گفتن لبيك با حضور قلب، كاملا متوجه به خداوند متعال بوده ودعوت حق را پاسخ گويد. تكرار لبيك ها به هنگام بيدار شدن، سوار شدن، وملاقات با سواره ووقت بالا رفتن از هر بلندى، وپايين آمدن از آن، وپس از هر نماز فريضه، وزياد گفتن آن در سحرگاهان حتى براى جنب و حائض مستحب است، و مستحب است كه در عمره تمتع، گفتن لبيك ها را تا مشاهده خانه‌هاى مكه قطع ننمايد، ودر حج تمتع تا ظهر روز عرفه گفتن لبيك ها را قطع نكند.

[ 416 ]

مستحبات ورود به حرم 1 - غسل كردن قبل از ورود به حرم، ونيت آن اين است: " غسل مىكنم براى ورود به حرم قربة الى الله ". 2 - پياده وپاى برهنه در حالى كه نعلين خود را به دست گرفته است در حال تواضع وخشوع كامل نسبت به ذات اقدس حق وارد حرم شود، ودر صورت امكان به اين حالت ادامه داده تا وارد به مكه ومسجد الحرام شود، ودر روايت است كه اگر چنين كند خداوند عالم جل ذكره، صد هزار گناه او را ببخشد، وبراى او صدا هزار حسنه بنويسد، وصد هزار حاجت او را بر آورد. 3 - اين دعاى مأثور را به هنگام ورود به حرم بخواند: " اللهم إنك قلت في كتابك وقولك الحق: (واذن فى الناس بالحج ياتوك رجالا وعلى كل ضامر ياتين من كل فج عميق). اللهم اني ارجو ان اكون ممن اجاب دعوتك، وقد جئت من شقة بعيدة وفج عميق، سامعا لنداءك، ومستجيبا لك، مطيعا لامرك، وكل ذلك بفضلك علي واحسانك الي، فلك الحمد على ما وفقتني له، ابتغي بذلك الزلفة عندك، و القربة

[ 417 ]

اليك، والمنزلة لديك، والمغفرة لذنوبي، والتوبة علي منها بمنك، اللهم صل على محمد وآل محمد، وحرم بدني على النار، وآمني من عذابك و عقابك، برحمتك يا ارحم الراحمين ". 4 - جويدن (اذخر) كه گياه معروف مكه است. مستحبات ورود به مكه معظمه مكه معظمه مركز طلوع انوار وجود محمدى، ومشرق آفتاب هدايت اسلامى، ومهبط ملائكه مقربين، ومحل بزرگترين وبا شكوه‌ترين اجتماع مؤمنين وموحدين، ومكان نزول باران رحمت ومغفرت وآيات بينات الهى، و مقام ابراهيم خليل است، واز اين جهات و جهات بسيار ديگر مخصوصا از جهت وجود بيت الله الحرام در آن، شرافت و حرمت بسيار دارد، وكسى كه وارد آن شهر مقدس مىشود بايد فضائل آن مشاهد بزرگ وشعائر اسلامى را كه خدواند متعال مقرر داشته متوجه باشد تا براى ادراك بركات وفضائل آن اماكن مقدسه آماده شود و نور حقيقت بر حال او ظاهر شده وگناهانش آمرزيده وعيوبش بر طرف گردد ان شاء الله.

[ 418 ]

از اين رو براى ورود به اين شهر آدابى است كه مراعات آنها مستحب است: 1 - غسل، ونيت آن اين است كه: " براى ورود به مكه معظمه غسل مىكنم قربة الى الله ". 2 - با آرامش ووقار ودر حالت خضوع وخشوع براى خداوند متعال وارد مكه شود. 3 - از راه هاى بالاى مكه ودر صورت ممكن از عقبه " مدنيين " كه در شمال مكه است وارد مكه شود، وبعضى اين حكم را مختص به كسانى مىدانند كه از مدينه به مكه مىآيند، ودر موقع خروج از عقبه " ذى طوى " كه در جنوب مكه است خارج شود. مستحبات داخل شدن به مسجد الحرام 1 - غسل كردن از منزل، ويا از بئر مىمون در محله ابطح، ونيت آن چنين است: " براى ورود به مسجد الحرام غسل مىكنم قربة الى الله ". 2 - وارد شدن به مسجد از باب بنى شيبه كه اكنون داخل مسجد الحرام است، وظاهرا مقابل باب السلام واقع شده است. 3 - خواندن دعاهاى مأثور. به هنگام ايستادن در مقابل درب مسجد الحرام دعايى را كه

[ 419 ]

معاوية بن عمار از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده است بخواند، پس بگويد: " السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته، بسم الله وبالله ومن الله وما شاء الله، السلام على انبياء الله ورسله، السلام على رسول الله، السلام على ابراهيم خليل الله، والحمد لله رب العالمين ". ودر روايت ابى بصير از حضرت صادق عليه السلام است: هنگامى كه مقابل درب مسجد قرار گرفتى، بگو: " بسم الله وبالله ومن الله والى الله وما شاء الله وعلى ملة رسول الله، صلى الله عليه وآله، وخير الاسماء لله، والحمد لله، والسلام على رسول الله، السلام على محمد بن عبد الله، السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام على انبياء الله ورسله، السلام على خليل الله الرحمن، السلام على المرسلين، والحمد لله رب العالمين، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، اللهم صل على محمد وآل محمد، وبارك على محمد وآل محمد، وارحم محمدا وآل محمد، كما صليت وباركت

[ 420 ]

وترحمت على إبراهيم وآل إبراهيم، إنك حميد مجيد. اللهم صل على محمد وآل محمد عبدك ورسولك، اللهم صل على إبراهيم خليلك وعلى أنبياءك ورسلك وسلم عليهم، وسلام على المرسلين، والحمد لله رب العالمين. اللهم افتح لي ابواب رحمتك، واستعملني في طاعتك ومرضاتك، واحفظني بحفظ الايمان ابدا ما ابقيتني جل ثناء وجهك، الحمد لله الذي جعلني من وفده وزواره، وجعلني ممن يعمر مساجده، وجعلني ممن يناجيه. اللهم إني عبدك وزائرك في بيتك، وعلى كل ماتي حق لمن اتيه وزاره، وانت خير مأتي واكرم مزور، فاسئلك يا الله يا رحمن بانك انت الله لا اله الا انت، وحدك لا شريك لك، بانك واحد احد صمد لم تلد ولم تولد ولم يكن له (لك خ ل) كفوا احد، وان محمدا عبدك ورسولك، صلى الله عليه وعلى اهل بيته، يا جواد يا كريم يا ماجد يا جبار يا كريم، اسئلك ان تجعل تحفتك اياي بزيارتي اياك اول شيء تعطيني فكاك رقبتي من النار ". وسپس سه بار بگويد: " اللهم فك رقبتي من النار ".

[ 421 ]

وپس از آن بگويد: " واوسع علي من رزقك الحلال الطيب، وادر عني شر شياطين الجن والانس وشر فسقة العرب والعجم ". وبعد به مسجد الحرام وارد شود وبگويد: " بسم الله وبالله وعلى ملة رسول الله صلى الله عليه وآله ". وسپس دستهايش را به آسمان بلند كرده، ورو به كعبه نموده وبگويد: " اللهم إني اسئلك في مقامي هذا، وفي اول مناسكي ان تقبل توبتي، وان تتجاوز عن خطيئتي وان تضع عني وزري، الحمد لله الذي بلغني بيته الحرام، اللهم إني اشهد ان هذا بيتك الحرام الذي جعلته مثابة للناس وامنا مباركا وهدى للعالمين، اللهم العبد عبدك، والبلد بلدك، والبيت بيتك، جئت اطلب رحمتك، واؤم طاعتك، مطيعا لامرك، راضيا بقدرك، اسئلك مسألة الفقير إليك الخائف من عقوبتك، اللهم افتح لي ابواب رحمتك، واستعملني بطاعتك ومرضاتك ". وپس از آن كعبه را مخاطب قرار داده وبگويد:

[ 422 ]

" الحمد لله الذي عظمك وشرفك وكرمك وجعلك مثابة للناس وامنا مباركا وهدى للعالمين ". وچون نظرش به حجر الاسود افتاد رو به آن كرده وبگويد: " الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله، سبحان الله والحمد لله ولا اله إلا الله والله اكبر، الله اكبر من خلقه، والله اكبر مما اخشى واحذر، لا اله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيى ويميت، ويميت ويحيي، وهو حي لا يموت، بيده الخير، وهو على كل شيء قدير، اللهم صل على محمد وآل محمد، وبارك على محمد وآله، كافضل ما صليت وباركت وترحمت على إبراهيم وآل إبراهيم، إنك حميد مجيد، وسلام على جميع النبيين والمرسلين، والحمد لله رب العالمين، اللهم انى أومن بوعدك، واصدق رسلك، واتبع كتابك ". و سپس با طمأنينه حركت كرده، وقدمها را از خوف خداوند كوتاه بردارد، وچون به حجر الاسود نزديك شد، دستها را بلند كند، وحمد وثناى حق را بجاى آورد، و بر حضرت محمد وخاندان او صلى الله عليه وآله وسلم درود بفرستد، وطبق روايت معاوية بن عمار

[ 423 ]

از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " اللهم تقبل مني ". ودر صورت امكان با دستها وبدون حجر الاسود را مسح نموده وببوسد، واگر بوسيدن حجر الاسود ممكن نبود بر مسح حجر الاسود اقتصار نمايد، و اگر اين مقدار نيز به جهت كثرت ازدحام ممكن نباشد به حجر الاسود اشاره نموده وبگويد: " اللهم امانتي اديتها وميثاقي تعاهدته لتشهد لي بالموافاة، اللهم تصديقا بكتابك وعلى سنة نبيك صلواتك عليه وآله، اشهد ان لا إله إلا الله وحده لا شريك له، وان محمدا عبده ورسوله آمنت بالله، وكفرت بالجبت والطاغوت واللات والعزى، وعبادة الشيطان، وعبادة كل ند يدعى من دون الله ". واگر خواندن تمام دعا ممكن نباشد هر مقدار كه ممكن است بخواند، وسپس بگويد: " اللهم اليك بسطت يدي، وفيما عندك عظمت رغبتي، فاقبل سبحتي، واغفر لي وارحمني، اللهم إني اعوذ بك من الكفر والفقر ومواقف الخزي في الدنيا والآخرة ".

[ 424 ]

مستحباب طواف 1 - پياده طواف كند. 2 - با پاى برهنه طواف كند. 3 - قدم ها را كوتاه بر دارد، وبا آرامش ووقار - نه تند ونه كند - راه برود. 4 - در حال طواف مشغول به ذكر ودعا وخواندن قرآن باشد. 5 - از آنچه در نماز مكروه است در طواف نيز بپر هيزد. بلكه از هر عمل لغو وبيهوده بپر هيزد. 6 - حجر الاسود را در صورت امكان در هر شوط استلام كرده وببوسد، مشروط بر اين كه كسى را هل ندهد، واذيت نكند وعقب نياندازد، وگرنه، به حجر الاسود با دست اشاره كرده وتكبير بگويد. 7 - از ديدن مناظرى كه از توجه او مىكاهد چشم بپوشد. 8 - نزديك به بيت الله طواف كند. 9 - هنگام زوال طواف نمايد. 10 - دعاهاى مأثوره از اهل بيت عليهم السلام را بخواند، از جمله دعايى را كه معاوية ابن عمار از حضرت امام صادق عليه السلام نقل كرده، وآن دعا اين است:

[ 425 ]

" اللهم إني اسئلك باسمك الذي يمشى به على طلل الماء، كما يمشى به على جدد الأرض، واسئلك باسمك الذي يهتز له عرشك واسئلك باسمك الذي تهتز له اقدام ملائكتك، واسئلك باسمك الذي دعاك به موسى من جانب الطور، فاستجبت له، والقيت عليه محبة منك، واسئلك باسمك الذي غفرت به لمحمد صلى الله عليه وآله ما تقدم من ذنبه وما تاخر، واتممت عليه نعمتك ان تفعل بي كذا وكذا ". وحاجات خود را از خداوند بخواهد. ونيز مستحب است كه در حال طواف بگويد: " اللهم إني إليك فقير، وإني خائف مستجير، فلا تبدل اسمي، ولا تغير جسمي ". ودر هر شوط هنگامى كه به در خانه كعبه مىرسد مستحب است بر پيامبر اكرم وخاندانش صلى الله عليه وآله وسلم درود بفرستد، واين دعا را بخواند: " سائلك فقيرك مسكينك ببابك، فتصدق عليه بالجنة، اللهم البيت بيتك، والحرم حرمك، والعبد عبدك، وهذا مقام

[ 426 ]

العائذ المستجير بك من النار، فاعتقني ووالدي واهلي وولدي واخواني المؤمنين من النار، يا جواد يا كريم ". ودر روايت است كه وقتى حضرت سجاد عليه السلام به حجر اسماعيل مىرسيد سر به آسمان بلند مىكرد، ومى فرمود: " اللهم ادخلني الجنة برحمتك، واجرني برحمتك من النار، وعافني من السقم، واوسع علي من الرزق الحلال، وادر عني شر فسقة الجن والانس، وشر فسقة العرب والعجم ". وطبق روايتى كه از حضرت صادق عليه السلام نقل شده، مستحب است وقتى كه از حجر اسماعيل گذشت، وبه پشت خانه رسيد بگويد: " يا ذا المن والطول، يا ذا الجود والكرم، إن عملي ضعيف فضاعفه وتقبله مني إنك أنت السميع العليم ". وچون به ركن يمانى رسيد، دستهايش را به آسمان برداشته، واين دعا را كه از حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام وارد شده است بخواند " يا الله يا ولى العافية، وخالق العافية، ورازق العافية، والمنعم بالعافية، والمتفضل بالعافية على وعلى جميع

[ 427 ]

خلقك، يا رحمن الدنيا والآخرة ورحيمهما، صل على محمد وآل محمد، وارزقنا العافية، وتمام العافية، وشكر العافية في الدنيا والآخرة، يا ارحم الراحمين ". وسپس به سوى كعبه سربلند كند، وهمان گونه كه در روايت ديگر آمده است بگويد: " الحمد لله الذي شرفك وعظمك، والحمد لله الذي بعث محمدا نبيا، وجعل عليا اماما، اللهم اهد له خيار خلقك، وجنبه شرار خلقك ". وطبق روايت عبد الله ابن سنان از حضرت صادق عليه السلام در بين ركن يمانى وحجر الاسود بگويد: " ربنا آتنا فى الدنيا حسنة وفى الآخرة حسنة وقنا عذاب النار ". ودر شوط هفتم چون به مستجار (1) رسيد، رو بروى كعبه ايستاده و دستهايش را بر ديوار بيت كشيده، وسپس به صورت وبدنش بكشد، وگناهانش را ياد كرده، وبه جرم خود اقرار نمايد، وتوبه كند، واز خداوند متعال طلب مغفرت نمايد، واين دعا را كه از حضرت صادق عليه السلام مأثور است بخواند:


(1) مستجار قسمتى از پشت كعبه - مقابل درب كعبه - ونزديك به ركن يمانى است.

[ 428 ]

" اللهم البيت بيتك، والعبد عبدك، وهذا مقام العائذ بك من النار، اللهم من قبلك الروح والفرج والعافية، اللهم ان عملي ضعيف فضاعفه لي، واغفر لي ما اطلعت عليه مني وخفي على خلقك، استجير بالله من النار ". ونيز اين دعا را كه از حضرت سجاد عليه السلام نقل شده، بخواند: " اللهم ان عندي افواجا من ذنوب، وافواجا من خطايا، وعندك افواج من رحمة، وافواج من مغفرة، يا من استجاب لا بغض خلقه اذ قال انظرنى الى يوم يبعثون، واستجب لى ". وسپس حاجات خود را بخواهد، وبسيار دعا كند، وبه گناهان اعتراف نمايد، وچون به حجر الاسود برسد طبق روايت معاوية بن عمار از حضرت صادق عليه السلام، بگويد: " اللهم قنعني بما رزقتني، وبارك لي فيما آتيتني ". مكروهات طواف 1 - تكلم به غير از ذكر خداوند ودعا وقرآن كريم. 2 - خنديدن وبه حالت تبختر راه رفتن، شكستن انگشتان وبه صدا در آوردن آنها، و خميازه كشيدن، وانجام هر كارى كه در نماز كراهت دارد.

[ 429 ]

3 - خوردن وآشاميدن. 4 - به سختى خودارى كردن از بول وغائط وباد معده در حال طواف. 5 - گذاشتن كلاه بلند (برطله) بر سر، كه در قديم از لباسهاى يهود محسوب مىشده است. مستحباب نماز طواف 1 - خواندن سورة توحيد (قل هو الله احد) پس از حمد در ركعت اول وقرائت سوره جحد (قل يا ايها الكافرون) بعد از حمد در ركعت دوم. 2 - حمد وثناى خداوند متعال، وفرستادن درود بر پيامبر اكرم وخاندانش عليهم صلوات الله بعد از نماز. 3 - تقاضاى استجابت دعا از خداوند متعال و گفتن: " اللهم تقبل مني، ولا تجعله آخر العهد مني، والحمد لله بمحامده كلها على نعماءه كلها، حتى ينتهي الحمد الى ما يحب ويرضى، اللهم صل على محمد وآله، وتقبل مني، وطهر قلبي، وزك عملي ". وطبق روايت ديگر بگويد:

[ 430 ]

" اللهم ارحمني بطاعتي إياك، وطاعة رسولك صلى الله عليه وآله وسلم، اللهم جنبني ان اتعدى حدودك، واجعلني ممن يحبك ويحب رسولك وملائكتك وعبادك الصالحين ". وسپس به سجده رفته ومانند حضرت صادق عليه السلام بگويد: " سجد لك وجهي تعبدا ورقا، لا إله إلا انت حقا حقا، الاول قبل كل شيء، والآخر بعد كل شيء، وها انا ذا بين يديك ناصيتي بيدك، فاغفر لي، إنه لا يغفر الذنب العظيم غيرك، فاغفر لي، فإني مقر بذنوبي على نفسي، ولا يدفع الذنب العظيم غيرك ". مستحباب سعى 1 - طهارت از حدث اكبر وحدث اصغر، بلى شخص حائض مىتواند سعى نمايد، اگر چه مستحب است در صوت امكان صبر كند تا آن كه بتواند سعى را با طهارت بجا آورد، وگر نه در همان حال حيض بايد سعى كند. 2 - انجام سعى پس از نماز طواف، ولى اگر خسته است مىتواند قدرى استراحت كند. 3 - استلام وبوسيدن حجر الاسود در صورت امكان به هنگام

[ 431 ]

رفتن به طرف صفا ودر صورت عدم امكان با دست به حجر اشاره كند. 4 - آمدن به چاه زمزم در صورت امكان، ونوشيدن آب زمزم، وبر سر وپشت خود ريختن، وطبق روايت معاويه بن عمار از حضرت صادق عليه السلام در حالى كه رو به كعبه است بگويد: " اللهم اجعله علما نافعا، ورزقا واسعا، وشفاء من كل داء وسقم ". 5 - پس از نوشيدن آب زمزم به هنگام رفتن به صفا نيز استلام حجر نمايد. 6 - خارج شدن به طرف صفا از درى كه مقابل حجر الاسود است، وآن درى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم از آن خارج مىشدند. 7 - رفتن به طرف صفا با آرامش ووقار. 8 - طورى بالاى صفا برود كد در صورت امكان بتواند بيت الله را ببيند، زيرا ديدن خانه كعبه نيز مستحب است. 9 - پس از بالا رفتن از كوه صفا رو به ركن حجر الاسود نمايد. 10 - خداوند متعال را حمد وثنا كند، ونعمتها وعذاب الهى را به ياد آورد و احسان خداوند را در حق خود، متذكر شود،

[ 432 ]

وهفت بار بگويد: " الله اكبر " وهفت بار بگويد: " الحمد لله " وهفت بار بگويد: " لا اله الا الله " وسپس سه بار بگويد: " لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي ويميت، وهو حي لا يموت، بيده الخير، وهو على كل شيء قدير ". وپس از آن بر پيامبر وخاندانش درود فرستاده، وسه بار بگويد: " الله اكبر على ما هدانا، والحمد لله على ما ابلانا، والحمد لله الحي القيوم، والحمد لله الحي الدائم ". وبعد سه بار بگويد: " اشهد ان لا اله الا الله، واشهد ان محمدا عبده ورسوله، لا نعبد الا اياه، مخلصين له الدين، ولو كره المشركون ". ونيز سه بار بگويد: " اللهم إني اسئلك العفو و العافية واليقين فى الدنيا والآخرة ". وبعد سه بار بگويد: " اللهم آتنا فى الدنيا حسنة وفى الآخرة حسنة وقنا عذاب النار ".

[ 433 ]

وبعد صد مرتبه بگويد: " الله اكبر " وصد مرتبه بگويد: " لا اله الا الله " و صد مرتبه بگويد: " الحمد لله " وصد مرتبه بگويد: " سبحان الله "، وبعد بگويد: " لا اله الا الله وحده وحده، انجز وعده، ونصر عبده، وغلب الاحزاب وحده، فله الملك وله الحمد وحده، اللهم بارك لي في الموت وفيما بعد الموت، اللهم إني اعوذ بك من ظلمة القبر ووحشته، اللهم اظلني في ظل عرشك يوم لا ظل الا ظلك ". 11 - مستحب است هنگامى كه بر كوه صفا توقف مىكند، مكررا خود وخانواده خود ودينش را به خداوند متعال بسپارد وبگويد: " استودع الله الرحمن الرحيم الذي لا تضيع ودائعه ديني ونفسي واهلي، اللهم استعملني على كتابك وسنة نبيك، وتوفني على ملته، واعذني من الفتنة ". وبعد سه مرتبه بگويد: " الله اكبر " ودعاى سابق را دوباره بخواند، وباز بگويد: " الله اكبر " ودر حد امكان دعا را تكرار نمايد. 12 - رو به كعبه كرده واين دعا را بخواند:

[ 434 ]

" اللهم اغفر لي كل ذنب اذنبته قط، فإن عدت فعد علي بالمغفرة، فإنك انت الغفور الرحيم، اللهم افعل بي ما انت اهله، فإنك إن تفعل بي ما انت اهله ترحمني، وإن تعذبني فانت غني عن عذابي، وانا محتاج إلى رحمتك، فيا من انا محتاج إلى رحمته ارحمني، اللهم لا تفعل بي ما انا اهله، فإنك إن تفعل بي ما انا اهله تعذبني، ولم تظلمني، اصبحت اتقي عدلك، ولا اخاف جورك، فيا من هو عدل لا يجور ارحمني ". وسپس بگويد: " يا من لا يخيب سائله، ولا ينفد نائله، صل على محمد وآل محمد، واجرني من النار برحمتك ". 13 - بر كوه صفا زمان زيادى را توقف كند، كه در روايت است موجب زيادى ثروت مىشود. 14 - چون مقدارى از كوه صفا پايين آمد بايستد، وتوجه به كعبه كرده، وبگويد: " اللهم إني اعوذ بك من عذاب القبر وفتنته وغربته ووحشته وظلمته وضيقه وضنكه، اللهم اظلني في ظل

[ 435 ]

عرشك يوم لا ظل إلا ظلك ". 15 - پس از آن كه مقدار ديگرى پايين آمد، كتف خود را برهنه كرده، بگويد: " يا رب العفو، يا من أمر بالعفو، يا من هو أولى بالعفو، يا من يثيب على العفو، العفو العفو العفو، يا جواد يا كريم يا قريب يا بعيد، اردد علي نعمتك، واستعملني بطاعتك ومرضاتك ". 16 - پياده سعى كند. 17 - با آرامش ووقار سعى نمايد. 18 - در مقدارى از سعى كه بين ستونهاى سبز قرار گرفته هروله كند (يعنى مقدارى تند تر حركت كند، كه نه دويدن باشد ونه راه رفتن معمولى)، وبه هنگام بازگشت از مروه نيز هروله را تكرار كند، وبراى زنان هروله مستحب نيست. 19 - وقتى به اولين ستون سبز رسيد بگويد: " بسم الله وبالله، والله اكبر، وصلى الله على محمد واهل بيته، اللهم اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم، إنك انت الاعز الاكرم، واهدني للتي هي اقوم، اللهم إن عملي ضعيف فضاعفه لي، وتقبله مني، اللهم لك سعيي، وبك حولي وقوتي، تقبل مني عملي، يا من يقبل عمل المتقين ".

[ 436 ]

20 - چون از مناره دوم گذشت بگويد: " يا ذا المن والفضل والكرم والنعماء والجود، اغفر لي ذنوبي، إنه لا يغفر الذنوب الا انت ". 21 - چون به مروه رسيد از كوه بالا رود، وآنچه از ادعيه در كوه صفا گفتيم بر كوه مروه به ترتيب بخواند، وسپس بگويد: " اللهم يا من امر بالعفو، يا من يحب العفو، يا من يعطي على العفو، يا من يعفو على العفو، يا رب العفو، العفو العفو العفو " 22 - بر گريه از خوف خداوند كوشش كند، وخود را به گريه وادارد، وفراوان دعا كند، واين دعا را نيز بخواند: " اللهم إني اسئلك حسن الظن بك على كل حال، وصدق النية فى التوكل عليك ". سعى كننده مىتواند در اثناء سعى بنشيند ويا بر كوه صفا ومروه استراحت كند اگر چه سزاوار است جز براى رفع خستگى چنين نكند.

[ 437 ]

مستحباب احرام حج 1 - غسل در منزل يا جاى ديگرى در مكه. 2 - خواندن دعاهايى كه براى غسل احرام عمره تمتع گفته شد. 3 - رفتن با خشوع وخضوع به طرف مسجد الحرام، ووارد شدن به مسجد الحرام با پاى برهنه وبا آرامش ووقار. 4 - محرم شدن پس از نماز به نحوى كه در احرام عمره تمتع ذكر شد. 5 - در مسجد الحرام محرم شود، وبهتر آن است كه در حجر اسماعيل ويا مقام ابراهيم عليهما السلام محرم گردد، ومستحباتى را كه در احرام عمره تمتع گذشت مراعات نمايد. 6 - نيت احرام را بر زبان آورد، مثلا بگويد: " محرم مىشوم براى حج تمتع در حجة الاسلام به جهت آن كه بر من واجب شده است اداء قربة الى الله "، واگر حج استحبابى ويا قضا ونيابتى است آن را در لفظ بياورد، ونام منوب عنه را نيز ذكر كند، وسپس لبيك‌ها را همان گونه كه در احرام عمره گذشت بگويد. 7 - رفتن به منى پس از احرام و نماز واجب.

[ 438 ]

8 - تكرار لبيك‌ها در مسير راه، وچون مشرف بر محله ابطح شد لبيك ها را بلند تر بگويد. 9 - به هنگام رفتن به منى طبق روايت معاويه بن عمار از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " اللهم إياك ارجو وإياك ادعو، فبلغني املي، واصلح لي عملي ". 10 - وچون به منى رسيد بگويد: " الحمد لله الذي اقدمنيها صالحا في عافية وبلغني هذا المكان ". وچون داخل منى شد بگويد: " اللهم هذه منى وهي مما مننت به علينا من المناسك، فاسئلك ان تمن علي بما مننت على انبياءك، فإنما انا عبدك وفي قبضتك ". 11 - در شب عرفه در منى در حال عبادت ودعا وتضرع به پيشگاه خداوند متعال بيتوته نمايد، وبهتر آن است كه بيتوته او در مسجد خيف انجام شود. 12 - در مسجد خيف تا صبح به نماز مشغول باشد، ومكروه است كه قبل از طلوع فجر از مجسد خارج شود،

[ 439 ]

بلكه بهتر آن است كه تا طلوع آفتاب در مسجد در حال عبادت بماند، وپس از طلوع آفتاب به عرفات برود. 13 - وبه هنگام خروج از منى به طرف عرفات، بگويد: " اللهم إليك صمدت، وإياك اعتمدت، ووجهك اردت، اسئلك ان تبارك لي في رحلتي، وان تقضي لي حاجتي، وان تجعلني ممن تباهي به اليوم من هو افضل مني ". مكروهات احرام حج آنچه كه در مكروهات احرام عمره گذشت، در احرام حج نيز جارى است. مستحبات عرفات مستحبات در موقف عرفات فراوان است، كه به برخى از آنها اشاره مىشود: 1 - نيت وقوف در عرفات را به زبان بگويد، به اين گونه كه: " از هنگام زوال (ظهر شرعى) روز نهم ذيحجه تا غروب آفتاب براى انجام حج تمتع از حجة الاسلام

[ 440 ]

به جهت آن كه واجب است در عرفات مىمانم قربة الى الله " واگر حج استحبابى ويا قضا ويا نيابتى است آنرا نيز ذكر كند، ودر حج نيابى اسم منوب عنه را نيز به زبان آورد. 2 - در زمين هموارى كه طرف چپ " جبل الرحمه " است وقوف نمايد، به طورى كه اگر شخصى از مكه بيايد ومقابل كوه بايستد قسمتى كه وقوف مىنمايد طرف چپ او قرار گيرد، وبالا رفتن از كوه كراهت دارد. 3 - غسل، وبهتر آن است كه مقارن زوال انجام گيرد. 4 - نماز ظهر وعصر را با يك اذان ودو اقامه بخواند، ودر اين جهت تفاوتى بين امام و مأموم وجماعت وفرادى وقصر ويا تمام نيست. 5 - اثاث خود را جمع‌تر چيده، و با دوستانش در كنار هم وقوف نمايند. 6 - وبهتر آن است كه در صورت امكان در " وادى نمره " كه نزديك به عرفات است خيمه بزند، ولى در آن جا وقوف نكند، زيرا وقوف در وادى نمره به لحاظ آن كه در سر زمين عرفات نيست كفايت نمىكند. 7 - طهارت از حدث.

[ 441 ]

8 - كاملا متوجه به ذات اقدس حق بوده، واز هر چيزى كه ذهن او را مشوش مىكند خود را فارغ نمايد. 9 - در تمام وقت وقوف روى پا بايستد، واگر نمىتواند، بعض از وقت را روى پا بايستد، وبقيه را بنشيند، مگر آن كه ايستادن او را از حال توجه ودعا باز دارد، كه در اين صورت بهتر آن است كه بنشيند. 10 - رو به قبله بودن. 11 - خداوند را حمد وثنا گفته، وتمجيد نمايد، وبه ذكر " لا اله الا الله " و " الله اكبر " متذكر باشد. 12 - تا مىتواند دعا كند، واز خوف خداوند بگريد، زيرا دعا بهترين اعمال اين روز است، و هيچ چيز براى شيطان محبوب تر از اين نيست كه بنده‌اى را از حال دعا در اين روز غافل گرداند. 13 - مبادرت نسبت به دعا براى خود وپدر ومادر وبرادران مؤمن كه اقل آن دعا براى چهل مؤمن است، ودر روايت است كه خداوند فرشته‌اى را موكل بر او قرار مىدهد تا براى او از خداوند متعال صد هزار برابر آنچه را براى برادر مؤمن خود مىخواهد، طلب نمايد. 14 - يكايك گناهان را بياد آورده، ويا مجموع آنها را در نظر

[ 442 ]

گرفته، وتوبه نمايد، واز خداوند طلب مغفرت نمايد. 15 - پناه بردن به خداوند متعال از شر شيطان. 16 - درود فرستادن بر پيامبر اكرم وخاندانش صلى الله عليه وآله وسلم. 17 - صد بار بگويد: " الله اكبر " وصد بار " لا اله الا الله " وصد بار " الحمد لله " وصد مرتبه " سبحان الله " وصد مرتبه " ما شاء الله ولا قوة الا بالله " وصد بار " اللهم صل على محمد وآل محمد ". 18 - بگويد: " اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي ويميت، ويميت ويحيي، وهو حي لا يموت، بيده الخير، وهو على كل شيء قدير ". 19 - خواندن ده آيه از اول سوره بقره. 20 - خواندن صد بار سوره توحيد (قل هو الله احد). 21 - خواندن صد بار آية الكرسى. 22 - خواندن صد بار سوره قدر (انا انزلناه في ليلة القدر). 23 - خواندن آيه شريفه: (إن ربكم الله الذي خلق السموات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثا

[ 443 ]

والشمس والقمر والنجوم مسخرات بأمره ألا له الخلق والأمر تبارك الله رب العالمين). 24 - خواندن سوره فلق. 25 - خواندن سوره ناس. 26 - تكرار درود وصلوات فراوان بر پيامبر اكرم وخاندانش صلى الله عليه وآله وسلم. 27 - خداوند را بر همه نعمتهايى كه به او عنايت كرده، از گوش وچشم وخانواده وفرزند ومال ستايش كرده، ودر حد امكان يكايك آنها را در مقام شكرگزارى نام ببرد. 28 - خداوند را حمد كند با آيات قرانى كه در آن حمد الهى آمده است وخداوند را تسبيح كند با هر آيه اى كه خداوند خود را در آن تسبيح كرده است، وتكبير بگويد با هر آيه اى كه در آن تكبير خداوند آمده است، وتهليل گويد با هر آيه‌اى كه در آن " لا اله الا الله " آمده است، و هر چه مىتواند بر پيامبر وخاندانش صلىالله عليه وآله وسلم درود بفرستد، وخداوند را بااسمهايى كه در قرآن براى او آمده است، واختصاص به او دارد بخواند، بالخصوص خداوند را با اسمائى كه در آخر سوره حشر آمده است بخواند: " اسئل الله با نه هو الله الذي لا إله إلا هوالملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر، سبحان

[ 444 ]

الله عما يشركون، هو الله الخالق البارىء المصور له الاسماء الحسنى، يسبح له ما فى السموات والارض، وهو العزيز الحكيم ". سپس بگويد: " اللهم لك الحمد على نعماءك التي لا تحصى بعدد، ولا تكافا بعمل ". 29 - ونيز بگويد: " اسئلك يا الله يا رحمن بكل اسم هو لك، واسئلك بقوتك وقدرتك وعزتك وبجميع ما احاط به علمك وباركانك كلها، وبحق رسولك صلواتك عليه وآله، وباسمك الاكبر الاكبر الاكبر، وباسمك العظيم الذي من دعاك به كان حقا عليك ان لا تخيبه، وباسمك الاعظم الاعظم الاعظم الذي من دعاك به كان حقا عليك ان لا ترده، وان تعطيه ما سئل، ان تغفر لي ذنوبي في جميع علمك بي ". 30 - تمام حاجات دنيوى واخروى خود را از خداوند بخواهد، واز او بخواهد كه در هر سال او را به مهمانى خانه‌اش بپذيرد.

[ 445 ]

31 - هفتاد بار از خداوند متعال بهشت را طلب كند. 32 - آنگاه بگويد: " اللهم فكنى من النار، واوسع على من رزقك الحلال الطيب، وادرا عني شر فسقة الجن والانس، وشر فسقة العرب والعجم ". واين دعا را تا غروب نشده تكرار نمايد. 33 - وطبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت صادق عليه السلام اين دعا را نيز بخواند: " اللهم اني عبدك، فلا تجعلني من اخيب وفدك، وارحم مسيري اليك من الفج العميق ". 34 - اين دعا را نيز بخواند: " اللهم رب المشاعر كلها، فك رقبتي من النار، واوسع على من رزقك الحلال، وادرا عني شر فسقة الجن والانس، اللهم لا تمكر بي، ولا تخدعني، ولا تستدرجني، اللهم اني اسئلك بحولك وجودك وكرمك وفضلك ومنك، يا اسمع السامعين، ويا ابصر الناظرين، ويا اسرع الحاسبين، ويا ارحم الراحمين، ان تصلي على محمد وآل محمد. وأن تفعل

[ 446 ]

بي كذا وكذا (وان ترزقني خير الدنيا والآخرة). وحاجات خود را طلب كند. 35 - دستها را به سوى آسمان بلند كرده، واين دعا را بخواند: " اللهم حاجتي اليك ان اعطيتنيها لم يضرني ما منعتني، وان منعتنيها لم ينفعني ما اعطيتني، اسئلك خلاص رقبتي من النار، اللهم إني عبدك، وملك ناصيتي بيدك، وأجلي بعلمك، أسئلك أن توفقني لما يرضيك عني، وان تسلم مني مناسكى التي اريتها خليلك ابراهيم عليه السلام، ودللت عليها نبيك محمدا صلى الله عليه وآله ". 36 - اين دعا را نيز بخواند: " اللهم اجعلني ممن رضيت عمله، واطلت عمره، واحييته بعد الموت حياة طيبة ". 37 - دعايى را كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به حضرت امير المؤمنين عليه السلام آموخت بخواند. 38 - خواندن دعاى حضرت امام حسين عليه السلام در روز عرفه. 39 - خواندن دعاى حضرت سجاد عليه السلام در روز عرفه. 40 - خواندن زيارت حضرت امام حسين عليه‌السلام در روز عرفه.

[ 447 ]

دعاهاى مذكور در ملحقات خواهد آمد، ان شاء الله. 41 - نزديك به غروب آفتاب اين دعا را بخواند: " اللهم اني عوذ بك من الفقر، ومن تشتت الامور، ومن شر ما يحدث لي بالليل والنهار، امسى ظلمي مستجيرا بعفوك، وامسى خوفي مستجيرا بامانك، وامسى ذنوبى مستجيرا بعزك، وامسى وجهي الفاني مستجيرا بوجهك الباقي، يا خير من سئل، ويا اجود من اعطى، يا ارحم من استرحم، جللني برحمتك، والبسني عافيتك، واصرف عني شر جميع خلقك وارزقني خير الدنيا والآخرة ". وسپس حاجات خود را طلب كند. 42 - وپس از غروب آفتاب اين دعا را بخواند: " اللهم لا تجعله آخر العهد من هذا الموقف، وارزقني العود ابدا ما ابقيتني، واقلبنى اليوم مفلحا منجحا مستجابا لي، مرحوما مغفورا لي، با فضل ما ينقلب به اليوم احد من وفدك، وحجاج بيتك الحرام، واجعلني اليوم من اكرم وفدك عليك، واعطني افضل ما اعطيت احدا منهم من الخير والبركة والرحمة والرضوان والمغفرة، وبارك فيما ارجع اليه

[ 448 ]

من اهل او مال او قليل او كثير، وبارك في ". وچون خورشيد غروب كرد، وحمره مشرقيه گذشت، با آرامش ووقار در حال اشتغال به دعا واستغفار به طرف مشعر حركت كند، ودر رفتن ميانه رو باشد، واز مزاحمت ديگران بپرهيزد، وچون به " تل رمل قرمز " كه در طرف راست جاده است رسيد، بگويد: " اللهم ارحم موقفي، وزد في عملي، وسلم ديني، وتقبل مناسكي ". مستحباب وقوف در مشعر الحرام 1 - چون به وادى مشعر رسيد، در طرف راست سر زمين مشعر پياده شود، وبگويد: " اللهم إني أسئلك أن تجمع لي فيها جوامع الخير، اللهم لا تؤيسني من الخير الذي سألتك أن تجمعه لي في قلبي، وأطلب اليك أن تعرفني ما عرفت أولياءك في منزلي هذا، وأن تقيني جوامع الشر ". 2 - با طهارت باشد، وبه هنگام صبح غسل كند، وبا آن نماز صبح را بخواند.

[ 449 ]

3 - پايين كوه، رو به قبله وقوف كند. 4 - شهادتين را بگويد، وبر پيامبر اكرم وائمه اطهار عليهم صلوات الله يكايك درود بفرستد، وبراى آنان وتعجيل در فرج حضرت حجة ابن الحسن العسكرى عجل الله تعالى فرجه الشريف دعا كند، واز دشمنانشان تبرى جويد، بلكه احتياط آن است كه در مشعر ذكر وصلوات بر پيامبر اكرم واهل بيت گراميش را ترك ننمايد. 5 - اين دعا را بخواند: " اللهم رب المشعر الحرام، فك رقبتي من النار، وأوسع علي من رزقك الحلال، وادرا عني شر فسقة الجن والانس، اللهم أنت خير مطلوب إليه، وخير مدعو وخير مسؤول، ولكل وافد جائزة، فاجعل جائزتي في موطني وموقفي هذا أن تقيلني عثرتي، وتقبل معذرتي، وأن تجاوز عن خطيئتي، ثم اجعل التقوى من الدنيا زادي برحمتك يا أرحم الراحمين ". 6 - براى خود ووالدين وفرزندان وخانواده ومؤمنين ومؤمنات به خداوند متعال التماس نمايد، ودعا كند. 7 - صد بار بگويد: " الله اكبر ". 8 - صد بار بگويد: " الحمد لله ".

[ 450 ]

9 - صد بار بگويد: " سبحان الله ". 10 - صد بار بگويد: " لا اله الا الله ". 11 - اين دعاى شريف را بخواند: " اللهم اهدني من الضلالة، وأنقذني من الجهالة، واجعل لي خير الدنيا والآخرة، وخذ بناصيتي إلى هداك وانقلني إلى رضاك، فقد ترى مقامي بهذا المشعر الذي انخفض لك فرفعته، وذل لك فأكرمته، وجعلته علما للناس، فبلغني مناي ونيل رجائي. اللهم إني أسألك بحق المشعر الحرام أن تحرم شعري وبشري على النار. وأن ترزقني حياة في طاعتك وبصيرة في دينك وعملا بفرائضك واتباعا لأمرك وخير الدارين، وأن تحفظني في نفسي ووالدي وولدي وأهلي وإخواني وجيراني برحمتك ". 12 - در دعا وتضرع به پيشگاه خداوند سبحان سعى فراوان كند تا آن كه خورشيد طلوع نمايد، وسزاوار است آن شب را احياء بدارد، زيرا كه درهاى رحمت الهى به سوى بندگان در آن شب باز است، وخداوند عز وجل مىفرمايد: " من پروردگار شمايم وشما

[ 451 ]

بندگان من هستيد، شما حق مرا ادا كرديد، وسزاوار است كه من دعاى شما را اجابت نمايم ". 13 - نماز مغرب وعشاء را در مشعر بخواند، اگر چه تا قبل از نيمه شب به تأخير افتد، واگر بيشتر به تأخير مىافتد قبل از مشعر نماز بخواند وجمع كند بين نماز مغرب وعشاء، بدون فاصله بين آنها، با يك اذان و اقامه براى نماز مغرب، ويك اقامه براى نماز عشاء، واز اين رو نافله مغرب را پس از نماز عشاء بخواند. 14 - از كوه " قزح " بالا رود، وخداوند متعال را ياد كند، وبا پاى برهنه بر آن راه برود، بالخصوص اگر صروره است (بنابر احتياط). 15 - مستحب است كه كمى قبل از طلوع خورشيد به سوى منى حركت را آغاز كرده، ولى از وادى محسر عبور نكند، بلكه نبابر احتياط قبل از طلوع فجر وارد وادى محسر نيز نشود، اگر چه اقوى آن است كه مىتواند داخل وادى محسر شود، ولى اگر با فاصله زيادى قبل از طلوع آفتاب حركت كند، واز مشعر خارج شود، بنابر احتياط يك گوسفند بدهد، اگر چه اقوى عدم وجوب كفاره است. 16 - قبل از رسيدن به كوه " ثبير " هفت بار اعتراف به گناهان ولغزش خود كرده ونسبت به انجام آنها استغفار نمايد.

[ 452 ]

17 - به هنگام كوچ از مشعر به سوى منى خداوند را ياد كرده، واستغفار نمايد. 18 - در وادى محسر به مقدار صد ذراع ويا صد قدم با آرامش ووقار حركت كند، ودر آن هنگام بگويد: " اللهم سلم لي عهدي، واقبل توبتي، وأجب دعوتي، واخلفني فيمن تركت بعدي ". وبگويد: " رب اغفر وارحم وتجاوز عما تعلم انك انت الاعز الاكرم ". واگر حركت به نحو مذكور را ترك كرد، مستحب است براى جبران به مشعر باز گردد. 19 - بهتر آن است كه حدود هفتاد سنگريزه ويا بيشتر كه براى رمى جمرات در منى لازم دارد از مشعر بردارد، واگر نشد بهتر است از منى سنگريزه ها را جمع كند، ودر غير اين صورت جايز است از غير مشعر ومنى هر جايى كه داخل حرم محسوب مىشود سنگريزه ها را جمع نمايد.

[ 453 ]

مستحبات در جمع‌آورى سنگريزه ها 1 - سنگريزه‌ها را شبانه از مشعر برداشته، وگرنه از منى بردارد. 2 - سنگريزه‌ها به رنگ سرمه‌اى باشد. 3 - سنگريزه‌ها نقطه‌دار باشد. 4 - سنگريزه‌ها شكسته شده نباشد. 5 - سنگريزه‌ها سخت نبوده وتا حدودى سست باشد. 6 - سنگريزه ها از قبل جدا شده باشد، وكراهت دارد كه سنگ بزرگترى را بشكند وبه صورت سنگريزه در آورد. 7 - سنگريزه‌ها به اندازه بند انگشتان باشد. 8 - در صورتى كه سنگريزه‌ها آلوده است، آنها را با آب شستشو دهد.

[ 454 ]

مستحبات رمى جمرات 1 - پياده رمى كند. 2 - با وضو رمى كند، بلكه اين احوط است. 3 - با آرامش ووقار به رمى جمرات برود. 4 - جمره عقبه را پشت به قبله رمى كند، به خلاف دو جمره ديگر، كه مستحب است رو به قبله آنها را رمى نمايد. 5 - حدود ده ذراع وبهتر اين است كه پانزده ذراع از جمره فاصله بگيرد. 6 - سنگريزه‌ها را در دست چپ گرفته، ويكى يكى با دست راست رمى نمايد. 7 - طبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت امام صادق عليه السلام در هنگام رمى بگويد. " اللهم هذه حصياتي، فأحصهن لي، وارفعهن في عملي ". 8 - در صورت ممكن، سنگريزه را بر انگشت ابهام گذارده، با ناخن انگشت سبابه (شهادت) آن را پرتاب كند. 9 - به هنگام انداختن هر سنگريزه بگويد: " الله أكبر، اللهم ادحر عنى الشيطان، اللهم تصديقا

[ 455 ]

بكتابك وعلى سنة نبيك، اللهم اجعله لي حجا مبرورا، وعملا مقبولا، وسعيا مشكورا، وذنبا مغفورا ". وجايز است به گفتن " الله اكبر " اقتصار نمايد. 10 - وچون رمى به پايان رسيد وبه خانه بازگشت بگويد: " اللهم بك وثقت، وعليك توكلت، فنعم الرب، ونعم المولى ونعم النصير ". مستحبات قربانى 1 - قربانى بسيار فربه باشد. 2 - اگر قربانى شتر ويا گاو است ماده باشد، واگر گوسفند است نر باشد، واگر قوچ است سياه رنگ وداراى شاخهاى بزرگ باشد. 3 - شتر را در حال ايستاده ودر حالى كه از سر دستها تا زانوى آن بسته باشد نحر نمايد، وكسى كه قربانى مىكند در طرف راست شتر بايستد، وكارد يا نيزه يا خنجر را به گودى گردنش فرو برد. 4 - خود حاجى قربانى را ذبح ويا نحر كند، واگر نمىتواند دست خود را روى دست ذابح ويا نحر كننده بگذارد.

[ 456 ]

5 - در نحر شتر وذبح گاو ويا گوسفند، طبق روايت معاوية بن عمار از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " وجهت وجهى للذى فطر السموات والارض حنيفا مسلما وما انا من المشركين، ان صلاتى ونسكى ومحياى ومماتى لله رب العالمين، لا شريك له، وبذلك امرت وانا من المسلمين، اللهم منك ولك بسم الله والله اكبر، اللهم تقبل مني ". 6 - وبهتر آن است كه پس از آن نيز بگويد: " اللهم تقبل مني كما تقبلت من ابراهيم خليلك، وموسى كليمك، ومحمد حبيبك، صلى الله عليه وآله وعليهم. " مستحبات حلق وتقصير 1 - نيت حلق وتقصير را به زبان آورد، وبگويد " حلق مىكنم در حج تمتع واجب قربة الى الله " واگر تقصير مىكند، بگويد: " تقصير مىكنم... ". 2 - رو به قبله حلق وتقصير كند ودر آن هنگام " بسم الله " بگويد. 3 - حلق را از طرف راست جلو سر شروع كند. 4 - طبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت صادق عليه السلام

[ 457 ]

بگويد: " اللهم أعطني بكل شعرة نورا يوم القيامة ". وبهتر آن است كه به آن بيافزايد: " وحسنات مضاعفات، وكفر عنى السيئات، انك على كل شيء قدير ". 5 - وبهتر آن است كه اين دعا را كه گذشت با صلوات بر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم وخاندانش ختم نمايد. 6 - موهاى خود را در منى و يا در خيمه‌اش دفن نمايد. مستحبات اعمال مكه مكرمه 1 - غسل كردن قبل از ورود به مسجد الحرام، وبهتر آن است كه در منى براى ورود به مكه نيز غسل نمايد. 2 - گرفتن ناخنها وشارب. 3 - ذكر خداوند را به جا آورده، وبر پيامبر اكرم وخاندانش صلى الله عليه وآله وسلم درود بفرستد. 4 - در مقابل درب مسجد الحرام ايستاده، وطبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " اللهم أعني على نسكك، وسلمني له وسلمه لي،

[ 458 ]

أسئلك مسألة العليل الذليل المعترف بذنبه، أن تغفر لي ذنوبي، وأن ترجعني بحاجتي، اللهم إني عبدك، والبلد بلدك، والبيت بيتك، جئت أطلب رحمتك، وأؤم طاعتك، متبعا لامرك، راضيا بقدرك، أسئلك مسألة الفقير المضطر اليك المطيع لامرك، المشفق من عذابك، الخائف لعقوبتك، أن تبلغني عفوك، وتجيرني من النار برحمتك ". 5 - رفتن به طرف حجر الاسود، ودر صورت ممكن حجر را استلام كرده وببوسد، واگر بوسيدن ممكن نبود با دست آنرا لمس كرده، ودست خود را ببوسد، واگر اين نيز ميسر نشد رو به حجر ايستاده، وبا دست به آن اشاره كرده، ودستش را ببوسد، و تكبير بگويد، وهمان دعا كه در طواف عمره ذكر شد، بخواند. 6 - از آب زمزم بنوشد. 7 - از باب صفا براى سعى به كوه صفا برود. 8 - استحباب تمام آنچه كه در طواف وسعى در عمره تمتع گذشت در طواف ونماز وسعى در حج نيز جارى است.

[ 459 ]

مستحبات منى 1 - به هنگام بازگشت از مكه به منى بگويد: " اللهم بك وثقت، وبك آمنت، ولك أسلمت، وعليك توكلت، فنعم الرب، ونعم المولى، ونعم النصير ". 2 - روزها را در منى بماند، وماندن در منى از آمدن به مكه براى انجام طواف مستحب افضل است. 3 - پس از پانزده نماز - از نماز ظهر روز عيد تا نماز صبح روز سيزدهم - تكبير بگويد، واگر روز سيزدهم از منى كوچ نكرد، گفتن تكبير پس از نمازهاى مستحب نيز استحباب دارد. 4 - طبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " لا إله إلا الله والله أكبر، الله أكبر ولله الحمد، الله أكبر على ما هدانا، الله اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام، والحمد لله على ما أبلانا ".

[ 460 ]

مستحبات واعمال مسجد خيف 1 - براى كسى كه در منى مىماند، مستحب است تمام نمازهاى واجب ومستحب را در مسجد خيف بخواند، وبهتر آن است كه نمازها را در محل نماز حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم بخواند، و در حديث آمده است: " خواندن صد ركعت نماز در مسجد خيف، قبل از كوچ از منى معادل هفتاد سال عبادت است ". 2 - صد بار بگويد: " سبحان الله "، كه طبق روايت، معادل آزاد كردن يك بنده در راه خداست. 3 - صد بار بگويد: " لا اله الا الله "، كه طبق روايت، معادل ثواب احياء نفس است. 4 - صد بار بگويد: " الحمد لله "، كه طبق روايت، برابر با انفاق خراج عراقين در راه خدا است. 5 - خواندن شش ركعت نماز، وبهتر آن است كه اين نمازها را قبل از حركت از منى بخواند. مستحبات بازگشت به مكه 1 - غسل براى ورود به مسجد الحرام وورود به مكه. 2 - وارد شدن به مسجد از باب بنى شيبه، (بنابر گفته مرحوم شهيد ره).

[ 461 ]

3 - داخل شدن به خانه خدا (كعبه)، زيرا همان گونه كه در روايت آمده است، دخول در كعبه به منزله دخول در رحمت الهى، وخروج از آن به منزله خروج از گناهان است، وبراى كسانى كه سال اول آنهاست اگر مرد هستند اين استحباب تأكيد شده است، ولى براى زنان اين استحباب تأكيد نشده است. مستحبات ورود به كعبه شريفه أ - قبل از ورود به كعبه غسل كند. ب - با پاى برهنه وارد كعبه شود. ج - هنگام ورود بگويد: " اللهم انت قلت في كتابك ومن دخله كان آمنا، فآمني من عذابك عذاب النار ". وبراى كسى كه سال اول او است سزاوار است كه در چهار گوشه كعبه آن دعا را تكرار كند. د - اگر كسى تقاضاى فرزند از خداوند متعال دارد، طبق روايت معاوية ابن عمار از حضرت صادق عليه السلام ظرفى از آب زمزم بر خود بريزد، وسپس داخل بيت الله شود، وچون مقابل درب خانه ايستاد حلقه درب را بگيرد، وبگويد:

[ 462 ]

" اللهم إن البيت بيتك، والعبد عبدك، وقد قلت من دخله كان آمنا، فآمني من عذابك، واجرني من سخطك ". ه - سپس وارد بيت شود، وبر سنگ قرمزى كه در آنجاست دو ركعت نماز بخواند، وسپس به طرف پايه‌اى كه در مقابل حجر است بايستد، وسينه خود را بچسباند وبگويد: " يا واحد يا أحد يا ماجد يا قريب يا بعيد يا عزيز يا حكيم، لا تذرني فردا وأنت خير الوارثين، وهب لي ذرية، إنك سميع الدعاء ". و - سپس نزديك به پايه شده، وپشت وشكم را به آن بچسباند، ودعا را تكرار كند. ز - خواندن دو ركعت نماز در هر زاويه از بيت. ح - اين دعا را بخواند: " اللهم من تهيا وتعبا واعد واستعد لوفادة إلى مخلوق رجاء رفده وجائزته ونوافله وفواضله فإليك يا سيدي تهيئتي وتعبئتي وإعدادي واستعدادي، رجاء رفدك ونوافلك وجائزتك، فلا تخيب اليوم رجاءي، يا من لا يخيب عليه سائل، ولا ينقصه نائل، فإني لم آتك اليوم بعمل صالح قدمته، ولا شفاعة مخلوق رجوته، ولكن أتيك مقرا بالظلم

[ 463 ]

والاساءة على نفسي، فانه لا حجة لي ولا عذر، فأسئلك يا من هو كذلك أن تصلي على محمد وآله محمد، وأن تعطيني مسألتي، وتقيلني عثرتي، وتقلبني برغبتي، ولا تردني مجبوها ممنوعا ولا خائبا، يا عظيم يا عظيم يا عظيم، أرجوك للعظيم، أسئلك يا عظيم أن تغفر لي الذنب العظيم، لا إله إلا أنت ". ط - اگر به جهت ازحام نتواند به هر زوايه برود، رو به آن بايستد. ى - در محل نمازش به خداوند متعال التماس كرده، ودعا نمايد، وتكبير بگويد. ك - در وسط كعبه به سجده افتاده، وطبق روايت از حضرت صادق عليه السلام بگويد: " لا يرد غضبك إلا حلمك، ولا يجير من عذابك إلا رحمتك، ولا ينجي منك إلا التضرع اليك، فهب لي يا الهي فرجا بالقدرة التي بها تحيي أموات العباد، وبها تنشر ميت البلاد، ولا تهلكني يا إلهي حتى تستجيب لي دعاءي، وتعرفني الاجابة، اللهم ارزقني العافية إلى منتهى أجلي، ولا تشمت بي عدوي، ولا تمكنه من عنقي، من ذا الذي يرفعني

[ 464 ]

إن وضعتني، ومن ذا الذي يضعني إن رفعتني، وإن أهلكتني فمن ذا الذي يعرض لك في عبدك، ويسئلك في أمره، فقد علمت يا الهي انه ليس في حكمك ظلم، ولا في نقمتك عجلة، وإنما يعجل من يخاف الفوت، ويحتاج إلى الظلم الضعيف، وقد تعاليت يا الهي عن ذلك، الهي فلا تجعلني للبلاء عرضا، ولا لنقمتك نصبا، ومهلني ونفسي وأقلني عثرتي ولا ترد يدي في نحري ولا تتبعني بلاء على اثر بلاء، فقد ترى ضعفي وتضرعي اليك، ووحشتي من الناس وانسي بك، وأعوذ بك اليوم فأعذني، وأستجير بك فأجرني، وأستعين بك على الضراء فأعني، وأستنصرك فانصرني، وأتوكل عليك فاكفني، واو من بك فآمني، وأستهديك فاهدني، واسترحمك فارحمني، وأستغفرك مما تعلم فاغفر لي، وأسترزقك من فضلك الواسع فارزقني، ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم ". ل - هنگام خروج از كعبه، سه بار تكبير بگويد. م - طبق روايت از حضرت امام صادق عليه السلام اين دعا را بخواند:

[ 465 ]

" اللهم لا تجهد بلاءنا ربنا، ولا تشمت بنا أعداءنا، فإنك أنت الضار النافع ". ن - به هنگام خروج، از سمت چپ خارج شود، ودو ركعت نماز بگزارد. استحباب نوشيدن آب زمزم نوشيدن آب زمزم وسيراب كردن خود از آن مستحب است، زيرا خداوند شفا را در آن قرار داده، وامراض را به وسيله آن از انسان دور مىگرداند، وموجب بر آورده شدن حاجات، ورسيدن به آرزوهاست. وبهترين خواسته براى بنده مؤمن طلب مغفرت از خداوند متعال، وتقاضاى رسيدن به رحمت الهى، ونجات از عذاب برزخ وقيامت است. ونيز مستحب است كه از آب زمزم برداشته، وبه دوستان خود هديه نمايد، وخواستن آب زمزم از حجاج استحباب دارد، ودر روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم زمانى كه در مدينه بودند، از كسانى كه از مكه مىآمدند مىخواستند كه از آب زمزم به آن حضرت هديه دهند. وچه بسيار از علما كه از آب زمزم براى توفيق در تحصيل علم،

[ 466 ]

ورفع امراض، وبر آورده شدن حوائج نوشيده، وبه آرزوى خود رسيده‌اند. مستحبات مكه مكرمه 1 - پس از فارغ شدن از طواف حج، براى هر يك از والدين وهمسر وفرزندان ونزديكان وهمشهريان خود يك طواف همراه نمازش به جا آورد، ومىتواند از طرف همه يك طواف به جا آورد. 2 - در مدتى كه حاجى در مكه هست سيصد وشصت طواف به جا آورد، واگر امكان ندارد سيصد وشصت وچهار شوط طواف كند كه برابر پنجاه ودو طواف مىشود، واگر نمىتواند هر اندازه كه امكان دارد طواف كند. 3 - زيارت وخواندن نماز ودعا در محل ولادت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم. اين محل در گذشته در يكى از كوچه‌هاى سوق الليل قرار گرفته بود، ودر وضع فعلى در مقابل ميدان روبروى صفا ومروه قرار دارد، كه بصورت كتابخانه‌اى تحت اشراف وزارت حج واوقاف در آمده است. 4 - ختم قرآن در مكه معظمه. 5 - تصميم بر آمدن مجدد به حج، كه اين تصميم موجب طول

[ 467 ]

عمر است، همان گونه كه تصميم بر نيامدن، موجب كوتاهى عمر مىشود. 6 - آمدن به حطيم كه بين درب كعبه وحجر الاسود است، ومكان توبه حضرت آدم عليه السلام مىباشد، ودر روايت است كه اين مكان از شريف ترين بقاع ارض است، پس در اين مكان نماز بگزارد، ودعا كند، وبه پرده كعبه دست آويزد، و در مستجار كه در مقابل حطيم كنار ركن يمانى قرار دارد، نيز همين اعمال را انجام دهد. 7 - آمدن به خانه حضرت خديجه عليها السلام، كه پس از تزويج با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آن حضرت با او در آن خانه زندگى مىكرده، و در ضمن زادگاه حضرت فاطمه سلام الله عليها مىباشد، ونيز محل وفات حضرت خديجه عليها السلام است، كه فعلا به صورت مسجد در آمده است. 8 - رفتن به مسجد ارقم (راقم)، ونماز خواندن ودعا كردن در آن مسجد. 9 - رفتن به غار حراء كه در جبل النور است، وآن غارى است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم قبل از نبوت، در آن مكان خدا را عبادت مىكرده، ومحل نزول وحى بر آن حضرت است. 10 - رفتن به غار ثور كه در جبل الثور است، وآن كوهى است

[ 468 ]

كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در زمان هجرت به مدينه، از شر كفار در آن محل مخفى شدند. 11 - زيارت قبر حضرت خديجه عليها السلام در قبرستان حجون: " السلام عليك يا ام المؤمنين، السلام عليك يا زوجة سيد المرسلين، السلام عليك يا ام فاطمة الزهراء سيدة نساء العالمين، السلام عليك يا أول المؤمنات، السلام عليك يا من أنفقت مالها في نصرة سيد الانبياء، ونصرته ما استطاعت ودافعت عنه الاعداء، السلام عليك يا من سلم عليها جبرءيل، وبلغها السلام من الله الجليل، فهنيئا لك بما أولاك الله من فضل، والسلام عليك ورحمة الله وبركاته ". 12 - زيارت قبر حضرت ابو طالب عليه السلام " السلام عليك يا سيد البطحاء وابن رئيسها، السلام عليك يا وارث الكعبة بعد تأسيسها، السلام عليك يا كافل الرسول وناصره، السلام عليك يا عم المصطفى وأبا المرتضى، السلام عليك يا بيضة البلد، السلام عليك أيها الذاب عن الدين، والباذل نفسه في نصرة سيد المرسلين، السلام عليك وعلى

[ 469 ]

ولدك أمير المؤمنين ورحمة الله وبركاته ". 13 - زيارت قبر حضرت عبد مناف جد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " السلام عليك أيها السيد النبيل، السلام عليك أيها الغصن المثمر من شجرة إبراهيم الخليل، السلام عليك يا جد خير الورى، السلام عليك يا بن الانبياء الاصفياء، السلام عليك يا بن الاوصياء الاولياء، السلام عليك يا سيد الحرم، السلام عليك يا وارث مقام إبراهيم، السلام عليك يا صاحب بيت الله العظيم، السلام عليك وعلى آباءك الطاهرين ورحمة الله وبركاته ". 14 - زيارت قبر حضرت عبد المطلب عليه السلام، جد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " السلام عليك يا سيد البطحاء، السلام عليك يا من ناداه هاتف الغيب بأكرم نداء، السلام عليك يا بن إبراهيم الخليل، السلام عليك يا وارث الذبيح إسمعيل، السلام عليك يا من أهلك الله بدعاءه أصحاب الفيل، وجعل كيدهم في تضليل، وأرسل عليهم طيرا أبابيل، ترميهم بحجارة من

[ 470 ]

سجيل، فجعلهم كعصف مأكول، السلام عليك يا من تضرع في حاجاته إلى الله، وتوسل في دعاءه بنور رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم السلام عليك يا من استجاب الله دعاءه، ونودي فى الكعبة، وبشر بالاجابة في دعاءه، وأسجد الله الفيل إكراما وإعظاما له، السلام عليك يا من أنبع الله له الماء حتى شرب وارتوى فى الارض القفراء، السلام عليك يا بن الذبيح وأبا الذبيح، السلام عليك يا ساقي الحجيج وحافر زمزم، السلام عليك يا من جعل الله من نسله سيد المرسلين وخير أهل السموات والارضين، السلام عليك يا من طاف حول الكعبة وجعله سبعة أشواط، السلام عليك يا من رأى فى المنام سلسلة النور وعلم أنه من أهل الجنة، السلام عليك يا شيبة الحمد، السلام عليك وعلى آباءك وأجدادك وأبناءك جميعا ورحمة الله وبركاته ". 15 - زيارت قبر حضرت آمنه بنت وهب، مادر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " السلام عليك أيتها الطاهرة المطهرة، السلام عليك يا من خصها الله بأعلى الشرف، السلام عليك يا من سطع من

[ 471 ]

جبينها نور سيد الانبياء، فأضاءت به الارض والسماء، السلام عليك يا من نزلت لاجلها الملائكة، وضربت لها حجب الجنة، السلام عليك يا من نزلت لخدمتها الحور العين، وسقينها من شراب الجنة، وبشرنها بولادة خير الانبياء، السلام عليك يا ام رسول الله، السلام عليك يا ام حبيب الله، فهنيئا لك بما آتيك الله من فضل، والسلام عليك وعلى رسول الله صلى الله عليه وآله، ورحمة الله وبركاته ". 16 - زيارت قبر حضرت قاسم، فرزند پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " السلام عليك يا سيدنا يا قاسم بن رسول الله، السلام عليك يا بن نبى الله، السلام عليك يا بن حبيب الله، السلام عليك يا بن المصطفى، السلام عليك وعلى من حولك من المؤمنين والمؤمنات، رضى الله تعالى عنكم وارضاكم احسن الرضا، وجعل الجنة منزلكم ومسكنكم ومأويكم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. 17 - زيارت ونماز خواندن ودعا كردن فراوان در مسجد غدير خم، كه بين راه مدينه ومكه است، ودر اين محل بر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم آيه شريفه:

[ 472 ]

(يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك وان لم تفعل فما بلغت رسالته). نازل گرديد، وآن حضرت مأمور به نصب حضرت امير المؤمنين على عليه السلام براى امامت پس از خود، واخذ بيعت از مردم براى آن حضرت گرديد. وپس از بيعت، اين آيه شريفه بر آن حضرت نازل گرديد: (اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتى ورضيت لكم الإسلام دينا). ورسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم پس از نزول اين آيه فرمود: " خدا بزرگ است، وستايش بر او است، كه دين خود را كامل كرد، ونعمت خود را تمام، واز آن راضى گشت، وولايت را اختصاص به حضرت على ابن ابى طالب عليه السلام داد ". مستحبات وداع كعبه براى وداع كعبه مستحبات فراوانى است كه به بعض آنها اشاره مىشود: 1 - مقدارى خرما خريده، ومشت مشت به فقرا صدقه دهد، تا كفاره احتمالى بعض از تروك احرام كه از روى غفلت انجام داده است، قرار گيرد.

[ 473 ]

2 - طواف وداع، كه در آن ركن حجر وركن يمانى را در صورت امكان در هر شوط استلام نمايد، وإلا فقط در ابتدا واختتام طواف استلام كند. 3 - به مستجار بيايد، ودعاى روز ورود به مكه را كه اختصاص به اين مكان داشت بخواند، وبسيار دعا كند. 4 - استلام حجر كرده، وشكم خود را به بيت بچسباند. 5 - حمد وثناى حق را بجا آورده، وبر پيامبر اكرم وخاندانش صلوات الله عليهم اجمعين درود بفرستد، وبگويد: " اللهم صل على محمد عبدك ورسولك، ونبيك و أمينك، وحبيبك ونجيك، وخيرتك من خلقك، اللهم كما بلغ رسالاتك، وجاهد في سبيلك، وصدع بأمرك، واوذي فيك وفي جنبك حتى اتيه اليقين، اللهم اقلبني منجحا مفلحا مستجابا لي، بأفضل ما يرجع به أحد من وفدك من المغفرة والبركة والرضوان والعافية، فيما يسعني أن أطلب أن تعطيني مثل الذي أعطيته أفضل من عبدك، وتزيدني عليه، اللهم لا تجعله آخر العهد من بيتك، اللهم إني عبدك وابن عبدك وابن أمتك، حملتني على دابتك، وسيرتني في بلادك، حتى ادخلتني حرمك وأمنك، وقد كان

[ 474 ]

في حسن ظني بك أن تغفر لي ذنوبي، فان كنت قد غفرت ذنوبي فازدد عني رضى، وقربني اليك زلفى، ولا تباعدني، وإن كنت لم تغفر لي فمن الآن فاغفر لي قبل أن تنأى عن بيتك داري، فهذا أوان انصرافي، إن كنت قد أذنت لي غير راغب عنك ولا عن بيتك، ولا مستبدل بك ولا به، اللهم احفظني من بين يدي وعن خلفي وعن يميني وعن شمالي، حتى تبلغني أهلي، فإذا بلغتني أهلي فاكفني مؤنة عيالي، فإنك ولي ذلك من خلقك ومني ". 6 - به چاه زمزم برود، واز آن بنوشد، ولى به سر نريزد، وسپس بگويد: " آئبون تائبون عابدون لربنا حامدون إلى ربنا منقلبون راغبون، إلى ربنا راجعون إن شاء الله ". 7 - به مقام حضرت ابراهيم (عليه السلام) رفته، وپشت مقام دو ركعت نماز بخواند. 8 - به ملتزم رفته، وشكم را برهنه كند، وبه اندازه مدت هفت ويا هشت شوط در آنجا بماند. 9 - به طرف حجر الاسود آيد وآن را ببوسد، ومسح كرده وبه صورت بكشد.

[ 475 ]

10 - به درب خانه كعبه آمده، ودستش را روى آن قرار دهد، وبگويد: " المسكين على بابك، فتصدق عليه بالجنة ". 11 - در مقبال درب مسجد، سجده طولانى به جا آورد، و سپس بر قدمها بايستد، ورو به كعبه بگويد: " اللهم إني أنقلب على لا اله‌الا الله ". 12 - از باب حناطين خارج شود.

[ 476 ]

دعاى شب عرفه " اللهم يا شاهد كل نجوى، وموضع كل شكوى، وعالم كل خفية، ومنتهى كل حاجة، يا مبتدئا بالنعم على العباد، يا كريم العفو، يا حسن التجاوز، يا جواد، يا من لا يوارى منه ليل داج، ولا بحر عجاج، ولا سماء ذات ابراج، ولا ظلم ذات ارتياج، يا من الظلمة عنده ضياء، اسئلك بنور وجهك الكريم، الذي تجليت به للجبل، فجعلته دكا وخر موسى صعقا، وباسمك الذي رفعت به السموات بلا عمد، وسطحت به الارض على وجه ماء جمد، وباسمك المخزون المكنون المكتوب الطاهر الذي اذا دعيت به اجبت، واذا سئلت به اعطيت، وباسمك السبوح القدوس البرهان الذي هو نور على كل نور، ونور من نور، يضيىء منه كل نور، اذا بلغ الارض انشقت، واذا بلغ السموات فتحت، واذا بلغ العرش اهتز، وباسمك الذي ترتعد منه فرائص ملائكتك، واسئلك بحق جبرءيل و ميكائيل واسرافيل، وبحق محمد المصطفى صلى الله عليه وآله وعلى جميع الانبياء وجميع

[ 477 ]

الملائكة، وبالاسم الذي مشى به الخضر على طلل الماء كما مشى به على جدد الارض، وباسمك الذى فلقت به البحر لموسى، واغرقت فرعون وقومه، وانجيت به موسى بن عمران ومن معه، وباسمك الذي دعاك موسى بن عمران من جانب الطور الايمن، فاستجبت له والقيت عليه محبة منك، وباسمك الذي به احيى عيسى بن مريم الموتى، وتكلم فى المهد صبيا، وابرء الاكمه والابرص باذنك، وباسمك الذى دعاك به حملة عرشك و جبرئيل و ميكائيل واسرافيل، وحبيبك محمد صلى الله عليه وآله، وملائكتك المقربون، وانبياؤك المرسلون، وعبادك الصالحون من اهل السموات والارضين، وباسمك الذي دعاك به ذوالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن تقدر عليه فنادى فى الظلمات ان لا اله الاانت سبحانك، اني كنت من الظالمين، فاستجبت له ونجيته من الغم، وكذلك تنجي المؤمنين، وباسمك العظيم الذي دعاك داوود وخر لك ساجدا، فغفرت له ذنبه، وباسمك الذي دعتك به آسية امراة فرعون اذ قالت رب ابن‌لي عندك بيتا في الجنة ونجني من فرعون وعمله ونجني من القوم الظالمين،

[ 478 ]

فاستجبت لها دعاءها، وباسمك الذي دعاك به ايوب اذ حل به البلاء، فعافيته وآتيته اهله ومثلهم معهم رحمة من عندك وذكرى للعابدين، وباسمك الذي دعاك به يعقوب، فرددت عليه بصره وقرة عينه يوسف، وجمعت شمله، وباسمك الذي دعاك به سليمان، فوهبت له ملكا لا ينبغي لاحد من بعده، انك انت الوهاب، وباسمك الذى سخرت به البراق لمحمد صلى الله عليه وآله وسلم، اذ قال تعالى: (سبحان الذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى)، وقوله: (سبحان الذي سخر لنا هذا وما كنا له مقرنين وانا الى ربنا لمنقلبون)، وباسمك الذي تنزل به جبرءيل على محمد صلى الله عليه وآله، وباسمك الذي دعاك به آدم، فغفرت له ذنبه واسكنته جنتك، واسئلك بحق القرآن العظيم، وبحق محمد خاتم النبيين، وبحق ابراهيم وبحق فصلك يوم القضاء، وبحق الموازين اذا نصبت، والصحف اذا نشرت، وبحق القلم وما جرى واللوح وما احصى، وبحق الاسم الذي كتبته على سرادق العرش قبل خلقك الخلق والدنيا والشمس والقمر بالفي عام، واشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له،

[ 479 ]

وان محمدا عبده ورسوله، واسئلك باسمك المخزون في خزائنك الذى استاثرت به في علم الغيب عندك، لم يظهر عليه احد من خلقك، لا ملك مقرب ولا نبي مرسل ولا عبد مصطفى، واسئلك باسمك الذي شققت به البحار، وقامت به الجبال، واختلف به الليل والنهار، وبحق السبع المثاني والقرآن العظيم، وبحق الكرام الكاتبين، وبحق طه ويس وكهيعص وحمعسق، وبحق تورية موسى، وانجيل عيسى، وزبور داوود، وفرقان محمد، صلى الله عليه وآله وعلى جميع الرسل وباهيا شراهيا. اللهم اني اسئلك بحق تلك المناجات التي كانت بينك وبين موسى بن عمران فوق جبل طور سيناء، واسئلك باسمك الذي علمته ملك الموت لقبض الارواح، واسئلك باسمك الذى كتب على ورق الزيتون، فخضعت النيران تلك الورقة، فقلت: (يا نار كوني بردا وسلاما)، واسئلك باسمك الذي كتبته على سرادق المجد والكرامة، يا من لا يحفيه سائل ولا ينقصه نائل، يا من به يستغاث واليه يلجا، اسئلك بمعاقد العز من عرشك، ومنتهى الرحمة من كتابك، وباسمك الأعظم

[ 480 ]

وجدك الاعلى، وكلماتك التامات العلى، اللهم رب الرياح وما ذرت، والسماء وما اظلت، والارض وما اقلت، والشياطين وما اضلت، والبحار وما جرت، وبحق كل حق هو عليك حق، وبحق الملائكة المقربين والروحانيين والكروبيين والمسبحين لك بالليل والنهار لا يفترون، وبحق ابراهيم خليلك، وبحق كل ولى يناديك بين الصفا والمروة، وتستجيب له دعاءه يا مجيب، اسئلك بحق هذه الاسماء وبهذه الدعوات ان تغفر لنا ما قدمنا وما اخرنا وما اسررنا وما اعلنا وما ابدينا وما اخفينا وما انت اعلم به منا، انك على كل شيء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين. يا حافظ كل غريب، يا مونس كل وحيد، يا قوة كل ضعيف، يا ناصر كل مظلوم، يا رازق كل محروم، يا مؤنس كل مستوحش، يا صاحب كل مسافر، يا عماد كل حاضر، يا غافر كل ذنب وخطيئة، يا غياث المستغيثين، يا صريخ المستصرخين، يا كاشف كرب المكروبين، يا فارج هم المهمومين، يا بديع السموات والارضين، يا منتهى غاية الطالبين، يا مجيب دعوة المضطرين، يا ارحم الراحمين، يا

[ 481 ]

رب العالمين، يا ديان يوم الدين، يا اجود الاجودين، يا اكرم الاكرمين، يا اسمع السامعين، يا ابصر الناظرين، يا اقدر القادرين، اغفر لي الذنوب التي تغير النعم، واغفر لي الذنوب التي تورث الندم، واغفر لي الذنوب التي تورث السقم، واغفر لي الذنوب التي تهتك العصم، واغفر لي الذنوب التي ترد الدعاء، واغفر لي الذنوب التي تحبس قطر السماء، واغفر لي الذنوب التي تعجل الفناء، واغفر لي الذنوب التي تجلب الشقاء، واغفر لي الذنوب التي تظلم الهواء، واغفر لى الذنوب التي تكشف الغطاء، واغفر لي الذنوب التي لا يغفرها غيرك يا الله، واحمل عني كل تبعة لاحد من خلقك، واجعل لي من امري فرجا ومخرجا ويسرا، وانزل يقينك في صدري، ورجاءك في قلبي، حتى لا ارجو غيرك. اللهم احفظني، وعافني في مقامي، واصحبني من ليلي ونهاري ومن بين يدي ومن خلفي وعن يميني وعن شمالي ومن فوقي ومن تحتي، ويسر لي السبيل، واحسن لي التيسير، ولا تخذلني في العسير، واهدني يا خير دليل، ولا تكلني الى نفسي فى الامور، ولقنى كل سرور، واقلبني الى

[ 482 ]

اهلي بالفلاح والنجاح محبورا في العاجل والآجل، انك على كل شيء قدير، وارزقني من فضلك، واوسع علي من طيبات رزقك، واستعملني في طاعتك، واجرني من عذابك ونارك، واقلبني اذا توفيتني الى جنتك برحمتك، اللهم اني اعوذ بك من زوال نعمتك، ومن تحويل عافيتك، ومن حلول نقمتك، ومن نزول عذابك، واعوذ بك من جهد البلاء، ودرك الشقاء، ومن سوء القضاء وشماتة الاعداء، ومن شر ما ينزل من السماء، ومن شر ما في الكتاب المنزل. اللهم لا تجعلني من الاشرار، ولا من اصحاب النار، ولا تحرمني صحبة الاخيار، واحيني حياة طيبة، وتوفني وفاة طيبة تلحقني بالابرار، وارزقني مرافقة الانبياء في مقعد صدق عند مليك مقتدر. اللهم لك الحمد على حسن بلاءك وصنعك، ولك الحمد على الاسلام، واتباع السنة، يا رب كما هديتهم لدينك، وعلمتهم كتابك، فاهدنا وعلمنا، ولك الحمد على حسن بلاءك، وصنعك عندي خاصة، كما خلقتني فاحسنت خلقي، وعلمتني فاحسنت تعليمي، وهديتني فاحسنت

[ 483 ]

هدايتى، فلك الحمد على انعامك علي قديما وحديثا، فكم من كرب يا سيدي قد فرجته، وكم من غم يا سيدي قد نفسته، وكم من هم يا سيدي قد كشفته، وكم من بلاء يا سيدي قد صرفته، وكم من عيب يا سيدي قد سترته، فلك الحمد على كل حال في كل مثوى وزمان، ومنقلب ومقام، وعلى هذه الحال وكل حال. اللهم اجعلني من افضل عبادك نصيبا في هذااليوم، من خير تقسمه، او ضر تكشفه، او سوء تصرفه، او بلاء تدفعه، او خير تسوقه، او رحمة تنشرها، او عافية تلبسها، فانك على كل شيء قدير، وبيدك خزائن السموات والارض، وانت الواحد الكريم المعطي الذي لا يرد سائله، ولا يخيب آمله، ولا ينقص نائله، ولا ينفد ما عنده، بل يزداد كثرة وطيبا وعطاء وجودا، وارزقني من خزائنك التي لا تفنى، ومن رحمتك الواسعة، ان عطاءك لم يكن محظورا، وانت على كل شيء قدير، برحمتك يا ارحم الراحمين ".

[ 484 ]

ونيز قرائت اين دعا در شب عرفه مستحب است: " اللهم من تعبأ وتهيأ وأعد واستعد لوفادة إلى مخلوق، رجاء رفده وطلب نائله وجائزته، فإليك يا رب تعبيتي واستعدادي، رجاء عفوك، وطلب نائلك وجائزتك، فلا تخيب دعاءي، يا من لا يخيب عليه سائل (السائل) ولا ينقصه نائل، فإنى لم آتك ثقة بعمل صالح عملته، ولا لوفادة مخلوق رجوته، اتيتك مقرا على نفسي بالإساءة والظلم، معترفا بان لا حجة لي ولا عذر، أتيتك ارجو عظيم عفوك، الذي عفوت (علوت) به عن (على) الخاطئين (الخطائين)، فلم يمنعك طول عكوفهم على عظيم الجرم، أن عدت عليهم بالرحمة، فيامن رحمته واسعة وعفوه عظيم، يا عظيم يا عظيم يا عظيم، لا يرد غضبك إلا حلمك، ولا ينجي من سخطك إلا التضرع إليك، فهب لي يا إلهى فرجا بالقدرة التي تحيي بها ميت البلاد، ولا تهلكني غما حتى تستجيب لي، وتعرفني الإجابة في دعاءي، وأذقني طعم العافية إلى منتهى أجلي ولا تشمت بي عدوي، ولا تسلطه علي، ولا تمكنه

[ 485 ]

من عنقي. اللهم (إلهي) إن وضعتني فمن ذا الذي يرفعني، وإن رفعتني فمن ذا الذي يضعني، وإن اهلكتني فمن ذا الذي يعرض لك في عبدك، او يسئلك عن امره، وقد علمت انه ليس في حكمك ظلم، ولا في نقمتك عجلة، وإنما يعجل من يخاف الفوت، وإنما يحتاج إلى الظلم الضعيف، وقد تعاليت يا إلهي عن ذلك علوا كبيرا، اللهم إني اعوذبك فاعذني، واستجير بك فاجرني، واسترزقك فارزقني، و اتوكل عليك فاكفنى، واستنصرك على عدوي (عدوك) فانصرني، واستعين بك فاعني، واستغفرك يا الهي فاغفر لي، آمين آمين آمين.

[ 486 ]

بقيه اعمال عرفه 1 - خواندن دعايى كه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)، طبق روايت حضرت صادق (عليه السلام) به حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) آموخت، وفرمود: اين دعايى است كه ابنياء قبل از من آن را مىخوانده‌اند وآن دعا اين است: " لا إله إلا الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، يحيي ويميت، ويميت ويحيي، وهو حي لا يموت، بيده الخير، وهو على كل شيء قدير، اللهم لك الحمد كما تقول وخير ما نقول وفوق ما يقول القائلون، اللهم لك صلاتي ونسكي وديني ومحياى ومماتي، ولك تراثي، وبك حولي، ومنك قوتي، اللهم إني أعوذ بك من الفقر ووساوس الصدور (الصدر خ ل)، ومن شتات الامر، ومن عذاب القبر، اللهم إني أسئلك خير الرياح، وأسئلك خير الليل والنهار، اللهم اجعل لي في قلبي نورا، وفي سمعي وبصري نورا، وفي لحمي وعظامى ودمي وعروقي ومقعدي ومقامي ومدخلي ومخرجي نورا، وأعظم لي نورا يا ربي يوم ألقاك، إنك على كل شيء قدير ".

[ 487 ]

دعاى حضرت امام حسين عليه السلام در روز عرفه بشر وبشير فرزندان غالب مىگويند: در عرفه خدمت حضرت امام حسين (عليه السلام) بوديم، آن حضرت با اهل بيت و فرزندان وپيروانش از خيمه خارج شده، ودر دامنه كوه، زير آسمان، روى پا ايستاده بود، ودر حالى كه دستها را مقابل صورت گرفته بود، با خشوع و خضوع كامل، خداوند متعال را چنين مىخواند: الحمد لله الذي ليس لقضاءه دافع، ولا لعطاءه مانع، ولا كصنعه صنع صانع، وهو الجواد الواسع، فطر اجناس البدائع، واتقن بحكمته الصنائع، لا تخفى عليه الطلائع، ولا تضيع عنده الودائع، جازي كل صانع، ورائش كل قانع، وراحم كل ضارع، ومنزل المنافع، والكتاب الجامع بالنور الساطع، وهو للدعوات سامع، وللكربات دافع، وللدرجات رافع، وللجبابرة قامع، فلا اله غيره ولا شيء يعدله، وليس كمثله شيء، وهو السميع البصير اللطيف الخبير، وهو على كل شيء قدير. اللهم اني ارغب اليك، واشهد بالربوبية لك، مقرا بانك

[ 488 ]

ربي، وان اليك مردى، ابتداتني بنعمتك قبل ان اكون شيئا مذكورا، وخلقتني من التراب ثم اسكنتنى الاصلاب، آمنا لريب المنون، واختلاف الدهور والسنين، فلم ازل ظاعنا من صلب الى رحم في تقادم من الايام الماضية والقرون الخالية، لم تخرجني لرأفتك بي، ولطفك لي، واحسانك الى في دولة ائمة الكفر، الذين نقضوا عهدك، وكذبوا رسلك، لكنك اخرجتني للذي سبق لي من الهدى الذي له يسرتني، وفيه انشاتني، ومن قبل ذلك رؤفت بي، بجميل صنعك وسوابغ نعمك، فابتدعت خلقي من مني يمنى، واسكنتني في ظلمات ثلاث، بين لحم ودم وجلد، لم تشهدني خلقي، ولم تجعل الى شيئا من امري، ثم اخرجتني للذي سبق لي من الهدى الى الدنيا تاما سويا، وحفظتني في المهد طفلا صبيا، ورزقتني من الغذاء لبنا مريا، وعطفت علي قلوب الحواضن، وكفلتني الامهات الرواحم، وكلاتني من طوارق الجان، وسلمتني من الزيادة والنقصان، فتعاليت يا رحيم يا رحمن، حتى اذا استهللت ناطقا بالكلام، اتممت على سوابغ الانعام، وربيتني زايدا في كل عام، حتى اذا اكتملت فطرتي،

[ 489 ]

واعتدلت مرتي، اوجبت على حجتك بان الهمتني معرفتك، وروعتني بعجائب حكمتك، وايقظتني لما ذرات في سماءك وارضك من بدائع خلقك، ونبهتني لشكرك وذكرك، واوجبت علي طاعتك وعبادتك، وفهمتني ما جاءت به رسلك، ويسرت لي تقبل مرضاتك، ومننت علي في جميع ذلك بعونك ولطفك، ثم اذ خلقتني من خير الثرى، ولم ترض لي يا الهي نعمة دون اخرى، ورزقتني من انواع المعاش وصنوف الرياش، بمنك العظيم الاعظم على، واحسانك القديم الى، حتى اذا اتممت على جميع النعم، وصرفت عني كل النقم، لم يمنعك جهلي وجراتي عليك اذ دللتني الى ما يقربني اليك، ووفقتني لما يزلفني لديك، فان دعوتك اجبتني وان سئلتك اعطيتني، وان اطعتك شكرتني، وان شكرتك زدتني، كل ذلك اكمال لا نعمك على، واحسانك الى، فسبحانك سبحانك من مبدىء معيد حميد مجيد، وتقدست اسماؤك، وعظمت آلاؤك، فاى نعمك يا الهي احصي عددا وذكرا، ام اى عطاياك اقوم بها شكرا، وهى يا رب اكثر من ان يحصيها العادون، او يبلغ علما بها الحافظون، ثم ما صرفت ودرات

[ 490 ]

عني. اللهم من الضر والضراء اكثر مما ظهر لي من العافية والسراء، وانا اشهد يا الهي بحقيقة ايماني، وعقد عزمات يقيني، وخالص صريح توحيدي، وباطن مكنون ضميري، وعلائق مجاري نور بصري، واسارير صفحة جبيني، وخرق مسارب نفسي، وخذاريف مارن عرنيني، ومسارب سماخ سمعي، وما ضمت واطبقت عليه شفتاى، وحركات لفظ لساني، ومغرز حنك فمى وفكي، ومنابت اضراسي، ومساغ مطعمي ومشربي، وحمالة ام راسي، وبلوغ فارغ حبائل عنقي، وما اشتمل عليه تامور صدري، وحمائل حبل وتيني، ونياط حجاب قلبي، وافلاذ حواشي كبدي، وما حوته شراسيف اضلاعي، وحقاق مفاصلي، وقبض عواملي، واطراف اناملي، ولحمي، ودمي، وشعري، وبشري، وعصبي، وقصبي، وعظامي، ومخي، وعروقي، وجميع جوارحي، وما انتسج على ذلك ايام رضاعي، وما اقلت الارض مني، ونومي، ويقظتي، وسكوني، وحركات ركوعي وسجودي، ان لو حاولت واجتهدت مدى الاعصار

[ 491 ]

والاحقاب لو عمرتها ان اؤدي شكر واحدة من انعمك ما استطعت ذلك الا بمنك، الموجب على به شكرك ابدا جديدا، وثناءا طارفا عتيدا، اجل، ولو حرصت انا والعادون من انامك ان نحصى مدى انعامك سالفه وآنفه ما حصرناه عددا، ولا احصيناه امدا، هيهات انى ذلك، وانت المخبر في كتابك الناطق، والنبا الصادق (وان تعدوا نعمة الله لا تحصوها)، صدق كتابك اللهم وانباؤك، وبلغت انبياؤك ورسلك ما انزلت عليهم من وحيك، وشرعت لهم وبهم من دينك، غير اني يا الهي اشهد بجهدي وجدي، ومبلغ طاعتي ووسعي، واقول مؤمنا موقنا: الحمد لله الذي لم يتخذ ولدا فيكون موروثا، ولم يكن له شريك في ملكه فيضاده فيما ابتدع، ولا ولي من الذل فيرفده فميا صنع، فسبحانه سبحانه، لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا وتفطرتا، سبحان الله الواحد الاحد الصمد الذي لم يلد ولم يولد، ولم يكن له كفوا احد، الحمد لله حمدا يعادل حمد ملائكته المقربين، وانبياءه المرسلين، وصلى الله على خيرته محمد خاتم النبيين وآله الطيبين الطاهرين المخلصين وسلم.

[ 492 ]

سپس شروع به درخواست هاى خود از خداوند نمود، ودر دعا اهتمام مىورزيد، ودر حالى كه مىگريست، مىگفت: اللهم اجعلني اخشاك كاني اراك، واسعدنى بتقويك، ولا تشقني بمعصيتك، وأخر لي في قضاءك، وبارك لي فى قدرك، حتى لا احب تعجيل ما اخرت، ولا تاخير ما عجلت. اللهم اجعل غناى في نفسي، واليقين في قلبي، والاخلاص في عملي، والنور في بصري، والبصيرة في ديني، ومتعني بجوارحي، واجعل سمعي وبصري الوارثين مني، وانصرني على من ظلمني، وارنى فيه ثاري ومآربي، واقر بذلك عيني. اللهم اكشف كربتي، واستر عورتي، واغفر لي خطيئتي، واخسا شيطانى، وفك رهاني، واجعل لي يا الهي الدرجة العليا في الآخرة والاولى. اللهم لك الحمد كما خلقتني فجعلتني سميعا بصيرا، ولك الحمد كما خلقتني فجعلتني خلقا سويا رحمة بي، وقد كنت عن خلقي غنيا. رب بما براتني فعدلت فطرتي، رب بما انشاتني

[ 493 ]

فاحسنت صورتي، رب بما احسنت الى وفي نفسي عافيتني، رب بما كلاتني ووفقتني، رب بما انعمت على فهديتني، رب بما اوليتني ومن كل خير اعطيتني، رب بما اطعمتني وسقيتني، رب بما اغنيتني واقنيتني، رب بما اعنتني واعززتني، رب بما البستني من سترك الصافي، ويسرت لي من صنعك الكافي، صل على محمد وآل محمد، واعني على بوائق الدهور وصروف الليالي والايام، ونجني من اهوال الدنيا وكربات الآخرة، واكفني شر ما يعمل الظالمون فى الارض. اللهم ما اخاف فاكفني، وما احذر فقني، وفي نفسي وديني فاحرسني، وفي سفري فاحفظني، وفي اهلي ومالي فاخلفني، وفيما رزقتني فبارك لي، وفي نفسي فذللني، وفي أعين الناس فعظمني، ومن شر الجن والانس فسلمني، وبذنوبي فلا تفضحني، وبسريرتي فلا تخزني، وبعملي فلا تبتلني، ونعمك فلا تسلبني، والى غيرك فلا تكلني. الهي الى من تكلني، الى قريب فيقطعنى، ام الى بعيد فيتجهمني، ام الى المستضعفين لي، وانت ربي ومليك امري، اشكو اليك غربتي وبعد داري، وهواني على من ملكته

[ 494 ]

امري. الهى فلا تحلل على غضبك، فان لم تكن غضبت على فلا ابالي سواك، سبحانك غير ان عافيتك اوسع لي، فاسئلك يا رب بنور وجهك الذي اشرقت له الارض والسموات، وكشفت به الظلمات، وصلح به امر الاولين والآخرين، ان لا تميتني على غضبك، ولا تنزل بي سخطك، لك العتبى حتى ترضى قبل ذلك، لا اله الا انت، رب البلد الحرام، والمشعر الحرام، والبيت العتيق، الذي احللته البركة، وجعلته للناس امنا، يا من عفا عن عظيم الذنوب بحلمه، يا من اسبغ النعماء بفضله، يا من اعطى الجزيل بكرمه، يا عدتي في شدتي، يا صاحبي في وحدتي، يا غياثي في كربتي، يا وليي في نعمتي. يا الهي واله آباءى ابراهيم واسمعيل واسحق ويعقوب ورب جبرءيل و ميكائيل واسرافيل، ورب محمد خاتم النبيين وآله المنتجبين، ومنزل التورية والانجيل والزبور والفرقان، ومنزل كهيعص وطه ويس والقرآن الحكيم، انت كهفي حين تعييني المذاهب في سعتها، وتضيق بي الارض برحبها، ولولا

[ 495 ]

رحمتك لكنت من الهالكين، وانت مقيل عثرتي، ولولا سترك اياي لكنت من المفضوحين، وانت مؤيدي بالنصر على اعداءي، ولولا نصرك اياى لكنت من المغلوبين. يا من خص نفسه بالسمو والرفعة، فاولياءه بعزه يعتزون، يا من جعلت له الملوك نير المذلة على اعناقهم، فهم من سطواته خائفون، يعلم خائنة الاعين وما تخفى الصدور، وغيب ما تاتي به الازمنة والدهور، يا من لا يعلم كيف هو الا هو، يا من لا يعلم ما هو الا هو، يا من لا يعلمه الا هو، يا من كبس الارض على الماء، وسد الهواء بالسماء، يا من له اكرم الاسماء، يا ذا المعروف الذي لا ينقطع ابدا، يا مقيض الركب ليوسف فى البلد القفر، ومخرجه من الجب، وجاعله بعد العبودية ملكا، يا را ده على يعقوب بعد ان ابيضت عيناه من الحزن فهو كظيم، يا كاشف الضر والبلوى عن ايوب، ويا ممسك يدي ابراهيم عن ذبح ابنه بعد كبر سنه وفناء عمره، يا من استجاب لزكريا فوهب له يحيى، ولم يدعه فردا وحيدا، يا من اخرج يونس من بطن الحوت، يا من فلق البحر لبني اسرائيل فانجيهم، وجعل فرعون وجنوده من المغرقين، يا من

[ 496 ]

ارسل الرياح مبشرات بين يدي رحمته يا من لم يجعل على من عصاه من خلقه، يا من استنقذ السحرة من بعد طول الجحود، وقد غدوا في نعمته يأكلون رزقه ويعبدون غيره، وقد حادوه ونادوه وكذبوا رسله. يا الله يا الله يا بدىء، يا بديعا لا ند لك، يا دائما لا نفاد لك، يا حيا حين لا حي، يا محيي الموتى، يا من هو قائم على كل نفس بما كسبت، يا من قل له شكري فلم يحرمني، وعظمت خطيئتي فلم يفضحني، ورآني على المعاصي فلم يشهرني، يا من حفظني في صغري، يا من رزقني في كبري، يا من اياديه عندي لا تحصى، ونعمه لا تجازى، يا من عارضني بالخير والاحسان وعارضته بالاساءة والعصيان، يا من هداني بالايمان من قبل ان اعرف شكر الامتنان، يا من دعوته مريضا فشفاني، وعريانا فكساني، وجائعا فاشبعني، وعطشانا فارواني، وذليلا فاعزني، وجاهلا فعرفني، ووحيدا فكثرني، وغائبا فردني، ومقلا فاغناني، ومنتصرا فنصرنى، وغنيا فلم يسلبني، وامسكت عن جميع ذلك فابتدأني، فلك الحمد والشكر، يا من اقال عثرتي، ونفس كربتي واجاب

[ 497 ]

دعوتي، وستر عورتي، وغفر ذنوبي، وبلغني طلبتي، ونصرتي على عدوي، وان اعد نعمك ومننك وكرائم منحك لا احصيها. يا مولاي، انت الذي مننت، انت الذي انعمت، انت الذي احسنت، انت الذي اجملت، انت الذي افضلت، انت الذي اكملت، انت الذي رزقت، انت الذي وفقت، انت الذي اعطيت، انت الذي اغنيت، انت الذي اقنيت، انت الذي آويت، انت الذي كفيت، انت الذي هديت، انت الذى عصمت، انت الذي سترت، انت الذي غفرت، انت الذي اقلت، انت الذي مكنت، انت الذي اعززت، انت الذي اعنت، انت الذي عضدت، انت الذي ايدت، انت الذي نصرت، انت الذي شفيت، انت الذي عافيت، انت الذي اكرمت، تباركت وتعاليت، فلك الحمد دائما، ولك الشكر واصبا ابدا. ثم انا يا الهي المعترف بذنوبي فاغفرها لي، انا الذي اسأت، انا الذي اخطأت، انا الذي هممت، انا الذي جهلت، انا الذي غفلت، انا الذي سهوت، انا الذي

[ 498 ]

اعتمدت، انا الذي تعمدت، انا الذي وعدت وانا الذي اخلفت، انا الذي نكثت، انا الذي اقررت، انا الذي اعترفت بنعمتك على وعندي، وابوء بذنوبى فاغفرها لي، يا من لا تضره ذنوب عباده، وهو الغنى عن طاعتهم، والموفق من عمل صالحا منهم بمعونته ورحمته، فلك الحمد الهي وسيدي. الهى امرتني فعصيتك، ونهيتني فارتكبت نهيك، فاصبحت لاذا برائة لي فاعتذر، ولا ذا قوة فانتصر، فباي شيء استقبلك يا مولاي، ابسمعى ام ببصري ام بلسانى ام بيدي ام برجلي، اليس كلها نعمك عندي، وبكلها عصيتك يا مولاي، فلك الحجة والسبيل على، يا من سترني من الآباء والامهات ان يزجروني، ومن العشائر والاخوان ان يعيروني، ومن السلاطين ان يعاقبوني، ولو اطلعوا يا مولاى على ما اطلعت عليه مني اذا ما انظروني، ولرفضوني وقطعوني، فها انا ذا يا الهي بين يديك يا سيدي خاضع ذليل حصير حقير، لا ذو برائة فاعتذر، ولا ذو وقوة فانتصر، ولا حجة فاحتج بها، ولا قائل لم اجترح ولم اعمل سوء وما عسى الجحود، ولو

[ 499 ]

جحدت يا مولاى ينفعني، كيف واني ذلك، وجوارحي كلها شاهدة علي بما قد عملت، وعلمت يقينا غير ذي شك انك سائلي من عظائم الامور، وانك الحكم العدل الذي لا يجور، وعدلك مهلكي، ومن كل عدلك مهربي، فان تعذبني يا الهي فبذنوبي بعد حجتك علي، وان تعف عني فبحلمك وجودك وكرمك. لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المستغفرين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الموحدين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الخائفين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الوجلين لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الراجين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الراغبين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المهللين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من السائلين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المسبحين، لا اله الا انت سبحانك اني كنت من المكبرين، لا اله الا انت سبحانك ربي ورب آباءي الاولين. اللهم هذا ثنائي عليك ممجدا، واخلاصى لذكرك

[ 500 ]

موحدا، واقراري بآلاءك معددا، وان كنت مقرا اني لم احصها لكثرتها وسبوغها وتظاهرها وتقادمها الى حادث، ما لم تزل تتعهدني به معها منذ خلقتني وبرأتني من اول العمر من الاغناء من الفقر وكشف الضر وتسبيب اليسر ودفع العسر وتفريج الكرب والعافية في البدن والسلامة في الدين، ولو رفدني على قدر ذكر نعمتك جميع العالمين من الاولين والآخرين ما قدرت ولا هم على ذلك، تقدست وتعاليت من رب كريم عظيم رحيم، لا تحصى آلاؤك، ولا يبلغ ثناؤك، ولا تكافى نعماؤك، صل على محمد وآل محمد، واتمم علينا نعمتك، واسعدنا بطاعتك، سبحانك لا اله الا انت. اللهم انك تجيب المضطر وتكشف السوء، وتغيث المكروب، وتشفى السقيم، وتغنى الفقير، وتجبر الكسير، وترحم الصغير، وتعين الكبير، وليس دونك ظهير، و لافوقك قدير، و انت العلي الكبير، يا مطلق المكبل الاسير، يا رازق الطفل الصغير، يا عصمة الخائف المستجير، يا من لا شريك له ولا وزير، صل على محمد وآل محمد، واعطني في هذه العشية، افضل ما اعطيت وانلت احدا من عبادك من نعمة

[ 501 ]

توليها، وآلاء تجددها، وبلية تصرفها، وكربة تكشفها، ودعوة تسمعها، وحسنة تتقبلها، وسيئة تتغمدها، انك لطيف بما تشاء خبير، وعلى كل شيء قدير. اللهم انك اقرب من دعى، واسرع من اجاب، واكرم من عفى، واوسع من اعطى، واسمع من سئل، يا رحمن، الدنيا والآخرة ورحيمهما، ليس كمثلك مسئول ولا سواك مامول، دعوتك فاجبتني، وسئلتك فاعطيتني، ورغبت اليك فرحمتني، ووثقت بك فنجيتني، وفزعت اليك فكفيتني. اللهم فصل على محمد عبدك ورسولك ونبيك، وعلى آله الطيبين الطاهرين اجمعين، وتمم لنا نعماءك، وهنئنا عطاءك واكتبنا لك شاكرين، ولآلائك ذاكرين، آمين آمين رب العالمين. اللهم يا من ملك فقدر، وقدر فقهر، وعصى فستر واستغفر فغفر، يا غاية الطالبين الراغبين، ومنتهى امل الراجين، يا من احاط بكل شيء علما، ووسع المستقيلين رافة ورحمة وحلما. اللهم انا نتوجه اليك في هذه العشية، التي شرفتها

[ 502 ]

وعظمتها بمحمد نبيك ورسولك وخيرتك من خلقك، وامينك على وحيك، البشير النذير، والسراج المنير، الذي انعمت به على المسلمين، وجعلته رحمة للعالمين. اللهم فصل على محمد وآل محمد، كما محمد أهل لذلك منك يا عظيم، فصل عليه وعلى آله المنتجبين الطيبين الطاهرين اجمعين، وتغمدنا بعفوك عنا، فاليك عجت الاصوات بصنوف اللغات، فاجعل لنا اللهم في هذه العشية نصيبا من كل خير تقسمه بين عبادك، ونور تهدي به، ورحمة تنشرها، وبركة تنزلها، وعافية تجللها، ورزق تبسطه، يا ارحم الراحمين. اللهم اقلبنا في هذا الوقت منجحين مفلحين مبرورين غانمين، ولا تجعلنا من القانطين، ولا تخلنا من رحمتك، ولا تحرمنا ما نؤمله من فضلك، ولا تجعلنا من رحمتك محرومين، ولا لفضل ما نؤمله من عطاءك قانطين، ولا تردنا خائبين، ولا من بابك مطرودين، يا اجود الاجودين واكرم الاكرمين، اليك اقبلنا موقنين، ولبيتك الحرام آمين قاصدين، فاعنا على مناسكنا، واكمل لنا حجنا، واعف عنا

[ 503 ]

وعافنا، فقد مددنا اليك ايدينا، فهى بذلة الاعتراف موسومة. اللهم فاعطنا في هذه العشية ما سئلناك، واكفنا ما استكفيناك، فلا كافي لنا سواك، ولا رب لنا غيرك، نافذ فينا حكمك، محيط بنا علمك، عدل فينا قضاؤك، اقض لنا الخير، واجعلنا من اهل الخير. اللهم اوجب لنا بجودك عظيم الاجر وكريم الذخر ودوام اليسر، واغفر لنا ذنوبنا اجمعين، ولا تهلكنا مع الهالكين، ولا تصرف عنا رأفتك ورحمتك يا ارحم الراحمين. اللهم اجعلنا في هذا الوقت ممن سئلك فاعطيته، وشكرك فزدته، وتاب اليك فقبلته، وتنصل اليك من ذنوبه كلها فغفرتها له، يا ذا الجلال والاكرام. اللهم ونقنا وسددنا واعصمنا، واقبل تضرعنا يا خير من سئل، ويا ارحم من استرحم، يا من لا يخفى عليه اغماض الجفون، ولا لحظ العيون، ولا ما استقر فى المكنون، ولا ما انطوت عليه مضمرات القلوب، الا كل ذلك قد احصاه علمك ووسعه حلمك، سبحانك وتعاليت عما يقول الظالمون علوا كبيرا، تسبح لك السموات السبع والارضون

[ 504 ]

ومن فيهن، وان من شيء الا يسبح بحمدك، فلك الحمد والمجد وعلو الجد، يا ذا الجلال والاكرام والفضل والانعام، و الايادي الجسام، وانت الجواد الكريم الرءوف الرحيم. اللهم اوسع علي من رزقك الحلال، وعافني في بدني وديني، وآمن خوفي واعتق رقبتي من النار. اللهم لا تمكربي، ولا تستدرجني، ولا تخدعني، وادرء عني شر فسقة الجن والانس.

[ 505 ]

سپس آن حضرت سر به آسمان برداشته، ودر حالى كه اشك بر گونه هاى شريفش مىريخت، صدايش را بلند تر كرده، ومى گفت: يا اسمع السامعين، يا ابصر الناظرين، ويا اسرع الحاسبين، ويا ارحم الراحمين، صل على محمد وآل محمد السادة الميامين، واسئلك اللهم حاجتي التي ان اعطيتنيها لم يضرني مامنعتني، وان منعتنيها لم ينفعني ما اعطيتني، اسئلك فكاك رقبتي من النار، لا اله الا انت وحدك لا شريك لك، لك الملك ولك الحمد، وانت على كل شيء قدير، يا رب يا رب. وآن قدر گفتن " يا رب " را ادامه داد، تا آن كه همگان با او در گريستن همراه شدند، وبه سر زمين مشعر الحرام رسيدند. وسيد ابن طاووس (ره) در اقبال، بعد از كلمه " يا رب " اين دعا را نيز افزوده است: الهي انا الفقير في غناى، فكيف لا اكون فقيرا في فقري، الهي انا الجاهل في علمي، فكيف لا اكون جهولا في جهلي. الهي ان اختلاف تدبيرك وسرعة طواء مقاديرك منعا عبادك العارفين بك عن السكون الى عطاء واليأس منك في بلاء، الهي مني ما يليق بلؤمي، ومنك ما يليق بكرمك.

[ 506 ]

الهي وصفت نفسك باللطف والرافة لي قبل وجود ضعفي، افتمنعني منهما بعد وجود ضعفي. الهي ان ظهرت المحاسن مني فبفضلك ولك المنة على، وان ظهرت المساوي مني فبعدلك ولك الحجة علي. الهي كيف تكلني وقد تكفلت لي، وكيف اضام وانت الناصر لي، ام كيف اخيب وانت الحفي بي، ها انا اتوسل اليك بفقري اليك، وكيف اتوسل اليك بما هو محال ان يصل اليك، ام كيف اشكو اليك حالي وهو لا يخفي عليك، ام كيف اترجم بمقالي وهو منك برز اليك، ام كيف تخيب آمالي وهي قد وفدت اليك، ام كيف لا تحسن احوالي وبك قامت. الهي ما الطفك بي مع عظيم جهلي، وما ارحمك بي مع قبيح فعلي. الهي ما اقربك مني وابعدني عنك، وما ارافك بي فما الذي يحجبني عنك. الهي علمت باختلاف الآثار وتنقلات الاطوار ان مرادك مني ان تتعرف الى في كل شيء حتى لا اجهلك في شيء. الهي كلما اخرسني لؤمي انطقني كرمك، وكلما آيستني

[ 507 ]

اوصافي اطمعتني مننك. الهي من كانت محاسنه مساوى، فيكف لا تكون مساويه مساوى، ومن كانت حقائقه دعاوى، فكيف لا تكون دعاويه دعاوى. الهي حكمك النافذ ومشيتك القاهرة لم يتركا لذي مقال مقالا، ولا لذي حال حالا. الهي كم من طاعة بنيتها، وحالة شيدتها، هدم اعتمادي عليها عدلك، بل اقالني منها فضلك. الهي انك تعلم اني وان لم تدم الطاعة مني فعلا جزما فقد دامت محبة وعزما، الهي كيف اعزم وانت القاهر، وكيف لا اعزم وانت الآمر. الهي ترددي في الآثار يوجب بعد المزار، فاجمعني عليك بخدمة توصلني اليك، كيف يستدل عليك بما هو في وجوده مفتقر اليك، ايكون لغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك، متى غبت حتى تحتاج الى دليل يدل عليك، ومتى بعدت حتى تكون الآثار هي التي توصل اليك، عميت عين لا تراك عليها رقيبا، وخسرت صفقة عبد

[ 508 ]

لم تجعل له من حبك نصيبا. الهي امرت بالرجوع الى الآثار، فارجعني اليك بكسوة الانوار وهداية الاستبصار حتى ارجع اليك منها كما دخلت اليك منها مصون السر عن النظر اليها، ومرفوع الهمة عن الاعتماد عليها، انك على كل شيء قدير. الهي هذا ذلي ظاهر بين يديك، وهذا حالي لا يخفى عليك، منك اطلب الوصول اليك، وبك استدل عليك، فاهدني بنورك اليك، واقمني بصدق العبودية بين يديك. الهي علمني من عملك المخزون، وصني بسترك المصون. الهي حققني بحقائق اهل القرب، واسلك بي مسلك اهل الجذب. الهي اغنني بتدبيرك لي عن تدبيري، وباختيارك عن اختياري، واوقفني على مراكز اضطرارى. الهي اخرجني من ذل نفسي، وطهرني من شكي وشركي قبل حلول رمسي، بك انتصر فانصرني، وعليك اتوكل فلا تكلني، واياك اسئل فلا تخيبني، وفي فضلك ارغب فلا

[ 509 ]

تحرمني، وبجنابك انتسب فلا تبعدني، وببابك اقف فلا تطردني. الهي تقدس رضاك ان يكون له علة منك، فكيف تكون له علة مني. الهي انت الغني بذاتك ان يصل اليك النفع منك، فكيف لا تكون غنيا عني. الهي ان القضاء والقدر يمنيني، وان الهوى بوثائق الشهوة اسرني، فكن انت النصير لي حتى تنصرني وتبصرني، واغنني بفضلك حتى استغني بك عن طلبي. انت الذي اشرقت الانوار في قلوب اولياءك حتى عرفوك ووحدوك، وانت الذي ازلت الاغيار عن قلوب احباءك حتى لم يحبوا سواك، ولم يلجئوا الى غيرك، انت المؤنس لهم حيث اوحشتهم العوالم، وانت الذي هديتهم حيث استبانت لهم المعالم، ماذا وجد من فقدك، وما الذي فقد من وجدك، لقد خاب من رضى دونك بدلا، ولقد خسر من بغى عنك متحولا، كيف يرجى سواك وانت ما قطعت الاحسان، وكيف يطلب من غيرك وانت ما بدلت عادة الامتنان، يا من اذاق احباءه حلاوة

[ 510 ]

المؤانسة فقاموا بين يديه متملقين، ويا من البس اولياءه ملابس هيبته فقاموا بين يديه مستغفرين، انت الذاكر قبل الذاكرين، وانت البادي بالاحسان قبل توجه العابدين، وانت الجواد بالعطاء قبل طلب الطالبين، وانت الوهاب ثم لما وهبت لنا من المستقرضين. الهى اطلبني برحمتك حتى اصل اليك، واجذبني بمنك حتى اقبل عليك. الهي ان رجاءي لا ينقطع عنك وان عصيتك، كما ان خوفي لا يزايلني وان اطعتك، فقد دفعتنى العوالم اليك، وقد اوقعني علمي بكرمك عليك. الهي كيف اخيب وانت املي، ام كيف اهان وعليك متكلي، الهي كيف استعز وفى الذلة اركزتني، ام كيف لا استعز واليك نسبتني، الهي كيف لا افتقر وانت الذي فى الفقراء اقمتني، ام كيف افتقر وانت الذي بجودك اغنيتني، وانت الذي لا اله غيرك، وتعرفت لكل شيء فماجهلك شيء، وانت الذى تعرفت الى في كل شيء، فرايتك ظاهرا في كل شيء، وانت الظاهر لكل شيء.

[ 511 ]

يا من استوى برحمانيته فصار العرش غيبا في ذاته، محقت الآثار بالآثار، ومحوت الاغيار بمحيطات افلاك الانوار، يا من احتجب في سرادقات عرشه عن ان تدركه الابصار، يا من تجلى بكمال بهاءه فتحققت عظمته الاستواء، كيف تخفى وانت الظاهر، ام كيف تغيب وانت الرقيب الحاضر، انك على كل شيء قدير، والحمد لله وحده ".

[ 512 ]

دعاى حضرت سجاد عليه السلام در روز عرفه 3 - خواندن ساير ادعيه مأثوره از معصومين صلوات الله عليهم اجمعين استحباب دارد، بالخصوص دعايى كه از حضرت سجاد (عليه السلام) در صحيفه سجاديه روايت شده است، وآن دعا چنين است: " الحمد لله رب العالمين، اللهم لك الحمد بديع السموات والارض، ذا الجلال والاكرام، رب الارباب، واله كل مالوه، وخالق كل مخلوق، ووارث كل شيء، ليس كمثله شيء، ولا يعزب عنه علم شيء، وهو بكل شيء محيط، وهو على كل شيء رقيب، انت الله لا اله الا انت، الاحد المتوحد، الفرد المتفرد، وانت الله لا اله الا انت، الكريم المتكرم، العظيم المتعظم، الكبير المتكبر، وانت الله لا اله الا انت، العلي المتعال، الشديد المحال، وانت الله لا اله الا انت، الرحمن الرحيم، العليم الحكيم، وانت الله اله الا انت، السميع البصير، القديم الخبير، وانت الله لا اله الا انت، الكريم الاكرم، الدائم الادوم، وانت الله لا

[ 513 ]

اله الا انت، الاول قبل كل احد، والآخر بعد كل عدد، وانت الله لا اله الا انت، الداني في علوه، والعالي في دنوه، وانت الله لا اله الا انت، ذو البهاء والمجد، والكبرياء والحمد، وانت الله لا اله الا انت، الذي انشات الاشياء من غير سنخ، وصورت ما صورت من غير مثال، وابتدعت المبتدعات بلا احتذاء، انت الذي قدرت كل شيء تقديرا، ويسرت كل شيء تيسيرا، ودبرت ما دونك تدبيرا، انت الذي لم يعنك على خلقك شريك، ولم يؤازرك في امرك وزير، ولم يكن لك مشاهد ولا نظير، انت الذي اردت فكان حتما ما اردت، وقضيت فكان عدلا ما قضيت، وحكمت فكان نصفا ما حكمت، انت الذي لا يحويك مكان، ولم يقم لسلطانك سلطان، ولم يعيك برهان ولا بيان، انت الذي احصيت كل شيء عددا، وجعلت لكل شيء امدا، وقدرت كل شيء تقديرا، انت الذي قصرت الاوهام عن ذاتيتك، وعجزت الافهام عن كيفيتك، ولم تدرك الابصار موضع اينيتك، انت الذي لا تحد فتكون محدودا، ولم تمثل فتكون موجودا، ولم تلد فتكون مولودا، انت الذي لا ضد معك فيعاندك، ولا عدل

[ 514 ]

لك فيكاثرك، ولا ند لك فيعارضك، انت الذي ابتدا واخترع واستحدث وابتدع، واحسن صنع ما صنع، سبحانك ما اجل شانك، واسنى في الاماكن مكانك، واصدع بالحق فرقانك، سبحانك من لطيف ما الطفك، ورؤف ما ارافك، وحكيم ما اعرفك، سبحانك من مليك ما امنعك، وجواد ما اوسعك، ورفيع ما ارفعك، ذو البهاء والمجد، والكبرياء والحمد، سبحانك بسطت بالخيرات يدك، وعرفت الهداية من عندك، فمن التمسك لدين او دنيا وجدك، سبحانك خضع لك من جرى في علمك، وخشع لعضمتك ما دون عرشك، وانقاد للتسليم لك كل خلقك، سبحانك لا تحس ولا تجس ولا تمس، ولا تكاد ولا تماط ولا تنازع، ولا تجارى ولا تمارى ولا تخادع ولا تماكر، سبحانك سبيلك جدد، وامرك رشد، وانت حي صمد، سبحانك قولك حكم، وقضاؤك حتم، وارادتك عزم، سبحانك لا راد لمشيتك، ولا مبدل لكلماتك، سبحانك قاهر الارباب، با هر الآيات، فاطر السموات، باري النسمات، لك الحمد حمدا يدوم بدوامك، ولك الحمد حمدا خالدا بنعمتك، ولك الحمد حمدا يوازي صنعك،

[ 515 ]

ولك الحمد حمدا يزيد على رضاك، ولك الحمد حمدا مع حمد كل حامد، وشكرا يقصر عنه شكر كل شاكر، حمدا لا ينبغي الا لك، ولا يتقرب به الا اليك، حمدا يستدام به الاول، ويستدعى به دوام الآخر، حمدا يتضاعف على كرور الازمنة، ويتزايد اضعاف مترادفة، حمدا يعجز عن احصاءه الحفظة، ويزيد على ما احصته في كتابك الكتبة، حمدا يوازن عرشك المجيد، ويعادل كرسيك الرفيع، حمدا يكمل لديك ثوابه، ويستغرق كل جزاء جزاؤه، حمدا ظاهره وفق لباطنه، وباطنه وفق لصدق النية فيه، حمدا لم يحمدك خلق مثله، ولا يعرف احد سواك فضله، حمدا يعان من اجتهد في تعديده، ويؤيد من اغرق نزعا في توفيته، حمدا يجمع ما خلقت من الحمد، وينتظم ما انت خالقه من بعد، حمدا لا حمد اقرب الى قولك منه، ولا احمد ممن يحمدك به، حمدا يوجب بكرمك المزيد بوفوره، وتصله بمزيد بعد مزيد طولا منك، حمدا يجب لكرم وجهك، ويقابل عز جلالك. رب صل على محمد وآل محمد المنتجب المصطفى المكرم المقرب افضل صلواتك، وبارك عليه اتم بركاتك

[ 516 ]

وترحم عليه امتع رحماتك، رب صل على محمد وآله صلاة زاكية لا تكون صلاة از كى منها، وصل عليه صلاة نامية لا تكون صلاة انمى منها، وصل عليه صلاة راضية لا تكون صلاة فوقها، رب صل على محمد وآله صلاة ترضيه وتزيد على رضاه، وصل عليه صلاة ترضيك وتزيد على رضاك له، وصل عليه صلاة لا ترضى له الا بها، ولا ترى غيره لها اهلا، رب صل على محمد وآله صلاة تجاوز رضوانك، ويتصل اتصالها ببقاءك، ولا ينفد كما لا تنفد كلماتك، رب صل على محمد وآله صلاة تنتظم صلوات ملائكتك وانبياءك ورسلك واهل طاعتك، وتشتمل على صلوات عبادك من جنك وانسك واهل اجابتك، وتجتمع على صلاة كل من ذرأت وبرأت من اصناف خلقك، رب صل عليه وآله صلاة تحيط بكل صلاة سالفة ومستأنفة، وصل عليه وعلى آله صلاة مرضية لك ولمن دونك، وتنشىء مع ذلك صلوات تضاعف معها تلك الصلوات عندها، وتزيدها على كرور الايام زيادة في تضاعيف لا يعدها غيرك، رب صل على اطائب اهل بيته، الذين اخترتهم لامرك، وجعلتهم خزنة علمك، وحفظة

[ 517 ]

دينك، وخلفاءك في ارضك وحججك على عبادك، وطهرتهم من الرجس والدنس تطهيرا بارادتك، وجعلتهم الوسيلة اليك، والمسلك الى جنتك، رب صل على محمد وآله صلاة تجزل لهم بها من نحلك وكرامتك، وتكمل لهم الاشياء من عطاياك ونوافلك، وتوفر عليهم الحظ من عوائدك وفوائدك، رب صل عليه وعليهم صلاة لا امد في اولها، ولا غاية لامدها، ولا نهاية لآخرها، رب صل عليهم زنة عرشك وما دونه، وملا سمواتك وما فوقهن، وعدد ارضيك وما تحتهن وما بينهن، صلاة تقربهم منك زلفى، وتكون لك ولهم رضى، ومتصلة بنظائرهن ابدا، اللهم انك ايدت دينك في كل اوان بامام اقمته علما لعبادك، ومنارا في بلادك، بعد ان وصلت حبله بحبلك، وجعلته الذريعة الى رضوانك، وافترضت طاعته وحذرت معصيته، وامرت بامتثال امره والانتهاء عند نهيه، والا يتقدمه متقدم، ولا يتاخر عنه متاخر، فهو عصمة اللائذين، وكهف المؤمنين، وعروة المتمسكين، وبهاء العالمين. اللهم فاوزع لوليك شكر ما انعمت به عليه، واوزعنا مثله

[ 518 ]

فيه، وآته من لدنك سلطانا نصيرا، وافتح له فتحا يسيرا، واعنه بركنك الاعز، واشدد از ره، وقو عضده، وراعه بعينك، واحمه بحفظك، وانصره بملائكتك، وامدده بجندك الاغلب، واقم به كتابك وحدودك وشرائعك وسنن رسولك صلواتك اللهم عليه وآله، واحي به ما اماته الظالمون من معالم دينك، واجل به صدا الجور عن طريقتك، وابن به الضراء من سبيلك، وازل به الناكبين عن صراطك، وامحق به بغاة قصدك عوجا، والن جانبه لاولياءك، وابسط يده على اعداءك، وهب لنا رأفته ورحمته وتعطفه وتحننه، واجعلنا له سامعين مطيعين، وفي رضاه ساعين، والى نصرته والمدافعة عنه مكنفين، واليك والى رسولك صلواتك اللهم عليه وآله بذلك متقربين. اللهم وصل على اولياءهم المعترفين بمقامهم، المتبعين منهجهم، المقتفين آثارهم، المستمسكين بعروتهم، المتمسكين بولايتهم، المؤتمين بامامتهم، المسلمين لامرهم، المجتهدين في طاعتهم، المنتظرين ايامهم، المادين اليهم اعينهم، الصلوات المباركات الزاكيات الناميات الغاديات الرائحات، وسلم عليهم وعلى ارواحهم، واجمع

[ 519 ]

على التقوى امرهم، واصلح لهم شؤونهم، وتب عليهم، انك انت التواب الرحيم، وخير الغافرين، واجعلنا معهم في دار السلام، برحمتك يا ارحم الراحمين. اللهم هذا يوم عرفة، يوم شرفته وكرمته وعظمته، نشرت فيه رحمتك، ومننت فيه بعفوك، واجزلت فيه عطيتك، وتفضلت به على عبادك. اللهم وانا عبدك الذي انعمت عليه قبل خلقك له، وبعد خلقك اياه، فجعلته ممن هديته لدينك، ووفقته لحقك، وعصمته بحبلك، وادخلته في حزبك، وارشدته لموالاة اولياءك ومعاداة اعداءك، ثم امرته فلم يا تمر، وزجرته فلم ينزجر، ونهيته عن معصيتك، فخالف امرك الى نهيك، لا معاندة لك ولا استكبارا عليك، بل دعاه هواه الى ما زيلته والى ما حذرته، واعانه على ذلك عدوك وعدوه، فاقدم عليه عارفا بوعيدك، راجيا لعفوك، واثقا بتجاوزك، وكان احق عبادك مع ما مننت عليه الا يفعل، وها انا ذا بين يديك صاغرا ذليلا، خاضعا خاشعا، خائفا معترفا بعظيم من الذنوب تحملته، وجليل من الخطايا اجترمته، مستجيرا بصفحك، لائذا

[ 520 ]

برحمتك، موقنا انه لا يجيرني منك مجير، ولا يمنعني منك مانع، فعد علي بما تعود به على من اقترف من تغمدك، وجد علي بما تجود به على من القى بيده اليك من عفوك، وامنن علي بما يتعاظمك لا ان تمن به على من املك من غفرانك، واجعل لي في هذا اليوم نصيبا انال به حظا من رضوانك، ولا تردنى صفرا مما ينقلب به المتعبدون لك من عبادك، واني وان لم اقدم ما قدموه من الصالحات فقد قدمت توحيدك، ونفي الاضداد والانداد والاشباه عنك، واتيتك من الابواب التي امرت ان تؤتى منها، وتقربت اليك بما لا يقرب به احد منك الا بالتقرب به، ثم اتبعت ذلك بالانابة اليك، والتذلل والاستكانة لك، وحسن الظن بك، والثقة بما عندك، وشفعته برجاءك الذي قل ما يخيب عليه راجيك، وسالتك مسالة الحقير الذليل، البائس الفقير، الخائف المستجير، ومع ذلك خيفة وتضرعا وتعوذا وتلوذا، لا مستطيلا بتكبر المتكبرين، ولا متعاليا بدالة المطيعين، ولا مستطيلا بشفاعة الشافعين، وانا بعد اقل الاقلين، واذل الاذلين، ومثل الذرة او دونها، فيا من لم يعاجل المسيئين، ولا ينده المترفين، ويا من يمن باقالة

[ 521 ]

العاثرين، ويتفضل بانظار الخاطئين، انا المسيء المعترف الخاطىء العاثر، انا الذي اقدم عليك مجترئا، انا الذي عصاك متعمدا، انا الذى استخفى من عبادك وبارزك، انا الذي هاب عبادك وامنك، انا الذي لم يرهب سطوتك ولم يخف باسك، انا الجاني على نفسه، انا المرتهن ببليته، انا القليل الحياء، انا الطويل العناء، بحق من انتجبت من خلقك، وبمن اصطفيته لنفسك، بحق من اخترت من بريتك، ومن اجتبيت لشانك، بحق من وصلت طاعته بطاعتك، ومن جعلت معصيته كمعصيتك، بحق من قرنت موالاته بموالاتك، ومن نطت معاداته بمعاداتك، تغمدني في يومي هذا بما تتغمد به من جأر اليك متنصلا، وعاذ باستغفارك تائبا، وتولني بما تتولى به اهل طاعتك، والزلفى لديك، والمكانة منك، وتوحدني بما تتوحد به من وفى بعهدك، واتعب نفسه في ذاتك، واجهدها في مرضاتك، ولا تؤاخذني بتفريطي في جنبك، وتعدي طوري في حدودك، ومجاوزة احكامك، ولا تستدرجني باملاءك لى استدراج من منعني خير ما عنده، ولم يشركك في حول نعمته، ونبهني من رقدة الغافلين، وسنة

[ 522 ]

المسرفين، ونعسة المخذولين، وخذ بقلبي الى ما استعملت به القانتين، واستعبدت به المتعبدين، واستنقذت به المتهاونين، واعذني مما يباعدني عنك، ويحول بيني وبين حظي منك، ويصدني عما احاول لديك، وسهل لي مسلك الخيرات اليك، والمسابقة اليها من حيث امرت، والمشاحة فيها على ما اردت، ولا تمحقني فيمن تمحق من المستخفين بما اوعدت، ولا تهلكني مع من تهلك من المتعرضين لمقتك، ولا تتبرني فيمن تتبر من المنحرفين عن سبلك، ونجني من غمرات الفتنة، وخلصني من لهوات البلوى، واجرني من اخذ الاملاء، وحل بيني وبين عدو يضلنى، وهوى يوبقني، ومنقصة ترهقني، ولا تعرض عنى اعراض من لا ترضى عنه بعد غضبك، ولا تؤيسني من الامل فيك فيغلب علي القنوط من رحمتك، ولا تمتحني بما لا طاقة لي به فتبهظني مما تحملنيه من فضل محبتك، ولا ترسلني من يدك ارسال من لا خير فيه، ولا حاجة بك اليه، ولا انابة له، ولا ترم بي رمي من سقط من عين رعايتك، ومن اشتمل عليه الخزي من عندك، بل خذ بيدي من سقطة المتردين، ووهلة

[ 523 ]

المتعسفين، وزلة المغرورين، وورطة الهالكين، وعافني مما ابتليت به طبقات عبيدك واماءك، وبلغني مبالغ من عنيت به، وانعمت عليه ورضيت عنه فاعشته حميدا، وتوفيته سعيدا، وطوقني طوق الاقلاع عما يحبط الحسنات، ويذهب بالبركات، واشعر قلبي الازدجار عن قبائح السيئات، وفواضح الحوبات، ولا تشغلني بما لا ادركه الا بك عما لا يرضيك عني غيره، وانزع من قلبي حب دنيا دنية تنهى عما عندك، وتصد عن ابتغاء الوسيلة اليك، وتذهل عن التقرب منك، وزين لي التفرد بمناجاتك بالليل والنهار، وهب لي عصمة تدنيني من خشيتك، وتقطعني عن ركوب محارمك، وتفكني من اسر العظائم، وهب لي التطهير من دنس العصيان، واذهب عني درن الخطايا، وسربلني بسربال عافيتك، وردني رداء معافاتك، وجللني سوابغ نعماءك، وظاهر لدي فضلك وطولك، وايدني بتوفيقك وتسديدك، واعني على صالح النية، ومرضي القول، ومستحسن العمل، ولا تكلني الى حولي وقوتي دون حولك وقوتك، ولا تخزني يوم تبعثني للقاءك، ولا تفضحني بين يدي اولياءك، ولا تنسني

[ 524 ]

ذكرك، ولا تذهب عني شكرك، بل الزمنيه في احوال السهو عند غفلات الجاهلين لآلاءك، واوزعني ان اثني بما اوليتنيه، واعترف بما اسديته الي، واجعل رغبتي اليك فوق رغبة الراغبين، وحمدي اياك فوق حمد الحامدين، ولا تخذلني عند فاقتي اليك، ولا تهلكني بما اسديته اليك، ولا تجبهني بما جبهت به المعاندين لك، فاني لك مسلم، اعلم ان الحجة لك، وانك اولى بالفضل، واعود بالاحسان، واهل التقوى واهل المغفرة، وانك بان تعفو اولى منك بان تعاقب، وانك بان تستر اقرب منك الى ان تشهر، فاحيني حياة طيبة تنتظم بما اريد، وتبلغ ما احب من حيث لا آتى ما تكره، ولا ارتكب ما نهيت عنه، وامتني ميتة من يسعى نوره بين يديه وعن يمينه، وذللني بين يديك، واعزني عند خلقك، وضعني اذا خلوت بك، وارفعني بين عبادك، واغنني عمن هو غني عني، وزدني اليك فاقة وفقرا، واعذني من شماتة الاعداء، ومن حلول البلاء، ومن الذل والعناء، تغمدني فيما اطلعت عليه مني بما يتغمد به القادر على البطش لولا حلمه، والآخذ على الجريرة لولا اناته، واذا اردت بقوم فتنة او سوء فنجني منها لواذا بك،

[ 525 ]

واذ لم تقمني مقام فضيحة في دنياك فلا تقمني مثله في آخرتك، واشفع لي اوائل مننك باواخرها، وقديم فوائدك بحوادثها، ولا تمدد لي مدا يقسو معه قلبي، ولا تقرعني قارعة يذهب لها بهاءي، ولا تسمني خسيسة يصغر لها قدري، ولا نقيصة يجهل من اجلها مكاني، ولا ترعني روعة ابلس بها، ولا خيفة اوجس دونها، اجعل هيبتي في وعيدك، وحذري من اعذارك وانذارك، ورهبتي عند تلاوة آياتك، واعمر ليلي بايقاظي فيه لعبادتك، وتفردي بالتهجد لك، وتجردي بسكوني اليك، وانزال حوائجي بك، ومنازلتي اياك في فكاك رقبتي من نارك، واجارتي مما فيه اهلها من عذابك، ولا تذرني في طغياني عامها، ولا في غمرتي ساهيا حتى حين، ولا تجعلني عظة لمن اتعظ، ولا نكالا لمن اعتبر، ولا فتنة لمن نظر، ولا تمكر بي فيمن تمكر به، ولا تستبدل بي غيري، ولا تغير لي اسما، ولا تبدل لي جسما، ولا تتخذني هزوا لخلقك، ولا سخريا لك ولا تبعا الا لمرضاتك، ولا ممتهنا الا بالانتقام لك، واوجدني برد عفوك وروحك وريحانك وجنة نعيمك، واذقني طعم الفراغ لما تحب بسعة من سعتك،

[ 526 ]

والاجتهاد فيما يزلف لديك وعندك، واتحفني بتحفة من تحفاتك، واجعل تجارتي رابحة، وكرتي غير خاسرة، واخفني مقامك، وشوقني لقاءك، وتب علي توبة نصوحا، لا تبق معها ذنوبا صغيرة ولا كبيرة، ولا تذر معها علانية ولا سريرة، وانزع الغل من صدري للمؤمنين، واعطف بقلبي على الخاشعين، وكن لي كما تكون للصالحين، وحلني حلية المتقين، واجعل لي لسان صدق في الغابرين، وذكرا ناميا في الآخرين، وواف بي عرصة الاولين، وتمم سبوغ نعمتك علي، وظاهر كراماتها لدى، املا من فوائدك يدي، وسق كرائم مواهبك الي، وجاور بي الاطيبين من اولياءك فى الجنان التي زينتها لاصفياءك، وجللني شرائف نحلك فى المقامات المعدة لا حباءك، واجعل لي عندك مقيلا آوي اليه مطمئنا، ومثابة اتبواها واقر عينا، ولا تقايسني بعظيمات الجرائر، ولا تهلكني يوم تبلي السرائر، وازل عني كل شك وشبهة، واجعل لي فى الحق طريقا من كل رحمة، واجزل لي قسم المواهب من نوالك، ووفره علي حظوظ الاحسان من افضالك، واجعل قلبي واثقا بما عندك، وهمي مستفرغا لما

[ 527 ]

هو لك، واستعملني بما تستعمل به خالصتك، واشرب قلبي عند ذهول العقول طاعتك، واجمع لي الغنى والعفاف والدعة والمعافاة والصحة والسعة والطمأنينة والعافية ولا تحبط حسناتى بما يشوبها من معصيتك، ولا خلواتي بما يعرض لي من نزغات فتنتك، وصن وجهي عن الطلب الى احد من العالمين، وذبني عن التماس ما عند الفاسقين، ولا تجعلني للظاليمن ظهيرا، ولا لهم على محو كتابك يدا ونصيرا، وحطني من حيث لا اعلم حياطة تقيني بها، وافتح لي ابواب توبتك ورحمتك ورأفتك ورزقك الواسع، اني اليك من الراغبين، واتمم لي انعامك انك خير المنعمين، واجعل باقي عمري فى الحج والعمرة ابتغاء وجهك يا رب العالمين، وصلى الله على محمد وآله الطيبين الطاهرين، والسلام عليه وعليهم ابد الآبدين ".

[ 528 ]

زيارت حضرت امام حسين عليه السلام در روز عرفه 4 - يكى از مستحبات روز عرفه زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) است، وزيارت مخصوصه آن حضرت چنين است: " الله اكبر، الله اكبر كبيرا، والحمد لله كثيرا، وسبحان الله بكرة واصيلا، والحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله، لقد جاءت رسل ربنا بالحق، السلام على رسول الله صلى الله عليه وآله، السلام على امير المؤمنين، السلام على فاطمة الزهراء سيدة نساء العالمين، السلام على الحسن والحسين، السلام على علي بن الحسين، السلام على محمد بن على، السلام على جعفر بن محمد، السلام على موسى بن جعفر، السلام على على بن موسى، السلام على محمد بن على، السلام على على بن محمد، السلام على الحسن بن على، السلام على الخلف الصالح المنتظر، السلام عليك يا ابا عبد الله، السلام عليك يا بن رسول الله، عبدك وابن عبدك وابن امتك، الموالى لوليك، المعادى

[ 529 ]

لعدوك، استجار بمشهدك، وتقرب الى الله بقصدك، الحمد لله الذي هداني لولايتك، وخصني بزيارتك، وسهل لي قصدك. سپس داخل حرم شريف شو ومقابل سر مطهر آن حضرت بايست وبگو: السلام عليك يا وارث آدم صفوة الله، السلام عليك يا وارث نوح نبي الله، السلام عليك يا وارث إبراهيم خليل الله، السلام عليك يا وارث موسى كليم الله، السلام عليك يا وارث عيسى روح الله، السلام عليك يا وارث محمد حبيب الله، السلام عليك يا وارث امير المؤمنين، السلام عليك يا وارث فاطمة الزهراء، السلام عليك يا بن محمد المصطفى، السلام عليك يا بن علي المرتضى، السلام عليك يا بن فاطمة الزهراء، السلام عليك يا بن خديجة الكبرى، السلام عليك يا ثار الله وابن ثاره والوتر الموتور اشهد انك قد اقمت الصلاة، وآتيت الزكاة، وامرت بالمعروف، ونهيت عن المنكر، وأطعت الله حتى أتيك اليقين، فلعن الله أمة قتلتك،

[ 530 ]

ولعن الله أمة سمعت بذلك فرضيت به، يا مولاي يا ابا عبد الله، اشهد الله وملائكته وانبياءه ورسله اني بكم مؤمن وبايابكم موقن، بشرائع دينى، وخواتيم عملي، ومنقلبي الى ربي، فصلوات الله عليكم وعلى ارواحكم وعلى اجسادكم وعلى شاهدكم وعلى غائبكم وظاهركم وباطنكم، السلام عليك يا بن خاتم النبيين، وابن سيد الوصيين، وابن امام المتقين، وابن قائد الغر المحجلين الى جنات النعيم، وكيف لا تكون كذلك وانت باب الهدى، وامام التقى، والعروة الوثقى، والحجة على اهل الدنيا، وخامس اصحاب اهل الكساء، غذتك يد الرحمة، ورضعت من ثدي الايمان، وربيت في حجر الاسلام، فالنفس غير راضية بفراقك، ولا شاكة في حياتك، صلوات الله عليك وعلى آباءك وابناءك، السلام عليك يا صريع العبرة الساكبة، وقرين المصيبة الراتبة، لعن الله امة استحلت منك المحارم، وانتهكت فيك حرمة الاسلام، فقتلت صلى الله عليك مقهورا، واصبح رسول الله صلى الله عليه وآله بك موتورا، واصبح كتاب الله بفقدك مهجورا السلام عليك وعلى جدك وابيك، وامك واخيك،

[ 531 ]

وعلى الأئمة من بنيك، وعلى المستشهدين معك، وعلى الملائكة الحافين بقبرك، والشاهدين لزوارك، المؤمنين بالقبول على دعاء شيعتك، والسلام عليك ورحمة الله وبركاته، بابي انت وامي يا بن رسول الله، بابي انت وامي يا ابا عبدالله، لقد عظمت الرزية، وجلت المصيبة بك علينا وعلى جميع اهل السموات والارض، فلعن الله امة اسرجت والجمت وتهيأت لقتالك، يا مولاى يا ابا عبد الله، قصدت حرمك، واتيت مشهدك، اسئل الله بالشأن الذي لك عنده، وبالمحل الذي لك لديه، ان يصلي على محمد وآل محمد، وان تجعلني معكم فى الدنيا والآخرة، بمنه وجوده وكرمه ". سپس ضريح را ببوس، ونزد سر مطهر آن حضرت دو ركعت نماز بخوان، وسپس بگو: " اللهم اني صليت وركعت وسجدت لك وحدك لا شريك لك، لان الصلاة والركوع والسجود لا يكون إلا لك، لانك انت الله لا اله الا انت. اللهم صل على محمد وآل محمد وابلغهم عنى افضل التحية والسلام، اللهم وهاتان الركعتان هدية مني الى مولاي

[ 532 ]

وسيدي وامامى الحسين بن علي عليهما السلام. اللهم صل على محمد، وتقبل ذلك مني واجزني على ذلك افضل املي ورجائي فيك، وفي وليك يا ارحم الراحمين ". سپس به پايين پاى آن حضرت براى زيارت حضرت على اكبر عليه صلوات الله برو، وبگو: " السلام عليك يا بن رسول الله، السلام عليك يا بن نبي الله، السلام عليك يا بن الحسين الشهيد، السلام عليك ايها الشهيد بن الشهيد، السلام عليك ايها المظلوم ابن المظلوم، لعن الله امة قتلتك، ولعن الله امة ظلمتك، ولعن الله امة سمعت بذلك فرضيت به، السلام عليك يا مولاى، السلام عليك يا ولي الله وابن وليه، لقد عظمت المصيبة، وجلت الرزية بك علينا وعلى جميع المؤمنين، فلعن الله امة قتلتك، وابرء الى الله واليك منهم في الدنيا والآخرة ". سپس به طرف قبور شهدا عليهم صلوات الله برو، وآنان را زيارت كرده، وبگو: " السلام عليكم يا اولياء الله واحباءه، السلام عليكم يا

[ 533 ]

اصفياء الله واوداءه، السلام عليكم يا انصار دين الله، وانصار نبيه، وانصار امير المؤمنين، وانصار فاطمة سيدة نساء العالمين، السلام عليكم يا انصار ابي محمد الحسن الولى الناصح، السلام عليكم يا انصار ابي عبد الله الحسين الشهيد المظلوم، صلوات الله عليهم اجمعين، بابى انتم وامى، طبتم وطابت الارض التى فيها دفنتم، وفزتم والله فوزا عظيما، يا ليتنى كنت معكم فافوز معكم فى الجنان مع الشهداء والصالحين، وحسن اولئك رفيقا، والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته ". سپس به قسمت بالاى سر حضرت امام حسين (عليه السلام) مراجعت نما، وبراى خود وخانواده ووالدين واولاد خود ومؤمنين دعا كن، وچون فارغ از دعا شدى، به طرف قبر حضرت ابو الفضل العباس (عليه السلام) رفته، ومقابل قبر آن حضرت بايست وبگو: " السلام عليك يا ابا الفضل العباس بن امير المؤمنين، السلام عليك يا بن سيد الوصيين، السلام عليك يا بن اول القوم اسلاما، واقدمهم ايمانا، واقومهم بدين الله، واحوطهم على الاسلام، اشهد لقد نصحت لله ولرسوله ولاخيك، فنعم الاخ

[ 534 ]

المواسى، فلعن الله امة قتلك، ولعن الله امة ظلمتك، ولعن الله امة استحلت منك المحارم، وانتهكت في قتلك حرمة الاسلام، فنعم الاخ الصابر المجاهد المحامى الناصر، والاخ الدافع عن اخيه، والمجيب الى طاعة ربه، الراغب فيما زهد فيه غيره من الثواب الجزيل، والثناء الجميل، والحقك الله بدرجة آباءك فى دار النعيم، انه حميد مجيد. وخود را به قبر بچسبان، وبگو: اللهم لك تعرضت، ولزيارة اولياءك قصدت، رغبة فى ثوابك، ورجاء لمغفرتك وجزيل احسانك، فاسئلك ان تصلى على محمد وآل محمد، وان تجعل رزقى بهم دارا، وعيشى بهم قارا، وزيارتى بهم مقبولة، وذنبى بهم مغفورا، واقلبنى بهم مفلحا منجحا مستجابا دعاءى، با فضل ما ينقلب به احد من زواره والقاصدين اليه، برحمتك يا ارحم الراحمين ".

[ 535 ]

اعمال مدينه منوره فضيلت زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم. بدون شك، حج خانه خدا بدون زيارت قبر مطهر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در مدينه منوره، ومتبرك شدن با حضور در آن اعتاب مقدسه عملى ناقص است زيرا زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم ذاتا وبالخصوص براى شخص حاجى استحباب دارد، وتارك آن بر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم جفا كرده است. ودر حديث آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: " هر كسى كه به حج بيايد ومرا در مدينه زيارت نكند، من نيز در قيامت به او بى مهر خواهم بود، وهر كس به زيارت من آيد، شفاعت او بر من واجب است، و هر كس شفاعت او بر من واجب باشد، بهشت بر او واجب خواهد بود ". و نيز حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود: " با زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم حج خود را به پايان بريد، زيرا ترك زيارت

[ 536 ]

آن حضرت جفا است، وشما موظفيد كه آن را ترك ننماييد، و هم چنين حجتان را با زيارت قبور اهل بيت پيامبر صلى الله عليهم اجمعين كه خداوند مراعات حق آنان وزيارتشان را بر شما واجب كرده است به پايان بريد، ودر كنار قبور آنان از خداوند طلب روزى كنيد ". ونيز حضرت صادق عليه السلام فرمود: " زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم برابر است با ثواب حجى كه با خود آن حضرت انجام شده باشد ". ونيز آن حضرت فرمود: " چون حج بجا آوريد آن را با زيارت ما ختم نماييد، زيرا موجب كامل شدن حج است ". به نظر مىرسد كه ذكر اين مقدار از احاديث براى ترغيب زائران آن حضرت كافى است، اميد است كه خدواند متعال همگان را به زيارت وشفاعت آن حضرت وخاندان گرامش صلوات الله عليهم اجمعين موفق گرداند. حد حرم مدينة النبى صلى الله عليه وآله وسلم براى مدينه منوره نيز مانند مكه مكرمه حرم معينى است، وحد حرم مدينه منوره دو كوه " عاثر " و " وعير " در شرق وغرب مدينه است، كه اين شهر را در بر گرفته است.

[ 537 ]

واگر چه در اين حرم داشتن احرام واجب نيست، لكن درخت اين حرم را خصوصا اگر سبز است نبايد قطع نمود، مگر در همان مواردى كه قطع درخت در حرم مكه مكرمه نيز جايز است، وهم چنين بنابر احتياط (اگر نگوييم بنابر اقوى) بايد از صيد در حرم شهر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم پرهيز نمود. مستحبات مدينه منوره 1 - غسل براى ورود به مدينه منوره. 2 - غسل براى ورود به حرم پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم وزيارت آن حضرت وداشتن غسل اول نيز كفايت مىكند. 3 - خواندن اين دعا به هنگام غسل، كه از اهل بيت عليهم السلام روايت شده است: " اللهم طهر قلبي، واشرح صدري، وأجر على لساني مدحتك والثناء عليك، اللهم اجعله لي طهورا وشفاء ونورا انك على كل شيء قدير ". 4 - واين دعا را نيز پس از فراغ بخواند: " اللهم طهر قلبي، وزك عملي، واجعل ما عندك خيرا لي، اللهم اجعلني من التوابين واجعلني من المتطهرين ". 5 - ورود به مسجد شريف نبوى از باب جبرئيل.

[ 538 ]

6 - اذن دخول خواستن، به اين گونه: كه در مقابل درب حرم با حالت خضوع وخشوع ايستاده، وبگويد: " اللهم انى قد وقفت على باب من ابواب بيوت نبيك صلواتك عليه وآله، وقد منعت الناس ان يدخلوا الا باذنه، فقلت: (يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبى الا ان يؤذن لكم)، اللهم اني اعتقد حرمة صاحب هذا المشهد الشريف في غيبته، كما اعتقدها في حضرته، واعلم ان رسولك وخلفاءك عليهم السلام احياء عندك يرزقون، يرون مقامي ويسمعون كلامي ويردون سلامي، وانك حجبت عن سمعى كلامهم، وفتحت باب فهمي بلذيذ مناجاتهم، واني استاذنك يا رب اولا، واستأذن رسولك صلى الله عليه وآله ثانيا، واستأذن خليفتك الامام المفروض على طاعته الحجة بن الحسن المهدي عليه السلام والملائكة الموكلين بهذه البقعة المباركة ثالثا، أأدخل يا رسول الله، أأدخل يا حجة الله، أأدخل يا ملائكة الله المقربين المقيمين في هذا المشهد، فأذن لي يا مولاى فى الدخول افضل ما اذنت لاحد من اولياءك، فان لم اكن اهلا لذلك فانت اهل لذلك ".

[ 539 ]

7 - به هنگام ورود به حرم پاى راست را مقدم داشته، وبا آرامش ووقار، وخضوع وخشوع وارد حرم مطهر شود، وبگويد: " بسم الله وفى سبيل الله، وعلى ملة رسول الله صلى الله عليه وآله، رب أدخلني مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا، اللهم اغفر لي وارحمني، وتب على، انك انت التواب الرحيم ". 8 - صد بار " الله اكبر " بگويد. 9 - دو ركعت نماز تحيت در مسجد پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم بخواند. 10 - به طرف قبر مطهر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم بيايد، ودر صورت ممكن سلام داده وآن را ببوسد، وبه طرف حجره پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در قسمتى كه سر مطهر آن حضرت است روى آورده، ورو به حجره شريفه (نه رو به قبله) بايستد.

[ 540 ]

11 - زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم طبق اين روايت: " السلام عيك يا رسول الله، السلام عليك يا نبى الله، السلام عليك يا محمد بن عبد الله، السلام عليك يا خاتم النبيين، اشهد انك قد بلغت الرسالة، واقمت الصلوة، وآتيت الزكوة، وامرت بالمعروف، ونهيت عن المنكر، وعبدت الله مخلصا حتى اتيك اليقين، فصلوات الله عليك ورحمته وعلى اهل بيتك الطاهرين ". " اللهم صل على محمد كما حمل وحيك وبلغ رسالاتك، وصل على محمد كما احل حلالك، وحرم حرامك، وعلم كتابك، وصل على محمد كما اقام الصلوة، وآتى الزكوة، ودعا الى دينك، وصلى على محمد كما صدق بوعدك، واشفق من وعيدك، وصل على محمد كما غفرت به الذنوب، وسترت به العيوب، وفرجت به الكروب، وصل على

[ 541 ]

محمد كما دفعت به الشقاء، وكشفت به الغماء، واجبت به الدعاء، ونجيت به من البلاء، وصل على محمد كما رحمت به العباد، واحييت به البلاد، وقصمت به الجبابرة، واهلكت به الفراعنة، وصل على محمد كما اضعفت به الاموال، واحرزت به من الاهوال، وكسرت به الاصنام، ورحمت به الانام، وصل على محمد كما بعثته بخير الاديان، واعززت به الايمان، وتبرت به الاوثان، وعظمت به البيت الحرام، وصل على محمد واهل بيته الطاهرين الاخيار وسلم تسليما ". زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به روايت ديگر: " السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا نبى الله، السلام عليك يا محمد بن عبد الله، السلام عليك يا خاتم النبيين، اشهد انك قد بلغت الرسالة، واقمت الصلاة وآتيت الزكاة، وامرت بالمعروف ونهيت عن المنكر، وعبدت الله مخلصا حتى اتيك اليقين، فصلوات الله عليك ورحمته وعلى اهل بيتك الطاهرين ".

[ 542 ]

سپس مىگويى: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا نبى الله، السلام عليك يا خليل الله، السلام عليك يا صفي الله، السلام عليك يا رحمة الله، السلام عليك يا خيرة الله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا نجيب الله، السلام عليك يا خاتم النبيين، السلام عليك يا سيد المرسلين، السلام عليك يا قائما بالقسط، السلام عليك يا فاتح الخير، السلام عليك يا معدن الوحي والتنزيل، السلام عليك يا مبلغا عن الله، السلام عليك ايها السراج المنير، السلام عليك يا مبشر، السلام عليك يا نذير، السلام عليك يا منذر، السلام عليك يا نور الله الذي يستضاء به، السلام عليك وعلى اهل بيتك الطيبين الطاهرين الهادين المهديين، السلام عليك وعلى جدك عبد المطلب، وعلى ابيك عبد الله، وعلى امك آمنة بنت وهب، السلام على عمك حمزة سيد الشهداء، السلام على عمك وكفيلك ابي طالب، السلام على ابن عمك جعفر الطيار في جنان الخلد، السلام عليك يا محمد، السلام عليك يا احمد، السلام عليك يا حجة الله على الاولين والآخرين، والسابق إلى طاعة رب العالمين، والمهيمن على رسله، والخاتم

[ 543 ]

لانبياءه، والشاهد على خلقه، الشفيع إليه، والمكين لديه، والمطاع في ملكوته الاحمد من الاوصاف، المحمد لسائر الاشراف، الكريم عند الرب، والمكلم من وراء الحجب، الفائز بالسباق، والفائت عن اللحاق، تسليم عارف بحقك، معترف بالتقصير في قيامه بواجبك، غير منكر ما انتهى إليه من فضلك، موقن بالمزيدات من ربك، مؤمن بالكتاب المنزل عليك، محلل حلالك، محرم حرامك، اشهد يا رسول الله مع كل شاهد وأتحملها عن كل جاحد، انك قد بلغت رسالات ربك، ونصحت لامتك، وجاهدت في سبيل ربك، وصدعت بامره، واحتملت الاذى في جنبه، ودعوت الى سبيله بالحكمة والموعظة الحسنة الجميلة، واديت الحق الذي كان عليك، وانك قد رؤفت بالمؤمنين، وغلظت على الكافرين، وعبدت الله مخلصا حتى اتيك اليقين، فبلغ الله بك أشرف محل المكرمين وأعلى منازل المقربين، وأرفع درجات المرسلين، حيث لا يلحقك لاحق، ولا يفوقك فائق، ولا يسبقك سابق، ولا يطمعك طامع، الحمد لله الذى استنقذنا

[ 544 ]

بك من الهلكة، وهدانا بك من الضلالة، ونورنا بك من الظلمة، فجزاك الله يا رسول الله من مبعوث أفضل ما جازى نبيا عن أمته، ورسولا عمن أرسل إليه، بابى انت وامى يا رسول الله زرتك عارفا بالهدى الذي أنت عليه، بابي انت وامى ونفسى واهلي ومالى وولدي، انا اصلى عليك كما صلى الله عليك، وصلى عليك ملائكته وانبياؤه ورسله، صلاة متتابعة وافرة متواصلة، لا انقطاع لها ولا امد ولا اجل، صلى الله عليك وعلى اهل بيتك الطيبين الطاهرين، كما انتم اهله ". سپس دستهايت را باز كن وبگو: " اللهم اجعل جوامع صلواتك، ونوامي بركاتك، وفواضل خيراتك، وشرائف تحياتك، وتسليماتك وكراماتك ورحماتك وصلوات ملائكتك المقربين، وانبياءك المرسلين، وائمتك المسبحين وعبادك الصالحين، واهل السموات والارضين، ومن سبح لك يا رب العالمين، من الاولين والآخرين، وعلى محمد عبدك ورسولك وشاهدك ونبيك ونذيرك وأمينك ومكينك ونجيك وحبيبك وخليلك وصفيك وصفوتك

[ 545 ]

وخاصتك ورحمتك وخير خيرتك من خلقك، نبي الرحمة، وخازن المغفرة، وقائد الخير والبركة، ومنقذ العباد من الهلكة باذنك، وداعيهم الى دينك القيم با مرك، اول النبيين ميثاقا وآخرهم مبعثا، اللهم صل عليه وعلى اهل بيته واصحابه واتباعه، صلاة ترضاها لهم، وبلغهم منا تحية كثيرة وسلاما، وآتنا من لدنك في موالاتهم فضلا واحسانا ورحمة وغفرانا، انك ذو الفضل العظيم ". 12 - ونيز مستحب است كه بالاى سر آن حضرت رو به قبله ايستاده وبگويى: " السلام عليك ايها النبي ورحمة الله وبركاته، السلام عليك يا ابا القاسم، السلام عليك يا سيد الاولين والآخرين، السلام عليك يا زين القيامة، السلام عليك يا شفيع القيامة، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، واشهد انك عبده ورسوله، بلغت الرسالة، واديت الامانة، ونصحت امتك، وجاهدت في سبيل ربك، حتى اتيك اليقين، صلى الله عليك وعلى اهل بيتك، طبت حيا وطبت ميتا، صلى الله عليك وعلى اخيك ووصيك وابن عمك امير المؤمنين، وعلى ابنتك

[ 546 ]

سيدة نساء العالمين، وعلى ولديك الحسن والحسين، افضل الصلاة والسلام، واطيب التحية واطهر الصلاة، وعلينا منكم السلام، ورحمة الله وبركاته ". براى خود و مؤمنين ووالدين خود در دعا جديت نماى. 13 - نزد اسطوانه پيش رو كه در طرف راست قبر قرار گرفته، در حالى كه رو به قبله، وقبر مطهر در طرف چپ او، و شانه راست او مقابل منبر شريف است بايستد، زيرا اين جايگاه محل سر مطهر حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم است، وبگويد: " اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، واشهد ان محمدا عبده ورسوله، واشهد انك رسول الله، وانك محمد بن عبد الله، واشهد انك قد بلغت رسالات ربك، ونصحت لامتك، وجاهدت في سبيل الله، وعبدت الله حتى اتيك اليقين بالحكمة والموعظة الحسنة، واديت الذي عليك من الحق، وانك قد رؤفت بالمؤمنين، وغلظت على الكافرين، فبلغ الله بك افضل شرف محل المكرمين، الحمد لله الذى استنقذنا بك من الشرك والضلالة، اللهم فاجعل صلواتك وصلوات ملائكتك المقربين وانبياءك المرسلين وعبادك الصالحين،

[ 547 ]

واهل السموات والارضين، ومن سبح لك يا رب العالمين من الاولين والآخرين، على محمد عبدك ورسولك ونبيك وامينك ونجيك وحبيبك وصفيك وخاصتك وصفوتك وخيرتك من خلقك، اللهم اعطه الدرجة الرفيعة، وآته الوسيلة من الجنة، وابعثه مقاما محمودا يغبطه به الاولون والآخرون، اللهم انك قلت: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما)، واني اتيت نبيك مستغفرا تائبا من ذنوبي، ويا محمد اني اتوجه بك الى الله ربي وربك ليغفر لي ذنوبي ". 14 - ونيز مستحب است مجددا رو به قبر مطهر آورده، ودر صورت امكان دستها را روى قبر گذارده وبگويد: " اسئل الله الذي اجتبيك واختارك وهديك وهدى بك، ان يصلى عليك وعلى اهل بيتك الطاهرين ". (ان الله وملائكته يصلون على النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما). وسپس در صورت امكان در حالى كه دستها را به ديواره حجره

[ 548 ]

گذارده است، بگويد: " اتيتك يا رسول الله مهاجرا اليك، قاضيا لما اوجبه الله علي من قصدك، واذ لم الحقك حيا فقد قصدتك بعد موتك، عالما ان حرمتك ميتا كحرمتك حيا، فكن لي بذلك عند الله شاهدا ". 15 - و مستحب است كه كف دستهاى خود را به صورت كشيده، وبگويى: " اللهم اجعل ذلك بيعة مرضية لديك، وعهدا مؤكدا عندك، تحييني ما احييتني عليه، وعلى الوفاء بشرائطه وحدوده وحقوقه واحكامه، وتميتني اذا امتني عليه، وتبعثني اذا بعثتني عليه ". 16 - ومستحب است بالاى سر آن حضرت از طرف والدين وخانواده و دوستانت به پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم سلام برسانى، وبگويى: " السلام عليك يا نبي الله، من أبي وأمي وولدي وخاصتي وجميع اهل بلدي، حرهم وعبدهم وابيضهم واسودهم ومن... وهر كس را كه مىخواهى نام ببرى

[ 549 ]

زيارت ديگر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم 17 - مستحب است رو به قبله، ورو به قبر مطهر، آن حضرت را چنين زيارت كنى: " السلام عليك يا نبي الله ورسوله، السلام عليك يا صفوة الله وخيرته من خلقه، السلام عليك يا امين الله وحجته، السلام عليك يا خاتم النبيين وسيد المرسلين، السلام عليك ايها البشير النذير، السلام عليك ايها الداعي الى الله والسراج المنير، السلام عليك وعلى اهل بيتك الذين اذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا، اشهد انك يا رسول الله اتيت بالحق وقلت بالصدق، الحمد لله الذي وفقني للايمان والتصديق، ومن علي بطاعتك واتباع سبيلك، وجعلني من امتك والمجيبين لدعوتك، وهداني الى معرفتك ومعرفة الائمة من ذريتك، اتقرب الى الله بما يرضيك ابرا الى الله مما يسخطك، مواليا لاولياءك معاد يا لاعداءك، جئتك يا رسول الله زائرا وقصدتك راغبا متوسلا الى الله سبحانه، وانت صاحب الوسيلة، والمنزلة الجليلة، والشفاعة المقبولة، والدعوة

[ 550 ]

المسموعة، فاشفع لي الى الله تعالى فى الغفران والرحمة والتوفيق والعصمة، فقد غمرت الذنوب، وشملت العيوب، واثقل الظهر، وتضاعف الوزر، وقد اخبرتنا وخبرك الصدق، انه تعالى قال وقوله الحق: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما)، وقد جئتك يا رسول الله، مستغفرا من ذنوبي، تائبا من معاصي وسيئاتي، واني اتوجه الى الله ربي وربك، ليغفر لي ذنوبي، فاشفع لي يا شفيع الامة، واجرنى يا نبي الرحمة، صلى الله عليك وعلى آلك الطاهرين ". 18 - زيارت ديگر براى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم طبق روايت حضرت رضا عليه السلام با سند صحيح: " السلام على رسول الله، السلام عليك ورحمة الله وبركاته، السلام عليك يا محمد بن عبد الله، السلام عليك يا خيرة الله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا صفوة الله، السلام عليك يا امين الله، السلام عليك يا حجة الله، اشهد انك رسول الله، واشهد انك محمد بن عبد الله، واشهد انك قد نصحت لامتك، وجاهدت في سبيل ربك، وعبدته

[ 551 ]

حتى اتيك اليقين، فجزاك الله افضل ما جزى نبيا عن امته، اللهم صل على محمد وآل محمد، افضل ما صليت على ابراهيم وآل ابراهيم، انك حميد مجيد ". 19 - سپس رو به قبله كرده، وطبق روايت حضرت سجاد عليه السلام پس از زيارت آن حضرت، بگو: " اللهم اليك الجأت امري، والى قبر نبيك محمد صلى الله عليه وآله عبدك ورسولك اسندت ظهري، والقبلة التي رضيت لمحمد صلى الله عليه وآله استقبلت، اللهم اني اصبحت لا املك لنفسي خير ما ارجو لها، ولا ادفع عنها شر ما احذر عليها، واصبحت الامور بيدك، ولا فقير افقر مني، انى لما انزلت الي من خير فقير، اللهم ارددني منك بخير ولا راد لفضلك، اللهم اني اعوذ بك من ان تبدل اسمي، وتغير جسمي، او تزيل نعمتك عني، اللهم زيني بالتقوى، وجملني بالنعم، واغمرني بالعافية، وارزقني شكر العافية ". 20 - يازده بار سوره قدر را بخوان، وحاجات خود را طلب كن، كه بر آورده مىشود ان شاء الله. 21 - دو ركعت نماز زيارت بخوان، وثوابش را به پيامبر اكرم

[ 552 ]

صلى الله عليه وآله وسلم هديه كن. 22 - پس از نماز بگو: " اللهم اني صليت وركعت وسجدت لك وحدك لا شريك لك، لأن الصلوة والركوع والسجود لا تكون إلا لك، لأنك انت الله الذي لا اله الا انت، اللهم وهاتان الركعتان هدية مني الى سيدي ومولاي رسول الله، فتقبلها مني با حسن قبولك، واجرني على ذلك با فضل املي ورجائي فيك وفي رسولك يا ولي المؤمنين ". دعاى بعد از زيارت ونماز آن 23 - مستحب است پس از زيارت ونماز آن بگويى: " اللهم انك قلت لنبيك محمد صلى الله عليه وآله: (ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما)، ولم احضر زمان رسولك عليه وآله السلام، وقد زرته راغبا تائبا من سيىء عملي، ومستغفرا لك من ذنوبي، ومقرا لك بها، وانت اعلم بها مني، ومتوجها اليك بنبيك نبي الرحمة، صلواتك عليه وآله، فاجعلني اللهم بمحمد واهل بيته عندك وجيها في الدنيا

[ 553 ]

والآخرة ومن المقربين، يا محمد يا رسول الله، بابي انت وامى يا نبي الله، يا سيد خلق الله، اني اتوجه بك الى الله ربك وربي، ليغفر لي ذنوبي، ويتقبل مني عملي، ويقضي لي حوائجي، فكن لي شفيعا عند ربك وربي، فنعم المسؤول المولى ربي، ونعم الشفيع انت يا محمد، عليك وعلى اهل بيتك السلام، اللهم واوجب لي منك المغفرة والرحمة، والرزق الواسع الطيب النافع، كما اوجبت لمن اتى نبيك محمدا صلواتك عليه وآله، وهو حي، فاقر له بذنوبه، واستغفر له رسولك عليه السلام، فغفرت له برحمتك يا ارحم الراحمين. اللهم وقد أملتك ورجوتك وقمت بين يديك، ورغبت إليك عمن سواك، وقد أملت جزيل ثوابك، وإني لمقر غير منكر، وتائب إليك مما اقترفت، وعائذ إليك في هذا المقام مما قدمت من الاعمال التي تقدمت إلي فيها، ونهيتني عنها، وأوعدت عليها العقاب، وأعوذ بكرم وجهك أن تقيمني مقام الخزي والذل يوم تهتك فيه الاستار، وتبدو فيه الاسرار والفضائح، وترعد فيه الفرائض، يوم الحسرة والندامة، يوم الآفكة، يوم الآزفة، يوم التغابن، يوم الفصل،

[ 554 ]

يوم الجزاء، يوما كان مقداره خمسين ألف سنة، يوم النفخة، يوم ترجف الراجفة تتبعها الرادفة، يوم النشر، يوم العرض، يوم يقوم الناس لرب العالمين، يوم يفر المرء من أخيه وأمه وأبيه وصاحبته وبنيه، يوم تشقق الارض وأكناف السماء، يوم تأتي كل نفس تجادل عن نفسها، يوم يردون إلى الله فينبئهم بما عملوا، يوم لا يغني مولى عن مولى شيئا ولا هم ينصرون، إلا من رحم الله إنه هو العزيز الرحيم، يوم يردون إلى عالم الغيب والشهادة، يوم يردون إلى الله موليهم الحق، يوم يخرجون من الاجداث سراعا كأنهم إلى نصب يوفضون، وكأنهم جراد منتشر مهطعين إلى الداع إلى الله، يوم الواقعة، يوم ترج الارض رجا، يوم تكون السماء كالمهل، وتكون الجبال كالعهن، ولا يسئل حميم حميما، يوم الشاهد والمشهود، يوم تكون الملئكة صفا صفا، اللهم ارحم موقفي في ذلك اليوم بموقفي في هذا اليوم، ولا تخزني في ذلك الموقف بما جنيت على نفسي، واجعل يا رب في ذلك اليوم مع أولياءك منطلقي، وفي زمرة محمد وأهل بيته عليهم السلام محشري، واجعل حوضه موردي، وفى الغر الكرام

[ 555 ]

مصدري، وأعطني كتابي بيميني حتى أفوز بحسناتي، وتبيض به وجهي، وتيسر به حسابي، وترجح به ميزانى، وأمضي مع الفائزين من عبادك الصالحين إلى رضوانك وجنانك يا إله العالمين، اللهم إني اعوذ بك من أن تفضحني في ذلك اليوم بين يدي الخلائق بجريرتي، أو أن ألقى الخزى والندامة بخطيئتي، أو أن تظهر فيه سيئاتي على حسناتي، أو أن تنوه بين الخلائق باسمي، يا كريم يا كريم، العفو العفو، الستر الستر، اللهم وأعوذ بك من أن يكون في ذلك اليوم في مواقف الاشرار موقفي أو في مقام الاشقياء مقامي، وإذا ميزت بين خلقك فسقت كلا بأعمالهم زمرا إلى منازلهم، فسقني برحمتك في عبادك الصالحين، وفي زمرة أولياءك المتقين، إلى جناتك يا رب العالمين ".

[ 556 ]

زيارت پيامبر اكرم از راه دور 24 - زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم از دور نيز مستحب است، ودر حديث از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم آمده است كه: اگر نتوانستيد مرا از نزديك زيارت كنيد، از دور به من سلام بفرستيد، كه به من مىرسد. ودر بحار الانوار است كه بزنطى گفت: به حضرت رضا عليه السلام عرض كردم: كيفيت درود بر پيامبر پس از نماز واجب چگونه است؟ حضرت فرمود: بگو: " السلام عليك يا رسول الله، ورحمة الله وبركاته، السلام عليك يا محمد بن عبد الله، السلام عليك يا خيرة الله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا صفوة الله، السلام عليك يا امين الله، اشهد انك رسول الله، واشهد انك محمد بن عبد الله، واشهد انك قد نصحت لامتك، وجاهدت في سبيل ربك، وعبدته مخلصا حتى اتيك اليقين، فجزاك الله يا رسول الله افضل ما جزى نبيا عن امته، اللهم صلى على محمد وآل محمد، افضل ما صليت على ابراهيم وآل ابراهيم، انك حميد مجيد ".

[ 557 ]

25 - زيارت ديگر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم از راه دور، طبق روايت مرحوم علامه سيد محسن عاملى در مفتاح الجنات: " السلام على رسول الله، امين الله على وحيه، وعزائم امره، الخاتم لما سبق والفاتح لما استقبل، والمهيمن على ذلك كله ورحمة الله وبركاته، السلام على صاحب السكينة، السلام على المدفون بالمدينة، السلام على المنصور المؤيد والرسول المسدد، السلام على ابي القاسم محمد ورحمة الله وبركاته ". 26 - ومستحب است به قدرى كه مىتواند در مسجد النبى نماز بگزارد، زيرا نماز در آن مسجد خصوصا بين قبر ومنبر برابر با ده هزار نماز در مساجد ديگر است، زيرا در حديث صحيح آمده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: در بين قبر ومنبر من باغى از باغهاى بهشت است. وحد روضه منوره، طولا از قبر مطهر تا منبر آن حضرت، وعرضا از منبر تا ستون چهارم است، كه امروزه با سنگهاى مرمر سفيد اين ستونها پوشيده شده، واز ساير ستون ها ممتاز شده‌اند.

[ 558 ]

27 - دعاى در روضه شريفه: " اللهم ان هذه روضة من رياض جنتك، وشعبة من شعب رحمتك، التي ذكرها رسولك وابان عن فضلها، وشرف التعبد لك فيها، فقد بلغتنيها في سلامة نفسي، فلك الحمد يا سيدي على عظيم نعمتك على في ذلك، وعلى ما رزقتنيه من طاعتك، وطلب مرضاتك، وتعظيم حرمة نبيك، بزيارة قبره والتسليم عليه، والتردد في مشاهده ومواقفه، فلك الحمد يا مولاى، حمدا ينتظم به محامد حملة عرشك، وسكان سمواتك لك، ويقصر عنه حمد من مضى، ويفضل حمد من بقى من خلقك لك، ولك الحمد يا مولاى، حمد من عرف الحمد لك، والتوفيق للحمد منك، حمدا يملا ما خلقت ويبلغ حيث ما اردت، ولا يحجب عنك ولا ينقضي دونك، ويبلغ اقصى رضاك ولا يبلغ آخره اوائل محامد خلقك لك، ولك الحمد ما عرفت الحمد، واعتقد الحمد، وجعل ابتداء الكلام الحمد، يا باقى العز والعظمة، ودائم السلطان والقدرة وشديد البطش والقوة، ونافذ الامر والارادة، وواسع الرحمة والمغفرة، ورب الدنيا والآخرة، كم من نعمة لك علي يقصر عن ايسرها حمدي، ولا يبلغ ادناها شكري، وكم من صنائع

[ 559 ]

منك الي لا يحيط بكثيرها وهمي، ولا يقيدها فكري، اللهم صل على نبيك المصطفى، بين البرية طفلا وخيرها شابا وكهلا اطهر المطهرين شيمة، و اجود المستمرين ديمة، واعظم الخلق جرثومة، الذي اوضحت به الدلالات، واقمت به الرسالات، وختمت به النبوات، وفتحت به الخيرات، و اظهرته مظهرا، وابتعثته نبيا وهاديا امينا مهديا، وداعيا اليك، ودالا عليك، وحجة بين يديك، اللهم صل على المعصومين من عترته والطيبين من اسرته، وشرف لديك به منازلهم، وعظم عندك مراتبهم، واجعل في الرفيق الاعلى مجالسهم، وارفع الى قرب رسولك درجاتهم، و تمم بلقائه سرورهم، ووفر بمكانه انسهم ". 28 - نماز در جايگاه نماز رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مستحب است. 29 - خواندن دو ركعت نماز نزد اسطوانه ابو لبابه، كه معروف

[ 560 ]

به اسطوانه توبه (1) است. وپس از نماز نزد اين ستون، اين دعا را بخوان: " بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم لا تهني بالفقر، ولا تذلني بالدين، ولا تردني الى الهلكة، واعصمني كي اعتصم، واصلحني كي انصلح، واهدني كي اهتدي، اللهم اعني على اجتهاد نفسي، ولا تعذبني بسوء ظني ولا تهلكني وانت رجاءي، و انت اهل ان تغفر لى وقد اخطأت، وانت اهل ان تعفو عني وقد اقررت، وانت اهل ان تقيل وقد عثرت، وانت اهل ان تحسن وقد اسأت، وانت اهل التقوى واهل المغفرة، فوفقني لما تحب وترضى، ويسر لي اليسير، وجنبني كل عسير، اللهم اغنني بالحلال عن الحرام، وبالطاعات عن


(1) ابو لبابه يكى از صحابه رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) بود، كه بشير ابن عبد المنذر نام داشت، گفته شده است كه او از فرمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) در جنگ تبوك تخلف كرد، وسپس پشيمان شد، وخود را با ريسمانى به ستون مسجد بست، وقسم ياد كرد كه چيزى نخورد ونياشامد، مگر آن كه خداوند توبه او را بپذيرد، ويا بميرد. هفت روز چنين گذشت، تا بيهوش شد، سپس خداوند از او گذشت، و اين آيه شريفه نازل شد. پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) تشريف آوردند، واو را از آن ستون باز كردند وبشارت دادند كه خداوند او را بخشوده است. از اين جهت اين ستون به ستون توبه وستون ابو لبابه معروف شد.

[ 561 ]

المعاصي، وبالغنى عن الفقر، وبالجنة عن النار، وبالابرار عن الفجار، يا من ليس كمثله شيء، وهو السميع البصير وانت على كل شيء قدير ". سپس حاجات خود را بطلب، و از گناهانت استغفار كن، كه ان شاء الله حاجتت بر آورده خواهد شد. 30 - مستحب است اگر چه انسان در مدينه منوره مسافر است، سه روز را براى قضاء حوائج روزه بگيرد، وسزاوار است روزهاى چهار شنبه و پنچشنبه و جمعه را براى اين امر انتخاب كند. 31 - مستحب است شب وروز چهارشنبه نزد ستون ابو لبابه نماز بخواند، وشب وروز پنجشنبه نزد ستونى جنب ستونى كه حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم در كنار آن اقامه نماز مىفرمود، نماز بگزارد، وشب وروز جمعه نزد ستونى كه پهلوى محل اقامه نماز آن حضرت است نماز بخواند، ودعا كند، وحوائج دنيوى واخروى خود را از خداوند متعال بخواهد. و اين دعا را حتما بخواند: " اللهم ما كانت اليك من حاجة شرعت انا في طلبها او التماس او لم اشرع، سالتكها او لم اسالكها، فاني اتوجه اليك بنبيك محمد صلى الله عليه وآله نبي الرحمة، في قضاء

[ 562 ]

حوائجي صغيرها وكبيرها، اللهم اني اسئلك بعزتك وقوتك وقدرتك، وجميع ما احاط به علمك، ان تصلي على محمد وآل محمد، صلى الله عليه وآله، وان تفعل بى كذا وكذا ". زيارت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها 33 - پس از آن كه زيارت حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم به پايان رسيد، زيارت پاره تن پاك او، حضرت فاطمه زهراء عليها السلام از مستحبات مؤكده است، كه فضيلتى كثير وثوابى فراوان دارد، واز بين احاديثى كه در اين باره وارد شده است به ذكر يك حديث اكتفا مىشود. شيخ طوسى (ره) در تهذيب فرموده است: احاديث وارده در فضيلت زيارت آن حضرت بيش از حد شمارش است، واز جمله روايتى است كه با سند معتبر از يزيد بن عبد الملك، از پدرش، از جدش نقل شده است كه گفت: بر حضرت فاطمه زهرا عليها السلام وارد شدم، آن حضرت سبقت در سلام جست، و فرمود: به دنبال چه مىگردى؟ عرض كردم: در جستجوى بر كتم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود: پدرم مرا خبر داد، ومطلب هم همين است، هر كس بر او وبر من سه بار درود بفرستد، بهشت بر او واجب مىشود، عرض كردم: در زمان

[ 563 ]

حيات او وشما؟ حضرت فرمود: آرى، وبعد از فوت ما نيز. وبه درستى كه علما در اين كه قبر شريف آن حضرت كجاست اختلاف كرده‌اند، گروهى آن را در بقيع مىدانند، و بعضى مىگويند كه آن حضرت در روضه شريفه بين قبر و منبر، و برخى مىگويند آن حضرت در خانه خودش كه متصل به حجره رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است، به خاك سپرده شده است، وامروزه با توسعه مسجد شريف نبوى منزل آن حضرت در قسمت آخر ضريح مطهر نسبت به قبله قرار گرفته است، والآن نيز صندوق كوچكى در داخل پنجره‌ها وضريح بزرگ در قسمت شمال شرقى وجود دارد، كه به قبر آن حضرت معروف است، وسزاوار است بنابر اخبارى كه در اين باره وارد شده است، در آن مكان نيز آن حضرت را زيارت كنند. زيارت اول حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها " السلام عليك يا بنت رسول الله، السلام عليك يا بنت خليل الله، السلام عليك يا بنت نبى الله، السلام عليك يا بنت حبيب الله، السلام عليك يا بنت صفى الله، السلام عليك يا بنت امين الله، السلام عليك يا بنت خير خلق الله، السلام

[ 564 ]

عليك يا بنت افضل انبياء الله ورسله، وملائكته، السلام عليك يا بنت خير البرية، السلام عليك يا سيدة نساء العالمين، السلام عليك يا زوجة ولي الله وخير الخلق بعد رسول الله، السلام عليك يا ام الحسن والحسين سيدي شباب اهل الجنة، السلام عليك ايتها الشهيدة الصديقة، السلام عليك ايتها الرضية المرضية، السلام عليك ايتها الفاضلة الزكية، السلام عليك ايتها الحورية الانسية، السلام عليك يا فاطمة بنت رسول الله، السلام عليك وعلى بعلك وبنيك ورحمة الله وبركاته، صلى الله عليك وعلى روحك وبدنك، اشهد انك مضيت على بينة من ربك، وان من سرك فقد سر رسول الله، ومن جفاك فقد جفا رسول الله، ومن قطعك فقد قطع رسول الله، لانك بضعة منه، وروحه التي بين جنبيه، كما قال عليه افضل سلام الله وافضل صلواته، اشهد الله ورسوله اني راض عمن رضيت عنه، ساخط عمن سخطت عليه، متبرئ ممن تبرات منه، موال لمن واليت، معاد لمن عاديت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، وكفى بالله شهيدا وحسيبا وجازيا ومثيبا ".

[ 565 ]

" اللهم صل وسلم على عبدك ورسولك محمد بن عبد الله خاتم النبيين، وخير الخلق اجمعين، وصل على وصيه علي بن ابي طالب امير المؤمنين، وامام المسلمين، وخير الوصيين، وصل على فاطمة بنت محمد سيدة نساء العالمين، وصل على سيدي شباب اهل الجنة، الحسن والحسين، وصل على زين العابدين علي بن الحسين، وصل على محمد بن علي باقر علم النبيين، وصل على الصادق عن الله جعفر بن محمد، وصل على كاظم الغيظ فى الله موسى بن جعفر، وصل على الرضا علي بن موسى، وصل على التقي محمد بن علي، وصل على النقي علي بن محمد، وصل على الزكي الحسن بن علي، وصل على الحجة القائم بن الحسن بن علي، اللهم احي به العدل، وامت به الجور، وزين ببقاءه الارض، واظهر به دينك وسنة نبيك، حتى لا يستخفي بشيء من الحق مخافة احد من الخلق، واجعلنا من اشياعه واتباعه، والمقبولين في زمرة اولياءه، يا ارحم الراحمين، اللهم صل على محمد واهل بيته، الذين اذهبت عنهم الرجس وطهرتهم تطهيرا ".

[ 566 ]

سپس بگو: " وصلى الله عليك، وعلى أبيك محمد رسول الله، وعلى بعلك أمير المؤمنين، وعلى أبنائك الأئمة الطاهرين وسلم تسليما كثيرا ". زيارت ديگر حضرت زهرا عليها السلام سپس طبق روايت حضرت باقر عليه السلام بگو: " يا ممتحنة امتحنك الله الذي خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة وزعمنا انا لك اولياء ومصدقون وصابرون لكل ما اتانا به ابوك. واتانا به وصيه فانا نسئلك ان كنا صدقناك إلا الحقتنا بتصديقنا لهما لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك ". وسپس مىگويى: " السلام عليك يا سيدة نساء العالمين السلام عليك يا والدة الحجج على الناس اجمعين السلام عليك ايتها المظلومة الممنوعة حقها ". وسپس بگو: " اللهم صل على امتك وابنة نبيك وزوجة وصي نبيك

[ 567 ]

صلوة تزلفها فوق زلفى عبادك المكرمين من أهل السموات واهل الارضين ". در روايت است كه هر كس آن حضرت را به اين زيارت بخواند، واز خداوند طلب مغفرت نمايد، خداوند او را مىآمرزد. 34 - پس از زيارت مستحب است دو ركعت نماز بخواند، وثوابش را به آن حضرت هديه كند. دعاى بعد از زيارت 35 - سپس بعد از نماز زيارت اين دعا را مىخوانى: " اللهم انى اتوجه اليك بنبينا محمد صلى الله عليه وآله، وباهل بيته صلواتك عليهم، واسئلك بحقك العظيم الذي لا يعلم كنهه سواك، واسئلك بحق من حقه عندك عظيم، وباسماءك الحسنى التي امرتني ان ادعوك بها، واسئلك باسمك الاعظم الذي امرت به ابراهيم عليه السلام، ان يدعو به الطير فاجابته، وباسمك العظيم الذي قلت للنار كوني بردا وسلاما على ابراهيم، فكانت بردا وسلاما، وبا حب الاسماء اليك واشرفها واعظمها لديك، واسرعها اجابة وانجحها طلبة، وبما انت اهله ومستحقه ومستوجبه واتوسل اليك وارغب اليك، واتضرع والح عليك، واسئلك بكتبك التي

[ 568 ]

انزلتها على انبياءك ورسلك صلواتك عليهم، من التورية والانجيل والزبور والقرآن العظيم، فان فيها اسمك الاعظم، وبما فيها من اسماءك العظمى، ان تصلى على محمد وآل محمد، وان تفرج عن آل محمد وشيعتهم ومحبيهم وعني، وتفتح ابواب السماء لدعائي، وترفعه في عليين، وتأذن لي في هذا اليوم وفي هذه الساعة بفرجي واعطاء املي وسؤلي في الدنيا والآخرة، يا من لا يعلم احد كيف هو وقدرته الا هو، يا من سد الهواء بالسماء، وكبس الارض على الماء، واختار لنفسه احسن الاسماء، يا من سمى نفسه بالاسم الذي تقضى به حاجة من يدعوه، اسئلك بحق ذلك الاسم، فلا شفيع اقوى لي منه، ان تصلي على محمد وآل محمد، وان تقضى لي حوائجي، وتسمع بمحمد وعلي وفاطمة والحسن والحسين، وعلي بن الحسين، ومحمد بن علي، وجعفر بن محمد، وموسى بن جعفر وعلي بن موسى، ومحمد بن علي وعلي بن محمد، والحسن بن علي والحجة المنتظر لاذنك، صلواتك وسلامك ورحمتك وبركاتك عليهم صوتي ليشفعوا لي اليك، وتشفعهم في، ولا تردني خائبا، بحق لا اله الا

[ 569 ]

انت ". سپس حوائج خود را بخوان، كه ان شاء الله بر آورده خواهد شد. بقيه مستحبات مسجد النبى پس از فارغ شدن از زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم وفرزند گرامش حضرت زهرا سلام الله عليها سزاوار است نزد منبر آن حضرت بيايى، منبرى كه آن حضرت بر فراز آن مىنشست، و معارف بلند اسلامى ومواعظ وارشادات ارزشمند خود را براى امت اسلامى مطرح مىفرمود، ودر واقع اين منبر كرسى تدريس دانشگاه بزرگ اسلامى بود، كه صحابه گرانقدرى را پروراند، پس چون نزد منبر آمدى، دو دستگيره انارى شكل آن را در دستانت نهگدار، وصورت وچشمانت را به آن وبه منبر بكش، كه موجب شفاى چشم مىشود، وبا توجه به اين كه منبر مذكور در حال حاضر وجود ندارد، ومنبر فعلى به حسب ظاهر در همان محل گذارده شده، بد نيست كه آنچه را در باره منبر اصلى گفته شده است، به رجاء مطلوبيت در باره منبر فعلى نيز انجام بدهند، ودر آن جا حمد وثناى الهى را به جا آورده، وحوائج خود را از خداوند بخواهد.

[ 570 ]

نماز ودعا در مقام جبرئيل مستحب است در مقام جبرئيل كه براى اذن از پيامبر در آن جا مىايستاد نماز بگزارد، وپس از نماز، اين دعا را بخواند: " يا من خلق السموات، وملاها جنودا من المسبحين له من ملائكته، والممجدين لقدرته وعظمته، وافرغ على ابدانهم حلل الكرامات، وانطق السنتهم بضروب اللغات، والبسهم شعار التقوى، وقلدهم قلائد النهى، وجعلهم اوفر اجناس خلقه معرفة بوحدانيته وقدرته وجلالته وعظمته، واكملهم علما به، واشدهم فرقا، وادومهم له طاعة وخضوعا واستكانة وخشوعا، يا من فضل الامين جبرئيل بخصائصه ودرجاته ومنازله، واختاره لوحيه وسفارته وعهده وامانته، وانزال كتبه واوامره على انبيائه ورسله، وجعله واسطة بين نفسه وبينهم، اسئلك ان تصلي على محمد وآل محمد، وعلى جميع ملائكتك وسكان سمواتك، اعلم خلقك بك، واخوف خلقك لك، واقرب خلقك منك، واعمل خلقك بطاعتك، الذين لا يغشيهم نوم العيون، ولا سهو العقول، ولا فترة

[ 571 ]

الابدان، المكرمين بجوارك، والمؤتمنين على وحيك، المجتنبين الآفات، والموقين السيئات، اللهم واخصص الروح الامين، صلواتك عليه باضعافها منك، وعلى ملائكتك المقربين وطبقات الكروبيين والروحانيين، وزد في مراتبه عندك، وحقوقه التي له على اهل الارض، بما كان ينزل به من شرائع دينك، وما بينته على السنة انبياءك، من محللاتك ومحرماتك، اللهم اكثر صلواتك على جبرئيل، فانه قدوة الانبياء، وهادى الاصفياء وسادس اصحاب الكساء، اللهم اجعل وقوفي في مقامه هذا سببا لنزول رحمتك علي، وتجاوزك عنى، ربنا اننا سمعنا مناديا ينادي للايمان، ان آمنوا بربكم فآمنا، ربنا فاغفر لنا ذنوبنا، وكفر عنا سيئاتنا وتوفنا مع الابرار، ربنا وآتنا ما وعدتنا على رسلك، ولا تخزنا يوم القيمة، انك لا تخلف الميعاد، اي جواد اي كريم، اي قريب اي بعيد، اسئلك ان تصلى على محمد وآل محمد، وان توفقنى لطاعتك، ولا تزيل عنى نعمتك، وان ترزقنى الجنة برحمتك، وتوسع علي من فضلك، وتغنينى عن شرار خلقك، وتلهمنى شكرك وذكرك، ولا تخيب يا رب دعائي، ولا تقطع رجائي،

[ 572 ]

بمحمد وآله ". سپس مىگويى: " واسئلك بانك انت الله ليس كمثلك شيء، ان تعصمني عن المهالك، وان تسلمني من آفات الدنيا والآخرة، ووعثاء السفر وسوء المنقلب، وان تردني سالما الى وطني، بعد حج مقبول وسعي مشكور وعمل متقبل، ولا تجعله آخر العهد من حرمك وحرم رسولك، صلى الله عليه وآله ". وآنگاه بگو: " اي جواد اي كريم، اي قريب اي بعيد، اسئلك ان تصلي على محمد واهل بيته، وان ترد علي نعمتك ". 37 - در صورت امكان اعتكاف در مسجد نبوى مستحب است، ونيز مستحب است كه در ايام اعتكاف جز در موارد ضرورت با كسى سخن نگويد: واگر مىتواند شب چهار شنبه و روزش را نزد ستونى كه پهلوى سر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است، و شب پنجشنبه وروزش را نزد استوانه ابو لبابه، وشب جمعه و روزش نزد ستون اقامه نماز آن حضرت بماند.

[ 573 ]

زيارت ائمة بقيع 38 - از مستحبات مؤكده پس از زيارت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم وحضرت زهرا سلام؟؟ الله عليها زيارت ائمه بقيع عليهم صلوات الله است، كه اين امامان عبارتند از: 1 - حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام 2 - حضرت على بن الحسين امام سجاد عليه السلام 3 - حضرت محمد بن على امام باقر عليه السلام 4 - حضرت امام جعفر صادق عليه السلام سپس فاطمه بنت اسد، وحضرت زهرا سلام الله عليها را - كه بنابر قولى در بقيع مدفون است - زيارت مىكنى. 39 - غسل زيارت و خواندن اين دعا در زمان غسل استحباب دارد: " بسم الله وبالله، اللهم اجعله لي نورا وطهورا وحرزا وشفاء من كل داء وآفة وعاهة، اللهم طهر به قلبي واشرح به صدري ويسر به امري ". 40 - مستحب است كه زائر بهترين لباس نظيف خود را بپوشد، وبه بهترين عطر خود را خوشبو كند، و با آرامش ووقار به زيارت آنان برود، وچون نزديك آن بارگاه شد بايستد،

[ 574 ]

وچنين استيذان كند: " يا موالي يا ابناء رسول الله، عبدكم وابن امتكم، الذليل بين ايديكم، والمضعف في علو قدر كم، والمعترف بحقكم، جاءكم مستجيرا بكم، قاصدا الى حرمكم، متقربا الى مقامكم، متوسلا الى الله تعالى بكم، أأدخل يا موالي، أأدخل يا اولياء الله، أأدخل يا ملائكة الله المحدقين بهذا الحرم، المقيمين بهذا المشهد ". 41 - سپس قدم راستت را پيش گذار، وبا خشوع وخضوع وارد شو، وبگو: " الله اكبر كبيرا، والحمد لله كثيرا، وسبحان الله بكرة واصيلا، والحمد لله الفرد الصمد، الماجد الاحد، المتفضل المنان، المتطول الحنان، الذي من بطوله، وسهل زيارة ساداتي باحسانه، ولم يجعلني عن زيارتهم ممنوعا، بل تطول ومنح ". وپشت به قبله ورو به آن قبور مطهر بخوان: " السلام عليكم ائمة الهدى، السلام عليكم اهل التقوى، السلام عليكم ايها الحجج على اهل الدنيا، السلام عليكم

[ 575 ]

ايها القوام في البرية بالقسط، السلام عليكم اهل الصفوة، السلام عليكم آل رسول الله، السلام عليكم اهل النجوى، اشهد انكم قد بلغتم ونصحتم وصبرتم في ذات الله، وكذبتم واسيىء اليكم فغفرتم، واشهد انكم الائمة الراشدون المهتدون، وان طاعتكم مفروضة، وان قولكم الصدق، وانكم دعوتم فلم تجابوا، وامرتم فلم تطاعوا، وانكم دعائم الدين واركان الارض، لم تزالوا بعين الله، ينسخكم من اصلاب كل مطهر، وينقلكم من ارحام المطهرات، لم تدنسكم الجاهلية الجهلاء، ولم تشرك فيكم فتن الاهواء، طبتم وطاب منبتكم، من بكم علينا ديان الدين، فجعلكم في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه، وجعل صلاتنا عليكم رحمة لنا وكفارة لذنوبنا، اذ اختاركم الله لنا، وطيب خلقنا بما من علينا من ولايتكم، وكنا عنده مسمين بعلمكم، معترفين بتصديقنا اياكم، وهذا مقام من اسرف واخطا واستكان واقر بما جنى، ورجى بمقامه الخلاص، وان يستنقذه بكم مستنقذ الهلكى من الردى، فكونوا لي شفعاء، فقد وفدت اليكم اذ رغب عنكم اهل الدنيا، واتخذوا آيات الله هزوا، واستكبروا عنها، يا من هو

[ 576 ]

قائم لا يسهو، ودائم لا يلهو، ومحيط بكل شيء، لك المن بما وفقتني، وعرفتني بما اقمتني عليه، اذ صد عنه عبادك وجهلوا معرفته، واستخفوا بحقه، ومالوا الى سواه، فكانت المنة منك علي مع اقوام خصصتهم بما خصصتني به، فلك الحمد اذ كنت عندك في مقامي هذا مذكورا مكتوبا، فلا تحرمني ما رجوت، ولا تخيبني فيما دعوت، بحرمة محمد وآله الطاهرين، وصلى الله على محمد وآل محمد ". 42 - زيارت ديگر ائمه بقيع عليهم السلام " السلام عليكم يا خزان علم الله وحفظة سره وتراجمة وحيه أتيتكم يا بني رسول الله عارفا بحكمكم مستبصرا بشأنكم معاد يا لأعدائكم مواليا لأوليائكم، بأبي انتم وامي صلى الله على ارواحكم وابدانكم. اللهم إني أتولى آخرهم كما توليت أولهم، وأبرأ من كل وليجة دونهم، آمنت بالله وكفرت بالجبت والطاغوت واللات والعزى وكل ند يدعى من دون الله ". 43 - سپس هشت ركعت نماز (چهار دو ركعتى) براى زيارت ائمه بقيع عليهم صلوات الله مىخوانى، وثواب هر دو ركعت آن را به يكى از امامان هديه مىكنى، ودعاى پس از نماز زيارت

[ 577 ]

رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را پس از هر دو ركعت مىخوانى. زيارت فاطمه بنت اسد 44 - زيارت فاطمه بنت اسد والده حضرت امير المؤمنين على عليه السلام نيز كه در كنار ائمه بقيع مدفون است مستحب است، پس براى زيارت آن حضرت بگو: " السلام على نبى الله، السلام على رسول الله، السلام على محمد سيد المرسلين، السلام على محمد سيد الاولين، السلام على محمد سيد الآخرين، السلام على من بعثه الله رحمة للعالمين، السلام عليك ايها النبى ورحمة الله وبركاته، السلام على فاطمة بنت اسد الهاشمية، السلام عليك ايتها الصديقة المرضية، السلام عليك ايتها التقية النقية، السلام عليك ايتها الكريمة الرضية، السلام عليك يا كافلة محمد خاتم النبيين، السلام عليك يا والدة سيد الوصيين، السلام عليك يا من ظهرت شفقتها على رسول الله خاتم النبيين، السلام عليك يا من تربيتها لولى الله الامين، السلام عليك وعلى روحك وبدنك الطاهر، السلام عليك وعلى ولدك،

[ 578 ]

ورحمة الله وبركاته، اشهد انك أحسنت الكفالة، واديت الامانة، واجتهدت في مرضات الله، وبالغت في حفظ رسول الله، عارفة بحقه، مؤمنة بصدقه، معترفة بنبوته مستبصرة بنعمته، كافلة بتربيته، مشفقة على نفسه، واقفة على خدمته، مختارة رضاه، مؤثرة هواه، واشهد انك مضيت على الايمان والتمسك باشرف الاديان، راضية مرضية، طاهرة زكية، تقية نقية، فرضى الله عنك وارضاك، وجعل الجنة منزلك ومأويك، اللهم صل على محمد وآل محمد، وانفعني بزيارتها، وثبتني على محبتها، ولا تحرمني شفاعتها وشفاعة الائمة من ذريتها، وارزقني مرافقتها، واحشرني معها ومع اولادها الطاهرين، اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارتى اياها، وارزقني العود اليها ابدا ما ابقيتني، واذا توفيتني فاحشرني في زمرتها، وادخلني في شفاعتها، برحمتك يا ارحم الراحمين، اللهم بحقها عندك ومنزلتها لديك، اغفر لي ولوالدي ولجميع المؤمنين والمؤمنات، وآتنا في الدنيا حسنة وفى الآخرة حسنة، وقنا برحمتك عذاب النار ". سپس دو ركعت نماز زيارت بخوان، وهر چه دوست دارى بخواه.

[ 579 ]

زيارت ابراهيم، فرزند پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " السلام على رسول الله، السلام على نبي الله، السلام على حبيب الله، السلام على صفي الله، السلام على نجي الله، السلام على محمد بن عبد الله، سيد الانبياء وخاتم المرسلين، وخيرة الله من خلقه في ارضه وسماءه، السلام على جميع انبياءه ورسله، السلام على الشهداء والسعداء والصالحين، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، السلام عليك ايتها الروح الزاكية، السلام عليك ايتها النفس الشريفة، السلام عليك ايتها السلالة الطاهرة، السلام عليك ايتها النسمة الزاكية، السلام عليك يا بن خير الورى، السلام عليك يا بن النبي المجتبى، السلام عليك يا بن المبعوث الى كافة الورى، السلام عليك يا بن البشير النذير، السلام عليك يا بن السراج المنير، السلام عليك يا بن المؤيد بالقرآن، السلام عليك يا بن المرسل الى الإنس والجان، السلام عليك يا بن صاحب الراية والعلامة، السلام عليك يا بن الشفيع يوم القيمة، السلام عليك يا بن من حباه الله بالكرامة، السلام عليك ورحمة

[ 580 ]

الله وبركاته، اشهد انك قد اختار الله لك دار انعامه قبل ان يكتب عليك احكامه، او يكلفك حلاله وحرامه، فنقلك اليه طيبا زاكيا مرضيا طاهرا من كل نجس، مقدسا من كل دنس، وبوأك جنة المأوى، ورفعك الى الدرجات العلى، وصلى الله عليك صلاة تقر بها عين رسوله، وتبلغه اكبر مأموله، اللهم اجعل افضل صلواتك وازكيها، وانمى بركاتك واوفيها، على رسولك ونبيك وخيرتك من خلقك، محمد خاتم النبيين، وعلى من نسل من اولاده الطيبين، وعلى من خلف من عترته الطاهرين، برحمتك يا ارحم الراحمين، اللهم اني اسئلك بحق محمد صفيك، وابراهيم نجل نبيك ان تجعل سعيي بهم مشكورا، وذنبي بهم مغفورا، وحياتي بهم سعيدة، وعاقبتي بهم حميدة، وحوائجي بهم مقضية، وافعالي بهم مرضية، واموري بهم مسعودة، وشئوني بهم محمودة، اللهم واحسن لي التوفيق، ونفس عني كل هم وضيق، اللهم جنبنى عقابك، وامنحني ثوابك، واسكني جنانك، وارزقني رضوانك وامانك، واشرك لي في صالح دعائي والدي وولدي وجميع المؤمنين والمؤمنات، الأحياء منهم والاموات، انك ولي

[ 581 ]

الباقيات الصالحات، آمين رب العالمين ". سپس حوائج خود را طلب كن، ودو ركعت نماز زيارت بخوان مساجد ومشاهد مشرفه اطراف مدينه منوره 46 - بازديد از مساجد ومشاهد مشرفه اطراف مدينه منوره مستحب است، وسزاوار است اين بازديد از مسجد قبا آغاز شود. مسجد قبا مسجد قبا مسجدى است كه از ابتدا بر پايه تقوى بنيان گذارى شده است. زمانى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به مدينه منوره هجرت كرد، قبل از ورود به مدينه در قريه قبا نزول اجلال فرمود، وحدود بيست وچند شب در آن مكان به انتظار پسر عمش حضرت على ابن ابى طالب عليه السلام ماندند، وقبل از آن كه مسجد نبوى را احداث فرمايند، اين مسجد را بنا كردند، ودر شأن اين مسجد اين آيه شريفه نازل شده است: " لمسجد اسس على التقوى من اول يوم احق ان تقوم فيه، فيه رجال يحبون ان يتطهروا والله يحب المتطهرين ". دعا ونماز در اين مسجد مستحب است، واز پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم روايت شده است، كه فرمود: هر كسى در خانه خود

[ 582 ]

تطهير كند، وبه مسجد قبا بيايد، ودو ركعت نماز گزارد، برابر يك عمره او را پاداش دهند. اين مسجد اكنون در كنار شهر مدينه واقع شده است، وپشت آن خانه‌اى است كه منسوب به حضرت على ابن ابى طالب عليه السلام است، ودر مقابل آن قبلا چاهى بود كه آبى زلال داشت، وگفته مىشود در اين چاه انگشترى و يا آب دهان رسول خدا افتاده، وبدين وسيله آب چاه گوارا وزلال گرديده است، واز اين رو آن چاه را " بئر الخاتم " و " بئر التفلة " ناميده‌اند. مسجد فضيخ سپس به مسجد فضيخ مىآيى، ودر آن نماز مىخوانى، ودعا مىكنى. مشربه أم ابراهيم سپس به مشربه ام ابراهيم همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم كه ماريه قبطيه نام داشت برو، ودر آنجا كه منزل ومحل نماز پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم است، نماز بخوان.

[ 583 ]

مساجد أحد سپس به جانب احد برو، ودر اولين مسجد كه معروف به " مسجد الحره " است نماز بگزار، وخداوند متعال را براى حاجاتت بخوان. زيارت حضرت حمزه عموى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم سپس به زيارت قبر عموى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم حضرت حمزة ابن ابى طالب در احد برو، ونزد قبرش بايست، وبگو: " السلام عليك يا عم رسول الله، صلى الله عليه وآله، السلام عليك يا خير الشهداء، السلام عليك يا اسد الله واسد رسوله، اشهد انك قد جاهدت فى الله عز وجل، وجدت بنفسك، ونصحت رسول الله، وكنت فيما عند الله سبحانه راغبا، بابي انت وامي، اتيتك متقربا الى الله عزوجل بزيارتك، ومتقربا الى رسول الله صلى الله عليه وآله بذلك، راغبا اليك في الشفاعة، ابتغي بزيارتك خلاص نفسي متعوذا بك من نار استحقها مثلي بما جنيت على نفسي، هاربا من ذنوبى التى احتطبتها على ظهري، فزعا اليك رجاء رحمة ربي، اتيتك من شقة بعيدة، طالبا فكاك رقبتي من النار، وقد

[ 584 ]

اوقرت ظهري ذنوبي، واتيت ما اسخط ربي، ولم اجد احدا افزع اليه خيرا لي منكم اهل بيت الرحمة، فكن لي شفيعا يوم فقري وحاجتي، فقد سرت اليك محزونا، واتيتك مكروبا، وسكبت عبرتي عندك باكيا، وصرت اليك مفردا، وانت ممن امرني الله بصلته، وحثني على بره، ودلني على فضله، وهداني لحبه، ورغبني في الوفادة اليه، والهمني طلب الحوائج عنده، انتم اهل بيت لا يشقى من توليكم، ولا يخيب من اتيكم، ولا يخسر من يهويكم، ولا يسعد من عاديكم ". وچون از زيارت فارغ شدى، دو ركعت نماز بگزار، واين دعا را بخوان: " اللهم صل على محمد وآله محمد، اللهم اني تعرضت لرحمتك بلزوقي لقبر عم نبيك صلى الله عليه وآله، ليجيرني من نقمتك وسخطك ومقتك في يوم تكثر فيه الاصوات، وتشغل كل نفس بما قدمت، وتجادل عن نفسها، فان ترحمنى اليوم فلا خوف علي ولا حزن، وان تعاقب فمولى له القدرة على عبده، ولا تخيبني بعد اليوم، ولا تصرفني بغير حاجتي، فقد لصقت بقبر عم نبيك، وتقربت به اليك ابتغاء

[ 585 ]

مرضاتك ورجاء رحمتك، فتقبل مني، وعد بحلمك على جهلي، وبرأفتك على جناية نفسي، فقد عظم جرمي، وما اخاف ان تظلمني، ولكن اخاف سوء الحساب، فانظر اليوم تقلبي على قبر عم نبيك، فبهما فكني من النار، ولا تخيب سعيي، ولا يهونن عليك ابتهالي، ولا تحجبن عنك صوتي، ولا تقلبني بغير حوائجي، يا غياث كل مكروب ومحزون، ويا مفرجا عن الملهوف الحيران الغريق المشرف على الهلكة، فصل على محمد وآل محمد، وانظر الي نظرة لا اشقى بعدها ابدا، وارحم تضرعي وعبرتي وانفرادي، فقد رجوت رضاك، وتحريت الخير الذي لا يعطيه احد سواك، فلا ترد املي، اللهم ان تعاقب فمولى له القدرة على عبده وجزاءه بسوء فعله، فلا اخيبن اليوم، ولا تصرفني بغير حاجتي، ولا تخيبن شخوصي ووفادتي، فقد انفدت نفقتي، واتعبت بدني، وقطعت المفازات، وخلفت الاهل والمال وما خولتني، وآثرت ما عندك على نفسي، ولذت بقبر عم نبيك صلى الله عليه وآله، وتقربت به ابتغاء مرضاتك، فعد بحلمك على جهلي، وبرافتك على ذنبي، فقد عظم جرمي، برحمتك يا كريم يا كريم ".

[ 586 ]

سپس به طرف قبور شهداى احد رحمهم الله برو، ودر كنار قبورشان بايست وبگو: " السلام عليكم يا أهل الديار، أنتم لنا فرط وإنا بكم لاحقون. السلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار ". سپس به مسجدى كه در زمين وسيع كنار كوه كه در طرف راستت در وقت آمدن به احد قرار دارد برو، زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم در روز احد از اين محل براى قتال با مشركين خارج شدند و خداوند متعال ايشان را يارى نمود. مسجد احزاب سپس به مسجد احزاب برو، ودر آن مكان نماز گزار، ودعا بخوان، زيرا در اين مكان خداوند دعاى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را در حمله احزاب در جنگ خندق زمانى كه مسلمين به ستوه آمدند مستجاب كرد. زمانى كه آن حضرت پرورد گارش را چنين ندا مىكرد: " يا صريخ المكروبين ويا مجيب دعوة المضطرين ويا مغيث الملهوفين اكشف همي وكربي وغمي فقد ترى حالي وحال اصحابي ".

[ 587 ]

واين همان " مسجد فتح " است، كه دعاى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در آن براى نصرت امير المؤمنين عليه السلام بر عمر بن عبدود مستجاب شد، و با كشتن او كفار به هزيمت رفتند، واين مسجد نيز همان " مسجد رد شمس " است، كه براى حضرت على عليه السلام خورشيد بازگشت، تا آن حضرت نماز عصرش را كه به خاطر خوابيدن رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بر زانويش به تأخير افتاده بود، در وقتش بخواند. مسجد ذو قبلتين سپس به مسجد ذو قبلتين ومسجد امير المؤمنين عليه السلام ومسجد سلمان مىروى، ونماز مىگزارى، وبه دعا وتضرع در پيشگاه خداوند متعال مىپردازى. زيارت انصار رسول الله " السلام على رسول الله، السلام على نبي الله، السلام على محمد بن عبد الله، السلام على اهل بيته الطاهرين، السلام عليكم ايها الشهداء المؤمنون، السلام عليكم يا اهل بيت الايمان والتوحيد، السلام عليكم يا انصار دين الله وانصار

[ 588 ]

رسوله عليه وآله السلام، سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار، اشهد ان الله اختاركم لدينه، واصطفاكم لرسوله، واشهد انكم قد جاهدتم فى الله حق جهاده، وذببتم عن دين الله وعن نبيه، وجدتم بانفسكم دونه، واشهد انكم قتلتم على منهاج رسول الله، فجزاكم الله عن نبيه وعن الاسلام واهله افضل الجزاء، وعرفنا وجوهكم في محل رضوانه، وموضع اكرامه مع النبيين والصديقين والشهداء والصالحين، وحسن اولئك رفيقا، اشهد انكم حزب الله، وان من حاربكم فقد حارب الله، وانكم لمن المقربين الفائزين، الذين هم احياء عند ربهم يرزقون، فعلى من قتلكم لعنة الله والملائكة والناس اجمعين، اتيتكم يا اهل التوحيد زائرا وبحقكم عارفا، وبزيارتكم الى الله متقربا، وبما سبق من شريف الاعمال، ومرضي الافعال عالما، فعليكم سلام الله ورحمته وبركاته، وعلى من قتلكم لعنة الله وغضبه وسخطه، اللهم انفعني بزيارتهم، وثبتني على قصدهم، وتوفني على ما توفيتهم عليه، واجمع بينى وبينهم في مستقر دار رحمتك، اشهد انكم لنا فرط، ونحن بكم لاحقون ".

[ 589 ]

47 - وداع پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم و چون قصد وداع با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را كردى، غسل كن، و لباس طاهر بپوش، وبه زيارت آن حضرت مشرف شو، وزيارتى را كه گذشت بخوان، وبا اين عبارات با آن حضرت وداع كن: " السلام عليك يا رسول الله، استودعك الله واسترعيك واقرء عليك السلام، آمنت بالله وبما جئت به ودللت عليه، اللهم لا تجعله آخر العهد منى لزيارة قبر نبيك، فان توفيتني قبل ذلك فاني اشهد في مماتي على ما شهدت عليه في حياتي، ان لا اله الا انت، وان محمدا عبدك ورسولك، صلى الله عليه وآله ". وبگو: " صلى الله عليك، السلام عليك، لا جعله الله آخر تسليمى عليك ". سپس بگو: " السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك ايها البشير النذير، السلام عليك أيها السراج المنير، السلام عليك ايها السفير بين الله وبين خلقه، اشهد يا رسول الله انك كنت نورا

[ 590 ]

فى الاصلاب الشامخة والارحام المطهرة، لم تنجسك الجاهلية بأنجاسها، ولم تلبسك من مدلهمات ثيابها، واشهد يا رسول الله اني مؤمن بك وبالائمة من اهل بيتك، اعلام الهدى، والعروة الوثقى، والحجة على اهل الدنيا، اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارة نبيك عليه السلام، وان توفيتني فاني اشهد في مماتي على مااشهد عليه في حياتي، انك انت الله لا اله الا انت، وحدك لا شريك لك، وان محمدا عبدك ورسولك، وان الائمة من اهل بيته، اولياؤك وانصارك وحججك على خلقك، وخلفاؤك في عبادك واعلامك في بلادك، وخزان علمك، وحفظة سرك، وتراجمة وحيك، اللهم صل على محمد وآل محمد، وبلغ روح نبيك محمد وآله، في ساعتي هذه وفي كل ساعة تحية مني وسلاما، اللهم صل على محمد وآل محمد، وبلغ روح نبيك محمد وآله، في ساعتي هذه وفي كل ساعة تحية مني وسلاما، السلام عليك يا رسول الله ورحمة الله وبركاته ". وداع ديگر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم " اللهم لا تجعله آخر العهد من زيارة قبر نبيك، فان توفيتني قبل ذلك، فإني اشهد في مماتي على ما اشهد عليه في حياتي، أن لا اله الا انت، وان محمدا عبدك ورسولك

[ 591 ]

وانك قد اخترته من خلقك، ثم اخترت من اهل بيته الائمة الطاهرين، الذين اذهبت عنهم الرجس وطهرتهم تطهيرا، فاحشرنا معهم، وفي زمرتهم، وتحت لواءهم، ولا تفرق بيننا وبينهم في الدنيا والآخرة، يا ارحم الراحمين، السلام عليك، لا جعله الله آخر تسليمى عليك ". 48 - وداع با ائمه بقيع عليهم السلام وپس از وداع با قبر رسول خدا صلى الله عليه وعليه وآله وسلم قبور ائمه بقيع عليهم السلام زيارت كن، وبا آنان وداع نماى وبگو. " السلام عليكم ائمة الهدى ورحمة الله وبركاته، استودعكم الله واقرء عليكم السلام، آمنا بالله وبالرسول وبما جئتم به ودللتم عليه، اللهم فاكتبنا مع الشاهدين ". وسپس مىگويى: " ولا تجعله آخر العهد من زيارتهم برحمتك يا أرحم الراحمين السلام عليكم ورحمة الله وبركاته ".

مكتبة يعسوب الدين عليه السلام الالكترونية